www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5826
زمان انتشار: 5 دسامبر 2016
| |
«ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود

خانواده آسمانی 453 ؛ 95/9/11

«ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود

امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) فرمودند: «الظُّلمُ يُزِلُّ القَدَمَ، و يَسلُبُ النِّعَمَ، ويُهلِكُ الاُمَمَ= ظلم قدم انسان را متزلزل می کند، نعمت­ها را مى بَرد و امّت ها را نابود مى­ كند».

انسان در مسیرهای دنیایی و آخرتی نیاز به استحکام، آرامش و قدرت روحی و ثبات قدم دارد، اما ظلم، موجب ناآرامی و تزلزل در درون و عدم ثبات قدم می شود. یعنی حفظ تعادل در نظام جسمی و روحی و معنوی مهم است. ظلم به بدن، مثل خوردن و آشامیدن و مصرف چیزهایی است که برای سلامتی ما خوب است، ولی مصرف نمی کنیم، یا چیزهایی برایمان خوب نیست و آنها را مصرف می کنیم. این باعث تزلزل بدن و بروز مریضی بدن می شود و انسان استحکام و قدرت و نشاط لازم را از دست می دهد. روح هم همین طور است. اگر شما غذای روحی را دریافت کنید که مناسب تعادل روحی شما نباشد، تعادل روح به هم می ریزد. مثل پذیرفتن خرافه، افکار منفی، هیجانات، شنیدنی ها و دیدنی های حرام. چون اینها با ساختار روحی و استحکام شخصیتی انسان سازگاری ندارد، به محض جذب، نفس در تصمیم گیری های دنیایی و آخرتی تزلزل پیدا می کند. معصیت و ظلم، قدم های انسان را سست می­ کند و این سستی، خودش بدترین درد است. چون  باعث بی­ حالی و بی ثباتی و تلوّن نفس می­ شود. یعنی دائما رنگ عوض می ­کند. «سقط روح» مثل سقط جنین است هر کدام از قوای حسی، خیالی، وهمی و عقلی ما نیاز به غذا دارد. بخش فوق عقلانی که بخش جاودانگی ماست از جنس محمد و آل محمد است، این هم غذای ویژه که ارتباط و خلوت با معشوق حقیقی است را می خواهد. مادران در دوران بارداری گاهی وقت ها رفتارها و جذب­ های نامناسب دارند. مثلا خوراکی که نباید بخورد، هر چند خوب و مقوی است، ولی برای بارداریش مضر است، دانسته یا ندانسته می خورد و باعث سقط جنین اش می شود. روح ما نیز، که از جنس محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است، «من اصلی» و خود جاودانه ی ما و امانت خدا در دست ماست. پس باید به طور مرتب به آن رسیدگی کرد. کسی که حق خود اصلی، یعنی «کودک عزیز روان» را که از خدا در او دمیده شده  است، ادا نکند، این کودک، در رحم وجودی اش در اثر بدفتاری و سوء تغذیه، سقط خواهد شد و به عدم تعادل، تصمیمات بد و  اشتباه و عدم استحکام شخصیتی گرفتار می شود. ترسم این تن که حائل است به جانم                  سقط کند کودک عزیز روانم                           معمولا وقتی افراد که مشغله و کار زیادی دارند، اولین چیزهای که فدا می کنند، بخش اصلی یا همان بخش جاودانگی شان است. مثل کنار گذاشتن نماز، دزدی از تعقیبات نماز؛ یا کم گذاشتن در ارتباط با خانواده آسمانی. اما همین فرد برای شکمش یا برای تفریح و مهمانی و این نوع امور، برنامه ریزی دارد، ولی آنچه که در ما غریب و مظلوم است، بخش آسمانی و روحانی ماست. این ها باعث می شود که در سایر ابعاد زندگی مان خیر نبینیم. چون به امور اصلی ظلم می کنیم. ظلم، نعمت را از بین می برد حضرت فرمودند: «و یَسلُبُ النِّعَمَ= و نعمت را از انسان سلب می­ کند». یعنی ظلم موجب می شود که  انسان خیر چیزهای را که دارد را نبیند و از دستشان بدهد. خدا در سور رعد آیه 11 می فرماید: «إنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم= خدا حال قومى را تغییر نمى‏ دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند». یعنی خداوند نعمتی را از کسی نمی گیرد تا وقتی که شخص قدر نعمت را بداند و برعکس هر جا که نعمتی گرفته بشود از ضایع کردن و قدر ندانستن نعمت است و لیاقت از آن گرفته می شود. بالاترین لیاقت ارتباط معنوی و لیاقت تشرف به محضر خدا و اهل بیت و ملائکه الله است. اگر خواب خوبی ندیده اید؛ نمازی ندارید که به شما بچسبد؛ ذکری نگفته اید که به جانتان بنشیند و اگر در میزنید و کسی در  را به شما باز نمیکند؛ اینها نشانه ی این است که روش های شما غلط است. نشانه ی ظلم به خود و دیگران است که مانع تلاش های شما شده است. ظلم ملت ها را نابود می کند حضرت فرمودند: «ویُهلِكُ الاُمَمَ؛ ظلم امت ها را هلاک می کند.» در نظام تاریخ نگاری فطری، تاریخ را براساس انسان های خوب می نویسند. مثلا حضرت آدم اول بود بعد .... اما در تاریخ ظلمه، همیشه امت ها آمدند و نابود شدند. مثلا صدها هزار انسان بخاطر جنگ نابود شدند. اکثر جنگ ها بخاطر دنیاطلبی و حبّ جاه و قانع نبودن انسان هاست و این اتفاق همیشه در حال تکرار است. هر چند که امروز علم پیشرفت کرده، اما هنوز نتوانسته صلح بیاورد، اما در عوض، جنگ ها، آدم کشی ها، ساخت بمب ها که هزاران نفر را یکجا می کشد، بیشتر شده است. اینها همه در اثر ظلم است که باعث هلاک شدن مردم  و مهمتر از همه خود ملت ها و نظام اجتماعی می شود. ظالم خیری از زندگی نمی بیند حضرت می فرماید: «اِقدَمُوا علَى اللّهِ مَظلومِینَ، و لاتَقدَموا علَیهِ ظالِمِینَ= سعی كنید نزد خدا مظلوم حاضر شوید، ولی ظالم حاضر نگردید.» اگر کسی ظلم را بپذیرد، خودش هم ظالم است. اما مظلومی که زورش به ظالم نرسد، این به نفع او است تا این که ظالم باشد. مثل پدر یا مادر یا خواهر یا برادر که به آنها ظلمی بشود. ولی اگر ظالم وارد آن جهان بشویم، خدا دشمن ماست. انسان ظالم به محض این که از اینجا برود، تمام ملائکه و اهل غیب، دشمن او می شوند. حتی در زندگی دنیایی، یک سره در سختی و آسیب و تلخی و فشار روانی و مشکلات خواهد بود. پس بهتر است مظلوم وارد شویم و موقع رفتن، بدهکاری نداشته باشیم. چون خیلی سخت است و دستمان خالی است و هیچ کاری نمی توانیم بکنیم. اما کسانی که ظالم هستند، مثل کسانی که مسئولیت دارند و زیر دست دارند، ارباب رجوع دارند، در انواع وزارت خانه ها و سازمان ها، یا کسانی که غذای آلوده یا داروی تقلبی دارند، یا کسانی که قوانینی وضع می کنند که باعث له شدن و بیکار شدن مردم و از بین رفتن سرمایه یک عده می شوند؛ بهره های ناعادلانه بانک ها که همه فساد و مرگ بد و بلا به بار می آورد، این ها همه ظلم است.

صوت

1 - «ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5822
زمان انتشار: 4 دسامبر 2016
| | | | | |
(14) امام حسن (علیه السلام) افضل است یا امام حسین (علیه السلام)

شرح جامعه کبیره 14 ؛ 95/9/11

(14) امام حسن (علیه السلام) افضل است یا امام حسین (علیه السلام)

اهل بیت نور واحد و یک حقیقت هستند. فرزندانشان هم این گونه هستند. به خاطر این اصل است که قبر هر یک از آن، یک ورودی به سایر قبرها  است که تحت قاعده «وَ قُبُورُكُمْ فِي الْقُبُورِ= قبرهای شما در قبرهاست» تعریف می شود.

«زید شحام» گفت: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم کدام یک افضل اند، حسن یا حسین؟ ایشان فرمودند: « إِنَّ فَضْلَ أوَّلِنَا یَلْحَقُ فَضْلِ آخِرِنَا وَ فَضْلَ آخِرِنَا یَلْحَقُ فَضْلِ أوَّلِنَا فکُلٌّ لَهُ فَضْلٌ فضل فضلنا من الله و علمنا من الله. قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَسِّعْ عَلَیَّ فِی الْجَوَابِ فَإِنِّی وَاللهِ مَا أسْئَلُکَ إِلَّا مُرْتَاداً. فَقَالَ: نَحْنُ مِنْ شَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ بَرَأنَا اللهُ مِنْ طِینَةٍ وَاحِدَةٍ فَضْلُنَا مِنَ اللهِ وَ عِلْمُنَا مِنْ عِنْدِ اللهِ = فضیلت اول ماملحق می شود به فضیلت آخر ما؛ و فضل آخر ما به فضل اولی ملحق می شود و همه شان فضل دارند». زید گفت فدایت شوم جواب را کمی واضح تر بگویید. حضرت فرمود: خدا ما را از یک طینت واحد خلق کرده است. فضیلت ما از خداست. علم ما هم از خداست. ما از یک شجره طیبه هستیم. خلقت همه ائمه (علیهم السلام) یكى است و در فضلیت هم یکی هستند و معصومین کسانی نیستند که در دانشگاه درس خوانده باشند، بلکه علم را از الله تبارک و تعالی مستقیماً دریافت کرده اند و فقط بخاطر «من» و ارزش وجودی «من» است. پس  هر چه درباره فضیلت ائمه بدانیم، مقام و قیمت ­مان  بالاتر می ­رود. امینان خدا بر زمین چه کسانی هستند چه کسانی امین و واسطه خداوند هستند تا در راه رسیدن به معشوق مان به آنها اعتماد کنیم؟ "الله" چون کمال مطلق و بی نهایت است در اولین جلوه اش یک جلوه بیشتر نمی­ کند و آن کامل ترین حقیقتی است که به خدا شبیه است و در قرآن به "مثل اعلی" تعبیر می شود. یعنی عالی ترین نمونه از خدا که تنها فرق او با الله این است که او مخلوق و قائم به الله است، ولی کامل ترین ظهور حق تعالی است. در ادامه فرمودند: « وَ نَحْنُ اُمَنَاءُ الله عَلَی خَلْقِهِ = و ما امین های خداوند بر خلقش هستیم». ما در ارتباط با خداوند احتیاج داریم به کسی که به او اعتماد کنیم. همان طور که در فعالیت های مختلف عقلی به استاد و متخصص نیاز داریم، در حرکت فوق عقلی هم می خواهیم کودک عزیز روان مان که از جنس خدا و اهل بیت است، به مقام محمود و جایگاه ائمه برسد. برای رسیدن به چنین جایگاهی، باید خود را به دست چه کسی بسپاریم؟ باید به کسی بسپاریم که لایق ما باشد و بتوانیم به او اعتماد کنیم تا روح و روان مان را به او بسپاریم و به بزرگی خودش ما را  رشد بدهد. انوار اهل بیت علیهم السلام در جهت هدایت انسان ها « وَ الدُّعَاةُ إِلَی دِینِهِ وَ الْحُجَّابُ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ = ما دعوت کننده به دین خدا هستیم؛ و حاجبان بین خدا مردم هستیم». روشی که خداوند برای رشد ما تنظیم کرده است، کامل ترین روش و آئین و بهترین دین است و ما مسئول معرفی دین به مردم به آن روش هستیم. حاجب و نگهبان و واسطه بین خدا و خلق، ائمه هستند. ممکن نیست کسی به الله نزدیک شود مگر اینکه اول به جلوه او نزدیک شود؛ چون هر عرفان و مذهبی که در آن معصوم نیست، گمراهی، ضلالت و جهنم است. وجود ما بیداد می ­کند که می­ خواهد شبیه به الله باشد. پس باید استاد و مربی مان هم روحیه بی نهایت و به بزرگی الله داشته باشد. نمی شود با انتخاب یک مربی مثل فلان شاعر، فلان فیلسوف، فلان بازیگر،.. بزرگ شویم. آنها نمی توانند مربی ما باشند، بلکه ما یک مربی لازم داریم که به لیاقت ما را داشته باشد تا بتواند ما را تربیت کند. خلقت واحد نور اهل بیت علیهم السلام امام صادق (علیه السلام) فرمودند:« فَقَالَ خَلْقُنَا وَاحِدٌ وَ عِلْمُنَا وَاحِدٌ وَ فَضْلُنَا وَاحِدٌ وَ کُلُّنَا وَاحِدٌ عِنْدَ اللهِ عزّوجلّ. خلقنا واحد، وعلمنا واحد، وفضلنا واحد، وكلّنا واحد عند الله عزّوجلّ و قال اخبرنی= خلق ما واحد است و علم ما هم واحد است، فضل ما هم واحد است و همه ما یک نفر هستیم».  عرض كردم: تعداد شما چند نفر است؟ حضرت فرمود: «نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ هَکَذَا حَوْلَ عَرْشِ رَبِّنَا عَزَّ وَ جَلَّ فِی مُبْتَدَأ خَلْقِنَا أوَّلُنَا مُحَمَّدٌ وَ أوْسَطُنَا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ = ما 12 تن هستیم. ما از آغاز خلق مان عرش خداوند هستیم. اول ما محمد و وسط ما هم محمد و آخر ما هم محمد است». امام یک حضور زمینی و یک حضور آسمانی و عنداللهی دارد. پس اگر حرم امام رضا (علیه ­السلام) برویم، انگار که به حرم همه ائمه رفته ایم و اگر امام حسن (علیه السلام) بجای امام حسین (علیه السلام) بود، ایشان همان کاری را می کرد که برادرش کرد. احاطه انوار اهل بیت علیهم السلام در نظام هستی «أشْهَدُ أَنَّ هذَا سابِقٌ لَكُمْ فیما مَضى وَ جارٍ لَكُمْ فیما بَقِىَ، وَ أنّ أرْواحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طینَتَكُمْ واحِدَةٌ، طابَتْ وَ طَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعضٍ خَلَقَكُمُ اللّهُ أنْوارا فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقینَ حَتّى مَنَّ عَلَیْنا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فی بُیُوتٍ أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ وَ یُذْكَرَ فیهَا اسْمُهُ = گواهى مى دهم كه این [مقام و منزلت]، براى شما در گذشته بوده است و در آینده نیز جریان دارد و بى گمان، ارواحتان و نورتان و سرشتِ شما، یكى است. همگى پاك و پاكیزه است و برخى از برخى دیگر است. خدا شما را به صورت نورهای آفرید و شما را در عرش خودش مستقر کرد تا اینکه بواسطه شما برما منت گذاشت. پس شما را در خانه های قرار داد که اذن داده در آن خانه ها اسم خدا بالا برود و یاد شود». ائمه انوارى هستند كه در مركز مدیریتِ هستى قرار دارند و از جزئیات امور جهان، آگاه اند. این مقام بلند را خداوند به ۱۴  نور پاك، ارزانى داشته است تا به فرمان او، هستى را تدبیر كنند و ما در بهشت بسته به میزان ارتباطمان در دنیا می توانیم از آنان بهره شویم و مهمان آنها شویم.  امامزاده و حرم ها، حتی اینکه زمین شان کجا باشد را خدا انتخاب کرده است.  پس قدر خودمان را بدانیم و از خدا تشکر کنیم. چون بر ما منت گذاشته که ما را با اهل بیت (علیهم السلام) آشنا کرده است. هر وقت خواستیم قدر و قیمت خودمان را بدانیم، باید با قدر و قیمت خانواده آسمانی قیمت گذاری کنیم. اگر درست خودمان را قیمت گذاری کنیم، درهای شادی آرامش و ثبات شخصیتی و موفقیت باز می شود.

صوت

1 - (14) امام حسن (علیه السلام) افضل است یا امام حسین (علیه السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5819
زمان انتشار: 3 دسامبر 2016
| | | |
برگزاری دوره توانمند سازی مربیان و معاونان پرورشی

برگزاری دوره توانمند سازی مربیان و معاونان پرورشی

جامعه معلمان مهدوی برگزاری دوره توانمند سازی مربیان و معاونان پرورشی منطقه هجده تهران با موضوع معرفت امام زمان علیه السلام وسبک زندگی مهدوی با حضور استاد محمد شجاعی امروز مورخ 13آذرماه در اداره آموزش و پرورش منطقه 18 برگزار گردید.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5816
زمان انتشار: 3 دسامبر 2016
| | | |
پرواز در بهشت با تحمل سختی های دنیا ممکن است

جلسه دهم سلسله مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

پرواز در بهشت با تحمل سختی های دنیا ممکن است

در ادامه روایت حضرت رضا (علیه السلام) که فرمودند: هفت چيز بدون هفت چيز ديگر مسخره است، یکی از آنها این است: «مَن سألَ اللّه الجَنّةَ و لَم يَصْبِرْ على الشَّدائدِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ؛ هر كه از خدا بهشت بخواهد اما بر گرفتاريها صبر نكند خود را مسخره كرده است».

ما پنج شأن وجودی «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» داریم. هر یک از اینها کشش به سمت کمالات خودشان  داشته و نیازهای مخصوص به خود دارند. اما هنر انسان باید این باشد که بتواند همه‌ی این شئون را عادلانه تغذیه کند. مهمترین بخش وجودی مان؛ فوق عقل یا بخش جاودانگی ماست. بخش فوق عقل، فقط مربوط به آخرت نیست، بلکه اگر درست تغذیه شود، سایر بخش ها تحت کنترل درآمده و موجب خوشبختی انسان می شود. اگر انسان بخواهد به رشد انسانی برسد، باید بتواند بخش های؛ جمادی، گیاهی و حیوانی خودش را کنترل و مدیریت کند. انسان با این مدیریت، باید بتواند علاوه بر این که بخش اصلی اش را خوب تغذیه و رشد می‌دهد، بتواند بر موانع و کشش های سایر بخش ها نیز، غلبه کند. برای قدرت پیدا کردن بخش فوق عقلانی، باید غذای معنوی خورد تا قوی شد و به سمت بهشت پرواز کرد. غذای بخش فوق عقلانی چیست؟ «یاد» خدا و یاد بهشت. «یاد» سفیر خداوند است که در دل انسان می افتد و انسان را به سمت حق تعالی و بهشت می کشاند. از این رو خداوند برای این که بخش فوق عقلانی ما را تغذیه کند، عبادت را قرار داده است. مهمترین ارزش عبادت، خلوت کردن با معشوق است. یعنی دائماً بنشینی با معشوقت حرف بزنی و برای پرواز بهتر و غلبه بر بخش های پائین تر وجودت، از او کمک بخواهی. سختی هایی که تو باید در برابر آنها صبر کنی سه تا هستند: اطاعت خدا که انسان باید حرف خدا را گوش کند؛ معصیت که انسان گناه نکند؛ صبر بر مصیبت، مثل بیماری ها، طلاق ها و... اگر تو بتوانی بر همه مصائب صبر کنی؛ هم کفاره گناهانت می‌شود و هم درجات آخرتی نصیبت می‌شود. چون سختی‌ها روح را قوی می‌کنند و به اسماء الهی می‌رسی و قرب پیدا می‌کنی. اما گاهی سختی ها به خاطر قصورهای خودمان است. اما حتی در این صورت خدا به ما اجر می‌دهد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «اگر شما می دانستید چه چیزهای برای شما ذخیره شد، هرگز به خاطر چیزهایی که از دست شما رفته ناراحت نمی شدید». بنابراین، با یاد خدا و بهشت، سختی های دنیا را تحمل کنیم و به خاطر کمبودها غصه دار نشویم.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5815
زمان انتشار: 2 دسامبر 2016
| | | |
دور اندیشی و عاقبت نگری باید با پرهیز همراه باشد

جلسه نهم سلسله مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

دور اندیشی و عاقبت نگری باید با پرهیز همراه باشد

فراز سوم روایت امام رضا (علیه السلام): «مَنِ اسْتَحْزَمَ و لَم يَحْذَرْ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ؛ آدمی که دور اندیشی می کند اما پرهیزی ندارد، او خودش را مسخره کرده است».

 انسان به طور فطری توجه به آینده دارد. یعنی آینده برایش مهم است و آینده نگری در همه دوران زندگی با انسان همراه است. از طرفی انسان دارای دو آینده است: آینده مشکوک و آینده قطعی. آینده مشکوک مربوط به زندگی دنیای ماست. اما نظام آخرتی و زندگی ابدی، جزء آینده های قطعی است و عاقل کسی است که هم به آینده دنیایی و هم به آینده ابدی خودش توجه داشته باشد و هر دو آینده را ببیند.  امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمودند: «كُنْ لِدُنْیاكَ كَأَنَّكَ تَعیشُ اَبَداً وَ كُنْ لِاخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَموتُ غَداً = برای دنیا به گونه ای باش که انگار همیشه در آن خواهی ماند و برای آخرت به گونه ای باش که انگار فردا میخواهی بمیری». گاهی آنقدر مستی دنیا داریم که از ابدیت غافل می شویم و آن را فراموش می کنیم. اما مومن همتش از همه بیشتر است. چون هم برای دنیا برنامه ریزی می کند و هم برای آخرت. مثل جنینی که در رحم مادر، هم توجه به غذا و خوراکش دارد و اندام زایی می کند و هم برای تولدش به دنیا خودش را آماده می کند. حضرت می فرماید:کسی که دور اندیش است، و لی نکات ایمنی را رعایت نمی کند، یعنی آفت های کارش را نمی بیند، خودش را مسخره کرده است. او مثل کسی است که بدون هیچ شناخت و مهارتی دست به کار اقتصادی می زند. به همین دلیل، آینده اش با شکست منجر می شود. دلیل این که در امور دنیایی مان مثل انتخابات، رفتارها و تصمیماتمان دور اندیشی نداریم و اگر داشته باشیم نکات ایمنی را رعایت نمی کنیم، تنبلی و بی حوصلگی ماست. یکی از موارد دور اندیشی، آخرت و زندگی ابدی است. مثلا اگر بخواهیم زندگی بهشتی داشته باشیم باید در زندگی دنیایی مان پرهیزهای لازم مثل پرهیز از لقمه حرام، دیدنی های حرام، شنیدینی های حرام و اموری که ما را گرفتار می کند را داشته باشیم و همچنین یک سلسله آفت ها را بشناسیم تا گرفتار انواع تولدهای برزخی نامناسب نشویم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5814
زمان انتشار: 2 دسامبر 2016
| | | |
توفیق خواستن از خدا، بدون تلاش مسخره گی است

جلسه هشتم سلسله مباحث آسیب شناسی سلوک انسان در کلام امام رضا علیه السلام

توفیق خواستن از خدا، بدون تلاش مسخره گی است

امام رضا (علیه السلام ) فرمودند: «و مَن سَألَ اللّه َ التَّوفيقَ و لَم يَجْتَهِدْ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ شخصی؛ از خدا توفيق بخواهد اما كوشش ننمايد خود را مسخره كرده است».

مسخرگی چیزی است که انسان به سادگی گرفتارش می شود. یعنی رفتارهای کاملا نامعقول و توهمی و تکیه کردن به آرزوها و احساسات، بدون در نظر گرفتن لوازم معقول و منطقی کار. در حرکت به سمت آخرت و ابدیت، باید جدیت داشته باشیم. فقط افراد تنبل و بی حوصله هستند که  راحت به حرام می افتند. یعنی اکثر جهنمیان کسانی هستند که آدم های تنبل و بی حوصله بوده و در دنیا جدی نبودند. امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمودند: « یکی از منفورترین آدم ها در نزد خداوند، کسانی هستند که خداوند آنها را به خودشان واگذار کرده است». یعنی  خود حقیقی برایشان اهمیتی ندارد. در ادامه حضرت می فرماید: «اینها راهنما ندارند  و خودشان را از مسیر اصلی دور نگه می دارند.  وقتی به کالاهای دنیایی و اهداف دنیایی و جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی دعوت می شوند، وقت عمل کردن دارند؛ اما موقعی که به کالای آخرتی دعوت می شوند، کسل هستند». حضرت این را مسخرگی می­ گویند. وقتی انسان نسبت به جاودانگی و حیات ابدیش که هر لحظه ممکن است به آنجا منتقل شود،  جدی نیست و نسبت به حیات دنیایی که مشکوک هم هست و معلوم نیست چقدر به دست آید و چقدر در آن بماند، جدی است و خیلی وقت می گذارد، حضرت او را اهل جهل و مسخرگی می نامند. بیشتر وقت عمرما در مقدمات راه طی می شود. درحالی که مقصدمان، آخرت و ابدیت است و باید عمران را برای کسب آن حیات صرف کنیم. آنچه که منشأ شادی  و آرامش است ایمان است. بنابراین، هر کس می خواهد حیات دنیایی لذت بخشی داشته باشد، باید به بخش فوق عقلانی اش اهمیت دهد. این بخش اگر قوی شد، دیگر غصه و غم نخواهیم داشت و زندگی شادتر شده و دنیای قشنگی خواهیم داشت.   همان طور که برای قوت و زیبای بدن مان وقت می گذاریم؛ تغذیه مناسب می کنیم و مثلا به باشگاه می رویم، برای روح مان هم باید وقت بگذاریم؛ باید تمرین کنیم و به باشگاه تقویت روح برویم، تمرکز بگیریم و رشد کنیم. اگر کسی برکت در زندگی را می خواهد، در هر زمینه ای باید به تقویت روحش بپردازد. هر چقدر به روح بپردازیم، زندگی بهتری خواهیم داشت و برعکس، هر چقدر روح کوچک و ضعیف باشد، گره های بیشتری به کارهای زندگی می افتد.

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 5813
زمان انتشار: 1 دسامبر 2016
| | | |
غفران، نتیجه استغفار و توبه است

جلسه پنجم آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

غفران، نتیجه استغفار و توبه است

همان طور که  حمام رفتن و خوب استحمام کردن، موجب پاکی بدن می شود. اگر کسی هم خوب استغفار کند و صدق داشته باشد، محصولش «غفران» است. غفران یعنی پاکی نفس و از بین رفتن گذشته و سابقه خراب انسان.

در جلسات قبل گفته شد و اینکه گفته شد استغفار حمام نفس است یعنی خاصیت چرک زدایی دارد که اگر استغفار نداشته باشیم عفونت روح پیدا می کنیم  اما نحوه کیفیت آن مهم است که چگونه گفته شود تا مشکلات و بلاها از سر راه برداشته شود. استغفار مراحل مختلف دارد که به اختصار اشاره می شود: استغفار یعنی پذیرش اینکه باید چیزهای را قبول می کردم، رعایت می کردم، ولی تن ندادم، و چیزهای که نباید انجام می دادم ولی عمل کردم. استغفار از روی ایمان یعنی خدایا باور قلبی دارم که کار بد برای من ضرر داشته ولی مرتکب شدم یا عملی برای من خوب بوده و من ترکش کردم. استغفار از روی اخلاص و بندگی. یعنی خدایا من می خواهم خودم را پاک کنم و برای تو باشم. استغفار از روی تقوا یعنی خودداری از هر چیزی که تو را از بی نهایت شدن باز دارد و محدود کند و نمی گذارد شبیه الله و خانواده آسمانی شوی. استغفار از روی توکل، یعنی وقتی خمس و صدقه می دهیم نگران کم شدن مالمان نباشیم. یا کسی که مهریه سنگین می گیرد بخاطر موقعیت و شأن خودش در حقیقت توکل بر خدا ندارد. پس استغفار همان تخلیه کردن روح است و لذت بخش است و ضروری است چون کاملا موجب سبکی نفس می شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5812
زمان انتشار: 1 دسامبر 2016
| | | |
بزرگترین مصیبت زندگی، «نبود متخصص معصوم» است

جلسه هفتم آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

بزرگترین مصیبت زندگی، «نبود متخصص معصوم» است

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «در کنار هر مصیبتی، مصیبت فقدان من را یاد کنید تا آن مصیبت برای شما آسان شود».

انسان در طول زندگی با مصائب مختلفی روبرو می شود. گاهی مصیبت مربوط به جنبه های جمادی است، مثل مشکلات مادی؛ گاهی مصیبت مربوط به بخش گیاهی است، مثل بیماری های بدن؛ گاهی وقت ها مصیبت مربوط به جنبه حیوانی انسان است، مثل ناراحتی های خانوادگی، اجتماعی، سیاسی؛ و گاهی وقت ها نیز مصیبت مربوط به بخش عقلانی و فهم انسان است. اما بزرگترین مصیبت، مصیبتی است که مربوط به جنبه های فوق عقلانی انسان می باشد. یعنی مصیبت هایی که تهدید کننده حرکت انسان به سمت آخرت است. مصائب و سختی های زندگی در 4 بخش پایینی وجودی انسان، سازنده بوده و می تواند آثار خوبی برای انسان داشته باشد. اما اگر جریان حرکت انسان دچار اختلال شود، «شدن» انسان به خطر می افتد و این بزرگترین مصیبت است. عواملی مثل جهل و نادانی و نداشتن هدف برای زندگی و عدم شناخت حقیقی از خود و سرانجام  خود، از مصائب بزرگ زندگی انسان هستند. یکی از دارائی های مهم انسان در زندگی، راهنمای معصوم است.  از دست دادن استاد، مربی و راهنما از مصائب بزرگ زندگی انسان است. چون وقتی راهنما و مربی بالای سر انسان نباشد، پیدا کردن راه اصلی زندگی، دشوار و گاهی غیر ممکن می شود. ظرفیت وجودی انسان با امام زمان شکوفا می شود  با آمدن امام زمان (علیه السلام) ما در کمترین زمان به بالاترین رشد انسانی می رسیم. درهای آسمان و غیب به روی ما باز می شود و هر کدام از ما یک ولی خدا شده و هم درجه معصوم می شویم. اما با غیبت حضرت نمی توانیم قوایمان را فعال کنیم و متاسفانه به صورت شکوفا نشده، وارد نظام برزخی می شویم. غم انگیزترین داستان تاریخ و زندگی انسان ها همین است که انسانی که ظرفیت کسب مقام محمود را دارد، با آرزوهای کوچک از دنیا می رود و بدون شکوفا شدن استعدادهای الهی اش، وارد نظام بسیار پیچیده برزخ می شود. علت این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: در کنار هر مصیبتی، مصیبت نبود مرا یاد کنید تا آن مصیبت بر شما آسان شود» این است که می خواهد بگوید بزرگ ترین مصیبت زندگی شما، از دست دادن متخصص معصوم است. در زمان ما نیز، بزرگترین مصیبت، نبود امام زمان (علیه السلام) است. قلبی که به یاد حضرت نیست، قلب مرده است فقط کسانی می توانند دوری از حضرت را جبران کرده و از آسیب های غیبت حضرت مصون باشند که منتظر حقیقی باشند. آنان برای بر طرف کردن موانع ظهور حضرت تلاش می کنند و چون در این تلاش، قلبشان با قلب حضرت پیوند خورده، شب و روز آرام و قرار ندارند و با دغدغه برای حضرت کار می کنند. در نتیجه، قلب آنان در کنار قلب حضرت قرار می­ گیرد و آسیبی نمی بینند. اما قلبی که برای حضرت نتپد و حضرت در آن نقشی نداشته باشد، مُرده ای بیش نیست. در کنار این روایت، حضرت مجتبی (علیه السلام) فرمودند: «ما خانواده دینی شما هستیم. شما باید برای خانواده دینی تان بیشتر از خانواده زمینی تان اهمیت قائل باشید». رمز سلامت و موفقیت یک انسان این است که اهل بیت را پدران آسمانی خود بداند. امام مجتبی (علیه السلام) با این روایت، ما را به یک مقام بزرگ دعوت می کند. اگر همه مردم اهل بیت و امام زمان (علیه السلام) را به اندازه خانواده زمینی شان دوست داشتند، قطعا موانع ظهور برطرف می شد. بنابر این، درسی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و امام حسن مجتبی (علیه السلام) به ما می دهند، این است که ارتباطمان را روز به روز با خانواده آسمانی قوی تر کنیم؛ بویژه با وجود مقدس آقا امام زمان (علیه السلام). یعنی طوری زندگی کنیم که ایشان در تمام صحنه های زندگی ما نقش داشته باشد. در این صورت، زندگی خیر و برکت پیدا می کند و از عرصه دنیایی، به عرصه آخرتی متصل می شود و این اتصال آن قدر مبارک است که منجر به تولد سالم ما به عالم برزخ می شود و درنتیجه،  سعادت دنیایی و آخرتی ما تضمین می شود.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5811
زمان انتشار: 1 دسامبر 2016
| | | |
لازمه تولد سالم به آخرت، جدیت و تلاش در دنیاست

جلسه ششم آسیب شناسی سلوک انسان در کلام امام رضا (علیه السلام)

لازمه تولد سالم به آخرت، جدیت و تلاش در دنیاست

در فراز دوم روایت امام رضا (علیه­ السلام) آمده: «و مَن سَألَ اللّه َ التَّوفيقَ و لَم يَجْتَهِدْ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ= کسی که از خدا توفيق بخواهد، اما تلاش نکند، خود را مسخره كرده است».

مراحل مختلف نفس انسان، نیازهای متنوعی دارد. مثلا مرتبه جمادی، نیازهایش جمادی است. مرتبه گیاهی، نیازهایش گیاهی؛ و مرتبه حیوانی، نیاز هایش حیوانی است. مرتبه عقلی، نیاز هایش عقلی، و مرتبه فوق عقل نیز، نیازهایش از جنس فوق عقل است. یعنی هیچ کدام از این نیازها تا یک مراحله ای، جای دیگری را نمی­ گیرد. مثلا انسان نیاز به مکان، لباس، پول، همسر، و .. دارد و برای به دست آوردن آنها باید تلاش کند و تأمین این نیازها یک سیر منطقی دارد. در بخش فوق عقلی هم همین طور است. همان گونه که جنین در رحم مادر، وقتی بخواهد تولد سالمی به دنیا داشته باشد، باید تلاش­ کند. ما هم برای نیازهای آخرت و تولد سالم به آن، باید در رحم دنیا تلاش کنیم و نیازهای آخرت را بشناسیم و آن را به دست آوریم. پس در دنیا باید از تعیین شرایط عالی دنیوی دست برداریم و به حداقل ها اکتفا کنیم، تا به کیفیت آخرت و برزخ و ملکوت بیشتر بپردازیم. از جمله مسائل مورد نیاز آخرت این است که بدانم من کی هستم؟ از کجا آمده ام؟ داستان آمدن من به زمین و هدف آن چیست؟ به کجا قرار است بروم؟ مبدأ من کجا بوده؟ معاد و بازگشتم به کجاست؟ سوالات قیامت چیست؟ قیامت چه فضایی است و چگونه باید آن را طی کرد؟ «صراط» پلی است که از روی جهنم می گذرد. حالا باید ببینیم که چگونه باید از جهنم رد بشویم و نسوزیم و به بهشت برسیم؟ چه کسانی راهنمای من هستند؟ مرجع علمی متخصص در شناخت آخرت کیست؟ از چه متنی باید پیروی کنم؟ چگونه باید در ابعاد مختلف زندگی عمل کنم؟ توجه داشته باشیم همان­طور که برای مهارت گلدوزی، خیاطی، رانندگی و... نیاز به آموزش و استاد و کلاس و تمرین است و از آفاتش هم باید پرهیز نمود، برای زندگی در آخرت هم نیاز به مهارت­ های خاص خودش را داریم. اما اکثر مردم در مورد آخرت از سر بی توجهی و جاهلانه عمل می­ کنند و ریشه آن، «تنبلی» و «بی حوصلگی» است. کسی که توفیق را از خدا می ­خواهد ولی تنبل و بی­ حوصله باشد و سخت­ کوشی هم نداشته باشد، به قول امام رضا (علیه ­السلام) خودش را مسخره کرده است و ریشه این بی­ توجهی، باور نداشتن آخرت است. وقتی باور نداشته باشیم، لوازم ضروری اش را تهیه نمی کنیم. بنابراین، همان­طور که تولد سالم جنین به دنیا یک ضرورت است، تولد سالم به آخرت هم یک ضرورت است و لازمه این تولد، جدیت در رحم دنیا است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5810
زمان انتشار: 29 نوامبر 2016
| | | | | |
(13) مژده پیامبر اکرم به زائرین

شرح جامعه کبیره؛ جلسه 13 (95/9/4)

(13) مژده پیامبر اکرم به زائرین

زائری که به زیارت می رود، از حوض کوثر و شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نصیبش می شود.

حضرت امیر علی (علیه السلام) از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) سوال می کنند کسی که به زیارت ما بیاید و قبر ما را آباد کند و تعهد داشته باشد، چه اجری دارد؟ نبی اکرم صلی الله علیه و آله در پاسخ فرمودند: «وَاللّهِ لَتُقتَلَنَّ بِأَرضِ العِراقِ، وتُدفَنُ بِها قُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ، ما لِمَن زارَ قُبورَنا وعَمَّرَها و تَعاهَدَها؟ فَقالَ لی: یا أبَا الحَسَنِ إنَّ اللّه جَعَلَ قَبرَكَ وقَبرَ وُلدِكَ بِقاعاً مِن بُقاعِ الجَنَّةِ وعَرصَةً مِن عَرصاتِها وإنَّ اللّه جَعَلَ قُلوبَ نُجَباءَ مِن خَلقِهِ وصَفوَتِهِ مِن عِبادِهِ تَحِنُّ إلَیكُم وتَحتَمِلُ المَذَلَّةَ وَالأَذى فیكُم فَیُعَمِّرونَ قُبورَكُم ویُكثِرونَ زیارَتَها تَقَرُّبا مِنهُم إلَى اللّه ِ مَوَدَّةً مِنهُم لِرَسولِهِ، اُولئِكَ یا عَلِیُّ المَخصوصونَ بِشَفاعَتی وَالوارِدونَ حَوضی، وهُم زُوّاری غَدا فِی الجَنَّةِ. یا عَلِیُّ! مَن عَمَّرَ قُبورَكُم و تَعاهَدَها فَكَأَنَّما أعانَ سُلَیمانَ بنَ داوُدَ عَلى بِناءِ بَیتِ المَقدِسِ، ومَن زارَ قُبورَكُم عَدَلَ ذلِكَ لَهُ ثَوابَ سَبعینَ حَجَّةً بَعدَ حَجَّةِ الإِسلامِ، وخَرَجَ مِن ذُنوبِهِ حَتّى یَرجِعَ مِن زِیارَتِكُم كَیَومٍ وَلَدَتهُ اُمُّهُ، فَابشِر وبَشِّر أولِیاءَكَ ومُحِبّیكَ مِنَ النَّعیمِ وقُرَّةِ العَینِ بِما لا عَینٌ رَأَت ولا اُذُنٌ سَمِعَت ولاخَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ ولكِنَّ حُثالَةً مِنَ النّاسِ یُعَیِّرونَ زُوّارَ قُبورِكُم بِزِیارَتِكُم كَما تُعَیَّرُ الزّانِیَةُ بِزِناها، اُولئِكَ شِرارُ اُمَّتی، لا نالَتهُم شَفاعَتی، ولا یَرِدونَ حَوضی؛ به خدا قسم تو در عراق کشته خواهی شد. و در همان جا دفن خواهی شد. کسی که به زیارت قبور ما بیاید و قبور ما را تعمیر کند و به این زیارت تعهد داشته باشد چه اجری دارد؟ پیامبر فرمود: ای ابالحسن قبر تو را و قبر فرزند تو را بقعه ای از بقعه های بهشت و زمینی از زمین های آن قرار داده است. خداوند قلب جوانمردان و برگزیدان خود را مشتاق به سوی شما قرار داده.  به گونه ای که اذیت و ذلت را در راه شما تحمل می کند.  به گونه ای که انگیزه و دوستی رسول فراوان به زیارت قبور شما می شتابند. ای علی تنها آنان با شفاعت من برخوردار وارد شونده بر حوضم و زائران من در بهشتند. ای علی کسی که قبر شما را آباد کند، و به تعهد خویش پایبند باشد مانند آن است که سلیمان بن داود را در ساختن بیت المقدس یاری رساند. کسی که قبر شما را زیارت کند ثواب هفتاد حج غیر از حجه الاسلام را دارد. و از گناهان خود بیرون می آید همانند روزی که از مادرش متولد می شود. پس بشارت باد تو را و به اولیا و دوستانت به نعمت های و چشم روشنی های که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به دل کسی خطور کرده است. اما نابخردانی از مردم زائران قبور شما را سرزنش می کنند آنگونه که زنان نابکار را بر اثر نابکاریشان سرزنش می کنند. این اشرار امت من هستند. و شفاعت من به آنها نرسد و بر حوض من وارد نشوند». برای همین هم وقتی زائر به قبر امام حسین (علیه­السلام می رسید در روایت آمده «کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِینَ الْمُنْتَجَبِینَ؛ خدا او را از مصلحان برگزیده می‌نویسد». مصلح جنبه اجتماعی دارد؛ یعنی اصلاح گر. شخصی که به زیارت امام حسین (علیه السلام) می‌رود در واقع از  زیارت او برکات و خیرات های اجتماعی بزرگی ایجاد می شود که شخص دانسته یا ندانسته به این مقام می رسد. به مقام مصلح برگزیده؛ یعنی کسی که مشتاق زیارت می شود، انتخاب شده است. پس بدون دعوت هیچ کس به زیارت امام حسین (علیه السلام) نمی رود. امکان ندارد کسی موفق به ذکر و یاد شود مگر اینکه دعوت شده باشد. امیرالمومنین (علیه السلام) چون باباست، حس بابا بودن و حمایت و عاطفه پدری امیرالمومنین با سایر حس های ائمه فرق می کند و حضرت برای خود ائمه هم یک بابا هستند. سکون، آرامش و نورانیت و احساس اینکه در خانه خودش هستیم را در حرم امیرالمومنین می گیریم. پیامبر به حضرت مژده شفاعت می دهد که بچه های تو به این درجه می رسند و به اولیا و دوستان نیز بشارت بده. بشارت تعریف خاص ریاضی دارد. انسان در 5 بخش معشوق های (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی) بشارت دارد. به هر کدام از خواسته هایمان برسیم مژده و بشارت را حس می کنیم. مثل مژده برنده شدن یک اتومبیل یا سکه در شأن حسی است. گاهی مژده گیاهی است؛ مثل شفا گرفتن یا پیدا کردن دارو برای درمان بیماری یا پیدا شدن غذا یا مژده حیوانی است؛ مثل مژده برای ازدواج یا مژده قبول شدن در دانشگاه که مربوط به شأن عقلانی ماست ولی بعضی وقت ها مژده مربوط به بخش فوق عقلی انسان است که خیلی مهم است؛ مثل شنیدن احادیث و سخنان معصومین. در این روایت پیامبر بشارتی را مطرح می کند که مربوط به نظام جاودانگی ماست و آن وارد شدن بر حوض کوثر و زیارت خود حضرت است. این آینده ای است که سر راه تک تک ما هست. لحظه باشکوه وارد شدن بر حوض کوثر و ملاقات امیرالمومنین و نوشیدن آب کوثر از دست پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله). پس اگر از این بشارت پیامبر خوشحال نمی شویم، هنوز سنخیتی با حضرت نداریم. این بشارت برای کسی است که به عنوان یک انسان بالغ شده و خودش را به عنوان یک انسان می بیند. لذا در دلش اطمینانی حاصل می شود از  بشارت پیامبر به نعمت ها و چشم روشنی ها که نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده و نه به دل کسی خطور کرده. این مثل جنینی در رحم مادر می داند که از نعمت های دنیا بی خبر است و هیچ درکی از آن ندارد. فقط خون را می بیند. حالا بین این آدم­ها  کسی باشد که نهی از معروف کنند و مردم را از زیارت معصومین باز بدارد. به قول نبی اکرم صلی الله علیه و آله از شفاعت محروم می شود.

صوت

1 - (13) مژده پیامبر اکرم به زائرین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed