www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 7205
زمان انتشار: 28 ژوئن 2017
| |
جهاد مالی چیست؟

انفاق و صدقه، جلسه 1

جهاد مالی چیست؟

کسی که به اهل بیت علاقه دارد و می خواهد در دنیا و آخرت همراه آنها باشد و همواره لعنت می کند کسانی را که اهل بیت را از مقامشان کنار زدند، باید به فکر انتقام از دشمنان آنها باشد. اگر کسی روحیه انتقام نداشته باشد باید در ایمانش شک کرد. این روحیه انسان را به سوی جهاد سوق می دهد و یکی از انواع آن جهاد مالی است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: "مَن ماتَ و لَم یَغْزُ و لَم یُحدِّثْ بهِ نَفسَهُ ماتَ على شُعْبَةٍ مِن نِفاقٍ[1]=كسى كه جهاد نكرده یا آرزوى جهاد نداشته باشد و بمیرد، به نوعى از نفاق از دنیا رفته است». اکنون که در دوران غیبت به سرمی بریم، هیچ زمانی را خالی از جهاد نداشته ایم. به خصوص پس از انقلاب اسلامی که انواع جهاد برای ما مهیا بوده است. به همین خاطر می توانیم در این راه، خود را به بالاترین مقام برسانیم. جهاد مالی یکی از انواع جهاد است. از این رو، اگر شخصی به روحیه ی جهاد مالی و فداکاری و انتقام برای اهل بیت نرسد، باید در صداقت ایمانش شک کرد. در احادیث معتبر در باب وجوب جهاد و عظمت آن آمده است: «عَلَیْكُمْ بِالْجِهَادِ فِی سَبِیلِ اللَّه[2]= برشما باد جهاد در راه خدا» کلمه الله در اینجا عظمت خاصی دارد و ما از آن غافلیم. «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة[3]= جهاد دری از درهای بهشت است». در زیارت عاشورا می خوانیم: "وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِی رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِیهَا=خدا لعنت کند امتی را که جلوی شما را گرفتند و شما را از تصدی مقام تان برداشتند و شما را از رتبه و مقامی  که خدا به شما  داده بود، کنار زدند».  همچنین اگر کسی معتقد است که با زندگی در دنیا بدون اهل بیت، در رنج و عذاب است، باید به فکر انتقام از دشمنان آنها باشد. این مانند عملیات انتقامی است که به طور مفصل در کتاب «عزادار حقیقی» توضیح دادیم. گفتیم عزاداریها به پنج مرحله تقسیم می شوند و عزادار حقیقی شخصیتش در مرحله چهارم شکل می گیرد. این یعنی زمانی که به فکر انتقام از دشمنان امام زمان است. البته این خواسته خداوند متعال است. در فراز پنجم زیارت عاشورا می خوانیم: "أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّه‏ وَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِی‏‏=از خداوند می خواهم که مقام پسندیده ای را که شما نزد خدا دارید، به من عطا نماید و روزیم کند خونخواهی شما را». در این فراز به یک مصیبت مشترک اشاره شده است. «ثارک» و «ثاری» معنای متفاوتی دارند. «ثارک» یعنی تو از من محروم شدی و «ثاری» یعنی من از تو محروم شدم. هر دو اینها گرفتاری دارد و به معنای مصیبت دو طرفه است. یعنی انتقام تو و انتقام خودم. خدا با جهاد، غصه های انسان را از بین می برد در روایتی از معصوم علیه السلام می خوانیم: «فانّه یذهب الهم و الغم.[4]= خدا با جهاد، غصه های شما را از بین می برد.» در قرآن کریم قید "بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِم[5]‏"=کسانی که با اموال و جانهایشان جهاد میکنند». بارها تکرار شده است. جهاد اول مالی است و این نوع جهاد، برای عده ای از جانشان هم عزیزتر می باشد. حضرت عزرائیل به شخصی گفته بود: جانت را بگیرم یا یکی از سکه هایت را؟ و او جانش را به سکه هایش ترجیح داد و گفت جانم را بگیر و به سکه ها دست نزن». بنابراین، باید دانست که «فقدان و از دست دادن و محروم شدن»، از آثار جهاد می‌باشد. محرومیت های جهاد مالی در انواع جهاد مادی، معنوی و بدنی، سختی ها و محرومیت هایی وجود دارد. چه زیباست که مرگ ما با خستگی و بی خوابی  برای امام زمانمان باشد. همه می دانیم که جهاد مالی یک مرد در خانواده پرداخت نفقه ی واجب است که موظف است نیازهای خانواده مانند لباس، بهداشت، غذا، تحصیلات و ازدواج را فراهم آورد. پدر خانواده مستحب است که بخیل نباشد و طبیعی ترین حالت این است که انسان برای فرزندش خرج کند و اگر مردی برای همسر و فرزندانش هزینه کند، کسی از او عیب نمی گیرد. بنابراین نفقات واجب، نفقات مستحب و وسعت دادن به خانواده عمل پسندیده ای است. همچنین در اسلام پدر موظف است در زمان ازدواج فرزندانش به آنها کمک مالی نماید تا به استقلال برسند. قانون می گوید مردی که حاضر نیست برای خانواده اش خرج کند، همسر او می‌تواند از او جدا شود، حتی دوران عقد اگر اینگونه باشد، به خانم ها می گوییم طلاق بگیرند. اگر زنی در دوران عقد سه صفت بخل، بدگمانی  و بد دل بودن را دید نباید به زندگی ادامه دهد. البته صفت های دیگر هم هست ولی بخل صفت بسیار بدی است.  اینجا این سوال مطرح می شود که آیا ما برای امام زمان مانند پدر خودمان خرج می کنیم؟ وقتی می گوییم  پدر و مادرم به فدای تو باشد، پس حتما باید برای اهل بیت مانند بچه ها و پدر و مادر خود خرج کنیم. آیا واقعا اینگونه هستیم؟ یعنی اگر معرفت داشتم برای امام زمان بیشتر از زن و بچه و حتی خودم خرج می کردم. پدر خانواده برای تامین نفقه، با سختی ها و محدودیت هایی روبرو است. در راه جهاد مالی برای امام هم ناهمواری و سختی هایی پیش روی ماست. خوشا به حال کسی که در وجودش رنج جهاد، آثار جهاد و زخم های جهاد است و به دیدار معبودش می رود و وای به حال کسی که به ملاقات خدا میرود و سابقه ای در این زمینه ندارد. مجاهدان امام زمان را همه ی وجود خود می دانند، ولی فاسقان نسبت به امام بخل دارند حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «فانَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِه‏"[6]= جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند فقط به روی دوستان ویژه اش باز می کند».  برای مجاهدان در روز قیامت یک در ویژه در بهشت هست و با هیبت خاصی وارد بهشت می شوند. اینها کسانی بودند که در دنیا کاری جز فداکاری و جنگیدن در راه خدا نداشتند. بر طبق این حدیث شریف کسی که روحیه جهادی ندارد و آرزوی جهاد در دلش نیست، دوست ویژه  خدا هم نیست. اگر من دوست ویژه هستم، برای ویژه ترین دوستانم بیشترین هزینه و فداکاری را می کنم و از تحصیلات، مدرک، قدرت، هنر، قلم، مقام، شهرت و آبرویم برایشان هزینه می کنم. کتابی به دست من رسید که بسیار زیبا بود. شاید آن سالی که این کتاب به دست من رسید، قیمتش پنج هزار تومان بود، بعدها در کمال تعجب دیدم که کتاب بیش از هزار صفحه را حدود ۸۰۰ تومان می فروشند. بعدا متوجه شدم که شخصی قبل از مردن، این کتاب را وقف کرده بود و نوشته بود یک سوم مال من را بگذارید برای این که آثار اهل بیت را ارزان به دست مردم برسانند. او همه عشقش همین بود و این  شهامت را داشته که چنین کاری را بکند. مجاهدین در دنیا تنها به فکر فداکاری و جنگیدن در راه خدا هستند و همانند بسیجی ها، عاشق ترین و مهربانتربن آدم های روی زمین می‌باشند. آنها برای این که انسانها دستشان به خدا برسد و فرزندان و ایتام آل پیامبر دستشان به پدرانشان برسد، تلاش می‌کنند. این افراد نمونه بارز صفات رحمان و رحیم خدا هستند. آنها جهاد می‌کنند تا موانع هدایت مردم را بردارند. زیرا دوست دارند دیگران هم وارد بهشت شوند. طبق حدیث شریف حضرت علی (علیه السلام)، کسی که روحیه جهاد ندارد و آرزوی جهاد در دلش نیست، دوست خدا و اهل بیت هم نیست. وقتی می‌گویی "بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی" یعنی امام زمان همه وجود ماست، بنابراین باید سرمایه گذاری جدی داشته باشی و در این راه  نسبت به این عزیز بخیل نباشی تا جزو فاسقین نباشی. در سوره توبه میخوانیم: "قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشیرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی‏ سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقین‏[7].= بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان و اموالى كه فراهم آورده‌‏اید و تجارتى كه از كسادى‌‏اش مى‏‌ترسید و خانه‌‏هایى كه به آنها دل خوش كرده‌‏اید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راهش محبوب‏ترند، پس منتظر بمانید تا خدا فرمان عذابش را بیاورد؛ و خدا گروه بدكار نافرمان را هدایت نمى‏‌كند.» هرگاه در قرآن کلمه «بگو» بیاید بعد از آن شاه کلید است. طبق این آیه متوجه می‌شوی که فاسقی یا مومنی، بهشتی هستی یا جهنمی، عاشقی یا قلبت در حالت ادبار و فرار از خداست. بر طبق این آیه، این گروه نافرمان فاسقین هستند که خداوند متعال آنها را دوست ندارد و هدایت نمی کند. حالا تمام عمرت را روزه بگیر و حافظ کل قرآن باش و همواره نماز بخوان. اینها به تنهایی ملاک نیست،  بلکه عشق و حب به امام زمان «احبّ الیکم» ملاک اصلی است. تا الان هرچند سالی که عمر کردی با خودت چه کار کردی؟ در درون خودت جستجو کن که زحمت هایت منجر به این شده که معشوقت امام زمان باشد و امام زمان از همه کس برایت عزیز تر باشد؟ خدا و رسول و جهاد در راه خدا برایت عزیزتر باشد، زخم خوردنش برایت تلخ نباشد. مجروح شدن، اسیر شدن و فقدانش برایت شیرین باشد، ببین این گونه شده ای یا نه؟ اگر نیستی کارهای دیگر فایده ندارد. این عرفان بازی ها، ذکرها، نمازها و دعاها به جایی نمی رسد. ما باید درون خود را جستجو کنیم که تاکنون کدامیک از کارهای ما برای معشوقمان بوده است. همه ما انسان ها در روز قیامت با علاقه های درونی محشور می شویم، این علاقه ها از عملکرد ما مشخص می شود و این که چه مقدار از برنامه روزانه خود، تعطیلات، امکانات، آبرو، عزت، اعمال، هنر و قلم خود را وقف خدا، رسول، جهاد و امام زمان کرده ایم و آیا واقعا از این کار لذت و حظ کافی را برده ایم؟ در قرآن کریم جمله «اللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ=خدا افراد فاسق را هدایت نمی‌کند»، بارها تکرار شده است. پس اگر هدایت می خواهی، اول باید این مبنا در دلت درست شود. آن زمان است که تمام درها به رویت  باز می شود. اما شخصی که اینگونه نیست، خودخواه ترین افراد است. زیرا برای رسیدن به اهداف طبیعی خود، همه کس و همه چیز را زیر پا میگذارد. مانند گران فروشان، احتکارکنندگان، دزدها، جانیان، بداخلاق ها، حسودان و بدبین ها. اینها لطفی به دیگران ندارند، مهربانی، شیرینی و جاذبه ای ندارند و همواره گرفتار طبیعت خودشان هستند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند:«عَلَیْكُمْ بِالْجِهَادِ= بر شما جهاد واجب است». ایشان می‌فرمایند، اگر سربازهای من خسته نمی شدند، من از این جهاد به دنبال جهاد بعدی میرفتم. ولی شما خسته می شوید و احتیاج به استراحت و تجدید قوا دارید ولی من هیچ گاه خسته نمی شوم. مبنا این است که مهم بودن و بی مصرف بودن خود را ارزیابی کنی و آیا واقعاً این عمر تو مانند جنینی که در رحم مادر است برای تولد به سمت ابدیت بوده یا خیر؟ همچنین آزادی و شادی واقعی زمانی بدست می آید که  کمالات حیوانی و نباتی خود را ذبح کنی و عید قربان بگیری. رزمندگان ما نمونه بارز مجاهدین واقعی بودند، اگر ده روز به آنها مرخصی می دادند انگار ده روز از تفریح محرومشان می کردند. دست و پایشان قطع میشد و برمیگشتند، چشمهایش را می گرفتند و برمی گشتند و با اینکه چند تا از اعضایشان مصنوعی بود، دست بر نمی داشتند. زمانی که پیامبر می‌فرمایند جهاد تفریح امت من است، باید از خود بپرسیم که آیا واقعاً از فداکاری در راه خدا و پیغمبر لذت می بریم؟ و برای اهل بیت به عنوان تفریح حاضریم که پول خرج کنیم؟ آیا از این کار شاد می شویم یا برای ما سخت است؟ مبنای تو این باشد که وقتی برای اهل بیت کار می کنی، تا دیر وقت تلاش می کنی و وقتی از مال و امکانات دیگر در این راه هزینه می کنی، آیا واقعاً از این عمل خود لذت می‌بری؟ اگر اینگونه هستی جزو آن دسته از افرادی که جهاد برایشان تفریح است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و‌ آله) چه زیبا می‌فرمایند که: جهاد، مانند جبهه تفریح امت من است. شرافت ما به این است که وقتی امام زمان ما را ببیند خسته، بی تاب و زخم خورده عشق خودش ببیند و با جهادگران واقعی در راه خودش روبرو شود. اهل هجرت و جهاد، علاوه بر رحمت خاص خدا به مقام رضوان نیز می رسد کسانی که از منافع مادی خود به خاطر امامت و برطرف کردن اضطرار شیعیان امام زمان می گذرند، مصداق بارز "أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُون‏"[8]هستند. یعنی مقام و درجه اینها نزد خدا بالاتر است و در این راه رستگارند. روزی می‌رسد که با پرسش امام حسین، حضرت زینب، حضرت ابوالفضل و علی اکبر مواجه می‌شویم که از ما می‌پرسند آیا مصیبت های ما برایت تحولی ایجاد نکرد؟  اگر روزی حضرت زینب بگوید که من بچه ها، برادرها، خواهرزاده ها و برادرزاده هایم را فرستادم برای جهاد و شهادت و تو برای ما چه کار کردی؟ چه جوابی برای ایشان داریم؟ بی قراری برای اهل بیت بسیار عالی است و امیدوارم با یاری خداوند متعال این بی قراری نصیب همه بشود. اما چرا برخی از ما روحیه جهاد نداریم و می ترسیم که برای خدا بی خوابی بکشیم و از مال و خانواده خود بگذریم؟ علتش این است که هنوز به این معرفت نرسیده ایم که عضو خانواده اهل بیت هستیم. در حالی که آنها دائماً به ما می گویند که شما فرزندان ما هستید. ولی ما با آنان اینگونه نیستیم. جای تاسف است که ما روحیه انتقام از دشمنانشان را نداشته باشیم و در مقابل این عزیزان سرافکنده شویم. دو آیه ذیل بیانگر مقام جهادگر واقعی و پاداش او برای بی قراری اهل بیت است:  "وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُون‏= و تنها این افراد کامیابند». "یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ"[9] =و خدا به این افراد به رحمتی از ناحیه خودش بشارت می دهد.» و از دیگر درجات "وَ جَنَّاتٍ لَهُم‏[10]"، "فِیها نَعِیمٌ مُقِیمٌ[11]" و "خالِدِینَ فِیها أَبَدا[12]"  می‌باشد. بدین معنا که در این بهشت ها نعمت جاودانه است و تنها مختص این افراد است و در این رحمت جاودان هستند. در جای دیگر خداوند به پاداش بزرگ برای آنها اشاره می‌کند:" عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیم[13]‏" خداوند متعال خطاب به اهل جهاد می‌فرماید: "خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‏.[14]" = با شتاب با تجهیزات سبك و سنگین، سواره و پیاده به سوى میدان نبرد بیرون بروید و با اموال و جان‏هایتان در راه خدا جهاد كنید كه اگر دانای به حقایق باشید این براى شما بهتر است‏.» زمانی شما مقابل خدا قرار می‌گیرید و خدا می‌گوید برای تو این کار بهتر است و انجام بده و ما ایمان می آوریم به کلمات الهی و قرآن. می فرماید: "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا = ای مومنین! ایمان بیاورید». خدا دارد با شما صحبت می‌کند، و می گوید این برای شما بهتر است. در روایت آمده که خداوند در بهشت به بهشتیان که مشغول عیش و نوش هستند می‌گوید خوش می‌گذرد؟ می‌گویند بله خوب است. خدا می گوید از این بالاتر هم بود شما نرسیدید به آن. می‌گویند چه چیزی بود؟ خداوند می‌فرماید: رضایت من. هنر واقعی این است که خدا از انسان راضی باشد. در سوره توبه به رضایت خداوند اشاره شده است: "رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه‏"[15]:= خدا از آنان خشنود شده و آنان نیز از او خشنودند». بنابراین افرادی که که اهل ایمان، هجرت و جهاد هستند، علاوه بر رحمت خاص خدا به مقام رضوان خدا نیز می‌رسند. البته رضوان در بهشت هم نصیب هر کسی نمی شود. هرکس که اهل جنگیدن با موانع ظهور امام زمان را نداشته باشد منافق است اگر کسی نسبت به دشمنان امام زمان (عج) کینه نداشته باشد حتماً منافق است و در محبتش به امام و در فرزندی اش صادق نیست و خیانتکار است. منافقین در دوران حضرت علی می گفتند: "ما حوصله جنگ و جهاد نداریم و این جنگی که می کنید، شک داریم که درست است یا نه، ما را جایی بفرست تا عبادت کنیم." افرادی که روحیه جهاد و جنگیدن با موانع ظهور امام را نداشته باشند، جزو منافقین به حساب می آیند. چگونه قبول کنیم که حضرت علی در آوارگی و اضطرار باشد و ما کینه و روح جهاد نسبت به دشمنان پدرمان را نداشته باشیم. عده ای در طبیعت گرایی و عافیت طلبی غرقند و برخی دیگر در مسائل معنوی و عرفانی اهل عافیت هستند. در زیارت عاشورا نیز دو بار از ما خواسته شده که صدق داشته باشیم. یعنی زیارت عاشورا را صادقانه بخوانیم. اگر کسی یک بار زیارت عاشورا را از اول تا آخر صادقانه بخواند و به خودش بگوید که می توانم با امام حسین (علیه السلام) صحبت کنم و بگویم که به هر یک از این کلمات عمل خواهم کرد، او به مقام منتظر رسیده و طبق فرمایش امیرالمؤمنین هم درجه ایشان خواهد شد. حضرت علی (علیه السلام) میفرمایند: "مَن لَقِیَ اللّه بغیرِ أثَرٍ مِن جِهادٍ لَقِیَ اللّه و فیهِ ثُلْمَةٌ[16]= هر كس بدون آن كه نشانى از جهاد در خود داشته باشد، خدا را دیدار كند، هنگام ملاقات با او، در خود خللى یابد.» این نقص در حرکت به سمت ابدیت بسیار خطرناک است. چرا که اولین ملاقات ما قبل از نکیر و منکر و بشیر و مبشر با خداوند متعال است. «تو و خدا». چقدر تا این ملاقات فاصله داریم؟ نمی دانیم چند روز و چند ساعت دیگر این ملاقات بین ما و خدا برقرار می شود. آیا واقعاً به خاطر خدا به طبیعت خودت ضربه زدی و از حیوانیت خودت سرمایه گذاری کردی؟ وای به حال کسی که این طور نباشد و به ملاقات خدا برود و سابقه ای در جهاد نداشته باشد. به همین دلیل است که می گوییم الان که حضرت در غیبت است، بهترین موقعیت برای جهاد است که انسان خودش را به شرافت جهاد برساند و از عافیت طلبی خارج شود. چه زیباست وقتی که با امام زمان روبرو می‌شوی، آثار خستگی و دویدن ها برای حضرت در وجودت باشد. پدر عزیز خودت را در حالی ملاقات کنی که ببیند فرزندش به فکر او بوده و در تمام این مدت دلشوره او را داشته و در حال بر طرف کردن موانع ظهورش بوده است. شما وقتی در جهاد مادی، معنوی و بدنی وارد می شوید سختی ها و محرومیت هایی دارد، آسیب و فقدان دارد. ولی با چه چیزی این فقدان جبران می شود؟ با شیرینی فداکاری برای معشوق و رضایت معشوق و این که در محضر خدا و امام زمان هستی جبران خواهد شد.  خوشا به حال کسی که وقتی امام زمان به او نگاه می کند در حال خسته بودن، بی خوابی کشیدن، تنهایی، خرج کردن و محدود شدن برای او از دنیا برود. بهترین زمان برای جهاد، دوران غیبت امام زمان(عج) است. بنابراین هرکس می تواند خود را به شرافت جهاد برساند و از عافیت طلبی خارج شود باید اقدام کند. «شهوت مقدس» در مقابل «عشق مقدس» بسیار خطرناک است مهمترین دغدغه ما برای امام زمان، فداکاری و جانفشانی در راه ایشان است که این عشق مقدس است. اما برخی افراد شهوت دارند. شهوت مقدس خطرناک است و انسان را به جهنم می‌برد. ولی عشق مقدس این گونه نیست. من در بسیجی ها، هیئتی ها و کسانی که وقف امام زمان هستند، دیده ام که هر چقدر در این راه قدم برمیدارند، خوش اخلاق تر می شوند. مثلا اگر کسی در بسیج و هیئت فعالیت کند و نسبت به خانواده اش بداخلاق، عصبی، زودرنج و بی حوصله باشد و با قیافه‌ی وحشتناک، خسته و طلب کار وارد محیط خانه شود، عمل او عشق نیست، بلکه از روی شهوت است. در مقابل اگر با مهربانی وارد خانه شدی و نسبت به فرزندان و و پدر و مادر خود، با تواضع برخورد کردی و مانند عسل شیرین آمدی، معلوم است که در آنجا عشق بازی می کردی. انسان با عشق، خوش اخلاق می شود، اما با شهوت، حتی اگر شهوت مقدس هم باشد، هیچ گاه خوش اخلاق نخواهد شد. عشق این گونه است، اگر متوجه شدی یک نفر بهتر از تو عمل می‌کند، بهتر است کارت را کنار بگذاری، ولی جمکران و هیئت هم تعطیل نشود. مثلاً اگر بگویند دیگر نمی خواهد کفش های هیئت را جفت کنی یا غذا پخش کنی، اگر دیدی که قبول نمی کنی و کنار نمی روی، بدان که عمل تو با عشق نبوده، بلکه از روی شهوت بوده است. بسیج و کارهای دیگر هم همینطوراست. کسی که عاشق جهاد باشد، تفریحاتش نیز، پسندیده است. مگر طبیعت گراها تفریح ندارند؟ فطرت گراها تفریحشان این است که برای معشوق فداکاری می‌کنند. مانند امام حسین که هر چه در راه خدا تقدیم می‌کرد، شادتر می شد. مؤمن این گونه است که هر چه از او کم شود، لذتش بیشتر می شود. اینها آینه است. شما باید در آینه نگاه کنید تا بفهمید در کجا قرار دارید. شما شب جمعه برای شهوتت بیا حرم، خوش اخلاق نمی شوی. چون پدر و مادرت به تو احتیاج دارند و می گویند کنار ما باش. اما می گویی میخواهم تا صبح در حرم کمیل بخوانم. برای همین است که وقتی از حرم بر می‌گردی، می بینی حالت خیلی بدتر است و بداخلاقی. چون به خاطر شهوت رفتی. خدا کدام را بیشتر دوست دارد؟ این که تا صبح عبادت کنی یا اینکه نزد همسر یا والدینت بمانی؟ همسرت و پدر و مادرت واجب تر هستند. پس در کنار آنها باش. صدتا از این احیاها هم بروی فایده ندارد و هرگز هم به سمت آدمیت حرکت نخواهی کرد. عشق خوشحالی می آورد. اگر می بینی بعد از سالها عبادت شاد و قوی نیستی و همیشه احساس بدبختی، تاریکی و دلمردگی می کنی برای این است که عبادت نکردی. ولی اگر کمی عاشقانه کاری کنی به نشاط خواهی رسید.  حضرت علی (علیه السلام) در مورد نشاط و شادی مؤمن میفرمایند: «المومن ُ دَائِماً نَشَاطُه‏[17]= نشاط مومن دائمی است چون عاشق است.» در سوره توبه به این عشق مقدس اشاره شده است: "الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّه‏‏[18]=آنان كه ایمان آوردند و هجرت كردند و با اموال و جان‏هایشان در راه خدا به جهاد برخاستند». ایمان و هجرت یعنی برای امام زمان حاضر باشی هر کاری انجام دهی و از بهترین مکان به پست ترین مکان بروی و در راه خدا جهاد کنی. عاشق واقعی همواره در جهاد است و به خدا ایمان دارد و حاضر است برای امام زمان هر کاری انجام دهد و از دلبستگی های مکانی خود دست بردارد. مقصود از دلبستگی مکانی این است که مثلا به شخصی می گویند چرا در بالای شهر زندگی می‌کنی؟ می گوید ما به اینجا عادت کرده ایم. با اینکه می‌داند که تحصیل برای فرزندش در آن منطقه مناسب نیست، ولی میگوید، شأن ما از اینجا بالاتر است . اینگونه افراد شهوت وهمی دارند و برایشان مهم نیست که کجا زندگی میکنند و با چه کسانی در ارتباط هستند و به قول خودشان اینگونه عزیزتر میشوند. شخصی که از او توقع نداشتم به من گفت،۴۰ هفته جمکران رفتم تا خدا کمک کند خانه ام را از پایین شهر به بالا شهر ببرم. بنده به او گفتم اصلاً با مقام معنوی آنجا کاری ندارم. ولی باید شرافت ظاهری را در نظر بگیریم.همین شخص می‌گفت که فرزندم میگوید من در دانشگاه خجالت می کشم بگویم خانه ام اینجاست، توهمات را ببینید انسان چقدر بدبخت می شود. مثلا همین ری که قبله تهران است. این شهر ۷ هزار سال قدمت دارد و تهران یکی از روستاهای اینجا به حساب می آمد. به خاطر همین، شهرری تا این حد عزیز شده است. چشمه علی هم همینطور است. شما کدام تمدن را در کره زمین پیدا می کنید که نزدیک به این قدمت باشد. قدمت خیلی مهم است. کاستی ها و مشکلات باید برای مومن لذت بخش باشد. همانند امام حسین (علیه السلام) که با وجود این همه مصیبت و سختی همواره روحیه خود را حفظ نموده و هر لحظه شادتر می‌شدند و اینگونه بود که خود را فدای معشوق نمودند. بنابراین بسیجی ها و هیئتی های ما بدانند که اگر بخواهند وقف امام زمان شوند، باید در این راه خوش اخلاق تر باشند و دچار شهوت نشوند. افتخار انتساب به پیامبر  هرکس به انتساب خود به حضرت فاطمه زهرا و معصومین (علیهم السلام) افتخار نماید، ذلیل نمی شود. عده ای از سادات اصرار دارند که کلمه سادات قبل از اسمشان حتما گفته شود. و انتسابشان به پیغمبر را نوعی شرافت می‌دانند و اگر این انتساب را نگویید، ناراحت می‌شوند. انتساب بسیار زیباست، زیرا مومن منتسب به خداست. روایت داریم روح مومن «اشدّ اتصالا» است. یعنی، شدت اتصالش از نور خورشید به خورشید بیشتر است. روح مومن به خدا هم شدت اتصالش بیشتر از نور خورشید به خورشید است. خوشا به حال کسی که به ارتباط با خدا و اهل بیت افتخار کند و خودش را با پدر و مادر طبیعی و فطری ارزیابی کند و بگوید من فرزند فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و فرزند معصومین (علیه السلام) هستم. اگر کسی به انتساب واقعی خودش دقت کند، هیچ گاه خوار و ذلیل نمی شود و همیشه با شخصیت است. زیرا این انتساب را دارد و آنها را از خودش می داند و خودش هم از آنها می داند و جزو خانواده اهل بیت است. امام صادق (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند:«شما وقتی صلوات می فرستید و آل می گویید آل پیامبر شما هستید، ما اهل بیت رسول خدا هستیم.»  در زیارت عاشورا آمده: "من پدر تو هستم و تو بخواه که با من در دنیا و آخرت باشی". این نهایت عشق و علاقه بین دو نفر را نشان می‌دهد.همچنین در فراز دیگری از زیارت آمده: "مصیبت امام، همان مصیبت توست". کلمات ثارک و ثاری در اینجا معنا پیدا می‌کند. در روز عاشورا وقتی بعضی ها از خانواده هایشان دور می افتادند و میگفتند که پسرت را اسیر گرفتند و بروید او را آزاد کنید. می گفتند: نه تو(امام حسین) همه کس من هستی. بله راست می گفتند، نهایت دلدادگی زمانی است که میخوانیم: "بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ أُسْرَتِی[19]‏= پدر، مادر و خانواده ام فدای شما شود». کلمات پدر و مادر و جان و خانواده ام شوخی نیست و می‌گوییم همه خانواده من فدای شما شوند. اگر این اتصال تا این حد زیاد است و  شأنت این است که همه کس خود را فدای اهل بیت کنی، آیا می توانی برایشان جهاد نکنی و در مشکلات آنها را تنها بگذاری؟ آنوقت ندای « هَل مِن ناصِر یَنصُرُنی[20]= آیا کسی هست که مرا یاری کند.» شنیده می‌شود و نفاق نمود پیدا می‌کند، بنابراین نباید تنهایشان بگذاریم. استاد ما داستان پیرزنی را تعریف کرد که به سختی خرجی خود را به دست می آورد و به بازار می‌ر‌فت و سبزی هایی که مردم بیرون ریخته بودند، جمع می کرد و آنها را می شست و استفاده میکرد. آن پیرزن گیوه درست می‌کرد و هزینه آن را برای زیارت خرج می‌کرد و چون خودش  نمی توانست برود، هرکس که عازم کربلا و مشهد می شد می‌گفت برای من زیارت کنید. این پیرزن واقعا صادق بود و می توانست یک زیارت عاشورا را کامل بخواند و بگوید بابی انتم و امی و نفسی. یعنی من از دارایی، غذایم، لباسم، تزئیناتم و خیلی چیزهای دیگر می توانم برای امام زمان و به عشق امام زمان بگذرم. وقتی آن پیرزن از دنیا رفت، یکی از همسایه ها او را در خواب دید و از  او پرسید در چه وضعی هستی؟ گفت من وقتی از دنیا رفتم فاطمه زهرا پیش من آمد و گفت بیا برویم در خانه خودمان پیش من بمان. آن پیرزن از اول زندگی خودش را وقف حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)کرده و به غیر از اهل بیت کسی را نداشته و کسی را ندیده و معشوقی غیر از معصومین نداشته که بخواهد خودش را خرجشان کند. ما برای چه کسی خرج بکنیم؟ وقتی یک نفر بزرگترین معشوقش اهل بیت باشد، آنها هم همه کاره او می‌شوند. بنابراین وقتی که از دنیا می رود، خانم فاطمه زهرا بدون حساب و کتاب و گرفتاری های دیگر به سرعت می آید و می گوید تو بیا پیش خودم. حضرت زهرا (سلام الله علیها) می فرمایند: "عده ای از شما ۳۰۰ هزار سال با ما فاصله دارید. "این فاصله را ما در دنیا ایجاد کرده ایم. چرا که آنها را ندیدیم و فاطمه زهرا را از خودمان نمی‌دانیم که برای رضای او تلاش کنیم، امام زمان را پدر خودمان نمی دانیم تا از امکانات و ثروت  خود در راه آنها بگذریم. جهاد مالی هدیه و انفاق [1] . نیشابوری، مسلم بن حجاج، الصحیح، 3/1517 [2] . المستدرك على الصحیحین، شماره حدیث 2339 [3] . الغارات (ط - القدیمة)، ج‏2، ص 326       [4] . سفینة البحار، ج‏2، ص 558       [5] . سوره حجرات، 15 [6] . الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، باب فضل الجهاد، ص 2 [7] . توبه، آیه 24 [8] . سورة التوبة، آیه 20 [9] . تفسیر القمی، ج‏1، ص 284       [10] . توبه، آیه 21 [11] . توبه، آیه 21 [12] . توبه، آیه 22 [13] . توبه، آیه 22 [14] . توبه، آیه 41 [15] . سوره توبه، آیه 100 [16]. المسند الجامع، ابوهریره الدوسی، شماره حدیث 1958، كنز العمّال : 10495 . [17] . الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏2، باب المؤمن و علاماته و صفات، ص 226 [18] . توبه، آیه 20 [19] . بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏99، ص 130      [20] .  بحار الانوار، ج 45،ص ،12 س 18، به نقل از لهوف .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7203
زمان انتشار: 26 ژوئن 2020
| |
شهادت آیت الله بهشتی و 72 تن

شهادت آیت الله بهشتی و 72 تن

در ساعت 7 و 21 دقیقه هفت تیر سال 1360، بیش از 72 تن از شخصیت های برجسته کشور، از جمله نمایندگان مجلس و اعضای هیئت دولت در انفجاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند. در این مقاله، به برخی از ویژگی های شهید بهشتی می پردازیم. مظلومیت شهید بهشتی از منظر امام خمینی رحمه الله از دیدگاه امام خمینی رحمه الله، مظلوم زیستن شهید بهشتی، بیش از شهادت ایشان متأثر کننده بود. این مظلومیت به سبب تهمت های ناروایی بود که دشمنان به او می زدند. امام بر این عقیده بود که دشمنان شهید بهشتی در تلاش بودند او را انسانی ستم کار و دیکتاتورمآب معرفی کنند؛ در حالی که چنین نبود. ایشان در جایی فرموده است: «شهید بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام بود».   آیت اللّه بهشتی در نگاه مقام معظم رهبری مقام معظم رهبری در مورد شهید بهشتی می فرماید: «شهید بهشتی یکی از آن شخصیت هایی بود که یک حالت استثنایی در آنها مشاهده می شود. می دانید آدم ها دو جور هستند. یکی آدم هایی که هیچ ویژگی استثنایی در آنها نیست. با استعدادند، بافکرند، ارزشمندند، ولی عادی و معمولی اند. لکن بعضی هستند که از معمول انسان ها یک چیزی بیشتر دارند، یک برجستگی در اینها وجود دارد. این برجستگی خیلی زود فهمیده نمی شود، در گذشت زمان مشهود می شود و بهشتی از این قبیل بود. او دارای فکر بلندی بود. مغز قوی و فعالی داشت. علاوه بر این، دارای اراده و روحیه ممتازی بود. بر خود و احساسات خویش شدیداً غالب بود. بیشتر یک فرد متفکر بود تا احساساتی؛ اگرچه گاهی اوقات احساسات او یک جمعیت میلیونی را به جوش می آورد». صلابت شهید بهشتی شهید بهشتی، این محب راستین امیرمؤمنان علی علیه السلام، با آن همه تعبّد به خداوند، صفای باطن، پاکی روح و فداکاری گسترده ای که در مورد امت مسلمان داشت، دشمن سرسخت معاندان اسلام و مسلمانان بود. شهید بهشتی در یکی از سخنرانی هایش می گوید: «ما زیر بار سختی ها، مشکلات و دشواری ها قد خم نمی کنیم. ما راست قامتان جاودان تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعی سرپا نیستیم که یا کشته شویم یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم و در غیر این صورت، هیچ قدرتی نمی تواند پشت ما را خم کند». متانت و فروتنی شهید بهشتی همسر شهید بهشتی نقل می کند: «چیزی که در 29 سال زندگی مشترکمان دیدم، ملایمت و صبر ایشان بود. به قدری صبر و متانت و خون سردی به خرج می داد که انسان را خجالت زده می کرد. در سراسر زندگی مشترکمان به یاد ندارم این مرد مبارز و باتقوا لحظه ای عصبانیت بی مورد داشته باشد. رفتار و منش دکتر به گونه ای بود که با اعضای خانواده و فرزندان یک الفت و دوستی برقرار کرده بود». ایشان در جایی دیگر می گوید: «در سفری که به کاشان رفته بودیم، شهید بهشتی بعد از سخنرانی وقتی می خواستند سوار ماشین شوند، یکی از پاسدارها خواست در خودرو را ببندد که نزدیک بود دست پیرمردی لای در برود. دکتر پیاده شدند و دست آن مرد سالخورده را بوسیدند و حلالیت طلبیدند و دوباره سوار ماشین شدند».

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7193
زمان انتشار: 21 فوریه 2019
| | |
جلسات سخنرانی استاد شجاعی در اسفند ماه

جلسات سخنرانی استاد شجاعی در اسفند ماه

جدول زمان بندی جلسات «خانواده آسمانی»، «شرح زیارت جامعه کبیره»، «راه های مبارزه با غم»، «شادی»، «انسان و ایمان» و «جامعه پزشکی مهدوی» «اضطراب و بیتابی» «بزرگی و قدرت روح» «تصویر باطن انسانی» در اسفند ماه 97. 

حضور در این کلاس ها رایگان و برای عموم آزاد می باشد.

کلاس های استاد شجاعی در شهر قم تا اطلاع بعدی تعطیل می باشد. 

جلسات خانواده آسمانی و شرح زیارت جامعه کبیره  به صورت زنده از سایت montazer.tv پخش می گردد. 

جدول برنامه سخنرانی های استاد شجاعی در اسفند ماه به زودی به روز می شود. کلاس تاریخ برگزاری زمان مکان توضیحات پرواز در آسمان رجب 5شنبه 97/12/02 116:00 الی 17:00 شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می‌گردد پرواز در آسمان رجب 5شنبه97/12/09 16:00 الی 17:00 شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می‌گردد خانواده آسمانی 5شنبه97/12/16 16:00 الی 17:00 شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می گردد خانواده آسمانی 5شنبه97/12/23 16:00 الی 17:00 شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می‌گردد پرواز در آسمان رجب 5شنبه 97/12/02 بعد از نماز مغرب و عشاء شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می‌گردد پرواز در آسمان رجب 5شنبه97/12/09 بعد از نماز مغرب و عشاء شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می‌گردد شرح زیارت جامعه کبیره 5شنبه97/12/16 بعد از نماز مغرب و عشاء شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می‌گردد شرح زیارت جامعه کبیره 5شنبه97/12/23 17:15 شهر ری، حسینیه قرائت قرآن برگزار می‌گردد شادی 97/12/00 16:00 کرج اعلام می‌گردد جامعه پزشکی مهدوی 97/12/17 8:00  مؤسسه ریان برگزار می‌گردد شرح زیارت آل یاسین 97/12/00 18:00 تهران، خ پیروزی اعلام می‌گردد مباحث استاد در قائم شهر و ساری 97/12/00 10:00- 15:00 مؤسسه ره پویان حق اعلام می‌گردد مباحث استاد در شهر رشت 97/12/00 97/12/00 14 - 15 شهر رشت اعلام می‌گردد مباحث استاد در مشهد  97/12/07 17:00- 20:00 مشهد برگزار می‌گردد مباحث شادی 97/12/00 16:00 مرزداران اعلام می‌‌گردد   احیاء ماهیانه(لیله الرغائب) 97/12/23 23:30- 3:30 میدان شهدا برگزار می گردد جشن میلاد حضرت زهرا س 97/12/06 16:00 - بعد از نماز مغرب اطلاعیه برگزار می‌گردد آدرس مکان کلاس ها: خانواده آسمانی: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) شرح زیارت جامعه کبیره: شهرری، خیابان قم، انتهای خیابان آستانه، محوطه پارکینگ حرم، حسینیه قرائت قرآن (أثنی عشری) راه های مبارزه با غم: تهران، سعادت آباد (شهرک غرب)، بلوار شهید پاک نژاد، نرسیده به میدان سرو، 18 متری شهید مطهری پلاک 3 شادی: شهر کرج شادی: بلوار مرزداران، خیابان ایثار، سالن اجتماعات مجتمع فرهنگی مذهبی مسجد جامع حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)   انسان و ایمان (قم): قم، بلوار شهید صدوقی، زنبیل آباد، سی متری قائم حسینیه و مسجد امام رضا (علیه السلام) تصویر باطن انسانی (قم): میدان جانبازان، خیابان شهید فاطمی (دورشهر)، نرسیده به میدان رسالت، مسجد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) جامعه پزشکی مهدوی: ضلع جنوب خیابان آزادی، بلوار استاد معین، طوسی غربی، پلاک 617، مؤسسه قرآن و عترت ریان قائم شهر (همایش اول، صبح): خیابان ساری (کارگر)، جنب کوچه ولیعصر”عج”، مؤسسه رهپویان حق قائم شهر (همایش دوم، عصر): ساری، بلوار امیرمازندرانی، خیابان شهبند، مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام مباحث استاد در رشت: آدرس مکان های سخنرانی متعاقباً در اعلامیه ها اعلام می گردد مباحث اضطراب و بی تابی در مشهد: میدان هفت تیر، پارک لاله،  فرهنگسرای رسانه، سالن اجتماعات شرح زیارت آل یاسین: تهران، خیابان پیروزی، بین چهارراه کوکا و خیابان اول نیروی هوایی، پلاک 289، طبقه دوم، خیریه صاحب الزمان ضمنا  به اطلاع علاقمندان مباحث استاد محمد شجاعی می رساند جلسات سخنرانی ایشان با عنوان خانواده آسمانی در شبکه جهانی ولایت (شبکه ماهواره ای) به نشانی ذیل در روزهای جمعه ساعت 09:00  صبح پخش می شود. تکرار این جلسه همان روز ساعت 18:۰۰ عصر و تکرار دوباره این برنامه شنبه ساعت 01:30 بامداد می باشد. HotBird Satellite Freq: 10949 Vertical Symbol Rate 27500 - BC : 3/4 NileSat Satellite Freq: 11355 Horizontal Symbol Rate 27500 - BC : 3/4 Galexy19 Satellite Freq: 11836 Vertical Symbol Rate 20765 - BC : 3/4

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7181
زمان انتشار: 17 ژوئن 2017
| |
مباحث شب های قدر، ماه رمضان 96

مهمترین دعای شب قدر

مباحث شب های قدر، ماه رمضان 96

احیاء شب نوزدهم ماه رمضان 96 جلسه اول: نفست را خالی کن تا خیرات و مغفرت بیشتری دریافت کنی احیاء شب نوزدهم ماه رمضان 96 جلسه دوم: مهمترین و مقدمترین عمل در دعای شبهای قدر «استغفار» است احیاء شب بیست و یکم  ماه رمضان 96 جلسه اول: فهرستی از آثار کلیدی استغفار در زندگی انسان احیاء شب بیست و یکم ماه رمضان 96 جلسه دوم: «فراموشی خدا» بدترین تهدید و نقطه ی سقوط انسان است احیاء شب بیست و سوم ماه رمضان 96 جلسه اول: اثر مفید و سازنده ی «امید» در اجابتِ دعا احیاء شب بیست و سوم ماه رمضان 96 جلسه دوم: «والاترین تقدیر» بودن با امام زمان در زمان غیبت ایشان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7180
زمان انتشار: 17 ژوئن 2017
| |
 نفست را خالی کن تا خیرات و مغفرت بیشتری دریافت کنی

احیاء شب نوزدهم ماه رمضان، جلسه اول، 1396/03/23 (مهمترین دعای شب قدر)

نفست را خالی کن تا خیرات و مغفرت بیشتری دریافت کنی

یکی از مهمترین دعاهای شب های قدر، دعای «اللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً دَاخِراً و...» است. این دعا شما را دعوت به تخلیه نفس از آلودگی ها و شرک ها می کند تا بتوانید رحمت و مغفرت الهی را جذب کنید.

شب های قدر، رحم زمانی قدرتمندی هستند و آثارشان با شب های دیگر، بسیار متفاوت است و خدا خیر بیش از ۸۰ سال را به بندگانش عطا می کند. بنابراین، نوع دعاهایی که در این شب ها وارده شده، فوق العاده حساس هستند. چون نقش زیادی در ظرفیت سازی روح ما دارند. یعنی به وزان پرواز و درجه ای که انسان می خواهد دریافت کند، دعا وارده شده است. دعای «اللّهُمَّ إِنِّی أَمْسَیْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً...» در هر سه شب وارد شده است. چون خیلی کلیدی، حساس و مهم است. با اینکه دعای کوتاهی است اما قوی و قدرتمند است. دعا در ابتدا با یک چینشی که خالی از منیت ها و نگاه های شرک آلود انسان به خودش باشد شروع می شود. یک اظهار فقر ذاتی که از شناخت ذات خودمان است. یک نوع ذلت و بندگی است. انسانی که می خواهد دریافت پُری از خداوند داشته باشد، باید نفسش خالی باشد. مثل شکم که اگر سیر باشد، اشتهائی به غذا ندارد. ولی هنگامی که به گرسنگی و ضعف افتاد، تقاضایش بالا می رود. در درگاه خداوند انسان هم اگر پر باشد، چیزی را دریافت نمی کند. حالا گاهی پُری کاذب است، مثل گناه و معصیت یا چیزهای دیگر که حال ما را بد کرده و گاهی کمالات است که ما را خودشیفته می کند و حالت فقر و التجا را از ما می گیرد و با غرور و خودشیفتگی دعا می کنیم و این بسیار خطرناک است. ما چیزی از خود نداریم. وجود ما از خود ما نیست. همه وابسته به حق تعالی هستیم. اگر خدا لحظه ای عنایتش را از ما بردارد، نیست می شویم. پس وقتی هستی ما از خداوند است، سایر نعمت ها که از آن استفاده می کنیم مثل عقلانیت، آبرو، کمالات مادی و جنسی هم از خداوند است. اگر این وابستگی خود را به خدا فراموش کنیم، نفس مان بی جهت پر از اعتباریات می شود. یعنی توهم ما را می گیرد و فکر می کنیم عمر، سواد، زندگی و زیبائی از خودمان است و نیازی به کسی نداریم. در حالی که آن به آن نیازهای وجودمان را از خداوند دریافت می کنیم. بنابراین، شروع دعای فوق یک شروع فوق العاده است که با تخیله شروع می شود. بدون تخیله از اعتقادات غلط و شرک آلود، قادر به دریافت خیرات و برکت و مغفرت از خدا نخواهیم شد. علت اینکه خیلی وقتها دعاهای ما اجابت نمی شود، این است که ما دچار شرک و نگاه های غلطی شده ایم و با آن نگاه ها به درگاه خدا می رویم. یعنی می گوئیم اگر خدا اجابت نکرد، پدر و مادر، دوستم، همکارم و.. هستند. این باور، شرک است. چون هر کس هر لطف و محبتی که در حق ما می کند، به اذن خداست. بدون اذن خدا هیچ سلامتی، خیر و محبتی به ما نخواهد رسید. اگر این فیض که لحظه به لحظه از خداوند نعمت دریافت می کنیم را فراموش کنیم، دچار شرک و دوبینی می شویم.  بنابراین وقتی حمد و تمجیدی می شنوید، باید «الحمدلله» بگوئیم. چون هر چه داریم، همه از خداست. اگر فکر کنیم از خود ماست در اینجاست که سقوط خواهیم کرد. با صلوات نامه اعمالتان را سنگین کنید «اللّهُمَّ إِنِّی أَمْسَیْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً لاَ أَمْلِكُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا أَصْرِفُ عَنْها سُوءً= بار خدایا من شب كردم در حالی كه براى تو تنها بنده كوچك و خوارى هستم كه براى خویش سود و زیانى را به دست ندارم». ما هیچ توانی در برطرف کردن نفع و ضرر از خود نداریم. گاهی تلاش می کنیم ضعفی، مریضی، مشکل مالی، شکستی، اختلاف یا بلائی را از خودمان دور کنیم، ولی توانش را نداریم. حتی اگر بخواهیم خیری را هم به خود جلب کنیم، نمی شود. اول باید دستمان را بالا ببریم و ذلت خود را به خدا نشان دهیم و بگوئیم خدایا من چیزی از خود ندارم. امشب آمدم به درگاه تو و خالی خالی هستم و هیچ چیزی ندارم. این خیلی مهم است. «أَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسِی= به این امر بر خویش گواهى مى دهم» این حس ذلت و خواری نسبت به خدا باید شهودی شود. یعنی به وضع خودت باید شهادت بدهی که من هیچ چیزی از خود ندارم. حتی قادر به تکان دادن دستم یا مژه چشمم بدون حول و قوه الهی نیستم. «وَأَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِی وَ قِلَّةِ حِیلَتِی = اعتراف می کنم به ناتوانى و كمى چاره ام» اگر حیاتی، سرزندگی و توانی داریم خدا به ما داده است. بدون او نمی توانم شادی و توانی داشته باشم. من حتی نقشه و فکری هم از خود ندارم. برای آینده خودم، خانواده و اطرافیانم هم نمی توانم فکری داشته باشم. خالی خالی هستم. تا این فراز اولین مرحله دعا، «تخلیه» است. یعنی خالی شدن از هر گونه شرک و آلودگی. الان که می خواهیم از خدا دریافت کنیم، باید ادب دعا را رعایت کنیم و از کسانی که پیش خدا آبرو دارند، یعنی خانواده آسمانی مان و انوار طیبه محمد و آل محمد که اصل و ریشه ما هستند، استفاده کنیم. «فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ = خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست» صلوات اسم اعظم است. دعائی است که تهلیل، تحمید و تکبیر الهی را در بردارد. به خاطر همین امام سجاد (علیه السلام) در دعاهایشان صلوات را قرار داده تا دعاها به اجابت برسد. صلوات، اسلحه قدرتمندی برای همه نیازهای ما در دنیا و آخرت است. یعنی به غیر از اینکه جسم و بدن ما هم تحت تاثیر صلوات است؛ خیال، وهم، عقل، فوق عقل و حتی برزخ و بعد قیامت را هم در برمی گیرد. این اسم اعظم را از دست ندهید. صلوات موجب شادی اهل بیت و اهل آسمان می شود. انسان با صلوات محبوب خدا می شود. آبرو، عزت و شرافت پیدا می کند. باعث سنگینی نامه اعمال می شود. یعنی شخصیت تو را وزین می کند. پس هر چه گناهکار باشیم صلوات به ما ارزش و آبرو می دهد. با استغفار و پاکی روح به سمت خدا پرواز کنید «وَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَجَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ = آنچه را به من و همه مردان و زنان مؤمن، از آمرزش در این شب وعده دادى، وفا كن». مغفرت مثل تخلیه می ماند. اگر گناهی داشته باشید، مثل بیماری که به جسم آسیب می زند، باعث مریضی و کدر شدن روح تان می شود. انبساط، شادی، نشاط، آرامش و امید را از روح می گیرد. بنابراین، وقتی افکار گناه آلود باعث می شود انسان به نتیجه ای نرسد، نادانی اش بیشتر می شود. سطح اشتباهات بالا می رود. گناه، باعث آلودگی سیستم روحی انسان می شود. اگر بخواهیم در شب قدر پرواز خوبی به سمت خدا داشته باشیم، نباید روح مان سنگین باشد. بلکه روح باید از جهنم درآمده و در بهشت حرکت کند که این عمل نیاز به «پاکی» دارد. بترسیم از اینکه با روح ناپاک و به شکل یک حیوان به ملاقات خدا برویم. پس اولین چیزی که در این شبها به آن خیلی نیاز داریم «استغفار» و «مغفرت» است. در این ماه اگر کسی بخواهد از این شبها استفاده کند که خیلی هم به آن سفارش شده است، «استغفار» است. اما کسی که استغفار ندارد، حال خوشی هم نمی تواند داشته باشد و بهره کافی هم نمی برد. پس با خلوص و صدق استغفار کنیم و  به خدا بگوئیم من خیال گناه و معصیت ندارم. امشب آمده ام که توبه و آشتی کنم و تو بر همه گذشته من قلم عفو بکشی. برای مطالعه ی مطالب شب های احیاء ماه رمضان 96 کلیک کنید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7179
زمان انتشار: 17 ژوئن 2017
| |
مهمترین و مقدمترین عمل در دعای شبهای قدر «استغفار» است

احیاء شب نوزدهم ماه رمضان، جلسه 2، 1396/03/23 (مهمترین دعای شب قدر)

مهمترین و مقدمترین عمل در دعای شبهای قدر «استغفار» است

وقتی انسان استغفار می کند، تمام جسم و اجزایش و روح و اجزایش مثل خیال، عقل و فوق عقل انسان تحت تأثیر قرار می گیرد. در قرآن داریم، حضرت نوح (علیه السلام) فرمود: «استغفار کنید که استغفار خیر و برکت از آسمان برای شما می فرستد و «یمددکم باموال و البنین=استغفار کنید که این کار موجب می شود خدا شما را با اموال و پسرانتان به شما کمک کنند». بنابراین، استغفار هم به شما مال می دهد و هم شکست های اقتصادی تان را برطرف می کند. کسانی که گیر اقتصادی دارند، نشانه ی این است که خیر و برکت از مالشان رفته، پس باید زیاد استغفار کنند.

استغفار هم با تخلیه ی درون حاصل می شود و اثر گذار می شود. معصوم (علیه السلام) در این خصوص می فرماید: «اللّهُمَّ إِنِّی أَمْسَیْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً لاَ أَمْلِكُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا أَصْرِفُ عَنْها سُوءً ، أَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسِی ، وَأَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِی، وَقِلَّةِ حِیلَتِی، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَجَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ، وَأَ تْمِمْ عَلَیَّ مَا آتَیْتَنِی فَإِنِّی عَبْدُكَ الْمِسكِینُ الْمُسْتَكِینُ الضَّعِیفُ الْفَقِیرُ الْمَهِینُ . اللّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِی ناسِیاً لِذِكْرِكَ فِیما أَوْلَیْتَنِی وَلا غافِلاً لاِحْسانِكَ فِیما أَعْطَیْتَنِی، وَلاَ آیِساً مِنْ إِجابَتِكَ وَإِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی فِی سَرَّاءَ أَوْ ضَرَّاءَ أَوْ شِدَّة أَوْ رَخاء أَوْ عافِیَة أَوْ بَلاء أَوْ بُؤْس أَوْ نَعْماءَ إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعاءِ = خدایا شام كردم درحالیكه براى تو تنها بنده كوچك و خوارى هستم، كه براى خویش سود و زیانى را به دست ندارم، و نمى توانم از خود پیش آمد بدى را بازگردانم، به این امر بر خویش گواهى مى دهم، و در پیشگاهت به ناتوانى و كمى چاره ام اعتراف مى كنم، خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و آنچه را به من و همه مردان و زنان مؤمن، از آمرزش در این شب وعده دادى وفا كن، و آنچه را به من عنایت فرموده اى كامل ساز، كه من بنده بیچاره، درمانده، ناتوان، تهیدست خوار توام. خدایا مرا فراموش كننده ذكرت قرار مده، در آنچه سزاوار آنم فرمودى، و نه فراموش كننده احسانت، در آنچه عطایم نمودى، و نه ناامید از اجابتت، گرچه مدّت زمانى طولانى گردد، چه در خوشى یا ناخوشى، یا سختى، یا آسانى، یا عافیت، یا بلا، یا تنگدستى، یا در نعمت همانا تو شنونده دعایى.». این دعا با «تخلیه و توهم زدایی و شرک زدایی» از افکارمان شروع می شود. اصل این دعا در باره حقیقت خودمان است و شهادت به این که ما هیچ حول و قوه و توانی نداریم، مگر از جانب خداوند. سپس خدا را به پیامبر و آلش قسم می دهیم و در مرحله سوم مهمترین و مقدمترین چیزی که می خواهیم مغفرت است. زیرا بدون مغفرت، راه انسان بسته است و رشدی ندارد. علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:« مَن كَثُرَتْ هُمومُهُ فَعلَیهِ بالاستِغفارِ [1]= هر كس غم و اندوهش بسیار شد، آمرزش بخواهد.». یعنی ما در طول روز آلودگی هایی پیدا می کنیم. مثل جسم ما که در معرض بیماری های مختلف قرار می گیرد. یا در معرض هوای آلوده قرار می گیریم و نیاز به حمام داریم. روح ما هم همینطور است، خیالات باطل و بیهوده، تصاویر غلط و اعتقادات غلط روح را کثیف و درگیر می کند. غصه و خودکم بینی و ضعف های مختلف و عطش های کاذب، روح را به شدت آلوده می کند. حضرت می فرماید، هر کس می خواهد همه هم و غم هایش برطرف شود، باید استغفار کند. «هم»یعنی دغدغه. دغدغه کنکور و ازدواج و مستأجر بودن و .... دارد، همه ی اینها با استغفار برطرف می شود. اگر گرفتاری زیاد سراغ کسی می آید و به شادی و آرامش نمی رسد، باید استغفار کند. یعنی روح آلوده است، پس باید آلودگی روح را پاک کنید تا مانع از راه شما برداشته شود. این نص قرآن است که خدا مشکلات اقتصادی، روحی، روانی و معنوی را با استغفار حل می‌کند. مشکلات مال گناهان و آلودگی و توهمات و تخیلات بد و دیدنی و شنیدنی های زشت ماست که روح را سنگین می کند. حضرت امیر (علیه‌السلام) می فرمایند:« سلاحُ المُذنِبِ الاستِغفارُ [2]= حربه گنهكار، آمرزش خواهى است». با این سلاح  شما موانع را نابود می کنید و از سر راه بر می دارید. پیامبری که معصوم است،‌ می فرماید، در اثر ارتباط با مردم گرد و غباری روی قلب من می نشیند که هر روز باید 70 مرتبه استغفار کنم. پیامبری که عین عصمت است، ارتباطات با مردم او را سنگین می کند. ما که معصوم نیستیم، در روز چندبار باید استغفار کنیم؟ یکی از بهترین ذکر ها ذکر «یاغفور» است که مثل سلاح شماست و می توانید در هر وقت از شبانه روز که حال خوبی دارید و تمرکز دارید، این ذکر را بگویید. به خصوص شب و در رختخواب، گفتن این ذکر کارگشاست. مثل استحمام قبل از خواب است. وقتی شما قبل از خواب استحمام می کنید، فردا با نشاط از خواب بیدار می شوید.  علی (علیه السلام) فرمودند:« لا شَفیعَ أنجَحُ مِن الاستِغفار[3] = هیچ شفیعى، مؤثرتر از آمرزش خواهى نیست». هیچ شفیعی نجات دهنده تر از استغفار نداریم. اگر می خواهید شفیع داشته باشید، باید مرتب استغفار کنید. با استغفار انسان از بدی ها تخلیه می شود و خواب های خوب می بیند. خداوند بنده های گناهکارش را دوست دارد و دو اسم قشنگ در دعای جوشن کبیر است که مخصوص ما گناهکاران است، یکی «ملجا العاصین=ای پناه گناهکاران»‏ و «اله‌العاصین = اله گناهکاران» خداوند ملجأ و اله معصیت کاران است و آنها را که توبه می کنند دوست دارد:«ان الله یحب التوابین». حضرت دعا را با ساختار ریاضی ما تنظیم کرده است. همین طور بی حساب نیست که یک سری الفاظی گفته شود. وقتی می خواهید نفس شما باز شود و چیزی دریافت بکنید، چه در خواب و چه در بیداری، باید سطح استغفار را بالا ببرید. به زندان ها نگاه کنید. چه آدم هایی که چه موفقیت هایی داشتند. ولی به خاطر نداشتن استغفار به خاک سیاه نشستند. هر چیز را می خواهید خیر و برکت پیدا کند، باید استغفار کنید. توبه و استغفارِ با توجه و تمرکز گره ها را باز می کند. هر گرفتاری و مشکلی که در بیرون است،مال گیرها و گرفتاری‌های درون ماست. به همین دلیل حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:«مَنْ أَصْلَحَ سَرِیرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِیَتَهُ‌[4] = آن‌كس كه درون و باطن خویش را اصلاح كند، خداوند ظاهرش را اصلاح مى‌نماید». هر کس باطنش را اصلاح و زیبا کند، خدا بیرونش را هم اصلاح می کند. این رمز است که حضرت بیان می کنند. ایشان روی قله خلقت نشسته و از یک قانون در نظام خلقت حرف می زند. «اللّهُمَّ إِنِّی أَمْسَیْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً لاَ أَمْلِكُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَلا ضَرّاً وَلا أَصْرِفُ عَنْها سُوءً ، أَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسِی ، وَأَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِی ، وَقِلَّةِ حِیلَتِی ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَجَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ...» ما بیش از هر دعا و ذکری احتیاج به استغفار داریم. نداشتن استغفار آلودگی می آورد. چطور بدن وقتی آلوده می شود، تعادلش را از دست می دهد، روح هم همینطور تعادلش را با آلودگی ها از دست می دهد و کارهایی می کند که در باور آدم نمی گنجد. « أفضَلُ التوسُّلِ الاستِغفارُ[5] = بهترین توسّل، استغفار است». توسل یعنی وسیله گیری‏، یعنی با یک وسیله به درگاه خدا رفتن. بهترین وسیله که تو را وصل می کند، استغفار است. حتی وقتی که می خواهی به امام زمان و فاطمه زهرا و ... (علیهم السلام) توسل کنی، اول استغفار کن. حرم می روی، اذن دخول می خوانی، قبل از آن باید استغفار کنی و از خدا توفیق بخواهی. یکی از اسم های خداوند «موفِق» است، موفق یعنی توفیق دهنده. اسم های دیگر خداوند «معین» و «ناصر» است. پس برو درِ خانه ی خدا، زیرا منشأ قدرت و عزت و موفقیت خداست. هر سه شب باید این دعا را بخوانیم. این دعا خیلی دقیق است. «اللّهُمَّ إِنِّی أَمْسَیْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً = من شب کردم در حالی که بنده ی خوار تو هستم». من بنده ی فقیر و ضعیفم.‏ خدایا به من بده، من بنده ی مسکین تو هستم. «مسکین» یعنی ساکن از «سکن» می آید، یعنی «زمین گیر». من بنده مسکین و زمین گیر تو هستم. چون من زمین گیر هستم، خدایا به من زمین گیر کمک کن. شما تا مسکنتت را پیش خدا نبری و قلدری و خودبینی داشته باشی و به مدرک تحصیلی و پارتی و تجربه ات مغرور شوی، گره سراغت می آید. امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:«انا اذل الاذلین = خدایا من از هر کوچکی کوچکتر هستم». خدایا اصلا من کی هستم که تو بخواهی به من غضب کنی. وقتی یک نفر دنیا و آدم ها را دید، کور می شود و گره سراغش می آید. اما با همه کاره دانستن خدا، و با استغفار مشکلات بهتر و زودتر حل می شود.   برای مطالعه ی مطالب شب های احیاء ماه رمضان 96 کلیک کنید. [1] - الكافی : ج 8 ص 93 ح 65 عن السكونی عن الإمام الصادق علیه السلام ، بحارالأنوار : ج 95 ص 296 ح 10 . [2] - غرر الحكم : 5562. [3] - غرر الحكم : 10658. [4] - پیام امام امیر المومنین علیه السلام، جلد : 15  صفحه : 408 [5] - غرر الحكم : 2887.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7177
زمان انتشار: 14 ژوئن 2017
| |
17) «حفظ خوبی» انسان را عاقبت بخیر می کند

شرح زیارت‌نامه حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) جلسه 17؛ 96/3/20

17) «حفظ خوبی» انسان را عاقبت بخیر می کند

«عاقبت به خيری» يعنی مجموعه ی فعاليت هائی كه در پايان کار، خير و سعادت را براي انسان به دنبال دارد. هر چند که کسب خوبی‌ها و هدایت ها بسیار مهم است، اما مهم‌تر از آن، ماندن در آن مسیرها و حفظ آن خوبی‌ها و کمالات است. به‌طوری که علاوه بر طول زندگی که در سعادت می گذرد، خاتمه و عاقبت زندگی هم در سعادت و خوشبختی باشد. بسیاری از انبیاء همواره ترس از عاقبت داشته‌اند و در رأس آنها پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است. در زمانه ما شخصی همچون حضرت امام خمینی (‌ره) نمونۀ بارزی است که پس از آن‌همه مجاهدت و خدمت، باز هم نگران عاقبت به‌خیری خود بود.

در ادامه شرح زیارت نامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) به این فراز از دعا رسیدیم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَةِ = خدایا من از تو می خواهم که عاقبت مرا به سعادت ختم کنی». خدا حضرت امام (سلام الله علیه) را رحمت کند. به ایشان عرض کردند: اگر شما یک دعای مستجاب از خداوند داشته باشید، آن چیست؟ ایشان فرمودند: «از خداوند می خواهم که عاقبت بخیر شوم». ما هم اگر یک دعای مستجاب داشته باشیم، همین است. به خاطر همین معمولاً مرکز خواسته ها و دعاها در حساس ترین شرایط در شب ها و مکان های خاص، «مغفرت» و «عاقبت بخیری» است که انسان باید از خدا طلب کند. در سال هایی که از عمر انقلاب اسلامی گذشته، ما خیلی از افراد را دیده ایم که شروع خوبی داشتند، اما عاقبت بخیر نشدند. پس ما هم نمی توانیم یقیناً بگوییم که بهتر از آنها هستیم و حتماً عاقبت بخیر می شویم. خدا نکند شروع انسان قشنگ باشد، ولی آخرش خراب شود. ما باید نسبت به خدماتی که انجام می دهیم، زحمت هایی که می کشیم، مجاهدت هایی که می کنیم، تقواهایی که داریم، مراقبت داشته باشیم. چون همین کارهای خوب ما هم بسیار خطرساز هستند. آدمی که مغرور به عمل یا ایمانش است، حتماً در معرض سقوط است. پس انسان با ترس و نگرانی باید از خداوند عاقبت بخیری بخواهد.  پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) هم همین طور بودند. عایشه می گوید: «از رختخواب بلند شدم و دیدم رسول خدا نیستند. به دنبال شان گشتم و دیدم به سجده افتاده و با ضجه و ناله به خدا می‌گوید: من را عاقبت بخیر کن و مرا به خودم وامگذار». باید بترسیم از این که به خودمان واگذاشته شویم. گاهی فعالیت های مذهبی، رشدها، فضیلت ها، معنویت ها و نورانیت ها می تواند برای آدمی که ظرفیت ندارد، نابودکننده باشد. انسانی که رشد می کند و ایمانش قوی تر می شود و مشاهداتش بیشتر می شود، خداوند امتحانات بسیار سختی از او می گیرد. اینجاست که کمالات آفت می گیرند و علیه انسان تمام می شوند. گاهی انسان با گناهان و رذایل خودش درگیر شده و دست و پا می زند تا خودش را نجات دهد. گاهی هم از رذایل فاصله می گیرد و وارد فضیلت ها، نورانیت ها و کمالات می شود. اما چه بسا همین فضیلت ها و کمالات باعث سقوطش شود. نمونه بارز آن شیطان است. چنان که حضرت علی (علیه السلام) فرمود: شما از سرنوشت شیطان عبرت بگیرید که ۶ هزار سال عبادت کرد، (که معلوم نیست 6 هزار سال دنیایی است یا آخرتی) و به قدری اوج گرفت که در مقام فرشتگان قرار گرفت و به عنوان یک فرد شاخص در بین فرشتگان مطرح شد، اما عاقبت بخیر نشد. در دعای عالیة المضامین 6 چیز را از خداوند می خواهیم مثل، عقل کامل، خرد برتر، قلب پاک، عمل کثیر، ادب بالا و...، اینها چیزهای کمی نیست، ولی همین ها می تواند کسی را بدبخت و بیچاره کند. از این رو، در آخر دعا از خدا می خواهیم: «وَ اجْعَلْ ذَلِكَ كُلَّهُ لِی وَ لاَ تَجْعَلْهُ عَلَیَّ= و تمام این نعمتها را به نفع من قرار ده نه بر زیانم». به این نکته خیلی توجه کنید که هر چقدر سطح ایمان ، معنویت و معرفت انسان بیشتر می شود، امتحان های الهی هم سخت تر می شود. به خصوص در مسائل باطنی مثل تکبر، حسادت، سوء ظن، خودشیفتگی و ... . یعنی هر چه انسان رشدش بیشتر می شود، حسودتر هم می شود. هر چقدر پیشرفتش بیشتر شود، کم ظرفیتی، چشم دیدن دیگران را نداشتن برایش بیشتر می شود. نتیجه این شیفتگی ها این است که هر کدام گرفتاری های زیادی برای انسان درست می کند، تا جائی که او را به نابودی می کشاند. عاقبت بخیری آنقدر مهم است که همه ی عقلا به آن توجه می کنند. مثلا خانمی که بعد از مدتی باردار شده و در عین حال که دیگران با شادی به او تبریک می گویند، اما او با التماس و التجاء از آنها می خواهد که دعا کنند تا بچه ی سالمی را به دنیا بیاورد. این یعنی سرانجام بارداری مهم است که بچه چطور به دنیا بیاید، نه فقط شادیهای اولیه ی بارداری. اکنون که ما هم در رحم دنیا هستیم، باید توجه کنیم که به زودی به سمت آخرت باز می گردیم. این لحظه ی آخر مهم است که چگونه به آن عالم متولد می شویم. حقیقت «سعادت و شقاوت» به عاقبت بخیری است، نه زمان حال حقیقت «سعادت و شقاوت» هر کس در این است که عاقبت او چگونه خواهد شد؟ آیا عاقبت کار انسان  به خوشبختی می انجامد یا بد بختی و شقاوت؟ امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید: « إنّ حَقیقةَ السّعادَةِ أن یُخْتَمَ للمَرءِ عَمَلُهُ بالسَّعادَةِ و إنَّ حَقیقةَ الشَّقاءِ أنْ یُخْتَمَ للمَرْءِ عَمَلُهُ بالشَّقاءِ = به راستى كه حقیقت خوشبختى آن است كه پایان كار انسان خوشبختى باشد وحقیقت بدبختى آن است كه كار انسان به بدبختى خاتمه یابد». اگر به روایت مذکور دقت کنید، می بینید که حضرت خوشبختی را در دو محور بیان می کنند: ۱- « أن یُخْتَمَ للمَرءِ عَمَلُهُ بالسَّعادَةِ = پایان كار انسان خوشبختى باشد». یعنی باید با عمل به سراغ خوشبختی رفت. باید عمل و سبک زندگی ات به گونه ای باشد که تو را به سعادت برساند. پس هیچ وقت راحت نمی توان قضاوت کرد که فلانی چقدر خوشبخت است و من چقدر بدبخت هستم. ظواهر وضع موجود مهم نیست.  گاهی انسان حسرت زندگی خیلی ها را می خورد، ولی در نهایت می بیند وضعش بهتر از آنهاست. یا اگر خدا دعاهایش را اجابت می کرد و جای کسانی قرارش می داد که حسرت شان را می خورد، به بدبختی و شقاوت می رسید. از نادانی است که انسان با دیدن ظواهر زندگی دیگران حسرت بخورد. چون از باطن زندگی مردم، چیزی نمی داند. 2- «و إنَّ حَقیقةَ الشَّقاءِ أنْ یُخْتَمَ للمَرْءِ عَمَلُهُ بالشَّقاءِ= و حقیقت بدبختى آن است كه كار انسان به بدبختى خاتمه یابد». حقیقت بدبختی این است که عمل یک شخص او را به بدبختی بکشاند. عمل یک شخص یعنی سبک زندگی او که شامل انتخاب ها، ارتباطات و رفتارهای اوست. یعنی انسان کارهایی کند که عاقبتش را از دست بدهد. این ها بدبختی انسان است.    امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در نهج‌البلاغه جمله‌ی خیلی زیبایی دارند که می فرمایند: «عِندَ العَرضِ عَلَى اللّه ِ سُبحانَهُ تَتَحَقَّقُ السَّعادَةُ مِنَ الشَّقاءِ= در هنگام عرضه ی اعمال بر خداى سبحان است كه خوشبختى حقیقى از بدبختى حقیقى باز شناخته مى شود».  آدم باید برای عاقبت خودش به گریه و سختی بیفتد و حساب کند که اگر الان من پیش خدا بروم، چی دارم؟ من اگر به خدا عرضه شوم، چی دارم که ارائه کنم. سعادت و بدبختی یک شخص زمانی شناخته می شود که به خدا عرضه می شود. آنجا معلوم می شود چه کسی بدبخت یا خوشبخت است. صحنه ی خیلی حساس و خطرناکی است، لحظه ای که همه ی حقیقت و باطن تو به خدا عرضه می شود. پس حواست باشد می خواهی شبیه چه کسی باشی و مثل چه کسی زندگی کنی. چون این یک اصل است که چه کسی را الگوی زندگیت قرار می دهد. اگر الان لحظه مردن تو باشد، اما به دنیا برگردانده شوی، چطور زندگی می کنی؟ امیرالمؤمنین بر نقطه‌ی بسیار حساسی دست گذاشته و آن اینکه بعد از عرضه شدن انسان به خدای سبحان، سعادت از شقاوت باز شناخته می شود. یعنی در آنجا معلوم می شود چه کسی خوشبخت است و چه کسی بدبخت. فقیر و ثروتمند حقیقی کیست؟  فقر و ثروت چیزی است که انسان همیشه به آن فکر می کند. می خواهید بدانید چه کسی ثروتمند یا فقیر واقعی است؟ حضرت فرمودند: «الْغِنَى وَالْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ‌= غنا و فقر آن‌گاه آشكار مى‌شود كه اعمال (انسان‌ها) بر خدا عرضه شود». انسان بعد از این که به خدا عرضه می شود، معلوم می شود که چقدر قیمت و حقیقت دارد. از این رو، انسانی که حواسش به این دو حقیقت باشد، خودشیفته و متکبر نمی شود، دیگر منیتی در خانواده و زندگی ندارد. مرد برای زنش کلاس نمی گذارد که قلدری کند و یکسره خودش را پاکتر و بالاتر و بهتر از همسرش بداند. یا زن برای شوهرش اینطور باشد. غرور به سراغش نمی‌آید. ولی ما هنوز به جایی که باید برسیم، نرسیده ایم. هنوز ما در بین راه هستیم و متولد نشده ایم. هنوز در دوران جنینی (دنیا) به سر می بریم. وقتی هنوز ما نمی دانیم چه خبر است و عاقبت مان چه می شود، چطور می‌توانیم خودشیفته باشیم؟ حتی خودشیفتگی معنوی و مذهبی داشته باشیم و خود را پاکتر و بهتر از دیگران بدانیم؟ وقتی انسان نمی‌داند عاقبت خودش چه می‌شود، حیا می‌کند که نسبت به کسی بدرفتاری کند.  می خواهید بدانید سعادت یک شخص چیست؟ حضرت می فرماید: «سَعادَةُ الرَّجُلِ فى‌ إِحْرازِ دینِهِ وَ الْعَمَلِ لِاخِرَتِهِ= سعادت یک شخص در احراز دینش و عمل براى آخرتش است». «احراز» به معنی به دست آوردن و مالکیت دین است و این که انسان در هر صحنه حواسش به دینش باشد. مثلاً در هنر، اقتصاد، درس خواندن، تدریس کردن، مسافرت، ازدواج و ... . «احراز دین»، یعنی دینداری محکم. یعنی حوادث روزگار و بالا و پایین شدن های روزگار نتواند به راحتی دینت را از تو بگیرد.  خیلی از آدم ها تا شغل شان را از دست می دهند یا نعمتی از آنها گرفته می شود، معنویت شان کنار می رود و ارتباط شان با خدا قطع می شود. یا برعکس، وقتی به یک نعمت و خیر بزرگ یا موفقیت، شهرت، قدرت، لذت و محبوبیت و مقامی می رسند، دچار تغییر و تحول باطنی می شوند. بنابراین، همه ی این تغییر و تحولات باطنی برای این است که شخص در حالت های مختلف واقعاً می‌تواند دینداری و تقوای خودش را حفظ کند یا نه. حفظ دین مثل مادری است که بچه اش را در همه حالت ها اعم از عروسی، عزا، مسافرت و خطرها حفظ می کند و حواسش کاملاً به نوزادش هست. مادر در هر حالت، کودک عزیزش را با مهر و محبت و توجه و تغذیه و رسیدگی کاملاً محافظت می کند. ما هم باید از دین مان خوب محافظت کنیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7174
زمان انتشار: 5 آوریل 2022
| |
شرح صلوات مخصوص ماه رمضان

استاد محمد شجاعی

شرح صلوات مخصوص ماه رمضان

برخی افراد فکر می کنند چون مقام اهل بیت (علیهم السلام) بسیار بالاست، دعا کردن ما برای آنان بی معناست. چنین افرادی اثر دعا را باور  ندارند.

باید دانست که دعا کردن با شک و تردید، در حقیقت، نخواستن است. گاهی شخص با تمام وجودش چیزی را از خداوند برای اهل بیت می خواهد و نمی داند که با همین نوع دعا کردن، چه اتفاقات بزرگی در روح و روان و ملکوت او می افتد. یعنی از این حالت که همیشه از اهل بیت (علیهم السلام) چیزی را درخواست کند، خارج می شود. از درخواست و گرفتن و تقاضای دائم، در می آید و در مقامی قرار می گیرد که  برای اهل بیت (علیهم السلام) از خدا درخواست می کند.  در ادامه دعای صلوات مخصوص ماه رمضان از خداوند مسئلت می کنیم: «اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً مِنَ الْبَهَاءِ وَ النَّضْرَةِ وَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَةِ وَ الْغِبْطَةِ وَ الْوَسِیلَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ وَ الْمَقَامِ‏ وَ الشَّرَفِ وَ الرِّفْعَةِ وَ الشَّفَاعَةِ عِنْدَكَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَفْضَلَ مَا تُعْطِی أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ‏= خدایا عطا کن به پیامبر، شوکت و بهجت و سرور و کرامت و افضلیت و وساطت و منزلت و مقام و شرافت و رفعت و شفاعت در نزد خودت در روز قیامت، بالاتر و بهتر از آن چیز که به هر یک از خلق خودت عطا می کنی».  این که انسان برای کسی دعا می کند، آن هم برای کسانی‌که بالاتر از خودش هستند و اصل و ریشه ی او هستند و چیزهایی را از خداوند می خواهد که به آنها عطا کند، مقام بلندی است. «بهاء» یعنی شوکت. در دعای سحر هم اولین چیزی که از خدا می خواهیم این است که می گوییم: «اللهم انی اسئلک من بهائک بأبهاه= خدایا! من از تو شوکت تو را می خواهم. بالاترین شوکت را». در دعای صحیفه برای پیامبر دعا می کنیم که خدایا شوکت پیغمبر را بالاترین شوکت قرار بده. «وَ النَّضْرَةِ وَ السُّرُورِ» ، یعنی من خوشی و سرور و شادابی را برای پیغمبر می خواهم. این جور دعا کردن، خیلی خاص است. معصوم ع به ما می گوید اگر خواستی در ماه رمضان به آن «مقام محمود» که مقام اهل بیت است، برسی و در همراهی با آنها قرب پیدا کنی، این صلوات ها را بگو تا تمام وجودت و گره های روحی، ذهنی و قلبی تو را باز کند و بتوانی یک ارتباط زیبا با آن مقام پیدا کنی. چون تو قرار است به آن مقام برسی. ولی لازمه اش این است که باید بنشینی برای ساکنین آن مقام، یعنی اهل بیت دعا کنی. خاصیتی که برای ما دارد، این است که بر روان و روح ما اثر می گذارد.  توجه کنید، شوکت، خرمی، نشاط و شادی، کلماتی هستند که به طور فوق العاده دقیق و حساب شده انتخاب شده اند. یعنی این کلمات با حال و هوای بهشت سازگاری دارند. وقتی شما برای پیغمبر دعا می کنید، در واقع برای خودتان دعا می کنید. وقتی می گویید:«خدایا! این درود و تحیت را به اهل بیت بده»، در واقع همه آنها به خودت داده می شود. وقتی به اهل بیت سلام می دهید، چون جواب سلام واجب است، آنها پاسخی بهتر از سلام تو را به تو برمی گردانند. وقتی تو برسی به یک جایی که بطور جدی روحت با شوق و اشتیاق سلام و صلوات را برای خانواده آسمانی ات بخواهد، اتفاقات خیلی قشنگی در روانت می افتد. اینها اولین علائم ظهور بهشتِ انسان هستند. انسان وقتی وارد بهشت می شود، اولین چیزهایی که درک می کند، همین عظمت شخصیت خودش است. در روایت نقل است که بهشت به مؤمن مشتاق تر از مؤمن به بهشت است. این را اصلاً شوخی نگیرید که کسی دو زانو و رو به قبله در ماه مبارک رمضان بنشیند و بگوید: خدایا بالاترین شوکت، بالاترین خرمی و بالاترین شادی را به اهل بیت به پیامبر بده. وقتی برای پیامبر از خدا می خواهیم «وَ الْكَرَامَةِ وَ الْغِبْطَةِ» یعنی کرامکت و افضلیت را برای حضرت خواسته ایم. یعنی وقتی دیگران آن مقام را می بینند، غبطه اش را بخورند. «والوسیله» یعنی وساطت. یعنی پیامبر وساطت می کند و وسیله برای بالارفتن دیگران می شود. هم نجات جهنمی ها و هم بالاتر رفتن بهشتی ها. چطور می توانیم مثل پیامبر ص وسیله ی هدایت دیگران باشیم؟ ما هم می توانیم مثل پیامبر (صلی الله علیه و آله) وسیله ای باشیم برای هدایت دیگران. میزان اثر گذاری ما هم بستگی دارد به میزان قدرت روحی که خودمان کسب کرده ایم. ما چقدر می توانیم در جریان هدایت و روحانیت و توبه و بازگشت دیگران دخالت و اثر داشته باشیم؟ بعضی ها هستند که پیچ هایشان را چنان محکم و قدرتمند می بندند که روی ده ها و صدها و هزاران نفر تأثیر مثبت می گذارند.  بعضی ها طوری هستند که باید تا آخر عمر مراقب باشی تا خراب نشوند، باید دائماً آنها را ضدعفونی کنی تا خراب نشوند و انحراف پیدا نکنند. این که انسانی مثل پیغمبر وسیله شود و خودش کرامت داشته باشد که اهل شفاعت شود، خیلی مبارک است. مبارکی آن این است که این وسیله و کرامت و شفاعتی که شما برای پیامبر می خواهید، برای شما هم هست.  مؤمن می تواند 7 تا 70 نفر و گاه هزاران نفر را شفاعت کند. میزان آن بسته به این است که حیطه و شأن وجودی او در دنیا چگونه باشد و چه ظرفیتی برای هدایت و اثر گذاری بر دیگران کسب کرده باشد. یعنی چقدر می تواند نور به دیگران بدهد.  برخی از افراد خودشان احتیاج به نورگیری دارند. اما برخی دیگر چنان کسب قدرت و  نور کرده اند که به دیگران نور می دهند. یعنی می توانند به طور دائمی نور و خرمی و سرور و شادی تولید کنند. وقتی می گوییم:«وَ أَعْطِ مُحَمَّداً فَوْقَ مَا تُعْطِی الْخَلاَئِقَ مِنَ الْخَیْرِ أَضْعَافاً (مُضَاعَفَةً) كَثِیرَةً لاَ یُحْصِیهَا غَیْرُكَ‏= خدایا! هر نیكویى به خلق عطا كرده ‏اى، بالاتر از آن و چندین برابر آن به حضرت محمد عطا فرما. عطاى بسیاری که كسى جز تو حساب نتواند كرد»، یعنی من به جایی می رسم که می توانم یک اتصال عاشقانه با روح پیامبر برقرار کنم. خواستن «خیر کثیر» برای پیامبر، حکایت از این می کند که پیامبر این مقامات را در روز قیامت دارد. پیامبر با همه انبیا و انسان های دیگر فرق بسیار زیادی دارد. چون پیامبر اولین ظهور و مخلوق خداوند است، خداوند از نور پیامبر و اهل بیت سایر مخلوقات خودش را خلق کرده. پس نسبت به همه مخلوقات اصل و ریشه هستند. ما هم از نور آنها آفریده شده ایم. اینها در واقع درجات پیامبر است، ولی وقتی تو برایش دعا می کنی، حاصلش به خودت بر می گردد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7170
زمان انتشار: 13 ژوئن 2017
| |
در شب قدر برای «حیوان مسلمان» طلب تقدیر کنیم یا «انسان مسلمان»؟

احیاء شب 21 ماه رمضان؛ جلسه 2؛ 95/4/6 (امام شناسی)

در شب قدر برای «حیوان مسلمان» طلب تقدیر کنیم یا «انسان مسلمان»؟

انسان نفخه‌ی خداوند است و از نور محمد و آلِ‌ محمد علیهم‌السلام آفریده شده و نه زن است و نه مرد. ذاتِ انسان جنسیت‌بردار نیست. افرادی که خود را یک زن یا مرد مسلمان می‌دانند، خود را یک «حیوان مسلمان» معنا می‌کنند. ولی در معرفت نفسِ اسلامی، ما یک زن یا مرد مسلمان نیستیم، بلکه یک انسان مسلمان و مؤمن هستیم. اینجاست که بین خواسته های انسانی و حیوانی تفاوت ایجاد می شود، این که من خودم را حیوان مسلمان بدانم یا انسان مسلمان. مسلماً خواسته های یک انسان مسلمان با حیوان مسلمان کاملاً متفاوت است.

وقتی به کسی که خودش را صرفاً یک زن یا یک مرد می داند، بگوییم: خدا ما را برای عبادت خلق کرده‏‏، نمی پذیرد. عبادت به قدری عظمت دارد که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم فرمود: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ[1]= جن و انس را خلق نکردم مگر برای عبادت». عبادت با معرفت نفس به دست می‌آید. عبادت از جمله چیزهایی است که اگر انسان بفهمد«کیست؟» متوجه می‌شود، خداوند چه چیزی به او داده است. وقتی انسان خودش را زن یا مرد می‌داند، می‌گوید این عبادت به چه دردِ من می‌خورد؟! راست هم می‌گوید. مثلاً حجاب، نماز، روزه، حج، زکات به چه درد می خورد؟ این سؤال کسی است که خود را نشناخته است. چون دارد به یک زن یا یک مرد نگاه می‌کند. می‌گوید: این حیوانی که خانم فلانی یا آقای فلانی است، نماز به چه کارش می‌آید؟! راست هم می‌گوید، برای این خانم فلانی و آقای فلانی نماز، روزه، حجاب، زکات، خمس، این چیزها معنادار نیست. چون حیوان است و محدود به یک زندگیِ دنیایی، شوهر، زن، فرزند، درآمد، شغل، تجارت، ریاست، مقام و ... می باشد. این چیزها که برای بخش حیوانی است، برای او معنا دارد. اما برای بخش عقلانی و فوق عقلانی ما غذاهای دیگری وجود دارد. کسی که خودش را در مرحله انسانی نمی بیند و نمی‌داند چه کیست و چه مقام بلندی دارد، غذاها، نیازها و معشوق‌های اصلی خودش را هم نمی‌شناسد. وقتی خود را «حیوان مسلمان» دیدیم، از اهل بیت علیهم السلام فاصله می گیریم راجع به عظمت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در جلسه قبل از زبان خلفای اول و دوم و سوم سخن گفتیم. خیلی وقت‌ها افرادی که خودشان را نمی‌شناسند، می‌گویند: حضرت علی علیه‌السلام چرا اینقدر بزرگ است؟ پیغمبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام چرا این همه عظمت دارند؟ عُمر درباره علی علیه‌السلام گفت: (قسم می‌خورد)‌ از پیغمبر شنیدم که فرمود: اگر ایمانِ علی را با همه‌ی آسمان‌ها وزن کنند، ایمان علی بر همه‌ی آسمان‌ها ترجیح دارد. من وقتی خودم را نمی‌شناسم، می‌گویم: چقدر بین من و علی علیه‌السلام فاصله هست و معمولاً آن‌ها را از خودمان دور می‌کنیم.  اما در انسان‌شناسیِ اسلامی شما آنقدر به امام نزدیک هستی و شبیه به او هستی که جلوی امام حسین علیه‌السلام می‌نشینی و می‌گویی: «وَ اَسْئَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود= من همان مقام محمودی که شما نزد خدا دارید را می‌خواهم». وقتی انسان ائمه را نشناسد، می‌گوید: ما سگِ ائمه هستیم، «کَلبُ الحُسَین»، «کَلبُ الرُّقَیّه» و این گونه مزخرفات را بیان می کنند. ولی وقتی که انسان خودش را می‌شناسد، دیگر نمی‌گوید: من سگِ اهل بیت علیهم‌السلام هستم. می‌گوید من فرزند حقیقیِ اهل بیت علیهم‌السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها هستم. بیشتر از آنکه بچه‌ی پدر و مادرم باشم که فقط بدن من را به دنیا آورده‌اند، فرزند حقیقی اهل بیت علیهم السلام هستم. حقیقتِ من از حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها آفریده شده است. مادرِ حقیقیِ من است و مهر و عاطفه‌ و محبتش بی‌نهایت بیشتر از پدر و مادر زمینی به من است. غایت من، شخصیتم، عشقم این است که با مادرم فاطمه‌زهرا سلام‌الله‌علیها محشور شوم. عشقم این است که در مقام اهل بیت علیهم‌السلام باشم. وقتی خودت را شناختی و در شب قدر، خواسته‌هایت را طلبیدی، خواسته‌‌های جنبه‌ی جنسی و گیاهی و جمادی مد نظرت نیست. وقتی می‌گویند شبِ قدر شبِ اندازه است، یعنی قدرِ خودت و اندازه‌ی خودت را بدان و بعد درخواست‌هایت را به قیمت خودت به امام زمان علیه‌السلام بده که حضرت امضاء کند. شما در شب قدر هرچه به امام زمان علیه‌السلام بدهید، او امضاء می‌کند. ولی وقتی خودت را نمی‌شناسی، آن چیزهایی که امام زمان علیه‌السلام اضافه بر شخصیت و اضافه بر درک تو به تو می‌دهد، بعد از چند روز پس می‌زنی. مثلا امام زمان علیه‌السلام برای رسیدن ما به «مقام محمود» برای ما درجات بالایی را ثبت می‌‌کند، ولی ما این را پس می‌زنیم، چون خودمان را نمی‌شناسیم. محال است شما در شب قدرچیزی از خیرات، شخصیت، برکات، مقامات را به امام زمان علیه‌السلام بدهی و حضرت امضاء‌ نکند. چه چیزی باعث می‌شود ما بهترین تقدیرات را به خدمت امام زمان علیه‌السلام بدهیم؟ من خودم را بشناسم، بدانم چه کسی هستم و با قیمتِ خودم به خودم نگاه کنم. نه با قیمتِ زمینیِ یک خانم و آقای مسلمانی که حالا طبق اجبارِ اسلام، باید روزه بگیرد و این گونه فکر کند که حالا یک شب‌هایی هم گفته‌اند باید بیدار بمانیم و احیا بگیریم، ما هم بیدار می مانیم. ولی فلسفه‌اش را هم نمی‌دانیم چیست. با این دیدگاه اگر 100شب از این شب‌های قدر هم که بر ما بگذرد، فایده‌ای ندارد. تو تا وقتی که نفهمی چه کسی هستی، نمی‌توانی تقدیراتت را خوب تنظیم کنی. هر چقدر هم دعاهای ماه رمضان را بخوانی، متوجه نمی شوی. وقتی هرشبِ ماه رمضان می‌خوانی:«وَ اِجْعَلْنِی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِكَ وَ لاَ تَسْتَبْدِلْ بِی غَیْرِی = خدایا من را از کسانی قرار بده که دینت را به وسیله‌ی من یاری کنی. هیچکس را هم به جای من نگذار». فقط کسی رمز این دعا را می‌فهمد که خودش را می‌شناسد و واقعاً می فهمد چه کسی است. وگرنه اگر ما این دعا را هم ‌بخوانیم، ولی حقیقتِ دلِ ما نباشد، راه به جایی نمی بریم. بنابراین، درنتیجه، وقت و عمرمان صرف چیزهای پایینی و کوچک و خاله‌ بازی‌های زندگی می‌شود. وقتی کسی نمی‌فهمد نماز یعنی چه، می‌گوید: من برای چه وضو بگیرم و رو به قبله بایستم و این کلمات را بگویم؟ چون خودش را نمی شناسد، متوجه ی ارزش اینها نیست. در حالی که همه کلمات نماز، دقیقاً با ساختار وجودی انسان سازگاری دارد. یک یک این کلمات، عاشقانه‌ترین، لذت‌بخش‌ترین، کلماتی است که از دهان یک نفر می‌تواند خارج شود. خم شدن و سجده کردن به درگاه خدا فوق‌العاده لذت‌بخش است. امام صادق علیه‌السلام می فرماید: وقتی سجده می‌کنی، سرت را روی پای خدا می‌گذاری. شما دو رکعت نماز با این تصور بخوان، که وقتی به سجده می‌روی، سرت را روی پای خدا می گذاری، ببین با قلبت چه کار می‌کند. ببین اصلاً دیگر دلت می‌آید سرت را از روی مهر برداری؟! اگر کسی بفهمد سرش روی پای خداست، آیا به راحتی سرش را برنمی‌دارد؟ وقتی ما نمی‌فهمیم کی هستیم، می‌گوییم: نماز شب چه فایده ای دارد؟ ما در روز هم این 17 رکعت را نمی‌خوانیم یا اگر بخوانیم، سر هم بندی می کنیم. برخی افراد درکی از شب زنده داری ندارند، اما اگر به آنها بگویید در یک میهمانی شبانه، از سر شب برو تا صبح با دیگران قدم بزن، وراجی کن، قلیان بکش، فوتبال بازی کن، تلویزیون نگاه کن، پارک برو، استخر برو؛ می‌گوید: این را می‌فهمم. چون بخش گیاهی یا حیوانی‌اش فعال است، اینها را می‌فهمد. ولی بگو: تا صبح با خدا باش، با اهل بیت ع باش، این را نمی‌فهمد. ما تا نفهمیم که چه کسی هستیم، از احیاهایمان نمی‌توانیم خوب بهره‌برداری کنیم. یعنی متوجه نمی‌شویم که ما الآن در چه بزم زیبایی در بهشت نشسته‌ایم و متوجه لذت و بهجت و زیبایی‌اش نمی‌شویم. یعنی ما وقتی خودمان را نشناسیم، متوجه نمی‌شویم که فرشته‌ها، بهشتی‌ها با چه حسرتی می‌گویند: خوش به حال این‌ها. بهشتی‌ها می‌گویند: ای کاش به ما اجازه دهند، 5 دقیقه برویم و وسط این‌ها بنشینیم. جهنمی‌ها که هیچ. بهشتی‌ها می‌گویند: این‌ها نمی‌دانند الآن در کجا نشسته‌اند و از چه نعمت بزرگی برخوردارند. [1]- سوره ذاریات، آیه56

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7163
زمان انتشار: 2 می 2021
| |
ویژه نامه شب های قدر

ویژه نامه شب های قدر

شبِ قدر یعنی چه و چه چیزی در آن اندازه گیری می شود؟ شب‌ قدر یعنی شب‌ اندازه‌ها. مهم است که برای ما این سؤال مطرح شود که چرا اسم این شب را شب اندازه گذاشته‌اند و منظور از مقدار و قدر، مقدار و اندازه‌ ی چه چیزی است؟ 

مطالب این ویژه نامه 1. نزول فرشتگان و روح در شب قدر/ مهمترین دعای شب 23 ماه مبارک رمضان، دعا برای ظهور است 2. انرژی های عجیب، هزار ماه سلطنت، جهاد عبادت در شب قدر است/ مهم ترین رمز تقدیرات شب قدر 3. مهمترین صله ارحام، ایجاد رابطه با امام زمان علیه السلام است/ شناخت شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام 4. شبِ قدر یعنی چه و چه چیزی در آن اندازه گیری می شود؟/ با مراقبه و آمادگی قبلی، انسان می تواند خود، «قدر ساز» شود 5. دانستنِ قیمت خودت، میزانِ سایر قیمت هاست/ شب قدر و رابطه ی آن با پنج نوع تولد 6. مفهوم جمله «حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعا» چیست؟/ بهترین دعاها در شب قدر 7. اثر «مهربانی و محبت» در دریافت تقدیرات شب قدر/ اهمیت یقین به مقدر شدن تقدیرات در شب قدر 8. تقدیرات شب قدرمان را با متخصصان دینی هماهنگ کنیم/ نقش انسان در تقدیرات شب قدر 9. دعا برای ظهور یگانه غریب و طرد شده ی عالم در شب قدر   10. در شب قدر، قدرمان را به نشان آدمیت بخواهیم/ زیرکترین افراد در شب قدر، گداترین فرد است 11. در شب قدر تقدیرات مان را با تقدیرات امام زمان علیه السلام هماهنگ کنیم 12. سه دلیل اجابت نشدن دعا در شب قدر/ دسته های مختلف ملائکه در عالم امر 13. شب قدر، شب «خواستن» است، نه فقط دعا خواندن/ چرا شب قدر، مخفى است؟ 14. درک شب قدر بدون شناخت نفس، ممکن نیست/ معرفت لیالی قدر 15. اهمیت «من انسانی» در تعیین خواسته ها در شب قدر/ مهمترین حاجت بشریت در شب قدر 16. در شبهای قدر تمرین کنیم که به اسمهای خدا متصف شویم 17. نظر ابوبکر، عمر و عایشه در مورد امیرالمومنین (علیه السلام) چیست؟ 18. در شب قدر از خداوند«مقام محمود» بخواهیم، نه مقام های حیوانی 19. دعای کسانی که در شب قدر مستجاب نمی شود/ «والاترین تقدیر» همراهی با امام زمان در زمان غیبت است 20. ۵۰ شب قدر دیگر هم بگذرانی، چیزی برایت عوض نمی شود؛ اگر سبک زندگیت را عوض نکنی 21. شب قدر به مثابه ی «بقیة العمر» و زنده کننده همه ی عمر است/ «زمان و دقایق» شب قدر، با سایر زمان‌ها برابر نیست 22. در شب قدر برای «حیوان مسلمان» طلب تقدیر کنیم یا «انسان مسلمان»؟ 23. چرا در شب ۱۹ ماه رمضان باید ۱۰۰ بار قاتلان علی (علیه السلام) را لعنت کنیم؟ 24. تقدیرات شب قدر به دست امام زمان (علیه السلام) امضا می شود 25. در شب قدر خواسته هایمان را با تقدیرات امام زمان (علیه السلام) هماهنگ کنیم 26. حضرت «روح» کیست که در شب قدر به حضور صاحب الامر نزول می‌کند؟ 27. دعای کسانی که در شب قدر مستجاب نمی شود/ ارتقای ظرفیت دل، برای شب قدر لازم است 28. اگر در شب قدر تصمیم نگیری، چیزی از تقدیرات نیکو دریافت نمی کنی 29. دعای معروف شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان/ «حجاب عادت» نباید شب قدر را برای ما عادی جلوه دهد 30. ثبت سرنوشت همه افراد و اشیاء توسط«امام مبین» است 31. برای بهره مندی از قدرهای بهتر و بالاتر از اسم «الرحمان» استعانت بگیرید 32. تقدیرات شب قدر بر اساس خواسته ها و دعاها مقدر می شود 33. شب شهادت امیرالمومنین ع را به شناخت بیشتر از حضرت اختصاص می دهیم 34. رفع بی نشاطی معنوی با شناخت خودِ حقیقی/ مطالب ویژه شب قدر 35. معنی انسان بودن، عشق به الله و خلیفة الله است/ سفارش استاد به مطالعه‌ی کتاب " نقش انسان در تقدیرات شب قدر " 36. وصال خدا در شب قدر با چه اعمالی به دست می آید؟ 37. کسب رابطه وجودی، یکی از راه های ظرفیت سازی برای شب قدر است 38. زبان حال دعا، مبتنی بر رابطه وجودی و عاشقانه است 39. مباحث شب های قدر رمضان 95با موضوع امام شناسی 40. مباحث شب های قدر رمضان 96 با موضوع مهمترین دعای شب قدر 41. مباحث شب های قدر رمضان 97 با موضوع پیوند با امام در شب های قدر 42. مباحث شب های قدر رمضان 99 با موضوع سعه وجودی در پیوند با دولت کریمه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed