www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5287
زمان انتشار: 29 ژوئن 2016
| |
اهمیت «من انسانی» در تعیین خواسته ها در شب قدر

شب بیست و سوم رمضان 95، جلسه 2، (امام شناسی)

اهمیت «من انسانی» در تعیین خواسته ها در شب قدر

در رسیدن به آرزوها و خواسته ها در شب قدر، آن چه که واقعا تعیین کننده است، غلبه «مَن انسانی» بر سایر «من » های ماست.

 

اگر انسان خودش را درست بشناسد، ماه رمضان برایش می شود «ماه عسل»؛ چون با آن «مَن» وارد ماه رمضان می شود که از جنس ماه مبارک است. اما بر عکس، اگر خود را نشناسد، با خودهای دیگر (اعم از گیاهی، حیوانی و ...) وارد ماه رمضان می شود. انسان ارتباطش با هر کس و هر چیزی حتی خدا، قرآن، عبادت، اهل بیت و ... تابع آن «من» است که بر  وجودش غلبه دارد. گاهی انسان «مَن گیاهی» اش غلبه دارد. یعنی فقط در همین حد که توجه به مسائل گیاهی دارد، احساس شخصیت می کند؛ درحالی که «مَن» اصلی اش، همان «مَن» فوق عقلی است که از جنس خدا و اهل بیت (علیهم السلام)  است. پس اگر این «مَن» بر وجودش غلبه داشته باشد، در ماه رمضان ذوق زده می شود. آن وقت است که ماه رمضان، ماه عسل می شود. چون این «من انسانی»، با گرسنگی و تشنگی ماه مبارک، خیلی چیزها گیرش می آید؛ قدرت روحی و حکمت نصیبش می شود. اما اگر غر زد و ناراحت بود، باید بداند که «من حیوانی» بر او غلبه دارد. پس به جای عبادت زیاد، فهم مان را بیشتر کنیم تا «من» انسانی مان فعال شود. پس روشن شد که چرا نوع خواسته ها و دعاهای ما، تعیین کننده نوع شخصیت  ماست. بنابراینِ مهم است که در شب قدر با کدام «خود»، از امام زمان (علیه السلام) درخواست می کنیم و چه تقدیراتی را به ایشان می دهیم تا امضا کند؛ ازدواج، تحصیلات، دانشگاه رفتن و... یا در چادر حضرت بودن و درخواست صفات انسانی کردن و...     همه اینها تعیین می کنند که ما «کی» هستیم. پس تلاش کنیم برای داشتن بهترین قدرها، آن «من» واقعی که از جنس اهل بیت (علیهم السلام) است را قوی کنیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5286
زمان انتشار: 29 ژوئن 2016
| |
تولد «روح سالم» با کیفیت عبادت و کیفیت عبادت با نهادینه شدن معرفت بدست می آید

شب بیست و سوم رمضان 95، جلسه 1، (امام شناسی)

تولد «روح سالم» با کیفیت عبادت و کیفیت عبادت با نهادینه شدن معرفت بدست می آید

بین «معرفت» و «عبادات»، رابطه دو طرفه وجود دارد. هر چه معرفت بيشتر باشد، ارزش عبادت بيشتر خواهد بود. و هر چه عبادت، «کیفیت» بهتری داشته باشد، به تولد سالم نزدیک تر خواهیم شد.

 

از ویژگی های مهم عبادت، «فهم» است. کسی که خودش را بشناسد، توجه دارد که در مقابل چه کسی ایستاده است و می داند که فقر مطلق و ضعف مطلق است که در مقابل وجود مطلق قرار گرفته  است. توجه به فقر ذاتی خدا یعنی انسان هستی و و جودش را آن به آن از خدا می داند. چون خدا لحظه به لحظه به ما حیات می دهد و ما لحظه به لحظه در کارهایمان وابسته به خدا هستیم. وقتی فقر و بیچارگی را در محضر خدا ببینیم، عزت، رحمت و خیر و شخصیت به دست می آوریم. اما وقتی پر از منیت بوده و تکیه به داشته های خودمان داشته باشیم و هیچ حسی از فقر و مسکنت نسبت به خدا در ما نباشد آن وقت است که به حال خودمان رها  می شویم. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «عبادتی که از روی آگاهی نباشد، خیری در آن نیست». کسی که به دارائی هایش تکیه می کند و خدا را فراموش می کند و فقط به خودش تکیه دارد، دچار شرک است. لذا خداوند، عنایت و توجه اش را از این شخص برمی دارد و این امر باعث شکست و گره در کارهایش می شود. اما کسی که فقط به خدا تکیه دارد، حضور قلب و آرامشش نیز بیشتر خواهد بود. لذا مهم است که در فهم عبادات سرمایه گذاری کنیم. هر چه توجه انسان از خدا کم باشد، به همان اندازه مشکلات جسمی، روحی و خانوادگی اش بیشتر می شود؛ چون رها می شود. لذا علامت اینکه یک نفر خدا را شناخته، این است که خواسته هایش بیشتر است. انسان به چیزی مهم تر از اصلاح رابطه اش به خدا نیاز ندارد. چون مشکل اساسی او کیفیت رابطه اش با خداست که کلید حل تمام مشکلات است. در روایت داریم اگر رابطه مان با خدا اصلاح شود، خداوند سایر روابط ما را اصلاح می کند. بنابراین معرفت مانند عددی است که وقتی در کنار صفر قرار گیرد، ارزش پیدا می کند و بالعکس اگر معرفت نباشد، هر چقدر باشد، صفر است. یعنی هر چقدر شخصیت اصلی خود را بشناسیم؛ شخصیتی که از جنس محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است، آن موقع است که از هر مسئله دنیایی ناراحت نمی شویم. چون وقتی معرفت باشد، آرامش وقدرت روحی هم خواهد بود. نکته: روح سالم با کیفیت عبادت و کیفیت عبادت با معرفت بدست می آید.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5278
زمان انتشار: 28 ژوئن 2016
| | | | | |
حاصل «خرده گیری» تنها ماندن و آخرش جهنم است

خانواده آسمانی، 435، 95/04/03

حاصل «خرده گیری» تنها ماندن و آخرش جهنم است

آدم سخت گیر عقده ای، روانی و بی شخصیت است. چون اهل عیب جوئی و خرده گیری است. لذا نتیجه این خرده گیری ها این می شود که دوستان و دیگران از اطراف او بروند و او را ترک کنند و درهای آسمان و غیب نیز به روی او بسته شود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 435 «خانواده آسمانی » مورخ 95/04/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «مَن ناقَشَ الإِخوانَ قَلَّ صَدیقُهُ؛ هر کس در کار برادرانش خرده گیری کند، دوستانش کم خواهد شد». یعنی کسی که به ضعف و خطاهای دیگران خرده می گیرد؛ فرقی نمی کند که در چه جایگاهی باشد؛ والدین نسبت به فرزندانشان، زن و شوهر نسبت به یکدیگر، استاد نسبت به شاگرد، کارفرما نسبت به کارمند و ..... چنین فردی چون تند مزاج است، شخصیت شقی و جباری دارد و به جهنم نزدیک تر است. خرده گیری از خطاهای دیگران و مطرح کردن عیب ها، نشان دهنده نوعی پستی نفس است. کسانی که دائماً از کار دیگران خرده می گیرند، آدم های پست و کوچکی هستند که نتیجه این خباثت روحی، بدبختی و نزدیک شدن به جهنم است.  یکی دیگر از آفات دوستی«خرده گیری» است که در روابط اجتماعی خیلی شایع است. ایرادگیری و خرده گیری دلائل مختلفی دارد. اینکه انسان‌ها ازکار یکدیگر ایراد و خرده می‌گیرند، بعضی از دلائلش با دلائل بحث «عیب‌جوئی» مشترک است. قبلا گفتیم که «عیب جویی» نشانه حقارت نفس است. یعنی کسی که به دنبال عیب دیگران است، در حقیقت از خودش غافل است. چنین افرادی چون دچار خودشیفتگی هستند، دائماً به کار دیگران می پردازند. خودشیفتگی یعنی من از دیگران، همسرم، خانواده همسرم و ... بهترم. این فرد نمی داند که غرق در عذاب و جهنم خویش است؛اما کسی که خود را گناهکارتر از دیگران می‌بیند، اصلاً به ضعف ها و خطاهای دیگران کاری ندارد. بنابراین، کسی که عیب دیگران را ببیند، این ناشی از ضعف خودش است که عیب خویش را نمی بیند؛ این بیماری خیلی تکان دهنده و خطرناک است که در مسیر رشد خود، بقیه را جهنمی ببینیم. در «خرده‌گیری» و مناقشه نیز، همین‌طور است؛ یعنی تنها کسی از دیگران عیب می‌گیرد که پست و بی شخصیت باشد. چون اینآدم پست است که همیشه دیگران را تحقیر می‌ کند. او دیگران را کوچک و پست می­بیند. لذا دائماً خرده گیری و بهانه گیری می­کند؛ اما آدم کریم و بزرگ، سعی می‌کند که همیشه خوب ببیند و کاری به ضعف و خطاهای مردم نداشته باشد. از ارکان حفظ خانواده، حلم و بردباری نسبت به ضعف ها و خطاهای همسر و فرزندان است. مردسالاری و زن سالاری در خانواده،نمونه بارز صفت «شقی و جبار» است و به محض این که زن و مرد از اخلاق الهی دور می شوند، به شقاوت نزدیکخواهند شد. این را بدانید که هر وقت طرف مقابل، انسان نجیب و مظلومی باشد و ما او را تحقیر کنیم و بر او خرده بگیریم، به جهنم و عذاب های آن نزدیک تر خواهیم بود. آدم سخت گیر عقده ای، روانی و بی شخصیت است. چون اهل عیب جوئی و خرده گیری است. لذا نتیجه این خرده گیری ها این می شود که دوستان و دیگران از اطراف او بروند و او را ترک کنند و درهای آسمان و غیب نیز به روی او بسته شود. گاهی چنین افرادی انتظار دارند که محبوب باشند و دیگران او را دوست بدارند؛ درحالیکه اگر چنین اتفاقی هم بیفتد، از روی ترس خواهد بود. «محبوبیت» با اخلاق خوب، مهربانی و به دست آوردن دل دیگران حاصل می شود، نه با تسلط بر دیگران.

صوت

1 - حاصل «خرده گیری» تنها ماندن و آخرش جهنم است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5199
زمان انتشار: 14 ژوئن 2016
| |
(13) با خوش گمانی به رزق الهی، طعم شادی را بچشید

بحث شادی (13)، 95/3/8؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(13) با خوش گمانی به رزق الهی، طعم شادی را بچشید

با خوش گمانی به رزق الهی، طعم شادی را بچشید. انسان برای رسیدن به رزق مادی و معنوی در ابتدا باید به خدا خوش گمان بود، یعنی به آنچه که دست خداست، بیشتر امید داشته باشم تا به آرامش دنیا و آخرت برسیم.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 13«بحث شادی» مورخ 95/3/8، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند: عوامل شادی خوش گمانی به خداوند،‌ آرام و شادت می کند درک رابطه ی انسان با خداوند و فهم جایگاه انسان و خدا در عالم، در میزان قدرت روح هر فرد، و میزان کمک گرفتنِ‌ او از خدا،‌ و لذت بردن او از ارتباط با خداوند، بسیار بسیار مؤثر است. در جلسات گذشته آموختیم که خداوند، ‌تنها هستیِ مطلق و بی نهایت است و همه جا را پر کرده است. فقط شکل های وجود گرفته از این هستیِ مطلق، با هم متفاوت است. هستی همه ی ارکانِ عالم را پر کرده و هیچ جایی، از او خالی نیست، هستی در همه ی شئون حسی، خیالی،‌ وهمی، عقلی و فوق عقلانی، جاری است، اما این هستی واحد،‌ با اشکال مختلف در شئون متفاوت حضور دارد. هستی را کسی به وجود نیاورده است، و همیشه وجود داشته است و تا ابد، باقی است،‌ لذا هیچ پایانی ندارد. این هستی،‌ که همه جا را پر کرده است،‌ چیزی در خارج از خود ندارد، و بر همه چیز احاطه دارد،‌ لذا هیچ نیازی به هیچ موجودی ندارد. به این هستی مطلق با همه ی اشکال حضورش، در مجموع، الله اطلاق می شود. و این است راز حضور خداوند در همه ی ارکان عالم. (و باسمائک التی ملأت ارکان کل شیء) همه ی عالم، موجودیت خود را از الله می گیرند و برای هست بودن، قائم به ذاتِ خداوند می باشند. یعنی اگر لحظه ای ارتباط با این هستی قطع شود، موجودیت هر موجودی از بین می رود. خداوند لحظه به لحظه وجود را به همه ی اشیا و مخلوقات اعطا می کند (کل یوم هو فی شأن) و اگر لحظه ای این وجود را اعطا نکند، مخلوق، فانی می گردد. نَفَس های ما، تکلم ما، پلک زدنِ ما، تعادلِ‌ ما و ... لحظه به لحظه از الله منشأ می گیرد، بدون عنایتِ هستی مطلق، حتی پلک زدن هم ممکن نیست و این نشانِ فقر تمامِ بنده، در برابر قدرتِ مطلقِ الله است. بنابراین اتکا به قدرت مطلق، و سپردن همه ی امور به دستان توانای او، سبب آرامش و شادی همیشگی مؤمن است، زیرا به قدرتی متصل است که منشأ همه ی قدرت های عالم است. خوش گمانی به خداوند، محصول معرفت انسان از الله است امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند: «روزی امام صادق علیه السلام در مورد یکی از اصحاب شان و غیبت چند روزه ی او سؤال فرمودند. به عرض رساندند که ایشان بیمار است. امام صادق (علیه السلام) به عیادت این صحابی رفته و به محض دیدن ایشان فرمودند: «أحسِن ظنّک بالله = خوش گمان باش به خدا». شادی در هنگام بیماری، از نوع معرفت و شناخت عمیق انسان نشأت می گیرد. بیماری، اوج رحمت خدا است. زیرا کفاره ی بسیاری از گناهان بوده و بر درجات آخرتی و قدرت روحی انسان می افزاید. توجه داشته باشیم که درجاتی در بهشت هست که هرگز برای کسی تحصیل نمی شود، مگر به واسطه ی بیماری. همان خدایی که به راحتی تمام گناهانِ انسان را به حسنات تبدیل کرده و او را به مقام اولیاء و دوستانش می رساند، قطعاً‌ و یقیناً، تکیه گاه همه ی لحظه های سخت و طاقت فرسای او است. آیا به چنین خدایی نباید خوش گمان بود؟ اتکای به خداوند، در حقیقت نفی همه ی ثروت های دنیایی است. «متوکل حقیقی»، کسی است که به هیچ کدام از سرمایه هایی که در نزد خودش هست، دل نسبته است، بلکه تنها خداوند را مسبب الاسباب می داند. او چنان به پروردگارش تکیه داده،‌که گویی هیچ تکیه گاه دیگری در عالم وجود ندارد. ذکر دائمی او همیشه طلب روزی و امداد های غیبی، از خداوند است. «اللهم صل علی محمد و آل محمد، واجعل لی من أمری فرجاً و مخرجا ارزقنی من حیث أحتسب و من حیث لا أحتسب= خداوند بر محمد و آل او درود فرست و برای من در امورم فرجی قرار بده، و از جاهایی که انتظار دارم و ندارم، برای من روزی بفرست» مؤمن ترین، با معرفت ترین، و موفق ترین انسان ها، کسانی هستند که دائماً فقر خود را با ذکر، دعا،‌ توسل، در محضر غنی مطلق برده، و از ذاتِ تنها قدرت مطلق، قدرت و آرامش کسب می کنند. کسی که الله را به عنوان،‌ تنها قدرت عالم، می شناسد، محال است دستانِ رو به آسمانش را، به سوی زمین و زمینیان دراز کند. چنین کسی از زانو زدن در برابر غنی مطلق، هرگز خسته نمی شود . بلکه لحظه به لحظه، برای تمام امور و حرکات و رفتارهایش، از خداوند استمداد می طلبد. او اساساً بدون سپردنِ‌ خود به الله و اهل آسمان، قدم در هیچ مسیری نگذارده و دست به هیچ انتخابی نمی زند. امداد گرفتنِ او از اسباب و علل مادی نیز، در سایه ی توجه و توکل به الله، صورت می گیرد... نماز، سحر،‌ دعا،‌ توسل، ذکر و ... خوراکِ انسانِ آرام و شادی است که به آغوش اله حقیقی اش، خو گرفته است و جز از این آغوش، مدد نمی گیرد. فراموش نکنیم که؛ همه ی نکبت ها، غم ها، پشیمانی ها، افسردگی ها و ... زمانی به زندگی انسان سرازیر می شوند که؛ او خود را از تغذیه ی از آغوش الله، بی نیاز دیده،‌ و تصور می کند، به تنهایی قادر به اداره ی اموراتش می باشد. مراقب این پرتگاهِ خطرناک باشیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی      

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5197
زمان انتشار: 14 ژوئن 2016
| |
(12) زندگی شیرین در گرو خوش اخلاقی است

بحث شادی (12)، 95/1/28؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(12) زندگی شیرین در گرو خوش اخلاقی است

یکی دیگر از عوامل شادی، خوش اخلاقی است. امیرالمومنین علی (علیه السلام) که الگوی زنده و اسوه حسنه هستند، رمز زندگی گوارا و شیرین را در داشتن اخلاق حسنه برمی شمارد. لذا با گشاده رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد با مردم، می توان شادی دنیا و آخرت را کسب نمود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 12«بحث شادی» مورخ 95/1/28، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر آمده است: حُسن خلق، راهی برای کسب بهترین‌ها در جلسه پیش گفتیم که طبق فرمایش امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، رزقی که نصیب انسان می‌شود، تابع نیت‌های اوست. انسان بَدنیت، تنگی رزق و رزق‌های آشفته دارد و هر آنچه از رزق‌ها نصیبش گردد، چون به یک روح آلوده و بیمار و ضعیف وارد می‌شود، اثر تخریبی در زندگی و نفس او می‌گذارد. این فرد، حتی پاک‌ترین و معنوی‌ترین روزی‌ها را نیز، از بین می‌برد. برعکس، هر آنچه نصیب فرد خوش‌نیت شود، اثر سازنده و مثبت در روح و نفس او برجای می‌گذارد. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: هر آنچه انسان آرزو دارد، مانند امنیت بیرونی و فراخی روزی و... همه و همه با دو امر باطنی میسر می‌شود؛ 1ـ حُسن نیت 2 ـ خوش اخلاقی در مورد حسن نیت که به طور کامل صحبت کردیم و اما خوش اخلاقی خوش اخلاقی حضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «بِحُسن الاخلاق یَطیب العیش...»؛ با اخلاق خوش، زندگی پاک و خوش و نیکو می‌گردد. انسان‌های بداخلاق، بهترین نعمتها (همسر خوب، فرزند خوب، کار خوب...) را زائل و تباه می‌کنند. این افراد، حتی در حال عبادت هم لذت نمی‌برند. در روایت داریم؛ «سوءالخلق، ذنبٌ لا یغفر»؛ بداخلاقی، گناهی است که آمرزیده نمیشود. البته این بداخلاقی، در صورتی است که خُلق فرد باشد یعنی به طور مداوم دارای خُلق بد (پرخاشگری، اخم و تندی و...) باشد و این امر، در وجودش تثبیت شده باشد... مصادیق بداخلاقی گاهی بداخلاقی یعنی عصبانیت و درندگی و تندی و گاهی، بداخلاقی شامل حسادت، زودرنجی، حساسیت، رقابت و... می‌باشد که در این صورت چنین فردی، علاوه بر نداشتن سلامت روحی، سلامت جسمی نیز ندارد. بسیاری از مشکلات جسمی، عضلانی، استخوانی، دردها و... متعلق به این نوع اخلاق است. داشتن عُلو، حسادت، چشم و هم‌چشمی، بدبینی و... سبب بیماری می‌شود. این فرد شاید در ظاهر خیلی عصبی و تند مزاج نباشد ولی در باطن، دارای انواع و اقسام خلق های بد و بیمار است. در فرمایش دیگری حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ارض الناس، مَن کانت اخلاقه رضیته»؛ پسندیده ترین مردم، کسانی هستند که اخلاق‌های پسندیده داشته باشند. با اخلاق بد و آلوده، هیچ‌گاه نمی‌توان محبوب مردم بود و زندگی شادی داشت... «لا عیش اَهنَأ مِن حسن الخلق»؛ هیچ زندگی ای، گواراتر از خوش خلقی نیست. انسانی که در دنیا شاد و آرام است، آخرت آباد و شادی هم خواهد داشت و این شادی و آرامش در دنیا، میسر نمی‌شود مگر با خوش خلقی. عیش و خوشی و دلِ خوش، فقط با خوش خلقی میسر می‌شود. این افراد هم از زندگی دنیا لذت می‌برند و هم خود را برای آخرتی شاد و آرام آماده می‌کنند. آنان، نه گرفتاری دارند و نه دچار عذاب قبر می‌شوند زیرا فشار قبر به علت زودرنجی، حساسیت، حرص و بدبینی و عصبانیت و باطن آلوده ایجاد می‌شود. هرکدام از این رذائل، به فرمایش حضرت امام، چند هزار سال، گرفتاری در جهنم به دنبال دارد. پس باید به دنبال درمان این اخلاق ناپسند بود که در آخرت، راهی برای خلاصی وجود ندارد. وقتی پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند؛ بداخلاقی، گناهی است که آمرزیده نمی‌شود، پس این امر بسیار خطرناک است چون این خلق بد، تنها به فرد آسیب نمی‌زند بلکه تمام اطرافیان او را هم می‌آزارد. این فرد دائماً در حال چنگ زدن و تخریب روح اطرافیان خود است. چون خُلق بد، مُسری و سرایت‌کننده است و تجاوز به افراد دیگر محسوب می‌شود، پس محاسبه این عمل بسیار سخت است و حق الناس محسوب می‌شود. بنابراین لازم است که انسان، بسیار جدی روی خویش کار کند. متأسفانه با وجودی که خیلی از افراد، توانایی و لیاقت زندگی شاد و آرام را دارند ولی برای خود، وقت نمی‌گذارند و رسیدگی به امور دنیا، آنان را از درمان آلودگی‌های باطنی خویش بازمی‌دارد. تا جایی که این خُلق‌های ناپسند در وجودشان ریشه می‌دواند و کهنه می‌شود و درمانش بسیار مشکل می‌شود و همین امر سبب گرفتاری بسیاری برای خودشان و اطرافیان شان می‌گردد. این افراد، گاهی از اطرافیان و شرایط موجودشان می‌گریزند تا راهی برای خلاصی از گرفتاری هایشان بیابند غافل از اینکه آنچه آنان را می‌آزارد، تنها در وجود خودشان است و از آن گریزی نیست و تنها راه چاره، درمان است. خصوصیت بعدی که بسیار کمک‌کننده است، خوش‌بینی به خداوند و عالم است. بدبینی به روزگار، خداوند و زندگی دنیا، چون نیت را بد، و روح را بدبین می‌کند، آنچه را باید کسب کند، به دست نمی‌آورد. انسان بدبین، حتی با خدا هم نمی‌تواند کنار بیاید یعنی در ارتباطش با زیبایی مطلق، رأفت مطلق، رحمت مطلق، عفو مطلق، مغفرت مطلق، مشکل دارد. این فرد حتی در موقع ارتکاب گناه، گناهِ خود را از عفو خداوند، بزرگتر می‌داند و امیدی به بخشش ندارد و به «عفوک اعظم من ذنبی» اعتقاد ندارد. خداوند می فرماید: من تابع نوع نگاه بنده‌ام هستم. همان‌گونه که بنده به من نگاه کند، با او رفتار می‌کنم. پس حُسن ظن به اللّه، اهل بیت و اولیای دین داشته باشیم. در دعای شب عید فطر آمده است؛ خدایا ما نتوانستیم مانند اولیاء تو عبادت کنیم ولی تو به ما پاداشی مانند آنان عطا کن. خداوند آن‌قدر بخشنده است که در آخرت، شیطان هم طمع می‌کند برای بخشش. آثار بدبینی به خدا بدبینی به خدا، باعث گرفتاری انسان می‌شود زیرا کسی که با اللّه، نتواند کنار بیاید، با هیچ‌کس نمی‌تواند کنار بیاید. چنین فردی حتما به بندگان خدا هم بدبین است. این فرد، مطلقا آرامش ندارد. شاد نیست و از خودش، وحشت دارد. از تنهایی می‌هراسد. خواب راحتی ندارد چون در درونش، درگیر است و حتی با خودش هم نمی‌تواند کنار بیاید. این فرد، فقط به وسیله عوامل بیرونی معنا دارد. حتما باید کسی کنارش باشد، موسیقی گوش دهد، سرگرم باشد تا با خودش تنها نباشد. کسی که با خودش نمی‌تواند تنها باشد، مطلقا نمی‌تواند با اللّه خلوتی داشته باشد. این فرد، راهی به غیب ندارد. حتی موقع دعا خواندن، دعای جمعی را انتخاب می‌کند و توان خلوت ندارد. البته روح جمعی بسیار خوب است و باید وجود داشته باشد. پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «علیکم بریاض الجنه»؛ برشما باد به باغ های بهشتی. پرسیدند، باغهای بهشتی چیست؟ فرمودند: «حَلَق َالذکر...»؛ حلقه های ذکر (اجتماعات) این جمع‌ها، بهشت است و انسان را نورانی می‌کند ولی شخص باید آن‌قدر با خودش کنار بیاید که بتواند به «تنهایی» هم، با خداوند کنار بیاید و از خلوتش با اللّه، لذت ببرد. غیب، نسبت به ما، مودت و رحمت دارد. نترسیم از ارتباط با غیب. از صحبت با امام زمان و ارتباط با ملائکه الله. حسن ظن به خدا اگر نباشد، سوءظن به همه ایجاد می‌شود. در نتیجه کسی که با دیگران، مشکل دارد، حتما در ارتباطش با خداوند مشکل دارد و این مشکل با خداوند هم، ناشی از عدم شناخت حقیقی انسان است. اگر انسان خود حقیقی‌اش را که از جنس خداست، بشناسد و کشف کند، راهش به غیب باز می‌شود و همیشه آرامش، شادی، نشاط، امنیت، خوش اخلاقی، حسن نیت همراه اوست چون جنس انسان از روح خداوند است. «نفخت فیه من روحی»؛ انسانی که حامل روح خداوند است، باید این روح را به رسمیت بشناسد و آن را پرورش دهد. اگر این روح را نشناسیم یا دیر بشناسیم، مَنِ عقلی، حسی، وهمی و خیالی می آید و این مَنِ اصلی را از بین می‌برد و آن‌قدر غرق نقش‌های دنیایی (همسر بودن، مادر بودن و...) می‌شود که فراموش می‌کند، کودکی از جنس خدا، به امانت دارد که باید آن را پرورش داده و بزرگ کند. ترسم که این تن که حائل است به جانم                       سقط کند، کودک عزیز روانم در جلسه آینده، به حول و قوه الهی، احادیث مربوط به حسن ظن و داستانی در این رابطه که از وجود مقدس امام کاظم (علیه‌السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان است، را بیان خواهیم نمود.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5177
زمان انتشار: 8 ژوئن 2016
| |
برای انتخاب دوست، دنبال رفیق بی عیب نگردید

خانواده آسمانی، 434، 95/3/13

برای انتخاب دوست، دنبال رفیق بی عیب نگردید

اگر توجه به خطا و اشتباهات خودت داشته باشی، می توانی از خطاهای دوستت بگذری و تنها نباشی. وقتی از گذشته دیگران دست برنداریم خدا هم از گذشته ما دست برنمی دارند. پس به دنبال دوست صددرصد  خالص نباشیم. هر چند باید تلاش کنیمِ ولی سخت گیری نداشته باشیم.

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 434 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/13 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . در ادامه بحث آفات دوستی به فرمایش امام صادق (ع) اشاره خواهد شد. ایشان می فرمایند: حضرت فرمود: «لا تَطلُب مِنَ الدُّنیا أربَعَةً؛ فَإِنَّكَ لا تَجِدُها و أنتَ لابُدَّ لَكَ مِنها:عالِما یَستَعمِلُ عِلمَهُ؛ فَتَبقى بِلا عالِمٍ، و عَمَلاً بِغَیرِ رِیاءٍ؛ فَتَبقى بِلا عَمَلٍ، و طَعاما بِلا شُبهَةٍ؛ فَتَبقى بِلا طَعامٍ، و صَدیقا بِلا عَیبٍ؛ فَتَبقى بِلا صَدیقٍ=در دنیا جویاى چهار چیز مباش كه آنها را نخواهى یافت ، حال آن كه به آنها نیازمندى: عالمى كه علم خود را به كار بندد، پس بى عالم مى‌مانى؛ عملى پاك از ریاكارى، كه در این صورت، بى عمل مى مانى؛ غذایى دور از شبهه، كه بى غذا مى مانى؛ و دوستى بى عیب، كه بى دوست مى مانى». ضرورت حضور عالمان دینی اولین چیزی که حضرت بر آن تاکید کردند، ضرورت مراجعه به «عالم و کارشناس دینی» است. انسان در هر شأنی از شئونات مختلف اعم از (جسمی، گیاهی و حیوانی) نیاز به عالم دارد. مثلاً در شأن حیوانی اشه مچون ازدواج، اقتصاد، سیاست و .... نیاز به عالم دارد. در بخش عقلانی و فوق عقلانی هم نیاز به عالم و کارشناس دارد. آنان می‌توانند ما را از تنگناهای چهارگانه؛ حس، خیال، وهم و عقل به عالم شیرین و زیبای فوق عقلانی برسانند.همچنین مارا از تنگناهای کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلانی، به کمالات فوق عقلانی و عالم بی نهایت و خانواده آسمانی نزدیک کنند. شاخه های اصلی مذهب: شریعت، طریقت و اخلاق است از دیگر ضروریات توجه به کارشناس و مجتهد دینی، نیاز در سه شاخه اصلی مذهب یعنیشریعت، طریقت و اخلاق است. علمایی که تخصص در فقه اصغر دارند شریعت گفته می شود، یعنی عالم و مجتهدی که فقیه و دانشمند در مسائل دینی استو احکام شرعی را به ما یاد می دهد؛ مثل نماز، حج، خمس و ... ما به علم آن‌ها احتیاج داریمو باید در حلال و حرام ها از آنان تقلید کنیم. گروه دیگر علمایی هستند که سیروسلوک، رفتار و اخلاق را به ما یاد می دهند کهاهل «طریقت»نامیده می شوند.گروه دیگر که مهمترین علما هستند،کسانی اند که معارف الهی و جهان بینی اصلی را به ما یاد می دهند. ازاین گروه در زبان دین به اهل «حقیقت» تعبیر می شود. هرکسی اول باید عقائدش را درست و محکم کند تا بتواند در اخلاق هم قوی عمل کند. اما کسی که اصول دینش ضعیف است به جایی نمی رسد. علمای قدیم ابتدا عقاید یک شخص را می ساختند؛ بعد اخلاق و در آخر میوه آن عقاید و اخلاق، انجام درست عمل بود. امام صادق (ع)می فرماید با توجه به ضرورت نیاز ما به عالم،نباید انتظار داشته باشیم که آنان بی عیب باشند که در این صورت بی استاد می مانیم. استاد هر چند هم خوب باشد، ولی ضعف هایی هم دارد که نباید به آن توجهی داشت و سخت گیری داشته باشیم. دنبال «عمل بی ریا» نگرد که بی عمل می مانی دومین مسئله ای که در عین نیازمندی به آن نخواهیم رسید، عمل «بدون ریا»است که در این صورت بی عمل خواهیم ماند. بعضی می گویند نماز جماعت نمی رویم؛ چون احساس ریا می‌کنیم. این حرف غلط است؛ چون ریا و شرک به مرور زمان در انسان از بین می رود. اینکه کسی از خود یا عمل دیگران توقع صدردرصد خالص داشته باشد، اشتباه است؛ چوندر عمل کردن گاهی انسان پایش می لغزد؛اما به مرور زمان به اخلاص می رسد و اعمالش از شرک پاک می شود و خدا هم می پذیرد. لذا نباید سخت گیری کرد. کسانی که مهریه سنگین می گیرند، مشرک اند؛ چون تکیه اش در روابط زناشویی به خدا نیست. یا کسانی که با سواد و علمفخر فروشی می کنند،دچار شرک هستند. انسان زمانی باید خوشحال باشد که سه معشوق اصلی؛ خدا و رسول و جهاد در دلش داشته باشدکه دائما در او تولید شادی می کند. وقتی به این مرحله رسید، مرحله ی شادی اوست. اگر شاد و آرام نیست یعنی اله های دیگری غیر از این سه معشوق در دل دارد که او را بهم می ریزد. دنبال غذای شبهناک نباش در ادامه روایت آمده:«و طَعاما بِلا شُبهَةٍ= غذای بدون شبهه». اینکه بخواهیم همیشه غذای بدون شبهه بخوریم، حرف درستی نیست. چون روابط اقتصادی مردم امروزه خیلی گسترده و پول ها در هم ادغام شده، ما نمی توانیم به طور دقیق غذای بدون شبهه پیدا کنیم. باید به فکر این باشیم که حرمتظاهری نداشته باشد. اینکه در مال مردم بگردیم که فلانی خمس می دهد یا نمی دهد، کار اشتتباهی است و حق چنین کاری نداریم. لذا سخت نگیریم؛ چون این اعمال، عامل قطع ارتباط و صله رحم است وموجب غلبه شیطان و طرد شدن از جامعه و ارتباطات اجتماعی شدهوفرد منزوی می‌شود. به تعبیر قرآن، شیطان از چهار طرف به انسان حمله می کند: راست، چپ، عقب و جلو. بدترین نوع حمله شیطان، "راست" یعنی "بی‌گناهی" است. وقتی انسان از گناه فاصله گرفت و دیگران را آلوده و فاسق و فاجر دید، این شروع جهنمی شدن اوست. بیشترین کسانی که به جهنم می روند، کسانی اند که گناه نمی کنند. چون گرفتار خودخواهی ها می شود. پس انسان حق ندارد خودش را از کسی بهتر بداند. بنابراین از نظر شارع مقدس، باید در پاک بودن غذا اطمینان داشته باشیم، مگر خلاف آن ثابت شود. البته ناگفته نماند کسانی که این مسئله برایشان مهم است، می توانند بعد از غذا، رد مظالم کنار بگذارند. دنبال دوست بی عیب نگرد «و صَدیقا بِلا عَیبٍ؛ فَتَبقى بِلا صَدیقٍ= و دوستى بى عیب، كه بى دوست مى مانى».این همان ضرب المثل معروف است که می گویند:گل بی عیب خداست. اگر انسان سخت گیر نباشد با همه سازش می کند؛ البته سازشی که خدا می گوید؛ نه سازشی که شیطان می خواهد؛ با مومنین و شیعیان؛ نه با آمریکا و آل سعودو صهیونیسم. کسانی که با دشمنان سازش می کنند، دین ندارند. کسانی که از اصول انقلاب و اصول دین کوتاه می آیند و عزت مومنین را به حراج می گذارند، در اصل دین ندارند. سازشی که خدا می خواهد؛ سازش با مسلمان، شیعیان، همسایگان، فامیل و دوستان است. جان کلام آنکه حضرت نهی کامل از هیچ عالمی، غذا، دوست نمی کند و بر وجود هر یک تأکید می کند.  

صوت

1 - برای انتخاب دوست، دنبال رفیق بی عیب نگردید

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5170
زمان انتشار: 6 ژوئن 2016
| |
«عیب سازی» بدتر از «عیب جویی» است

خانواده آسمانی 433، 13/3/95

«عیب سازی» بدتر از «عیب جویی» است

هر چند که «عیب جویی» از گناهان بزرگ است، اما «عیب سازی» بدتر از آن است. عیب سازی یعنی بگردیم و عیوبی را در کسی پیدا کنیم. این همان «تجسس» است که قرآن می فرماید: «وَ لاتَجَسَّسوا؛ درمورد دیگران تجسس نکنید.»

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 433 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/13 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد .   یکی از آفات دوستی، دیدن لغزش ها و خطاهای دیگران است. افرادی که ذهنشان آلوده است، هیچ وقت نمی توانند خوبی ها را ببینند. آنان بخاطر داشتن روح تیره، می خواهند که دیگران چنین عیب هایی داشته باشند؛ حتی در ارتباط های دوستی و زناشوئی هر چند در آن عشق یا سنخیت وجود داشته باشد اما ادامه این ارتباط، تضمین کننده نیست. لذا این افراد به راحتی به هر کسی اعتماد نمی‌کنند و هیچ کس هم از نظر آن‌ها سالم نیست اما افراد کریم کسانی ­اند که عیوب دیگران را ندید می‌گیرند و تغافل دارند و مشغول دیدن عیب های خودشان هستند. چنین افرادی چون مسیر  بهشت را طی می کنند به دنبال عیب دیگران نیستند. چنین افراد در صراط به راحتی رد می شوند. اینکه تعداد آمار طلاقدر جامعه امروزی بالا می رود، بخاطر عدم دوست داشتن زوجین نیست، بلکه آنچه یک زندگی را به هم می‌زند، آفاتی‌های است که ممکن است در ارتباط به وجود بیاورد و باعث نابود شدن آن ارتباط شود. این ارتباط می‌تواند بین دو دوست باشد، خانواده، حتی ارتباط با خدا و اهل بیت که اگر آفات آن شناخته نشود باعث از بین رفتن آن می‌شود. در گذشته به دو آفت دوستی اشاره شد؛ بدجنسی و بداخلاقی. در این جلسه به نوع دیگر از آفت که «عیب جوئی» است،  پرداخته خواهد شد. سیدالشهداء (ع) می‌فرمایند: «خوش به حال کسی که مشغول شدن به عیب های خودش، سبب می شود از عیب های دیگران غافل شود». یعنی فرد به یک مقام و شایستگی می رسد که مشغول عیب های خودش است و به دیگران کاری ندارد. فرد عیب‌جو، بدجنس و بدذات است؛ چون حبّ ذات دارد، مسامحه می کند و عیب های خودش را کاملاً ندید می گیرد اما همان عیب را در همسرش، فرزندش و دیگران بزرگ می بیند و به رخ می کشد و سرزنش می‌کند. آدم عاقل و باشرافت به راحتی از کسی عیب جوئی نمی‌کند، بلکه ضعف‌ها را به عنوان یک طیبب از سر دلسوزی مطرح می کند. دنبال عیب نگرد که منفور خدا می شوی مرتبه پائین‌تر از دیدن عیوب و به رخ کشیدن آن، دنبال گشتن عیب دیگران است. امیر کلام، امیرالمومنین علی (ع) می فرماید: «مَنْ طَلَبَ عَیْباً وَجَدَهُ= هر کس دنبال عیبی بگردد آن را پیدا می کند». مریض کسی است که دنبال عیب می گردد؛ چون ذهنش آلوده است و عیب را می سازد. فرد بدبین همیشه به خودش این حق را می دهد که درست می بیند. لذا لغزش ها  رادر فرد پیدا می کند. در فرمایش دیگری از ایشان نقل شده: «الرَّجُلُ السَّوءُ لا یَظُنُّ بأحَدٍ خَیرا؛ لأنّهُ لا یَراهُ إلاّ بِوَصفِ نَفسِهِ= آدم بد، هیچ حسن ظنی به دیگران ندارد؛ برای این که او  با صفات نفسانی خودش به دیگران نگاه می کند». یعنی با صفات بد خودش به دیگران می نگرد و دیگر فکر نمی کند که عینک بدبینی به چشمش زده، بلکه فکر می کند که طرف مقابل عیب دارد. عیب‌جوئی از فعالیت‌های وهمی است و غلبه این قوه بر سایر قوای دیگر باعث می شود که زیر پا گذاشتن عقاید می شود. در حقیقت، آدم‌های که پر از عیب هستند، دیگران را پر از عیب می بینند، حتی از خدا و دستورات دین و اهل بیت عیب می گیرند. لذا پا روی عقایدش می گذارد. مثل شیطان که در اثر حسادت نتوانست تحمل کند که خدا یک نفر را برتر از او خلق کرده و در مقابل خدا می ایستد. چرا عیب جو می شویم یکی از دلائل عیب جوئی، بی انصافی و بی توجهی ما نسبت به وظائفی که داریم. بعضی از افراد هستند که عیب را پیدا می‌کنند البته اگر ثابت شود که این عیب وجود دارد؛ چون ممکن است که عیب نباشد، بلکه یک توهم صرف است و خود فرد آن عیب را پیدا می کند. پس او مریض بیش نیست. در اختلافات زناشویی بسیاری از توقعات بی جائی وجود دارد.؛ مرد یا زن توقع دارد که طرف مقابل باید خودش را با او تنظیم کند که این امر باعث از هم پاشیدن شدن کانون گرم خانواده می شود. حضرت امیر علی (ع) می فرماید: «مَن تَتَبَّعَ خَفِیّاتِ العُیوبِ حَرَمَهُ اللّه ُ مَوَدّاتِ القُلوبِ= كسى كه در جستجوى عیوب پنهانى دیگران باشد، خداوند او را از دوستى دل‌هاى مردم محروم مى‌سازد». آدمی که دنبال عیب‌های مخفی مردم است، متجاوز به حریم دیگران تعبیر می‌شود، یعنی با تجسس در عیب پنهان شده، آن را برملا می‌کند؛ مثل خواندن پیامک های دیگران، قرار دادن دوربین‌های مخفی در حریم شخصی دیگران و ... او متجاوز به حریم دیگران است. نتیجه این تجاوز، منفور شدن در نگاه دیگران و از دست رفتن محبوبیت است. و این منفور شدن، نخست در نگاه خداوند است که نتیجه آن نزد مردم است. خداوند مودّت و دوستی دل‌ها را نسبت به این فرد حرام می کند. در خیلی از جاها از اطرافیانش کمک می خواهد ولی کسی یاری نمی کند؛ چون منفور است. امام صادق (علیه السلام) در فرمایش گهربارشان فرمودند: «لا تُفَتِّش النّاسَ عَن أدیانِهِم فَتَبقى بِلا صَدیقٍ= درباره عقائد مردم تفتیش نكن كه بى‌دوست خواهى ماند». روایت بیان می‌کند که در دین مردم نباید خیلی جستجو کرد که چقدر دین دارد. خیلی سخت گیری نباید باشد. چون گرفتار تکیر و غرور خواهیم شد و کسی که خودش را بهتر از کسی بداند مستکبر است. لذا نباید دین را به مردم تحمیل کرد. گاهی وقت ها افراد در یک مصداق دینی ضعیف عمل می‌کنند ولی در ده تای آن قوی هستند؛ بنابراین نباید سخت گرفت.  باید مثل پیامبر حواسمان به ضعفا باشد و با مدارا با مردم صحبت کنیم. آدم بدبین از باطن ایمان دور است. لذا این افراد فاصله زیادی تا بهشت دارند. امام (ره) فرمودند: فحشای باطنی جهمش خیلی عمیق تر از فحشای ظاهری است. بدبین هم نوعی از فحشای باطنی است که جهنم آن هزاران برابر از فحشای ظاهری بدتر است. ما چند نوع جهنم داریم: جهنم اعمال و جهنم اخلاق و جهنم اخلاق طولانی تر و دردناک تر از جهنم اعمال است.          

صوت

1 - «عیب سازی» بدتر از «عیب جویی» است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5167
زمان انتشار: 5 ژوئن 2016
| | | | | |
مومن نرم خو هدف زمینی ندارد

خانواده آسمانی 432 ، 1395/03/06

مومن نرم خو هدف زمینی ندارد

از آنجا که مومن همیشه مهربان است و وصل به خداست،نه کسی و نه چیزی در کره زمین هدفش نیست و اساساً وجوش برای ماورای دنیا شلیک شده است. لذا مقاصد زمینی ندارد.

مؤمن هیچ هدفی را در زمین بدنبال نمی کند. اگر فعالیتی هم انجام می دهد فقط بخاطر حس مسئولیت­ پذیری و وظیفه شناسی اوست  و وجودش با معشوق های آسمانی سنخیت دارد.

یکی از آفات دوستی، تندی زبان و بداخلاقی است که عامل دوری و فرار دیگران،افزایش دشمنان ، کم شدن دوست و تنها شدن انسان می شود.

 بداخلاقی کار مومن نرم خو نیست.  چون قدرت روحی و دینی دارد و به راحتی به غم و غصه دچار نمی شود. اما وقتی دنیا توانست او را مچاله کند، یعنی بداخلاق شود، نشانه از دست دادن پیوند با غیب و آسمان و معشوق حقیقی است و این منشأ افت روح مومن است.

مؤمن مهربان و با گذشت است و برایش مهم نیست که دیگران نسبت به او چه فکری دارند و اگر درجائی از حرف کسی دلخور شد، نشان دهنده ضعف ایمانی او خواهد بود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 432 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/06 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . آفات و موانع دوستی بدخلقی؛ عاملِ اصلی تولید نفرت در روابط انسانی یکی از آفت‌های مهم ارتباطات، بداخلاقی (بدخویی، و تندخویی) است. روایات، مؤمن را نرمخو و کریم و گناهکاران را تند و خبیث معرفی می کند. مؤمنان، برای محبت کردن، برای بخشیدن و برای صدورِ خروجیِ خیر، نیاز به دلیل و بهانه ندارند، بلکه دائماً از وجودشان محبت صادر می‌گردد. وجود آنان به قدری نرم است که به راحتی از خطاهای دیگران می‌گذرند و عذرشان را (حتی عذرهای دروغین‌شان) را می‌پذیرند. حجم تغافل و تجاهل مؤمنان به قدری زیات است که دیگران آن ها را احمق می‌پندارند اما از نگاهِ الله، احمق، گروهی از انسان ها هستند که براحتی در آتش اختلافات خود را گرفتار می‌کنند و زمانِ با ارزش عمر خود را در آتش نزاع و درگیری‌های بی‌موردِ دنیایی، می‌سوزانند. مؤمن، اساساً هدفی در زمین ندارد، بلکه تنها بهشت و ماورای بهشت را نشانه گرفته و به سرعت به سمتِ هدف خلقتش در حرکت است. لذا برای کسی که در زمین، مقصدی ندارد، چیزی توان درگیر کردنِ ‌او را ندارد ...  آگاچنین کسی به سرعت از کنار آتش‌های وجود دیگران رد می‌شود تا حتی اندکی از میزان سرعت و سبقتش به سمت الله، کم نشود. مؤمن به قدری در دینِ خود، قدرتمند است که در هیچ رابطه‌ای، با همه‌ی دل خود،‌ وارد نمی‌شود، بلکه دلش را تنها برای الله و اهل آسمان خالی نگه می‌دارد. وقتی قلب، در یک رابطه وارد می‌گردد، آرامش و سکونِ لازم را برای ارتباطِ با الله، از دست می‌دهد. لذا از سرعتِ حرکت انسان به سمت هدف خلقتش کاسته می‌گردد؛ بنابراین انسان مؤمن، انواع ارتباطاتش را با اهل زمین، به گونه‌ای تنظیم می‌کند که فقط ذهن و بدنش در این ارتباط وارد شده، و قلبش،‌ با انواع اضطراب‌ها و هیجاناتِ مربوط به ارتباطاتِ زمینی، درگیر و آلوده نگردد. شادی‌ها و موفقیت‌ها و ... یا بالعکس شکست‌ها و کمبودهای دنیا، فقط و فقط در ذهن انسان مؤمن نفوذ می‌کنند اما هرگز قلب او را به خود مشغول نکرده و بسترِ عشق بازی با الله را از او نمی‌ربایند. برای مؤمن، نگاهِ هیچ کسی در دنیا مهم نیست، و هیچ شأن و مقامی او را به خود مشغول نمی‌کند. رهایی او از زمین، و عدم اتصالش به اهل زمین، موجب می‌شود که بی‌احترامی‌ها، تحقیرها، خیانت‌ها، و ظلم‌های دیگران، توانِ‌دامنگیر کردنِ‌او را نداشته و لذا به سرعت از کنار همه‌ی خطاهای دیگران می‌گذرد. انسان‌هایی که زود در لابه‌لای خطاهای دیگران، ‌درگیر شده و قلبشان را آلوده می‌کنند، حتماً در باطن خود،‌ جهنم ذخیره کرده‌اند. اساساً مؤمن، به دلیل عدم دلبستگی‌اش به زمین، هرگز روحیه‌ی علو و برتری‌جویی ندارد ... و با همه‌ی انسان ها، درست مثل خودش رفتار می‌کند. هدفِ بالاییِ مؤمن، به قدری برایش جدی و ارزشمند است که هرگز زمانِ عمرش را صرف اموری لغو و بیهوده مثل انواع سرگرمی‌های بی‌فایده‌ی دنیا نمی‌کند. بدخلقی؛ از نگاه معصومین (علیهم‌السلام) حضرت علی (علیه‌السلام) در فرمایش گهربارشان می‌فرمایند:‌ «مَن ساءَ خُلُقُهُ قَلاهُ مُصاحِبُهُ و رَفیقُهُ؛ هر کس بدخلق باشد، همنشین‌ها و رفیقانش، دشمنِ او می‌شوند». بدخلقی، اولین آفتِ خطرناک، برای ادامه‌ی هر پیوندی است، بطوری که عاشق‌ترین دوستانِ انسان را به نفرت می‌رساند. همچنین در فرمایش دیگری فرمودند:  «مَنْ ساءَ خُلْقُهُ أعْوَزَهُ الصَّدیقُ ، والرَّفیقُ؛ هر کس بدخو باشد، دوست و رفیقِ‌او، نایاب می‌شوند. تندخویی‌ها و بداخلاقی‌ها، باعث می‌شود و حتی نزدیک‌ترین افراد زندگی انسان، حوصله‌ی او را نداشته، و از دور و برش پراکنده می‌شوند. بنابراین چنین انسان هایی که نفس‌شان برای دیگران شیرین و جذاب نیست، و دیگران براحتی از روی آن ها عبور می‌کنند، حتماً‌ در نفس خود، حجم عظیمی از آتش را ذخیره کرده‌اند که فرصتِ زیستن در بهشت را از انان سلب خواهد کرد. والحمدلله رب العالمین  

صوت

1 - مومن نرم خو هدف زمینی ندارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5166
زمان انتشار: 2 ژوئن 2016
| | | | | |
علت بروز بیماری های روحی و جسمی و رمز خروج از آنها

خانواده آسمانی 431 ، 1395/03/06

علت بروز بیماری های روحی و جسمی و رمز خروج از آنها

علت بروز بیماری های جسمی و روحی، بدجنسی و نیت بد داشتن نسبت به اطرافیان و دوستان است. افرادی که روح  آلوده و منقبض دارند، بیشتر مبتلا به بیماریهای جسمی و روحی می شوند.

پس برای آنکه از آلودگی و گناهان خارج شویم و با آسمان آشتی کنیم، کاغذ وقلم برداریم و بنویسیم که «برای نفع دیگران چه خروجی هایی داریم؟ یا برای دیگران چه کارمفیدی میتوانیم انجامدهیم؟ این رمز خروج از بیماری های جسم و روح است و باعث شادی و آرامش روح و جسم می شود.

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 431 «خانواده آسمانی » مورخ 95/03/06 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . لزوم آفت شناسی در زندگی انسان آفت شناسی، در هر کاری، امری کاملاً واجب و ضروری است. در سیر و سلوک نیز، آفت‌شناسی،‌ امری بسیار مهم و ضروری است. آفت شناسی در سلوک، انسان را از گرفتارشدن در جهنم دور نگه می‌دارد. زیرا حقیقت انسان، ذاتاً از جنسِ بهشت آفریده شده است، و‌ آنچه او را به جهنم می‌رساند، عدم احاطه‌ی او به آفت‌شناسیِ‌ مسیر سلوک است؛ بنابراین اگر کسی سعی کند که سرانجام زندگی‌اش به جهنم ختم نشود؛ برای سعادت آخرتی او کافی است؛ زیرا اصلی‌ترین وظیفه‌ی انسان در زمین، گناه نکردن است. «اجْتِنابُ السَّیِّئاتِ أَوْلى مِنِ اكْتِسابِ الْحَسَناتِ». یادمان باشد که، اولین قدم در کسب قدرت روحی و رشد انسانی، گناه‌شناسی و آفت‌شناسی است. وقتی انسان، خود را از آفات و گناهان دور نگه داشته و به واجباتش تن می‌دهد؛ قدم قدم به هدف نهایی خلقت خود نزدیک‌تر شده و با استحکام ایمان، به سلوک خود ادامه خواهد داد. چنین کسی، به رشد انسانی و نشاط معنوی نزدیک‌تر از کسی است که به واجبات و مستحبات مشغول است اما هنوز در گناه‌شناسی و آفت‌شناسی، رشدی نکرده و لذا توانایی اجتنابِ از گناهان را ندارد. گناه، مثل شکاف باریکی است که در یک سدّ ایجاد می‌شود و همین شکاف باریک به مرور زمان، یک سدّ محکم را خواهد شکست. استمرار یک گناه،‌ قطعاً‌انسان را از رسیدن به هدف باز می‌دارد. بنابراین برای اهل بهشت بودن، فقط کافی است که؛ گناه نکنیم... بطوری که گناه نکردن،‌ اولین و مهمترین عامل در موفقیت انسان در هر ارتباطی است. خصوصاً موفقیت او در مسیر حرکت به سمت الله. آفت‌شناسی؛ لازمه‌ی ارتباطات موفق یک ارتباط دوستی، زمانی موفق و پایدار خواهد بود که طرفین‌ِ ارتباط، به آفات و خطراتی که ارتباط دوستانه‌ی آنان را تهدید می‌کنند، آگاهی داشته و با دقت از آن ها، اجتناب کنند. همسران در یک خانواده نیز، اگر به آفاتِ ارتباط میان خود، آگاه بوده و چگونگیِ حفظ حریمِ عاشقانه‌ی خود را از این آفات، بشناسند. با کمترین میزان عشق نیز،‌ بالاترین موفقیت‌ها را کسب خواهند نمود.اما عدم آفت‌شناسی طرفین، حتی عاشقانه‌ترین پیوندها را به نفرت و جدایی خواهد کشاند. بطور کلی می‌توان گفت که همه‌ی ارتباطات عالم،‌ در سایه‌ی آفت‌شناسی، و تلاش برای دورماندن از آن آفات، رشد کرده، و به نتیجه‌ی لازم و موفق خواهد انجامید. توجه داشته باشیم که دوستی و رفاقت با الله و اهل آسمان نیز از این قاعده‌ی کلی مستثنی نیست. اگر انسان آفاتِ پیوندش با اهل آسمان را نشناسد، یقیناً‌ پیوند موفق،‌ عاشقانه، و رشددهنده‌ای را با آنان برقرار نخواهد کرد. 1. بدجنسی؛ آفت بزرگ ارتباطاتِ انسانی یکی از آفاتِ بزرگ که پیوندهای دوستی را تهدید می‌کند، بدجنسی است. بطوری که امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم، این آفت را، مایه‌ی نفرین خود دانسته و آن را عامل نابود شدن همه‌ی حرکت‌های خیر انسان، می‌دانند. یکی از نمونه‌های بدجنسی در نفس انسان؛ ترجیح خود به دیگران است، که عاملی بسیار خطرناک و تهدید کننده، برای تمام ارتباطاتِ انسان است. امیرمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إنَّما أنتُم إخوانٌ عَلى دینِ اللّهِ، ما فَرَّقَ بَینَكُم إلاّ خُبثُ السَّرائِرِ، وسوءُ الضَّمائِرِ فَلا تَوازَرونَ (تَأزِرونَ) ولا تَناصَحونَ، ولا تَباذَلونَ ولا تَوادّونَ؛ همانا شما برادران دینى یكدیگرید . چیزى شما را از هم جدا نكرده، جز درون پلید و نهادِ بد كه با آن به سر مى برید. نه هم را یارى مى كنید، نه خیرخواه همید، نه به یكدیگر چیزى مى بخشید ، و نه با هم دوستى مى ورزید». با اندک دقتی می‌توان فهمید که اکثر اختلافات و دعواها، ریشه‌ای جز آلودگی‌های درونی میانِ انسان‌ها، ندارد. اگر همه‌ی انسان‌ها، به دیگران، حقیقتاً با چشم برادر و خواهر نگاه می‌کردند، مَحال بود که این همه کلاه‌برداری‌ها، اخلاس‌ها، تقلب‌ها، کم‌فروشی‌ها و ... در جامعه رواج پیدا کند. زمانی انسان، خودش را به دیگران ترجیح داده و حاضر است دیگران را نربان ترقی خود کند که، ریشه‌ی مشترک خود با همه‌ی انسان‌ها را فراموش کرده و رابطه‌ی برادری‌اش با دیگران و حقوقی که از آنان بر گرده‌اش هست را از خاطر ببرد... در چنین مواقعی است که انسان خود را بر دیگران مقدم دانسته و حاضر است برای رسیدن به خواهش‌های نفس خودش، دیگران را مورد بی‌رحمی‌اش قرار دهد. بدجنسی انسان‌ها، آنان را به جایی می‌کشاند که به فرموده‌ی امیرمؤمنان، یاری یکدیگر را فرو می‌گذارند، و خود را در مشکلات دیگران،‌ شریک و سهیم نمی‌دانند. و گاه آنقدر در این پلیدی باطن فرو می‌روند که از مشکلات و گرفتاری‌ها و بیماری‌های گوناگون لذت برده و خوشحال می‌شوند. که چنین آدمی، خودش به عنوان هیزم جهنم بوده و هرجا که باشد، اختلاف و آتش، تولید خواهد کرد. به راستی! آیا ما دوست خوبی برای دوستان مان هستیم؟ آیا نوعِ ارتباط من با دیگران، ارتباطی تأیید شده از نگاه الله است؟ آیا من در رابطه‌ی دوستی‌ام، قدرت بخشندگی دارم؟ آیا حاضرم برای حفظ رفاقتم، خوب هزینه کنم؟ چقدر برای دیگران نگران می‌شویم؟ چقدر مشکلاتشان، ما را به یاری کردنِ آنان، بر می‌انگیزاند؟ چقدر دیگران در گرفتاری‌هایشان، روی کمکِ ما حساب می‌کنند؟ فراموش نکنیم که بسیاری از گره‌های زندگی ما، ریشه در بی‌فایدگی‌ِ ما برای دیگران دارد. بخل ما در حمایت از دیگران و کمک به آن ها، تولیدکننده‌ی انواع گره‌ها در زندگی ما خواهد بود. خیر و برکت در زندگی ما، زمانی جریان خواهند یافت که از وجود ما برای دیگران، خروجی صادر گردد. هر چه خروجی‌های ما برای دیگران بیشتر باشد؛ ورودی‌های ما نیز از سوی آسمان، بیشتر خواهند بود. توجه داشته باشیم که بسیاری از دردها و آلامِ جسم ما نیز‌، ریشه در بدجنسی ما و انقباضات روحِ ما داشته و با گشایش و وسعت قلبمان، رفع خواهند شد. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - علت بروز بیماری های روحی و جسمی و رمز خروج از آنها

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5138
زمان انتشار: 1 ژوئن 2016
| |
استعانت از نماز

راه های مبارزه با غم، جلسه 63؛ 95/2/18

استعانت از نماز

دعا و استعانت از نماز،  از جمله درمان های  بیماری  اخلاقی است. نماز صرف پرستش نیست، بلکه در کنار عبادت، از خداوند کمک و یاری می طلبد و براساس رضایت او زندگی اش را تنظیم می کند. انسان به دلیل فقر و وابستگی مطلق نسبت به خداوند که غنی مطلق است،  انواع کمالات را به وسیله دعا و نماز  دریافت می کند. لذا  نماز کلید پیشرفت، آرامش و نردبان پرواز انسان به سعادت اخروی است.

نماز؛ درمان غم های آزاردهنده در جلسه ی گذشته، توسل، به عنوان امری مجرّب در رفع غم‌ها، اشاره شد. «توسل» به اشرافِ فطری عالم، و آبروداران در نزد خداوند، تنها مختصّ شیعیان نیست. در جلسه­ی امروز، به عوامل دیگری از درمان های غم، «نماز» خواهیم پرداخت. ذات انسان، فقر مطلق است در برابر غنی مطلق... خداوند، تنها وجودِ قائم به ذات است که هستی‌اش وابسته به هیچ موجودی نیست و خداوند تنها هستی مطلق است که اول و آخر نداشته (ازلی و ابدی) و هرگز سابقه ی نیستی را تجربه نکرده است. همه‌ی مخلوقات،‌ قائم به ذات خداوند هستند و هیچ چیز از خودشان ندارند، بلکه لحظه به لحظه، از خداوند هستی شان را دریافت می‌کنند. بنابراین درست در لحظه‌ای که این اتصال، حذف شود، شخص یا شیء از حیات، باز می‌ایستد. بنابراین، ذاتِ همه‌ی موجودات، عینِ فقر به خداوند تبارک و تعالی است. خداوند مالک و اداره کننده‌ی همه‌ی عوالمِ وجود است. همین مالک مدبّر، به انسان به عنوان یک فقر مطلق، قدرت اختیار داده است. تا با اختیار خودش،‌ این فقر را ادراک کرده و از مالک و صاحب اختیارش، برای رسیدن به کمال انسانی، کمک بگیرد. راز تکرار « ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین» در نماز، قرار آگاهانه و مختارِ‌ این فقر و اتصال به خداوند است. نماز و دعا دو وسیله ی بسیار قدرتمند برای ضعف مطلق هستند تا بتواند تمام کمالات و نیازهایش را از غنی مطلق دریافت کند. کسی که این فقر و عجز را باور می‌کند، دستان خالی‌اش را در دستان غنی مطلق قرار می‌دهد تا کمالاتِ او را در خود تجلی دهد. تکبر و فخر، در حقیقت، پُز دادن با کمالاتی است که از آنِ ما نیست، بلکه از آنِ خداست. «الحمدلله» عظیم‌ترین ریسمان نجاتِ انسان، در مواقعی است که دیگران از کمالاتِ انسان،‌ تعریف و تمجید می‌کنند. انسان با درکِ «الحمدلله» انتسابِ هیچ کمالی را به خودش باور نکرده و آن را به الله، نسبت می‌دهد. او هرگز نسبت به دیگران، به حسادت دچار نمی‌شود؛ زیرا ریشه‌ی همه‌ی کمالات را در الله دیده و از دیدن آنان لذت می‌برد. انسان‌های متکبری که از احساس و ابراز فقر، اِبا دارند، قطعاً قادر به استفاده از دو وسیله‌ی قدرتمند، مثل نماز و دعا نیستند. احساس بی‌نیازی از نماز و یا دعا و توسل، در حقیقت نشانه‌ی توهم زدگی این افراد، و باور کمالات و دارایی‌های خودشان است. کسی که دعای بیشتری دارد یعنی معرفت بیشتری به خداوند دارند. از این رو به محض دیدن مشکلی چه در روند زندگی خودشان، و چه در مورد دیگران، سریعاً دست به دامان آسمان شده و از خداوند مدد می‌جویند. هر چه اتصال انسان به آسمان بیشتر باشد، میزان دریافتش نیز از غیب و ملکوت بیشتر خواهد بود. چنین انسان‌هایی هم دنیای موفق‌تر و آرام‌تری دارند و هم آخرت شادتر و سعادتمندتری. چرا ثروتمندان از خداوند بیشترین فاصله را دارند بسیار با این پرسش روبرو شده‌ایم که چرا کسانی که اهل نماز و دعا نیستند و ارتباط موفقی با خداوند ندارند، در زندگی مادی‌شان، پیشرفت‌های زیادی دیده می‌شود؟ در پاسخ باید گفت؛ پیشرفت و موفقیت از نگاه خدا، با تصور ما از پیشرفت و موفقیت، بسیار متفاوت است. چه بسا ثروت‌هایی مثل اموال، فرزندان، همسران و ... که ما از آن ها به عنوان ثروت یاد می‌کنیم، تنها دلایلی برای عدم آرامش قلبی و درگیری در یک اضطراب دائمی برای صاحبان این ثروت ها باشد. گاه منفوریت یک انسان از نگاه خدا، سبب می‌شود که او را چنان در سرگرمی‌های بیهوده‌ی دنیا، غرق کند، که جایی برای پرداختن به آخرت و بهره بردن از حظّ‌های آخرتی، برایش باقی نماند. اگر کمی در باطن زندگی کسانی که با خدا، در ارتباط نیستند، ‌دقیق شویم، می‌بینیم که باطنِ زندگی‌شان، سرشار از ناآرامی، تنگی، فشار و اضطراب‌های گوناگون است. هر ثروتی از ثروت‌های دنیا، تنها در صورتی به نفع انسان تمام خواهد شد، که او خود را با همه‌ی آن ثروت‌ها، باز هم،‌ وابسته و فقیر مطلق در برابر الله دیده، و هرگز به دارایی‌های خود، اعتماد نداشته باشد و خداوند با همه‌ی غنای خود، حامیِ چنین بنده‌ای است که بدون تکبر و نخوت، در برابر، تنها قدرتِ بی نهایت ایستاده و از او یاری می‌طلبد. چنین کسی به اعتماد خداوند، همه‌ی تلاش را به کار می‌گیرد تا به هدف برسد؛ زیرا یقین دارد که عظیم‌ترین قدرت عالم، تکیه‌گاه او می‌باشد. از این رو تنبلی و رخوت و بی‌حوصلگی در او راه ندارد. یکی از یاران رسول اکرم‌ (صلی الله علیه و آله و سلم)، در توصیف احوالات ایشان، ذکر می‌کند؛ «كَانَ إِذَا حَزَنه أَمرٌ صلَّى؛ هرگاه چیزی پیامبر را غمگین می‌کرد، زود به سراغ نماز می‌رفت». نماز، خلوت با اِله حقیقی و دلخوشیِ صادقی است که همه‌ی امورات عالم، به اشاره‌ی او، اداره می‌شود. انسان عاقل، کسی است که به محض رویارویی با مشکلی، جز در خانه‌ی خدا، جایی زانو نمی‌زند. در جلسه آینده، شرح این حدیث را به همراه توضیح آن پی خواهیم گرفت.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed