www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12183
زمان انتشار: 20 ژانویه 2021
| |
چه چیزهایی دل را قدرتمند می‌کند

قلب، جلسه 71، 1391/08/20

چه چیزهایی دل را قدرتمند می‌کند

انسان ذاتاً از عجز و ضعف متنفر بوده و به شدت دنبال کمالی به اسم «قدرت» می‌باشد. زیرا انسان، عاشق کمال مطلق است و دوست دارد مَثَل خدا باشد و هر کاری که دوست دارد، بتواند انجام بدهد. انسان هم برای این خلق شده که اگر کاری خواست بکند، بتواند انجام دهد و چیزی سر راه اراده‌اش نباشد. با این مقدمه بحث «قدرت قلب» را پی می‌گیریم.

مؤمن وقتی وارد بهشت می‌شود، در آنجا مَثَل الله می‌شود. نامه‌ای[1] که از طرف خدا برای مؤمن در بهشت می‌آید، گواه این مطلب است. فرشته الهی که حامل نامه خداوند است، برای رساندن نامه برای شخص مؤمن، اجازه می‌گیرد و صبر می‌کند تا به او اجازه ورود داده شود و او وارد کاخ مؤمن شود. مؤمن به حدی قدرتمند است که حتی مأمورهای خدا هم برای آمدن به نزد او باید اجازه بگیرند. چون خداوند ذات انسان را این گونه خلق کرده است. ذات انسان فقط متناسب با مَثَل الله شدن ساخته شده است. همانطور که قبلاً گفتیم، خداوند در تجلی نخست خود حقیقت انسان را خلق می‌کند که همان حقیقت محمدیه (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و سایر موجودات بعد از این حقیقت و از این نور خلق می‌شوند. معنای سجده به آدم توسط فرشتگان، به خاطر حضور همین نور نبوی در آدم است. انسان مظهر همه اسماء الحسنای خداوند است. قرآن فرمود:«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها[2]= و [خدا] همه [معانى] نام ها را به آدم آموخت‏» و فرشته ­ها مظهر اسماء خاصی هستند. بنابراین سجده­ ی فرشته همیشه به اسم جامع است و اسم جامع خداوند، همان حقیقت انسان یا حقیقت نبوی است. همه چیز برای انسان و انسان برای خدا رتبه­ انسان بعد از خداست. پس، پایینتر از انسان نمی‌تواند برای او کمال باشد. هر آنچه که در زمین و آسمان و پایین تر از انسان هست، برای انسان آفریده شده و قرآن می‌فرماید:«هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً[3]=‌ اوست آن كسى كه آنچه در زمین است همه را براى شما آفرید». «سَخَّرَ لَكُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ[4]= خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمین است مسخر شما ساخته». از این رو، انسان اساسا یک هدف یک غایت و یک معشوق و اله دارد و آن هم از خودش بالاتر است. برای همین هم گزاره «لا اله الا الله = هیچ معبودی جز الله نیست» را ما داریم. انسان واقعا هیچ مقصد و معشوق و محبوبی جز کمال مطلق ندارد. انسان می‌خواهد مثل خدا به جایی برسد که هیچ مجهولی نداشته باشد و اگر سبک زندگی دنیایی­ انسان بر اساس این گزاره تنظیم نشده باشد، در برزخ یا در قیامت هرجا برود، عقب است و حسرت دارد. مؤمن خود را عبد دانسته و مالک چیزی نمی‌داند و سبک زندگی­‌اش مال خودش نیست و برای زندگی خود تدبیری نمی‌کند. گفتیم اولین شرط برای اینکه انسان سبک زندگی ­اش را درست کند، این است که خودش برای خود تدبیر نکند. چون عمر دنیا در مقابل برزخ یک لحظه، بیش نیست. انسان به خاطر یک لحظه نباید چنین مجموعه حیات را از دست بدهد. این جهالت، ضعف و عجز است که انسان نتواند منطبق با قوانین برزخ به آخرت متولد شود. کسب قدرتِ بی‌نهایت با زندگی سالم در دنیای سالم امکان پذیر است اگر کسی واقعا لذت بی‌نهایت می‌خواهد، قدرت بی‌نهایت، علم بی‌نهایت، سرعت بی‌نهایت، کمالات بی‌نهایت می‌خواهد، باید سبک زندگی ­اش را طوری بسازد که در رحم مناسب خودش قرار بگیرد. مثلاً برای تولد بچه‌ای سالم، سالم بودن رحمی که این بچه در آن پرورش می‌یابد، مهم است. اگر مادر مریض باشد، به طور ژنتیکی بیماری را به بچه منتقل می‌کند. به همین دلیل، ما در مورد ائمه (علیهم‌السلام) می‌گوییم: «و الأرحام المُطَهَرَۀ» اینها ارحامی داشتند که هیچ نوع پلیدی، هیچ نوع ضعفی، نقصی، عیبی، گناهی، معصیتی در آنها نبوده است. ما از زندگی در رحم دنیا ناگزیریم و باید، پاک و به دور از هر عیب و نقصی زندگی کنیم تا در آخرت سالم متولد شویم. درباره انواع رحم‌ها گفتیم، 3 رحم «زمان، مکان و استاد» داریم که باید برای تولد سالم به برزخ، رحم های خوب زمانی و مکانی و استاد را انتخاب کنیم. خودِ سبک زندگی برای ما یک رحم است. سبک زندگی جامعه است. جامعه هم یک موجود زنده است مثل بدن انسان. اینطور نیست که بگوییم، جامعه یک امر اعتباری است که تشکیل شده از افراد و هیچ تأثیری روی آدم ندارد. جامعه هم می‌تواند در آخرت سازی انسان مؤثر باشد. محیط هم آخرت انسان را می‌سازد. یکی در محیطی بهشتی می‌شود. دیگری در محیطی دیگر جهنمی می‌شود. محیط‌ها مثل بدن مریض و قوی سالم و ضعیف دارند. مثل بدن طبیعتی و فطرتی هستند. محیط ثروتمند، محیط فقیر، محیط متوسط داریم. مادری که قدرت دارد، یعنی از 5 ژن (سلامت، زیبایی، هوش، اخلاق و دین) خوبی برخوردار است و برای بچه‌اش یک رحم ثروتمند و قدرتمند می‌سازد. آن بچه ­ای که در این رحم رشد می‌کند، از همه ثروت ها به اندازه کافی برخوردار می‌شود. این بچه با بچه ­ای که از یک رحم ضعیف به دنیا آمده، یکی نیست. سرعت‌های‌شان با همدیگر فرق دارد. قدرت‌های‌شان با همدیگر فرق دارد. ما هم در دنیا باید رحم‌های قدرتمند و ثروتمند انتخاب کنیم. بهترین رحم‌های زمانی، مکانی، استاد، اولیاء خدا، رهبران و الگوها را انتخاب کنیم، تا بتوانیم در رحم دنیا متناسب با آرزوهایمان تربیت شویم و آرزوی انسان رسیدن به جایگاهی است که الله دارد و به کمتر از آن هم راضی نیست. کمالاتِ انسان از مربی او معلوم می‌شود قیمت انسان و کمالات انسان به مربی­ اش است. کسی که استاد خط است، خطاط تربیت می‌کند. کسی که استاد ورزش رزمی است، رزمی­ کار تربیت می‌کند. کسی که می‌خواهد انسان شود، یعنی مظهر خدا شود و همه علوم و قدرت‌ها را داشته باشد، مربی­ اش باید مربی خاص باشد. زیر نظر هر مربی نمی‌تواند آن چیزی که می‌خواهد بشود. دقیقا الان وضعیت ما این است. همه آرزو داریم که مَثَل الله بشویم، چون اله همه ما، الله است. ولی دانشگاه‌ها و مربی‌هایی که انتخاب کرده‌ایم، هیچ کدام با هدف ما سازگاری ندارند. مثل کسی که می‌خواهد ورزش رزمی کار کند، ولی نزد یک خطاط می‌رود. خطاط نمی‌تواند او را رزمی کار کند. امروزه نوع الگوهای زندگی‌ ما غالبا کسانی هستند که هیچ تخصصی ندارند. سبک زندگی، لباس پوشیدن‌، غذا خوردن، مهمانی رفتن، مسافرت رفتن، مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی‌، اعتقادی‌ ما برگرفته از الگوهایی است که هیچ گونه تخصصی درباره هدف خلقت و زندگی ابدی ما ندارند. در نامه‌ای[5] که گفتیم در بهشت از طرف خداوند به انسان می‌رسد، انسان طوری مورد خطاب قرار می‌گیرد که انگار درست با خدا برابر است. در آن نامه آمده است: «از زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد، به زنده پایداری که هرگز نمی‌میرد». این نامه خیلی جای تأمل دارد. انسان مَثَل الله می‌شود. فقط فرقِ او با الله این است که ذاتِ الله از خود او است و او قائم به ذات است. اما انسان قائم به الله است و از خودش ذاتی ندارد. طراحی سبک زندگی براساس نظام ابدی اگر کسی آخرِ خودش را نبیند، وقت تلف می‌کند. استعدادهای بینهایت و جاودانه او تلف می‌شود. ممکن است بگویند او بر اساس مبانی انسان‌های دنیا یک آدم است که خوب زندگی و پیشرفت کرده، ولی بر اساس قیمت خودش خوب زندگی نکرده است. براساس بخش‌های پایینی وجود یعنی «حس، خیال، وهم و عقل» زندگی کرده نه براساس جاودانگی و فوق عقل. چون مؤمن از اول، در دنیا سبک زندگی ­اش را بر اساس جاودانگی قرار می دهد نه بر اساس رحم دنیا. کسی که سبک زندگی را بر اساس نظام ابدی طراحی می‌کند، هم در دنیا خیلی شاد است و آرامش دارد و هم در حیات ابدی و آخرتی. اگر کسی بخواهد بفهمد که مربی ­اش خداست یا شیطان؟ مربی ­اش خداست یا کمالات حسی، وهمی و خیالی، باید ببیند که روزبه ­روز به قدرتش، آرامشش، شادی­، لذت و نورانیتش اضافه می‌شود یا نه. انسان باید خودش را تحت تربیت الله قرار بدهد. قبل از اسم «الله»، «هُو» است، یعنی در مقام غیبی «هو» است. «هو» ذات غیبی است. وقتی ظهور می‌کند، می‌شود «الله». الله یعنی موجودی که همه اسماء کمال را با هم دارد. یعنی قدرت مطلق، حیات مطلق، علم مطلق، همه 1000 اسمی را که در جوشن کبیر می‌خوانیم در اسم «الله» جمع شده است. انسان هم همه این اسما را دارد، ولی ذات ندارد. اما خداوند قائم به ذات است. انسان وقتی سیر نزولی از جبروت و ملکوت و سپس به سمت ناسوت را طی می‌کند و در رحم‌های مختلف قرار می‌گیرد، باز هم این قوه را دارد؛ ولی به مرور تا برسد به ناسوت و عالم دنیا کمتر می‌شود. انسان اینجا همه قوه از این کل را دارد. مثل این که یک انسان می‌تواند شاعر بشود، مهندس بشود، دکتر بشود، ورزشکار بشود. یا اینکه یک انسان می‌تواند، کمال بگیرد، مهربان بشود، کریم و جواد بشود. اخلاق‌ خوب داشته باشد، همه اینها اسم است و می‌تواند اینها را کسب کرده و تربیت بشود. پس نتیجه این می‌شود که بهترین رحم یا بهترین دنیا برای انسان، دنیایی است که بتواند او را تا موقعی که زنده است به اصل خودش یعنی الله، شبیه­ تر کند. بنابراین، وقتی سیر صعودی را بالا می‌رود و نامه را از طرف خداوند متعال دریافت می‌کند، می‌بیند که شبیه خدا شده است. یعنی، همین که اراده کاری یا اراده خلقِ چیزی را کند، همان انجام می‌گیرد. تنها یک شأن در انسان هست که شبیه الله می‌شود کدام شأن در انسان می‌تواند شبیه الله شود؟ عقل نمی‌تواند شبیه الله شود، چون عقل قابلیت شبیه شدن به فرشته ­ها را دارد. یعنی کمالات فرشته­ ای را می‌گیرد. پایین تر از عقل هم وهم و خیال و حس است که شبیه حیوانات است. فقط یک بخش از انسان می‌تواند شبیه الله شود و آن هم فوق عقل است که می‌گویند قلب یا دل انسان است و قیمت هر آدمی در دنیا به دلش است. ببینید بعد از 20- 30 سال دلت چطور دلی است. این نشان می‌دهد که تو چقدر نسبت به جاودانگی دارایی کسب کرده‌ای؟ سواد، خانه، شوهر، زن، فرزند، نوه، ثروت و ... دارایی نیستند. کمال انسانی داراییِ واقعی است.  پس وقتی داریم راجع به قوت قلب صحبت می‌کنیم، منظور ما قلبی است که در شبیه شدنِ به خدا قوی باشد. اسم‌هایی که در جوشن کبیر می‌خوانید، اسم‌های خودتان است. ببینید چند اسم از این اسماء را دارید. در تعریف اسم هم گفتیم که اسم یعنی کمال و جمع بین ذات و صفت را اسم می‌گویند. اسم یعنی دارایی. مثلاً کسی که خیاط است، خیاطی را می‌داند یا با خودش دارد؟ خیاطی را با خودش دارد. اگر یکی خطاط است یعنی خطاطی را در روح خود دارد. یعنی با هر قلمی که بنویسد، زیبا می‌نویسد. قیمت هر آدمی به تعداد اسمی است که از خدا در وجود خود دارد. هر چه اسم بیشتری داشته باشد، قربش به الله بیشتر و قلبش قویتر است. قلبی قوی‌تر است که دارایی بیشتری دارد وقتی داریم راجع به قوت قلب و توان قلب صحبت می‌کنیم، منظور ما از قوت قلب دارایی‌های قلب است. هر چقدر دارایی‌های قلب بیشر باشد، قوتش هم بیشتر است. قدرت قلب یعنی کسی که در موقعیت عصبانی شدن قرار می‌گیرد، ولی عصبانی نمی‌شود. یا اگر کسی به او بدی کرد، عفو و غفران از خود نشان می‌دهد. قلب کسی قوی است که خاطرات بدِ گذشته او را اذیت نکند. قلب قوی یعنی قلبی که در مقابل چهار حمله شیطان (حمله از جلو، عقب، راست و چپ) مقاومت کرده و آن را خنثی می‌کند. قلبی که قوی است درگیر حسادت نمی‌شود. چقدر خوب است آدم درست، پاک و خوب زندگی کند. چقدر خوب است آدم ثروتمند زندگی کند و ثروتمند هم از دنیا برود. الان هر کدام از ما در سرازیری هستیم و اکثر ما داریم به سرازیری نزدیک می‌شویم. یک عالم که 50 -60 سال زندگی کرده، می‌گوییم چقدر خوب و پاک زندگی کرد. علی (علیه‌السلام) فرمود:«صبروا ایاماً قلیله[6]= یک مدت کوتاهی صبر کردند». یک مدت زمانی که زمان کمی هم هست، خود را با چیزهای پست آلوده نکردند. قدرت داشتند، خیالات برشان نداشت. توهمات گرفتارشان نکرد. کمالات انسانی را گرفتند. یک مدت تحمل کردند و بعد هم یک جاودانه از آن بهره­ برداری می‌کنند. آدم به حال اینها غبطه می‌خورد. ای کاش ما هم می‌توانستیم، مثل اینها زندگی کنیم. قدرت و قوت قلب یعنی اینکه هیچ کس و هیچ چیز نتواند آن قلب را غصه‌دارکند. عامل مشترک در قدرت و نورانیت و اصلاح قلب، یاد خداست در نورانیت قلب چندتا صفت خواندیم، مثل نورانیت قلب، اصلاح قلب، آبادانی قلب، نرمی قلب، جلای قلب، حیات قلب. در همه‌ی این صفت‌ها یک عامل مشترک وجود داشت و آن ارتباط با مرکز قدرت، یعنی الله بود. این ارتباط با مرکز قدرت، قلب را قوی می‌کند. مثل یک بچه که وقتی با پدر و مادرش بیرون می‌رود، خیلی آرامش دارد و قوی است و این طرف و آن طرف بازی می‌کند. اگر این بچه را تنها جایی بفرستید، گریه می‌کند و می‌ترسد. چون مرکز قدرتِ او که پدر و مادرش هستند کنارش نیستند. خانمی شوهرش مُرده بود و می‌دید که پسرش ضعیف است. اعتماد به نفس ندارد. بیرون هم که می‌رود بچه ­ها او را کتک می‌زنند. فکر کرد که چه کار کند تا این بچه قوی شود. پیش یک نقاش رفت و یک تابلو از یک پهلوان خیلی قوی کشید و به خانه آورد و به بچه‌اش نشان داد. غربی‌ها را ببینید، از بس مردم شان ضعیف هستند، برایشان «زورو» درست می‌کنند. سوپرمن، بت­من درست می‌کنند تا این ها یک ذره احساس قدرت کنند. بازی‌های کامپیوتری درست می‌کنند که در این بازی‌ها بتوانند آدم‌ها را بکشند و به قدرت برسند. چون مردم‌شان به شدت ضعیف هستند و می‌خواهند الگویی داشته باشند که کمی احساس قدرت کنند. سال 60 در دفاع مقدس بچه‌های سپاه رفته بودند عکس‌های امام را روی تانک‌های اسرائیلی‌ها چسبانده بودند. فرمانده خود ما همین کار را کرده بود. می‌گفت شب عکس‌های امام را روی تانک‌های شان می‌چسباندیم و صبح با دوربین نگاه می‌کردیم. آنها عکس‌ها را که می‌دیدند، می‌ترسیدند و تانک و سنگر را رها و فرار می‌کردند. رزمنده‌های ما در جبهه وقتی «الله اکبر» گفته بودند، عراقی‌ها جادرجا سکته کرده بودند، بدون اینکه تیر بخورند. بچه بسیجی 13 ساله می‌دیدی که 40 نفر عراقی را اسیر کرده و آورده. من اینها را با چشم خودم دیدم. از چشم‌های خودم دارم می‌گویم. از شنیده ­هایم نیست. فیلم‌های آمریکایی که تلویزیون ما نشان می‌دهد، یکسره قدرت‌های افسانه‌ای دارند که با آن قدرت ها خودشان را نجات می‌دهند. در اصل قدرت ندارند، قوی نیستند. اگر کسی از اینها بترسد، معلوم است اصلا هیچ چیز ندارد که می‌ترسد. آن موقع که امام گفت آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، کارتر گفت: من هیچ وقت تا این حد احساس حقارت در زندگی­ نکرده بودم. آدم وقتی با کانون قدرت ارتباط دارد، نه ترس دارد، نه تزلزل دارد، نه زود عصبانی می‌شود و نه زودرنجی دارد. نه احتیاج به تعریف دارد و نه احتیاجی به دیده شدن دارد. این آدم قوی ­ای است. پس ارتباط با مرکز قدرت یعنی الله و یاد خدا به قلب قدرت می‌دهد. الله یعنی آن کسی که همه قدرت‌ها و سبب‌ها دست اوست. بدون اینکه تو سببی داشته باشی، عزیز می‌شوی، قدرتمند می‌شوی، شاد می‌شوی. قدرت از صاحب قدرت می‌آید. عزت از صاحب عزت می‌آید. زیبایی، آرامش از معدن زیبایی و آرامش می‌آید. پس آنچه که قلب را قوی می‌کند، ارتباط با کمال مطلق است. قلب/ قدرت قلب پی نوشت: [1] . « مِنَ الحىّ القیومِ الذی لا یَموتُ إِلى الحَىّ القَیُّومِ الذی لا یموُت.أمّا بعد، فإنى اقول للشی‌ء كن فیكون و قد جعلتك تقول للشی‌ء كن فیكون= از جانب زنده پاینده‌اى كه نمى‌میرد به سوى زنده پاینده‌اى كه نمى‌میرد».(علم الیقین، ج 2، ص 1061). [2] . سوره بقره/31. [3] . سوره بقره/29. [4] . سوره لقمان/20. [5] . « مِنَ الحىّ القیومِ الذی لا یَموتُ إِلى الحَىّ القَیُّومِ الذی لا یموُت.أمّا بعد، فإنى اقول للشی‌ء كن فیكون و قد جعلتك تقول للشی‌ء كن فیكون= از جانب زنده پاینده‌اى كه نمى‌میرد به سوى زنده پاینده‌اى كه نمى‌میرد».(علم الیقین، ج 2، ص 1061). [6] . شرقی، محمد علی، 1366، قاموس نهج البلاغه (شرقی)، ج2. ع ل 363

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12182
زمان انتشار: 23 ژانویه 2021
| | |
آینده ی نزدیکِ جهان 2

آینده ی نزدیکِ جهان 2

۱ـ چه لزومی به تشکیل حکومت اسلامی، قبل از ظهور هست؟ چرا امام زمان از قدرتهای غیبی برای قیام خویش استفاده نمی‌کنند؟

۲ـ آیا مسئله‌ی ضرورت تشکیل حکومت اسلامی، و بسترِ این حکومت ، قبل از حادثه‌ی ظهور، در قرآن آمده است ؟

صوت

1 - آینده ی نزدیکِ جهان 2

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12180
زمان انتشار: 19 ژانویه 2021
| |
دو عاملِ همه بدبختی ها

دو عاملِ همه بدبختی ها

برای رهایی از جهنم باید قبل از هر چیز، دو عامل که کلید همه بدبختی‌هاست را کنار گذاشت؛
۱- تنبلی   ۲- بی‌حوصلگی

که قدم اول در ترک گناهانند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12179
زمان انتشار: 19 ژانویه 2021
| | |
حفظ دین در آخرالزمان

حفظ دین در آخرالزمان

ببینیم اولاً آخرالزمان کی هست؟ الان است یا نیست؟ امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی ببینی ظلم و ستم همه جا فراگیر شده. یعنی فقط ایران را نچسبید کل جهان را در نظر بگیر. 

فیلم

1 - حفظ دین در آخرالزمان (قسمت اول)
2 - حفظ دین در آخرالزمان (قسمت دوم)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12178
زمان انتشار: 19 ژانویه 2021
| | |
صوت مهدوی «این نگاه، ارزشش رو داره»

صوت مهدوی «این نگاه، ارزشش رو داره»

خدایا ما اینقدر بی مصرف بودن و ضعیف بودن را دوست نداریم، ... وقتی روبرو می شم با امام زمان می خوام نگاه رضایتشو ... هیچ چیز به اندازه اون نیست که امام زمان با رضایت بهت نگاه کنه... بچه خوبی برای من بودی! بارک الله...  

فیلم

1 - صوت مهدوی «این نگاه، ارزشش رو داره»

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12174
زمان انتشار: 16 ژانویه 2021
| |
رمز شیعگی

رمز شیعگی

حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها)فرمود: «تنها زمانی از شیعیان ما محسوب می‌شوید که به آن چه شما را امر می‌کنیم، عمل کنید و از آن‌چه شما را برحذر می‌داریم، دوری ‌کنید»(بحارالانوار، ج 65، ص156)

عن فاطمة الزهرا (سلام‌الله علیها): «اِنْ کُنْتَ تَعمَلُ بما اَمَرناک وتَنْتَهی عمّا زجرناک عنه فانت من شیعتنا والا فَلا» (بحارالانوار، ج 65، ص156) حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها)فرمود: «تنها زمانی از شیعیان ما محسوب می‌شوید که به آن چه شما را امر می‌کنیم، عمل کنید و از آن‌چه شما را برحذر می‌داریم، دوری ‌کنید» توضیح: «رمز شیعگی» یکی از بانوان شهر مدینه، خدمت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) شرفیاب شد و عرضه داشت: «شوهرم سلام می‌رساند و می‌پرسد که آیا او در زمره شیعیان شما است یا نه؟ حضرت در پاسخ او حدیث نورانی فوق را فرمودند. وقتی آن زن این پاسخ را به همسرش ‌رساند، شوهر آن زن گریان و نالان شد و مرتب می‌گفت: «وای بر من که در این صورت همیشه در آتش خواهم بود!» بعد از ساعتی همسر آن مرد، دوباره به خدمت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) بازگشت و حال زار همسرش را گزارش داد. حضرت با کلامی لبریز از عطوفت و حکمت فرمود: «از جانب من به همسرت بگو، چنین نیست که تو پنداشته‌ای! شیعیان ما از برگزیدگان اهل بهشتند. و اما محبان ما که دوست دوستان ما و دشمن دشمنان ما و با قلب و زبان با مایند، اگر از فرمان ما سرپیچی کنند و از نواهی ما در مهلکات پرهیز ننمایند، هر چند از شیعیان کامل و حقیقی ما نیستند، ولی عاقبت پس از آنکه از گناهانشان پاک و مطهر شوند، یا با بلاها و گرفتاری‌های دنیوی یا با انواع سختی‌ها و مشکلات روز قیامت یا پس از چشیدن عذاب در طبقه بالایی جهنم، از بهشتیان خواهند بود؛ تا آنکه به خاطر محبتشان به ما، نجاتشان ‌دهیم و ایشان را به پیشگاه خودمان منتقل نمائیم» شیعیان! مهدی؛ غریب و بی‌کس است! معصیت؛ محض خدا دیگر بس است! ای که داری ادعای شیعگی بندگی کن! بندگی کن! بندگی کن!

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12170
زمان انتشار: 12 ژانویه 2021
| |
خیمه های بهشتی از جنس مروارید هستند

خانواده آسمانی، جلسه 546؛ 1399/10/18

خیمه های بهشتی از جنس مروارید هستند

خیمه های بهشتی از جنس لؤلؤ، یاقوت و مرجان هستند که در آن حوریان درشت چشم برای همسران و مخصوص آنان و به دور از چشم دیگران، در اختیار بهشتیان قرار دارد.

یکی از مباحث مهم بهشت، خیمه‌های بهشتی است که این خیمه فضایی غیر از خود بهشت است. یک فضای خصوصی و شخصی که خداوند تبارک و تعالی برای بهشتیان در نظر گرفته است. خداوند فکر همه چیز را برای دنیا و آخرت انسان  کرده است. مثلا برای بدن که هنوز بشر 8 هزار سال مطالعه می‌کند، ولی میلیون ها مجهولات در رابطه با این بدن که فقط قرار است مرکب او در رحم دنیا باشد، وجود دارد. آفتاب، چهارپایان، گیاهان، انواع میوه ها، پرندگان، دریا و حتی حالت های روانی انسان که در اثر ارتباط با اشیاء به وجود می‌آید را هم برای انسان در نظر گرفته است. یعنی هیچ کس نمی‌داند که خداوند چه تعداد امکانات و موقعیت برای انسان در نظر گرفته که در این دنیا از آنها بهره‌برداری کند و همه را با او و براساس نیاز او تنظیم کرده است. به تعبیر صریح قرآن که فرمود: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا[1]= او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما خلق کرد». اصلاً نمی‌شود نعمت های الهی را به حساب آورد. شما ببینید چه خدایی است و چطوری به فکر بنده‌اش است. چطوری برای این بنده‌اش ریخت و پاش و تشریفات راه انداخته است. اصلاً خداوند چقدر مفصل اینها را در نظر گرفته است. حالا شما این را از شرایط رحمی دنیا به آخرتی بیاورید. ببینید آنجا قرار است چه اتفاقی بیافتد. حالا خدا می‌خواهد خیمه برای بهشتیان طراحی کند. اصلاً منظور از این خیمه چیست و مدل این خیمه ها چگونه است؟ از کنار این آیات و روایات خیلی راحت رد می‌شویم. راجع به خیمه فقط چند صفحه تفسیر داریم. این داستان این تنوع هایی که اینجا هست، خیلی حرف دارد. ان‌شاءالله امام زمان (علیه السلام) می‌آید برای هر یکی از آنها صدها دانشکده زده می‌شود. قرآن در توصیف خیمه می فرماید: «حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ[2]= حوریانی كه در خیمه‏ های بهشتی مستورند». موضوع بحثمان «فِی الْخِیَامِ» است. فعلا کاری با محتوایش نداریم. می‌خواهد بگوید آن محتوایی که قرار است در این چادر قرار بگیرد خودش تعیین‌کننده این است که مدل و چادر چطوری باشد. از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کردند که خیمه آنجا چیست؟ حضرت فرمودند: «الدرّ المجوف یعنی الخیام فی قوله تعالی حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِی الْخِیَامِ= دُرهاى میان‌تهى اند. در قول خدای تعالی در آیه «سیه‌چشمانى پرده‌نشین در سراپرده‌ها»، یعنی دُری که آن را تراشیدند و سوراخش کردند. این مدل خیمه است. جنس خیمه که می‌خواهی بروی واردش بشوی، درّ است. خیام، یک فضای عاشقانه دو نفره است که صاحبخانه‌اش هم حوری است. این خیمه خودش «الدر المجوف» است. چه کسی می‌تواند اینطوری حرف بزند؟ چه کسی می‌تواند اینطوری به آدم آدرس بدهد؟ این پیغمبر است که آدم را وادار می‌کند به اینکه در مقابلش تعظیم کند. این پیغمبر است که خدا به فرشتگان می‌گوید در مقابلش تعظیم کنید. امام زمان (علیه السّلام) وقتی بیاید از 27 پایه علم 25 تا را حضرت جلو می‌برد. این آدم کیست در همه رشته‌ها می‌خواهد چه کار کند. خیام بهشت، مکعب شکلی است از جنس مروارید که مؤمن بر گرداگرد آن می چرخد در فرمایش دیگری نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیف خیام فرمودند: «فِی الجَنَّهِ خَیمَهٌ مِن لُؤلُؤَهٍ مُجَوَّفَهٍ، عَرضُها سِتُّونَ مِیلاً، فِی کلِّ زاوِیهٍ مِنها أَهلٌ، ما یرَونَ الآخَرِینَ، یطُوفُ عَلَیهِمُ المُؤمِنُ= در بهشت، سراپرده‌اى از مروارید میان‌تهى است كه پهناى آن، 60  میل است و در هر گوشه‌اى از آن، كسانى هستند كه گروه دیگر را نمى‌بینند! و مؤمن بر گرداگرد آنان مى‌چرخد». می‌فرماید در بهشت خیمه‌ای هست که این خیمه جنسش از لؤلؤ «مجوفه» است که سوراخش کرده اند و داخل آن را تراشیده اند. چه خبر است؟! آنجا که دیگر تنگناهای رحمی دنیا را ندارد. وقتی که خیمه را می‌گوید، درواقع عظمت آن خیمه را می گوید. حضرت می‌فرماید که روسری این حوری، چارقد به قول قدیمی، به کل دنیا و مافیها می‌ارزد. «فِی کلِّ زاوِیهٍ مِنها أَهلٌ»، در آنجا یک خیمه جمعی وجود دارد که عرضش 60 میل است. پس معلوم است خیمه مکعب شکلی است. مثل خیمه‌های سیاه‌چادرهای عشایری نیست که همه جایش معلوم است و همه را می بینیم. در این طراحی زوایه شکل، شما نمی‌دانید آن طرف چند نفر نشسته اند یا من که اینجا نشسته ام چند نفر نشسته اند. در هر زاویه‌ای از این چادر تعدادی اهلی هستند. ما نمی‌دانیم «أهل» چقدر است و چطوری است. خانواده چند نفره است و چه کسانی هستند. «ما یرَونَ الآخَرِینَ»، در این زاویه خیمه‌ای که از لؤلؤ تشکیل شده یک گوشه‌ای هست که هیچ گروهی نمی‌تواند گروه دیگر را ببیند. چه سلطنتی است؟! «یطُوفُ عَلَیهِمُ المُؤمِنُ»، مؤمن که صاحب بیت است، بر گرداگرد این اهل می‌چرخد. یعنی به این خاندان سر می‌زند. در یک خیمه هستند، ولی هیچ کس، کسی را نمی‌بیند یا نمی داند آن طرف چه خبر است! پیامبر چه نیازی داشته این حرفها را بزند در 1400 سال پیش و در آن اوضاعی که یک آب خوردن به راحتی گیرشان نمی‌‌آمده، یک غذا به راحتی گیرشان نمی‌‌آمده، یک خانه به راحتی گیرشان نمی‌‌آمده، اصحاب سُفه از بی‌‌خانگی همه می‌‌رفتند در مسجد می‌‌‌‌خوابیدند. درواقع حضرت می‌‌خواهد پستی دنیا را بگوید. عظمت آخرت را به ما بگوید و اینکه فاصله شما با آنها چند دقیقه است. مثل جنینی که در رحم مادر است و چقدر فاصله و وقت دارد تا به این دنیا بیاید! آدم وقتی اوضاع بهشت را می‌‌خواند، حیا می‌‌کند از حسادت، پستی، فضولی در کار این و آن، تنگ‌‌نظری، چشم‌ و هم‌‌چشمی و ... . چون آدم خیلی کوچک می‌‌شود، له می شود، شخصیتش کاملاً له می‌‌شود، کثیف می‌‌شود. خدا می‌‌گوید این منتظر توست، دست بردار، ذهنت را آزاد کن، همه را ول کن و آزاد باش. خیام  بهشتی از جنس یاقوت و مرجان هستند که مومن در آن می خرامد سَأَلتُ أَبا عبدِ اللَّهِ علیه السلام عَن قَولِ اللَّهِ عز و جل: «فِیهِنَّ خَیْراتٌ حِسانٌ[3]» قالَ: هُنَّ صَوالِحُ المُؤمِناتِ العارِفاتِ، قُلتُ: «حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ»؟ قالَ: الحُورُ: هُنَّ البِیضُ المَضمُوماتُ المُخَدَّراتُ فِی خِیامِ الدُّرِّ وَالیاقُوتِ وَالمَرجانِ، لِكُلِّ خَیمَةٍ أَربَعَةُ أَبوابٍ، عَلى كُلِّ بابٍ سَبعُونَ كاعِباً حُجّاباً لَهُنَّ، وَیَأتِیهِنَّ فِی كُلِّ یَومٍ كَرامَةٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ ذِكرُهُ (لِ) یُبَشِّرَ اللَّهُ عز و جل بِهِنَّ المُؤمِنِینَ= پرسیدم از امام صادق (علیه السلام) درباره این سخن خداى عز و جل «در آن جا [زنانى‌] نكوخوى و نكو رویند».فرمود: «زنان صالح و مؤمن و خداشناس‌اند». گفتم: «سیه‌چشمانى پرده‌نشین در سراپرده‌ها» [چیست؟] فرمود: «سیه‌چشمان، دختركانِ سیمین‌برِ جمع شده و نگهدارى شده در سراپرده‌هایى از دُر و یاقوت و مرجان‌هستند. هر سراپرده‌اى، چهار در دارد و بر هر درى، 70 دخترك نورسیده نارپستان، دربانى آنان را مى‌كنند و در هر روز، كرامتى از جانب خداى عز و جل نزدشان مى‌آید تا خداوند با آنان به مؤمنان، مژده دهد». در این روایت، موضوع خیمه است، ولی از محتوا هم صحبت می‌‌کند که خیمه‌‌ها یاقوت و مرجان دارند. هر یک خیمه چهار در دارد. کنار هر دری 70 تا از این دخترکان هستند. دخترکانی که حضرت می‌‌گوید، اینها دخترکانی هستند که از نظر اندام و هیکل مثل دخترانی هستند که تازه بالغ شده باشند. مثلا 15 ـ 16 ساله. هر روز یک کرامتی از ناحیه خدا به این دخترکان می‌‌رسد. اینها هر روز یک خبر خوش، یک کرامت جدید و  یک هدیه‌‌ای دریافت می‌‌کنند که مؤمن را با آن شاد کنند. با این کرامتها خبرهای خوش می‌‌دهند. هر روز یک خبر خوش یعنی چی؟ قرار است چه اتفاقی بیفتد؟! آیات زیادی راجع به حوریه‌‌ها، خیمه‌‌ها، و خانم‌‌ها هستند، مردان بهشتی برای خانم‌‌ها، همسران بهشتی برای زنان و مردان، بحث خانواده در آنجا داستانی است. تعلقات عاشقانه، ماجراها آنجا هست، بیکار بودند این حرف ها را زدند؟ این حرف ها را برای چه کسی زدند؟ خدا بیکار بوده این حرف ها را زده؟ چرا قرآن این همه آیه را به آن اختصاص داده است؟ بهشت/خیمه ها پی نوشت: [1] . سوره بقره، آیه 29. [2] . سوره الرحمن، آیه 72 [3] . سوره الرحمن، آیه 70. قا/ 238

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12169
زمان انتشار: 18 ژانویه 2021
| |
انسان گروگانِ آن چیزی است که کسب می‌کند

قلب، جلسه 70، 1391/08/06

انسان گروگانِ آن چیزی است که کسب می‌کند

طبق فرمایش قرآن[1]، انسان در گرو همین مکتسبات خود، یعنی در گرو چیزی است که کسب می‌کند. جانِ انسان، گروگان چیزهای  خوب و بدی می‌شود که از طریق خیال، وهم، عقل و فوق عقل جذب می‌کند. اگر چیزهای حرام کسب کند، جانش در گرو جهنم و مارها و عقرب‌های جهنم می‌رود. اگر چیزهای پاک کسب کند، جانش در گرو بهشت و معشوق‌هایش، یعنی خداوند تبارک و تعالی می‌رود.

جلسه گذشته درباره اصلاح قلب و خصوصیات صالحین گفتیم که شخص صالح در پی صفای قلب و اصلاح کسب خود است و گفتیم کسب فقط مختص به روزی و شغل و درآمد نیست؛ بلکه یک امر مطلق بوده و همه مکتسبات حسی، وهمی، خیالی و عقلی را در بر می‌گیرد. حدیثی از نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بیان کردیم و به این فراز از این حدیث[2] رسیدیم که حضرت می‌فرماید:«یُصلِحُ اُمُورَهُ کُلَّها= شخص صالح همه کارهایش را اصلاح می‌کند». یعنی چون به تولد به عالم ملکوت فکر می‌کند، خودش را برای آن عالم آماده می‌کند. ظاهر و باطنش را سازگار با آن عالم می‌سازد. حس، خیال، وهم و عقل و روابط فوق عقلانی‌اش را با خداوند تبارک و تعالی منطبق می‌سازد. خیلی مهم است که انسان نوع روابطش را با اشیاء و کارهای بیرونی طوری تنظیم کند که منجر به رشد و تعالی و منجر به تحول به سمت ابدیت و ملکوت او شود. خانمی که به صلاح افتاده، وقتی ظرف یا رخت می‌شوید و بچه ­داری و شوهرداری می‌کند، آشپزی می‌کند، مثل زمانی است که سر سجاده است. در همه این کارها در حال عبادت است و نورانی می‌شود. گاهی یک نفر عرضه دارد از تمام حالاتش عبادت درست ‌کند. در همه کارها، جلسات، تلاش‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، تجاری، خانوادگی و شوخی‌هایش، تفریحاتش، مسافرتش در همه حال انگار روی سجاده است. «خوشا آنان که دائم در نمازند». اما یکی را می‌بینی آنقدر بی­ عرضه و بی‌توجه به حقیقت خودش است که نمازش هم او را از خدا دور می‌کند، چه برسد به بقیه کارهایش. مثل دو جنینی که یکی در رحم در حالت و محل درستی قرار گرفته (قرار مکین) و دارد مسیر طبیعی تولدش را طی می‌کند. در حالی که دیگری دارد در رحم رشد می‌کند، اما ساخته نمی‌شود. فقط دارد بزرگ می‌شود. یعنی مدام دارد وزر و وبال جمع می‌کند. وقتی قرار است یک نفر شبیه خداوند تبارک و تعالی و مَثَل الله شود، باید همه چیزش را تابع این شدن و صالح شدن کند و قلب هم همه چیز انسان است و از این رو حضرت می‌فرماید، فرد صالح اول قلبش را و بعد عملش را درست می‌کند. فرد صالح، برای اصلاح همه‌ی امور دنیایی و آخرتی دغدغه دارد کسی که صالح است و سعی می‌کند همه امورش را درست کند، برای همه بخش‌های وجودی‌اش فکر می‌کند و دغدغه دارد. کسی که دغدغه ندارد، می‌بینی،50 سالش شده، ولی هنوز اژدهای حسادت، زودرنجی، حساسیت، غیبت کردن و فضولی و ... رهایش نکرده و این شخص وقتی وارد قبرش می‌شود، گرفتاری دارد. 50 - 60 سال دارد، ولی هنوز هیچ چیز از امورش درست نشده و هیچ چیز سر جای خودش نیست. چون اصلاً به فکر خودش نبوده. انسان‌ها اکثر اوقات در رحم دنیا فقط بزرگ می‌شوند. یعنی سن شان بالا می‌رود و وقتی وارد برزخ می‌شوند، می‌بینند که خیلی چیزهای شان شبیه برزخ نیست و به درد بهشت نمی‌خورد. در قیامت که 50 هزار سال است[3]، از 50 چیز سؤال می‌کنند، هر هزار سال یک سؤال. کسی که واقعاً دغدغه اصلاح قلب را دارد و خودش برایش جدی است، این سؤالات را به دست می‌آورد. انسان باید حداقل «رساله حقوق امام سجاد ع» را یک بار مطالعه کند و 50 حقی که در این رساله بیان شده را بلد باشد. ما خیلی وقت ها بخش‌هایی که باید در قلب مان درست شود را رها می‌کنیم و در عوض مدام مطالعه ­مان را زیاد می‌کنیم. مثلاً شخصی که لیسانس گرفته، شهوت فوق لیسانس و دکترا دارد. شهوت یک درجه‌ی بالاتر دارد. شهوت استادی دارد. شهوت یادگیری زبان و کامپیوتر و ... دارد. در صورتی که کارهای واجب زیادی دارد که روی زمین مانده است. برای همین گفتیم، کمالات، نسبی هستند. یعنی برای کسی درجه ­ای از کمال خوب است و برای فرد دیگری همان درجه از کمال بد است. برای فردی مقداری از مال خوب است و می‌تواند بقیه وقتش را به ساختن قلبش بپردازد و اگر بیشتر از آن سراغ مال برود از قلب غافل می‌شود. آن مقدار مال زیادی، وبال گردن شده و ایجاد فتنه می‌کند. مالِ خیر یعنی چه؟ و چرا قرآن از مال، تعبیر به خیر می‌کند؟ پرداختن به مال و جمع آوری آن قاعده و حدی دارد. قرآن کریم وقتی به مسئله مال می‌پردازد، می‌فرماید:«كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَیْرًا الْوَصِیَّةُ لْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِینَ[4]= بر شما مقرر شده است كه چون یكى از شما را مرگ فرا رسد اگر مالى بر جاى گذارد براى پدر و مادر و خویشاوندان [خود] به طور پسندیده وصیت كند. [این كار] حقى است بر پرهیزگاران». نمی‌گوید اگر کسی مال گذاشت، وصیت بر او واجب است. می‌گوید اگر خیری گذاشت. قرآن مال را خیر می‌داند. یعنی مال چیز خوبی است. هر کس خیر گذاشت، پس وصیت کند. کدام مال خیر است؟ مالی که تربیت شده و پاک شده باشد. به مال حرام وصیت تعلق نمی‌گیرد. چرا نمی‌گوید اگر کسی مال گذاشت؟ برای اینکه خیلی از مال‌ها هست که می‌ماند و به آن وصیت تعلق نمی‌گیرد. در اصل شخص حق وصیت نسبت به آن مال را ندارد، چون مال خودش نیست،بلکه آن را دزدیده و اضافه کرده است. اختلاس کرده، خمس نداده، مهریه همسرش بوده و هنوز نپرداخته، اینها همه بدهکاری و حرام است. حق‌های دیگر را خارج نکرده، حق فقرا و یتیمان از اموالش خارج نشده. چون طبق آیه قرآن ایتام، فقرا، حق مسلم در اموال ما دارند. حق امام زمان را نداده است. پس این مال، خیر نیست. اگر مالِ خیر دارید، حالا وصیت کنید. چون مال تان پاک است. هر چیزی که خوشمان بیاید خیر نیست. هر چیزی که جامعه بپسندد خیر نیست. هر چیزی که جامعه برایش به‌به و چه‌چه بکند، خیر نیست. خیر یعنی آن چیزی که باعث می‌شود، من سالم به آخرت متولد شوم و در دلم با خدا در صلاح باشم. عشق و ارتباطم به غیب و با امام زمان (علیه‌السلام) حفظ شود. ارتباطم با ملائکۀ الله برقرار باشد. اصلاح امور به تعبیری دیگر اصلاح امور یعنی، من روابطم را با اشیاء به گونه ­ای تنظیم می‌کنم که من را از اصولم و از آخرت و ابدیتم غافل نکنند. مثلاً مال تا یک حدی خوب است، اما تکاثر در آن خوب نیست. آن هم مالی که خیر باشد، خوب است، ولی اضافه­‌ی آن به درد نمی‌خورد. سواد خوب است، تحصیلات و معلومات خوب است، تا حدی که شما را به بهشت ببرد، اما نه اینکه آدم علم باز شود، سوادباز شود. هر چیزی تا یک حدی خیر است. مثلاً همسر تا یک حدی خیر است، فرزندان تا یک حدی خیر است، مال تا یک حدی خیر است، کار سیاسی اجتماعی تا یک حدی خیر است. اما از یک حدی که بگذرد، می‌شود شر و دیگر به درد ما نمی‌خورد. اصلاح امور، یعنی ما روابط‌مان را با اشیاء و اطرافیان طوری تنظیم می‌کنیم که ما را از اصول‌مان غافل نکنند. نه حدیث­ باز می‌شویم، نه استادباز می‌شویم، نه قرآن ­باز می‌شویم، نه اسلام ­باز می‌شویم، نه هیئت­ باز می‌شویم. دیده اید برای بعضی‌ها اصل این است که کاری را باید انجام دهند. حالا خدا بخواهد یا نخواهد برایشان مهم نیست. مثلاً کاروان ­باز می‌شوند و صبح تا شب کاروانِ مکه، مدینه، کربلا، سوریه می‌برند. ولی اعضای خانواده ­اش کلی خلأ عاطفی دارند. این شخص برای پول مکه و مدینه می‌رود، برای شدن و رشد نمی‌رود. مکه و مدینه زیادی خیر نیست، شر است. پس اصلاح امور یعنی من خودم را متعادل کنم. یعنی مثل یک بدن و هیکل کامل که همه چیزش متعادل است، من هم باید همه چیزم را متعادل کنم. یک راه متعادل کردن هم این است که باید 50 حقی که در رساله امام سجاد (علیه‌السلام) گفته شده را یاد بگیرم که باید الان به کجا برسم؟ وقت روی چه بخشی بگذارم. کدام بخش را باید تراش بدهم. مثل این است که اگر یک جای از بدن شما مریض شود، اول دنبال درمان آن جا می‌روید و به کار دیگری نمی‌رسید. چون می‌گویید من بیماری‌ام را باید درمان کنم، به کار دیگری نمی‌رسم. مثلاً اگر پای تان درد کند، نمی‌گویید اشکال ندارد اگر پایم درد می‌کند، ولی به جایش قلبم سالم است. چون پا هم بخشی است و برای شما مهم است و باید سالم باشد. سلامت یک امر مجموعه ای است. یک امر کلی است. یک امر سِعِه ای است. باید همه چیز کنار هم جمع شود تا سلامت ایجاد شود. بنابراین، برای یک کسی زیاد نماز خواندن خیلی خوب است، اما برای کس دیگری بد است. شاید برای این شخص الان خوب است که به همسرش برسد. به پدر مادرش رسیدگی کند. یعنی ببینیم چی برای ما الان لازم است. منظور از اینکه گفته می‌شود، امورش را اصلاح می‌کند یعنی همین. یعنی، آنچه که الان برای من لازم است و باید انجام دهم. یعنی الان لازم است که اضافه‌ی مال نباید برای من بماند. اگر بماند بدبختم می‌کند. پس باید زود آن را برای آخرت بفرستم. برای اصلاح امور باید توجه کنیم چه کارهایی بر ما واجب است و از ما سوال می‌کنند. علی (علیه‌السلام) فرمود: بدترین آدم پیش خدا کسی است که دنبال کارهایی می‌رود که بر او واجب نیست[5]. برای بعضی از کارها چنان وقت می‌گذارد که انگار بر او واجب است. اما برای کارهای واجب تنبلی می‌کند. اصلاً انگار نه انگار که ما یک عالم کارهای زمین مانده داریم. این 50 حق را بخوانیم. سؤالات قیامت را بخوانیم و ببینیم کارهای زمین مانده داریم یا نداریم. یکی از مهمترین سؤالات قیامت، سوال از چگونگی رابطه و یاری تو با امام زمان (علیه‌السلام) است. یعنی شما از این 50 سؤال، 49 سؤال را رد کنی و این یکی را رد نکنی، گرفتار هستی. الان روابطت با امام زمان در چه مقطعی است. آیا به خدمت رسیده‌ای؟ آیا به تلاش رسیده‌ای؟ آیا به چادرش رسیده‌ای؟ یکی دیگر از سؤالات مهم قیامت، چگونگی رفتار با پدر و مادر و صله ارحام است. قاطع رحم اصلاً بوی بهشت را استشمام نمی‌کند. حضرت فرمود: ما مهمترین رحم شما هستیم. مهمترین رحمی که روز قیامت از آن سؤال می کنند، امام زمان (علیه‌السلام) است. تو از صبح که بلند می‌شوی، تا شب، چه چیزی از تو به امام زمان می‌رسد؟ این همه کارهای زمین مانده ما داریم که باید انجام بدهیم. ما مدام داریم به خودمان دروغ می‌گوییم. تمام اینها برای این است که ما واقعاً آخرت را باور نکرده‌ایم. ما واقعاً جاودانگی خودمان را باور نکرده‌ایم. نتیجه‌ی اصلاح امور، دوری از معصیت است همانطور که گفته شد، اصلاح امور یعنی تنظیم روابط ما با اشیاء و اطرافیان مان، اصلاح امور یعنی متعادل کردنِ خود مان و اصلاح امور یعنی در نظر گرفتن کارهای واجب و لازم یا به عبارت دیگر، اهم و مهم کردن بین امور. با این تعاریف نتیجه می‌گیریم که انسان هر چه به اصلاح امور و صلاح نزدیکتر می‌شود، از معصیت دورتر می‌شود. همانگونه که هر چقدر انسان به سلامت نزدیکتر می‌شود، از بیماری دورتر می‌شود. دوری از معاصی، چه معاصی حسی، خیالی، وهمی، عقلانی و چه گناهانی که در حیطه ارتباط با خداوند ممکن است از انسان سر بزند. «لا یَسْمَعُونَ فِیها لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً[6]= در آنجا نه بیهوده‌اى مى‌‏شنوند و نه [سخنى] گناه‏‌آلود». «تأثیم» از «إثم= تأخیر و عقب ماندن» است و برای این به آن «إثم» می‌گویند که یک قسمت کار را که باید با سرعت می‌رفتی، اشتباهی رفتی و عقب می‌افتی و باید برگردی و آن را درست کنی، از این رو معطل می‌شوی. «إثم» یعنی مدام عقب می‌افتی. کسی باید مسیری را طی کند و برود، اما مدام وسطش زمین می‌خورد و اشتباهی می‌رود. عجله هم دارد که خودش را برساند. اتفاقاً همین عجله و نشناختن مسیر باعث می‌شود که اشتباه کنیم. بنابراین، «تأثیم» که از باب «تفعیل» است یعنی به گناه انداختن و معطل کردن دیگران. ببینید چقدر پدر مادرها فرزندان‌شان را معطل می‌کنند. چقدر بچه ­ها پدر مادرشان را معطل می‌کنند. عیب‌های دیگران را دیدن، از دیگران ایراد گرفتن، نسبت‌های ناروا به دیگران دادن، دیگران را متهم کردن، دیگران را جهنمی دانستن، خود را خوب دیدن، تحمل گناه دیگران را نداشتن، اینها آدم را معطل می‌کند. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند، تا ما شبیه خدا شویم ما باید همه چیز را اصلاح کنیم و به این فکر باشیم که همه چیزمان متعادل بار بیاید. ما باید بفهمیم که شوهر هدف نیست، زن و بچه، مادرشوهر و پدرشوهر و مادرزن و پدرزن و فامیل، رئیس و همکار در اداره و ... هیچ کدام هدف نیستند. همه وسیله اند برای اینکه من شبیه خدا شوم. مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی همه یک بهانه است برای اینکه من شبیه خدا شوم. وقتی به جای اینکه من از آن استفاده کنم و به قدرت برسم، اینها باعث ضعف من می‌شوند، بدین معنی است که من اصلاً خودم را نمی‌شناسم. یعنی من عرضه ندارم از اینها استفاده کنم. مثل آدمی که غذا می‌خورد و روزبه ­روز ضعیف­تر می‌شود. بنابراین حواسمان باشد، ایرادهای دیگران هم یک وسیله برای امتحان ماست. ایرادهای دیگران فرصت است، برای اینکه ما اسم خدا را جذب کنیم. ضعف‌های کسانی که ما داریم با آنها زندگی می‌کنیم و خطاهایی که در حق ما می‌کنند، همه بهانه است. به جای اینکه مدام به دیگران گیر بدهیم و از دیگران ایراد بگیریم، به فکر خود باشیم. هیچ وقت، هیچ کس را سرزنش نکنیم، نه به خاطر گناهش و نه به خاطر کمبودهایش و نه به خاطر ضعفش. هر کس کسی را سرزنش کند، نمی‌میرد مگر اینکه خودش به همان چیز مبتلا و تحقیر و تمسخر شود. کمک بکنیم به تقوا و پاکی. کسی که دائماً ایراد می‌گیرد، این آدم مشکل ­داری است. این آدم از خودش غافل است. خداوند متعال می‌فرماید:«تِلْكَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ[7]= و ما این روزها[ى شكست و پیروزى] را میان مردم به نوبت مى‏‌گردانیم [تا آنان پند گیرند]». مدام افراد را با همدیگر آزمایش می‌کنیم. می‌گوید من این را برای امتحان تو سر راهت گذاشتم. خوب است ما جایگاه‌مان را بشناسیم. حقوق را بشناسیم. بدانیم که در هر صحنه وظیفه ما چیست. پس دقت کنیم، صالح یعنی کسی که همه امورش را اصلاح می‌کند. اول از حس شروع می‌کند، دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، خوردنی‌ها، لمس کردنی‌ها را اصلاح می‌کند و بعد خیال، واهمه، عقلانیت و مطالعات و چیزهایی که می‌خوانند. قلب/ اصلاح امور/ مکتسبات/ مال خیر پی نوشت: [1] . «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِینَةٌ[1] = هر کسی در گرو دست آورده های خویش است» (سوره مدثر/38). [2] . «أمّا عَلامةُ الصّالِحِ فأربَعةٌ: یُصَفِّی قَلبَهُ، و یُصلِحُ عَمَلَهُ، و یُصلِحُ كَسبَهُ، و یُصلِحُ اُمورَهُ كُلَّها= اما نشانه شخص صالح چهار چیز است: دلش را صاف مى‌كند، كردارش را اصلاح مى‌گرداند، درآمدش را اصلاح مى‌كند و همه كارهایش را اصلاح مى‌گرداند». (تحف العقول : 20.) [3] . «تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ؛ فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى ‏روند»(سوره معارج/4) [4] . سوره بقره/180. [5] . إن دعی إلى حرث الدنیا عمل، وإن دعی إلى حرث الآخرة كسل، كأن ما عمل له واجب علیه، وكأن ما ونى فیه ساقط عنه. (نهج البلاغة - خطب الإمام علی (ع) - ج ١ - الصفحة ١٩٨)  [6] . سوره واقعه/25. [7] . سوره آل عمران/ 140. ع ل 362

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12168
زمان انتشار: 12 ژانویه 2021
| |
«بصیرت» فرقانی است که با تقوا ایجاد می شود

شرح زیارت جامعه کبیره، 123؛ 1399/10/18

«بصیرت» فرقانی است که با تقوا ایجاد می شود

تقوا موجب می‌شود تا آدمی بتواند میان حق و باطل جدایی افکند و از بصیرتی سود برد که این توانایی را به وی می‌بخشد. هنگامی که آدمی دارای قدرت فرقان و توانایی بصیرت شد، دیگر به سادگی می‌تواند خود را از هر گونه گناهی در هر سطح و درجه‌ای حفظ کند.

بحث ما در شرح زیارت جامعه کبیره دربارۀ آثار تقوا بود که تفسیر حضرت آیت‌‌الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی) را در این باب می خواندیم. 8 اثر را تاکنون از آثار تقوا توضیح داده ایم. در ادامه به دیگر آثار آن می پردازیم. نهمین اثر تقوا، برخورداری انسان از قوه تشخیص حق از باطل است. در این زمینه قرآن می فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ یُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ[1]= ای اهل ایمان، اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخشد و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد، که خدا دارای فضل و رحمت بزرگ است». تمام بدبختی‌‌ها و نکبت‌‌هایی که سراغ ما می‌‌آید، از عدم قدرت تشخیص حق و باطل است. اینکه نمی‌‌دانیم با چه کسی ازدواج کنیم، نمی‌‌دانیم چه رشته‌‌ای را انتخاب کنیم، نمی‌‌دانیم چه شغلی را انتخاب کنیم، نمی‌‌دانیم از کجا خانه بگیریم، نمی‌‌دانیم با چه کسی رفاقت کنیم، این معامله را انجام بدهیم یا ندهیم، اینجا سرمایه‌‌گذاری کنیم یا نکنیم، و.... همه از مصادیق نداشتن قدرت تشخیص در شناخت حق و باطل است. درحالی که قرآن می‌‌فرماید اگر تقوا داشته باشید، خدا به شما قدرت فرق گذاشتن بین حق و باطل قرار می‌‌دهد. خود خدا به شما قدرت می‌‌دهد. لازم نیست استاد ببینید. چقدر زیبا حضرت استاد جوادی آملی می‌‌فرماید: «قدرت کامل در تشخیص نهایی حق از باطل با درس و بحث عادی حاصل نمی‌‌شود». شیطان را نگاه کنید. 6 هزار سال عبادت می‌‌کند. حضرت می‌‌گوید معلوم نیست این 6 هزار سال آخرتی است یا دنیایی و تا مقام فرشته‌ها بالا می‌رود و جزء آنها می‌‌شود. حتی از آن‌ها یک سبقت‌‌هایی هم می‌‌گیرد، اما چون قدرت تشخیص ندارد، می‌‌بینید که یک دفعه سقوط می‌کند. پس تشخیص دادن خیلی مهم است که آدم حق و باطل و درست و غلط را در زندگی‌اش تشخیص بدهد. زیرا انسان در بسیاری از موارد دچار اشتباه می‌‌شود و در مواردی در تمیز حق و باطل اشتباه می‌‌کند. مثلاً در بورس می‌‌خواهی دو جا سرمایه‌‌گذاری کنی. یک کسی خیلی تیز است می‌‌فهمد کجا باید سرمایه‌‌گذاری کند. یک دفعه می‌‌بینی سودش صد برابر می‌‌شود. یک کسی درست هم تشخیص داده، می‌‌داند که باید فلان شرکت‌‌ها را سرمایه‌‌گذاری کند، ولی در شرکتی سرمایه‌‌گذاری می‌‌کند که سودش 2 یا 3 برابر است. سود کرده، اما آن صد برابر کجا و این دو برابر کجا. این اهم و مهم است. پس اگر تقوا داشته باشید، دو اثر دارد: 1ـ «یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً» قدرت تشخیص به شما می‌‌دهد؛ هم تشخیص خوب و بد، و هم تشخیص مهم و اهم. مثلاً الان می‌‌خواهم کار فرهنگی کنم. صد نوع کار فرهنگی وجود دارد. در کدام سرمایه‌‌گذاری کنیم؟ الان می‌‌خواهم پولی برای امام زمان (علیه السلام) هزینه کنیم. در کجا خرج کنیم که بی تقوایی نشود. بی‌‌تقوا می‌‌گوید: رفتم به کسی پول دادم که نماز واجبات را بخواند، نماز قضای پدر و مادرم را بخواند، آن طرف اصلاً نمازخوان نبوده. ما فکر می‌‌کردیم این نمازخوان و متدین است. ولی پول ها را گرفته و عیاشی رفته. بی‌‌تقوایی یعنی این. بی‌‌تقوایی یعنی نمی‌‌دانی چه کسی را وصی خودت قرار بدهی. وقتی می‌‌خواهی وصیت‌‌نامه بنویسی، نمی‌‌دانی چه چیزی باید بنویسی. یک چیزی می‌‌نویسد که اصلاً در قبر هم به درد او نمی‌‌خورد؛ یا ثوابش اینقدر کم است که اصلاً برای نجات آن بنده خدا نمی‌‌رسد. ولی می‌‌بینی کسی که قدرت تشخیص دارد، می‌‌گوید من یک تومان دارم، می‌‌خواهم خرج کنم، کجا هزینه‌‌اش کنم؟ برای کار فرهنگی؟ برای کار امام زمان (علیه السلام)؟ کجا هزینه کنم؟ به چه چیزی بدهم؟ به چه کسی بدهم؟ به کدام راه بدهم؟ در همه ی اینها اهم و مهم می‌‌کند. تشخیصش خیلی خوب است. به سختی گشتم، یک رفیق خوب پیدا کردم، نمی‌‌دانم چطوری او را نگه دارم. سخت‌‌تر از پیدا کردن رفیق خوب، نگه داشتن او است. چون تقوا ندارم، نمی‌‌دانم این کسی که الان در زندگی من آمده، پیدایش کرده ام، تازه می‌‌توانم با او رابطه داشته باشم، رابطه عاطفی داشته باشم، احوالپرسی کنیم، نمی‌‌دانم باید این را چطوری نگه دارم. به خاطر یک مسئله دنیایی و زمینی، با یک بداخلاقی با یک خساست او را از دست می‌‌دهم. اما تقوا باعث می‌‌شود انسان درست تشخیص بدهد. تقوا یعنی در حال، در ثانیه، در ساعت بفهمی الان وظیفه‌‌ات چیست. حتی اگر تلخ هم باشد، به آن عمل کنی. همین که تلخ است این را عمل کن. می‌‌بینی چقدر شهد شیرینی در کام تو ریخت. در زمان آدم باید تشخیص بدهد. ما الان خیلی آدم در حوزه علمیه داشته ایم که زمان جنگ نتوانستند تشخیص بدهند و ایستادند درس خواندند. وظیفه‌‌اش این بود که حداقل چند ماهی باید می‌‌رفتند جنگ، اما نرفتند. الان چقدر افراد امام زمان را می‌‌شناسند و او را دوست دارند، برایش دعا می‌‌کنند، خیلی ها هستند، ولی چند نفر مهدوی هستند؟ یعنی چند نفر الان در چادر حضرت هستند؟ چند نفر آدم الان غربت امام زمان، تنهایی امام زمان، اضطرار امام زمان جگرشان را می‌‌سوزاند، و بیقرار هستند. وقت می‌‌گذارند و زیر چادر حضرت کار می‌‌کنند؟ کاری می‌‌کنند که موانع ظهور برطرف بشود؟ عاشق شو ورنه روزی کار جهان سرآید                                   ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی مشکلاتش فرصت‌‌های عالی بوده برای اینکه بتواند از این فرصت‌‌ها بال در بیاورد. می‌‌بینی تمامش افسرده و پژمردگی و دعوا و درگیری و طلاق و طلاق‌‌کشی هست. بلد نبوده از این استفاده کند که اوج بگیرد. حسادت مسخره‌‌ترین، احمقانه‌‌ترین کار عالم است. وقتی سراغت می‌‌آید، حسادت در عشق، در محبت، در دوستی، در هر چیز دیگری. می گوید نباید اینها به فلانی نزدیک بشوند. این فقط مال خودم است. اگر به فلانی نزدیک بشوند چشم شان را درمی‌‌آورم. خدا حسود را ذلیل می‌‌کند، این سنت خداست. دنیا و آخرت خدا حسود را ذلیل می‌‌کند. تقوا یعنی انسان جلالت الهی را در نظر بگیرد، تعظیم الهی داشته باشد و بداند که در مقابل چه مقامی هست. هم از نظر عظمت و هم از نظر مقام عشق و مقام الهیت باید حرمتش را رعایت کند. تقوا مثل یک رابطه عاشقانه دو طرفه است که انسان برای اینکه رابطه اش به هم نخورد، به یک سلسله امور نزدیک نمی‌‌شود تا رابطه‌‌اش با محبوب و معشوقش خراب نشود.   کسی که خداوند، خانواده آسمانی‌اش، غیب و فرشته‌‌هایش برایش مهم نیست، ممکن است به خاطر یک مشکل دنیایی در جنبه‌‌های «جمادی، گیاهی، حیوانی، حتی علمی»، یک دفعه رابطه‌‌اش با غیب خراب بشود، نشاطش از بین برود، ارتباطش خراب بشود، رفت و آمدش با غیب خراب بشود، اینها همه از بی‌‌تقوایی است. کسی که ماهواره در خانه دارد، عمل بی‌‌تقوایی انجام می‌‌دهد. یعنی کاری می‌‌کند که شیطان، وسوسه‌‌ها، خیالات، افکار و توهمات سراغ خودش و خانواده‌اش بیاید تا آنها را نابود کند. گاهی بی‌‌تقوایی گناه شرعی و شریعتی مثل مشروب خوردن یا زنا کردن نیست؛ بلکه خیلی وقتها نق و غر است، ناشکری، مقایسه کردن، چشم و هم‌‌چشمی، حسادت و برگشت به خاطرات گذشته است که آدم را نابود می‌‌کند. اینها همه از مصادیق فحشا، بی‌‌تقوایی و بی‌‌پروایی است. یکی از عوامل آمرزش گناهان، تقوای الهی است 2- «وَ یُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ »، و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد. نمی‌‌گذارد اذیت بشوی. بالاتر از پوشاندن گناهان، مغفرت است. مغفرت یعنی طوری پاکت می‌‌کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. گناهت را نابود می‌‌کند، اصلاً حتی از حافظه‌ات هم می‌‌برد. در آیه دیگری از آثار تقوا می‌خوانیم: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یُكَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً[2]= گناهانش پاک می‌‌شود این اجر آدم را زیاد می‌‌کند». خدا اجر را بالا می‌‌برد، می‌‌خواهد پاداش بدهد، عظیمش می‌‌کند. کلمه عظیم شوخی نیست. وقتی خدا می‌‌گوید: «اجر عظیم»، یعنی خدا می‌‌خواهد چه کار کند. یعنی این کار را می کند که وقتی دو رکعت نماز را بخوانید، 40 سال گناهت آمرزیده می‌‌‌‌شود، 40 سال قهر بودن ما و گناهان ما آمرزیده می‌‌شود. اینقدر هم به تو ثواب می‌‌دهند، 70 تا هم قصر به تو می‌‌دهند. ببینید که ما چقدر در معرض رزق کریم، اجر عظیم، رزق عظیم قرار می‌‌گیریم و آن را پس می‌‌زنیم، با اخلاق‌‌های محدود خودمان، با این تنگ‌‌نظری‌‌های خودمان همه کار را خراب می‌‌کنیم. اعلام التقی/تقوا پی نوشت: [1] . سوره مبارکه انفال، آیه 29. [2] . سوره طلاق، آیه 5. قا/237

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12163
زمان انتشار: 6 ژانویه 2021
| |
عذاب های روز قیامت شامل چه کسانی می شود؟

خانواده آسمانی، جلسه 545؛ 1399/10/11

عذاب های روز قیامت شامل چه کسانی می شود؟

اگر کسی در جایگاهی قرار دارد که بتواند به کسی سیلی بزند یا ظلمی کند، یا حق مؤمنی را حبس کند، بباید منتظر عذاب آتش جهنم باشد.

در بحث جهنم، به عوامل جهنمی شدن انسان ها در بحث آفت‌شناسی اشاره کردیم. چند روایت از ظلم باقی مانده است که در  این جلسه به آنها می پردازیم. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید: «مَنْ ضَرَبَ رَجُلاً سَوْطاً ظُلْماً ضَرَبَهُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِسَوْطٍ مِنْ نَارٍ[1]= هر كه از روى ستم، به كسى تازیانه‌اى بزند، خداوند- تبارك و تعالى- با تازیانه‌اى از آتش، بر او خواهد كوبید». این یک قاعده است. خداوند هر چیزی را طبق قواعد و براساس ریاضیات خلق کرده است. تازیانه در اینجا یک مصداق است. ممکن است آدم سیلی یا حرف تندی به یک نفر بزند یا تازیانه ای بزند. به خاطر این کار، خداوند یک تازیانه از آتش به او خواهد زد. یعنی آنجایی که انسان استقرار دارد، پر از آتش می‌شود. مثلا بخواهند یک بمب آتش‌زایی را در خانه‌ای که در بسته است، منفجر کنند. اگر کسی در جایگاهی قرار دارد که بتواند به کسی سیلی بزند، حالا به بچه یا همسرش یا به هر کس دیگری، باید خیلی حواسش باشد که دچار سوط آتش الهی نشود. باید بتواند جلوی غضبش را بگیرد و چنین اشتباهی نکند. به عنوان مثال، فرمانده نظامی که زیردست دارد. گاهی سربازی را به ظلم تنبیه می‌کند یا کاری را به کسی تحمیل می‌کند. در اینجاها خطر سوط وجود دارد. چون به محض اینکه انسان در حوزه ولایی و مدیریتی مجموعه ای قرار بگیرد، ممکن است دچار ظلم شود. پس انسان های باتقوا سعی می‌کنند ظلم نکنند. بالأخره ما که معصوم نیستیم. ممکن است اتفاقی بیافتد. متقین سعی می‌کنند ظلم نکنند، ولی اگر قرار باشد بین ظلم کردن و مظلوم شدن یکی را انتخاب کنند، ترجیح می‌دهند مظلوم باشند، چون مظلوم بالأخره پیش خدا رتبه می‌گیرد و بالا می‌رود و روز قیامت یک امتیازی دارد. همه جوره می‌تواند از ظلمی که به او شده استفاده کند و رشد کند، اما وقتی که ظالم باشد، انسان گیر است. در قاعده «هو أنت» شما وقتی که به کسی سیلی می‌زنی، درواقع به خودت می‌زنی. قاعده و فرمول خدا طوری است که شما اخم کنی، بزنی، فریب بدهی یا هر نوع رفتاری با دیگری داشته باشی خوب یا بد، در واقع در حق خودت می‌کنی، به خودت برمی‌گردد. از پیامدهای منفی حبس حق مومن، آتش جهنم است امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «مَنْ حَبَسَ حَقَّ الْمُؤْمِنِ أَقَامَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ خَمْسَ مِائَةِ عَامٍ عَلَى رِجْلَیْهِ حَتَّى یَسِیلَ عَرَقُهُ أَوْ دَمُهُ وَ یُنَادِی مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللهِ هَذَا الظَّالِمُ الَّذِی حَبَسَ عَنِ اللهِ حَقَّهُ قَالَ فَیُوَبَّخُ أَرْبَعِینَ یَوْماً ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّار[2]= هر كس حق مؤمنى را حبس كند، خداى عزّ و جلّ در روز قیامت 500 سال او را روى دو پا نگهدارد تا عرقش یا خونش جارى شود، و منادى از جانب خداوند ندا كند: این است آن ستمكارى كه حق خدا را از او حبس كرده، حضرت فرمود: پس 40 روز سرزنش شود، سپس فرمان داده شود او را به دوزخ ببرند». گفتیم «الْمُؤْمِنُ‏ أَعْظَمُ‏ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ= مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است». دایره حق خیلی وسیع است. مثلاً مغازه‌‌دار جنس می‌‌خواهد، حقش هم هست که به او بدهی، اما می‌‌گوید ندارم یا ماسک می‌‌خواهد، می‌‌گوید ندارم یا دارو می‌‌خواهد، می‌‌گوید ندارم و... یا ارباب رجوع در اداره کار دارد، مدیر یا کارمند ردش می‌‌کنند، حقش را حبس می‌‌کنند یا هر چیزی که حق است، مثلاً می تواند نسبت به همسرت باشد. مثلاً زن باید برود به پدر و مادرش سر بزند، آقا اجازه نمی دهد، یا شوهر می‌‌خواهد برود یک انفاقی کند، به برادرش رسیدگی کند، زن ناراحت می شود. مثلاً کارفرما می‌‌تواند امروز حقوق کارمند را بدهد، اما می‌‌گوید فردا حقوق بدهم. می‌‌تواند امروز کارش را راه بیندازد، اما می گوید سه روز دیگر بیا، 6 ماه دیگر بیا. می‌‌تواند امروز مشکل کسی را حل بکند، اما می گوید تاریخ زدم 3 ماه دیگر بیا. اینها ظلم است. امام صادق (علیه السلام) می‌‌فرماید که خداوند روز قیامت این آدم را 500 سال سرپا نگه می‌‌دارد. یعنی به او محل نمی‌‌گذارند. باید بایستد. حتی حق نشستن هم ندارد. تا اینکه خونش جاری می‌‌شود. بعد از این یک منادی ندا می‌‌کند که این ظالم حق خدا را نداده است.40 روز او را توبیخ می‌‌کنند تا تحقیر ‌‌شود. حالا 40 روز آخرتی را نمی‌‌دانیم چقدر است. سپس او را به جهنم می برند. حالا شما این را بگذارید به وضعیت کنونی دولت مردان تا استانداران، فرمانداران، بخشداران، مدیرکل‌‌ها، مدیرعامل‌‌ها. ببینید با زیردستان شان در این مملکت چه کار می‌‌کنند! چه تصمیماتی برای 80 میلیون آدم می‌‌گیرند. تصمیماتی که ده ها میلیون زندگی را حبس می کند: حقوق شان حبس می‌‌شود، زندگی شان متلاشی می‌‌شود، شغل شان را از دست می‌‌دهند، همسرش را از دست می‌‌دهد، فرزندش را از دست می‌‌دهد، اینها همه مصادیق ظلم است. استکبار و ظالمین که حساب کارشان جداست. آنها کافر و منافق هستند. ذاتشان نیش زدن است. تو که مسئولیت شرعی گرفتی؛ نماینده مجلس شدی، یک قانونی را مصوب می‌‌کنی که زندگی خیلی ها متلاشی می‌‌شود. چطور باید جواب داد. یک ظلم بزرگ عظیمی که در این کشور راه انداختند، انحصاربازی‌‌هاست. می‌‌گوید من فقط وارد می‌‌کنم. بعد چهار تا جوان خوش‌‌فکر، دلسوز و باصفا می‌‌خواهند یک شرکت دانش‌‌بنیان راه بیندازند، تولیدی کنند، به صنعت کمک کنند، می‌‌بینید که راه را می‌‌بندند. حبس، یعنی تو اگر می‌‌خواهی جهیزیه بخری، حق نداری جنس خارجی بخری. چون به کارگر مؤمن ایرانی ظلم می‌‌کنی. اینکه دختر من باید جهیزیه‌‌اش همه خارجی باشد، بعداً خواهید دید نتیجه‌‌اش چه می‌‌شود. نتیجه دوستی با ظالمان و مستکبران، آتش جهنم است در اندرزهاى خداوند عز و جل به عیسى (علیه السلام) آمده است: «وَ اذَلا تبارک و تعالی یَا عِیسَى بِئْسَتِ الدَّارُ لِمَنْ رَكِنَ إِلَیْهَا وَ بِئْسَ‏ الْقَرَارُ دَارُ الظَّالِمِینَ= اى عیسى! چه بد سرایى است [این سراى آتش‌] براى آن كه بدان اعتماد كرده، و چه بد جایگاهى است سراى ستمگران! من هشدارت مى‌دهم كه مراقب خویش باشى. پس حواست به من باشد» جهنم نتیجه طبیعی بهشت نرفتن است. مثل مریضی که نتیجه طبیعی عدم رعایت سلامت است. جهنم ذاتی نیست، بلکه عارضی است. بهشت ذاتی است، ولی کسی که نمی‌‌خواهد به بهشت برود، به جهنم می‌‌رود. قرآن می فرماید: «وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ أَوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ[3]= و هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست و بدان ها دلگرم باشید وگرنه آتش (کیفر آنان) در شما هم خواهد گرفت و در آن حال، جز خدا هیچ دوستی نخواهید داشت و هرگز کسی یاری شما نخواهد کرد». هیچ جا اینقدر خط‌‌کشی‌‌های خدا تند نیست. نمی‌‌گوید ظلم نکنید. بلکه می‌‌گوید تمایل به ظالمین پیدا نکنید، دفاع از آنها نکنید، مراقب باشید محبت‌‌شان در دلتان نیفتد. چون در جهنم می‌‌سوزید. هیچ کس جرأت نمی‌‌کند آنجا بیاید در برابر خدا از شما دفاع کند و هیچ کس هم به شما کمک نمی‌‌کند. در یک خانواده مثلاً یا مادر ظالم است یا پدر. یک جایی بچه‌‌ها باید حرف حق شان را بزنند. بالاخره پدر و مادر حرمت دارند، ولی وقتی می‌‌دانی ظالم است، نگو چون مادرم هست هر کاری دلش بخواهد حق دارد بکند یا پدرم حق دارد هر کاری بکند. او ظلم می‌‌کند، اشتباه می‌‌کند. اگر مادرت را دوست داری جلویش را نگه دار تا جهنمی نشود. به او بگو این رفتارهایت با پدرم اصلاً خوب نیست. این رفتارهایت با مادرم اصلاً خوب نیست. حق یعنی شما سلسله مراتب را رعایت کنید. می‌‌گوید حق مادر سه برابر حق پدر است. حق استاد بینهایت بالاتر از حق پدر و مادر است. حق امام همینطور. مخصوصا حق امام زمان (علیه السلام). مسئله غیبت امام زمان نشان از فسق ماست. این ما هستیم که چون او برای ما محبوب‌‌تر از همه کس مان نیست، حالا او باید آوارگی بکشد. نص قرآن است: «قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی‏ سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللهُ بِأَمْرِهِ وَ اللهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ[4]= بگو که اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خویشاوندان خود و اموالی که جمع آورده‌اید و مال‌التجاره‌ای که از کسادی آن بیمناکید و منازلی را که به آن دل خوش داشته‌اید بیش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست می‌دارید منتظر باشید تا خدا امر خود را جاری سازد و خدا فسّاق و بدکاران را هدایت نخواهد کرد». اگر در دل شما الله، اهل بیت و جهاد، دین خدا محبوبتر از چیزهای دیگر نیست، شما مجرم هستی، فسق کردی، متعادل نیستی. برای بعضی ها بعد از 30، 40، 50 سال عمر هنوز خانواده‌اش، زن و فرزندش، مسائل طبیعی اش، مسائل جنسی اش، مسائل زمینی‌اش مهمتر از مسائل معنوی و آخرتی اش است. خدمت حضرت سجاد (علیه السّلام) آمد و گفت: می‌‌خواهم این آقا را قصاص کنم. حضرت فرمود این آقا کیست؟ گفت استادم است. گفت چه کار کرده؟ گفت پدرم را کشته. حضرت فرمود: نمی‌‌توانی این کار را بکنی، حقش بالاتر از پدرت است. عقیل به امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌‌گوید: آقا تو که می‌‌دانی من عائله مند هستم، این پول بیت‌‌المال را که تو  به ما می‌‌دهی، برای من کافی نیست. حضرت می‌‌گوید: من چاره‌‌ای ندارم، پول کم است. من باید این پول را به طور مساوی تقسیم کنم. الان ندارم به تو بدهم. بعد حضرت می‌‌گوید: صبر کن. من از پول خودم به تو می‌‌دهم. ولی توقع نداشته باش من از پول بیت‌‌المال به تو سهم بیشتری بدهم. حالا در این بانک ها، شرکت‌‌ها به یک کسی چند میلیارد وام می‌‌دهند با سود صفر. بعد به یک عروس و داماد که می‌‌خواهند ازدواج کنند و زندگی شان لنگ است، وام ازدواج نمی‌‌دهند. تمایلات وحشتناکی که دولت مردان ما به آمریکا و اروپا و به دولت های خارجی دارند و داستان هایی که الان ما در کشور داریم تا نظرات دشمن را اجرا کنند. محکم ایستاده، می‌‌داند باطل است، می‌‌داند استعماری است، می‌‌داند آن کسی که به این دستور می‌‌دهد، خلاف مصالح مردم ایران تصمیم می‌‌گیرد، ظالم است، همان آدم مانع ظهور است. بعد به او تمایل پیدا می‌‌کند و از او دفاع می‌‌کند و با او خوب است، با او حال می‌‌کند، با او صفا می‌‌کند، با او حالش خوب است، اما با خودی ها برعکس این رفتار می کند. اصلاً تمایل ندارد فرزندش بوی خدا را بدهد، به رنگ فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در بیاید، به رنگ امام زمان (علیه السلام) در بیاید، خودش هم اینطوری نیست. اینها خیلی وحشتناک هستند. این یک آیه درباره رکون به ظالمین است. حالا بحث رکون مانده است. چون بحث مفصلی هست و قواعدش را باید بگوییم. جهنم/ظالمین پی نوشت: [1] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج7، ص125؛ محدث نوری، مستدرك الوسائل: ج 18 ص 216 ح 22544. [2] . کلینی، الکافی ج 2ص 367. [3] . سوره هود، آیه 113. .[4] سوره توبه، آیه 24. قا/236

کلیدواژه ها: ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed