www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12238
زمان انتشار: 9 فوریه 2021
| | |
بین الطلوعین ظهور

بین الطلوعین ظهور

امام‌صادق علیه‌السلام: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ؛ شبهات به کسی که زمانه خود را بشناسد هجوم نمی‌آورد!» (تحف العقول: 356)

زمان شناسی بزرگترین عامل در حفظ انسان، از ریزش‌های آخرالزمان، و حل شدن در جریان فتنه‌هاست!

زمان شناسی چیست؟
زمان شناس کیست؟ 
 

صوت

1 - بین الطلوعین ظهور

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12235
زمان انتشار: 8 فوریه 2021
| |
راه رسیدن به خدا، در کلاس تقواست

جامعه کبیره؛ جلسه 125؛ 1399/11/16

راه رسیدن به خدا، در کلاس تقواست

شاه کلید اصلی رابطه با خدا " تقوا " است. پس اگر تقوا راه رسیدن  به خداست، متقی نیز به خدا می‌‌رسد.

در شرح زیارت جامعه کبیره در فقره «أَعْلَامِ‏ التُّقَى‏» بودیم که از کتاب بسیار شریف و وزین «ادب فنای مقربان» حضرت آیت الله جوادی آملی 10 اثر از آثار تقوا را عرض ‌‌کردیم.

اثر یازدهم تقوا) در ادامه، ایشان در یازدهمین اثر تقوا می‌فرماید: «نائل شدن انسان متقی و اعمال او به خدا از خواص تقوا است».  گفتیم تقوا یعنی نگه داشتن حرمت ارتباط با خدا. مبادا کاری کنید که خدا از آن بدش بیاید. چه بسا آدم‌هایی هستند که وقتی می‌‌گوییم: حسادتت را کنار بگذار، این فضولی در کار دیگران را کنار بگذار، ریز شدن در اخلاق دیگران را کنار بگذار، رقابت با دیگران را کنار بگذار، چشم و هم‌‌چشمی را کنار بگذار، این کارت فساد است، فحشاست، خطرناک است، معصیت است، تو را از خدا دور می‌‌کند، می بینی می‌‌شنود و تأیید هم می‌‌کند، اما دوباره همان کار را می‌‌کند و هیچ تغییری در او صورت نمی گیرد. تقوا یعنی حواست به خودت باشد و به کار کسی کار نداشته باشی. مردم از دست و زبانت در امنیت باشند. در احوالات دیگران ریز نشوی. ده سال هم با یک نفر هستی در احوالات شان ریز نشو. بگذار در کنارت احساس امنیت بکنند. پس اگر تقوا داشته باشی، عملت و خودت به خدا می‌‌رسی. ببینید این آیه چطوری از آدم دل می‌‌برد. می فرماید: «لَنْ یَنالَ اللهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ یَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْكُمْ[1]= هرگز گوشت و خون این قربانی ها نزد خدا (به درجه قبول) نمی‌رسد؛ لیکن تقوای شماست که به (پیشگاه قبول) او خواهد رسید»، یعنی اگر قربانی می‌‌کنید، گوشتش و خونش به خدا نمی‌‌رسد، گوشت و خونش مال این زمینی‌‌ها است، بلکه تقوا، آن خداداری، آن حرمت‌‌داری، آن اجلال خدا به داد شما می‌‌رسد. مثلا شخص می‌‌گوید: آن کسی که به من ظلم کرده، حقم هست و الان هم می‌‌توانم هر کاری بکنم، می‌‌توانم جوابش را بدهم، تحقیرش کنم. ولی به حرمت خدا این کار را نمی کند. به این تقوا می گویند. تقوا یعنی خودت را عقب بکش، درست است که حقت است، اما عقب بکش. درست است که می‌‌توانی جوابش را بدهی، درست است که برای تو، فضای این گناه یا این کار باز است، اما به خاطر خدا عقب برو. تقوا، اوج احترام انسان به حرمت خداست شما به اندازه‌‌ای که حرمت اهل غیب را رعایت می‌‌کنید، پیش اهل غیب حرمت دارید. هر کس می‌‌خواهد ببیند که پیش خدا چقدر عزیز است و اهل غیب چقدر روی او حساب می‌‌کنند، باید ببیند که خودش روی اهل غیب چقدر حساب می‌‌کند و حرمت می گذارد. شما به اندازه‌‌ای که حرمت آن طرف را داری، خودت قیمت پیدا می‌‌کنی. ما وقتی لاابالی می‌‌شویم و همه جوره نسبت به غیب بی‌‌حیا می‌‌شویم و حواسمان به غیب نیست، پس در آن طرف قیمت هم نداریم. وقتی غیب از چشم تو می‌‌افتد، تو برایش حرمت قائل نیستی، تو هم از چشم غیب می‌‌افتی. در واقع هر کاری بکنی با خدا کرده ای. قاعده‌‌اش را هم خدا می‌‌گوید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها[2]= اگر نیکی و احسان کردید، به خود کرده‌اید و اگر بدی و ستم کردید، باز به خود کرده‌اید». این آیه دلالت بر قاعده عمل و عکس‌‌العمل دارد. اگر خوبی کنی به خودت کرده ای. بدی هم بکنی به خودت کرده ای. چقدر زیبا فرمودند: تقوا وصفی است که همیشه همراه صاحب خود خواهد بود. یعنی حرمت داشتن، ادب داشتن. کسی که ادب دارد، حرمت دارد، قیمتش هم با اوست، یعنی هر کس این را می‌‌‌‌بیند، عاشقش می‌‌شود. پس اگر تقوا به خدا می‌‌رسد، متقی نیز به خدا می‌‌رسد، و از این کمال بهره‌‌مند می‌‌شود، یعنی خودت هم به خدا می‌‌رسی. چون تو صاحب صفت هستی. اگر صفت زیباییت اینقدر مورد توجه است، یعنی خودت مورد توجه هستی. یعنی نتیجه ی غیرتت، حیایت، ادبت، حرمت نگه داشتنت به تو می‌‌رسد. این هم ذاتی است. فقط تقوا، توشه سفر به آخرت است آیت الله جوادی آملی می‌‌فرماید: انسان مسافری است که از عالم خاک حرکت خویش را آغاز کرده و تا لقاء الله پیش می‌‌رود. این مسیر اصلی ماست. بقیه مسیرها قلابی است که به ما عرضه می‌‌شوند: مسیرهای «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» ابزارند. هر چند لازم و واجب هم هستند و آدم باید اینها را داشته باشد، ولی فقط ابزارند. باید با این ابزار رشد کنید و حرکت به سمت لقاء الله، اسماء الهی و تشبه به اخلاق الهی داشته باشید. هر مسافری برای سفر مادی یا معنوی، نیاز به زاد و توشه دارد، و توشه هر مسافری باید متناسب با همان سفر باشد. توشه‌‌ای که برای سفر طولانی، سفر خارجی، سفر زمستانی، سفر خانگی، سفر سیاسی و غیره لازم است، با توشه‌‌ای که برای سفر کوتاه، سفر داخلی، سفر تابستانی، سفر انفرادی، سفر عادی لازم است، تفاوت دارد. سفر آخرت و سیر الی الله هم سفری است که توشه‌‌ای غیر از توشه سفرهای مادی و دنیایی نیاز دارد. یک جنین وقتی در رحم مادر قرار می‌‌گیرد، فقط در یک شرایط خاصی توشه‌‌هایی را می‌‌گیرد که این توشه یا به تولد سالم منتهی می‌‌شود، یا سالم قوی. ولی چهار نوع تولد (تولد ضعیف، تولد بیمار، ناقص و معلول) دیگر به درد نمی‌‌خورد و در دنیا بچه و پدر و مادر زجر می‌‌کشند. این توشه اصلاً به دردش نمی‌‌خورد. این همان چیزی است که اگر توشه متناسب با برزخ و قیامت نبریم، ما هم گرفتار می‌‌شویم. مثلاً حسادت آنجا به درد نمی‌‌خورد، نه تنها به درد نمی‌‌خورد، بلکه به قول امام چند قرن از قرن‌‌های آخرتی هم طول می‌‌کشد تا در جهنم این بیماری را از قلب ما برش بدهند. اثر دوازدهم تقوا) تعبیر فوق‌‌العاده‌‌ای است که در قرآن به آن اشاره شده است: «تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى[3]‏= و توشه برگیرید که بهترین توشهی راه، تقواست». قرآن می‌‌گوید: تقوا بهترین زاد است. تمام تفاسیر و قرآن را نگاه کنید، می‌‌گویند توشه جمع کنید و بهترین توشه تقواست. ایشان می فرماید که وقتی قرآن  می‌‌گوید: «فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى‏» یعنی فقط و فقط تقوا به درد می‌‌خورد. غیر تقوا هیچ به درد نمی‌‌خورد. شما به اندازه تقوای تان در آخرت اعتبار دارید. به اندازه جاهایی که به حرمت خدا عقب کشیدید، به حرمت خدا دهانت را بستی، روحت را بستی، ذهنت را بستی، جلوی خودت را گرفتی، تجاوز به حریم کسی نداشتی، فضولی در کار کسی نداشتی، ظلم به کسی نکردی، بداخلاقی نکردی، این مهم است. حضرت علی (علیه السّلام) می‌‌فرماید: «لَا خَیْرَ فِی‏ شَیْ‏ءٍ مِنْ‏ أَزْوَادِهَا إِلَّا التَّقْوَى[4]‏= هیچ خیری در توشه‌‌های دنیا نیست، مگر تقوا». پس فقط تقوا در توشه‌‌های دنیایی به درد می‌‌خورد و تو می‌‌توانی با خودت آنجا ببری. حضرت وقتى از جنگ صفین برمی گشت، به قبرستانی رسیدند. ایشان رو به مردگان كردند و فرمودند: «اى ساكنان خانه هاى وحشت زا، و محلّه هاى خالى و گورهاى تاریك، اى خفتگان در خاك، اى غریبان، اى تنها شدگان، اى وحشت زدگان! شما پیش از ما رفتید و ما در پى شما روانیم، و به شما خواهیم رسید. امّا خانه هایتان دیگران در آن سكونت گزیدند و امّا زنان تان با دیگران ازدواج كردند، و امّا اموال شما در میان دیگران تقسیم شد. این خبرى است كه ما داریم، حال شما چه خبر دارید». سپس به اصحاب خود رو كرد و فرمود: «أَمَا لَوْ أُذِنَ‏ لَهُمْ‏ فِی‏ الْكَلَامِ‏ لَأَخْبَرُوكُمْ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوى = بدانید كه اگر اجازه سخن گفتن داشتند، شما را خبر مى دادند كه: بهترین توشه، تقوا است». تقوا، ملاک تشخیص انقلابی مثبت از انقلابی منفی است تقوا یعنی کاری هست که تو ذاتاً و باطناً خوشت نمی‌‌آید. سختت است آن را انجام بدهی، ولی می‌‌ایستی آن را انجام می‌‌دهی. می‌‌گوید اگر رسالت من این است، وظیفه من این است، باید بایستم انجام ‌‌دهم. خون دلش را هم خورم. مقام معظم رهبری می‌‌فرماید که بعضی ها انقلابی مثبت هستند. بعضی ها هم انقلابی اند، ولی انقلابی منفی هستند. بعد می‌‌گوید انقلابی مثبت یعنی اینکه دنبال این نیست که از یک کاری خوشش بیاید، آبرویش می‌‌رود، مالش می‌‌رود، اعتبارش می‌‌رود، فرصت‌‌هایش می‌‌رود، وقتی به او می‌‌گویی یک کاری را انجام بده، با شیرینی انجام می‌‌دهد. ولی وقتی به انقلابی منفی کاری را می‌‌گویی، اول ملاحظات خودش را، آبرویش را، منش خودش را، سواد خودش را، پول خودش را و فکر همه را می‌‌کند، بعد می‌‌بیند این کار را قبول بکند یا نکند. ما آدم سراغ داریم امام به او گفته این کار را انجام بده. می‌‌گوید: من شأنم نیست. رهبری به او گفته، ولی می‌‌گوید من شأنم نیست. آقا آخرش فرمود: انقلابی مثبت باشید. یعنی در کار امام زمان من من نکن. اینقدر من من داشته باشی، من شأنم اینطوری نیست، خوشم نمی‌‌آید، اگر بخواهم این کار را بکنم باید این شرایط باشد، باید آنطوری باشد، اصلاً نمی‌‌توانی. امام زمان (علیه السلام) را دوست دارد، می‌‌خواهد کار هم بکند، اما برای آن صد تا شرط دارد. آدمی که برای کار شرط می‌‌گذارد، انقلابی است ولی انقلابی منفی است، این به درد نمی‌‌خورد. آن که علی (علیه السّلام) می‌‌گوید با ناخوشایندی کار را انجام بده و خوب هم انجام بده. این ارزش دارد. وگرنه اینکه تو بخواهی تمام آن چیزهایی که در روح و دل تو هست تأمین بشود، خوشت بیاید، و حرف هم نشنوی، آبرویت هم نرود، حرف سنگین هم نشنوی، کسی هم چیزی به تو نگوید، بعد همه لحاظ‌‌ها بشود، بعد بگویی من کار می‌‌کنم، همکاری می‌‌کنم، اصلاً به درد نمی‌‌خورد. فایده‌‌ و ارزشی ندارد. تقوا در دل نبستن به دنیاست در فرمایش دیگری حضرت می‌‌فرماید: «فَإِنَ‏ الدُّنْیَا لَمْ‏ تُخْلَقْ‏ لَكُم دَارَ مُقَامٍ بَلْ خُلِقَتْ لَكُمْ مَجَازاً لِتَزَوَّدُوا مِنْهَا الْأَعْمَالَ إِلَى دَارِ الْقَرَارِ[5]= دنیا برای استقرار شما آفریده نشده، بلکه محل عبور است تا اعمال صالح را به عنوان توشه خود برای خانه باقی، فراهم سازید». دنیا رحم است. وقتی فهمیدی دنیا ماهیت رحمی دارد، یعنی رفتنی هستی و قرار نیست بمانی. اگر کسی حواسش بود که دنیا محل عبور آفریده شده، به راحتی رد می‌‌شود. خدا وقتی بهشت را ترسیم می‌‌کند، می گوید: «جَزاءً بِما كانُوا یَعْمَلُونَ[6]= [اینها] پاداشى است براى آنچه می‌کردند»  پس ما باید بنشینیم و فکر کنیم که عملهایمان برای کیست؟ با چه انگیزه‌‌ای صبح از خواب بلند می‌‌شویم تا شب کار می‌‌کنیم؟ این را باید هر کسی برای خودش حل کند. از کجا می‌‌توانیم بفهمیم انجام عمل برای آخرت است یا برای چیز یا کس دیگری است؟ از اینجا که اگر آن کس را از دست دادیم و مُرد و از او جدا شدیم، هیچ چیزی در انگیزه و قدرت ما تأثیری نگذارد.اعلام التقی/تقوا پی نوشت: [1] . سوره حج، آیه 37. [2] . سوره اسراء، آیه 7. [3] . سوره بقره، آیه 197. [4] . نهج البلاغه، خطبه 111. [5] . نهج ‏البلاغه، حكمت 125. [6] . سوره واقعه، آیه 24. قا/300

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12233
زمان انتشار: 8 فوریه 2021
| |
ویژه نامه چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

ویژه نامه چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

امام باقر (علیه السلام) می فرماید:«کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالمَشْرِقِ یَطْلُبُونَ الحَقَّ فَلا یُعْطُوْنَهُ ثُمَّ یَطْلُبُونَ فَلا یُعطَونَهُ فَاِذا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیُوفَهُمْ عَلی عَواتِقِهِمْ فَیُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلا یَقْبَلُونَهُ حَتَّی یَقُومُوا وَلا یَدْفَعُونَها اِلاَّ اِلی صاحِبِکُمْ قَتْلاهُمْ شُهَداءٌ اَما اِنِّی لَوْ اَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاِسْتَبْقَیْتُ نَفْسی لِصاحِبِ هَذا الاَمْر؛ گویی قومی را می‌بینم که از شرق در طلب حق قیام کرده‌اند؛ ولی بدانان نمی‌دهند و باز مطالبه می‌کنند، اما بدان‌ها نمی‌دهند. پس چون چنین می‌بینند، شمشیرهای خود را بر دوش می‌گیرند. در آن هنگام آنچه را می‌خواهند به آنان می‌دهند؛ ولی نمی‌پذیرند تا اینکه پیروز می‌شوند و آن را جز به صاحب الامر (علیه السلام) تسلیم نمی‌کنند. کشتگان آنان شهیدند. اگر من آنان را درک کنم، جانم را برای صاحب الامر می‌گذارم». (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج‌52، ص‌243، حدیث 116، انتشارات اسلامیه، کتابچی. /  الغیبۀ، نعمانی، ص‌383، باب 14،حدیث 50، نشر صدوق.)

این یعنی ظهور آنقدر نزدیک است که یک عمر طبیعی یک انسان که انقلاب ایران را درک کرده می تواند امیدوار باشد که امام زمان (علیه السلام) را هم درک بکند.

ما به هرحال، در یک چنین شرایطی متولد شده ایم و در این انقلاب، در این جنگ، و در حوادث بعد از جنگ قرار داریم، حالا ما چه بکنیم و چه نکنیم؟ کسانی هستند که خداوند مأمورشان کرده که این مقدمات را فراهم کنند، چه خوب است که ما هم جزء آنها باشیم.

1. انقلاب اسلامی بستر پیروزی آخرالزمانی حق علیه باطل است 2. رابطه حکومت اسلامی با ظهور چیست؟ 3. ایجاد تمدن نوین اسلامی و زمینه سازی ظهور رسالت انقلاب اسلامی است 4. انقلاب اسلامی، آذرخشی از عاشورای حسینی 5. رابطه انقلاب ایران و ظهور امام زمان (ع) 6.انقلاب اسلامی ایران زمینه ساز ظهور حضرت است 7. انقلاب اسلامی پرچمدار استقرار حکومت حضرت مهدی (ع) است 8. راهپیمایی 22 بهمن واجب الهی است 9. راهپیمایی 22 بهمن مثل عملیات «فتح المبین» و یا «بیت المقدس» است 10. 22 بهمن روز وفاداری به خدا و اهل بیت‌ (ع) است 11. انقلاب ایران زمینه ساز حکومت حضرت مهدی(عج) 12. آیت الله قاضی طباطبائی: قیام امام زمان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انجام می‌شود 13. رسالت انقلاب اسلامی، تغییر تاریخ جهان است 14. انقلاب اسلامی انفجار نور معنویت و فرهنگ اهل بیت است 15. آیا انقلاب اسلامی ایران از نشانه های ظهور حضرت مهدی (ع) است؟ 16. از انقلاب اسلامی ایران تا انقلاب جهانی موعود 17. انقلاب اسلامی زمینه ساز حکومت موعود جهانی  

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12217
زمان انتشار: 3 فوریه 2021
| |
نیت خیر مهمتر از انجام عمل است

خیر و برکت؛ جلسه13؛ 1399/10/30

نیت خیر مهمتر از انجام عمل است

برکت فقط آن نیست که انسان چیز زیادی داشته باشد. ممکن است یک چیزی کم باشد، ولی خاصیت زیادی داشته باشد. مثلا مال کمی باشد، ولی کار راه اندازی زیادی داشته باشد. با نیت کارهای خیر، مثل نیت حج رفتن، زیارت امام حسین (علیه السلام) و دائم الوضو بودن می‌توان برکت عمر داشت.

موضوع بحث اصلی عوامل برکت است. در این جلسه، به یکی دیگر از عوامل برکت یعنی «نیت حج» خدمت شما عزیزان عرض خواهیم کرد. نیت، اصل شخصیت انسان است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «إنّ اللّه َ یَحشُرُ النّاسَ على نِیّاتِهِم یَومَ القِیامَةِ[1]= خداوند در روز قیامت مردم را مطابق نیّت هایشان محشور مى‌كند». سرمایه‌ انسان در حیات جاودانه‌اش اول نیت های اوست، بعد اعمالش. پس نیت ها خیلی مهم هستند. وجود مقدس امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: در روز قیامت پرونده‌ی شخص را برای رسیدگی اعمالش باز می‌کنند، بعد که تمام می‌شود، خداوند می‌گوید آن نامه اعمالی را بیاورید که انجام نداده است. به نظر می آید در ظاهر امر روایت تناقض دارد. چون اگر اعمال بوده، پس انجام داده، ولی چرا می‌گوید انجام نداده؟ این نامه اعمال را می‌آورند و می‌خوانند. شخص می‌گوید خدایا من اصلاً هیچ کدام از این اعمال را انجام نداده ام! خدا می‌فرماید تو می‌خواستی انجام بدهی و صادقانه هم قصد داشتی آنها را انجام بدهی. ولی نتوانستی. گاهی مشکل مالی، مریضی، یا همسرت اجازه نمی دهد، یا کرونا و هزار کار دیگر پیش می‌آید که انسان نتواند کار خوبی را انجام دهد. پس دقت کنید که انسان چقدر می‌تواند با نیت هایش بیشتر از اعمالش خیرات بفرستد. اینکه انسان خوش‌ضمیر و خوش‌نیت باشد تا بدجنس و بدنیت. این دو خیلی متفاوت هستند که انسان دائماً نیت خیر داشته باشد و کارهای بزرگ انجام بدهد. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید: «على قَدرِ النِّیَّةِ تَكونُ مِن اللّه ِ العَطِیَّةُ[2]= دهِش خداوند به هر كس، به اندازه نیّت اوست»، یعنی خدا به اندازه نیت افراد (نیت صادقه و حقیقی و خالص) عطا می‌کند. پس یک آدم با عرضه باید سعی کند مهمتر از اینکه اعمال صالح انجام دهد، نیت‌های صالح برای خودش تحصیل کند. برای همین گفتم که مهندسی آرزوها و مهندسی معشوق را کار کنید. چون شما می‌توانید به وسیله شناخت آرزوهای بزرگ، نیت های بهتر و بزرگتری داشته باشید. گاهی انسان نیت های بزرگ دارد، درحالی که نیت ها هم باید بزرگ و هم باید بهترین باشند. چه زیباست نیت تماشا در سرزمین وحی یکی از چیزهایی که خوب است انسان نیت کند، این است که خدا عمرش را طولانی کند تا حج برود و بگوید خدایا عمرم را طولانی کن تا دوباره برگردم. شما زیارت امام رضا (علیه السلام) که می‌روید یک وداع فوق‌العاده زیبا دارد. در این وداع می‌خوانیم: خدایا این زیارت را آخرین زیارت من قرار نده. یا می گوییم: «رَزَقَنِیَ اللَّهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ= خدا روزی من بکند دوباره بیایم و دوباره بیایم و دوباره بیایم». همین که این را می‌طلبی، می‌بینی که این روزی نصیب تو می‌شود. فقط هم برای امام رضا (علیه السلام) نیست. برای همه امام‌ها این طلب زیارت وجود دارد. مثلاً در زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌گوییم: «وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ= خدایا این زیارت را آخرین زیارت من قرار نده». همین که می‌گویی این آخرین زیارت من نباشد، این را خدا می‌شنود. در ماه رمضان هم هر شب می‌گویید: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ= خدایا مرا روزى کن حج بیت الحرام در این سال و در همه سال». پس نیت خیلی مهم است. نه اینکه حالا این چه دعایی است که من بخوانم. من که می‌دانم راه مکه و حج بسته است. عربستان هم نمی‌گذارد آنجا برویم. تو کاری به این نداشته باش. به نیتت برس. بگو خدایا روزی‌ام کن بروم. حالا ممکن است عربستان 10 سال دیگر هم نگذارد شما بروید. ولی خدا برایت 10سال حج می‌نویسد. همه اینها را آن طرف نیاز داریم. گفتم حیات برزخی خیلی هزینه و خرج دارد. بنابراین، باید با خودمان توشه ببریم. صرفاً نمی توان با اعمال در آنجا نجات پیدا کرد. بلکه آن چیزی که می‌تواند ما را نجات بدهد، نیت پاک و خالص است. برکت عمر كسی كه نیت حج كند حالا یک نمونه‌اش را حضرت اینجا درباره حج ذکر کرده است. ایشان می فرماید: «مَنْ رَجَعَ مِنْ مَكَّةَ وَ هُوَ یَنْوِى الْحَجَّ مِنْ قابِلٍ زیدَ فى عُمْرِهِ[3]= هر كس از مكه بازگردد، در حالی‌كه تصمیم دارد سال آینده هم به حج رود، عمرش زیاد خواهد شد». پس تا می‌توانید نیت کار خیر کنید. حالا از کجا بفهمیم که نیت‌مان خالص است؟ نیت باید با شخصیت، توان و عمل شخص تناسب داشته باشد. انسان اگر می‌تواند حتما باید کار خیر را انجام دهد. وقتی می‌گویی اگر خدا به من پول بدهد، چنین و چنان می‌کنم. می‌گوید با همین پول کم بکن ببینیم چه می‌کنی. خدا از عمل و فعل تو امتحان می‌کند. امتحان می‌کند که تو الان در این موقعیت خاص واقعاً اگر برایت امکانات فراهم بشود، این کار را می‌کنی یا نه. بعضی ها می گویند: اگر امام زمان (علیه السلام) بیاید، من به ایشان خدمت می‌کنم. درحالی که نمی دانند امام زمان (علیه السلام) خیلی وقت است تشریف آورده اند و ظهور کرده اند. بخشی از ظهور امام، انقلاب اسلامی است. الان وقت کمک به امام زمانت است. نه بعد از ظهور، بعد از طلوع خورشید، نماز قضاست. هر کاری می‌خواهی الان انجام بده. برکت، رزق و دفع بلا از آثار زیارت امام حسین (علیه السلام)، است امام باقر (علیه السلام) در آثار فردی زیارت امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: «مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَهْ قَبْرِ الْحُسَیْنِ «ع» فَإِنَ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ[4]= به شیعیان ما سفارش کنید به زیارت قبر حسین بن علی «علیهما السلام» بروند. زیرا بر روزی شان افزوده می‌شود و عمرشان طولانی می شود و انسان را از پیشامدهای ناگوار حفظ می ‏کند». با زیارت امام حسین چه اتفاقی می‌افتد؟ زیارت امام حسین (علیه السلام) در طول این هزار سال چه کارهایی کرده و چه کارهایی می‌کند؟ این را بدانید که هر چقدر زیارت امام حسین (علیه السلام) قوی‌تر برگزار شود، ظهور امام زمان (علیه السلام) هم نزدیکتر می‌شود. حالا به بعضی ها می‌گویی کربلا بروید، می‌گویند با کدام پول؟ قرض بگیر برو. چون هم راه رزقت باز می‌شود و هم قرضت ادا می‌شود. پس زیارت امام حسین (علیه السّلام) رزق می‌آورد، عمرت را زیاد می‌کند. جلوی بلاها و حوادث ناگوار را می‌گیرد. مثلا حادثه مالی یا مریضی سخت، یک خطر خانوادگی سخت، یک مشکل روحی و روانی و معنوی برایت پیش بیاید، خود امام حسین (علیه السلام) همه را برطرف می‌کند. این ذات زیارت است. این اثر وجودی در امام رضا (علیه السلام) بالاتر است. دلیل هم دارد که امام رضا (علیه السلام) بالاتر است که هر چه زائر حضرت بیشتر بشود، جامعه جهانی در برطرف کردن موانع ظهور و ایجاد تمدن نوین اسلامی آماده‌تر می‌شود. همین شلوغ کردن حرم ها و رفتن و زیارت کردن ها اثر دارد. مثلا می‌خواهی نماز بخوانی، نمازت را در حرم بخوان. زیارت بخوان. یک ساعت در حرم برو و بگرد بیا. اصلاً نمی‌خواهی زیارت کنی، نمی‌رسی، از این در حرم برو و از آن طرف بیرون برو. یک سلام به آقا بده و بیرون برو. این خیلی خیر و برکت می‌آورد و خیلی از موانع را برطرف می‌کند. همه اینها به خاطر وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) است. یعنی هر چه آدم زیارت می‌رود، جامعه جهانی برای ظهور آماده تر می‌شود. چون لشکر آخرالزمانی امام زمان که آزمایشش را هم خیلی خوب داد، به برکت زیارت امام رضا (علیه السلام) و زیارت امام حسین (علیه السلام) و هیئت ها و عزاداری ها اتفاق افتاده است. این لشکرها در دانشگاه‌ها تربیت نشده اند، بلکه در هیئت‌ها و حرم ها تربیت شده اند. برای همین هم می‌گوید اگر کسی زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌تواند برود، اگر نرود، عمرش و زندگی‌اش بی‌برکت می‌شود. پس در زیارت ائمه (علیهم السلام) از یکدیگر پیشی بگیرید و آن را ترک نکنید. مثلا در ایام فاطمیه که مراسم مادرتان است، آن هم مادر آسمانی‌ات، بعضی می گویند ما وقت ندارم، کار دارم، نمی‌رسم، درس و طرح و پروژه دارم. درحالی که اگر مادر زمینی‌ات باشد، آیا شرکت نمی‌کنی؟! بچه‌اش، خواهر و برادر و دوست و فامیل‌اش باشد، شرکت نمی‌کند؟! اینجاست که آدم فلسفه زندگی‌اش را از دست می‌دهد. یک دفعه می‌بینی10 جور بلا در زندگی پیش می‌آید. اصلاً فلسفه زندگی‌مان عاشقی و عشق‌بازی است. باید در این بهشت هایی که برای ما تدارک دیده اند، خوش بگذرانیم. پس آدم باید تندتند در این مجالس بهشتی شرکت کند. دائم چرتکه نیاندازد. بعد می‌بینی آن چیزی که می‌خواستی بفهمی و باید برایش 10 ساعت وقت می‌گذاشتی، الان یک ساعته آن را می‌فهمی. برکت عمر اینطوری است. پس مجالس اهل بیت را ترک نکنید. با جلال و عظمت برگزار کنید. برایش بهانه هم نیاورید. اگر دائم الوضو باشیم، عمرمان طولانی می شود یکی از عواملی که موجب طولانی شدن عمر می‌شود، در روایت و بحث های عرفانی هم آمده، کامل گرفتن وضو است: «إصلاح الوضوء». یعنی هول هولکی وضو نگیرید. وسواسی هم نباشیم. نگویید که استاد گفته وضو را کامل بگیرید، پس آب زیاد مصرف کنید. آب اول واجب، آب دوم جایز، آب سوم حرام است. حق ندارید 3 تا مشت آب بریزید. پس اسراف در آب برای وضو نکنید. وضو را کامل بگیریم، یعنی آب را کامل به همه جای وضو برسانیم. دعاهایش را هم بخوانیم ذکرهایش را هم بگوییم. آن ذکرهایش خیلی مهم است مثلاً وسطش سوره قدر بخوانیم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به انس فرمود: «یا أنَسُ، أسبِغِ الْوُضوءَ یُزَد فی عُمُرِكَ[5]= ای انس! وضو را تمام و کامل بگیر تا عمرت طولانی بشود». بعضی ها با بد وضو گرفتن، نمازشان را خراب می‌کنند. می‌گوید کار دارم، نمی‌رسم. وضویش را تند می‌گیرد. نمازش را تند می‌خواند. قنوت را تند می‌خواند. قرآن را هول هولکی می‌خواند. این وضع باعث می‌شود که عمر و نعمت شان کم شود. هر وقت هول شدید، بدانید شیطان شما را هول می‌کند که می‌گوید به کارها و درس نمی‌رسی. الان مهمان داری. دائم شما را هول می‌کند تا وضوی تان را تند تند بگیرید. وقتی آدم کم می‌گذارد، رزقش کم می‌شود: هم رزق دنیایی و هم رزق آخرتی‌اش. لذا انسان باید عرضه داشته باشد و حوصله عشقبازی و حرف زدن با خدا را در خودش بیشتر کند. نیت پی نوشت: [1] . المحاسن، ج 1، ص 409. [2] . تمیمی الآمدی، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص 452. [3] . کلینی، الكافی، ج ۴،  ص ۲۸۱، ح ۳. [4] . مجلسی، بحارالانوار، ج 101، ص 47، ح17. [5] . محمدی ری شهری، دانشنامه قرآن و حدیث، ج12، ص384. قا/

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12210
زمان انتشار: 2 فوریه 2021
| | |
مادر تاریخ

اولین تولید واحد موسیقی مؤسسه منتظران منجی (عج)

مادر تاریخ

قال فاطمه الزهرا سلام‌الله‌علیها :«اِنْ کُنْتَ تَعمَلُ بما اَمَرناک وتَنْتَهی عمّا زجرناک عَنه، فأنت مِن شیعتنا والا فَلا» (بحارالانوار، ج 65، ص156).

حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها: «تنها زمانی از شیعیان ما خواهی بود؛ که به آنچه تو را بدان فرا می‌خوانیم، عمل کنی، و از آنچه تو را از آن نهی می‌کنیم، خودداری نمایی ...وگرنه از شیعیان ما نخواهی بود!

هدیه به پیشگاه حضرت مادر سلام‌الله‌علیها‎‎، اولین تولید واحد موسیقی مؤسسه منتظران منجی (عج) آهنگساز:‌ دکتر یحیی عباسی با صدای: ایمان ناجی شاعر: سپیده پوررجب تنظیم کننده: امید اردلان صف به صف، سینه به سینه، علمت را مادر می رسانیم به دستان حسینی دیگر! چهارده قرن است زمین شوق تکامل دارد آیه ی چهاردهم شوق تنزل دارد

صوت

1 - مادر تاریخ

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12205
زمان انتشار: 2 فوریه 2021
| |
مقام لیلة القدری حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)

میلاد باسعادت سیده زنان عالم حضرت زهرا (س) و روز مادر مبارک

مقام لیلة القدری حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)

درک شب قدر بسته به معرفتِ مقام حضرت زهرا (س) است

حضرت صادق (علیه‌السّلام) دربارۀ حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) می‌فرمایند: «مَنْ أَدْرَكَ‏ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ‏ لَيْلَةَ الْقَدْرِ[1]= هر کس فاطمه را آن طوری که شایسته است بشناسد، لیله‌القدر را درک کرده است». حضرت به عبارات مختلف در چند جا این جمله را دارند.

درک مثل احساس شادی و درد است. درک یعنی «چشیدن». ما یک تعبیر «فهمیدن» یا «شناخت عقلی» داریم که علم است و علم اطلاعات و دانش است و کاریست عقلی که با فعال کردن عقل، تمرکز و فکر و شنیدن به دست می‌‌آید. تعبیر دیگری که داریم «معرفت» است. درک، ادراک و معرفت، امری است جزئی. علم مقدمه معرفت است. با علم زمینه معرفت برای انسان فراهم می‌‌شود. سوره قدر سوره حضرت زهرا است و خیلی عظمت دارد. خیلی تأکید شده که در نمازهای واجب یکی از سوره‌‌هایی که انسان می‌‌خواند سوره قدر باشد. بعضی از بزرگان در نماز واجب شان یک سال سوره قدر را می‌‌خواندند و مدام عظمت قدر را متذکر می‌‌شدند تا به ادراک برسند. در شب‌های قدر هم هزار بار خواندن سوره قدر سفارش شده است.  از امام صادق (علیه‌السّلام) معرفت وى را همطراز ادراک شب قدر معرفى می‌فرماید:««اللّیلةُ»، فاطمةُ و «القَدْرُ»، اَللّهُ فَمَنْ عَرَفَ حقَّ معرفتِها فَقَدْ ادركَ لیلةَ القَدْرِ[2] = «لیلة»، فاطمه است و«قدر»، اللّه؛ از این روى هر آن كه به شناخت حقیقى فاطمه، توفیق یابد، بى‌گمان شب قدر را درك كرده است». قبلاً این نکته را تذکر داده ایم که خداوند به هیچ وجه جلوه غیر ریاضی ندارد. همه ظهورات و جلوات خداوند با قدر و اندازه صورت گرفته و حدود دارد. ما هیچ چیز غیرریاضی در عالم نداریم. شما دست روی هر چیزی که بگذارید یک ساختار ریاضی و حدود وجودی دارد. قرآن می‌فرماید: «الَّذی خَلَقَ فَسَوَّى‏ وَ الَّذی قَدَّرَ فَهَدى[3] = همان كه آفرید و هماهنگى بخشید و آن كه اندازه‏ گیرى كرد و راه نمود». یعنی خداوند ساختارچینی و تقدیر و بعد هدایت می‌‌کند. استثناء هم ندارد. از این رو دانشمندان در هر رشته‌‌ای که در سراسر جهان دارند کار می‌‌کنند، به عدد و فرمول می‌‌رسند. نزول ملائکه و روح در مهمترین شب سال مهمترین شب سال، شب قدر است. یعنی شب اندازه، اندازه‌ی چه چیزی؟ اندازه همه چیز: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ[4]= در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى [كه مقرر شده است] فرود آیند». ملائکه و روح به محضر انسان کامل نازل می‌‌شوند. پس عالم، عالم ریاضی است و همه چیز قدر و قضا دارد. در فیزیک به قضا و قدر «عمل و عکس‌‌العمل» و در فلسفه «علت و معلول» می‌‌گویند. همه مسائلی که برای ما پیش می‌‌آید از اخلاق‌مان، اعمال‌مان، اندیشه‌‌ها، دیدنی‌‌ها، شنیدنی‌‌ها، خوردنی‌‌ها، همه قضا و قدری است. یعنی تمام اینها قدرهایی است که ما انجام می‌‌دهیم و قضاهایی است که به تبعِ این قدرها نصیب ما می‌‌شود. قضا و قدر خواستِ خدا نیست، خلقت خداست. خدا این را می‌‌خواهد تا ما بهترین قدرها را انتخاب کنیم و بهترین قضاها نصیب ما شود. ولی برخی افراد با اختیاری که دارند، قدرهای بد را انتخاب می‌‌کنند. در نتیجه قضاهای بد هم گیرشان می‌‌آید. و گرنه خدا نمی‌‌خواهد که ما قدرهای بد یا ضعیف انتخاب کنیم. تمام تقدیرات الهی در تمام مراحل خلقت، از کانال وجودی انسان کامل یعنی خلیفة الله و مظهر خدا انجام می‌‌شود که به آن در قرآن «مَثَلِ اعلی» یعنی عالیترین نمونه از خدا می‌‌گوییم. او است که مجرای دریافت تمام تقدیرات است و رساندن این قدرها و تقدیرات به تمام موجودات. قرآن کریم می‌فرماید: «كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبینٍ[5]= و در لوح محفوظ و روشن خدا (یا قلب امام خلیفة اللّه) همه چیز را به شماره آورده‌ایم». یعنی محاسبات هر چیزی، محاسبات عددی و ریاضی هر چیزی در یک سیستم احصاء به نام «امام» انجام می‌شود. امام دستگاه پیچیده الهی و خزانه علم الهی است. حال این مطالبی که گفته شد را به هم وصل کنید و کنار سوره قدر بگذارید و ببینید وقتی راجع به امام زمان صحبت می‌‌‌‌کنیم، امام زمان چه شخصیت با عظمتی است. محاسبه تمام ما سوی‌الله در ساختار وجودی این آدم دارد انجام می‌‌شود. هر موجودی رزقش را از طریق این شخصیت دریافت می‌‌کند. خدا همه را به امام می‌‌دهد و امام آن را به بقیه مخلوقات می‌‌دهد. امام صادق (علیه‌السّلام) فرمودند: در زیارت سیدالشهدا به حضرت علی (علیهماالسّلام) داریم خطاب می‌‌کنیم. هر موقع خواستید امام حسین را زیارت کنید این را به ایشان بگویید:«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی‏ مَقَادِیرِ أُمُورِهِ‏ تَهْبِطُ إِلَیْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِكُمْ = خواست پروردگار در اندازه‌گیری‌های امورش به سوی شما فرود می‌آید و از خانه‌های شما صادر می‌گردد». این امام است که لیلة القدر با او معنا دارد. امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود با اهل سنّت با سوره قدر محاجه کنید. بگویید مگر خدا نمی‌‌گوید: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ» ملائکه و روح کجا نازل می‌‌شوند؟ یعنی همینطور که نمی‌‌آیند پایین و برگردند، کار عبث نمی‌‌کنند. قضیه، قضیه تقدیر است. «كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبینٍ» یعنی همیشه تقدیرات به امام نازل می‌‌شود و این نشان می‌‌دهد که امام همیشه باید در جامعه حضور داشته باشد. اهل سنت می‌گویند امام زمان الان نیست. بعدها به دنیا می‌آید. عالم بدون امام امکان ندارد. اگر امام در عالم نباشد قدر هم معنا ندارد. اداره خلقت معنا ندارد.  قرآن دارد صریح می‌‌گوید:«كُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‏ إِمامٍ مُبینٍ» و شب قدر هم همیشه بوده و همیشه هست. پس امامی هست که تقدیرات را دریافت می‌‌کند و آن را به همه می‌‌رساند. حال، درک شب قدر به چه معناست؟ درک شب قدر یعنی اینکه انسان نزول فرشته‌‌ها و روح را احساس و ادراک ‌‌می‌کند و آن ادراک به قلب او هم نازل می‌‌‌شود و او هم این چیزها را می‌‌فهمد. علما، بزرگان و اولیاء تلاش می‌‌کردند و یک سال مراقبت می‌‌کردند که نزول ملائکه و روح را ادراک کنند. این ادراک فوق‌‌العاده مهم است و با این ادراک، قلب انسان بزرگ می‌شود و رشد می‌کند. مقام حضرت زهرا (س) در کائنات، مقام رهبری و مدیریتی است حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) کسی است که مقام عرشی دارد. عرش کجاست؟ عرش آنجایی است که تمام فرمان‌ها و تقدیرات صادر می‌‌‌‌شود. مقام عرشی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) مقام مدیریتی و مقام رهبری است و این رهبری بالاتر از رهبری خود ائمه است. امام عسکری (علیه‌السّلام) فرمود: «نحن حجة الله على خلقه، و جدّتنا فاطمة حجة اللّه علینا[6] = ما حجت خدا بر خلق هستیم و مادر ما فاطمه (سلام‌الله‌علیها) حجت خدا بر ماست». بعد از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) با وجود اینکه حضرت علی (علیه‌السلام) هست، ولی وحی به حضرت زهرا (علیهاالسلام) نازل می‌شود. این خیلی مهم است. در این وحی چیست؟ در این وحی، تقدیرات تمام امت پیغمبر و جهان تا آخرالزمان است که قرار است چه اتفاقاتی بیفتد و این حضرت زهرا است که اینها را دریافت می‌‌کند و تک‌‌تک امامان آن را از مادر گرامی شان دریافت می‌کنند. پس حضرت زهرا یک مقام مدیریتی دارد و تمام تقدیرات الهی، اول به ایشان می رسد و سپس از طریق ایشان به امام معصوم می‌رسد و امام هم آن را به همه می‌رساند. برای همین هم حضرت فرمود: «اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ[7]= شب فاطمه است». شب قدر، قدر وجودی حضرت زهرا است و در آن تمام تقدیرات نازل می‌شود:«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ». اگر کسی حضرت زهرا را بشناسد، به درک لیلة القدر می‌‌رسد. اگر کسی حضرت را بشناسد قلبش برای دریافت نزولات الهی آماده می‌‌شود. تمام ائمه با حضرت زهرا به خدا تقرّب پیدا می‌‌کنند و از طریق این حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) که مادر همه ما است، این راه تقرب برای ما هم باز است. یک راه سیر و سلوک در زندگی توسل و تأسی به حضرت زهرا (س) است توسل به حضرت، توجه به مقامات و آرمان‌ها و آموزه‌‌های حضرت، سلوک است. یعنی حضرت زهرا به عنوان شب قدر، خودش یک سلوک و درجه است. شما هر چقدر معرفت بیشتر نسبت به این بانو کسب کنید و دستورات و آرمان‌هایش را اجرا کنید، به ساحت مقدس حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نزدیکتر و شبیه‌‌تر می‌‌شوید. حضرت برای همه ساحت‌‌های زندگی ما برنامه ارائه کرده، در مسائل اجتماعی، سیاسی، عبادی، همسایه‌‌داری، نظامی، جهادی، خانه‌‌داری، همسرداری، در اخلاق، علم و ... برای ما آموزه دارد. اگر کسی بخواهد سریع رشد کند و اوج بگیرد و به نورانیت برسد، باید به ساحت مقدس مادر آسمانی‌مان حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) توجه و توسل داشته باشد. کما اینکه خود اهل بیت (علیهم‌السّلام) هم در حرکت و سلوک، قدرت‌شان را از حضرت زهرا می‌‌گیرند. حضرت زهرا ظرفیت گسترده فیض الهی است. این ظرفیت، ظرفیت بی‌‌نظیری است که خدا نصیب همه ما هم کرده است. تشابهات شب قدر با حضرت زهرا (س) 1- طواف حضرت زهرا (س) توسط فرشتگان در شب قدر راجع به حضرت زهرا (س) در روایت داریم در شب قدر همه فرشتگان حضرت را طواف می‌‌کنند. در قرآن هم راجع به شب قدر می‌‌فرماید: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ»، چون مجرای تقدیرات الهی حضرت زهرا است. این ضمیر «کُم» در این قسمت از زیارت «إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی‏ مَقَادِیرِ أُمُورِهِ‏ تَهْبِطُ إِلَیْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِكُمْ= اراده ی پروردگار در تقدیرهای امورش به سوی شما هبوط می کند و از خانه های شما صادر می شود»، درست است که به اهل بیت برمی‌گردد، اما در رأس آنها حضرت زهرا (سلام الله علیها) قرار دارد. 2- مجهول بودن قبر و قدرِ حضرت زهرا (س) شب قدر مجهول است. قدرِ حضرت زهرا هم مجهول است و نه تنها قدرش، بلکه قبر شریفش نیز مجهول است. در زیارت حضرت می‌‌خوانیم: «اَلمَجهُولَةِ قَدرُهَا»، قدر زهرا شناخته نشد. شخصیتی که پیامبر در باره‌اش می‌‌فرماید: «إِنَّ اللهَ تَعَالَى یَغْضَبُ‏ لِغَضَبِ‏ فَاطِمَةَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا[8]= به یقین، خداوند متعال، با خشم فاطمه، به خشم مى‌آید و با خشنودى او، خشنود مى‌شود». «مَنْ‏ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللهَ[9]= کسی که او را اذیت کند، من را اذیت کرده و کسی که من را اذیت کند خدا را اذیت کرده». قدر زهرا را نشناختند. نه تنها قدرش مجهول است، بلکه قبرش هم مجهول است. وقتی یک چیزی مجهول می‌‌شود، یعنی اهمیتش خیلی زیاد است. چرا خداوند شب قدر را بین 3 شب قرار داد؟ چون شب با اهمیتی است. برای اینکه مردم حرمت نگه دارند و آمادگی در خودشان ایجاد بکنند تا بیشتر بتوانند از این شب استفاده کنند. مجهول بودن قبر حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) برای هدایت بشر خیلی مهم است تا اینکه یک قبری داشته باشد و ما برویم و آن را زیارت کنیم. چرا؟ چون سؤال اساسی و هدایتگر این است که یک شخصیتی با این عظمت که قرآن دارد روی عصمت این بانو تأکید می‌‌کند و شیعه و سنّی روی عصمت حضرت زهرا متحد هستند؛[10] چگونه کشته شد و چرا قبرش مجهول است؟ این مجهول بودن قبر حضرت، سؤال ایجاد می‌‌کند. به خصوص برای کسانی که می‌‌‌‌خواهند شیعه و مسلمان شوند. خیلی‌ها از همین طریق مسلمان شدند. همه سؤال می‌‌کنند که حضرت زهرا چرا کشته شد؟ چطوری کشته شد؟ حضرت زهرا خودش ملاک است. 3- حضرت زهرا (س) محور وحدت و حل اختلافات مذاهب است حضرت زهرا تکلیف تمام اختلافات مذهبی را حل می‌‌کند. حضرت زهرا محور وحدت و حل تمام مسائل و اختلافاتی است که بین مذاهب اسلامی وجود دارد.   مرحوم علامه امینی (رحمت الله تعالی علیه) یک عالم برجسته‌‌ای به آن عظمت هستند. اهل سنّت یک بار ایشان را برای یک شام دعوت می‌‌‌‌کنند، ایشان نمی‌‌پذیرد و می‌‌گوید من بیایم، شما می‌‌خواهید بحث راه بیندازید و من هم نمی‌‌خواهم اختلاف و بحثی باشد. می‌‌گویند نه بحث نمی‌‌کنیم. ولی قصد داشتند این کار را بکنند. خلاصه ایشان دعوت را می‌‌پذیرند و شام را می‌‌خورند. سپس آنها می‌گویند آقا ما یک سؤال از شما بکنیم؟ علامه گفت: قرار شد بحثی نباشد. آنها گفتند: فقط یک سؤال داریم. گفت: بپرسید. سوال می‌کنند که شما چرا از این همه مسائل دینی فقط به مسئله غدیر پرداختید؟ چرا مسئله امامت و ولایت را دارید کار می‌‌کنید؟ مرحوم علامه می‌‌گوید شما خودتان این حدیث را در کتاب تان نقل کرده‌اید. -تمام مجلدات کتاب الغدیر هیچ کدام احادیث شیعی ندارد، تمامش احادیث اهل سنّت است. علامه تمام احادیث را از اهل سنّت نقل کرده و خواسته عظمت غدیر را از زبان اهل سنّت استنباط کند- علامه می‌‌گوید مگر شما خودتان نقل نکردید که «مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ یَعْرِفْ‏ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً= هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده» این را شما قبول دارید؟ همه گفتند: بله قبول داریم. گفت: به خاطر همین، به خاطر شناساندن امام زمان من دارم در غدیر کار می‌‌کنم که امام زمان جامعه شناخته بشود. علامه می‌‌گوید: حالا یک سؤال هم من می‌پرسم. به نظر شما حضرت زهرا که شما هم قبول دارید آیه تطهیر در شأن ایشان است و معصوم هم هستند، امام زمانش را شناخت و از دنیا رفت یا نشناخت و کافر مُرد؟ همه می‌‌گویند: نه ایشان معصوم بودند. علامه می‌پرسد: به نظر شما امام زمانِ حضرت زهرا چه کسی بوده؟ حضرت زهرا چه کسی را امام می‌‌دانسته و از دنیا رفته؟ اگر حضرت امام زمانش را می‌شناخته، امام زمانش چه کسی بوده و چه کسی را امام می‌دانسته؟ این سؤال، سؤال خیلی مهمی است که همچنان در تاریخ باقی مانده است.  برای همین می‌‌خواهم بگویم این مجهول بودن قبر حضرت زهرا سؤال‌‌انگیزتر است و باعث می‌‌شود افراد بگویند داستان چه بوده، چه شد کشته شد؟ چه شد شبانه دفن شد؟ قبرش معلوم نیست تا سراغ آن بروند. اینجاست که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) مثل شب قدر برای ما حقایق را روشن می‌‌کند.  توجه به این نکته خیلی مهم است. این قضیه ملاک قضاوت حق و باطل است. ملاک  قضاوت برای مسیر هدایتی همه‌ی تاریخ است. پس همانطور که برای شناخت شب قدر ریاضت لازم است، تمرکز لازم است، طهارت لازم است، آمادگی لازم است، کار کردن لازم است، برای شناختن حضرت زهرا هم سیر و سلوک لازم است. یعنی شخص باید خودش را به حضرت زهرا برساند. اما همانطور که قبلاً گفتم، قیمت آدم‌ها از روی هوس‌ها و آرزوهای شان مشخص می‌شود. روح بزرگ می‌‌خواهد که یک نفر به این هوس بیفتد که حضرت زهرا را بشناسد. الگوی مناسب برای همه زمان‌ها و مکان‌ها و اشخاص شما هر چقدر برای شناخت حضرت زهرا و تقرب به حضرت و شاد کردن دل حضرت تلاش بکنید،  بدانید که موقع رفتن به برزخ با استقبال فوق‌العاده حضرت زهرا روبرو خواهید شد. چقدر هم خوب و شیرین است که حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از ما به عنوان فرزندش استقبال بکند. حضرت در همه حیطه‌های زندگی یک اسوه کامل هستند. به حدی ایشان اسوه کامل هستند که امام زمان می‌‌فرماید: «فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ [11]= دختر رسول خدا، الگوی مناسبی برای من است». قیمت، شرافت، شخصیت، و لیاقت انسان‌ها به الگوهای‌شان است. در قیامت، انسانها با الگوهای‌شان محشور می‌‌شوند. مادر ما فاطمه زهرا با همسایه‌‌اش، با شوهرش، با فرزندانش، با امامش، با مسائل اجتماعی، سیاسی، علمی و ... اینگونه رفتار می‌کرده، پس ما هم مثل او عمل می‌کنیم. حضرت زهرا کلاس درس داشتند. هم خانم‌ها و حتی آقایان هم می‌‌آمدند از محضر ایشان درس می‌گرفتند و اگر سؤالاتی داشتند مستقیم یا غیرمستقیم می‌پرسیدند. یکی از کارهایی که حضرت زهرا می‌‌کردند و برای همه ما چه خانم‌ها و چه آقایان قابل الگوگیری است. این است که حضرت احادیث را دسته‌‌بندی و جمع می‌‌کردند و آنها را در مکانی محفوظ نگه می‌داشتند و ارزش احادیث را معادل حسن و حسین می‌دانستند:«فَإِنَّهَا تَعْدِلُ‏ عِنْدِی‏ حَسَناً وَ حُسَیْناً = آن حدیث در نزد من معادل حسن و حسین است».[12] نه مثل ما که حدیث را روی یک کاغذ می‌نویسیم و آن در جیب و کیفمان می ماند تا بپوسد. آیا ما مثل حضرت زهرا به علم و مطالعه اهمیت می‌‌دهیم؟! به فهم اهمیت می‌‌دهیم؟! ما روز تولد حضرت زهرا جمع شده‌ایم که مقاماتش را بشماریم و به او نزدیک شویم و گرنه ایشان که به این مجالس احتیاج ندارند. ما احتیاج داریم به مجلس گرفتن برای حضرت زهرا و شبیه شدن به ایشان. ما چقدر همّت داریم به حفظ حدیث، آموزش حدیث، آموزش قرآن، موضوعی یاد گرفتن قرآن، موضوعی یاد گرفتن حدیث. ما می‌‌خواهیم شبیه ایشان شویم، شبیه شدن هم یعنی ببینیم هر چیزی که برای او مهم بوده، باید برای ما هم مهم باشد. مهمترین درسِ حضرت زهرا (س) برای ما مهمترین درسی که ما باید از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) بگیریم این است که بدانیم آنچه که برای حضرت زهرا از جان، جوانی، زن بودن، بارداری، از جان و احوال فرزندانش مهمتر بوده، آن امام زمانش بوده. حضرت تمام اینها را نادیده گرفت تا مقام و حرمت و جایگاه امام زمانش حفظ شود. همه و حتی جانش را فدا کرد تا امام زمانش بماند. ما الان در اهمیت دادن به حالت غربت و مظلومیت و تنهایی و آوارگی امام زمان مان چقدر شبیه حضرت زهرا هستیم؟ اینکه حالا یک مجلسی گرفتیم و آمدیم نشستیم چند تا شعر خواندیم، قرآن خواندیم، دست زدیم، صلوات فرستادیم، شامی خوردیم و رفتیم، این تشریفات است، مسئله این است که ما چقدر مثل حضرت زهرا به امام زمان‌مان اهمیت می‌‌دهیم. اساساً حضور امام زمان در زندگی ما چه جایگاه و نقشی دارد؟ الان ما چه جایگاهی داریم؟ ما مدام بیاییم برای حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) فاطمیه یا جشن بگیریم، بعد در روز دو ساعت، سه ساعت پنج ساعت، برای امام زمان وقت نداشته باشیم و بگوییم ما نمی‌‌توانیم، وقت نداریم، گرفتار هستیم، سرمان شلوغ است، کار و زندگی داریم، این الگوبرداری خوب از حضرت نیست و وقتی امام زمان در آن شریک و سهیم نیست این برای عمر و مال و همه چیز آدم بی‌‌برکتی می‌‌آورد. حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) در مورد یک حکم دینی و حدیث پیامبر می‌‌گوید:«فَإِنَّهَا تَعْدِلُ‏ عِنْدِی‏ حَسَناً وَ حُسَیْناً». در مورد امام زمانش آن همه فداکاری می‌کند تا به شهادت می‌رسد. ما الان چطوری برای امام زمان وقت‌‌گذاری می‌‌کنیم؟ هر کس باید این سؤال را از خودش بپرسد. چون در قیامت از شما همین را سؤال می‌‌کنند. طرف می‌‌گوید: زندگی من فایده ندارد. برکت ندارد. هزارتا گره به کارم می‌‌افتد. خب علتش این است که تو امام زمانت را فراموش می‌‌کنی به کارت گره می‌‌افتد. تو فکر می‌‌کنی هر چه قدر کار امام زمان را عقب بیندازی و به کارهای مادی و دنیایی ات برسی، بهتر است؟ تو وقتی با محور، قطع ارتباط کرده‌ای، چیزی دستگیرت نمی‌‌شود. کسی که دل به امام زمان می‌‌دهد، وقت می‌‌گذارد، مال می‌‌گذارد، عاشق است. همه جوره خودش را هزینه می‌‌کند. این وجودش متصل به آن دریا می‌‌شود و در همه چیزش خیر و برکت می‌‌افتد. وقتی تو عملا با حضرت قهر هستی و فرصتی برای حضرت نداری، باید هم منتظر بلا و گرفتاری و گره افتادن در کارهایت باشی. ما این درس را باید از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یاد بگیریم و مهمترین مسئله زندگی ما وجود مقدس آقا امام زمان باشد. اگر کسی رشد سریع می‌‌خواهد، باید همیشه تقرب به حضرت زهرا، توجه به حضرت زهرا داشته باشد. در زندگی مطالعه بکند. در کلمات حضرت زهرا وقت بگذارد تا بفهمد که این شخصیت کیست؟ چه می‌‌گوید؟ مگر حضرت نگفت هر کس حضرت زهرا بشناسد شب قدر را درک کرده، خیرِ شب قدر چیست؟ «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» شب قدر بهتر از هزار ماه برای ما برکت عمری دارد. اگر کسی به حضرت زهرا تقرب پیدا کند، عمرش با برکت می‌شود. لیلة القدر سالی یک شب است، ولی حضرت زهرا لیلة القدری است که جاری و ساری است. یعنی شما هر چقدر به او تقرب پیدا بکنید، خیر و برکت خواهید دید. گره‌‌های ما در زندگی به بی‌‌توجهی ما به مادرمان برمی‌‌گردد. رشدمان، خیر و برکت، معنویت‌‌، آرامش و شادی، موفقیت‌‌های مان به ارتباط خوب و به پناه بردن به مادرمان فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) برمی‌‌‌‌گردد. پی نوشت: [1] . البحار : ٤٢ / ١٠٥. [2] . بحارالانوار: ج 43، ص 65. [3] . سوره اعلی/ 2و 3. [4] . سوره قدر/4. [5] . سوره یس/12. [6] . اطیب البیان فی تفسیر القرآن‏،طیب سید عبد الحسین‏، ، ج‏13، ص: 225،ناشر: انتشارات اسلام، سال چاپ: 1378 [7] . به پاورقی شماره 2 رجوع شود. [8] . عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج 2 ، ص 46 ، ح 176 . [9] . الكوثر فی أحوال فاطمة بنت النبی الأعظم (ع) نویسنده الموسوی‌، السید محمد باقر؛ جلد4، صفحه 414. [10] . «إِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً= خدا فقط مى‏ خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند» (سوره احزاب/33.) [11] . الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى460هـ)، كتاب الغیبة، ص 286، تحقیق الشیخ عباد الله الطهرانی/ الشیخ على احمد ناصح، ناشر: مؤسسة المعارف الاسلامیة، الطبعة الأولى، 1411هـ. [12] . «جاءَ رَجُلٌ إلى فاطِمَةَ علیها السلام فَقالَ: یَا ابنَةَ رَسولِ اللّهِ، هَل تَرَكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله علیه و آله عِندَكِ شَیئا تُطرِفینیهِ. فَقالَت: یا جارِیَةُ، هاتِ تِلكَ الحَریرَةَ. فَطَلَبَتها فَلَم تَجِدها. فَقالَت: وَیحَكِ اطلُبیها، فَإِنَّها تَعدِلُ عِندی حَسَنا و حُسَینا. فَطَلَبَتها فَإِذا هِیَ قَد قَمَمَتها فی قُمامَتِها، فَإِذا فیها: قالَ مُحَمَّدٌ النَّبِیُّ صلى الله علیه و آله: لَیسَ مِنَ المُؤمِنینَ مَن لَم یَأمَن جارُهُ بَوائِقَهُ و مَن كانَ یُؤمِنُ بِاللّهِ وَ الیَومِ الآخِرِ فَلا یُؤذی جارَهُ، و مَن كانَ یُؤمِنُ بِاللّهِ وَ الیَومِ الآخِرِ فَلیَقُل خَیرا أو یَسكُت. إنَّ اللّهَ یُحِبُّ الخَیِّرَ الحَلیمَ المُتَعَفِّفَ، و یُبغِضُ الفاحِشَ الضَّنینَ السَّئّآلَ المُلحِفَ. إنَّ الحَیاءَ مِنَ الإِیمانِ وَ الإِیمانَ فِی الجَنَّةِ، و إنَّ الفُحشَ مِنَ البَذاءِ، وَ البَذاءُ فِی النّارِ=  شخصی به خانه فاطمه (س) آمد و پس از شرفیابی به حضور آن بانوی گرامی عرض کرد: «آیا رسول خدا(ص) چیزی نزد شما یادگار گذاشته، تا مرا از آن بهره‌مند سازی؟».فاطمه (س) به یاد حدیثی از پیامبر(ص) افتاد و به کنیز خود فرمود: «آن صفحه نوشته شده را به اینجا بیاور».کنیز به جستجو پرداخت و آن را نیافت، و بازگشت و به فاطمه (س) گفت: «آن را نیافتم». فاطمه (س) به او فرمود: وای بر تو، برو آن را پیدا کن، که ارزش آن در نزد من همطراز ارزش حسن و حسین (ع) است». کنیزک که جارو کرده بود، آنرا در آنجا پیدا کرده و به حضرت زهرا سلام الله علیها داد، در آن نوشته بود...1- مومن نیست کسی که همسایه ا ش  از دست او درامان نباشد. 2-کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد نباید همسایه اش را بیازارد. 3-کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید گفتارش نیک باشد و یا این که ساکت باشد. 4-خداوند انسان خیّر ، بردبار و پاک دامن را دوست می دارد و بد زبان و بخیل و لجباز را دشمن می دارد. 5- حیا از ایمان و ایمان در بهشت است، بد گویی از بی بند باری و بی حیایی و بی بند وباری در آتش است. (دلائل الإمامة: ص 65 ح 1.) ع ل 366

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 12204
زمان انتشار: 1 فوریه 2021
| |
عاقبت سخن‌چین جهنم است

خانواده آسمانی، جلسه 549؛ 1399/11/09

عاقبت سخن‌چین جهنم است

کسی که تصمیم می گیرد نزد حاکم یا مسئولی شکایت برادرش را کند، آبرویش را ببرد، یا کاری کند که رسوا شود و... این را بداند که تمام اعمالش از بین می رود و با هامان در جهنم همنشین است.

بحثمان در موضوع جهنم درباره ارتباط با ظالمین بود. نکته‌‌ای که خیلی مهم است، این است که «چیزی که در آخرت به آن جهنم می‌‌گویند، و صراطی که ما باید از آن رد بشویم تا به بهشت برسیم، متن حقیقیش در دنیاست». آنچه که آنجا اتفاق می‌‌افتد، درواقع محصول و نتیجه دنیاست. در این جلسه، می‌‌خواهیم درباره سعایت، سخن‌‌چینی و بدگویی نزد ظالم صحبت کنیم. اولین فرمایش از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) است. ایشان فرمودند: «مَنْ‏ سَعَى‏ بِأَخِیهِ‏ إِلَى‏ سُلْطَانٍ‏ لَمْ یَبْدُ لَهُ مِنْهُ سُوءٌ وَ لَا مَكْرُوهٌ أَحْبَطَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ كُلَّ عَمَلٍ عَمِلَهُ فَإِنْ وَصَلَ إِلَیْهِ مِنْهُ سُوءٌ أَوْ مَكْرُوهٌ أَوْ أَذًى جَعَلَهُ اللهُ فِی طَبَقَةٍ مَعَ هَامَانَ فِی جَهَنَّمَ= هر كس از برادر خود نزد سلطانى سعایت كند، چنانچه از آن سلطان به او ناراحتى یا گزندى نرسد، خداوند عزّ و جلّ همه اعمال آن سعایت كننده را بر باد دهد و چنانچه گزند یا ناراحتى و یا آزارى از سلطان به آن شخص برسد، خداوند آن سعایتگر را با هامان (وزیر فرعون) در یك طبقه از دوزخ جاى دهد». مثلا شخص در یک خصومت شخصی با برادرش تصمیم می گیرد که از او شکایت کند و آبرویش را ببرد، یا کاری کند که رسوا شود و پدرش را در بیا‌‌‌‌ورد و... این را بدان تمام عملت روی هواست. با هامان در جهنم هم‌‌درجه می‌‌شوی. آنجا جای عادی نیست، اما اگر به او آسیبی نرسد، تمام زحمات و اعمالت حبط می‌‌شود و از بین می‌‌رود. چقدر نزدیک شدن به این محاکم و به ظالمین خطرناک است. امام صادق (علیه السلام) این روایت پیغمبر را به گونه ای دیگر بیان کرده است. به این مضمون که اگر کسی مؤمنی را بترساند؛ مثلا بگوید آبرویت را می‌‌برم، یا بلایی سرت می‌‌آورم. در اینجا دو حالت دارد: اگر به او بلایی نرسد و فقط رفته یک گزارش و خبری داده، او در جهنم است؛ اما اگر به او مصیبتی برسد، با فرعون و آل فرعون در جهنم همنشین است. مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است. کسی به کعبه توهین کند، چه حکمی دارد!! بغی را اگر بخواهیم معنا بکنیم، تقریباً معنای تجاوز می‌‌دهد. تجاوز یعنی انسان ورود به حریم افراد کند. یعنی ظلمی که صرفاً حق‌‌خوری نیست. یک خودشیفتگی بسیار زیاد است که باعث می‌‌شود انسان به حریم یا حق دیگران تجاوز کند. کسی که حریم شخصی دارد، اما تو به او تجاوز بکنی، مدام از او سؤال کنی تا چیزی از او در بیاوری و او هم مجبور است به تو بگوید. این خوب نیست که به خود اجازه می‌‌دهی چیزی که به تو ربطی ندارد، و سرّ دیگران است را بدانی. این یک تجاوز است. همچنین کنترل تلفن دیگران، استخراج مکالمات افراد، ضبط صدا و... اینها همه از مصادیق بغی یا همان تجاوز است که ظلم و گناه است. چه انسانی به اندازه مورچه وارد محشر می شود؟ نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «مَنْ‏ بَغَى‏ عَلَى‏ فَقِیرٍ أَوْ تَطَاوَلَ‏ عَلَیْهِ وَ اسْتَحْقَرَهُ اسْتَحْقَرَهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مِثْلَ الذَّرَّةِ فِی صُورَةِ رَجُلٍ حَتَّى یَدْخُلَ النَّار[1]= هر كس به تهیدستى زور بگوید یا بر او گردنكشى و بزرگى كند و حقیرش شمارد، خداوند در روز قیامت او را به شكل آدمى به اندازه مورچه محشور نماید تا این كه به دوزخ رود». مثلا الان سوار ماشین شدم آن بنده خدا از روی ناچاری من را سوار کرده، می‌‌گوید آقا ده تومان هم بده بیا سوار بشو. من که می‌‌دانم این مسیر 20 تومان است، چرا باید حق او را بخورم. می‌‌گوید خودش راضی است. خودش از روی ناچاری راضی است. به او کمک کن، یک ذره هم بیشتر بده، چه اشکالی دارد؟ خدا به تو برکت می‌‌دهد، یک تا 700 برابر خدا به تو برکت می‌‌دهد. در خانواده‌‌ها چقدر زن ها با شوهران شان، با فرزندان شان از این کارهای وحشتناک می‌‌کنند. مردسالاران چقدر زن و فرزندشان را تحقیر و اذیت می‌‌کنند. این اخلاق جهنمی زیاد است. اینکه می‌‌گویم جهنم در زندگی ماست و ما در جهنم حرکت می‌‌کنیم، یعنی همین. پس باید حواسمان را خیلی جمع کنیم. جهنم در انتظار متجاوزان است حضرت علی (علیه‌السّلام) جمله ای دارد که فهمش یک ذره ظرافت می‌‌خواهد. «مَا أَعْظَمَ‏ عِقَابَ‏ الْبَاغِی[2]= چقدر عظیم است کیفر متجاوز». رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وقتی می‌‌خواهد بغی را مثال بزند، از فقیری که تو حقش را می‌‌خوری یا تحقیرش می‌‌کنی، شروع می‌کند. اینهایی که بمب می‌گذارند، فتنه‌‌هایی که در خیابان‌‌ها می‌‌کنند، بانک آتش می‌‌زنند، مغازه‌‌ها را آتش می‌‌زنند، برق را قطع می‌‌کنند، اینها همه از مصادیق تجاوز است. کسی که هک می‌‌کند، او یاغی است. او همین عذاب را دارد که خدا به اندازه مورچه او را کوچک می‌‌کند تا کل قیامت که بدبختی دارد. بعد هم به جهنم می‌‌رود. علی (علیه‌السّلام) در فرمایش دیگری فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَ‏ الْبَغْیَ‏ یَقُودُ أَصْحَابَهُ‏ إِلَى النَّارِ[3]= ای مردم تجاوز اصحاب خودش را به جهنم می‌‌کشاند». طرف می‌‌خواهد گوشت بفروشد. یک عالم آشغال در این گوشت می‌‌ریزد، کباب می‌‌خواهد دست مردم بدهد، یک عالم آشغال به اسم کباب دست مردم می‌‌دهد. تمامش تجاوز است. باید در قیامت جواب پس بدهند. جهنم/ظالمین، یاغی پی نوشت: [1] . حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج8، ص590. [2] . محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج12، ص88. [3] . حرّ عاملی، وسائل الشیعه، ج11، ص332. قا/241

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12203
زمان انتشار: 1 فوریه 2021
| |
قدرت روح و شادی و آرامش با هم رابطه مستقیم دارند

قلب، جلسه 72، 1391/09/18

قدرت روح و شادی و آرامش با هم رابطه مستقیم دارند

داشتنِ قدرت قلب یا همان قدرت‌های روحی برای انسان مهم بوده و هر کسی دوست دارد، روح قوی، اعتماد به نفس و روحیه قوی داشته و در نتیجه شاد و آرام باشد. اساساً می‌شود گفت که شادی و آرامش نیاز به قدرت دارد. اگر می‌بینید سیدالشهدا و زینب کبری (علیهماالسلام) شاد و آرام هستند و حضرت زینب می‌گوید:«وَ ما رَأَیتُ اِلا جَمیلا»، به خاطر این است که قدرت دارند. شادی و آرامش با قدرت قلب یا روح رابطه مستقیم دارد.

روح اگر مریض و ضعیف شود، حتی اگر بدن هم قوی باشد، انسان به هیچ وجه طعم شادی و آرامش و خوشبختی در دنیا و آخرت را نخواهد چشید. قبلاً گفتیم آن چیزی که در حرکت به سمت آخرت و ابدیت برای انسان اهمیت دارد، قلب سالم است. زمانی می‌توان یک قلب را سالم نگه داشت که این قلب قوی و قدرتمند باشد و ضعیف نباشد. همچنان که اگر بدنی ضعیف شود بیمار می‌شود، قلب ضعیف هم بیمار خواهد شد. منشأ این قدرت روحی از کجاست؟ ما در زندگی با آدم‌هایی روبه ­رو می‌شویم که از جهات مختلفی قوی هستند و با خودمان می‌گوییم اینها چقدر حوصله دارند، چقدر کار کرده‌اند، چقدر قوی هستند، چه همتی دارند. اینها این همه قدرت را از کجا آورده‌اند؟ به خودمان که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که ما اینطور نیستیم. شاید ما در یک چیز دیگر قوی باشیم و رشد کرده باشیم. گفتیم انسان 5 بخش وجودی دارد: «حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل». بعضی افراد دارای قدرت حسی هستند. بعضی‌ها قدرت شان خیالی است. عده‌ای دیگر وهمی و گروهی هم قدرت عقلانی دارند. بعضی افراد هم قدرت شان از نوع فوق عقل است. وقتی ما داریم راجع به انسان صحبت می‌کنیم، منظور ما بخش فوق عقلانی است. چون فقط همین بخش، متضمن خوشبختی انسان است. تمام شادی‌ها و آرامش‌ها و نشاط‌های انسان در دنیا و آخرت از قدرت‌های فوق عقلانی ناشی می‌شود. معنی قدرت واقعی و قوی بودن، مربوط به این بخش است. از هر بخش مثال می‌زنم. ببینید کسانی که قدرت‌های حسی دارند. بدن شان در گرایش به محسوسات قوی است. این قدرت از کجا می‌آید؟ این قدرت از سنخیت و علاقه و تلاش می‌آید. سنخیت یعنی شباهت باشد، علاقه هم باشد، تلاش هم بشود، نتیجه اینها می‌شود قدرت. اگر یکی از این سه عامل نباشد، قدرت به دست نمی‌آید. مثلاً اگر سنخیت باشد و علاقه و تلاش نباشد، قدرت هم نیست. باید اینها کنار هم جمع شوند. سنخیت گاهی اوقات خودش علاقه است. مثلاً بعضی‌ها استعداد زیادی در پول درآوردن و زمین­ خواری دارند. از طرفی سنخیت و علاقه هم دارند، پس تلاش می‌کنند و در نتیجه زمین و خانه و پول زیادی ذخیره می‌کنند. یکی ممکن است سنخیت داشته باشد، اما علاقه نداشته نباشد، پس در این جهت تلاشی نمی‌کند. چون خود را فقط محدود به شئون پایین نمی‌بیند، علاقه‌اش به عشق بالاتر است و عشق به بخش های پایین در او فعال نیست، بنابراین از آنها استفاده نمی‌کند. بعضی‌ها در کمالات خیالی قدرتمند می‌شوند. مثل کارهای هنری. هنر مربوط به خیال است. از این رو کسانی که در کارهای هنری فوق ­العاده قدرتمند هستند، یعنی خیال قدرتمندی دارند. می‌توانند فیلم، نمایشنامه و کارتون بسازند. نقاشی و طراحی کنند. کسی که خیال قدرتمند داشته باشد، در هنر موفق است. تابلوهای مینیاتور فوق‌العاده زیبایی که کشیده می‌شود، کارهای خیاطی، سرمه‌دوزی، مرواریدبافی، گلدوزی، طراحی پارچه، دکوراسیون و ... همه نیاز به خیال قوی دارد. وجود تنوع زیاد در همه اجناس از خانه، اتومبیل، ظرف، تلفن همراه، فرش، مبل، جواهرات و هرچه که مورد استفاده بشر است، حکایت از قوه تخیل قوی انسان دارد. عالمِ خیال، عالم بزرگی است. متوقف ماندن انسان در مدل و تجملات و تنوع و در کل ماندنِ در دنیای خیال، جهنمی است که بیرون آمدن از آن قدری مشکل خواهد بود. چون بهشت انسان در رشد قوه فوق عقل است. و اما عالمِ وهم، آخرین عالم از عوالم حیوانی وجود انسان است[1]. یا به عبارتی بالاترین بخشِ وجودِ حیوان. البته حیوانات قوه تفکر هم دارند و فکر می‌کنند، اما فعلاً ما از صحبت در این باره صرف نظر می‌کنیم. مثلاً سیاستمداران در مقام خواهی، قوه وهم قوی دارند و ممکن است در خیال اصلاً قوی نباشند. چون اصلاً ذهن شان به دنبال قدرت و مقام و به دنبال رقابت حزبی و گروهی است. خیلی وقت ندارند که خیالش را آزاد کنند. اگر خیال را هم آزاد می‌کنند، در واقع همان قوه واهمه است. قوه واهمه قدرت طلب و شهرت طلب است. به خاطر قدرت قوه واهمه سیاستمدارها کارهایی می‌کنند که افراد عادی شاید حس و حال این کارها را نداشته باشند. مثلاً سیاستمدارها حزب تشکیل می‌دهند، مجله و روزنامه منتشر می‌کنند، جلسه می‌گذارند، رقابت‌های انتخاباتی دارند، مقاله می‌نویسند، یا مشغول جنگ‌ها و قدرت طلبی‌های سیاسی هستند. حتی حاضرند به خاطر آن آدم بکشند و حاضرند یک کشور را به هم بزنند. اصلا حاضرند یک کشور را به جنگ و فتنه بکشانند. همچنین هنرپیشه‌هایی که به دنبال شهرت و معروف شدن هستند که اسم شان در رسانه ها برده شود، این به خاطر قدرت واهمه آنها است. پادشاهان، سلاطین، رییس جمهورها، نمایندگان مجلس، آدم‌های قوی در بخش واهمه هستند. آنهایی که چشم و هم­چشمی دارند، کسانی که فخرفروشی می‌کنند، هم در بخش واهمه قوی هستند. دانشمندان و علما هم در بخش عقل قوی هستند. مثلاً گاهی دانشمندی یک عمر وقت می‌گذارد تا بتواند فرمولی را کشف و ثابت کند. ریچارد هندرسون دانشمند بریتانیایی در زمینه زیست شناسی مولکولی است. می‌گوید من 20 سال تلاش کردم تا نوع چینش 4 هزار اتم در یک مولکول را کشف کنم. پیشرفت علم هم به برکت قدرت عقلانی بشر صورت گرفته است. گاهی ممکن است قوه وهم، قوه عقل کسی را به کار بیندازد تا او به خاطر گرفتن مدرک دکترا و مهندسی و ... به تحصیل علم بپردازد. یعنی اینطور در عقل او جا بیندازد که اگر تو مدرک پی اچ دی نگیری، بیچاره‌ای. باید درس بخوانی و این مدرک را بگیری. یا درس بخوان تا پولدار شوی. در واقع این شخص در بخش فوق عقل ضعیف بوده و گرفتار در بخش‌های حیوانی خود است. یعنی این آدم الان دارد بخش چهارمش یعنی عقل را برای بخش حس فعال می‌کند که می‌خواهد به پول برسد. فقط می‌خواهد به ماده برسد. یا بخش عقل را فعال می‌کند، چون می‌خواهد وهمش را قوی کند. می‌گوید من اگر خوب درس بخوانم، دکتر و مهندس شوم، پولدار می‌شوم. وقتی هم پولدار شوم هر چه دلم خواست می‌خرم و می‌توانم به مردم فخر بفروشم. باز اینجا گرفتاری دارد و عقل صرف نیست. کسانی که بخش عقلانی برایشان جذابیت دارد و دنبال تحقیق و تخصص و اختراع و اکتشاف هستند، خیلی از شهوت‌های دیگر را ندارند. حال اگر از بالا یعنی از فوق عقل به سمت پایین بیاییم. یعنی اگر یک نفر از بالا یعنی از فوق عقل تصمیم به درس خواندن بگیرد، می‌شود عبادت و عقلانی هم هست. در مورد ازدواج هم همینطور است. ازدواج که امری مربوط به قوه حیوانی است اگر از بالا تصمیم گیری شود، می‌شود عقلانی و درست هم هست. یا اگر عقل و فوق عقل بگویند که باید یک جا رئیس شوی و تو هم خودت را کاندیدا کنی، درست است که ریاست از مقوله وهمی است، اما تحت قوه عقل و فوق عقل بوده، پس این قدرت هم الهی است و عقلانی و درست است. مثلِ علی (علیه‌السلام) که می‌خواست به خلافت برسد، اما نه به خاطر ریاست طلبی، بلکه به خاطر احیا و رشد فوق عقل خود و مردم. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: «مَن طَلَبَ الرئاسةَ هَلَكَ [2]= هر كه جویاى ریاست باشد، نابود شود». هر کس دنبال قدرت و ریاست ­طلبی باشد هلاک می‌شود. اما وقتی کسی دنبال قدرت طلبی نیست و صرفاً می‌خواهد در سایه این قدرت، از فوق عقل خود و مردم دفاع کند، این قدرت، عبادت است و رقابت در این قدرت، رسیدن به این قدرت و شرکت در آن، همه جزو عبادت خواهند بود. وقتی قدرت را از خدا بگیریم، تمامی کمالات جزو عبادات می‌شوند وقتی از بالا تصمیم‌گیری می‌کنیم و پایین می‌آییم، همه چیز، حتی کارهای خیالی هم ارزشمند می‌شود. ما در طول تاریخ این همه معمارهای بزرگ و با تقوا و معماری‌های چشم نواز مثل مسجد گوهرشاد داشته‌ایم. اساساً هنر عامل بقای دین بوده و هیچ دینی بدون هنر باقی نمی‌ماند.  کسی که دین را و قدرت دینی‌اش را از خدا می‌گیرد، قدرت خیالی‌اش را هم از خدا دریافت می‌کند. این وقتی که دارد نقاشی می‌کند و رنگ می‌زند، مثل موقعی است که دارد نماز می‌خواند. آن عزیزی که طراحی‌های حرم امام حسین یا حرم‌های دیگر را دارد انجام می‌دهد، عبادت می‌کند. کسی که تابلوی وداع حضرت سیدالشهدا را به آن زیبایی کشیده، معادل هزاران سال عبادت برایش خواهند نوشت. چون منشأ این طرح از خودش نیست، از بالا به او دستور می‌دهند که این بخش را به کار بگیر. بعضی از موسیقدان‌های ما موقعی که می‌خواستند ساز بزنند، وضو می‌گرفتند و دست به ساز می‌زدند. شهید آوینی که سید شهیدان اهل قلم است، بدون وضو دست به دوربین نمی‌زد. برای همین هم توانست در مستندسازی آن شاهکارها را بیافریند. دوربین برایش وسیله مقدسی بود. کسی که تاجر است و2 هزار نفر یا 3 هزار و یا بیشتر زیر نظرش دارند کار می‌کنند و اینگونه تولید شغل کرده، این کار هم بالاترین عبادت است. در همه این امور اذن باید از بالا باشد و فوق عقل باید نظارت داشته باشد، در غیر این صورت، هر امری چه حوزه و درس و دانشگاه و چه کار سیاسی و ... فقط شهوترانی خواهد بود. ما بنده‌ی خدا و تحت تربیت الهی او هستیم. مربی ما الله است و مسیر حرکت ما به سمت اوست. حال در این مسیر حرکت به سمت الله لازم شده که ما ازدواج کنیم؛ لازم شده غذا بخوریم؛ لازم شده تحصیل کنیم؛ مسافرت برویم و تفریح و شوخی کنیم؛ موسیقی گوش کنیم؛ این ازدواج، این غذا خوردن، مسافرت رفتن و ... همه‌ی اینها با اتصال به الله در زمره‌ی عبادات قرار می‌گیرند.   لزومِ وجودِ یک فوقِ عقلِ قوی و ناظر برای انسان تربیت اسلامی یعنی تربیت یک انسان که بعداً در دنیا و آخرت پشیمانی ندارد از اینکه هر کدام از آن 4 عامل «انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتار و افکارش» را به اذن معشوق اصلی‌ و به اذن بخش اصلی‌ و حقیقی‌اش انجام داده است. می‌خواهیم بگوییم چه چیزهایی روح را یعنی بخش فوق عقلانی و بخش انسانی را قوی می‌کند. چون بخش انسانی اگر بخواهد حکومت کند بر 4 بخش پایینی، باید خودش قوی باشد. به اندازه کافی تغذیه شده باشد تا بتواند به عقل نظارت کند و نگذارد بخش های حیوانی انسان را به فساد بکشند. مثلاً بخش فوق عقل قوی باید روی قوه عقل مسلط بوده و نگذارد تحصیل علم انسان را فاسد کند. افراد زیادی بوده اند که با رفتن به حوزه و دانشگاه فاسد شده اند. مجتهدینی بودند که معنویت نداشتند و فاسد شدند. اجتهاد یعنی تلاش. یک دکتر در رشته خودش مجتهد است. مجتهد علوم دین هم در فقه مجتهد شده، ولی معلوم نیست که حتماً آدم خوب و با معنویتی باشد. ما الان جاسوس شوروی داریم که مدرک اجتهادش را از قم گرفته؛ یعنی حوزه رفته، درس خوانده، طلبه شده و پیش آیت الله ها و مراجع امتحان داده و به او مدرک اجتهاد داده اند. لزوماً اگر یک کسی مجتهد شد، مرجع شد، آخوند شد، روحانی شد، حتماً آدم خوبی نمی‌تواند باشد. مگر اینکه بخش فوق عقلانی‌اش فعال باشد. پس ارزش به معنای حقیقی که تلف شدن و پشیمان شدنی در آن نباشد از بخش فوق عقل می‌آید. مُبَدِل بودن و هنرِ تبدیل از یک فوق عقل قوی برمی‌آید ما در همه بخش ها در «حس، خیال، وهم و عقل» کثافت کاری زیاد داریم. مثلا در بخش عقل که کارهای علمی مربوط به این بخش است، کثافت کاری زیاد است. بمب‌هایی که ساخته می‌شود، مواد منفجره، مواد مخدر، قرص های روان گردان و ... توسط افرادی ساخته شده که دارای دانش بوده‌اند. در بخش وهم، در مقام­ خواهی و شهرت­ طلبی‌ها فساد زیاد است. در بخش خیال فساد زیاد است. در کارهای حسی هم همینطور. اگر کسی بخواهد در این بخش ها کار کند و فعال باشد و در عین حال فاسد هم نشود، باید بخش فوق عقلش فعال و قوی باشد. مهندسی بازیافت را در این بخش‌های پایین به ما نمی‌دهند. در بخش بالا در فوق عقل می‌دهند. کسی که مهندس بازیافت است با کسی که کارگر شهرداری و جمع کننده زباله است خیلی فرق دارد. مهندس بازیافت در روز چند تن زباله را تبدیل به پول و ثروت می‌کند. در صورتی که یک کارگر جارو به دست ممکن است یک فرغون زباله جمع کند در حالی که نمی‌تواند آن را بازیافت کند. وقتی یک زن در بخش فوق عقلانی فعال می‌شود، یک شوهر بد هر کاری بکند، این زن آن را تبدیل به قرب به خدا می‌کند. مثل آسیه زن فرعون. چون فوق عقلش فعال است، قدرت دارد و از فرعون نردبان درست می‌کند و تا آغوش خدا می‌رود. آیه شریفه می‌فرماید:«رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَكَ بَیْتاً[3]= خدایا یک خانه نزد خودت برایم بنا کن». اگر زباله‌ای نباشد، شغل مهندس بازیافت به چه دردی می‌خورد. تمام خیر و برکت و فایده این رشته موقعی است که زباله داشته باشیم. چون این زباله است که می‌تواند مهندس بازیافت را به قدرت و ثروت برساند. اگر در زندگی کسی کثافتکاری و آشغال نباشد او رشد نمی‌کند. یک شوهر بد، یک مادرشوهر بد، یک زن بد، پدر بد، مادر بد، دوست بد، رفیق بد، محیط کاری بد، اگر نباشد چطور می‌توان بازیافت و تبدیل انجام داد و به خدا نزدیک شد. فرق بین مؤمن با غیر مؤمن این است که مؤمن قدرتِ بازیافت و تبدیل دارد. غیر مؤمن این قدرت را ندارد. مؤمن اسم «مُبَدِل» دارد. اگر می‌خواهید در زندگی تان تبدیل حاصل شود، بهتر است اسم شریف «یا مبدل» را بعد از نماز صبح 76 مرتبه بگویید. حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) وقتی دارند بچه ­هایش را جلویش تکه­ تکه می‌کنند، بلد است چطور این صحنه را به نفع خود بازیافت کند. برادرزاده ­هایش را داشتند سر می‌بریدند و می‌کشتند، برادرش را نگاه می‌کند که دارند می‌کشند، ولی وقتی که نزدیک پیکر مطهر امام حسین می‌شود، می‌گوید خدایا این قربانی را از من بپذیر. یعنی خدایا من اینقدر عاشق تو هستم که حسین را هدیه کردم به تو. اما کسانی هم هستند که از ناملایمات، برای خودشان ناراحتیِ اعصاب می‌سازند، یعنی بخش فوق عقلانی‌شان ضعیف است. شخصی پشت سر یک عالم غیبت و بدگویی کرده بود. این عالم در پاسخ بدگویی‌های آن شخص یک هدیه برایش فرستاد و گفت: خیلی ممنونم از شما. من خیلی احتیاج داشتم به کسی که زحمت گناهانم را بکشد و شما زحمتش را کشیدید. این هم هدیه من خدمت شما. لطف فرمودید. بدون اینکه ناراحت شود و کینه به دل بگیرد. وقتی خدا خودش انتقام گیرنده است، من برای چی کینه به دل بگیرم و در خودم زباله نگه دارم؟ پس آن را تبدیل به تمیزی و پاکی می‌کنم. برای اینکه مبدل باشیم باید فوق عقل ما قدرتمند باشد. چون این فوق عقل است که اسم مبدل را دارد. همه اسماء الهی (1000 اسمی که در جوشن کبیر می‌خوانیم) فقط به بخش فوق عقل داده شده است. کسی که فوق عقل فعالی دارد، دیگر کمالات پایین او را مغرور نمی‌کند. اگر کسی می‌خواهد علم و قدرت او را مغرور و کمالات دیگر او را اذیت نکند، باید حتماً قدرت فوق عقلانی داشته باشد و گرنه با این چیزها آدم فاسد می‌شود. اتفاقاً جهنم گناهان عقلانی طولانی تر است. اگر انسان در امور حسی گناه کند، مثلا زنا کند و مشروب بخورد، جهنمش محدود است و زود بیرون می‌آید. اما کسی که در واهمه گناه کرده، یعنی قدرت­طلبی، مقایسه، رقابت، چشم و هم­چشمی، اینها خیلی بیشتر از یک زنا گناه دارد. مثلاً طرف بداخلاق باشد، حسود، متکبر، زودرنج، حساس و بدبین باشد، جهنم این آدم چند هزار برابرِ جهنم زنا و شراب خوری است. هر چقدر فوق عقل ضعیف باشد، 4 قسمت پایینی دردسرساز می‌شوند و فساد ایجاد می‌کنند. نقش موعظه، زهد و یقین در قدرت قلب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در سفارش به فرزند خود حسن (علیه‌السلام) فرمود: «أحْیِ قَلبَكَ بالمَوعِظَةِ، و أمِتْهُ بالزَّهادَةِ، و قَوِّهِ بالیَقینِ[4]= دل خویش را با موعظه زنده كن و با زهد و نیروى یقین بمیران». یعنی موعظه برای انسان قدرت قلبی می‌آورد. درباره موعظه در جلسات قبلی بحث «قلب» صحبت کردیم. «و أمِتْهُ بالزَّهادَةِ» حضرت دارد فرمول می‌دهد. می‌فرماید: با موعظه زنده ­اش کن و با زهد بمیرانش. بالاخره آن را بکشیم یا زنده کنیم؟ پاسخ این است که بخش فوق عقل را باید زنده کنیم و اما بخش‌های پایینی را باید بمیرانیم. «قَوِّه بالیَقین» دلت را با یقین قوی کن. یقین قدرت می‌آورد. انسان وقتی یقین ندارد و شک دارد، ضعیف است. شک و تردید را باید برطرف کرد. با تردید به هیچ وجه به هیچ جا نمی‌رسید. آن چیزی که انسان را نجات می‌دهد ایمان یعنی اطمینان است. قلب/ قدرت قلب/ پی نوشت: [1] . شأن های حسی، خیالی و وهمی انسان که بخش حیوانی انسان و شأن عقلی بخش فرشته‌ای و شأن فوق عقل بخش انسانی انسان هستند. [2] . الكافی : 2/297/2 . [3] . سوره تحریم/11. [4] . نهج البلاغة: الكتاب31. ع ل 365

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12200
زمان انتشار: 30 ژانویه 2021
| |
12 بهمن روز ورود امام خمینی به میهن و سایر وقایع تا 22 بهمن

12 بهمن روز ورود امام خمینی به میهن و سایر وقایع تا 22 بهمن

حضرت امام در حالی که قصد خروج از فرانسه و حرکت به سمت ایران را داشتند، با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن تشکر از انها خداحافظی کردند. هواپیمای پاریس تهران که به پرواز درامد، همه نگران بودند؛ نگرانی از انهدام هواپیما یا ربودن ان در اسمان. با این حال، امام خمینی پس از اقامه نماز در کف هواپیما، با ارامش تمام خوابیدند. با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد (الله اکبر) سالن فرودگاه را به لرزه در اورد. مستقبلین با خواندن سرود (خمینی ای امام)، اشک شوق بر گونه هایشان جاری کردند. امام در فرودگاه سخنرانی کردند: (من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می کنم. عواطف ملت ایران به دوش من، بار گرانی است که نمی توانم جبران کنم). امام، ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه های فساد دعوت کردند، سپس عازم بهشت زهرا شدند.

از ورود امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی به میهن در 12 بهمن 57 تا 22 بهمن همان سال، تک تک روزها ایام اللهی هستند که هر کدام ابستن حوادثی بوده اند. مرور انچه در ان روزها رخ داد و در خاطرات شفاهی یا روزنامه ها منعکس شد، در نخستین روز ایام الله دهه فجر، یاداور خاطرات شیرینی خواهد بود.  ۱۲ بهمن - حضرت امام در حالی که قصد خروج از فرانسه و حرکت به سمت ایران را داشتند، با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن تشکر از انها خداحافظی کردند. - هواپیمای پاریس  تهران که به پرواز درامد، همه نگران بودند؛ نگرانی از انهدام هواپیما یا ربودن ان در اسمان. با این حال، امام خمینی پس از اقامه نماز در کف هواپیما، با ارامش تمام خوابیدند. - با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد (الله اکبر) سالن فرودگاه را به لرزه در اورد. مستقبلین با خواندن سرود (خمینی ای امام)، اشک شوق بر گونه هایشان جاری کردند. - امام در فرودگاه سخنرانی کردند: (من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می کنم. عواطف ملت ایران به دوش من، بار گرانی است که نمی توانم جبران کنم). امام، ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه های فساد دعوت کردند، سپس عازم بهشت زهرا شدند. - حضرت امام در اولین سخنرانی خود در میان انبوه جمعیت مشتاق در بهشت زهرا می گوید: (من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی ای در دوشم پیدا می شود که نمی توانم تاب بیاورم. محمدرضا پهلوی فرار کرد و همه چیز ما را به باد داد. مملکت ما را خراب کرد و قبرستان های ما را اباد. . . من دولت تعیین می کنم، من توی دهن دولت می زنم. . . من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم. من به ارتش یک نصیحت می کنم و یک تشکر. . . . . [ما] می خواهیم ارتش مستقل باشد. اقای ارتشبد شما نمی خواهید؟ اقای سرلشکر شما نمی خواهید مستقل باشید؟ و اما تشکر می کنم از قشرهایی که متصل شدند به ملت). - با وجود سرمای زمستان، شب قبل از ورود امام به میهن، هزاران تن از مشتاقان، در مسیر حرکت ایشان خوابیدند. - شهرهای کشور در شادی ورود امام، غرق نور و گل و فریاد بود. - در حالی که مراسم ورود حضرت امام به طور مستقیم از تلویزیون پخش می شد، نظامیان با یورش به این سازمان از ادامه پخش ان ممانعت کردند. عده ای از مردم با قطع جریان پخش مستقیم ورود حضرت امام از تلویزیون به علت هجوم مامورین نظامی، از عصبانیت تلویزیون های خود را به خیابان پرت کردند. - امام خمینی در شب اول اقامت خود در مدرسه رفاه، طی سخنانی با اعضای کمیته استقبال، بر لزوم حفظ وحدت تاکید کردند. - روحانیون متحصن در دانشگاه، با انتشار اخرین اعلامیه خود، به تحصن پایان دادند. - در پی درخواست مجدد بختیار برای ملاقات با حضرت امام خمینی، ایشان گفتند: ملاقات با بختیار را در صورت استعفای وی می پذیرم. - شاپور بختیار در استانه ورود امام خمینی پیامی منتشر کرد. وی در پیام خود مردم را نسبت به ادامه اعتراضات و تظاهرات، خصوصا در روز ورود حضرت امام، تهدید کرد. - دانشجویان ایرانی در مقابل سفارت ایران در امریکا تظاهرات کردند. - امریکا تعدادی از دستگاه های الکترونیکی محرمانه خود را از ایران خارج کرد. نیروی هوایی سیستم های محرمانه جنگنده های اف چهارده را مخفی کرد. گفتنی است که یکی از وظایف (هایزر) در ایران، انجام همین ماموریت بوده است. - بانک های سوییس اعلام کردند که پول های ایران را پس نمی دهند. - مطبوعات و یونایتد پرس: قراردادهای خرید اسلحه ایران از انگلیس لغو شد. مقامات لندن گفتند به علت لغو این خریدها، انگلیس معادل چهار میلیارد دلار بابت عدم فروش و بیکار شدن بیست هزار نفر، زیان خواهد دید. - در لیبی به حمایت از انقلاب اسلامی مردم مسلمان ایران، راهپیمایی برگزار شد.  ۱۳ بهمن۱۳۵۷​ - امام خمینی در جمع روحانیون بیانات مبسوطی را ایراد کردند. ایشان در قسمتی از این بیانات فرمودند: رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بود. . . هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند. - رادیو مسکو: دانشجویان ایرانی مقیم امریکا علیه مداخله امریکایی ها در امور داخلی ایران، در برابر کاخ سفید تظاهرات کردند. ۱۴ بهمن۱۳۵۷ - حضرت امام طی یک مصاحبه مطبوعاتی در مدرسه رفاه اعلام کردند: شورای انقلاب حکومت موقت تعیین خواهد شد و حکومت موقت، موظف خواهد بود که مقدمات رفراندم را تهیه کند. همچنین قانون اساسی که تدوین شد، به اراء عمومی گذاشته می شود. ایشان دولت بختیار را غیرقانونی اعلام کردند و گفتند: کاری نکنید که مردم را به جهاد دعوت کنم. - دانشجویان ایرانی با حمله به سفارتخانه های ایران در امریکا، لبنان و استرالیا، نسبت به رژیم سلطنتی ایران ابراز انزجار کردند. - چهل تن دیگر از نمایندگان مجلس استعفا کردند. ۱۵ بهمن۱۳۵۷ - حضرت امام خمینی طی یک سخنرانی جوانان را به ادامه تظاهرات و اعتصابات فرا خواندند. - وزرای خارجه امریکا و انگلیس طی دیدار دیوید اوین از امریکا، در مورد اوضاع ایران به گفتگو نشستند. بغداد نیز با اعزام هیاتی به عربستان، به بررسی اوضاع ایران و منطقه پرداخت. - ژنرال هایزر، فرستاده ویژه امریکا به ایران، با اتمام ماموریت حساس خود و مذاکرات مکرر با مقامات ایرانی، عازم امریکا شد. سخنگوی وزرات خارجه امریکا گفت: هایزر سعی کرد تا نظامیان ایران از بختیار حمایت کنند. وی به این علت ایران را ترک کرد که اقامت وی به احساسات ضد امریکایی در ایران دامن می زد. - همافران نیروی هوایی در بهبهان به عنوان طرفداری از امام خمینی، دست به راهپیمایی زدند. - ایت الله سیدمحمدباقر صدر با ارسال نامه ای از عراق برای حضرت امام، از مبارزات ملت ایران حمایت کرد. - به مناسبت ورود حضرت امام به ایران، از سوی ایت الله مرعشی نجفی تلگرامی برای ایشان ارسال شد. - شهردار تهران در حضور حضرت امام استعفا کرد. امام سپس وی را مجددا به عنوان شهردار منصوب کردند. جواد شهرستانی از سوی دولت بختیار ممنوع الخروج شد. - گروهی از نمایندگان مستعفی مجلس شورا با حضرت امام دیدار کردند.  ۱۶ بهمن۱۳۵۷ - انتخاب مهدی بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت، رسما اعلام شد. حکم و فرمان نخست وزیری که با اتفاق اراء شورای انقلاب و تصویب امام خمینی صادر شده بود، توسط حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در حضور حضرت امام و بازرگان قرایت شد. - اسوشیتد پرس: با توجه به اینکه شانس موفقیت بختیار روز به روز کمتر می شود، سخنگوی وزارت خارجه امریکا به ابراز حمایت ملایم از بختیار بسنده کرد. - رییس سازمان سیا اعراف کرد که در رابطه با پیش بینی مسایل ایران، این سازمان ناکام بوده است. وی گفت: چیزی که ما پیش بینی نمی کردیم، این بود که یک مرد هفتاد و هشت ساله که مدت چهارده سال در تبعید بود، این نیروها را به هم پیوند زند. - کیسینجر گفت: بیم ان می رود که انقلاب اسلامی به سایر کشورها سرایت کند و گناه این حرکت، متوجه هدف توخالی حقوق بشر است. - ایت الله گلپایگانی بازگشت حضرت امام به میهن را به ایشان تبریک گفت. - چند وزارتخانه، از جمله وزارت اموزش و پرورش، امور اقتصاد و دارایی، بهداری و دادگستری، توسط نیروهای ارتش اشغال شد. - ۲۲ نماینده دیگر مجلس شورا، استعفا کردند. - در تظاهرت مردم اغاجاری، عده ای به شهادت رسیدند. - هشت هزار یهودی، ایران را ترک کردند و به اسراییل رفتند.  ۱۷ بهمن۱۳۵۷​ - امام خمینی در سخنان خود گفتند: کار عاقلانه و مفید به حال کشور این است که بختیار و ارتش در مقابل انقلاب اسلامی، عکس العملی مثبت داشته باشند. - در پاسخ به پیام های تشکر از سوی مردم و یا شخصیت ها و گروه های مختلف به مناسبت ورود حضرت امام به کشور، از سوی ایشان پیام تشکری خطاب به عموم انتشار یافت. - بازرگان موقتا از رهبری نهضت ازادی کناره گیری و به مدرسه علوی نقل مکان کرد. (در حکم نخست وزیری حضرت امام از وی خواسته شده بود تا بدون واسبتگی حزبی و گروهی به پست نخست وزیری اشتغال یابد). - دکتر سعید، رییس مجلس شورا، در جلسه امروز مجلس اظهار داشت: بازگشت حضرت ایت الله العظمی خمینی، مرجع عالیقدر تشیع را به خاک وطن از طرف خود و عموم نمایندگان خوش امد می گویم. - لوایح محاکمه وزرای سابق و انحلال ساواک، در جلسه مجلس شورا به تصویب رسید. - در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشکده افسری، افسران جوان از سوگند وفاداری به شاه معاف شدند. - حجت الاسلام فلسفی پس از هشت سال ممنوعیت از سخنرانی، در حضور امام و مردم دیدار کننده از ایشان، سخنرانی کرد.  ۱۸ بهمن ۱۳۵۷ - حضرت امام در دیدار با روحانیون شهر اهواز گفتند: ادامه نهضت یک تکلیف است. - فرماندار نظامی تهران به این دلیل که مردم به مقررات حکومت نظامی اهمیت نمی دهند، ساعات منع عبور و مرور را کاهش داد. - سیزده نفر دیگر از نمایندگان مجلس استعفا کردند. - مجمع عمومی سازمان ملل متحد از اوضاع ایران اظهار نگرانی کرد.  ۱۹ بهمن۱۳۵۷ - جمعی از پرسنل نیروی هوایی با انجام رژه و خواندن سرود در مقابل حضرت امام، با حرکت اسلامی مردم ایران و رهبری نهضت اعلام همبستگی کردند. ایشان همچنین از راهپیمایی مردم در حمایت از دولت مهندس بازرگان تشکر کردند. - ستاد ارتش، عکس روزنامه کیهان مبنی بر رژه افسران نیروی هوایی در مقابل حضرت امام را تکذیب کرد. - طی روزهای گذشته و امروز، شهر تهران شاهد تظاهرات مردم و فریاد و خشم کلیه اقشار در مقابل رژیم بود. بانک ها و دیگر موسسات دولتی مورد هجوم مردم به ستوه امده از جنایت های شاه قرار گرفتند و شعله های اتش از همه سو زبانه می کشید. - امام خمینی طی نطق کوتاهی که از شبکه تلویزیونی کارکنان اعتصابی رادیو و تلویزیون بطور مستقیم پخش می شد ضمن ارزوی موفقیت برای کارکنان رسانه های گروهی گفتند: دستگاه هایی در این قسمت بوده و هست که بایستی در خدمت مردم می بودند، ولی رژیم غاصب از انها در راه هدف های نامشروع استفاده کرده است. - در درگیری های گرگان، پنج نفر کشته و یازده نفر مجروح شدند. - مهندس شریف امامی که از طرف دادستانی ممنوع الخروج شده بود، از کشور گریخت.  ۲۰ بهمن۱۳۵۷ - با حمله ماموران گارد به پادگان نیروی هوایی تهران، جنگ خیابانی اغاز شد. به گفته همافران، وقتی که رادیو اعلام کرد فیلم ورود امام خمینی بعد از اخبار تلویزیون نمایش داده خواهد شد، انها در سالن پادگان اجتماع کردند. با ظاهر شدن تصویر حضرت امام بر صفحه تلویزیون، طنین صلوات سالن را پر کرد و در این هنگام، افراد گارد به سوی انها تیراندازی کردند و درگیری اغاز شد. - مردم ساکن در اطراف خوابگاه همافران، هنگامی که از حمله نیروی گارد به همافران اگاه شدند، اهالی خیابان های اطراف را نیز با خبر کردند و طولی نکشید که جمعیت انبوهی در کنار دیوار خوابگاه گرد امدند که با فریاد الله اکبر از همافران حمایت می کردند. - اجتماع مردم در کنار خوابگاه همافران نیروی هوایی که از ساعت ده شب اغاز شده بود همچنان ادامه یافت. ترس مردم این بود که در صورت پراکنده شدن، نیروهای گارد، مجددا به همافران حمله کنند، لذا از دفتر حضرت امام کسب تکلیف کردند و دفتر امام توصیه کردند که پراکنده نشوید. - مردم در کنار خوابگاه نیروی هوایی همچنان شعار می دادند و خود را با اتش لاستیک های فرسوده گرم می کردند که نیمه شب ماموران حکومت نظامی با خودروهای نظامی و در حالیکه از دور با شلیک رگبار مسلسل ها به طرف هوا در صدد ترساندن مردم بودند، به اجتماع مردم حمله کردند. در این هنگام مردم به کوچه های اطراف پناه بردند اما مامورین توانستند یکصد و پنجاه و دو نفر را دستگیر و به محل استقرار حکومت نظامی در کلانتری تهران و منتقل کنند. در بین دستگیر شدگان دو روحانی نیز حضور داشتند (اولین کلانتری ساقط شده در جریان هجوم مردم همین کلانتری بود).  ۲۱ بهمن۱۳۵۷ - با اغاز درگیری مسلحانه، پرسنل انقلابی نیروی هوایی برای تسلیح مردم در ازای کارت پایان خدمت سربازی، یک قبضه سلاح و هفت فشنگ در اختیار انان قرار می دادند. - کلانتری تهران نو  پس از پنج ساعت زد و خورد شدید بین مامورین گارد و مردم  سقوط کرد و مردم و گاردی ها در این زدو خورد چندین کشته و مجروح داشتند. از این پس، کلانتری ها یکی پس از دیگری به دست مردم ساقط شدند. - فرماندار نظامی تهران در اعلامیه شماره چهل خود، ساعات حکومت نظامی را از ساعت چهار و نیم بعدازظهر تا ساعت پنج صبح افزایش داد. پس از شدت گرفتن حملات مردم به کلانتری ها و پادگان ها، فرماندار نظامی تهران در همین روز ساعت منع عبور و مرور را تا ساعت دوازده ظهر افزایش داد. یعنی مردم تنها از ساعت دوازده شهر تا چهار و نیم بعدازظهر اجازه خروج از منازل خود را دارند. - حضرت امام خمینی در رابطه با حکومت نظامی اعلام شده از طرف فرماندار نظامی تهران، ان را ملغی اعلام کردند و گفتند: (اعلامیه امروز حکومت نظامی خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچوجه به ان اعتنا نکنند. اخطار می کنم که اگر دست از این برادرکشی بر ندارند و لشگر گارد به محل خودش برنگردد. . . تصمیم اخر خود را به امید خدا می گیریم). همچنین دولت موقت، اعلامیه حکومت نظامی را یک توطیه توصیف کرد. - مینی بوس ها و ماشین های وابسته به ستاد کمیته امام خمینی، با بلندگو، لغو اعلامیه فرماندار نظامی را در سطح تهران اعلام کردند. گفتنی است که بنا به گفته رحیمی، یکی از سران ارتش، حکومت نظامی تصمیم داشت که با افزایش ساعات حکومت نظامی، به انجام کودتا و سرکوب مردم و خصوصا ترور و دستگیری رهبران نهضت، بپردازد. این تصمیم حضرت امام، توطیه بزرگی را در استانه پیروزی نهضت در نطفه خفه کرد. - امام خمینی در جواب به استعفای افراد نیروی مسلح نوشتند: قسم برای حفظ قدرت طاغوتی صحیح نیست و مخالفت با ان واجب است و کسانی که قسم خورده اند باید بر خلاف ان عمل کنند. - مردم مسلح به یاری افراد نیروی هوایی رفتند. جنگ خیابانی در تهران اوج بیشتری پیدا کرد. - ده ها هزار تن از مردم در خیابان فرح اباد، پشت کیسه های شن و خاک سنگر گرفتند. - کلانتری های تهران نو، (چهارده و شانزده و بیست و یک و نه) و نارمک ده و یازده و شهر ری، سقوط کردند و همچنین یک هلی کوپتر گارد در تهران در هوا ساقط شد. - حجت الاسلام مفتح از جانب حضرت امام، عکس مندرج در روزنامه کیهان مبنی بر رژه افسران نیروی هوایی در مقابل ایشان را کاملا صحیح و واقعی دانست. - از سوی دفتر تبلیغات امام خمینی، هر گونه تماس با بختیار و سران ارتش تکذیب شد. - امام خمینی اعلام کردند که من خودم اهل قلم و بیان هستم و هیچ سخنگویی ندارم. - ستاد امداد و سازمان ملی پزشکان، تعداد شهدا را تا ساعت یازده امشب، صد و بیست و شش تن، و مجروین را ششصد و سی و چهار نفر ذکر کرد. - شمار کشته شدگان که به بیمارستان جرجانی منتقل شده اند، به چهل و شش نفر رسید و تعداد زخمی ها به علت کثرت انها قابل شمارش نیست.  ۲۲ بهمن۱۳۵۷​ - با تلاش برخی از دوستان بختیار و نیز نزدیکان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه ای با حضور بازرگان، بختیار و قره باغی تشکیل گردد. عباس امیرانتظام درباره این جلسه می گوید: قبل از جلسه، بختیار به من تلفن زد و گفت استعفای خود را در جلسه تسلیم خواهد کرد. لیکن بختیار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را برای جلسه فرستاد. - واحدهای نظامی چند شهر، از جمله لشکر زرهی قزوین، به سوی تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران  کرج را به منظور جلوگیری از ورود واحدهای نظامی، مسدود کردند. - نبرد شدید مردم با نیروی گارد در خیابان های تهران شدت بیشتری پیدا کرد. - در پی درگیری های اخیر، پزشکی قانونی مملو از شهدایی است که در چند روز اخیر کشته و شناسایی نشده اند. - تسلیحات ارتش، زندان اوین، ساواک سلطنت اباد، مجلسین سنا و شورا، رادیو و تلویزیون، نخست وزیری، ژاندارمری و شهربانی، به دست مردم تصرف شد. - نصیری، رییس ساواک، سالار جاف، قاتل مردم کردستان و سپهبد رحیمی، توسط مردم بازداشت شدند. همچنین سپهبد بدره ای، فرمانده نیروی زمینی، محمد امین و بیگلری، جانشین فرماندگان گارد، به هلاکت رسیدند. - فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خمینی، استعفای خود را تقدم کردند. - با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه های مسلح پشتیبانی خود را از امام اعلام کردند. - حضرت امام به دنبال سقوط نهادهای اصلی رژیم و عقب نشینی ارتش از مردم خواستند که ارامش و نظم را مجددا برقرار کنند. - از جمله مواردی که موجب شد ارتش اعلام بی طرفی کند، اینها بود: رییس ستاد شهربانی به کلانتری ها گفته بود مقاومت نکنند؛ در حالی که این خلاف دستور بود. اعزام نیروهای زبده کمکی برای افسران محاصره شده در مسلسل سازی به جهت تمرد انها بی نتیجه ماند. سربازان به طور دسته جمعی فرار می کردند و بدون اجازه به پادگان ها بر می گشتند. نیروهای زرهی به علت سد شدن راه انها توسط مردم و تیر خوردن سرلشکر ریاحی، موفق به کار نشدند. نیروی هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بی نظمی عمومی، نافرمانی و اعلام همبستگی افسران عالی رتبه با کمیته امام خمینی همه گیر شده بود. - انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را سرنگون کرد. - امام خمینی طی پیام دیگری خطاب به مردم نوشتند: توجه داشته باشید که انقلاب ما از نظر پیروزی بر دشمن هنوز به پایان نرسیده است. دشمن از انواع وسایل و دسایس بهره مند است و توطیه ها در کمین است. تنها هوشیاری و انضباط انقلابی و اطاعت از فرمان های رهبری و دولت موقت اسلامی است که توطیه ها را نقش بر اب می سازد. . . با دولت موقت اسلامی همکاری نمایید تا با حول و قوه الهی هر چه زودتر با همکاری یکدیگر ایران اسلامی اباد و ازاد را مورد غبطه جهانیان بسازیم.   حضرت امام در حالی که قصد خروج از فرانسه و حرکت به سمت ایران را داشتند، با ارسال پیامی خطاب به مردم فرانسه، ضمن تشکر از انها خداحافظی کردند. هواپیمای پاریس تهران که به پرواز درامد، همه نگران بودند؛ نگرانی از انهدام هواپیما یا ربودن ان در اسمان. با این حال، امام خمینی پس از اقامه نماز در کف هواپیما، با ارامش تمام خوابیدند. با ورود حضرت امام به سالن فرودگاه، فریاد (الله اکبر) سالن فرودگاه را به لرزه در اورد. مستقبلین با خواندن سرود (خمینی ای امام)، اشک شوق بر گونه هایشان جاری کردند. امام در فرودگاه سخنرانی کردند: (من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می کنم. عواطف ملت ایران به دوش من، بار گرانی است که نمی توانم جبران کنم). امام، ضمن اشاره به اینکه طرد شاه از کشور قدم اول پیروزی بود، همگان را به وحدت کلمه و ادامه مبارزه تا قطع کامل ریشه های فساد دعوت کردند، سپس عازم بهشت زهرا شدند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12198
زمان انتشار: 27 ژانویه 2021
| | |
توسل به حضرت ام البنین (س)

ویژه‌ی وفات حضرت ام‌البنین سلام‌الله‌علیها

توسل به حضرت ام البنین (س)

از توسل به حضرت ام‌ّالبنین (سلام‌الله‌علیها) و استمداد از ایشان، تا فتح قلّه‌ی کرامت... اتفاقی که برای هرکدام از ما ممکن است!  

صوت

1 - توسل به حضرت ام البنین (س)

کلیدواژه ها:

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed