www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4823
زمان انتشار: 5 آوریل 2016
| | | |
آخر، به آغوش تو متولد خواهم شد!

مهارتهای زندگی (35) ؛ 86/7/7، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آخر، به آغوش تو متولد خواهم شد!

هر کسی به آن چیزی که خدا به او داده است راضی نباشد، با حسرت نسبت به امور دنیا ، به سختی و جان کندن می افتد (یعنی هرگز آرامش نخواهد داشت)...

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 35 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/7/7 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در بخش گذشته به توصیه هایی از ائمه اطهار در مورد چشم و هم چشمی و رقابت اشاره کردیم. در ادامه بحث به بیاناتی ازامام جعفر صادق (ع) که از قول نبی اکرم (ص) بیان کرده است، می پردازیم: هر کسی به آن چیزی که خدا به او داده است راضی نباشد، با حسرت نسبت به امور دنیا ، به سختی و جان کندن می افتد (یعنی هرگز آرامش نخواهد داشت)...  و آن کسی که چشمش به داشته های مردم باشد، اندوهش فراوان شده و سوز درونش فروکش نخواهد کرد و آرام نخواهد یافت و هر کس که نعمتهای خدای بزرگ را جز در خوراکی، پوشیدنی و نوشیدنی نیابد، عملش اندک و عذابش نزدیک است.   بسیاری از افراد هستند که می توانند با داشته ها و نعمتهایی که خداوند تبارک و تعالی به آنها داده است شاد و راضی باشند، و در زندگی خود به آرامش حقیقی برسند، اما در تمام طول زندگی حسرت داشته های دیگران را میخورند ؛ یک چنین انسانهایی چطور می توانند دنیایی آرام و شاد داشته باشد ؟؟؟   انسانی که الطاف خداوندرا تنها در کمالات جمادی ، گیاهی و حیوانی ببیند و از هر گونه تلاش و کوششی برای دست یافتن به کمالات فوق عقلی مضایغه نماید ؛ این شخص اگر مسلمان هم باشد ، مسلمانی و دینداری اش هم از این دریچه خواهد بود .   انسانها در طول زندگی باید از ائمه و بزرگان دین، مسائل معنوی را خواستار باشند ، به عنوان مثال بنده از خداوند و ائمه بخواهد که اگر حس حسادت در او فروکش کند ، فلان عبادت را انجام می دهد .   متأسفانه !!! حیطه نذرها ، دعاها و حاجتهای ما به سمت کمالات جمادی ، گیاهی و حیوانی سوق پیدا کرده است و کمتر برای کمالات فوق عقلی و انسانی دست به آسمان بر خواهیم داشت .‼️   مقصود و هدف حضرت از این حدیث گرانبها در واقع این بوده است که انسانها هیچ گاه از شبیه نبودن به خدا و آماده نبودن برای بهشت احساس ناراحتی و عجز نمی کنند .‼️ راستی!!! منظور از این آماده بودن برای بهشت چیست ؟ به این معناست که هرگاه به یاد مرگ می افتد ، قند در دل انسان آب شده و بسیار خوشحال باشد از این تولد دوباره .   (( وفات)) وفات یعنی انسان از رحم دنیا، به مکانی که بی نهایت زیباتر ، کامل تر و پیچیده تر منتقل می گردد . پس !! انسانی که در زندگی دنیایی اش به سمت کمالات انسانی رفته و خود را شبیه به خدا ساخته ... و در این کمالات به رقابت و چشم و هم چشمی پرداخته ، هرگز در هنگام مرگ ناراحت و غصه دار نخواهد بود، بلکه کاملا شاد است و اگر در دنیا طول عمر را هم از خدا طلب کرده باشد به این دلیل بوده که خواسته کیفیت آن دنیایش را بالا ببرد . حضرت امیرالمؤمنین علی ( ع ) در نهج البلاغه خود این گونه می فرمایند که؛  من به مرگ مأنوس تر هستم از یک طفل شیر خوار به پستان مادرش .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4822
زمان انتشار: 3 آوریل 2016
| | | |
من ثروتمند ترین انسان زمینم؛ اگر....؟

مهارتهای زندگی (34) ؛ 86/6/31، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

من ثروتمند ترین انسان زمینم؛ اگر....؟

آرامش و شادی هر انسان،،  به میزان "تغذیه بخش انسانی اش"(ارتباطش با آسمان) وابسته است، به این معنا که هر چه بخش انسانی بیشتر تغذیه شده و رشد کند ،،شخصیت انسان آرام تر و شادتر خواهد بود .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 34 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/31 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در بخش گذشته آموختیم که هر چه انسانها کمالات جمادی ، گیاهی و حیوانی بیشتری ،جذب کنند،،  از کمال حقیقی بیشتر باز می مانند!!! زیرا فرصت کمتری  برای کسب کمالات انسانی می یابند،، لذا  یک زندگی کاملا دنیایی را بدور از آرامش و شادی تجربه خواهند کرد!!! مهم تر آنکه در  مقیاس ابدیت و نگاه خداوند ،، بسیار فقیر و تهی خواهند بود .   ثروت تحت حاکمیت بخش حیوانی = از دست دادن بهشت حضرت مسیح (ع) می فرمایند : رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحت تر است از رفتن یک ثروتمند به بهشت . ( البته نه همه ثروتمندان)... باید گفت ثروتمندی که حاکمیت وجودش با بخش حیوانی است، و ایمان و تقوا در سبک زندگی اش  نقشی ندارد ... هر چه قدر ثروتمندتر می شود،،  از شاد بودن و آرامش واقعی دورتر خواهد  شد !! و در تولدش به برزخ و آخرت دستانی خالی خواهد داشت!!! او خواهد فهمید که هر چه کمال در این دنیا کسب کرده است (ثروت، مقام، شهرت، و ...)هیچ کدام ارزش و قیمتی نزد خدا نداشته است .   اما اگر ثروت،  تحت حاکمیت ایمان و تقوا قرار بگیرد ، یار خوبی برای آخرت ، دین و دنیای انسان خواهد بود .  مثال؛   اگر شخص ثروتمندی ورشکسته شود ،، تمام آن چیزی که با آن احساس شرافت و بزرگی می کرده ، از بین می رود،، درنتیجه به انسان افسرده ای تبدیل میشود که همه دارایی اش را باخته است!!!    اما زمانی که تقوا و ایمان بر انسان حاکمیت داشته باشد ؛ چه ثروتمند باشد و چه فقیر ، چه زشت باشد و چه زیبا ،..  هیچ زمانی احساس ناآرامی و اضطراب نخواهد داشت،، زیرا که ثروث واقعی را در وجود خود یافته است.   آرامش و شادی هر انسان،،  به میزان "تغذیه بخش انسانی اش"(ارتباطش با آسمان) وابسته است، به این معنا که هر چه بخش انسانی بیشتر تغذیه شده و رشد کند ،،شخصیت انسان آرام تر و شادتر خواهد بود .   اکنون به چند توصیه از ائمه معصومین (ع) در مورد رقابت و چشم و هم چشمی اشاره خواهیم کرد : یکی از این توصیه ها این است که حضرت می فرمایند :  هیچ گاه خود را با دیگری مقایسه نکنید و اگر قصد قیاس خود با دیگران را دارید ؛ از لحاظ مادی به فقرا بنگرید و از لحاظ معنوی به اولیاء خدا . پس!!! در بعد مادی به حداقل ها ودر بعد انسانی ومعنوی به حداکثر ها بنگریم .   وحضرت در جایی دیگر می فرمایند :  نگاه کن به کسی که از جنبه مادی از او برتری داری . اشتباهی که در رقابت ها و چشم و هم چشمی های نا صحیح وجود دارد،  این است که انسانها خود را با کسانی می سنجند که؛ تنها از لحاظ کمالات وهمی و خیالی و یا کمالات ( جمادی ، گیاهی و انسانی ) از آنها برتر می باشند .   ومتأسفانه خود را با انسانهایی که  از نظر انسانی و الهی از او جلوترند، قیاس نمی کنند ، وحتی  این انسانها را در زندگی خود به حساب نمی آورند و به همین علت است که زندگیشان سراسر حسرت خوردن به داشته های مادی و بی ارزش دیگران می باشد .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4821
زمان انتشار: 3 آوریل 2016
| | | |
بهشت حقیقی انسان چیست؟

مهارتهای زندگی (33) ؛ 86/6/31، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

بهشت حقیقی انسان چیست؟

از نظر قرآن؛ "انسانی خوب" است که توانایی این را داشته باشد که هم در دنیا آرامش و شادی اش را حفظ کند، وهم زمانی که مرگش فرا رسید خود را برای شرایط زیستی بهشت و ابدیت آماده کرده باشد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 33 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/31 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در بخش گذشته آموختیم که؛ خداوندی که موجودات را خلق کرده و برای آنها قدر و اندازه تعیین نموده است ، آنها را در قرآن به ۵ دسته تقسیم کرده است که در بخش های گذشته در مورد آن بطور مفصل توضیح دادیم .   از نگاه خداوند تبارک و تعالی انسانها ی واقعی کسانی هستند که "آثار انسانی" از خود بروز دهند .   کسانی که نه تنها در بروز کمالات انسانی ناتوانند، بلکه کمالات خوب حیوانی را هم از خود بروز نمی دهند؛ به اعتقاد قرآن، از حیوان هم پست ترند .   رسول اکرم (ص ) در این باره می فرمایند :   رب مرکوب خیر من راکبه،،  لانه اکبر ذکر منه چه بسیار مر کب هایی هستند که از صاحبانشان بهترند .   طبق این روایت میتوان گفت که گاها، حیوانات از صاحبانشان، بیشتر خدا را یاد می‌کنند،، زیرا صاحبانی غافل از یاد خدا دارند .   خداوند در قرآن کریم متذکر می شود که؛  همه موجودات تسبیح و صلاه دارند (کل قد علم صلاته و تسبیحه)...  لذا انسانی که ایمان نداشته و اهل عبادت و معنویت نباشد، از حیوان هم پست تر است .   پس باید دقت داشت که اگر انسان کمالات انسانی را نشناسد،  ممکن است تا پایان عمر، نفس خودش و  خانواده اش را با کمالات حیوانی تربیت کند!!  دراینصورت، او درحقیقت یک حیوان خوب تربیت نموده است که همه وظایفش را به خوبی انجام  می دهد .   از نظر قرآن؛ "انسانی خوب" است که توانایی این را داشته باشد که هم در دنیا آرامش و شادی اش را حفظ کند، وهم زمانی که مرگش فرا رسید خود را برای شرایط زیستی بهشت و ابدیت آماده کرده باشد.   در حقیقت اگر بنده، ایمان حقیقی به خداوند داشته باشد، و همه اعمالش را با عشق به خداوند تبارک و تعالی انجام دهد، می تواند یک "انسان واقعی" باشد .   پس می توان این طور نتیجه گرفت که؛؛؛ اگر انسان تعریف ها و مقیاس هایی را که قرآن و اهل بیت به او داده اند را به خوبی نیاموخته باشد، از نظر ریاضی در جایگاه حیوانات قرارگرفته، و تنها کمالات حیوانی را به طور کامل و درست از خود بروز می دهد....بعنوان مثال فقط مادر یا خوب و مهربانی از نظر تامینهای عاطفی و اقتصادی است،، اما توان عاشق کردن فرزندش را ندارد،، یا به همنوعانش، خوب خدمت می‌دهد،، اما قادر نیست،، به عشق الله،، وارد تعامل با انسان های دیگر گردد.   خداوند قیمت و ارزش بندگان خود را جایگاهی فراتر از بهشت می داند !!! از نظر خداوند  غایت و  نهایت انسان، کسب کمالات خداوند و تشبه آنان به پروردگار است.   امام موسی کاظم (ع) می فرمایند : بهشت، تنها  پاداش بدن انسانهاست! پاداش نفس انسان، و آن چیزی که به او آرامش و شادی هدیه می کند؛  فقط و فقط لقاء خداوند تبارک و تعالی است ؛ جایگاهی که انسان در کنار محبوب و معشوق حقیقی اش، برای همیشه جاودانه زندگی خواهد کرد و این است بهشت حقیقی انسان .   کمالات جمادی ، گیاهی و حیوانی مانند سراب هستند؛ انسان به گمان اینکه قدم در راه خوشبختی و آرامش می گذارد ، به سوی این کمالات سوق پیدا می کند ،، و درست زمانی که به آنها دست پیدا کرد ، می بیند که دائما احساس نارضایتی و تهی بودن دارد ؛  زیرا؛؛  تنها چیزی که روح بی نهایت طلب او را ارضاء می کند ، وجود نازنین خود  خداوند تبارک و تعالی است...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4820
زمان انتشار: 3 آوریل 2016
| | | |
بهشت ارمغان رقابت در کمالات انسانی

مهارتهای زندگی (32) ؛ 86/6/24، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

بهشت ارمغان رقابت در کمالات انسانی

 تنها جایی که انسان حق دارد دست به رقابت بزند ؛ جایی است که پای کمالات انسانی ( خوب بودن ، تجلی اخلاق الهی و شبیه شدن به خدا )در میان  است،، زیرا این رقابت ها توصیه قرآن بوده و  مغفرت و بهشت را برای او به ارمغان می آورد .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 32 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/24 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در بخش گذشته آموختیم که؛ هر چه قدر انسان با کمالات انسانی (کمالاتی که درخور جاودانگی انسان است) ، پیوند خورده و در مسیر این کمالات حرکت نماید،  و یا با دیگران به رقابت پرداخته و حتی از آنها سبقت بگیرد ؛ ثروت معنوی بیشتری را برای خود کسب خواهد کرد .   خداوند این گونه می فرماید : ومن ثقلت موازینه و هو فی عیشه راضیه ومن خفت موازینه و امه هاویه هر کس میزانش سنگین باشد ( یعنی حق بیشتری با خود آورده باشد )  عیش و زندگی رضایت بخشی در آخرت دارد!!!  و هر که میزانش سبک باشد ( یعنی با حق پیوند نخورده باشد ) مادرش آتش است .   در مورد این آیه به صورت روشن تر باید گفت که؛  اگر کسی در دنیا تمام دغدغه اش ، عشقش و افتخارش به کمالاتی بوده که هیچ کدام در نظام ابدی ارزشی نداشته اند،  بلکه گاهی اوقات ضد ارزش هم بوده اند ؛ درحقیقت ارمغانی جز آتش برای ابدیت خود فراهم نکرده اند . توصیه قرآن به بندگان این است که ؛ مراقب باشید!!!!  تا به کمالات جمادی ، گیاهی و حیوانی  ؛ آلوده نشوید( به این معنا که این کمالات،  معشوق و هدف اول شما قرار نگیرند) ... بلکه تنها با کمالات انسانی پیوند خورده و به سوی شبیه شدن به الله، پیش بروید... بعد از آن که حرکت به سمت کمالات انسانی را شیوه خود قرار داده و و بخش انسانی بر وجودتان حاکم گردید ؛  آن زمان شما برای بلوغ و رشد  بخش انسانی تان،  به سمت کمالات دیگر ( جمادی ، گیاهی و حیوانی ) خواهید رفت ، و درست در  آن زمان است که ؛تمام کارهایتان عبادت محسوب می شود... بعنوان مثال دنیایی ترین فعالیت های تان، مثل همسرداری، خانه داری، تربیت فرزند، فعالیت های اقتصادی و اجتماعی تان ، همه و همه در جهت پیشرفت شما به سمت هدف نهایی خلقت تان ( کسب کمالات الهی و شبیه شدن به اخلاق خدا) قرار گرفته،، و زندگی شما،، میدانی برای قدرت گرفتن تان خواهد شد!!!   یک سوال مهم؛؛  چرا چنین انسانی تمام کارهایش عبادت محسوب می شود؟؟          زیرا این شخص قصد ندارد با انجام این حرکات، به کسی فخر بفروشد، با کسی رقابت کند و ... بلکه  این اعمال و حرکات تنها برای این است که؛ توانایی رفتن به سمت خدا (معشوق حقیقی)  را به دست آورده و تولدی سالم به آخرت داشته باشد ...و به آرامش و شادی حقیقی در دنیا و آخرت دست  یابد .   پس می توان به این نتیجه رسید که؛  تنها جایی که انسان حق دارد دست به رقابت بزند ؛ جایی است که پای کمالات انسانی ( خوب بودن ، تجلی اخلاق الهی و شبیه شدن به خدا )در میان  است،، زیرا این رقابت ها توصیه قرآن بوده و  مغفرت و بهشت را برای او به ارمغان می آورد . انسان اگر در ذهن و دل خود قصد فخر فروشی به دیگران را داشته باشد ، به فرموده خداوند در بهشت جایگاهی نخواهد داشت .‼️‼️   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4819
زمان انتشار: 15 مارس 2016
| | | |
ثروتمندان آخرت

مهارتهای زندگی (31) ؛ 86/6/24، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ثروتمندان آخرت

هر چه انسان با حق و بهشت سنخیت بیشتری پیدا کند و اخلاق بهشتی داشته باشد؛ آمادگی بیشتری برای زندگی در آخرت خواهد داشت .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 31 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/24 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:                               در بخشهای گذشته متذکر شدیم که کمال انسانی، به بخش ویژه ای مربوط می شود که انسان به واسطه آن از سایر موجودات برتر شده و اشرف مخلوقات می شود .   انسانها به واسطه داشتن عقل با فرشتگان برابرند اما به دلیل داشتن بخش فوق عقلانی از آنها برتر می شوند.   قوه فوق عقل یا فوق تجرد قوه ای در انسان است که قابلیت تربیت نامحدود و جذب کمالات بی نهایت را برای او ممکن می سازد،  و به انسان این توانایی را می دهد که تمام صفات خداوند تبارک و تعالی (که خود خدا در وجود اودمیده است) را در خود تجلی داده و به خالق بی همتای خود شبیه تر شود .   این شبیه شدن همان "تقربی" است که انسان به وسیله آن به خداوند پیدا می کند . هر چه انسان بتواند  اسماء و صفات خداوند را در خود بیشتر ظهور دهد ، به خداوند تبارک و تعالی نزدیک تر می شود .   رقابت و چشم وهم چشمی های مثبت،  چیزی است که بتواند انسان را روز به روز به خداوند و معشوق حقیقی اش نزدیک کرده و صفات بیشتری از صفات حق تعالی را در او ظهور و بروز دهد .   ‼️چشم و هم چشمی های منفی شامل رقابت هایی است که در کمالات جمادی ( لباس ، اتومبیل ، خانه ، ثروت و ...) ویا در کمالات گیاهی ( زیبایی ، تجملات ، رشد ، تغذیه و ...) و گاهی اوقات هم در کمالات حیوانی رخ می دهد و هرچه این نوع رقابت ها بیشتر باشد ؛ روح انسان فقیرتر و تهی تر خواهد شد .   ⁉️حال چرا روح انسان در این رقابتها فقیر و تهی می شود ؟؟؟ زیرا انسان در حرکت به سمت آخرت باید خود را برای شرایط زیستی حیات "ابدی" آماده کند، و این آمادگی یک آمادگی "اعتباری" نیست ؛ مانند آمادگی یک جنین در رحم مادرش که باید ابزار و وسایل متناسب با شرایط و ویژگیهای زندگی دنیایی را با خود به دنیا بیاورد.   ما اکنون در رحم دنیا هستیم؛ جایی که باید کمالات متناسب با شرایط زیستی آخرت را جذب کنیم،  زیرا همه حرکات ما در شکل دهی به باطنمان کاملا موثرند .   خداوند در قرآن کریم تأکید زیادی دارد که در آخرت میزان و ترازو وجود دارد و انسانها در آنجا سنجیده می شوند .   والوزن یومئذ الحق وزن که ما را با آن می سنجند حق است ! منظور خداوند از این آیه آن است که اگر می خواهید در زمره انسانهای با ارزش قرار بگیرید؛  باید روحتان را به سمت حق سوق دهید، و پیوند بیشتری با او برقرار کنید ؛  در آن صورت است که وقتی  در آخرت مورد سنجش قرار  بگیرید ، روحتان سنگین تر و ثروتمند تر خواهد بود و برای زندگی و شرایط زیستی در آخرت و بهشت آماده تر .   انسانها در آخرت با حق سنجیده می شوند ( حق یعنی شرایط زیستی بهشت که در دنیا و آخرت مظاهر مختلفی دارد ) .. هر چه انسان با حق و بهشت سنخیت بیشتری پیدا کند و اخلاق بهشتی داشته باشد؛ آمادگی بیشتری برای زندگی در آخرت خواهد داشت .  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4818
زمان انتشار: 15 مارس 2016
| | | |
چشم و هم چشمی های مجاز

مهارتهای زندگی (30) ؛ 86/6/17، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

چشم و هم چشمی های مجاز

ایمان به حق تعالی و معشوق حقیقی و عملی که متناسب با این ایمان باشد سبب می شود که بشر به یک انسان حقیقی تبدیل شود .

   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 30 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/17 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:                              در ادامه صحبت در مورد انسان و کمالات خاص او به اینجا می رسیم که اگر انسان خود را به عنوان یک انسان واقعی نشناسد؛ خود و خانواده اش به گونه ای تربیت می شوند که هیچ گاه به قیمت حقیقی خود پی نبرده و همه مؤفقیت و کمالشان را در این می دانند که چه مقدار کمال جمادی ، گیاهی و حیوانی تولید و جذب کرده اند .   ⁉️آیا می توان گفت شخصی که رئیس است ، از شخصی که مرئوس است ؛ انسان تر است ؟؟؟   در پاسخ به این سؤال باید گفت؛ بسیاری از انسانها از نظر عقلانی این مسأله را قبول دارند که؛ انسانیت انسان به سمت و شغلشان نیست، ولی متأسفانه در عمل به سمت کمالات حیوانی سوق پیدا می کنند. به این معنا که آرمانها ، معشوق ها و دغدغه هایشان به سوی کمالات جمادی و حیوانی پیش رفته وتنها با داشتن اینها احساس برتری می کنند ، بطوریکه دارا بودن بهترین چیزهای مادی (خانه ، ماشین و غیره) عامل برتری و بزرگیشان می شود .   ‼️در دین اسلام به مسأله زیبایی بسیار اهمیت داده شده است، و حتی تأکید شده است که هزینه کردن برای زیبایی هیچ مانعی ندارد، ولیکن این حس که فرد بخاطر داشتن زیبایی و کمال ظاهری خود را برتر و مهم تر از دیگران بداند ؛ را نمی پذیرد.  زمانی که این زیباتر بودن به شخص حس بزرگی و ارزش بدهد ؛ از نظر اسلام بسیار زشت و ناپسند است، اینجاست که بنده در نزد خدا روسیاه می شود و از لحاظ باطنی سقوط کرده و به  ذلت میرسد .   بسیاری از انسانها هستند که تمام حیثیت انسانی خود را می فروشند و با هدف خلقت خود ، معشوق حقیقی و شخصیت انسانیشان قهر می کنند تا که در نزد دیگران عزیز و محبوب شوند ؛ اسلام و انبیاء آمده اند که به بشریت بگویند که بزرگ شدن و بزرگ ماندن خوب است اما بزرگ شدنی که در قیمت انسان باشد و کمال حقیقی اش محسوب شود...  اگر او در این راه به رقابت بپردازد، در نزد خداوند تبارک و تعالی محبوب و عزیز می شود، لذا دایما قرآن و اهل بیت به انسان تأکید می کنند که در مسیر زندگی راه را اشتباه نروند و کمالات جمادی ، حیوانی و گیاهی را قیمت خود نداند.                                 "تعیین حدود ریاضی انسانها"  خداوند در آیه ۷۴ سوره بقره بندگانش را اینگونه معرفی نموده و می فرماید : برخی از شما مثل سنگید بلکه پست تر ار سنگ به این معنا که در سنگ خاصیت هایی است که در انسانها دیده نمی شود . ودر ادامه می فرماید بعضی از شما مثل حیوانید بلکه پست تر از حیوانات به این معنا که حیوانات فواید و کمالاتی در خود دارند که در برخی از انسانها وجود ندارد . و عده ای هم هستند که انسان حقیقی اند و اگر قرار باشد رقابتی هم بین انسانها وجود داشته باشد باید در این دسته صورت گیرد.   ایمان به حق تعالی و معشوق حقیقی و عملی که متناسب با این ایمان باشد سبب می شود که بشر به یک انسان حقیقی تبدیل شود .   خداوند تبارک و تعالی فقط یک عده از مردم را خوشبخت واقعی می داند و آن کسانی هستند که "ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند."   بسیاری از انسانها هستند که روح بزرگی دارند اما بزرگ شدنشان به خاطر جذب کمالات جمادی ، گیاهی و حیوانی است( مانند هیلتر ، صدام و ...) اما این عده هیچ گاه بزرگوار نیستند در حقیقت تفاوت بسیاری در بزرگی روح و بزرگواری آن وجود دارد ؛ کسی بزرگوار است که در کمال انسانی از دیگران بزرگتر و برتر باشد .مانند ائمه و بزرگان دین .   هر چه سطح معرفت و آگاهی انسان بالاتر رود، از رقابتهای منفی دور تر می شود و هر چه از رقابت های منفی دور شود از اسراف ، هزینه های بیجا و اتلاف وقت دور تر می شود، و از عمر خود به نحو احسنت استفاده کرده و به آرامش می رسد .   ناآرام ترین انسانها کسانی هستند که در میدان رقابت و چشم و هم چشمی بزرگ تر میشوند... لذا هر چه سطح دارایی های جمادی ، گیاهی و حیوانیشان (بدون نظارت بخش انسانی) بیشتر شود به سطح اضطرابها و افسردگیها و احساس بدبختیشان نیز افزوده می شود .   دست کشیدن از رقابتهای منفی ارمغانی جز آرامش و شیرینی در زندگی نخواهد داشت .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4817
زمان انتشار: 15 مارس 2016
| | | |
انسان؛ گل سرسبد آفرینش

مهارتهای زندگی (29) ؛ 86/6/17، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

انسان؛ گل سرسبد آفرینش

عامل برتری انسان  به عنوان اشرف مخلوقات؛  داشتن چیزی است بالاتر از عقل، که دانشمندان و بزرگان علوم انسان شناسی، آن را فوق عقل و یا همان قوه بی نهایت طلبی می نامند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 29 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/17 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در بخش گذشته بیان کردیم که خداوند تبارک  تعالی موجودات را به ۴ دسته تقسیم کرده است :  ۱- جمادات ۲- گیاهان ۳- حیوانات ۴- انسانها   در این بخش  در مورد دسته چهارم (انسانها)، به طور مفصل توضیح خواهیم داد .   انسانها خصوصیات سه گروه دیگر را دارا می باشند ؛ اما این خصوصیات انسانیت انسان را،  تشکیل نخواهد داد ؛ انسانیت انسان به این بستگی دارد که ؛ چگونه می تواند به معبود حقیقی خود نزدیک شده و عاشق او شود ؛ و این ویژگی خاص انسان است .   داشتن "عقل" و "قدرت تفکر" عامل اشرف مخلوقات بودن انسان نیست!!!!  زیرا فرشتگان هم دارای عقل و تفکر می باشند اما اشرف مخلوقات به حساب نمی آیند .   عامل برتری انسان  به عنوان اشرف مخلوقات؛  داشتن چیزی است بالاتر از عقل، که دانشمندان و بزرگان علوم انسان شناسی، آن را فوق عقل و یا همان قوه بی نهایت طلبی می نامند ؛  و بوسیله این نیروی فوق عقلانی است که می تواند انسان را عاشق خدایش کند، و سبب شود که او به صورت بی نهایت تربیت شده و کمالات بی نهایت خداوند را با نفس خود جذب کند .   حیوانات هم مانند انسانها قابل تربیت می باشند؛  اما قابلیت تربیتشان محدود می باشد ، ولی انسانها به دلیل قابلیت تربیت نامحدودشان می توانند؛ اخلاق خداوند را داشته و خلیفه الله ( جانشین خدا ) باشند .این حس خلیفه اللهی که در وجود انسان هست و اورا از سایر موجودات برتر می کند حتی از فرشتگان .   حال باهمه توصیفاتی که از انسان داشتیم آیا سزاوار است که او در مسائل کم ارزشی چون زیبایی با دیگران به رقابت بپردازد وخود را از دیگران برتر بداند .   البته باید به این مسأله هم اذعان داشت که یک فرد زیبا و یک فرد نازیبا باهم یکی نیستند ؛ و آن کسی که زیباست برتر است!!! ولی نه در انسانیت !!!! ؛ بلکه در کمالی به نام کمال گیاهی کعب در نزد خداوند صاحب ارزش و اصالت نیست.   انسان از آن جهت که دارای بدن است ، کمال جمادی دارد وبعد که این بدن رشد می کند ، تغذیه دارد ، تولید مثل می کند ، زیبایی کسب می کند و.... دارای کمال گیاهی می شود و از آن جهت هم که دارای شهوت است و به سمت جنس مخالف تمایل دارد ، ازدواج می کند و تشکیل خانواده می دهد، دارای کمال حیوانی می شود .   چشم و هم چشمی و رقابت های منفی در دایره کمالات جمادی ، نباتی و حیوانی قرار می گیرند !!!   حال اگر یک انسان قیمت و ارزش خود را در این بداند که ؛  از دیگری زیباتر است ویا چیزهای زیبا دارد!!! (مثل همسر زیبا ، اتومبیل زیبا ، فرزند زیبا و ....) و همه افتخارش در زندگی به این داشته هایش باشد!!!!!  در چه سطحی از کمالات گیر کرده است؟؟؟ قیمت چنین انسانی در نزد خداوند، چقدر است؟؟؟؟   راستی!!!    یک سؤال؛ به اعتقاد شما داشتن این دارایی ها برای یک زندگی شاد و آرام ابدی کافی است ؟؟؟   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4816
زمان انتشار: 14 مارس 2016
| | | | |
دوست خوب ارزش انسان را در صورت نیازمندی حفظ می­کند

خانواده آسمانی 425 ، 1394/12/20

دوست خوب ارزش انسان را در صورت نیازمندی حفظ می­کند

دوست خوب یعنی در صورت نیاز از تو حمایت کند. به فرموده امیرالمومنین علی (علیهم ­السلام) دوست خوب  کسی است که اگر به او نیاز داشتی در نزد او  ذلیل و خوار نشوی؛ یعنی شخصیتت را حفظ کند و با یک نگاه انسانی نیازت را برآورده کند. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 425 «خانواده آسمانی » مورخ 94/12/20 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   دوستانی که تو را به خاطر خدا، توبیخ و مؤاخذه می‌کنند ... در مباحث شناخت ویژگی‌های بهترین همنشینان، به روایت زیر رسیدیم؛ امیرمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خَیرُ إخوانِكَ مَن عَنَّفَكَ فی طاعَةِ اللّه ِ سُبحانَهُ؛ بهترین برادر تو کسی است که تو را در راه طاعت خداوند توبیخ کند». همه‌ی انسان ها به دلیل،‌ حبّ ذات در وجودشان، خودشان را دوست دارند و یا به عبارت دیگر عاشق خودشان هستند. البته نکته‌ی مهمی در این جمله مستتر است، اینکه هر انسان، چه برداشتی از «خودش» دارد و یا خودش را چگونه، معنا می‌کند. می‌دانیم که تمام خروجی‌های انسان در زندگی‌اش (تصمیم‌ها، انتخاب‌ها، ارتباطات و تنظیم افکارش) تابع دو عامل زیر است؛ 1- نگاه به خودش 2- احساس به خودش در بخش احساس، همه‌ی انسان ها حبّ ذات داشته و خودشان را دوست دارند، امّا این احساس، تابعِ نگاه آنها به خودشان است. بنابراین نوع عشقِ انسان‌ها به خودشان، براساس نوع نگاهِ آنها به خودشان تغییر می‌کند. اگر کسی فقط خودش را منحصر در بخش‌های جمادی و گیاهی دیده و به همین اندازه، عاشق خودش باشد، تمام خروجی‌های او نیز در همین محدوده، رنگ گرفته و شکل می‌یابند. یا اگر کسی، خودش را، تنها بعنوان یک آقا و یک خانم، معنا کرد (در بخش حیوانی متوقف شد)؛ تمام تصمیم‌گیریها، انتخابها، ارتباطات و افکارش نیز منحصر به همین بخش خواهد بود. گاهی، سطحِ نگاهِ انسان از مراتب جمادی، گیاهی و حیوانی بالاتر رفته و او در بخش عقلانی نیز، خودش را معنا می‌کند، در این صورت به دنبال مطالعاتِ علمی رفته و به نیاز بخش عقلانی خود، پاسخ مثبت می‌دهد.     امّا تنها دریک صورت است که کسی می‌تواند خودش را به معنای حقیقی و درست، شناخته و براساس این نگاه دست به انتخاب و ارتباط و ... بزند. تنها زمانی که انسان بخش فوق عقلانی خود را کشف کرده، و به تمام بخش‌های دیگرش، از دریچه‌ی این بخش بنگرد؛ حتماً حتماً به بلندای ابدیت عاشق خودش خواهد شد. چنین انسانی، اصالتِ وجودش را به بخش فوق عقلانی‌اش (انسانی‌اش) اختصاص داده و به بقیه‌ی بخش‌ها به عنوان ابزاری در جهت رشد و ارتقای این بخش می‌نگرند. او در تمام مراحل زندگی‌اش (ازدواج، انتخاب شغل، انتخاب دوست،انتخاب محل سفر، نوع پوشش، نوع رفتار، خوردنی‌ها، شنیدنی‌ها و ...) اول به بخش انسانی‌اش اصالت داده و حول محور این بخش، دست به انتخاب می‌زند. او حتی در انتخاب علومی که برای مطالعه بر می‌گزیند، بخش انسانی‌اش را در نظر می‌گیرد؛ یعنی علومی را انتخاب می‌کند، که بواسطه‌ی آنها قادر به رشد بخش انسانی و نزدیک شدن به هدف خلقتش باشد. این روایت حضرتِ امیر را تنها کسی درک می‌کند، که به بلوغ بخش فوق عقلانی رسیده و خودش را با نگاه الله (نگاهِ انسانی) ارزیابی می‌کند. چنین کسی، دائماً به دنبال هم‌نشینی می‌گردد که اگر در حال دور شدن از آغوش الله، است، با تلنگرها و توبیخ‌های گاه و بیگاهش، او را از منحرف شدن از مسیر بندگی باز داشته و به جریانِ حرکتش به سوی الله، سرعت ببخشد. دوست حقیقی که مورد تأیید خداوند است، کسی است که؛ انسان را به بلندای ابدیت دوست داشته و او را در جهت تشبّه به الله و نیل به هدف خقلتش، یاری نماید. ثروت حقیقی یک انسان، به داشتنِ چنین دوستانی در زندگی است، نه به تعدادِ دوستانی که شاید از نظر آماری، زیاد باشند، امّا در نگاهِ اهل آسمان، انسان هایی فقیر و بی‌ارزش محسوب می‌شوند. به روایت زیر دقت کنید؛ در فرمایش دیگری از ایشان آمده: «خَیرُ الإِخوانِ مَن لَم تَكُن عَلَى الدُّنیا اُخُوَّتُهُ؛  بهترین برادران تو، کسی است که دوستی‌اش با تو، براساس نیازهای دنیایی‌اش نباشند. دوستانی که انسان را به خاطر انسانی‌اش، دوست داشته و به او به بلندای جاودانگی، نگاه می‌کنند، ثروت حقیقیِ او هم در این دنیا و هم در آخرت هستند. «خَیرُ إخْوانِك مَن كثُرَ إغْضابُهُ لكَ فی الحقِّ؛ بهترین برادران تو کسی است که در راه حق، زیاد با تو غضب می‌کند» طبق این روایت کاملاً مشخص است که؛ چنین دوستانی به محض اینکه رفقای خود را در معرض خطر می‌بینند، با انواع تلنگرها از جمله (اخم و غضب)، آنها را به مسیر حق باز می‌گردانند. چنین کسانی بیشتر از آنکه، با تملق و چاپلوسی بخواهند، دل دیگران را بدست آورند یا منتظر تملق دیگران باشد؛ سعی می‌کند با جدیّت خودشان و دیگران را به سمت نور، با سرعت و سبقت پیش ببرند. «خَیرُ الإِخوانِ أقَلُّهُم مُصانَعَةً فِی النَّصیحَةِ؛ بهترین برادران تو کسی است که در خیرخواهی‌اش، کمتر تملق و چاپلوسی می‌کند». طبق این روایت؛ اساساً کسی که در حرکت به سمت الله جدی است؛ نیاز به تشکر، تملق و چاپلوسی کسی ندارد. او اگر کمالی هم در درونش هست، آن را از خدا می‌داند. لذا نه منتظر تملق کسی است و نه خودش تملق گویِ دیگران می‌شود؛ او تنها به دنبال تأیید نگاهِ اهل آسمان است، هم برای خودش، هم برای دیگران ... دوستان کم توقع، بهترین دوستانند... امیر کلام در فرمایش دیگری فرمودند: «خَیرُ الإِخوانِ مَن لَم یَكُن عَلى إخوانِهِ مُستَقصِیا؛ بهترین برادران کسی است که از برادرانش، پرتوقع نباشند». فراموش نکنیم که؛ توقعِ از دیگران، یک ضعف محسوب می‌شود. توقع، صفّت ناپسندی است؛ هم از دیگران و هم از خدا، توقع از دیگران، ثابت می‌کند، که رفاقتِ ما با آنان، براساس نیازهایمان بوده است، نه حولِ محورِ الله. کسانی که از سر طمع، عبادت می‌کنند. یا به دنبال حاجت، به زیارات می‌روند، نیز مشمولِ همین مسئله هستند. البته طلب کردن حاجات از اهل آسمان، عیب نیست. اما توقع داشتن، حتی از اهل آسمان نیز ضعف بزرگی است. فراموش نکنیم که «توقع» انسان را از توحید جدا کرده و به «شرک» مبتلا می‌کند. عبادت کردن تنها از سر عاشقی است که انسان را به مقام بندگی می‌رساند... یادمان باشد که لطفِ دیگران را بپذیریم؛ اما توقعِ لطف و محبت از کسی نداشته باشیم؛ زیرا توقع، توکل را از انسان سلب می‌کند، زیرا انسان از امداد گرفتنِ از اهل آسمان بازمانده و بابِ خیراتِ غیب را به رویمان می‌بندد. مراقب باشیم که مهربانی‌ها و دوستی‌های ما به دیگران، تابعِ توقعمان نباشد! چنین مهربانی‌هایی اساساً در نگاه خداوند، ارزشی نخواهد داشت. امیر کلام (علیه‌السلام) می‌فرمایند: بهترین برادرانِ تو، کسی است که اگر به او نیازمند شدی، از ارزشت در نزد او کم نشود.   والحمدلله رب العالمین 

صوت

1 - دوست خوب ارزش انسان را در صورت نیازمندی حفظ می­کند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4812
زمان انتشار: 12 مارس 2016
| | | | |
دوست خوب چه نشانه ای دارد

خانواده آسمانی 424 ، 1394/12/13

دوست خوب چه نشانه ای دارد

دوستان خوب فرصت های رشد انسان هستند. لذا بهترین ها آنها  کسانی اند که تو را در طاعت الهی یاری کنند و از گناه باز  دارند و به آن چیزی که مورد رضایت الهی است، دعوت کنند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 424 «خانواده آسمانی » مورخ 94/12/13 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   بهترین هم‌نشینان (برادران) استفاده از کلمه‌ی برادر، در پیوندهی دوستی، نشانه‌ی هم‌ریشه بودن دوستان است. انسان، وقتی دوستان و هم‌نشینانِ بدی را برای خود بر می‌گزیند، در حقیقت به ریشه‌ی بدی و ناپاکی پیوند می‌خورد و بالعکس، رفاقت او با دوستان خوب و فطری، در حقیقت او را به ریشه‌ی خوبی و پاکی پیوند می‌زند. بنابراین، این تفکر که «من می‌توانم در عینِ‌ رفاقت با دوستان بد، انسان خوبی باقی بمانم»، یک توهم بیش نیست. مگر آنکه رابطه‌ی انسان با چنین کسانی، مانند رابطه‌ی یک طبیب با بیمارش باشد، به گونه‌ای که کمک کردن به آنها، روی نفسِ‌ او، تأثیری سوء، ایجاد ننماید. در این مجال، به بررسی روایاتی که ویژگی‌های هم‌نشینانِ خوب و فطری را به ما می‌شناساند، می‌پردازیم. 1- کسانی که ما در آخرت سازی یاری می‌کنند! نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «خَیرُ الإِخوانِ المُساعِدُ عَلى أعمالِ الآخِرَةِ؛ بهترین برادران، کسانی است که برای انجام اعمال آخرتی کمکت کند». دوستی که ما را در آخرت سازی یاری نموده و سیرِ مان را به سوی آخرت آسان کند، بهترین هم‌نشین و برادرِ ما خواهد بود. می دانیم که تمام ارتباطاتِ ما در قوای پنج‌گانه، دائماً در حال شکل دهی به نفس ما بوده و آن را به سمت آخرت، راهنمایی می‌کند. درست مانند جنینی که ذره ذره از جفت تغذیه نموده و آرام آرام به شکل یک انسانِ کامل در می‌آید تا برای شرایط زیستیِ دنیا آماده گردد. مهمترین مسئله زندگی هر انسان، در حرکت به سمت آخرت این است که؛ آیا لحظه به لحظه، به سمتِ کسبِ‌ باطنِ سالم و انسانی در حرکت هست یا نه؟؟؟ و این در حالی است که بسیاری از انسان‌ها، اساساً به این موضوع نمی‌اندیشند، بلکه تمام همّ و غم خود را صرف برنامه‌ریزی‌های دنیایی (ازدواج، تحصیل، کسب ثروت، و پست و مقام، شهرت، فرزنددار شدن و ...) می‌کنند. بزرگترین دغدغه، دلشوره و نگرانی هر کس، به عنوان یک انسان، باید تولد سالم او به برزخ باشد، نه کسبِ کمالاتِ دنیایی. تنها این دغدغه است که انسان را به سمت، یک تولد سالم سوق می‌دهد، در غیر این صورت او لحظه به لحظه به سمت جهنم نزدیک شده و از سعادت ابدی فاصله می‌گیرد. هم‌نشینِ خوب، کسی است که دائماً انسان را به یاد زندگی‌اش انداخته و او را در جهت حرکت به سمت الله، سوق می‌دهد. هم‌نشینِ آخرتی، بزرگترین ثروت‌های دنیای انسان است. دوستانی که به انسان، قدرتِ پرواز داده و او را در عاشقیِ با اهل آسمان،‌ یاری می‌کند. ناتوان‌ترین انسان‌ها در دنیا، کسانی هستند که توانایی یافتنِ چنین هم‌نشینانی را ندارند. هم‌نشینانی که هم سنخِ آسمانند، و به خانواده‌ی آسمانی‌شان شبیه هستند. هم‌نشینانی که روز به روز در دیگران، به سمت آخرت، سرعت ایجاد می‌کنند. باید دائماً دعا کنیم که خداوند حضور چنین دوستانی را در زندگی ما بیشتر و پررنگ‌تر کند. 2- کسانی که سدّ‌ راهِ جهنمِ ما می‌شوند! نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «خَیرُ إخوانِكَ مَن أعانَكَ عَلى طاعَةِ اللّه ِ، وصَدَّكَ عَن مَعاصیهِ ، وأمَرَكَ بِرِضاهُ؛ بهترین برادران تو، کسی است که تو را در طاعت خداوند یاری می‌کنند و تو را از گناهان باز می‌دارد و تو را به رضای خدا، امر کند». دوستانی که تنبلی‌های انسان، غمزدگی‌های او، سستی‌های او و توقف‌های او را از او سلب کرده و او را به سمت جلو، پیش می‌برند، بهترین هم‌نشینانِ او هستند. راستی!!! آیا ما، برای دیگران، چنین جایگاهی داریم؟ آیا قادریم، جلویِ ضعف و انحرافِ دوستانمان را بگیریم؟ با اینکه خودمان، نیاز به کسانی داریم که جلوی ضعف‌ها و سستی‌هایمان را بگیرند. دوستانی که اهل امر به رضای خدا هستند، و مانع انجام گناه در انسان می‌شوند، از مبارک‌ترین هم‌نشینان و دوستان می‌باشند.   3- کسی که تو را به خاطر روح الهی‌ات، دوست دارد. امیر کلام، حیدر کرار، علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خیر الاخوان من کانت فی الله مودّه» بهترین برادران تو کسی است که به خاطر خداوند،‌ به تو نزدیک شده باشد. کسی که ما را به خاطر روح انسانی‌مان بخواهد و خود حقیقی‌ِ ما، برایش عزیز باشد؛ یک دوست واقعی است. کسی که با خاطر تأمین نیازهایش به ما نزدیک می‌شود، اصلاً لایق رفاقت و هم‌نشینی نیست. زیرا بعد از رفع نیازش، عامل پیوندش با ما از بین رفته و پیوندش سست می‌شود. اما پیوندی که براساس محبت حقیقی حول محور الله، تشکیل شده باشد؛ هیچ‌گاه گسستنی نخواهد بود... باید همه‌ی تلاشمان را بکنیم که؛ هم خودمان، برای دیگران، چنین هم‌نشینانی باشیم... و هم برای خودمان، چنین دوستانی را برگزینیم ... «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - دوست خوب چه نشانه ای دارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4811
زمان انتشار: 12 مارس 2016
| | | | |
دوستی با این افراد؛ ممنوع

خانواده آسمانی 423 ، 1394/12/13

دوستی با این افراد؛ ممنوع

بدترین دوست انسان کسی است که انسان را به دنیا مشتاق و از آخرت غافل کند. رفاقت با چنین افراد ناآرامی و اضطراب را در انسان ایجاد می کنند و عامل سقوط انسان می باشد.  

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 423 «خانواده آسمانی » مورخ 94/12/13 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   بدترین همنشینان 9- کسانی که راه خیر را به روی دیگران می‌بندند. امیرمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «شرُّ إخوانِكَ مَنْ تَثبَّطَ عنِ الخَیرِ وَثبَّطكَ معَهُ؛ بدترین برادرانت کسی است که از خیر رساندن، باز بایستد، و تو را نیز از خیر رسانی به همراه خودش باز بدارد». اساساً خیر رساندن، یکی از عوامل مهم شادی و آرامش در انسان است. کسانی که همیشه از نفس خود، برای دیگران خروجی دارند، میزان دریافت شان از فیوضات الهی، نیز بیشتر است، در نتیجه به او شبیه‌تر و نزدیک‌تر شده و حجم عظیم‌تری از شادی و آرامش را از او دریافت می‌کنند. امّا کسانی که راه خیر رساندن به دیگران را بروی نفسِ‌خود می‌بندند، در حقیقت، راه دریافت فیض را به سوی خود بسته اند. خداوند در هر پنج قوه‌ی وجودیِ ما،‌ سرمایه‌هایی را در اختیارمان قرار داده است؛ * سرمایه‌های حسی؛ شامل ثروت‌های مادی * سرمایه‌های خیالی و وهمی؛ شامل،‌ عزت، افتخار، شهرت، محبت، محبوبیت، قدرت، لذات و ... * سرمایه‌های عقلی؛ علم، معرفت * سرمایه‌های فوق عقلانی؛ شامل سرمایه‌های معنوی و مراتب قرب و تشبّه به خداوند است. چون انسان، ظرفیت نامحدود دارد، باید برای رشد کردن و دریافتِ سطوح بالاتری از کمال، دائماً‌ در خودش، ظرفیت سازی کرده و بر میزان وسعتِ نفس و قابلیتِ جذبِ‌ کمالاتش، بیفزاید. برای این منظور، باید دائماً از سرمایه‌های پنج بخش وجودی‌اش، برای دیگران، خروجی،‌ صادر کند، تا بتواند بر وسعت نفس خویش افزوده و توانِ دریافت فیوضات بعدی را کسب کند. در غیر این صورت، توقفِ کمالات در وجود انسان، روح او را دچار توقف و سکون کرده و از رشد باز می‌دارد. نفس انسان در حرکت به سمت آخرت، به چشمه‌ای تشبیه شده است که هر چه از آن، آب بیشتری دریافت می‌کنید، سریعاً‌ با حجم بالاتری آب،‌ پر شده و به حجم بیشتری از ظرفیت می‌رسد اما محدود شدن آب چشمه، آن را در حالت سکون و رکود نگه داشته و طعم و رنگ آبش را تغییر می‌دهد، بطوری که حالت گندیدگی و مردابی پیدا می‌کند. این مثالِ‌ واضح، در هر پنج قوه‌ی انسان،‌ صادق و کاربردی است. اگر انسان خیراتی را که در هر پنج بخش دریافت می‌کند، نگه داشته و آن را برای دیگران صادر نکند، در حقیقت راهِ‌ وسعتِ‌ ظرفیتِ نفسِ‌ خود را بسته و از دریافت‌های بالاتر و کمالاتِ‌ بیشتر، باز می‌ماند. به عنوان مثال؛ اگر کسی غیر از ما و خانواده‌ی ما، سهمی در سرمایه‌های مادی‌ مان نداشته باشد. و از آنچه خداوند،‌ روزی ‌مان کرده،‌ خیری به دیگران نرسد؛ قطعاً راهِ دریافت‌های بالاتر را به روی خود خواهیم بست. به قدری این قاعده مهم است که امام باقر (علیه‌السلام)، از شیعیانشان گله می‌کنند؛ که چرا بواسطه‌ی صدقه، اموالتان را زیاد نمی‌کنید؟ خُلق کریمانه، راهِ‌ دریافت فیض را از آسمان، به روی انسان باز می‌کند. باید به این مهارت برسیم که بدون توقع جبران، و یا بدون گدایی محبت و عاطفه از آنها، به دیگران خیر برسانیم. انسان هر چه از احترام، محبت، محبوبیتِ و برای دیگران هزینه می‌کند. این عاطفه‌ها، به سوی او چندین برابر باز خواهند گشت. کسانی که علوم و معرفتِ کسب شده‌ی شان را در اختیار دیگران قرار می‌دهند، قطعاً از سوی خداوند،‌ راه دریافتِ علم را بصورت مستقیم، باز می‌کنند. بطوری که بسیاری از علومشان را مستقیماً از سوی الله و بدون هیچ معلمی کسب می‌کنند. فراموش نکنیم که؛ حتی دعا کردن در حق دیگران، یک خروجیِ عظیم خیر،‌ برای دیگران محسوب شده و راه دریافت‌های بالاتر را به روی ما باز می‌کند. باید بیاموزیم دایره‌ی دعاهایمان را به اندازه‌ی همه‌ی موجوداتِ عالم گسترش دهیم. راز دعایِ‌ همیشگی و مداومِ حضرت زهرا (سلام الله علیها) برای همسایگان، چیزی جز تشبه به الله و رساندن خیر بالاتر به مردم نبوده است. حال بعد از چنین شناختی، براحتی می‌توانیم مفهوم روایت امیرمؤمنان را ادراک کنیم؛ دوستانی که راه خیر را به روی دیگران می‌بندند، در حقیقت انسان‌های محدودی هستند و رحمت خداوند در مورد آنها دائمی و لبریز نیست... زیرا رحمتِ‌آنان به سوی دیگران دائمی نیست. این افراد قطعاً‌ دوستانشان را نیز از خیر رسانی به دیگران باز می‌دارند. 10- کسانی که تو را از ابدیت باز می‌دارند... امیرمؤمنان (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «شَرُّ إِخْوانِكَ وَ أغَشُّهُمْ لَكَ مَنْ أَغْراكَ بِالْعاجِلَةِ وَ أَلهاكَ عَنِ الاْجِلَةِ؛ بدترین و فریبکارترین برادران تو، کسی است که تو را به سمت دنیا تحریک می‌کند، و تو را از آخرت غافل می‌نماید. دوستانی که دائماً در انسان هوس‌ها و تحریک‌های نفسانی تولید می‌کنند، قطعاً ذهن انسان را از پرداختن به آخرت، باز می‌دارند. کمترین اثر این دوستان، تولید اضطراب و ناآرامی در زندگی دنیایی ماست. زیرا دائماً نداشته‌ها و کمبودها و آرزوهای دنیایی را در ذهن او پر رنگ‌ می‌کنند. و عظیم‌ترین ضربه شان نیز، تباه کردن ابدیتِ انسان و فقر آخرتی دوستانشان است. حتی یک دوست از این نوع، ساعت‌ها زحمت‌های معنوی و معرفتی انسان را تباه می‌کند. محال است کسی با داشتن حتی یک رفیق بد، قادر به تولد سالم به ابدیت باشد. قیمت هر انسان، با نوع رفقای او مشخص می‌گردد. کسی که می‌تواند چنین دوستانی را به رفاقت برگزیند، قطعاً در قلب خود،‌ باید به دنبال ریشه و علت بگردد. به روایت زیر از  توجه فرمایید: «إنّ الدُّنیا مُنقَطِعةٌ عنكَ ، والآخِرةَ قریبةٌ منكَ؛ همانا دنیا، لحظه به لحظه از تو دورتر و آخرت لحظه به لحظه به تو نزدیک می‌شود». فاصله‌ی میان زندگی دنیا، تا زندگی آخرت، درست مانند فاصله‌ی جنین (در لحظه‌ی تولد) تا دنیاست. لحظه‌ی تولد انسان به برزخ، در هر ثانیه‌ای ممکن است به وقوع بپیوندد و این حادثه‌ی عظیم در زندگی انسان رخ بدهد. لحظه‌ی تولد انسان به برزخ، (در صورتی که او برای این لحظه آماده باشد) عظیم‌ترین و باشکوه‌ترین لحظه‌ی زندگی اوست. لحظه‌ای که او قرار است به غیب وارد شده و حجابِ دنیا، از مقابلِ‌ دیدگانش برداشته شود، لحظه‌ای که او قرار است به همه‌ی اهل آسمان معرفی شود، به انبیاء، اولیا، صدیقین و شهدا ... به کسانی که عمری در نماز رفاقت و معیتِ‌ با آنان را از الله خواسته است. و چقدر دردناک و خطرناک است اگر کسی برای این لحظه آماده نباشد. و از این دردناک‌تر اینکه، رفاقتِ‌ با یک رفیق، انسان را از آماده شدن برای این لحظه‌ی عظیم و خطیر باز داشته باشد. بدترینِ هم‌نشینان کسانی هستند که تمرکز انسان را از این لحظه برداشته و حواس و قوایش را معطوفِ‌ بخش‌های پایینی می‌کنند. کسانی که ما را از الله، خانواده‌ی آسمانی، بهشت، ملائکه الله و ... غافل می‌کنند. حال این افراد،‌ هر کسی که می‌خواهند باشند. ما هر لحظه، ممکن است به برزخ منتقل شویم، آخرت، ما را احاطه کرده است، و فاصله‌ی ما تا برزخ، درست مانند فاصله‌ی جنین تا دنیاست. رفیقی که ما را از این توجه به این فاصله‌ی نزدیک باز می‌دارد، و مشغول بازی‌های دنیا می‌کند، اساساً شایسته رفاقت نیست. کسانی شایسته‌ی رفاقت اند، که عاشقِ خود ابدی‌شان هستند و برای هدف نهایی خلقتشان، در تلاشند.   «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - دوستی با این افراد؛ ممنوع

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed