www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه پرسش: 11404
12 دسامبر 2019
|
پرسش 252: چرا انسان به امام معصوم نیاز دارد؟
پاسخ:

منبع:

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

شناسه مطلب: 11401
زمان انتشار: 13 دسامبر 2019
| | | | |
آیا ما در کوتاه کردن غیبت امام زمان می توانیم موثر باشیم؟

آیا ما در کوتاه کردن غیبت امام زمان می توانیم موثر باشیم؟

صوت

1 - آیا ما در کوتاه کردن غیبت امام زمان می توانیم موثر باشیم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11400
زمان انتشار: 11 دسامبر 2019
| | | | |
امام زمان اگر واقعا زنده است و این همه ظلم در جامعه بشری را می بینند پس چرا نمیان؟

امام زمان اگر واقعا زنده است و این همه ظلم در جامعه بشری را می بینند پس چرا نمیان؟

صوت

1 - امام زمان اگر واقعا زنده است و این همه ظلم در جامعه بشری را می بینند پس چرا نمیان؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11399
زمان انتشار: 11 دسامبر 2019
| |
کسانی که در قیامت کور محشور می شوند

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 103؛ 1398/09/14

کسانی که در قیامت کور محشور می شوند

هر کس در دنیا کور باشد در آخرت نیز کور است. این کوری، کوری دل است که قلب انسان از معرفت و بخصوص معرفت امام زمانش، عاجز باشد و نتواند امام را در زندگی‌اش ببیند.

در ادامه شرح زیارت به «و أبواب الإیمان» رسیدیم. امام حسن عسکری علیه السلام نامه‌ای به اسحاق ­بن ­اسماعیل نیشابوری می‌نویسد و به ایشان می‌فرمایند:«فَاعْلَمْ یَقِیناً- یَا إِسْحَاقُ- أَنَّهُ "مَنْ خَرَجَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْیَا أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى وَأَضَلُّ سَبِیلً[1]" یَا إِسْحَاقُ! لَیْسَ فَإِنَّهَا لا تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور= این را بدان ای اسحاق که "هر کس در این دنیا کور باشد در آخرت هم کور و گمراه‌تر است". ای اسحاق! منظور کوری چشم نیست بلکه کوری دل است». منظور از کوری در دنیا، کوری چشم نیست که هر کس در دنیا چشمش کور باشد، در آخرت نیز کورتر است؛ بلکه منظور کوری قلب است که قلب انسان از معرفت و به خصوص معرفت امام، عاجز باشد و نتواند امام را در زندگی‌اش ببیند. بعد می‌فرماید: «وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللهِ فِی مُحْكَمِ كِتَابِهِ حِكَایَةً عَنِ الظَّالِمِ إِذْ یَقُولُ: قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِیراً قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَكَذَلِكَ الْیَوْمَ تُنسَى= این همان سخن پروردگار متعال است كه در كتاب محكم خویش از زبان ستمگری حكایت می‌كند كه وی [هنگامی كه روز قیامت نابینا محشور می‌شود با اعتراض به خداوند] می‌گوید: خداوندا! چرا مرا نابینا محشور كردی؟ درحالی‌كه در دنیا بینا بودم. خداوند می‌فرماید: همچنان كه در دنیا آیات ما به تو رسید و آنها را به فراموشی سپردی، همین‌طور امروز تو از فراموش‌شدگانی». هر کس خدا را و آیات الهی را در دنیا فراموش کند، در آخرت فراموش می‌شود. این یک قاعده است که شما هر رفتاری با آیات الهی و دستورات الهی کنید، در واقع با خودتان این کار را انجام می‌دهید. هر چقدر انسان حرمت الهی و حرمت انبیاء و معصوم و بخصوص امام زمانش را رعایت کند، در واقع حرمت خودش را نگه می‌دارد و به خودش احترام می‌گذارد و هر چقدر دین و احکام الهی در نزد او سبک و بی‌مقدار و بی‌ارزش باشد و نسبت به آن غفلت کند، شخص از خودش غفلت می‌کند و خود حقیقی‌اش را فراموش می‌کند. بنابراین، طبیعی است که وقتی آیات را فراموش می کنی، در نظام برزخی نجاتی هم در کار نیست و فراموش می شوی. بزرگترین آیه خدا، امام معصوم است در ادامه می‌فرماید: «وَ أَیُّ آیَةٍ أَعْظَمُ مِنْ حُجَّةِ اللهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَأَمِینِهِ فِی بِلَادِهِ وَ شَهِیدِهِ عَلَى عِبَادِهِ مِنْ بَعْدِ مَنْ سَلَفَ مِنْ آبَائِهِ الْأَوَّلِینَ النَّبِیِّینَ وَآبَائِهِ الْآخِرِینَ الْوَصِیِّینَ (عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ السَّلَامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ)= ای اسحاق! کدام آیه بزرگ‌تر از حجّت خدا بر خلقش و امین او در شهرهایش و گواه و شاهد او بر بندگانش است. پس از پدران گذشته‌اش، پیامبران، نیاکانش و اوصیایش، که سلام و رحمت و برکات خدا بر تمامشان باد؟!». حضرت در این روایت تذکر می دهد که خداوند آیات زیادی دارد که ما باید آنها را ببینیم و بزرگترین و مهمترین آیه «امام معصوم» در زندگی ماست. خداوند در روی زمین آیاتی بزرگتر از انبیاء خودش و ائمه اطهار و امام زمان علیه السلام قرار نداده است. کدام آیه از اینها بالاتر است؟ کسی که این را نمی‌بیند، کور است. کسی که زندگی جمادی، گیاهی، حیوانی یا علمی دارد و بدون امام زندگی می‌کند و توجه به امام ندارد، کور است. ما معشوق و اله ­مان الله است و آفریده شده ایم برای قرب به او و وظیفه دیگری نداریم. مثل یک جنین که در رحم مادر است که هدفی جز اینکه یک بدن سالم برای دنیا تهیه کند، ندارد. ما هم آفریده شدیم برای اینکه به قرب الهی برسیم، برای اینکه سالم از دنیا متولد بشویم. برای تولد سالم هم خداوند تبارک و تعالی، ائمه را به عنوان بزرگترین آیه برای اینکه ما به آن هدف خلقت برسیم، قرار داده است. بزرگترین دغدغه هر کسی در مورد خود و خانواده‌اش باید این باشد که من و خانواده‌ام چه نسبتی با معصوم داریم و چه فاصله‌ای با معصوم داریم. الان رابطه ما با او چگونه است؟ شباهت ما با او چگونه است؟ میزان قرب ما به او چگونه است؟ میزان محبوبیت ما و عزت ما در پیش امام معصوم چگونه است؟ اینها سوالات مهمی هستند که باید پاسخ داده شود. در نظام آخرت وقتی شما از اینجا وفات می‌کنید، فقط میزان قرب شما به امام و میزان وظائفی که نسبت به معصوم انجام داده اید، مهم است. مهمترین سؤال روز قیامت، موضع‌گیری تو نسبت به امام معصومت است. اینکه از زندگی تو چی برای امام و در اختیار امام معصوم است و تو در برطرف کردن موانع ظهورش چه نقشی داری؟ شما هم اگر کور باشید، به عذاب الیم الهی دچار می‌شوید. عذاب فقط برای کسانی که اعتقادی به امام معصوم ندارند یا امام معصوم را از زندگی‌شان حذف کردند، نیست. شما هم اگر امامتان را نبینید، دچار نابینایی می شوید. در ادامه حضرت می فرماید: « فَأَیْنَ یُتَاهُ بِكُمْ وَ أَیْنَ تَذْهَبُونَ كَالْأَنْعَامِ عَلَى وُجُوهِكُمْ = کجا گم‌تان کردند؟ و به کجا روی آوردید مثل چهارپایان؟». امام هیچ وقت تو را گم نمی‌کند. او سراغ تو می‌آید. تو باید حواست به او باشد. چون کسی که امامش را گم کند، مثل چهارپایان می‌ماند. یعنی بی هدف است و جایی ندارد که برود. می رود دنبال خانه بزرگتر، ماشین شیک‌تر، جای بهتر برای زندگی، رفاه، آسایش و در استخدام حیوانیت است مثل چهارپایان. «عَنِ الْحَقِّ تَصْدِفُونَ، وَ بِالْبَاطِلِ تُؤْمِنُونَ= شما از حق روی برمی‌گردانید و به باطل ایمان می‌آورید؟». ایمان به باطل یعنی اصالت دادن به پول، ثروت، بدن، جنسیت، زنانگی و مردانگی و نیازهایی مثل هوش، علم، تخصص. وقتی شما به اینها ایمان می‌آورید و اینها در زندگی شما اصل می‌شوند، از حق برمی ­گردید و به باطل ایمان می­ آورید. «وَ بِنِعْمَةِ اللهِ تَكْفُرُونَ= به نعمت الهی کفر ورزیدید». علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرماید: «نعمت» در عرف قرآن، به معنی ولایت و امامت است. یعنی بزرگترین نعمت خدا وجود امام معصوم است که به ما داده است. چه کسی عظیم‌تر و دوست‌داشتنی‌تر و بهتر از یک امام که تو را به بالاتر از بهشت ببرد. از این بالاتر ما موجودی داریم؟ هم دنیایت را آباد می­ کند و هم آخرتت را.  «أَوْ تَكُونُونَ مِمَّنْ یُؤْمِنُ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَیَكْفُرُ بِبَعْضٍ= یا از شمار کسانی هستید که به بخشی از کتاب ایمان آورده و به بخشی دیگر کافر شده‌اید؟». خیلی از افراد مسلمان و مؤمن وقتی می‌گویند: ما دین را قبول داریم. وقتی سوال می کنیم چی را قبول داری؟ می گویند: نماز، روزه، حج، بعضیها خمس، بعضیها زکات، حجاب، اینها را قبول داریم. وقتی می‌گوییم: امام معصوم و امام زمان علیه السلام که رکن دین است را قبول داری؟ «فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ وَمِنْ غَیْرِكُمْ إِلَّا خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ طُولُ عَذَابٍ فِی الْآخِرَةِ الْبَاقِیَةِ، وَ ذلِكَ وَاللهِ الْخِزْیُ الْعَظِیمُ= برای کسی از شما که این عمل [تبعیض در میان احکام و قوانین الهی] را انجام دهد. (بقره/۸۵) یا دیگران که چنین می‌کنند، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود (بقره/۸۵) و عذاب طولانی در آخرت جاوید نخواهد بود؟! این، به خدا همان رسوایی بزرگ است». به خدا قسم هیچ نکبت و بدبختی از این بالاتر نیست که انسان امامش را فراموش کند و دین را کامل رعایت نکند و بخواهد فقط به بعضی از احکام ایمان بیاورد. فلسفه واجبات الهی چیست؟ «إِنَّ اللهَ بِمَنِّهِ وَرَحْمَتِهِ لَمَّا فَرَضَ عَلَیْكُمُ الْفَرَائِضَ لَمْ­یَفْرِضْ ذَلِكَ عَلَیْكُمْ لِحَاجَةٍ مِنْهُ إِلَیْكُمْ بَلْ رَحْمَةً مِنْهُ- لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ- عَلَیْكُمْ لِیَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنْ الطَّیِّبِ= همانا خداوند متعال با منّت و رحمتش وقتى فریضه ها را بر شما واجب كرد به آنها نیازى نداشت؛ بلكه از سر رحمتِ او بر شما بود كه خدایى جز او نیست». خداوند نیازی ندارد که احکام را بر شما واجب کند. او به خاطر رحمتش واجبات و محرمات را در زندگی ما قرار داده است. علت اینکه بعضی از چیزها واجب شدند و بعضی از امور حرام، این است که آدم های خبیث و طیب را از هم جدا کند. اگر کسی طیب و پاک باشد، دستورات الهی را زمین نمی‌گذارد، توهین و تحقیر نمی‌کند. به خاطر خوش آمدن این و آن و چه کسی راضی است و چه کسی راضی نیست و چه کسی خوشش می‌آید و چه کسی خوشش نمی‌آید، دستور دین را زیر پا نمی گذارد. یعنی اگر کسی واقعاً طیب و پاک باشد، هیچ وقت احکام الهی را زیرپا نمی‌گذارد. خبیث ها هستند که آیات و واجبات الهی را از زندگی‌شان حذف می­ کنند. به خصوص وجود مقدس امام زمان علیه السلام را. «وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ مَا فِی صُدُورِكُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ= و درونتان را بیازماید و آنچه را در دل هایتان هست، بیرون بكشد و البته خدا به اسرار دل­ها داناست».   گاهی انسان می‌خواهد ورزشکار و قهرمان دنیا بشود، باید یک وقت جدی برای ورزش بگذارد. به مربی­ اش اعتماد کند. هر چه او می‌گوید به شیرینی دریافت ‌کند و آن کار را انجام دهد. هر چقدر هم سخت باشد. این یک قاعده‌ است. خدا می‌خواهد آنچه که در سینه شماست را امتحان کند و ببیند وقتی که به شما می‌گوید یک چیزی واجب است، شما جدی می‌گیرید یا نه و رهایش می­ کنید. وقتی انسان در قلبش با دستورات الهی عاشقانه برخورد می‌کند، قلبش پاک شده و تطهیر و تثبیت می‌شود. قدرت، پرواز، سیادت، سروری و ریاست با عبادت الهی به دست می‌آید. اگر شما انسان ­هایی را می‌بینید که آدم های بزرگ و باشخصیت هستند و قدرت دارند به خاطر کیفیت عبادت شان است. چیزی که ما حاضر نیستیم برایش سرمایه‌گذاری کنیم. ما می‌خواهیم نمازمان را هر طور دلمان خواست بخوانیم و تمام شود و برویم دنبال زندگی‌مان. «لِتُسَابِقُوا إِلَى رَحْمَةِ اللهِ وَلِتَتَفَاضَلَ مَنَازِلُكُمْ فِی جَنَّتِهِ= تا این که هر كدام نسبت به رحمتش از دیگرى پیشى گرفته و جایگاه تان در بهشت متفاضل گشته و مراتب هر كدام معلوم گردد». خداوند این کار را برای شما انجام داد تا برای به دست آوردن منازل خود در بهشت با همدیگر مسابقه بگذارید. الان اهل دنیا مسابقه می‌گذارند که چه کسی کجا زندگی کند. چه کسی خانه‌اش کجا باشد. چه کسی خانه‌اش چند طبقه باشد. چه کسی صاحبخانه و مستأجر باشد. چه کسی ماشین بهتر و بیشتری داشته باشد. همه با هم چشم و هم‌چشمی می‌کنند. به خدا قسم ما در بهشت خانه داریم و به ما نشان می‌دهند و می‌گویند اینها برای شماست و قرار بوده به آن برسید. دردناکتر از این وجود ندارد که انسان گرفتار عذاب بشود. اموال، خانه، همسران، حکومت و دولتش را در بهشت به او نشان بدهند و بگویند این حکومت تو بوده، این سعه دولت تو در بهشت بوده. اما نمی توانی به آنها برسی. امام می‌گوید: هر چه به شما بیشتر می‌رسد، ما خوشحال‌تر هستیم. پس خدا نیامده شما را با واجبات و حرامش به دردسر بیاندازد. خدا آمده از روی لطفش و به خاطر رحمتی که دارد، شما را به خودش برساند و خلیفه الله شوید. «فَفَرَضَ عَلَیْكُمُ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِیتَاءَ الزَّكَاةِ وَالصَّوْمَ وَالْوَلَایَةَ= واجب کرد بر شما حج و عمره و نماز و زکات و صوم و ولایت را». احکام الهی تشریف است، نه تکلیف. یعنی شما را به شرافت می‌رساند. «وَجَعَلَ لَكُمْ بَاباً تَسْتَفْتِحُونَ بِهِ أَبْوَابَ الْفَرَائِضِ وَمِفْتَاحاً إِلَى سَبِیلِهِ = برای شما دری قرار داد تا به وسیله آن به فرائض پی ببرید و کلیدی برای شما به سوی خدا باشد». یعنی بالأخره به خدا بگویی: خدایا! من را برای آن مقام آفریدی، من باید چه کار کنم به آن برسم؟ همین­طوری بی حساب که نمی‌رسم؟ اینجاست که انسان به ضرورت داشتن یک مربی دلسوز و یک پدر مهربان بالای سر خودش پی می‌برد. ما برای کارهای جمادی‌مان صد تا معلم می‌گیریم. برای کارهای حیوانی‌مان معلم و مربی می‌گیریم، برای کارهای گیاهی‌مان مربی می‌گیریم. برای کارهای درسی در هر رشته مربی می‌گیریم. می‌گوید در بخش انسانی مربی‌ات کیست؟ چه کسی تو را شبیه خدا می­ کند؟ چه کسی تو را شبیه معصوم می‌کند؟ استادت کجاست؟ مربی‌ات کیست؟ چطوری زندگی می‌کنی؟ خدا برای ما دری قرار داد تا به وسیله آن، فرائض و واجبات را بفهمیم و یک کلیدی برای راه خودش قرار داد تا راه را گم نکنیم. چرا انسان به امام معصوم نیاز دارد؟ ببینید آنهایی که ائمه اطهار را ندارند چقدر در زندگی‌شان حیران و سرگردان هستند. مثل چهارپایان. حضرت نمی‌خواهد توهین کند. چون چهارپایان قوانین زندگی دارند و ارزش دارند. آنها خدمت به خلق، خدمت به هم‌نوع دارند. آنها غیرت ناموسی دارند. آنها حیا دارند. آنها هم بهشت می‌روند. ولی شما مثل چهارپایان هستید. چون مختار هستید، دیگر نمی‌توانید مثل چهارپا زندگی کنید. اگر مثل چهارپا زندگی کنید، از چهارپا عقب‌تر می‌افتید و دچار حیرت در زندگی‌تان می‌شوید. پس باید از اهل بیت علیهم السلام تبعیت کرد. برای همین فرمودند: «لَوْلاَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله وَ اَلْأَوْصِیَاءُ مِنْ وُلْدِهِ كُنْتُمْ حَیَارَى كَالْبَهَائِمِ لاَ تَعْرِفُونَ فَرْضاً مِنَ اَلْفَرَائِضِ= اگر محمد صلی الله علیه و آله و اوصیائش نبودند شما مثل چهارپایان حیران می‌شدید و یك واجب از واجبات را هم نمى‌دانستید». «وَهَلْ تُدْخَلُ مَدِینَةٌ إِلَّا مِنْ بَابِهَا؟!= آیا می‌شود به شهر وارد شویم مگر از درش؟». این کلام ما را به یاد جمله زیبای پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می اندازد که فرمود: «أنا مدینة العلم و علیٌ بابها= من شهر علم هستم و علی باب آن». حالا فهمیدید چرا در زیارت آل یس می‌خوانیم: «السلام علیک یا باب الله»؟ برای این که امام زمان علیه السلام باب خداست. شما نمی‌توانید هیچ قربی به خدا پیدا کنید، جز از طریق امام زمان‌تان. هر قربی را تصور کنید، توهمی است. « فَلَمَّا مَنَّ عَلَیْكُمْ بِإِقَامَةِ الْأَوْلِیَاءِ بَعْدَ نَبِیِّكُمْ قَالَ اللهُ فِی كِتَابِه: "اَلْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ اَلْإِسْلامَ دِیناً[2]"= منت گذاشت بر شما به اینکه اولیاء خودش را بعد از پیامبر به شما معرفی کرد. همان طور که خدا در کتابش گفت: "الیوم اکملت لکم ....=امروز، دین شما را كامل كرده و نعمت خود را بر شما تمام نموده و اسلام را برایتان دین پسندیدم"». «اَلْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ» مخصوص غدیرخم است که وقتی پیامبر از سوی خدا امیرالمؤمنین علیه السلام را منصوب کرد، این آیه آمد که "امروز من دین‌تان را برای شما کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم به اینکه اسلام برای شما دین باشد". یعنی بدون امام، اسلام مرضی خدا نیست. خدا اسلام بدون امام معصوم را قبول ندارد. «وَ فَرَضَ عَلَیْكُمْ لِأَوْلِیَائِهِ حُقُوقاً= خدا نسبت به اولیاء خودش حقوقی را بر گردن شما واجب کرده». امام وظیفه دارد تلاشش را بکند. حتی اگر او را بکشند، زن و بچه‌اش را بکشند، بچه‌هایش را جلویش تکه‌تکه کنند، ناموسش را بزنند و به اسارت ببرند. هر بلایی سرش بیاورند امام به­ خاطر شما رعایت کند و آن مصائب را تحمل کند. شما هم نسبت به امام وظائفی دارید. امام زمان علیه السلام به این عظمت، یک پدر مهربانی به این عظمت باورتان می‌شود 1180 سال آواره باشد؟ در کجای تاریخ بشریت شما یک آوارگی به این بزرگی دیده اید؟ ما وظیفه‌مان را نسبت به امام زمان علیه السلام انجام نداده ایم. این خیلی کمرشکن و سخت است. خدا نکند ما جزء کسانی باشیم که امام‌مان را فراموش کرده باشیم. «أَمَرَكُمْ بِأَدَائِهَا لِیَحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءِ ظُهُورِكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَمْوَالِكُمْ وَمَآكِلِكُمْ وَ مَشَارِبِكُمْ وَ یُعَرِّفَكُمْ بِذَلِكَ اَلْبَرَكَةَ وَ اَلنَّمَاءَ وَ اَلثَّرْوَةَ وَ لِیَعْلَمَ مَنْ یُطِیعُهُ مِنْكُمْ بِالْغَیْبِ = و امر فرمود كه آنها را اداء نمایید تا بدین ترتیب همسران و اموال و خوردنی­ ها و نوشیدنی­ هایتان بر شما حلال شود و به واسطه ایشان بركت و رشد و نمو و پیدا شدن ثروت را به شما تعلیم نموده تا از بین شما مطیع علم پیدا كند به غیب». خدا یک چیزهایی را واجب کرده نسبت به امامان که شما باید رعایت کنید و شما را مأمور کرده که اینها را رعایت کنید تا آنچه از زنان و اموال و خوردنی ها و نوشیدنی ها در اختیار دارید، بر شما حلال باشد. نمی‌شود که ما از نعمتهای خدا استفاده کنیم و حجت خدا را رها کنیم. این فایده ندارد. وقتی امام را رها کنید، نکبت در زندگی‌تان می‌آید و خیر در زندگی‌تان نمی‌بینید. مودت اهل بیت، مزد رسالت نبی اکرم صلی الله علیه و آله است «وَ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: "قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى"= خداوند تبارك و تعالى در قرآن مى‌فرماید: " بگو من از شما اجر رسالت جز این نخواهم كه مودت و محبت مرا در حقّ‌ خویشاوندان منظور دارید"». مودت خاندان پیامبر یعنی عشق، وفاداری و محبت همراه با فداکاری. نه فقط دوست داشتن. خداوند نگفته فقط محبت داشته باشید. چون اهل سنت هم محبت دارند. مسیحیان هم محبت دارند. از ما مودت خواسته. مودت یعنی اینکه تو سبک زندگی‌ات به گونه ای باشد که در اختیار امام زمانت باشی. تو بدون اذن امام زمان انتخابی برای خودت نکن. بدون اذن امام زمان علیه السلام یک سبک زندگی را انتخاب نکنی که تو را از چادر حضرت دور کند و دستت را از دست فاطمه زهرا سلام الله علیها جدا کند. «وَاعْلَمُوا أَنَّ مَنْ بَخِلَ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللهُ الْغَنِیُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَراءُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ= بدانید هر کس بخل بورزد، نسبت به خودش بخل کرده و خدا غنی است و شما فقیر هستید و نیست معبودى جز او». وقتی بخل دارید از اینکه مالتان را در راه امام زمان علیه السلام انفاق کنید، یا وقت، جوانی و استعداد گیاهی‌تان را در اختیار حضرت بگذارید، بخل می‌کنید از اینکه از بخش زندگی اجتماعی‌تان و از موقعیت‌تان در راه حضرت صرف کنید، یا بخل می‌ورزید از اینکه از دانش و آگاهی‌تان در راه حضرت صرف کنید، یعنی حضرت را در زندگی­ تان فراموش کرده اید. پس بهتر است در دعاهایمان، فرج حضرت را از خدا بخواهیم. [1] . سوره اسراء/ آیه 72. [2] . سوره مائده/آیه 3. قا/220 جامعه کبیره/ ابواب الایمان

صوت

1 - کسانی که در قیامت کور محشور می شوند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11398
زمان انتشار: 10 دسامبر 2019
|
سلسله جلسات اخلاقی حضرت آیت الله ممدوحی

سلسله جلسات اخلاقی حضرت آیت الله ممدوحی

سلسله جلسات دروس اخلاقی حضرت آیت الله حسن ممدوحی با محوریت کتاب شریف صحیفه سجادیه روزهای چهارشنبه 20 آذر 98، چهارشنبه 4 دی 98، چهارشنبه 18 دی 98، چهارشنبه 2 بهمن 98 ساعت 18:30 برگزار می گردد. نشانی: تهران شهر زیبا، میدان الغدیر، خیابان فرهنگ، جنب بانک صادرات

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11397
زمان انتشار: 10 دسامبر 2019
|
سلسله مباحث استاد شجاعی در قائمشهر

سلسله مباحث استاد شجاعی در قائمشهر

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی با موضوع «قدرت و بزرگی روح» جمعه 98/09/22 ساعت 9:30 در قائمشهر برگزار می گردد.  نشانی: قائمشهر، خیابان ساری، بین یاس 21 و 23، مؤسسه رهپویان حق. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب   

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11396
زمان انتشار: 10 دسامبر 2019
| |
تعلق به دنیا، مانع شادی است

شادی؛ جلسه 10؛ 1398/09/09

تعلق به دنیا، مانع شادی است

دلبستگى به زندگى دنيا مربوط به کسانی است که معشوق حقیقی­ شان را گم کرده ­اند و دلبسته معشوق های طبیعی و دنیایی در چهار بخش «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» هستند. در نتیجه گرفتار اندوه زیاد، عدم کامیابی و نرسیدن به آرزوها و ناامیدی می شوند.

قبلاً گفته شد که انسان در دنیا پنج معشوق­ «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» دارد. در چهار بخش اول، معشوق­ها به گونه‌ای هستند که شما هر چه درمورد آنها غصه بخورید، افسرده­ تر و بی‌شخصیت تر و کوچک­تر می‌‌شوید. بنابراین، باید رابطه‌مان را با دنیا به­ گونه‌ای تنظیم کنیم که قلبمان تعلق به خود اصلی مان داشته باشد، نه با غیر خود. «اله‌» یعنی آن چه به سویش می رویم. اله در بخش فوق عقلانی الله است و ما نمی‌توانیم بیش از یک معشوق حقیقی داشته باشیم. بقیه عشق و محبوب های دنیایی هستند. هر چند که عزیزند، ارزش و نورانیت دارند و هیچ کدام هم بد نیستند و حتی در اسلام هم سفارش شده که هر چقدر می‌‌توانید این معشوق ­ها را دوست داشته باشید. ولی تعادل در این گونه عشق ها را حفظ کنید. چون اگر این تعادل در عشق نباشد، انسان خوار و ذلیل می‌شود. تعادل یعنی بخش عمده ی عشقت و تمایلاتت را به معشوق اصلی یعنی الله اختصاص بده. یعنی وقتی که معشوق فوق انسانی­ ات الله دلت را پر نکند و تو اصلاً عاشق خود جاودانه‌ات نشده باشی، ذلیل و خوار می‌شوی و باید گدایی کنی. فرقی نمی کند: گدایی «جمادی یا گدایی گیاهی یا گدایی‌ حیوانی یا گدایی‌ علمی». در هر چهار نوع گدایی شخصیت انسان خوار و ذلیل و می‌شود. فراموش نکنید که این چهار نوع غم، مربوط به بخش­های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی»، غم‌های جهنم‌ساز هستند. آدمی که می‌تواند غم ­های بزرگ انسانی داشته باشد، وقتی سراغ غم‌های کوچک می‌رود، خودبه‌خود عذاب قبر برای خودش تهیه می‌کند و جهنم می‌سازد. برای همین هم پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله فرمود: «مَنْ بَكَى عَلَى‏ الدُّنْیَا دَخَلَ‏ النَّارَ= هر کس به خاطر دنیا گریه کند، داخل آتش می شود». پس برای این ۴ کمال «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» فکر، همت و برنامه‌ریزی داشته باشید. ولی اگر به آنها نرسیدید، نباید غصه بخورید. چون غصه شخصیت انسان را مچاله، بی‌مقدار و بی‌ارزش می‌کند. پس مهم این است که انسان در عشق‌ورزی به معشوق های ۵ گانه­ اش، تعادل را حفظ کند. تعادل هم به این است که اصالت را به عشق فوق عقلی­ بدهید. یعنی عشق فوق انسانی‌تان. این عشق باید معشوق اصلی شما باشد و بتوانید معشوق های فوق عقلی­ تان را بنابر تعبیر قرآن «الله، اهل بیت، و جهاد» بر سایر معشوق های طبیعی حاکم کنید. وقتی شما عاشق الله و اهل­بیت هستید و دوستشان دارید، باید خود جاودانه‌تان را هم دوست داشته باشید. اول باید باور کنید که مرد یا زن نیستید. باور کنید که یک موجود جاودانه هستید. باور کنید که از جنس خانواده آسمانی تان هستید. وقتی که این را فهمیدید و باور کردید، آن موقع برای مردانگی و زنانگی‌تان، یا برای مسائل مالی ­تان حرص و جوش و غصه ندارید، دعوا و درگیری ندارید، طلاق اتفاق نمی‌افتد و هیچ اختلافی ندارید. امام باقر علیه السلام می‌فرماید: اگر مردم بفهمند از کجا آمده اند، دیگر با هم اختلافی ندارند. مهم این است که بفهمیم اصل خلقت مان چیست؟ از کجا آمده ایم؟ ما نه ایرانی هستیم، نه آسیایی، نه زمینی و نه زن و نه مرد هستیم. این یک مأموریتی هست که در زمین به ما داده اند، بعد هم تمام می‌شود. اگر این را کسی خوب فهمید و در قلبش قرار گرفت، دیگر چیزی به اسم غم، غصه، اضطراب، گدایی عاطفی و احساس ذلت سراغش نمی آید. چون آدم باشخصیتی است و با شخصیت حقیقی‌اش عاشق خودش است. این خیلی مهم است. ولی اگر همه عشق و تعلق‌هایمان را به این چهار بخش دادیم، تازه دردسرها شروع می‌شود. حالا تو مدام حج برو، کربلا برو، نماز بخوان، روزه بگیر، حافظ کل قرآن بشو، اصلاً فایده‌ای ندارد. یعنی تو از غم نجات پیدا نمی‌کنی و هیچ وقت هم شاد نمی‌شوی. امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنْ‏ تَعَلَّقَ‏ قَلْبُهُ‏ بِالدُّنْیَا تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لاَیَفْنَى وَ أَمَلٍ لاَ یُدْرَكُ وَ رَجَاءٍ لاَیُنَالُ= هر كس دلبستگى به دنیا پیدا كند، به سه چیز چنگ زده: اندوه دائمى، آرزویى برآورده نشدنى، امیدى نرسیدنى». «هَمٍّ لَا یَفْنَى‏»، یعنی این آدم دغدغه‌هایی دارد که هیچ وقت تمام نمی‌شود. دائماً در حال فکر، تلاش، دویدن و خستگی است. دائماً ذهنش مشغول است و چیزی به اسم آرامش ندارد. ممکن است مالش زیاد شود و آسایشش بیشتر شود، اما همّش تمام نمی‌شود. چون فرمود«همّ لایفنی». دلم شغولی هایی پیدا می‌کند که تمام نمی­ شود و او را رها نمی‌کند. در نتیجه آرامش ندارد.  «وَ أَمَلٍ لَایُدْرَك‏»، یعنی دائماً هوس­ ها و آرزوهای جدید دارد. اصلاً کاری ندارد که الان خانه‌اش از صدها خانه دیگران بهتر است. ماشینش از ماشین صدها میلیون نفر آدم بهتر است. صدها میلیون آدم آرزوی زندگی او را دارند. اما او دائماً آرزوی چیزهایی را می کند که ندارد. یکسره هوس و آرزوی چیزهایی را دارد که الان دستش نیست. چون «همّش» تمام نمی‌شود. نمی‌تواند آرزوهایش را رها کند. این آدم هیچ­وقت مزه خوشی را نمی‌فهمد، آسایش دارد، لذت می‌برد، اما چیزی به اسم آرامش نمی‌برد. «وَ رَجَاءٍ لَایُنَالُ»، یعنی امیدهایی دارد که هیچ وقت به آن نمی‌رسد. امیدهای دور از دسترس دارد. خیلی برنامه دارد که به آنها برسد. برای خودش، فرزندانش، کسان دیگر، اما آنها را درک نمی‌کند و دور از دسترس است. برای اینکه این اتفاقات برای انسان نیفتد، باید دغدغه‌ها و تعلقاتش را از این ۴ بخش پایینی بردارد. دوستشان داشته باشد، اما به آن­ها وابسته نباشد. از آن­ها استفاده کند، اما ذلیل و خوارشان نباشد. نگذارد که این چهار کمال حاکم بر او شوند. اگر این مراقبت قلبی را هر کس در دلش داشته باشد، هیچ­وقت عصبی نمی‌شود، غصه نمی‌خورد، تحقیر نمی‌شود، احساس حقارت نمی‌کند، احساس بی‌شخصیتی نمی‌کند، احساس بی‌پناهی نمی‌کند، احساس ذلت و گدایی ندارد. همه این احساس­ های منفی که یک موقع هایی سراغ ما می‌آید و ما را له می‌کند، به خاطر این است که ما یک جایی از آسمان بریده ایم. یک جایی به معشوق اصلی‌مان خیانت کرده ایم. در واقع به خودمان خیانت ‌کرده ایم. این هم موجب سقوط انسان می‌شود. ولی اگر کسی عاشق خودش به بلندای ابدیت باشد، عاشق معشوق خودش هم خواهد بود. به عنوان مثال، خانمی که از زنانگی خودش متنفر است، آیا می‌تواند عاشق یک مرد شود؟ او به هیچ وجه نمی‌تواند یک رابطه عاشقانه با مردی برقرار کند. با هر کسی هم ازدواج کند، کارش به طلاق می‌کشد. چون جنس خودش را دوست ندارد. موقعیت زن بودن خودش را دوست ندارد. از این زنانگی خودش لذت نمی‌برد. از این رو، نمی‌تواند از مرد هم لذت ببرد. کسی که از خواندن قرآن خوشش نمی‌آید و از مسجد رفتن و از روحانی متنفر است و حوصله‌ حرم را ندارد و... علتش این است که از حیثیت انسانی­اش بیزار است و عاشق شخصیت خودِ حقیقی ­اش نیست.  باید آدمیت را تمرین کنیم. تمرین کنیم که ما جاودانه هستیم. بچه اهل بیت علیهم السلام بودن را دوست داشته باشیم. انتساب به امام زمان علیه السلام را دوست داشته باشیم و شاد باشیم. این شادی اگر سراغ یک نفر بیاید، امکان ندارد که هیچ یک از غم­های دنیا دستشان به چنین آدمی برسد. او همیشه انبساط دارد، همیشه قوی است، همیشه ارتباط دارد، همیشه اتصال دارد. چون این هویت را پذیرفته است. حرص و طمع، مانع شادی است مانع بعدی از موانع شادی، حرص و زیاده‌خواهی است. حرص در کمالات «جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی» نادرست است. این یعنی بی‌موقع یک چیزی را خواستن.  یک چیزی را طلب کردن بدون آمادگی، انسان را از شادی می‌اندازد. حرص در هیچ جهتی خوب نیست. مگر حریص بودن در معنویت و عشق به خداوند. آن هم با رعایت سلسله مراتب خودش. به شرط اینکه زیر نظر مربی باشد.  امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‌فرماید: «لَا یُلْقَى‏ الْحَرِیصُ‏ مُسْتَرِیحاً[1]= انسان حریص، آسایش و راحتى ندارد». هیچ­وقت نمی‌توانید یک آدم حریص را آسوده ببینید. آدمی که حریص است، به هیچ وجه از ارتباط با خدا، غیب و خانواده آسمانی­ اش لذت نمی ­برد. اصلاً با خودش هم لذتی ندارد. یعنی شما هزار دفعه به او بگو، تو آدم هستی، تو از جنس آسمان هستی، وقتی برای خودت بگذار. اما او نمی‌تواند. چون حریص است. حرص های پایینی اجازه رسیدگی به کمالات بالا را نمی‌دهد. این آدم فرصت ماه عسل با خودش را ندارد. مدام عجله دارد، حریص به کارهای دیگر است. حوصله تمرکز گرفتن برای اینکه بتواند با غیب ارتباط بگیرد را ندارد، حوصله مطالعات انسانی را ندارد. حریص به دنیا مثل کرم ابریشم است امام باقر علیه السلام می‌فرماید: «مَثَلُ‏ الْحَرِیصِ‏ عَلَى‏ الدُّنْیَا كَمَثَلِ دُودَةِ الْقَزِّ، كُلَّمَا ازْدَادَتْ عَلى‏ نَفْسِهَا لَفّاً، كَانَ أَبْعَدَ لَهَا مِنَ الْخُرُوجِ حَتّى‏ تَمُوتَ غَمّاً= حریص به دنیا، همانند كرم ابریشم است كه هر چه بیشتر دور خود مى ­تند، خارج شدن از پیله بر او سخت­تر مى­ شود، تا آنكه از غصه مى­ میرد». حریص تا نمیرد، ول نمی‌کند. آنقدر درگیر کمالات بخش های «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» است تا اینکه در این مسیر می ­میرد. ما یک بی­نهایت بیشتر نداریم و آن هم الله تبارک و تعالی است و دل ما هم عاشق کمال بی­نهایت است. بنابراین، اگر بخواهی جای دیگری حرص بزنی، در واقع از بینهایت دور می‌شوی. چون به هر میلی که دل خواهی سپرد                 از تو چیزی در نهان خواهند برد تو هر باری که یک هوس جدید می کنی و یک طمع جدید سراغت می‌آید، در حقیقت خودت را از ابدیت محروم می‌کنی. یک لذت و نعمت ابدی را نابود می‌کنی. این زیاده‌خواهی است. مثلاً بدن ما در طول روز یک مقداری قدرت جذب ویتامین ث دارد، بیشتر از آن نمی‌‌تواند جذب کند. چون باید آن را تحلیل و هضمش کند. این سفره‌ها که ما می‌اندازیم، سفره‌های حریصانه است. مثلا در رانندگی ما به اندازه دو برابر چینی‌ها گاز مصرف می‌کنیم. این حریصانه است و اسراف است. برزخ یک فضایی بینهایت پیشرفته‌تر از اینجا است. چون پیشرفته‌تر است، پس گران تر هم هست. آب می‌خواهی، نان می‌خواهی، همسر می‌خواهی، آنجا ازدواج داری، خانه داریم، دانشگاه داریم، حوزه علمیه داریم، مسافرت داریم، مهمانی داریم، آنجا هم همینطوری است تا قیامت. تا قیامت یک زندگی با آن بدن برزخی ­ات که شبها در خواب آن را می‌بینید. آنجا هم همین است و تو باید با خودت آذوقه و توشه ببری. پس توشه‌ات را به جای اینکه اینجا مصرف کنی، به آخرت بفرست. آدم زیرک آدمی است که اصل سرمایه‌اش را آخرت می‌فرستد تا خودش بهره‌برداری کند. نه اینکه همه را اینجا مصرف کند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «حُرِمَ الحَریصُ خَصْلَتَینِ و لَزِمَتْهُ خَصْلَتانِ: حُرِمَ القنَاعَةَ فافْتَقَدَ الرّاحَةَ و حُرِمَ الرِّضا فافْتَقَدَ الیَقینَ= آدم حریص از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت همراه او شده اند: از قناعت محروم است و در نتیجه آسایش را از دست داده است و از رضایت محروم است و در نتیجه یقین را از كف داده است». آدم حریص از قناعت محروم است، در نتیجه هیچ­وقت روی آسایش را نمی ­بیند. مثلاً به او بگو: لباس ساده‌تر، کفش ساده‌تر، تلفن ساده‌تر، غذای ساده‌تر بگیر. او نمی تواند. قناعت گنج است. قناعت باعث می‌شود ثروت ابدی ات زیاد و خوشی جاودانه ات زیاد شود. لذتت در دنیا زیاد شود و آرامش بیشتری کسب کنی. چون دیگر حرص نداری. حضرت سلیمان علیه السلام فرمودند: من هر دو زندگی را تجربه کردم. شیرینی را فقط در سادگی دیدم. در تنوع و تشریفات آسایش، آرامش و شیرینی وجود ندارد. فقط دردسر ذهنی دارد. عروسی می‌گیرد و انواع شادی را تهیه کرده، حالا یک چیزش کم است؛ مثلاً دسر نرسیده. می‌بینی طرف سکته می‌زند. آدم حریص هیچ وقت راضی نیست و محروم از صفت رضاست. از خدا راضی نیست. دائماً از خدا شکایت دارد. بی نهایت خدا به او نعمت می‌دهد. ولی از خدا شاکی است. غرق نعمت های خداست. اگر خدا یکی از این نعمت هایش را از او بگیرد، سکته می‌زند. آدمی که آسایش ندارد، رضا ندارد و نمی‌تواند از دنیا لذت ببرد. «خسر الدنیا و الآخرة= در دنیا و آخرت زیان بار است». هم دنیایش خراب است هم آخرتش. قا/219 موانع شادی/حرص و زیاده خواهی [1] . تمیمی آمدی، غررالحکم، ج1، ص772.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11395
زمان انتشار: 9 دسامبر 2019
|
جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره

جلسه خانواده آسمانی ساعت 16:00-17:00 و شرح زیارت جامعه کبیره بعد از نماز مغرب و عشاء پنجشنبه 98/09/21 در حسینیه قرائت قرآن (اثنی عشری) برگزار می‌گردد. این جلسات به صورت زنده از اینستاگرام پخش می گردد. نشانی: شهر ری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11394
زمان انتشار: 10 دسامبر 2019
| |
بردباری انسان را زیبا و غضب او را زشت می کند

حلم، جلسه 6، 79/11/13

بردباری انسان را زیبا و غضب او را زشت می کند

حالت ­های خشم و غضب، علاوه بر چهره باطنی، روی قیافه ظاهری هم تأثیر دارد و کم کم چهره انسان را زشت و کریه می­ کند. حلم هم حقیقتاً روی چهره تأثیر می­ گذارد و هم باطن و هم چهره ظاهری را زیبا می­ کند.

حضرت امیر علیه‌السلام می‌فرماید:« جَمالُ الرّجُلِ حِلمُهُ[1] = زیبایى انسان، بردبارى اوست.» در واقع این زیبایی، زیبایی درونی است. چون انسان به وسیله­ ی حلم، آتش و زشتی زیادی را از روحش دفع می ­کند. چهره غضب همانطور که حضرت فرمودند، چهره خیلی زشتی است. این را در بحث غضب، مفصل توضیح دادیم. «عقده، کینه و عصبانیت»، باطن انسان را خیلی زشت می کند. آنقدر زشت می کند که وقتی انسان در برزخ می خواهد با تجلی غضب که همین­ شاکله‌های خودش است روبرو شود، این را به صورت مار و عقرب و حیوانات بسیار بسیار زشت و وحشتناک و خشنی می بیند که نمی­ تواند آن­ها را تحمل کند. به همین دلیل است که می گوییم حلم زشتی های زیادی را از انسان دور می کند و باطن زیبایی به انسان می دهد. این هم فقط در باطن نمی ماند و در ظاهر هم وقار، آرامش و زیبایی به انسان می­دهد. برای همین است که آدمی که حلم داشته باشد، خود به خود دوست داشتنی و محبوب می شود. وقتی حلم دارد، سبک نیست، سبک سر نیست، عصبی نیست، پرخاشگر نیست. آیا معنای حلم این است که ما توسری خور باشیم؟ بعضی ها ممکن است برداشت اشتباهی از حلم بکنند و آن اینکه آیا اسلام طرفدار این است که ما توسری خور باشیم و اگر کسی به ما حرفی زد و ظلمی کرد، جوابش را ندهیم؟ اگر سیلی به صورت ما زدند، آن طرف صورت مان را جلو بیاوریم و بگوییم این طرف هم بزن؟ با بیان روایت بعد پاسخ این سوال نیز روشن خواهد شد. علی علیه‌السلام می فرماید:«مَن غاظَكَ بقُبْحِ السَّفَهِ علَیكَ، فَغِظْهُ بحُسنِ الحِلمِ عَنهُ[2]= هركس با زشتىِ سبكسرى، تو را خشمگین كرد، تو با زیبایىِ بردبارى او را به خشم آور.» حضرت می فرمایند: اگر شخص این صورت زشت، خشن و سبکسرانه را انتخاب کرده است، برای این است ­که به تو غیظ کند؛ اما تو با یک صورت زیبا به او غیظ کن و آن حلم است. آدم های فطرت گرا چون فطرت گرا هستند و فطرت گرایی را دوست دارند، وقتی با افراد سبک­سر روبه ­رو می­شوند که دارند به آن­ها غضب و غیظ می ­کنند، برخوردشان با آنها برخورد طبیبانه است. علی علیه‌السلام فرمودند:«یَنبَغی لِلعاقِلِ أن یُخاطِبَ الجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبیبِ المَریضَ = خردمند را سزد كه با نادان چنان سخن گوید كه پزشك با بیمار.» طبیبانه یعنی، همان طور که طبیب وقتی با یک مریض برخورد می ­کند، از خود مریض متنفر نیست، نمی­ گوید بیخود کردی مریض شدی. چرا مریض شدی؟ طبیب بد اخلاقی نمی­ کند؛ بلکه با خوشرویی با مریض رفتار می­ کند و معتقد است این خوشرویی در درمان مریض خیلی مؤثر است. آن چیزی که طبیب بدش می ­آید، مریضی مریض است. اگر تیغ جراحی به دست می ­گیرد، یا دارو و قرص تجویز می­ کند و هر کاری می­ خواهد انجام دهد دنبال این است که آن مریضی را از وجود طرف مقابل بردارد. چگونه با کسی که بردبار نیست، رفتار طبیبانه داشته باشیم آدمهای فطرت گرا چون فطرت گرا هستند و فطرت گرایی را دوست دارند، وقتی با افراد سبک­سر روبه­رو می­شوند که دارند به آن­ها غضب و غیظ می­کنند، برخوردشان با آنها برخورد طبیبانه است. علی علیه‌السلام فرمودند:«یَنبَغی لِلعاقِلِ أن یُخاطِبَ الجاهِلَ مُخاطَبَةَ الطَّبیبِ المَریضَ = خردمند را سزد كه با نادان چنان سخن گوید كه پزشك با بیمار.» رفتار طبیبانه یعنی، همان طور که طبیب وقتی با یک مریض برخورد می­کند از خود مریض متنفر نیست، نمی­گوید بیخود کردی، مریض شدی، چرا مریض شدی؟ طبیب بد اخلاقی نمی­کند. طبیب با خوش رویی با مریض رفتار می­کند و معتقد است این خوش رویی در درمان مریض خیلی مؤثر است. آن چیزی که طبیب بدش می­آید مریضی مریض است. اگر تیغ جراحی می­گیرد، دارو و قرص تجویز می­کند و هر کاری می­خواهد انجام دهد دنبال این است که آن مریضی را از وجود طرف مقابل بردارد. یک شخص فطرت گرا و عاقل از شخص جاهل که به زشتی غیظ و با خشم و سبکسری غضب کرده است، ناراحت نیست، فطرت او را کاملاً دوست دارد و از طبیعت و طبیعت زدگی که او را وادار به غضب کرده است متنفر است و سعی می­کند، آتش را در وجود شخص خاموش کند، خودش هم شعله ور نمی­ شود. طبیعت­گرا در آتشی که به او پرتاب می­کند، ممکن نیست شعله­ ور شود. مثلاً شخص فطرت گرا در برخورد با حرام محافظت می‌کند؛ وقتی به زن نامحرم برخورد می­ کند اگر بخواهد از روی صراط رد شود، جهنم روی او تأثیری نخواهد داشت، چون از خودش محافظت کرده است. اما وقتی یک نفر سعی می­ کند، شما را آتش بزند، از این رو که فطرت­گرا و روی صراط هستید، می­ خواهید به سمت بهشت بروید، نباید بسوزید؛ اگر بسوزید روی صراط معطل می­ شوید و در جهنم سقوط می­ کنید. بنابراین شخص فطرتگرا اصلاً نمی­ سوزد. اگر بچه اش، زنش، پدر زنش، مادرزنش، پدر و مادرش، کسی دیگر از اطرافیان خواست او را بسوزاند این سوختنی نیست. بنابراین فقط تنها نگرانی انسان فطرت گرا یا آدم حلیم از آن آتشی است که در وجود او دارد او را می ­سوزاند. بنابراین برخوردش، برخورد طبیبانه است. می­ خواهد آن آتش را خاموش کند. آدم­ های خوبی که روی ناآگاهی غیظ و غضب می ­کنند، وقتی با آن­ها طبیبانه، با آرامش و برادرانه برخورد می­کنی، یک چیز در وجودشان از بین می­ رود و آن طبیعت شان است. چون آن را سوزاندی و از بین می ­بری، او در شرمندگی و خجالت می­ افتد. روایت معروفی که در جلسات قبل هم بیان کردم مصداق این بخش است که شخصی خدمت امام حسن علیه السلام آمد و شروع کرد به فحاشی. حضرت با آرامش از او پرسید که اگر گرسنه هستی سیرت کنیم. اگر تشنه هستی سیرابت کنیم. و... از چه ناراحت هستی؟ شخص شرمنده شد و گفت: منفورترین آدم­ها نزد من بودی و الان محبوبترین افراد در نزد من هستی. در واقع امام حسن علیه السلام به طبیعت او غیظ کرد. آتش را از بین برد. حضرت خشم کرد، اما خشم به جای این که متوجه فطرت فرد شود و شخصیت او را خرد کند، رفت روی طبیعت فرد و طبیعت او را سوزاند. در واقع شیطانِ آن فرد، غیظ حضرت را جذب کرده است نه فطرت او. حضرت به بعد شیطانی غیظ کردند. این در تربیت خیلی مهم است. رفتار حلیمانه در خانواده یک پدر با برخورد سبک سرانه فرزندش روبرو است. اگر بخواهد هربار بگوید من پدر هستم و هربار این پدر بودن برایش بزرگ شود؛ یا بگوید من شوهر هستم و زن من حق ندارد با من این­طور برخورد کند؛ چنین افرادی دچار عجب می شوند. گاهی این تکبر در چهره­ های مقدس جلوه می کند. مثلاً می گویند: ما سیدیم، آخوندیم، عالمیم، حزب الهی محل هستیم، خانواده شهیدیم، رزمنده ­ایم. اینها تکبرهایی است که در وجود آدم هست و اگر کسی به آدم غضب می­ کند یا برخورد سبک سرانه انجام می­ دهد، هیچ­کدام از اعتباریاتی را که گفتیم را نباید نگاه کند و او هم به غضب بیفتد. اگر به غضب بیفتد، آتش غضب، فطرت او را می سوزاند و گرفتارش می کند. بچه برخورد های سبک­سرانه زیادی دارد. گاهی همسر انسان ممکن است برخورد سبک­سرانه داشته باشد. باید توجه داشته باشیم که ما دقیقاً به کجا باید بزنیم. اول باید چیزی نگویی و سکوت کنی و سرت را پایین بیاندازی. اما بعداً باید بروی بغلش کنی. اتفاقاً همان لحظه ­ای که از او عصبانی هستید که کار سبک­سرانه کرده است، امتحان کنید، بروید بغلش کنید و او را ببوسید و سرش را بگذارید روی سینه ­تان و نوازشش کنید و ببینید چه اتفاقی می افتد. برای مدت های طولانی، دیگر شیطان نمی­ تواند به او غلبه کند و او را زمین بزند. ما باید در خانه و نسبت به همسرمان این را تمرین کنیم و لازمه اش این است که تکبر را در وجود خودمان از بین ببریم و این امتیازات ظاهری، هویت­ های شغلی و صنفی و این اعتباریات دنیا اعم از مقدس، اجتماعی، غیر اجتماعی، غیر مقدس و هر چیز که هست را کنار بگذاریم. ما مقدس تر از امام و معصوم علیه السلام نداریم، امام آئینه جلوه خداست. اما به او توهین می­ کنند و چیزی نمی­ گوید. اولین کسی که بردبار و حلیم است، خداوند است خداوند به حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم می­ گوید، اگر تو را تکذیب کردند و من را هم تکذیب کردند و اگر به تو حرف ­های بد می­ زنند، به من هم که خدا هستم می­ گویند. ولی خدا می ­بخشد. در دعای افتتاح می‌خوانیم:« خدایا تو به من محبت می­ کنی، من به تو بغض می­ کنم؛ تو به من خوبی می­ کنی، من به تو بدی می کنم.» تو همیشه مرا می ­بخشی، اما هر روز فرشته ­ها خبرهای بدی از من برای تو می ­آورند. ولی از طرف خدا یکسره رحمت و بخشش است. خدا نمی­ گوید: من خدا هستم، چطور جرأت کردی به من جسارت کنی؟ طرف سال­ها با خدا دشمنی می ­کند و فحش می ­دهد و علیه خدا تبلیغ می­کند. یک­باره می­ رود با خدا آشتی می­ کند و اصلاً خود خدا دنبال او می­ فرستد. بهانه های مختلف جور می­ کند که او آشتی کند. می ­گوید: آن­هایی که به من پشت کرده اند و با من قهرند، اگر می­ دانستند چگونه به آن­ها مشتاق هستم، از شوق من می­مردند. این خداست. مگر قرار نیست ما در سیر تکاملی مان شبیه خدا شویم؟ مگر کمال انسان در شباهت به خدا نیست؟ پس شروع کنیم، تشبه به خداوند تبارک و تعالی را در زندگی خودمان نشان دهیم. برای همین خودش می­ فرماید: «وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ[3] = و باید عفو كنند و گذشت نمایند. مگر دوست ندارید كه خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزنده مهربان است.» این روحیه بخشش و نادیده گرفتن را در خودتان پیاده کنید. در نقطه مقابل حضرت می فرمایند: بدترین آدم­ها و یکی از کثیف­ترین اخلاق­ها این است که انسان از برادرش نقطه ضعف بگیرد و در دل و ذهنش نگه دارد تا یک موقعی اگر خواست، علیه او استفاده کند. این خیلی روحیه­ی پلیدی است. آدم از همسر و فرزندش یک جا بل بگیرد، بعداً حال او را بگیرد. صحنه هیجان انگیز برای شیطان این است که کسی را غضبناک ببیند یکی از صحنه­ های هیجان انگیز برای شیطان این است که با چهره­ های خشن ارضا می ­شود و از چهره آرام خیلی نمی­ تواند لذت ببرد. طبیعت­ گراها هم این­گونه ­اند. وقتی صحنه‌ای در خانواده، محل کار و جمع رفقا دارد کم کم شما را به سمت عصبانیت می برد، بدانید که شما دو نفر نیستید، چهار نفر هستید. یک شیطان تو داری و یک شیطان هم او دارد. در روایت می فرماید، وقتی شیطان دو تا مومن را به جان هم می اندازد، دو دستش را به پشت سرش می‌گذارد و می‌خوابد و پاهایش را هم دراز می کند و می‌گوید: آخیش! راحت شدم. باید بدانیم که با هر بار عصبانیت، چقدر به دشمن مان یعنی شیطان خدمت می‌کنیم. عصبانی شدن، مجانی نیست و باید از کیسه ابدیت مان خرج کنیم. وقتی با یک فرد عصبانی برخورد آرام و طبیبانه می‌کنید، او بیشتر می‌سوزد، چون انتظار دارد که تو هم الان تمام هیبت و شخصیتت را به هم بریزی و عصبانی شوی. ولی اگر ببیند که تو این کار را نمی‌کنی، او عصبانی تر می‌شود. اما اگر عصبانی شدی، او می‌گوید: دیدی حالش گرفته شد و چطور جوش آورد؟ روایت است که نبی اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نشسته بودند، یهودی ها می‌آمدند نزد حضرت و برای این که ایشان را اذیت کنند، به جای اینکه بگویند، سلام علیکم، می‌گفتند: سام علیکم. سام علیکم یعنی لعنت بر شما. یا به تعبیری مرگ بر شما. عایشه هم که نزد حضرت نشسته بوده، خیلی عصبانی می‌شود، اما حضرت بدون اینکه عصبانی شوند یا پرخاش کنند، با کمال آرامش در جواب شان می‌گفتند: و علیکم و علیکم. این زیرکی مومن است. زیرکی این است که نگذاری در تجارت ابدی، سرت کلاه برود. زیرا مؤمن با نگاه ابدی و هزینه ابدی به خودش نگاه می‌کند.  قرآن می‌فرماید:« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِیكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ[4] = اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید آیا شما را بر تجارتى راه نمایم كه شما را از عذابى دردناك مى ‏رهاند؟ به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنید. این [گذشت و فداكارى] اگر بدانید براى شما بهتر است.» کلمه تجارت در چند جای قرآن آمده: «تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ[5]= تجارتى كه هرگز زوال نمى ‏پذیرد». امروزه همه دنبال این هستند که سرمایه شان را افزایش بدهند. می فرماید: به خدا ایمان بیاورید و در راه او با اموال و انفس تان جهاد کنید و به بلندای ابدیت دریافتش کنید. چون آنی که نزد خداست، ماندگارتر است و آن چیزی که دست شماست فانی است. «ما عندکم ینفد و ما عند الله باق= آنچه نزد شماست فانیست و آن چه نزد خداست، باقیست». راه های به دست آوردن حلم یکی از راه های به دست آوردن حلم، این است که وانمود کنیم حلیم هستیم. البته این روش فقط مختص به کسب حلم نیست و در مورد همه فضایل کاربرد دارد. این روش بدون درک رابطه فطرت و طبیعت و قوای نفس، امکان پذیر نمی‌باشد. علی علیه السلام می فرمایند:«إنْ لَم تَكُن حَلیما فَتَحَلَّمْ ؛ فإنَّهُ قَلَّ مَن تَشبَّهَ بقَومٍ إلاّ أوْشَكَ أنْ یكونَ مِنهُم[6] = اگر بردبار نیستى، وانمود كن كه بردبارى؛ زیرا كمتر كسى است كه خود را شبیه گروهى كند و بزودى یكى از آنان نشود.» حضرت هم یک قاعده­ ی اجتماعی و سیاسی خیلی مهم به ما می ­گویند، و هم ما را تعلیم می‌دهند و می فرمایند که اگر حلیم نیستی خودت را به حلم بزن. این دقیقاً فرمولی است که امام امت سلام تعالی علیه هم فرمودند. وقتی می‌گوییم امام، نه از لحاظ این که امام ولی فقیه ما و رهبر سیاسی ما بودند. بلکه از این نظر که امام انسان بسیار کار کشته‌ای در سیر وسلوک بودند. برای شناخت بیشتر حالات معنوی و سیره امام، سه جلد کتاب[7] را مرکز تنظیم و نشر آثار امام نشر کرده است که لازم است حتماً مطالعه کنید. امام یک ولی خداست. آدمی است که در ماوراءالطبیعه نفوذ دارد و صاحب کرامت است؛ آن هم نه در این زمان، بلکه از قبل از انقلاب. امام خمینی (سلام الله علیه) فرمودند: انسان بدون تلقین، به هیچ جا نمی‌رسد. تلقین یعنی چه؟ یعنی باید به خودت زور بگویی. این فهم رابطه فطرت با طبیعت است. اگر جلوی طبیعت را نگیری، مستکبر می‌شود. استکبار جهانی مجموعه ­ی مستکبرین فردی است. طبیعت گرایی جهانی و استکبار جهانی مجموعه­ ی طبیعت گراهای انسانی است. افراد طبیعت گرا دور هم جمع می شوند و حکومت طبیعت گرا واستکبار جهانی تشکیل می دهند. فطرت گراها هم همین طور هستند. دور هم جمع می‌شوند و حکومت تشکیل می‌دهند. چقدر خداوند و اهل بیت به اجتماعات فطرت­گراها توصیه کرده اند که فطرت گراها با هم رفیق باشند و با هم صفا کنند و همدیگر را دوست داشته باشند. این که بزرگان ما گفته اند، شما دور هم جمع شوید، حتی برای چای خوردن، ارزش دارد. با خودتان مبارزه کنید! «جاهدوا اهواءکم تملکوا انفسکم = با هوای نفس خود بجنگید، تا مالک خودتان بشوید.» ببینید این روایت دو شخصیتی بودن ما یعنی وجود بُعد طبیعی و فطری ما را  چقدر زیبا بیان می‌کند. می فرماید: خودتان با خودتان مبارزه کنید. زیرا «أَعْدَی عَدُوِّكَ نَفْسَكَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْكَ[8] = بدترین دشمنان انسان در درون خود.» از خودت بترس. اگر کسی در درون بتواند با خودش مبارزه کند، در بیرون هم شجاعت دارد. همه کسانی که جرات داشتند جلوی آمریکا، شاه و ساواک بایستند و الان هم رشیدانه و با افتخار جلوی استکبار قد علم می کنند، کسانی بودند که اول مستکبر درون خودشان را زدند و سر جایش نشاندند. در سیاست مداران ما کسانی که دم از مذاکره و مباحثه و کنار آمدن با آمریکا می زنند، کسانی هستند که در وجود خودشان همه بدبختند. زیرا دارند به طبیعت شان کولی می‌دهند. همه ­ی کسانی که در میادین مین می‌دویدند و شب عملیات مسابقه می­ گذاشتند که کدام شان زودتر به خط بزنند، کسانی بودند که این طبیعت درون شان را از بین برده بودند. این که فرمودند: «حاسبوا انفسکم = محاسبه کنید خودتان را» یعنی از این دشمن خائن حساب بکشید. تو از دیشب تا حالا با من چه کار کردی؟ امروز با من چه کار کردی؟ حساب بکشید، همان طور که دو تا شریک از هم حساب می کشند. دو نفر که شریک مالی هم هستند، تا قِران آخر، پای همدیگر حساب می کنند. هر یک مواظب است که شریک از او ندزدد و سرش کلاه نگذارد. روزه مستحبی، نماز، سختی­ها، ریاضتها، عبادات در تمام اینها برُد با تو است. چون داری از طبیعت انتقام می گیری. اگر یک ذره از طبیعت گرایی در وجود ما بماند، موقع مردن کار دست ما می دهد و جلوی تولد سالم ما را می‌گیرد. باید که جمله جان شوی، تا لایق جانان شوی گفتیم به قول امام خمینی رحمه الله علیه راهش تلقین است. تلقین یعنی اول نترسی، بعد هم روحیه مبارزه با آن را داشته باشی. اولین چیز شجاعت، مردانگی، غیرت، حمیت، شخصیت و عزت است. نباید بگذاری که طبیعتت از تو کولی بگیرد. البته این مبارزه هم راه دارد. یک وقت ما ناشی هستیم و به توبره می‌زنیم. می‌خواهیم طبیعت را از بین ببریم، اشتباهاً فطرت را از بین می‌بریم. این دوستی خاله خرسه است. مثلاً ریاضت­های قلابی شروع می کنیم و یک دفعه سر از تیمارستان در می آوریم. ریاضت یا مبارزه، باید طبق اصول و شرع باشد. اولاً مشروع باشد و بعد زیر نظر استاد باشد. پس این یک قاعده است. اگر در تمام روایات به چنین فرمولی برخورد می­کنید، به خاطر رابطه‌ای که بین فطرت و طبیعت است، این دستورات را داده اند که تلقین شود. این که خداوند عبادت­ها را به ما واجب می کند، برای این است که بتوانیم از تلقین استفاده کنیم. اگر نماز صبح را واجب نمی کرد، چه کسی می توانست حریف نفس شود؟ تلقین را باید از سنین پایین شروع کنیم هر چقدر تلقین را از سن­های پایین تر شروع کنیم، موفق تر هستیم. چون هنوز ریشه در نیاورده است. سن که بالا می رود، خطرناک می­شود. هر چقدر سن بالا می‌رود، نمی توانی آن را راحت زمین بزنی. برای همین می‌گویند بچه ها را قبل از این که به سن تکلیف برسند، وادار کنید نماز بخوانند که موقع تکلیف کاملاً ملکه شده باشد. بچه چون با فطرت متولد می‌شود، از عبادت، مسجد، صورت­های مقدس خوشش می‌آید. بچه بعداً وقتی بزرگ شد، با کمترین فشار بر طبیعت، موفق می‌شود. چون خداوند همانطور که مبارزه علیه طبیعت را گذاشته، لذت از طرف فطرت را هم در وجود ما قرار داده است. مبارزه یک طرفه نیست که ما یکسره مبارزه کنیم و احساس بدبختی کنیم. همه کسانی که در برخوردِ محرمات، با خودشان مبارزه کرده اند، لذت می‌برند از این که آلوده نیستند و آنقدر قوی هستند که می‌توانند از یک صحنه حرام بگذرند.  حضرت در ادامه حدیث فرمول اساسی را می‌دهند: « فإنَّهُ قَلَّ مَن تَشبَّهَ بقَومٍ إلاّ أوْشَكَ أنْ یكونَ مِنهُم= کسی که خودش را شبیه گروهی بکند، کم کم از آنها محسوب می شود. بچه های کوچک را دیده اید که ادای پدر و مادرشان را درمی‌آورند. مثلاً مادر نماز می‌خواند، بچه هم یه پارچه ای روی سرش می اندازد و نماز می‌خواند. یا پسربچه ها دوست دارند لباس پلیس بپوشند و ادای پلیس ها را در بیاورند. اگر پدر و مادری فاسد باشند، بچه هم ادای آنها را درمی‌آورد و کم کم مثل آنها می‌شود. بنابراین تشبه خیلی مهم است. اگر می­خواهی به خدا برسی سعی کن شبیه خدا شوی. بهتر از خدا کیست که ادای خدا را در بیاریم؟ بهتر از پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهماالسلام کیست که بخواهیم ادای شان را در بیاریم؟ در بین جوانها بهتر از علی اکبر و ابوالفضل العباس علیهماالسلام کیست؟ اینها الگوهای شیرین، دوست داشتنی و جذاب برای جوان­ها هستند و آدم باید تشبه به اینها پیدا کند. ع ل 195 حلم [1] . غرر الحكم : ۴۷۱۸  [2] . غرر الحكم : ۸۶۲۰ . [3] . سوره نور/22. [4] . سوره صف/10 و11. [5] . سوره فاطر/29. [6] . نهج البلاغة : الحكمة ۲۰۷ . [7] .کتاب کرامات امام خمینی (ره)،کتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی (ره) و کتاب حالات معنوی امام خمینی (ره). [8] . بحار الأنوار(ط ـ بیروت)، ج65، ص370. مباحث حلم در قالب سی دی و کتاب کار 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11393
زمان انتشار: 8 دسامبر 2019
| | | | |
همین الان که امام زمان نیست، خودت را به رنگ ماندگار انتظار دربیار

همین الان که امام زمان نیست، خودت را به رنگ ماندگار انتظار دربیار

صوت

1 - همین الان که امام زمان نیست، خودت را به رنگ ماندگار انتظار دربیار

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed