www.montazer.ir
دوشنبه 1 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 7132
زمان انتشار: 15 ژوئن 2017
| |
نظر ابوبکر، عمر و عایشه در مورد امیرالمومنین (علیه السلام) چیست؟

استاد محمد شجاعی

نظر ابوبکر، عمر و عایشه در مورد امیرالمومنین (علیه السلام) چیست؟

استاد شجاعی نظرات ابوبکر و عمر و عایشه در مورد امیرالمومنین (علیه السلام) را چنین بیان می کند: از خلیفه دوم عمر، درباره‌ی فضائل بی پایان امیرالمؤمنین علیه‌السلام حدیثی نقل می‌کنم. بعد به ترتیب از ابوبکر و عثمان و عایشه احادیثی را بیان می کنم.

در منابع اهل سنت عمر از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نقل می‌کند:«لو انّ الفیاض اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علیّ‌بن‌ابی‌طالبٍ[1] = اگر همه‌ی درختان و باغ‌ها قلم شوند و تمام دریاها مرکب و جن‌ها حسابگر و انسان‌ها نویسنده شوند، نمی‌توانند فضائل علی علیه‌السلام را شماره کنند». این خیلی مهم است که در منابع اهل سنت این‌گونه آمده است. خیلی خوب است که عزیزانِ اهل سنت هم خودشان این روایات را بخوانند، چون بسیار تعیین‌کننده است. بسیاری از عزیزانِ اهل سنت از فضائل اهل بیت علیهم‌السلام هر چند کم و بیش آشنایی دارند اما به عمقی که در کتاب‌های خودشان هست، آگاه نیستند. شخصی به نام شعبی می‌گوید خلیفه‌ی اول ابوبکر در محلی نشسته بود که ناگهان امیرالمؤمنین امام علی علیه‌السلام از دور نمایان شد. وقتی ابوبکر او را دید گفت: «من سره ان ینظر الی اعظم الناس منزلة و اقربهم قرابة و افضلهم دالة و اعظمهم غناء عن رسول‌الله‌ صلی‌الله‌علیه‌‌و‌آله‌و‌سلم، فلینظر الی هذا الطالع= هرکس دوست دارد که به بزرگ‌ترین مردم در مقام و منزلت و نزدیک‌ترین مردم به پیامبر و برترین مردم در نام و نشان و بزرگ‌ترینِ مردم در بی‌نیازیِ از مردم که از جانب رسول خدا بدست آورده است بنگرد، به این شخص که از دور نمایان است نگاه کند». این برای ما بسیار آموزنده و تکان‌دهنده و افتخارآمیز است. خوش‌تر آن باشد که سِرِّ دلبران/ گفته‌ آید در حدیث دیگران. شنیدن فضیلت ائمه ی ما از زبان دیگران، یعنی کسانی که هم مذهب ما نیستند، شیرین است. روایت بعدی از حضرت سجاد علیه‌السلام هست که فرمودند: «سمعت ابی الحسین بن علی یقول: قلت لابی بکر، یا ابابکر، مَن خَیرَ النّاس بَعدَ رَسول‌الله؟ فقال لی: ابوک = شنیدم از پدرم حسین بن علی علیه‌السلام که می‌گفت: به ابوبکر گفتم: بهترین مردم بعد از پیغمبر چه کسی بود؟ ابوبکر گفت: پدرِ تو بهترین مردم بعد از رسول الله بود». «ابن مغازری» در «مناقب» نقل می‌کند: «فقال ابو بكر: صدق الله و رسوله،قال لى رسول‌الله‌صلى‌الله‌علیه لیله الهجره، و نحن خارجان من الغار نرید المدینه:كفى و كف على فى العدل سواء = خدا و رسولش راست می‌گویند، وقتی که از غار بیرون می آمدیم که به سمت مدینه برویم، پیامبر به من گفت: ای ابوبکر! دستِ من و دست علی در عدالت یکسان است». پیامبر غیر از مواقع عمومی که خود اهل سنت ذکر کرده‌اند، ده‌ها بار به طور خصوصی به ابوبکر و عمر فضائل و جانشینی امیرالمؤمنین علیه‌السلام را تذکر می‌دهد و همچنین به آنها تذکر می‌دهد که بعد از من مواظب باشید که با علی علیه‌السلام مخالفت نکنید. عایشه دختر ابوبکر می‌گوید: پدرم را دیدم که بسیار به چهره‌ی علی‌بن ابی‌طالب نگاه می‌کند. گفتم: ای پدر، همانا تو زیاد به چهره‌ی علی علیه‌السلام نگاه می‌کنی، علت چیست؟ ابوبکر در جواب می‌گوید:«بنیة سمعت رسول الله صلی‌الله علیه‌و‌آله یقول: النظر الی وجه علیّ عبادة = شنیدم که رسول الله صلی‌الله علیه و آله فرمود: نگاه کردن به چهره‌ی علی علیه‌السلام عبادت است». ما باید خیلی سرمست باشیم که چنین امام و پدری داریم. هر چقدر عشق به امیرالمؤمنین علیه‌السلام و دلدادگی به امیرالمؤمنین علیه‌السلام را در دل‌هایمان پرورش دهیم، در دنیا و آخرت از مصائب و آسیب‌ها ایمنی بیشتری خواهیم داشت. هر چقدر وجود شما پر شود از عشق و فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام و به خصوص معرفت نسبت به امیرالمؤمنین علیه‌السلام آسیب‌ناپذیرتر خواهید شد. روزی پیامبر در میان جمعی از یاران خود حاضر بودند. فرمودند: به شما نشان می‌دهم «آدم» را از لحاظ علمش؛ نوح را به خاطر فهمش و ابراهیم را از جهت حکمتش. چون در بین انبیاء، حضرت آدم علیه‌السلام فوق‌العاده عالم بوده، آن‌قدر حضرت آدم علیه‌السلام عظمت دارد که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم فرمود: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا[2]= خدا همه‌چیز را به آدم تعلیم کرد». برای همین پیغمبر از بین انبیاء‌ حضرت آدم را به خاطر علم ایشان انتخاب می‌کند و می فرماید: به شما نشان می‌دهم حضرت آدم را از لحاظ علم‏ و نوح را از نظر فهم، ابراهیم را از لحاظ حکمت. یعنی اشاره به علی (علیه السلام) می فرماید: این کسی که دارد می‌آید، می‌خواهم به شما نشان بدهم که هم آدم است، هم نوح است و هم ابراهیم. پس چیزی نگذشت که علی‌علیه‌السلام آمد. ابوبکر عرضه داشت یا رسول‌الله «أقست رجلا بثلثة من الرسل ؟! بخ بخ لهذاالرجل، من هو یا رسول الله؟= می‌گوید کسی را معرفی کردی با سه خصلت از پیغمبران، آفرین آفرین بر این مرد. ابوبکر می‌گوید یا رسول‌الله او کیست؟ «قال النبی: أو لا تعرفه یا أبابكر؟ قال: الله و رسوله أعلم قال: هو أبو‌الحسن علی بن أبی طالب علیه‌السلام. قال ابابکر: بخ بخ لك یا أبا الحسن وأین مثلك یا أبا الحسن = پیامبر فرمود: تو او را نمی‌شناسی؟! ابوبکر گفت: خدا و رسولش بهتر می‌دانند. پیامبر فرمود: او ابوالحسن علی بن ابیطالب است. ابوبکر گفت: آفرین بر تو آفرین بر تو ای ابالحسن و کجا کسی مثل تو پیدا می شود؟» یکی از راویان اهل سنت می‌گوید ابوبکر با علی‌علیه‌السلام ملاقات کرد، ابوبکر به چهره علی ‌علیه‌السلام نگاه کرد و تبسم نمود، حضرت به او فرمود: چرا تبسم می‌کنی؟ گفت: شنیدم از پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و آله که می‌فرمود: هیچ‌کس بر صراط نمی‌گذرد مگر کسی که علی برایش گذرنامه صادر کرده باشد، یعنی کسی از صراط نمی‌گذرد مگر به اجازه‌ی علی علیه‌السلام. به این‌ اعترافات دقت کنید، خیلی تکان‌دهنده است، این‌ها اعترافات تندِ بزرگان اهل سنت است. خداوند در قرآن می‌فرماید: ‌«اهدنا الصراط المستقیم»[3] و حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «أنا صِراطُ اللّه ِ المُستَقیمُ، و عُروَتُهُ الوُثقى التی لا انفِصامَ لها[4]= منم صراط مستقیم خدا و محكمترین دستگیره او كه ناگسستنى است». صراط مستقیم یعنی صراط متخصص معصوم، علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام و فرزندان عزیزش. انس‌بن مالک می‌گوید: دانشمند یهودی پس از رحلت پیغمبر وارد مدینه شد. خیلی داستانِ شیرینی است به این داستان دقت کنید. گفت: می‌خواهم وصی رسول خدا را ببینم. دقت کنید استدلال یهودی این است، قطعاً کسی که وصیِ حقیقی رسول خداست، باید مثل رسول خدا عالم باشد. جالب است که یک یهودی این مطلب را کاملا متوجه می‌شود که اگر کسی قرار است جانشین پیغمبر شود، باید علم پیغمبر را داشته باشد. این یک چیز بدیهی است، باید این گونه باشد. خلیفه حق یعنی همین. این یهودی گفت: می‌خواهم وصی رسول خدا را ببینم. وصی رسول خدا کیست؟ او را پیش ابوبکر آوردند. یهودی گفت: من سؤالاتی دارم که جز پیغمبر و یا وصی او کسی دیگر نمی‌تواند به آنها پاسخ دهد. ابوبکر گفت: هرچه می‌خواهی از من سؤال کن. یهودی سؤال کرد: آن چیست که نه برای خداست، نه نزد خداست، نه خدا این را می‌داند. ابوبکر که پاسخ را نمی دانست گفت: این‌ها سؤال‌های یک آدمِ بی‌دین است. شروع کرد به اخم کردن و می‌خواست سوال کننده را تنبیه‌ کند که در این موقع ابن عباس رسید. ابن عباس یک آدم بزرگی است و همه می‌دانند که چقدر بزرگ و باسواد است. به ابوبکر گفت: با مرد یهودی انصاف نداشتی. یا جوابش را بگو و یا او را به حضور علی امیرالمؤمنین علیه‌السلام ببر. ابوبکر، یهودی و همراهانش همه نزد امیرالمؤمنین علیه‌السلام رفتند. یهودی سؤال‌ها را مطرح کرد: «چه چیزی برای خدا نیست؛ نزد خدا نیست؛ خدا هم نمی‌داند». امیرالمؤمنین علیه‌السلام این گونه پاسخ داد: آن‌چه را که خدا نمی‌داند، عقیده‌ی شما یهودیان است که می‌گویید عزیر فرزند خداست در حالی که او برای خویش فرزندی قائل نیست. خدا چنین فرزندی را برای خودش نمی‌داند و چنین کسی را نمی‌شناسد. پاسخ سؤال دومت این است: آن چه نزد خدا نیست، ظلم و ستم است، یعنی خدا ظلم و ستم ندارد. اما این‌که پرسیدی آن چیست که برای خدا نیست، «شریک و همتاست» که پروردگار عالم از آن مبراست. هنگامی که یهودی این جواب‌ها را می‌شنود، می‌گوید: «اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد انک وصی رسول الله= بعد از شهادتین می گوید شهادت می‌دهم تو وصی پیغمبر هستی». این چیز کمی نیست و روایتی است که در تاریخ وجود دارد. خودِ اهل سنت هم این را نقل کرده‌اند تا به دست ما رسیده است. من هم این روایات را از منابع اهل سنت برای شما می‌خوانم. همه این صحنه را دیدند و خیلی خوشحال شدند و امیرالمؤمنین علیه‌السلام را تحسین کردند. ابوبکر به علی علیه‌السلام می‌گوید:«یا مُفَرِّجَ الْکَرْبِ = ای گشاینده‌ سختی‌ها و مشکلات، برطرف کننده‌ی غم‌ها و غصه‌ها». خودِ اهل سنت چندین‌بار این جمله را از ابابکر نقل کرده‌اند که «اقیلونی و لست بخیر منكم و علی فیكم = رها کنید مرا، رها کنید مرا، من بهترینِ شما نیستم، در حالی که علی در بین شماست». این صحبت‌ها خیلی سؤال در ذهن ایجاد می‌کند که اگر آنها این ‌همه اعترافات داشتند، پس چرا داستان آن‌طوری ادامه پیدا کرد؟ پس چرا مسیر طور دیگری جلو رفت؟ ابن‌عباس روایت می کند: من و عمر بن خطاب در یکی از کوچه‌های مدینه می‌رفتیم. عمر گفت: یابن‌عباس، ای پسر عباس! «فقال لی عمر: الصواب تقول، والله لسمعت رسول اللهصلى الله علیه وآله یقول لعلی بن أبی طالب : من احبك احبنی ومن احبنی احب الله ومن احبّ الله ادخله الجنة مدلا[5]= می‌گفت: («یقول = می گفت» که استمرار را می‌رساند، «قال = گفت» نیست.) پیامبر می گفت: ای علی! هرکس تو را دوست داشته باشد، من را دوست داشته و هرکس من را دوست داشته باشد، خدا را دوست دارد و هرکس که من و خدا را دوست داشته باشد، خدا او را داخل بهشت می‌کند». [1] - در نقل بحارالانوار دارد، «الرّیاض = با همه درختان» ر ك بحارالانوار، ج 28، ص 197 و بحار ج 35، ص 8 - 9. [2] - سوره بقره،آیه31. [3] - سوره مبارکه حمد/7. [4] - بحار الأنوار : 8/70/19 [5] - كنز العمال 6 ص 391، شرح ابن أبی الحدید 3 ص 105.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7129
زمان انتشار: 14 می 2020
| |
شب قدر و رابطه ی آن با پنج نوع تولد

استاد محمد شجاعی

شب قدر و رابطه ی آن با پنج نوع تولد

 شب قدر، زمان قدرتمندی است که انسان می تواند با بهره مندی از آن، به تولد نوع پنجم که همان تولد سالم قوی می باشد، دست یابد و زندگی ابدی سعادتمندی برای خود بسازد.

برای مطالعه در مورد لیالی قدر، می توانیم از بحث نسبت استفاده کنیم. ۹ ماهی که جنین در رحم قرار دارد، خود را برای شرایط زیستی یک عمر در دنیا آماده می کند. مدت زمان یک عمر در دنیا با رعایت شرایط زیستی، تغذیه خوب، می تواند ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ سال، گاهی یک قرن یا دو قرن باشد. پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: متوسط عمر امت من ۶۰ سال است. شصت سال یعنى 720 ماه، که خیلی هم کم است، و اگر این 720 ماه را تقسیم بر 9 ماه (دوران جنینی) کنیم تقریباً‌ 80 ماه می شود. می بینیم که دوران جنینی یک هشتادم عمر ماست. پس دوران جنینی یک زمان قدرتمندی است که انسان را با تجهیزات کامل برای 80 برابر زمان خودش به دنیا می فرستد. با وجودی که شرایط زیستی دنیا از نظر کمالات، قویتر از رحم است، اما دنیا این سازندگی را ندارد که در این مدت زمان کم، بتواند اعضایی مثل چشم، گوش، مغز، قلب و ... را بسازد. نسبت دنیا به آخرت هم همینطور است، یک عمر متوسط در دنیا قابلیت سازندگی برای یک زندگی بی نهایت در ابدیت را دارد، می توانیم بین دنیاى جنینى و دنیای ما یك نسبت ریاضى برقرار كنیم، اما نمی توانیم یک نسبت ریاضی بین زندگی دنیا و آخرت بیان کنیم. چون اساساً آن طرف بى ‏نهایت است، زندگی دنیا چیزی نیست که بخواهیم به حسابش بیاوریم، چون خیلی کوتاه است. اما به قدری توانش بالاست که می تواند یک روح را برای حیات ابدی در خودش آماده کند. نكته خیلى مهم این است كه در ارزیابى لحظات دنیا باید دقت كنیم، یک ساعت از لحظه های دنیا با مبنای ابدیت، معادل میلیاردها سال است. یعنی یک ساعت دنیا می تواند معادل میلیاردها سال در ابدیت برای ما کار کند، چه مثبت و چه منفی. پس باید در مصرف عمر صرفه ‏جویى دقیقى داشته باشیم و درست از این عمر استفاده كنیم. رحم در رحم یعنی چه؟ رحم در رحم یعنی در طول این ۶۰ سال عمر متوسط انسان، یک شب قدری داریم که از هزار ماه برتر است. هزار ماه یعنی ۸۰ سال. یعنی بالاتر از یک عمر طبیعی.  در واقع یک دنیایی که خودش، یک رحم است و می تواند ابدیت را بسازد، در درون خود نیز، شبی دارد به نام شب قدر که چنین قدرتی را دارد که می تواند گذشته انسان را هم جبران کند. به همین دلیل است که اولیای خدا، در طول سال، انتظار چنین شبی را می کشیدند که به اندازه ۸۰ سال رشد داشته باشند. روز عرفه یک زمان خاص و تأثیرگذار دیگری است که حضرت فرمودند، اگر کسی در ماه رمضان آمرزیده نشود، شقی است. اما روز عرفه روزی است که می تواند تمام شکست های یک فرد در ماه رمضان را جبران کند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7126
زمان انتشار: 6 ژانویه 2019
| | |
حجاب محدودیت نیست، مصونیت است

حجاب محدودیت نیست، مصونیت است

«حجاب» محدودیت نیست. چون مؤثرترین زن ها در جامعه کسانی اند که حجاب کامل دارند. در همه حیطه های فرهنگی و ... و حتی موفق ترین مردان هم در جامعه تکیه بر زنان باحجاب دارند. لذا اگر این «حجاب» برداشته شود، قیمت زن زیر سوال می رود. چون قیمت هر انسان در گرو جنسیت او نیست بلکه بخش انسانی اوست. اگر زن هم به این حقیقت و کشف برسد که قیمت او بخش انسانی اوست، برای خودش هم فرق خواهد کرد. پس وقتی «حجاب» برداشته شود، از آن جائی که زن باید به ظاهر خودش توجه کند،  این توجه باعث می شود زن از باطن و سیر انسانی خودش غافل شود. حال اگر زنی از حقیقت خودش غافل شود، چگونه می تواند نقش همسری یا مادری را به خوبی در خانواده داشته باشد. حتی در اجتماع هم نقش مخربی خواهد داشت. پس اگر  «حجاب» زن برداشته شود، روح و تفکر او بجای اینکه در بخش انسانی متمرکز شود، در بخش جنسی و بدنی او خواهد بود. آن وقت است که خانواده و اجتماع در امان نخواهد بود و آسیب می بیند.

فیلم

1 - حجاب محدودیت نیست، مصونیت است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7111
زمان انتشار: 2 می 2020
| |
شرح دعای «یاعلی یا عظیم» از استاد محمد شجاعی

شرح دعای «یاعلی یا عظیم» از استاد محمد شجاعی

دعایی که بعداز نمازها در ماه مبارک خوانده می شود، از چنان اهمیتی برخوردار است که اگر شرح آن را  بدانیم، موجب می شود که آن را با حضور قلب بیشتری بخوانیم.

دعاهای ماه مبارک بر اساس حقایق و روابط بین نفس انسان، بخش انسانی انسان با الله تنظیم شده است. فهمی  که باید از مهمانی خدا داشته باشیم، این است که بدانیم مورد شفقت و مهرورزی قرار گرفته ایم؛ خداوند از ما پذیرایی می کند؛ یک ماه به ما احترام گذاشته و هدایا و خوراک های معنوی خوبی برای ما در نظر گرفته است. اگر کسی در ماه مبارک به این فهم رسید، یعنی بخش انسانی او بخش زنده و فعالی شده است. از جمله این دعاها، دعایی است که با 4 اسم از اسماء عظیم الهی شروع می شود. «یا علیُّ یا عَظیم یا غفورُ یا رَحیم». این اسم ها تصادفی انتخاب نشده اند، بلکه متناسب با حال و نیاز ما تنظیم شده اند که از بین 1000 اسم الهی، فقط با این 4 اسم خدا را صدا کنیم. «َعلی» همان اسمی است که در سجده می گوییم: «سبحان ربی الاعلی و بحمده». در این اسم، با علوّ الهی خداوند کار داریم.  «عظیم» همان اسمی است که در رکوع می گوییم: «سبحان ربی العظیم و بحمده» و دراین اسم، با عظمت الهی کار داریم. ما با این 2 اسم، خدا را صدا می زنیم: «یا علی یا عظیم» و بعد می گوییم: «یا غفور یا رحیم». زیرا این 4 اسم تکلیف بقیه دعا را برای ما مشخص می کند. با این4 اسم، در می زنیم تا برای بقیه ی خواسته های ما دَرِ دعا به روی ما باز شود. نیازها و درخواست های حقیقی ما با این 4 اسم و براساس ساختار وجودی، مصلحت دنیا و آخرت ما تنظیم شده است. در«یا غفور یا رحیم»، غفور یعنی ای کسی که همه گذشته ی ما را می آمرزد و معاصی ما را نادیده می گیرد و حساب ما را صفر می کند. ما در ماه مبارک به این احتیاج داریم که حساب مان صفر شود. حضرت فرمود کسی که در ماه رمضان آمرزیده نشود، خیلی شقی است. یعنی از یک شقاوت، سنگدلی، سخت دلی و بدبختی بزرگی برخوردار است که آمرزیده نشده است. زیرا تا سال بعد، فرصت دیگری ندارد که از خدا آمرزش بخواهد. از امام صادق (علیه السلام):«مَن لَم یُغفَر لَهُ فی شَهرِ رَمَضانَ لَم یُغفَر لَهُ إلى قابِلٍ، إلاّ أن یَشهَدَ عَرَفَةَ = هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا سال آینده آمرزیده نمى شود، مگر آن كه روز عرفه را درك كند». مهمترین چیزی که ما در ماه رمضان به عنوان پایه نه به عنوان اوج، باید به آن توجه کنیم، این است که با صاحب خانه مشکل نداشته باشیم. حق الناس، حق الله و ... گردن ما نباشد، یا اگر گردن ما هست توبه کرده باشیم و بخواهیم جبرانش کنیم. کسی که خیال صفر کردن حساب خود با صاحب خانه را نداشته باشد، نمی خواهد وارد این ضیافت شود. «یا غفور و یا رحیم» بعد از غفران، شما به «رحیم» احتیاج دارید. «رحیم» یعنی خدایا تو رحمان هستی که به همه اعم از کافر و مسلمان رحمت می کنی. اما من به یک رحمت ویژه و نوازش ویژه احتیاج دارم. در ضیافت، شخص دوست دارد که نسبت به صاحب خانه، از قرب و احترام بیشتری برخوردار باشد. اینجاست که ما به اسم شریف «رحیم» احتیاج پیدا می کنیم. از بین سایر اسمها، این اسم مناسبتر است.  «أنت الرب العظیم = تویی پرورش دهنده ی عظیم». در این قسمت از دعا سراغ «رب» خود می رویم، همان «رَبّ» که شما را پرورش می دهد. خیلی چیزها هستند که پرورش دهنده ما هستند، مثل پدر و مادر، معلم و غذایی که می خوریم همه ما را پرورش می دهند. اما پرورش دهنده ی اصلی ما پروردگار باعظمت ما است. «أنت الرب العظیم» چرا؟ چون علاوه بر اینکه خداوند خودش با عظمت است، موجودی عظیم مثل انسان را هم ربوبیت می کند. خداوند تبارک وتعالی موجودی عظیم تر از انسان خلق نکرده است. لذا برای پرورش موجودی عظیم که از بین مخلوقات خدا از همه بزرگتر است، احتیاج به رب عظیم است که به بلندای ابدیت او را پرورش دهد تا جایی که خودش مَثَل خدا شود. چرا ماه رمضان اینقدر عظمت، کرامت، شرافت و فضیلت دارد؟ پروردگار عظیم، موجودی مانند انسان را که خلیفه الله است آفریده و به افتخار او ضیافت با شکوهی ترتیب داده و انسان را که مهمان اصلی این ضیافت است مورد تعظیم قرار داده است. «ألّذی لَیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ... و هَذَا شَهرٌ عَظَّمتَهُ» باز هم اسم«عظیم» را داریم، این اسم دراین دعا چندبار تکرار شده است. اگر کسی متوجه این کلمات نباشد، نمی تواند با این دعا پرواز کند، فقط روخوانی می کند. نمی تواند با آن در ضیافت بیاید. «...هَذَا شَهرٌ عَظَّمتَهُ ...= این ماهی است که تو تعظیمش کردی». چه کسانی وقتی که وارد ماه مبارک می شوند احساس می کنند که وارد یک فضای عظیمی شده اند؟ فرض کنید یک انسان معمولی را ببرید به کاخ یک رئیس جمهور بزرگ، پادشاه بزرگ. وقتی وارد آنجا می شود، حس می کند که از خانه ی محقر خودش وارد یک فضا و دربار با عظمت شده است که آنجا یک فرمانده، ریاست جمهوری یا یک پادشاه عظیم است. آیا ما درکی از این عظمت و بزرگی داریم یا نه؟ «... وَ کَرَّمتَهُ...= و کرامت دادی این ماه را». انسان در این ماه، مورد اکرام ویژه خداوند تبارک و تعالی است. و قرآن بارها این نکته را بیان کرده: « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنی آدَمَ = به راستى ما فرزندان آدم را به موهبت عقل و خرد گرامى داشتیم. (اسراء/70)» ما بنی آدم را مورد اکرام خود قرار دادیم و بین بنی آدم، مؤمنین را بیشتر اکرام کردیم. «لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنینَ إِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم= خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ (آل عمران/164)».  این بزرگترین نعمت الهی است که خداوند ما را رها نکرده، برای ما یک سفیر، نماینده، مظهر خودش و عظیم ترین مخلوق خودش را فرستاده که ما را به نزد خدا ببرد. «... هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى الشُّهُورِ = رمضان، ماهی است که بزرگیش بخشیدیم، گرامی اش میداریم، شرافت و برتری اش بر همه ماهها دادیم...» کسی که تعظیم، تکریم، تشریف و تفضیل را متوجه نشود، عظمت شبهای قدر را درک نمی کند، زیرا قوه ی ادارک او هنوز فعال نشده است. چرا این همه فضیلت و تشریف و تکریم؟ چرا اینقدر این ماه عزیز و محترم است؟ برای اینکه رب عظیم به میدان آمده و قرار است یک «مهمان عظیم» به نام انسان را تربیت کند. این ماه عظمت، شرافت، کرامت، و فضیلتش را از انسان می گیرد. به حرمت انسان خدا این ماه را تعظیم، تکریم، تشریف و تفضیل کرده است. پس «من» کی هستم؟ من کی هستم که خدا به خاطر من این همه تشریفات راه انداخته است؟ چه زمانی ما به عظمت این ماه پی می بریم؟ زمانی که بفهمیم که خودمان چقدر قیمت داریم. خدا به عشق ما، به خاطر ما این مهمانی را راه انداخته است. مگر غیر از این است که یک صاحب خانه به عشق مهمانش مهمانی راه می اندازد. مهمان برایش خیلی عزیز است که این همه سرمایه گذاری می کند، میزان سرمایه گذاری یک صاحب خانه در مهمانی بستگی به میزان عظمت مهمان دارد. اینقدر این ماه عظمت دارد که خدا فرمود فقط خودت بیا داخل، بخشهای دیگر مرکبت، بخش زنانگی و مردانگی ات و بخشهای جنسی ات را نیار. فقط خودت بیا. ما هنوز بخش انسانی مان را نشناخته ایم. هنوز عاشق این بخش از وجودمان نشده ایم. هنوز موفق نشده ایم تفکیک کنیم که با کدام بخش وارد مهمانی شویم؟ اینجا است که ضیافتها خراب می شود. یا اصلا وارد ضیافت نمی شویم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7107
زمان انتشار: 2 ژوئن 2020
| |
سالگرد ارتحال امام خمینی (رحمه الله علیه)

سالگرد ارتحال امام خمینی (رحمه الله علیه)

حضرت امام خمینی و بنیان گذار جمهوری اسلامی در 14 خرداد ماه 1368 در تهران رحلت نمودند.

ایشان پس از یک دوره کوتاه بیماری و پس از یک جراحی در بیمارستان بقیه الله دار فانی را وداع نمود. حضرت امام پس از در گذشت حضرت آیت الله بروجردی به مخالفت با سیاست های طاغوت برخاست و در قیام 15 خرداد 1342 دستگیر و روانه تهران و زندانی گردید، پس از مدتی آزاد و به شهر مقدس قم مراجعت نمود. در قضیه تصویب کاپیتولاسیون (مصونیت مجرمین آمریکائی در ایران) با سخنرانی مهم و آتشین در مسجد اعظم قم دستگیر و به ترکیه و سپس به عراق تبعید گردید. ایشان در سال های اقامت در عراق همچنان رهبری مبارزه با رژیم پهلوی را به عهده داشته و در سال 1357 با هماهنگی رژیم پهلوی به رژیم بعث عراق، ایشان ناگزیر از خروج از عراق شده و با عزیمت به پاریس مبارزه و انقلاب امام را وارد مرحله اساسی نمود. با اقامت حضرت امام در پاریس و انعکاس سخنان و نقطه نظرات ایشان در رسانه های غربی رژیم پهلوی در ضعف و انزوا قرار گرفته و با رهبری هوشمندانه و دقیق ایشان انقلاب اسلامی مردم ایران با خروج شاه و خانواده سلطنتی از ایران به روزهای اوج خود نزدیک گردید. با مراجعت رهبر فقید ایران در 12 بهمن 1357 و هدایت انقلاب از نزدیک، صبح پیروزی در 22 بهمن ماه 1357 دمید و مردم ایران شاهد پیروزی را در آغوش گرفته بود. با انحلال رژیم سلطنتی و پایان حکومت 57 ساله و ستمکارانه پهلوی، حضرت امام جمهوری اسلامی ایران را با آرای قاطع مردم بنیان نهاد. از 22 بهمن 1357 تا 14 خرداد 1368 حضرت امام همچنان رهبری انقلاب را به دوش کشیده و انقلاب و کشور را در حوادث خطرناکی و توطئه های گوناگون و جنگ 8 ساله تحمیلی عراق و تحریم ها به سلامت و به خوبی رهبری نمودند. ایشان در روز 14 خرداد ماه 1368 به ملکوت اعلی شتافت. امام خمینی ره : مسئولانی که به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان(علیه السلام) نباشند، خائن و خطرسازند امام خمینی(رحمه الله علیه) به گردن همه بشریت حق دارد جامعیت شخصیت امام خمینی رحمه الله

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7104
زمان انتشار: 1 ژوئن 2017
| |
دعای کسانی که در شب قدر مستجاب نمی شود

استاد محمد شجاعی

دعای کسانی که در شب قدر مستجاب نمی شود

روایت شده که در این شب، دعاى همگان اجابت مى‏ شود و دعاى هیچ كس بى ‏پاسخ نمى‏ ماند، مگر دعاى این افراد: الف) عاق والدین دعای کسی كه پدر و مادر بر او خشم گرفته باشند و او را عاق كرده باشند، اجابت نمی شود. پس هرکس که پدر و مادرش از او راضى نیست، باید رضایتشان را جلب كند. نه تنها باید آنها را راضى كنیم، بلکه باید برایشان دعا كنیم. والدین هم بچه ‏هایشان را دعا كنند. هم راضیشان كنیم، هم بخواهیم كه برایمان در این شب دعا كنند. دعا در این شب، خیلى فرق دارد با دعا در اوقات دیگر. حدیث داریم انسان ممكن است در طول زندگی پدر و مادرش عاق والدین نشود، اما بعد از مرگ آنها عاق والدین شود. ممكن است کسی توى دنیا خیلى به والدینش رسیدگى كند، اما بعد از مرگ، آنها را فراموش كند نه خیرات كند برایشان؛ نه نماز بخواند؛ نه استغفار كند؛ نه سر قبرشان برود؛ نه دعا كند. آنجا هم اینها قدرت عاق كردن انسان را دارند. پدر و مادر خیلى قدرتشان زیاد است، پس اگر مى‏ بینیم كوتاهى كردیم ، در این شب فكر اموات باشیم و براى آنها دعا كنیم و صدقه بدهیم و خیرات بكنیم. ب) قاطع رحم آن كه از خویشان خود بریده و قطع رحم كرده و قهر کرده باشد. در روایت داریم فامیلتان حتی كافر هم باشد حق قهر كردن و قطع رحم ندارید. اگر با کسی قهر هستید، آشتی کنید؛ حتی به اندازه تلفن‌ زدن. ارتباط خراب نشود، ارتباط اگر قطع بشود، بسیار خطرناک است. ج) کسی که کینه مؤمنی را در دل دارد آنكه دشمنی و كینه مومنى را در دل داشته باشد، دعایش قبول نمی شود. دلها باید پاك باشد. امشب هر كه گردنت حق داری بگو حلالش كردم؛ از كسى كینه به دل نداشته باشید؛ چون امشب بزرگ‏ترین لطفى كه خدا در حق ما مى ‏كند این است كه گناهان و جسارت و سیئات ما را ببخشد. قرآن هم مى ‏فرماید:«وَلْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ= ببخشید و بگذرید. آیا نمی خواهید كه خدا شما را ببخشد؟ (نور۲۲) »  هركسى دوست دارد که خدا او را ببخشد، باید بداند که خدا هم می خواهد تا او هم اهل بخشش باشد. از دخترت، از پسرت، از برادرت، از خواهرت، از فامیلت، از همسایه ‏ات، از مسجدى، از منبرى، از بسیجى، از هر كسى که كینه ‏اى در دل دارى، پاكش كن و بریز دور. چون اینها حجاب و مانع مى ‏شود كه قلبت فضیلت این هزار ماه را جذب كند. چون آن قلبى كه درونش كینه است، آفت دارد و آلوده است، نمى ‏تواند فیض شب قدر را جذب كند. مگر نمى‏ خواهیم كه خدا ما را ببخشد؟ چطور بخشیدن را براى خدا را خوب مى ‏دانیم، اما این که ما هم دیگران را عفو کنیم، این را خوب نمى‏ دانیم؟ ما كه خودمان یقین داریم چقدر ظلم كردیم، چقدر جنایت كردیم، چقدر جرم كردیم، چقدر آلودگى ذخیره كردیم. چطور انتظار داریم خدا ببخشد؟ اما خودمان نمى ‏خواهیم اهل عفو و گذشت باشیم؟ د) کسی که دائم خمر است در بیان اهل بیت علیهم السلام کسی که هر وقت شراب به دست بیاورد آن را بنوشد به او مدمن الخمر گویند (کافی ج ۴ ص ۵۴۲) یعنی منظور این نیست که حتماً باید هر روز خمر بنوشد بلکه با خود می‌گوید هر زمان فرصتی به دست آمد شرب خمر می‌کنم (کافی ج ۶ ص ۴۰۵). در جلد ششم کتاب شریف کافی یک باب مجزا برای گناه شخص دائم الخمر اختصاص داده شده است و هشت روایت نقل می‌کنند که در تمام آنها مدمن الخمر را مساوی بت پرست قرار داده‌اند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: بهشت بر شخص دائم الخمر حرام است. امام صادق علیه السلام فرمودند: شخص دائم الخمر از ارتکاب قتل یا زنا هیچ باکی ندارد و ممکن است با محارم خود این عمل خلاف عفت را انجام دهد در حالی که متوجه نیست.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7066
زمان انتشار: 13 ژوئن 2018
| |
آرشیو صوتی و تصویری با موضوع رمضان و شب قدر

آرشیو صوتی و تصویری با موضوع رمضان و شب قدر

آرشیو صوتی و تصویری با موضوع رمضان و شب قدر شب قدر، زمانی برای چینش دل مهیا شدن انسان برای ضیافت الهی معرفت لیالی قدر ماه رمضان ضیافتی با حضور حق تعالی ماه رمضان و چشیدن طعم دعاها ماه رمضان مجموعه ای از یادهای زیبا انس به زندان دنیا یا پرواز به بهشت خدا عبور از جهنم دنیا و اشتیاق به نعمت های بهشتی قیمت و شرافت تو با چه چیزی سنجیده می شود؟ دعای ابوحمزه سرشار از لذت‏، آرامش و قدرت همنشینی با خدا یاد خدا انس را بیشتر می کند زحمات مالی، جسمی و مادی برای انس بیشتر با خدا سجده، گذاردن سر به روی پای خداست عبادت های بدنی فرصتی برای به آ‎غوش کشیدن پروردگار فرصت صحبت با خدا را از دست ندهیم چرا نمی توانیم با خدا انس بگیریم؟ دیگران را ببخشیم تا خداوند ما را ببخشد اشتیاق ویژه خداوند برای توبه کنندگان رمضان چون فصل عاشقی هست صلوات های وارده نیز عاشقانه  خدایا به تعداد تسبیح فرشته ها بر محمد و آل او صلوات  تمام عظمت، کرامت و شرافت الهی در ماه رمضان است توصیه استاد محمد شجاعی به مناسبت ماه مبارک رمضان چه کنیم سهم مان از رمضان، گرسنگی و تشنگیِ محض نباشد؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7062
زمان انتشار: 27 می 2017
| |
دانستنِ قیمت خودت، میزانِ سایر قیمت هاست

احیاء شب 19 ماه رمضان، جلسه 2؛ 95/4/4 (امام شناسی)

دانستنِ قیمت خودت، میزانِ سایر قیمت هاست

خداوند و اهل بیت علیهم‌السلام می‌گویند، اگر در بین همه قیمت ها قیمت یک چیز را بدانید، همه‌ی قیمت‌ها دستتان می‌آید و آن قیمتِ خودتان است.

بیشتر اوقات پدر و مادر به دلیل این که بچه ها نادان هستند و اهمیت بعضی چیزها را نمی‌فهمند، برای بچه‌ها تصمیم‌هایی می‌گیرند. مثلاً بچه هیچ‌وقت نمی‌فهمد که مدرسه  به چه دردش می‌خورد. ولی پدر و مادر می‌دانند که این چقدر مهم است. برای همین، فرزندشان را ملزم می کنند و میگویند از اولِ مهر تو دیگر مثلِ این هفت سالِ گذشته نمی‌توانی رفتار کنی. بخواهی یا نخواهی، باید صبح بلند شوی به مدرسه بروی. اما بعداً که بچه بزرگ شد، خیرش را می‌فهمد. گاهی ما نادانی می‌کنیم. اهل بیت علیهم‌السلام مثل پدر و مادر برای ما هستند. خداوند و اهل بیت علیهم‌السلام هم در شب‌های قدر به نادانیِ ما رحم می‌کنند. خیلی وقت‌ها قشنگ‌ترین تقدیرات را در این شب‌ها به ما می‌دهند. یعنی مادرِ ما فاطمه زهرا سلام الله علیها لطف می‌کند در کیسه‌ی ما چیزهای قیمتیِ زیادی می‌ریزد. امام زمان علیه‌السلام خودش که صاحب قدر است چیزهای ارزشمندی را در این شب‌ها به ما می‌دهد و برای ما مقامات و معارف فوق‌العاده‌ای را رقم می‌زنند. اما ما چون معرفت نداریم، همین که عید فطر می‌شود، همه‌اش را خالی می‌کنیم و دور می‌ریزیم و همه چیز را ضایع می‌کنیم. یعنی هرسال آن‌ها کیسه‌ی ما را از چیزهایی که شادی‌ها و آرامش‌های دنیایی و آخرتی برایمان می‌آورند، پر می‌کنند و ما چون نمی‌دانیم و معرفت نداریم، خرابش می‌کنیم. گفتیم معرفت غیر از علم است، علم یعنی همین چیزی که الآن من دارم به شما می‌گویم و شما یاد می‌گیرید، اما باید به کارتان بیاید. وقتی که تبدیل به دارائی نشود و در عمل به دردتان نخورد، صرفاً علم است و  به درد نمی‌خورد. وقتی به درد خورد، از حالت علم در می‌آید و به آن معرفت می‌گویند. معرفت آن علمی است که در نهاد تو باور می‌شود و در عمل به دردت می‌خورد. همه‌ی ما می‌دانیم، محال است مرده کاری با ما داشته باشد، این یک قاعده‌ی علمی است و ما می‌دانیم، اما معرفت به آن نداریم. برای همین می‌ترسیم به مرده دست بزنیم. می‌ترسیم به قبرستان برویم. می‌ترسیم یک مرده را بشوییم. علم است ولی فایده‌ای ندارد. علم وقتی به معرفت تبدیل می شود که در عمل به ما کمک ‌کند. ما شب‌های قدر خیلی چیزها از رأفت و رحمت خداوند و عوامل سعادت نصیبمان می‌شود، اما نبودِ معرفت، آن را ضایع می‌کند و از بین می‌برد. با این که می‌فهمیم و می‌دانیم، اما برخلافش عمل می‌کنیم. آن چیزی که کمک می‌کند تا ما بفهمیم و إن‌شاء الله به آن عمل کنیم، در درجه‌ی اول، باور قیمت‌هاست. باور قَدَر و باورِ تقدیرهاست. حدیثی که از امام باقر علیه‌السلام خواندیم که فرمود:«لا معرفة کمعرفتک بنفسک= هیچ معرفتی بالاتر از این نیست که تو بفهمی قیمتت چیست و چقدر است». وقتی نفهمی قیمتت چقدر است و باورش نکنی، حتی اگر به تو هم بگویند، صدها کلاس انسان‌شناسی هم  بروی، درس بخوانی، مطالعه کنی، حتی درس هم بدهی، ولی وقتی باور نمی‌کنی که قیمتت چقدر است، دچارِ خودفروشی می‌شوی. برای همین است که ۵۰ یا ۱۰۰ تا از این شب‌های قدر هم که می‌آید و می‌رود می‌بینید که شخص هیچ ‌نوع قدرت و نورانیت و رشد و آرامش و شادی‌ای پیدا نمی‌کند. هرسال به حجم غم‌ها، اضطراب‌ها، ناراحتی‌ها، تنش‌ها و ظلمت‌هایش اضافه می‌شود. قیمت گوهر وجودت را بشناس و آن را ارزان نفروش روایتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام بخوانم که این روایت فوق العاده است، یعنی اگر همین روایت را ما خوب بفهمیم، شب قدرِ فوق‌العاده‌ خوبی خواهیم داشت. حضرت می فرماید:« أفضَلُ الحِكمَةِ مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ و وُقوفُهُ عِندَ قَدرِهِ = بالاترین حکمت این است که انسان قدر خودش را بداند و قدر خودش را نگه دارد». «وقوف» یعنی ایستادن، مقاومت کردن، پاکارِ قیمت بودن. مثلاً کسی گوهر گران‌قیمتی دارد. خودش هم به گران قیمت بودن گوهرش آگاهی دارد. اما یک‌جا می‌خواهند سرش کلاه بگذارند و مدام بر سر مالش می زنند و می خواهند با قیمت ارزان از او بخرند. ولی او می‌گوید من که می‌دانم این چقدر می‌ارزد و نمی‌فروشد. مقاومت می‌کند تا یک گوهرشناس پیدا شود و به قیمت بفروشد. خیلی‌ها قیمت خودشان را هم می‌فهمند، اما زود خودشان را می‌فروشند. یعنی راحت خودفروشی می‌کنند. با این‌که می‌دانند باید در چه افقی قدم بگذارند، در چه سطحی نفس بکشند، چه سبکِ زندگی‌ای داشته باشند، اما یک سبکِ زندگیِ به درد نخوری را انتخاب می‌کنند و در همان سطح زندگی می‌کنند. نه! بشناس و پاکارش بمان. روی قیمت خودت استقامت کن. کمتر نفروش، پایین‌تر نیا. بالاترین حکمت این است که انسان قیمت خودش دستش باشد و از آن پایین‌تر دیگر عقب‌نشینی نکند و مصداق «وُقوفُهُ عِندَ قَدرِهِ= پایدار ماندن بر سر قیمتش» بشود. یکی از اعمال حج، وقوف «عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَ‌امِ» است. باید شب را آنجا در منا بمانی. می‌گوید از ظهر روز نهم تا شب، تا صبح، تا سحر، برو بمان. در عرفات باید وقوف کنی، باید بمانی. حضرت می‌گوید، کنار قیمتت وقوف کن. کنار قیمتت باش و نگذار قیمت از دستت برود. در این عرضه‌های قیمت، یکدفعه خودت را ندهی و یک چیز پستی را بگیری. دنیا دائماً قیمت‌های پست را به ما پیشنهاد می‌کند. سبک‌های زندگیِ ذلیلانه، جمادی، گیاهی و حیوانی به ما می‌دهد. فقط آدم‌های اهل معرفت هستند که قیمت دستشان هست و خودشان را به کمتر از قیمتشان نمی‌فروشند و حاضر نیستند به کمتر از قیمتشان با چیزی رابطه برقرار کنند. یعنی می‌خواهد برود ازدواج کند، حواسش به قیمتش هست که من ازدواج بدی نکنم تا باعث اُفت شخصیتی ام شود. یعنی ازدواجی نکنم که از آسمان، خانواده‌ی آسمانی‌ام، مادرم فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها، پدرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام، از چادر امام زمان علیه‌السلام من را بیرون کنند. بچه‌‌داری، شغل، تجارت، کارِ اجتماعی، کارِ هنری، کارِ سیاسی، کارِ علمی، کارِ ‌فرهنگی، هر چیزی که تو را از چادرِ امام زمان علیه‌السلام بیرون بیاندازد، دچار فحشا و خودفروشی شده‌ای. چشمک زدن‌های بیرونی و نشناختنِ قیمت و هر چیزی که تو را از دامن انسانیت و دامنِ خدا دور کند، تو فریب خورده‌ای، باخته‌ای. فرمودند: سه شب بیدار بمان و مواظب باش خوابت نبرد. حواست باشد که می‌خواهند به تو قیمت بدهند. موقعِ قیمت‌گذاری است. می‌خواهند تقدیرات را تعیین کنند. می‌خواهند یک چیزی در این سه شب گیرِ تو بیاید. این تو هستی که می‌توانی بگویی چه چیزی برایت بنویسند. اگر شما الآن به امام زمان علیه‌السلام بگویی یا امام زمان علیه‌السلام من همه این‌ چیزهای خوب را می‌خواهم، حضرت هم می‌نویسد و به تو می‌دهد. کریمند و می‌دهند. تو پس نزن و بعد از ماه رمضان همه را دور نریز. محال است که شما به امام زمان علیه‌السلام بگویید: «ای امام زمان علیه‌السلام من می‌خواهم در دنیا و آخرت با تو باشم. من مقام محمود می‌خواهم. من مقامِ تو را می‌خواهم. می‌خواهم کمتر از تو نباشم» و امام زمان علیه‌السلام بگوید: من نمی‌دهم، محال است. وقتی می گویی: من می‌خواهم در چادر تو باشم، امام زمان حتماً به تو می‌دهد، می‌گوید بیا در چادر ما. ۵۰ سال هم گناه کرده باشی، امام زمان علیه‌السلام ع تو را راه می‌دهد. عاشورا و قَدَرهایی که در آن رقم خورد عاشورا نمونه‌ی دنیاست. شما یک حُر دارید. یک مسیحی دارید که تازه مسلمان شده. آدم‌هایی مثل زهیر دارید. زهیر عثمانی بود و از اهل بیت علیهم‌السلام فرار می کرد. امام حسین علیه‌السلام یک چادر می‌گذارد، می‌گوید، هر کس زیر این چادر آمد تمام است. امروز هم همین‌طور است. الآن هم امام زمان دارد «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی» می‌گوید، هر روز هم ما را به چادرش فرا می خواند. محال است که حتی به یک نفر که 60 سال گناه کرده و حالا می خواهد به چادر حضرت بیاید، به او بگویند داخل نیا. جلویش را نمی گیرند. بعد از 60 سال معصیت، امام زمان علیه‌السلام به تو می‌گوید: در این شب‌ها این مقام ها را می‌خواهی برایت بنویسیم. بیا در چادرِ ما، با ما باش. در دنیا و آخرت هم‌درجه‌ی ما باش. آیا واقعاً ما می‌رویم؟ اکثرِ ما نمی‌رویم. یعنی وقتی فضا هم برایمان فراهم می‌شود، تنبلی‌ها، بی‌حوصلگی‌ها، دنیازدگی ها و کمالات درجه پایین نمی گذارد. همانطور که فرمود: کلید همه‌ی بدبختی‌های آدم در دنیا و آخرت دو چیز است: تنبلی و بی‌حوصلگی. قیمت‌های پایینی گولمان می‌زند و نمی‌گذارد در چادر امام زمان علیه‌السلام بمانیم. پست، ریاست، مقام، شغل، درآمد، دنیا، موقعیت اجتماعی، تحصیلات، دنیا، پایین‌تر از آن، کمالات حیوانی، کمالات گیاهی، حتی کمالات جمادی، نمی‌گذارد که ما در چادر بمانیم. شما نگاه کنید: مردم پیغمبرصلی‌الله علیه و‌آله را دیده‌اند، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را داده‌اند، حضرت مجتبی علیه‌السلام را دیده‌اند، سیدالشهداء را هم دیده‌اند، چند هزار نفر با امام حسین علیه‌السلام هستند تا به عاشورا برسند. حدود 40 نفر برای امام ماندند. فکر نکنید شبِ عاشورا 70 نفر بودند یا 72 نفر بودند، نه. 20- 30 نفر تا غروبِ عاشورا از لشکر عمر سعد به چادر امام حسین علیه‌السلام آمدند و امام حسین همه را پذیرفت، به یک نفر نگفت نیا. تا غروب با حضرت جنگیده، غروب می‌گوید بیایم؟ می‌گوید بیا. خیلی عجیب است! بیا، بفرما داخل. اما از طرف دیگر، باور می‌کنید که غروب عصر عاشورا، یک نفر از لشکر امام حسین علیه‌السلام فرار کرد؟! فکر کنید، اگر این شخص تا چند دقیقه‌ی دیگر مقاومت می‌کرد، الآن با امام حسین علیه‌السلام بود. غفلت‌هایمان، شهوت‌هایمان، دنیاگرایی‌هایمان نمی‌گذارد در چادر امام زمان علیه‌السلام برویم. مدام برای خودمان کلاس می‌گذاریم. من شأنم این نیست. با هزار شرط هم می‌خواهیم برای امام زمان علیه‌السلام کار کنیم. امام هم در مظهرِ ناز است. چند هزار نفر آمدند برای امام حسین علیه‌السلام ناز کردند و گفتند: اجازه هست ما برویم؟ فرمود: بفرمائید بروید. به یک نفر نگفت نرو؟ اگر می‌خواهی بروی برو. امام زمان علیه‌السلام آدمی را که بخواهد این‌طوری برای خودش کلاس بگذارد و ناز کند، نمی‌خواهد. برای امام زمان علیه‌السلام و برای رفتن به چادر حضرت، باید خون دل بخوری. سختی دارد، جدا شدن از خیلی از شهوت‌ها و کلاس‌ها و پرستیژها و دنیاطلبی ها دارد. ما خیلی وقت‌ها می‌خواهیم هم دنیا و کلاس و پرستیژش را حفظ کنیم، هم مقام اهل بیت علیهم‌السلام را داشته باشیم، اینها با هم جور در نمی‌آید. این تقدیری نیست که به دردِ تو بخورد، تو بگویی من می‌خواهم هم دنیایم را داشته باشم، هم ابدیتم را داشته باشم. قیمت ما کمتر از بودن در چادر امام زمان علیه السلام نیست «أفضَلُ الحِكمَةِ مَعرِفَةُ الإنسانِ نَفسَهُ و وُقوفُهُ عِندَ قَدرِهِ=بالاترین حکمت این است که به نفس خودش معرفت داشته باشی و پای آن بایستی». بالاترین فهم و شعور مال چه کسی است؟ به چه کسی حکیم می گویند؟ کسی که قیمتش در دستش باشد. سفت هم پاکار قیمتِ خودش بایستد. قیمتِ ما کمتر از بودن در چادرِ امام زمان علیه‌السلام در دنیا و در چادرِ حضرت در آخرت نیست. «اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ= این که خدا مرا در دنیا و آخرت با شما قرار دهد»، «أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ= خدا مرا به مقام محمودی که شما نزد خدا دارید برساند». یعنی آن مقامی که شما پیشِ خدا دارید، همان را هم من می‌خواهم. آن چند هزار نفری که با امام حسین علیه‌السلام آمدند و بعد رها کردند، مدام به همه قیمت‌های بی‌خودی دادند و گولشان زدند و رفتند خودشان را فروختند، پاکارِ حضرت نایستادند، در چادرِ حضرت نماندند و فرار کردند. در این جمع چند هزار نفری امشب یک نفر هم نیست که امام زمان علیه السلام نخواهد او را به چادرش دعوت کند. یک نفر هم نیست که لیاقت چادر حضرت را نداشته باشد. در این جمع، کسی نیست که اگر 100 سال هم گناه داشته باشد، آمرزیده نشود. همه جبران می‌شود، همه‌ی ما را دعوت کرده‌اند. هیچ‌کس نیست بگوید، چون من لیاقت ندارم، خیلی گناه کرده‌ام، حضرت من را نمی‌پذیرد. اصلاً این طوری نیست. در این شب‌ها خداوند با آغوش باز منتظر توبه ماست. «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ = خدا توبه‌کنندگان را دوست دارد». خداوند از توبه کننده بدش نمی‌آید. گذشته‌اش را هم به رخش نمی‌کشد. فرمود: «لَو عُلِمَ المُدبِرونَ عَنّی کَیفَ اشتِیاقِی بِهِم وَ انتِظارِی إلی تُوبَتِهِم لَماتُوا شُوقا=  اگر آن‌هایی که با من قهر کرده‌اند، می‌دانستند من چگونه مشتاق برگشتنشان هستم، از شوقِ من می‌مردند. دَر بروی کسی بسته نیست، ما باید جلو برویم. خدا اتمام حجت کرده است. اگر 50 سال حرفه‌ای‌ترین گناهکار هم باشی، می‌گوید می‌توانی برگردی بیایی. هم برگرد بیا، و هم گذشته‌ات را جبران می‌کنم. به رخت هم نمی‌کشم، آبرویت را هم نمی‌برم، به مقامِ اهل بیت علیهم‌السلام دعوتت می‌کنم. شما فکر می‌کنید عاشورا فقط مالِ مردمِ آن زمان بوده؟ نه. الآن هم عاشوراست. «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا= هر روز عاشورا و هر زمینی کربلاست ». الآن هم ما را به این مقام دعوت می‌کنند. ما باید قدر و قیمتِ خودمان را بفهمیم و پای این قیمت وقوف داشته باشیم، استقامت داشته باشیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7060
زمان انتشار: 11 ژانویه 2017
| | | | |
ضرورت یاد ایام الهی

شرح دعای ندبه (جلسه 1) پزشکان مهدوی جلسه 20؛ 95/10/01

ضرورت یاد ایام الهی

یکی از ضروریات زندگی انسان به عنوان مخلوق برتر، «یاد ایام» است. همان طور که انسان‌ها در ابعاد غیرانسانی روز‌های ویژه‌ای در زندگی‌ دارند و آنها را یاد می‌کنند، مثلاً تاریخ ازدواج‌شان، بچه دار شدن، شفا گرفتن یا نوروز، در بخش انسانی هم ایامی داریم که فوق العاده مهم هستند. یعنی تاریخ و ساعت این ایام، با فطرت انسان تنظیم شده است، نه با طبیعت انسان. این تاریخ های فطری را قرآن به «ایام الله» تعبیر می‌کند.

«روزهای خدا» روزهایی است که خداوند برای انسان جلوه‌های ویژه می‌کند. این جلوه‌ها یا به قهر و غلبه است، مثل طوفان نوح که محور این حادثه «انسان» بود و گاهی هم جلوه‌ها به «لطف و مهربانی» است. مثل بعثت یا تولد پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام. امامت و ولایت امام زمان (علیه السلام) از ایام بزرگ الهی است که باید جشن گرفته شود. چون دوران امامت آخرین وصی پیامبر است و امامت ایشان برخلاف ائمه دیگر، کوتاه مدت نیست، بلکه بلندمدت است که تکلیف بشریت را روی زمین مشخص می‌کند. این «یاد» برای ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چون «امامت» و «ولایت» یک جهت خاصی است که باعث می شود میلیاردها انسان به هدف خلقتشان نائل ‌شوند و به حیات انسانی راه پیدا کنند و سالم وارد برزخ و ملکوت شوند. بزرگداشت روزهای خدا از تقوای دل است «تعظیم شعائر الهی» مطلبی است كه خداوند در قرآن از آن با عنوان تقوای دل یاد كرده است؛ آنجا كه می‌فرماید: «وَمَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب= هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار، نشانه‌ی تقوای دل‌هاست». یعنی زنده نگه داشتن شهادت‌ها و میلادهای ائمه از مصادیق تعظیم شعائر الهی است که اثر این بزرگداشت‌ها به خود انسان بر می‌گردد. همان‌طور که فعالیت‌های شما پزشکان در حوزه سلامت باید منجر به این شود که مردم بیشتر به جامعه پزشکی نزدیک شوند، چون از سلامت بیشتری برخوردار خواهند بود و آسیب کمتری خواهند دید، اگر مردم هم در اتصال به معصوم متخصص نقش داشته باشند، به حیات انسانی نزدیک تر و در عالم برزخ، تولد سالم توأم با زندگی بهشتی خواهند داشت. با آغاز امامت و ولایت امام زمان (علیه السلام) علاوه بر جشن و شادی، مهم این است که ما بفهمیم که باید در جریان امامت و ولایت و تمدن سازی اسلامی مشارکت کنیم. جایگاه و نقش خودمان را در جریان نقشه خدا پیدا کنیم. اگر در کنار امام زمان (علیه السلام) و با خود حضرت سهیم و شریک هستیم، باید نتیجه این حرکت، وصل شدن به متخصص معصوم باشد. با این وجود، آیا برای خود رسالتی قائل هستیم یا نه! برای این رسالت چقدر حاضریم وقت بگذاریم؟ پس سعی کنیم که صرفاً مصرف کننده نباشیم. اینجاست که مقام ویژه یعنی «مقام محمود» که عین ارتباط و اتصاف به معصوم است را داشته باشیم تا هم درجه با آنان محشور شویم. قانون اینرسی و کشش دل‌ها در قانون اینرسی (قانون لختی) فیزیک می‌خوانیم: «هر جسم كه در حالت سكون، یا در حال حركت یكنواخت بر خط مستقیم باشد، همان حالت را حفظ می‌ کند مگر این كه تحت تأثیر نیروهای خارجی، مجبور به تغییر آن حالت باشد». قانون اینرسی در روح هم مطرح است. این که هوس زیارت می‌کنیم، بخاطر یک نیروی خارجی است که به قلب ما وارد می شود و شخص دعوت می‌شود. هوس نماز کردن، میل به زیارت امام رضا (علیه السلام) و کربلا همه به نوعی دعوت هستند. قیمت آدم ها در گرو هوس ها و آرزوهایشان است. اینکه کسی یک دفعه به دلش می افتد که به کربلا برود این گونه نیست که یک دفعه و بدون دلیل، این امر اتفاق بیفتد. پس در روز ولایت و امامت امام زمان (علیه السلام) آنچه مهم است، این است که ما جایگاه خودمان را در لشکر حضرت پیدا کنیم و تصمیم داشته باشیم در این روند تمدن‌سازی جایگاه و نقشی داشته باشیم. اما نه بدون قصد و نیت، بلکه به عنوان یک آدم نقش انسانی خود را پیدا کنیم و آن هویت و سمت انسانی خود را در لشکر امام زمان (علیه السلام) که اصطلاح قرآنیش «حزب الله» است را داشته باشیم و شرط ورود به حزب خدا تصمیم داشتن بر این نقش خودمان است. چون بقیه حزب ها، حزب های انسانی نیستند و درجه آنها به درد ما نمی خورد و در شأن ما نیست. «حزب خدا» درجه حقیقی ماست، ولی بعضی در زندگی شان در شئونات مختلف مثل کسب خانه، ماشین، شغل و منصب، فرزنددار شدن، درجات علمی  و... تلاش می‌کنند، اما حزب خدا یک درجه انسانی است که تو را با خدا تنظیمت می‌کند. هر چقدر عشق، دلدادگی و دلتنگی و انس ما به انسان کامل، یعنی امام زمان که امام عصر ما و خلیفه خدا بر روی زمین است بیشتر باشد، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به او می‌کنیم و درجه انسانی ما هم بیشتر می‌شود. پس ما باید به این فکر کنیم که جایگاه ما در لشکر امام زمان (علیه السلام) کجاست. در این روندی که حضرت شروع کرده، بویژه ظهور حضرت بعد از انقلاب اسلامی خیلی نزدیک‌تر شده است. چون انقلاب اسلامی از شئونات امام زمان (علیه السلام) است.نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «یَخرُجُ الناسٌ مِن المَشرِقِ فَیُوطّئونَ للمَهدِیِّ سُلْطانَهُ= مردمى از مشرق قیام مى‌كنند و زمینه حكومت مهدى را فراهم مى‌آورند». انقلاب اسلامی جزء شئونات وجودی و ظهورات امام زمان (علیه السلام) است. خودش جلوه می‌کند و خودش انقلاب و هدایت می‌کند. شرح دعای ندبه «اَلْحَمْدُ لله رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً، اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما جَرى بِهِ قَضاؤُكَ فى أَوْلِیائِكَ الَّذینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دینِكَ= خدایا تو را سپاس می گذارم بخاطر  آن چیزی که قضای تو جاری شد در حق دوستانت که انتخابشان کردی و خالصشان کردی برای خودت و دینت». امام صادق (علیه السلام) در نظام خلقت، ماجرا و سندی را به نام دعای ندبه ایجاد کرده است که با حمد الهی شروع شده است. حمد یک مقام الهی و انسانی است. وقتی انسان به معنای حقیقی امش بخواهد کارش را شروع کند با «حمد» شروع ‌می کند. همچنین زمانی از کسی تشکر می‌کنیم که کار مثبتی کرده باشد. امام صادق (علیه السلام) از جایی وارد تاریخ می‌شود که با تاریخ های حیوانی ما فرق می‌کند. چون ما معمولاً از طبیعت شروع می‌کنیم. مثلاً تاریخ درسی کتاب ها از فلان پادشاه یا حکومت‌ها شروع می‌شود. اما امام درس بزرگی که در دعای ندبه به ما می‌دهد، این است که جریان انسانیت را از اولیای خدا یعنی از حضرت آدم (علیه السلام) شروع کرده است. با وجود این که این داستان تأسف انگیر است، ولی باز با حمد الهی شروع می‌کند. چون همه را زیبا می بیند. چرا حضرت شکر می‌کند که قضای تو برای دوستانت این گونه جاری شد؟ مثلاً سر امام حسین (علیه السلام) بریده شده است، ولی باز حضرت با حمد الهی شروع می کند؟  مقام، مقام شکایت نیست. بلکه مقام سپاس و شکر است. پس باید بدانیم که اینها به چه معناست. چرا جای سپاس و شکر دارد؟ این همه به ما بر می‌گردد. ما باید جایگاه خودمان را پیدا کنیم که کجای کار هستیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7058
زمان انتشار: 1 می 2017
| |
(جلسه 6) منشاء و مبداء خلقت و نیروی مخلوقات، معصومین (علیهم السلام) هستند

موانع دعا(6)؛ 85/5/14 برگرفته از مباحث «شرح صحیفه سجادیه»

(جلسه 6) منشاء و مبداء خلقت و نیروی مخلوقات، معصومین (علیهم السلام) هستند

 «کل شی احصیناه فی امام مبین ». یعنی «کل شی» که مخلوق خدا و ریاضی است، «احصیناه فی امام مبین» است. یعنی خداوند تبارک و تعالی همه چیز را از امام خلق می کند.

فرمایش امام زمان (علیه السلام) و در نهج البلاغه نیز امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: « ونحنُ صنَائِعُ رَبّنا والخَلقُ بعدُ صَنائعُنا = ما ساخته خدا هستیم و خلق ساخته ما هستند». (که در کتاب آشتی با امام زمان علیه السلام نیز آورده شده است). اگر خلق ساخته اهل بیت (علیه السلام) هستند، پس همه چیز به غیر از حق تعالی محصول علم معصوم است. همه چیز غیر از حق تعالی محدود و محصور به علم خدا هستند. یعنی معصوم به همه چیز احاطه دارد. دعاهای هر روز ماه رجب در امام شناسی، در فهم نظام خلقت و در فهم آفرینش فوق العاده مهم، قوی و اثرگذار است. دعای « اللهم انی اسئلک بمعانی جمیع ما یدعوک به ولاة امرک....» از وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) خطاب به محمد بن عثمان (رحمه الله تعالی علیه) آمده که به خاطر عظمت معصوم، خدا را به معصومین قسم می دهد و می گوید شما نیز این گونه بگویید: خدایا! معصوم را معدن مخلوقاتت قرار داده ای، یعنی مخلوق ها از معصومین خلق می شوند. « فجعلتهم معادن کلماتک = آنان را معادن تمام کلمات (مخلوق) قرار داده ای». یعنی هر مخلوقی یک کلمه است. «و ارکانا لتوحیدک و آیاتک = و رکن توحید تو هستند و ارکان آیات تو هستند». پس خداوند آنها را معادن کلمات، ارکان توحید و آیات و مقامات خدا قرار داده است. « وَ مَقَامَاتِكَ الَّتی لا تَعْطِیلَ لَهَا فِی كُلِّ مَكَانٍ یَعْرِفُكَ بهَا مَنْ عَرَفَكَ، لا فَرْقَ بَیْنَكَ وَ بَیْنَهَا اِلاَّ اَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ = هیچ فرقی بین تو و معصومین نیست مگر این که آنها عباد، بندگان و خلق تو هستند». غیر از واجب الوجود بودن که خداوند واجب الوجود است، فرق دیگری بین خدا و معصوم نیست. در ادامه می فرماید: « فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بیَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا اِلَیْكَ اَعْضَادٌ وَ اَشْهَادٌ وَ مُنَاةٌ وَ اَذْوَادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوَّادٌ فَبهِمْ مَلأْتَ سَمَائِكَ وَ اَرْضِكَ حَتَّی ظَهَرَ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ = تو با این معصومین تمام آسمان و زمینت را پر کرده ای، تا حقیقت لا اله الا انت ظهور پیدا کند». برای فهمیدن و درک این فرازها آمادگی و سینه فراخ، پاک و تزکیه شده می خواهد. اگر ما معصوم را این گونه بشناسیم و بفهمیم که او پدر و اصل و حقیقت ماست، زیارت و حرف زدن با او خیلی دلچسب خواهد بود، چون می دانیم به خدمت چه کسی می رسیم. در فلسفه و حکمت متعالیه، ثابت شده است که خداوند اراده خود را مستقیم اعمال نمی کند، بلکه از طریق واسطه اعمال می کند. بنابراین، هر مخلوقی هر چیزی را که کسب می کند، از ناحیه معصوم به او رسیده است. حتی شمر که روی سینه ی حضرت سیدالشهدا نشسته و به سینه او خنجر می زند، تمام قدرت و نفس زدن، ضربان قلب و حرکات تمام اعضاء و جوارحش را از حضرت دریافت می کند. دلیل انتساب جرم و گناه و استغفار معصومین (علیهم السلام) چیست؟ گاهی معصومین در فرمایشات و دعا هایشان گناهانی را به خود نسبت داده و به عجز و ذلت و استغفار و قصور و تملق معترف شده و در مقابل خدای متعال با خوف و خشیت به مناجات می پرداختند. آنها با وجود این که معادن علم الهی و معصوم هستند، چگونه دائما استغفار می کنند و جرم و گناه را به خود انتساب می دهند؟ دو جواب دارد. اول آنکه هر عظمت، عصمت، علم و قدرتی که برای معصوم وجود دارد، جملگی از معدن اصلیِ وجود که خدای متعال است، افاضه می شود. زیارت اول ابی عبدالله (علیه السلام) در روز عاشورا می خوانیم: « إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِكُمْ = اراده پروردگار در تقدیرات امور عالم، به سوی شما فرود می آید و از منازل شما خارج می شود». اینها عظمت معصوم را می رساند و این که خداوند هر اراده ای را در تقدیر امور دارد. در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: « فَبَلَغَ اللَّهُ بِكُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِینَ وَ أَعْلَى مَنَازِلِ الْمُقَرَّبِینَ وَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ الْمُرْسَلِینَ حَیْثُ لا یَلْحَقُهُ لاحِقٌ وَ لا یَفُوقُهُ فَائِقٌ وَ لا یَسْبِقُهُ سَابِقٌ وَ لا یَطْمَعُ فِی إِدْرَاكِهِ طَامِعٌ = خداوند متعال شما را به شریفترین جایگاه انسانهای گرامی و بالاترین مقام قرب رساند. مقامی که هیچ کس طمع رسیدن به آن را ندارد». جملگی به اضافه ی اشراقی است که از مبداء اعلی، جل جلاله، نازل گردیده و به ارواح طیبه و مطهره حضرات معصومین تعلق گرفته است. به طوری که اگر لحظه ای عنایت حضرت ربوبی قطع شود، هیچ کمالی در احدی از بشریت نخواهد بود. دلیل دوم آنکه معصوم، معدن علم خداست و معصوم است. او برداشتی که از خدا و عظمت خدا می کند، غیر از آن چیزی است که ما می فهمیم. او فقط و فقط خدا را می بیند و فانی در حق تعالی است و برای خود و دیگری کمال مستقلی نمی بیند. خود را عین ربط به خدا و عین فقر می بیند. به شکرانه ی این نعمت عظمی هرگز دست از ذکر و استغفار بر نداشته و علی الدوام در ذکر بودند که هر چه هست، جملگی از فیض و رحمت حضرت رب العالمین است. قهراً این کمال عظیم و این احتیاج و وابستگی قطعی برای ایشان خضوع و خشوع می آورد و از این رو زبان را به مدح و ثنا و تملق می گشایند. به طوری که امام معصوم صریحا می فرماید:« ما کففت عن تملقک = دست از تملقت بر نمی دارم». از این بیان می توان نتیجه گرفت که هرگز نمی توان کار پاکان را به خود قیاس کرد و نمی توان با توهم غلط، هر چه مناسبِ حالات ماست، به آن حضرات نسبت داد. زیرا این نوعی بیراهه رفتن و از اصل مقام معصوم دور افتادن است و انسان با داشتن چنین اعتقادی نسبت به حضرات معصومین (علیهم السلام) هرگز روی معرفت را نخواهید دید. بنابراین احساس گناه آنها با احساس گناه ما بی نهایت فرق دارد. نحوه عشق، علاقه، وابستگی، دلتنگی و نحوه نیازمندی آنها با ما فرق می کند. برگرفته از مباحث «شرح صحیفه سجادیه» 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed