www.montazer.ir
سه‌شنبه 2 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 7342
زمان انتشار: 21 ژوئن 2020
| |
حرم حضرت معصومه (س) محل حضور چهارده معصوم است

شرح زیارت حضرت معصومه (س)؛ جلسه 18، 95/5/7

حرم حضرت معصومه (س) محل حضور چهارده معصوم است

در زیارت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) از خدا می‌خواهیم عاقبت ما را به سعادت ختم کند و آنچه را داریم را از ما نگیرد. اگر بخواهید این دعا محقق شود، باید دغدغه تلاش کنیم و همراهی با حضرت را در بهشت از دنیا بدست بیاوریم.

حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) بهشت زیبا، جذاب و ضیافتی است که وقتی انسان وارد حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) می‌شود، حال و صفای خاص دارد. نقل است که در مورد حرم حضرت معصومه فرمودند: «اینجا آشیانه‌ی ماست». حرم حضرت، حرمی است که چهارده معصوم حاضرند و شما را می بینند. وقتی مشغول خواندن زیارت نامه می‌شوید، توجه کنید که در محضر آنها هستید، صدایتان را می‌شنوند و پاسخ سلام‌تان را می‌دهند. اشکالی که بعضی‌ها می‌گیرند، این است که ما این نورهای الهی را نمی‌بینیم، پس چطور می‌توانیم ارتباط بگیریم. جوابش این است که اگر ما حجاب هایمان را برطرف کنیم، این مسئله هم حل خواهد شد. در این حرم ضیافتی است که همه حضور دارند. حالا شما که به این مهمانی دعوت شدید، قدر بدانید و از آن درست استفاده کنید. چون در عمرتان ثبت می شود. بدون دعوت هم نمی شود، رفت. لیاقت می خواهد که شما دعوت می شوید و می روید. فرض کنید اگر رهبر معظم انقلاب خصوصی دعوتت کرد و بگویند که می خواهند تنهایی ببینند، چه حسی به شما دست می‌دهد تا دعوت یک شخص دیگر. متاسفانه به خاطر ضعف معرفتی مان نمی توانیم این حظ ها را درک کنیم که من به دعوت مستقیم و اذن معصوم وارد حرم می شوم. همان طور که در اذن دخول می خوانید: «بِأِذْنِ اللهِ وَإِذْنِ رَسُولِهِ و ائمه المعصُومینَ ادخل هذا الحرم» یا آنجائی که به همراه فرشتگان وارد می شویم: «مَلائِكَةَ اللّهِ أعوانی و كونوا أنصاری» اینها کلمات بزرگی است که باید تفکر کنیم و شاکر باشیم. اگر با معرفت وارد حرم حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) یا سایر امام‌زادگانی که واجب‌التعظیم هستند، شدید‎؛ می‌فهمید که چه تشریفاتی وجود دارد که با حظ بردن از آنها می خواهید از شوق بمیرید. این که ما غمگین می رویم، غمگین هم بر می گردیم، از بی معرفتی، دل مردگی، زنگار و حجاب های خودمان است. درست است که به خاطر همین رفتن و آمدن برایمان ثواب می نویسند، ولی «شدن» و «تحول» مهم است. اینجاست که مؤمن فهمیده و اهل معرفت ترسش شروع می‌شود. چون متوجه حضور خود در بهشت است. بهشتی که به دعوت و رضایت چهارده معصوم، حضرت معصومه و سایر بزرگان بوده و راهش دادند. دعوت معصوم در بهشت به زیارت شما در دنیا بستگی دارد تصور کنید در بهشت‌تان نشسته‌اید، ناگهان فرشته ای دعوت نامه می آورد که امشب به مهمانی دعوت اید. مهمانی که در آن چهارده معصوم و حضرت معصومه (سلام الله علیها) هستند. این اتفاق حتماً می افتد. چون ما در زیارت خانم می گوئیم: «عرّفَ للهُ بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنّه= خدا من و شما را در بهشت به هم معرفی کند»، یعنی در بهشت همه معصومین را می بینیم که به دعوت خودشان هم خواهد بود. چون اگر قرار بود دعوتتان نکنند، در دنیا هم دعوتتان نمی‌کردند. ولی به شرطی که آدم بفهمد، اما آدمی که در این دنیا شعور نداشته باشد، کور باشد، چنانچه قرآن کریم می فرماید: «وَمَنْ كَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَى[1]= و هر كه در این [دنیا] كور[دل] باشد در آخرت [هم] كور[دل] است» آنجا هم نمی فهمد و کور خواهد بود. اگر هم دعوتش کنند، فقط می رود و برگردد. همان طور که در دنیا فقط حرم می رفت و می آمد. جوینده بهشت ناب در خواب نیست در فراز زیارت حضرت معصومه می خوانیم: «فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ= پس آنچه را از من نگیر» این همان دغدغه‌ای است که در زیارت نامه‌ها می‌خوانید. امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «جَعَلَنَا اللهُ وَإِیَّاكُمْ مِمَّنْ یَسْعَى بِقَلْبِهِ إِلى مَنَازِلِ الاْبْرَارِ بِرَحْمَتِهِ= خداوند، به رحمت خویش، ما و شما را از كسانى قرار دهد كه با دل خویش، به سوى جایگاه هاى نیكوكاران مى شتابند». قلب باید دلتنگ اهل‌بیت باشد. همان طور که برای خرید خانه یا مغازه، پیدا کردن شغل، ادامه تحصیل دغدغه داری و قلبت درگیر می شود، برای رفتن به بهشت و بودن با معصوم هم باید قلبت درگیر بشود. حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: «إِنِّی لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا= بدانید! من چیزى مانند بهشت ندیده ام كه جوینده اش خواب باشد» ما بهشت رفتن را دوست داریم و قلب‌مان هم برایش می‌تپد ولی درگیر نیست و هیچ کاری برایش نمی‌کنیم. در حالی که برای رسیدن به بهشت باید تلاش کرد. قلب‌های ما درگیر کجا و چی هستند؟ اگر قلب‌های ما درگیر خانواده آسمانی مان بود، چرا امام زمان باید آواره، طرد شده، تنها و یگانه باشد! آیا ما واقعاً دغدغه تنهائی داریم! آیا برای رفع موانعش تلاشی کرده‌ایم! آیا باری از دوش حضرت برداشته‌ایم! پس نشان می‌دهد که قلب ما اصلاً درگیر نیست که غصه بخوریم و دغدغه داشته باشیم. اهل امام زمان بودن و اهلیت داشتن، تعریف خاص دارد. پس برای این که با معصوم باشی و بمانی باید همان طور که برای دنیایت تلاش می کنی، برای رسیدن به آنها هم باید سعی کنی. چه کنیم تا معصوم ما را بپذیرد؟ این را با اطمینان به شما بگویم اگر خدمت یکی از ائمه رفتید، من با یقین می‌گویم که حضرت جواب تان را می‌دهد. در زیارت وداع امام رضا (علیه‌السلام) می‌خوانیم: «اجْعَلُونِی فِی هَمِّكُمْ وَ صَیِّرُونِی فِی حِزْبِكُمْ= مرا از از همت بلند خود بهره‌مند سازید و از حزب خودتان گردانید» یعنی مرا مورد توجه خود قرار دهید، امام هم می‌گوید که اول تو من را جزء دغدغه هایت قرار بده، من هم تو را جزء دغدغه هایم می گذارم. این که دعا می کنیم خدایا ما را از اصحاب خاص امام زمان (علیه‌السلام) قرار بده یا بهترین اعوان امام زمان باشیم، آیا واقعا راست می‌گوییم؟ خیلی بد است انسان در محضر امام بایستد و دروغ بگوید. بگوید می خواهم از اعوان خاص باشم ولی زندگی اش، زندگی مهدوی نباشد، هیچ دغدغه ای نداشته‌باشد. تا شما به امام بگویی آقا به من فکر کن، هوای من را داشته باش، امام زمان هم می‌گوید تو هم به من فکر کن، هوای من را داشته باش، من تنها هستم، من غریب هستم، من آواره ام.  پس اول باید دغدغه‌ی امام زمان و مشکلاتش در دلت بیاید و در سبک زندگی و برنامه ریزی ات تغییر ایجاد کنی، وگرنه نمی‌توانید به حضرت ملحق شوید. فردا شرمنده‌ی حضرت زهرا می شوید. یک لحظه حضرت زهرا از تو سوال کند تو برای فرزندم چه کار کردی! نمی توانی جواب بدهی باید سرت را پایین بیندازی و از خجالت حضرت زهرا بمیری. مقامات معنوی حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) حضرت معصومه (سلام الله علیها) مصداق یوم الله خدا از ما یک انتظاری دارد. خدا از ما می خواهد که به تنهایی بار همه‌ی مشکلات ظهور را تحمل کنیم. با بقیه مردم کار نداشته باشیم، می‌آیند یا نمی‌آیند. انگار امام زمان فقط یک پسر یا دختر  دارد، هیچ کس دیگری هم حاضر نیست بیاید. فقط شما هستید. باید این طور برای ظهور حضرت نگاه کنی و تلاش کنی. قرآن خطاب می‌کند من یک موعظه بیشتر شما را نمی‌کنم: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی= بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن این که دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید» قیام یعنی که من اصلاً کاری ندارم کسی می آید، منِ خدا از شما می خواهم دونفره یا یک نفره برای امام زمان تان قیام کنید. کاری به کسی ندارید. این که جمهوری اسلامی کاری می‌کند یا نه، روحانیت کاری کرده یا نه، شما باید قیام کنید. مقام معظم رهبری فرمود: آتش به اختیار. آتش به اختیار یعنی یک نفره باید قیام کنید. بار کل ظهور را باید شما یک نفره تحمل کنی، یک نفره بدوی، برای این که همه موانع ظهور را برطرف کنی. اگر تو به امام زمان بگویی امام زمان من یک نفره می خواهم بار همه‌ی ظهور را تحمل کنم، خدا به اندازه‌ی آن نیت به تو نیرو، قدرت، برکت، خیر می‌دهد، راهت را باز می‌کند، امکانات و ارتباطات می‌آید، توسعه پیدا می کنید، چون تو می‌خواهی به تنهایی بار را برداری تا به امام زمان هم نرسی، آرامش نداری. این یعنی اهلیت، یعنی دغدغه داشتن. پس یکبار دیگر این زیارت حضرت معصومه را با هم بخوانیم. «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَةِ فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ= خدایا از تو مى‏خواهم كه سرانجام كارم را به خوشبختى ختم كنى و آنچه دارم را از من نگیری» خدایا از من این بهشت را نگیر. ولی اگر بخواهی که نگیرد، اول باید قلبت با این بهشت درگیر شود. تا دلت درگیر به این بهشت نشود، می آیی و می روی، ولی آخر هم از تو می گیرند. دلشوره و ترس از بدسرانجامی، دغدغه‌ی مؤمن است دلشوره نسبت به عاقبت، دغدغه یک انسان مؤمن و آگاه است. فریبِ حال و فعل و معنویت و حال خوش فعلی را نمی‌خورد. همیشه ترس از آینده دارد. در رأس همه‌ی کسانی که این ترس را همیشه با خود داشت، وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) بود. اگر معرفت درست باشد، ترس از عاقبت زندگی همراه انسان است. ضمن این که به فضل خدا امید دارد، ولی نسبت به خودش بدبین است و این ترس را دارد که مبادا من کاری کنم که عاقبتم خراب شود. به خصوص که در طول تاریخ، افراد خیلی زیادی را دیدیم که شروعشان، شروع های خیلی خوبی بوده، استمرارشان خوب بوده ولی عاقبت خوبی نداشتند. برای این که گرفتار چنین عاقبت شومی نشوید، باید عوامل آن را بدانید. چگونه می‌شود آدمی که تا بیست و چهار ساعت قبل از مردنش، در لشکر امام حسین بود، یک دفعه از لشکر حضرت فرار می‌کند و می رود. چه حجمی از انحراف و غفلت در او بوده که تا دم در بهشت می آید اما با امام داخل بهشت نمی شود و برمی گردد. این واقعا ترس دارد. این مسئله برای هزاران نفر اتفاق افتاده. پس ما هم باید بترسیم و از آن جلوگیری کنیم. دو صفتی که در پیری جوان می شود این قاعده‌ای که می‌گویم، در مباحث انسان شناسی و معرفت نفس فوق العاده مهم است. انسان در برخورد با هر نعمتی استمرار خودش را می‌بینند. این قاعده است. هارون، زمان امام کاظم (علیه‌السلام) بود. روزی دستور می دهد که من می خواهم کسی را ببینم که پیغمبر را دیده باشد. اطرافیان می‌گردند و یک آدم پیر صد سال به بالا را پیدا می کنند و می آورند. او را لای چیزی پیچانده بودند و روی طبقی آوردند. این قدر هم ناتوان بود که نمی توانست ابروهایش را نگه دارد. هارون می پرسد: تو پیغمبر را دیده ای؟ می گوید: بله. دوباره می پرسد: یک حدیث که خودت از پیغمبر شنیدی، برایم بخوان. می گوید که پیغمبر فرمود: «یَشیبُ ابن آدم و تَشُبّ فیه خَصْلَتان، الحرص و طول الأمل= بنی آدم پیر می شود ولی دو صفت در او جوان می شود: یکی حرص و دیگری آرزوی زیاد». این مسئله تجرد نفس را می رساند. نفس برخلاف بدن، مجرد است و مادی نیست. یکی از دلایلش هم همین است که وقتی انسان سنش بالاتر می رود، بدنش پیرتر می شود. باید خواسته هایش هم پیر شود ولی این طور نیست. انسان هر چه سنش بالاتر می رود، جوان تر و حریص تر می شود. برای همین هم است که معمولا برای شهادت و جهاد جوان ها زود تر می توانند بروند و از زندگی شان دست بردارند. مسن ها خیلی کمتر هستند. در روایت هم داریم: یاران امام زمان همه جوان اند، جز اندکی. آدم که پا به سن می‌گذارد، حرص و آرزوی زیاد نمی گذارد که به راحتی جان فشانی کند. در ادامه هارون از او پرسید: خودت این حدیث را از پیغمبر شنیدی؟ گفت: بله. هارون گفت: خیلی ممنون، این هم طلا. یک کیسه طلا هم به او داد و رفت. رفت و چند دقیقه بعد دید سر و صدا شده. هارون گفت: چه اتفاقی افتاده؟ گفتند: این پیرمرد فریاد کرده و می گوید بگذارید داخل بیایم، با هارون کار دارم. هارون گفت: بگویید بیاید. می‌آید و می‌گوید: هارون، این کیسه طلایی که به ما دادی، برای امسال است یا سال بعد هم می‌دهی؟ هارون‌ الرّشید صدای خنده‌اش‌ بلند شد و از روی تعجّب‌ گفت‌: «صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ: یَشِیبُ ابْنُ ءَادَمَ وَ تَشِبُّ مَعَهُ خَصْلَتَانِ: الْحِرْصُ وَ طُولُ الامَلِ= راست گفت پیغمبر که وقتی آدمی پیر می‌شود، حرص و آرزویش زیاد می شود». بهشت بدون حضرت معصومه (سلام الله علیها)، جهنم است هر کس به اندازه معرفت خودش از مهمانی های بهشت فیض و لذت می برد. تصور کنید شما را بهشت بردند و خدمت خانم و اهل‌بیت هستید، اما بعد از مدتی حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) به شما گفت: این آخرین ملاقاتی است که با من داری، دیگر از این ملاقات‌ها و مهمانی خبری نیست و دعوتت نمی‌کنم. همین یک بار است. در این لحظه چه حسی خواهید داشت؟ آیا بهشت برایت جهنم می شود یا نه؟ در حالی که نه عذابی در بهشت است و همه نوع لذت و خوش گذرانی به اندازه آسمان ها و زمین وجود دارد. به خدا دیگر آدم نمی تواند در این بهشت زندگی کند. هر چیزی که در آنجا باشد، عذاب می شود. پس وقتی به زیارت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) می‌روید. ادراک این بهشت برای آدم ترس ایجاد می‌کند. چون وقتی که می‌فهمی دعوتت کردند، در محضر اهل بیت و چهارده معصوم هستی، اولین ترسی که به سراغت بیاید، این است که این نعمت از تو گرفته نشود یا ترس از اینکه آنها چقدر من را دوست دارند؟ من چقدر پیش آنان آبرو و اعتبار دارم؟ دفعه‌ی بعد هم دعوتم می‌کنند یا نه تمام شد. آخرین زیارتم هست یا نه؟ بعضی ها فقط یکبار می روند. بعضی ها هم اصلا نمی روند. پس بخواه که این رفت و آمدها استمرار داشته باشد. حالا معنی این فراز از دعا را در زیارت می‌فهمیم: «فَلا تَسْلُبْ مِنِّی مَا أَنَا فِیهِ= پس عقایدم را از من نگیر». اینجاست که آدم باید بنشیند و بیندیشد و به حال خود گریه کند و بترسد. دستش را بالا ببرد و بگوید: خدایا این نعمت را از من نگیر. آخرین زیارتم نباشد. خدایا من را از این مکان های مقدس و نورانی دور نکن.  آن هایی که خارج رفته‌اند، اگر دلشان زنده باشد، زنگار نگرفته باشد، همین که تصور می‌کنند که الان چند وقت است از حرم، مسجد، حسینیه، دور شدم، برایشان کشنده خواهد بود. کسی که بفهمد حرم حضرت معصومه چگونه جایی است، هیچ وقت رابطه‌ای را انتخاب نمی‌کند که او را از حضرت دور کند. امکان ندارد. مگر این که نفهمیده باشد، چرا به این دنیا آمده. بنابراین، مؤمن این ترس و نگرانی را دارد که نکند آخرین ملاقات و زیارتش باشد. ما در جبهه این حالت ها را زیاد دیدیم. زمانی که کسی را بغل می‌کردیم، می‌دانستیم رفتنی است و آخرین ملاقات است، جدا شدنش خیلی سخت بود. به خصوص آنهایی که خبر داشتیم شهید می شوند. فرمانده ما «شهید مقدّسی» خدا رحمتش کند، همیشه می‌گفت: شجاعی من می روم. یادم است در بانه نشسته بودیم پیراهنش پاره شده بود و داشت دکمه‌اش را می دوخت، به من گفت: شجاعی! آخرین عملیاتم است، فردا تمام است. من گفتم: آقا شوخی نکن. گفت: بهت گفتم. حواست باشد. پی نوشت: [1] . سوره اسراء/آیه 72.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7337
زمان انتشار: 1 اوت 2017
| | |
برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن

برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن

به اطلاع می رساند: برنامه پرسمان روز چهارشنبه 11 مرداد  ساعت 08:30 با حضور استاد محمد شجاعی با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می گردد. این برنامه تکرار ندارد. سوالات و نظرات خود را با کارشناس برنامه می توانید با شماره پیامک 30000719 ارسال بفرمائید.  https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ پرسش اول، پاسخ پرسش دوم، پاسخ پرسش سوم، پرسش پاسخ چهارم، پرسش پاسخ پنجم

صوت

1 - پرسش های مطرح شده در این برنامه

فیلم

1 - برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7325
زمان انتشار: 30 ژولیه 2017
| |
اثر مفید و سازنده ی «امید» در اجابتِ دعا

احیاء شب 23 رمضان 96، جلسه اول، 1396/3/27 (مهمترین دعای شب قدر)

اثر مفید و سازنده ی «امید» در اجابتِ دعا

در آخرین فقره از دعایی که در هر سه شب قدر خوانده می‌شود، حضرت سجاد علیه‌السلام به خداوند عرض می‌کنند:‌ «وَلاَ آيِساً مِنْ إِجابَتِكَ وَإِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّي= من را مأیوس از اجابت خودت قرار نده، هر چند که مدت زمان اجابتت طولانی باشد». حضرت در واقع به ما یاد می‌دهد که هنگام دعا نباید ناامید باشیم، حتی اگر دعا با تأخیر به اجابت برسد.

امام سجاد علیه‌السلام همه مراحلی را که ما باید در شب قدر طی کنیم تا به فیوضات الهی برسیم در این دعا گنجانده اند. فرازهایی از این دعا را در شبهای قبل شرح دادیم و امشب رسیدیم به فراز آخر، در این فراز حضرت مسئله «امید» را مطرح می کنند. در فقره قبل، حضرت به خداوند عرض کردند: «خدایا من را نسبت به ذکر و محبت خودت فراموش کار قرار نده» و در توضیح گفتیم که فراموشی یاد خدا مرگ انسان است. وقتی یاد خدا و توجه به محبت ویژه ی الهی از ذهن و دل انسان می رود، انسان دچار تنهایی و غربت می شود. وقتی انسان یاد حق تعالی و یاد مهر و محبت خداوند و همچنین یاد خانواده آسمانی و توجه ویژه‌ی آنها می‌افتد، همیشه در زندگی قوی، شاد، مطمئن، محکم، امیدوار، با انگیزه و با نشاط می شود. در فراز آخر حضرت به خداوند عرض می‌کند: «وَلاَ آیِساً مِنْ إِجابَتِكَ وَإِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی» خیلی وقتها انسان دعا می کند و دیر به اجابت می رسد. اما مهمترین نکته در دعا این است که بدانیم دعا به هیچ وجه، بی اثر نیست. این تلقین شیطان است که برخی افراد می‌گویند: «من مدتها دعا کردم و از خدا خواستم و خدا هیچ کاری برای من نکرد و هیچ اتفاقی نیفتاد». امکان ندارد دعا بی اثر باشد و اتفاقی نیفتد. چون خداوند ما را بی‌نهایت بیشتر از خودمان و بیشتر از هر کس دیگری که روی زمین هست، دوست دارد. تک تک ما برای خدا عزیز و ارزشمند هستیم. بارها در قرآن تأکید شده که «به بنده هایم بگو: دوستشان دارم و به آنها رحمت و رأفت دارم. حتی آن موقعی که با من بد می کنند و با من دشمنی می کنند، من دوست شان دارم». چون خدا ما را آن گونه که خلق کرده دوست دارد، یعنی به بلندای ابدیت و برای جاودانگی؛ نه برای دنیا. رفتار خدای متعال با ما براساس یک محبت جاودانه است که یک مقطع آن دنیا و مقطع مهمِ آن، ابدیت و بخش جاودانه‌ی زندگی ماست. چون خداوند با همه‌ی امتداد و استمرارِ ما‏، ما را می بیند، اما وقتی ما دعا می‌کنیم و اجابت نمی شود، علتش این است که به صلاح ما نیست. مثل پدر و مادر که فرزندشان را دوست دارند و نگاه مستمر و طویل المدت به فرزندشان دارند و آنها را از خیلی چیزها منع می‌کنند، در حالی که بچه‌ها دوست دارند به آن چیزها دست یابند و آن چیزها را داشته باشند. خداوند مهربان است؛ غنی مطلق است؛ هر چقدر که بخواهد عطا کند، می‌تواند. خداوند هر چه بیشتر می‌دهد، مهربانی و جود و کرمش بیشتر می‌شود و از نعمت خدا چیزی کم نمی‌شود. همان‌طوری که در دعای افتتاح می‌خوانیم:«وَ لا تَزِیدُهُ ]یَزِیدُهُ [ كَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلا جُودا وَ كَرَما = و بخشش بسیارش، جز جود و كرم بر او نیفزاید». خدا رحمت و نعمت محدود ندارد که با بخشیدن به بنده هایش کم شود.   گاهی وقتها موانع شخصی و داخلی وجود دارد که مانع اجابت دعای ما می شود که باید آنها را برطرف کنیم و ربطی به خدا ندارد و خود ما هستیم که موانع اجابتیم. ما بیشتر اوقات فکر می‌کنیم چیزی که می‌خواهیم به نفع ماست. اصرار و نذر و نیاز می‌کنیم، اما بعد از اجابت دعا، پشیمان می‌شویم. می‌گوییم خدایا کاش نمی‌دادی. کاش به حرف ما گوش نمی‌کردی. زیرا ما واقعاً مصلحت خودمان را نمی دانیم. خداوند خواسته‌هایی را که برای ما ضرر دارد، نمی‌دهد، اما به جای آن حتماً یک چیز بهتر در دنیا به ما می‌دهد. یا اجابت دعا و خواسته‌ی ما را به تأخیر می‌اندازد و بعداً که ظرفیت پیدا کردیم،‏ به ما می‌دهد. و یا به ازای خواسته‌ی ما که برآورده نشده، یک چیز جاودانه و ابدی در آخرت برای ما ذخیره می‌کند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: روز قیامت شخص وقتی که در ازای دعاهای اجابت نشده‌اش از خداوند پاداش می‌گیرد و می‌فهمد اینها به خاطر دعاهایی بوده که اجابت نشده، می‌گوید: ای کاش! هیچ کدام از دعاهای من در دنیا اجابت نمی شد. پس دعا هرگز تلف شده و ساقط شده و بی‌فایده نیست. چون شما از کریم می‌خواهید، کریم هم هیچ وقت هیچ کس را دست خالی بر نمی‌گرداند. آنچه که مهم بوده و در دعا اصل می باشد، این است که ناامید نباشیم. «وَلاَ آیِساً مِنْ إِجابَتِكَ وَإِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی» حتی اگر زمان اجابت دعا طولانی است و به سرعت به شما نمی رسد، از دعا کردن سرد نشو‏ید. اگر جریان اجابت کُند هم باشد، شما باید دعا کنید، چون در این صورت بالاخره شما بابت هر بار دعا کردن از خدا طلبکار می شوید. یکی از چیزهایی که لذت دعا را خیلی بالا می‌برد، این است که تو دائماً از خدا طلبکار می‌شوی. یعنی خدا خودش، خود را بدهکار کرده وگرنه ما که از خدا طلبکار نیستیم. تمام هستی و وجودمان از خداست، در ذات خودمان هیچ چیز نداریم که بخواهیم از خدا طلبکار شویم. کسی حقی گردن خدا ندارد، اما خدا می‌گوید: من چون کریمم، شما هر چی از من بخواهید، از من طلبکارید. پس یکی از چیزهایی که لذت ذکر و دعا را بالا می برد، این است که شما دائماً در حال دریافت هستید؛ دریافت هایی که یا می‌بینید و لمسش می‌کنید و در زمان حال به شما می‌رسد و یا برایتان ذخیره می‌شود. خستگی در دعا معنا ندارد، مگر آدم نادان، بی‌اعتقاد و بی‌معرفت باشد. برای همین در روایت داریم، با معرفت ترین انسانها، نسبت به خدا کسی است که بیشتر دعا می‌کند و دستش بالاست. هر چقدر سطح معرفت انسان بیشتر باشد، از غیب و بی‌نهایت دریافت بیشتری می‌کند. مهمتر از اجابتِ دعا، انسِ به خداست که در حین دعا ایجاد می شود دعا کردن کفاره گناه است و مهمتر و قشنگ‌تر از اصل اجابتِ دعا، انس و علاقه و رفاقتی است که بین انسان و خدا ایجاد می‌شود. نفسی که در روز بارها و بارها با خدا انس می‌گیرد، با خدا رو در رو می‌شود و با خدا حرف می‌زند، این نفس چقدر معطر، نورانی، مهربان و بزرگ می شود. وقتی زندگی‌نامه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم همیشه در خلوت دست شان بالا بوده و مشغول دعا بوده اند. ما می‌توانیم در هر 5 شأن وجودمان(جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی، و فوق‌عقلانی) دعا کنیم و خواسته هایمان را از خدا بخواهیم. نباید بگوییم بی اثر و بی نتیجه است؛ نباید از اجابت ناامید باشیم. خیلی بد است کسی بگوید من سالها در خانه خدا ناله و گریه کردم، هیچ چیز عایدم نشد. این حرفِ یک آدم کم ظرفیت و بی معرفت است، چون خود خدا می گوید: بدون اجازه و دعوت من نمی توانید با من حرف بزنید. پس اگر سالها در خانه من ناله کردی، من خودم تو را راه دادم و دوست داشتم که سالها دَرِ خانه من باشی و با من حرف بزنی:«یا من ذکره شرف للذاکرین = ای کسی که یادش مایه‌ی شرافت یاد‌کننده است». یادکننده ی خدا قیمت، شرافت، اصالت و شخصیت پیدا می‌کند، وقتی اسم خدا را می برد وجودش ناب می‌شود. بنابراین، این شرافت چیزی است که کسی نباید از آن بگذرد و آن را از دست بدهد. حتی اگر ظاهراً دعایش اجابت هم نشود، دعا یک غنیمت است؛ یک فیض عظیم است. «الدعا مخ العباده = دعا مغز عبادت است». نه فقط در ماه رمضان و شبهای قدر، بلکه باید عادت کنیم فرهنگ دعا را همیشه و در همه‌جا در خانه و محل کار و در همه جای زندگی‌مان رواج بدهیم. ساعت هایی دقایقی را خلوت کنیم و با حضور قلب و با معرفت و با فهم دست مان را به درگاه الهی بالا ببریم. به آنچه که امید نداری، امیدوارتر باش امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: « كُن لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجُو فإنّ موسى بنَ عِمرانَ علیه السلام خَرَجَ یَقتَبِسُ لِأهلِهِ نارا، فَكَلَّمَهُ اللّه ُ عزّ و جلّ فَرَجَعَ نَبیّا، و خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَأٍ فَأسلَمَتْ مَع سُلیمانَ علیه السلام، و خَرَجَ سَحَرَةُ فِرعَونَ یَطلُبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعُوا مُؤمِنِینَ[1]= به آنچه امیدش را ندارى، امیدوارتر باش نسبت به آنچه که بدان امید دارى. موسى بن عمران علیه‌السلام رفت كه براى خانواده اش آتش بیاورد. اما وقتی که به کوه طور رسید، خداوند عزّ و جلّ با او به سخن درآمد و او پیامبر برگشت .ملكه سباء نیز از كشور خود بیرون آمد، اما به دست سلیمان علیه‌السلام مسلمان شد. جادوگران فرعون براى تقویت قدرت فرعون بیرون آمدند، اما به خدا ایمان آوردند و برگشتند». بنابراین، به چیزی که می‌گویی نمی‌شود و شدنی نیست، بیشتر امید داشته باش، تا آن چیزی که می‌گویی این می‌شود و ممکن است. خداوند می‌گوید: من کل دنیا را به عشق تو خلق کردم. پس تو ناامید نباش، تو خودت را کوچک نبین. خیلی از شما چیزهایی دارید که یک زمان خوابش را هم نمی‌دیدید و فکرش را نمی کردید که در خواب هم به آنها ‌برسید. اما حالا بهترش را هم دارید. علت این که حضرت می فرماید: نسبت به چیزی که امید نداری، بیشتر امید داشته باش تا چیزی که امید داری، این است که چون تو وقتی امید نداری، خودت را تنها حس می‌کنی. اما وقتی امید داری، خدا را کنارت می‌بینی. وقتی حضرت موسی و پیروانش از فرعون فرار می‌کردند و به دریا رسیدند، گیر کردند، از یک طرف فرعون نزدیک بود برسد و از طرف دیگر آب دریا بود. اینها در محاصره ماندند. بنی اسرائیل گفتند نابود شدیم. موسی فرمود: « إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ[2]= پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد كرد». علی علیه‌السلام فرمود: «عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّةِ تَكُونُ الْفَرْجَةُ- وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ یَكُونُ الرَّخَاءُ[3] = به هنگام نهایت سختى، گشایش و در وقت تنگناى حلقه گرفتارى، آسایش فرا مى‌رسد». هر وقت کارد به استخوانت رسید و از همه جا ناامید شدی، تازه باید اول امیدت باشد. خدا به موسی فرمود:‌« وَمَا تِلْكَ بِیَمِینِكَ یَا مُوسَى[4] = و اى موسى در دست راست تو چیست». موسی جواب داد: این عصای من است. خداوند امر کرد: آن را بینداز! موسی به امید خدا عصا را پرت می کند و آن اژدها شد. یعنی آنجایی که تو امید نداری، امیدت را از دست نده. این خداست و فقط برای موسی چوب و عصا را اژدها نمی‌کند، بلکه برای ما هم می‌کند و این کار را کرده و باز هم می کند. اگر کمی زندگی تان را بررسی کنید، متوجه می شوید که خدا برای همه این کار را می کند. حضرت بعد از این که قاعده را بیان می‌فرمایند که امیدوار باشید، ادامه می‌دهند که چرا امیدوار باشید و داستان موسی علیه‌السلام را بیان می‌کنند که موسی رفت تا برای خانواده اش آتش بیاورد و کلیم الله شد و برگشت. آیا فکرش را می‌کرد پیغمبر شود؟ اما پیغمبر شد. ملکه‌ی سبا که دشمن حضرت سلیمان بود و خروج کرد، اما اتفاقی که افتاد این بود که تا سلیمان را دید، مسلمان شد و به همسری پیغمبر خدا درآمد. ساحران فرعون در روزی که قرار گذاشته بودند، برای جنگ با موسی از خانه شان بیرون آمدند. ولی وقتی رسیدند به موسی توبه کردند و همه مسلمان و مؤمن شدند. فرعون به آنها گفت:‌ شما را می‌کُشم؛ به صلیب می‌کشم؛ دست و پایتان را به خلاف قطع می‌کنم. اما همه گفتند: هر کاری می‌خواهی بکن. ما به موسی ایمان آوردیم. آنها رفته بودند عزیز فرعون شوند، اما دشمن فرعون و عزیز خدا شدند. آیا ما از آن ساحران کمتریم که در این شب قدر با اجابت دعایمان پذیرفته نشویم؟ امشب که شب اجابت دعاست، وقتی دستان‌تان را بالا می‌برید، خدا به دلهایتان نگاه می‌کند. سفت و محکم از خدا خواسته هایتان را بخواهید،‌ چه دنیایی و چه آخرتی، فرقی نمی‌کند. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: با یقین و با معرفت بخواهید تا خدا به شما بدهد. و در آخر دعایی هست که هر وقت یک جایی گیر کردید، بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد، واجعل لی من امری فرجاً و مخرجاً وارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسب = خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد، و برای من در کارم فرج و نجاتی قرار بده و روزی ام را برسان از جایی که فکرش را می‌کنم و از آنجایی که فکرش را نمی‌کنم». دعا با صلوات شروع می‌شود که اسم اعظم است و همه جا کار می کند. و بعد می گوییم: از آنجایی که گمان نمی‌کنم، تو خودت مشکلم را حل کن. ببینید، چقدر به آدم قدرت می دهد. یعنی خدایا به تو امیدوارم و راه بسته نیست. یعنی خدایا! من به چیزهایی فکر می‌کنم و امیدهایی دارم، ولی تو از آنجایی که من اصلاً فکرش را نمی‌کنم به من بده. برای آنجایی که امید دارم، تلاش می‌کنم، ولی برای چیزی که امید ندارم تو از آنجا هم روزی من را بده. [1] - الأمالی للصدوق : ۲۴۴/۲۶۱ [2] - الشعراء/62. [3] - نهج البلاغه/حکمت 332. [4] - طه/17.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7322
زمان انتشار: 3 ژولیه 2017
| |
آثار و برکات جهاد مالی در زندگی انسان

انفاق و صدقه، جلسه 8 ؛ 86/2/27

آثار و برکات جهاد مالی در زندگی انسان

جهاد مالی که صدقه و انفاق از مصادیق آن است، آثار زیادی دارد، مثل پاکی باطن و ظاهر انسان که متعاقب آن انسان به آرامش می‌رسد. با صدقه دادن، دست انسان به دست خدا می‌رسد، یعنی خود خداوند مستقیماً صدقات را دریافت می کند. همچنین صدقه باعث افزایش رزق و بزرگی انسان می شود.

قرآن می فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ[1] = از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاك و پاكیزه‏ شان سازى و برایشان دعا كن. زیرا دعاى تو براى آنان موجب آرامش آنان است و خدا شنواى داناست». از این آیه مبارکه در می‌یابیم که با دادن صدقه ظاهر و باطن انسان پاک می‌شود و تنها چیزی که برای انسان می‌ماند، پاکی و شبیه شدن به خداست. صدقه وقتی از مال حلال باشد و انسان آن را با اخلاص از خودش جدا کند، در واقع طبیعت را از خودش جدا می‌کند و به فطرت او اضافه می‌شود. پس این قاعده را در نظر بگیریم که انسان وقتی صدقه می‌دهد چه مادی و چه معنوی، پاک و نورانی می‌شود. یکی از وظایف انسان در طول شبانه‌روز باید پرداخت صدقه باشد، چه صدقات مادی و چه صدقات معنوی. آیه بعدی خیلی تکان دهنده است. در آیه 104 توبه می‌فرماید:« أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ = آیا نمی‌‏دانند كه تنها خداوند توبه را از بندگانش می‏پذیرد و صدقات را می‏گیرد و خداوند توبه پذیر و مهربان است؟». آیه‌ی فوق با کلمه‌ی «أَلَمْ یَعْلَمُوا = آیا نمی‌دانند» شروع شده که نشاندهنده‌ی اهمیت موضوع است. بعضی جاها خداوند می‌فرماید:‌ «إعلموا= بدانید» و در بعضی جاها مثل این آیه می‌فرماید آیا نمی دانند. یعنی باید خیلی به این موضوع توجه کنیم. باید بدانیم بزرگترین گناه بعد از شرک، ناامیدی از رحمت خداوند است. شیطان در حمله از پشت سر گناهان انسان را به رخ او کشیده و به انسان القا می‌کند که ناپاکی و گناه او بیشتر از مغفرت خداوند است. این یک عقیده‌ی ناسالم و خلاف حقیقت است و مساوی با کفر می‌باشد. شیطان با به رخ کشیدن گناهان، انسان را خوار و ذلیل می‌کند و فریب می‌دهد تا هوس آشتی با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و کارهای بزرگ به سرش نزند. چرا صدقه به دست خداوند می‌رسد و فقط او صدقات را دریافت می‌کند؟ در آیه 104 سوره توبه[2] خداوند صریحاً اعلام می‌دارد که فقط خودش صدقات را دریافت می‌کند. یک مبنای محکم پشت این قضیه هست که با بیان چند روایت این مسئله روشن خواهد شد. امام صادق (علیه‌السلام): «إنّ اللّه َتبارَكَ و تعالى یقولُ: ما مِن شَیءٍ إلاّ و قد وَكَّلتُ مَن یَقبِضُهُ غَیرِی، إلاّ الصَّدَقةَ؛ فإنّی أتَلَقَّفُها بِیَدِی تَلَقُّـفا [3]= خداوند تبارك و تعالى مى‌فرماید: هیچ چیزى نیست مگر این كه كسى را مأمور گرفتن آن كرده‌ام، به جزء صدقه كه آن را با دست خودم به سرعت آن را میقاپم». حضرت، خلیفه خداست و از زبان خداوند سخن می‌گوید. نمی‌فرماید:«قال»، می‌فرماید:«یقول» کلمه «یقول» «استمرار» را می‌رساند. این که خداوند می‌فرماید وقتی بنده من صدقه می‌دهد، من خودم آن را می‌قاپم به این معنی نیست که خداوند دستی داشته باشد و آن را بقاپد. بلکه به این معنی است که صدقه دادن یک جهش و سرعت زیادی دارد به سمت خدایی شدن. خداوند صدقه را می‌قاپد، یعنی فطرتی که از جنس خودش است، یعنی تو را می‌قاپد و به خود نزدیک می‌کند. خداوند می‌فرماید: «می‌قاپم»، و این فرهنگی است که هنوز در کشور ما جا نیفتاده و ما به صورت فرهنگ سنتی صدقه می‌دهیم. اگر یک زمانی، گدایی گیر ما بیاید، نه تنها او را نمی قاپیم، بلکه فکر می‌کنیم که آیا بدهیم یا ندهیم و اگر بدهیم با هزار و صد توجیه، پولی را که اصلاً هیچ سازندگی برای ما ندارد، از خود می‌کَنیم و صدقه می‌دهیم. صدقه دادن روشی است برای جا کردن خود در دل معشوق. فردی که عاشق کسی می‌شود، از نظر شخصیتی معشوق خود را بررسی می‌کند که او چه می خواهد و چه چیز را دوست دارد. این کار از قاعده های عشق است. یعنی عاشق می‌سنجد که معشوق بیشتر از چه چیزی خوشش می‌آید. مثلاً یک خانم زیرک کاملاً به سلیقه‌های همسرش آشناست و دائماً از همسرش سوال می‌کند که چه چیزی را بیشتر می‌پسندد. مثلا نوع غذا، و نوشیدنی ها و پوشیدنی‌ها و....یعنی خود را آماده‌ی خدمت به همسرش می‌کند. یک عاشق دقت می‌کند که معشوقش چه چیزی را دوست دارد و آنجا به خودش فشار می‌آورد تا خود را بیشتر در دل معشوق جا بیندازد. معنی «تَلَقُّـفا» این است که خدا صدقه را می قاپد. یعنی خدا می گوید اگر کسی می‌خواهد به من نزدیک شود، باید کار مستحبی انجام دهد. هر کار خیر و مستحبی او را به من نزدیک می‌کند. «مستحب» یعنی عملی که به واسطه آن، «طلب حب» خداوند را می کنیم. یعنی طلب حب کردن وسیله ای برای رسیدن به محبت خداوند است. همه چیز محبت خداوند را جذب می کند، ولی هیچ چیزی مانند صدقه نیست که انسان به وسیله‌ی آن خود را در دل خداوند جا کند. با فهمیدن این موضوع پی می‌بریم که چرا در زندگی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) ریزش و دهش زیادی وجود داشته و در زندگی این بزرگواران رسیدگی به مستمندان، فقیران، نیازمندان، چه رسیدگی‌های مادی و چه معنوی اهمیت داشته است. در روایات می‌فرمایند زن و فرزند خود را طوری تربیت کن که حتی نیمه شب به فکر فقیر باشند. خیلی عجیب است. یعنی وقتی دارند لذت می‌برند، یاد کسانی بیفتند که از این نعمت برخوردار نیستند، تک‌خوری خیلی بد است. چه در معنویات و چه در مادیات. انسان باید واقعاً برادران و خواهرانش را در آن چه که دارد، سهیم کند. این یعنی انسان در حقیقت دارد نقش خداوند را بازی می کند و خلیفه خداوند می شود. یعنی مسئول رزق بندگان خدا بشود و خدا عیال خود را به ما بسپارد. فرمود: «الخلقُ عیالی = خلق عیال من است». محبوب ترین شما در نزد منِ خدا کسی است که بیشتر به عیال من خدمت کند. یعنی دهش و فایده‌اش به بندگان خدا بیشتر باشد. صدقه مصداق های مختلفی دارد و فقط منظور پول دادن نیست. چرا دغدغه‌ی ما قاپیدن خداوند و 14 معصوم نیست؟ چرا ما این غصه را نداریم؟ چون که از معشوق خودمان بریده ایم. آن پیرزنی که از دنیا رفت و کسی او را در خواب دید و پرسید در چه وضعیتی هستی؟ گفت: تا از این دنیا رفتم. خانم فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) آمد و گفت: تو بیا برویم پیش من. نه نکیری و منکری؛ نه حساب و کتابی؛ نه بشیر و مبشری. بشیر و مبشرش فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. این همان قاپیدن است و چه قاپیدن عظیمی است. چقدر این قاپیدن قشنگ است. از اینجا معلوم می شود که ما از این چیزها لذت نمی بریم که اگر لذت می بردیم، برایش کار می کردیم. در دعای روز یکشنبه می‌گویم: خدایا مرا در بین عشیره و قومم عزیز کن. خدا می فرماید که باید عزت را از خود من بگیرید. یعنی با خود خداوند رفیق شدن، تو را محبوب می کند. در زیارت امین الله می‌خوانیم: خدایا مرا در آسمان و زمینت محبوب کن. پس اگر می‌خواهی در آسمان و زمین محبوب شوی، باید پیش خدا محبوب باشی. برای محبوب شدن، امکان ندارد بتوانی تبلیغات کنی تا دلی را به خود جذب کنی. دل ها دست خداست. مقلب القلوب خداست.  برای همین است که خداوند فرمود: «لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ = اگر همه چیز روی زمین را یکجا انفاق کنی، نمی توانی بین قلوب آنها الفت و محبت ایجاد کنی. اما خدا بین دلهایشان الفت ایجاد کرد. محققا خدا عزیز و حکیم است».(انفال ۶۳). در روایت بعدی حضرت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) می‌فرمایند: «خَلَّتانِ لا اُحِبُّ أن یُشارِكَنی فیهِما أحَدٌ: وُضُوئی فإنّهُ مِن صَلاتِی، و صَدَقَتی فإنّها مِن یَدِی إلى یَدِالسائلِ؛ فإنّها تَقَعُ فی یَدِالرحمنِ[4]= دو چیز است كه دوست ندارم كسى در آنها با من شریك شود: وضویم، زیرا جزء نماز من است و صدقه ام، كه باید از دست من به دست سائل برسد؛ زیرا صدقه در دست خداى رحمان قرار مى گیرد». گاهی شخصی کسی را دوست دارد و خدماتی به او ارائه می‌کند. جاهایی هست که بعضی از خدمات خیلی ویژه هستند. مثلاً فرد هدیه‌ و کادویی خریده است. نمی‌گوید: فلانی، بیا این هدیه را به دوستم بده؛ بلکه دوست دارد با دست خودش به او بدهد. این قاعده عشق و محبت است. صدقه انواع دارد: صدقه جمعی‏، صدقه فردی‏، صدقه مخفی و صدقه علنی. گاهی من قصد تربیت کسی را دارم، مثلا پول به فرزندم می‌دهم تا ببرد و صدقه بدهد. ولی گاهی شرایطی هست که باید خود انسان با دست خود صدقه بدهد و اینجاست که حضرت رسول می‌فرمایند صدقه از دست من می‌رود و در دست خدا قرار می‌گیرد. در روایت هست که وقتی صدقه می‌دهید، دست تان را ببوسید زیرا دست شما به دست خدا رسیده است. صدقه دادن شما را سبک می‌کند. قاعده این است که هر کس بخواهد به مقام محمود نزدیکتر شود، باید وزنش را سبک کند و بارش را روی زمین بگذارد. پس بهتر است آن چیزی را که مربوط به دنیاست زمین بگذارد، نه آن چیزی که مربوط به خداست و مال بهشت است. پس باید هر چیزی را که رنگ و بوی بهشت را دارد، با خود ببریم و هر چیزی که رنگ و بوی دنیا دارد را زمین بگذاریم. انسان در هر صورت دو حالت دارد: یا باید وزن مادی را کم کند و یا وزن فطری را. میزان در قیامت، حق است. ما برای سنجش هر چیزی از یک وسیله‌ی اندازه‌گیری که مخصوص آن شیء است، استفاده می‌کنیم، مثلاً برای سنجش دما از دماسنج استفاده می‌کنیم. وسیله‌ی سنجش انسان در قیامت، معیارهای معنوی روحش است. کسی که میزان و معیار معنویتش سنگین باشد در «عیش راضیه» یعنی زندگی کاملاً رضایت بخش به سر می برد. اما کسی که میزانش سبک باشد، جایگاهش در قیامت آتش خواهد بود، چون هم سنخ آتش است. علی علیه‌السلام فرمودند: «استنزلوا الرزق بالصدقه[5]= به وسیله صدقه، طلب نزول روزی کنید!» یعنی اگر می‌خواهید رزق برایتان نازل شود، چه مادی چه معنوی، صدقه بیشتر بدهید. جای رزق را باز کنید و مادیات را نگه ندارید و خودتان را گرفتار نکنید. ذخیره‌سازی نکنید؛ بخل نورزید؛ هر کاری می‌توانید، برای بندگان خدا انجام دهید و با این کار، نقش خدا را بازی کنید. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:«اِنّی لاُملقَ اِحیاناً فاُتاجِرالله بِالصَدقة= گاهی اوقات من تنگدست می‌شوم. ولی به وسیله ی صدقه با خدا تجارت می کنم». امام صادق (علیه‌السلام) به فرزندش محمّد فرمود: چقدر از خرجى اضافه آمده؟ گفت: ۴۰ دینار، فرمود: آن را بیرون بیاور و صدقه بده، عرض كرد: آقا دیگر چیزى برایمان باقی نمی‌ماند، فرمود: صدقه بده، خداوند عوض آن را می‌دهد. مگر نمی‌دانى که هر چیزى كلیدى دارد و كلید رزق و روزى صدقه است؟ پس صدقه بده. او به دستور امام عمل كرد، ۱۰ روز بیشتر نگذشت كه از جایی ۴ هزار دینار رسید. فرمود: پسرم، در راه خدا ۴۰ دینار دادیم و خداوند ۴ هزار دینار در عوض آن به ما عطا کرد[6]. بنابراین، کلید رزق این است که انسان از دارایی هایش خروجی داشته باشد، نه این که ذخیره و پس انداز کند و فقط برای خودش نگه دارد. در روایت دیگر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمودند:« انّ الصدقه تزیدُ و صاحبها کثیراً و تصدیقٌ یرحم کم الله = صدقه صاحبش را زیاد می‌کند. صدقه بدهید که خدا به شما رحم کند.». اگر می‌خواهی بزرگ و زیاد شوی، باید مثل بزرگ ها عمل کنی، یعنی مثل خداوند بزرگ شویم. بخشیدن و چشم پوشی از رفتار بد دیگران نوعی صدقه است صدقه و انفاق فقط مالی نیست، بلکه در رفتار و اخلاق نیز صدقه وجود دارد. مثل گذشت و بخشیدن بدرفتاری دیگران. کسی که نمی تواند دیگران را ببخشد، بزرگ نیست. معصوم علیه السلام می فرماید: هر کس کینه مؤمنی را در دل داشته باشد، هرگز به بهشت راه پیدا نمی کند. چون مضحک و مسخره است که به خدا بگوییم تو کینه نداشته باش و از گناه های ما بگذر، ولی خودمان به بندگانت کینه داشته باشیم. ما معصیت خدا را می کنیم و اصرار بر معصیت هم داریم. اما از خدا می خواهیم که گناهان ما را عفو کند. «عفو» غیر از بخشش است. عفو کن، یعنی مرا مجازات مکن. اما در بخشش می گوییم: خدایا با من قهر نکن، مرا ببخش و گناهانم را هم از بین ببر. ما زمانی می توانیم درست «استغفرالله ربی و اتوب الیه» بگوییم، که خودمان آدم باگذشتی باشیم و هیچ کس در وجود ما با گناهانش نتواند کدورتی ایجاد کند. ما واقعاً احتیاجی به جریمه کردن دیگران و نبخشیدن آنان نداریم، ما به صمیمیت و رفاقت احتیاج داریم. ما در دعاها از خدا می خواهیم که خدایا رویت را از ما بر نگردان! ما نباید این را که «او با من چه کار کرد» سر لوحه زندگی خودمان قرار دهیم. اصلاً خدا این افراد را می‌گذارد که غیبت تو را بکنند و تهمت بزنند و تو با مغفرتت شبیه خداوند شوی. اگر در زندگی ما کسی نباشد که با ما مخالفت بکند، ما رشد نمی کنیم و در جا می زنیم. در فضای زندگی اذیت همسر‏، فرزند و دیگران در حق ما باعث می شود تا ما بیشتر شبیه خداوند و ائمه علیهم السلام شویم. این روزیِ ماست، روزیِ فطرت است، چون فطرت است که می تواند شبیه خداوند شود و اسم «غفار» و «رحیم» خداوند را تمرین کند. گاهی خدا پول و ثروت زیاد می دهد تا ما تمرین کنیم، ولی پول زیاد باعث طغیان‌مان می‌شود و این نعمت را به شیطان می سپاریم و اینجاست که پول در آوردن، ازدواج کردن، رفاه و... باعث دور شدن از خدا می شود. امام‌رضا‌(علیه‌السلام) فرمودند: «پست کسی است که چیزی داشته باشد و آن چیز او را از خدا دور کند». امام صادق علیه‌السلام فرمود:« صدقه باعث رفع بدهکاری می شود و برکت می آورد». انسان موقعی که در گرفتاری و تنگناست، خوب است به دیگران کمک کند. درست است که خودت در فشار هستی، اما به دیگران لبخند بزن. پس صدقه علامت صداقت و خروج از خود است و این منحصر به بحث مادی نمی شود. در قم پیرمردی است که مغازه پینه‌دوزی دارد و از اولیای خداست. روزی خدمت ایشان رسیده بودم، فرمود: من آدم خیلی خوشبختی هستم و فکر نمی‌کنم کسی خوشبخت‌تر از من باشد. دلیلش را پرسیدم، فرمود: ما در این جا خدمت به خلق خدا می کنیم. اشاره اش به مغازه کوچکش بود که 1500 نفر خانواده ها را تحت پوشش داشت. چه خوب است انسان فضایی از زندگی اش را وقف خدمت به مردم بکند تا برایش صدقه جاریه شود. البته زن باید در این مسائل دقت کند، زیرا رضایت همسر شرط است. اگر می‌تواند در داخل خانه از اعتبارات استفاده کند و کمک کند. این کار یعنی از خود خارج شدن، یعنی بهترین موقع از خوشی های مان را وقف کمک به مردم کنیم. یک راه رفع غم و کسب آرامش، صدقه دادن است اگر می‌خواهی ناراحتی‌هایت از بین برود و همیشه آرامش داشته باشی، باید گره‌ها را باز کنی. یعنی باید هیچ چیز را عقده و گره نکنی. یعنی باید گره در وجودت ایجاد نکنی. پس اگر از دارایی های مادی و معنوی ات صدقه ندهی، در زندگیت گره ایجاد می شود. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمود: «زیاد صدقه بدهید تا روزی‌تان زیاد شود». یکی از مهمترین رزق ها آرامش است. وقتی که صدقه می دهی مشمول دعای پیامبر می شود و به آرامش دست می یابی. این همان است که قرآن می فرماید انسان اینطوری پاک می شود. «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ = از اموال آنان صدقه‏ اى بگیر تا به وسیله آن پاك و پاكیزه‏ شان سازى و برایشان دعا كن. زیرا دعاى تو براى آنان موجب آرامش آنان است و خدا شنواى داناست». در صدقه دادن، قاعده‌ این است که طوری صدقه بدهیم که دردمان بیاید، اگر دردمان نیامد، انگار که صدقه نداده ایم. این درد، باید طوری باشد که حس کنی چیزی از وجودت کنده شد. بنابراین، برای یک آدم ثروتمند صدقه دادنی که دردش بیاید، این است که آن طور که یک آدم کم درآمد صدقه می دهد او اینطور صدقه ندهد. چون آدم ثروتمند با صدقه ی کم، اصلا دردش نمی گیرد. [1] توبه/103. [2] - آیه 104 توبه:« أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ = آیا نمی‏دانند كه تنها خداوند توبه را از بندگانش می‏پذیرد و صدقات را می‏گیرد و خداوند توبه پذیر و مهربان است. » [3] - بحار الأنوار : ۹۶/۱۳۴/۶۸ [4] - بحار الأنوار : ۸۰/۳۲۹/۲ [5] - غررالحکم، ص ۳۹۵، ح .۹۱۳۶. [6] - کافی ج 4ص 9.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7314
زمان انتشار: 31 ژولیه 2017
| | | | |
آیا فروپاشی مکاتب دنیا نشانه آخرالزمان است؟

آیا فروپاشی مکاتب دنیا نشانه آخرالزمان است؟

در روایات مربوط به علائم ظهور آمده که فرج در زمانی صورت می گیرد که تمام مکاتب بشری به بن بست می رسند و حرفی برای گفتن ندارند. یعنی الان همین گونه نیست؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7313
زمان انتشار: 30 ژولیه 2017
| | | | |
بزرگترین مانع برای ظهور امام زمان (علیه السلام) چیست؟

بزرگترین مانع برای ظهور امام زمان (علیه السلام) چیست؟

بزرگترین مانع بر سر راه ظهور امام زمان علیه السلام چیست و چطور برطرف می شود؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - بزرگترین مانع برای ظهور امام زمان (علیه السلام) چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7312
زمان انتشار: 29 ژولیه 2017
| | | | |
فتنه سفیانی چیست؟

فتنه سفیانی چیست؟

در روایات مربوط به آخرالزمان بزرگترین فتنه، فتنه سفیانی عنوان شده، چرا؟ سفیانی کیست و می خواهد چه کار کند؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) پاسخ را در فایل زیر بشنوید.

صوت

1 - فتنه سفیانی چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7311
زمان انتشار: 2 فوریه 2019
| | | | |
آیا انقلاب اسلامی ایران از نشانه های ظهور حضرت مهدی علیه السلام است؟

آیا انقلاب اسلامی ایران از نشانه های ظهور حضرت مهدی علیه السلام است؟

آیا انقلاب اسلامی ایران از نشانه های ظهور حضرت مهدی علیه السلام است؟ https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان پاسخ را در فایل زیر بشنوید. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب 

صوت

1 - آیا انقلاب اسلامی ایران از نشانه های ظهور حضرت مهدی علیه السلام است؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7306
زمان انتشار: 26 ژولیه 2017
| | |
برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن

برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن

به اطلاع می رساند: برنامه پرسمان روز چهارشنبه 4 مرداد  ساعت 08:00 با حضور استاد محمد شجاعی با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می گردد. این برنامه تکرار ندارد. سوالات و نظرات خود را با کارشناس برنامه می توانید با شماره پیامک 30000719 ارسال بفرمائید.  https://telegram.me/porsemantv8 کانال پرسمان کانال های تلگرام مؤسسه منتظران منجی (عج) جدول اعلام برنامه کلاس های استاد محمد شجاعی پرسش های مطرح شده در این برنامه را در فایل صوتی زیر بشنوید. پاسخ سؤال اول، پاسخ سؤال دوم، پاسخ سؤال سوم، پاسخ سؤال چهارم

صوت

1 - برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن

فیلم

1 - برنامه پرسمان با موضوع «مهدویت» از شبکه قرآن

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 7304
زمان انتشار: 10 ژولیه 2019
| | |
حق معرفت زیارت امام رضا علیه السلام چیست؟

حق معرفت زیارت امام رضا علیه السلام چیست؟

میلاد با سعادت امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه‌السلام بر عاشقان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت مبارک باد! از امام صادق علیه السلام درباره فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام در طوس سؤال کردند، منظور از این که می‌گویند، اگر کسی عارف به حق باشد به حق معصوم معرفت داشته باشد و به زیارتش برود برای هر قدمش ثوابی داده می‌شود و درجه ای برای او نوشته می شود، چیست؟ 

فرمایش امام رضا علیه السلام به حضرت عبدالعظیم علیه السلام 1 فرمایش امام رضا علیه السلام به حضرت عبدالعظیم علیه السلام 2 مطالب مرتبط: آرشیو مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا (علیه السلام) کتاب «فرد و جامعه متعالی در کلام امام رضا علیه‌السلام»

فیلم

1 - حق معرفت زیارت امام رضا علیه السلام چیست؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed