www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5684
زمان انتشار: 20 اکتبر 2016
| |
انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است

خانواده آسمانی (جلسه 448)؛ 15/7/95

انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است

«انصاف و عدالت» از دیگر اصولى است كه در رشد روابط انسان با ديگران مؤثر است و گفته شد منصف كسی است كه برای ديگران حقوق برابر قائل باشد و مزايای زندگی را ميان خود و مردم تقسيم كند.  اوج آن در این است که انسان خودش را محاکمه کند و یک وجدان بیدار داشته باشد. 

هر كس  واعـظى درونـى داشته باشد، او را از گناهان ترسی نیست انسان براى رشد و تكامل معنوى به سه چیز مهم نیازمند است که یکی از آن ها «وَاعِظٌ مِنْ نَفْسِهِ؛ واعظی از درون» است. همان­طور که بدن برای زنده ماندن نیاز به سیستم دفاعی دارد، روح نیز این گونه است. مؤمن در حرکتش بیش از هر چیز، نیاز به واعظ درونی دارد كه در همه حال با او باشد و از اسرار درونش با خبر باشد، و همواره او را تحت مراقبت خود قرار دهد. چه عاملى جز واعظ درون یعنى وجدان بیدار، مى‌تواند این نقش را عملى كند، و در لغزش ها و خطاها در اوّلین فرصت به انسان هشدار دهد و او را از سقوط در پرتگاه جهنم باز دارد؟ اگر این واعظ درونی که از آن به نام «نفس لوامه» تعبیر می ­شود، در انسان نباشد، نسبت به گناهان بی خیال می شود و به راحتی معصیت و انحراف پیدا می کند، و از این کار خود ناراحت هم نمی شود. عجیب تر آن است که خیلی از افراد با وجود این که معصیت می کنند، دیگران را هم دعوت به این کار می کنند. گاهی انسان با افراد مغرض و جاهل روبروست که باید بترسد و توجه داشته باشد که عصبانیت و تصمیمات زودگذر او را تهدید می کند و از طرفی در پرتگاه جهنم قرار دارد و هر لحظه ممکن است، سقوط کند. موعظه مثل سیستم عامل در درون انسان عمل می کند. آدمی که از درون موعظه گری ندارد، به این معناست که سیستم عاملی ندارد که در درونش اعلام خطر کند. از این رو گناه در درون چنین فردی، باعث انبار شدن آلودگی­ ها می شود، تا جائی که همه چیز را مسخره می­ کند. قرآن کریم عاقبت چنین افرادی را این گونه بیان می کند: «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأی أَن کَذَّبوا بِآیاتِ اللَّهِ؛ عاقبت کسانی که  گناه می کنند و ادامه می دهند این است که آیات الهی را تکذیب می کنند». (سوره روم/آیه 10) یعنی انسان به جائی می­ رسد که در گناه و معصیت و استمرار بر آن، به انکار شریعت، عقائد دینی، خدا و آخرت می رسد و همه را زیر سؤال می ­برد. افرادی که وجدان و نفس لوامه فعالی دارند، اهل نجات هستند، حتی اگر سقوط ­های بدی هم داشته باشند، وجدان بیدار می تواند نجات دهنده آنها باشد.  بنابراین، بسیار مهم است که وجدان را جدی بگیریم و به پیام ­هایش توجه کنیم. اما اگر به این مهم توجه نشود و از آن فرار کنیم، آن وقت فاجعه بزرگ اتفاق می افتد. انصاف در کلام امیرالمؤمنین (علیه السلام) حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «إنَّ أفضَلَ الإِیمانِ إنصافُ الرَّجُلِ مِن نَفسِهِ؛ بالاترین ایمان آن است كه آدمى انصاف داشته باشد». قرآن کریم فقط مؤمن را انسان می ­داند. «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا» همه انسان ها در خسران هستند* مگر کسانی که ایمان بیاورند.» یعنی فقط «مؤمن» که خسارت نمی دهد و مسیر انسانیت را طی می­ کند. بنابراین ایمان مساوی است با انسانیت. کلامی ‌دیگر از امیرمؤمنان (علیه السلام) است که فرمودند: «أنصَفُ النّاسِ مَن أنصَفَ مِن نَفسِهِ مِن غَیرِ حاكِمٍ علَیهِ؛ با انصاف ترین مردم کسی است که بى آنكه پاى داورى در میان باشد، نزد خودش انصاف را رعایت می کند». در کلام حضرت این طور است که انصاف از درون می جوشد. یعنی منتظر قانون، جامعه و تذکرات دیگران نیست. پس منصف کسی است که اگر به کسی بدی کرده، قبول کند که بد عمل کرده؛ چه نسبت به خانواده، چه دوست و پدر و مادر و همکار و .... اگر بخواهید روابط عرفانی و عاشقانه با معصومین (علیهم السلام) داشته باشید و قوی شوید، یا سرعت در قرب الی الله بگیرید، فرمول فوق العاده مهمی وجود دارد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «إنَّكَ إن أنصَفتَ مِن نَفسِكَ أزلَفَكَ اللّه ُ= اگر انصاف داشته باشی، خدا تو را به خودش نزدیک می ­کند». مثلاً در نشستن بر سر سفره ، راه رفتن، جا گرفتن، در برخورد با امتیازها و آدم­ ها کسی به تو نگوید: انصاف داشته باشید. حضرت امیر به چنین فردی مژده می دهد که خدا تو را به خودش نزدیک می کند. برخی افراد در عین این که مومن نیستند و رعایت ظواهر اسلامی را نمی­ کنند، خواب­ های قشنگی دارند؛ یا خداوند خیلی چیزها به آنها داده که موجب تعجب مومنین می شود. این برای آن است که آن­ها اعمالی دارند که مؤمنانی که بسیاری از ظواهر را رعایت می کنند، فاقد آن هستند. درست  است که آنها ظواهر اسلامی را رعایت نمی ­کنند و باید برای همین عذاب شوند، ولی چون افراد با وجدان، دلسوز و مهربانی هستند، در همین دنیا مورد لطف خداوند قرار می گیرند. اینها قواعد و سنت هایی است که خداوند حاصل آن را به چنین افرادی درهمین دنیا می دهد. در تمام مشاغل و ارتباطات، انسان برای «انصاف» مورد آزمایش قرار می گیرد و هیچ صحنه ای از صحنه های زندگی نیست که انسان در این خصوص، مورد آزمایش الهی قرار نگیرد. متأسفانه در خیلی از جاها جمله ی «به من ربطی ندارد» بیان می شود که نوعی بی ­انصافی است. اگر کسی شجاعت معذرت ­خواهی و جبران، پذیرش کوتاهی ­ها، تقصیرات و معصیت­ ها را داشته باشد و علیه خودش قیام کند و از شکستن خودش نترسد. درهای غیب به روی او باز می شود. در سیر و سلوک هر چقدر انسان بتواند چهار من خودش (من جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) را از میان بردارد، در های غیب به رویش باز می شود و خیرات و برکات به سویش سرازیر می ­شود و من حقیقی اش(من فوق عقلانی) رشد می کند. مصادیق بی انصافی گاهی یک استاد مطلب، طرح یا اختراعی را از دانشجوئی می گیرد و به اسم خودش ثبت می­ کند؛ و گاهی اعلام می کند که آن طرح یا اختراع مال خودش نیست و به شاگردش تعلق دارد، در اینجاست که خدا به چنین استادی خیر و برکت علمی می دهد و بدون اینکه از جائی تعلیم دیده باشد، خداوند حکمت، نورانیت و معنویت و علم را به دامان او می ریزد. چون منصف بوده و دروغ نگفته است. بنابراین، هر چه انسان «من»های سطح پایینش را حذف کند، من حقیقی و وجدانش قوی تر می شود. این همان است که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «خُذُوا مِنْ أَجْسادِكُمْ ما تَجُودُوا بِها عَلى أَنْفُسِكُمْ؛ هر چقدر به جسدهای خودتان فشار بیاورید، نفس تان قدرتمند می شود».  برای قدرتمند شدن روح، باید هر چه جسم بخواهد جلویش را بگیریم و ندهیم و به آن ریاضت بدهیم؛ هر چقدر خواسته های جسم را بطور منطقی از او بگیریم، روح قدرتمندتر می شود. اگر انسان هر چهار بخش سطح پایینش را کنترل کند، روحش قدرت بیشتری پیدا می کند. پس در برخورد با دیگران، اگر طرف مقابل مان را خدا بدانیم، یعنی حواسمان باشد که خدا ما را می بیند، بی انصافی نمی کنیم. پس ظالم کسی است که جایگاه و حدّ واقعی خود را مراعات نمی کند. یکی از مصادیق بی انصافی، حسادت است. آدمی که حریف حسادت خودش نباشد، به تعبیر روایت او «ظالم» است. کسی که توانایی مهرورزی و محبت به پدر و مادر، خواهر و برادر و ... ندارد، نشان دهنده ظالم بودن اوست. چنین خصلتی باعث از دست رفتن دنیا و آخرت انسان می شود. ما در تمام صحنه های زندگی در مورد انصاف امتحان می شویم. این امتحانها زمینه قرب ما هستند و به میزان انصافی که داریم، برایمان قرب و نزدیکی به خدا ایجاد می شود. همچنین انصاف عامل برداشته شدن پرده ها و حجاب ها می شود. یکی از دلایل بوجود آمدن مشکلات و گره های زندگی، «بی انصافی» است. درحالی که دریچه روزی ها در درون خود فرد است و درمان هم به دست خود اوست. یعنی حتی دردهای جسمی مثل سردرد های مزمن، بی خوابی ها و ... کاهش دهنده این دردها، «آرام کردن خود» است که اگر این مسئله به خوبی حل شود، حتی سخت ترین دردها تحملش برای ما راحت می شود. پس آرام کردن خود خیلی مهم است. انصاف از اکسیرهای عظیمی است که خیلی آرامش و قدرت به انسان می دهد و بسیاری از موانع و مشکلات زندگی ما را حل می کند.

صوت

1 - انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5680
زمان انتشار: 10 اکتبر 2016
| | | | | |
(9) زیارت، صله رحم و پیوند با معصوم است

شرح جامعه کبیره؛ جلسه نهم ، 95/07/15

(9) زیارت، صله رحم و پیوند با معصوم است

«صله رحم» زیباترین شکل پیوند و ارتباطات انسانی است. زیارت ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز حاکی از صله رحم است. زائر با چنين درک و باوري از امام، در حرم مطهر آنان حاضر مي شود و با حضور قلب و توجه خالصانه نسبت به وجود نورانی و مقدس ايشان، ابراز ارادت می کند.

 

چرا به زیارت ائمه معصومین (علیهم السلام) برویم پاداش زیارت ها بسته به نفس و معرفت انسان دارد که چه ضریبی از ثواب را دریافت می کند. در حقیقت نفس انسان است که به کار ضریب می دهد. یعنی چه محصول و نتیجه ای از زیارت می­گیرد. انسان در سیر و سلوک نیاز به تلقین دارد. امام امت (ره) فرمودند: «انسان بدون تلقین به جائی نمی رسد». یکی از مکان­ های معنوی که انسان باید تمرکز بگیرد، «زیارت» است. تلقین در امر زیارت بسیار حائز اهمیت است و انسان در هنگام زیارت باید به محتوای آن عمل توجه داشته باشد.   در ادامه جلسه گذشته سه دلیل بر ضرورت زیارت از زبان فیض کاشانی بیان شد که عبارتند از: اعتراف به امامت و حاکمیت متخصص معصوم؛ زیارت به معنای حضور در محضر انسان حی و حاضر است؛ زیارت، نوعی صله ارحام است. گاهی اوقات ما به حرم می­ رویم و یک حس خاص با آن امام یا امامزاده برقرار می ­کنیم که با امام دیگر چنین نیست که این مشکل از خود ماست. دقت کنیم: کسانی که به زیارتشان می رویم، بیشتر از آنچه که ما دوستشان دارمد، دوستمان دارند؛ مانند عشق و عاطفه ای که پدر  و مادر نسبت به فرزند دارند و هرگز عشق فرزندان به عاطفه و عشق والدین نمی­رسد. عشق معشوقان ولی افزون تر است                                         لیلی از مجنون، بسی مجنون تر است زیارت امام نوعی صله رحم است صله‌رحم از دو واژه «صله» و «رحم» تشکیل شده است که معنای لغوی صله از ماده «وصل» به معنای وصل شدن و «رحم» نیز به معنی خویشان را می‌گویند.  ائمه معصومین(علیهم السلام) کس و کار ما هستند و زیارت آنها نوعی صله رحم است. انسان زائر در هنگام زیارت غرق در رأفت و عشق ائمه اطهار می‌شود و این عشق به سبب بی نیازی آنان بسیار با ارزش است. وقتی دو نفر که همدیگر را دوست دارند به ملاقات هم می­روند، آن کسی بیشتر خوشحال می­شود ­که محبتش بیشتر است. شادی ائمه اطهار بسیار مبارک و باارزش است. چون کامل تر از ما هستند و نیازی به ما ندارند. لذا وقتی به زیارت آنها می روید، موجب خیر و انبساط و شادی خود شما می‌شود. پس خاصیت صله ارحام، این است که انسان عمرش طولانی، بلاها از او دور و خیرات کثیری نصیب زائر می‌گردد. از امام صادق(علیه السلام)  نقل است که فرمودند: «... مِن ذلِكَ صِلَةُ الرَّحِمِ وغایَةُ تَأویلِها صِلَتُكَ إیّانا؛ غایت تأویل این آیه، صله ارحام تو با ماست». اگر کسی باور کند که معصومین و امام زادگان ارحام ما هستند، رمز شادی و آرامشش را در دنیا پیدا کرده است و بسیاری از نکبت ها، تفکرات منفی، خواب های منفی، اضطراب و دلشوره های به دور است و نیز گدای عاطفه دیگران نیست و در مقابل عزت، آبرو، شادی و نشاط سراغ انسان می آید. آثار ملکوتی زیارت در زیارت باعث شادی و خوشحالی امام می شود. حالا که خوشحال کردیم چه اتفاقی می افتد؟ گاهی وق ها حیوانی خوشحال می کند اجر و ثواب دارد. حال اگر مسملان باشد خیلی قیمت دارد حالا اگر این مسلمان شیعه باشد فوق العاده ارزش دارد. رسول اکرم (صل الله علیه و آله) فرمودند: «مَن سَرَّ مُؤمنا فَقَد سَرَّنی، و مَن سَرَّنی فَقَد سَرَّ اللّه َ؛ هر كه مؤمنى را شاد سازد، مرا شاد ساخته و هر كه مرا شاد كند، خدا را شاد كرده است».  اگر دل مومنی را شادی کنید به شکل­های مختلف مثل توجه کردن، محبت دادن، قرض دادن، برطرف کردن نیاز و.. در حقیقت رسول خدا را شاد کرده اید و کسی رسول خدا را شاد کند، خدا را شاد کرده است. آدم ها به نوع آرزوها و طمع های که دارند، بزرگ می شوند. اگر بخواهی کسی را شکارش کنی و برای تو باشد، قیمت تو را نشان می دهد. همچنین اگر بخواهیم خدا و اهل بیت و ملائکه الله را شاد کنیم، این بسته به نوع هوس انسان دارد. حال اگر کسی امام زمان(علیهم السلام) را شاد کند، که کار هر کسی هم نیست؛ چون ایشان در اوج بزرگی و ناز است و کسی که قصد حضرت را با وقت گذاشتن، پول گذاشتن، قلم گذاشتن و ... شاد کند اتفاقات قشنگی صورت می گیرد. یعنی آن خنکی شادی که در دل حضرت ایجاد می کند در دل خود شخص هم ایجاد می­شود. بنابراین خوشحال کردن دیگران کار سختی نیست و تا می توانید دیگران را شاد کنید که راه های خیلی زیادی دارد. زیارت و ملاقات امام در روح و باطن انسان اثری ملکوتی دارد، و چنین خوشحالی و شادی غیب در باطن و وجود او اثرگذار است و در نامه اعمال ثبت می شود. شب های محرم بهترین فرصت، احیای روح جمعی است «سینه زنی»، یكی از مظاهر مهمّ روحیه جمعی است که با عشق انجام می­شود و باطنش عظمت بسیاری دارد. که متاسفانه توجهی به این باطن عزاداری ها نداریم. کارهای جمعی مثل دسته راه انداختن، راهپیمائی ها، عزاداری و .... ثواب ده ها و صدها زیارت را به انسان می دهد. رمز موفقیت شیعه در همین روح جمعی نهفته است، امام محمد باقر(علیه السلام) فرمودند: زمانی که من از دنیا رفتم جمع شوید و برای من عزاداری کنید». در جمع اتفاق هایی رخ می‌دهد که هرگز در غیر آن اتفاق نمی‌افتد. بنابراین، ایام محرم زمانی است برای یافتن همدیگر و ایجاد یک روح جمعی مشترک که مهمتر از کار جمعی، است. سعی کنیم افراد را از هیئت ها به دلایل منافع شخصی حذف نکنیم. یعنی روح جمعی داشته باشیم تا روح حذف.  امام راحل فرمودند: هر چه داده می‌شوند در شلوغی هاست؛ در جمع فرصت کسب فیض بیشتر است به همین دلیل نماز جماعت نسبت به اقامه نماز فردی بسیار توصیه می‌شود. اجتماع پیاده روی اربعین بسیار ارزشمند و گران سنگ است ولی زوار باید توجه داشته باشند که حقوق دیگران را ضایع نکنند.

صوت

1 - (9) زیارت، صله رحم و پیوند با معصوم است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5677
زمان انتشار: 8 اکتبر 2016
| |
با «صدقه» غم­ها را به شادی تبدیل کنید

راه های مبارزه با غم، جلسه 66؛ 95/6/20

با «صدقه» غم­ها را به شادی تبدیل کنید

مشارکت مردم در دریافت نعمت­های الهی یکی از راه­های استفاده صحیح از نعمت است که منجر به برطرف شدن غم و غصه های انسان می شود.

در جریان خلقت، انسان همچون رودخانه یا چشمه ­ای است که هر چه در حرکت باشد، پاک­تر می شود و آب بیشتری از آن جوشش می­ کند. مراحل وجودی انسان شامل 5 بخش است که برای هر یک از این مراحل، رزقی وجود دارد که عبارتند از: رزق ­های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلی. خداوند تبارک و تعالی این پنج نوع رزق را برای ما قرار داده و دوست داشتن و لذت بردن از آن­ها هیچ اشکالی ندارد، به­ شرطی که ترتیب ارتباط با آن­ها یک ترتیب معقول و منطقی باشد؛ یعنی اصالت دادن به بخش فوق عقل، یعنی4 بخش وجودی انسان که بخش­ های فرعی و وسیله­ ای هستند و زندگی دنیایی انسان را تشکیل می ­دهند، تحت حاکمیت فوق عقل قرار گیرد. وقتی این امر تحقق یابد، همه کارهای انسان تبدیل به عبادت و نور می­شوند. با چنین نگاهی، دنیا در استخدام آخرت است و مثل رحم سالم و پاک و با قدرتی می­ماند که یک جنین را می ­تواند در خودش به بزرگی دنیا تربیت کند و رشد بدهد. اما وقتی که جنین متناسب با دنیا تربیت نشود، این دنیا مذموم خواهد بود و خود نیز آفتی برای رشد انسان می­شود. پس دنیای ممدوح و مبارک، دنیایی است که همراه فوق عقل و ابدیت باشد. در تقسیمات استعدادهای انسان، اگر چهار بخش وجودی او (جمادی، گیاهی، حیوانی، انسانی یاعقلی) اتصال با بخش «فوق عقلی» او که ابدیتش را می سازد داشته باشند، مبارک خواهد بود. یعنی کودک عزیز روح ما طوری تربیت می­ شود که متناسب با شرایط زیستی ابدیت خواهد بود و شادی و آرامش حقیقی خواهد داشت. اما خطر این است که اگر این استعدادها در جهت حیات ابدی و جاودانه نباشند، خودشان محل دفن کودک عزیز روان می­ شود و اجازه نمی­ دهد با شرایط زیستی آخرت رشد کند. در نتیجه انسان تا ابد فلج زندگی خواهد کرد. پس اگر فوق عقل انسان به رشد و بالندگی رسیده باشد، هر چه انسان از جهت کمالات گیاهی، حیوانی و عقلی، سالم تر و قوی­تر و غنی­ تر باشد، می­ تواند آخرت بهتری داشته باشد. اما اگر بریده از ابدیت باشد، هر چه در 4 بخش مذکور، موفقیت بیشتری داشته باشد، به جهنم نزدیک­تر و از سعادت دورتر می­ شود. استفاده صحیح از نعمت های الهی برای این که بتوانیم 5 بخش (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) را تقویت کنیم، باید ورودی هر 5 بخش، یعنی رزق ­های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی را تنظیم کنیم. مثل شیر مادری که هر چه از آن خورده شود، شیر بیشتری تولید می ­شود. انسان هم اگر استعدادهای پنجگانه­ اش را در خدمت بندگان خدا قرار دهد، دریافتی‌اش از آسمان بیشتر می شود؛ یعنی هر چه به بندگان خدا خدمت کنیم، خدا رزق بیشتری به ما می ­دهد و خیر و برکت بیشتری خواهیم داشت. بعضی از افراد تک خور هستند. اینها به دور خودشان پیله ­ای کشیده اند و خیرشان به کسی نمی­ رسد؛ اینها هیچ خروجی اعم از جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی و فوق عقلی برای مردم ندارند. این روحیه سبب می­ شود نعمتی که خدا به آن­ها داده، از دست­شان گرفته شود. هر نوع نعمتی (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلانی) که به انسان داده می­ شود، باید در راه مردم مصرف کرد. همان­طور که گناه و معصیت انسان را از خدا دور می ­کند، ضایع کردن نعمت و ناسپاسی از آن هم انسان را از خدا دور می­ کند و مورد غضب الهی قرار می­ گیرد. مثل پدر و مادری که با زحمت پولی را فراهم می­ کنند تا ماشین یا تلفن همراه یا و... برای فرزندشان خریداری کنند، اما در اثر خوب استفاده نکردن از آن پدر و مادر، مثلا بی احترامی کردن به آنها، این نعمت از انسان ­گرفته می شود. علاوه برآن، او را توبیخ می ­کنند که چرا از نعمت والدین خودت خوب استفاده نکردی. خداوند هم همین طور است. اگر انسان استفاده خوبی از نعمت نکند؛ هم نعمت از او سلب می­ کند و هم توبیخ می کند. بنابراین، وجود نعمت، همیشه به­ صلاح انسان نیست، زیرا داشتن نعمت مسوولیت دارد. قرآن می فرماید:«لتسئلن یومئذ عن النعیم= حتما روزی درمورد نعمتها مورد سوال قرار خواهید گرفت». حتی نعمت­های معنوی؛ چون بسیاری هستند که خدا به آن­ها نعمت معنوی داده که یا بلد نبودند از آن­ها خوب استفاده کنند و یا در انفاق کردن، بخل دارند. در این صورت مورد خشم خدا قرار می­گیرند. در روایت به انواع مست­ ها اشاره شده که یکی از آن­ها «مستی نعمت» است. پس برای این که گرفتار چنین خذلانی نشویم، لازم است که از نعمت­ها استفاده درست کنیم. در نعمت الهی سهم بندگان خدا را ببینیم یکی از راه ­های استفاده درست از نعمت، این است که سهم بندگان خدا را در آن نعمت­ها ببینیم که گاهی این سهم واجب است و گاهی مستحب. مثل خمس دادن که واجب است. انسان باید در همه نعمت­ها حواسش باشد که همه عضو یک خانواده هستیم. قاعده «هو أنت=او تو است» در همه ما حاکم و جاری است. بنابراین، کسی نباید توهم مسابقه و برتری با دیگران داشته باشد. در روایتی که در زیر آیه «تلک الدار الآخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لا فسادا= این بهشت سرای آخرت است که آن را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین اراده ی علو و برتری ندارند» آمده، حتی فخر به بندکفش هم نهی شده است. پس مراقب باشیم با کارهای خوبی که می کنیم، این فکر به ذهن­مان نیاید که از بقیه جلوتر هستیم.اگر این حس در ما ایجاد شود، منجر به دوری از خدا و قرار گرفتن در لشکر شیطان و سقوط در جهنم می­ شود. در هر کدام از نعمت ­های جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی باید مردم را شریک کنیم که وقتی این خروجی ها بیشتر شود، داده­های الهی هم بیشتر است. انواع صدقه ها از خروجی ­هایی که انسان باید داشته باشد، «صدقه» است. صدقه انواع مختلفی دارد: صدقه ­های جمادی؛ مثل این که انسان به کسی پول یا وسیله­ای برای استفاده بدهد صدقه ­های گیاهی؛ انسان به کسی غذا بدهد یا از قدرت بدنی برای کمک به دیگران استفاده کند صدقه ­های حیوانی که متنوع هستند؛ مانند استفاده از موقعیت و مقام به نفع دیگران صدقات عقلی و صدقات فوق عقلی لبخند زدن، بوسه، مهربانی و سلام دادن، از مصادیق صدقه است. کسی که برای دیگران خروجی دارد، شادی و نشاط او بیشتر و ثروت جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و عقلانی اش نیز بیشتر می­ شود و زندگی ­اش برکت پیدا می­ کند. نبی­ اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «تداركوا الهموم و الغموم بِالصّدقات یكشف اللّه تعالى ضرّكم وَ ینصركم على عدوّكم.... اقدامکم= همّ و غم ­هایتان را با صدقه­ ها جبران کنید تا خدا سختی و مشکلات­تان را برطرف کند و شما را به همه دشمنانتان غلبه ­دهد و هنگام سختی­ها قدم ­های شما را تثبیت ­کند». کسی که در شادی، رفاه و موفقیت مردم نقش دارد در 5 بخش وجودی، روزی بیشتری از بالا دارد. پس انسان کسی است که به خدا می­ گوید که هر چقدر بیشتر به من بدهی، بیشتر برای بندگانت مصرف می­ کنم اما حقیقت این است که برای خودش مصرف می ­کند و خودش را جاودانه ­تر می­ کند. پس تصمیم بر داشتن خروجی خیلی مهم است. یعنی آدم راکدی در زندگی اش نباشد. این­گونه افراد اگر حادثه و مصیبتی هم به آن­ها وارد شود، افسرده نمی­ شوند؛ چون جریان­دار هستند و یکسره با مردم سرو کار دارند. صدقه کمک می­ کند انسان در اوج بدترین مشکلات قوی باشد و ترس­ها و اضطراب ­های آینده را از او می­ گیرد، بویژه مؤمن چون الله را دارد و حمایت خانواده آسمانی و فرشتگان و غیب، اصلاً دلشوره­ای نسبت به آینده ندارد. قرآن درباره کسانی که ایمان ­آورند و عمل صالح انجام می­ دهند، می­ فرماید: «لَاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَاهُمْ یَحْزَنُونَ؛ نه ترسی و نه غمی دارند». یعنی اساساً نه آدم­ های هستند که با گذشته درگیرند و نه دلشوره آینده را دارند، بلکه آدم ­های شادی و قوی هستند. چگونه نعمت تبدیل به غصه می­ شود ترس و بیم مان به برکت و لطف خدا خود نیز عاملی برای غصه و نکبت است. نعمت مثل چربی قند و نمک در بدن می­ ماند که اگر بیشتر از حد استفاده شود، بدن را نابود می ­کند و باید برای سلامتی هزینه دوباره کرد. کسی که اهل صدقه نیست، تجمع نعمت در وجود او غصه ­ساز و اضطراب آور خواهد بود. لذا بیشترین آمار خودکشی ­ها در دو گروه تحصیل­ کرده و مرفهین جامعه دیده می­ شود. پس اینکه گفته می­ شود صدقه برطرف کننده همّ و غم انسان است؛ چون نقش مهمی در شادی و آرامش انسان دارد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5667
زمان انتشار: 5 اکتبر 2016
| |
«منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است

خانواده آسمانی، 447، 95/7/08

«منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است

رعایت انصاف در حق خود و مردم، به این است که چیزى را براى خودت نخواهى، مگر اینکه همانندش را براى دیگران بخواهى. این سخت ترین عمل دنیاست.

انصاف در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) انصاف امری فطری در وجود آدمی است که حتی کودکان هم به راحتی آن را درک می کنند. «انصاف» صفت برجسته و زیبای مؤمن است. او با کسی که به او بدی و ظلم کرده، منصفانه رفتار می­ کند. یعنی ظلم دیگران باعث نمی ­شود که عدالت را زیر پا بگذارد. حضرت امیر علی (علیه ­السلام) فرمودند: «أعدَلُ النّاسِ مَن أنصَفَ مَن ظَلَمَهُ؛ عادل­ترین مردم کسی است که وقتی به او ظلم می شود، با انصاف رفتار کند». دلیل این که حضرت عادل ترین مردم را این گونه تعریف کرده، این است که انسان در حالت عادی می ­تواند عدالت را رعایت کند، هر چند یک کمال است، اما زمانی که مورد ظلم واقع شود، سخت است که بتواند خودش را کنترل کند و عدالت را رعایت کند. بنابراین، باید بدانیم که دیگران الگوی رفتاری ما نیستند، بلکه دستورات خداوند باید ملاک عمل و الگوی رفتار ما باشد. در فرمایش دیگری از حضرت آمده: «إنَّ أفضَلَ الإِیمانِ إنصافُ الرَّجُلِ مِن نَفسِهِ؛ بالاترین ایمان این است که شخص از ناحیه خودش دادخواهی کند». یعنی حق دیگران را اول از خودش بگیرد. این  اصطلاح در فارسی به «وجدان» تعبیر شده است. وجدان یعنی «یافتن» و این مسئله ربطی به دین و اعتقاد شخص ندارد. وجدان یعنی شخص اهل یقه گیری از خودش باشد، یعنی مردانگی، جوانمردی و آگاهی درونی در وجودش باشد، خودش را قضاوت کند و انصاف درونی داشته باشد که این کلید ارتقاء، رشد معنوی و آرامش روانی انسان است. در فرمایش دیگری، حضرت فرمودند: «إنَّ مِن فَضلِ الرّجُلِ أن یُنصِفَ مِن نَفسِهِ، و یُحسِنَ إلى مَن أساءَ إلَیهِ؛ از فضیلت مرد است كه از خود انصاف به خرج دهد و به كسى كه به او بدى كرده است خوبى كند.» در انصاف بهتر است انسان محاکمه کننده خودش باشد و بگوید چکار می­ کنم و باید چه کاری انجام دهم». این محاکمه در برخورد با دیگران، اعم از پدر و مادر، دوست، اطرافیان و مهمتر از همه امام عصر (عج الله تعالی) که حق ویژه به گردن ما دارد، باید صورت ­گیرد. سؤالاتی که باید از خود بپرسیم: آیا ما با امام زمان (علیه ­السلام) منصفانه رفتار می­ کنیم؟ آیا ظلمی از ناحیه ما به ایشان نمی ­رسد؟ آیا حقی توسط ما از حضرت خورده یا ضایع نشده است؟ مثل خمس دادن. چون امام زمان (علیه­ السلام) در فرمایش گهربارشان فرمودند: «خدا لعنت کند کسی که سهم ما در دست او بماند». لعن در لغت به معنای "دور باد" است و در اصطلاح دینی انسان ملعون از رحمت و فیض الهی دور می شود. وقتی قطب عالم کسی را لعنت کند، زندگی طبیعی نخواهد داشت و دچار مشکلات روحی، معنوی، مالی و بیماری بسیاری خواهد شد. پس خمس، سهم امام و سادات است و کسی حق تصرف در آن ندارد که در صورت عدم پرداخت آن ظلم زیادی به سادات و امام می­ کند. انصاف باعث می شود انسان از پل صراط که در جهنم قرار دارد و برای ورود به بهشت است، سقوط نکند و به راحتی بگذرد. پس در هیجانات زندگی، تصمیمات نادرست نگیرید. در حالت عصبانیت حرفی نزنید و در قضاوت نسبت به دیگران اول خود را جای دیگران بگذارید. گاهی ممکن است نسبت به کسانی تنفر پیدا کنیم، اما اگر خود را در موقعیت آن­ها قرار دهیم، ما هم همان عمل و رفتار را انجام می دهیم. پس وقتی دیگران را سرزنش و مذمت می کنیم، یقین داشته باشیم سر خودتان هم می ­آید. چرا انسان با رعایت انصاف به آرامش می­ رسد «انصاف»، انسان را متعادل و آرام می­ کند. خانواده امانتی دست ما هستند. پس همان گونه که دوست داریم با خویشان ما درست رفتار شود، ما هم نسبت به دیگران این گونه رفتار کنیم. قیامت، صحنه وحشتناکی است و کسی جز خدا نمی ­داند حقایق آن چیست. اما این خود ما هستیم که تعیین می کنیم که در قیامت دوست داریم چه کسانی نزد ما باشند و با آن­ها آرامش داشته باشیم. یکی از چیزهایی که می ­تواند در حرکت به سمت انسانیت و تولد سالم در آخرت به انسان سرعت و قدرت بدهد و جهنم وجود انسان را خاموش کند؛ تمرین و تمرکز است که اگر کسی به او بدی کرد، با بدی جبران نکند و تمرین کند که شبیه معصوم و الله شود. چه کسانی به خدا شبیه ­اند؟ کسانی به خدا شبیه هستند که سبقت بیشتری از دیگران داشته باشند و لازمه ی این خصلت، خوبی نسبت به کسی است که به انسان بدی کرده و او هم با بدی جواب نداده باشد. ما باید با الله قرابت شخصیتی داشته باشیم. سرمایه هر انسانی در شباهت به حق تعالی این است که ما در عمرمان چقدر به آدم هایی که به ما بدی کرده ­اند، خوبی کرده ایم! یا چقدر اهل تغافل و بخشیدن و ندید گرفتن بوده ­ایم و چقدر کینه­ ها را برطرف کرده ­ایم.

صوت

1 - «منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5665
زمان انتشار: 3 اکتبر 2016
| | | | | |
(8)ائمه معصومین (علیهم السلام)، گوهرهای فوق عرشی هستند

شرح جامعه کبیره؛ جلسه هشتم، 95/07/08

(8)ائمه معصومین (علیهم السلام)، گوهرهای فوق عرشی هستند

یکی از ویژگی­های فرهنگ تشیع، توجه به آستان مقدس معصومین(علیهم السلام) و زیارت آن هاست. این زیارات یک سلسله آثاری دارد که از جمله آنها ملاقات خداوند در فوق عرش است.

 

یکی از مهمترین عبادات در مکتب اهل بیت عصمت، «زیارت» است، که در روایت امام موسی کاظم (علیه السلام) در باب زیارت امام رضا (علیه السلام) است که ثوابش به اندازه ۷۰ هزار حج دانسته شده و هر قدم در راه زیارت معصومین علیهم السلام مساوی با یک حج عمره شمرده شده است. در زیارت امامان معصوم (علیه السلام) و امامزادگان به دو نکته باید توجه کرد: اول اینکه با باور به ثواب زیارت، به ملاقات برویم. و دوم اینکه بدانیم این همه ثوابی که ذکر شده، در بالا رفتن کیفیت زیارت زائر مؤثر خواهد بود و درک این امر، انسان را برای زیارت با معرفت و دریافت پاداش های الهی آماده می کند. حضرت رضا ع به یکی از اصحابش فرمود: «تو می دانی که هر کس به قبر من بیاید چه ثوابی دارد؟ شخص عرض کرد: خیر. حضرت در ادامه فرمودند: خداوند به او معادل هزار حج ثواب می دهد». یکی از مسائل مهمی که در روایت به آن اشاره می شود، ارقام و اعدادی است که برای ثواب زیارت بیان شده است. این اعداد در اصل به مراتب زائرین برمی گردد؛ یعنی بسته به میزان معرفت و سنخیت زائر با امام حاضر، می تواند از زیارت بهره ببرد. پس ما با معرفتی که در زیارت داریم، می توانیم از آنان قدرت بگیریم. کسی که توجهی به مناسک عبادی مثل زیارت رفتن معصوم یا امام زادگان، پیاده روی اربعین و ... ندارد و برایش بی معنی است، اینها ناشی از عدم معرفت او نسبت به معصوم (علیه السلام) است. پس کسی که می خواهد زیارتش قدرت داشته باشد، باید فهمش را بالا ببرد  تا بفهمد به ملاقات چه کسی می رود و در این ملاقات قرار است چه اتفاقاتی بیفتد. مثلا یک زیارت می تواند تمام گذشته انسان را جبران کند و همچنین می تواند چندین برابر عمرش او را ارتقا معنوی بدهد. زیارت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیه السلام)، همان ملاقات خدا در فوق عرش است هرکس یکی از امامان را زیارت کند انگار که پیامبر اکرم را زیارت کرده و هرکس پیامبر را زیارت کند، انگار خداوند متعال را در فوق عرش ملاقات کرده است. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «قال زید الشحام: ما لِمَنْ زارَ رَسُولَ‌اللّهِ صلى الله علیه و آله؟ قالَ: «كَمَنْ زارَ اللَّه عَزَّ وَجَلَّ فوق عَرْشِهِ‌» قالَ: قُلْتُ: فَما لِمَنْ زارَ احَداً مِنْكُمْ؟ قالَ: «كَمَنْ زارَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله» زید شحام سوال می­کند: کسی که به زیارت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) برود به چی می رسد؟ حضرت می فرمایند: مثل این است که خدا را در فوق عرش زیارت کرده. پرسید: اگر یکی از شما اهل بیت را زیارت کند چی نصیبش می شود؟ حضرت فرمود: مثل این است که پیغمبر را زیارت کرده است.». مراد از عرش چیست؟ اگر تمام آسمان ها و زمین را جمع کنیم، در کرسی هستند «وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض» این کرسی جزء کوچکی از عرش خداست؛ مثل قطره ای در اقیانوس. کسی که اهل بیت (علیه السلام) را زیارت کند، مثل این است که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کرده است و کسی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را زیارت کند مثل این است که خدا را در فوق عرش ملاقات کرده است، به این مقام میگویند: مقام «فوق عرشی معصوم». اگر کسی ائمه را زیارت کند، به مقام فوق عرشی طبق روایت امام صادق (علیه السلام) رفته است که مظهر الهی هستند و آیه ای بالاتر از اینها وجود ندارد. پس خداوند ظهوری بالاتر از آن­ها ندارد. از آنجا که خداوند مقام فوق عقل را به انسان داده است، او می تواند مقام ائمه را بخواهد. پس اگر کسی به زیارت برود، می تواند به مقام اهل بیت (علیهم السلام) برسد. ثواب زیارت از زبان فیض کاشانی مرحوم فیض کاشانی سه دلیل بر اینکه چرا این همه ثواب برای زیارت معصوم (علیه السلام) نقل شده است، بیان می کند: دلیل اول؛ در عباداتی مانند جهاد، نماز، روزه، حج و... دشمنان اهل بیت هم شرکت می­کنند. برخی از کسانی که امام حسین (علیه السلام) را کشتند 50 بار حج رفته بودند. قاتلین ائمه معصومین (علیهم السلام) هیچ کدام بی دین نبودند. لذا این عبادت ها را دشمنان خدا و اهل بیت هم انجام می دهند، اما «زیارت» مخصوص کسانی است که معتقد به وجود متخصص معصوم (امام) هستند و ارادت و عشق به آن­ها دارند و دشمنان انجام نمی دهند. پس زیارت خاص است و کار هر کسی نیست. برای رسیدن به هدف خلقت باید به متخصص معصوم رجوع کرد. همان­طور که برای هر مسئله ای به متخصص و کارشناس مربوط رجوع می کنیم. اگر در سبک زندگی، غیر متخصص را انتخاب کردید، دیگر با امام محشور نخواهید شد و به آن­ها نخواهی رسید. پس اگر به زیارت می رویم، یعنی فقط آن­ها را قبول داریم، چون امام و الگوی ما هستند و (فمعکم معکم لامع غیرکم) و شادی و آرامش هم بدست آن­ها و در کنار آنها خواهد بود. دوم اینکه؛ انسان در زیارت به ملاقات شخص زنده می­رود؛ چون مرده کاری از دستش برنمی آید. همان­طور که شفای بسیاری از مریض ها دیده شده است. پس کسی که به زیارتش می رویم زنده است؛ او ما را می بیند و صدای ما را می­شنود. سوم؛ زیارت صله ی رحم و شاد کردن ائمه معصومین (علیهم السلام) است. چون آنها پدران ما هستند و در این صله اتفاقاتی می افتد و آثاری بدنبال خواهد داشت که آن را در جای دیگر پیدا نخواهیم کرد.

صوت

1 - (8)ائمه معصومین (علیهم السلام)، گوهرهای فوق عرشی هستند

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5664
زمان انتشار: 3 اکتبر 2016
| |
(16) «مدارا و نرمی» كليد موفقيت و گشاينده آرامش و شادی است

بحث شادی (16)، 95/5/30؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(16) «مدارا و نرمی» كليد موفقيت و گشاينده آرامش و شادی است

رفق و مدارا نصف زندگی است که با نرمی به دست می ­آید. کسی که روح مدارا ندارد، انسان سرسختی است که تحمل مخالفت ندارد، زودرنج ، حساس و عصبی است. لذا نمی­ تواند به همه ابعاد شادی و آرامش برسد.

ادبیات فارسی برای خیلی از کلمات عربی معادلی ندارد؛ مثلاً برای کلمه عشق و مهرورزی نزدیک به 60 واژه وجود دارد. کسی که کار زشتی می­ کند، می توانیم به حرمت رفاقت آن اشتباه را ندید بگیریم و بگذریم. ما باید چیزهای که اول ارزش جرقه زدن را داشته باشد، بشناسیم. ما کجا می توانیم رو در رو با دوست خود مخالفت کنیم هر چند که او ناراحت شود؟ علت این که والدین از وضعیت فرزندان­شان شکایت می­ کنند، این است که نمی­ دانند با آن­ها چه کار کنند. چرا اکثر ازدواج ­ها به شکست منجر می ­شود؟ چرا رابطه زوجین به تنفر کشیده می ­شود؟ چرا زوجین نمی­ توانند مانع اختلافات و انزجارشان شوند؟ چون رفق و مدارا ندارند، تغافل ندارند، مهارت ­های زندگی را یاد نگرفته اند. برای همین زود از هم خسته می­ شوند. درحالی که با روح مدارا بسیاری از مصائب حل می­ شود. با روحیه رفق و مدارا  قیمت­ یکدیگر را بشناسیم. باید بدانیم که در کجا، چگونه رفتار کنیم. در غیر این صورت، نه از دنیا خیر می ­بینیم و نه از آخرت. در این خصوص، امام علی (علیه السلام) می ­فرمایند: «مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِالدُّنْیَا فَقَدْ خَسِرَ= کسی که آخرت را به دنیا بفروشد، خسارت می بیند». یعنی آنجائی که از قید خود حقیقی و خود ابدی­مان می­ گذریم و فقط منفعت و سود دنیائی­مان را درنظر می­ گیریم، ضربه خواهیم خورد. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «لایُستَعانُ على الدهرِ إلاّ بالعَقلِ= در برابر روزگار، جز از خرد نمی­ توان كمك گرفت». عقل از «عقال» گرفته شده است؛ یعنی "ترمز" که اجازه نمی­ دهد بی­م هابا تصمیمی بگیرم و غیر از هوش است. عقل برای این است که من چگونه تصمیم بگیرم، ولی هوش این­گونه نیست. حضرت امیر (علیه السلام) می فرمایند: برای دوام حوادث روزگار از عقل باید استفاده کرد. آدمی که نرمی ندارد، زودرنج و حساس است، غصه­ هایش بیشتر است. هر چقدر تندی، عصبانیت، خشونت و سرزنش کردنش بیشتر باشد، بیشتر ضرر می بیند و اولین کسی که در چنبره غم می­ افتد، خودش است. کجا مدارا و سازش کنیم جایی که لازم است با مدارا برخورد شود، رابطه ی والدین با کودکان است. مخصوصا در اذیت و آزارهای کودکان زیر 7 سال. اما در دو جا باید مراقب بود و جلوی آن­ها را گرفت: خطر جانی و پایمال شدن حق دیگران. در  بعضی جاها ضرورت دارد که با مدارا برخورد نشود و اجبار لازم است. مثلا در رفتن کودک به مدرسه که اگر این اجبار نباشد، برخی فرزندان غیر ممکن است به مدرسه بروند. در روابط زناشویی نیز، باید اصل را بر مدارا گذاشت، اما در جاهایی خط قرمز­هایی وجود دارد که نباید مدارا کرد. بنابراین باید جای اجبار و مدارا را شناخت. گاهی مدارا احمقانه است؛ مثلاً در انتخاب همسر که باید حواسمان باشد تا با آگاهی و شناخت صورت بگیرد. در مواجهه با مردی که مشکل اخلاقی دارد، مثل اعتیاد، بدبینی و سخت گیری و خساست، نباید با مدارا و سازش به سمت ازدواج پیش رفت. پس به این مسئله توجه کنیم که کجا باید مدارا کرد و کجا نباید سازش داشت. راز سلامت زندگی در نرمی است رمز شادی، «نرمی» است. در روایت شخص مؤمن را به خاطر روحیه انعطاف ­پذیری به بوته ی نرمی تعبیر کردند. پس نرمی اصل مهمی است. گاهی عصبانیت و خشم یک پادشاه، باعث بروز جنگ ­های طولانی شده است، اما بسیاری از فجایع تاریخی می توانست با نرم خوئی اتفاقی نیفتد. قرآن کریم رمز پیروزی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را چنین معرفی می­ کند: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ و َلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ = پس به [بركت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سخت دل بودى قطعا از پیرامون تو پراكنده مى ‏شدند». (سوره آل عمران/آیه 159) یعنی بخاطر رحمتی که همان نرمخوئی است و از طرف خدا به پیامبر اکرم داده شد، توانست این همه عاشق در دنیا داشته باشد. پس نرمی باعث نزول رحمت الهی می ­شود و آراسته شدن به صفت رحیم و رحمان برای انسان نرمی می­ آورد. گاهی لازم است کوتاه بیایی، گاهی هم  نمی ­توان بخشید، اما می ­توان با نرمی و مهربانی که نیمی از زندگی است، فرصت جبران داد و عبور کرد. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «سَلَامَةُ الْعَیْشِ فِی الْمُدَارَاةِ = سلامت زندگی در مداراست». یعنی سلامت زندگی به ملایمت و نرمی افراد بستگی دارد. سلامت در ابعاد مختلف اعم از جسمی، روانی، عقلانی، معنوی و آخرتی وجود دارد. زندگی سالم به این معناست که از همه آفت­ ها و بدی­ ها در امان بماند.  مدارا تنفرها را به عشق تبدیل می ­کند. تاریکی­ ها را به روشنی تبدیل می­ کند. کینه ها را به محبت تبدیل می ­کند. مدارا معجزه می­ کند.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5643
زمان انتشار: 27 سپتامبر 2016
| | | | | |
 (7) تمرکز در زیارت موجب افزایش آثار خوب آن مثل شفاعت و مغفرت می شود

شرح جامعه کبیره؛ جلسه هفتم، 95/07/01

(7) تمرکز در زیارت موجب افزایش آثار خوب آن مثل شفاعت و مغفرت می شود

در آداب زیارت، مهم‌ترین مسئله «تمرکز» است که هر چقدر این تمرکز بالاتر باشد، ارزش زیارت و ملاقات افزایش پیدا می‌کند و کیفیت را بالا می برد تا جائی­که زائر می­تواند به مقام شفاعت و مغفرت برسد. این آثار شگفت انگیز برای آن است که زیارت و ملاقات، یک امر حقیقی است، نه اعتباری.

گاهی انسان دسترسی به معشوق ندارد، برای همین، با علائم و آثار او عشق بازی می کند. اما در زیارت این گونه نیست؛ چون در زیارت به ملاقات یک شخص زنده می رویم. پس به حضور امام معصوم حاضر می شویم. او ما را می بیند و کلام ما را می شنود و حتی جواب سلام ما را می دهد و این شهادت است که امر حقیقی است که با ائمه معصومین و اولیای الهی حاضر و ناظر هستند. خواص زیارت اهل بیت و خاندانش از زبان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: «یا عَلِیُ، مَن زارَنِی فِی حَیاتِی أَو بَعدَ مَوتِی، أَو زارَكَ فِی حَیاتِكَ أَو بَعدَ مَوتِكَ، أَو زارَ ابنَیكَ فِی حَیاتِهِما أَو بَعدَ مَوتِهِما، ضَمِنتُ لَهُ یَومَ القِیامَةِ أَن أُخَلِّصَهُ مِن أَهوالِها وَ شَدائِدِها حَتَّى أُصَیِّرَهُ مَعِی فِی دَرَجَتِی=  اى على! هر كه مرا در زندگى ام یا پس از مرگم زیارت كند، یا تو را در زندگى ات یا پس از مرگت زیارت كند؛ یا دو پسرت را در زمان حیاتشان یا پس از مرگشان زیارت كند، برایش ضمانت مى­كنم كه او را از هراس ها و سختى­هاى روز قیامت نجات دهم و با خودم هم درجه اش گردانم.» با زیارت اهل بیت و فرزندانشان (علیهم السلام) ضمانت پیامبر در دو جا نصیب انسان می شود: نجات در شدائد و سختی­های قیامت هم درجه بودن با شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) نکته اول: با توجه به فرمایش پیامبر، مرگ و حیات برای آنها یکی است. این طور نیست که فقط در زمان حیات شان برای ما کار انجام دهند؛ بلکه به خاطر اشتداد روحی آنها و افزایش قدرت روحی شان بعد از تولد به برزخ،اقدامات خیرشان  بیشتر می شود. مثل جنینی که در رحم مادر ضعیف است، اما وقتی به دنیا می آید، خیلی قدرت پیدا می کند. کسی که وارد عالم برزخی می شود که بی نهایت بزرگتر و قوی تر از اینجاست، اشتداد روحی پیدا می کند. به ویژه اگر مؤمن باشد. پس معصومین (علیهم السلام) هم هر کاری از دنیا از دستش بر می آمده، در عالم برزخ توانایی شان بیشتر می شود. سند این حرف، شفای خیلی از بیمارانی است که در حرم امام رضا (علیه السلام) دیده و ثبت شده است. شما وقتی به زیارت معصوم می روید، بدانید که قدرت معصومان مرگ و زندگی ندارند؛ آنها  همه جا قدرت دارند. چون روح مطهر آنهاست که همه جا هستند. پس آن آثار شگفت انگیز را دارد. چنان که قرآن کریم می فرماید: « أَحْیَاءٌ عِنْدَكَ یُرْزَقُونَ= شهدا زنده هستند و نزد تو روزی می خورند. این ملاقات اثر سازنده دارد، حتی عتبه بوسی و بوسیدن درگاه حرم هم که نشانه ی ارادت ماست، می تواند سلوکی برای انسان حاصل کند تا انسان بتواند هم درجه پیامبر باشد. نکته: عبادت های دیگری به اندازه زیارت توان سازندگی ندارد و نورانیتی برای انسان ایجاد می کند. کیفیت زیارت به تمرکز است همه تاثیرات سازندگی زیارت، به این است که با چه کیفیتی زیارت شود. «تمرکز» مساله ی بسیار مهمی است که زائر قبل از تشرف باید به آن توجه داشته باشد؛زیرا همین تمرکز است که کیفیت زیارت را بالا می برد. زیارت، ملاقات و دیداری است که همراه با ارتباط فکری، روحی و قلبی است. برای برقراری آن، نیاز به «تمرکز» است و هر چقدر این تمرکز بالاتر باشد، ارزش زیارت و ملاقات افزایش پیدا می‌کند. همان طور که برای به دست آوردن کمالاتی مثل رانندگی باید تمرین کرد و تمرکز گرفت. برای زیارت و ارتباط با غیب هم باید تمرکز گرفت. بهترین ابزار تمرکز، قوه خیال است. باید با خیال پرواز کنیم. چون قوة خیال، قوه ای قوی است که می تواند انسان را تا غیب و برزخ ببرد. به جای این که درگیری ذهنی و منفی با دیگران در خیال مان داشته باشیم، سعی کنیم با خیال به عالم غیب و برزخ برویم. با خودسازی، زیارت هایمان را با کیفیت کنیم مشغله ها و درگیرهای ذهنی، مانع تمرکز شده و باعث از دست رفتن فرصت ها می شوند. علت اصلی این مشغله ها، غیبت حضور از خودمان است. چنانچه فیض کاشانی می گوید: گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است پس علت این که یک زیارت می تواند انسان را از همه شدائد و سختی ها نجات دهد، کیفیت آن است، یعنی بفهمیم که به کجا می رویم. اما برای داشتن چنین زیارت با کیفیتی نیاز به خودسازی است. خودسازی یعنی فرد برای خودش موضوعیت داشته باشد، اما چون انسان خودسازی ندارد و غافل از خودش است، درگیر مشغله های دنیایی می شود و از راه های مختلف وقتش را پر می کند. مثل گشتن در شبکه های اجتماعی و فضای های مجازی برای پر کردن اوقات زندگی اش. اما اگر کسی با خودش کار داشت آن وقت همه رفتارهایش رنگ آخرتی و نورانی پیدا می کند، اما صد حیف که ما حوصله ارتباط با غیب و خانواده آسمانی مان را نداریم. امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ زَارَ قَبْرَ وَلَدِی عَلِیٍّ كَانَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَبْعُونَ حِجَّةً مَبْرُورَةً قُلْتُ سَبْعُونَ حِجَّةً مَبْرُورَةً قَالَ نَعَمْ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ حِجَّةٍ قَالَ فَقَالَ رُبَّ حِجَّةٍ لَا تُقْبَلُ مَنْ زَارَهُ= هر کس قبر فرزندم علی (امام رضا) را زیارت کند، پیش خدا مثل این است که ۷۰ حج مقبول داشته است. گفت: ۷۰ تا؟ حضرت فرمود: ۷۰ هزار حج. بله. ولی بسیاری از حج­ها قبول نمی شود». زیارت مخصوص مومنین و دلدادگان است. اینجاست که فرق زیارت با سایر عبادات مشخص می شود. انسان ها در دو حزب قرار می گیرند: خدا یا شیطان. اول باید حزب مان را مشخص کنیم که آیا در حزب خدا و در چادر امام زمان (علیه السلام) هستیم یا حزب طاغوتیان و شیطان. بیرون از چادر حضرت. خیلی ها هستند بیرون از چادر حضرت هستند ولی نماز هم می­خوانند. مثل کسانی که در رویارویی با سیدالشهداء که اهل نماز و اهل قرآن بودند ولی حضرت را به شهادت رساندند. اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) باید مشخص بشود. در کشور ما هستند کسانی که ادعای روحانیت و مرجعیت می­کنند ولی اسلام آمریکایی دارند. عبادت های این گونه افراد سبب دوری و ظلمت آنها می شود. فقط یک جا انسان می تواند، خودشیفتگی و تندی­های نفسش را مهار کند و آن درجائی است که ما در رحم اهل بیت و چادر امام زمان (علیهم السلام) قرار بگیریم. در اینجاست همه عبادت ها اثرگذار و سازنده خواهند بود. بنابراین، زیارت مخصوص کسانی می شود که دلدادگی های خوبی دارند و خیلی معنا پیدا می کند که کسی به قصد زیارت مسافت زیادی را طی می کند.

صوت

1 - (7) تمرکز در زیارت موجب افزایش آثار خوب آن مثل شفاعت و مغفرت می شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5632
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2016
| |
انصاف تابلوی ایمان است

خانواده آسمانی، 446، 95/7/01

انصاف تابلوی ایمان است

«انصاف» از زیباترین خصلت‌های اخلاقی و از ویژگی‌های اهل ایمان است و از زیر شاخه های قسط و عدالت است، یعنی خود را نسبت به ديگران صاحب امتياز ندانستن، به خود نسبت به ديگران ويژگی خاص ندادن و سلوکی چون ديگر مردم در پيش گرفتن.

از دیگر وظائف اعضای خانواده آسمانی نسبت به یکدیگر، رعایت انصاف است که دارای انواع و اقسام متعددی است از جمله: انصاف در سخن، انصاف در عمل، انصاف در قضاوت و ...که رعایت آن بسیار سخت و دشوار است. حال برای مزین شدن به این صفت چه باید کرد؟ و در کدام مسیر باید حرکت نمود تا بتوان به سلامت، به اوج انسانیت رسید؟ در قدم نخست، اگر کسی بخواهد موفق به رعایت «انصاف» شود، باید از هر چیزی که خدا متنفر است، دوری کند و هر چیزی را که خدا دوست دارد، دوست داشته باشد؛ یعنی ملاک حب و بغض هایش را الهی کند تا با رضایت الله و خانواده آسمانی اش به "اخلاص" برسد. ما برای ولی خدا شدن، نیازی به چله نشینی و ریاضیت کشیدن نداریم، بلکه با یک شوهرداری و زن داری شرعی و رفتار صحیح با پدر و مادر یا فرزندان، می توان از اولیا الهی شد. پس هر کس در مختصات شخصی خودش درست رفتار کند، هم درجه ی انبیا و معصومین (علیهم السلام) می شود. خداوند متعال در آیه 162 سوره انعام در " اهمیت اخلاص" فرموده: « قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ= بگو به درستی که نماز و عبادت و زندگی و مرگ من برای پروردگار جهانیان است». پس کسی که ملاک های حب و بغض هایش را با خدا تنظیم می کند، می تواند فرد منصفی باشد. انصاف یا ایثار کدام بهتر است انصاف آن است که اگـر آدمـى بـا كـسى نزاع مى كند، و خود مقصر است، اعتراف به تقصیر كند و از طرفش عـذرخواهى نماید، اگر حق كسى را خورده یا ضایع کرده، اعتراف كند و حق را برگرداند، اگر قضاوت بى جایى كرده، جبران نماید و معذرت خواهى كند و اگر همسرش حق مى گوید، بپذیرد. از این رو با رعایت انصاف، خیلی از بدی ها برطرف می شود. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «عامِلْ سائرَ النّاسِ بالإنصافِ وَ عامِلِ المؤمنینَ بِالإیثار= با دیگر مردمان به انصاف رفتار كن و با مؤمنان به ایثار». با مردم منصفانه رفتار کنیم، حتی اگر دشمن ما باشد؛ ولی با مؤمنین با ایثار رفتار باید کرد. چون ایثار در روایت تعبیر به "تاج المکارم" شده؛ یعنی زیبائی و تاج یک انسان که روی سر او قرار می گیرد، «ایثار» است. یعنی ترجیح دیگران بر خود، یعنی در روابط صحبت از من و تو نیست، بلکه نوعی فداکاری کردن برای همدیگر است که در این صورت، انسان را به سرعت متخلق به اخلاقی الهی می کند و از جهنم دنیا خارج می کند و به عالم ملکوت می رساند. پس انصاف داشتن، کار راحتی نیست؛ چون باید «خود» طبیعی مان را حذف کنیم. برای نزدیک شدن به الله، ممکن است صدها صفت خوب داشته باشیم، ولی اگر بخواهیم برای اوج گرفتن، از بین  هزاران صفت الهی، گل سرسبدش را انتخاب کنیم، صفت «انصاف» از همه بهتر است. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «العَدلُ الإنصافُ= عدل همان انصاف است». از این سخن امیرمومنان علی(علیه السلام) نکته ای دیگر به دست می آید و آن این مطلب است که انصاف به یک معنا از زیرشاخه های عدالت است که اهمیت موضوع را نشان می دهد. اخلاق مومن در کلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشانه مؤمن «انصاف» است. انصاف با همگان و عموم مردم، ویژگی بارز اهل ایمان است. حضرت امیر علی (علیه السلام) انصاف را از اخلاق مؤمن بر می شمارد و می فرماید: «المؤمِنُ یُنصِفُ مَن لا یُنصِفُهُ= مؤمن با كسى كـه نسبت به او انصاف به خرج نمى دهد، با انصاف عمل مى­ كند». چون ملاک مومن الله است؛ پس در عملکردش فقط با نگاه الهی رفتار می کند؛ حتی کینه به دل نمی گیرد؛ چشم و هم چشمی با کسی ندارد؛ چون فقط با خدا معامله می کند. این ویژگی پایه های عظیم و اساسی در عرفان اسلامی و ترقی سیر و سلوک ماست. اگر کسی این صفت را ملکه خودش قرار ندهد به حب و بغضی های نفسانی می افتد و در جهنم دنیا سقوط می کند.  

صوت

1 - انصاف تابلوی ایمان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5631
زمان انتشار: 26 سپتامبر 2016
| |
(15) اصل مدارا و سازگاری در روابط خانوادگی از عوامل شادی آور است

بحث شادی (15)، 95/5/30؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(15) اصل مدارا و سازگاری در روابط خانوادگی از عوامل شادی آور است

از دیگر عوامل شادی آور، «روحیه سازگاری و مدارا با دیگران» است که بحث فوق العاده مهم و کلیدی است؛ چون بعنوان یک اصل در زندگی محسوب می شود و انواع متعددی دارد. از جمله: سازگاری با محیط، در خانواده، در محل کار، سازگاری با رشته تحصیلی و مهم تر از همه، سازگاری با خویشتن.

 

«سازگاری» یکی از بهترین گل واژه های زندگی بوده و پیش نیاز آن صبر است. سازگاری یعنی کنار آمدن با نقاط ضعف شخصی که می خواهیم کمترین مشکل را با او داشته باشیم و زندگی آرامی را باهم سپری کنیم. «نبود رفق و سازگاری بین زوجین» از مهمترین عوامل افزایش آمار تکان دهنده طلاق در کشور است. گفته شده که از هر 5 ازدواج  4 ازدواج به طلاق می رسد.  نبود سازگاری منجر به پیشمانی از ازدواج و "قطع رابطه"ها می شود. اکثر کسانی که طلاق می گیرند، اظهار پیشمانی می کنند که چرا جدا شدند. آنها حاضرند دوباره برگردند و زندگی را از سر بگیرند، بویژه خانم ها که اکثرا درخواست طلاق ها از جانب آنهاست. مهمترین مشکل آدمیان برای عدم دسترسی به شادی، کنار نیامدن با خود و درگیری با درون است. یک سره چیزی از درون، او را ناآرام می کند و نمی تواند شاد باشد. حتی در خواب هم با خودش درگیر است. پس مهمترین راهکار،  این است که انسان ابتدا بتواند با خودش کنار بیاید. شیطان از درون به فرد حمله می کند و همچنین بیشتر آسیب هایی که از بیرون می بیند، بخاطر این است که ساختار درونی خودش ضعیف شده است و نتوانسته با خودش کنار بیاید. برای همین درگیر اموری مثل سحر و جادو، مریضی، و.. می شود. اما اگر کسی بتواند نظام درونی خودش را تقویت و قوی بکند، اصلا مسائل بیرونی آزاردهنده نیستند. منظور از مدارا این است که با اشتباه دیگران کنار بیاییم. مثلاً پدر و مادر رفتار خاصی دارد و فرزند نمی تواند آنها را تغییر دهد یا اصلاح کند؛ در اینجا شایسته است که فرزند با آنها کنار بیاید و اگر نتواند کنار بیاید نشانه ضعف در درونی اوست و  آسیب های بیرونی و گناهان زودتر او را تحت تأثیر قرار می­دهند. پس مدارا کردن عامل مهمی در آرامش و خوشی در زندگی است. هیچ کمال و خوبی بدون مدارا و سازگاری حاصل نمی شود البته این نکته را هرگز نباید فراموش کرد که مدارا و سازگاری با یک مشکل، هرگز به معنای تنبلی و کوتاهی در رفع آن نیست. از آنجائی که طبع انسان، تنبل و تن پرور است و عاشق راحتی بی نهایت است. برای همین، بعضی آن را در دنیا جستجو می کنند درحالی که این راحتی را باید در نظام ابدی و آخرت به دست آورد. نکته: نفس انسان زیر بار تکلیف و مسئولیت نمی رود. اگر سواد، هنر و حرفه ای داریم، همه بخاطر تحمل، سازگاری و مدارا با شرایط است که به این کمال رسیده ایم. وقتی کسی واجبات را انجام نمی دهد و مرتکب معصیت و گناه می شود، نفسش آمادگی ورود به بهشت را پیدا نمی کند. مثل جنینی که در رحم مادر است. او باید در رحم، متناسب با دنیا تربیت شود و تجهیزات مورد نیاز برای زندگی دنیا را با خودش بیاورد. بهشت هم فضایی است که شرایط خاص خودش را دارد و ملزومات آن را باید در دنیا کسب کرد؛ چون بی‌نهایت از دنیا پیشرفته تر، کامل تر و زیباتر است. برای همین است که  شرایطش سخت تر است. پس هر کمالی از زحمت، صبر، حوصله و مدارا به دست می آید و کسی که صبر ندارد به هیچ کمالی نمی رسد. سازگاری نیمی از راه زندگی است یکی از مهارت های عالی و دشوار موفّقیّت در زندگی، روش مدارا و سازگاری با دیگران و به ویژه اطرافیان است.  اهمیت سازگاری و مدارا تا آن جاست که حضرت  نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «الرِّفْقُ نِصْفُ الْعَیْشِ= سازگاری نیمی از زندگی است»، یعنی کسی که می خواهد زندگی کند، باید رفق و سازگاری داشته باشد و نصف دیگر زندگی، تحمل و نصفش تغافل است که این جزء قواعد رفق است. یعنی خیلی از چیزها را نباید بزرگ و جدی گرفت. از آنجائی که هیچ دو انسانی از همه نظر با هم مطابقت ندارند و مشابهت برای هیچ زن و شوهری در همه ی روحیات و ویژگی ها ممکن نیست؛ طبیعی است که میان آن دو، مشکلات و تعارض هایی به وجود می آید. به همین دلیل زن و شوهر باید با به کار گیری اصول و مهارت های مختلف به حل این مشکلات بپردازند. تعدادی از پسر و دختری خدمت حضرت امام (قدس سره) رسیده بودند که ایشان صیغه ی عقدشان را جاری کنند؛ پس از خواندن خطبه، امام فرموده بودند: «بروید و با هم بسازید». قبلا گفته شد که در هر برخوردی انسان یا نور دریافت می کند یا نار؛ کسانی موفق اند که وقتی با مشکلات روبرو می­شوند، با اصل سازگاری بتوانند نور تولید کنند. خدا با قرار دادن آدم ها بر سر راه زندگی ما ؛ فرصت تمرین کردن برای آدم شدن، بهشتی شدن، انسانیت، تمرین صبر و گذشت برای ما فراهم می کند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5600
زمان انتشار: 18 سپتامبر 2016
| |
«انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

خانواده آسمانی، 445، 95/6/18

«انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

انصاف از زيباترين خصلت‌هاى اخلاقى بوده و به معناى رعایت عدالت  و احسان است. انصاف اقسامی دارد: انصاف در خانواده، در روابط دوستان و دیگران، در ستایش یا نکوهش، در اظهار نظر در مورد خواستگار، در رعایت حق اهل بیت (علیهم السلام) و ناسپاسی نکردن و انصاف در سایر امور.

رعایت عدالت و انصاف در مشاجرات خانوادگی پدر و مادرها نباید طرف دختر یا پسر خود را بگیرند و از یکی در مقابل دیگری با بی انصافی دفاع کنند. اگر والدین می بینند هر کدام از عروس یا دامادها حق را می گویند، باید انصاف و عدالت را رعایت کنند و حق را به کسی بدهند که درست می گوید. اگر این مسئله رعایت شود، با این که یکی از طرفین ناراحت می شود، اما در باطن خود می فهمد که عدالت رعایت شده، پس کینه ای به دل نمی‌گیرد و محبتش بیشتر می شود. بنابراین، از جاری کردن عدالت و انصاف نترسید، چون حب و بغض ها به دست خداست. گاهی در جایی که یک زن می خواهد بدی های شوهرش را بگوید، از او یک دیو می سازد یا مرد، چهره دیوی از زن ارائه می دهد. درست نیست که همه تقصیرها را به گردن یک طرف بیندازیم و فرافکنی کنیم. در گفتن بدی ها، متأسفانه ما نسبت به محاسن دیگران کور می شویم و از طرفی شیطان هم کمک می کند که محاسن را نبینیم و فقط زشتی و عیب ها را بازگو کنیم. در حقیقت قوه واهمه و شیطان در منفور کردن افراد در ذهن مان نقش زیادی دارند. یعنی قوه واهمه و شیطان در خراب کردن افراد کمک می کند تا عیبی برای دیگران بسازیم. در حالی که بیشتر اوقات این عیب ساخته ی ذهن خود ما است؛ نه این که واقعاً طرف، این عیب را داشته باشد. مثل این که مردی به زنش بی خودی بدبین است. شیطان آنقدر وسوسه می کند که مرد به باور خودش فکر می کند که زنش به او خیانت کرده است. رفتار با همسرمان باید بالاتر از انصاف باشد انصاف یعنی عدالت؛ اما احسان بالاتر از عدالت است. رفتار ما با همسرمان باید بالاتر از انصاف باشد. علی (علیه السلام) در تفسیر آیه ی «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ ...» فرمود: «العَدلُ الإنصافُ، و الإحسانُ التَّفَضُّلُ= عدل همان انصاف است و احسان همان بخشندگی است». «احسان» به این دلیل از عدالت بالاتر است که رفتاری بیش از حد عدالت است؛ احسان یعنی کرم و بخشندگی. یعنی اگر انسان توانائی داشت، با عدل رفتار کند و اگر توانائی بیشتری داشت، بیش از آنچه وظیفه دارد، عمل کند. قرآن نیز، در این خصوص می فرماید: وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ = فضل را در میان خودتان فراموش نکنید» (بقره ۲۳۷). علت این که خداوند دستور به رعایت احسان که بالاتر از انصاف است می دهد، این است که انسان به سختی می تواند انصاف را رعایت کند و معمولاً از حد عدالت خارج می شود.  به خاطر همین قرآن دستور مهمی برای کیفیت صحبت کردن داده و می فرماید: « وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبیناً= و به بندگانم بگو سخنی که بهتر است بگوئید، چون شیطان می خواهد میان آنان کدورت بیفکند که شیطان برای انسان دشمنی آشکار است» (سوره اسراء/آیه 53) در هر جای قرآن وقتی کلمه «قل» بیاید، یعنی مسئله خیلی مهمی مطرح می شود. خداوند می گوید: «به بندگانم بگو وقتی می خواهید حرف بزنند از بهترین کلمات استفاده کنند، چون شیطان حتما از کلمات منفی سوء استفاده می کند». اکثر طلاق ها، دعواها، جنگ ها و قتل ها بخاطر استخدام کلمات نامناسب بوده است. مثلاً زن در ابراز احساساتش به گونه ای حرف زده که مرد را به نوعی نابود کرده است. بنابر این، باید به نقش شیطان و نفس اماره توجه کنیم. چون نفس بی انصاف است. ما در انتقاد یک نفر باید خوبی ها، عملکردها و نقش او در گذشته و حال توجه داشته باشیم و صرفاً بخاطر یک خطا خوبی های طرف را فراموش نکنیم. ناسپاسی در حقوق اهل بیت (علیهم السلام) موجب بی انصافی و سقوط در جهنم است یکی دیگر از موارد بی ­انصافی، ناسپاسی و کفران نعمت های الهی است. این بی انصافی زمانی است که انسان نسبت به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) شکایت می کند. قطعاً چنین فردی بنده شیطان است. پس کسی که انصاف ندارد، عاقبتش سقوط در جهنم است. چون صراط اکنون بر روی جهنم است و کسی که در رفتار با دیگران ظلم و ستم می کند، به جای عبور از صراط، از آن سقوط می کند. جهنمی شدن او برای این است که در دنیا همیشه سقوط داشته، و نه حرکت بر روی صراط. رعایت حد عدالت در ستایش و نکوهش افراد امیرالمومنین علی (علیه السلام) در مورد سختی رعایت انصاف در ستایش و نکوهش می فرماید: «قَلَّ مَا یُنْصِفُ اللِّسَانُ فِی نَشْرِ قَبِیحٍ أَوْ إِحْسَانٍ = خیلی کم اتفاق می افتد که زبان در تقبیح یا تعریف افراد، انصاف را رعایت کند». یعنی گاهی در ستایش کسی، یا بیش از حد شایستگی کسی از او می گوییم و به اصطلاح او را تا به آسمان بالا می بریم؛ و گاهی در نکوهش کسی از حد بدی فرد تجاوز می کنیم. یک نمونه انصاف وقتی است که ما می خواهیم در مورد کسی که به خواستگاری دختری آمده اظهار نظر کنیم. یکی از موارد جواز غیبت، مشاوره است؛ یعنی وقتی از شما برای ازدواج در مورد کسی پرسیدند ایشان چگونه فردی است؟ ما نباید اگر مشکلی دارد، آن را بازگو نکنیم و حداقل ها را بگوئیم؛ مثلا بگوییم: «او نمی تواند دختر شما را خوشبخت کند» یا «تناسب با دختر شما ندارد».  یعنی حق پنهان کاری نداریم، اما بدی ها و خوبی ها باید به اندازه گفته شود. نه این که یک سره خوبی ها را بیان کنیم. گاهی خواستگار؛ اعتیاد یا بیماری خاص، یا دو شخصیتی و... دارد. باید این موارد به صراحت گفته شود. اما اگر کینه ای شخصی با فرد مورد نظر داریم، در حالی که او هیچ مشکلی ندارد، این بی انصافی است که کینه شخصی را در اظهار نظرمان دخالت دهیم و مانع ازدواج دو نفر شویم. پس انصاف این است که متن واقعیت بیان شود و از حداقل ها شروع شود. چگونه مشکل بی انصافی را درمان کنیم؟ هر چند که برای درمان مشکل بی انصافی راهکارهای زیادی وجود دارد که برخی از آنها در طی همین بحث ها مطرح شده، اما جذر گرفتن از بدی ها یک راهکار خوب محسوب می شود. وقتی بخواهیم از کسی انتقاد کنیم، باید در دادن نمره بد، جذر بگیریم؛ یعنی کمتر حساب کنیم. یعنی اگر نمره 16 می دهیم، با جذر گرفتن می شود 4 و آن عدد جذر گرفته را بگوییم. بنابراین، ما همیشه در دیدن بدی ها و ضعف های اطرافیان، با درجه بالای از دروغ روبرو هستیم. دروغ هایی که خود شخص گوینده هم باورش کرده است. ما باید آدم ها را با همه ضعف ها و عیب هایشان بپذیریم و خود را بهتر از کسی نبینیم.  چون نفس در هر کاری زیاده روی می کند؛ چه موقع انتقاد و چه موقع تعریف. همان طور که نفس من این طور است، نفس دیگران هم همین طور است. پس از دیگران توقع زیادی نداشته باشیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - «انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed