www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4720
زمان انتشار: 14 فوریه 2016
| | | |
خودت را که شناختی، محتاج تایید دیگران نخواهی بود

مهارتهای زندگی (24) ؛ 86/5/27، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خودت را که شناختی، محتاج تایید دیگران نخواهی بود

شناخت این حقیقت، مسبب اصلی شناخت صحیح انسان از خودش، می باشد... و این شناخت، انسان را از گرفتار شدن در چنگال چشم و هم چشمی ها، فخرفروشی ها و نگاههای تایید آمیز دیگران رها میکند...

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 24 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/5/27 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  بحثمان را در این بخش با ذکر یک سؤال در مورد علاقه انسان به فخر فروشی و رقابت پی می گیریم ؛ چرا و به چه دلیل انسان دوست دارد که از دیگران بزرگتر باشد و از داشته های خود برای دیگران بگوید، و وارد میدان رقابت و چشم و هم چشمی شود ؟   در پاسخ به این سؤال باید گفت که این حس ( رقابت و خود بزرگ بینی  و فخر فروشی ) ریشه در ساختار وجودی انسان دارد ، در بخش های گذشته گفتیم که انسان دارای ۳ مرحله حیات می باشد : ۱- قبل از دنیا              ۲- دنیا               ۳- بعد از دنیا   معمولا شناخت های انسان بیشتر مربوط به شناخت های دنیایی است!!  اگر انسان اهل دقت و سرمایه گذاری در مسائل معنوی باشد،  به شناختهای بعد از دنیا هم دست پیدا می کند،  و تنها در انحصار افکار کودکانه دنیایی باقی نمی ماند!!    حضرت امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید :خدا رحمت کند کسی را که خودش را بشناسد و بداند از کجا آمده و در کجا هست و به کجا خواهد رفت .   اگر انسان وضعیت اولیه خلقت خود را به خوبی درک کند، بسیاری از سؤالها برایش ایجاد نمی شود و بسیاری از اختلاف نظرها از بین خواهد رفت .   خداوند تبارک تعلی می فرماید من انسان را از دو ریشه خلق کرده ام (( وقتی می گوییم خدا نه صرفا همان نگاه مقدسی که به او داریم بلکه خدا به معنای خالق کل شیء ، بدیع السموات و الارض ، کسی که اتم به اتم عالم را خلق کرده است، و هیچ موجودی نیست، مگر اینکه مخلوق اوست )) ... و همین خدا با این صفات و خصوصیاتش، می فرماید ؛ که من ابتدا حقیقت انسانی بشر را خلق کرده ام که همان روح  خودم می باشد که در او دمیده ام .   حال باید گفت که روح چیست ؟ شبیه ترین موجود به خدا و اولین مخلوق او که هیچ تفاوتی با خداوند ندارد مگراینکه او مخلوق است و خداوند خالق .   حضرت علی (ع) می فرمایند : الروح خلق اعظم من جبر ئیل روح مخلوقی است که عظیم تر از جبرئیل می باشد ...   * حقیقت اولیه انسان؛  همان روحی است که از طرف خدا در وجودش دمیده شده است *   شناخت این حقیقت، مسبب اصلی شناخت صحیح انسان از خودش، می باشد... و این شناخت، انسان را از گرفتار شدن در چنگال چشم و هم چشمی ها، فخرفروشی ها و نگاههای تایید آمیز دیگران رها میکند...   ادامه دارد ... مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4719
زمان انتشار: 14 فوریه 2016
| | | |
فخرفروشی ، کار انسانهای ضعیف و کوچک است

مهارتهای زندگی (23) ؛ 86/5/27، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

فخرفروشی ، کار انسانهای ضعیف و کوچک است

هر چه سطح رقابت ها و چشم و هم چشمی ها در اموری که شایسته انسان نیست بیشتر باشد؛ سرعتش در رشد کمالات انسانی کمتر خواهد بود. یادمان باشد که؛ "گرفتار شدن در باتلاق رقابت و فخر فروشی ها بزرگترین حماقت هاست ".

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 23 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/5/27 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در بخش های گذشته در مورد ریشه حس رقابت و چشم و هم چشمی در وجود انسان به طور مختصر توضیح دادیم ، در این بخش و بخشهای آینده توضیحات بیشتری در این زمینه خواهیم داد .   رقابت و چشم و هم چشمی در مسائلی که حقیقتا قابل رقابت هستند و جزء ارزشهای انسانی محسوب می شوند امری پسندیده است؛ خداوند در قرآن و ائمه معصومین در فرمایشات خود انسان ها را به این رقابت های مثبت بسیار سفارش کرده اند .   انسان این رقابتهای مثبت را،  تایید کرده  و به انسان ها سفارش میکند که اگر میخواهند در مسیر کمالات حقیقی رشد کرده و به هدف خلقت نزدیک تر شوند؛  باید از رقابتها و چشم وهم چشمی های منفی دست بردارند، زیرا بین این دو ( رقابت مثبت و منفی ) رابطه مستقیمی وجود دارد؛  یعنی به همان میزان که انسان در چنگال چشم و هم چشمی ها و رقابتهای منفی گرفتار می شود از حرکت به سمت هدف خلقتش (تشبه به خداوند) و تأمین خوشبختی دنیا و آخرتش باز می ماند .   فراموش نکنیم که؛ هر چه سطح رقابت ها و چشم و هم چشمی ها در اموری که شایسته انسان نیست بیشتر باشد؛ سرعتش در رشد کمالات انسانی کمتر خواهد بود .   ائمه معصومین تعابیر زیادی از چشم و هم چشمی های نابجا و آثار آنها داشته اند که در جلسات قبل به برخی از آنها اشاره کردیم ، یکی از این تعابیر از حضرت علی (ع) بوده است که فرمودند : دو چیز مردم را هلاک می کند ؛ ۱- ترس از فقر  ۲- طلب فخر حال می خواهیم در مورد این مسأله که چرا انسان طالب فخر فروشی و خود برتر بینی نسبت به دیگران است ؛ توضیح بیشتری دهیم . اینکه گفته می شود فخر فروشی هلاک کننده انسان است به چه دلیلی است ؟ امیر مؤمنان حضرت علی (ع ) می فرمایند :هیچ حماقتی بالاتر از فخر فروشی نیست. از این سخن حضرت امیر در می یابیم که چشم و هم چشمی و فخر فروشی ها، حماقت محض است و کسی که گرفتار این مسأله می شود، احمق ترین انسانهاست.   یادمان باشد که؛؛ "گرفتار شدن در باتلاق رقابت و فخر فروشی ها بزرگترین حماقت هاست ". و حضرت تعبیری دیگری هم در این زمینه دارند که می فرمایند : الافتخار من صغر الاقدار افتخار کردن (به خود ) از بی مقداری و بی ارزشی انسانهاست!!!!!!!   چه کسی به دیگران فخر فروشی می کند و به خود بسیار افتخار می کند ؟ کسی که چیزی برای بزرگ شدن و افتخار کردن به خود ندارد .   البته لازم به ذکر است که مواردی هم وجود دارد که انسان باید به آن افتخار کند یعنی افتخار در چیزی که  حقیقی و قابل افتخار و انسانی است و مربوط به شأن و قیمت انسان می شود . مثل افتخار انتساب به حقیقت دین،،، ریشه های حقیقی وجودی ما که اهل بیت ( ع) هستند....و ...   ولی افتخارها و فخرهایی وجود دارد که خیلی از انسانها دچارش می شوند ، مثل پز دادن به هم ، فخر فروشی در چیزهایی که قابل افتخار نیست و از ثروت و مقام و شهرت و .....   حضرت می فرمایند : این مسأله ( افتخار کردن به خود ) از کوچکی آدمهاست . قدر و اندازه آدمی کوچک است و این کوچکی برایش بسیار آزار دهنده است ... بنابر این برای اینکه بتواند این کوچی نفس خود پوششی بگذارد و خودش را بزرگ کند شروع به افتخار کردن به خود و پز دادن به دیگران می کند .   ادامه دارد ... مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4709
زمان انتشار: 13 فوریه 2016
| | | | |
تنهائی بهتر از رفاقت با بدان است

خانواده آسمانی 419 ، 1394/11/15

تنهائی بهتر از رفاقت با بدان است

در مذمت تنها گذاشتن دوست از امیرالمومنین علی (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: بدترین برادران تو کسی است که به هنگام نياز تنهایت بگذارد. یعنی اصلا غمش نباشد که تو چه مشکلی داری. درحالیکه دوست خوب دوستی است که اگر دست نیاز به سوی او دراز کردی، دستت را رد نکند و اگر مشکلی داشتی و گرهی در کارَت افتاد، بتواند کمکت کند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 419 «خانواده آسمانی » مورخ 94/11/15 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   تولد سالم به آخرت؛ در سایه‌ی رفاقت با صالحان سفارش حضرت لقمان به فرزندش؛ «یا بُنَیَّ مَن یَدخُل مَداخِلَ السَّوءِ یُتَّهَم، لا یتّهم و مَن یَصحَبْ صاحِبَ السَّوءِ لا یَسلَمْ ، ومَن یَصحَبِ الصّاحِبَ الصّالِحَ یَغنَم؛ ای فرزندم، کسی که در مکانهای بد، و بدنام رفت و آمد کند، قطعاً مورد اتهام دیگران قرار می‌گیرد. و کسی که با رفیق بد، هم‌نشین شود، محال است سالم بماند. و کسی که هم‌نشین صالح را برمی‌گزیند، از آن سود و غنیمت خواهد برد». انتخاب یک هم‌نشین بد، بی‌خطر نیست... یعنی بطور قطع و حتم. انسان از این هم‌نشینی ضربه می‌خورد. و محال است با قلب سالم به آخرت متولد گردد. لذا انسان‌ها موظفند، تمام دقت و تلاشِ خود را در انتخاب هم‌نشینان صالح، هزینه کنند. تا بتوانند در سایه‌ی رفاقت با آنان، مسیر زمین تا الله را با سرعت و سبقت طی کرده و سالم و قدرتمند به برزخ متولد شوند. روایات ده‌گانه در توصیف بدترین هم‌نشینان 1- درد سر ساختن برای دیگران 1- «شَرُّ الإِخوانِ مَن تُكُلِّفَ لَهُ؛ بدترین برادران کسانی هستند که دیگران بخاطر آنان به سختی بیفتند». شخصیت گروهی از انسان‌ها، به نحوی است که دائماً برای بقیه دردسر ایجاد می‌کنند، بطوری که دیگران باید با مراقبتی دائمی، شرّ احتمالی که از وجودِ آنان صادر می‌شود را دفع نمایند. چنین انسان‌های عموماً در محل کار،‌ در منزل در هنگام رانندگی، در مسافرت‌ها، در روابط دوستی و خانوادگی و ... اختلاف، تشنّج، درگیری، ناآرامی و ... تولید می‌کنند، بصورتی که بقیه‌ی اطرافیان، از وجودِ آنان در امان نیستند. والدینی که پس از ازدواجِ فرزندان برای زندگی آنان طرح و برنامه داده، و یا با دخالت‌های بیجا در روابط آرامِ‌ آنان، اختلال ایجاد می‌کنند، نیز از مصادیق این روایت هستند. باید بیاموزیم به گونه‌ای زندگی کنیم که هرگز وجودمان به دیگران تحمیل نشده و یا باری از ما برگُرده‌ی آنان مترتّب نگردد. قاعده‌ی مهم زیر را فراموش نکنیم؛ کسی که خودش را نمی‌شناسد و با خودش، اُنس ندارد، از تنهایی و خلوت وحشت دارد، لذا یکسره به دنبال ارتباط با دیگران بوده و عاطفه را از دیگران گدایی می‌کند، اما او در اوج ارتباطاتش با دیگران باز هم تنهاست، چون با خودش اُنس ندارد کسی که خودش را می‌شناسد، الله را بعنوان اِله حقیقی و ربّ‌عظیم خود، می‌پذیرد، و در سایه‌ی محبت و ولایت خانواده‌ی آسمانی‌اش به سمت الله حرکت می‌کند. لذا چنین انسانی هیچ وقت تنها نیست! او در تنهاترین حالت‌هایش، عظیم‌ترین رفت و آمدهایش را با اهل آسمان تجربه می‌کند. تا انسان به خودشناسی نرسیده و غایت نهایی‌اش را نشناسد، محال است بتواند با خودش انس بگیرد. لذا همیشه وحشت زده است و نمی‌تواند حتی لحظه‌ای تنها بماند. از همین رو دائماً‌ خودشان را به دیگران می‌چسبانند و از آنان گدایی‌ِ عاطفه می‌کنند. چنین کسانی دائماً تنهایی‌شان را در ارتباطات گوناگون از قبیل فضاهای مجازی و ... پر می‌کنند. باید بیاموزیم؛ شرّ‌خودمان را از رفاه دیگران کم کنیم. باید به مهارت پا گذاشتن رویِ خودمان برسیم، تا دیگران به رفاه و آسایش بیشتری برسند. هر طور که ممکن است کوتاه آمده و از منافع خودمان بگذریم، تا دیگران از سوی ما به درد سر و زحمت نیفتند. اساساً انسان مؤمن، نرم و آرام و لطیف است. و در کنار دیگران همیشه سنگ زیرین است تا خدای نکرده اختلاف و تشنّجی در روابط آنان، تولید نگردد. سعی می‌کنند همیشه حجم بیشتری از سختی‌ها را بر دوش خود، تحمل کنند، تا دیگران راحت‌تر و آرام‌تر، روزگار بگذرانند. آنان به نحوی زندگی می‌کنند که دیگران در کنار آنان احساس امنیت و آرامش می‌کنند. و از وجودشان هیچ آسیب و تشنجی به دیگران نمی‌رسد. 2- تنها گذاشتن دیگران در مشکلات قال امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام): «شَرُّ الإِخوانِ الخاذِلُ؛ بدترین برادران، کسی است که تو را (در هنگام مشکلات) تنها می‌گذارد». انسانی که در هنگام بروز کوچکترین و بزرگترین مشکلات، دوستانش را تنها می‌گذارد، بدترینِ هم‌نشینان است. همه‌ی قشنگیِ یک انسان، آن است که در هنگام نیاز،‌ دیگران را تنها نگذارد. زشت‌تر از عقب کشیدن خود و تنها گذاشتن دیگران، سرزنش کردنِ آنان در هنگام بروزِ اتفاقاتی است که خودشان در تولیدش نقش داشته اند. ما حق سرزنش کردن هیچ کسی را نداریم، حتی در زمان‌هایی که احتمالِ وقوع حادثه‌ای را به او گوشزد کرده‌بودیم. آنان در این زمان، فقط و فقط به حضور ما، کلام ما، امدادِ ما و آرامشی که به آنان القاء خواهیم کرد نیاز دارند. در چنین زمان‌هایی، این ما هستیم که باید با روحیه‌ی تغافل، خطاهای دیگران را ندید گرفته، و برای جبران گذشته و ساختن‌ِ آینده، هر کاری که از دستمان برمی‌آید برایشان انجام دهیم. 3- همراهی در رفاه، و دوری در بلا «شَرُّ الإِخوانِ المُواصِلُ عِندَ الرَّخاءِ وَالمُفاصِلُ عِندَ البَلاءِ؛ بدترین برادران کسی است که در هنگامه‌ی آسایش در کنارت است و در هنگامه‌ی بلا و آزمایش،‌ رهایت می‌کند». رها کردن دیگران، در هنگام سختی‌ها و یا ابتلا به گناه و خطا، عملی غیر انسانی است. کسانی که در زمان خوشی‌ها، با دوستانشان همراهند، ولی در سختی‌ها و ابتلائات، رهایشان می‌کنند، به هیچ وجه، قابل اعتماد برای دوستی نیستند.   «والحمدلله رب العالمین»  

صوت

1 - تنهائی بهتر از رفاقت با بدان است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4708
زمان انتشار: 13 فوریه 2016
| | | | |
آثار همنشین بد از منظر روایات

خانواده آسمانی 418 ، 1394/11/15

آثار همنشین بد از منظر روایات

همنشینی بد، مصاحبت با افرادی است که در انسان گناه و آلودگی ایجاد می‌کند. به فرموده امیرالمومنین علی (علیه السلام) اثر دوست بد مثل شمشیر برهنه ای است كه ظاهرش زیبا ولی زخمش انسان را می‌كشد. یعنی ظاهر زیبائی دارند اما باطنی زشتی و این همان شمشمیر براقی است که حضرت می فرماید. بنابراین قتل روح، اثر ارتباط با دوست بد است.. پس باید از دوست بد گریزان بود چون "اثر" همنشینی با دوستان بدكار، سرنوشت ناخوشایندی را برای انسان رقم می‌زند و فساد و آلودگی‌های اخلاقی گوناگون از رشد "اثر" انتخاب دوستان بد است.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 418 «خانواده آسمانی » مورخ 94/11/15 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   اهمیت دوری از هم‌نشینان غافل نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِكَ مِن صاحِبِ غَفلَةٍ، وقَرینِ سَوءٍ؛ خداوندا، پناه می‌برم به تو، از یار غافل، و همنشین بد». آنقدر همنشینی با انسان‌های غافل خطرناک است که پیامبر، از آن به خداوند پناه می‌برد. اگر کسی در میان خانواده و یا دوستان ما، جزو انسان‌های غافل و همنشینان بد محسوب می‌شود، باید ارتباطِ تأثیرگذارمان را با او قطع کنیم. در هر صورت، ارتباط با هر صاحبِ‌ غفلتی، حرام است. حتی در جایی که انسان، احتمالِ تأثیرپذیری در یک رابطه‌ی خانوادگی را می‌دهد، (علیرغم اینکه قطعِ صله رحم حرام است) می‌تواند، صله رحم را با شخص مورد نظر قطع نماید. این موضوع به قدری مهم است که نبی اکرم به خاطرش، دست به دعا برمی‌دارد. بدی‌های همنشینان بد، قطعاً به انسان، سرایت می‌کند. نفس به قدری تأثیرپذیر است که گاهی یک لباس نامناسب و یا یک عطرِ‌نامناسب می‌تواند، تأثیر منفی بر آن گذارده، و حالِ‌سکون و آرامشش را برهم بزند. انسان موظف است همانگونه که از پلیدی‌ها، نجاسات و ... پرهز می‌کند، از انسان‌های غافل و هم‌نشین بد نیز پرهیز کند. تنهایی؛ بهتر از هم‌نشینی با غافلان است... نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «الوَحدَةُ خَیرٌ مَن جَلیسِ السَّوءِ ، وَالجَلیسُ الصّالِحُ خَیرٌ مِنَ الوَحدَةِ؛ تنهایی؛ بهتر از همراهی با همنشین بد است. و همنشین صالح، بهتر از تنهایی است». هم‌نشین بد کسی است که معاشرت با او، انسان را به غفلت، بیماری روح، آلودگی و گناه و ... می‌کشاند. حقیقتاً تنهایی، بسیار بسیار بهتر از همراهی و همصحبتی با یک انسان غافل است. حتی اگر انسان، هیچ گاه ازدواج نکند، بهتر از آن است که با یک انسان غافل، زندگی مشترکش را آغاز نماید. روح انسان به قدری حساس است که محال است در مصاحبت با کسی تأثیر نپذیرد. انسان در تمام انتخاب‌هایش باید، این مسئله را کاملاً رعایت کند؛ بعنوان مثال، در انتخاب پرستار کودک، انتخاب یک کارمند، انتخاب یک خدمتکار، در انتخاب فروشگاه‌هایی که انسان برای تهیه‌ی مایحتاج خود به آنها مراجعه می‌کند، انتخاب پزشک و ... باید به نوع شخصیت باطنی و رفتاری او دقت کرده و از همراهی با غافلان جداً پرهیز کرد. امّا توجه داشته باشیم که اگر از نعمت همنشین صالح برخوردار هستیم، این همنشینی، بسیار بهتر از تنهایی است. بنابراین مراقب باشیم به بهانه‌ی تنهایی،‌ از برکات و خیراتِ هم‌نشینانِ صالح، جا نمانیم. با تنهایی اُنس بگیر، تا گرفتارِ رفقای غافل نشوی!!! امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «كُن بِالوَحدَةِ آنَسُ مِنكَ بِقُرَناءِ السَّوءِ؛ به تنهایی مأنوس‌تر باش، تا همراهی با هم‌نشینان بد». گاه عده‌ای از انسان‌ها، با توجیه تنهاییِ‌ خود، به همراهی با هم‌نشینان بد، تن می‌دهد. در هم‌نشینی، اتفاقاتِ بسیاری، در نفس می‌افتد که ممکن است تمامِ دنیا و آخرت انسان را به تباهی بکشاند. بنابراین حتی در هم‌نشینی‌های خیلی کوتاه نیز، باید کاملاً حواسمان را جمع کنیم. فریبِ ظاهر انسان‌های غافل را مخورید! امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «بپرهیز، از هم‌نشین بد، که او مثل شمشیر برهنه است. نگاهش که می‌کنی، ظاهرش براق و زیباست، اما اثرش در نفس،‌ بسیار زشت و وحشتناک است». ظاهر بعضی از انسان‌ها، کاملاً فریبنده است؛ نحوه‌ی حرف زدن، لباس پوشیدن، محل سکونت، نوع شغل و میزان درآمد و ... همه و همه می‌تواند انسان را به هم‌نشینیِ با کسی ترغیب کند که اساساً از نگاه الله، صاحبِ‌ ارزش نمی‌باشد. آنچه که در یک ارتباط مهم است، محتوای باطن یک شخص می‌باشد. یک باطن پاک، سالم و قدرتمند است که ضامنِ‌تحکیم یک ارتباط می‌باشد. مَحال است بتوان بدون دارایی‌های باطنی در طرفین، ارتباطِ آنان، به سرانجام خیر و عافیت، منتهی گردد. امیرمؤمنان در جای دیگری می‌فرمایند: «من در بیابان خشک و بی‌آب و علف تنها شدم اما هیچ تنهایی و غربتی را وحشتناک‌تر از همراهی با هم‌نشینِ بد ندیده‌ام!!!   هشدار؛ در آتش وجود، همنشین بد، خواهی سوخت! قال نبی اکرم (صلی الله علیه و آله): «إخوانُ السَّوءِ كَشَجَرَةِ النّارِ یُحرِقُ بَعضُها بَعضاً؛ هم‌نشینان بد، مانند درختانِ آتشند، که پاره‌ای از شاخه‌ها، پاره‌ای دیگر را می‌سوزانند». هم‌نشین بد، قطعاً دوستان و همراهان خود را در آتش بدخلقی، بدبینی، حسادت، کوته‌نگری، تنگ‌نظری، بخل و ... خواهد سوزاند. در جمع‌هایی که افراد نامتعادل حضور دارند، دیگران قطعاً در آتش اختلافات و درگیری‌هایی که آنان به پا می‌کنند، خواهند سوخت. هر چه انسان با چنین افرادی بیشتر در ارتباط باشد، بیشتر تأثیر گرفته و از سلامتِ باطن دور خواهند ماند. بنابراین اساساً تعداد دوستان و اقوام زیاد، مایه‌ی خوشحالی نیست؛ بلکه آنچه که برای انسان غیر به همراه می‌آورد، تعداد دوستانِ الهی اوست که صاحب قدرت و توانایی روحی هستند.   «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - آثار همنشین بد از منظر روایات

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4707
زمان انتشار: 9 فوریه 2016
| | | |
رقابتهای بیهوده زندگی، روح مان را به نابودی می کشاند

مهارتهای زندگی (22) ؛ 86/5/13، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

رقابتهای بیهوده زندگی، روح مان را به نابودی می کشاند

انسان با داشتن این دو صفت نمی تواند رشد انسانی داشته باشد و کودک عزیر روان و آنچه که خدا از روح خود در وجود او قرار داده است ، می میرد و از بین میرود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 22 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/5/13 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    رقابتهای بیهوده زندگی، روح مان را به نابودی می کشاند در مباحث گذشته آموختیم که؛  خداوند مهربان، شخص فخر فروش را دوست ندارد، لذا  در قرآن کریم با زبان عشق ، محبت و انسانیت با بنده خود سخن می گوید .   او از انسان انتظار دارد که؛ انگیزه اش از اطاعت پروردگار خود ، محبت او باشد .   قل ان کنتم تحبون الله ، فاتبعونی یحببکم الله ... ای پیامبر به مردم بگو اگر خدا را دوست دارید من را تبعیت کنید، تا محبوب خداوند گردید.   خداوند در این آیه انسانها را به رعایت دستورات دین دعوت می کند ولیکن به انگیزه محبت خداوند .   تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون علو فی الارض و الفساد . ما خانه آخرت و بهشت را قرار دادیم برای کسانی که خیال علو ( بزرگ شدن و برتری جویی ) در زمین و فساد را نداشته باشند .   خداوند در این آیه به بندگان خود متذکر می شود که ؛ بهشت از آن کسانی است که که به فکر بزرگ شدن غیر انسانی نیستند و تنها می خواهند از نظر انسانی از دیگران بر تر و بالا تر باشند.   بسیاری از افراد هم هستند که در مسائل عبادی و دینی دچار فخر فروشی می شوند به عنوان مثال مقایسه گلدسته مسجد محله خود با مسجد محله دیگر!!! ویا رفتن به اماکن مقدس که هر چه بیشتر رفته باشیم بیشتر به دیگران فخر می فروشیم !!!   این گونه از رقابتها در نزد خداوند، هیج ارزش و اهمیتی ندارد و خداوند از بندگان خود جز اخلاص ، تقوا و انسانیت چیزی نمی خواهد.   به عنوان مثال برخی افراد برای عقب نماندن از دیگران می روند وام می گیرند ، تا به حج بروند در صورتی که مستطیع نیستند، البته بسیاری از افراد هم هستند که حج را به خاطر معنویاتش دوست دارند و همیشه از خدا خواستار تشرف مجدد به خانه کعبه هستند اینان با کسی رقابت و مسابقه نداشته و از این مقوله جدا هستند.   امیر مؤمنان حضرت علی (ع) می فرماید : هر کسی که کاری را انجام دهد برای اینکه فخر بفروشد به دیگران چه مقدس و چه غیر مقدس خداوند این فرد را در روز قیامت روسیاه محشور می کند.   ودر جایی دیگر حضرت می فرمایند : دو چیز مردم را هلاک می کند . هلاک ( به معنای نابود شدن روح انسانی )   ۱- خوف الفقر ( ترس از فقر ) ترس از اینکه مبادا یک زمانی در آینده فقیر شود . در این نوع ترس، نداشتن اعتماد و توکل  به خدا،  ذهن فرد  را دائما مشغول می کند که مبادا یک زمانی در آینده فقیر و تهی دست شود .   ۲- طلب الفخر فرد به دنبال این باشد که روی دست دیگران بلند شود و به دیگران فخر بفروشد .   انسان با داشتن این دو صفت نمی تواند رشد انسانی داشته باشد و کودک عزیر روان و آنچه که خدا از روح خود در وجود او قرار داده است ، می میرد و از بین میرود .   راستی!!!! خوب است کمی فکر کنیم!!!   ما چه مقدار از عمر و وقت خود را صرف چشم و هم چشمی ها و رقابتهای بیهوده می کنیم ؟؟؟   ادامه دارد ... مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4706
زمان انتشار: 9 فوریه 2016
| | | |
 "تکبر، تو را منفور خدا میسازد"

مهارتهای زندگی (21) ؛ 86/5/13، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

"تکبر، تو را منفور خدا میسازد"

پز دادن به اینکه من این تعداد فرزند دارم که دیگری ندارد ، من این تعداد پسر دارم اما دیگری ندارد و ... این مسأله که واقعا از نظر عقل و شرع اصلا اهمیتی ندارد و  گاهی اوقات به یک مسأله و معظل بزرگ در زندگی ها تبدیل می شود .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 21 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/5/13 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در بررسی  آیه ۲۰ سوره حدید که به عقیده برخی از مفسرین مراحل حیات انسان را بیان می کند به مرحله چهارم می رسیم :   ( تفاخر بینکم ) که بیانگر مرحله ای است که انسان ازدواج می کند و پا به سن گذاشته و خود را با دیگران مقایسه می کند، و بعد در این مقایسه به این نتیجه می رسد که از همسالان خود چه قدر در زندگی عقب مانده است، و همین نتیجه گیری سبب می شود که کم کم احساس حقارت کند . او برای جبران این حس حقارت ، تلاشهای اقتصادی و جهت دهی اش در زندگی را ، به سمتی پیش می برد که بتواند این حس حقارت را کم نموده و خود را بالاتر از دیگران ببیند و تمام عمر خود را صرف چیزهای بیهوده ای می کند که واقعا ارزش نداشته است .   مرحله پنجم : ( و تکاثر الاموال و الاولاد ) مسابقه گذاشتن در زیاد کردن اموال و فرزندان   پز دادن به اینکه من این تعداد فرزند دارم که دیگری ندارد ، من این تعداد پسر دارم اما دیگری ندارد و ... این مسأله که واقعا از نظر عقل و شرع اصلا اهمیتی ندارد و  گاهی اوقات به یک مسأله و معظل بزرگ در زندگی ها تبدیل می شود .   صاحب اولاد شدن بسیار خوب است، که در شرع به آن اهمیت داده شده است، ولی گاهی اوقات افراد به قیمتی که شرافت و اخلاق انسانی خود را زیر پا می گذارند ، خواستار داشتن اولاد می شوند. به عنوان مثال بعضی از آقایان به دلیل اینکه همسرشان برای آنها پسر به دنیا نمی آورد به او همیشه سر کوفت می زنند و یا حتی همسر خود را طلاق می دهند .   بسیاری از افراد هستند که با توجه به سنین بالا ، هنوز بچه اند و گرفتار این بازی ها هستند و چیزی به عنوان انسانیت ، ابدیت و هدف خلقت برایشان مهم و با ارزش نیست... و به همین منظور خداوند هشدار میدهدکه :آیا شما گمان می کنید که ما شما را بیهوده خلق کرده ایم و شما به سوی ما بازگشت نمی کنید ؛ و آنان هیچ پاسخی ندارند .   اگر به این سخن با ارزش خداوند با تأمل بیشتری بنگریم به این نتیجه می رسیم که ما باید برای هر عملکرد مان در زندگی دنیایی و در روزی که به سوی خداوند بر می گردیم ( قیامت ) ، پاسخگو باشیم. پس باید اعمال ، برنامه های خانوادگی ، ازدواج ها و اخلاق خانواده را به سمتی سوق دهیم که سعادت ابدی را برایمان به ارمغان آورد .   خداوند تبارک و تعالی در آیه ۱۸ سوره لقمان می فرماید :   ان الله لا یحب کل مختال فخور   خداوند دوست ندارد هر متکبر فخر فروشی را   کسانی که به سایر انسانها فخر فروشی می کنند و خود را بزرگ تر می بینند نزد خداوند محبوب نیستند و خداوند از چنین انسانهایی بیزار است .   خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم با انسانها به زبان انسانیت و محبت و عشق صحبت کرده است و اگر از بنده اش بخواهد که کاری را انجام ندهد ، این طور می فرماید که دوست ندارم که این کار را انجام دهی و در شأن تو نیست !!!و اگر خواستار انجام کاری از بنده خود باشد می فر ماید من خدا ، من معشوق تو ، من دلبر تو،  به تو ای بنده، می گویم که انجام این کار قشنگ است و در شأن تو است .   آیا از این زبان زیباتر و عاشقانه تر سراغ داریم که ما را به نیکی و سعادت دعوت کند ؟   ادامه دارد ... مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4705
زمان انتشار: 9 فوریه 2016
| | | |
"تفاخر، تو را از رسیدن به حقیقت زندگی بازمیدارد"

مهارتهای زندگی (20) ؛ 86/4/30، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

"تفاخر، تو را از رسیدن به حقیقت زندگی بازمیدارد"

 " لعب "بازیهایی است که انسان در سنین بالاتر از کودکی و در نوجوانی انجام می دهد، که از قوانین و مقررات خاصی پیروی می کند و با اراده و هدف خاصی انجام می شود .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 20 «مهارتهای زندگی » ،  مورخ 86/4/30 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در ادامه بحث تفاخر، به آیه ۲۰ سوره حدید اشاره کردیم ، که برخی از مفسرین این آیه گرانقدر را بیان کننده مراحل حیات می دانند؛  زمانی که انسان به دنیا می آید " لهو " دارد؛  منظور حرکات بی هدف و بی منظوری که نوزادان در ابتدای حیات انجام می دهند .    " لعب "بازیهایی است که انسان در سنین بالاتر از کودکی و در نوجوانی انجام می دهد، که از قوانین و مقررات خاصی پیروی می کند و با اراده و هدف خاصی انجام می شود .   متأسفانه بسیاری از افراد حتی در سنین بالا و میانسالی همچنان درگیر بازیهایی می شوند که به پیروزی و مؤفقیت در این بازیها افتخار می کنند.  گاهی اوقات افراد تمام عمر خود را می گذارند تا به دیگران بفهمانند که در بازیهایشان قهرمانند و هیچ محصول دیگری از زندگی این افراد جز مهارت و برتری  در آن بازی خاص دیده نمی شود .   آیا می ارزد که فرد تمام عمر خود را که معادل با ابدیت اوست و باید در مقابل این عمری که صرف کرده حساب پس دهد ،را صرف پیدا کردن مهارت در بازی های کودکانه نماید؟؟   نبی اکرم (ص) می فرمایند : که هیچ کسی در روز قیامت قدم از قدم بر نمی دارد مگر اینکه به دو سؤال پاسخ دهد :  اول اینکه  عمرش را در چه راهی گذرانده است،  و دوم اینکه جوانی اش را چه کرده است!!    دوران جوانی با اینکه جزئی از عمر محسوب می شود ولی به طور جداگانه مورد سؤال قرار می گیرد .   با این حال بسیاری از افراد هستند که قسمت اعظم عمر خود را به چشم و هم چشمی ها و رقابتها می گذرانند بدون اینکه حقیقتا به شخصیت حقیقیشان اضافه شود و بتوانند پاسخگوی ساعتهای تلف شده عمرشان باشند.   ودر مرحله سوم می فرمایند "زینته " در مورد زینت،  بزرگان گفته اند که افراد در آغاز جوانی به زینت و زیباییهای ظاهری بسیار اهمیت می دهند ( البته بسیاری از افراد هم هستند که تا آخر عمر در گیر همین زینتها و زیباییهای ظاهری می باشند و این مسأله برایشان در زندگی تبدیل به هدف می شود )   البته باید به این نکته اشاره کرد که ان الله جمیل و یحب الجمال خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد پس خداوند هم طالب زیبایی است  آن را پسندیده می داند برای مخلوقاتش به شرط اینکه  با هدف خلقت انسان ناسازگاری نداشته باشد ، عمر انسان را تلف نکند و با کرامت و رشد انسان ناسازگار نباشد و مستقلا به عنوان یک هدف به آن نگاه نشود .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی ادامه دارد ...

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4704
زمان انتشار: 14 فوریه 2016
| | | |
(8) تأثیر روانی معرفت الله در شادی انسان

بحث شادی (8)، ۹۴/11/10؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(8) تأثیر روانی معرفت الله در شادی انسان

شناخت خدا مبتنی بر باور صحیح از اوست و تأمین زندگی شاد، به معنی واقعی آن، مستلزم هزینه‌هایی چون چشم فروبستن از برخی شادی‌ها و لذت‌های دنیوی و بدست آوردن لذت های معنوی است. بنابراین هر چه میزان معرفت انسان نسبت به اسماء و صفات الهی بیشتر باشد، به همان اندازه می‌تواند شادی و شادکامی بیشتری درک کند و شادی‌های ماندگار و عمیق معنوی هم با افزایش سطح شناخت خدا بدست می‌آید.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 8 «بحث شادی» مورخ ۹۴/11/10، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن را در زیر می خوانید:   آثار معرفت الله در شادی انسان شاد باش؛ در آغوش خدا ... در جلسه‌ی گذشته، تفاوتِ علم و معرفت را آموختیم. ‌دانستیم که اگر اطلاعات ما از مرحله‌ی علم به مرحله‌ی تجربه‌ی شخصی برسد، به معرفت تبدیل می‌گردد. به عنوان مثال ما می‌دانیم که فلان دارو، فلان تأثیر را در بدن انسان بر جای می‌گذارد. امّا اگر همین دارو را مصرف کنیم، اثرات آن را با پوست و خون‌مان لمس می‌کنیم، و علم ما در مورد فواید این دارو، از مرحله‌ی دانایی گذشته و به تجربه می‌رسد. لذا به این مرحله از علم، معرفت گفته می‌شود؛ یعنی علمی که توسط تجربه، در شخص به اثبات رسیده است. همه‌ی ما بواسطه‌ی کسب علوم الهی آموخته‌ایم، که تنها نیروی مؤثر در عالم، الله بوده و هیچ نیرویی بدون اتصال به آن قادر به ایجادِ اثر در عالم نخواهد بود. امّا گاه انسان از این مرحله از دانایی فراتر رفته و خود به درک این نیروی عظیم در عالم نائل می‌شود. معرفت به الله، یعنی باور و یقین به این نکته که الله، تنها نیروی مؤثر در عالم است، همواره و در هر لحظه با من و همراه من است. رسیدن به شهود، نیاز به تمرین‌های مداوم و مکرر دارد. وقتی انسان به این شهود برسد، دیگر صحنه‌ی همراهی خدا، هرگز از جلوی قلب و ذهن او کنار نمی‌رود. لذا محال است احساس تنهایی و بی‌پناهی نماید. او دائماً، بی‌نهایتی را در آغوش خود، به همراه دارد که سرچشمه‌ی همه‌ی قدرت‌ها و کمالات است. او هرگز گدای عاطفه‌ی کسی نخواهد بود. زیرا لحظه به لحظه از منبعِ حقیقی عاطفه و محبت، تغذیه می‌شود، و قادر است دیگران را از سرچشمه محبت خویش سیراب نماید. ثروت حقیقی او، همان اتصالِ دائمی‌اش به منبعِ آرامش و شادی است. لذا هیچ کمالی در زمین، قادر به جدا کردن او از ثروت حقیقی‌اش نخواهد بود. چنین انسانی، در سخت‌ترین شرایط، آرام و شاد خواهد بود. او در زمین، با هدف، با برنامه و تحت ربوبیت ربّ العالمین، زندگی می‌کند. او نیاز به الگوگیری از هیچ کسی جز راهنمایان مورد تأیید الله ندارد. او اساساً نیاز به نگاهِ تأییدآمیز کسی جز خداوند و اهل آسمان ندارد. لذا براساس الگوهای الله و برای جلب نظر او حرکت و زندگی می‌کند و محتاج هیچ نیرویی در عالم نخواهد بود. خدایی دارد که هرگز رهایش نمی‌کند و یقین دارد که هرگز در هیچ صورتی از چشم خدا نخواهد افتاد. او با داشتن خدا، هرگز چشم به اموالِ کسی نمی‌دوزد، و اساساً ثروت‌های دنیا برایش، قابل چشم دوختن نیست. زیرا او دارایی حقیقی را در قلب خود، جمع کرده است، و نیاز به دارایی‌های بیرونی ندارد. او محال است، وارد رقابت‌ها و چشم و هم‌چشمی‌های دنیایی شود. محال است به حسادت بیفتد، محال است با یک اتومبیل، یک لباس جدید، یک منزل بهتر، احساس تشخّص به او دست دهد، زیرا به همه‌ی اشیاء، درست نگریسته و آنان را به عنوان ابزاری برای رسیدن به معشوقش نگاه می‌کند. او اساساً همه‌ی کمالات را در همه‌ی انسان‌ها، از خداوند می‌بیند؛ الحمدلله ذکر همیشگی اوست، لذا از دارایی‌های همه‌ی انسان‌ها لذت می‌برد؛ زیرا منبع کمالاتِ همه‌ی انسان‌ها را «معشوق خود» می‌داند. او همیشه بواسطه‌ی معرفتش به الله، در نعمتِ آرامش، و لذت بردن از دنیای پیرامون خود و انسان‌های دیگر، غرق است. او چنان با رفاقت با اهل آسمان، سرمست است که هیچ شرافتی را به این شرافت عظیم ترجیح نمی‌دهد. بخش اصلی وجود او که صاحب شرافت و اصالت است، بخش انسانی‌اش است. بطوری که رفت و آمدها، خلوت‌ها و مهمانی‌های بخشِ انسانی‌اش را با هیچ مهمانی یا خلوت دیگری عوض نمی‌کند. او اساساً ارتباطاتِ بخش‌های پایینی‌اش را نیز، حولِ محور عشق انسانی‌اش، تنظیم می‌کند. او زحمت می‌کشد، برای درک یک نماز  اوج‌دهنده، و تمام مراقبت‌هایش را به کار می‌گیرد تا وقتی در مقابل خداوند به نماز ایستاده، قلبش به هم‌آغوشیِ بی‌پرده‌ی با الله، نائل شود. آرام و شاد؛ مثل اصحاب عاشورا... در وقایع روز عاشورا نقل شده است که؛ بُریر و عبدالرحمان کنار یک خیمه ایستاده بودند. بُریر دائماً شوخی می‌کرد و می‌خندید، عبدالرحمان رو به او می‌گوید: الان وقت شوخی است؟ بُریر پاسخ می‌دهد: به خدا قسم، من هیچ گاه بیهودگی و شوخی‌های باطل را دوست نداشته‌ام. اما امروز از سر شادمانی شوخی می‌کنم. شادمانی برای آنچه که دارم به آن نزدیک می‌شوم. من تا دقایق دیگر، در بهشت، در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستم. این شادی بُریر، حالتِ طبیعی یک قلب سالم است که به مهندسی صحیح معشوق موفق شده است. قلبی که الله، خانواده آسمانی، و جهاد در رأس معشوق‌های آن قرار دارد. نه فقط در بهبوهه‌ی روز عاشورا و مژده‌ی وصال محبوب، که در همین زندگی روزمره این عصر نیز، شاد و آرام بوده و هر لحظه منتظر تولدش به برزخ و در آغوش کشیدن محبوب‌هایش است. مهم نیست انسان حتماً شهید شود، اگر نفس خود به مقام شهادت رسیده و صادقانه طلب شهادت نماید، اگر در بستر هم بمیرد، شهید محشور خواهد شد. چنین کسی، در ساده‌ترین فعالیت‌های زندگی‌اش، چونان کسی که در عرصه‌ی جهاد، شمشیر می‌زند، اجر می‌برد و رشد می‌کند. او به عشق الله، همسرداری می‌کند، فرزندداری می‌کند، فعالیت‌های اقتصادی‌اش را به عشق الله، انجام می‌دهد ... او هر لحظه در حال عشق بازی با الله است. هر لحظه، هر لحظه ... باید عاشقی را بیاموزیم ... تا دیر نشده، تا وارد برزخ نشده‌ایم... تا زمان را از دست نداده‌ایم ... .     مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   «والحمدلله رب العالمین»  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4702
زمان انتشار: 14 فوریه 2016
| | | |
(7) نقش معرفت خدا در شادی

بحث شادی (7)، ۹۴/10/19؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(7) نقش معرفت خدا در شادی

یکی از عوامل تأثیرگذار بر باورهای عقیدتی، شناخت خداوند است. شناخت خدا یعنی بدانی هر جا که تو هستی، خدا با توست، حضور دارد و غایب نیست. لذا اگر به معرفت خداوند رسیدی هیچ وقت به بهره‌مندی های دیگران دل نمی بندی. کسانی که در دنیا به شناخت خدا رسیدند، لذتشان از بهشتیان بیشتر می شود. و هیچ نوع اضطراب و ترسی ندارند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 7 «بحث شادی» مورخ ۹۴/10/19، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن را در زیر می خوانید:   نقش باورهای اعتقادی در شادی انسان چگونه معرفت الله، به انسان شادی می‌بخشد؟ امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فی فَضلِ مَعرِفةِ اللّه عز و جل ما مَدُّوا أعیُنَهُم إلى ما مَتَّعَ اللّه ُ بهِ الأعداءَ مِن زَهرَةِ الحَیاةِ الدّنیا ونَعیمِها، وكانَت دُنیاهُم أقَلَّ عِندَهُم مِمّا یَطَؤونَهُ بِأرجُلِهِم ، ولَنَعِموا بِمَعرِفةِ اللّه جَلَّ وعزَّ ، وتَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم یَزَلْ فی رَوضاتِ الجِنانِ مَعَ أولِیاءِ اللّه. إنَّ مَعرِفةَ اللّه عز و جل اُنسٌ مِن كُلِّ وَحشَةٍ ، وصاحِبٌ مِن كُلِّ وَحدَةٍ ، ونُورٌ مِن كُلِّ ظُلمَةٍ، وقُوَّةٌ مِن كُلِّ ضَعفٍ؛ اگر مردم می‌دانستند؛ فضیلت شناخت خدا را هیچ‌گاه به آنچه که خداوند از نعمت‌های دنیا، دشمنان آنان را بهره‌مند نموده است؛ چشم نمی‌دوختند. ارزش دنیای کسانی که خداوند را ندارد و نمی‌شناسند، در نظر کسانی که الله را دارند، مانند خاکی است که روی آن پا گذاشته و رد می‌شوند. نعمتی که آنان از معرفت الله دریافت می‌کنند و به لذّت می‌رسند؛ مانند لذّت کسی است که دائماً در بهشت با اولیای خدا محشور است. همانا معرفت خداوند، مونس انسان در هر ترسی است و همدم او در هر تنهایی و نورش در هر تاریکی، و توانش در هر ضعفی است». کلمه‌ی «اگر»، در ابتدای فرمایش امام صادق (علیه‌السلام)، نشان می‌دهد که مردم غالباً از این درک و شناخت محرومند؛ (اگر مردم می‌دانستند...) یعنی؛ عموماً، اینکه نکته را نمی‌دانند که کمترین اثر شناخت خداوند در زندگی انسان، شاد زیستن و آرام بودن در همین دنیا می‌باشد. کسی که تأثیر معرفت الله را در قلب خود و روند زندگی‌اش بداند، هرگز به نعمت‌های دنیایی که دشمنان خداوند، از آن بهره‌مند هستند، حسرت نمی‌خورد. تمام آرزوی دشمنان خدا، در همین دنیا خلاصه می‌شود، و آنان به سبب نداشتن ایمان و عدم مهارت‌آموزی در استفاده‌ی صحیح و رشددهنده از نعمت‌های خدا، با حضور چنین نعمت‌هایی در زندگی‌شان، باز هم شاد و آرام زندگی نخواهند کرد. لذا نعمت‌های خداوند برای آنان، از دریچه‌ی خیر و رحمتِ الهی نیست، زیرا، برایشان تقرّبی حاصل نمی‌کند. برای این گروه از افراد، آسایش بیشتر، آرامشِ کمتری را بدنبال دارد. زیرا شادی و آرامش، محصولِ فعالیتِ بخش فوق عقلانی انسان است. اگر این بخش به بلوغ نرسیده و شروع به تغذیه و رشد ننماید، محصولی به نام شادی و آرامش نیز تولید نخواهد کرد. لذا هیچ نعمت و ثروتی، این فرد را به تأمینِ روانی و آرامش روحی نخواهد رساند. کسانی که به بلوغ بخش فوق عقلانی رسیده و در مسیر عاشقی با الله قرار گرفته اند، به علت اغنای این بخش، در هر شرایطی شاد و آرام اند، و هرگز چشم به ثروت و سرمایه‌ی دشمنان خدا و کسانی که با آسمان فاصله دارند، نمی‌دوزند. زیرا اساساً، هیچ خیری در چنین ثروت‌هایی نمی‌بینند. لذا هرگز در حسرتِ ثروتِ کسی نخواهد ماند. توجه داشته باشیم که معرفت الله با علوم الهی، کاملاً متفاوت است. علم را انسان بواسطه‌ی حضور در خدمت یک استاد، مطالعه‌ی یک کتاب، گوش فرادادن به یک سخنرانی و ... فرا می‌گیرد، امّا معرفت، لمسِ همان علم توسط شخص است. چیزی که شخص با همه‌ی وجودش از الله، ادراک می‌کند. بنابراین این معرفت، هرگز قابل تردید نیست. کسی که به الله معرفت پیدا کرده، و او را لحظه به لحظه در کنار خود می‌بیند (حتی نزدیک‌تر از خودش)، قطعاً شاد و آرام خواهد بود، زیرا اِله حقیقی‌اش را همواره در آغوش خود داشته و لحظه‌ای از او دور نخواهد بود. او خوب می‌داند که برای شبیه شدن به الله، به زمین آماده است، برای تبدیل شدن به کمال بی‌نهایت... او خوب می‌داند که این هدف، جز در اتصال دائم به الله، به دست نمی‌آید. لذا سعی می‌کند با اتصال دائم به دلبر حقیقی‌اش، روز به روز به این کمال بی‌نهایت نزدیک‌تر شده، و با باطنی انسانی و زیبا به برزخ متولد گردد. داشتنِ الله برای چنین کسی، تنها سرمایه‌ی ارزشمندی است که او را از هر ثروت دیگری بی‌نیاز می‌کند. او تمام نعمت‌های بخش‌های پایین را در جهت بدست آوردنِ نگاه ویژه‌ی دلبرش، و درخشیدن در نگاه اهل آسمان به مصرف می‌رساند. لذا هیچ نعمت و هیچ کمالی، بدون الله، برای او ارزشِ مستقلی ندارد. از همین رو هرگز به داشته‌های دیگران، چشم ندوخته و حسادت نمی‌کند. فاجعه‌ی حقیقی در زندگی یک انسان، زمانی اتفاق می‌افتد که؛ به دنیا بیاید، امّا نتواند الله را به عنوان یک معشوق پیدا کرده و در جهت شبیه شدن به او حرکت ننماید. او تا آخرین لحظه‌ی زندگی‌اش در دنیا، در کمالات بخش‌های پایینی غوطه‌ور بوده و آنان را به عنوان هدف بر می‌گزیند. لذا کمالاتِ پایینی، برای او، مستقلاً صاحب ارزش اند. و اگر آن‌ها را در انسان‌های دیگری ببیند، ممکن است به حسرت و حسادت دچار شود. چون خود را از دیگران عقب‌تر دیده و احساس جا ماندن، آرازش خواهد داد. هرگز فراموش نکنیم که؛ دین؛ مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها، حلال‌ها و حرام‌ها نیست؛ بلکه دین، یک مسیرِ توام با عشق است. برای همین است که متدینین، از دینداریِ خود به نهایت لذت و عشق می‌رسند. به همین دلیل، کسانی که در دنیا به معرفت الله می‌رسند، در همین دنیا، به لذتی، بی‌نهایت عظیم‌تر از بسیاری از بهشتیان که به این معرفت در دنیا نرسیده اند، دست می‌یابند. یک انسان عاشق، از هیچ حادثه‌ای به ترس و اضطراب نمی‌افتد. زیرا تمام اهل آسمان را در کنارش دارد. او آنقدر با خدا و رفاقت با غیب، سرشار است، که هرگز احساس تنهایی، حقارت، بی‌کسی و .... نمی‌کند. او همه‌ی ضعف‌هایش را در چهاربخش پایینی، براحتی تحمل می‌کند، زیرا ثروتی عظیم‌تر، او را احاطه کرده است. خداوند، تمام نداشته‌های او را به سمت تقرب او، هدایت کرده و در تمام امورش، امدادش خواهد کرد. باید تا دیر نشده عاشق شویم... عاقل‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که در دنیا، با الله، رفاقت کرده و عمرشان را به عشق‌بازی می‌گذرانند. آنان می‌فهمند چرا به دنیا آمده‌اند، و باید به کدام سو حرکت کنند. امّا نادان‌ترین انسان‌ها، کسانی هستند که سرگرم زندگی دنیا شده و اساساً به فکر عاشقی با اهل آسمان، نمی‌افتند و زمانی حقیقت زندگی را می‌فهمند که دیگر برای جبران، زمانی باقی مانده است... .     مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   «والحمدلله رب العالمین»  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4677
زمان انتشار: 7 فوریه 2016
| | | | |
تأثیر همنشینی با دوستان بد

خانواده آسمانی 417 ، 1394/11/08

تأثیر همنشینی با دوستان بد

یکی از دلائل مهم در انتخاب دوست و هم‌نشين و نیز مجالست و مؤانست با دوستان خوب یا بد به دليل اثرگذاري سریع آنها بر اعتقادات و باورهای انسان است. در حدیث قدسی خداوند خطاب به حضرت عیسی (علیه السلام) همنشین با اشخاص بد را منشأ بیماری ها می داند. بدین منظور که مشکلات روحی و روانی، اخلاقی و اعتقادی دوستان بد به انسان سرایت می‌کند و منشأ اثر هستند و می تواند نقش مهمی در شادی و آرامش یا غم و غصه انسان داشته باشند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 417 «خانواده آسمانی » مورخ 94/11/08 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   خوراک آلوده، روح را بیمار می‌کند... در جلسه‌ی گذشته آموختیم که فاصله گرفتن از آسمان، شیطان را چنان بر قلبِ انسان مسلط می‌کند که ذائقه‌ی او را به سمت گناه سوق داده و از مظاهر الله بیزار می‌کند. فراموش نکنیم که؛ هرگاه انسان دچار پریشانی روحی (غم، غصه، اضطراب، حساسیت، زودرنجی، خلاء و کمبودهای عاطفی، تکبر و ...) شود، درست همان لحظه‌ای است که از آغوش الله فاصله گرفته است. یاد خدا، درمان همه‌ی بیماری‌های روح است و اگر انسان، حقیقتاً با الله مأنوس شود، آرام آرام تمام دردهای روحش التیام یافته و به آرامش و شادی می‌رسد. هرگونه آشفتگی در روح، نشانه‌ی سوء تغذیه در روح انسان بوده و باید به سرعت مورد توجه و تغذیه قرار گیرد، در غیر این‌صورت شکست‌های مکرر انسان [بواسطه‌ی ضعف و ناتوانی روحش] در برابر شیطان، او را مسخر دست شیطان نموده و از ادامه‌حرکت به سوی الله باز می‌دارد. توجه داشته باشیم که شش حالت، میان روح و جسم ما، مشترک هستند؛ 1- خواب و بیداری،        2- بیماری و سلامتی،          3- موت و حیات، هرگونه عدم تعادل، عدم احساس آرامش، احساس انقباض و پریشانی، غم و افسردگی و ... نشانه‌ی کم گذاشتنِ ما در تغذیه‌ی روحمان می‌باشد. بطوری که این ضعف، چنین علامت‌هایی را در روح بوجود آورده و آن را آرام آرام به سمت بیماری می‌کشاند. البته دقت داشته باشیم که اولین شرط در تغذیه‌ی روح تمرکز و استمرار است. اگر انسان در حین ارتباط با الله، توجه و تمرکز نداشته باشد. چیزی از این خوراک، توسط روح او جذب نشده و مسبّب آرامش و قدرت او نخواهد بود. و بدین ترتیب افکار منفی، دلمردگی، کلافگی، ناآرامی و ... به سراغش خواهد آمد. دوری از همنشین بد؛ عینِ دینداری است! حضرت موسی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَن قَطَعَ قَرینَ السَّوءِ فَكَأَنَّما عَمِلَ بِالتَّوراةِ؛ هر کس، از همنشین بد، دوری کند، گویی؛ به همه‌ی تورات عمل کرده است!!! قطع ارتباط با کانون‌های فاصله دهنده‌ی انسان از الله، از نگاه پیامبر بزرگ خداوند، حضرت موسی (علیه‌السلام)، عین عمل کردن به تمام کتاب آسمانی تورات است. همنشینی‌های غیرالهی، رفاقت‌های غیر معنوی و ... تأثیرات خوراک‌های آسمانی را نیز از روح حذف کرده و مانع رشد و قدرت گرفتنِ نفس می‌گردند. نمی‌توان در مسیر تخلّق به اخلاق الهی، گام برداریم، امّا نوع تغذیه‌مان از منابع اضطراب‌زا و تنش‌زا باشد. تغذیه‌ی آلوده، روح را بیمار می‌کند. دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، افکار و رفتار آلوده، قطعاً روز به روز انسان را به قعر بیماری کشانده و او را از حرکت در راه الله باز می‌دارد. یک مؤمن حقیقی، رابطه‌اش را با صورت‌های حرام و آلوده قطع می‌کند، بطوری که ذهنش، خالیِ خالی باقی بماند، برای ارتباط با آسمان. هم‌نشین بد؛ روح تو را از آغوش آسمان، سقوط می‌دهد! به حدیث قدسی زیر، که کلام خداوند به حضرت عیسی (علیه‌السلام) است: دقت کنید؛ «یا عیسى، اِعلَم أنَّ صاحِبَ السَّوءِ یُعدی، وقَرینَ السَّوءِ یُردی، وَاعلَم مَن تُقارِنُ، وَاختَر لِنَفسِكَ إخوانا مِنَ المُؤمِنینَ؛ خداوند، برای ربوبیت مسیح (علیه‌السلام)، اینگونه به ایشان خطاب می‌کند: بدان که؛ همنشین بد، بیماری‌هایش به تو سرایت می‌کند. و هم‌نشین بد، تو را به هلاکت می‌رساند. برای خودت دوستانی از مؤمنین انتخاب کن. نباید با انسان‌هایی که انس با الله ندارند و فقط در محدوده‌ی کمالات گیاهی و حیوانی گیر کرده‌اند، انس گرفت و وارد ارتباط و رفاقت شد. زیرا انس با آنان، قطعاً بیماری‌های اعتقادی، اخلاقی، روحی و ... آنها را به ما منتقل خواهد نمود. محبت این انسان‌ها، درب روح مؤمنان، را برویشان باز کرده و بیماری‌هایشان را در روح آنان سرازیر می‌کند. بدین ترتیب آرام آرام روح انسانی، به نابودی کشیده می‌شود. گاه یک رشته‌ی تحصیلی اشتباه، یک شغل آلوده، یک محیط زندگی کثیف و غیرالهی، یک دوستِ دنیایی و کاملاً مادی و ... روح انسان را به نابودی و هلاکت می‌رساند. دایره‌ی رفاقت انسان، باید محدود به مؤمنان باشد. یعنی کسانی که تو، در کنارشان، قادر به حرکتِ سالم به سوی ابدیت باشی. در غیر اینصورت، تمامِ دوران موسیقی‌هایت، عینِ خسارت بوده است. رفاقت‌هایت، قیمت تو را مشخص می‌کنند! نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «أوحَشُ الوَحشَةِ قَرینُ السَّوءِ؛ وحشتناک‌ترین وحشت‌ها، رفیقِ بد است.» رفیق بد، با وجود اینکه در کنار ماست، ما را به درد عظیم تنهایی دچار می‌کند؛ یعنی ما را از آغوش آسمان جدا می‌کند. دوست بد، انسان را از میان کانوت گرم خانواده‌ی آسمانی‌اش، خارج می‌کند؛ و این عظیم‌ترین تنهایی‌ها در عالم است. محال است کسی در کنار همنشینان بد، قادر به همراهی با اهل آسمان باشد. زمانی که انسان، وارد ارتباط عاطفی با کسی می‌گردد، تحت تسلط روح او قرار می‌گیرد؛ در اینصورت زنجیرهایِ روح همنشینش، روحِ او را نیز، از پرواز باز می‌دارد. اساساً قیمت هر انسان، با نوع رفاقت‌هایش مشخص می‌شود.  نمی‌توان در این دنیا، با اهل دنیا محشور باشیم، اما انتظار هم‌نشینی با اهل بیت، یا اهل بهشت را در آخرت داشته باشیم. خوب است این سؤال را از خودمان بپرسیم؛ پاسخ به آن، قیمتِ وجودی‌مان را مشخص می‌کند؛ چه کسانی دوستمان دارند؟ و به هم‌نشینی با ما، تمایل دارند؟ آیا اشرافِ بهشت، در قلبِ ما رفت و آمد می‌کنند؟ ما به رفاقت و رفت و آمد با چه کسانی، علاقه‌مند هستیم؟ رفیق بد؛ قطعه‌ای از آتش است، حتماً می‌سوزاندت!! نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «إیّاكَ وصاحِبَ السَّوءِ؛ فَإِنَّهُ قِطعَةٌ مِنَ النّارِ، لا یَنفَعُكَ وُدُّهُ ، ولا یَفی لَكَ بِعَهدِهِ؛ از همنشین بد بپرهیز، که او قطعه‌ای از آتش است! دوستی‌اش به تو سودی نرسانده و به عهدش نیز وفا نمی‌کند». قرآن کریم موکّداً توصیه می‌کند که خود و اهل خانواده‌ی خود را از آتش دور نگه دارید و نبی اکرم صلی الله علیه و آله، رفیق بد را قطعه‌ای از آتش معرفی می‌کند. او اساساً خودش، هیزم جهنم است. راستی!!! ما چگونه هم‌نشینی هستیم؟ آیا دیگران در کنار ما احساس شادی، آرامش، خنکی، قدرت و ... دارند؟ یا در کنار ما دائماً در فشار، اضطراب، انقباض یا تنگی هستند؟ پاسخ به این سؤالات، دقیقاً میزان داراییِ باطنی ما را مشخص می‌کند.   «والحمدلله رب العالمین»  

صوت

1 - تأثیر همنشینی با دوستان بد

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed