www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 12356
زمان انتشار: 19 ژوئن 2021
| |
5 چیز مورد نیاز انسان چیست؟

شادی؛ جلسه 35؛ 1400/03/22

5 چیز مورد نیاز انسان چیست؟

شادی به عوامل زیادی بستگی دارد. یک دسته از آنها، عوامل مادی هستند. مانند تندرستى، امنیّت، فراوانى روزى، همدم سازگار، آسایش و داشتن دوست.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خَمسُ خِصالٍ مَن فَقَدَ واحِدَةً مِنهُنَّ لَم یَزَل ناقِصَ العَیشِ، زائِلَ العَقلِ، مَشغولَ القَلبِ= 5 چیز است كه هر كس یكى از آن‌ها را نداشته باشد، همواره زندگى‌اش دچار كاستى، عقلش سرگشته و دلش مشغول است». (شیخ صدوق، خصال، ج1، ص 284)

«فَأَوَّلُها: صِحَّةُ البَدَنِ= اولین مورد، سلامتی و تندرستی است». انسان باید نهایت تلاشش را برای تندرستی خود انجام بدهد. این یک امر واجب است. هیچ کدام از مشغله ها و معشوق های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» نباید مزاحم تندرستی ما بشوند. ورزش مثل نماز واجب است. باید بدن را تقویت کرد و نظام تغذیه ای مناسب داشت. بسیاری از دردهای ما مربوط به جسم انسان یا غذاهایی است که می‌خوریم. بنابراین، هر کس باید مراقب خودش باشد که چه چیزهایی برایش خوب نیست تا مشکلی ایجاد نشود. چون بدن موجود مقدس و مرکب نفس است. اکثر مشکلاتی مثل خواب آلودگی، عصبانیت، کلافگی، بی حوصلگی، بی رمقی، بی انگیزگی، احساس پوچی و غیره، با تغذیه درست حل می شود. تا مشکل جسمی حل نشود، هیچ کار روحی و روانشناسی، به انسان کمک نخواهد کرد. از این رو، همیشه مشکلاتی که در روح و جان ما اتفاق می افتد، اول باید به سمت تعادل طبع رفت. «وَالثّانِیَةُ الأَمنُ= دوم امنیّت است». امنیت، از نعمت های بزرگ است. کشور ما به برکت شهدای انقلاب اسلامی و مدافعین حرم، از امنیت بالائی برخوردار است. ایران یکی از امنیت دارترین کشورهای جهان است. این نعمتی است که تا انسان آن را از دست ندهد، قدرش را نمی داند. چون به آن عادت کرده است. پیامبر گرامی فرمودند: «نعمتان مجهولتان: الصحة و الامان= دو نعمت هستند که قدرشان مجهول است: صحت و امنیت». باید به داشتن مردان غیوری که کشور ما را به این درجه از امنیت رساندند، شاکر باشیم. وَالثّالِثَةُ السَّعَةُ فِی الرِّزقِ= سوم، فراوانى روزى است». فراوانی روزی خیلی مهم است. انسان باید برای فراوانی روزی اش تلاش کند. اگر کسی مشکل مالی داشت و درآمدش خوب نبود، نگوید با همین می‌سازیم. برکت فرمول و قواعد دارد. اضافه کردن درآمد و روزی، فرمول دارد. مثلا اگر در خانه‌ای مدیریت اخلاقی حاکم باشد، موجب برکت آن خانه می‌شود. اگر در خانواده ای دائماً نسبت به هم غر می زنند و به جان هم می افتند، برکت از بین می رود. بنابراین، برکت قاعده ریاضی دارد. یعنی هر کس آن را انجام بدهد، روزی اش زیاد می شود. در روایت داریم که اگر خانواده ای کافر باشند، اما همه همدیگر را دوست داشته باشند و با هم وحدت داشته باشند، خدا به آنها برکت می‌دهد. وحدت ناموس خلقت است. خدا هیچ ناموسی را بزرگتر از وحدت نیافریده است. این یک اصل اساسی است. انسان حقش است که فراوانی روزی داشته باشد. فقط باید فرمول هایش را یاد بگیرد تا برکت را در زندگی اش بیاورد. هر کس برکت عبادی یا عرفانی یا معنوی یا معرفتی یا برکت مادی می خواهد، بداند که همه اینها فرمول دارد. «وَالرّابِعَةُ: الأَنیسُ المُوافِقُ- قُلت: ومَا الأَنیسُ المُوافِقُ؟ قالَ: الزَّوجَةُ الصّالِحَةُ، وَالوَلَدُ الصّالِحُ، وَالخَلیطُ الصّالِحُ= چهارم، همدم سازگار. گفتم: منظور از همدم سازگار چیست؟ فرمود: زن نیك و فرزند نیك و همنشین نیك». زن خوب، بچه خوب، همنشین خوب و ارتباط با خوب ها باعث می شود که دل مشغولی  و عدم تمرکز و کاستی در زندگی نباشد. باید فرزند را بسازیم. دست والدین است. باید پدر و مادر قبل از انعقاد نطفه، فرمول های تقویت ژن را یاد بگیریند. اسپرم و تخمک ها را قوی کنند و مراقبت های ماه اول تا نهم را یاد بگیرند. فرمول های هفت سال اول، دوم و سوم را یاد بگیرند. اینها همه اش فرمول و قاعده است. «وَالخامِسَةُ، وَهیَ تَجمَعُ هذِهِ الخِصالَ: الدَّعَةُ= و پنجم كه دربردارنده همه اینهاست، عبارت است از: آسایش». پنجمین مورد که دربردارنده همه اینهاست، آسایش است. انسان باید برای کسب آن تلاش کند. دوست، عامل شادی انسان است امام‌رضا (علیه‌السلام) فرمودند:«كِبَرُ الدّارِ مِنَ السَّعادَةِ، وَ كَثرَةُ المُحِبّینَ مِنَ السَّعادَةِ، وَ مُوافَقَةُ الزَّوجَةِ كَمالُ السُّرورِ= وسعت منزل مسكونى، جزئى از خوش‌بختى است و فراوانى دوستداران، جزئى از خوش‌بختى و سازگارى همسر، اوج شادمانى». (مجلسی، بحارالانوار، جلد؛ 76؛ صفحه، 285) بخشی از خوشی و سعادت انسان، بزرگی خانه است. در روایت دیگر داریم که یکی از عوامل برکت این است که خانه حیاط دار باشد. وسعت حیاط، بخشی از سعادت انسان است. چرا باید خانه حیاط دار را فروخت و منزل آپارتمانی گرفت؟ این کار عاقلانه ای نیست. از دیگر عوامل شادی، داشتن دوستان زیاد است. هر چقدر تعداد دوستان خوب زیادتر باشد، غیر از دنیا در آخرت هم به درد انسان می خورد. چون می توانند شفعیع انسان باشند. دوست خوب یک فضیلت، قیمت و ثروت است. انسان باید بگردد و دوستان خوب پیدا کند. دوست خوب در کجا پیدا می شود؟ در فضاهای خوب، جاهای خوب. مثل مساجد، هیئت ها، جلسات بهشتی و... . باید در این مجالس ارتباط برقرار کرد تا دوستان خوب پیدا شوند. دوست گاهی جای پدر و مادر، خواهر یا مادر یا برادر و فرزند را می گیرد. در روایت داریم که دوست خوب از هر فامیلی می‌تواند نزدیک تر باشد. در آموزه های اسلامی، دوستی خودش بالاترین فامیلی است. ما چقدر فامیل داریم که رابطه دوستی با آنها نداریم. به همین دلیل است که در روایت داریم، فامیلی به دوستی بیشتر احتیاج دارد تا دوستی به فامیلی. لازم نیست برای دوستی افراد، فامیل هم باشند، اما اگر فامیل هستند لازم است که با هم دوست باشند. این خیلی مهم است. در روایت داریم عاجزترین مردم کسی است که از پیدا کردن دوست خوب عاجز است و از این عاجزتر کسی است که دوستان خوبش را از دست بدهد. اساساً دوست، شخصیت و هویت انسان است. ملاک ارزش انسان است. با چه کسانی دوست هستی؟ ارزش ات هم همان است. با چه کسانی رفت و آمد داری؟، با چه کسانی به مهمانی می‌روی؟ با چه کسانی مسافرت می‌روی؟ این قیمت تو را مشخص می کند. چندتا آدم خوب و بهشتی تو را دوست دارند و با تو رفت و آمد دارند؟ این ارزش بزرگی است. دوست نقش بزرگی در شادی و آرامش انسان دارد. اینکه سفارش شده زیاد دوست پیدا کنید، برای این است که هر کدام از اینها به اندازه یک خانواده پشتیبان تو هستند. مراقبت از دوست ده ها فرمول دارد. باید یاد گرفت تا بی خود قهر ایجاد نشود. اینها خیلی مهم هستند. فرمول های دوست یابی یا اضافه کردن دوست را باید یاد گرفت. چون عوامل سعادت انسان است. شادی/ تندرستى؛ امنیّت؛ فراوانى روزى؛ همدم سازگار؛ آسایش قا 361

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12355
زمان انتشار: 14 ژوئن 2021
| |
سلام دادن از عوامل ایجاد برکت زندگی است

خیر و برکت؛ جلسه 20؛ 1400/03/15

سلام دادن از عوامل ایجاد برکت زندگی است

یکی دیگر از عوامل ایجاد برکت، سلام دادن هنگام ورود به خانه است. در ورود به خانه صرف نظر از اینکه کسی در منزل باشد یا نباشد، مستحب است که انسان سلام کند. چون فرشتگانی هم در منزل حضور دارند و هم با ما هستند. به اینها سلام کنید.

یکی از عوامل ایجاد برکت سلام کردن است. سلام یکی از اسماء الهی است. سلام، سلامتی جسمی و روحی می آورد. بخصوص اینکه انسان با نیت، سلام را بفرستد. یعنی متوجه باشد که آرزوی قلبی می‌کند و یک سلامتی را درخواست می‌کند. این اسم بقدری مبارک است که حضرت می فرماید به اندازه جدا شدن از همدیگر، حتی به فاصله یک درخت یا ستون، باز هم به یکدیگر سلام کنید. چرا؟ چون کلمات آثار وضعی دارند. اسماء الله هم همین طور است. حتی کلمات منفی هم  اثر و موج منفی دارند. حالا این خیلی مهم است که در خانه کلمات مثبت تولید شود. سلام یکی از آن کلمات دارای بار مثبت است. خوب است که در خانه حرف‌های مثبت و خوب به کار برده شود. حتی به شوخی کلمات منفی و بد به کار نبرید. انسان در طهارت نفسش باید تلاش کند ذهن و زبانش را طاهر نگه دارد. این هم ممکن نیست، مگر اینکه چشم و گوشش مراقبت داشته باشند. کسی که چشمش را به صحنه های ناپاک یا فیلم های ناپاک آلوده می کند، در حقیقت دارد خیالش را می سازد. این صحنه ها مفت به پای انسان تمام نمی شود. به محض دیدن، اثر خودش را دارد و تاریکی برای انسان می آورد. باید خیالات را کنترل کنیم، وگرنه در بخش واهمه شکست می خوریم. اگر در بخش واهمه شکست بخوریم، در بخش عقلی نیز شکست خواهیم خورد. شکست در بخش فکری و عقلی منجر می شود که بخش فوق عقل و معنوی هم آلوده شود. درنتیجه، دیگر نمی توان سر نماز تمرکز داشت. پس باید در ابتدا ملزم به طهارت جسمی باشیم. مثل وضو داشتن و استعمال عطر و... استفاده از کلمات خوب و درست مثل سلام، بقدری مهم است که ما در آخر نماز سه مرتبه سلام داریم. «اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ/ اَلسَّلاَمُ عَلَیْنَا وَ عَلی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِینَ/ اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» لذا برای رسیدن به حقیقت سلام، فهم و تمرکز بر سلام لازم است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: «إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ بَیْتَهُ فَلْیُسَلِّمْ فَإِنَّهُ یَنْزِلُهُ الْبَرَكَةُ وَ تَؤْنِسُهُ الْمَلَائِكَةُ= وقتی وارد منزل شدید، سلام بکنید، چون این باعث برکت و انس فرشته‌ها با شما می‌شود». (میزان الحکمه محمدی ری شهری؛ جلد : 5 ، صفحه : 383) منتظر سلام کردن کسی نباشیم. هر کس توقع سلام کردن از دیگران داشته باشد، نکبت و افکار منفی و تاریکی جذب می کند. توقع سلام داشتن، خیلی خطرناک است. یکی از سنت های پیامبر سبقت گرفتن بر سلام بود. همیشه زودتر از بقیه سلام می کرد. همچنین حضرت به بچه ها و کوچکترها سلام می کرد. هر چقدر انسان بزرگ تر می شود، باید سبقت و تعداد سلامش بیشتر باشد. سلام انرژی و قرب برای انسان می آورد. سلام کردن در منزل باعث ریزش برکت و جذب ملائکه می شود. با حذف ملائکه، شیاطین، وسوسه ها و افکار منفی دفع می شود.  بنابر این، از این قدرت و اسم اعظم الهی باید به نحو احسن استفاده شود. انتخاب نام نیکو از عوامل برکت است از دیگر عوامل برکت، انتخاب نام برای فرزندان، از اسم انبیا است. نبی اکرم (صلی الله علیه وآله و‌سلم) فرمودند: «إذا كانَ اسمُ بَعضِ أهلِ البَیتِ اسمَ نَبِیٍّ لَم تَزَلِ البَرَكَةُ فیهِم[1]= اگر نام بعضی از اهل خانه، نام پیامبری باشد، پیوسته در بین آنان برکت خواهد بود».(میزان الحکمه محمدی ری شهری؛ جلد : 5 ، صفحه : 383) اسم فرزند چه دختر چه پسر- خانواده‌ای که نام انبیا در آن است، هرگز برکت از آن خانواده نمی‌رود. چون اسم منشا اثر است. اسم هم در زندگی دنیایی اثر دارد و هم در زندگی آخرتی. پس در اسم گذاری باید دقت کنیم که چه نوع اسمی انتخاب می کنیم. اسم بد یا ضعیف باعث می شود انسان ضرر کند یا آسیب ببیند. بنابراین، یکی از کارهای خوب این است که اگر اسم مان ضعیف است، آن را عوض کنیم و اسم قدرتمند بگذاریم. هم‌چنین حضرت در کلام دیگری فرمودند: «مَن سَمّى بِاسمی یَرجو بَرَكَتی و یُمنی غَدَت عَلَیهِ البَرَكَةُ و راحَت إلى یَومِ القِیامَةِ= هر كس به امید بركت و میمنتِ من، به نام من نام گذارى كند، تا روز قیامت بركت به نزد او آمد و شد مى‌كند». هر کس نام فرزندش را به نام پیامبر بگذارد، به این نیت که مبارک باشد، برکت به سوی او خواهد آمد و تا قیامت برکت نمی‌رود. این برکت فقط مال دنیا نیست. در برزخ و آخرت هم کمکش می کند. سخاوت، تقوا، بخشندگی و صدق، از عوامل برکت زندگی هستند از دیگر عوامل اخلاقی برکت، این است که انسان اهل سخاوت، تقوا، بخشندگی و راستگویی باشد. بخشندگی یعنی خروجی داشته باشید. روح انسان مثل چشمه است که هر چقدر بیشتر از آن برداشت بشود، آب بیشتری جریان پیدا می‌کند. سخاوت و بخشندگی در 5مرحله‌ی «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» باعث می‌شود که انسان رویش بیشتری داشته باشد. خدا در قرآن صدها فرمول درباره یک زندگی خوب قرار داده است. از جمله این آیه کریمه «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى* وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى* فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى[2]= هر کس ببخشد و تقوا داشته باشد* و به نیکویی تصدیق کند، ما هم البته کار او را سهل و آسان می‌گردانیم». بخشش همراه تقوا یعنی طمع دنیایی نداشته باشد و برای خدا ببخشید. همچنین منت سر کسی نگذارید. اگر زنی یا مردی هستی، بر همسرت منت نگذار. اگر قدر هم ندانست، اشکالی ندارد. خدا قدر می داند. اصلاً قدر ندانستن انسان ها نسبت به محبت ها، برای ما یک درجه است. قدر ندانستن ها مثل داروی تلخ است. داروی تلخ شفادهنده است. اگر قدرندانستن ها و بی وفائی ها را به عشق خدا تحمل کردیم، روح شفا پیدا می کند و انسان را قوی می‌کند. پس محبت هایمان را به رخ کسی نکشیم و احساس باختن هم نکنیم. تقوا یعنی انسان کارش را فقط هدیه به خدا کند و پاداش را هم از خدا بخواهد. انتظار جبران و تشکر از دیگران را نداشته باشد. هر کاری می‌کند به خدا هدیه کند. شما هم وقتی رویش دارید، شبیه خدا می شوید. این مهم است. پس وقتی من قبول کنم و باور کنم که خروجی برای من قشنگ است و نسبت به آن صدق داشته باشم، این مرا شبیه خدا می کند و به من آرامش می دهد و باعث برکت زندگی می شود. نتیجه چنین باور و صدقی، این است که کارها آسان می شود. برکت/سخاوت پی نوشت: [1]. محدث نوری، مستدرک الوسائل، جلد 15، [2].سوره لیل، آیات 7-5. ق/360

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12345
زمان انتشار: 9 ژوئن 2021
|
کارگاه انسان شناسی در اصفهان

کارگاه انسان شناسی در اصفهان

کارگاه انسان شناسی با حضور استاد محمد شجاعی پنجشنبه 20 خردادماه ساعت 16:30 در اصفهان، دانشگاه آزاد اسلامی - واحد خوراسگان برگزار می گردد. 

این کارگاه به صورت عمومی و با فاصله اجتماعی و رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار می گردد. 

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12342
زمان انتشار: 3 ژوئن 2021
| |
چه عواملی باعث خیر و برکت می شود؟

خیر و برکت؛ جلسه 19؛ 1400/2/19

چه عواملی باعث خیر و برکت می شود؟

برای ایجاد برکت، جنبه الهی و معنوی بسیار تأثیرگذار است و انسان را به سلامت دنیوی و سعادت اخروی نزدیک می سازد. عواملی همچون قربانی دادن، اطعام کردن، فرزند داشتن، به ویژه دختر و سلام کردن موجب برکت در خانه می شود.

از امروز می‌خواهیم به عوامل برکت در منزل و خانواده بپردازیم. یعنی چه چیزهایی باعث برکت در خانه و خانواده می‌شود. یکی از عوامل خیر و برکت، قربانی کردن است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ بَنَى مَسْكَناً فَلْیَذْبَحْ كَبْشاً سَمِیناً وَ لْیُطْعِمْ لَحْمَهُ الْمَسَاكِینَ ثُمَّ یَقُولُ: (اللَّهُمَّ ادْحَرْ عَنِّی مَرَدَةَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الشَّیَاطِینِ وَ بَارِكْ لَنَا فِی بُیُوتِنَا) إِلاَّ أُعْطِیَ مَا سَأَلَ[1]= هركس منزلى بسازد، باید قوچ فربه‌اى ذبح كند و گوشت آن را به مساکین اطعام نماید، آن‌گاه بگوید: «خدایا سرکشان جن و انس و شیاطین را از من دور کن و این خانه را برای ما مبارک گردان». هرگاه چنین نماید خواسته‌اش به او عطا خواهد شد. (الوسائل 3: 591/ 1) از دیگر عوامل ایجاد برکت، اطعام است. اطعام یعنی غذا دادن به دیگران. هیچ ملتی در کره زمین نداریم که این سنت بسیار حسنه را داشته باشد. باید دقت کنیم غذایی که درست می‌کنیم به کسانی برسانیم که بیشتر نیاز را داشته باشند. یعنی آن‌هائی که مسکین هستند، سپس فقرا و سایر مردم. حضرت فرمودند: «الرِّزقُ إلى مُطعِمِ الطَّعامِ أسرَعُ مِنَ السِّكّینِ إلى ذِروَةِ البَعیرِ وإنَّ اللّهَ تَعالى یُباهی بِمُطعِمِ الطَّعامِ المَلائِكَة[2]= روزى به سوى اطعام كننده، سریع تر از [فرو رفتن]چاقو در كوهان شتر است و خداوند متعال بر فرشتگان، به طعام كننده مباهات مى‌كند». ( تنبیه الخواطر : ج 1 ص 171.) پس نباید از این‌که بخشی از غذایمان را به دیگران بدهیم، بترسیم. گاهی غذا دادن به یک حیوان است. این برای زندگی منشأ خیرات و برکات زیاد می شود. این اطعام موجب شباهت، بزرگی و کرامت انسان می‌شود. این شباهت به خدا، انسان را جذب خدا می‌کند و خیر و برکت را برای انسان به ارمغان می‌آورد. حضور بچه در خانه موجب برکت است سومین عامل برکت، حضور بچه در خانه است. بچه ها موجب خیر و برکت هستند. از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل است که «بَیتٌ لاصِبیانَ فیهِ لا بَرَكَةَ فیهِ= خانه ای که در آن بچه نباشد برکت ندارد». این خیلی مهم است. هر چقدر بچه بیشتر می‌شود، خیر و برکت هم بیشتر می شود. یک نگاه شرک آمیز بسیار خطرناک در بعضی از مردم هست که می گویند: با این گرانی و هزینه سنگین کی می خواهد بچه دار بشود؟ اینها فکر می کنند خودشان منشا خیر و برکت هستند. در حالی که قبلا گفتیم که «البرکه مع النساء و الصبیان= برکت با زن و بچه است». هر چقدر اعضا خانواده بیشتر می شوند و نان خور خانواده بیشتر می شود، خیر و برکت بیشتری می آید. بنابراین، کسی به ذهنش نیاید چرا باید بچه دار شویم؟ این شرک است. خدا با بچه رزقش را می دهد. چه بسا بچه وقتی می آید، بسیاری از درد و بلاها از زندگی دور می شود. باقیات صالحات برای زندگی انسان به جا می گذارد. خیرات آخرتی بیش از دنیایی اش است. معمولا مجردها خیلی خیر و برکت در زندگی شان ندارند. وقتی ازدواج می کنند، زندگی شان رونق پیدا می کند. بنابراین، خانم ها هر جا باشند، مبارک اند. حالا در بین فرزندان دختران برکتشان بیشتر است. دختران، برکت زندگی هستند پیامبر گرامی اسلام در زمینه آثار و برکات دختر دار بودن فرمایشات بسیار عظیمی دارد که در ادامه به آن اشاره می شود: «مَا مِنْ بَیْتٍ فِیهِ الْبَنَاتُ إِلَّا نَزَلَتْ کُلَّ یَوْمٍ عَلَیْهِ اثْنَتَا عَشْرَهَ بَرَکَهً وَرَحْمَهً مِنَ السَّمَاءِ  وَلَا یَنْقَطِعُ زِیَارَهُ الْمَلَائِکَهِ مِنْ ذَلِکَ الْبَیْتِ یَکْتُبُونَ لِأَبِیهِمْ کُلَّ یَوْمٍ وَلَیْلَهٍ عِبَادَهَ سَنَهٍ= هیچ خانه ای نیست که در آن دختر باشد، مگر اینکه هر روز از آسمان 12 برکت و رحمت وارد آن می شود و زیارت فرشته‌ها از آن خانه قطع نمی‌شود. خدا برای مردی که در زندگی اش دختر هست، هر شبانه روز عبادت یک سال را در نامه اعمالش می‌نویسد». «نِعمَ الوَلَدُ البَناتُ؛ مُلطِفاتٌ، مُجَهِّزاتٌ، مُؤنِساتٌ، مُبارَكاتٌ، مُفَلِّیاتٌ= دختران فرزندان خوبی هستند: عاطفه دارند.(جامع الأخبار : ص 285 ح 765 عن أبی هریرة .) «مُلطِفاتٌ»، یعنی لطف و عاطفه دارند. قشنگ‌ترین چیزی که انسان در زندگی‌اش دریافت می‌کند، عاطفه است. عاطفه به زندگی معنا می‌دهد. کانون عاطفه، دختران هستند. زندگی را خیلی گرم و نورانی می‌کنند. «مجهزات= مهیاکننده هستند» یعنی دختر به زندگی سازمان می‌دهد. مثلا در مسافرت حضور یک خانم باعث آرامش و گرمی آن سفر می‌شود. چون خانم مهیاکننده هستند. سرو سامان می‌دهند. «مؤنسات= همدم هستند». خانم ها، همدم و همراز و غمخوار هستند. «مبارکات= بسیار برکت دهنده». مفلیات= پاکیزه کننده هستند»، گاهی مرد برای پاکیزگی خودش ناتوان است. این خانم است که مرد را مدیریت می کند که یک ذره به خودش برسد. همه چیز به برکت خانم‌ها پاک است و زنان بهداشت را بیشتر رعایت می کنند تا آقایان. «رَحِمَ اللّهُ أبَا البَناتِ، البَناتُ مُبارَکاتٌ مُحَبَّباتٌ، وَالبَنونَ مُبَشِّراتٌ، وهُنَّ الباقِیاتُ الصّالِحاتُ= رحمت خدا بر پدری که دارای دخترانی است! دختران، دارای برکت و دوست داشتنی‌اند و پسران، بشارت آورند. دختران، باقیات الصالحات (بازماندگان شایسته)اند». (مستدرك الوسائل : ج 15 ص 115 ح 17700 نقلاً عن القطب الراوندی فی لبّ اللباب .) خدا یک نگاه رحیمانه به پدری دارد که چند دختر در خانه دارد. این رحمت، هم در دنیاست هم در آخرت. قوی ترین رابطه ها در وجود دخترهاست. پسرها خوب هم هستند و بشارت دارند، اما دختران وفادارترند، حتی بعد از مرگ پدر و مادر. «مَن كانَ لَهُ ابنَةٌ فَاللَّهُ فی عَونِهِ و نُصرَتِهِ، و بَرَكَتِهِ وَ مَغفِرَتِهِ= هر كس دختر داشته باشد، خداوند در پى یارى، كمك، بركت و آمرزش اوست». خیلی مهم است کسی صاحب دختر باشد و خدا قلم عفو بر گناهانش بکشد و مغفرت را شامل حالش ‌کند. چه خدای مهربانی داریم. سلام کردن موجب برکت خانه می شود پنجمین موردی که برکت می آورد، این است که انسان وقتی وارد منزل می‌شود، سلام کند. حتی اگر کسی در خانه نباشد، باز هم سلام کند. چون فرشته‌ها در منزل حضور دارند. حضرت فرمودند: «إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ بَیْتَهُ فَلْیُسَلِّمْ فَإِنَّهُ یَنْزِلُهُ الْبَرَكَةُ وَ تَؤْنِسُهُ الْمَلَائِكَةُ= وقتی وارد منزل شدید، سلام بکنید چون این باعث برکت و انس فرشته‌ها با شما می‌شود». این هم کار خوبی  است که برای برکت منزل لازم است. قا/170 برکت: قربانی کردن، اطعام دادن، دختر، سلام کردن

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12341
زمان انتشار: 3 ژوئن 2021
| |
تنها ثروت واقعی یک انسان قلب اوست

خیر و برکت؛ جلسه 18؛ 1400/02/19

تنها ثروت واقعی یک انسان قلب اوست

در قلب تو اگر سه معشوق بالاتر از سایر معشوق‌ها باشد، تو هم دنیا را داری و هم آخرت را. هم دنیایت آباد است هم آخرتت. آن سه معشوق «الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا» هستند. بنابراین، همین عشق و  معشوق‌های یک انسان، شخصیت او را می‌سازند.

بحث‌مان دربارة برکت در منزل بود که چند مورد از عوامل ایجاد برکت را عرض کردیم. در این جلسه به دیگر عوامل برکت اشاره خواهیم کرد و بعد از اتمام این عوامل، سراغ عوامل اخلاقی برکت خواهیم رفت. قاعده‌ای بگویم که خیلی مهم است. اعمال صالح، خیر، عبادات، نیت‌ها، جهادها و تلاش‌هایی که می‌کنیم، حتی کارهای علمی و معرفتی یا هر کار دیگری که می‌کنیم، این‌ها همه مقدمه هستند تا دل را بسازند. چون کیفیت قلب یک نفر ملاک ارزش اوست. یعنی اگر کسی سعادت دنیا را بخواهد، باید دل سالمی داشته باشد. اینکه تاکید می‌کنیم علامت داشتن ایمان و انسان بودن، «شادی، آرامش و محبت» است، این است که این سه، مربوط به قلب انسان هستند. بنابراین، کسی که حالش خوب نیست، احساس پژمردگی، افسردگی و کوچکی می‌کند و در مقابل مشکلات اذیت می‌شود، باید به تقویت دلش بپردازد. حال قلب را یک محتوای قلبی می تواند خوب کند. این خیلی مهم است که ما قلبمان را بسازیم. اصل شخصیت هر انسانی در دنیا و نظام ابدی که نظام جاودانه است، همین محتوای قلبی اوست. «وَ إِنَّمَا یَنْظُرُ إِلَی قُلُوبِكُمْ= محققاً خدا به دل های شما توجه می کند». نگاه خدا برای ارزیابی شما به دل‌تان است. پس عبادت‌هایتان را به رخ خدا نکشید. چون عبادت‌ها زمانی ارزش دارد که آثار آن در قلب دیده شود. باید ببینی بعد از یک عمر این عبادت‌ها به قلب شما چی داده است؟ الان مهم این است که چه شکلی هستی و شخصیتت چگونه است. آیا شاد هستی؟ آرام هستی؟ با محبتی؟ اینها ملاک ارزش انسان می‌شوند. پس مهندسی عشق و آرزوها اصل کاری است که باید انجام بشود. علامت عشق، صداقت و راستگویی است عشق و محبت همیشه حرف آخر را می‌زند. باید این را سازماندهی کنیم. حالا علائم عشق باید صادقانه باشد. یکی از فرمول‌های عشق، صداقت و راستگویی است. وقتی عمل مان نشان می‌دهد که عاشق نیستیم، اگر بگوییم عاشقیم دروغ گفته ایم. هر چند که دروغش هم بد نیست. چون کم کم به راستی کشیده می شود. ولی بالاخره نتیجه مهم است. این نتیجه باید منجر به صدق بشود. یعنی تا صدق نباشد، به شادی، آرامش، قدرت، استحکام شخصیتی و عشق راه پیدا نمی کنید. اسم گذاری برای فرزند یا سایر امور یکی از علائم صدق در عشق، این است که انسان علاوه بر اینکه معشوق را دوست دارد، هر چه که مال محبوبش است نیز، برایش عزیز است. مثلاً لباسش، خودکارش، اتومبیلش، محل زندگی و.... همه چیزش دوست داشتنی هستند. از این رو، یکی از جاهایی که انسان در عشق امتحان می شود، در مقام اسم گذاری است. مثلا شما می‌خواهید برای طرح تان، ساختمان تان یا فرزندانتان اسم انتخاب کنید. بعضی ها سراغ اسم هایی می روند که به معشوق شان نمی خورد. مثلاً اسمی انتخاب می کنند که آن اسم حکایت از معشوق شان می کند. درحالی که اسم گذاری، چه برای خود یا فرزندانتان یا هر چیز دیگری باشد، در برکت داشتن یا برکت نداشتن برای انسان تاثیر می‌گذارد. نبی اکرم (صلی الله علیه وآله و‌سلم) فرمودند: «إذا كانَ اسمُ بَعضِ أهلِ البَیتِ اسمَ نَبِیٍّ لَم تَزَلِ البَرَكَةُ فیهِم[1]= اگر نام بعضی از اهل خانه، نام پیامبری باشد، هم چنان در بین آنان برکت خواهد بود». از اسم اهل‌بیت چه اسمی قشنگ‌تر؟ محال است خداوند بهترین و زیباترین و کامل‌ترین اسم را برای اهل بیت انتخاب نکرده باشد. خود خدا این اسم ها را انتخاب کرده است. همچنین حضرت در کلام دیگری فرمودند: «مَن سَمّى بِاسمی یَرجو بَرَكَتی و یُمنی غَدَت عَلَیهِ البَرَكَةُ و راحَت إلى یَومِ القِیامَةِ= هر كس به امید بركت و میمنتِ من، به نام من نام گذارى كند، تا روز قیامت بركت به نزد او آمد و شد مى‌كند». هر کس به نام من نامگذاری کند، نامگذاری برای هر چه باشد فرقی نمی کند. مثلا نامگذاری ساختمان، بچه، طرح عملیاتی، طرح خیریه و...اگر امید به برکت و خجستگی آن داشته باشد، باید به اسم من نام گذاری کند تا حتما برکت به سویش برود و تا قیامت این برکت برقرار خواهد بود. روز قیامت اسم هایی که هر کس روی بچه های خود گذاشته است، در شب اول قبر به بعد کمکش می‌کند تا کسی که این سعادت را از دست داده و اسم‌های ضعیفی دارد مشخص شود. این خیلی مهم است. برای همین است که اسم برکت را می آورد. حالا گاهی اسم‌گذاری قشنگی کرده، ولی مبارک نیست. چه اشکالی دارد اسم را عوض کنید؟ یعنی اکر برکت می خواهید، اسم را تغییر دهید. یک اسم نورانی انتخاب کنید. این خیر و برکت می‌آورد. وسعت خانه از مظاهر برکت است آخرین مورد از عوامل برکت در منزل، بحث مهندسی و معماری خانه است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «إنَّ لِلدّارِ شَرَفا وشَرَفُهَا السّاحَةُ الواسِعَةُ وَالخُلَطاءُ الصّالِحونَ وإنَّ لَها بَرَكَةً وبَرَكَتُها جَودَةُ مَوضِعِها وسَعَةُ ساحَتِها و حُسنُ جِوارِ جیرانِها= خانه را شرافتى است. شرافت خانه، به وسعت حیاط (قسمت جلوى خانه) و دوستان شایسته است. این نیز خانه را بركت می دهد. بركت خانه، جایگاه خوب آن، وسعتِ محوّطه آن و همسایگان شایسته آن هستند». (مجلسی، بحارالأنوار : ج ۷۶ ص ۱۵۴ ح ۳۴) در این روایت به برکت خانه اشاره شده است. گاهی وسع مان می رسد که خانه 150متری یا 120متری بگیرم، اما خانه ی 80متری می گیریم. این بی سلیقگی است. اگر می توانیم خانه وسیع بگیریم، باید خانه ی وسیع بگیریم. حیاط داشتن خانه خیلی شرافت دارد. چون اثر روانی و شخصیتی خوبی در انسان برجای می گذارد. هم‌چنین از شرافت خانه، داشتن دوستان خوب است. در خرید خانه به همسایه‌ها فکر کنید. در خرید خانه علاوه بر دوستان، به محل آن هم دقت کنید که محلیت و جایگاه خوبی داشته باشد. محل های باشرافت را انتخاب کنید. چون همه اینها در آخرت انسان تاثیر می‌گذارند. بنابراین بدانیم که انسان نمی‌تواند بدون ارتباط شایسته و فطرت گرایانه با اطرافش و محیطش، موجبات سعادت و برکت را فراهم کند. باید ارتباط درست برقرار شود. وسعت حیاط هم برای منزل شرافت است و هم برکت زاست. نقش خانه مهم‌تر است در سعادت انسان و روح و روان انسان تا اتومبیل. ولی آدم‌های طبیعت گرا که دچار شرک شخصیت هستند، می‌خواهند با ماشین خود کسب شخصیت و اعتبار کنند. چون آدم گدا و فقیری هستند که می‌خواهند با اشیایی مثل اتومبیل یا تلفن همراه و ....کسب شخصیت کنند. از دیگر برکات خانه، داشتن همسایگان شایسته است که باید مدنظر داشته باشید. باید دقت کنید که چه کسانی به خانه ما رفت و آمد می کنند. این شرافت خانه است. قا/170 برکت/خانه

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 12339
زمان انتشار: 1 ژوئن 2021
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه سخنرانی استاد شجاعی پنجشنبه 13 خرداد ماه 1400 ساعت 17:00 الی 19:30 به صورت حضوری و با رعایت فاصله ی اجتماعی و پروتکل های بهداشتی برگزار می گردد.

مکان: شهر ری، آستان مقدس شیخ صدوق (رحمه الله علیه)

سلسله جلسات سخنرانی استاد شجاعی با موضوع خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره 

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12338
زمان انتشار: 1 ژوئن 2021
| |
سه چیز است که موجب زیادت عمر و بقای نعمت می شود

خیر و برکت؛ جلسه 17؛ 1399/12/21

سه چیز است که موجب زیادت عمر و بقای نعمت می شود

با رعایت سه قانون: «طولانی کردن رکوع و سجده، نشستن زیاد سر سفره و خوشرفتاری با خانواده» می توان عمر طولانی کرد و رزق بیشتری داشت.

بحث‌مان درباره برکت و قواعد آن است. قواعدی که رب العالمین یعنی مالک و تدبیرکننده کل هستی وضع کرده است. پس الآن ما داریم دقیق‌ترین، تخصصی‌ترین و ریاضی‌ترین اطلاعات درباره خیر و برکت و موفقیت را می‌خوانیم. یکی از این قوانین، قول امام صادق (علیه السلام) است که می‌فرمایند:«ثَلاثَةٌ إن یَعلَمهُنَّ المُؤمِنُ كانَت زیادَةٌ فی عُمُرِهِ و بَقاءِ النِّعمَةِ عَلَیهِ= سه چیز است که اگر مومن آن‌ها را بداند، موجب طولانی شدن عمر و بقای نعمتش می‌شود». حال ببینیم این سه چیز چیست که موجب برکت عمر و رزق می شود؟ حضرت می فرمایند: اول) «تَطْوِیلُهُ فِی رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ فِی صَلَاتِهِ= طول دادن رکوع و سجود در نمازش». یک رمز به شما بگویم، اینکه حضرت می فرمایند رکوع و سجود رمز همه خیرات و برکات است، یعنی رمز حیات و زندگی ا‌ست. شما هر چقدر به رکوع و سجودتان اهمیت بدهید و آن‌ها را درست تر و بامعرفت تر انجام بدهید، به خیرات و برکات بیشتری نائل می شوید. رکوع، تعظیم و ثنای الهی است و از رکوع بلند شدن و مجدداً به سجده رفتن، بزرگان فرمودند که به قرب رفتن است. سجده سر بر روی پای خدا گذاردن، قرب و نهایت نزدیکی به خدا است. اگر انسان حواسش باشد، موقعی که سر از رکوع برمی‌دارد، و به سجده می رود، به قرب و نورانیت نزدیک می شود و اتفاقات مبارکی برای نفس انسان می‌افتد. از این رو، کسی که بتواند رکوع را درست و با فهم انجام بدهد، لیاقت قرب پیدا می‌کند. سجده‌اش هم را به‌درستی انجام می‌دهد. به گونه ای که دوست ندارد دیگر سرش را از زمین بردارد. اگرتوانایی اش را داشته باشد، دوست دارد ساعت ها سرش را به سجده بگذارد. چون سرش روی پای خداست. پس کلید رزق، قرب و ارتباط در «رکوع و سجده» است. رکوع بهشت باعظمتی است. سجده بهشت باعظمتی است. یکی از بدبختی های انسان وقتی که از این دنیا می رود، این است که می فهمد که چقدر فرصت داشت که خدا را بغل کند. چقدر فرصت داشت سر روی پای خدا بگذارد. می‌فهمد که این سلطان با آن عظمتش که عظیم و اعلی است، چقدر رفیق او بوده است، اما او چقدر با حماقت و بد زندگی کرده که اصلاً نتوانسته با او انس بگیرد. آنقدر افرادی در برزخ هستند که الان حسرت می‌خورند و دوست دارند که به دنیا برگردند که فقط یک صلوات بفرستند، یا رکوع یا سجده ای بجا بیاورند. ولی ما نمی‌فهمیم که الآن در چه بهشتی هستیم. وقتی از رکوع و سجده می دزدی و کم می کنی، نمی‌فهمی که داری از خودت می دزدی. به همین دلیل عمرت بی برکت می شود و انواع مریضی، بدبختی و گرفتاری به سراغت می آید. حالا برای حل این مشکلاتت باید بدوی و التماس این و آن را بکنی. اما وقتی که نوبت به خدا می رسد، آرام هستی، می گویی: ربّ‌ام کنارم هست. آن موقع با آرامش نمازت را می خوانی و رکوعت را بجا می آوری، سجده را طول می دهی، بعد می بینی چرخ زندگی ات یک جور دیگر شد. ماجرای زندگی ات یک داستان دیگری شد. از آنجائی که اصلاً فکرش را نمی کنی، برکت می‌آید. رکوع و سجده بزرگترین پاداشش خودش است. همین که تو پذیرش شده ای در درگاه الهی، یعنی خدا تو را برای رکوع پذیرفته است. میلیاردها آدم روی کره زمین نمی توانند یک رکوع انجام بدهند. روز قیامت به عده ای می گویند که سجده کنید؛ ولی نمی توانند: « وَ یُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا یَسْتَطِیعُونَ[1]= و دعوت به سجود می شوند امّا نمی توانند»، چون در دنیا اهل سجده نبودند. وقتی که اجازه سجده به کسی می دهند، یعنی خیلی لطف خدا نصیبش شده است. پس هر چقدر انسان از نظر معرفت عاقل‌تر می‌شود، خلوتش، هم آغوشی و ذکرش بیشتر می‌شود و کارهایش در دنیا از بقیه جلوتر می افتد. نشستن زیاد سر سفره و خوشرفتاری، موجب برکت عمر می شود دومین عاملی که موجب طولانی شدن عمر و بقای نعمت می شود، نشستن بر سر سفره است. در ادامه کلام شان، حضرت می‌فرمایند: دوم) «وتَطْوِیلُهُ لِجُلُوسِهِ عَلَى طَعَامِهِ إِذَا أَطْعَمَ عَلَى مَائِدَتِهِ= زیاد نشستن بر سر سفره‏اى كه در آن دیگران را اطعام مى‌‏كند». یکی از چیزهایی که باید حوصله کنی، سر سفره است. به خصوص وقتی انسان مهمان دارد، باید آنقدر خوردن غذایش را طولش بدهد تا مهمانش سیر بشود و کنار بکشد. نه اینکه خودش زودتر بخورد و عقب بکشد. یکی از راه های جذب نعمت این است که سر سفره زیاد بنشینید. چون جزو عمرت حساب نمی شود. حضرت هم تضمین کرده که جزو عمرت حساب نمی شود و از عمرت هم کم نمی شود. سوم) سومین عامل برکت عمر، خوشرفتاری با خانواده است. حضرت می فرمایند: «اصْطِنَاعُهُ الْمَعْرُوفَ إِلَى أَهْلِهِ= و خوش رفتارى ‏اش با خانواده». انسان باید عشقش را پای خانواده اش بریزد. خانواده یعنی هر کس از توست: پدرت، مادرت، برادرت، خانواده همسرت. هر کس که از تو است، عشق به پایش بریز.  به گونه ای که وقتی به تو نزدیک می شود، بفهمد که چقدر برایش خیر و برکت داری. مثلاً مادرزن یا پدرزن بگوید عجب داماد یا عروس مبارکی دارد. چون تو دوست داری هر کاری برای آنها انجام بدهی. تولید شادی، اصل دین ماست. اگر شادی تولید کردید، شیطان ها فرار می کنند و خیر و برکت می آید. فرشته ها هم می آیند و می خندند. خدا هم در آنجا خیر و برکتش بیشتر است. پس انسان باید در خودش این را حل بکند که من باید در شادی خیلی از آدم ها سهیم و شریک باشم. بنابراین، باید برای این شادی و طول عمر نقشه داشته باشی. ببین چه کار می توانی برای خانواده ات یا حتی دیگران کنی. کلام معصومین (علیهم السلام) فرمول های موفقیت و شادی و پیشرفت و قدرت هستند. پس برایش برنامه و نقشه داشته باش. برای خانواده خودت و همسرت وقت بگذار. گاهی با یک تلفن، گاهی هم با یک پیامک یا ارتباط تصویری خوب و سالم، گاهی با یک سر زدن، هدیه خریدن، گل خریدن یا مهمانی دادن، می‌توان زمینه شادی آنها را فراهم کرد. قا/316 خیر و برکت: طولانی کردن رکوع و سجده/نشستن سر سفره/خوشرفتاری با خانواده

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12337
زمان انتشار: 27 می 2021
|
سخنرانی مجازی استاد شجاعی به مناسب رحلت حضرت عبدالعظیم(ع)

سخنرانی مجازی استاد شجاعی به مناسب رحلت حضرت عبدالعظیم(ع)

سخنرانی مجازی استاد شجاعی با موضوع «جایگاه حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام) در تمدن سازی جهانی اسلامی» روز پنجشنبه 6 خردادماه 1400 از ساعت 17:00 الی 18:00 

پخش زنده این سخنرانی را می توانید از طریق لینک های زیر مشاهده بفرمایید.

Montazer.tv
aparat.com/ostad.shojae/live
 

جایگاه حضرت عبدالعظیم الحسنی (علیه السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12336
زمان انتشار: 26 می 2021
| |
صحت بدن علامت تقواست

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 128؛ 1400/2/30

صحت بدن علامت تقواست

یکی از آثار مهم تقوا سلامتی بدن است. روح باتقوا همیشه آرامش و بدنی قوی دارد. حتی اگر بیماری جسمی هم داشته باشد، می‌تواند آن بیماری را با تقوا درمان کند.

بحث‌مان در شرح زیارت جامعه کبیره، در نشانه‌های تقواست. درباره آثار تقوا از شرح جامعه کبیره حضرت آیت‌الله جوادی آملی می‌خواندیم. از دیگر آثار تقوا این است که متقین از صحت و سلامت بدنی بیشتری برخوردار هستند. گاهی آسیب‌های انسان در زندگی در جنبه‌های بدنی، در اثر جهاد و جنگ است. مثلاً جبهه رفته و آسیب‌هایی دیده است. این مشخص است که در اثر تقوا و وظیفه شرعی چنین مشکلاتی برایش پیش آمده است. گاهی هم این آسیب‌ها در اثر بیماری‌های ارثی است. مثلا شخص از مادر یا پدرش بیماری ارث برده. به میزان اذیت‌هایی که شخص در طول زندگی‌اش می‌کشد، هم درجه آخرتی برایش مقرر می شود و هم کفاره گناهانش است. این هم امتحان الهی است. اما گاهی انسان خودش بیماری را تولید می‌کند. بین روح و جسم رابطه وجود دارد. ما یک جسم نداریم که ظرفی باشد و روحی داخل آن قرار بگیرد، بلکه جسم و روح، یک حقیقت واحد هستند. جسم ظهور بخش روحی ما و مرکب نفس ماست و همیشه با ما است. با وفات‌مان بدن مادی‌مان می‌ماند و روح‌مان به برزخ منتقل می‌شود. این بدن بخشی از نفس ماست. شأنی از شئون نفس ماست. مرتبه‌ای از مراتب نفس ماست. لذا وقتی‌ بدن تغذیه‌ی بد داشته باشد، روحتان مریض می‌شود. مثلاً اگر کمبود آهن یا روی داشته باشید، در رفتار انسان نشان می‌دهد. یعنی ضعف جسم، ضعف روح می‌آورد. آسیب‌پذیری جسم، آسیب‌پذیری روح را در پی دارد. حضرت می‌فرماید: «إِنَّ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْبِ [1]= از صحت بدن تقوای قلب است». تقوای قلب، یعنی قلب به سمت چیزهایی که مضر، محدود و خطرناک هست، نرود. چون انواع و اقسام بیماری‌ها و دردها به سراغ انسان می‌آید. روح مشکل و کمبود دارد. وقتی این کمبود باشد، سردرد و مریضی می‌آید. بی‌کلافگی، بدن درد، استخوان درد و... قلب که تقوا داشت و سراغ گناه نرفت، آرامش دارد. بدن قوی است. این اگر بیماری جسمی هم داشته باشد، وقتی که روح قوی باشد، می‌تواند آن بیماری را حتی درمان کند. ولی روح اگر بی‌تقوا باشد، با یک سرطان کوچک از بین می‌رود. قلب باتقوا و قلب قوی، اگر مریضی سخت هم داشته باشد، سرحال است و به کارهای علمی‌اش می‌رسد. چون روح قوی است. روح باتقوا باعث می‌شود بدن ضعیف که از صدتا جوان که ورزشکار هستند، قوی تر کار کند. روح تا درست نشود، بدن نمی‌تواند به کارهایش برسد. بدن سالم در دست یک روح ضعیف و بی‌‌تقوا زمین گیر می‌شود. ولی یک بدن معلول با یک روح پرتقوا و قوی، از ده نفر آدمی که  بدن سالم دارند بیشتر کار می‌کنند. با نیت قوی بدن دچار ضعف نمی شود امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «ما ضَعُف بَدَنٌ عمّا قَوِیَتُ علیه النّیّة[2]= وقتی نیّت و اراده آدم قوی باشد، بدن دچار ضعف و ناتوانی نمی‌شود». بعضی‌ها با این‌که بدن ضعیفی دارند، ولی کارهای خیلی بزرگی انجام می‌دهند. چون تقوا دارند. یکی از مصادیق تقوا این است که در جایی که لازم است نخوریم، نباید بخوریم و در جایی که لازم است باید بخوریم. چون اسارت انسان در مزه، ابدیت را از انسان می‌گیرد و خوراکی‌های بهشتی را بر ما حرام می‌کند.  بنا براین، از آثار تقوی این است که انسان به بدنش حرمت می‌گذارد. بدن خیلی مقدس است و حرمت دارد. بی تقوایی باعث آسیب رسیدن به بدن می‌شود. تقوا که آمد، بدن سالم می شود. [1]. غرر الحكم و درر الكلم (التمیمی الآمدی، عبد الواحد بن محمد) ، جلد : 1 ، صفحه : 178. [2]. میزان الحكمة (المحمدی الری شهری، الشیخ محمد) ، جلد : 4 ، صفحه : 3410 قا/169 تقوا/صحت بدن

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 12335
زمان انتشار: 24 می 2021
| |
اسراف از گناهان کبیره است و برای آن وعده عذاب جهنم داده شده است

خانواده آسمانی؛ جلسه 554؛ 1400/02/30

اسراف از گناهان کبیره است و برای آن وعده عذاب جهنم داده شده است

یکی از مسائلی که انسان را به جهنم می‌کشد و بسیار هم خطرناک است، اسراف است که متأسفانه به ما خیلی نزدیک است. این بیماری از آسیب‌هایی بسیار جدی تلقی می‌شود. اسراف از بیماری هایی است که همراه ما است و باید با آن درست برخورد کنیم تا بتوانیم از جهنم آن نجات پیدا کنیم.

این بیماری، علاوه بر اینکه یک بیماری جوارحی است، بیماری جوانحی هم هست. در بیماری جوارحی، شخص اهل نماز و روزه نیست، اما در بیماری جوانحی، شخص حسود، بداخلاق، غصه خور و... است. این جهنمش بدتر، طولانی‌تر و دردناک‌تر از جهنم جوارحی است. اسراف، صفتی است که همه ابعاد وجود شخص را دربرمی‌گیرد و ممکن است شخص در همه مسائل مالی اسراف کند که این نوعی عمل است. مثلاً ممکن است فرد در مصرف هزینه‌های زندگی‌اش اسراف داشته باشد، یا لباسی بپوشد که شایسته و در شأنش نیست، ولی آن را می‌خرد. گاهی اسراف در بخش‌های دیگری هم‌چون بخش‌های حیوانی و علمی و حتی در بخش‌های معنوی رخ می دهد. مثلا خانواده نیاز به پول دارند، ولی مرد کل پول را می‌دهد و می‌رود. این درست نیست. ما باید بدانیم که ما امت متوسط و میانه هستیم. از یکطرف نباید زیاده‌روی کنیم، و از طرف دیگر نباید بخل و خساست داشته باشیم. پس سخن از اسراف گاهی از نوع جهنم اعمال است. گاهی هم در اخلاق است. مثل محبت بیش از حد به یک بچه. این نوعی اسراف است. همان‌طور که آب دادن زیاد به گل، موجب خرابی و فساد آن می‌شود. بچه هم همین‌طور است. محبت زیاد باعث یاغی شدن، لوس شدن، خودشیفتگی، زودرنجی و حساس شدن ان می‌شود. شخص مسرف نجات پیدا نمی‌کند و رستگار نمی شود. پس اسراف از گناهان کبیره است. یعنی گناهی که وعده عذاب برایش داده شده است. یعنی جهنم رفتنش قطعی است. در این راستا به سراغ قرآن می رویم که ببینیم چه عواقبی برای اسرافکار بیان می‌کند: می‌فرمایند: «یا قَوْمِ مالى أدْعُوكُمْ إلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنى إلَى النّارِ= و ای قوم! چرا من شما را به راه نجات (و طریق بهشت) دعوت می‌کنم و شما مرا به سوی آتش دوزخ می‌خوانید؟». این اتفاق زیاد می‌افتد. خیلی وقت‌ها ناخواسته بچه ها، همسر و اطرافیان،‌ ما را به جهنم دعوت می‌کنند، درحالی‌که ما آن‌ها را به بهشت و نجات دعوت می‌کنیم. «تَدْعُونَنى لأكْفُرَ بِاللّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ ما لَیْسَ لى بِهِ عِلْمٌ وَ أنَا أدْعُوكُمْ إلَى العَزِیزِ الغَفَّارِ= شما من را دعوت می‌کنید که به خدا کفر بورزم و شرک بورزم، و من شما را دعوت می کنم به سوی خدای عزیز و غفار». فکر نکنید این مسئله فقط برای زندگی دوران پیامبر اسلام بوده است. نه. الان خیلی از زندگی‌ها به گونه‌ایست که پدر و مادر بی‌ایمان، یا ضعیف الایمان، بچه‌هایشان را به کفر و شرک به خدا دعوت می‌کنند یا مثلا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرموده که مهریه باید کم باشد. ولی چقدر خانواده ها هستند که این را قبول ندارند. یا قرار دادن شرایط‌ سخت برای ازدواج جوانان یا انتخاب مکان زندگی که باید در فلان محله زندگی کنم. اینها همه مشرکانه است. در جامعه امروزی، خرافات الی ماشاء‌الله وجود دارد. چیزهایی که مردم برایشان نقش در سعادت و شقاوت قائل هستند. مثلاً شان یا، بخت که می‌گویند شانسش یا بختش خوب نیست و... . «لا جَرَمَ أنَّ ما تَدْعُونَنى إلَیْهِ لَیْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فى‌الدُّنیا ولا فِى‌الآخِرَةِ وَ أنَّ مَردَّنا إِلى‌اللّهِ وأنَّ المُسْرِفینَ هُمْ أصْحَابُ النَّارِ[1]= بی‌شک آنچه شما مرا به سوی او می‌خوانید (از بتها و فراعنه و معبودان باطل) آن هیچ دعوتی (و اثر سودمندی) در دنیا و آخرت ندارد و محققاً (بدانید که در قیامت) بازگشت ما به‌سوی خداست و البته مسرفان (ستمکاران فاسق در آنجا) همه اهل آتش دوزخند». آن چیزی را که شما مرا به آن دعوت می‌کنید، این خرافات و اعتقادات غلط، نه فایده‌ی دنیایی دارد و نه فایده‌ی آخرتی. قابل دعوت نیست وکسی نباید به آن دعوت کند. ارزشی ندارد که بخواهد من پیشنهاد به کسی بدهم. مسائلی مثل مد که هیچ پایه و اساسی ندارد، ولی مردم به آن ارزش می‌دهند یا روز ولتناین که این هم در کشور ما به آن توجه دارند و بزرگداشت دارد. چقدر آدم‌ها هستند که این خرافات را می‌پذیرند. مردم وقتی با معصوم ارتباط نداشته باشند، سقوط شان در خرافات حتمی است. پول، وقت، عمر و استعداد را سر مد می‌گذارند؛ سر چیزی که شرک‌آمیز است. نفس پذیرش این خرافات، شرک است. شرک یعنی چیزی که آن را منشأ اثر بدانید. درحالی که آن منشأ اثر نیست و حقیقت و قدرت و نقشی ندارد. اسراف کار عذاب 300هزار ساله دارد روایت بعدی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که می فرماید: «اِعمَلوا وأطیعوا لاتَتَّكِلوا ولاتَستَصغِروا عُقوبَةَ اللّه‌ِ عزّ و جلّ فَإِنَّ مِنَ المُسرِفینَ مَن لا تَلحَقُهُ شَفاعَتُنا إلّا بَعدَ عَذابِ ثَلاثِمِئَةِ ألفِ سَنَةٍ= عمل كنید و فرمان ببرید، تكیه نكنید و كیفر خداى عز و جل را دست كم نگیرید، زیرا در میان زیاده‌روان، كسانى هستند كه شفاعت ما به آنان نمى‌رسد، مگر پس از 300 هزار سال عذاب». چون با رب سر وکار داریم. در بین مسرفین کسانی هستند که شفاعت ما به آن‌ها نمی‌رسد، مگر بعد از عذاب 300هزار سال. مسرف یعنی کسی که زیاده‌روی می‌کند و از حق فاصله می‌گیرد. در اخلاقش، در عملش، حتی در معنویاتش. زن و بچه‌اش نیاز اقتصادی دارند، نیاز مالی دارند، نیاز عاطفی دارند، و... اما این آقا 15روز سفر به کربلا رفته. خدا عمری که به ما داده، باید در جهت او و رسیدن به او صرف کنیم. ولی آنقدر در جنبه‌های پایینی وقت‌مان را پر کرده ایم و اسراف داریم که اصلاً وقت برای بخش انسانی‌مان نمی‌گذاریم. چقدر آدم‌ها به‌خاطر این بیماری، زندگی‌شان را از دست دادند. جهنم/اسراف قا/168

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed