www.montazer.ir
دوشنبه 1 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 7296
زمان انتشار: 22 ژولیه 2017
| |
«فراموشی خدا» بدترین تهدید و نقطه ی سقوط انسان است

احیاء شب 21 ماه رمضان، جلسه 2، 1396/03/25 (مهمترین دعای شب قدر)

«فراموشی خدا» بدترین تهدید و نقطه ی سقوط انسان است

نابودی، نکبت و نقطه‌ی سقوط در زندگی انسان، زمانی است که انسان خدا یعنی معشوق اصلی خود را فراموش می کند.

در شرح دعای شبهای قدر به این فقره از دعا رسیدیم: «اللّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِي ناسِياً لِذِكْرِكَ فِيما أَوْلَيْتَنِي وَلا غافِلاً لاِحْسانِكَ فِيما أَعْطَيْتَنِي= خدايا مرا در آنچه سزاوار آنم فرمودى، فراموش كننده ذكرت قرار مده، و در آنچه عطايم نمودى، فراموش كننده احسانت قرار مده ».

اگر مکانیسم حرکت جنین در رحم مادر، به گونه ای باشد که دنیا و نیازهای آن را فراموش کند، رشد او متناسب با نیازهای دنیایی صورت نمی گیرد. ما نیز به عنوان یک جنین در رحم دنیا، اگر آخرت و رفتن به سمت خدا، ملاقات با خدا و لقاء الهی را فراموش کنیم، به بازی ها و دعواهای کودکانه مشغول می شویم و تمام زندگی ما پوچ و حیوانی خواهد شد و فراموش خواهیم کرد که از کجا آمده و به کجا می رویم و به کدام عالم منتقل خواهیم شد. فراموش می‌کنیم که پیمانی با خدا داریم و به زودی وارد عالم ملکوت و عالم برزخی می شویم که  50 هزارسال طول خواهد کشید. برای همین امام در این شب عزیز یعنی شب 23 به خداوند عرض می کند:« اللّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِی ناسِیاً لِذِكْرِكَ فِیما أَوْلَیْتَنِی = خدایا مرا فراموش كننده ذكرت قرار مده، در آنچه سزاوار آنم فرمودى». وقتی کسی به انسان محبت می کند و هدیه ای می دهد، زیباتر از آن محبت و آن هدیه خودِ شخص است که این محبت را در حق انسان کرده است. فقط هدیه ای که از آن فرد می گیری زیبا نیست. صاحب نعمت همیشه زیباتر و قشنگتر و همیشه بهتر از نعمتی است که به تو می دهد. ما با دریافت نعمت از خدا، خود خدا را فراموش می کنیم. یعنی کسی که این همه نعمت از سلامتی، بدن، زیبایی، هیکل، همسر، خانواده، موقعیت اجتماعی و موفقیت‌های اجتماعی، سیاسی و علم به ما داده را فراموش می‌کنیم و مست خودِ نعمت می‌شویم. این خوب نیست که آدم صاحب نعمت را فراموش کند و فریفته، عبد و بنده‌ی نعمت شود. در‌حالی که خدا گفته بنده‌ی هیچ کس جز خودم نباش. بگذار نعمت ها بنده ی تو باشند: «خَلَقْتُ الْأَشْیآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلی[1] = تمام اشیا را برای تو و تو را برای خود آفریدم». من همه چیز را به خاطر تو خلق کردم. تو از همه چیز این عالم عزیزتر هستی و تو را به خاطر خودم خلق کردم. کسی که نتواند از خدا لذت ببرد و با خدا شاد باشد و با خدا انس داشته باشد، دنیا تحقیرش می کند. حقش است که دائماً غصه بخورد. خدا می‌گوید اگر می‌خواهید، غصه نخورید و همیشه شخصیت شاد و آرام و مطمئن و راحت و قوی داشته باشید، با من و عاشق من باشید. با عشق من، هیچ وقت داشتن این نعمت ها به شما ضربه نمی زند و شما را از راه صحیح و درست زندگی منحرف نمی کند.     چگونه با داشتن شئون حیوانی از فراموشی خدا نجات یابیم؟ انسان 4 شأن «جمادی، گیاهی،‌ حیوانی و عقلی» دارد که همیشه او را تحت فشار قرار داده و به سمت نسیان نعمت های خدا می کشانند. حال چه باید کرد و چگونه با داشتن این شئون، آرامش داشته باشیم و از سختی مرگ و فشار قبر در امان باشیم؟ پاسخ این است که هیچ وقت و تحت هیچ شرایطی صاحب نعمت را فراموش نکنیم. هیچ وقت نعمت را بیشتر از صاحب نعمت دوست نداشته باشیم. هیچ وقت، با داشتن خدا به غصه و بدبختی نیفتیم. بنابراین، حضرت سجاد علیه السلام این هشدار را می دهد که در شب قدر به خداوند بگویید خدایا! نکند نعمت‌هایت یاد تو و محبت‌هایت را از خاطر من ببرد و من احسان تو را فراموش کنم. پس هر نعمتی که به تو می‌رسد، حتی اگر یک گل، یک قطره آب، خدا به دستت می‌دهد؛ یا همسرت، فرزندت، پدرت، مادرت هر کس به تو محبت می‌کند، بدان که این محبت خداست. هر کس تو را می‌بوسد، نوازش می‌کند، از دست خدا داری دریافت می‌کنی. یک لقمه می‌خوری، یک جرعه می نوشی، از دست خدا داری می نوشی. نعمت ها و قشنگی ها مال خداست. هر چه سلامتی داری، خدا به تو داده. پس چطور ما با نعمت خدا، خدا را فراموش می‌کنیم. با نعمت خدا از خدا دور می شویم، آنقدر سرگرم نعمت خدا می‌شویم که خود خدا را فراموش می‌کنیم و این برای قلب انسان خیلی خطرناک است. یعنی همه‌ی نعمت‌ها و شادی‌های ما از خداست، اما همه‌ی بلاها و نکبت‌ها و ناگواری‌هایی که نصیب‌مان می‌شود، ناشی از اشتباهات و گناهان خود ماست. در شب قدر و اندازه‌ها باید از خداوند بخواهیم، خدایا به ما این قیمت را بده که در قلب‌مان معشوقی بزرگتر و محبوبتر از تو و خانواده‌ی آسمانی‌مان و جهاد در راه تو نباشد. اصل این است. برای همین این دعا را در هر سه شب قدر بخوانید: (اللّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِی ناسِیاً لِذِكْرِكَ فِیما أَوْلَیْتَنِی وَلا غافِلاً لاِحْسانِكَ فِیما أَعْطَیْتَنِی) و بخواهیم، خدایا احسان و قشنگی و محبت تو را در نعمت هایت گم نکنم. به این خورشید نگاه کن! به عشق تو دارد حرکت می کند. ماه، ستاره ها، کیهان و کهکشان و هر چه که در روی زمین اتفاق می‌افتد به عشق تو است. خداوند تبارک و تعالی می‌گوید: من همه‌ی اینها را به عشق تو طراحی کرده ام. این همه سبزه، درختها و نعمتها و این همه حیوانات را به عشق شما آفریده ام. «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا[2] = اوست آن كسى كه آنچه در زمین است همه را براى شما آفرید». این خدای مهربان و دوست داشتنی است که می‌گوید اگر با 50 سال گناه هم بیایی و با من آشتی کنی، من همه اش را ندید می‌گیرم. احسان‌های خدا را ببینیم و با خدا لذت ببریم. نوازش خدا را در صحنه به صحنه‌ی زندگی‌مان ببینیم. علت این که خیلی وقتها ما از خدا نعمت هایی را می‌خواهیم و خدا به ما نمی دهد، این است که به ما محبت دارد و می‌گوید: چون دوستت دارم، نمی‌دهم. آن مقداری که به تو دادم، مست شدی و مرا فراموش کردی، اگر بیشتر به تو بدهم، به جهنم می روی. اما کسی که ظرفیت دارد، هر چه خدا به او نعمت ‌بدهد، او می‌گوید: خدایا خودت را عشق است، «لا اله الا الله، لا حول و لا قوه الا بالله، الحمدلله»، چنین آدمی همیشه خدا را شکر می‌کند. اگر تو ظرفیت داشته باشی، خداوند در هر 5 شأن وجودی ات به تو برکت می‌دهد. یعنی نعمت اگر می خواهی، باید ظرفیت داشته باشی و از نعمت درست استفاده کنی. هر چه در این 5 شأن خدا به تو داده، بریز به پای خود خدا، هدیه اش کن و برگردان به خدا تا خدا هم به تو بیشتر بدهد. اما وقتی من نعمت را فقط برای خودم و خانواده ام می خواهم مصرف کنم و از خدا و خلق خدا غافل می شوم و می‌گویم عراق و یمن و سوریه و لبنان و غزه و افغانستان و آفریقا به من چه، خدا می‌گوید پس تو لیاقت این نعمت ها را نداری. آدم باید مثل خدا باشد. مظهر خدا باشد. برای مسلمان و کافر و مسیحی یا یهودی و برای همه‌ی مردم کره زمین رحمانیت داشته باشد و برای مؤمنین رحیم باشد. خدا رحمت رحمانیه‌اش را به همه بنده‌هایش می‌دهد و رحمت رحیمیه‌اش را فقط به مؤمنین حقیقی می‌دهد. ما هم باید مثل خدا شویم. وقتی بندگان خدا در زندگی تو جایی ندارند، وقتی امام زمانت که پدر آسمانی‌ات است و تو روزی‌ات را از دست او می‌گیری، در زندگی تو جایی ندارد، وقتی دارد هر روز «هل من ناصر ینصرنی» می‌گوید و تو خودت را به کری زده ای و مشغول نعمت های خدا و مست نعمت های خدا هستی، دریافت نعمت نخواهی داشت. یعنی هر چه نعمت بیشتر می شود، طغیان ما هم بیشتر می‌شود. تنها مؤمن است که فریب نعمت‌های خدا را نمی‌خورد و همیشه چشمش به صاحب نعمت است و چشم از چشم خدا بر نمی‌دارد و می‌گوید: خدایا من که هیچ کاره ام، وجودم که عاریه‌ای است، فقیرم، چه برسد به نعمت هایی که به من دادی، همه‌ ی این نعمتها مال توست. من از خودم چه دارم؟ برای همین در اول همین دعا می‌گوییم: «لاَ أَمْلِكُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا أَصْرِفُ عَنْها سُوءً = براى خویش سود و زیانى را به دست ندارم، و نمى‌توانم پیش آمد بدى را از خود بازگردانم». چون چیز بزرگی از خدا می‌خواهیم، اعتراف می‌کنیم که خدایا هیچ چیز مال خودم نیست. من اعتراف می‌کنم که تو چه چیزهایی به من داده ای و من قدر ندانستم. بعضی‌ها نعمت را فقط در مال و چیزهای گیاهی و حیوانی می‌بینند و اگر ذره‌ای از این نعمت‌هایشان کم شود ناسپاسی می‌کنند. با آسمان قهر می‌کنند، با خانواده آسمانی شان قهر می‌کنند. چون فقط نعمت را در جنبه‌های حیوانی و گیاهی می‌بینند و متوجه نیستند که خدا آنها را انسان آفریده، بالاتر، بهتر، قوی تر از هر موجودی. خداوند نعمت های عظیم به آنها داده، خدا روح خودش را با ظرفیت بی نهایت در آنها دمیده تا به پادشاهی عظیم در حیات جاودانه برسند و در همین دنیا به انس، رفاقت، در حزب خدا و بودن تحت ولایت خدا برسند. در همین دنیا به چادر امام زمان و مقام منتظر برسند.  امام علی علیه السلام فرمود: اگر کسی به مقام منتظر رسید و واقعاً دلداده و منتظر امام زمان شد، با من و هم درجه من در بهشت خواهد بود. آیا این چیز کمی است که خدا برای ما داده؟ چرا این چیزها را نعمت نمی دانیم؟ چرا این موقعیت های عظیم را موقعیت نمی‌دانیم؟ چرا می‌گوییم موقعیت فقط یعنی این که من بروم در فلان کشور زندگی کنم؟ یا بهترین موقعیت این است که من فلان لباس و فلان اتومبیل و فلان درآمد را داشته باشم؟ اینها موقعیت انسانی نیستند.  از این رو در این فراز حضرت خطر فراموشی را به ما گوشزد می‌کند و می گوید خدایا من را از فراموشکاران قرار نده. اگر داشتم فراموش می کردم، تو به یادم بیاور، تو به من گوشزد کن که من حواسم باشد تا هر چه که به من می‌رسد، دارد از دست تو می رسد. [1] - شرح اصول کافی، مولی صالح مازندرانی، ج‌۴، ص‌۲۲۸؛ الجواهرالسنیة، ص‌۳۶۱؛ رسائل کرکی، ج‌۳، ص‌۱۶۲؛ شرح الاسماء‌الحسنی، ج‌۱، ص‌۱۳۹، ۲۰۲ و ۲۴۹؛ ج‌۲، ص‌۴۹ و ۶۷. [2] - بقره/29.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7294
زمان انتشار: 27 ژولیه 2017
| | | | |
چرا فتنه ها در دوران آخر الزمان زیاد می شود؟

چرا فتنه ها در دوران آخر الزمان زیاد می شود؟

آیا ما الان در آخرالزمان هستیم، چرا فتنه ها در آخرالزمان زیاد می شود؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - چرا فتنه ها در دوران آخر الزمان زیاد می شود؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7293
زمان انتشار: 26 ژولیه 2017
| | | | |
چرا امام خمینی ره وظیفه مسئولین نظام را آماده سازی برای ظهور امام زمان میداند؟

چرا امام خمینی ره وظیفه مسئولین نظام را آماده سازی برای ظهور امام زمان میداند؟

امام خمینی رحمه الله علیه وظیفه اصلی مسئولین را زمینه سازی برای ظهور می دانستند، این کار چطور صورت می گیرد و آیا تا به حال این گونه بوده؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - چرا امام خمینی ره وظیفه مسئولین نظام را آماده سازی برای ظهور امام زمان میداند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7292
زمان انتشار: 25 ژولیه 2017
| | | | |
آیا علائم ظهور در این دوران محقق شده است؟

آیا علائم ظهور در این دوران محقق شده است؟

آیا علائم ظهور امام زمان علیه السلام محقق شده است؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - آیا علائم ظهور در این دوران محقق شده است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7291
زمان انتشار: 24 ژولیه 2017
| | | | |
چرا بالاترین و بهترین اعمال انتظار فرج برای ظهور امام زمان (علیه السلام) است؟

چرا بالاترین و بهترین اعمال انتظار فرج برای ظهور امام زمان (علیه السلام) است؟

در روایات آمده بهترین اعمال انتظار فرج است چرا؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - چرا بالاترین و بهترین اعمال انتظار فرج برای ظهور امام زمان (علیه السلام) است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7290
زمان انتشار: 23 ژولیه 2017
| | | | |
آیا حمله آمریکا به عراق و کلاً خاور میانه برای جلوگیری از ظهور امام زمان بود؟

آیا حمله آمریکا به عراق و کلاً خاور میانه برای جلوگیری از ظهور امام زمان بود؟

بعضی ها معتقدند که فلسفه حمله آمریکا به عراق و کلاَ خاور میانه مقابله با ظهور امام زمان است نظر شما چیست؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - آیا حمله آمریکا به عراق و کلاً خاور میانه برای جلوگیری از ظهور امام زمان بود؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7289
زمان انتشار: 22 ژولیه 2017
| | | | |
چرا امام دوازدهم از نظرها غایب شده اند؟

چرا امام دوازدهم از نظرها غایب شده اند؟

چرا دوازدهمین امام اصلاََ از دیده ها غایب شده اند که بعد بخواهند ظهور کنند فلسفه غیبت شان چیست؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - چرا امام دوازدهم از نظرها غایب شده اند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7283
زمان انتشار: 19 ژولیه 2017
| |
فهرستی از آثار کلیدی استغفار در زندگی انسان

احیاء شب 21 ماه رمضان، جلسه اول، 1396/03/25 (مهمترین دعای شب قدر)

فهرستی از آثار کلیدی استغفار در زندگی انسان

استغفار و طلب آمرزش از خداوند، کلیدی‌ترین مسئله در زندگی انسان است. به طوری که با استغفار مداوم در طول عمر به خیرات و برکات دنیایی و آخرتی زیادی می رسیم. استغفار در حل مشکلات مادی و معنوی زندگی ما نقش مهمی دارد. اگر روی استغفار «فکر و تمرکز» می کردیم، آدم قوی و قدرتمندی می شدیم؛ به طوری که نه تنها مشکلات را از سر راه زندگی خود بر می داشتیم، بلکه به خانواده و دیگر افراد نیز در حل مشکلات شان کمک می کردیم. 

بخشی از آثار مفید استغفار را در دعای شبهای قدر بررسی کردیم و بخشی دیگر را در ادامه مرور می کنیم. خداوند و خلفای او یعنی معصومین علیهم السلام به ما توصیه کرده اند که هر وقت گرهی در کارتان افتاد، اولین و مهم ترین کار، برای باز شدن آن گره «استغفار» است. برای کیفیت استغفار توصیه می کنم عزیزان به مباحث استغفار مراجعه کرده و آنها را به صورت تخصصی کار کنند تا توان شان در استفاده از این سلاح بالا برود. گاهی افراد برای حل مشکلات شان به جای این که از کلید استغفار استفاده کنند، با خرج کردن پول های کلان به باطل السحر و دعا و گشایش بخت دختران و ... پناه می‌برند و از این طریق مورد سوء استفاده افراد سودجو قرار می گیرند. این افراد سودجو اگر کاری می توانستند‏ بکنند، برای حل مشکلات خودشان کاری می کردند. ما چون قدر خودمان را نمی‌دانیم و از نعمت های عظیم و کلیدهای گشاینده ای که خداوند به ما داده و از اسلحه های موثری که بی منت در اختیار ما گذاشته استفاده نمی کنیم به این چیزها وابسته می شویم. متأسفانه این باوری شایع در بین مردم است که تا یک شخص گره در کارش می افتد، سریع می‌گوید: «کی من را نفرین کرده و ...»، در حالی که هر کدام از ما قدرتهای بی نهایتی داریم که اگر آنها را به اذن خدا به کار بگیریم، هیچ ساحر و دعاکننده ای، چشم زخمی و هیچ نفوس بدی روی ما اثر نخواهد گذاشت. ما روی خودمان کار نمی کنیم، تغذیه مناسب نداریم و ساختار درونی خودمان را ضعیف کرده ایم و همیشه وابسته این و آن هستیم که به ما کمک کنند. بنابراین، اگر ما به اندازه ای که روی کارکرد تلفن های همراهمان فکر می‌کنیم، روی استغفار فکر و تمرکز می کردیم، آدم قوی و قدرتمندی می شدیم؛ به طوری که نه تنها مشکلات را از سر راه زندگی خود برمی داشتیم، بلکه به خانواده و دیگر افراد نیز در حل مشکلات شان کمک می کردیم.   در شب قدر باید انتها و کمال هر نعمت را بخواهیم در تبعیت از امام سجاد (علیه السلام) در دعا به خداوند عرض می کنیم: « وَأَ تْمِمْ عَلَیَّ مَا آتَیْتَنِی= و تمام کن بر من از هرچه که عطا می کنی».  گفتیم انسان دارای بخش های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی است. انسان در بخش جمادی عاشق کمالات جمادی مثل پول، اتومبیل، مسکن، زمین و ویلا و اشیا و ...است و گرایش او به اشیاست و اشتباهاً فکر می کند که هر چه اشیای بیشتر و کمالات جمادی بیشتری پیدا کند، ارزش و قیمتش بالاتر می رود. بخش دوم کمالات گیاهی است، مثل تغذیه، قدرت بدنی، تولید مثل، بچه دار شدن، زیبایی و هیکل و اندام و ... خیلی از افراد وقت و عمر زیادی را می گذارند تا به این بخش از وجودشان رسیدگی کنند. خیلی عجیب است که ساعت های زیادی را برای پرورش اندام و رسیدن به اندام متناسب می گذرانند، اما دقایقی را برای قدرت روحی، تناسب روحی، نشاط شادی و آرامش و قدرت روح در نظر نمی گیرند. بخش سوم کمالات حیوانی است. مثل ازدواج، تشکیل خانواده، مسائل اجتماعی، سیاسی، کار، مقام و ریاست و پست و اعتباریات دنیا. بخش چهارم بخش عقلانی یا انسانی است. انسان عاشق کمالات عقلانی مثل، علم، دانش، فهم و ... است. اما انسان در هیچ کدام از این مراحل، حقیقت انسانی ندارد. در سه بخش اول حیوان است و در بخش چهارم جنبه‌ی فرشته‌ای دارد. بخش پنجم بخش فوق انسانی یا فوق عقلانی است. انسان در این بخش، بینهایت طلب است و عاشق کمالات مطلق و بینهایت می‌شود و اله انسان در این بخش الله و شعارش «لا اله الا الله» است. یعنی انسان در این مرحله از هر چیزی کمال و بینهایت آن چیز را می خواهد. مجموعه‌ی کمالات بینهایت «الله» تبارک و تعالی است. حالا با این مقدمه، انسان در شب قدر چی می خواهد؟ پاسخ همان چیزی است که در این فراز از دعا گفته می شود. یعنی بعد از این که انسان از خدا طلب مغفرت کرد و گفت: خدایا همه چیز من را امشب بریز دور و همه ی موانعی  که در اثر گناه بین من و تو به وجود آمده را از بین ببر. بهترین چیزی که انسان می خواهد الله است. «وَأَ تْمِمْ عَلَیَّ مَا آتَیْتَنِی» یعنی، خدایا هر چه که به من می دهی، تمامش را به من بده. «تمام» یعنی همه آن چیزی که هست. «تمام» غیر از «کمال» است؛ انتهاست. برای همین است که خداوند می فرماید: «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی[1]= امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم». یعنی خداوند با آوردن کلمه «أَتْمَمْتُ» می خواهد بگوید نعمتی بالاتر و ماندگارتر و سازنده تر و مفیدتر از امام و متخصص معصوم و ولایت وجود ندارد. عالی ترین نعمت معصومین هستند که خداوند به ما داده است.  متخصصین معصومی که هم خانواده آسمانی ما هستند و بینهایت ما را بیشتر از خانواده زمینی مان دوست دارند و هم رهبران ما به سوی خدا هستند و آنها هستند که ما با شباهت به آنها و اطاعت از آنها می توانیم به اوج خوشبختی دنیا و آخرت برسیم. اینکه می‌گوییم، خدایا از هر نعمتی که می دهی، آخرش را بده، حرف خیلی بزرگی است. امام به ما می‌گوید سطح خواسته هایتان را بالا ببرید. شما سه شب با امید این حرف را بزنید و این دعا را بخوانید، چون می گویند شب نوزدهم شب تقدیر است. شب بیست و یکم شب ابرام، یعنی شب محکم کردن تقدیرات است و شب بیست و سوم شب امضاست، یعنی آن چیزهایی را که شما در طول این شبها خواستید، در این شب نهایی می کنند. خودتان نامه هایی را بسته به لیاقت و شایستگی‌تان تنظیم کرده اید، در شب بیست و سوم به دست امام زمان تان می‌دهید تا برایتان امضا کنند. هر کس نامه عمل قشنگتر و بهتری تهیه کند، امضای بهتری می‌گیرد. هر کس سفارش بیشتری بدهد و اوج بالاتری را در نظر بگیرد، امام زمان همان را برایش امضا می‌کند. قیمت هر کس به نوع هوس ها و آرزوها و نوع خواسته هایش است. بنابراین، هر کس به اوج فکر می‌کند، امام زمان هم به همان اوج نگاهش می‌کند. اما اگر کسی به پست ترین چیزها توجه کند و بگوید شب قدر است، بزرگترین آرزویم این است که مشکلات اقتصادی ام حل شود، خیر و برکت مادی در زندگی‌ام بیاید، این خواسته‌ی مهمی نیست. این کف خواسته‌های یک نفر است و او با آن سقوط می کند. یا ماجرای شفاگرفتن، بچه‌دارشدن، ازدواج، مسائل اجتماعی و مسائل اعتباری و یا مسائل علمی، این ها بد نیست. خوب است، این ها را هم باید بخواهیم اما اینها نباید اوج خواسته ما باشند. کسی می تواند اوج خواسته ها را از خدا بخواهد که خدا را شناخته باشد و معرفت الله داشته باشد. کسی که شناخت ندارد، نمی‌تواند این دعا را با امید بخواند و می‌گوید: «خدا مرا نمی‌بخشد، گناهان من زیاد است. من اشتباه زیاد کرده ام، گذشته‌ی من خیلی خراب است، من آبرو ندارم، خجالت می‌کشم از خدا خیلی چیزها بخواهم»، این بی‌حیائی و پررویی است. این شخص خدا را نشناخته و خدا را موجودی کوچک و گناهان خود را از او بزرگتر می‌بیند. در حالیکه اصلاً اینگونه نیست. اولین چیزی که شما برای بخشیده شدن باید انجام دهید و گذشته شما کامل از بین برود، این است که خودتان بتوانید خود را ببخشید. گذشته خودتان را به عشق خدا و به عشق خانواده آسمانی تان نادیده بگیرید و بگویید من می‌خواهم یک شروع خوب، جدید و موفق داشته باشم و می‌خواهم همه چیز را جبران کنم، حتی اگر 60 سالم باشد. امام سجاد علیه‌السلام در این دعا از یک معرفت بزرگ با خدا حرف می‌زند. خدایا هر چیزی که می‌خواهی به من بدهی، تمامش کن، اوجش را به من بده، عالی ترینش را به من بده. البته خدا حکیم است. تو عالی‌ترین را بخواه. اما خدا به اندازه ظرفیتت به تو می دهد تا یک موقع طغیان نکنی: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى؛ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى[2]= حقا كه انسان سركشى مى ‏كند؛ همین كه خود را بى ‏نیاز پندارد». انسان اگر بیش از ظرفیتش کمالات دریافت کند، طغیان می‌کند، مغرور می‌شود، حتی نسبت به خداوند. ما باید از خدا بخواهیم به ما ظرفیت بدهد. برای همین این دعا در ابتدا که شروع می‌شود، همه من ها، موانع، بی‌ظرفیتی ها، نگاه های غلط و توهمات ما را از ما گرفته و ظرفیت سازی می‌کند و تو را می‌رساند به جایی که از خداوند آخر و تهِ نعمتها را بخواهی. این دعا دقیق و ریاضی و مطابق با ساختار انسان تنظیم شده است.  چرا باید اوج و آخرِ نعمت ها را از خدا بخواهیم؟ گفتیم که برای خواستن از خدا همیشه اوج و نهایت و آخر نعمت را باید در نظر گرفت. حال چه کنیم که خداوند به ما نعمت یا رزق و روزی حلال و فراوان بدهد؟ یا نهایت سلامتی جسمی خوب بدهد؟ یا از نعمت های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی آخرش را بدهد؟ پاسخ این است که شما قبل از این که درخواست کنید، باید خود را تخلیه کنید. واقف به فقرتان بشوید و کاملاً مسکنت و بیچارگی و فقر خود را به درگاه خدا ببرید. شما اگر بخواهید به یک فقیر کمک کنید، هیچ وقت حاضر نیستید به کسی که کت و شلوار پوشیده و ظاهر اتوکشیده ای دارد و روی مبلی نشسته و سیگاری هم گوشه لبش دارد و تلفن همراه دو میلیونی هم دستش هست، کمک کنید. شما به کسی کمک می کنید که ثابت کند واقعاً گرفتار و بیچاره و ندار است و بتواند مسکنت و بیچارگی خود را نشان بدهد و اسم رحمان، رحیم، رئوف، کریم و جواد را در شما تحریک کند. هر چقدر سطح نیازش بیشتر باشد شما هم تلاش بیشتری می‌کنید که آن نیاز را برطرف کنید. امیرالمؤمنین علیه السلام چقدر زیبا در مناجات شان می فرمایند:«مولای یا مولای، انت الغنی و ان الفقیر و هل یرحم الفقیر الا الغنی= مولای من تو غنی هستی و من فقیرم، و چه کسی غیر از غنی به فقیر رحم می‌کند؟» علی علیه السلام که امام و معصوم هستند این‌گونه از خود فقر و مسکنت نشان می‌دهند و از صمیم قلب مناجات می کنند. ما را چه شده است که دعا نمی‌کنیم؟ چه شده که نیازهایمان را در خانه خدا نمی‌بریم؟ چه شده که مسکنت مان را به خدا نشان نمی دهیم؟ حضرت سجاد علیه السلام دلیل خواستنِ تمام و آخر هر چیز را این فراز از دعا بیان می‌کند: «فَإِنِّی عَبْدُكَ الْمِسكِینُ الْمُسْتَكِینُ الضَّعِیفُ الْفَقِیرُ الْمَهِینُ». حضرت 5 صفت را پیش خدا برده، «مسکین= بی‌چیز» من بنده‌ی دست خالی تو هستم، «مستکین» یعنی اوج زمین‌گیری و زمین‌گیر شدن، «ضعیف»، «فقیر» و «مهین» یعنی آن ضعیفی که اصلاً توانی ندارد، فقیری که خوار شده است. اگر کسی امشب این گونه از خدا خواسته‌هایش را بخواهد، امکان ندارد، بی‌پاسخ بماند. اگر ما نمی‌توانیم بگیریم، مشکل از خود ماست، بی‌عرضگی از خود ماست. بعد هم می‌گوییم رفتیم دعا کردیم، هیچ اتفاقی نیفتاد. ما مضطرانه دستمان را بالا نمی بریم. مثل شخصی که کارد به استخوانش رسیده دعا نمی کنیم. دست مان را بالا نمی بریم که به گریه و ذلت و خواری بیفتیم که بگوییم خدایا واقعا کارد به استخوانم رسیده. امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر شما برای امام زمان با اضطرار دعا کنید، یعنی مثل کسی که کارد به استخوانش رسیده دعا کنید خداوند تمام مدت غیبت را به شما می بخشد و امام تان می آید. انبیا، ائمه هر وقت می خواستند دعا کنند، دست خالی خالی، با اضطرار، بیچارگی، فقر، مسکنت، ضعف، خواری، دعا می‌کردند. امام به ما ادب یاد می دهد، می فرماید: من همه چیز را می‌خواهم چون بیچاره ام، مسکنیم، مستکینم، فقیرم، ضعیفم، مهینم، یعنی خوار شده ام. این ادب دعاست. شب قدر/ دعا/ ۵ شان وجود انسان [1] - سوره مبارکه مائده/3. [2] - علق/ 6و7.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7280
زمان انتشار: 18 ژولیه 2017
| | |
برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت و ظهور»

برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت و ظهور»

به اطلاع می رساند: برنامه پرسمان امشب سه شنبه 27 تیر ساعت 23 با حضور استاد محمد شجاعی با موضوع «مهدویت و ظهور» از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می گردد. تکرار این برنامه فردا چهارشنبه 28 تیر ساعت 8:30 صبح از شبکه قرآن سیما پخش می گردد. سوالات و نظرات خود را با کارشناس برنامه می توانید با شماره پیامک 30000719 ارسال بفرمائید.  https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ سوال اول، پاسخ سوال دوم، پاسخ سوال سوم، پاسخ سوال چهارم، پاسخ سوال پنجم، پاسخ سوال ششم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7262
زمان انتشار: 13 ژولیه 2017
| |
به هر میزان از بخش طبیعی سرمایه‌گذاری کنیم، به همان میزان در بخش فطری برداشت خواهیم کرد

انفاق و صدقه، جلسه 11

به هر میزان از بخش طبیعی سرمایه‌گذاری کنیم، به همان میزان در بخش فطری برداشت خواهیم کرد

هر قدر از طبیعت سرمایه‌گذاری بیشتری صورت بگیرد، فطرت قدرتمند‌تر و از لحاظ شباهت به حق‌تعالی، قدرت و شباهت بیشتری می‌یابد و در نتیجه جلوتر می‌رود. اما هر قدر در مصرف طبیعت بخل صورت گیرد، در نتیجه سرعت کم‌تر و راه برای دریافت فطرت طولانی‌تر می‌گردد.

انسان دارای ظرفیت بی‌نهایتی است که هر قدر از طبیعت بکاهد،‌ به ظرفیت فطرت افزوده می‌شود. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خُذُوا مِن أجسادِكُم، تَجُودُوا بها على أنفُسِكُم = از جسم‌هایتان بگیرید و به جان‌هایتان ببخشید.» این گرفتن و اضافه کردن تنها مربوط به جسم نیست. در مرگ سفید که روزه است، اگر این روزه با معرفت باشد، از جسم کم و به جان اضافه می‌گردد.  این دهان بستی،  دهانی باز شد                                   تا خورنده‌ی لقمه‌های راز شد کسی که از لقمه‌های طبیعی صرف‌نظر کرد، می‌تواند از لقمه‌های راز تناول کند. کسی که توانایی تجربه کردن مرگ را نداشته باشد، به حقیقت حیات نیز دست نمی‌یابد در «مرگ سفید» که روزه است ما به حیات دست می یابیم. در مرگ‌های دیگر یعنی مرگ سرخ،‌ سبز و سیاه نیز همین گونه است.   در این قاعده، انسان از طبیعت می‌کشد و حیات فطری می‌گیرد. هر قدر تعداد مردن‌های‌ انسان بیشتر می‌شود و این مردن‌ها، عمق می‌گیرند، حیات جدید و بهتر نصیب انسان می‌شود. کسی که نمی‌تواند مرگ را تجربه کند،‌ به حیات نیز دست پیدا نمی‌کند. به همین دلیل است که بزرگان ما دستور داده‌اند که «موتوا قبل ان تموتوا= قبل از آن که بمیرید، بمیرید». یعنی پیش از آنکه مرگ طبیعی‌تان فرا برسد،‌ خودتان را بمیرانید. یعنی انسان به این توانایی دست یابد که تا می‌تواند تعداد و کیفیت مرگ‌هایش را بالا ببرد. کیفیت مرگ‌ها با هم متفاوتند، کسانی که با میل و رغبت به سوی مرگ می‌روند، حیات آنها بستگی به کیفیت مرگ شان دارد. این مرگ یعنی حذف طبیعت. هر چه میزان و کیفیت این مرگ‌ها یعنی حذف طبیعت‌ها بیشتر می‌شود، حجم و وسعت حیات انسان نیز بیشتر می‌شود و به دارایی او افزوده می‌گردد و عملش سنگین‌تر می‌شود. خداوند هم در قرآن می‌فرماید: «فمن ثقلت موازینه فهو فی عیشته راضیه= کسی که میزانش سنگین باشد، در روز قیامت در عیش و زندگی بسیار رضایت بخش به سر می‌برد.» (سوره القارعه، آیات 6 و7) این برای کسی است که حیات فطری بیشتری را جذب کرده است و تعداد مرگ‌هایش در بخش جمادی،‌ نباتی و حیوانی، بیشتر باشد. نزدیک‌ترین انسان‌ها به مقام محمود، کسانی هستند که خود به استقبال مرگ می‌روند هر شخص بسته به تعداد و میزان مردنش می‌تواند حیات جذب کند. البته بعضی افراد هستند که خداوند دوستشان دارد و زمینه مردن را برای آنان مهیا می‌کند. یعنی بارها و بارها آنها را با بلایا و مصائب می‌میراند. (در موضوع غضب و حلم، مهرورزی و رشد و قدرت، این مبحث قابل پیگیری است.) «میراندن خود» به این معنا نیست که خودشان به سمت بلا بروند،‌ بلکه وقتی شرایط مردن برایشان فراهم شد، آن را به خوبی می‌پذیرند. در بعضی از مرگ‌ها مانند مرگ سفید که همان روزه‌داری است؛ یا مرگ سرخ که شهادت است، خود انسان انتخاب می‌کند. برای مثال در جمعی که به اردو رفته‌اند، کسی که بیشتر از بقیه کار می‌کند، چون زیرک‌تر است و دوست دارد بیشتر بمیرد، سخت‌ترین کارهای اردو را او انتخاب می‌کند. به همین جهت است که در حدیث داریم که در یک جمع، کسی بزرگ‌تر است که خدمت بیشتری می‌کند. او نسبت به دیگران یک عظمتی دارد، زیرا او سید قوم است. سید یعنی برتری داشتن. فرمودند: «سَیِّدُ القَوم خادِمُهُم = آقای هر گروهی کسی است که خدمت بیشتری می‌کند.» زیرا خدمت رساندن آزار به بخش طبیعی انسان است. وقتی به بخش طبیعی فشار بیشتری وارد شود، بخش فطری فربه‌تر می‌شود. خانمی که کارهای منزل را انجام می‌دهد، یا مردی که برای کسب لقمه حلال زحمت می‌کشد و علاوه بر کار بیرون، در کارهای منزل نیز کمک می‌کند، مانند این است که در راه خدا جهاد کرده است. از آنجا که اینها در انجام کارها تحمل بیشتری دارند، فطرت بیشتری نیز جذب می‌کنند. عزیزی برای من نامه نوشته که پدر و مادرم مرا تحقیر می‌کنند، به خواهر و برادرهایم کار نمی‌دهند. اما مدام به من کار می‌دهند. من در پاسخ نوشتم این ذلت نیست، بلکه عزت است، شما برای آقایی و سروری انتخاب شده‌اید. درست است که این سروری‌ به ظاهر تحقیر خارجی است، اما در حقیقت، بزرگ شدن است. این فشاری که تحمل می‌کنی، مربوط به جنبه طبیعی تو است، اما فطرت تو در حال وسیع شدن است. وقتی قرآن می‌فرماید: «واخفض لهما جناح الذل = و بال‌های فروتنی را زیر پای آنان (پدر و مادرت) پهن کن.» (سوره اسراء، آیه 24) این دستور برای این است که می‌خواهد تو شبیه خدا بشوی. پس در برابر والدینت ذلیل باش، تا جنبه فطری‌ات تقویت شود. هر چه خوراک‌های طبیعی بیشتر باشد،‌ فضا برای خوراک‌های معنوی کمتر می‌شود شبیه شدن به خدا ‌یعنی این که فرد، آگاهانه خود را تخلیه کند و ظرفیت طبیعی خود را به نفع ظرفیت فطری کم کند.   هر چه خوراک طبیعی بیشتر ‌شود، جا برای خوراک فطری کم می‌شود. این مانند توصیه ی پزشکان در مورد «هله هوله» خوردن قبل از ناهار است. پرداختن به کمالات جمادی و نباتی مانند هله هوله خوردن است. اگر انسان فقط به «خیال و وهم» و موارد مربوط به این دو قوه بپردازد، مثل زیاد کارتون و سریال و داستان‌های تلویزیونی را دیدن و خیال‌پردازی‌های بی‌اساس، رغبتی برای حال فطری، سحر، نماز شب و ارتباط با خدا و جذب قرآن و کسب معارف ندارد. کسانی که به تعقیب داستان‌ها و ماجراها و زندگی دیگران علاقه‌مند هستند، نه تنها نمی‌توانند خود را تخلیه کنند، بلکه بار جهنمی، خیالی و وهمی خود را سنگین‌تر می‌کنند. کسی که در بخش طبیعی خود، تخلیه نداشته باشد،‌ نمی‌تواند بارهای فطری را جذب کند. قرار است غذای فطری بخوریم، ‌یعنی شبیه خدا بشویم و به ظرفیت‌های فطری‌مان دائما اضافه کنیم. اما هر چه انسان بخش طبیعی خودش را شلوغ‌تر کند، مثلا دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و حرف‌زدن‌هایش را بیشتر کند، مطالعاتش غیرضروری‌ شود، داستان و رمان بخواند، کارتون و سریال ببیند و به طور کلی هر چه بار «خیالی» انسان زیادتر شود، بار و ظرفیت عقلی و فوق عقلی او کمتر می‌شود. کسانی که بار بدنی زیاد برمی‌دارند، یعنی زیاد غذا،‌ نوشیدنی و هله هوله می‌خورند، برای فکر کردن جای زیادی ندارند. یا همیشه خواب‌آلودند یا سنگین‌. ظرفیت‌هایشان پر است. حتی خیالاتشان هم ضعیف می‌شود. کسی که می‌خواهد شعری زیبا بسراید یا یک اثر هنری خلق کند، باید در وضعیت کاملا خالی، این کار را انجام دهد. یعنی کاملا بتواند خودش را خالی کند، ‌مشغله نداشته باشد تا بتواند ‌یک اثر فوق مادی تولید کند. این کار مانند درس خواندن است، اگر ظرفیت‌های دیگر انسان پر باشد، جایی برای فهم درس‌ باقی نمی‌ماند. از نشانه‌های ایمان، اعتماد به خداست انسان خوب کسی است که خداوند را مانند یک دوست قبول داشته باشد. یعنی چه در صدقات مادی و چه در صدقات معنوی، انسان این توانایی را داشته باشد که مال را از خودش خارج کند و به خداوند اعتماد داشته باشد. متأسفانه ما مثل یک آدم معمولی نیز به خداوند اعتماد نداریم. خداوند که خودش در قرآن فرموده است: «لا یُخلِفُ المیعاد = هیچ تخلفی در وعده‌هایش نیست.» (سوره آل عمران، آیه9) شخصی نزد پیامبر آمد و گفت: مشکل مادی دارم، حضرت فرمودند: برو ازدواج کن! آن فرد ابتدا کمی شوکه شد،‌ رفت و بعد از چند روز دیگر نزد پیامبر آمد و دوباره درخواستش را مطرح کرد و دوباره همان پاسخ را شنید. حضرت فرمودند برکت با زن و فرزند است. اینها که آمدند برکت زیاد می‌شود. بی اعتمادی به خداوند نوعی کفر است. به محض اینکه شخص بگوید: پس خودمان چی، راه بسته می‌شود. خانم‌هایی هستند که در خصوص بخشش، کریمانه رفتار می‌کنند. اگر غذایی درست می‌کنند، از آن به همسایه و پدر شوهر و مادر شوهر نیز می‌دهند. همین کار برکت آن غذا را زیاد می‌کند. پس تا می‌توانید خرج کردن های معقول و به دور از چشم و هم‌چشمی و اسراف داشته باشید و برای خرج کردن منطقی و معقول بخل نورزید. با دوست تان که بیرون می‌روید بگویید بهتر است که کرایه ماشین یا هزینه غذا را من حساب کنم. این یعنی اعتماد به خدا. کسی که به خیال خودش، زرنگی می‌کند تا از زیر این گونه هزینه کردن ها در برود، فقیرتر می‌شود. از این بدتر،‌ کسانی هستند که نسبت به همسر و فرزندانشان بخل می‌ورزند. این گونه امور باعث بروز فسادها، تنفرها و بی‌عاطفگی‌ها در خانواده می‌شوند.   روایتی از امام باقر (علیه السلام)‌یا امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که از ایشان سوال شد بالاترین صدقه چیست و ایشان در پاسخ فرمودند: «جهد المقل أما سمعت قول الله عز و جل- (و یؤثرون على أنفسهم و لو کان بهم خصاصة؛ سوره حشر/ 9) ترى هاهنا فضلا= صدقه دادن شخص کم بضاعت، مگر نشنیدى که خداوند بزرگ مى فرماید: «دیگران را بر خویشتن مقدم مى‌دارند، گرچه خود نیازمند و تنگدست باشند» آیا در این آیه فضیلتى براى کسانى که ایثار مى‌کنند، نمى‌بینى؟» در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که امام می‌فرمایند:کسی که خودش محتاج است و صدقه‌ای می‌پردازد، این از بالاترین صدقه‌هاست. همچنان که آیه «یؤثِرُونَ عَلَی أنْفُسِهِمْ وَلَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ =  آنها را بر خودش مقدم می‌کردند، هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند.» (سوره حشر،‌ آیه 9) در شأن امیرالمومنین، حضرت زهرا، حسنین و فضه (علیهم السلام) نازل شده است. این‌ها سه روز روزه گرفتند،‌ اما هر روز وقت افطار، نیازمندی آمد و آنها افطار خود را در حالی که به آن احتیاج داشتند،‌ بخشیدند. این سخت‌ترین صدقه است که در زمانی که خودت احتیاج داری،‌ غذایت را به دیگران بدهی. اگر یک وعده غذا داشتی و دیدی مثلا سه نفر دیگر دارند نگاه می‌کنند، برو بنشین پیش آنها و غذایت را با آنها تقسیم کن. حتما از نظر انسانی بزرگ می‌شوی. اما اگر خودت را پنهان کردی که کسی از غذایت نخورد، له می‌شوی. با فضیلت‌ترین صدقه، صدقه زبان است گفتیم که هر چه زبان پرحرفی کند، فضای ذهن و روح را مشغول‌تر و در نتیجه ظرفیت روح را کمتر می‌کند. اما به کارگیری زبان،‌ به گونه‌ای که هم ظرفیت روحی خود شخص زیاد شود و هم طرف مقابل، این هزینه کردن از طریق زبان، صدقه بسیار خوبی است. خوشا به حال کسی که عرضه دارد از زبانش برای بالابردن ظرفیت فطری دیگران استفاده کند. این صدقه‌ی زبان است. در حدیث داریم: «إنَّ أفضَلَ الصَّدَقةِ صَدَقةُ اللِّسانِ، تَحقُنُ بهِ الدِّماءَ، و تَدفَعُ بهِ الكَریهَةَ، و تَجُرُّ المَنفَعةَ إلى أخیكَ المُسلِمِ = با فضیلت‌ترین صدقه، صدقه زبان است كه با آن از ریختن خون‌ها جلوگیرى كنى و پیشامد ناخوشایند را دفع كنى و به برادر مسلمانت سودى برسانى.» اگر زن و مردی، مادر و فرزندی با هم دعوا کردند،‌ آنها را آشتی بده. از زبانت سرمایه‌گذاری کن تا از فتنه‌ای جلوگیری کنی.   بعضی‌ها این عرضه را ندارند تا از زبانشان برای شادی آفرینی و آرامش استفاده کنند. زبانشان تند است، نیش، تمسخر و غرغر دارد، زبانشان فقط به انتقاد، بدگویی، بدبینی، دیدن لغزش‌ها،‌ عیب‌ها و ضعف‌ها باز می‌شود. این افراد، انسان‌های بی‌ظرفیتی هستند که نمی‌توانند صدقه بدهند. زیرا سنگین و پر شده‌اند و چون وجودشان شلوغ است، نمی‌توانند یک تنفر را به عشق تبدیل کنند یا عشقی را افزایش بدهند.   برای مطالعه سایر جلسات صدقه و انفاق کلیک کنید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed