www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5118
زمان انتشار: 30 می 2016
| | | | |
بخل = دوری همیشگی از آرامش

مهارتهای زندگی (40) ؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

بخل = دوری همیشگی از آرامش

در ادامه صحبت درباره بخل و تبعات آن به حدیث دیگری از امیرمؤمنان(علیه السلام) اشاره می کنیم. حضرت می فرمایند: بخیل آن مقداری که از آبرویش مایه می گذارد نمی تواند آبرویش را حفظ کند. (بیشتر آبرو ریزی می کند تا اینکه بتواند آبرو داری کند.) انسانها در زندگی ثروت می اندوزند، تا آبروی خود را حفظ کرده و در زندگی نیازمند و محتاج به کمک دیگران نشوند.  اما فرد بخیل هر چه که پولدار تر می شود در نزد دیگران بی آبرو تر شده و بخاطر داشتن همین صفت ناپسند (بخل) نمی تواند، از مالش برای خود شخصیتی واقعی درست کند.  او با داشتن  ثروت ، ذلیل و بدبخت است ،و نه در دنیا و نه در آخرت طعم خوشبختی را هرگز نخواهد چشید.  امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: بخل آبروی انسان را از بین می برد. یکی دیگر از آثار خطرناک بخل را با احادیثی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) بیان می کنیم: البخل جلباب المسکنه بخل لباس بدبختی است. البخل بالموجود سوء ظن بالمعبود بخل ورزیدن به آنچه که داری در اثر بدبینی به خداوند تبارک و تعالی است. در روایت ها داریم که بزرگترین گناه کبیره، بدبینی به خداست.  انسان باید در مسیر زندگی به خداوند اعتماد کند و کرامت او را باور داشته باشد و قبول کند که خزائن آسمان ها و زمین در دست خداست. و اگر زمانی نسبت به کرامت ، عظمت و بخشایش گناهانش از طرف خداوند بدبین شود ، به اوج بدبختی رسیده است. دومین اثر از اثرات بخل برای انسان این است که او را نزد دیگران منفور می سازد. حتی اگر این نزدیکان خانواده او باشند. بعنوان مثال اگر نگاهی به پرونده های جنایی و حوادث بیاندازیم متوجه خواهیم شد که بسیاری از قتل هایی که اعضای خانواده نسبت به هم، داشته اند در اثر همین بخلی است که در خانواده وجود داشته و افراد از کمک کردن به همدیگر  دریغ کرده  و در نتیجه حس تنفر زیادی را در بین هم ایجاد کرده اند ، که همه اینها، حوادث ناگوار و جبران ناپذیری را در خانواده ها بوجود آورده است. امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می فرماید: کسی که به مالش بخل ورزد ذلیل میشود. (هم در نزد خدا و هم نزد مردم) و در روایتی دیگر می فرمایند: کسی که بخیل است فحش و ناسزا زیاد می شنود.  انسان بخیل هیچگاه نمی تواند دوستی داشته باشد و همه از او متنفر هستند .  این منفور بودن و خار بودن نزد دیگران سبب می شود که روابط عاطفی انسان تخت شعاع قرار گیرد و همه افراد اعم از همسر و فرزندان و فامیل و حتی غریبه ها هم از او دوری می کنند .  زمانی هم که روابط عاطفی و آن مودتی که عامل اصلی نزدیکی اعضای خانواده نسبت به هم بوده از بین رود باید منتظر هر اتفاق ناگواری در خانواده بود.  

صوت

1 - بخل = دوری همیشگی از آرامش

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5117
زمان انتشار: 30 می 2016
| | | |
انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

مهارتهای زندگی (39) ؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

در مسائل اقتصاد خانواده، اگر زن و مرد دچار صفت پلید بخل شده، یکدیگر و فرزندان را از نیاز های معقول و منطقی شان محروم نموده، و از خرج کردن و هزینه در خانواده بترسند؛ بطور حتم راه برکت و خیر را به روی خود و خانواده شان بسته اند. ‼️ مسأله اقتصاد و خرج کردن در زندگی به مشابه چشمه ایست... به این معنا که هر چه مقدار از اب چشمه برداشته شود به همان نسبت آب جایگزینش میشود. بنابراین بخل ورزیدن ،ترسیدن از خرج کردن ،سخت گیری، منت گذاشتن  و له کردن دیگران جز اینکه انسان را بدبخت کند و راه خیر و برکت را به روی او بندد،، هیچ سود دیگری برای فرد نخواهد داشت!! البته آثار منفی دیگری هم دارد اما فایده هرگز.  امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: ان کان خلف من الله عزوجل حقا فی البخل لماذا... اگر جایگزین شدن مال از طرف خدا حق است،، به چه دلیل انسان بخل ورزیده و به دیگران سخت بگیرد؟؟؟ حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می فرمایند:  من تعجب میکنم از آدم بخیل ، درحالیکه از فقر فرار می کند،، اما نمیداند خود را با عجله در این فقر انداخته است. (بسیاری از افراد از اینکه می ترسند مبادا یک روزی فقیر شوند یک عمر فقیرانه زندگی می کنند.)  آن غنا و بی نیازی و آرامشی که شخص بخیل به دنبالش می گردد، در اثر همین صفت از بین میرود و هیچ زمانی روی آرامش و آسایش را نخواهد دید...  او همیشه مانند فقرا زندگی خواهد کرد، و در آخرت هم باید مانند اغنیاء حساب پس دهد...یعنی بعنوان یک فرد ثروتمند به حسابش رسیده می شود. و در حدیث دیگر امام می فرمایند: آدم بخیل شخصیتا این طوری است که نسبت به خودش هم بخل می ورزد. اما نسبت به وراث کاملا سخاوتمندانه عمل می کند و هر چه دارد به آنها می بخشد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: از دلایلی که شما را نماینده خود قرار دادیم، آن است که؛   انفاق کنید..... به این معنا که ما شما بندگان را نماینده خودمان قرار داده ایم که شما هم مانند ما کریم شوید ...و صفات کرامت وجود ما را در خود پرورش داده و در نهایت به داد دیگر بندگان ، برسید. اساسا ، هدف خلقت نیز چیزی جز این  نیست؛ که بندگان شبیه خدا شده و اخلاق الهی پیدا کنند.  ولی متأسفانه بسیاری از افراد زمانی که صاحب ثروت می شوند در این امتحان می بازند و اصلا نمیتوانند ذره ای شبیه خدا شوند. حضرت علی(علیه السلام) میفرمایند: آه آه از کمی توشه و طولانی بودن راه. بسیاری از اشخاص از ثواب هایی که می تواند راه نجات آنها در قیامت باشد به راحتی و خیلی ساده عبور می کنند. راستی!!!! ما چه مقدار از این راه نجات هایی که خداوند در زندگی ما قرار می دهد استفاده می کنیم؟؟؟   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5111
زمان انتشار: 30 می 2016
| | | | |
بخل، راهی بسوی جهنم

مهارتهای زندگی (38)؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

بخل، راهی بسوی جهنم

شخص بخیل کسی است که خرج نمی کند و همیشه در ترس و اضطراب از دست دادن مالش به سر می برد. او نسبت به خرج کردن و مقوله روزی و برکت هم بدبین است. و راه روزی و برکت را هم به روی خود و هم به روی دیگران می بندد.

در آخر بخش گذشته در مورد انفاق و صدقه صحبت شد که هیچ فقری را در زندگی برای افراد بوجود نخواهد آورد. بهترین نوع انفاق، انفاق به اعضای خانواده و خویشاوندان است. خداوند در قرآن کریم می فرمایند: اگر شما قصد انفاق دارید (یعنی میخواهید مازاد مالتان را بعنوان هدیه و کمک به کسی بدهید.) از خانواده خود شروع کنید و باز هم فرمودند: ابتدا مادر بعد پدر و بعد خواهر و بعد برادر و بعد از آن همسر و فرزندان و بعد همسایه و اقوام دورتر و غریبه ها. فرد باید بهترین نوع خرج کردن و آسان گرفتن در هزینه ها را نسبت به خانواده خود در نظر بگیرد. در رابطه با موضوع انفاق و برکتی که از این راه وارد زندگی افراد می شود، یک قاعده کلی وجود دارد که در روایات به نام "قاعده عوض" (یعنی جایگزین شدن ، جبران شدن) معروف است.  احادیث زیادی هم در این رابطه ذکر شده و تضمین کرده اند که خداوند بعنوان قانون لایتغیر در نظام خلقتش این را قرار داده است که اگر کسی به خلق خدا خدمتی کند ، چه مادی و چه معنوی ؛ مطمئنا خداوند تبارک و تعالی چند برابر این خدمت را به او باز خواهد گرداند، مضاف بر اینکه ثواب آخرتی هم نصیب این شخص خواهد شد. شخص بخیل کسی است که خرج نمی کند و همیشه در ترس و اضطراب از دست دادن مالش به سر می برد. او نسبت به خرج کردن و مقوله روزی و برکت هم بدبین است. و راه روزی و برکت را هم به روی خود و هم به روی دیگران می بندد. خداوند میفرماید: من زمانی به بنده ام برکت خواهم داد که توانایی این را داشته باشد که از مالش بخوبی استفاده کند، به خانواده اش در خرج کردن سخت نگیرد و آنها را در فشار ، زحمت و محرومیت نگه ندارد. این خود شامل لطف خداوند خواهد شد. از وظایف بسیار مهم و واجب اسلام این است که انسان به افرادی غیر از اعضای خانواده خود انفاق کند ، و به فکر دیگران هم باشد. و اساسا کسی که به فکر انسان های دیگر و هم نوعانش نباشد راهی بسوی بهشت و نجات نخواهد داشت.  قرآن کریم در تعریف از شخص مؤمن می فرماید: والذین هم فی اموالهم حق معلوم لسائل و المحروم  مومنین کسانی هستند که در اموالشان حد معینی را قرار داده اند برای افرادی که نیازمند و محروم هستند. دراصل باید گفت که مسأله انفاق در سبد اقتصادی شخص مؤمن وجود دارد، نه اینکه تصادفا کسی از او درخواست کمک کند، و مؤمن به داد او رسد.  بلکه مؤمن خود را موظف می داند که در ماه مقداری از درآمد خود را به این مسأله اختصاص دهد و شخص مؤمن به دلیل اینکه به خداوند اعتماد دارد و نسبت به خدا خوشبین است؛ اصلا به این مسأله فکر نمی کند  که در صورت انفاق و کمک از مالش کم می شود. بلکه یقین دارد که در صورت کمک و انفاق به دیگران خداوند جایگزینی مادی و یا معنوی برایش در نظر می گیرد. امیر المؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: من ایقضه بالعوض، جاء بالعطیه کسی که یقین داشته باشد که حتما خدا برای مالی که پرداخت کرده ، مال بهتر و بیشتری به او خواهد داد،  در عطا کردن بهتر عمل می کند. (یعنی رغبت بیشتری برای کمک به دیگران دارد.)   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

صوت

1 - بخل، راهی بسوی جهنم

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5053
زمان انتشار: 26 می 2016
| | | |
اکسیر معجزه انگیز برای دور ماندن از غفلت

بحث غفلت (21)؛ 94/2/8؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

اکسیر معجزه انگیز برای دور ماندن از غفلت

کسی که از «الله» لذت می‌برد، در همه احوالات، آرام و شاد است. زیرا تنها سرمایه‌ی او «الله» است که همیشه پابرجاست  و هرگز نگران از دست دادنش نیست.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 21 «بحث غفلت» مورخ 94/2/8، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: عوامل بازدارنده غفلت  یاد خدا و شناخت حقیقی او طبق قاعده نسبت رابطه‌ی دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست. اگر جنین در 9 ماه که زمان برای تولد سالم دارد، توقفی در روند اندام‌زایی و... خود ایجاد کند، قطعاً به‌ صورت سالم به دنیا متولد نخواهد شد. و تنها نوزادی قادر به بهره‌گیری کامل از دنیا خواهد بود که با تولد سالم یا سالم قوی به دنیا چشم بگشاید، تولدهای ضعیف و بیمار معطلی و درد با خود به همراه دارند. نفس همانند جنین تنها در یک صورت بعد از تولد به برزخ، سعادتمند خواهد بود که در رحم دنیا شرایط لازم را برای استفاده از شرایط آخرت تحصیل کرده باشد. طبق فرمایش حضرت علی «علیه‌السلام» آرزوهای دروغین به گونه‌ای انسان را فریب می‌دهد که شخص کمالات حقیقی را به اشتباه گرفته و بجای این‌که به دنبال کمالاتی باشد که در آخرت از او طلب می‌کنند، تمام عمر خود را به تحصیل کمالاتی صرف می‌کند که بعد از مرگ هیچ فایده‌ای برایش ندارد. از همین رو ممکن است، یک انسان از لحاظ اجتماعی، خانوادگی، علمی، سیاسی و... انسان برجسته‌ای باشد، امّا با مقیاس معیارهای تولد سالم به آخرت، اصلاً انسان آماده‌ای برای تولد به برزخ نباشد. علامتش آن است که از مرگ اصلاً خوشش نمی‌آید و آن‌قدر برای دنیا و امورات آن درگیر می‌شود که گویا این امورات ابدی هستند و به قدری از آخرت غافل است که گویی اساساً برای او هرگز پیش نخواهد آمد. برای دور ماندن از غفلت، یاد آخرت، اکسیر معجزه ‌انگیزی است. قرآن می‌ فرماید: «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ؛ ما انبیاء را با یاد آخرت خالص گردانیدیم» یاد آخرت، سبب می‌شود که انسان تولدش به آخرت را جدی گرفته و او را از چنگال کمالات توهمی خارج ‌سازد. اگر کسی گرفتار آخرت شود، دنیا در پیش چشمش کوچک شده و از غم‌های دنیایی خارج می‌شود. نوع دغدغه‌های یک شخص ارزش و قیمت او را نشان می‌دهد. نوع خیالات و خواب‌های یک فرد نشان می‌دهد که او درگیر چه نوع مسائلی است. علت ضعف ما در نمازهایمان، آن است که اساساً نمازهای ما، از ابتدا در جایگاه غذا برای روحمان نبوده است و ما سعی نکرده‌ایم به واسطه‌ی نماز از اتصال به کمالات پایینی دست برداشته و به دغدغه‌های فوق عقلانی برسیم. امام جواد «علیه‌السلام» فرمودند: «القَصدُ إلَىِ اللّه تعالی بِالقُلُوبِ، أبلَغُ مِن إِتعابِ الجَوارِحِ بِالأعمالِ؛ حرکت به سوی خداوند با قلب، بسیار رساننده‌تر است از به زحمت انداختن بدن در اعمال». در اسلام بزرگ‌ترین عبادات، تفکر است. به‌طوری که حتی بالاترین عبادت در شب قدر نیز تفکر است. تفکر، قلب انسان را به دغدغه‌های الهی مشغول می‌کند، و بزرگ‌ترین عامل رساننده‌ی انسان به سوی خداوند، اشتغال قلب به «الله» و مظاهر «الله» است. کسی که از عبادات بعنوان غذا برای بخش فوق عقلانی‌اش استفاده می کند، آن‌ها را با قلب خود جذب کرده و به‌واسطه‌ی آن‌ها به «الله» نزدیک‌تر می‌شود. عبادات زیاد، بدون دغدغه‌های فوق عقلانی و بدون اشتغال قلب به «الله» اساساً کاربردی در تشبه انسان به سوی «الله» ندارد. کسی که از «الله» لذت می‌برد، در همه احوالات، آرام و شاد است. زیرا تنها سرمایه‌ی او «الله» است که همیشه پابرجاست  و هرگز نگران از دست دادنش نیست. بنابراین وقتی کسی که «الله» را یافته و شناخته است و هر لحظه به دنبال تولد سالم به آغوش اوست، از بسیاری از کمالات بخش‌های پایینی رها می‌شود، لذا فقدان‌ها و از دست دادن‌های دنیایی او را غمگین و آزرده نمی‌کند.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5043
زمان انتشار: 21 می 2016
| | | |
ارتباط و توسل با اهل بیت (علیهم السلام)

راه های مبارزه با غم، جلسه 62؛ 95/2/4

ارتباط و توسل با اهل بیت (علیهم السلام)

تنها  آرامش‌‌ ماندگار و پایدار در انسان ارتباط با «الله» بعنوان وجود دهنده انسان و «اهل‌بیت» بعنوان مظاهر تمام نمای الله، می‌باشد. تنها در سایه‌ی این ارتباط است که تولد سالم به آخرت، برای هر انسانی، میّسر و مقدّر خواهد بود.

اهل بیت (علیهم‌السلام)؛ مظهر تمام نمای الهی در زمین خداوند تبارک و تعالی بعنوان یک هستیِ نامحدود، برای انسان ها قابل دسترسی و شناخت نیست. بطور کلی همه‌ی امور نامحدود، بدون جلوه کردن، قابل شناخت نخواهند بود. بعنوان مثال، انرژی تا بصورت های مختلف جلوه نکند (گرما، سرما، حرکت و ...) قابل تشخیص و شناسایی نخواهد بود. الله نیز بعنوان هستی نامحدود، برای اینکه مورد شناسایی قرار بگیرد، برای انسان‌ها جلوه می‌کند. تا آنان بواسطه‌ی آن مظهر بتوانند (ظاهر) را بشناسند. اولین و بزرگترین مظهر الله،‌ در زمین، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آل او (علیهم‌السلام) هستند؛ بطوری که خداوند با همه‌ی اسماء و صفات خود در آنان جلوه کرده است. اهل بیت (علیهم‌السلام) از نظر صفات کمالی، کاملاً شبیه الله بوده و تفاوت شان با او؛ تنها در این است که الله، خالق است و آنها مخلوق ... می‌توان گفت که عالی‌ترین جلوه از خداوند (مثل اعلی)، نور محمد و آل او (علیهم‌السلام) هستند و سایر مخلوقات، جلوه‌ای از این نور هستند. از آنجا که همه‌ی ما، مظهری از این نور (این حقیقت) هستیم و ریشه‌ی حقیقی‌مان از آنان گرفته شده است؛ با هیچ چیز، به آرامشِ واقعی نمی‌رسیم،‌ مگر آنکه در سایه‌ی اتصال به ریشه‌هایمان، با الله پیوند برقرار کنیم. یک انسانِ حقیقی کسی است که می‌فهمد جز در آغوش اِله حقیقی و انسانی‌اش (الله) به آرامش نخواهد رسید؛ و همین کشش فطری و عشق درونی، او را از لابه لای جریاناتِ زندگی دنیایی‌اش، به وصال محبوبش رسانده و به هدف خلقتش که تشبّه و هم‌نشینی با الله است، می‌رساند. بنابراین تنها  آرامش‌‌ ماندگار و پایدار در انسان ارتباط با «الله» بعنوان وجود دهنده انسان و «اهل‌بیت» بعنوان مظاهر تمام نمای الله، می‌باشد. تنها در سایه‌ی این ارتباط است که تولد سالم به آخرت، برای هر انسانی، میّسر و مقدّر خواهد بود. اهل‌بیت (علیهم‌السلام)؛ راهنمای سفر انسان تا الله اگر واقعاً کسی به دنبال رسیدن به معشوقش می‌باشد؛ ناگزیر است به معشوقش شباهت پیدا کند. زیرا اتصال، هم‌نشینی و رفاقت، تنها با کسی میسر خواهد بود که به او شباهت داریم و به سببِ این تشابه از هم‌نشینی‌اش لذت می‌بریم. بدون شباهت به کسی، هرگز وصال حاصل نخواهد شد. برای رسیدن به الله، طی کردنِ فاصله‌ی نفسِ ما تا الله، ضروری و لازم است و این فاصله، دارای بُعد مکانی، یا زمانی نیست که بتوان با حرکت کردن از جایی به جای دیگر، آن را از میان برداشت، بلکه تنها راهِ حذف این فاصله، شبیه شدن به الله و نزدیک شدن به او می‌باشد. این سفر،‌ سفری است که در درون نفس ما، انجام می‌شود. سفری از نفس ما تا الله... و آن کس که می‌تواند در این سفر پرخطر و کاملاً تخصصی، ما را هدایت نموده و به الله برساند. کسی نیست جز، متخصص معصومی که خودِ الله، آن را برای انسان ها معرفی نموده است. متخصص معصومی که جلوه‌ی کامل الله، در زمین بوده و به تمام اصول این سفر (نفس تا الله) آگاه است.  فراموش نکنیم که؛ همراهی لحظه به لحظه، و قدم به قدم با معصوم است که می‌تواند نفس ما را به بزرگیِ الله تربیت نموده و به قرب و وصال با محبوبمان برساند. و راهِ هم قدمی و معیتِ مداوم با معصوم، به فرموده‌ی قرآن، مودّتِ (محبت همراه با فداکاری) اهل بیت است. مودّت به اهل بیت، اتصالِ انسان را به آنان، دائمی و لحظه به لحظه می‌کند، بطوری که، این اتصال، روز به روز بر قدرت بخش فوق عقلانی او افزوده و او را به هدف نهایی خلقتش (تشبه به الله) نزدیک‌تر می‌کند. یادمان باشد که؛ معصوم، مستقل از الله نیست، بلکه معصوم بعنوان جلوه‌ی کامل الله، راهنمای انسان به آغوش الله می‌باشد. فاصله گرفتن از معصوم، علتِ اصلیِ خسارتِ انسان‌ها (از نگاه قرآن) بوده و مانع از رسیدنِ آن ها به هدف نهایی خلقت شان می‌گردد؛ زیرا قطع ارتباط با معصوم، در حقیقت به قطع ارتباط با الله منجر خواهد شد و پیوند با معصوم، رسیدن به آغوش الله را در پی خواهد داشت. چون حرکت او به سمت الله تضمین شده بوده و از سلامت روانی برخوردار خواهد بود. توجه داشته باشید که در هیچ فرهنگی، آموزه‌های اخلاقی، عبادی و معنوی، به اندازه‌ی آموزه‌های محمد و آل او قدرتمند و غیر توهمی نیست. عالی‌ترین و عظیم‌ترین آموزه‌ها و دعاها و مناجات‌های عاشقانه، فقط و فقط در مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دیده می‌شود، بطوری که اطاعت آنان، تمامِ دنیا و آخرتِ انسان را با سعادت، آرامش و شادی قرین می‌کند. عزاداری‌ها و جشن‌های ما در مصائب و شادی‌های اهل‌بیت، تنها یک راه ارتباطی میان ما و اهل بیت است. راهی که ما را به شخصیت و فرهنگِ معصومین وصل کرده و به آنها شبیه می‌کند. اگر این گونه مراسم‌ها و یا توسلات ما را از نظر باطنی و ظاهری به اهل بیت (علیهم‌السلام) شبیه و نزدیک نکند،‌ اساساً تأثیری در سفرِ انسان از نفس تا الله نخواهد داشت. انسان زیرک کسی است که قدم به قدم در سایه‌ی امام حرکت کرده و نه از او پیشی می‌گیرد و نه عقب می‌افتد. یک حرکت انسانی موفق، حرکتی است که تمام روابطش (خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی و ...) طبق سبک زندگیِ امام،‌ برنامه‌ریزی شده باشند. قلبی آرام و شاد،‌ در پناه ملاقات معصومین (علیهم‌السلام) نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «سَتُدْفَنُ بَضْعَةُ مِنِّی بِأَرْضِ خُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مکروب الَّا نَفَّسَ اللَّهُ کربته وَ لَا مُذْنِبُ الَّا غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ؛ به زودی پاره‌ای از وجود من در خراسان دفن می‌شود، که هیچ غمزده‌ای به زیارتش نمی‌رود؛ مگر آنکه خداوند عمش را برطرف می‌کند و گناهکاری نمی‌رود، مگر آنکه خداوند، گناهان او را می‌آمرزد». طبق این روایت، در می‌یابیم که اهل بیت‌ (علیهم‌السلام)، مراکز تصفیه‌ی نفس و محل اطمینان قلوب هستند. لذا تمام زائران اهل‌بیت (علیهم‌السلام) از فیضِ حضور در پیشگاه آنان، آرام گرفته و با قدرت بیشتری به ادامه‌ی حرکت به سمت الله، خواهند پرداخت. اما بهتر است بدانیم کسانی که از زیارات، لذت و فیض بیشتری را ادراک خواهند کرد که؛ آداب ملاقات و ارتباط با معصوم را آموخته باشند. زیارت جامعه کبیره، زیارتی فوق‌العاده و عظیم القدر است که اگر به باطن آن راه پیدا کنیم قطعاً گام بلندی را در مسیر الله، برداشته‌ایم. و قرائت مقام دوم زیارات و دعای عالیه المضامین، قدم‌های بلندی در ارتباط با معصوم محسوب می‌شوند. زیارت معصومین بقدری شادی‌آفرین و آرامش زاست که امام جواد (علیه‌السلام) خطاب به پدر بی‌همتایش، حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌فرماید: «السَّلَامُ عَلَى فَرْحَةِ الْقُلُوبِ، وَ فَرَجِ الْمَكْرُوبِ؛ سلام بر شادی دل ها و فرج غمزدگان...». حقیقتِ شادی و فرج دلها، اساساً خود امام است. رهایی از ذلت و رسیدن به عالی‌ترین مراتب نور؛ به دستان هدایتگر اهل بیت (علیهم السلام) امام هادی علیه‌السلام در زیارت جامعه کبیره می‌فرمایند: «... وَ بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللَّهُ مِنَ الذُّلِّ وَ فَرَّجَ عَنَّا غَمَرَاتِ الْكُرُوبِ وَ أَنْقَذَنَا مِنْ شَفَا جُرُفِ الْهَلَكَاتِ وَ مِنَ النَّارِ..؛ ... خداوند بوسیله‌ی شما، ما را از ذلت رها کرد، و بوسیله‌ی شما ما را از اندوه‌های جانکاه، نجات داد و ما را از افتادن در پرتگاه‌های هلاکت و جهنم رهانید...» ذلتِ نادانی، ذلت جهل، ذلت تقلید از دیگران، ذلت پوچی، غصه، اضطراب، فقر شخصیتی و ... همه و همه با پذیرش ولایتِ متخصصان معصوم، به عزت دنیا و آخرت تبدیل می‌شود. کسی که قدم به قدم در سایه‌ی امامان حرکت می‌کند، چنان از عاطفه و عشق آنان سرمست است که قطعاً به هیچ قیمتی حاضر به از دست دادن این عشق، نخواهد بود. خداوند به عشق ولایت شما، همه‌ی دانش‌های لازمِ دین ما را برای حرکت به سمت الله، در اختیارمان قرار داد. به غیر از مکتب معصومین، آیا مکتب دیگری سراغ دارید، که تمام اطلاعات لازم را برای اداره‌ی پنج بخش وجودی‌تان، بصورت کاملاً تخصصی در اختیارتان قرار دهد؟ وجود معصومین، مراکز تصفیه و تخلیه و تخلیه‌ی وجود انسان‌هاست. بطوری که پیوند با آنان و ارتباط مداوم با ذواتِ مقدسشان، سالیانِ درازی از عمرِ گناه‌آلود انسان را جبران می‌کند. وقتی عشقِ معصومین در قلب انسان جاری می‌شود؛ خداوند به حرمتِ این اکسیر، نواقصِ حرکتِ انسان را جبران خواهد کرد. لذا فراموش نکنیم که؛ کسانی که با معصومین پیوند ندارند؛ هیچ چیزی در عالم ندارند ... آنان در کنار بی‌شمار اعضای خانواده و فامیل و دوستان ... هرگز آرامش حقیقی را تجربه نخواهند کرد. رحم حقیقی ما، که ریشه‌ی وجود ما هستند؛ اهل بیت (علیهم‌السلام) اند... قطع رحم با آن ها، مُحال است. هرکس به میزان شباهتش با معصوم و تنظیم رابطه‌اش با او، به سعادت نزدیک خواهد بود. هر چقدر شبیه‌تر باشی، به بهشت نزدیک‌تری و هر چقدر دورتری، به خواری و شقاوت نزدیک‌تر... شادی و لذت بردن از دارایی‌های اندک و یا زیاد دنیا و همینطور سعادتِ آخرت، در گروی رفاقتِ با تنها مظاهر تامّ الله در زمین است تنها رفاقتِ آنان است که دنیا و آخرتی شاد و در اوج رضایت و لذت را برایمان طراحی خواهد کرد. بارالها؛ ما را به رفاقت لحظه به لحظه با اهل بیت (علیهم‌السلام) موفق بگردان!        مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5035
زمان انتشار: 17 می 2016
| | | |
«عمل سالک» در گرو انس با اسماء الهی است

جایگاه عمل در سلوک انسانی (6)، 91/9/14؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

«عمل سالک» در گرو انس با اسماء الهی است

 خداوند از مخلوقاتش با عنوان «کلمه» یاد می­ کند و دائماً در حال سخن گفتن با ما از درون و بیرون است. در خواندن و شنیدن قرآن کسانی دریافت حقیقی دارند که قرآن را با صدای خدا بشنوند. قرآن نامه ­ی کتبی خدا بوده و کلّ نظام خلقت نامه ­ی تکوینی خداوند است.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 6 از بحث «جایگاه عمل در سلوک انسانی» مورخ 91/9/14، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: تقدم تعلیم قرآن بر خلقت انسان یکی از اسامی حق­ تعالی «متکلم» است که کاربردش در جهت تربیت انسان است: «عَلََّمَ القُرآنَ، خَلَقَ الإِنسانَ،...» (سوره الرحمن، آیات 3-2) تعلیم از اسم رحمن است. به این معنا که اقتضای رحمت الهی سبب تعلیم قرآن و خلق انسان می­ گردد که بدون قرآن، خلقت انسان عبث خواهد بود. اطلاعات تخصصی هفتگانه در حد فاصل قوس نزول و صعود باید در دست انسان کامل باشد؛ و همین، خلقت انسان را معنادار می­ کند. تکلم خدا با انسان برای رشد و تکامل اوست که به «مَثَل اعلی شدن» برسد. خداوند با خلقتش با ما تکلم می­ کند که اگر این سخن را نشنویم، شنیدن کتاب الهی فایده­ ی چندانی به حال ما ندارد. شرط استفاده از کتاب خدا، خواندن کتاب خلقت است.  خداوند از مخلوقاتش با عنوان «کلمه» یاد می­ کند و دائماً در حال سخن گفتن با ما از درون و بیرون است. در خواندن و شنیدن قرآن کسانی دریافت حقیقی دارند که قرآن را با صدای خدا بشنوند. قرآن نامه ­ی کتبی خدا بوده و کلّ نظام خلقت نامه ­ی تکوینی خداوند است. تنها موجودی که قابلیت ظهور همه اسماء الهی را دارد "انسان" است حضور خداوند در همه ­ی عالم خلقت کاملاً یکسان است؛ «...فَأینَمَا تُولّوا فَثَمَّ وَجهُ اللهِ...» (بقره، آیه 115) اما تنها موجودی که قابلیت دارد همه اسماء الهی (که در جوشن کبیر آمده­ است) را ظهور بدهد انسان است؛ تنها انسان آینه­ ی تمام نمای خداوند است و سایر موجودات فقط بخشی از صفات و اسماء الهی را منعکس می­ کنند. انس با اسماء الهی راه نجات از غصه و اضطراب از جمله نام هایی که از یک موجود استخراج می­ گردد، «مصوّر» است. صورت‌هایی که خداوند می ­آفریند، مختلف و بی­ نهایت هستند؛ و یک صورت واحد در دو مخلوقش قرار نداده است. بی­نهایت تنوع در بی­نهایت خلقت الهی حاکم است. خداوند این همه تجلی دارد؛ «کلّ یوم هو فی شأن» (سوره الرحمن، آیه 29) و ما اینقدر بی تفاوت از کنار آنها عبور می­ کنیم؛ «و کأَیِّن مِن آیه فِی السّموات و الأرض یَمُرُّونَ علیها...»(سوره یوسف، آیه 105) با صدهزار جلوه برون آمدی که من                 با صدهزار جلوه تماشا کنم تو را انس با اسماء الهی انسان را از غم و غصه و اضطراب و ... نجات می ­دهد. امام صادق (علیه السلام) می­ فرمایند: «دَعَ اللهُ النّاسَ فِی الدّنیا بآبائِهم لِیَتَعارَفوا و فی الاخِرَه بأعمالِهِم» مردم در دنیا به پدرانشان، و در آخرت به اعمالشان شناخته می­شوند. هر شخصی در قیامت با اسمش شناخته می­شود؛ اسم یعنی ذات + صفت. اسم یعنی دارایی و توانایی؛ «استاد»، «دکتر»، «مهندس»، «نجار»، «بنّا» و ... در واقع اسم الاسم هستند به معنای نامی برای دارایی و توانایی هر فرد. در آخرت، انسان ها به میزان اسمائی که ظهور داده ­اند، جایگاه دارند. مثلاً کسی که در مقابل اذیت دیگران از نام «مبدّل» استفاده کرده و سختی­ها را به نور تبدیل کرده از این اسم بهره دارد. هر انسانی مجهز به نام مبدّل است. مناسب است که روزی 76 بار ذکر «یا مبدّل» برای تبدیلات مبارک در نفس، بعد از نماز صبح گفته ­شود. سهم‌مان را با دعا و استعانت از خدا دریافت کنیم هر انسانی سهمی دارد که باید با استعانت از خدا طلب کرده و بگیرد. میزان طلب و دعا از خداوند، بر درجات انسان اثر دارد. به حدی دعاهایی که در دنیا داده نشده در آخرت عالی جبران می­ گردند که مؤمن آرزو می­ کند که ای کاش هیچ خواسته­ای را در دنیا به او نداده ­بود. امکان ندارد «کریم» خواسته­ای را اجابت نکند مگر اینکه صلاح نباشد که در این صورت ذخیره می ­کند. ما باید سهم مان را با دعا از خدا بگیریم؛ «قُل ما یَعبَأَ بِکُم ربّی لَو لا دُعاؤُکُم...» (سوره فرقان، آیه 77) کسی که سحر، صبح، دعا، درخواست، حرم و ذکر و ... ندارد گدا محشور خواهد شد. خدا در کنار ماست هر چه می ­خواهیم از او تقاضا کنیم نه اینکه صرفاً به توانایی ­های شخصی ­مان تکیه نماییم. «ألَیسَ اللهُ بِکافٍ عَبدِه» (سوره زمر، آیه 36). میزان ثروت هر کس در دنیا و آخرت به مقدار درخواستهایش از خداست. کسب جنبه نوری هرچیز با فعال کردن اسم مبدّل چه بدبخت است کسی که با وجود خدا احساس بی ­پناهی و غصه کند. خداوند انبیائش را دست خالی مبعوث می ­کرد زیرا به او تکیه داشتند؛ «... إنَّ مَعِیَ ربّی سیهدین» (سوره شعرا، آیه 62) همانا پروردگارم مرا هدایت خواهد کرد. اسم «مبدّل» باعث می­ گردد که انسان آزار دیگران (نار) را به نور تبدیل کند. همه چیز یک جنبه ­ی ناری دارد و یک جنبه­ی نوری؛ حتی قرآن.«یُضِلُّ بِهِ کثیراً و یهدی به کثیراً وَ مَا یُضلُّ بِهِ إلاَّ الفاسِقِین» (سوره بقره، آیه 26) بعضی­ ها با قرآن به بهشت می­ روند و بعضی با آن جهنمی می­ گردند. خداوند به آسیه شوهری مثل فرعون می دهد که تماماً نار است ولی آسیه از او نور دریافت می­ کند. این موضوع در مورد همه ­ی نعمت ها و محرومیت ها صدق می­ کند. اکسیژن که عامل تنفس و ضامن بقای ماست در موقعیت های دیگر می­ تواند بسیار خطرناک و عامل انفجار باشد. بعضی عرضه دارند اذیت های دیگران را به اسم «صبور» و «صبّار» تبدیل کرده و در اثرِ بخشیدن آنها، اسم «عفوّ» و «غفور» دریافت کنند. اینکه خداوند می ­فرمایند: «فَأولئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِم حَسَنَاتٍ...» (سوره فرقان، آیه 70) را بسیاری از نویسندگان نمی ­فهمند. لذا یکی از آنها در کتابش نوشته ­بود که به شما مژده بدهم که هر چه گناه کنید بهتر است! غافل از اینکه این تبدیل سیستم ریاضی ویژه دارد. انسان باید سیستم مورد نظر را با روش مخصوص خودش در وجودش فعال کند. برای شخصیتی مانند «حرّ» لازم بود که امام حسین (علیه‌السلام) تعبیر تند «ثکتک امّک» به کار برد تا دارایی ­های او بروز کند و نام مبدّل در او فعال شود و عشق او به حضرت زهرا (سلام الله علیها) نمایان گردد. خدا هر روز بارها این کار را با می­ کند تا ما فعال شویم ولی ما ... . لذا باید هوشیار باشیم و مراقبت کنیم. خداوند و ائمه (علیهم‌السلام) دائماً به سراغ ما می­ آیند ولی ما بی­ تفاوتیم. تمام اتفاقات پیرامون ما برای فعال شدن اسم های ما هستند که اگر این بُعد را جدی نگیریم بهره ­ای نخواهیم برد. بنابراین هیچ کدام از آنها جدی نبوده و حکم تمرین و پرورداندن ما را دارند. مصائب دنیا ضامن رشد و پیشرفت در هنگام مصائب، قرآن مؤمنان را این‌گونه معرفی می ­کند: «إذا أصابَتهُم مصیبه قالوا إنا للهِ وَ إنا إلیهِ راجعون» (سوره بقره، آیه 126) در باشگاه هیچ کس از ضربه خوردن ناراحت نمی­ شود زیرا ضامن رشد و پیشرفت انسان است. دنیا هم سراسر باشگاه است؛ ما باید حواسمان باشد و غصه نخوریم. «ما مِن قَبضٍ أو بَسطٍ مِمّا أمرالله به أو نَهرٍ عَنه إلاّ وَ لله فیهِ البتِلاء و قضاء؛ هیچ قبض و بسطی از آنچه که خدا امر کرده به آن و یا از آن نهی کرده  نیست، مگر اینکه آزمایش در آن است». کسی که متوجه حضور در باشگاه است، راحت اسم می­ گیرد. علم و عمل ضامن رهایی از جهل امیرالمؤمنین (علیه السلام) می­ فرمایند: کسی نزد رسول «صلی الله علیه و آله» رفته و پرسید که چه چیزی حجّت جهل را از من برطرف می ­کند؟ حضرت می ­فرمایند: «علم». انسان برای یادگیری و آموزش حجّت باطنی دارد؛ همانطور که برای امور دنیایی­اش درباره ی هر چیز در چهار مرحله ­ی تعریف، راه ­اندازی، بهره­ برداری و تعمیر، اصل اصالت تخصص را می­ پذیرد، درباره­ ی خودش به عنوان پیچیده ­ترین مخلوق خداوند، باید چنین حساسیتی را بروز می ­داد. لذا در قیامت «نمی­دانستم» حجت نیست. برای همین می ­فرمایند: خدا هر عالم به دنیا که به آخرت جاهل باشد را دشمن می ­دارد. «إنَّ اللهَ یَبغِضُ کلَّ عالمِ بالدنیا جاهلُ بالأخرَه» مهم است که ما آخرت، لوازم زندگی آنجا و سؤال‌های مربوطه را بشناسیم. برای همین است که فرموده­ اند: «یَعفِر لِلجاهِلِ سَبعونَ ذَنباً قَبلَ أن یَغفِرَ لِلعالِمِ ذَنبَ واحِد» جاهل دو گناه دارد (یاد نگرفته و عمل نکرده) عالم یک گناه دارد (اینکه عمل نکرده ­است) در ادامه­ ی حدیث شخص سؤال می ­کند که چه چیزی حجت علم را از من برطرف می­ کند؟ حضرت می ­فرمایند: علم تا به مرحله­ ی عمل نرسد وبال است. امکان ندارد کسی به علمش عمل کند ولی شاد و آرام نباشد. اگر عالِمی زودرنج، عصبی، بداخلاق، حسود و بدبین و چشم تنگ است حتماً عالِم نیست. زیرا علم اثر ذاتی خودش را دارد. الحمدلله رب العالمین   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5024
زمان انتشار: 15 می 2016
| | | | | |
بهترین دوستان باصداقت‌ترین آن‌هاست

خانواده آسمانی 430 ، 1395/02/23

بهترین دوستان باصداقت‌ترین آن‌هاست

یک دوست واقعی کسی است که با شما صادق باشد؛ یعنی شما را محدود به دنیا نبیند، بلکه اگر نیازش را هم نتوانستی برآورده کنی، برنگردد. دوست حقیقی، شما را دعوت به زندگی ابدی می‌کند، و یادآور آخریت و ابدیت شماست.

 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 430 «خانواده آسمانی » مورخ 95/02/23 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرخ ذیل میباشد . بحث در روابط اعضای خانواده آسمانی رسید به صدق در اخوت. صدق در اخوت یعنی صادق‌ترین دوست‌ها و راستی‌ترین دوستی‌ها. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «دوست مهربان کسی است که تو را به آخرت و ابدیت دعوت کند». دوست مهربان کسی است که با نگاه ابدی و آخرتی به انسان نگاه می‌کند و به بخش ماندگار حیات او توجه دارد و ما را به اندازه عمرمان که اندازه عمر خداوند است دوست دارد. اگر کسی فقط با مقیاس دنیایی به انسان نگاه کند یعنی از تولد تا مرگ، اصلاً‌ مهربان نیست و این دید محدود باعث می‌شود که حتی لطف‌ها و محبت‌هایش هم دشمنی باشد. دقیقاً مانند پدر و مادری که چون فرزندان خود را محدود به دنیا دوست دارند، آخرت و ابدیت‌شان را از آن ها می‌گیرند و یا همسرانی که به نام عشق، آخرت یکدیگر را فاسد می‌کنند و ... این افراد هیچ کدام در عمل اظهار دشمنی و خشونت نمی‌کنند، بلکه برعکس اظهار محبت و دوستی می‌کنند اما چون نگاه آن ها، نگاه آخرتی نیست، در نهایت منجر به خشونت می‌شود. گاهی این خشونت‌ها در زندگی دنیایی هم ظاهر می‌شود. مثلاً‌ زن و شوهری که به بلندای ابدیت یکدیگر را دوست ندارند، بر سر کوچک‌ترین مسئله دنیایی دعوا می‌کنند که دلیل همه این دعواها، آزار و اذیت‌ها،‌ خشونت‌ها، غیبت‌ها و تهمت‌ها و ... محدود دیدن یکدیگر و نداشتن نگاه ابدی به یکدیگر است. یک دوست خوب و صدیق چون نگاه صدیقی دارد، دوستی و رابطه‌اش را به راحتی نابود نمی کند. دوست حقیقی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «لا یَحوُلُ الصَّدیقُ الصَّدوُقُ عَنْ المَوَدةِ و ان جُفِیَ؛ دوست حقیقی هرگز از دوستی‌اش بر نمی‌گردد هرچند به او جفا شود». دوست حقیقی کسی است که نگاه ابزاری و کوچک به دیگران ندارد. دوستی هایی که رابطه‌ها را قطع می‌کنند، مشخص است که نگاه آن ها، نگاهی دنیایی و موقت است. اگر نگاه‌ها درست شد، رفتارها اصلاح  و محبت‌ها هم خالص و عمیق می‌شود و علاقه‌ها به یکدیگر ابدی خواهد بود و همّ و غم ما دیگر فقط دنیا نیست، بلکه نگران آخرت و دین یکدیگر می‌شویم، نگران تربیت صحیح و اخلاق و رفتار و آماده شدن برای برزخ و قیامت می‌شویم که این دل‌شوره‌ها از یک نگاه متعالی در درون انسان به وجود می‌آید و این نگاه ی جاودانه و ابدی است. اما زمانی که انسان فرزند خود را کوچک دید، دیگر حواس اش به ابدیت و قیامت و برزخ و بعد از قیامت او نخواهد بود، بلکه فقط او را با مقیاس دنیایی می‌بیند که سالم باشد یا درس بخواند، شغل مناسب داشته باشد ازدواج کند و ... و بعد هم ادعا می‌کنیم که در تربیت فرزندمان موفق بوده‌ایم که صد البته این موفقیت نیست. تنها پدر و مادرهایی در تربیت فرزندان موفق اند که فرزندان خود را به بلندای نگاه و تربیت کنند ولازمة‌ این کار آن است که شخص اول خودش را به بلندای ابدیت دوست داشته باشد و عاشق خودش باشد و به تربیت خود بپردازند. قرآن کریم می‌فرماید: «قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِیكُمْ نَارًا» اول خودتان بعد خانواده‌تان را از جهنم نجات دهید. (سوره تحریم: آیه 6) اگر کسی عرضه نداشته باشد که خودش را از جهنم نجات دهد نمی‌تواند خانواده‌اش را از جهنم نجات دهد و اگر به خودش عشق ابدی نداشته باشد، محال است که به دیگران عشق ابدی داشته باشد. انسان باید اول خودش را برای آخرت و قیامت تربیت کند تا بقیه هم این نوع تربیت را از از قبول کنند. الصدیق الشفیق امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «مَنْ دعاکَ الی الدَّارِ الباقیةِ و اَعانَکَ علی العَمَلِ لَها فَهُوَ الصَّدیقُ الشَّفیقُ ؛ آنکه تو را به سرای ابدی دعوت می‌کند، و در عمل هم کمک می‌کند او یک دوست مهربان است».  امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) برای کسی که به بلندای ابدیت به دیگران نگاه می‌کند، تعبیر دوست شفیق دارد که او دوست مهربان است. دوست مهربان کسی است که تو را دعوت به سرای ابدی و جاودانه می‌کند و در عمل هم برای حفظ این شرافت و عزت و کرامت به تو کمک می‌کند و چون نگاه ابدی دارد، کمک‌هایش همیشه برای تو آماده و حاضر است. کسانی که در ظاهر دنیایی عاشق یکدیگرند و با چسب دنیایی در کنار هم قرار دارند؛ با کوچک‌ترین اختلافی حتی تا قتل یکدیگر پیش می‌روند؛ چون عاملی که آن ها را کنار هم قرار داده است دنیاست ولی اگر دو نفر را آخرت به هم نزدیک کرد، روز به روز به عشق و علاقه‌شان افزوده   می‌شود. به همین دلیل است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: هرچقدر انسان آخرتی‌تر شود، عشق او به همسرش بیشتر می‌شود. هر چه قدر انسان مؤمن‌تر باشد،‌ علاقه و محبت‌اش به اطرافیان بیشتر می‌شود. هر اندازه نگاه جاودانه و ابدی بیشتر به سراغ انسان می‌آید، این عشق شورانگیزتر، بهتر و باصفاتر است. جاهایی بیشتر تنفر و درگیری و طلاق و ... وجود دارد که نگاه انسان‌ها به یکدیگر نگاه مادی و ابزاری، کوتاه و کوچک است. Eهر چه فاصله ما از ابدیت، خدا و نگاه جاودانه بیشتر شود؛ آمادگی در ما برای اختلاف و تنفر و درگیری بیشتر می‌شود و هر چه به ابدیت نزدیک‌تر می‌شویم آرامش، علاقه و ... و حتی عشق‌های زمینی هم در ما بیشتر می‌شود. قواعد عشق و دوستی ما انسان‌ها به دلیل حبّ ذات، عاشق خودمان هستیم و دوست داشتن دیگران هم دقیقاً به همین دلیل است. حال اگر خود را جاودانه ببینم این حبّ ذات و علاقه به خود و دیگران هم جاودانه خواهد بود و تا زمانی که دیگران و خود را ابدی نبینیم، نمی‌توانیم به دیگران عشق و علاقه ابدی بدهیم. لذا محل است یک نفر به معنای واقعی ایمان به خدا و آخرت داشته باشد و مهربان نباشد. شفقت و مهربانی حتماً همراه نگاه آسمانی و ابدی می‌آید. اگر کسی به دنبال کینه و حسادت، رقابت و چشم و همچشمی، غیبت کردن و ... باشد؛ یعنی ایمان و محبت ندارد. انسان‌های تند و خشن کسانی هستند که حتماً نگاه جاودانه به خود و اطرافیان ندارند. تولید مهربانی برای تولید مهربانی باید نگاه جاودانه داشت. اگر نگاه ما به دیگران نگاه حسی، گیاهی، حیوانی و عقلانی نباشد و نگاه جاودانه و ابدی به خود و دیگران داشته باشیم، تأمین نیازهایمان هم فرق می‌کند، به همین دلیل نیاز به نماز و روزه و ماه شعبان و حرم و ... پیدا می‌شود و اگر کسی خود جاودانه‌اش را از دست بدهد، اصلاً به فکر تأمین نیازهای بخش فوق عقلانی‌اش نیست. نوع نگاهمان به زندگی، حیوانی و گیاهی است و همین که نیازهای گیاهی و حیوانی ما تأمین شود رضایت پیدا می‌کنیم و چون نگاه جاودانه نداریم، نوع خدمت‌مان به اطرافیان و فرزندانمان هم، خدمتی حیوانی می‌شود و اصلاً به فکر داشتن آخرت سالم برای فرزندانمان نیستیم و به این سؤال فکر نمی‌کنیم که آیا برای تولد به برزخ آماده هستیم یا خیر! این نوع نگاه، خیانتب در حق خود و فرزندانمان است؛ زیرا به محض اینکه نگاه ابدی به خود و دیگران را  از دست دادیم خواه ناخواه خیانت کرده‌ایم و حتی مهربانه‌ترین رفتار ما هم خیانت در حق اوست. اما اگر ما خود و دیگران را به بلندای ابدیت نگاه کردیم، به همان اندازه هم برایش سرمایه‌گذاری می‌کنیم. در نتیجه به فکر آخرت و برزخ و قیامت هم هستیم و باید تمام تلاش‌مان را کنیم تا در مسیر آخرتی قرار بگیریم. ما باید نگران قیامت یکدیگر باشیم؛ وقتی نگاه ابدی از بین برود؛ امر به معروف و نهی از منکر هم از بین می‌رود و دیگر هیچ کس کاری به بی‌تقوایی و بی‌نمازی اطرافیان و خانواده ندارد و این ناشی از یک نگاه دنیایی و مادی است که بسیار خطرناک است. نگاه اصیل در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که نگاه جاودانه منجر به عشق جاودانه می‌شود. عشق جاودانه و حقیقی آنجایی است که شخص به طرف مقابل احتیاج و نیازی ندارد ولی او را به بلندای ابدیت دوست دارد و براساس آخرت به او کمک می‌کند. نه درخواستی از او دارد و نه طمعی؛ که این نگاه، نگاه درست و اصیل است. «والحمدلله رب العالمین»    

صوت

1 - بهترین دوستان باصداقت‌ترین آن‌هاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4993
زمان انتشار: 12 می 2016
| | | |
علم و عمل لازم و ملزوم یکدیگرند

جایگاه عمل در سلوک انسانی (4)، 91/8/9؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و عمل لازم و ملزوم یکدیگرند

باید اعضای خانواده را از لحاظ محبت و لذت تأمین کرد تا به سراغ هر وسیله ­ای برای رسیدن به لذت و رفاه نروند. باید افراد خانواده‌مان را از لحاظ عاطفی بشناسیم که آن‌ها حسی، سمعی یا بصری هستند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 4 از بحث «جایگاه عمل در سلوک انسانی» مورخ 91/8/9، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: علم، چراغ و عمل، حرکت در مسیر است. با روشنایی علم، ابهامات و توهمات برطرف گردیده و حق از باطل شناخته می ­شود، و با عمل این علم و دارایی در وجود انسان ثابت می‌گردد. غالب کسانی که به رذایل اخلاقی مبتلا هستند به اینکه چه حجم زیادی از عذاب قبر را خواهند داشت، علم دارند، اما این علم به تنهایی کافی نیست، بلکه عمل، تلقین و تمرین لازم است تا دانایی تبدیل به دارایی شود. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می ­فرمایند: «اگر حلیم نیستید، تظاهر به حلم کنید».  این همان عمل و تمرین است تا به‌تدریج اسم دریافت کنیم. درباره­ ی اسماءالله هم چنین است. یعنی بعد از شناسایی اسم، تمرین و تکرار داشته ­باشیم تا آن اسم در ما تجلی کند. ما با تمرین و تلقین باید "عفو"، "غفران"، "کرم"، "جود" و "ستاریت" و... را در خود فعال کنیم. همیشه تمرین بیشتر از آموزش نیاز به زمان دارد. متأسفانه غالب افراد فقط به آموزش می­ پردازند ولی از محیط عمل فرار می­ کنند. بهترین محیط «شدن»، خانواده و اجتماع است. خداوند ربّ مهربان است و افرادی را در مسیر زندگی مان قرار می‌دهد که متناسب با شخصیت ما هستند تا رشد و پرورش پیدا کنیم. اگر تحصیلات، شغل و ... باعث کم شدن خلوت‌های ما گردد، و ما را از خدا جدا کند، خلاف جهتِ عمل (حرکت ما به سمت ابدیت) خواهد بود. امام علی (علیه‌السلام) می ­فرمایند: «بِالعَملِ یَحصِلِ الثّواب لا بِالکَسل؛ ثواب با عمل کسب می­شود نه با تنبلی و کسالت». تنبلی و بی­حوصلگی کلید همه­ ی شرهاست. ثواب غیر از اجر است. بالاترین ثواب همان «شدن» و رسیدن به قدرت است که در برزخ مورد نیاز ماست. با عملِ، نزد الله و اهل بیت (علیهم‌السلام) عزتمند می‌شویم ما همه ­ی سهم‌هایمان از دنیا را در نظر می ­گیریم بجز سهم ­مان از خدا  که مورد غفلت قرار می‌گیرد. درحالی‌که ما از عشق به الله و خانواده­ ی آسمانی سهم داریم؛ باید کاری کنیم که در آسمان شناخته ‌شده باشیم و ائمه (علیهم‌السلام)  و یکایک اولیاءالله ما را بشناسند. باید دغدغه ­ی آنان را داشته ­باشیم. زیرا به اندازه­ ی دغدغه­ مان سهم می ­بریم. روز قیامت باید با اهل بیت معرفی شویم: «... عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمْ...» اگر در بهشت ما را تحویل نگیرند، تحقیر می­ شویم و تحقیر یعنی جهنم... ما به این عزت نیاز داریم که نزد الله و یکایک اهل آسمان از انبیاء، ائمه (علیهم‌السلام) و اولیا و فرشتگان و ... جایگاه داشته­ باشیم و هنگام ورود به برزخ به استقبال ما بیایند. بعضی­ها به قدری عشقِ به غیب دارند که همه اهل ملکوت از وجود آن‌ها لذت برده و آشنای او در برزخ می ­باشند و خدا نیز از آنان خشنود می­ باشد. کسی که عاشقانه صلوات فرستاده و برای اهل بیت (علیهم السلام) عزاداری می­ کند، خیلی فرق دارد با کسی که صلوات و عزاداری­ اش خیلی رسمی و اتوکشیده­ است. برای کسی که عاشق الله و اهل بیت (علیهم‌السلام) هست این دعاها خیلی مهم است: «... عَرّفَ للهُ بَینَنا وَ بَینَکُم فِی الجَنّه وَ حَشَرَنا فِی زُمرَتِکُم وَ اَورَدَنا حَوضَ نَبِیِّکُم...» به هر حال عمل و تلقین برای ما خیلی مهم است. ما با هر کدام از ائمه و امامزادگان که بیشتر می­ توانیم حس بگیریم، همان اسم ماست. کسی که با نگرفتن حاجتش، با الله قهر کرده و رابطه خود با اهل بیت (علیهم‌السلام) را قطع می‌کند، معلوم است شناخت درستی نسبت به خدا و اهل آسمان پیدا نکرده است. شناخت وظیفه در هر مقطع زمانی بسیار مهم است بزرگی ­های چهار بخش پایینی (حس، خیال، وهم، و عقل) به شرطی عزت حقیقی می­ آورند که شخص با خدا همراه باشد. شهید آوینی فرمودند: «برای خدا کار کنید نه اینکه کار را برای خدا بکنید». زیرا چه بسا حسین در کربلا باشد و تو به خاطر خدا در حال درس­ خواندن باشی. در سال‌های دفاع مقدس کسانی که برای خدا کار می ­کردند، در جبهه بودند؛ در حالی‌که برخی هم در حال درس خواندن برای خدا بودند. کسی در هر مقطع زمانی وظیفه‌ی خود را تشخیص داده و نیاز دلش را در اولویت قرار دهد و شهوت‌های مختلف را رها کند، خداوند به او عزتی می ­دهد که با هیچ مقام و موقعیتی نمی‌تواند به آن برسد. پس اولویت‌های زندگی را باید شناسایی کنیم. کسی که چنین معرفتی دارد مورد راهنمایی خداوند قرار می­ گیرد: «.. وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنینَ؛ با چنین دیدگاهی ممکن است رفتن به یک میهمانی ساده، به حرم رفتن ترجیح داشته ­باشد». (سوره عنکبوت، آیه 69) عمل به دانایی در نظام خانواده مرحوم علامه جعفری می ­فرمودند که من یک لحظه بیکار نمی­ مانم؛ حتی اگر هیچ کاری نداشته­ باشم کار منزل را انجام می­ دهم. کسی که در منزل کمک همسر می­ کند صدیق است. امام علی (علیه‌السلام) می­ فرمایند: «مَنْ أَبْطَأَبِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ؛ كسى كه اعمالش او را عقب براند نسبش او را پیش نخواهد برد». یعنی کسی که اهل فعالیت نیست عنوان و موقعیتش به او تشخّص نمی­ دهد. معمولاً فرزندان افرادی که مقام و موقعیت بالایی دارند به تلقین و عمل زیاد اهمیت نمی‌دهند. زیرا به نسب خانوادگی خود تکیه می‌کنند. فرزندان افراد مرفّه معمولاً قدرتمند بار نمی­ آیند، زیرا پدر و مادر قادر نبودند از کودکی آن‌ها را با ظرفیت و قدرتمند بار بیاورند. البته باید اعضای خانواده را از لحاظ محبت و لذت تأمین کرد تا به سراغ هر وسیله ­ای برای رسیدن به لذت و رفاه نروند. باید افراد خانواده‌مان را از لحاظ عاطفی بشناسیم که آن‌ها حسی، سمعی یا بصری هستند. تأمین به اندازه کافی و معقول باعث آرامش افراد خانواده شده و از عقده‌ای بار آمدن شان جلوگیری می‌کند. باید توجه داشته که محبت بیش از حد هم مناسب نیست و مانند قند و چربی و نمک اضافه عمل می­ کند. چه بسا کسانی بودند که در اثر همین افراط و تفریط ها دست به کارهای خطرناکی زدند، در حالی‌که از عهده ­شان خارج بوده، و سر از حبس و زندان درآوردند. از طرفی کسانی که در رفاه کامل بوده و طعم هیچ سختی­ ای را نچشیده ­اند، لازم است با تمرین و عمل طعم سختی در زندگی را بچشند. در غیر این‌صورت به هیچ رشدی نخواهند رسید. باید بتوانیم به تنبلی و بی­حوصلگی غلبه کرده و برای موفقیت با خودمان عهد کنیم و از خدا و خانواده­ ی آسمانی­ مان کمک بگیریم. خداوند برخی از پیامبرانش را این‌گونه امتحان می­ کرد. حضرت ایّوب (علیه‌السلام) همه چیز داشت اما زمانی به اوج رسید که به فقر و فلاکت افتاد. راحتیِ برزخ در گروِ عمل در دنیاست یادمان باشد که عالم برزخ، خیالی نیست، بلکه حقیقی است و ما در تولد به آنجا باید معیارهای سلامتی را کسب کرده­ باشیم. سؤال‌های فرشتگان در برزخ تکوینی و وجودی است؛ و برزخ آن‌ها را از ما می‌طلبد. درست همان‌طور که دنیا از جنین شرایط مناسب با خودش را طلب می­کند و جنین باید تمام تلاشش را برای تناسب با دنیا انجام داده و پاسخگو باشد. راحتی در برزخ در گرو هماهنگ بودن با محیط برزخ است؛ «یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ  إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ؛ روزی که نه مال سود می‌دهد و نه فرزندان؛ مگرآن کس که با قلبی رَسته از شرک به نزد خدا بیاید.» (سوره شعرا، آیات 89 - 88) و یا «لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًاإِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا؛ در آنجا نه بیهوده ‏اى مى ‏شنوند و نه [سخنى] گناه ‏آلود سخنى جز سلام و درود نیست» (سوره واقعه، آیات 26 - 25) عناوین دنیایی آنجا به درد ما نمی­ خورند؛ فقط سلامتی قلب (تطبیق و تناسب با برزخ) ما را نجات می ­دهد. معلومات و مدارج علمی و مقام و موقعیت در برزخ مهم نیست، فقط دارایی در آنجا اهمیت دارد. انسان باید با ناهنجاری ­های جامعه و گاهی هم با هنجارهای تقلیدی و نامناسب مبارزه کرده و آن‌ها را بشکند. باید حق را از ناحق متمایز کنیم. اگر انسان این‌گونه نباشد مقلد و مزدور بارآمده و شجاعتش را از دست می­ دهد. امور حقیقی با امور اعتباری جبران نمی ­شود. حضرت علی (علیه‌السلام) می­ فرمایند: «الْعَمَلُ شِعارُ الْمُؤْمِنِ؛ عمل مؤمن همراه و ملازم اوست». روی این فرمایش حضرت بیشتر تأمل کنیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4991
زمان انتشار: 12 می 2016
| | | |
برترین کمال انسان

جایگاه عمل در سلوک انسانی (3)، 91/8/2؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

برترین کمال انسان

کسی که دستش در دست امامش باشد، در هیچ شرِی گرفتار نمی ­شود؛ اما کسی که از معصوم و ولی فقیه‌اش پیشی می­ گیرد، معلوم است که دستش رها شده­ است. معصومین (علیهم السلام) متنهای خیر بوده و بالاتر از ایشان کمالی وجود ندارد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در سومین جلسه از بحث «جایگاه عمل در سلوک انسانی» مورخ 91/8/2، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: در بحث تبدیل اطلاعات و عمل به دارایی حدیثی از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده که بسیار راهگشاست. ایشان می‌فرمایند: «العِلمُ یُرشِدُكَ، والعَمَلُ یَبلُغُ بِكَ الغایَةَ؛ علم تو را راهنمایی می­کند و عمل تو را به مقصد می­رساند». علم مانند چراغ، روشنایی راه است و برای رسیدن به آن باید وسیله داشت. ممکن است کسی ده­ها سال درس بخواند، ولی ورودی‌های او با میزان خروجی‌اش یکی نباشد. به طور مثال ممکن  است صدها نفر در معدن طلا زحمت بکشند ولی طلایی از آن استخراج نکنند. متأسفانه در دانشگاه ­ها و حوزه­ های ما سیستمی طراحی نشده که از مجموع اطلاعات و علمی که دریافت می شود، به هدف خاصی برسند. یعنی علوم، هدف و اصل است ولی برای دانشجویان تبیین نشده که آنچه تبدیل به دارایی می­شود با شما خواهد بود و با خودتان خواهید برد. در معابد بعضی مذاهب که طلبه­ ی خاص آن‌ها به تحصیل می­ پردازد؛ به طور منظم آنان را ارزیابی کرده و میزان دارایی و شدنِ آن‌ها سنجیده می­ شود. متأسفانه در سیستم آموزشی کشور جایی برای ارزیابی میزان تبدیلِ ما یعنی رسیدن از دانایی به دارایی وجود ندارد. لذا امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) تأکید فرمودند که علم باید توسط عمل ما را به هدف برساند و به تنهایی کافی نیست؛ بنابراین مشخص می­شود افرادی تحصیل کرده‌ای که دچار وسواس و ترس هستند با کوچکترین مسئله ­ای دچار اضطراب می‌شوند. این نشان‌دهنده ی آن است که هیچ دارایی نداشته و صرفاً چون باهوش بوده، موفق به کسب مدارج علمی عالی شده ‌اند. همان‌طور که قبلاً عرض شد: «الدِّینُ ذُخْرٌ وَ الْعِلْمُ دَلیلٌ؛ دین ذخیره است و علم راهنما». علم است که چگونگی رفتار و دینداری ما را تبیین می­کند. اعمالی که در دین است؛ اعم از فروع دین، اخلاقیات و عقاید در شدن انسان‌ها اثرگذارند. در واقع میزان کمال و شرف هر انسانی به میزان تطبیق با دین یعنی «عین سعادت» دارد. زیرا ساختار آخرت، دین مخصوص خودش را داشته که ما باید با همان قوانین و مقررات هماهنگی لازم داشته ­باشیم. به همین دلیل است که دین را ذخیره­ ی شخص دانسته­ اند. انسان از آن جایی که کمال‌طلب و بی­نهایت‌طلب است و نمی­ تواند به محدود بسنده کند باید کمال مطلق را بشناسد. در غیر این‌صورت با شمر و ابوسفیان و ... فرقی ندارد؛ اصلاً کسی نیست که به دنبال کمال نباشد و این ممکن است مصداق‌های مختلف داشته ­باشد. بعنوان مثال امام امت (ره) فرمودند: «رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست» یا حتی کسی که خودکشی می­ کند، از شدت غمی است که در اثر نرسیدن به کمال مورد نظرش گریبان او را گرفته ­است. شهید مطهری (ره) فرمودند: «صادق هدایت نصف حقیقت را فهمید که دنیا پوچ است ولی نصف دیگر را که آخرتی هم وجود دارد را نفهمید». از طرفی اگر انسان مصداق کمال بی­نهایت را نشناسد، مجبور است با کمالات جمادی، خیالی، وهمی و حتی عقلی خودش را راضی کند؛ بنابراین فقط یک حقیقت انسان را آرام می­ کند که «الله» است؛ «لا إله إلّا اللّه»، «وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ  لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ...».. «داگلاس» هنرپیشه ­ی معروف آمریکایی در خاطراتش نوشته­ بود که من به ثروت، شهرت و لذت دنیا رسیده ­ام ولی هرگز احساس خوشبختی نکرده ­ام. «هو» یعنی اینکه شخص بی­نهایت را می ­خواهد ولی مصداق را نمی­ شناسد. لذا دائماً با مصادیق مختلف سرگرم می­ شود، ولی هرگز به آرامش نمی­ رسد. نمی دانم دلم دیوانه­ ی کیست                                                  اسیر نرگس مستانه ­ی کیست بنابر آنچه گفته شد، هر کس میزان کمال خاصی را می ­طلبد. بعنوان مثال، تحصیلات، ثروت، مقام و... اما باید دانست هر نعمت و بهره­ مندی، خیر و به صلاح انسان نیست. چه بسا کمالات برای بسیاری از افراد شرّ باشند و از طریق همان کمالات جهنمی شوند. اما کسی که دستش در دست امامش باشد، در هیچ شرِی گرفتار نمی ­شود؛ اما کسی که از معصوم و ولی فقیه‌اش پیشی می­ گیرد، معلوم است که دستش رها شده­ است. معصومین (علیهم السلام) متنهای خیر بوده و بالاتر از ایشان کمالی وجود ندارد. از طرفی هم باید همه ­ی کارهایمان ختم به ایشان شود؛ این موضوع در سبک زندگی بسیار مهم است. چنانچه شروع هم باید با آنان باشد. ممکن است کسی بسیجی، رزمنده، مبارز و ... باشد ولی دستش در دست امامش نباشد. امام (رضوان الله) ­فرمودند: مسئولین نظام جمهوری اسلامی هر چند خدمت هم بکنند اما اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان (علیه‌السلام) نباشند خائن و خطرساز هستند.زیرا لیاقت مردم فقط حل مسائل و مشکلات دنیایی­ شان نیست، بلکه لیاقت ایشان امام زمان (علیه‌السلام) است. پس انقلاب اگر در جهت رفع موانع ظهور حضرت گام برنداشته و ختم به آن نشود، خیری در آن نیست. بنابراین همه ­ی کارهای ما باید به عشق خانواده ­ی آسمانی­مان تنظیم شود حتی کلیه ­ی انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارمان ختم به ایشان شود. زیرا بزودی قرار است با آنان زندگی کنیم. چون محصول اعمال ما به آخرت سرازیر می‌شود؛ نه اینکه به قول قرآن مانند دانه ­ای روی زمین پوسیده و از بین برود. می ­بایست شب­ها، کارها و فعالیت‌های روزانه ­مان، به امضای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برسد و این همان منتهاست. والدین باید فرزندانشان تفهیم کنند که والدین حقیقی‌ آنان اهل بیت (علیهم‌السلام) هستند که به زودی به آن‌ها ملحق خواهند شد. همچنین به آن‌ها بیاموزند که اگر علاقه­‌شان بیش از علاقه آن‌ها به خانواده ­ی آسمانی باشد، دچار «فسق» خواهند شد. حاصل کلام آنکه با توجه به مباحث فوق باید سبک زندگی­ مان تغییر کند. اگر غیر از این باشد ممکن است بزرگ شویم ولی هرگز شبیه اهل بیت (علیهم‌السلام) نمی­ شویم. مثل جنینی که در رحم بزرگ شده ولی وقتی به دنیا می ­آید هیچ شباهتی به زندگی دنیایی ندارد. بزرگ شدن حقیقی، یعنی ما روز به روز بیشتر شبیه اهل بیت (علیهم‌السلام) شده و اسم دریافت کنیم. باید از حجاب حس، خیال، وهم و عقل عبور کنیم؛ تمام طمع‌ها و شهوات‌مان را بریده و همه را برای خدا بگذاریم: «هوای فِیکَ...» در دعای دیگر داریم که شهوتمان را برای خودت قرار بده. شهوت هم یعنی رغبت. علامت معرفت صحیح «رغبت فی ما عندالله» است. یعنی هر چه انسان تحصیلات مذهبی داشته ولی میلی به آسمان نداشته­ باشد، رشدی نخواهند داشت.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4989
زمان انتشار: 10 می 2016
| | | | |
دوست تو کسی است که خیرخواه باشد

خانواده آسمانی 429 ، 1395/02/09

دوست تو کسی است که خیرخواه باشد

دوست واقعی کسی است که از سر حسن نیت و خیرخواهی توجه به تو داشته باشد. به تعبیر دیگر کسی که به همه ابعاد دوستش احترام می­گذارد و خیرخواه اوست، «صدیق» و «دوست» نامیده می­شود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 429 «خانواده آسمانی » مورخ 95/02/09 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرح ذیل میباشد.   بهترین برادر تو؛ هم غفور است، هم شکور... ! امام حسن عسکری (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خَیرُ إخوانِكَ مَن نَسِیَ ذَنبَكَ، وذَكَرَ إحسانَكَ إلَیهِ؛ بهترین برادر تو کسی است که گناهت را فراموش کند و احسان تو را در حق خودش، به یاد داشته باشد». می‌دانیم که هدف از سفرِ انسان به زمین؛ تشبه و تخلق به اخلاق الهی است. استعداد بی‌نهایتی برای این تشبّه، در وجودِ همه‌ی ما قرار دارد، و تنها وظیفه‌ی ما در زمین، به فعلیت رساندنِ این استعداد بالقوه است. تخلّق به اخلاقِ خداوند، منشأ قدرت در انسان است؛ بطوری که باعث می‌شود تمام کمالات لازم برای رشد انسانی، در وجود او نهادینه می‌گردد. هر چه مقدار اسم‌هایی که انسان از خداوند دریافت می‌کند، بیشتر می‌شود. میزان قرب او، و در نهایت قیمت انسانیِ او، بیشتر می‌شود. اسم به معنای کمال یا توانایی است و انسان زمانی صاحبِ یک اسم از اسماء الهی می‌شود که ذاتِ او، صفتی را پیدا می‌کند و در آن صفت، به دارایی و مهارت می‌رسد. لذا، امام حسن عسکری (علیه‌السلام) در این روایت، کسی را که گناهِ‌ دیگران را فراموش می‌کند، صاحبِ اسم غفور خداوند دانسته و او را بهترین برادر مؤمنان معرفی می‌کند. انسان‌های زودرنج و حساس، که براحتی از اعمال دیگران، رنجیده خاطر و عصبانی می‌شوند؛ در وجود خویش، جهنم ذخیره کرده‌اند. مؤمن حقیقی، به قدری خنک است که از کنار اشتباهات و گناهان دیگران، براحتی عبور می‌کند و در آتش‌هایی که دیگران به پا می‌کنند، آسان نمی‌سوزند. تغافل و تجاهل، دو بال قدرتمندِ پرواز، در زندگی یک مؤمن هستند،؛ بطوری که درست مانند خداوند،‌ از کنار اشتباهات دیگران، آرام می‌گذرد و آنها را در آبِ کُر وجودش، حل می‌کنید. هر چه فاصله‌ی انسان تا خداوند، بیشتر می‌شود، تجلی اسماء خداوند نیز در او متر شده، و روز به روز از میزان تخلّقِ او به اخلاقی الهی، کاسته می‌گردد. لذا چنین کسی، گناهان دیگران را براحتی در وجود خویش نگه داشته و توان بخشیدن و رد شدن از کنارشان را ندارد؛ بنابراین از نگاه حضرت چنین کسی، شایسته‌ی رفاقت نمی‌باشد. مؤمن حقیقی کسی است که نه تنها خطاهای دیگران نادیده می‌گیرند؛ بلکه محبت‌ها و احسان‌هایشان را همیشه در خاطر خود حفظ نموده، به زبان آورده و در حد وسع خود، جبرانش می‌کنند. بعضی از فرزندان، حتی محبت‌های والدین خود را فراموش کرده و یا با کوچکترین خطایی از آنان، به همه‌ی احسان‌هایی که در حقّ شان کرده‌اند، پشت پا می‌زنند. حق پدر و مادر و از این دو بزرگتر؛ حق استاد... بر انسان بسیار عظیم است. نمی‌توان از محبت‌های آنان بهره برد اما بخاطر چند ضعف در وجودشان، از آنها کناره گرفت. مؤمن حقیقی کسی است که روز به روز به سمت دیدن کمالات و خوبی‌های دیگران، پیش رفته و چشم و قلبِ خود را متوجهِ زیبایی‌های وجودِ آنان می‌کند. چنین کسی است که افتخار می‌یابد که از نگاه اهل بیت، در زمره‌ی بهترین برادران و هم‌نشینان طبقه‌بندی می‌گردد. صفت شکورِ خداوند، زمانی در وجود انسان، نهادینه می‌گردد که؛ قادر باشد، احسانِ دیگران را دیده آنها را برای همیشه در ذهن خود حفظ کند. چنین فردی، حتماً برای جبرانِ احسانِ دیگران، تمامِ‌ تلاش خود را هزینه می‌کند. باید تمرین کنیم؛ بهتر است فهرستی از انسان‌های دور و برمان تهیه کرده و به نقش و جایگاه آن ها در زندگی‌مان توجه کنیم. دیدنِ نقش سازنده‌ی دیگران در   زندگی ما و میزان آرامش و خیراتی که بواسطه‌ی حضور آنان در زندگی ما، جاری می‌گردد... زبان ما را به سپاس گذاری باز کرده و ما را از پوسته‌ی منیت‌هایمان رها می‌کند؛ بطوری که بسیاری از موانعِ حرکت‌مان در مسیر الله را از جلوی گام‌هایمان برمی‌دارد. کسی که می‌آموزد از کمالاتِ دیگران تشکر کند، براحتی از نعمت و کمالاتِ خداوند نیز تشکر خواهد کرد ... چنین کسی به دریافتِ اسم شکور خداوند نزدیک و نزدیک‌تر خواهد شد. دوستی حقیقی، فراموش کردن خطاها و به یادآوردن خوبی‌هاست. هر چقدر به این دو اسم (غفور و شکور) نزدیک‌تر می‌شویم، بیشتر در زمره‌ی بهترین برادرانِ‌ مؤمنان، قرار خواهیم گرفت. مراقب باشیم که اگر اهلِ‌دیدن عیب‌ها و اشتباهات دیگران، و یا سرزنشِ آنان هستیم؛ تا دیر نشده، به درمانِ این بیماری در وجودمان بپردازیم... اعضای خانواده، وقتی مورد تأیید اعضای دیگر قرار می‌گیرد، انگیزه‌ی ادامه‌ی کمالاتِ خود را می‌یابند. گفتنِ کمالات دیگران، اعجاز انگیز است، بطوری که بسیاری از آلامِ روحی آنان را شفا می‌بخشد. شکرگزاری از کمالاتِ‌ دیگران، هم راهِ نور را به سوی خودمان باز می‌کند، هم به سوی دیگران ... هر چه شکرگزارتر باشیم، به الله شبیه‌تر و نزدیک‌تر خواهیم بود.   «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - دوست تو کسی است که خیرخواه باشد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed