www.montazer.ir
یک‌شنبه 21 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5737
زمان انتشار: 6 نوامبر 2016
| | | | | |
(12) رغبت و دلتنگی به امام شرط زیارت است

جامعه کبیره جلسه 12، 95/8/14

(12) رغبت و دلتنگی به امام شرط زیارت است

شرط زیارت همراهی عشق و دلتنگی است و تصدیق به باورهای ائمه یعنی قبول و تأئید ارزش ­های که امام دارد و به خاطر آن­ها کشته شده است.

تاکنون گفته شد که زیارت چه آثاری و چرا ثواب دارد. در این جلسه تصمیم بر این است که زیارت چگونه باید باشد؟ صحبت شود. زیارت، عهد با روح مطهر امام در پیمودن راه ایشان است در باب اهمیّت و چگونگی زیارت، امام رضا (علیه­ السلام) فرمودند: «إنّ لِكُلِّ إمامٍ عَهدا فی عُنُقِ أولیائهِ و شِیعَتِهِ، و إنّ مِن تَمامِ الوَفاءِ بالعَهدِ و حُسنِ الأداءِ زیارَةَ قُبُورِهِم، فَمَن زارَهُم رَغبَةً فی زیارَتِهِم و تَصدِیقا بما رَغِبُوا فیهِ كانَ أئمَّتُهُم شُفَعاءَهُم یَومَ القِیامَةِ؛ هر امامى به گردن دوستان و شیعیان خود عهدى دارد كه وفاى كامل به این عهد، و بجاى آوردن نیكوى آن، با زیارت قبور آنان است. پس، كسانى كه با رغبت و علاقه به زیارت ایشان و باور داشتن آنچه آنان ترغیب كرده اند، زیارتشان كنند، امامانِ آنها در روز قیامت شفیع شان باشند». سه نکته در این روایت قابل تأمل است: زیارت، «عهد» و «تعهد» است. یعنی انسان نسبت به امامش مسئولیت ­های دارد؛ چون حیثیت یک انسان، جنبه انسانی (فوق عقلانی) اوست و سایر جنبه­ هایش (اعم از جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) واسطه و ابزاری برای بخش اصلی او هستند. کل نظام هستی بخاطر همان بخش اصلی انسان که از جنس اهل­ بیت (علیهم­ السلام) است، خلق شده است. مثل بارداری و مراقبت ­های آن برای این است که یک نوزاد سالم متولد شود. آنچه برای زندگی انسان اصالت دارد، بخش انسانی و فوق ­عقلانی اوست که باید در رحم دنیا به تناسب ابدیت تربیت شود و سالم وارد نظام برزخی شود. لذا دین، قرآن، انبیا و معصومین (علیهم ­السلام) برای تربیت بخش انسانی آمدند که او را به بزرگی خدا و خودشان تربیت کنند و دنیا فلسفه ­ای غیر از این ندارد. اگر کسی این فلسفه را درک کرد در برنامه ریزی زندگی اش دقیق عمل می­ کند. بزرگ­ترین مخلوق خدا برای تربیت انسان، «امام» است. او آمده تا تو را شکوفا کند و تو را انسان کند. مصادق بارزش، امام زمان (علیه­ السلام) که به عنوان خلیفه الله حضور دارند و رزق ما از طرف ایشان تأمین می­ شود و شما به عنایت ایشان روزی می ­خورید. بنابراین ما در مقابل هیچ کسی به اندازه امام مسئولیت نداریم. اما چرا امام ما، آواره و تنهاست؟ بهانه های مختلفی که انسان دارد؛ وقت ندارم، پدر دارم، همسر دارم، کار دارم، درس دارم، و... اینها نشان­دهنده آن است که ما در قبال خانواده زمینی مسئولیت­ پذیر هستیم ولی در مقابل خانواده آسمانی وقت نداریم. این همان فسق و انحرافی است که اتفاق افتاده است. متأسفانه در توهم هستیم که زندگی و رشد می ­کنیم. اینگونه نیست. اینکه حضرت می­ فرماید: «إنّ لِكُلِّ إمامٍ عَهدا فی عُنُقِ أولیائهِ و شِیعَتِهِ و إنّ مِن تَمامِ الوَفاءِ بالعَهدِ» یعنی هر امامی بر گردن دوستان و شیعیانش عهدی دارد. یکی از مصادیق عهد، خوب وفا کردن به عهد است. چرا حضرت کلمه "تمام" را بکار می ­برد؟ تمام مهمتر از کمال است. "تمام شد" یعنی به اوج رسیدن و چیزی باقی نماندن. ممکن است کسی وظیفه ­اش را در زمان حیات نسبت به امام انجام دهد اما در زمان شهادت و وفاتشان بی تفاوت باشد. در حالی که وظیفه اش تمام نشده است. حتی اگر کسی وظیفه ­اش را در زمان حیات پدر و مادرش انجام داده باشد باز هم تکلیف از گردن او ساقط نمی ­شود. روایت است که بعضی از فرزندان بعد از مرگ والدین عاق می­ شوند؛ چون پدر و مادر در برزخ نیازمند و گرفتارند ولی فرزندانشان در دنیا بی­خیال اند و به فکر آنها نیستند. لذا عاق می ­شوند. بنابراین، یکی از مصادیق وفاکردن به عهدی که نسبت به امام داریم، خوب ادا کردن وظفیه است. پس امام را بعد از شهادت­شان فراموش نکنیم. امامزاده ها و اولیاء الهی هم کس و کار ما هستند و نباید ترک­ شان کنیم. این زیارت وقتی موج می ­شود، اربعین می­ شود یا انقلاب اسلامی می­ شود که زمینه ظهور انقلاب مهدی را فراهم می ­کند و هزاران برکات و آثار دارد. پس وظیفه ما این است که به زیارت برویم. در عصر حاضر، ملاقات امام زمان (علیه ­السلام) و ارتباط با حضرت و رفتن به چادر حضرت اهمیّت ویژه­ ای دارد. این فلسفه حیات و زندگی است. کسی که این­گونه نیست در واقع نگاه این فرد به خودش یک نگاه جنسی و از نوع حیوانی می­ باشد که خویش را مرد یا زن می ­بیند و وظیفه ­اش فقط در حدّ بچه داری، همسرداری، و ... می­ داند. طبیعی ­ترین آدم­ها کسانی هستند که همیشه مجالس اهل­ بیت (علیهم ­السلام) را زنده نگه می­ دارند. کسی که رابطه ­اش با اهل­ بیت (علیهم ­السلام) فعال و زنده نیست، غیرطبیعی ­ترین فرد است. کیفیت زیارت چگونه باشد در ادامه روایت حضرت فرمودند: «فَمَن زارَهُم رَغبَةً فی زیارَتِهِم و تَصدِیقا بما رَغِبُوا فیهِ؛ پس، كسانى كه با رغبت و علاقه به زیارت ایشان و باور داشتن آنچه آنان ترغیب كرده ­اند، زیارتشان كنند». حضرت برای زیارت دو شرط گذاشتن: میل و عشق به زیارت؛ تصدیق به باورهای ائمه که رغبت و علاقه به آن دارند. شرط زیارت همراهی عشق و دلتنگی است و تصدیق به باورهای ائمه یعنی قبول و تأئید ارزش ­های که امام دارد و به خاطر آن­ها کشته شده است. در این صورت هیچ فاصله­ ای بین تو و امام نخواهد بود و نتیجه منطقی و وجودی چنین زیارتی، محشور شدن و هم درجه بودن با امام در روز قیامت است. بعضی انسان ­ها در تعطیلات و فرصتی که برای شان پیش می آید، به کیش، دبی، قشم و ... می ­روند ولی بعضی هم به بهشت (حرم امامان یا امام زادگان) می ­روند. کسی که عادت به رفتن به بهشت در دنیا نکند بعد از مردن نمی ­تواند در بهشت باشد. پس عقربه دلت به سمت روی هر کدام از معشوق ­های (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، فوق عقلی) باشد، قیمتت همان است. آدم باید دائماً در دنیا برای بهشت، آخرت و ابدیت دلش تنگ شود و انس با بهشت بگیرد. سلام ­های که می ­توانیم در همین دنیا به بهشت بگوئیم: «السلام علی اهل الجنه * السلام علی اهلی فی الجنه» چندبار دلت تنگ شدی و به زیارت امام رفتی!! چند بار دلت برای مادرت فاطمه زهرا (سلام الله­ علیها) تنگ شده و برای رفع دلتنگی به زیارت حضرت معصومه (سلام الله ­علیها)  رفتید. در فرمایش امام رضا (علیه السلام) که فرمودند: «فَمَن زارَهُم رَغبَةً فی زیارَتِهِم» یعنی با دوست داشتن و دلتنگی به زیارت برو نه فقط برای حاجت، هر چند باید حاجت هایتان را هم به آنها بگویید. کسی که رغبت در زیارت ندارد، اصلاً باطن انسانی پیدا نمی کند. بنابراین، رغبت در زیارت یک ضرورت واجب در حرکت به سمت آخرت است که اگر روحت ضرورت زیارت را درک نکرده باشد، باید تهیه اش کنی و مهمتر از درس و خانواده ات است. اگر خانواده زمینی نداشته باشیم، خدا جبران می کند ولی اگر خانواده آسمانی را نداشته باشیم باید تهیه ­اش کنیم. خوش بحال کسی که لحظه مرگ در نامه اعمالش بنویسند او یک بار، دوبار یا صدبار با عشق و از روی دلتنگی به زیارت رفته است.

صوت

1 - (12) رغبت و دلتنگی به امام شرط زیارت است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5734
زمان انتشار: 5 نوامبر 2016
| |
«جهادی زیستن» دری برای درمان غم و غصه ها

راه های مبارزه با غم، جلسه (67)؛ 95/7/17

«جهادی زیستن» دری برای درمان غم و غصه ها

«جهادکردن» از راه های درمان غم بوده و علاوه بر این که زمینه شادی و آرامش مؤمن را فراهم می کند، سبب می شود تا غم و اندوه حاصل از دلبستگی های دنیا نیز، برطرف شود.

از نظر قرآن، انسان­ها 6 گروه هستند: ۱-گروهی معادل سنگ هستند. ۲-گروهی از سنگ پست­ ترند. ۳- برخی معادل حیوان ­اند. ۴-برخی پائین­ تر از حیوان ­اند. ۵-شیاطین هستند. (شیاطین الانس) یعنی افرادی (پدر و مادر، استاد، فرزند، دوست و...) که با مدیریت ولایی ­شان عامل غفلت و انحراف دیگران از هدف خلقت و نظام ابدی­ انسان ها می­ شوند. ۶- مومنان. قرآن فقط یک دسته را به عنوان انسان می­ پذیرد و برای این که همه بدانند که فقط این گروه انسان هستند، قسم یاد می ­کند: «وَالْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ » در این سوره انسان به معنای حقیقی رادارای 4 شرط می داند: «۱-ایمان به زندگی ابدی.۲-عمل صالح. ۳-توصیه به حق و توصیه به صبر کردن». معشوق اصلی ما و آن کسی که لایق دل ماست، "الله تبارک و تعالی" است که در کلمه شهادت «اشهد ان الله لا اله الا الله» ظهور پیدا کرده است. همه ما فرزند یک حقیقت هستیم و جنس­مان یکی است. این فاصله های زمینی، همه مربوط به بخش حیوانی ما هستند و هیچ کدام اعتبار حقیقی ندارند. دارائی های زمینی برای کسی تعیین قیمت و شخصیت نمی کند. یعنی اگر کسی با دارائی­ های چهار بخش پائینی (جمادی، گیاهی، حیوانی و انسانی) احساس شرافت و بزرگی کند، این نشان دهنده آن است که قیمت حقیقی اش را نمی ­داند و با معیارهای توهمی زندگی می­ کند. مؤمن اهل «توصیه به حق» است. یعنی دیگران را دوست دارد و با آنها طبق قاعده «هو انت» رفتار می­ کند. یعنی دیگرن را غریبه نمی ­داند. چون آن روح و نفخه ­ای که از محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) دروجود خود دارد، در دیگران نیز می بیند. پس مؤمن حق­گراست و اهل توصیه به حق و توصیه به صبر است. یعنی او آدم شاد و آرام و قدرتمندی است که به دیگران انرژی­ مثبت می­ دهد و در مقابل حوادث، قدرت و آرامش را به دیگران هدیه می­ کند. بنابراین، بزرگترین افتخار مؤمن این است که الله ربّ اوست. از این رو، با چنین روحیه ای توصیه به حق و توصیه به صبر می­ کند. سیستم دفاعی روح­تان را با جهاد تقویت کنید همان طور که وقتی کسی سیستم ایمنی بدنش از کار بیفتد، انواع سموم و بیماری ها به او حمله می کنند و کاری از او برنمی آید، وقتی که سیستم ایمنی و دفاعی روح ضعیف شد و یا از کار افتاد، انواع بیماری های روحی به او حمله می کنند. حالا چه کنیم که سیستم دفاعی و ایمنی روح ما تقویت شود؟ کسی که روحیه جهاد ندارد، مثل آدمی است که سیستم دفاعی در بدن ندارد. افرادی که مبتلا به سرطان هستند، سیستم دفاعی بدنشان ضعیف شده یا از بین می ­رود. آدمی که ادعا می ­کند: «من عاشق خدا و اهل بیت (علیهم السلام) هستم»؛ اما روحیه جهاد ندارد، این به آن معنی است که سیستم دفاعی ندارد تا بتواند از من اصلی ­اش دفاع کند. به همین دلیل است که بخش های پایینی وجودش، معشوق ­های او می شوند و بر او غلبه کرده و او را از دایره انسانیت خارج می­ کنند. پس اگر روح جهادی ندارید، یقیناً سیستم دفاعی روح­تان آسیب پذیر شده است. نتیجه ی سبک زندگی اسلامی بهشت است. وقتی به بهشت رفتی نامه اى از جانب خدا به تو تقدیم مى شود و در آن نامه چنین آمده است: «من الْحَیِّ القیوم الَّذِی لا یَمُوتُ الی الْحَیِّ القیوم الَّذِی لا یَمُوتُ أما بعد فإنی أقول للشیء كُن فَیَكُون وَ قَد جَعَلتُك تقولُ لِلشیء كُن فَیَكُون...= از زنده پایداری که هرگز نمی­ میرد، به زنده ی پایداری که هرگز نمی ­میرد. بنده من! سلام من بر تو باد. من به چیزى كه گویم باش، پس مى ­شود، تو را همچنان قرار دادم که به هر چیزى كه گویى باش، پس مى ­شود». یعنی انسان ظرفیت خداگونه شدن دارد و در بهشت می­ تواند هر چیزی را خلق کند. این مقام، مقامی است که انسان در آن به آرامش رسیده است. دین با چنین رویکردی که هم سعادت و سلامت دنیای انسان را تضمین  می­ کند و هم سعادت و سلامت آخرت را، دشمنانی دارد که برایش مزاحمت ایجاد می­ کنند و اصطلاحاً به آنها «طاغوت» گفته می ­شود و مؤمن اهل سازش با دشمنان دین نیست. پس اگر کسی عاشق خدا، اهل بیت و دین است، حتما با دشمنان دین نیز، جهاد و مبارزه می­ کند. به خاطر همین، اسلام اساساً انسان را با سه شاخصه اصلی می­ شناسد که بدون آنها از مقام انسانیت خارج است. این سه شاخص، همان سه معشوق اصلی انسان هستند:«خدا، اهل بیت (علیهم السلام) و جهاد». موانعی که به عنوان ۸ معشوق بر سر راه جهاد وجود دارد، در سوره توبه آیه 24 معرفی شده است: «قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ= بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خاندانتان و اموالى كه به دست آورده‏اید و تجارتى كه از كسادش مى‏ترسید، و خانه‏ هایى كه خوش دارید، در نزد شما از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش عزیزتر هستند، منتظر باشید تا خداوند فرمانش را به میان آورد، و خداوند نافرمانان را هدایت نمى‏ كند». در این آیه هشت معشوق­ جمادی و حیوانی (پدران و مادران، پسران و دختران، داداش و خواهر، همسرانتان، عشیره و قوم، اموال و شغل و تجارت و خانه) را ذکر می ­کند که اگر آن­ها عزیزتر و محبوب تر از سه معشوق اصلی­ مان یعنی الله، اهل­بیت و جهاد باشند، فاسق هستید. پس قیمت هر انسانی را می­ توان از معشوق هایش به دست آورد. جهاد یعنی دفاع از عشق جهاد یعنی  بتوانی از معشوق های حقیقی­ ات دفاع کنی. کسی که نسبت به الله و اهل بیت (علیهم السلام) بی ­غیرت باشد و روحیه جهادی نداشته باشد، او حتماً در عشقش دروغ می­ گوید. لذا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَنْ مـاتَ و لَمْ یُحَدِّثْ بِهِ نَفْسَهُ مـاتَ عَلى شُعْبَة مِنْ النِّفاقِ= هر کس بمیرد و آرزوی جهاد در دلش نداشته باشد، بر شعبه ­ای از نفاق می ­میرد». اهل بیت و امامان معصوم (علیهم ­السلام) صرفاً شخصیت­ های تاریخی نیستند که بگوئیم فقط در 1400 سال پیش بودند، بلکه حقیقت جاودانه­ ای هستند که تاکنون و بعد از ما در روح ها جریان دارند. وقتی در زیارت عاشورا با امام حسین (علیه السلام) حرف می زنیم، «ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ» یعنی اگر می خواهیم منتقم امام حسین باشیم راست بگوئیم. عزادار حقیقی یعنی کسی که در برطرف کردن موانع ظهور امام زمان (علیه ­السلام) نقش داشته باشد. عزادار حقیقی یعنی کسی که اگر یک ساعت برای امام حسین (علیه ­السلام) گریه می­ کند، ده ساعت برای امام زمانش تلاش می‌کند. پس روح جهادی، رکن شخصیت یک انسان است که اگر کسی نداشته باشد، مثل کسی است که سیستم دفاعی ندارد و به قول نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) بر شعبه ­ای از نقاق می ­میرد. جهاد از نظر اسلام، دارای اقسامی است که عبارتند از: جهاد دفاعی یعنی به شکل جبهه­ ای و جنگی است که باعث از دست رفتن دست و پا و شهادت می­ شود. گاهی جهاد، اقتصادی است که انسان از مالش می ­بخشد. یعنی همان­طورکه دوست داریم برای همسر، فرزند و خانواده ­مان هزینه کنیم، بخش مهمی از اموال­مان را با عشق و بی ­منت در اختیار امام زمان (علیه ­السلام) و برای او هزینه کنیم.  گاهی جهاد در بُعد اجتماعی، سیاسی و علمی است. زندگی جهادی یعنی این که انسان در تمام عرصه­ ها از بخش‌های (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی) بگذرد و در راه معشوق حقیقی، یعنی خانواده آسمانی و امام زمانش هزینه کند و برای آنها فدا شود. در غیر این صورت او عزادار حقیقی نیست. جهاد، کوتاه­ترین راه درمان غم است برای درمان غم و اندوه، اسباب مختلفی وجود دارد که در احادیث به آن اشاره شده که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، «جهاد» است. در حدیثی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است: «جَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ فإنَّ الجِهادَ فِی سَبِیلِ اللّهِ تبارک و تعالی بابٌ مِن أبوابِ الجَنَّةِ یُنجِی اللَّهُ تبارک و تعالی بِهِ مِن الْهَمَّ وَالْغَمَّ= در راه خدا جهاد کنید. چون جهاد در راه خدای تبارک و تعالی دری از درهای بهشت است که خداوند به وسیله آن همّ و غم­ شما را برطرف می‌کند». مردم کشورمان از طاغوت ­ها نجات یافته و عزت و شرافت پیدا کرده اند. درحالی که قبل از انقلاب، بدبخت ترین ملت روی زمین بودیم. اما الان عزت داریم و همه این آثار مثبت به برکت داشتن روح جهاد است. مضاف بر این که جهاد از نظر شخصیتی، غم ­زداست، یعنی تمام غم و غصه ­ها و تنگ نظری ­های مربوط به وابستگی چهار بخش پایینی وجود انسان را برطرف می کند. به محض این که انسان ازوابستگی آن­ها بگذرد، شاد می­ شود و دیگر غصه­ ای ندارد. بنابراین، جهاد، یکی از کوتاه­ترین راه­ های دست­یابی به خداوند و اهل بیت است. زیرا روحیه جهادی از آن جهت که باعث انقطاع در انسان می شود، به شادی و آرامش ختم می­ شود. زندگی جهادی یعنی فداکاری و جان نثاری چهار بخش (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) برای بخش اصلی و جاودانه ما که همان بخش فوق عقلی ماست. «جهادی زیستن» یعنی هدیه شدن به خدا. همان­طور که امام حسین (علیه ­السلام) و اهل بیت­ شان در عاشورا از بخش‌های پائین شان یعنی جان، مال، فرزند و... گذشتند و همه را به خدا هدیه کردند و هر چه این هدیه ­ها بیشتر می ­شد، شادی شان نیز بیشتر می­ شد. وقتی انسان به کسی هدیه می ­دهد، خوشحال می­ شود. در روایت نیز از جهاد، تعبیر به تفریح شده است. چون صحنه‌ای برای آدمی ایجاد می ­کند که قرار است معشوقت (الله و خانواده آسمانی) را ملاقات کنی و چیزی را به آن­ها هدیه بدهی. إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ= به راستی که خدا از مومنین جان و مالشان را می خرد تا به آنان بهشت را عطا کند». (توبه ۱۱۱). حضرت امیر علی (علیه ­السلام) می­فرمایند: «انَّ الْجِهادَ بابٌ مِنْ ابْوابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّةِ اوْلِیائِهِ؛ جهاد درى است از درهاى بهشت است كه خداوند به روى دوستان نزدیك خویش گشوده است». پس جهاد برای مؤمن یک فرصت است نه تهدید. آن هم فرصت عاشقی. جهادگر انتخاب شده ی خود خداوند است. یعنی او شرافت انسانی ویژه ­ای داشته که خداوند او را انتخاب کرده است و این افتخار بزرگی است که بی­ نیاز مطلق از انسان هدیه‌ای را بخرد. بنابراین، مؤمن جهادگر در دلش طالب شهادت از خداست. زیرا شهید یعنی گذشتن از همه چیز و فدا کردن تمام دنیا برای خدا. امّا شرطش این است که این اتفاق، اول در دل بیفتد. یعنی وابستگی در دل قطع شود. اگر این مسئله در دل اتفاق بیفتد، حتی اگر در رختخواب هم بمیریم شهید محسوب می‌شویم. اگر بخواهیم خدا ما را قبول کند، باید ذکر «یاقابل» را 133 مرتبه بگوئیم.

فیلم

1 - «جهادی زیستن» دری برای درمان غم و غصه ها

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5720
زمان انتشار: 2 نوامبر 2016
| |
مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

خانواده آسمانی، 450، 95/08/6

مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

در ادبیات الهی مؤمن مساوی با انصاف است و از نظر خداوند فقط مؤمن "انسان" است و باطن انسانی دارد.

قرآن کریم از دو دسته از انسان­ ها سخن می­ گوید. «أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لَایَسْتَوُونَ= آیا کسی که مؤمن است با کسی که فاسق است یکی است» (سوره سجده/آیه 18) گروهی كه مومن ­اند چون به امنیت و شادی و آرامش رسیدند و به ابدیت سالم متولد می­ شوند و گروه دوم «فاسقان» كه اهل عناد و تكذیب اند و به 5 دسته تقسیم می­­ شوند: کسانی که ارزش جمادی یا ارزش گیاهی یا حیوان و کمتر از حیوان یا شیاطین دارند و فقط یک گروه هستند، که آن­ها انسان هستند: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛ همانا انسان در زیان است* مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده و همدیگر را به حق سفارش و به شكیبایى توصیه كرده‏ اند». وای به حال کسی که مؤمن نیست. چون نه زندگی دنیایی خوبی خواهد داشت و نه آخرت خوبی. این مسئله که "هر کس باید فکر کند آیا او مؤمن است یا نه!" امروزه، متأسفانه دغدغه ­های اکثر آدم­ ها در طول زندگی ارزش ­های است که هیچ کدامشان به درد آخرت نمی­ خورد. مسائلی مثلاً ازدواج کردم یا نه، خانه دارم یا نه، پولدار هستم یا نه! بچه دارم یا نه! ... چون نگاه بر خود، نگاه جنسی است. لذا نوع مشکلات و ارزش ­های که با خودمان می­ سنجیم، ارزش ­های جنسی است؛  به این منظور که ذهن و قلب خیلی از افراد به این ارزش ها مشغول بوده و با همین ملاک­ ها تا آخر عمر می خواهد سرپا زندگی کنند و فکر برزخ نمی­ کنند که آیا در شب اول قبر گیر دارند یا نه! ایمان دارند یا نه! وقتی وارد آخرت می ­شوند آیا مؤمن محسوب می­ شود یا نه! درحالی­ که در آخرت اگر کسی مؤمن نباشد، بدبخت خواهد بود. چنانکه روایتی از امام صادق (علیه ­السلام) که فرمودند: «أَتَخَوَّفُ عَلَیْكُمْ فِی الْبَرْزَخِ= من از برزخ برای شما می ­ترسم» که خبر از سختی برزخ است. لذا این خیلی مهم است که انسان در سبک زندگی­ اش به این فکر کند که اگر من مُردم، مؤمن هستم یا خیر! آیا بشیر و مبشر برای حسابرسی می­ آیند یا نکیر و منکر! ... این را جز بدهی ­ها و ضروری­ت ­های که باید در زندگی خودمان پیاده کنیم، حساب نمی­ کنیم و به آرزوهای داشتن فرزند، همسر، پول، مقام و .... سرگرم هستیم. دادن سهم فقیران در مال از شاخصه ­های مؤمن است نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَن واسَى الفَقیرَ، وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ، فذلكَ المؤمِنُ حَقّا= کسی که نسبت به فقیر مواسات داشته باشد و با مردم با انصاف رفتار کند، او مؤمن حقیقى است». در فقره اول روایت «مَن واسَى الفَقیرَ» پیامبر اسلام کسی را مؤمن می­ داند که یعنی با فقیر زندگی می­ کند. فقرا در زندگی شخص نقش دارد و آن­ها به او تکیه دارند. دوستش دارند. او به استقبال فقرا می­ رود. قرآن کریم در سوره ذاریات آیه 19 می ­فرماید: «وَ فِی أَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَالمَحرومِ=و در اموالشان براى سائل و محروم حقى [معین] بود» مؤمن کسی است که همیشه درآمدی که دارد، حق فقیر را بجا می آورد. مؤمن کسی که دلش به رفتار خدا و اخلاق خدا امنیت و آرامش دارد و چه در سختی­ و تنگ­نا و چه در خوشی و رفاه حق فقیر را ادا می ­کند. در سیره ی اخلاقی امام سجاد (علیه ­السلام) آمده که ایشان صد خانوار را تحت پوشش داشت و اصرار بر این هم می کرد که خودش به امورات تک تک خانواده ها رسیدگی کند. او کسی است که در عمرش دو بار نصف اموالش را بخشید. او دغدغه ی فقرا و نیازمندان و بیماران و گرفتاران و از همه مهم­تر ایتام فرهنگی و معنوی که دستشان به اهل­ بیت نمی ­رسد، را داشته باشد. شدیدترین بلا برای انسان فقر روحی و تشنگی نفس انسان است که نداند با کدام آب روحش را سیراب کند. چنانکه حضرت علی فرمودند: «أكبَرُ البلاءِ فَقرُ النَّفسِ؛ شدیدترین بلا فقر نفس است».انسان در این حالت نمی داند با چه چیزی به غنای نفسش بپردازد. لذا فقر فرهنگی بالاتر از فقر مادی است. یعنی فقر ملکوت و قیامت بدتر از فقر دنیاست. اگر در دنیا فقری داشته باشیم خدا در آخرت جبران می­ کند اما اگر کسی فقر عقیدتی، اخلاقی و معنوی و باطن انسانی داشته باشد خیلی خطرناک است. پس اگر خدا به ما انواع روزی اعم از؛ روزی مادی، روزی که در شأن گیاهی باشد، روزی های بخش حیوانی، روزی عقلانی و همین طور روزی فوق عقلانی عطا کرد باید سهمی از فقرا در هر شأنی که باشند را نیز داشته باشیم. دادخواهی از خود در ادامه روایت، پیامبر انصاف نسبت به مردم را از شاخصه های مؤمن می­ داند: «وأنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ فذلكَ المؤمِنُ حَقّا = و با مردم با انصاف رفتار کند و او مؤمن حقیقی است». یعنی آدم با وجدان و منصفی باشید و خودتان را محاکمه کنید. با انصاف­ترین مردم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «أنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِكَ، وَأهْلِكَ، وَخاصَّتِكَ، ومَنْ لَكَ فیهِ هَوًى، وَأعْدِلْ فِی العَدُوِّ وَالصَّدِیقِ» مخاطب این روایت همه مردم می تواند باشد اما مخاطب اصلی آن مسئولین و کسانی که ثروت و جایگاه و موقعیتی در کشور دارند، می ­باشد. «أنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِكَ = منصف کسی است که دادِ مردم را از خودش بگیرد.» به طور مثال در جایگاه همسری، آیا همسر باانصافی هستی یا نه! آیا برای پدر و مادرت فرزند خوبی هستی! گاهی اوقات دیده می شود مرد به جای اینکه بنشیند و فکر کند که آیا مرد خوبی است یا نه! با ضعف ­های زنش خودش را مقایسه می­ کند. چنین روحیه ای جهنمی است. پس خود را محاکمه کنیم قبل از اینکه در قیامت محاکمه شویم و نتوانیم جوابی داشته باشیم. همه فرق انسان با حیوان همین در این است که حیوانات مقابله به مثل هم دارند. اگر به حیوانات محبت کنید او هم به شما محبت می ­کند. پس وظیفه انسان  سنگین تر است و کسی که می خواهد شبیه به خدا و اهل بیت بشود خودش را ارزیابی کند که آیا وظیفه اش را نسبت به همسر، پدر و مادر و فرزند درست انجام داده است یا نه! «وَأهْلِكَ، وَ خاصَّتِكَ وَ مَن لَكَ فیهِ هَوىً؛ داد مردم را از خانواده ات و کسانی که نزد تو ویژه هستند، بگیر». چون ممکن است خانواده ات (برادر یا خواهر یا همسر یا فرزند) بواسطه تو به مردم ظلم کنند، ما خیلی وقت­ها به خاطر خانواده مان به دیگران ظلم می­ کنیم. مثل مشکل بعضی از آقازاده ­های نمایندگان که در کشور ما مطرح است. چون ویژه هستند، حق دیگران را ضایع می­ کنند. پس مراقب باشید آن­هائی که ویژه هستند مثل دوستان که علاقه ویژه به آن­ها نیز داری، به خاطر این علاقه حق کسی خورده نشود و ظلمی نشود. «وَ أعْدِلْ فِی العَدُوِّ وَالصَّدِیقِ؛ در مورد دشمن و دوست عادلانه رفتار کن». رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن یکی از رفتارهای است که اسلام تأکید بر آن دارد. عمل بسیار سختی است. چون فشار به بخش حیوانی انسان می­ آید امّا در دل این فشارها انسانی شبیه به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) شکل می ­گیرد. یکی از مواردی که متأسفانه کمتر دیده می­ شود، "انصاف در طلاق" است. ندادن مهریه، فشار عاطفی و روحی بر زن، اینها همه جهنم ­هایی هستند که توجهی به آن نمی­ کنند و با منصف نبودن دیده می ­شود. اخلاق و انسانیت اقتضا می­ کند که انصاف رعایت کنیم. متأسفانه خیلی از آقایان با بی­ انصافی مهریه نمی­ دهند و زن را طلاق می ­دهند. رعایت انصاف ارزشت را بالا می­برد امیرالمؤمنین علی (علیه ­السلام) فرمودند: «أنصِفْ مِن نَفسِكَ قَبلَ أن یُنتَصَفَ مِنكَ؛ فإنَّ ذلكَ أجَلُّ لقَدرِكَ، و أجدَرُ برِضا رَبِّكَ= پیش از آنكه از تو دادخواهى كنند تو خود از خویشتن دادخواهى كن؛ زیرا این كار منزلت تو را بالاتر مى­ برد و پروردگارت را بیشتر خشنود مى كند.». اگر این حق را به دیگران ندهیم، ممکن است در دنیا از ما نگیرند، ولی در آخرت با تلخی و سختی گرفته می­ شود. اگر کسی خودش را مقصر در خطاها ببینید و اعتراف کند، در هر صنف و جایگاهی مثل عالم، دانشمند، و.... باید اعتراف کند و این اعتراف نه تنها موجب کم­ شدن عظمت شخصیت انسان نمی­ شود، بلکه منجر به بالا رفتن ارزش فرد شده و آبروی او حفظ می ­شود. از دیگر نتایج این خصلت، راضی شدن خداوند از بنده است و خدا از بنده­ ای که منصف باشد از او خشنود می شود و به او مباهات می ­کند.

صوت

1 - مهمترین شاخص مؤمن انصاف است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5719
زمان انتشار: 31 اکتبر 2016
| |
 مقام محمود جلسه اول

استاد محمد شجاعی

مقام محمود جلسه اول

«مقام محمود» یعنی مقامی که پسندیده ی خداست. پسندیدگی مقام، با کسب «دارایی» صورت می گیرد، نه فقط «دانایی». یعنی شخص باید به یک دارایی و قابلیتی برسد تا مورد حمد و ستایش قرار گیرد و مقامش پسندیده شود.

عناوین جلسه اول «مقام محمود» چیست؟ ادامه مطلب بین سه فقره در زیارت عاشورا که پشت سرهم آمده، ارتباط منطقی وجود دارد. ادامه مطلب خدا ایرانی هایی را که دینشان را یاد نگرفته اند، بدتر از دیگران عذاب خواهد کرد. ادامه مطلب

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5713
زمان انتشار: 12 ژولیه 2017
| |
جلسات خانواده آسمانی

استاد محمد شجاعی

جلسات خانواده آسمانی

عناوین مباحث شرح زیارت جامعه کبیره عناوین جلسات خانواده آسمانی: جلسه 474: انسان نباید به خودش صدمه بزند. ادامه جلسه 473: «خودفراموشی» منشأ دوری از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) است. ادامه جلسه 472: از دعای مظلوم بترسید که سوار بر ابرهاست. ادامه جلسه 471: نفوذی های دستگاه ظالمان، برای کارگشایی از مشکل شیعیان انتخاب می شوند. ادامه جلسه 470: نسبت به ظلم، بی تفاوت نباشید. ادامه جلسه 469: پاداش و گناه کسی که به گیاه، حیوان، حتی انسان کافر یا مؤمن مظلوم یاری برساند یا نه، متفاوت است.ادامه جلسه 468: ریاست جمهوری و عضو شورای شهر شدن، باید برای خدمت به مردم و رفع ظلم باشد. ادامه جلسه 467: «ظالم» چه رییس جمهور باشد و چه هر مقام دیگر، حتی همسر انسان، نشانه هایی دارد. ادامه جلسه 466:‌ کوتاهی در انس به اهل بیت، حسرت و پشیمانی به همراه دارد. ادامه جلسه 465: علت سکوت خداوند در برابر ظلم ظالمان چیست؟ ادامه جلسه 464: هنگام ستم کردن، قدرت خدا را به یاد آور. ادامه جلسه 463: کسی که منکر دستورات دین می شود، ظالم است. ادامه جلسه 462: شدیدترین غضب الهی بر مظلومی است که جز خدا یاری ندارد. ادامه جلسه 461: ستم کردن به «انسان های بزرگوار»، زشت ترین ظلم است. ادامه جلسه 460: «ظلم به ضعیف»، زشت ترین نوع ظلم به انسان است. ادامه جلسه 459: حق الناس حتی با شهادت، از گردن کسی ساقط نمی شود. ادامه جلسه 458: بزرگترین نعمت الهی انس با خداست که فقط با شأن فوق عقلانی قابل حصول است. ادامه جلسه 457: «شک» انسان را از کسب کمالات حقیقی باز می دارد. ادامه جلسه 456: خدا برای برخی گناهان فرصت می دهد، اما در مورد ظلم، به سرعت عذاب می کند. ادامه جلسه 455: ظلم به مظلوم سخت ترین نوع ظلم است. ادامه جلسه 454: ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است. ادامه جلسه 453: «ظلم به خود» موجب تزلزل در شخصیت انسان می شود. ادامه  جلسه 452: ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت. ادامه  جلسه 451: «ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است. ادامه جلسه 450: مهمترین شاخص مؤمن انصاف است. ادامه جلسه 449: آثار و برکات مراعات انصاف. ادامه جلسه 448: انصاف و و جدان در عمل، لازمه سبک زندگی است. ادامه جلسه 447: «منصف بودن»، سخت ترین و با فضیلت ترین عمل است. ادامه جلسه 446: انصاف تابلوی ایمان است. ادامه جلسه 445: «انصاف» از مهمترین حقوق انسان ها است. ادامه   خلاصه سایر جلسات

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5712
زمان انتشار: 31 اکتبر 2016
| |
مقام محمود جلسه دوم

مقام محمود جلسه دوم، استاد شجاعی

مقام محمود جلسه دوم

زیارت عاشورا مملو از مقامات انسانی است. ادامه مطلب خداوند با رحمت رحیمیه اش امکان همراهی با امام حسین (علیه السلام) را فراهم کرده است. ادامه مطلب

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5707
زمان انتشار: 4 سپتامبر 2017
| | | |
مهارت های کنترل اقتصاد خانواده را بیاموزیم

مهارت های زندگی جلسه دوم، استاد محمد شجاعی

مهارت های کنترل اقتصاد خانواده را بیاموزیم

اولین وظیفه انسان در خانواده که نسبت به ۳ وظیفه دیگر مقدم تراست (نه مهم تر) تأمین مادی است، که اگر به درستی و طبق نظر خداوند و شرع انجام شود کمک بسیار بزرگی در انجام دو وظیفه دیگر (تأمین عاطفی و معنوی) محسوب می شود.

تامین اقتصادی خانواده پیشتر گفته شد که هر انسانی که ازدواج می کند و یا به عنوان عضوی از خانواده شناخته می شود، باید به ۳ وظیفه در خانواده عمل کندکه شامل (تأمین مادی، عاطفی و معنوی) می باشد. در این زمینه یک ضرب المثل وجود دارد که می گوید که هر کسی که نمی خواهد و یا نمی تواند ویا نباید کاری را به پایان برساند، هرگز نباید آن را شروع کند. انسانی که زندگی را آغاز می کند، باید آن را به سر انجام برساند. اگر احساس می کنید که نمی توانید و  یا نمی خواهید  زندگی را به پایان و سرانجام سعادت برسانید،  پس اصلاً نباید آن را شروع کند. اولین وظیفه انسان در خانواده که نسبت به ۳ وظیفه دیگر مقدم تراست (نه مهم تر) تأمین مادی است، که اگر به درستی و طبق نظر خداوند و شرع انجام شود کمک بسیار بزرگی در انجام دو وظیفه دیگر (تأمین عاطفی و معنوی) محسوب می شود. این ۳ وظیفه متأثر از یکدیگر هستند و در تعامل با هم قرار دارند؛ به عنوان مثال اگر کسی در سیاست اقتصادی خانوادگی اش ضعیف و بدون تدبیر عمل کند، در مسائل عاطفی و معنوی زندگی اش هم دچار سر خوردگی و شکست می شود. (تأمین مادی زندگی انسان ها باید طبق دستورات خداوند انجام شود تا تأثیر مثبت خود را بر دیگر مسائل  زندگی انسان بگذارد). گفته می شود که علت بسیاری از جدایی ها و شکست ها در زندگی مشترک مشکلات اقتصادی است، ولی در واقع دلیل اصلی آن مشکلات و مسائل فرهنگی و عدم توجه به دانش و تخصص های لازم در زمینه خانواده است. چه بسا بسیاری از خانواده ها مشکل اقتصادی ندارند، ولی باز هم در زندگی شکست می خورند. پس بهتر این است که اقتصاد خانواده، روابط مالی و درآمدها و مخارج خانواده براساس اصولی باشد که با سعادت انسان تنظیم شده است. انسان به عنوان یک موجود ریاضی خلق شده است. منظور از این مطلب این است که انسان یک مرحله قبل از تولد دارد که روح الهی است، بعد در مرحله بعد وارد دنیا می شود،  و در مرحله سوم باید به نزد خداوند بر گردد... هر انسان وظیفه دارد که به هر سه مرحله زندگی خود بنگرد و بیندیشد و فقط خود را محدود به مرحله (تولد تا مرگ)که همان زندگی در دنیاست، نکند که اگر این طور شد راه را اشتباه رفته است. حضرت علی (علیه السلام) در این رابطه می فرمایند: خوشبختی و رحمت سراغ کسی می آید که در هر سه مرحله خود را ببیند و بشناسد. مهارت های کنترل اقتصاد خانواده را بیاموزیم انسان یک موجود ریاضی است و خوشبختی، عشق وآرامشش در زندگی هم به صورت ریاضی است. لذا اگر کسی بخواهد در زندگی خوشبخت و موفق باشد، لازم است کلیه رفتارها و ارتباطات و مهندسی فکرش را کاملاً با ریاضیات خلقت خود و زیر نظر سازنده ای که او را که او را ساخته است، تنظیم کند. همان پروردگاری که خالق میلیاردها سلول در بدن ما و هر آنچه که در اطراف ماست، می باشد؛ از بندگان خود می خواهد که اگر خواستار یک زندگی شاد و آرام، برکت در مال و در نهایت خوشبختی ابدی هستید، باید این سلسله از امور را رعایت کنید. سعادت آخرت، میزان معنویات و عواطف ما ارتباط مستقیمی با تصمیم گیریهای اقتصادی ما دارد، انسان ها اگر خواستار معنویات و عواطف خوب در زندگی خود هستند، باید در مسائل اقتصادی درست رفتار کنند. اقتصاد و مسائل مربوط به آن در زندگی هر انسانی دارای فراز و نشیب های زیادی است که اکثر انسان ها این فراز و نشیب ها را به گونه ای در زندگی شخصی خود تجربه کرده اند. « بی تدبیری و گرفتاری در چنگال هیجانات به خصوص مواقعی که با مشکل اقتصادی و مادی روبرو هستیم سبب می شود که ضربه های عاطفی و معنوی زیادی به انسان وارد شود». به عنوان مثال عده ای از افراد به محض بر خورد با مشکلات مادی تعادل شخصیتی خود را از دست می دهند و از خود رفتار هایی را بروز می دهند که به شدت عواطف و معنویات آن ها را از بین خواهد برد. اسلام برای اینکه مشکلات اقتصادی در خانواده به وجود نیاید و اگر هم به وجود آمد تبعات بدی نداشته باشد دستورالعمل هایی را ارائه داده است در صورت توجه به آن خانواده دچار بحران نمی شود.. دو اصل مهم در تأمین اقتصادی سالم خانواده دو اصل مهم تأمین اقتصادی خانواده عبارتند از: اصل اول: کار، تقدس و لزوم آن انسان ها برای تأمین اقتصادی خانواده خود باید کار کنند و زحمت  بکشند. خداوند تبارک وتعالی در قرآن کریم می فرماید: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً» (سوره روم/آیه 21)  منظور خداوند در این آیه این است که زن و شوهر در زندگی باید علاوه بر داشتن محبت نسبت به یکدیگر، مودت هم در رابطه آن ها وجود داشته باشد. منظور از (مودت) محبتی است که زن و شوهر حاضرند بخاطر عشقشان به همدیگر فداکاری کنند و در زندگی بخاطر هم زحمات زیادی را متحمل شوند. به عنوان مثال سرپرست خانواده باید نان آور خانواده باشد و زحمت کار کردن و عرق ریختن را به خود بدهد و قبول کند که برای تامین نیازهای خانواده اش باید متحمل کار و تلاش زیادی شود. کار کردن در اسلام یک عبادت محسوب می شود به طوری که اگر کسی در حین کار جان خود را از دست بدهد شهید محسوب می شود. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «اَلکادُّ عَلَی عِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللهِ؛ کسی که برای تأمین هزینه زندگی خود تلاش می کند، همانند مجاهد در راه خداست». اصل دوم: طلب حلال طلب حلال به این معنا که نفقه باید از راه حلال تأمین شود که اگر اینطور نباشد قطعاً بر ساختار عاطفی و معنوی خانواده تأثیر خواهد گذاشت. لقمه حرام سبب می شود که انسان ها بدیهیات را انکار کنند با وجود اینکه در درون به آن یقین دارند. اگر انسان ها خواهان عشق پایدار، روح پاک وآرامش در زندگی هستند باید با لقمه حلال شروع کنند که با لقمه حرام به این مهم دست نمی یابند.   مهارت های زندگی (جلسه دوم)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5705
زمان انتشار: 30 اکتبر 2016
| | | | | |
(11) مهمترین اثر زیارت «اتحاد و ارتباط امت اسلامی با یکدیگر» است

شرح جامعه کبیره؛ جلسه یازدهم ، 95/08/6

(11) مهمترین اثر زیارت «اتحاد و ارتباط امت اسلامی با یکدیگر» است

در ماه های محرم و صفر ادیان عده ای از افراد مسیحی، کلیمی، اهل سنت و... همه حول یک شخصیت به نام امام­ حسین (علیه­السلام) جمع می­شوند که در هیچ جای دنیا چنین صحنه ای پیدا نمی شود. در این اجتماعات باید برای برطرف کردن مهمترین و بزرگترین مشکل جامعه جهانی که نبود امام زمان (علیه السلام) است، چاره ای کرد.

اعمالی که انسان انجام می­ دهد و تحت محاسبه الهی قرار می­ گیرند، دو گونه هستند: گناهان؛ که فعلاً به آن نمی پردازیم کارهای خیر و ثواب گاهی انسان کار خیری را با نیت انجام می دهد؛ مثل نماز خواندن، زیارت رفتن، خوش اخلاقی، ... فرد در این کارها قصد و  نیت دارد؛ یعنی از انجام کارش آگاه است. مثلاً در نماز خواندن، قصد و  قربت الهی است. یعنی برای نزدیک شدن به خدا خوانده می ­شود. امّا انسان در بخش دیگری از اعمالش قصد قربت ندارد، ولی چون کار، کار قشنگ و خوبی است، خود به خود شما را به الله نزدیک می کند. چون آثار خوبی برجای می­ گذارد. انسانی که اخلاق خوبی دارد، هر چند خدا را قبول نداشته باشد و کافر هم باشد، چون منشأ اخلاق خوب، خداوند است، او به اهل بیت (علیهم ­السلام) شبیه می شود. در داستان پیامبر (صلی الله علیه و آله) که عده ای را به اسیری گرفتند، و حکم این بود که همه اعدام شوند، جبرئیل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت: فلانی را آزاد کن. حضرت پرسید چرا؟ گفت: چون او 5 صفت خوب دارد: شجاعت، غیرت ناموسی، مهربانی، و... حضرت او را از بقیه جدا کردند و دیگران را اعدام کردند. آن شخص پرسید: چرا مرا اعدام نکردی؟ ایشان فرمود: چون خداوند این صفت ها را در مورد تو گفته. آن شخص گفت: هیچ کس از اخلاق من آگاه نبود. پس معلوم می شود تو که از این اعمال من خبر داری، حتماً پیامبر هستی. به همین دلیل آن شخص مسلمان شد. پس صفات خوب در هر کسی می ­تواند باشد. مثل حاتم طائی که کافر بود، اما باید از او تعریف و تمجید کرد. خداوند نیز در قرآن کریم از بعضی مسیحیان تجلیل می ­کند. مرحوم ملافیض کاشانی در کتاب مهجة البیضاء، یکی از خواص ازدواج را نزدیکی به خدا می­ داند و در بیان یکی از دلائلی که انسان بواسطه ازدواج به خدا نزدیک می­ شود، می گوید چون کار خوبی است و آثار خوبی دارد. ازجمله: کمک کردن به عفت عمومی، رفع فقر، منشأ خیر  و برکت بودن ازدواج، کمک به انجام هدف خدا از خلقت انسان و تکثیر نسل انسان است. بنابراین،  اگر قصد قربت هم نباشد، باز هم خدا به این کار باعنایت نگاه می­کند و برای آن ثواب می دهد. آثار زیارت انسان در زیارت، هر چند با نیت خواسته های دنیایی مثل شفا گرفتن، حل شدن مشکلات زندگی، ازدواج .... به حرم می­ رود. اما کار خوبی انجام داده و آثار خوبی نیز در کل جامعه برجای می­ گذارد که این آثار برای خداوند و اهل بیت (علیهم ­السلام) خیلی مهم است. چون در رسیدن به هدف عالی خلقت انسان­ها نقش دارد و موجب رشد بخش فوق عقلانی می شود. رشد بخش فوق عقلانی، به تشبه به الله و مقام قرب خداوند می انجامد. یکی از آثار زیارت که در جلسات گذشته بیان شد،"نشر آثار اهل بیت (علیهم ­السلام) است. مثل حوزه ­های علمیه که همیشه در مکان ­های اطراف حرم ها ایجاد شده است. اثر دوم زیارت، بسط فرهنگ دینی از مقصد تا مبدأ" است. مثلاً «تهران – قم» یا «تهران- مشهد» یکی از آبادترین جاده ­های کشور است که مساجد و حوزه های علمیه زیادی در  این شهرها وجود دارد. یعنی گسترش فرهنگ دینی- معنوی در مسیرهای مبدأ تا مقصد زیارت، همیشه بیشتر است. پس نه تنها شهر مقصد را آباد می­ کند، بلکه از سایر جهات هم آبادی و سازندگی می­ آورد؛ چه مادی و چه معنوی. اثر سوم زیارت، استجابت دعاها و کسب مغفرت است. اگر کسی اجابت و مغفرت، قرب و معنویت می­ خواهد، باید زمانی به حرم برود که جمعیت بیشتری در آن حاضر است. زیرا خداوند عنایتش به جمع بیشتر است. روح جمعی برای کسب اجابت و مغفرت بهتر است. چون با حضور مؤمنین مثل علما، رزمندگان، اهل جبهه و خانواده شهدا که انس­ شان با غیب بیشتر از دیگران است، زمینه بهتری برای دیگران فراهم می ­شود. بنابر این، رفع موانع در چنین مکان هایی زودتر انجام می ­گیرد. اثر چهارم زیارت، شفاهای روحانی و آرامش وجود انسان است. زمانی که از حرم بیرون بیائیم، می بینیم آرامشی که در حرم بوجود می ­آید، در جای دیگر به دست نمی­ آید. در می  یابیم که زیارت تمام غصه ها و ناراحتی ­ها و غم ها را از وجود انسان می ­برد؛ چون ارواح مؤمنین حضور دارند، نورها و پرتوهای معنوی و شادی بخشی از وجود معنوی آنها ساطع می ­شود که در نقس دیگران تأثیر می­ گذارد. اثر پنجم زیارت؛ برطرف شدن حجاب ها و افزایش نشاط معنوی است.  مهم­ترین مسئله جامعه اسلامی مهم­ترین اثر زیارت، مسئله «اتحاد و ارتباط امت اسلامی با یکدیگر» است. در هیچ جا به اندازه ی اربعین، (ماه محرم و صفر) مردم متحد و همدل نمی ­شوند. ممکن است افراد اختلافات سلیقه ای با هم داشته باشند، اما در محرم و صفر پیروان  ادیان مختلف، از جمله مسیحی ها، کلیمی ها، اهل سنت و... همه حول یک شخصیتی به نام امام­ حسین (علیه­ السلام) جمع می ­شوند که در هیچ جای دنیا چنین چیزی سراغ ندارید. در این وحدت، مشکلات و مسائل عمده ی مسلمانان امت اسلامی مطرح شود تا آن معجزه که اهل بیت (علیهم ­السلام)  منتظرش بودند. اتفاق بیافتد. وقتی مسلمانان دور هم جمع می شوند، مهمترین و بزرگترین مسئله و مشکل جامعه اسلامی چیست؟ پاسخ، «نبود امام زمان (علیه­ السلام)» در بین مسلمانان و حاکمیت طاغوت ها بر آن­هاست. جهان اسلام گرفتار کفر و ضلالت طاغوت­ ها شده است. مانند مکه و مدینه است که در اختیار طاغوت ­ها قرار دارند و عربستان که مسلمان نیستند و فقط ادای مسلمانان را درمی ­آورند، کاملاً در اختیار یهودیان قرار دارند. کسی که در سبک زندگی ­اش برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان (علیه ­السلام) قدمی برنمی دارد، او فاسق است. چون از امامش غافل است. لذا مهم­ترین مسئله جامعه جهانی که باید در این اجتماعات مطرح شود برطرف کردن موانع ظهور است. نقش ایران در ظهور امام زمان (علیه­ السلام) یک نقشه ریاضی دقیق الهی که در 1400 سال پیش نقشه ­اش ریخته شده است که قرار است در ایران اجرا شود. این سوال مطرح است که چرا خداوند ایرانیان را انتخاب کرده است؟ ایرانیان ریشه توحیدی قبل از اسلام دارند. در روایت آمده: «ایرانیان با ما اهل بیت فامیل هستند، ما از بچه های ابراهیم هستیم و ایرانیان از فرزندان اسماعیل هستند». امروز هر کسی به هر دلیل و نیتی در زیارت یا پیاده روی اربعین شرکت کند، چون در جمع جریان­ سازی ظهور امام زمان (علیه­ السلام) نقش دارد، ثواب­ هایش را می ­برد. امّا خوش به حال کسی که خودش با رغبت این کار را انجام می دهد. نه فقط برای مقاصد دنیایی­ اش.  کسی که در ابتدا با نقشه اهل بیت زندگی می ­کند، او می تواند مقابل امام حسین (علیه ­السلام) بایستد و صادقانه بگوید: «اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ» این فرد حتماً با سیدالشهداء در برزخ ، قیامت و در زندگی جاودانگی محشور خواهد شد و این فرد کسی است که به مقام محمود رسیده است. زیارت اهل بیت آثاری دارد که زیارت خانه خدا ندارد زیارت اهل بیت (علیهم السلام) که رابطه عاشقانه نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) بوجود می ­آورد، هر چند برای خواسته ­های دنیایی ­مان مثل ازدواج، شفا، مشکلات مالی و ... باشد، یک دلدادگی و فداکاری و شوری ایجاد می کند که همه سازنده هستند و تأثیرگذاری در سبک زندگی انسان اعم از ارتباطات و انتخاب ها و افکار او خواهد گذاشت. اما حتی در حج و زیارت خانه خدا این اتفاقات قشنگ پیش نمی ­آید. حاصل کلام این که چون معجزه ­هایی مثل انقلاب اسلامی، ظهور امام زمان (علیه­ السلام) و نابودی دشمنان ایشان، همه منوط به زیارت­ها به ویژه زیارت سیدالشهداء است. به این معنا که داستان و تکلیف بشریت و دنیا در این مکان ­ها تعیین می شود. این همان خبری است که همه انبیا (124هزار) و اهل بیت منتظرش بودند. این اتفاق در مجالس امام حسین (علیه ­السلام) می افتد. این امام حسین است که با شهادت در کربلا زمینه کافی برای ایجاد قدرت و یک انرژی بی­نهایت را ایجاد کرد تا تاریخ و جامعه و مردم و جهان بتوانند برای ظهور منجی و آمادگی منتقم خون امام حسین شدن را ایجاد کنند. لذا شرکت در عزاداری ها منجر به جلب خیرات و برکات و افزایش سرعت حرکت در رشد بخش فوق عقلانی انسان می شود. چنانکه در روایت فرمودند: «انَّ الْحُسَیْن مِصْباحُ الْهُدى‌ وَ سَفینَةُ النَّجاة = به درستی که حسین (علیه السلام) چراغ هدایت و كشتى نجات است».

صوت

1 - (11) مهمترین اثر زیارت «اتحاد و ارتباط امت اسلامی با یکدیگر» است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5691
زمان انتشار: 27 اکتبر 2016
| | | | | |
(10) فیض الهی در جماعت است

شرح جامعه کبیره؛ جلسه دهم ، 95/07/29

(10) فیض الهی در جماعت است

چرا در زیارت یا ارتباط معنوی و الهی هر چه تعداد جمعیت بیشتر باشد، فیوضات هم بیشتر است! این سؤالی است که در این جلسه قرار است به آن پاسخ داده شود.

بروز مشکلات با دوری از اهل بیت (علیهم السلام) معصومین (علیهم ­السلام) در دنیا و آخرت شخصیت­ های نزدیک­تر به خود ما هستند. شخصیت ­های که شما با آن­ها می­ گوئید «بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی» یعنی از پدر و مادرت، اهلت و اسرتت به شما نزدیک­ترند. پس معصوم بزرگترین و جدی­ ترین رحم ما هستند و شما با زیارت، صله ارحام را بجا می­ آورید. اگر کسی فکر کند بزرگترین کسان او فقط خانواده، فامیل و وابستگان و فرزندانش است و بخواهد در آخرت هم با آن­ها محشور شود، هر چند این امر محقق می­ شود اما خودش را نشناخته است. باید بفهمد بزرگترین کس او در دنیا اهل بیت هستند. وقتی انسان در زندگی دنیایی ­اش از آنان (خانواده آسمانی­ اش) فاصله گرفت و فقط با خانواده زمینی­ اش، محشور شد، اولین اتفاقی که برای او می­ افتد، "تنهائی" است. یعنی بی ­پناه و بی ­کس و تنها می ­شود. بسیاری از افراد هستند که خیری از پدر و مادر، فرزند و خانواده و همسر خویش نمی­ بینند و اقرار به تنهائی می ­کنند. چون از خانواده و رحم اصلی ­اش یعنی اهل بیت (علیهم ­السلام) فاصله گرفته­ اند؛ لذا بلاها، غصه­ ها و خلاهای عاطفی، احساس غربت و تاریکی دنیا به سراغ­ شان می ­آید. با وجود اینکه آنها را دارد ولی وسط دریای این ارتباطات تنها می­ ماند و از امور اصلی و ماندگار هیچ لذتی نخواهند برد. آدمی که از خانواده آسمانی­ اش فاصله می­ گیرد، توفیق زندگی کنار خانواده آسمانی را از خودش می­ گیرد و دلتنگی می­ کند. چون انسان به گونه­ ای آفریده شده که باید با اهل خودش زندگی کند. همان­طور که در بخش سوم (حیوانیت) همسر و فرزند و فامیل می­ طلبیم و با آن­ها دلخوش هستیم باید در بخش اصلی و ماندگارمان که بخش انسانی ماست با خانواده آسمانی ­مان باشیم. داستان ما در دنیا این­گونه است. در دنیا همه ما غریب افتاده ­ایم. با اصل خودمان زندگی نمی­ کنیم. اهل­ بیت (علیهم ­السلام) در زندگی ما نقشی ندارند و ما هم برای آن­ها نقشی نداریم. نه ما در چادر آن­ها به عنوان فرزند هستیم و از بابت ما خیالشان راحت باشد و نه آن­ها در زندگی ما هستند که بتوانند نقش پدری و امامی­ شان را برای ما داشته باشند. این­جاست که زندگی پر از فشار، غصه و غم و به هم ریختگی­ ها می­ شود. اگر ما بخواهیم خیر خانواده زمینی­ مان و دنیا را ببینیم باید در ابتدا با خانواده آسمانی ­مان دوست باشیم. آن وقت است که دنیا قشنگ و شیرین می ­شود. افرادی که در عشق شکست می­ خورند به خاطر نداشتن فهم نیست بلکه عدم آرامش است. آدمی تا روانش آرام نشود، روابط زناشوئی ­اش را هم نمی ­تواند درست انجام بدهد. امروزه دانش و عقل در استخدام و اسیر وهم است. هرچند آسایش حاصل می­ شود اما آرامشی به وجود نمی ­آید، درحالی­که آرامش در مرتبه بالاتری قرار دارد و شرط آن این است که عقل و اطلاعات پایه برای حرکت به سمت کمال مطلق و هدف خلقت شود. آن علمی به کار می ­آید که مهارت­ های صحیح ارتباط با غیب، الله و خانواده آسمانی را به ما یاد دهد تا بتوانیم به عنوان یک انسان زندگی کنیم، نه به عنوان یک آقا و یک خانم. درحقیقت اسلام و ایمان باید با معارفی همراه باشد که ما را به خانواده اصلی و غیب آشنا و متصل کند اما وقتی ما خوراک ­های مناسب در بخش زمینی نداریم، نمی­ توانیم خوشبخت و آرام باشیم. براین اساس، افزایش صمیمیت با خانواده زمینی در گرو دوستی و ارتباط با خانواده آسمانی است که سبب آرامش روح انسان بوده و "خودشناسی" زمینه این ارتباط و دوستی است. خوشحالی امام از حضور زائر در حرم زمانی که زائر به زیارت معصوم می ­رود، در اینکه صله رحم بجا می­ آورد، منجر به خوشحالی امام از دیدار او همانند یک پدر می­ شود. ولو اینکه او خوشحال نباشد اما امام خوشحال است و او را مورد رحمت و رأفت خود قرار می­ دهد. اما اگر دغدغه این باشد که حرم خلوت باشد، بدانید که فیض کمتری می ­رسد. بنابراین، ما باید از روح جمعی استفاده کنیم. مؤمن در کنار مؤمن آرامش می ­گیرد. گاهی این حقیقت به جایی می ­رسد که وقتی انسان کنار مومن قرار می­ گیرد در حقیقت با مؤمن کنار خدا قرار گرفته است. این آرامش از جنس آرامش انسانی است زمانی که زائر به حرم ائمه اطهار می رود در نهاد او یک آرامش درونی ایجاد می ­شود و این آرامش جدای از آرامش دنیوی و طبیعی است. امام صادق (علیه­السلام) می­ فرمایند: «لكلِّ شیءٍ شیءٌ یَستریحُ إلَیهِ، و إنَّ المؤمنَ یَستریحُ إلى أخیهِ المؤمنِ؛ هر چیزی زوجی دارد که کنارش آرامش می ­گیرد. و مومن فقط در کنار برادر مومن خود آرامش می ­یابد». لذا وقتی در حرم با ضریح یا پرچمی برخورد می ­کنیم و آرامش می ­گیریم، چون آن پرچم و ضریح ما را به اصل خودمان وصل و زنده می­ کند. فیوضات الهی را در جماعت بدست آورید اسلام به جماعت بسیار توصیه می کند و نگاه خداوند به جماعت است. لذا در حرم ائمه اطهار که شلوغی زیادی است چیز ­های زیادی نصیب زائر می ­شود؛ چون ارواح پاک، خیر و برکت و عنایت بیشتر است اما اگر از این جماعت ­ها دوری کنیم، خودمان را محروم کردیم. با توجه به کلام حضرت امیر (علیه ­السلام) «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَة» آنجائی که دست بیشتری وجود دارد، جریان و خیر بیشتری در جریان است. در مسائل معنوی تک خوری، ویژه بودن و من بودن و... منجر به سقوط می شود.  (در اردوی ذکر و فکر توضیح خواهیم داد) همه یک نفر هستیم. اگر خودمان تنها باشیم چیزی گیرمان نمی­ آید، بلکه با کسانی که محبوب اهل بیت (علیهم­ السلام) هستند، هر چند گناهکار هم باشند، در جمع آن­ ها قرار بگیریم تا چیز­های را بدست آورید. پس فیض در اجتماع حاصل می­ شود. در زندگی­ های شخصی هم همین­ طور است. هر چقدر در خلوت قرار بگیرید و تنها زندگی کنید و از مردم بدور باشید، محرومیت­ های زیادی برایتان حاصل می ­شود. پس این روح جمعی را باید حفظ کنیم. چون همه یک نفر هستید که اگر به این درک رسیدید، اتفاقات خوبی برایمان می ­افتد. خیرات کثیر با زیارت ائمه اطهار و مؤمنین به دست می­ آید امام باقر (علیه­السلام) از شیعیان گله می­ کند که «چرا صدقه نمی ­دهید تا ثروتمند باشید». آدم بخیل و خسیس، دورترین بنده ه­ای خداست. در حالیکه صدقه و فداکاری خیرات زیادی نصیب­ انسان می­ کند و خدا نگاه ویژه به او می­ کند و این به باور و توکل نیاز دارد. برخی افراد معتقدند چون اربعین شلوغ است و نمی­ توانیم حرم برویم، پس شرکت نکنیم. امام حسین (علیه­ السلام) حضور یکسان در همه جا دارد. شب جمعه که شب زیارتی ایشان است اگر به زیارت حضرت عبدالعظیم (علیه ­السلام) برویم و ببوسیم این بوسه­ ها را سیدالشهداء دریافت می ­کند. (این­ مبحث را در جلسات آینده توضیح خواهم داد که همه اینها قواعد، استدلال عقلانی و فلسفی صرف دارد) نه فقط اهل­ بیت حتی یک مؤمن خوبی هم زیارت کنیم، چنین فیضی را بدست خواهیم آورد. از این­رو، روح انسانی است که رحمانیت را برای همه موجودات عالم که تجلی خداوند هستند، می ­خواهد. (فلسفه دیگر بحث که فلسفه ثواب­ هاست، برای جلسه آینده موکول می شود)

صوت

1 - (10) فیض الهی در جماعت است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5690
زمان انتشار: 29 اکتبر 2016
| |
آثار و برکات مراعات انصاف

خانواده آسمانی (449)؛ 1395/7/29

آثار و برکات مراعات انصاف

از دیگر آثار مراعات انصاف آن است كه شخص نه تنها خود از عذاب در دنيا رهايی می يابد، بلكه جامعه­ ای كه در آن زندگی می كند به سبب وجود انسان منصف از عذاب و خشم الهی درامان خواهد بود و خداوند به خاطر همين افراد منصف بر آن شهر و جامعه رحم

می كند.

از مهم‌ترین آثار انصاف این است که در همین دنیا مردم به فرد منصف اعتماد دارند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «مَنْ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ رُضِیَ بِهِ حَكَماً لِغَیْرِهِ‌؛ هر کس با مردم انصاف بورزد، به داوری اش رضایت می دهند.» پس مراقب باشیم که ظلم به کسی نکنیم و اگر کردیم انصاف این است که خودانتقادی و شجاعت پذیرش آن را داشته باشیم و ظلم خود را جبران کنیم. کسی که همیشه به داد مردم می­ رسد و شجاعت خودانتقادی دارد و به کسی ظلم نمی ­کند، چنین فردی باعث می شود دیگران به داوری اش راضی شوند. چون آدم پسندیده­ ای است و زیر بار ظلم نمی ­رود و حتی داد دیگران را از خودش می ­گیرد، انسان با چنین خصلتی داوری اش مورد قبول دیگران واقع می شود. از دیگر آثار مراعات انصاف آن است كه شخص نه تنها خود از عذاب در دنیا رهایی می ­یابد، بلكه جامعه­ ای كه در آن زندگی می­ كند به سبب وجود انسان منصف از عذاب و خشم الهی درامان خواهد بود و خداوند به خاطر همین افراد منصف بر آن شهر و جامعه رحم می كند. در این خصوص نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) درسه سفارش مهم به ابن مسعود می­ فرماید: «یابنَ مَسعودٍ، أنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ، وانصَحِ الاُمَّةَ وارحَمْهُم، فإذا كُنتَ كذلكَ وغَضِبَ اللّه ُ على أهلِ بَلدَةٍ أنتَ فیها وأرادَ أن یُنزِلَ علَیهِمُ العَذابَ نَظَرَ إلَیكَ فرَحِمَهُم بِكَ، یقولُ اللّه ُ تعالی :« وماكانَ رَبُّكَ لِیُهْلِكَ القُرى بِظُلْمٍ وأهْلُها مُصْلِحونَ». آن سه سفارش این هاست: 1. «أنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ؛ از جانب خودت به مردم حق بده». باید فکر کنیم که اگر من جای فلانی بودم چه کار می­ کردم. در اکثر اوقات انتقادهایی که از اشکالات مردم می­ کنیم، همان اشکالات به نحوی در خودمان وجود دارد. انصاف این است که فکر کنیم که حتی اگر آن اشکال در وجود ما نباشد، اگر ما جای او بودیم چه کار می ­کردیم. اگر کسی تا این حد انصاف داشت، چنین فردی مورد پسند خداست. 2. « و انصَحِ الاُمَّةَ و ارحَمْهُم؛ خیرخواه امت باش و با آنان با مهربانی رفتار کن». پس باید سعی کنیم همیشه خیر مردم را بخواهیم. در هر جایگاه و منصبی که قرار داریم، خودمان را جای طرف مقابل بگذاریم و با انصاف درمورد او قضاوت و رفتار کنیم. «مهربانی» و «بلوغ انسانی»، محصول سیر و سلوک شکوفا شده است اگر انسان در سیر و سلوکش خام باشد، سیر و سلوکش به درد نمی­ خورد. حاصل سیر و سلوک پخته شده و شکوفا شده، این است که انسان مهربان می­ شود و به بلوغ انسانی می رسد. یعنی زمانی که حس کردید هیچ کینه­ ای در دل ندارید و از کسی بدتان نمی آید و مردم را دوست دارید، اینها باعث می شود که جامعه و دنیا در نگاه شما تغییر کند و  دنیا در نگاه شما تاریک و تیره نشود.  یعنی برسید به جایی که هیچ وقت با مردمی که زندگی می کنید، بدتر از خودتان را سراغ نداشته باشید.  یعنی بدانیم خدا کسی را دوست دارد که وقتی به مردم نگاه می کند، از چشم خدا نگاه کند، نه از چشم پر از کینه ی خودش. بنابراین، راه رسیدن به بلوغ انسانی، «رحمت و رأفت» داشتن به مردم است. اما تا وقتی که انسان بالغ نشود و روح انسانی پیدا نکند، به رحمت نمی افتد. زمانی که انسان از ارتباط با غیب و الله و اهل بیت به شادی می افتد، مهربان می ­شود. اما اگر ارتباطش را با غیب تنظیم نکند، به کینه ها و رقابت ها و جدایی ها و طلاق ها  و... می افتد و در آن­ها گیر می ­افتد. قلبش پر می شود از جهنم اختلاف و سوء­ظن و دل گرفتگی، غصه، افسردگی، قهر کردن و ...چنین فردی هنوز به بلوغ نرسیده است. یک راه تحکیم ارتباط با غیب این است که اگر کسی در نماز خواندن به این مسئله دقت کند که در محضر چه کسی است، اصلا ضعف شخصیتی و خلا عاطفی و سستی نخواهد داشت. اگر انسان باور کند که چقدر عنایت ویژه خدا و اهل بیت و فرشتگان به او شده است که توانسته بایستد و نماز بخواند، دیگر دنیا در نگاه او تیره و تار نخواهد بود. چنین کسی باید قدر خود را بدانید و شاکر باشد. اما انسان در قیامت می­ فهمد که عظیم ترین نعمت در دنیا این بوده که خدا بی دریغ او را در شب و روز می­ پذیرفته و اجازه سخن گفتن با خدا را داشته است. ۳. «فإذا كُنتَ كذلكَ وغَضِبَ اللّه ُ على أهلِ بَلدَةٍ أنتَ فیها وأرادَ أن یُنزِلَ علَیهِمُ العَذابَ نَظَرَ إلَیكَ فرَحِمَهُم بِكَ، یقولُ اللّه ُ تعالی :« وماكانَ رَبُّكَ لِیُهْلِكَ القُرى بِظُلْمٍ وأهْلُها مُصْلِحونَ؛ كه اگر چنین باشى، خداوند بر اهل شهرى كه تو در آنى خشم گرفت و خواست عذاب برایشان نازل كند، به تو مى نگرد و به واسطه تو بر آنان رَحْم مى ­آورد. خداوند متعال مى فرماید: «و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده كه شهرهایى را كه مردمش اصلاح­ گرند، به ستم هلاك كند». آدم های خوب و مهربان بلا را از یک شهر و کشور دفع می کنند. چون این آدم خوب در رفتار و زندگی اش هیچ وقت خودش را با دیگران مقایسه نمی ­کند. او همیشه همه سختی­ های زندگی اش را پای خدا می­ گذارد. او مصداق آیه «قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛ بگو به راستی که نمازم و اعمالم و زندگی و مردنم برای پروردگار جهان هاست» (سوره انعام/آیه 162). چنین آدمی با مردم معامله نمی کند، بلکه با خدا معامله می کند. او مردم را دوست دارد و اصلا با رفتارهای مردم کوچک نمی شود. این طور است که قدرتی می یابد که می تواند بلا را از مردم دفع کند. از دیگر برکات انصاف، در فرمایشی از حضرت علی (علیه السلام) است که فرمودند: «ثَلاثَةٌ لا یَنْتَصِفُونَ مِنْ ثَلاثَ: العاقِلُ مِنَ الْأَحْمَقِ، والبَرُّ مِن الفاجِرِ، والكَریمُ مِن اللَّئیم؛ سه گروهند که هرگز از سه گروه انتقام نمی گیرند. - «العاقِلُ مِنَ الْأَحْمَقِ؛ هیچ وقت آدم عاقل از احمق داد نمی گیرد». آدم عاقل هیچ وقت حق خود را از احمق نمی گیرد. اگر بی ادبی و جسارتی کرده، او دنبال انتقام نیست. مراء هم نمی کند. یعنی حتی اگر حق با او باشد به دنبال جدال نمی رود. برخی آدم ها هستند که هر چند دین ندارند، ولی اخلاق های حسنه و مرام های الهی دارند و خدا هم آنها را دوست دارد. مثلاً درگیری با خانم ندارند. این حفظ حرمت بسیار خوب است که جلو فسادهای زیادی را می گیرد. - «والبَرُّ مِن الفاجِرِ؛ آدم نیکوکار از آدم فاجر دنبال دادخواهی نیست». جزای قدرنشناسی، نابکاری است. جزای این آدمی که قدر ناشناس باشد، این است که نابکار می شود. خود این گناه خیلی بزرگ است. مثلاً برادری که برای خواهر و برادرهایش فداکاری کرده است ولی قدرش را نمی دانند. او نباید کینه به دل بگیرد، بلکه با خدا باید معامله کند. چون به محض کینه گرفتن، انسان سقوط می کند. - «والكَریمُ مِن اللَّئیم؛ هیچ وقت نیکوکار از بدکار انتقام نمی­ گیرد». آدم بزرگ و باکرامت، از آدم پست انتقام نمی گیرد. آدم کریم دنبال این نیست که از آدمی که پست و کوچک است انتقام بگیرد.

صوت

1 - آثار و برکات مراعات انصاف

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed