www.montazer.ir
شنبه 6 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12285
زمان انتشار: 16 مارس 2021
| | |
سرود کشتی نجات به مناسبت میلاد امام حسین (ع)

سرود کشتی نجات به مناسبت میلاد امام حسین (ع)

سرود کشتی نجات با صدای:‌ گروه سرود وصال شعر: قاسم صرافان آهنگساز:‌ دکتر یحیی عباسی تنظیم کننده: امید اردلان کاری از واحد موسیقی مؤسسه منتظران منجی (عج) لینک پخش و دانلود با کیفیت‌های مختلف aparat.com/v/mUtHi youtu.be/aUsy52AItgA   عاشقی به ادعا نیست به بهاست، نه به بهونه تشنه‌ی عشق، می‌دونه که تو چشمه‌ی حیاتی هر کسی نورتو دیده توی طوفان زمونه زیر لب داره می‌خونه: که تو‌ کشتی نجاتی تو حسینی و یه عالم عاشق اسم تو هستن دل به عباس تو بستن قمرت، آیت عشقه با علمدار تو خوندیم: بی‌رگی آفت عشقه پرچمت عزت عشقه خون تو، غیرت عشقه عشق من، یه ادعاست اگر که هر روز واسه امتحانم آماده نباشم توی کربلاهایی که پیش رومه حر نمی‌شم، اگه آزاده نباشم منتظَر، منتظر یار وفادار چشم براهه که بیایم مثل علمدار منتقم، قلبای بیداریو می‌خواد عاشقایی که باشن لایق دیدار چه عروجی؟ چه کمالی؟ با یه معبود خیالی با یه ادعای خالی از یقین، نمیشه پر شد دل آلوده و دیدار غفلت و توبه و تکرار « لاف عشق و گله از یار» اینجوری نمی‌شه حر شد راه تو راه جنونه امضای عشق با خونه دل زینبی می‌دونه که فدا شدن چه زیباست با قمر هستیم تو راهی رسیدیم به روی ماهی که ذخیره‌ی الهی واسه‌ی روز مباداست عشق من، یه ادعاست اگر که هر روز واسه امتحانم آماده نباشم توی کربلاهایی که پیش رومه حر نمی‌شم، اگه آزاده نباشم منتظَر، منتظر یار وفادار چشم براهه که بیایم مثل علمدار منتقم، قلبای بیداریو می‌خواد عاشقایی که باشن لایق دیدار

صوت

1 - سرود کشتی نجات به مناسبت میلاد امام حسین (ع)

فیلم

1 - تیزر سرود کشتی نجات

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 12284
زمان انتشار: 24 مارس 2021
| |
حضرت علی اکبر (ع)، برترین الگو برای جوانان

حضرت علی اکبر (ع)، برترین الگو برای جوانان

حضرت امام حسین علیه السلام جهت تربیت حضرت علی اکبر علیه السلام خود را با عوالم فرزندش هماهنگ ساخت و رفتاری را که در خور درک نوباوه اش بود پیش گرفت. آن امام همام علیه السلام در سایه معیارهای تربیتی قرآن و سنت شخصیت فرزندش را به عنوان انسانی شجاع، طالب فضیلت و مُصرّ در احقاق حق بارور نمود؛ او عالی ترین عواطف را نثار فرزندش کرد و با بوسیدن و نگاه های آمیخته با محبت و لبخندهای شادمانه این رفتارهای عاطفی را نسبت به علی اکبر علیه السلام بروز داد.

اسوه ای شایسته جامعه اسلامی و به خصوص نسل جوان در جستجوی قهرمانی محبوب و اسوه ای شایسته است تا اخلاق و رفتار خویش را مطابق او تنظیم نماید. بدان امید که پرتوی از کمالات وی در وجودش راه یابد و از امتیازات الگوی خویش بهره مند گردد. یک جامعه سالم و زنده که مشعل اصلاح، ترقی، توسعه فکری و فرهنگی را به دوش می کشد و در تباهی ها و مفاسد کنونی که چون مرداب های متعفّن جهان را فرا گرفته، انسان های تشنه حق را به سرچشمه معنویت و معرفت توجّه می دهد، در صورتی می تواند در این راه موفق شود که در جهت بهبود وضع فکری و روحی جوانان اهتمام ورزد. جوانان شیعه باید در دین شان فقیه باشند ولادت حضرت علی اکبر (علیه السلام) و روز جوان مبارك باد پرمیمنت باد میلاد آسمانی ترین جوان جوانِ پیامبرگونه به طور مسلم بزرگ ترین و مؤثرترین عامل که جوانان را به سوی معارف دینی و افتخارات معنوی سوق می دهد و مجد و عزّت و عظمت آنان را میسر می سازد و روح ایمان و فداکاری را در اعماق وجودشان احیا می کند، معرفی ابعاد زندگی اسوه های فضایل و جلوه های مکارم است. آری، باید برای تقویت عرق دینی و ترویج سنّت های نیکو در میان نسل جوان از اراده های نیرومند و همّت طلایه داران عظمت های معنوی استمداد طلبید که حضرت علی اکبر یکی از این چهره هاست. به علاوه روی آوردن به حماسه های راستین به اراده و اندیشه ما ایمان و صلابت می بخشد و آشنایی با چهره های تابناکی که با شایستگی، اصالت، لیاقت ذاتی و فضیلت آفرینی به فرازین قله های کرامت صعود کردند، به جامعه جوانان شخصیت، هویت، خودآگاهی و قدرت معنوی می بخشد. از این رو نگارنده در این نوشتار کوشیده است به معرفی شمّه ای از زندگی حضرت علی اکبر علیه السلام بپردازد: مست صهبای علی اکبر شدم/ سرخوش از این باده تا محشر شدم غرق گشتم اندر این بحر بسیط/ کرده ام گم دست و پا در این محیط بوستان معنی حضرت علی اکبر علیه السلام در خاندانی نشو و نما یافت که حافظ سرّ خداوند، جانشینان بر حقّ آخرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ذریه او هستند. پدرش سبط رسول خدا، خامس آل عبا، از مخصوصین آیه تطهیر و سید جوانان بهشت است. مادر علی اکبر لیلی، دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی است. این زن برای امام حسین علیه السلام پسری رشید، دلیر، خوش سیما به دنیا آورد. بهره اش از ایمان و پاکی موجب گردید تا با زنان اهل بیت عصمت و طهارت همنشین باشد و بر سر سفره انسان های پاک و وارسته حاضر گردد. اجداد این زن از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت بوده اند. درباره خصوصیات وی حارث بن خالد مخزومی شعری سروده که ترجمه اش چنین است: «او (لیلی)، پدر و مادرش، وفادارترین قریش در حفظ پیمان هستند و عموهایش از تیره ثقیف می باشند.»[1] در روز یازدهم شعبان سال سی و سوم هجرت ستاره ای پرفروغ در آسمان خاندان عصمت هویدا گردید که درخشش و تابش آن شیعیان و اصحاب ائمه را در موجی از شادی و شعف فرو برد. این دُرّ درخشان کسی جز علی اکبر نیست که در شهر مدینه و در بیت امامت دیده به جهان گشود. شرایط خانوادگی و محیط پرورش او پاکیزه ترین و عالی ترین مکان بود، این کودک تحت عنایت ویژه پدر و در سایه توجّهات عمویش امام حسن علیه السلام و در دامان مادرش لیلی پرورش یافت، با ولادت وی رایحه عطرآگین رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در فضای خانه امام حسین علیه السلام بیش از پیش استشمام می گردید. هر کس بر او می نگریست، انگشت حیرت به دندان می گرفت. چرا که گویی فروغ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را نظاره گر است. حضرت امام حسین علیه السلام نام وی را علی نامید تا نام پدر را در جامعه اسلامی برخلاف تبلیغات مسموم و شایعات امویان، احیا کند. از سنت های ائمه این بود که برای فرزندان خود کنیه تعیین می کردند. چنانچه امام باقر علیه السلام فرموده اند: «ما برای فرزندان مان در دوران کودکی کُنیه مشخص می کنیم، زیرا بیم آن داریم که در سنین بالاتر به لقب های ناگوار مبتلا شوند.»[2] حضرت امام حسین علیه السلام در جهت اجرای این سنّت پسندیده کنیه ابوالحسن را که کنیه پدرش می باشد برای فرزندش، علی اکبر علیه السلام، برگزید و این عنوان برای آن بود که وی از همان دوران کودکی مورد توجّه قرار گیرد و در اجتماع از اعتماد به نفس بهتری برخوردار باشد و اگر اولاد پسری آورد، نامش را حسن بگذارد. در آداب زیارت علی اکبر که «ابو حمزه ثمالی» از امام ششم علیه السلام روایت کرده آمده است که «صورت را بر قبر بگذار و بگو: «صلّی اله علیک یا اباالحسن» و این ذکر را سه مرتبه تکرار نما.»[3] علّامه سید ابراهیم موسوی زنجانی عقیده دارد که علی اکبر فرزند نداشته ولی کنیه اش ابوالحسن بوده است.[4] امّا علامه مقرّم احتمال داده که علی اکبر فرزندی به نام حسن داشته و شاهد بر این ادعا را روایت احمد بن ابی نصر بزنطی می داند.[5] این سید شهید به لقب اکبر معروف گردید و این لقب به دلیل فزونی سن او از امام سجّاد می باشد. شکوفایی شکوهمند حضرت امام حسین علیه السلام جهت تربیت حضرت علی اکبر علیه السلام خود را با عوالم فرزندش هماهنگ ساخت و رفتاری را که در خور درک نوباوه اش بود پیش گرفت، زیرا در روایتی از اهل بیت آمده است: «من کان له صبی فلیتصابّ»[6] هر کس بچه دارد، باید خود را به بچگی بزند و این برنامه را در مکتب جدّش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آموخته بود. آن امام همام علیه السلام در سایه معیارهای تربیتی قرآن و سنت شخصیت فرزندش را به عنوان انسانی شجاع، طالب فضیلت و مُصرّ در احقاق حق بارور نمود؛ او عالی ترین عواطف را نثار فرزندش کرد و با بوسیدن و نگاه های آمیخته با محبت و لبخندهای شادمانه این رفتارهای عاطفی را نسبت به علی اکبر علیه السلام بروز داد. عقاد می گوید: «امام حسین علیه السلام از آن کسانی بود که به فرزندان خود محکم ترین علایق و محبت ها را دارند و عواطف نیرومندی دارند.»[7] امام به فرزند خویش کمک می کرد تا شخصیت او رشد کند. حتّی در معاشرت ها و مجالست ها برایش حیثیت والایی قایل می گردید و جایی را برایش فراخ می ساخت تا بنشیند. به هنگام نام بردن از او الفاظی توأم با احترام به کار می برد تا از همان دوران کودکی احساس سرافرازی کند و بتواند در سایه چنین هویتی از دین خدا دفاع کند یا حقوق محرومان را باز ستاند و در برابر اجحاف و ستم بی تفاوت نماند و عصیان مطلوب در مقابل رفتارهای زشت و نامشروع داشته باشد. از سن هفت سالگی کودک را به تنظیم رفتارهای پسندیده تمرین می داد؛ با مراقبت های صحیح و سنجیده و اصولی تحرک هایش را سامان می بخشید و تحت ضوابطی معقول قرار می داد؛ از همین دوران تمرین های دینی و آموزش حکمت ها را برای فرزندش به کاری بست و به وی توصیه می کرد نماز بخواند زیرا جدّ ماجدش فرموده است: «مروا اولادکم بالصّلوة لسبع؛[8] کودکان خود را از سن هفت سالگی به نماز وادارید. » در همین دوران امام زمینه هایی را فراهم ساخت تا فرزندش قرآن را بیاموزد و با این اقیانوس بی کران الهی آشنا شود. عبدالرحمان سلمی به حضرت علی اکبر علیه السلام سوره حمد را می آموخت، وقتی طفل تمام سوره را آموخت و آن را در حضور پدر قرائت کرد، امام به معلمش پول و هدایای فراوان داد و دهانش را از مروارید پر نمود. برخی از این رفتار حضرت شگفت زده شده و چنین عطایی را برای آن تلاش معلم بزرگ دانستند. دلیل آن را از امام سوم جویا شدند. حضرت فرمودند: این هدایا کجا می تواند با عطای سلمی؛ یعنی، تعلیم قرآن (آموزش سوره حمد) برابری کند که هرچه به ازای آن داده شود، ناچیز است.»[9] آیینه پیامبر به خاطر پیوستگی عاطفی، معنوی و روحی رسول خدا صلی الله علیه و آله با امام حسین علیه السلام خصوصیات ظاهری و برخی خصلت های اخلاقی وی به فرزندش علی اکبر انتقال داده شد، او به عنوان آیینه تمام نمای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مشهور گردید. به نحوی که حتّی دشمنان و معاندان به این ویژگی و شباهت تام و تمام اعتراف می کردند. علی اکبر در خَلق، خُلق، منطق و بیان در عصر خویش شبیه ترین افراد به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود؛ زیرا پدر بزرگوارش درباره ا ش هنگامی که عازم جنگ با اشقیا بود فرمود: «اللهمّ اشهد علی هولاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه النّاس خلقا و خلقا و منطقا برسولک محمد صلی الله علیه و آله»[10] اگر کسی با صوت پرجذبه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آشنا بود و علی اکبر از پشت دیواری زبان به سخن گفتن می گشود، آن فرد تصور می کرد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در حال تکلم است. هنگامی که اهل بیت از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یاد می نمودند. به علی اکبر نظر می افکندند و چون دل پدر برای صوت قرآن جدش تنگ می گردید، به جوانش می فرمود: «علی جان برایم قرآن بخوان تا محظوظ گردم.»[11] عده ای از مردم مدینه که نسبت به پیامبرش شوق و علاقه داشتند و با ارتحال آن خورشید پرفروغ و ابدی در اندوهی ژرف به سر می بردند، گاهی دسته دسته به منزل علی اکبر می رفتند و به شوق سید پیامبران او را زیارت می کردند. علی اکبر هم با کرامت خاصّی از آنان پذیرایی می نمود و وسایل مهمان نوازی را به وجه احسن تدارک می دید.[12] آن حضرت به حدی در قلوب مردم جا گرفته بود که مخالفین هم با دیده احترام و عزّت به او می نگریستند. علامه فقید آیه الله حاج شیخ محمد حسین غروی معروف به کمپانی در شعری علی اکبر را چنین معرفی می کند: روح روان عالمی جان نبی خاتمی   طاووس آل هاشمی ناموس حق عزّوجلّ[13] فضایل علی اکبر علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام به عبادت و راز و نیاز با خداوند عشق می ورزید؛ در راه فراهم آوردن نیازهای بندگان خدا کوشا بود؛ ایمان راسخ، شجاعت و شهامت به او بخشیده بود و در طریق دانش و معرفت به کمالاتی نایل و چشمه های حکمت در روح و روانش جاری گشته بود؛ محدثی بنام بود و از جدّش روایت نقل می کرد.[14] دلایلی که از مقام والای این جوان هاشمی حکایت دارند، بدین صورت می توان برشمرد: 1- جامع ترین و بهترین سخن در خصوص فضایل او همان بیانات حضرت امام حسین علیه السلام است که وقتی جوانش عازم میدان رزم با اشقیا بود، بر زبان آورد. 2- ارزش معنوی علی اکبر علیه السلام تا به آن اندازه است که پدر بزرگوارش که دارای مقام عصمت و امامت می باشد، زندگی پس از او را فنا و مرگ می داند. 3- حضرت امام حسین علیه السلام به هنگام بدرقه جوانش به سوی میدان این آیه را تلاوت فرمود: «انّ الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین ذرّیه بعضها من بعض. . .»[15] که درجاتی از پاکی و طهارت روح را برای علی اکبر علیه السلام به اثبات می رساند. 4- هنگامی که بدن علی اکبر زخم های فراوان خورده بود، خطاب به پدر گفت: «از شربتی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به دستم داد، سیراب شدم که در آن تشنگی نمی باشد و امام را برای نوشیدن این شربت فرا خواند و این حقیقت شأن و منزلت علی اکبر را تأیید می کند.»[16] 5- امام سجاد علیه السلام بدن مطهر او را در مقبره ای مستقل در مجاورت مرقد مطهر پدرش به گونه ای دفن نمود که از دیگر قبور شهدا مشخص باشد.[17] 6- ائمه معصومان در روایات و زیارات مستقل، مقام او را به پاکی و طهارت نفس ستوده اند.[18] 7- در موقفی به نام «بنی مقاتل» امام حسین علیه السلام را خواب سبکی فرا گرفت که پس از آن آیه استرجاع بر زبان جاری نمود، در گفت و گویی که بین پدر و پسر رخ داد، علی اکبر عرض کرد: ای پدر وقتی بر حق بودن ما قطعی است، دیگر از مرگ در راه آن باکی نداریم. امام وقتی چنین معرفتی را از پسر دید فرمود: «خدایت پاداشی نیکو عطا کند. نیکوترین پاداش که باید فرزندی از پدر دریافت کند.»[19] 8- وقتی علی اکبر علیه السلام به شهادت رسید، امام قاتلان او را به عنوان افرادی معرفی کرد که بر خداوند رحمان جسارت کرده و حرمت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را هتک نموده اند.[20] 9- حضرت مهدی (عج) در زیارت ناحیه مقدسه او را از نسل پاک و تبار ابراهیم علیه السلام دانسته، بر او و پدرش درود فرستاده است. 10- عظمت مقام و خصال حمیده این جوان در حدی است که در میان اقوام عرب به بزرگ منشی و عزت نفس معرفت بوده و دشمنان، صفات خوب او را مورد تحسین قرار داده اند. 11- علی اکبر از دو وجه حیات معنوی و طیبه دارد: یکی آن که اهل معرفت، خرد و حکمت است. دیگر این که در راه احیای دین، حمایت از حریم ولایت و ستیز با شقاوت به شهادت رسیده، از این جهت تا ابد زنده است. پی نوشت ها [1] علی اکبر، علامه مقرم، ص 17 [2] روضه المتقین، ج 8، ص 626؛ حیاه الامام الحسن، ج اول، ص 65 [3] کامل الزیارات، ابن قولویه، ص 240. [4] وسیله الدارین فی انصار الحسین، ص 285 [5] نک: علی اکبر، علامه مقرم؛ ص 190 - 21 [6] محجّة البیضا، فیض کاشانی، ج 2، ص 233 [7] پرتوی از عظمت حسین علیه السلام، لطف الله صافی گلپایگانی، ص 172 [8] مسائل الخلاف، ج اول، ص 93 [9] مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 66؛ لؤلؤ و مرجان محدث نوری، ص 44 - 45 [10] موسوعة کلمات الامام الحسین علیه السلام، پژوهشکده باقر العلوم، ص 460. [11] مصائب امام حسین علیه السلام، (گزیده بیانات حاج شیخ جعفر شوشتری)، به کوشش غلامعلی رجایی، ص 108 [12] علی بن الحسین الاکبر، محمد علی عابدین، ص 42؛ نهضة الحسین، علامه سید هبة الدین بغدادی، ص 90. [13] دیوان کمپانی، ص 123 [14] ابصار العین فی انصار الحسین، سماوی، ص 21 [15] آل عمران / 33 و 34 [16] علی الاکبر ابن الامام الحسین، علی محمد دخیل، صص 12 - 13 [17] همان مأخذ. [18] همان. [19] ابصار العین، ص 86؛ مشیر الاحزان، علامه جواهری، ص 33؛ الارشاد، ج 2، ص 82؛ کامل ابن اثیر، ج 4، ص 51؛ المختار من مقتل بحار الانوار، صص 75 76؛ الفتوح، ابن اعثم، ص 873 [20] مقتل خوارزمی، ج 2، ص 31 سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12283
زمان انتشار: 16 مارس 2021
| |
باطن ماه شعبان، امام زمان (عج) هستند

باطن ماه شعبان، امام زمان (عج) هستند

«هیچ فحشایی بالاتر و باطنی تر از محرومیت مردم از امام زمان شان نیست.»

اگر انسان به بزرگترین فحشا آلوده باشد، یعنی به ندای هر روزه ی «هل من ناصر» امام زمانش بی توجه باشد، عبادات و کارهای خیر او نیز در ماه شعبان و سپس رمضان، فایده چندانی برایش نخواهد داشت. 

 

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12282
زمان انتشار: 16 مارس 2021
|
موزیک کشتی نجات

موزیک کشتی نجات

مؤسسه‌ی منتظران منجی عج؛ به مناسبت میلاد حضرت اباعبدالله‌الحسین و قمر بنی‌هاشم علیهم‌السلام تقدیم می‌کند؛ موزیک کشتی نجات  با اجرای گروه سرود وصال  ترانه‌سرا؛ قاسم صرافان  آهنگ ساز: دکتر یحیی عباسی تاریخ انتشار؛ سه‌شنبه ۲۶ اسفندماه مصادف با شب میلاد امام‌حسین علیه‌السلام، ساعت ۱۸ واحد موسیقی مؤسسه منتظران منجی "عج"

فیلم

1 - موزیک کشتی نجات

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12281
زمان انتشار: 15 مارس 2021
| |
تقوا پشتوانه قبولی اعمال است

شرح زیارت جامعه کبیره، جلسه 126؛ 1399/12/14

تقوا پشتوانه قبولی اعمال است

آنچه که معیار قبولی اعمال است، کیفیت عمل بوده، نه کمیت آن. کیفیت یک عمل را نیز اخلاص و تقوا مشخص می کند. پس یک عمل هر چه به تقوا نزدیک تر باشد، به همان میزبان مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.

بحثمان را در فقره «وَ أَعْلَامِ‏ التُّقَى‏» در ادامه آثار تقوا از شرح بسیار گرانقدر حضرت آیت الله جوادی آملی ادامه می دهیم. سیزدهمین اثر تقوا، پشتوانه قبولی اعمال است قرآن می فرماید: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقینَ[1]= فقط خداوند از اهل تقوا عمل را می‌‌پذیرد». اینطور نیست که شما عملی را به صدها گناه آلوده کنید و بعد بگویید من به امام زمان (علیه السلام) خدمت می‌‌کنم. نباید فکر کنیم همه چیز خوب است، چون این کار را انجام می‌‌دهم. یک کسی در زمان امام صادق (علیه السّلام) نان می‌‌دزدید و به فقرا می‌‌داد، خودش هم استفاده نمی‌‌کرد. حضرت به او گفت چرا این کار را می‌‌کنی؟ گناه دارد. او می‌‌گفت: درست است که گناه دارد. ولی خداوند گفته یک عمل خیر 10 تا ثواب دارد، دزدی با یکی از ثواب هایش می‌‌رود، 9 تای آن می ماند، پس من 9 تا دارم. حضرت فرمود: مگر نشنیدی که خداوند فرمود: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقینَ»؟ این یعنی آدم باید اهل طهارت و پاکی باشد و با بی‌‌خیالی و هر طوری دلش خواست زندگی نکند. نگوید من امام حسین دارم، پس هر مشکلی حل می‌‌شود. کربلا می‌‌روم مشکلات حل می‌‌شود. زیارت می‌‌کنم حل می‌‌شود، یک شب عزاداری می‌‌کنیم، حل می‌‌شود. امام صادق (علیه السّلام) فرمود: به خدا قسم هرگز خدا عمل کسی را با اصرار بر یکی از معاصی نمی‌‌پذیرد، حتی یک معصیت. وقتی انسان اصرار بر انجام گناهی دارد، نمی‌‌تواند بگوید ما این همه نماز می‌‌خوانیم، این همه روزه می‌‌گیریم، این همه حج رفتیم، این همه کربلا می‌‌رویم، اربعین می‌‌رویم، پس دیگر نباید مشکلی داشته باشیم. وقتی اصرار بر بی‌‌تقوائی داری، مثل کسی هستی که در کشتی نشسته و بگوید من فقط کابین خودم را سوراخ می‌‌کنم. با بقیه کاری ندارم. وقتی کابین شما سوراخ بشود، همه کشتی غرق و نابود می‌‌شود. این امکان‌‌پذیر نیست. بنابراین اگر کسی تقوا داشت، خوبی کارش این است که اعمالش پذیرفته می‌‌شود. باز ایشان نکته خیلی زیبائی فرمودند: خداوند سبحان گاهی تصریح کرده است که اگر یک عمل نیک همراه با تقوا و ایمان باشد و موجب ثواب گردد، بهتر از مسائل و علوم دنیوی است. بعضی ها دنبال علوم می‌‌روند و می‌‌خواهند لیسانس، ارشد یا دکترائی بگیرند، می‌‌بینی خودشان را برای گرفتن این مدرک به هزار کثافت آلوده می‌‌کنند تا آن مدرک را بگیرند. یعنی با هر قیمتی می‌‌خواهد این را به دست بیاورد. حضرت می‌‌فرماید اگر شما یک عمل خوب را باتقوا انجام بدهید که ماندگار باشد از همه آنها بالاتر است. «وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللهِ خَیْرٌ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ[2]= و محققا اگر ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند، بهره‌ای که از خدا نصیب آنها می‌شد بهتر از هر چیز بود، اگر می‌دانستند» گاهی خودمان را درگیر مجالس و مراسم و سبک زندگی خیلی ها می‌‌کنیم و خودمان را می‌‌سوزانیم، اما نمی خواهیم یک زندگی باتقوا داشته باشیم. به ناراحتی خدا و اهل بیت و فرشته‌‌ها و غیب کاری نداریم. اما می گوییم: نکند این بنده خدا ناراحت بشود. یعنی به خاطر آن بنده خدا دچار گناه می‌‌شویم. خدا هم چنین کسی را واگذار می‌‌کند به همان بنده‌‌اش. همان بنده‌‌اش نیشش را می‌‌زند و خیانتش را هم می‌‌کند. ظلم و تحقیرش را هم می‌‌کند، به این باید توجه داشته باشید. اعمال با رنگ خدا پذیرفته می شوند می فرماید: اعمال افراد همانند سکه‌‌ها و اسکناس‌‌هایی است که در دست مردم است، و تقوا همانند پشتوانه این سکه‌‌ها و اسکناس‌‌ها است که در خزانه دولت و در اختیار بانک مرکزی یک کشور است. بدون آن پشتوانه، این سکه‌‌ها و اسکناس‌‌ها ارزش ندارند. تقوا آن طلایی است که پشتوانه اعمال است. پس بدون تقوا هیچ عملی پذیرفته نیست. به خاطر همین هم «إِنَّما»آورده. یعنی خدا فقط از آدم‌های با پروا می‌‌پذیرد، نه از آدم های بی‌‌پروا. خدا از اینها قبول نمی‌‌کند که هر چیزی از دهان شان در بیاید بگویند. یا هر فکری به ذهن شان بیاید به زبان بیاورند و ترس از خدا نداشته باشند. خدا فقط از اهل تقوا قبول می‌‌کند. می‌‌فرماید: سرّش آن است که عملی مورد قبول واقع می‌‌شود که رنگ خدایی داشته باشد و خصوصیت وجه‌‌اللهی پیدا کند. یعنی به خاطر وجود خدا انجام بشود. بعد آیه را می‌‌آورند: «كُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ/ وَ یَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ[3]= هر که روی زمین است دستخوش مرگ و فناست/ و زنده ابدی ذات خدای با جلال و عظمت توست». هر چیزی در این دنیاست نابودشدنی است و فقط وجه‌‌الله باقی می‌‌ماند. پس زندگی و عملی که وجه‌‌اللهی است باقی می‌‌ماند. عملی که رنگ خدایی پیدا نکند و خصوصیت وجه‌‌اللهی به خود نگیرد، هرگز نمی‌‌تواند در صحنه قیامت حضور پیدا کند. یعنی اگر به خاطر خودت، به عشق خودت، به شیفتگی خودت، یک کاری را انجام بدهی، قبول نمی شود و اینها خیلی خطرناک است. زیرا فانی می‌‌شود. در نتیجه چیزی در آنجا به عنوان عمل این شخص وجود ندارد تا مورد قبول واقع بشود یا اصلاً نیست که بخواهد قبول بشود. چون همه را به خاطر خودت کردی. با رعایت تقوا رستگار شوید فرمودند: «فَمَنْ أَشْعَرَ التَّقْوَى قَلْبَهُ بَرَّزَ مَهَلُهُ‏ وَ فَازَ عَمَلُهُ‏[4]= هركس تقوا را شعار قلب خود سازد، در اعمال خیر بر دیگران پیشى گیرد و در كارش رستگار شود». هر کس که تقوا را به قلب خودش، یعنی قلبش را با تقوا بپوشاند، در کار خیر از دیگران سبقت می‌‌گیرد و اعمالش پیروز و پسندیده است. کسی که عشق داشته باشد، صفا داشته باشد، و با عشقش بهترین چیزها را به خدا تقدیم کند، زرنگ است. حالا دیگران می‌‌خواهند کاری انجام بدهند، می‌‌خواهند انجام ندهند. خیال می کنند زرنگ هستند. این چه زرنگی است که آدم از خدا فرار کند. این حماقت محض است. این که برخی افراد، دنیاداری و دنیاطلبی می‌‌کنند و از خدا دور می‌‌شوند، زرنگی نیست. اینها ثواب آخرت را از دست می‌‌دهند. بهشت و قرب را از دست می‌‌دهند. اینها فکر می‌‌کنند خیلی آدم‌های زرنگی هستند. مثلاً آنجایی که باید تلاش می‌‌کردند برای خدا و هدیه می‌‌دادند، و خرج می‌‌کردند یا خرج می‌‌شدند یا وقت و آبرو می‌‌گذاشتند، نگذاشتند، عافیت‌‌طلبی کردند، از گذاشتن آبرو برای دین خدا دریغ کردند، از پولشان دریغ کردند، از وقت شان دریغ کردند، کارهایی که می‌‌توانستند برای دین خدا بکنند، نکردند. درباره آیه فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ[5] پس بشتابید به خیرات» خود حضرت استاد جوادی جمله فوق‌‌العاده زیبایی دارند که می فرمایند الان هیچ عملی در روی زمین خیرتر و بهتر از زمینه‌‌سازی برای ظهور امام زمان (علیه السلام) نیست، در این کار از همدیگر سبقت بگیرید. متأسفانه الان کار کردن برای امام زمان (علیه السلام) یک کاری شده که یک عده می‌‌گویند، آنها داغ هستند. فکر می‌‌کنند راه دیگری برای سعادت و نجات وجود دارد. یکی از آن راه ها این است که آدم برای امام زمان (علیه السلام) کار کند. خودش را وقف امام زمان (علیه السلام) کند. جالب است میلیون ها آدم اهل سبقت را می‌‌بینند، ولی تمایلی به آن سبک زندگی اصلاً پیدا نمی‌‌کنند. بسیجی‌‌ها را می‌‌بینند، مردم جهادگر را می‌‌بینند، ولی تمایلی به سبک زندگی آنها ندارند. می‌‌گویند ما مسلمانی خودمان را داریم. آنها یک ذره داغ‌‌تر هستند. در صورتی که اینطور نیست. تنها سبک زندگی مورد قبول و نجات همین است. تقوا معیار قبولی اعمال امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌‌فرماید: «لَا یَقِلُّ عَمَلٌ‏ مَعَ‏ التَّقْوَى‏ وَ كَیْفَ یَقِلُّ مَا یُتَقَبَّلُ[6]= علمى كه با تقوا همراه باشد كم نیست و چگونه عمل پذیرفته كم است؟‌». در روایت داریم خداوند اینقدر عمل کم را زیاد می‌‌کند و پرورشش می‌‌دهد که روز قیامت به اندازه ی کوه ها می‌‌شود. نمازت تمام شده و می‌‌‌‌خواهی تعقیبات بخوانی، تعقیبات را ول کن و برو بچه را بغل کن. خانمت غذا درست می‌‌کند، برو کمک خانمت 4 تا سیب‌‌زمینی پوست بکن. 4 تا پیاز پوست بکن. یک کاری در کنارش انجام بده و خانمت را شاد کن. نگذار همه خستگی زندگی روی سر او بریزد. این کارها قیمت و ارزش دارد. می‌‌گوید هیچ عملی را کم نگیرید. اگر می‌‌شود یک کسی را شاد کرد، این پیش خدا کم نیست، این خیلی مهم است. قرآن می‌‌فرماید: سؤال می‌‌کنند ما به چه کسی انفاق کنیم؟ در جواب می فرماید: «فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبینَ[7]= پدر و مادر و خویشان». یعنی پدر و مادرت را شاد کن. می‌‌توانی 4 کیلو میوه بخری و به خانه پدر و مادرت ببری و شادشان کنی، از این کار دریغ نکن. با آنها ملاطفت داشته باش و بگو دلم برایتان تنگ شده. دوست دارم شما را ببینم. بعضی ها این کلمات هم از دهان شان در نمی‌‌آید و نمی‌‌تواند بگوید. این برای آدم انقباض و جهنم می‌‌آورد. این آدم بسته است. نمی‌‌تواند خروجی شادی‌‌آور داشته باشد. نفس ما قبر ماست. اگر در نفست گرفتگی داری، یعنی فشار قبر داری. هر کس می‌‌خواهد بداند فشار قبر دارد یا نه، ببیند انقباض سراغش می‌‌آید یا نه. عصبی می‌‌شود؟ پرخاشگر می‌‌شود؟ زودرنجی و حساسیت دارد؟ بدبینی دارد؟ جهنم سراغش می‌‌آید یا نه؟ اگر اینطور است ، پس فشار قبر دارد. فشار قبر یعنی همین که تو داری می‌‌آوری. یعنی آدم ها کنار تو راحت نیستند. آدم ها از تو حساب می‌‌برند. وقتی از تو حساب می‌‌برند، یعنی فشار قبر داری. اگر از تو می‌‌‌‌ترسند، یعنی فشار قبر داری. یعنی کسی وقتی کنار تو راحت نیست، فشار قبر داری. چون نفس بقیه را داری فشار می‌‌دهی. نفس خودت را هم داری فشار می‌‌دهی. فشار قبر یعنی همین. این فشارها را باید دانه دانه از خودمان باز کنیم، تا بشویم یک آدم منبسط. حتی در وسط جهنمی‌‌ها شاد باشیم. قرآن می‌‌گوید این بهشتیان که در بهشت هستند، می‌‌نشینند جهنمیان را می‌‌بینند. هنر این است که بتوانی وسط جهنمیان آرامش داشته باشی و شاد باشی، نه اینکه جهنمی بودن دیگران را بهانه بکنی برای جهنمی بودن خودت. این اصلا قشنگ نیست. باید خودمان بتوانیم به انبساط برسیم. بعضی ها از این انبساط بخل دارند. یعنی از اینکه بخواهند آرام و شاد باشند و بقیه را شاد بکنند، اصلاً در وجودشان نیست. آثار تقوا پی نوشت: [1] . سوره مائده، آیه 27. [2] . سوره بقره، آیه 103. [3] . سوره رحمن/ آیات 26-27. [4] . نهج البلاغه، خطبه 132. [5] . سوره بقره، آیه 148. [6] . نهج البلاغه، حکمت 95. [7] . سوره بقره، آیه 215. قا/320

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12279
زمان انتشار: 13 مارس 2021
| | |
صوت کامل سخنرانی استاد شجاعی در شب مبعث

1399/12/20

صوت کامل سخنرانی استاد شجاعی در شب مبعث

صوت

1 - صوت کامل سخنرانی استاد شجاعی در شب مبعث

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12278
زمان انتشار: 13 مارس 2021
| |
بوی بهشت به مشام فاسق نمی‌رسد

خانواده آسمانی، جلسه 551؛ 1399/12/14

بوی بهشت به مشام فاسق نمی‌رسد

فاسق بیرون از حوزه ایمان و خارج از دایره طاعت و عبادت به سر می برد. به همین دلیل دست در دست شیطان و اغواگری می گذارد و بدون توجه و آگاهی، دنیا و آخرتش را بر باد می دهد و سرمایه وجودی اش را ضایع و تباه می کند و از انجام واجبات و ترک محرمات روی می گرداند و گامی به سوی انبیا و امامان و قرآن بر نمی دارد. او با این روش و منش فاسقانه که تا لحظه مرگش ادامه می دهد، زمینه ورود به آتش دوزخ و محرومیت از بهشت را برای خود و به دست خود فراهم می آورد.

به هر موجودی که از مسیر طبیعی خودش خارج بشود «فاسق» می‌گویند. مثلاً اگر گوسفندی گوشت بخورد یا پلنگی به جای گوشت، علفخوار بشود، این دچار فسق شده است، یعنی حالت طبیعی ندارد. حد طبیعی انسان عبارت است از «لا إله إلا الله». یعنی اگر انسان معشوقی غیر از الله را برگزید و الهی غیر از الله بر قلبش حاکم شد، دچار فسق است و حد طبیعی ندارد. چون در بخش های جمادی، معشوق هایش جمادات هستند. در بخش های گیاهی معشوقش گیاهان و کمالات گیاهی هستند. در بخش حیوانی معشوقش کمالات حیوانی هستند. در بخش عقلی هم معشوقش معقولات است. در بخش انسانی و اصلی انسان که بخش بینهایت‌طلب است، بخش فوق عقل است که معشوقش الله است، یعنی کمال بی‌نهایت و مطلق. از طرفی انسان بینهایت‌طلب است و او جز یک بی نهایت کس دیگری را جز الله ندارد. بنابراین، اله‌ انسان در بخش انسانی‌اش به طور طبیعی الله است. حالا اگر کسی در بخش بینهایت‌طلبش الهی غیر از الله انتخاب کرد، از حد طبیعی خودش انحراف پیدا کرده است. یعنی از حد قانونی و طبیعی خودش که بی نهایت‌طلبی است، دست برداشته و بینهایت‌طلبی را رها کرده است. الله را رها کرده و سراغ کمالات محدود رفته و معشوقش کمالات محدود شده است. معلوم است که او دچار فسق شده است. این حالت فسق برای انسان خیلی خطرناک است. مثل کسی که در ازدواج به جای اینکه گرایش به جنس مخالف داشته باشد، به جنس موافق تمایل پیدا کند. این فسق و انحراف جنسی است. پس فسق باعث می‌شود که انسان روز به روز از الله دورتر بشود. شخص 40 سال 50 سال عمر می‌کند و این مدت را با کراهت از خدا و دین خدا زندگی می‌کند. او در اصل زندگی نکرده است. مثل زن و شوهری که از اول با ناراحتی و دلخوری و بدون علاقه با هم زندگی می‌کنند، ولی روز به روز تنفرشان بیشتر می‌شود. اصلاً عشقی برپا نشده که نتیجه‌دار باشد. این فسق ذاتاً نمی‌گذارد انسان از بهشت خوشش بیاید. شما وقتی که از مظاهر معشوقت متنفر هستی، چطوری می‌توانی بعداً پیش او بروی؟ کسی که فسق دنیایی دارد، روز قیامت نمی‌تواند بهشت برود و از بهشت لذتی نمی‌برد. او اصلاً سنخیت با بهشت ندارد و اصلاً نمی‌تواند لذت ببرد. بارها گفتیم که اگر کافر را بهشت ببرند، او نمی‌تواند از بهشت لذت ببرد. چون ابزار استفاده از آن را با خودش از دنیا نیاورده. مثل بچه‌ای که کور به دنیا آمده. در دنیا احتیاج به ارتباط با طول موج هست. ولی ابزارش را نیاورده و نمی‌تواند با دنیا ارتباط برقرار کند. فاسق ابزار استفاده از بهشت را با خودش از اینجا نمی‌برد. کما اینکه با مظاهر بهشت در دنیا نمی‌توانسته ارتباط برقرار کند. از آدم های بهشتی و مؤمن بدش می‌آید. بنابراین، او فسق دارد و طبیعی نیست. کسی که از زن محجوب خوشش نمی‌آید، فاسق است. این آدم طبیعی نیست. کسی که از مرد متدین و مذهبی بدش می‌آید، فسق دارد. دیگر قطعاً طبیعی نیست. جایگاه فاسق، آتش دوزخ است قرآن می فرماید: «وَأَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِیدُوا فِیهَا وَقِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ[1]= و اما آنان که سر از طاعت حق کشیده و فاسق شدند منزلگاهشان در آتش دوزخ است و هر چه کوشند و خواهند که از آن آتش بیرون آیند باز (فرشتگان عذاب) بدان دوزخ برگردانندشان و گویند عذاب آتشی را که (در دنیا) تکذیب می‌کردید اینک بچشید». شخص فاسق محل زندگی و جایگاهش آتش است. کسی که فسق ظاهری دارد هم همینطور است. یعنی کلاً در دنیا فسق دارد. حالا ظاهری یا باطنی. این اینجا هم که هست در جهنم است. همین الان هم مأوایش در جهنم است. در روایت هم داریم سال‌ها طول می‌کشد تا فاسق خودش را به لبه جهنم بکشاند. بعد دوباره از مسیر سقوط می‌کند و برمی‌گردد و نمی‌آید. برای همین هم پیامبر فرمود: «سوءُ الخُلُقِ ذَنبٌ لا یُغفَرُ[2]= بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود». گفتند چرا؟ فرمود: چون هر وقت می‌خواهد دست از بداخلاقی‌اش بردارد، دوباره یک بداخلاقی دیگر دارد. دائم معذرت‌خواهی می‌کند ولی 5 دقیقه بعد حمله می‌کند و ناراحت می‌شود.  انسان باید به خدا التماس کند که خدایا من را از خودم بگیر. من را از دست خودم نجات بده. از اخلاق خودم و از خودم نجات بده که من اینطوری نباشم. من نمی‌توانم و من زورم به خودم نمی‌رسد. من حسود و بداخلاق و زودرنج و حقه‌باز و کینه‌توز و بخیل هستم. دقت کنید چرا آیه می‌گوید «فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ»؟ چون فاسق آتش و جهنم را تکذیب می‌کرد. مثل کسانی که کرونا را تکذیب می‌کنند. وقتی تکذیبش می‌کنی، خودت را برای برخورد با آن آماده نمی‌کنی. می‌گویی نیست و دروغ است و وجود ندارد. کسی که قیامت و آخرت را تکذیب می‌کند، به جهنم می‌افتد. برای همین می‌گوید «ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِی كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ= بچشید عذاب آتشی را که تکذیبش می کردید». این نتیجه طبیعی و منطقی آن تکذیب است. هر چیزی را تکذیب می‌کنید، در آن قرار می‌گیرید. این سرنوشت غم‌انگیز همه افراد فاسق است. حالا کسی که حسادت را تکذیب می‌کند و می‌گوید ندارم، بداخلاقی دارد، ولی می‌گوید ندارم و خیلی هم خوب هستم، معلوم است که آتش زیر خاکستر جهنم را با خودش دارد. خدا آیت الله ممدوحی را رحمت کند. ایشان می‌گفت: گاهی آدم به خودش خیلی شیفته می‌شود و از خودش خیلی خوشش می‌آید، اما در عمق 500 متری وجودش، یک عالم جهنم وجود دارد که فرصت پیش نیامده که این را بیرون بیاورد. شراب خور به 5 بلا گرفتار می شود نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «اَلْعَبْدُ إِذَا شَرِبَ شَرْبَةً مِنَ اَلْخَمْرِ اِبْتَلاَهُ اَللَّهُ بِخَمْسَةِ أَشْیَاءَ اَلْأَوَّلُ قَسَاوَةُ قَلْبِهِ وَ اَلثَّانِی تَبَرَّأَ مِنْهُ جَبْرَئِیلُ وَ مِیكَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ جَمِیعُ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلثَّالِثُ تَبَرَّأَ مِنْهُ جَمِیعُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ اَلْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ وَ اَلرَّابِعُ تَبَرَّأَ مِنْهُ اَلْجَبَّارُ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ اَلْخَامِسُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا اَلَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ اَلنّٰارُ كُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِیدُوا فِیهٰا وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ اَلنّٰارِ اَلَّذِی كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ[3]». بنده هرگاه جرعه‌ای شراب بنوشد خدا او را به پنج چیز مبتلا می‌سازد: «قَسَاوَةُ قَلْبِهِ= قساوت قلب پیدا می‌کند». قساوت قلب یعنی آنجایی که دیگر قلب نمی‌تواند با مصالح خودش ارتباط بگیرد، کاملاً از مسیر دور می‌شود. یعنی دچار فسق شده است. وقتی هم قسی القلب شد، دیگر جذب نمی‌کند. شما دائم با او حرف بزنید و نصیحتش هم کنید، هیچ نوع تأثیری در او ندارد. «وَ اَلثَّانِی تَبَرَّأَ مِنْهُ جَبْرَئِیلُ وَ مِیكَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ جَمِیعُ اَلْمَلاَئِكَةِ= جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و همه فرشته‌ها از او بیزاری می‌جویند». یعنی دوستی و انس فرشته‌ها را انسان از دست می‌دهد و خیلی خسارت می‌بیند. چون فرشته‌ها موجودات بسیار خوب و نازنین و جذابی هستند که رفاقت و صمیمیت با آنها بسیار دنیای انسان را شیرین می‌کند. انسان از تنهایی اذیت نمی‌شود. انسان غم سراغش نمی‌آید. از نظر عاطفی گدایی لازم نیست از کسی کند. «وَ اَلثَّالِثُ تَبَرَّأَ مِنْهُ جَمِیعُ اَلْأَنْبِیَاءِ وَ اَلْأَئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ= و سوم جمیع انبیاء و ائمه (علیهم السلام) از او بیزار می‌شوند». «وَ اَلرَّابِعُ تَبَرَّأَ مِنْهُ اَلْجَبَّارُ جَلَّ جَلاَلُهُ= و چهارم خدای جبار جل جلاله هم از او بیزار می‌شود». اگر خدا از انسان بیزار بشود چه کسی می‌خواهد دل خدا را به دست بیاورد؟ «وَ اَلْخَامِسُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا اَلَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ اَلنّٰارُ كُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِیدُوا فِیهٰا وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ اَلنّٰارِ اَلَّذِی كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ= این سخن خداوند عز و جل [شامل حال او مى‌شود كه‌]: «و امّا كسانى كه نافرمانى كرده‌اند، جایگاهشان آتش است. هر بار كه بخواهند از آن بیرون بیایند، به آن باز گردانیده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود: بچشید عذاب آن آتشى را كه دروغش مى‌شمردید». پس دقت کنید حضرت فسق را روی فسق ظاهری یعنی مشروب‌خوری برد. بی حجابی هم همینطور است. هیچ فرقی نمی کند. بی حجابی آنقدر عذابش وحشتناک است که حد ندارد. تبعات و نکبت های دنیایی و آخرتی دارد. فقط مشروب‌خوری نیست. فسق های ظاهری، نزول‌خوری، خمس ندادن، زکات ندادن، بی‌احترامی به پدر و مادر، عدم رضایت آنها و ... اینها فسق های ظاهری هستند. چیزهای بدتر از اینها فسق های باطنی است. مثل تکبر، زودرنجی، حساسیت، حسادت، خساست، بخل، خودشیفتگی و خودبرتربینی و...  اینها خیلی وحشتناک است. چه مجالسی موجب خشم خدای مهربان می شود؟ روایت بعدی را از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) بخوانم. ایشان فرمودند: «إِیَّاكَ وَ مَحَاضِرَ اَلْفُسُوقِ فَإِنَّهَا مُسْخِطَةٌ لِلرَّحْمَنِ مُصْلِیَةٌ لِلنِّیرَانِ[4]= از مجالس فسق و فجور دورى كن؛ زیرا این مجالس موجب خشم خداى مهربان و بر افروخته شدن آتش‌اند». عروسی‌هایی که در آن بزن و برقص‌های خاص دارند، یا اختلاط دارند، بعضی ها هم به این فسق و فجورها علاقه دارند که رقص باشد و چیزهای دیگر... این مجالس موجب غضب خداوند و نیز برافروخته شدن آتش جهنم می شود. امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید: «لا تَقبَل فی ذی رَحِمِكَ وَأَهلِ الرِّعایَةِ مِن أَهلِ بَیتِكَ قَولَ مَن حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الجَنَّةَ وَجَعَلَ مَأواهُ النّارَ، فَإِنَّ النَّمَّامَ شاهِدُ زورٍ وشَریكُ إِبلیسَ فِی الإِغراءِ بَینَ النّاسِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‌ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‌ ما فَعَلْتُمْ نادِمِینَ[5]= درباره خویشاوندت و افراد خانواده‌ات سخن كسى را كه خدا بهشت را بر او حرام كرده و آتش را جایگاهش قرار داده است، نپذیر؛ زیرا سخن چین، گواهِ دروغگو و شریك شیطان در فتنه‌انگیزى میان مردم است. خداوند متعال فرموده است: «اى كسانى كه ایمان آورده‌اید! اگر فاسقى برایتان خبرى آورد، وارسى كنید كه مبادا ندانسته به گروهى آسیب برسانید و آن گاه از آنچه كرده‌اید، پشیمان شوید». بعضی از آدم‌ها شخصیتاً اهل نمامی و سخن‌چینی هستند. یعنی تا حرفی را می‌شنوند، آن را نقل می کنند. هر چه هم می‌گویی اینطور آدم ها را اطراف تان راه ندهید و نپذیرید. می‌بینید که او دوست دارد به این کارش ادامه دهد. شخصیتش به گونه ای است که آدم های نمام و سخن‌چین و خائن را می‌پذیرد و خائن‌ها هم طمع دارند که به او نزدیک بشوند و حرف های مفت بزنند و این هم بپذیرد. این آدم‌ها را قبول نکنید. در دستگاه و زندگی‌تان راه ندهید. صریحاً با آن‌ها برخورد کنید. می‌خواهد برادر، مادر، پدر، هر کس که می‌خواهد باشد. باید محکم جلویش بایستی و بگویی اینجا جای این حرف ها نیست. لطفاً من را جهنمی نکن، خودت را هم جهنمی نکن. جهنم/فسق پی نوشت: [1] . سجده آیه 20. [2] . محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 1، ص806. [3] . محدث نوری، مستدرك الوسائل، ج۱۷، ص۴۷. [4] . تمیمی آمدی، غرر الحکم و دررالکلم،  ج۱،  ص۱۷۰. [5] . مجلسی، بحارالانوار، ج47، ص 168. قا/231

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12277
زمان انتشار: 13 مارس 2021
| |
بهترین اعمال در ماه شعبان از منظر امام صادق (ع)

بهترین اعمال در ماه شعبان از منظر امام صادق (ع)/ اعمال شب و روز اول شعبان

بهترین اعمال در ماه شعبان از منظر امام صادق (ع)

امام صادق (ع): هر که تصدق کند در ماه شعبان حق تعالی آن صدقه را تربیت کند همچنان که یکی از شما بچه شترش را تربیت می‏‌کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش می‌رسد در حالتی که به قدر کوه احد شده باشد.

شعبان ماه بسیار شریفی است و منسوب به حضرت سید انبیاء حضرت محمد صلی الله علیه و آله است، آن حضرت این ماه را روزه می‌گرفت و به ماه رمضان‏ وصل می‏‌کرد و می‌فرمود: شعبان، ماه من است هر که یک روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود. از حضرت صادق(ع) روایت شده است که چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین(ع) اصحاب خود را جمع می‌نمود و می‌فرمود ای اصحاب من می‌دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول(ص) می‌فرمود: شعبان ماه من است پس در این ماه برای جلب محبت پیغمبر خود و برای تقرّب به سوی پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایی که جان علیّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد می‌کنم که از پدرم حسین بن علی(ع) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین(ع) که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان برای جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوی خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را برای او واجب می‌کند. شیخ از صفوان جمال روایت کرده که گفت: حضرت صادق(ع) به من فرمود کسانی را که در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزی هست؟ فرمود بله همانا که رسول خدا(ص) هر گاه هلال ماه شعبان را می‌دید به مُنادیی امر می‌فرمود که در مدینه ندا می‌کرد: ای اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا(ص) به سوی شما. ایشان می‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت کند کسی را که یاری کند مرا بر ماه من یعنی روزه در آن ماه روزه بگیرد. سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که می‌فرمود: از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا کرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتی که حیات دارم ان شاء الله تعالی. سپس می‌فرمود که روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است. اعمال این ماه شریف بر دو قِسم است: اعمال مشترک و اعمال مخصوص اعمال مشترک ماه شعبان - هر روز هفتاد مرتبه بگویید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ - هر روز هفتاد مرتبه بگویید: أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ‏ بهترین ذکر در ماه شعبان درروایات آمده است که بهترین دعاها و ذکرها در این ماه استغفار است و هر که  در هر روز از این ماه  هفتاد مرتبه استغفار کند مثل آن است که هفتاد هزار مرتبه در ماه‌های دیگر استغفار کرده است. - صدقه دادن صدقه دادن در این ماه مورد تأکید منابع دینی است  هرکه در این ماه صدقه دهد اگرچه به نصف دانه خرمایی باشد حق تعالی بدن او را بر آتش جهنم حرام کند. از حضرت صادق(ع) منقول است که: از آن جناب از فضیلت روزه رجب سؤال کردند، حضرت فرمود:چرا از روزه شعبان غافلید؟ راوی عرض کرد: یابن رسول الله کسی که یک روز از شعبان را روزه بدارد چه ثوابی دارد؟ حضرت فرمود: به خدا قسم بهشت ثواب او است، عرض کرد یابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: تصدق و استغفار، هر که تصدق کند در ماه شعبان حق تعالی آن صدقه را تربیت کند همچنان که یکی از شما بچه شترش را تربیت می‏‌کند تا آنکه در روز قیامت به صاحبش می‌رسد در حالتی که به قدر کوه احد شده باشد. - در تمام این ماه هزار بار بگویید: لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‏، که ثواب بسیار دارد و عبادت هزار سال در نامه عملش بنویسند. - در هر پنجشنبه این ماه دو رکعت نماز اقامه شود؛ که در هر رکعت بعد از حمد، صد مرتبه سوره توحید و بعد از سلام صد بار صلوات فرستاده شود تا حق تعالی هر حاجتی که دارد را برآورد. چه در امور دنیوی و یا در امور معنوی. و نیز روزه این ماه فضیلت بسیار دارد و روایت شده که در هر روز پنجشنبه ماه شعبان آسمان‌ها را زینت می‌کنند. پس ملائکه عرض می‌کنند خداوندا بیامرز روزه‌داران این روز را و دعای ایشان را مستجاب گردان و در روایت نبوی آمده است که هر که روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد حقّ‌تعالی بیست حاجت از حوائج دنیا و بیست حاجت از حاجت‌های آخرت او را برآورد. - در این ماه صلوات بسیار فرستاده شود. - در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب نیمه آن صلوات هر روز شعبان که از امام سجاد(ع) روایت شده، خوانده شود که به شرح ذیل است:  اَللّهُمََّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِکَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجارِیَةِ فِی اللُّجَجِ الْغامِرَةِ یَامَنُ مَنْ رَکِبَها وَ یَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللاّزِمُ لَهُمْ لاحِقٌ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْکَهْفِ الْحَصینِ وَ غِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ وَ مَلْجَاءِ الْهارِبینَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ اَداَّءً وَ قَضاَّءً بِحَوْلٍ مِنْکَ وَ قُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبینَ الاْبْرارِ الاْخْیارِ الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَ وِلایَتَهُمْ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاعْمُرْ قَلْبی بِطاعَتِکَ وَلا تُخْزِنی بِمَعْصِیَتِکَ وَارْزُقْنی مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ وَ نَشَرْتَ عَلَیَّ مِنْ عَدْلِکَ وَ اَحْیَیْتَنی تَحْتَ ظِلِّکَ وَ هذا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ شَعْبانُ الَّذی حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ الَّذی کانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّمَ یَدْاَبُ فی صِیامِهِ وَ قِیامِهِ فی لَیالیهِ وَ اَیّامِهِ بُخُوعاً لَکَ فی اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ اِلی مَحَلِّ حِمامِهِ. اَللّهُمَّ فَاَعِنّا عَلَی الاِْسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ وَ نَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لی شَفیعاً مُشَفَّعاً وَ طَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً وَاجْعَلْنی لَهُ مُتَّبِعاً حَتّی اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّی راضِیاً وَ عَنْ ذُنُوبی غاضِیاً قَدْ اَوْجَبْتَ لی مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ وَ اَنْزَلْتَنی دارَ الْقَرارِ وَ مَحَلَّ الاْخْیارِ. - در این ماه مناجات شعبانیه خوانده شود. این مناجات از ابن خالویه نقل شده و گفته این مناجات حضرت امیرالمؤمنین و امامان است که این گونه آغاز می‌شود: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائی اِذا دَعَوْتُکَ وَاْسمَعْ نِدائی اِذا نادَیْتُکَ». اعمال مخصوص ماه شعبان شب اوّل؛ دوازده رکعت که در هر رکعت حمد یک مرتبه و یازده مرتبه توحید خوانده شود. روز اوّل: ۱- روزه‌ این روز فضیلت بسیار دارد و از حضرت صادق(ع) روایت شده که هر که روز اوّل شعبان را روزه بگیرد برای او بهشت واجب می‌شود. ۲- سید بن طاوس از حضرت رسول(ص) برای کسی که سه روز اوّل این ماه را روزه بگیرد ثواب بسیاری نقل کرده است. ۳- در شب‌های سه روز اول دو رکعت نماز وارد شده که در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید یازده مرتبه خوانده شود. روز سوّم روز سوم، روز مبارکی است که امام حسین علیه‌السلام در این روز متولد شده است. از قاسم بن عَلاء همدانی وکیل امام حسن عسکری(ع) نامه‌ای رسیده که مولای ما امام حسین(ع) در روز پنجشنبه سوم شعبان متولد شد، پس این روز، روزه گرفته شود و دعای ذیل در آن روز خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فی هذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَ وِلادَتِهِ بَکَتْهُ السَّماَّء ُوَ مَنْ فیها وَالاْرْضُ وَ مَنْ عَلَیْها وَ لَمّا یَُطَاْ لابَتَیْها قَتیلِ الْعَبْرَةِ وَ سَیِّدِ الاُْسْرَةِ الْمَمْدُودِ بِالنُّصْرَةِ یَوْمَ الْکَرَّةِ الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ وَالشِّفاَّءَ فی تُرْبَتِهِ والْفَوْزَ مَعَهُ فی اَوْبَتِهِ والاْوصِیاَّءَ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قاَّئِمِهِمْ وَ غَیْبَتِهِ حَتّی یُدْرِکُوا الاْوْتارَ وَ یَثْاَروُا الثّارَ وَ یُرْضُوا الْجَبّارَ وَ یَکُونُوا خَیْرَ اَنْصارٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّیلِ وَالنَّهارِ. اَللّهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَیْکَ اَتَوَسَّلُ وَ اَسْئَلُ سُؤالَ مُقْتَرِفٍ مُعْتَرِفٍ مُسیَّئٍ اِلی نَفْسِهِ مِمَّا فَرَّطَ فی یَوْمِهِ وَ اَمْسِهِ یَسْئَلُکَ الْعِصْمَةَ اِلی مَحَلِّ رَمْسِهِ. اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهِ وَاحْشُرْنا فی زُمْرَتِهِ وَ بَوِّئْنا مَعَهُ دارَ الْکَرامَةِ وَ مَحَلَّ الاِقامَةِ. اَللّهُمَّ وَ کَما اَکْرَمْتَنا بِمَعْرِفَتِهِ فَاَکْرِمْنا بِزُلْفَتِهِ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُ وَ سابِقَتَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یُسَلِّمُ لاِمْرِهِ وَ یُکْثِرُ الصَّلوةَ عَلَیْهِ عِنْدَ ذِکْرِهِ وَ عَلی جَمیعِ اَوْصِیاَّئِهِ وَ اَهْلِ اَصْفِیاَّئِهِ الْمَمْدُودین مِنْکَ بِالْعَدَدِ الاِْثْنَیْ عَشَرَ النُّجُومِ الزُّهَرِ وَالْحُجَجِ عَلی جَمیعِ الْبَشَرِ. اَللّهُمَّ وَهَبْ لَنا فی هذَا الْیَوْمِ خَیْرَ مَوْهِبَةٍ وَ اَنْجِحْ لَنا فیهِ کُلَّ طَلِبَةٍ کَما وَ هَبْتَ الْحُسَیْنَ لِمُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ عاذَ فُطْرُسُ بِمَهْدِهِ فَنَحْنُ عائِذُونَ بِقَبْرِهِ مِنْ بَعْدِهِ نَشْهَدُ تُرْبَتَهُ وَننْتَظِرُ اَوْبَتَهُ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ. از امام صادق علیه‌السلام برای این روز دعایی روایت شده که امام حسین(ع) در روز عاشورا خوانده‌اند: اَللّهُمَّ اَنْتَ مُتَعالِی الْمَکانِ عَظیمُ الْجَبَرُوتِ شَدیدُ الِمحالِ غَنِی َُّعنِ الْخَلایِقِ عَریضُ الْکِبْرِیاَّءِ قادِرٌ عَلی ما تَشاَّءُ قَریبُ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاَّءِ قَریبٌ إذا دُعیتَ مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَیْکَ قادِرٌ عَلی ما اَرَدْتَ وَ مُدْرِکٌ ما طَلَبْتَ وَ شَکُورٌ اِذا شُکِرْتَ وَ ذَکُورٌ اِذا ذُکِرْتَ اَدْعُوکَ مُحْتاجاً وَ اَرْغَبُ اِلَیْکَ فَقیراً وَ اَفْزَعُ اِلَیْکَ خاَّئِفاً وَ اَبْکی اِلَیْکَ مَکْرُوباً وَ اَسْتَعینُ بِکَ ضَعیفاً وَ اَتوَکَّلُ عَلَیْکَ کافِیاً اُحْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا (بِالْحَقِّ) فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَ خَدَعُونا وَ خَذَلُونا وَ غَدَرُوابِنا وَ قَتَلُونا و نَحْنُعِتْرَةُ نَبِیِّکَ وَ وَُلَْدُ حَبیبِکَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللهِ الَّذِی اصطَفَیْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَائْتَمَنْتَهُ عَلی وَحْیِکَ فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ. علاقه‌مندان برای اطلاع از سایر ادعیه و  اعمال ماه شعبان می‌توانند به کتاب «مفاتیح‌الجنان» تألیف شیخ عباس قمی(ره) مراجعه کنند.

کلیدواژه ها:

Top
شناسه مطلب: 12276
زمان انتشار: 13 مارس 2021
| |
شعبان دهلیز ماه رمضان

شعبان دهلیز ماه رمضان

ماه شعبان، دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است.[1]اگر کسی وارد ان شود و همت کند می تواند بهره ای بسیار از توفیق و قرب الهی برگیرد. بهره ای که مخصوص ماه رمضان است و در ماه های دیگر یافت نمی شود. کسی که صرفا به روزه ان دل ببندد اندکی از نعمات این دریای بی نهایت را خواهد چشید. اما آنها که از پیش خود را اماده ساخته اند، توشه ای بسیار از این رحمت الهی برای خود و دیگران برمی گیرند.ماه رجب و شعبان را برای کسب این امادگی و درک هرچه بیشتر عظمت ماه رمضان قرار داده اند.

ماه شعبان المعظم ماه نیایش عارفانه و دانشگاه ترقی و ماه خودسازی و تهذیب و تزکیه نفس است. ماه رجب و شعبان را برای کسب این آمادگی و درک هرچه بیشتر عظمت ماه رمضان قرار داده اند. ماه شعبان از ایام الله بندگان و مومنان حقیقت جو است. شعبان تنها ماهی است که در آن، شهادت هیچ یک از ائمه معصوم واقع نشده است. ماه سرور اهلبیت علیهم السلام و عاشقان است. چند نکته اول: شخصیت های بزرگ و ارزشمند خاندان ایمه اطهار علیهم السلام در این ماه شعبان پای به گیتی گذاشته اند که سبب فخر انسان های ازاده و دوستدارانش تا قیام قیامت می باشند. دوم: ماه شعبان ماه بسیار شریفی بوده و منسوب به پیامبر اکرم (ص) است. و ماه دعا و مناجات و نیایش بندگان و ماه ورود به ماه مهمانی خدا که همه بندگان به انتظار شهرالله و ضیافه الله نشسته اند. ماه شعبان را ماه خودسازی و تهذیب و تزکیه نفس و پالایش می دانند. تا با قلبی اکنده از مهر و محبت الهی وارد به رمضان گردند. در اینجا برانیم تا جایگاه و عظمت این ماه را به ترسیم بکشیم. و در دریای زلال مناجات شعبانیه به تماشا نشینیم و از رهنمود بزرگان و عارفان در حوزه معرفتی شعبان بهره گیریم. باشد که معرفت خود را افزایش داده و مهم تر انکه مرد عمل باشیم تا نوشتار!. دعوت به شعبان المعظم ماه شعبان مقدمه ماه رمضان است و ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. و انکه دل خود را از پیش اماده ساخته باشد می تواند بهره ای فراوان از رزق های دنیایی و اخرتی ان برگیرد. خداوند دگر بار درهای رحمتش را به سوی بندگان گشوده و انها را در قرقگاه زمانی قرار داده که در ان ارض و عرش به هم نزدیک گشته اند. ماه شعبان با همه برکات بی پایانش فرا رسیده است، ماه دعا و عبادت، ماهی که پیغمبر (ص) تا اخر عمر، ان را بزرگ می داشتند و در مقابل ان خضوع می کردند و خود را به صیام و قیام در ماه شعبان عادت داده بودند. باید از اهل غفلت نباشی دعا غیر از قرایت و خواندن کلمات و حروف است، تا اینکه بداند چه می گوید؟ و از پروردگار خود چه درخواست می کند؟ در این صورت بر دعا کننده صدق نمی کند که از پروردگار خود فلان چیز را خواسته است بلکه صدق می کند که الفاظی را قرایت کرده و خواننده الفاظ، غیر دعا کننده و خواهنده است. و انچه سبب استغفار و توبه بنده می شود، این است که او به خویشتن و گناهان خویش و کوتاهی هایش اگاه باشد. (امن هو قانت اناء اللیل ساجدا وقایما یحذر الاخره ویرجو رحمه ربه قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون انما یتذکر اولوا الالباب) ایا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب اخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: (ایا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکر می شوند!)[2] امیرالمومنین علی علیه السلام در مناجات شعبانیه حال چنین بنده ای را به زیبایی به تصویر می کشد؛ انگاه که با حالی پریشان خدای خویش را می خواند: فقد هربت الیک و وقفت بین یدیک مستکینا لک متضرعا همانا به سوی تو گریختم،و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم. و با نظر به اعمال خویش، معبود را عاشقانه صدا می زند؛ و ان ادخلتنی النار اعلمت اهلها انی احبک و اگر مرا وارد دوزخ کنی، فریاد می کشم تو را دوست دارم. و پس از اعتراف به کوتاهی خویش، نظر به لطف و کرامت پروردگار، تمام بیم اش را به امید و توکل مبدل می سازد؛ ان کانت الخطایا قد اسقطتنی لدیک فاصفح عنی بحسن توکلی خدایا گر خطاهایم مرا از نظرت انداخته، به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم پوشی کن.[3] خداوند متعال در پاسخ بنده اش در قران کریم می فرماید: امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء ایا[کیست] ان کس که درمانده را چون وی را بخواند اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می گرداند.[4] و فرموده است: ادعونی استجب لکم مرا بخوانید تا برای شما اجابت کنم.[5] شعبان دریای رحمت واسعه دوستان ماه رجب رفت! چه کار کردید در این ماه، ایا شما ناراحتید که ماه رجب از دست رفت؟! رجب ماه خدا بود، ماه استغفار بود. تعبیراتی که در روایات داشت ماه رجب را اصب می گویند چون رحمت و مغفرت الهی بر امت ریزش می کند. ایا از این باران رحمت به دل شما هم رسید این را احساس می کنید. ایا خودمان را در این معرض قرار دادیم؟! واقعا بنشینیم فکر کنیم به موقعیت زمانی و مکانی که از دست رفت... به ماه شعبان وارد شدیم و این هم یکی از موقعیت هاست. حزن نسبت به گذشته، باید نقش سازندگی داشته باشد نسبت به اینده. و اینک ماه شعبان فرا رسیده است. ماه، ماه استغفار است. ماه پیغمبر اکرم (ص) است. در روایات داریم که حضرت فرمودند: (الا ان شعبان شهری فرحم الله من اعاننی علی شهری)، ماه شعبان ماه من است؛ خداوند کسی را که در این ماه به من کمک کند، رحمت کند!. در این ماه هم بسیار راجع به استغفار سفارش شده است اگر کسی واقعا دلش تکان خورده باشد و واقعا از نظر دل و قلبش محزون باشد، اندوهگین باشد، نسبت به گذشته از دست رفته اش، در صدد جبران است. پیغمبر رحمه للعالمین است، ماه هم، ماه پیغمبر است؛ حال او می خواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما می خواهد که با استغفار و توبه، به او کمک کنیم.[6] و هر کس که منزلت این دعوت بزرگ را بشناسد، به ناچار اهتمام به خرج می دهد، تا مگر مشمول ان شده، در ان داخل شود و همچنین امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: از ان زمان که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه و اله ندا می داد، روزه ماه شعبان از من فوت نشد پس اگر خدا بخواهد پس از این نیز روزه شعبان از من فوت نخواهد شد، تا زمانی که زنده ام. این در خصوص روزه وارد شده است و بر این قیاس کن، یاری رسول خدا صلی الله علیه و اله را از جهت های دیگری مانند نماز، صدقه، دعا و دیگر راه های خیر و نیکی.[7] مردم ارزش نعمت مناجات با خدا را نمی دانند البته بیشتر مردم ارزش نعمت مناجات با خداوند متعال را نمی دانند! و به درستی که منشا این مناجات ها، علوم و معارف ارزشمندی است که کسی بر مقام و حدود و دایره ان اگاهی نخواهد یافت، جز اهل ان و انان اولیای خداوند هستند، کسانی که از راه (کشف) و (شهود) به ان دست یافته اند. و رسیدن به حقیقت این مکاشفه ها به درستی که از بزرگ ترین نعمت های اخروی است که هیچ یک از نعمت های دنیوی را نمی توان با ان مقایسه کرد و اشارت صادق ال محمد صلی الله علیه و اله به همین است، انجا که می فرماید: به درستی که اگر همه مردم، انچه را که در فضیلت معرفت خداوندی وجود دارد، می دانستند، چشم های خود را به انچه دشمنان، از تمتعات زندگی دنیوی از انها بهره می برند، باز نمی کردند، و دنیای انها، در نزد اینان از انچه در زیر پاهای خود لگد می کنند (شن و گل) پست تر می شد و به معرفت خداوندی متنعم شده و لذت می بردند، مانند کسی که در باغ های بهشت همواره با اولیای خداوندی همنشین باشد.[8] در این میان برای توجه و کسب فضایل بیشتر اعمالی نیز برای این ماه مطرح گردیده است. امید انکه از مناجات کنندگان باشیم. دعاهای ماه شعبان راه رسیدن به طریقت پیامبر دعاهای ماه شعبان مدرسه انسان سازی، شناخت و راه رسیدن به طریقت پیامبر(ص) است. ماه شعبان ماه خودسازی و ماه پیامبر (ص) است. قران کریم، پیامبر (ص) را اسوه حسنه و الگوی معرفتی و اخلاقی برای امت اسلام قرار داده تا جایی که خود قران هم بر اهمیت الگوگیری از رسول خاتم (ص) تاکید می کند. شخصیت پیامبر اسلام ان قدر در قران اهمیت دارد که خدای متعال حتی به فرشتگان هم خطاب می کند بر محمد (ص) درود و تهنیت بفرستید؛ زیرا پیامبر (ص) شخصیت بزرگ اسلام است و حق زیادی بر امت اسلام دارند. صلوات هایی که در حق پیامبر (ص) در ایام شعبانیه امده است را محترم بشمارید و چون پیامبر (ص) تا زنده بود اهل تهجد، نماز شب، عبادت، بندگی و خدمت به جامعه و اسلام بودند. نمازهای پیامبر (ص) فواید زیادی برای امت اسلام خواهد داشت. یکی از فواید ان شفیع و طریق راه قرار دادن پیامبر (ص) است، باید از خدا بخواهیم رسولش را شفیع و طریق راه برای سعادت انسان ها قرار دهد. انسان ها باید تلاش کنند تا از طریق معرفت شناسی و از راه و روش پیامبر (ص) به سعادت برسند، این مسیر و طریق قرار دادن، هیچ گونه مزاحمتی نخواهد داشت، چون وسیع است. خدا راه و روش و سبک زندگی رسول خاتم (ص) را طریق و صراط مستقیم و الی الله برای انسان ها قرار داده تا انسان ها از این دشت باز و بدون هیچ گونه مزاحمتی بهره ببرند و به نهایت درجه کمال برسند. دعاهای ماه شعبان مدرسه انسان سازی، شناخت و راه رسیدن به طریقت پیامبر (ص) است و خوشا به حال انهایی که از این ظرفیت استفاده می کنند و خود را به طریقت و راه و روش پیامبر (ص) نزدیک می کنند. باید در این ماه شعبان که ماه رسول خاتم (ص) است، از خدا بخواهیم تا همانند امام حسین علیه السلام دارای همت و اراده قوی باشیم، اگر کسی وارد دانشگاه شد، باید تلاش او این باشد که به نهایت درجه علمی یعنی متخصص در ان رشته خاص بشود، این همان همت بلند است. امام حسین علیه السلام همت بلند داشتند یعنی کاری انجام دادند که تا الان مانند ان را کسی انجام نداده و خدا هم همت های ضعیف را دوست ندارد. باید در این ماه از خدا بخواهیم رحمت و موهبت خود را به ما عطا کند و تا زمانی که در دنیا هستیم، باید سعی کنیم از دایره رحمت الهی خارج نشویم هم چنانکه بسیاری از شخصیت ها و صاحبان اهل معرفت این گونه بوده اند.[9] پی نوشت ها: [1] بیانات مقام معظم رهبری  13 / 3 / 1378 [2] زمر/ ایه ۹ [3] فرازهایی از مناجات شعبانیه [4] نمل - ایه ۶۲ [5] غافر - ایه ۶۰ [6] توصیه های ایت الله اقا مجتبی تهرانی در ماه شعبان [7] رهنمودهای میرزا جواد اقا ملکی تبریزی در مراقبت از ماه شعبان [8] رهنمودهای میرزا جواد اقا ملکی تبریزی در مراقبت از ماه شعبان [9] بیانات ایت الله جوادی املی در درس اخلاق  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 12273
زمان انتشار: 8 مارس 2021
| |
امام موسی کاظم (ع)، درخت سبز ولایت

به مناسبت سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام

امام موسی کاظم (ع)، درخت سبز ولایت

دوره حیات امام موسی بن جعفر علیه السلام عصر سیاهی و تباهی بود و به سبب اوج گرفتن حاکمیت عباسیان، جامعه اسلامی به شدت از معیارهای الهی تهی شده بود. امام در عصری می زیست که خلفا و فرمانروایانی که باید الگوی تقوا باشند و در راه دین و تعالی جامعه دینی بکوشند، در فساد «هزار و یک شب» بغداد غرق شده و به بزرگترین عامل سیاهی و تباهی جامعه تبدیل شده بودند.

در این عصر که به عصر هارونی معروف است. همه تبهکاری ها به نام دین انجام می گرفت و خلیفه در ظاهر مدعی حمایت از دین و رهبری جامعه دینی بود ولی رفتار او و اطرافیانش نه تنها هیچ تناسبی با معیارهای دینی نداشت بلکه دقیقاً با دستورات و ارزشهای دین در تضاد بود. گرچه رفتار هارون و اطرافیانش مغایر با اصول تعالیم دین بود ولی او توانست بخش بزرگی از جامعه را بفریبد و خود را جانشین رسول خدا معرفی نماید. گروهی نیز با تهدید و تطمیع تسلیم شده بودند و مخالفتی نمی کردند. در این اوضاع و احوال. فقط کسانی که در روشنایی نور ولایت امام کاظم علیه السلام قرار داشتند، توانسته بودند در راه مستقیم دین گام بردارند و از هر نوع انحرافی مصون بمانند. با همه تبلیغاتی که هارونیان داشتند تا خود را جانشین رسول خدا و ادامه دهنده راه آن بزرگوار معرفی کنند. افراد بصیر جامعه دو جریان کاملاً متمایز در برابر خویش مشاهده می کردند. نخست جریانی که به ظاهر قدرت را در دست داشت و عامل سیاهی و تباهی بود. و جریان دوم که رهبری آن با امام کاظم (ع) بود و با استمرار خط راستین ولایت، بر قلبهای مردم آگاه حکومت می کرد و هر روز حوزه نفوذش بیشتر می شد زیرا فروغ فروزان ولایت هر روز عرصه های بیشتری از جامعه را روشن می کرد. مردم جامعه آن روزگار بدان جهت دل به امام کاظم می سپردند و به خط و لایت تمایل نشان می دادند که در هر زمینه با دو رفتار کاملاً متضاد رو به رو می شدند. مردم از یک سو داستان فساد هزار و یک شب هارون و اطرافیانش را می شنیدند و شبهای لبریز از معصیت و عیش و طرب کاخ های بغداد را مشاهده می کردند و از سوی دگر از ناله ها و مناجات شبانه امام کاظم (ع) آگاه می شدند و می شنیدند که آن امام بزرگ عبادت و راز و نیاز شبانه با محبوب را آن قدر استمرار می دهند که آن را به فریضه صبحگاهی متصل می کنند و بعد از آن نیز تا طلوع آفتاب به عبادت و نیایش ادامه می دهند. آری، مردم از یک سو در دل تاریک شب صدای خنیاگران و دخترکان غزلخوان را که ساز مطربان و نعره دلقکان آن را همراهی می کرد، از کاخهای هارونی بغداد می شنیدند و از سوی دگر از شکوه خلوت امام کاظم (ع) در زنان آگاه می شدند و یا اینکه از این و آن می شنیدند که امام کاظم (ع) شبها دنیای دیگری دارند و اگر در زندان باشند، آنجا را به منای مناجات تبدیل می کنند و اگر خارج از زندان به سر می برند. در دل تاریک شب سکوت مسجد و منزل را می شکنند و با زاریهای خویش همه را به مبدأ هستی و حقیقت و معنویت متوجه می کنند. تضاد رفتار الهی امام کاظم (ع) با رفتار شیطانی هارونیان در همه زمینه ها آشکار بود و با آنکه آنها می خواستند با پرده نفاق و تزویر روی اعمال شیطانی خویش را بپوشانند و ماهیت رفتار خویش را پنهان کنند ولی نور وجود امام کاظم چنان تابان و پرفروغ بود که اجازه استتار به آنها نمی داد و زشتی رفتار هارونیان با تمام ظاهر آرایی در برابر رفتار الهی امام رنگ می باخت و چیزی جز رسوایی به بار نمی آورد. به عنوان مثال، هارونیان نیز برای فریب مسلمانان در سال، حج می گذاردند ولی حج آنها نیز چیزی کمتر از شبهای معصیت آلود آنها در کاخهای بغداد نداشت آنها حج را به یک سفر تفریحی و لبریز از عیش و نوش تبدیل می کردند و با اموالی که از مسلمانان گرفته بودند، کاروان تجمّل و تبذیر به راه می انداختند. تجمّل و تبذیر در کاروان حج هارونیان چنان افراط آمیز بود که حتی دستور می دادند که از نقاط سردسیر جهان اسلام با هزار مشقت برای مصرف آنها برف به مکه ببرند تا چند روزی که حج می گذارند از آن استفاده کنند. در برابر چنین رفتار هارونیان، مردم امام کاظم (ع) را نیز مشاهده می کردند که هر بار به قصد برگزاری حج از مدینه به سوی مکه حرکت می کرد. تمام یا بخش بزرگی از راه بین مکّه و مدینه را در آن هوای گرم پیاده طی می کرد و این پیاده روی در هر سفر بیش از بیست شبانه روز بود. مردم روزگار امام در زمینه نوع نگرش به دنیا و تعینات و اموال دنیایی تباین آشکار و حیرت انگیزی بین هارونیان مدعی جانشین رسول خدا و امام کاظم علیه السلام می دیدند. مردم می دیدند که هارونیان با فشار و آزار از مردمی که در قلمرو آنها زندگی می کنند به قدری مال و ثروت گرفته اند که به قول خود هارونیان اگر تا ده الی پانزده سال هیچ خراجی و مالیاتی از مردم نگیرند، می توانند دستگاه عریض و طویل خلافت را به نحو شایسته اداره کنند و لشکر و سپاه خویش را از نظر آذوقه و سایر نیازمندیها، در بهترین شرایط نگه دارند.مسلمانان مشاهده می کردند که ولع ثروت اندوزی در میان هارونیان به قدی است که عایدات سالانه زنان آنها بیش از هزینه و مخارج لشکرها و سازمانهای اداری خلافت است و حتی غلامان و کنیزکان در طلا و ثروت غوطه ور شده اند. در همین حال مردم امام موسی بن جعفر علیه السلام را می دیدند که نه تنها هیچ درهم و دیناری برای خود نمی اندوزد و همه آنچه را که به دست می آورد در راه خدا به نیازمندان می بخشد، بلکه دیگران را نیز ترغیب می کند که برای رسیدن به مقام کمال انسانی از بخشش به بینوایان دریغ نکنند و تحت لطف و حمایت حضرت احدیت با خوشرویی به نیازمندان یاری کنند. به هر حال، مردم در همه زمینه ها شاهد تضاد آشکار بین خط روشن ولایت و امامت از یک سو و خط نفاق و ضلالت از سوی دیگر بودند. به ویژه آنکه امام تضادها و تفاوتهای حق و باطل را با مهارت برای مسلمانان تعلیم می فرمودند تا زمینه ذهنی و معرفتی برای درک بهتر آنها از تضاد خط ولایت و خط ضلالت فراهم آورند و آنها را به سوی سعادت و هدایت متوجه کنند. مردم نیز هر روز که می گذشت با گوهر وجود مقدّس امام بیشتر آشنا می شدند و پیوسته در صدد بودند که از عطر ولایت بهتر و بیشتر بهره مند شوند و جانهای خویش را در معرض نسیم معنویت امام قرار دهند. سالروز شهادت امام کاظم علیه السلام را به همه پیروان راهش تسلیت می گوییم.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed