www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 3229
زمان انتشار: 3 اوت 2015
| |
چهار ماه

چهار ماه

عبدالله بن مسعود گوید: من و پنج نفر از اصحاب بر پیامبر وارد شدیم. گرسنگی شدیدی به ما رسیده بود و چهار ماه بود که جز آب و شیر و برگ درخت، چیزی نخورده بودیم. عرض کردیم: ای پیامبر خدا! تا کی بر این گرسنگی باشیم فرمود: تا هر وقت بر این گرسنگی باشید، خدا را سپاس گزار باشید که من در کتاب خدا که بر من نازل شد و نیز در کتاب هایی که بر پیامبران پیش از من، نازل شد خواندم که وارد بهشت نمی شوند، مگر کسانی که شکیبا و صابر باشند.(2)     2. نمونه معارف 4/62 منبع :400 موضوع 2000 داستان ،ج2 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر تهذیب  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3134
زمان انتشار: 30 ژولیه 2015
| |
کارمند بنی امیه

کارمند بنی امیه

«علی بن حمزه» می گوید: دوست جوانی داشتم که شغل نویسندگی در دستگاه بنی امیه را داشت. روزی آن دوست به من گفت: از امام صادق (ع) برای من وقت بگیر تا به خدمتش برسم. من از امام اجازه گرفتم تا او شرفیاب شود، امام اجازه دادند و در وقت مقرر من با او خدمتش رفتیم. دوستم سلام کرد و نشست و عرض کرد: فدایت شوم، من در وزارت دارائی رژیم بنی امیه مسئولیتی داشتم و از این راه ثروت بسیاری اندوخته ام و بعضی خلافها هم انجام داده ام! امام فرمود: اگر بنی امیه افرادی مثل شما را نداشتند تا مالیات برایشان جمع کند و در جنگها و جماعات آنها را همراهی کند، حق ما را غصب نمی کردند.جوان گفت: آیا راه نجاتی برای من هست؟ فرمود: اگر بگویم عمل می کنی؟ گفت: آری، فرمود: آنچه از مال مردم نزد تو هست و صاحبانش را می شناسی به آنها برگردان و آنچه که صاحبانش را نمی شناسی از طرف آنها صدقه بده، من در مقابل این کار بهشت را برای تو ضمانت می کنم!جوان سر به زیر انداخت و مدتی طولانی فکر کرد و سپس گفت: فدایت شوم دستورات را اجراء می کنم. علی بن حمزه می گوید: من با آن جوان برخاستیم و به کوفه رفتیم. او همه چیز خود، حتّی لباسهایش را به صاحبانش برگرداند و یا صدقه داد؛ من از دوستانم مقداری پول برای او جمع کردم و لباس برایش خریداری نمودم؛ و خرجی هم برای او می فرستادیم.چند ماهی از این جریان گذشت و او مریض شد، ما مرتّب به عیادت او می رفتیم.روزی نزدش رفتم، او را در حال جان دادن یافتم. چشم خود را باز کرد و گفت: ای علی آنچه امام به من وعده داد به آن وفا کرد، این گفت و از دنیا رفت. ما او را غسل داده و کفن کرده و به خاک سپردیم. مدتی بعد خدمت امام (ع) رسیدم، همین که امام مرا دید فرمود: ای علی من به وعده خود در مورد دوست تو وفا کردم. من عرض کردم : همینطور است فدایت شوم، او هم هنگام مردن این مطلب «ضمانت بهشت» را به من گفت.(2)     2. شنیدنیهای تاریخ ص 55- محجة البیضاء 3/254. منبع : یکصد موضوع 500 داستان ، ج1 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر ناصر

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2993
زمان انتشار: 20 ژولیه 2015
| |
کسانی که آتش جهنم بر آنان حرام است

کسانی که آتش جهنم بر آنان حرام است

اگر چه تمامی کسانی که بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌شوند عذاب جهنم بر آنان حرام است. اما در عین حال گروهی از انسان‌ها به صورت خاص در روایات از آن‌ها نامبرده شده است و این نشان از اهمیت بالای این موارد دارد و باید مورد توجه قرار بگیرد.در ادامه به بیان نام این گروه از افراد به همراه احادیثی که در این مورد آورده شده است پرداخته می شود   1. چشمی که از ترس خدا بگرید: «عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)  قَالَ: مَا مِنْ عَیْنٍ اِلَّا وَ هِیَ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ اِلَّا عَیْناً بَکَتْ مِنْ خَوْفِ اللَّهِ وَ مَا اغْرَوْرَقَتْ عَیْنٌ بِمَائِهَا مِنْ خَشْیَةِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سَائِرَ جَسَدِهِ عَلَى النَّار»؛ امام صادق(ع) فرمودند: هیچ چشمى نیست جز این‌که روز قیامت گریان است، مگر چشمى که از ترس خدا گریسته باشد، و هیچ چشمى نیست که از ترس خداى عزوجل به اشک خود پر شود، جز این‌که خداوند همه آن بدن را به آتش دوزخ حرام گرداند. (کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏2، ص 482، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407 ق‏) 2. کسانی که خشم و شهوت خویش را کنترل کنند: «عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(ع) قَالَ: مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ اِذَا رَغِبَ وَ اِذَا رَهِبَ وَ اِذَا اشْتَهَى وَ اِذَا غَضِبَ وَ اِذَا رَضِیَ حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ»؛ امام صادق(ع) فرمودند: هر کس هنگام خشم و رغبت و ترس و شهوت و غضب و رضایت، خویش را نگهدارد، خداوند جسمش را بر آتش حرام کند. (ابن بابویه، محمد بن على‏ الامالی، النص، ص 329، کتابچى، تهران، چاپ ششم، 1376 ش) 3. کسانی که هنگام یاد اهل بیت گریان شوند: «عَنْ اَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)  قَالَ: مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ حَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ»؛ امام صادق(ع) فرمودند: کسى که ما را نزد او یاد کنند، پس از چشمانش اشک بیاید خداوند متعال صورتش را بر آتش حرام مى‏نماید. (ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، النص، ص 104، دار المرتضویه، نجف اشرف، چاپ اول، 1356 ش) 4. رکوع و سجده کنندگان: «...وَ قَالَ اَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ اِلى‏ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ هِیَ السَّاعَةُ الَّتِی یُؤْتَى فِیهَا بِجَهَنَّمَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُوَفَّقُ تِلْکَ السَّاعَةَ اَنْ یَکُونَ سَاجِداً اَوْ رَاکِعاً اَوْ قَائِماً اِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَسَدَهُ عَلَى النَّار»؛ پیامبر(ص) فرمودند: «... نماز را بپا دار از زوال آفتاب تا سرخى اول شب و آن ساعتى است که در آن، روز قیامت دوزخ را می‌آورند، مؤمنى نیست که در این ساعت توفیق سجده یا رکوع یا نماز را داشته باشد، مگر آن‌که خدا تنش را بر آتش حرام کند. (الامالی، النص، ص: 189) 5. کسی که هفت روز از ماه رجب را روزه بگیرد: «... وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ سَبْعَةَ اَیَّامٍ فَاِنَّ لِجَهَنَّمَ سَبْعَةَ اَبْوَابٍ یُغْلِقُ اللَّهُ عَنْهُ بِصَوْمِ کُلِّ یَوْمٍ بَاباً مِنْ اَبْوَابِهَا وَ حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّار»؛ و هر کس هفت روز از رجب را روزه بگیرد، خداوند در برابر روزه هر روز، درى از درهاى هفت‏گانه دوزخ را به روى او مى‏بندد و بدنش را بر آتش دوزخ حرام مى‏گرداند. (ثواب‌الاعمال و عقاب‌الاعمال، النص، ص: 55) 6. عمار یاسر: «دَمُ عَمَّار وَلَحمُهُ حَرامٌ علَى النَّارِ ان تَاکُلَهُ او تَمَسَّهُ»؛ گوشت و خون عمار بر آتش حرام است که او را بسوزاند. (احمدى میانجى، على‏، مکاتیب الائمه، محقق، مصحح، فرجى، مجتبى‏، ج ‏1، ص 80، دار الحدیث‏، قم، چاپ اول، 1426 ق) گفتنی است؛ آن‌چه که در این روایات بیان شده، به طور مطلق نیست؛ یعنی این‌گونه نیست که فردی به مجرد گرفتن چند روز روزه و یا محبت اهل‌بیت بدون حساب و کتاب وارد بهشت شود. بلکه انسان باید در جهتی حرکت کند که استحقاق دریافت این رحمت را داشته باشد و فردی که فریب شیطان را خورده و اقدام به اصلاح خودش نمی‌کند؛ به حقوق مردم تجاوز می‌کند، به بسیاری از احکام و دستورات الهی پایبند نیست؛ نمی‌تواند مصداق این روایات باشد.امام باقر(ع)، پیش از بازگشت از شهر دمشق و مسابقه تیراندازی كه هشام ترتیب داده بود، هنگام بیرون آمدن از قصر هشام، با گروهی كه در اطراف میدان مشرِف به قصر تجمع كرده بودند، برخورد كردند. امام پرسیدند: اینان كیستند؟ عرض شد: این‌ها راهبان و كشیشان مسیحی‌اند كه در مجمع بزرگ سالانه خود گرد هم آمده‌اند و در این مكان، نشست علمی دارند و در مورد مسائل گوناگون علمی خود بحث و تبادل نظر می‌كنند. امام(ع) عبای خود را به سر گرفتند و به‌گونه ناشناس در آن مجمع شركت كردند. امام صادق(ع) نیز كه همراه پدرش بودند، در گوشه‌ای نشستند. جاسوسان حكومتی كه امام را زیر نظر داشتند، بی درنگ هشام را آگاه كردند. هشام كه می‌پنداشت فرصتی مناسب یافته است، به چند نفر از افراد خود دستور داد تا از نزدیك شاهد ماجرا باشند و لحظه به لحظه آن را گزارش كنند. گروهی از مسلمانان كه امام را می‌شناختند نیز در نشست حاضر و كنار امام نشستند. در این هنگام، اسقف بزرگ مسیحیان وارد جمع شد و همگان به احترام او برخاستند. او بسیار سالخورده بود و لباسی از حریر زرد نیز بر تن داشت. آهسته به سمت جایگاه خود گام برداشت و نشست. نگاهی به حاضرین كرد، نگاهش بر چهره تابنده امام متوقف شد. پرسید: «آیا شما از مایید یا از امت مرحومه؛ امام پاسخ فرمودند: از امت مرحومه. پرسید: «از دانشمندان‌شان هستی یا  از نادانان؟» فرمودند: «از نادانان نیستم..» گونه‌ای تشویش بر اسقف حاكم شد. پرسید: «[نخست] من از شما سؤال كنم. [یا شما می‌پرسید؟]» امام فرمودند: «شما بپرسید..» او گفت: «شما مسلمانان از كجا می‌گویید كه بهشتیان می‌خورند و می‌آشامند، ولی نیاز به قضای حاجت ندارند؟ آیا دلیلی یا نمونه‌ای نظیر آن در این جهان سراغ دارید؟» امام فرمودند: «آری نمونه آن، جنینی است كه در رحم مادرش تغذیه می‌كند، ولی مدفوعی ندارد و نیاز به قضای حاجت پیدا نمی‌كند.» اضطراب اسقف بیشتر شد و گفت: «شگفت‌انگیز است! شما كه گفتید از دانشمندان نیستید؟» امام فرمودند: «خیر، من گفتم از نادانان نیستم..» اسقف دوباره پرسید: «شما از كجا ادعا می‌كنید كه نعمت‌ها و میوه‌های بهشتی كم نمی‌شوند و هر چه از آن‌ها مصرف شود، باز به حال خود باقی می‌مانند و كاهش نمی‌یابند؟ آیا نمونه روشنی از پدیده‌های این جهان می‌توانید ذكر كنید؟» امام فرمودند: «آری، نمونه بارز آن در عالم محسوسات، آتش است. شما اگر از شعله شمعی صدها چراغ بیفروزید، از شعله آن كاسته نمی‌شود.» باز هم بر شگفتی اسقف افزوده شد و پرسش‌های دیگری مطرح كرد و هر بار پاسخی قانع كننده می‌شنید. وقتی پرسش‌هایش به پایان رسید، با عصبانیت از جایش برخاست و به حاضرین گفت: «شما دانشمندی بلند مرتبه‌تر از مرا آوردید و نزد من [برای مناظره] نشاندید تا مرا رسوا سازید و مسلمانان بدانند كه از ما مسیحیان برترند و دانش بیشتری دارند. به خدا سوگند دیگر كلمه‌ای از من نخواهید شنید و اگر تا سال دیگر زنده ماندم، مرا در بین خود نخواهید یافت. این را گفت و رفت. مجلس به هم خورد و همه پراكنده شدند. خبر به هشام رسید و از شنیدن آن بسیار بر آشفت. او كه می‌پنداشت امام در مناظره با اسقف مسیحی سر افكنده بیرون می‌آید، با شنیدن خبر پیروزی امام، بسیار بیمناك و مضطرب شد؛ از این رو، به فكر فرو رفت تا چاره‌ای بیندیشد و به این نتیجه رسید كه باید پیروزی امام را با اتهام گرایش به مسیحیت، خدشه دار كند. او با ظاهر سازی، هدیه‌ای برای امام فرستاد و از او خواست كه دمشق را ترك نكند و در این فرصت به فرماندار خود در شهر «مَدْین» كه در مسیر حركت امام به سوی مدینه بود، نگاشت: محمد بن علی و فرزندش در آن‌چه از اسلام اذعان می‌دارند دروغگو هستند. آن دو نزد من بودند، وقتی من آنان را به قصد مدینه بازگردانیدم نزد كشیشان مسیحی رفتند و آن‌چه در دل خود از كفر مخفی كرده بودند نمایاندند و از اسلام به دین مسیحیان نزدیك شدند. من به خاطر خویشاوندی‌ای كه با آن‌ها داشتم نخواستم كیفرشان كنم ولی وقتی نامه‌ام به دستت رسید، مردم را از آن آگاه كن و ندا در ده كه آن دو مرتد هستند و امیرالمؤمنین هشام همگان را از معاشرت با آن‌ها باز داشته است و دستور قتل آن دو و دوستان و پیشكارانشان را صادر كرده است. ولی تلاش‌های مذبوحانه هشام در سرپوش گذاشتن بر واقعیت بی‌نتیجه ماند و مردم كه نخست تحت فشارهای تبلیغاتی هشام قرار گرفته بودند، به واقعیت پی بردند و جایگاه امام بهتر برای آن‌ها تبیین شد و بر عكس، این حركت هشام بیشتر سبب رسوایی او و حكّام منطقه گردید. (محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1403 ق، ج 46، ص 309،؛ ابو جعفر محمد بن جریر بن رستم الطبری، دلائل الامامة، نجف، منشورات مطبعة الحیدریة، 1369 ق، ص 106 (با اندكی تفاوت). بازدیدها: 495 مرتبه

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 2975
زمان انتشار: 16 ژولیه 2015
| |
بر درب خانه برادر

بر درب خانه برادر

امام باقر (ع) فرمود: یکی از فرشتگان از درب خانه ای عبور می کرد، مردی را دید که درب آن خانه ایستاده است. از وی پرسش نمود: چرا در این جا ایستاده ای؟ آن شخص گفت: در این خانه برادری دارم می خواهم بر وی سلام کنم.فرشته سؤال کرد: آیا از خویشاوندان تو است یا آنکه به وی نیازمندی و می خواهی عرض حاجت کنی؟ گفت: هیچ یک از اینها نیست، جز آنکه بین ما حرمت برادری اسلامی است، و تازه کردن عهد و سلام کردن من بر وی در راه خشنودی خداست. فرشته گفت: من فرستاده خدایم به سوی تو؛ خدایت درود می فرستد و می فرماید: ای بنده من تو به دیدار من آمدی و مرا اراده کردی، اینک به پاداش حفظ حقوق برادری و نگاه داشتن حرمت برادری اسلامی، بهشت را بر تو واجب نمودم، و از خشم و آتش خود ترا دور ساختم.(2)     2. نمونه معارف 1/81- جامع الاخبار ص 118. منبع : یکصد موضوع 500 داستان ، ج1 ، نوشته ی سید علی اکبر صداقت ، نشر ناصر  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2629
زمان انتشار: 12 می 2015
| |
رفاقت با اهل بهشت

رفاقت با اهل بهشت

 قیمت هر انسان به نوع محبوب‌ها و کشش‌های قلبی اوست. انسان‌ها در زندگی دنیائی خود، با هر کس و یا هر چیزی که محشور باشند، در آخرت نیز با همان کس یا همان چیز محشور خواهند شد. شخصی به خدمت رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» رسید و عرض کرد: «الرَّجُلُ یُحِبُّ الرَّجُلَ ولا یَستَطیعُ أن یَعمَلَ كَعَمَلِهِ...» یک نفر کسی را دوست دارد، امّا نمی‌تواند مانند او عمل کند (به اندازه او خوب باشد) پیامبر پاسخ دادند: «المَرءُ مَعَ مَن أحَبَّ» انسان با کسی خواهد بود که دوستش دارد.   این جمله معجزه‌آسای پیامبر هم یک بشارت عظیم است و هم یک اعلام خطر بزرگ!!! وای به روزی که انسان کسی را مبغوض بدارد که محبوب خداست. یَابنَ مَسعودٍ ، أحِبَّ الصّالِحینَ؛ فَإِنَّ المَرءَ مَعَ مَن أحَبَّ، فَإِن لَم تَقدِر عَلى أعمالِ البِرِّ فَأحِبَّ العُلَماءَ، فَإِنَّهُ یَقولُ "وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا". یابن مسعود، صالحان را دوست بدار، پس هر کس همراه کسی خواهد بود که دوستش دارد، و اگر قادر به بسیاری از اعمال خیر نیستی، علماء را دوست بدار. زیرا خداوند می‌فرماید: هر که از خدا و رسول اطاعت کند، با کسانی خواهد بود که خداوند به آنها نعمت داده است؛ انبیا، صدیقین، شهداء و صالحین و ... که چه نیکوئی رفقائی هستند. پیامبر رحمت، در این روایت، آینده انسانی را که در مهندسی معشوق موفق بوده است، ترسیم می‌کند.   مسئله رفیق در زندگی هر انسان، یکی از مهم­ترین مسائل است. و عدم توانایی در یافتن رفقای خوب و الهی، نشانه ضعف شخصیتی انسان است. اگر سبک زندگی انسان به گونه‌ای باشد که او را از به دست آوردن رفقای خوب دور کند، سبک صحیح و رساننده‌ای نخواهد بود. مسئله رفاقت به قدری مهم و کلیدی است که خداوند از آن به عنوان دست‌آویزی برای تحریک و تشویق مؤمنان در تنظیم مهندسی معشوق استفاده می‌کند.   عجز حقیقی انسان، درست در لحظه‌ای است که انسان از میان چهار گروه از اشراف آخرت (انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین) که قرآن آنان را بهترین رفقای دنیا و آخرت می‌داند، هیچ رفیقی نداشته باشد، عدم رفاقت با دوستان بهشتی، حقاً انسان را از حرکت باز خواهد داشت.   یکی از راه­های مؤثر در جذب رفقای الهی، توجه به پاتوق‌های معنوی است. روابط اجتماعی در اسلام به گونه‌ای تنظیم شده است، که انسان‌ها فرصت رفت و آمد در پاتوق‌های معنوی (مجالس اهل‌بیت، محافل ذکر، جلسات معرفتی و ...) و همنشینی و رفاقت با انسان­های قدرتمند و معنوی را پیدا می‌کند. چنین رفقائی، ثروت‌های معنوی و مادی یک انسان بوده و گاه از اعضای خانواده او نیز نزدیک‌تر و یاری‌کننده‌تر خواهند بود.   برای قیامتت عشق آماده کرده‌ای؟ اَنَس یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید: من و پیامبر در حال خارج شدن از مسجد بودیم که مردی در کنار مسجد ما را دید و گفت: ای رسول خدا، قیامت کی خواهد بود؟ پیامبر فرمود: برای قیامت چه آماده کرده‌ای؟ پیرمرد فرو ریخت و گفت: نه نماز زیادی، نه روزه و نه صدقه بسیاری ... امّا من واقعاً خداوند و رسول او را دوست دارم. پیامبر فرمود: «أنت مَعَ من أحبَبتَ»؛ تو با کسی هستی که دوستش داری.   نکته بسیار ظریف این روایت آن است که شخص سؤال کننده، اساساً سؤال خوبی نپرسیده و کسی که خوب پرسیدن را نیاموخته، نباید انتظار پاسخ خوب را نیز داشته باشد.   فراموش نکنیم آنان که در دنیا، خود را برای پاسخ به تمام سؤالات آخرت آماده نموده و تمام عمر خود را در حال دویدن برای آماده کردن لحظه تولدشان می‌باشند، در قیامت نیز به اندازه چشم برهم‌زدنی وارد بهشت خواهند شد.   از بزرگترین و کلیدی‌تری سؤالات قیامت، نحوه ارتباط انسان با امام زمانش می‌باشد. کسی که در روزگار زندگی خود با نام امام زمانش و یاد او نفس کشیده، برای او دویده، خسته شده، بی‌خواب شده، هزینه نموده و ... قطعاً در قیامت، معطلی نخواهد داشت. یک ارتباط خوب با امام زمان، ضعف‌های دیگر انسان را جبران خواهد کرد، امّا ضعف در کیفیت ارتباط انسان با امام زمان، با هیچ قوتِ دیگری قابل جبران نخواهد بود.   کمی با خود فکر کنیم... آیا خانواده آسمانیِ ما، سهمی در زندگی ما دارند؟ آیا نحوه رفتارها و ارتباطات ما با خانواده زمینی‌مان، براساس روابط­مان با خانواده آسمانی‌مان تنظیم می‌شود؟ ...   حضرت زهرا «سلام الله علیها» مادر آسمانی ما، درست در لحظه‌ای که امام زمان خود را در خطر دید، تمام حیثیت خود را از خاطر برد؛ تنهایی خود را، بارداری خود را، چشم به راهی فرزندانش را، علی را به عنوان شوهرش و ... او تنها یک چیز را می‌دید و آن، امام زمانش بود، از همین رو تمام حقیقتِ خود را به پای امام خود سر بُرید. این همه قاطعیّت، شجاعت و صلابتی که حضرت زهرا به نمایش گذاشت تنها یک هدف را دنبال می‌کرد؛ "مردم، از امام زمانشان محروم نشوند...."   آیا ما که در عزای زهرا جامه سیاه به تن کرده و اشک می‌ریزیم، برای چنین هدفی، قدمی برداشته‌ایم؟ یک آسمان تفاوت است میان دو انسان که با دو نگاه مختلف زندگی می‌کنند؛ کسی که با زمین، بر اساس آسمان، ارتباط برقرار می‌کند و یا کسی که آسمان را فدایِ روابطِ زمینی‌اش می‌نماید!!!   محبت؛ عاملی مؤثّر در اشتداد نفس امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: کسی نزد پیامبر اکرم رسید و گفت: یا رسول الله، من نمازگزاران را دوست دارم، امّا خودم نماز خوبی نمی‌خوانم، روزه‌داران را دوست دارم، امّا روزه‌ام، آن­چنان خوب نیست. پیامبر فرمود: تو با کسی خواهی بود که دوستش داری و نفس تو، به اندازه عمل تو بزرگ می‌شود.   موارد بسیار زیادی وجود دارد که علاقه به یک انسان خوب، سبب رشد انسانی و وسعت نفس انسان شده است. و این هنر یک انسان است که بتواند به واسطه خوبی‌هایش، دیگران را به سمت خوبی، سوق دهد. پدر و مادر یک خانواده، باید پایه‌های خانواده را بر عاطفه و محبّت بنا نهاده و خروجی‌های عاطفیِ بسیاری داشته باشند تا بتوانند فرزندان را در پذیرش سبک زندگی الهی، مطیع خود سازند. تندی‌ها و خشونت‌های والدین، مانع بزرگی در پذیرش سبک زندگیِ والدین از سوی فرزندان می‌باشد.   فرصت‌های عاشقی را جدی بگیریم ... عاشق خواهیم شد! امام صادق «علیه‌السلام»: «حقُّ عَلَی الله عَزّوجل، أن تصیروا مَعَ من عِشتُم معه فی الدنیاه» خداوند این حق را بر خود قرار داده که شما را در آخرت همراه کسانی قرار دهد که در دنیا با آنان زندگی کرده‌اید. منظور از همراهیِ دنیائی، نوع دلدادگی‌های یک انسان است. به چه عشقی زندگی کرده است؟ به چه دغدغه‌ای سبک زندگی‌اش را تنظیم نموده است؟ معشوق حقیقی‌‌اش کیست؟...   آسیه در خانه فرعون زندگی می‌کند، امّا معشوقش الله است. و به دنبال خانه‌ای که در کنار معشوقش در بهشت باشد، می‌گردد. برای عاشق شدن، برای دلداده شدن، شرکت در مجالس عاشقانه اهل‌بیت را جدّی بگیریم. فرصت‌های عاشقی زمانی است که انسان برای معشوق خود به شادی و یا غم مبتلا شود. آنان که به دنبال دلِ عاشق می‌گردند، فرصت‌های عاشقی را جدّی بگیرند... . برگرفته از سلسله مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2269
زمان انتشار: 30 مارس 2015
| |
تهاجم فرهنگی - استاد محمد شجاعی

تهاجم فرهنگی - استاد محمد شجاعی

هنوز اکثر مردم نمی دونن  نسبت به مهدی موعود که هر روز صدا میزنه « هل من ناصر ینصرنی» یه مسئولیت ویژه دارند .

فیلم

1 - تهاجم فرهنگی - استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1764
زمان انتشار: 27 ژانویه 2015
| |
اثر نماز قضا در زندگی!

تا به حال با خودمان فکر کرده ایم که ریشه این همه مشکلات رنگ و وارنگ در زندگی هایمان چیست؟!

اثر نماز قضا در زندگی!

علت خیلی از مشکلاتی که ما  در زندگی ها و خانواده هایمان داریم، درگیری ها، بداخلاقی ها، عصبانیت ها، بی حوصلگی ها، غرغرها و دل شکستن ها.... این است که خانه هایمان از حضور فرشته ها خالی شدند و این موجودات مهربان جایشان را به شیاطین داده اند، چرا که ما فضا را برایشان آماده نکرده ایم و آنها هم چاره ای جز ترک نداشتند. این گونه می شود که فرشته ها در خانه هایمان پر نمی زنند! در ابتدا نگاهی به آیات قرآن می اندازیم تا ببینیم فرشتگان در کلام خداوند عزیز چگونه توصیف شده اند: خداوند در سوره انبیاء آیات 26 تا 29 در توصیف فرشتگان می فرماید: «آنها گفتند خداوند رحمان فرزندى براى خود برگزیده! منزه است (از این عیب و نقص) اینها (فرشتگان) بندگان شایسته او هستند که هرگز در سخن بر او پیشى نمى گیرند و به فرمان او عمل مى کنند. او همه اعمال امروز و آینده آنها را مى داند و هم گذشته آنها را و آنها جز براى کسى که خدا از او خشنود است (و اجازه شفاعتش را داده) شفاعت نمى کنند و از ترس او بیمناکند و هر کس از آنها بگوید من معبود دیگرى جز خدا هستم کیفر او را جهنم مى دهیم و این گونه ستمگران را کیفر خواهیم داد.» به عبارتی می توان گفت خانه ای که  پر از فرشته باشد، بهشت می شود. حالا چکار کنیم که فرشته ها مهمان خانه هایمان بشوند؟ چه کاری نکنیم که فرشته ها جای خودشان را به شیطان بسپارند؟   با وجود شیطان، فرشته جایی ندارد با توجه به روایات و آموزه‌های دینی می ‌دانیم که فرشتگان در مکان‌ های مقدس رفت و آمد دارند. بنابراین وجود فرشتگان در مکان هایی که معنویت و تقدسی ایجاد نشده باشند ،غیر ممکن است. امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: خانه‌ای که در آن غنا و ساز و آواز نواخته شود، از مصیبت‌ها و بلاهای دردناک در امان نیست و دعا در آن خانه مستجاب نمی‌گردد و فرشتگان به آن خانه وارد نمی‌شوند. (دعائم الاسلام، ج 2، ص 280) از پیغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) سوال شد: «آیا شیطان می‌تواند با انسان هم‌ غذا شود؟» فرمود: «آری»، هر غذائی كه نام خدا بر آن برده نشود، شیطان با آنان هم غذا می‌گردد و خداوند بركت را از آن سفره بر می‌دارد.» (بحارالانوار، ج 92، ص 258)   یاد خدا را در خانه هایمان زنده کنیم امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره می فرماید: خانه اى كه در آن، قرآن خوانده شود و خداوند متعال در آن یاد شود، بركتش بسیار مى گردد و فرشتگان، به آن خانه، رفت و آمد مى كنند و شیاطین از آن دور مى ‏شوند و براى آسمانیان، چنان مى‏ درخشد كه ستارگان، براى زمینیان مى‏ درخشند. (بحار الأنوار 93/161) امام صادق علیه السلام در کلامی فرمودند: من خوش دارم كه در خانه، مُصحَف باشد؛ زیرا خداوند متعال به واسطه آن، شیاطین را مى‏رانَد. (كافی 2/613) و نیز درباره پدر ارجمندشان امام باقر علیه السلام فرمودند: ایشان - امام باقر(علیه السلام) - دوست داشتند كه در خانه، مُصحَف (قرآن) آویزان باشد (قرار داشته باشد) تا به واسطه آن، از شیاطین، محفوظ بمانَد. همچنین دوست داشت كه قرائت قرآن، ترك نشود. (بحار الأنوار 92/195)   مهمان نواز باشیم پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله می فرماید:فرشتگان، به هر خانه اى كه مهمان به آن وارد نشود، وارد نمى شوند. (جامع الأخبار، ص 378)   با اهل بیت در ارتباط باشیم در روایتی رسول اكرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود: ما خاندانى هستیم كه خداوند آنان را پاك و منزه قرار داده؛ ما از درخت نبوت آفریده شده ایم، و ما جایگاه رسالت، محل رفت و آمد فرشتگان، خانه ى رحمت و سرچشمه ى علم و دانشیم. (درّ المنثور 199:5) به عبارتی این خاندان باب رحمت و نزول فرشتگانند. هرچه با این ها در ارتباط بیشتر باشیم، فرشتگان را بیشتر به سوی خود جذب می کنیم. یکی از دعاهایی که می تواند ما را با اهل بیت انس بیشتری دهد تا به این واسطه راه نزول فرشتگان را بر خود بیشتر کنیم خواندن حدیث کساء می باشد. مراقبت از نمازهای واجب مخصوصاً نماز صبح ( کمی سخت تر است!!)  امام باقر(علیه السلام) فرموده است:  چون نمازگزار به نماز مى‏ ایستد براى او سه خصلت است: فرشتگان او را از جاى پاهایش تا آسمان احاطه مى‏ كنند، و از آسمان بر فرق سرش رحمت و نیكى فرو مى‏ ریزد و فرشته ‏اى بر او گماشته مى‏ شود و ندا مى‏ دهد اگر نمازگزار بداند با چه كسى مشغول مناجات است خسته و تافته نمى‏ شود. (روضة الواعظین)   نمازمان قضا نشود!! نماز قضا داشتن در زندگی اثرات بدی دارد. در این باره این داستان خالی از لطف نیست: مرد تاجری تصمیم داشت برای تجارت به سفر برود. به همین منظور خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید و درخواست استخاره ای کرد، استخاره اش بد آمد، آن را نادیده گرفت و به سفر رفت، اتفاقا به او خوش گذشت و سود فراوانی هم برد اما ار آن استخاره در تعجب بود. پس از مسافرت خدمت امام (علیه السلام) رسید و عرض کرد: یابن رسول الله! یادتان هست چندی پیش خدمت شما رسیدم، برایم استخاره کردید و بد آمد، استخاره ام برای سفر تجارت بود، به سفر رفتم، سود فراوانی بردم و به من خوش گذشت.ا مام صادق (علیه السلام) تبسمی کرد و به او فرمود: در سفری که رفتی یادت هست در فلان منزل خسته بودی، نماز مغرب و عشایت را خواندی، شام خوردی و خوابیدی و زمانی بیدار شدی که آفتاب طلوع کرده و نماز صبح تو قضا شده بود؟ عرض کرد: آری، ای فرزند رسول خدا. حضرت فرمود: اگر خدا دنیا و آنچه را که در دنیاست به تو داده بود جبران آن خسارت (قضا شدن نماز) نمی شد. (کتاب هزار و یک نکته درباره ی نماز)   به نمازهای صبحمان بها دهیم نماز صبح مشهود ملائكه است قرآن مجید: نماز فجر (نماز صبح) مشهود ملائكه است (بنی اسرائیل/ آیه77) گر چه تمام نمازها مشهود ملائكه است ولی نماز صبح در این وادی از ویژگی خاصی بهره مند است.   در روایات اسلامی آمده كه: "نماز صبح از میان نمازها این امتیاز را دارد كه ملائكه شب و ملائكه روز آن را مشاهده می كنند. زیرا نماز صبح اگر در اول وقت خود انجام شود دقیقاً در لحظه ای انجام شده است كه ملائكه شب جای خود را به ملائكه روز می دهند. و هر دو گروه از فرشتگان شاهد اقامه آن خواهند بود. بنابراین نماز صبح كه در اول وقت خوانده شود در دو پرونده ثبت می شود." (وسایل شیعه/ج3/ص156/بحار/ج8/ص73)   سلام کردن را فراموش نکنیم وقتی وارد خانه می شویم با صدای بلند سلام کنیم حتی اگر به ظاهر هیچ کس در خانه نباشد. (فرشتگان انشالله در خانه ی ما هستند) پیامبر خدا صلى الله علیه و آله  می فرماید: هرگاه یكى از شما وارد خانه خود شد ، سلام كند ؛ زیرا سلام بر آن بركت فرود مى آورد و فرشتگان با آن انس مى گیرند. (کتابخانه احادیث شیعه)   در خانه صلوات زیاد بفرستیم در قرآن، سوره احزاب، آمده است که: «خداوند و فرشتگانش بر نبی و سفیر الهی درود و تحیت و سلام و صلوات می ‌فرستند و شما نیز ای مومنان بر او درود و تحیّت فرستید.»

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1642
زمان انتشار: 20 ژانویه 2015
| |
عملی که برابر است با زیارت خداوند!

عملی که برابر است با زیارت خداوند!

اباصلت می گوید: از حضرت رضا (عَلیه السَلام) پرسیدم: نظر شما درباره ی این حدیث «اهل ایمان از منازل و مقامات خود در بهشت خدا را زیارت می کنند» چه می باشد؟ و آیا آن به چه صورت است؟ حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: همانا آگاه باش ای باصلت؛ خداوند متعال حضرت محمد (صَلی الله عَلیه وَ آله) را بر تمام مخلوقات، حتی فرشتگان و انبیاء اعظم برتری داده است و بیعت کردن با او را به منزله ی بیعت با خود دانسته و زیارت و دیدار پیامبر را در دنیا و آخرت به منزله ی زیارت و دیدار خود شمرده است، دلیل بر این مدعا آیاتی می باشد که خداوند در آن فرموده: مَن یُطع الرَّسُولُ فَقَد أَطاع الله؛ هر کس از پیامبر پیروی کند، از خدا پیروی کرده است (نساء: آیه 80) و نیز: إِنَّ الَّذین یُبایِعَونکَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللهُ یَدُ اللهِ فَوقَ أَیدِیهم؛ کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند و دست خداوند برای بیعت کردن بالای دست آن هاست (فتح: آیه 18) و باید دانست که درجه و مقام پیامبر(صَلی الله عَلیه وَ آله) در بهشت از تمام درجات بالاتر است، پس هر کس از درجه و مقام خود در بهشت، آن حضرت را زیارت کند، خداوند تبارک و تعالی را زیارت نموده است. اباصلت سپس عرض کرد: ای زاده ی رسول خدا، معنی این روایت چه می باشد «ثواب گفتن لا اله الا الله نظر کردن به وجه و صورت خداوند است»؟ حضرت فرمودند: ای اباصلت، بدان که هر کس خداوند را دارای صورت و چهره ای همانند صورت مخلوقین بداند، کافر است و وجه و چهره ی خدا؛ انبیاء و پیامبر و حجت های او می باشند. آنان کسانی می باشند که مردم توسط آنان به سوی خدا و دین و معرفت او رو می آورند و خداوند می فرماید: هر کس بر روی زمین است از بین خواهد رفت و وجه با عظمت و کریم پروردگارت باقی می ماند (قصص: آیه 88)، پس نگاه کردن به پیامبران الهی و حجت های خداوند در مقامات و درجاتشان، در روز قیامت برای اهل ایمان ثواب بزرگی می باشد، و رسول خدا خود فرموده: هر کس اهل بیت و خاندان مرا دوست نداشته باشد، در روز قیامت نه او مرا می بیند و نه من او را. پس ای اباصلت بدان که خداوند تبارک و تعالی جا و مکان ندارد و با چشم دیده نمی شود و با افکار و عقول نمی توان به عمق او دست یافت. منابع: 1- الاحتجاج، ج 2: 409. 2- گنجینه نور: 35، 37.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 875
زمان انتشار: 12 نوامبر 2014
| |
میثاق برادران ، جلسه 6

میثاق برادران ، جلسه 6

تحلیل آفات و فواید ازدواج استاد: محمد شجاعی 1. یكی از فواید اجتماعی ازدواج، تكثیر نسل است كه خیرات دنیوی و اخروی بسیاری را شامل می‌شود. 2. از جمله خیرات دنیوی تكثیر نسل، رشد اقتصادی و نظامی است چرا كه مملكتی كه قشر جوان زیادی دارد از نظر شرایط سیاسی و نظامی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. 3. اگر انسان با توجه به یكی از فواید ازدواج به‌سوی آن می‌رود باید دقت كند كه از جنبه‌های دیگر آن غفلت نكند یعنی در ازدواج به‌دنبال همه اهداف آن (از پایین‌ترین تا بالاترین) باشد. 4. زمانی كه انسان برای خود محدودیت قرار می‌دهد، قدرت انتخاب خویش را كم می‌كند و در نتیجه مزایای آن‌چه كه انتخاب كرده، كم می‌شود. 5. توجه به فواید مختلف ازدواج، دقت در انتخاب، همت، آماده‌سازی و نیت انسان را بالا می‌برد. 6. روایت: بالاترین شفاعات این است كه انسان در امر ازدواج بین دو نفر شفیع شود. 7. حضرت سجاد «علیه‌السلام»: اگر كسی برای برادر دینی خود همسری بگیرد و به او كمك كند كه با آن همسر انس گرفته و آرام بگیرد، خداوند این عمل او را به‌صورت موجودی درمی‌آورد كه در قبر، آرامش او را تأمین كند. 8. حضرت امام صادق «علیه‌السلام»: هركس یك عذبی را متأهل كند، از جمله كسانی است كه خداوند در روز قیامت به او نظر می‌كند. 9. انتخاب فواید مختلف ازدواج، بستگی به جایگاه نفس و شخصیت انسان در سلسله كمالات مختلف نباتی، حیوانی و انسانی دارد. 10. هرقدر روح انسان بزرگ‌تر و شخصیت او پیشرفته‌تر باشد، اهداف عالی‌تری را در ازدواج درنظر می‌گیرد. 11. یكی از مسائل مهم در ازدواج كه عدم دقت به آن، آفت زندگی است، مسئله لزوم كسب حلال برای گذران زندگی است. 12. لقمه حرام، هم در دنیا شخصیت بدی را برای انسان می‌سازد و هم در آخرت، عذاب زیادی را به‌دنبال دارد. 13. در روایت است كه: یكی از پرحسرت‌ترین افراد روز قیامت كسی است كه مالی را در دنیا از راه حرام به‌دست بیاورد و دیگران پس از مرگش آن مال را در راه خیر صرف كنند و به بهشت روند و او به جهنم 14. انسان باید از ابتدای زندگی به دو مسئله توجه كند: یكی این‌كه از اول روحیه تجمل‌گرایی را نداشته باشد چرا كه در غیر این صورت كم‌تر می‌تواند به سمت كسب حلال رود و دیگر این‌كه همسر و خانواده‌اش نیز چنین روحیه‌ای نداشته باشند. 15. روحیه یك جوان به‌خصوص در امر ازدواج و سال‌های اول آن، باید یك روحیه قناعت‌طلبی بوده و شخص قانع باشد. 16. در روایت است كه: از سعادت مرد، همسر خوب، مركب راهوار، خانه وسیع است. 17. در روایت است: هركس هر مقدار كه بتواند به رفاه خانواده‌اش بپردازد ثواب برده، ولی از راه حلال. 18. از جمله سلاح‌هایی كه زن‌ها برای وادار كردن شوهرانشان بر اموری به‌كار می‌گیرند، یكی گریه و دیگری تحقیر مرد است. 19. علی «علیه‌السلام» می‌فرماید: تمام هستی زن به زیورآلات اوست، لذا در اسلام سفارش شده كه اگر مرد توانایی دارد حتماً برای زن، زیورآلات تهیه كند و این قضیه را ترك نكند. 20. یكی از آفات ازدواج، صبر نكردن بر اذیت و اخلاق سوء افراد خانواده است و این امر از طرف دیگر می‌تواند از فواید ازدواج باشد یعنی شخص با تحمل این آزارها، قدرت روحی بالایی پیدا می‌كند. 21. در امر ازدواج، بیشتر از سن، رشد عقلانی مهم است لذا برای دختر شرط كرده‌اند كه علاوه بر بلوغ جنسی، رشید باشد و مسائل زندگی را بفهمد و مرد نیز همین‌طور رشید باشد. 22. زن و مرد باید با روحیات یكدیگر آشنا باشند چرا كه هر یك مظهری از اسماء الهی است، زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال الهی است پس روحیات خاص خود را دارا هستند. 23. بسیاری از مشكلات در زندگی زناشویی، ناشی از عدم شناخت زوجین از روحیات طرف مقابل است. 24. زنی كه از نظر روحی سالم است خواستار این است كه مرد را غیور، قوی و قدرتمند ببیند چرا كه از نظر شخصیتی تمام پشتوانه‌اش به اوست. 25. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: برای گناه‌كار بودن شخص همین بس كه خانواده خویش را ضایع كند. 26. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: كسی كه از خانواده‌اش فرار می‌كند مثل بنده فراری است كه نه عبادتش قبول است و نه نماز و روزه‌اش و مورد بغض خداوند است تا این‌كه واقعاً برگردد و این مسئولیت را قبول كند و هركس كه كوتاهی می‌كند از قیام به حقوق خانواده حتی اگر فرار نكرده باشد، به منزله فراری است. 27. مرد باید سه دسته نیاز عاطفی، مادی و معنوی خانواده‌اش را تأمین كند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 723
زمان انتشار: 2 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 138 ، 91/06/23

خانواده آسمانی،جلسه 138 ، 91/06/23

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی عرض کردیم ارتباط مؤثر با خانواده‌ی آسمانی به یک همت عالی نیاز دارد. همت متوسط و پایین نمی‌توانند انسان را به اوج ارتباطی که اهل بیت «علیهم اسلام» ما را به آن دعوت کرده‌اند برسانند. قیمت هر انسانی به همت اوست. همت یعنی آنچه انسان به آن اهمیت می‌دهد و دل انسان را شاد کرده و انبساط و قدرت به همراه دارد. هر چه که در انسان حساسیت و دغدغه ایجاد می‌کند قیمتش هم همان است. همت هر کس به امور حسی، خیالی، وهمی و یا امور عقلانی و فوق عقلانی تعلق می‌گیرد. هر قدر همت انسان اوج بیشتری داشته باشد قیمت انسان هم اوج بیشتری پیدا می‌کند. در جلسه‌ی پیش این روایت را از علی «علیه‌السلام» بیان کردیم: «ما المغرور الذی ظفر من الدنیا به اعلی همته کالاخر الذی ظفر من الاخره به اذنی سهمته» فریب خورده‌ای که در دنیا به عالی‌ترین همت خود رسیده هرگز مانند مانند کسی نیست که در آخرت به کمترین سهمش رسیده است. یعنی همه انسان‌هایی که خداوند تا به الان آفریده هر قدر از دنیا سهم برده باشند این سهم به اندازه‌ی کمترین سهم از بهشت نمی‌باشد. در قرآن کریم آمده: «و اذا رأیت ثم رأیت نعیماً و ملکا کبیرا» وقتی به بهشت می‌نگری پادشاهی کبیر می‌بینی. خداوند مهندس تمام خلقت است. «خلق کلشی فقدّره تقدیراً» با ملاحظه این مطلب، خداوند درباره‌ی دنیا « لهو و لعب» به کار برده است، و آن را پست و کوچک شمرده ولی درباره‌ی آخرت از کلمه‌ی «کبیر» استفاده کرده است. پایین‌ترین شخص در بهشت چنان سلطنتی دارد که اگر بخواهد همه‌ی اهل بهشت را میهمان کند قادر است. با توجه به رابطه‌ی نسبت می‌توان این قاعده را درک کرد. بالاترین وضعیت جنین در رحم مادر، خوردن خون است که وضعش از یک نوزاد خیلی پایین‌تر است. شیر پاک مادر، آغوش گرم او و سایر نعمت‌هایی که در انتظار نوزاد است. تفکر در ریاضیات آخرت بسیار مهم است. حضرت با این حدیث در واقع از ما می‌خواهند که همتمان را عالی کنیم. اگر ما بخواهیم به موقعیت عالی در دنیا برسیم خیلی کوچک هستیم. ما باید برای نظام ابدی به دنبال عالی‌ترین وضعیت باشیم. بعضی‌ها از دنیا به عشق خدا لذت می‌برند ولی همتشان دنیا نیست، حتی در خوردن هم طوری می‌خورند که خوراکشان به نور و معنویت تبدیل می‌شود و اسماءالهی در وجودشان تجلی می‌کند. اما برخی همتشان دنیاست و مثلاً با نخوردن چیزی داغدار می‌شوند. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: کسی که همتش خوراکی است قیمتش چیزی است که از او خارج می‌شود. در حدیث دیگر می‌فرمایند: «المرء بهمته لا بقنیته» قیمت انسان به همتش است نه به ثروتش. ثروت یکی از هشت معشوق انسان که در آیه‌ی 24 سوره‌ی توبه خداوند برشمرده است می‌باشد. حدیث فوق قیمت انسان را به چیزهایی می‌داند که برایش مهم است. چه چیزهایی انسان را شاد و با انگیزه و چه چیزهایی غمگین و بی‌انگیزه می‌کند. ما باید تمرین کنیم که با امور دنیا بالا و پایین نشویم: «... لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم» البته در امور فوق عقلانی موضوع فرق دارد. ما برای هر چه غصه بخوریم با دو اتفاق مواجه می‌شویم: یا کوچک می‌شویم و یا بزرگ. انسان می‌تواند به میزان و نوع غصه‌ای که می‌خورد ذلیل و خوار شود یا بزرگ و متعالی گردد. اگر دغدغه‌ی ما امور حسی، خیالی و وهمی باشد فشار قبر ذخیره می‌کنیم و یا اگر شادی ما در این امور باشد کوچک می‌شویم. بارها گفته‌ایم که نفس ما قبر ماست. حضرت قاعده‌ی مهمی را فرموده‌اند: «من بکی علی الدنیا دخل النار» هر کس برای دنیا گریه کند داخل جهنم است. البته اگر به ناحق باشد درباره‌ی حق اینگونه نیست. اما در غصه‌های فوق عقلانی انسان قیمت پیدا می‌کند و نورانی‌تر می‌شود. شادی فوق عقلانی هم انسان را بزرگ و قیمتی می‌کند. گریه برای اهل بیت «علیهم‌السلام» خیلی به انسان بها می‌دهد. چه زیباست که خانواده‌ی اسمانی دل ما را در وضعیتی ببینند که برای آن‌ها شادی می‌کنیم و برایشان گریه می‌کنیم: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا» با شادی ما شاد می‌شوند و با اندوه ما اندوهگین. وقتی که فوق عقل دغدغه‌ی انسان شود خشم و جهاد و ... انسان را بزرگ می‌کنند شادی­ها و آرزوهای چنین شخصی او را به اوج می‌رسانند. کسی که از وقت، دارایی و قلمش برای امام زمانش هزینه می‌کند از موفقیت‌ها شاد شده و از شکست‌ها و محرومیت‌ها غصه می‌خورد: «قل انّ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین» یعنی موضوع اصلی زندگی «الله» است. کسی که اینگونه است در مصائب هم با «الله» شاد است: «.. الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون» این شخص دائماً در مقام شکر و رضاست. شخصی تعریف می‌کرد: حوادث بسیار زیادی دیده بود ولی کاملاً از خدا راضی بود؛ اول پدرش به کما رفته بود، بعد از بازگشت پدر به زندگی پشت سر هم دو برادر جوان او از دنیا رفته بودند و سپس خداوند فرزندی که قلبش سوراخ بوده و شکاف کام داشته به او داده بود. این شخص از اینکه یک لحظه به دلش خطور کرده بود که چرا خدا چنین فرزندی به او داده است دائماً خودش را سرزنش کرده و استغفار می ­کرد. این کجا و آن کجا که کسی با کوچک‌ترین مشکل به خدا بدو بیراه می‌گوید! و علاقه‌اش به خدا و معصومین «علیهم‌السلام» برای دنیاست: «فأما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاکرمه و نعّمه فیقول ربّی اکرمن؛ و اما اذا ما ابتلیه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن» حضرت در روایت بعدی می‌فرمایند: «من شرفت همّته عظمت قیمته» هر کس همتش شرافت پیدا کند قیمتش بزرگ می‌شود. ممکن است دو نفر ظاهر کارهایشان یکسان باشد ولی کسی بالاتر است که افق بالاتری را می‌نگرد. سخن از خانواده‌ی آسمانی فوق بهشت است. ما باید خانواده‌ی آسمانی را در متن زندگی‌مان بیاوریم. ما با معصیت‌هایمان خانواده‌ی آسمانی‌مان را در جشن‌هایمان راه نمی‌دهیم. یعنی سبک زندگی‌اش چنین اقتضایی نمی‌کند. خداوند از حضرت موسی «علیه‌السلام» این‌گونه سؤال می‌کند: چرا همت تو، من و چیزهایی که در نزد من است نباشد؟ در حالی که تو بالأخره به نزد من خواهی آمد. خیلی بد است که انسان زمانی به نزد خدا برود که آمادگی نداشته باشد. کسی مراجعه کرده بود و برای حل مشکلاتش دعا می‌خواست ضمناً این شخص معصیت کار بود به او گفتم سعی کن با خدا آشتی کنی. این خیلی بد است که انسان حاجتش را بگیرد و بعد از خدا فرار کند. اگر در زیارت‌هایی که می‌رویم واقعاً خود معصومین «علیهم‌السلام» برایمان موضوعیت داشته باشند خیلی خوب است. ما که قرار است به نزد خانواده‌ی آسمانی‌مان برگردیم چرا از همین‌الان با ایشان زندگی نکنیم؟ قرآن نمی‌خوانیم و اظهار می‌کنیم که توفیق نداریم. قرآن روز قیامت از ما شکایت می‌کند که این بنده‌ات مرا ضایع کرده تو هم او را ضایع کن! خیلی‌ها وقت می‌گذارند انواع هنرها و زبان‌های مختلف را می‌آموزند ولی حاضر نیستند زبان قرآن یعنی زبان فطرتشان را بیاموزند. بعضی‌ها در روان‌خوانی قرآن در مانده‌اند چه رسد به تجدید و معانی بیان و ... کسانی که از نعمت وضوی دائم برخوردارند بسیار شایسته است که همراه خود قرآن داشته باشند تا هر موقعیتی که برایشان فراهم شد شروع به خواندن قرآن نمایند. یکی از مراجع می‌فرمودند: یک دوره منابع چهارگانه فقهی اهل تسنن را در فاصله‌ی بین پهن شدن سفره تا آوردن غذا مطالعه کرده و آموخته است. اگر انسان می‌تواند که باید در آوردن غذا و چیدن سفره کمک کند ولی اگر به هر دلیلی این کار را نمی‌کند از این فرصت استفاده کند. ما باید چه کنیم تا این‌گونه شویم. اساساً مگر ممکن است که به عاشق، دوست داشتن معشوق را آموخت؟ مگر معاشقه و مغازله آموختنی است؟ آن‌ها از ما خواسته‌اند که به خودمان تلقین کنیم و حتی دروغ‌های ما را قبول دارند. بالاخره باید به نحوی موانع جوشش این چشمه را برطرف کنیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed