www.montazer.ir
یک‌شنبه 31 می 2026
شناسه مطلب: 12411
زمان انتشار: 20 آوریل 2022
|
باطن شناسی لیالی قدر

باطن شناسی لیالی قدر

سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع «باطن شناسی لیالی قدر» از شبکه سراسری شما (sepehr.irib.ir/live/shoma) امشب، ۳۱ فروردین ماه، ساعت ۲۲
 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12402
زمان انتشار: 23 دسامبر 2021
|
کارگاه توحیدی فکر و ذکر

کارگاه توحیدی فکر و ذکر

به اطلاع متقاضیان شرکت در کارگاه توحیدی فکر و ذکر می‌رساند، دوره‌ی دوم اردوی فکر و ذکر۴ با موضوع «شرح ذکر لااله‌الا‌الله» در اوایل فروردین ماه ۱۴۰۱، برگزار می‌شود.

با توجه به میزان ظرفیت سالن همایش اردوگاه، و فاصله‌گذاری اجتماعی، قادر به ثبت‌نام شما در این کارگاه هستیم. لذا تعداد بسیار محدودی ظرفیت خالی داریم، تا جایگزین آن‌دسته از دوستانی نمائیم که در شهریورماه، بعد از لغو اردو، ثبت‌نام خود را کنسل نموده‌اند. دوستانی که مایل به شرکت در این کارگاه یک‌هفته‌ای هستند، ابتدا از طریق لینک زیر وارد صفحه مربوط به ثبت نام اردو شوند: https://montazer.ir/ordoo-fz5 سپس تمام اطلاعاتِ کاملِ مربوط به کارگاه را قبل از تکمیل فرم با دقت مطالعه فرمایند! بعد از مطالعه‌ی شرایط و ضوابط کارگاه، و اطمینان کامل از شرکت در این اردو، فرم ثبت نام را دقیق و بی‌نقص، تکمیل نمایند. تکمیل فرم شما به منزله‌ی تأیید شما، برای شرکت در اردو نیست، و اطلاعات شما، برای بررسی، به دست استاد شجاعی خواهد رسید. چنانچه شرایط شما برای شرکت در اردو، تأیید گردید، توسط دبیرخانه‌ی کارگاه، از طریق تماس تلفنی، با شما هماهنگ خواهد شد. تمام اطلاعات مورد نیاز شما در مورد کارگاه، در لینک بالا موجود است، لذا از مراجعه به ادمین‌های صفحات اجتماعی مؤسسه، قبل از مطالعه‌ی دقیق آن، خودداری کنید. دبیرخانه‌ی کارگاه‌های توحیدی مؤسسه‌ی منتظران منجی علیه‌السلام

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12400
زمان انتشار: 19 دسامبر 2021
| | |
تفسیر سوره کوثر

تفسیر سوره کوثر

به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها  تفسیر سوره کوثر 

صوت

1 - تفسیر سوره کوثر
2 - تفسیر سوره کوثر

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12366
زمان انتشار: 13 ژولیه 2021
| |
«نیت صادق»، کلید رزق و برکت زندگی است

خیر و برکت جلسه22؛ 1400/04/12

«نیت صادق»، کلید رزق و برکت زندگی است

مهم‌ترین قدم در جذب رزق و روزی، نیت صادق و اخلاق خوب است. با نیت صادقانه، رزق و برکت را از آسمان برای یکدیگر به ارمغان بیاورید.

برکت و رزق 5 مرحله دارد: «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی». بعضی از افراد ممکن است رزق مادی شان خوب باشد. ولی رزق عقلی خوبی نداشته نباشند. بعضی هم رزق گیاهی خوبی دارند، ولی ممکن است رزق حیوانی خوبی نداشته باشند.   گاهی رزق به صورت بلاست، اما اگر کسی صبور بوده و آمادگی آن بلا را داشته باشد، آن را با شیرینی، شکر، رضا و آرامش دریافت می‌کند. گاهی بلا رزق خوبی نیست. این در زمانی است که اگر انسان آمادگی لازم را نداشته باشد، برای خودش مصیبت درست می‌کند و تصمیم‌هایی می‌گیرد که زندگی‌اش متلاشی می‌شود و رزق بدی نصیبش می شود. اکنون سوال این است که آیا در آینه آیات و روایات، نیت ها و خلق های ما چه تأثیری در جذب و عدم جذب برکت و رزق دارد؟ امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: «مَن حَسُنَت نِیَّتُهُ زیِدَ اللّهُ فی رِزقِهِ= هر کس نیتش نیکو کند، رزقش زیاد می‌شود». در نظام معنوی، نفس که گیرنده است، باید انواع رزق را دریافت کند که عبارت است از «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی». هر چقدر نفس را سعه بدهید و خودسازی بیشتری داشته باشید و آن را زیباتر و شفاف‌تر کنید، رزق بیشتری نصیب‌تان خواهد شد. یکی از عوامل رزق نیکو، نیت است. نیت غیر از آرزوست. نیت یعنی تصمیم و اراده برای رسیدن به چیزی یا انجام کاری، حتی اگر الآن اسبابش فراهم نباشد. در نیت صدق لازم است. اگر توان انجامش را هم نداشته باشی، خود نیت کردن رزق می‌آورد. پس نیت چون همراه صداقت و عمل است، خودش رزق نیکو است. مثلاً می‌گویی اگر پولدار بشوم بیمارستان می‌سازم یا موانع ظهور حضرت را برطرف می‌کنم. یا اگر عالم بشوم، از علم برای ظهور امام زمان (علیه‌السلام) و خدمت به ایتام آل محمد (علیهم‌السلام) استفاده می‌کنم. این‌ها را نیت می‌کنی و راست هم می‌گویی، ولی ممکن است عالم یا پولدار نشوی. نیت خودش عمل است. آدم‌ها با اعمالشان قیمت پیدا نمی‌کنند و با اعمال‌شان پرواز یا رشد نمی‌کنند، بلکه به اندازه نیت شان رشد می‌کنند. ولی نیت را باید عمل ما هم تأئید کند. یعنی شخص راست بگوید. آرزو داشتن صرف، برای شهادت کافی نیست. در عمل باید نشان بدهد. نیت یعنی اگر فضا باز شد، شخص حتماً انجام بدهد. نیت یعنی صداقت. کمال انسان به عمل نیست، بلکه به قدرت نیت هایش است. هر چقدر نیت انسان قوی تر، بزرگ تر و فراگیرتر باشد، رزقش هم بیشتر و بهتر می آید. به اندازه نیت تان، روزی به شما عطا می شود در روایت داریم برکت و دهش به اندازه نیت انسان است. «عَلی قَدْرِ النِّیَّةِ تَكُونُ مِنَ اللّهِ الْعَطِیَّةُ= عطیّه الهی به اندازه نیّت هر فرد است». یعنی خدا به اندازة نیت به بنده‌اش عطا می‌کند. اگر انسان در دعاها و آرزوهایش راست بگوید، صاحب نیت می‌شود. نیت یعنی حواست به همه بندگان خدا باشد. یعنی همان قاعده ی «هو انت». آدم‌ها خود تو هستند. رزق هر کس را ببینید، رزق خودت را بسته ای. برای هر کس نیت بد داشته باشی، نتیجه اش به خودت باز می گردد. مثلا شکست کسی را بخواهی، خودت شکست می‌خوری. مریضی، فقر، عدم موفقیت و مرگ کسی را بخواهی، در واقع برای خودت جذب می‌کنی. اگر بدجنسی کردی، برای خودت کردی. نیت خوب، همه حوادث بد را از آدم برطرف می‌کند و نیت بد، هر چه بلا و گرفتاری هست، جذب انسان می‌کند. از این رو، انسان باید برای خانواده، همسر، همسایه و حتی غیرمسلمانان، خوش نیت باشد. شما هر چقدر به رحمانیت و رحیمیت برسید، رزق بیشتری دریافت می‌کنید. بهترین نیت، فرج امام زمان (علیه السلام) است در نیت به بالاترین عمل دعوت می‌شوید. بالاترین عمل فرج آقا امام زمان (علیه‌السلام) است. اگر کسی نیت کند که سرباز آقا باشد، یار قدرتمند آقا باشد، از بهترین یاری کننده های امام زمان باشد، روح و قوا، درس، رشته و سبک زندگی‌اش را تنظیم کند، مسائل مالی‌اش را برای خدمت به امام زمان (علیه‌السلام) قرار دهد، به فرمایش حضرت علی (علیه‌السلام) با من و هم درجه من محشور می شود. نیت باعث می شود که خدا به کارمان ضریب بی‌نهایت بزند. مثلاً 5 ما را بی‌نهایت کند. چون نیت به عمل ضریب می‌زند. پس برای زیادی رزق، نیاز به دو یا سه شیفت کار کردن نیست، بلکه کافیست که اخلاق را درست کنید. ارتباط با خدا را درست کنید. «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ، أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ= هر كس رابطه میان خود و خدا را نیكو سازد، خداوند نیز رابطه او را با مردم نیكو می سازد». این قاعدة جذب رزق است. پس اگر هرچه ارتباطاتان را با خدا زیادتر کنید، و با خدا رفیق شوید، خدا برایت رزق بیشتری می‌ریزد. عمل مستحبی طلب عشق است. یعنی وظیفه‌ام نیست. ولی به عشق خدا این کار را می‌کنم. دوست دارم خدا را داشته باشم. انسان وقتی به نیت عشق رسید و کارهایش با عشق انجام شد، به کانون خیر و برکت می‌رسد. یعنی خدا همه جور پای او می‌ایستد. پس ما به جای اینکه بیرون را اصلاح کنیم، اول باید خودمان را اصلاح کنیم. ما به‌جای کار زیاد، باید روی قلب‌مان کار کنیم. لازم نیست عمل زیاد انجام بدهیم، عبادت زیادی به جای بیاوریم. این‌ها را کم کنید و بیشتر روی قلبتان کار کنید. اگر اینطور شد، بای رزق تان باز می‌شود. پس منشأ برکت و آرامش قلب، در خودت است. منشأ بلا و غصه‌ها هم در قلب خودت است. خوش اخلاقی عامل جذب رزق و برکت است این که می گوییم از عوامل برکت و رزق، اخلاق است، برای این است که امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «فی سَعَةِ الأخلاقِ كُنُوزُ الأرزاقِ[1]= در خوش خُلقى گنج‌هاى روزى نهفته است». وقتی انسان تنگ‌نظر نیست، حسود نیست، بدخواهی ندارد، بدجنسی ندارد، سعه صدر دارد، بزرگواری دارد، رزقش می‌رسد. شایسته است با وجود این که می‌دانی همسایه فقیر داری، غذا بیشتر درست کنی و به او هم بدهی. تنگ نظری و بدنظری رزق را قفل می‌کند. ترس از عطا کردن نداشته باشید. وقتی یک نفر را شاد می‌کنید، به ویژه یک غریبه یا تنها را شاد می کنید، خدا باب رزق را برایت باز می کند. تنگ نظری یعنی «فقط خودم و خودت» موجب بسته شدن باب رزق می‌شود. اولین اثرش این است که تو، او و دیگران می‌شوی. خدا همان را دشمنت قرار می دهد. با حسادت، راه رزق بر روی خودت بسته می‌شود. هر چقدر خوش اخلاق‌تر باشی، بیشتر به تو می‌رسد. بزرگ بودن خیلی مهم است. تنگ‌نظری و محدود نگاه کردن، باب رزق را می‌بندد. باید انبساط داشته باشیم. از اینکه از این فلانی خوشم نمی‌آید، راه را بر روی خودت می بندی. پس کانون رزق در قلب توست، در نیت‌ها و سعه وجودی‌توست. هر چقدر گرفته‌تر باشی، بسته تر هستی و هر چقدر خوش نیت و خوش قلب تر باشی، رزقت بیشتر است. پس سعه اخلاق، وسیع بودن و بزرگ فکر کردن خیلی مهم است. نیت/اخلاق خوب/روزی پی نوشت: [1]. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج1، ص805. 177/قا

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12365
زمان انتشار: 13 ژولیه 2021
| |
اسراف، سبب سلب تعادل انسان در معنویات و شخصیت باطنی می شود

خانواده آسمانی؛ جلسه 558؛ 1400/04/17

اسراف، سبب سلب تعادل انسان در معنویات و شخصیت باطنی می شود

بحثمان در موضوع اسراف بود که از عوامل دخول به جهنم است. اسراف یعنی زیاده‌روی در تغذیه و رشد ابعاد «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی». چون زیاده‌روی در رشد این ابعاد وجودی انسان، عدم تعادل ایجاد می‌کند. یعنی انسان در یک بعد نسبت به سایر ابعاد، بزرگ‌تر می‌شود یا در سایر قوا ضعیف‌تر می‌شود. عدالت یعنی انسان به هر بعدی به اندازه خودش برسد. در روایت داریم که از ما نیست کسی که به‌خاطر آخرت، دنیای خودش را ترک کند. یا به خاطر دنیا آخرت خودش را ترک کند. دنیا اهمیت و جایگاه خودش را دارد، آخرت هم اهمیت و جایگاه خودش را دارد. در آموزه‌های اسلامی به ما این تعادل را یاد می‌دهند. مثلاً برای عبادت باید وضو بگیرید و غسل کنید.، اما اگر برای بدن آب ضرر داشته باشد، همان آب حرام است و باید تیمم کرد. بدن در دین اسلام مقدس است. سهل‌انگاری در آن، خیانت و معصیت بزرگی است. پس اسراف یعنی رسیدگی به یک بعد از ابعاد وجودی و فراموشی و سهل انگاری در سایر ابعاد.

گاهی افراد در معنویت مسرف می‌شوند. در روایت داریم که برای هر چیزی حدی وجود دارد ،غیر از یاد خدا. اما اگر قرار باشد عبادت به حقوق زناشویی، خانواده، علمی و بدنی لطمه بزند، حرام است. اسلام ما را امت وسط قرار داده است. امت وسط یعنی امت تعادل. یعنی باید تعادل را در همه بخش‌ها رعایت کنیم. در جلسات قبل به آیات این بحث اشاره شد. در این جلسه به روایات می‌پردازیم. خداوند در قرآن می فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ[1]= بگو اى بندگانم كه زیاده بر خویشتن ستم روا داشته ‏اید، از رحمت الهى نومید مباشید، چراكه خداوند همه گناهان را مى‏بخشد، كه او آمرزنده مهربان است». شأن نزول این آیه داستان غلامی به نام «وحشى» است که در میدان جنگ «اُحُد» بزرگ ترین جنایت را مرتکب شد، و عموى پیامبر (صلى الله‌علیه وآله) حمزه را به طرز ناجوانمردانه اى شهید کرد. وحشى مى‌خواست اسلام بیاورد، اما مى ترسید اسلامش مورد قبول واقع نشود که آیه فوق نازل گردید و او اسلام آورد. محبت‌های زیاد به فرزند هم نوعی اسراف است. چون فرزند آسیب‌های زیادی در آینده می‌بیند. اگر کسی در مسیر اسراف و زیاده‌روی در هر بخش از ابعاد وجودی اش قرار گرفت، تعادلش به هم می‌ریزد و دیگر نمی‌تواند خودسازی داشته باشد. بنابراین، ما در رحم دنیا هستیم و ماهیت جنینی داریم. باید شکل یک انسان متعادل را به خود بگیریم و وارد نظام برزخی شویم تا در آنجا متعادل باشیم. آدمی که اهل اسراف است و تعادل را نگه نمی دارد، زیاده خواهی دارد، در برزخ هم صورت انسانی ندارد. امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «وَیْحَ اَلْمُسْرِفِ مَا أَبْعَدَهُ عَنْ صَلاَحِ نَفْسِهِ وَ اِسْتِدْرَاكِ أَمْرِهِ= بیچاره اسرافكار! چه دور است از اصلاح نفس و جبران كار خود». بعضی‌ها وقتی وارد کار تجارت، پول و فعالیت اقتصادی می‌شوند، دیگر حلال و حرام‌ها را رعایت نمی‌کنند و حقوق دیگران را زیر پا می‌گذارد. این آدم مسرف است و نمی‌تواند نفس خودش را اصلاح کند و آسیب می‌بیند. پول درآوردن نباید به روابط جنسی، عاطفی، اخلاقی خانواده لطمه بزند. مسرف تابع میل و شهوتش است. از هر چیزی که خوشش بیاد و لذت ببرد، به آن می‌چسبد. مسرف تابع لذتش است. به‌خاطر لذت بردن اسراف می‌کند. اسراف در هر رشته‌ای، تعادل انسان را در شخصیتش به هم می‌زند و میل عبادی انسان را از بین می برد. میل دعایش را از بین می برد. میل زیارتش را از بین می برد. گاهی شخص آنقدر غرق در رشته اش در زمینه‌های مختلف می‌شود که از خود و اطرافیانش غافل می شود. از این‌رو، نمی‌تواند شوهر خوبی باشد، مادر خوبی باشد، فرزند خوبی باشد. چنین کسی سرباز خوبی برای امام زمان (علیه السلام) نیست. چون در رشته‌اش زیاده‌روی کرده، یعنی شخصیتش یک طرفه می‌شود. برای دوری از اسراف دعا کنیم در روایتی امام زین العابدین (علیه‌السلام) در دعای خود می‌فرمایند: «وامنَعْنی مِنَ السَّرَفِ وحَصِّنْ رِزقی مِن التَّلَفِ و وَفِّرْ مَلَكَتِی بالبَرَكَهِ فیهِ وأصِبْ بِی سَبیلَ الهِدایَةِ لِلبِرِّ فیما اُنفِقُ مِنهُ= و مرا از زیاده‌روى باز دار و روزیم را از تلف شدن نگاهدار و داراییم را با بركت دادن به آن افزون گردان و راه مصرف آن را در كارهاى خیر به من بنمایان». ما هم باید از خدا بخواهیم و برای دوری از اسراف دعا کنیم. باید از خدا کمک بخواهیم. اسراف باعث می‌شود دارائی‌های مهم‌تان را از دست بدهید. مثلاً زیاده‌روی در غذا خوردن موجب از دست رفتن سلامت و پولتان می‌شود. گاهی یک شخص با پول بازنشستگی، مالش برکت پیدا می‌کند و افراد زیادی در آن مشارکت می کنند. گاهی هم شخص با درآمد بالا مالش برکت ندارد و همیشه درمانده است. از خدا بخواهیم راه مصرف در کار خیر را به ما بیاموزد. گاهی شخص پول دارد و می‌تواند کلی کار برای رفع امام زمان (علیه‌السلام) بکند. ولی نمی داند در چه راهی مصرف کند. جهنم/اسراف پی نوشت: [1]. سوره زمر، آیه 53. قا/180

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12364
زمان انتشار: 8 ژولیه 2021
| |
خیر و برکت و رزق هر کس چگونه رقم می خورد؟

خیر و برکت؛ جلسه 21؛ 1400/04/12

خیر و برکت و رزق هر کس چگونه رقم می خورد؟

رزق و روزی شما و هرآنچه وعده داده شده، در آسمان است. اما باید با نیت و اخلاق خوب، رزق خوب را به سوی خود جذب کنید.

بحثمان در موضوع برکت، به نقش اخلاق در رزق و روزی رسید. حالت ثابت نفس را خُلق می گویند. یعنی کسی که یک یا چند بار یک عمل اخلاقی خوبی را انجام داد، نمی گوییم او خوش اخلاق است. چون خوش اخلاق کسی است که عمل اخلاقی خاصی در وجودش ثابت شده باشد. مثل کسی که سخاوت یا خساست جزء صفات اخلاقی او شده باشد. وقتی که در حالت ثابت نفس کسی، صفت خاصی را ببینیم، می گوییم آن صفت جزء اخلاق اوست. حالت‌های نفس ما چه تأثیری در جلب رزق و خیر و برکت برای ما دارد؟ چگونه با اصلاح اخلاق و حالت های نفس مان جذب برکت و خیر کنیم؟ یک مثال می زنیم: امروزه در فضای مجازی با مسئله ای به نام اینترنت رو به رو هستیم که همه جای کره زمین را فرا گرفته است. بعضی جاها آنتن دهی خوبی دارد، اما در بعضی جاها خوب نیست. برای استفاده از چنین امکاناتی، دستگاه ها با هم متفاوت اند. کسی که دوربین گوشی اش توانایی بیشتری دارد و با کیفیت تر است و گیرنده قوی تری دارد، تصاویری که می گیرد، شفاف تر است. یعنی رزق بهتر، شفاف تر و آسان تری دارد. اما کسی که دستگاه خیلی ضعیفی دارد، نمی‌تواند گیرنده خوبی داشته باشد. پس همینطور که هر چقدر کیفیت دستگاه شما بهتر باشد، دریافت های شما هم بهتر خواهد بود، درباره رزق مادی و معنوی نیز همین گونه است. رزق هر چیزی از غیب می آید. همه روزی های ما چه مادی و چه معنوی، از غیب می‌رسد. ما چیزی نداریم که از زمین  دریافت کنیم. اگر رزقی هست، از عالم غیب است. این رزق ها را هم فرشته ها می‌رسانند. یعنی اگر فرشتگان نباشند، حرکت جنبنده‌ای در زمین صورت نمی‌گیرد. تمام کارها به وسیله فرشتگان و عالم غیب انجام می شود. چون عالم ماده قابلیت محض است. یعنی فقط پذیرش دارد. این پذیرش از یک قدرت مافوق و بیرونی است. این را قرآن به ما تذکر می دهد که «وَفِی السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ[1]= و روزی شما با همه وعده‌ها که به شما می‌دهند، در آسمان است». بنابراین، ما دائما در ارتباط با غیب هستیم. فرشتگان مدیران عالم هستند. ملائکه از ماده و غیرماده بوسیله غیب اداره می شود. حالا رزق که از بالا می آید، حالات های نفسانی ما در این که رزق کم یا زیاد دریافت کنیم، تأثیر دارد. بی کیفیت دریافت کنیم یا با کیفیت. اینها همه مهم هستند. این وجود ماست که کیفیت را نشان می دهد. هر چقدر به قدرتمندسازی و شفافیت خودمان بپردازیم، نوری که می تابد، بهتر دیده می شود. هر چقدر آینه وجود شما شفاف تر باشد، رزقی که می گیرید، بهتر است. پس کیفیت روح، در رزق خیلی مهم است. رزق ها تابع خودسازی انسان است رزق‌ها انواع مختلف دارند: «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی». تا اخلاق و نیت تان را درست نکنید و تیزی ها و بدنیتی هایتان را کنار نگذارید، رزق خوب دریافت نمی کنید. رزق ما در همه 5 مرحله ای که اشاره شد، تابع خودسازی است. تابع این است که نفس تان را چگونه مدیریت کنید. پس حالت های نفس در دریافت رزق کم یا زیاد و خوب و بد، کاملا تأثیر دارد. این که می بینیم یکی در حرم لذت معنوی می برد، و دیگری حالش به هم می خورد و لذتی نمی برد، ناشی از همین حالت های نفس است. پس خودسازی در اخلاق خیلی مهم است. اگر اخلاق را رعایت نکنید، روزی خوب را جذب نمی کنید. بعضی ها می گویند ما خیلی کار می کنیم. دو شیفت هم کار می کنیم. ولی به چیزی نمی رسیم. بدهی زیادی داریم و خسارت زیاد می بینیم. مریضی زیادی داریم. علت این وضعیت این افراد چیست؟ خیلی از اعمال ما مثل بدجنسی، رقابت، چشم و هم چشمی و... باعث می شود که باب رزق خوب بسته شود. چون رزق تابع اخلاق است. پس تا اخلاق و نیت ها و درون مان را صاف نکنیم، به رزق خوب نمی رسیم. یعنی نیت هایمان اگر خوب نباشد، مثلا رقابت، خودبرتربینی و خودشیفتگی داشته باشیم، باب رزق مان بسته می شود و آسمان با ما قهر می کند. اگر اخلاق را رعایت نکنیم، روزی خوب را جذب نمی کنیم. کم گذاشتن عاطفه و محبت از همسر، خانواده همسر و فرزند باعث بسته شدن رزق می شود. ما خیلی خشن زندگی می کنیم و خیلی بداخلاق هستیم. تا اخلاق و نیت هایمان را درست نکنیم، تعادل نداریم و باب رزق خوب به رویمان باز نمی شود. چون در این حالت، آسمان با ما قهر است. خودسازی هم نیاز به خودشناسی دارد. بیماری هایی مثل بدجنسی، حسادت و چشم و هم چشمی، برای این است که خودمان را نمی‌شناسیم. به همین دلیل است که خود را مفت می فروشیم و زندگی مان خراب می شود. بنابراین، رزق تابع برخوردهای آدم هاست. کسی که خودساخته است، بلد است چگونه با مادرشوهر، پدرشوهر یا عروس برخورد کند. از این رو، رزق خوبی هم دریافت می کند. قا/173 رزق/اخلاق-نیت   [1]. سوره ذاریات، آیه 22.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12362
زمان انتشار: 3 ژولیه 2021
| |
آبشارهای بهشتی، زنده و باشعور هستند

خانواده آسمانی؛ جلسه 557؛ 1400/04/03

آبشارهای بهشتی، زنده و باشعور هستند

بدون حضور آب و نهر در بهشت، حس لذت انسان کامل نیست. وجود آب و پیوند عمیقی که انسان با آب دارد، حس حیات، زندگی و نشاط به انسان می‌دهد.

بحثمان درباره بهشت، با موضوع نهرهای بهشتی است. معماری بهشتی و مهندسی بهشت جایگاه مهمی در قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) دارد. به همین جهت، در وصف سخن از نهرهای جاری در باغهای بهشت است: «جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ[1]= براى آنان در بهشت باغ‌هایى است كه از زیر آن جویها روان است». مسئله آب خیلی مهم است. صدای آب، فوق العاده زیبا است. در واقع این صدا، صدای سجده آب است. اگر انسان معرفت پیدا کند، صدای سجده آب را می شنود. محتوایی که این صدا دارد، حیات همه موجودات است. آب یکی از مونس‌های انسان در بهشت است. چون شعور و حضور دارد. اشیا و همه چیز در بهشت زنده هستند. قرآن می‌فرماید: «وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ[2]= و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقت‌دار آخرت است». دراین جلسه به دیگر توصیفات بهشت از زبان معصومین می پردازیم. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «أَنهارُ الجَنَّةِ تَخرُجُ مِن تَحتِ تِلال أَو مِن تَحتِ جِبالِ مِسكٍ[3]= جویبارهاى بهشت، از زیر تپّه‌ها و کوه‌های مُشك بیرون مى‌آیند». فهم دنیایی که ما از کوه یا تپه داریم، با هم اخروی آن، خیلی فرق دارند. نهرهای بهشت از زیر تپه یا کوه‌ها جاری می‌شوند و دارای بوی دل‌انگیز مشک هستند. در فرمایش دیگری حضرت فرمودند: «إِنَّ أَنهارَ الجَنَّةِ تَجرِی فِی غَیرِ اخدُودٍ، أَشَدَّ بَیاضاً مِنَ الثَّلجِ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، وَأَلیَنُ مِنَ الزُّبدِ، طِینُ النَّهرِ مِسكٌ أَذفَرُ، وَحَصاهُ الدُّرُّ وَالیاقُوتُ، تَجرِی فِی عُیُونِهِ وَأَنهارِهِ حَیثُ یَشتَهِی وَ یُرِیدُ فِی جَنّاتِهِ وَلِیُّ اللَّهِ، فَلَو أَضافَ مَن فِی الدُّنیا مِنَ الجِنِّ وَالإِنسِ لَأَوسَعَهُم طَعاماً وَ شَراباً وَ حَلالًا وَ حُلِیّاً، لا یَنقُصُهُ مِن ذَلِكَ شَی‌ءٌ[4]= جویبارهاى بهشت، در شیارها جارى نیستند و از برف، سفیدتر و از عسل شیرین‌تر و از خامه، نرم‌ترند. گِل جویبار، مُشكى ناب است و سنگ ریزه هایش دُر و یاقوت‌اند و در چشمه‌ها و جویبارهایش تا هر كجا كه ولىّ خدا بخواهد و اراده كند، روان مى‌شوند. اگر ولی خدا بخواهد اهل دنیا را از جن و انس میهمان كند، مى‌تواند به همه آن‌ها خوراك و نوشیدنى بدهد و بر همه آنان، جامه و زیور بپوشانَد، بى‌آن كه چیزى از او كم شود». وسعت نهرهای بهشتی، تابع میل و اراده مومن است نهرهای بهشت تابع دو چیز است: اشتها و اراده. تا هر جائی که مومن می‌خواهد و دوست دارد، این رودها و آب‌ها جاری می‌شوند. نهرها جریان مزاحم ندارند. جریان اراده است. نهر جریانش تابع اشتها و اراده مومن است. نهر پیش او می آید. این مقام «کُن» است که برگرفته از این شریفه است: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ[5]= فرمان نافذ او چون اراده خلقت چیزی کند، به محض اینکه بگوید: موجود باش! بلافاصله موجود خواهد شد». یعنی هر چیزی برای ایجادش تابع اشتها و اراده‌ی مؤمن است. یا در جائی دیگر قرآن می فرماید: «وَفِیهَا مَا تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَتَلَذُّ الْأَعْیُنُ[6]= و بر آن مؤمنان کاسه‌های زرین و کوزه‌های بلورین دور زنند و در آنجا هر چه نفوس را بر آن میل و اشتهاست و چشم‌ها را شوق و لذت، مهیّا باشد و شما مؤمنان در آن بهشت جاویدان متنعّم خواهید بود». هر چیزی که شما میلتان بکشد و لذت ببرید، در بهشت هست و محدودیتی در هر چیزی که می‌خواهد وجود ندارد. مقام کن در این روایت روی ولایت قرار گرفته است. یعنی کسی که دوست خداست. اگر کسی دوست شد، دیگر بهانه‌گیری و محدویت و نق و غر ندارد. حتی در دوستی، اوج روابط و نزدیکی است که در نسبت فامیلی وجود ندارد. در فامیلی عشق‌ورزی محدود است، اما در دوستی این‌طور نیست. عشق خیلی بالاتر است. کسی دوست خدا شده، از چیزی خوف و حزن ندارد. برای همین در دعا دعاریم: «وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَوْلِیَائِكَ فَإِنَّ أَوْلِیَائَكَ‏ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ= و مرا از دوستانت قرارم بده که بر دوستانت ترسی نیست و اندوهگین نمی‌شوند». همه چیز در بهشت زینت و آراستگی دارد. در بهشت چیزی از مؤمن کم نمی‌شود. سلطنت را ببینید. مؤمن اگر قرار باشد دنیا را تحمل کند، به‌ بخاطر شوقی است که به خانواده اصلی اش «انبیاء، اهل‌بیت، صدیقین و...» دارد که همه در بهشت حاضرند. از این رو، مؤمن فقط دو دلخوشی در دنیا دارد که او را نگه می‌دارد. یکی، دیدن مولایش، صاحب الامر (علیه السلام) و دیگری رفتن به مسجد، حرم، ذکر گفتن و بودن با دوستان و اولیاء الهی... . امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لِكُلِّ شَیْءٍ شَیْءٌ یَسْتَرِیحُ إِلَیْهِ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ یَسْتَرِیحُ إِلَى أَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ كَمَا یَسْتَرِیحُ اَلطَّیْرُ إِلَى شَكْلِه[7]= براى هر چیزى وسیله و اسبابى وجود دارد كه به‌وسیلۀ آن آسایش مى‌یابد و همانا مؤمن به وسیلۀ برادر مؤمن خود آسایش خواهد داشت، همان‌طورى كه پرنده با هم نوع خود اُنس و آسایش دارد». مؤمن رفیق مؤمنش است. وقتی او را می‌بیند، آرامش در وجودش می‌آید. چون رنگ الهی دارد. پس هر چیزی که رنگ الهی داشته باشد، مؤمن را نگه می‌دارد. در روایتی در توصیف نهرهای بهشتی امام کاظم (علیه السلام) درباره ماه رجب می فرمایند: «رَجَبٌ نَهَرٌ فِی اَلْجَنَّةِ أَشَدُّ بَیَاضاً مِنَ اَللَّبَنِ وَ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ مَنْ صَامَ یَوْماً مِنْ رَجَبٍ سَقَاهُ اَللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ ذَلِكَ اَلنَّهَرِ=رجب رودخانه ای در بهشت است كه سفیدتر از شیر و شیرین تر از عسل است. هر كه روزی از ماه رجب را روزه بدارد، خدای گرامی و بزرگ او را از آن رودخانه بنوشاند». همچنین نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره فرمودند: «بَینَما أَنا أَسِیرُ فِی الجَنَّةِ، إِذا أَنا بِنَهَرٍ، حافَتاهُ قُبابُ الدُّرِّ المُجَوَّفِ، قُلتُ: ما هذا یا جَبرَئِیلُ؟ قالَ: هذا الكَوثَرُ الَّذِی أَعطاكَ رَبُّكَ، فَإِذا طِینُهُ مِسكٌ أَذفَرُ[8]= همچنان که در بهشـت می‌گشتم، به نهری رسیدم که بر دو کرانه‌اش، سراپرده‌هایی از درّ میان‌تهی بود. پرسیدم: این چیست ای جبرئیل؟ گفت: این همان «کوثر» است که پروردگارت به تو عطا فرموده است. دیدم گِل آن مشک ناب است». در کلام دیگری، حضرت فرمودند: «أَكبَرُ أَنهارِ الجَنَّةِ الكَوثَرُ تَنبُتُ الكَواعِبُ الأَترابُ‌ عَلَیهِ، یَزُورُهُ أَولِیاءُ اللَّهِ یَومَ القِیامَةِ[9]= بزرگترین نهر بهشت کوثر است که دختركان نورسیده و هم‌سال، بر آن مى‌رویند. دوستان خدا، در روز قیامت، به دیدن این نهر مى‌روند». پیامبر اکرم در شب معراج نهری دیده بودند که آن را این گونه توصیف می کنند: «لَمّا اسرِیَ بِی رَأَیتُ فِی الجَنَّةِ نَهراً أَبیَضَ مِنَ اللَّبَنِ، وَأَحلَى مِنَ العَسَلِ، وَأَشَدَّ استِقامةً مِنَ السَّهمِ فِیهِ أَبارِیقُ عَدَدَ النُّجُومِ، عَلَى شاطِئِهِ قِبابُ الیاقُوتِ الأَحمَرِ وَالدُّرِّ الأَبیَضِ= شبى كه به معراج بُرده شدم، در بهشت، نهرى دیدم كه از شیر، سفیدتر و از شَهْد، شیرین‌تر و از تیر، راست‌تر بود و در كنار آن، ظرف‌هایی به شمارِ ستارگان وجود داشت و بر ساحلش، گنبدهایى از یاقوت سرخ و دُرّ سفید بود». درختان بهشت از دیگر ویژگی های بهشت، درختان آن است. در سوره واقعه می خوانیم: «فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ*وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ*  وَظِلٍّ مَمْدُودٍ* وَ مَاءٍ مَسْكُوبٍ*وَفَاكِهَةٍ كَثِیرَةٍ*لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ[10] =در سایه درختان سدر پرمیوه و بی‌خار* و درختان پربرگ سایه‌دار*و در سایه بلند درختان* و در طرف نهر آبهای روان زلال*و میوه‌های بسیار*که هیچ وقت منقطع نشود و هیچ کس بهشتیان را از آن میوه‌ها منع نکند». آبشارها و درختان بهشت یک ویژگی دارند که هیچ وقت قطع نمی شوند و محدودیتی هم ندارند. از نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) سوال کردند: «یا رَسُولَ اللَّهِ، لَقَد ذَكَرَ اللَّهُ فِی القُرآنِ شَجَرَةً مُؤذِیَةً، وَما كُنتُ أَرى‌ أَنَّ فِی الجَنَّةِ شَجَرَةً تُؤذِی صاحِبَها. فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: وَما هِیَ؟ قالَ: السِّدرُ، فَإِنَّ لَها شَوكاً! فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: «فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ»؛ یَخضِدُاللَّهُ شَوكَهُ، فَیَجعَلُ مَكانَ كُلِّ شَوكَةٍ ثَمَرَةً، فَإِنَّها تُنبِتُ ثَمَراً تُفتَقُ الثَّمَرَةُ مَعَها عَن اثنَینِ وَسَبعِینَ لَوناً، ما مِنها لَونٌ یُشبِهُ الآخَرَ[11]= اى پیامبر خدا! خداوند در قرآن از درختِ صدمه زننده‌اى یاد كرده است، در حالى كه من گمان نمى‌كنم در بهشت، درختى باشد كه به صاحبش آسیب برساند! پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «چه درختى؟». گفت: كُنار؛ زیرا خاردار است. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «در [زیر] درختان كُنار بى‌خار». خدا خارهاى آن را قطع مى‌كند و به جاى هر خارى، میوه‌اى مى‌گذارد. این درخت، میوه‌اى مى‌دهد با 72 رنگ كه هیچ رنگى از آن، شبیه دیگرى نیست». ما اینجا حد اکثر می گوییم مادون قرمز و ماورای بنفش. این مقدار از رنگ را درک می کنیم. درحالی که بهشت رنگ آمیزی فوق العاده ای دارد که اصلا شبیه به هم نیست. بهشت/آبشار پی نوشت: [1]. سوره ابراهیم، آیه 23. [2]. سوره عنکبوت، آیه 64. [3]. محمدی ری شهری، بهشت و جهنم در کتاب و سنت، ج 1، ص93. [4]. همان، ص151. [5]. سوره یس، آیه 82. [6]. سوره زخرف، آیه 71. [7]. مجلسی، بحارالانوار، جلد۷۱، صفحه۲۳۴. [8]. محمدی ری شهری، [9]. مجلسی، بحار الأنوار: ج 8 ص 147 ح 72. [10]. آیات 28-32. [11]. محمدی ری شهری، بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حدیث، ج1، ص156. قا/170

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12359
زمان انتشار: 23 ژوئن 2021
| |
اسراف، مانع شادی و آرامش انسان است

خانواده آسمانی؛ جلسه 556؛ 1400/03/27

اسراف، مانع شادی و آرامش انسان است

اسراف از گناهان کبیره است که در همه شئون انسان راه پیدا می کند. در قوای ادراکی مثل «حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل» و نیز در قوای دیگر مثل جنبه های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» می تواند اسراف وجود داشته باشد. درواقع هنر یک انسان، این است که بدن و نفس اش را از زیاده روی حفظ کند. همان‌طور که بدن اگر کمبودی داشته باشد، گرفتار یک سلسله بیماری ها می شود و برای درمان آن نیاز به دارو و مکمل های غذایی دارد، در نفس نیز همین گونه است.

آن‌چه در عصر ما از بیماری ها تولید می شود، ناشی از کمبودها نیست، بلکه به خاطر زیاده‌روی هاست. هر چند که در بعضی جاها مردم در اثر جنگ مثل یمن، سوریه و فلسطین با کمبود غذا و آب مواجه هستند، ولی در اکثر جاها بیشتر مرگ و میرها بخاطر زیاده روی در غذا و خوردن است. اینها یعنی اسراف. اسراف چون زیاده روی هست، انسان را سنگین می کند، قدرت فهم، بصیرت، رؤیت، لذت، شادی و نشاط ارتباط با غیب را از انسان می گیرد. متاسفانه معنای «اسراف» که در قرآن کریم آمده، با معنایی که در فهم عامه وجود دارد، متفاوت است و دقیق ترجمه نشده است. اسراف در قوا، بیماری هایی مثل سوء ظن، بدبینی، بداخلاقی و انواع بیماری ها را در انسان ایجاد می کند. اسراف یعنی انسان تعادل را در دریافت و تغذیه قوایش از دست می دهد. انسان آنقدر به جسمش می رسد که روحش کسل می شود. یعنی آنقدر شام می خورد که دیگر نمی تواند نماز شب بخواند. آنقدر غذا می خورد که دیگر نمی تواند ذکر بگوید. تمرکزش از بین می رود و بدنش را سنگین می کند. بدنش را با اسراف از شادابی، ذکر، تمرکز و درک معنویات محروم می کند. چون می خواهد فقط به یک بعد از ابعاد وجودی اش برسد و این کار را خراب می کند. بعضی وقت ها شغل و رشته تحصیلی انسان به گونه ای است که بیش از اندازه با عقل سروکار دارد. زیاده روی در فعالیت های عقلانی نیز انسان را در جنبه های احساسی و عاطفی ضعیف می‌کند و انسان را بی خیال و بی غیرت نسبت به خانواده می‌کند. بعضی افراد در هنر زیاده روی می کنند. یعنی تمام وقتش را صرف دیدن فیلم، داستان، نمایشنامه و... می کند. ما چون سالک به سمت ابدیت هستیم، باید بدانیم که زیاده روی و اسراف در هر بخش، باعث می شود سهم بخش های دیگر خورده بشود و انسان از تعادل بیفتد. تعادل یعنی «شادی، آرامش و عشق». کسی که شاد نیست، یعنی در کارهایش زیاده روی و اسراف دارد. این اسراف، تعادل او را از بین می برد. کسی که نمی تواند رابطه محبت آمیز با دیگران داشته باشد، (همسر، پدرومادر، خواهر و برادر، دوستان، فرزند) یعنی در یک جایی زیاده روی و اسراف کرده است که الان آرام، قدردادن و شاکر نیست. اسراف و زیاده روی موجب محرومیت انسان از شفاعت اهل بیت می شود کسی که شاکر نیست و با جهان اطراف خود، حتی غذاها و میوه ها نمی‌تواند ارتباط درستی برقرار کند، متعادل نیست. وقتی متعادل نیست، یعنی یک جاهایی زیاده روی و اسراف کرده است. مثلاً در شغل یا رشته تحصیلی یا روابط عاطفی با دیگران یا تغذیه یا تخیلات یا توهمات یا تعقلاتش زیاده روی کرده است. اینکه حضرت امیر می فرماید «از محبین ما کسانی هستند که ما قدرت شفاعت آنها را نداریم، مگر بعد از 300هزار سال» برای همین است که زیاده روی و اسراف کرده و تعادلش را به هم زده است. برای همین هم از اهل بیت در قیامت فاصله می گیرد و از شفاعت آنان دور می‌شود. اسراف باعث می شود انسان در کنار انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین شادی و آرامش نداشته باشد. حتی نمی تواند به آنها محبت بورزد.   کسی که خاطرات بد گذشته اش را نگه می دارد، یعنی یک جائی در وجودش اسراف شده است. کسی که یاد گذشته ها می افتد و اذیت می شود، یعنی اسراف کرده است. وگرنه چطور ممکن است با دریای بی نظیری از کرامت های الهی روبرو باشد و یاد خاطرات بدش بیفتد. انسان هر چه بدی هم داشته باشد، باز به خاطر داشتن انبیاء، صدیقین و شهدا می تواند شاد باشد. خداوند هزار راه قرار داده تا انسان رشد کند و مفید باشد و در کنار امام زمان (علیه السلام) باشد. اسراف‌کار، تعادل شخصیتی ندارد اسراف زمانی رخ می‌دهد که تو خانه خوب داشته باشی، ولی یکسره ذهنت درگیر جای دیگری در فلان منطقه شهر باشد. اسراف یعنی در زن داری و شوهرداری زیاده روی کنی که نماز اول وقتت به تاخیر بیفتد. زیاده روی در سبک زندگی، باعث از دست رفتن حوصله در معنویات می شود. از همین ها معلوم است که در خانه و همسرداری زیاده روی شده است. پس اسراف تعادل را به هم می زند. اسراف نمی گذارد تو نماز شب بخوانی، گریه کنی، با قرآن و فرشتگان و انبیا دوست شوی. نمی گذارد تو به امام زمانت در دنیا برسی و در زیر چادرش فعالیت سالم داشته باشی. قرآن مجید این حقیقت را در قالب‌هایی زیبا بیان می‌کند و می‌فرماید: «وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ[1]= فرعون برترى جویى در زمین داشت و از اسرافكاران بود». گاهی انسان در خودشیفتگی و خودخواهی آنقدر زیاده روی می کند که حتی جرأت درگیر شدن با خدا را  هم پیدا می کند. «وَأَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ= و البته مسرفان همه اهل آتش دوزخند». مسرفین همان یاران آتش اند. اصحاب نار بودن خطرناک است. «وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ[2]= و قطعا پیامبران ما با معجزه ها به سوى بنى اسرائیل آمدند، امّا بسیارى از آنان، پس از آن، در زمین اسرافكار شدند». یعنی اسراف نمی گذارد  تو حرف پیغمبر را بشنوی. تو را با دین و پیغمبر دشمن می‌کند. حوصله خدا را نداری. حتی وقتی معجزه و آیه هم برایت می آورند، آن را باور نمی کنی. پس اسراف فقط بیرون ریختن غذا نیست. اسراف مصادیق زیادی دارد مثل اسراف در محبت، اسراف در سؤال، اسراف در کینه، اسراف در سرزنش و... اسراف مانع بهشت رفتن است و جهنم ساز است. اسراف انسان را در مقابل همه انبیاء و کتب آسمانی نگه می دارد. حوصله ما را از خدا و غیب می گیرد. حتی حوصله خود انسان را از خودش می گیرد. جهنم/ اسراف پی نوشت:   [1]. سوره یونس، آیه 83. [2]. سوره مائده، آیه 32. قا/164

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12358
زمان انتشار: 21 ژوئن 2021
| |
تقوا، کلید هر مشکل و آزادی از هر نوع بردگی است

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 130؛ 1400/3/27

تقوا، کلید هر مشکل و آزادی از هر نوع بردگی است

بحث مان در شرح «اعلام التقی» به آثار تقوا رسید که درباره آثار تقوا متن شرح حضرت آیت الله جوادی آملی خوانده می شود. در این جلسه، به نوزدهمین اثر تقوا می‌رسیم که عبارت است از تقوا کلید هر مشکل و آزادی از هر نوع بردگی است.

در این راستا امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «فَإِنَّ تَقْوَى اللّهِ مِفْتَاحُ سَدَاد، وَ ذَخِیرَةُ مَعَاد، وَ عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَة، وَ نَجَاةٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَة. بِهَا یَنْجَحُ الطَّالِبُ، وَ یَنْجُو الْهَارِبُ، وَ تُنَالُ الرَّغائِبُ[1]». امام (علیه السلام) در این عبارت از خطبه، به اهمیت تقوا و پرهیزکارى و آثار مهم آن مى پردازند و در 7 جمله کوتاه و پرمعنا از آثار تقوا سخن مى گویند. «فَإِنَّ تَقْوَى اللّهِ مِفْتَاحُ سَدَاد= پرهیزکارى کلید درهاى درستى است». تقوای الهی، هم صلاح و هم محکم کاری است. وقتی انسان در تغذیه و سلوک خودش از چیزهایی که او را محدود می‌کند، فاصله بگیرد، مشکلاتش حل می‌شود و کارهایش استحکام پیدا می کند. یعنی آسیب پذیری اش کم می شود. چون انسان مختار آفریده شده است و خودش بهشت و جهنم را انتخاب می کند. تقوا یعنی پرهیز از هر چیز (اخلاقی، عملی و اعتقادی) که نمی گذارد تو به بهشت و بالاتر از آن بروی. تقوا یعنی پرهیز از دوست داشتن چیزی که تو را جهنمی می کند، دوست داشتن چیزی که تو را از الله می اندازد. دوست داشتن چیزی که تو را از امام زمانت دور می کند. تقوا یعنی پرهیز از هوس ها، آرزوها و چیزهایی که نمی گذارند تو جاودانه بشوی. تقوا یعنی پرهیز از هر چیزی که تو را محدود می کند و نمی گذارد بال دربیاری و پرواز کنی. تقوا یعنی پرهیز از هر چیزی که برایت خوب نیست و ضرر دارد. در همه بخش های «خیالی، وهمی و عبادی» نباید  اسراف و زیاده روی کرد. به هر چیزی که جلوی عبودیت، تعادل، در خدمت بودن، خلوت، انسانیت و وظایف انسانی را بگیرد، تقوا می گویند. «وَ ذَخِیرَةُ مَعَاد= ذخیره روز رستاخیر». تقوا ترک از عوامل محدودکننده است. «وَ عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَة= سبب آزادى از هرگونه بردگى است که بر انسان چیره مى شود». تقوا باعث می شود انسان از هر حاکمیتی آزاد بشود. یعنی اسارت شخصیتی نداشته باشد. ذلیل و خوار نشود. آدم هایی که کوچکی می کنند و از آبرویشان مایه می گذارند تا به خواسته شان برسند، به خاطر بی تقوایی شان است. فرد باتقوا اسیر مزه نیست. اسیر زیبایی نیست. آزاد است. تقوا یعنی آزادی انسان از هر چیز محدود. آزادی خیلی مهم است. فقط بندگان خدا آزادند. تقوا انسان را آزاد می کند از اسارت های بخش های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی». فرد باتقوا همیشه شاد است. زوردنجی، حساسیت، عصبی شدن یعنی سوختن و جهنم. یعنی هیزم داشتن. تقوا انسان را از این رذائل آزاد می کند. اینکه کجا زندگی کنم؟ چه شغلی داشته باشم؟ چی بخورم و... یعنی قید داشتن. فرد باتقوا از همه این قیدها آزاد است. لابه شرط است. پس تقوا یعنی آزادی. وقتی آزاد شدی و دیگر زیر سلطه چیزی نیستی. در عاشورا همه آمدند که خودشان را بفروشند. چون خدا گران می خرد و فقط از مومنین می خرد. ریس جمهور بی تقوا، وزیر بی تقوا، نماینده مجلس بی تقوا و... مصالح یک ملت را می فروشد. درحالی که فرد باتقوا آدمی شجاع، آزاده، شاد و آرام و غیروابسته است. مطلق است. قید ندارد. یک زندگی فوق العاده ساده و لذت بخش دارد. شادی و غرور دارد. آرامش دارد. مقید به هیچ چیزی نسیت. تقوا یعنی وابستگی به خدا و غیروابستگی به غیر خدا. در جمله چهارم مى فرماید: «وَ نَجَاةٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَة=  سبب نجات انسان از هرگونه هلاکت است». تقوا نجات یافتن از هر چیزی است که ضرر دارد. نجات از هلاکت است. بالاخره ما یا با کمالات جمادی هلاک می شویم یا با گیاهی یا با حیوانی یا با عقلی. اما وقتی کسی تقوا داشت، خودش را از محدویت نجات می دهد. از هر چیزی که می تواند روحش را به اسارت بگیرد، نجات می یابد. آدم باتقوا از حسادت ها، تنگ نظری ها و مقایسه ها آزاد است. آدمی که به حسادت و به رقابت می افتد، این اسیر و گرفتار است. درحقیقت بی تقواست که این جوری می شود. در جمله پنجم مى افزاید: «بِهَا یَنْجَحُ الطَّالِبُ= به وسیله تقوا جویندگان به مقصود خود مى رسند». به وسیله تقوا هر کسی به خواسته هایش می رسد. جالب است که تقوا نوعی ترک و «نه» گفتن است، ولی تو را به خواسته هایت می رساند. هر چقدر که «نه گفتن» به خاطر بخش فوق عقلانیت به بخش های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» بیشتر باشد، به این 4تا بیشتر می رسی و اینها به دنبالت می آیند. فقط به عشق فوق عقل، اما وقتی به عشق این 4بخش پایینی، به فوق عقل می گویی نه، حالا اینها برایت اسارت، بدبختی، ذلتِ شخصیت و غصه به دلت می آورند. تقوا یعنی چیزی که نمی گذارد مانع شادی و آرامشت شود. هر چیز که مزاحم شادی و آرامشت است، کنار بگذار. تقوا یعنی از غم فرار کن. هر خواسته ای داری، با تقوا به آن می رسی. حضرت به ما فرمول می دهد. اینها توصیه نسیت. حضرت می گوید با تقوا انسان به خواسته های چهارگانه اش می رسد. «یَنْجُو الْهَارِبُ= فرار کنندگان (از کیفر الهى) رهایى مى یابند». آدمی که از هر بدی فراری است، به وسیله تقوا نجات پیدا می کند. بخصوص بدترین شرها یعنی جهنم. آدم باتقوا از همه غم ها، غصه ها و اسارت ها نجات پیدا می کند. دیگر حسود نیست. هم در دنیا آرام و شاد است و هم در آخرت. در هفتمین و آخرین جمله که در واقع عصاره همه جمله هاى پیشین است، مى فرماید: «وَ تُنَالُ الرَّغائِبُ= با تقوا به هر هدف و خواسته رفیع و بلندى مى توان رسید». با تقوا خواسته هایت دست یافتنی می شود. به آرزوهایت می رسی. آرزوهای بزرگ و بلند. قا/362 تقوا   [1]. نهج البلاغه، خطبه 230.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12357
زمان انتشار: 20 ژوئن 2021
|
جشن بزرگ میلاد سلطان خراسان

جشن بزرگ میلاد سلطان خراسان

جشن بزرگ میلاد سلطان خراسان ابالحسن علی‌بن موسی‌الرضا (علیه‌السلام) با سخنرانی استاد محمد شجاعی و مولودی خوانی حاج وحید احمدی و حاج محمود معماری و با حضور خادمان حرم امام رضا (علیه‌السلام) و هنرنمایی گروه سرود وصال برگزار می گردد.

زمان: دوشنبه ۳۱ خرداد ماه، ساعت ۱۸.۳٠ الی ۲۰:۳۰

مکان: شهرری ـ خیابان ابن بابویه، آستان مقدس شیخ صدوق (رحمه الله علیه)

مراسم با رعایت پروتکل‌‌های بهداشتی و فاصله‌گذاری اجتماعی برگزار خواهد شد.

پخش زنده از  آپارات (http://aparat.com/ostad.shojae/live) اینستاگرام (http://instagram.com/ostad.Shojae1) وب سایت (http://montazer.tv/) هیئت آنلاین (http://heyatonline.ir/heyat/3179) 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed