www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4675
زمان انتشار: 9 فوریه 2016
| | | |
9) مقام رضا، مقام صدق است...

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (9)، 94/6/7؛

9) مقام رضا، مقام صدق است...

تنها کسانی که ایمان آورده و مسیر الله را برگزیده‌اند. تحت ربوبیت الله قرار می‌گیرند، در غیر این‌صورت تحت ولایت شیطان زندگی کرده و به همین سبک نیز به برزخ منتقل خواهند شد.

ادامه شرح زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) مقام رضا، مقام صدق است... «وَ التَّسْلِیمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِیاً بِهِ غَیْرَ مُنْكِرٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ...» تسلیم، مقامِ اطاعت بدون چون و چراست. اما ممکن است فردی که در برابر خداوند تسلیم است، در درون خود نسبت به بعضی از احکام و قوانین دین، و یا بعضی از افعال خداوند، ناراضی بوده و تمایل قلبی نداشته باشد. امّا مقام رضا با تسلیم متفاوت است. در شخصی که به رضا رسیده است، نه تنها هیچ مقاومتی در برابر آنچه بر او ربوبیت می‌شود، وجود ندارد. بلکه در درون خود از آن احکام و یا افعال لذت برده و آن‌ها را قلباً، حق و لازم می‌داند. او یقین دارد، که خداوندِ سبحان هرگز ظلمی را به کسی روا نمی‌دارد، از همین رو، همه آنچه را که بر او وارد می‌شود، خیر مطلق می‌داند. کسی که ادعا می‌کند مسلمان است، اما در دلش نسبت به دستورات الهی سؤالات و تردیدهای بسیاری را می‌پروراند، در حقیقت سبحان الله را درک نکرده است و در هنگام نماز، صادقانه خداوند را تسبیح نمی‌کند. به مربی‌گری خداوند، راضی باشیم... همان طور که قرآن اشاره می کند خداوند نسبت به بندگانش، مهربان است، و همه احکام او از روی رحمت و رأفت است. از سوئی خداوند همواره آسانی را برای انسان‌ها می‌طلبد امّا از آنجا که ما بخش انسانی‌مان را به رسمیت نمی‌شناسیم، منظور خداوند را از این آیه درک نمی‌کنیم. مقصود الله از «بکم» در آیه قبل، بخش انسانی ماست، نه بخش حیوانی وجودمان. دین، بخش حیوانی ما را محدود می‌کند تا بخش انسانی ما به نعمت آرامش و رهایی برسد. کسی که تنها با بخش حیوانی خود و نعمت‌ها و لذت‌های مربوط به این بخش انس گرفته است، قطعاً برای اجرای احکام دین که مستلزم محدود کردن این بخش است، دچار مشکل خواهد شد. در نتیجه توان مغلوب کردن بخش حیوانی خود و تن دادن به احکام دین را با قلبی راضی و مطمئن ندارد. بخش غالب در وجود چنین کسی، بخش حیوانی اوست، و اعتقادات او نیز، اعتقاداتی کاملاً طبیعی و حیوانی است. بنابراین اگر خداوند در ذهن کسی سبحان نیست و به بندگانش ظلم می‌کند، و یا نمی‌تواند به بنده‌اش آرامش و شادیِ دائم هدیه کند، قطعاً الله حقیقی نیست، بلکه زاییده‌ی ذهن همان شخص می‌باشد که هیچ قدرتی در عالم ندارد. الله حقیقی، به هیچ کس ظلم نمی‌کند و دائماً در حال مهیا کردن شرایطی برای رها شدن بخش انسانی و رسانیدن آن به سعادت ابدی می‌باشد. تمام افعال خداوند با انسان، برپایه هدف او از خلقت انسان استوار است. به عنوان مثال، اگر پدر و مادری از تربیت فرزندشان، هدف بالاتری داشته باشند، آنان را برای کمالات بالاتری آماده می‌کنند. لذا در این خانواده، هر عملی، هر خُلقی، هر رفتاری جایز نیست. بلکه فرزندان، ناگزیر به رعایت قوانین و بایدها و نبایدهای والدین می‌باشند تا در نهایت به هدف مورد نظر والدین که برخاسته از عشقی عمیق و نگاهی بلند می‌باشد، نائل شوند. خداوند نیز به تک تک بندگانش، با نگاهی ابدی می‌نگرد. هدف خداوند از خلقت انسان، رسانیدن به او مقام خلیفه اللهی و یا تشبّه به الله است. بنابراین خداوند به عنوان تنها ربِّ انسان، باید او را برای چنین مقامی تربیت کند. لذا انسان زیرک کسی است که به مربی خود اعتماد کرده و با عشق به تمرین‌های او تن بدهد. امّا برای کسی که نه خودش را می‌شناسد، و نه هدف خلقتش را جدی گرفته است، تمام احکام دین و افعالِ ربوبیِ خداوند نامفهوم است، و همه آن‌ها را سخت‌گیری و ظلم می‌داند. تنها کسانی که ایمان آورده و مسیر الله را برگزیده‌اند. تحت ربوبیت الله قرار می‌گیرند، در غیر این‌صورت تحت ولایت شیطان زندگی کرده و به همین سبک نیز به برزخ منتقل خواهند شد. لذا تنها مؤمنین که برای رسیدن به مقام تشبّه به خداوند تحت ربوبیتِ او قرار گرفته اند، معنای احکام و افعال خداوند را درک کرده و کاملاً راضی و عاشق به آن تن می‌دهند. لذا کسی که نمی‌خواهد تحت ربوبیت شیطان، تا جهنم سقوط کند، باید به آنچه مربیِ یگانه او در مسیر ربوبیت الله، راضی و شاد تن بدهد. کسانی که طلب‌های بلند دارند و معیت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» را در دنیا و آخرت می‌خواهند، باید مسیرِ ربوبیت راطی کنند. تا بتوانند به تقرّب و تشبّه به الله و اهل آسمان برسند. کلید رستگاری عظیم در رسیدن به مقام رضاست... «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فی‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ؛ خداوند مؤمنین و مؤمنات را به بهشتهایی وعده داده که از چشم انداز آن‌ها جویها روان است، و آن‌ها در آن جاودانه اند، و قصرهای پاکیزه ای در بهشتهای عدن و از همه بالاتر رضای خود را وعده داده که آن خود رستگاری عظیمی است». (سوره توبه/ آیه 72) دراینجا رضوانِ خداوند، بسیار عظیم‌تر از نعمت‌های گوناگون بهشتی است، بگونه‌ای که خداوند آن را رستگاری عظیم معرفی می‌کند. خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد که: «رِضایَ فی کُرهِک». یعنی آنچه که بخش حیوانی تو را محدود می‌کند و بر آن سخت می‌گیرد، قطعاً تو را به سمت تشبّه به من پیش می‌برد. اما همین خداوند، در مورد حضرت فاطمه سلام الله علیها می‌فرماید: «إنَّ اللهَ یَرضی لِرَضَی فاطِمَه، وَ یَغضِبُ لِغَضَبِها؛ بدرستی که الله با رضایت فاطمه راضی می‌شود و با غضبش، غضب می‌‌کند». خداوند با رضایت فاطمه راضی است... براستی! فاطمه کیست که الله با رضایت او راضی می‌شود و با غضبش، غضب می‌‌کند. یقین بدانیم که اگر دلنگرانی‌های مادر ما حضرت زهرا، و دغدغه‌های او نبود، ما حتماً از آغوش آسمان سقط می‌شدیم. حضرت موسی علیه السلام، از خداوند خواست او را بیشتر در مورد «رِضایَ فی کُرهِک» راهنمایی کند؛ خداوند به او فرمود: رضایت من، در رضایت تو به قضای الهی است. اینکه آن چیزی را که من برای تو می‌پسندم. بپسندی و از آن راضی و شاد شوی. کسی که از خداوند راضی نیست، اساساً با اهل آسمان مَحرم نمی‌شود کلید محرمیت با آسمان، مقام رضا است. کسی که با اهل آسمان محرم است، تمام فعالیت‌ها و روابطش را بر پایه‌ی رضایت الله، برنامه‌ریزی می‌کند. برای او هیچ چیز جز لبخند رضایت اهل آسمان، ارزشمند نمی‌باشد. ... غَیْرَ مُنْكِرٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ... این دو کلمه، کلیدهای رضایت انسان هستند. رضایتی بدون انکار و تکبر... . رضایت محض؛ یعنی زینب، یعنی رباب، یعنی ... انسان و تنها یک انسان حقیقی است که با لذت و خضوع تمام معشوق‌های پایینی را فدای الله می‌کند... .    مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4674
زمان انتشار: 7 فوریه 2016
| | | |
8) رمز تقرّب به خداوند

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (8)، 94/5/10

8) رمز تقرّب به خداوند

قرب برای کسی حاصل می‌شود، که میان او و خداوند مشکلی وجود نداشته باشد، و کاملاً راضی و مطیع در برابر ربّ عظیم خود، تسلیم شود. ممکن نیست خداوند در ذهن کسی زیر سؤال باشد، اما او بتواند مسیر قرب را بپیماید. تنها کسی قادر به طیّ این مسیر است که با یقین و کامل به هدف، و بدون شک و تردید در مسیر گام بردارد.

ادامه شرح زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) «أتقرب إلی الله بحبّکم و البرائه من أعدائکم...» آموختیم که حبّ و برائت دوتا از عوامل اساسی در مسیر قرب به الله هستند. اساساً تمام قیمت و شرافت یک انسان به میزان قرب او به خداوند است. به طوری که وقتی پای قرب به میان می‌آید، هیچ ملاکِ خیرِ دیگری باقی نمی‌ماند. تمام اعمال صالح انسان، زیارات، عبادات، کسب علم و ... در او همه مقدمه‌ی رسیدن او به قُرب هستند و اگر به چنین هدفی خاتمه نیابند، قطعاً فاقد ارزش خواهند بود. دنیا برای همه انسان‌ها، مانند یک میدان مسابقه برای رسیدن به قرب است. در این میدان، گروهی خواهند باخت، و گروهی به نتیجه رسیده و به ربّ حقیقی خود مقرّب (شبیه) می‌گردند. رمز تقرّب به خداوند، در میزان شباهت انسان به اوست. هر چه انسان کمالات و صفات بیشتری را از خداوند دریافت کرده و در خود تجلی می‌دهد، به او شبیه‌تر و در نتیجه مقرب‌تر می‌گردد. بر تمام انسان‌ها، واجب است، تمام ارتباطات و فعالیت‌های خود را به گونه‌ای تنظیم کنند، که از لا به لای این امور، دائماً به سمت شباهت به الله و قرب به  او پیش بروند. فراموش نکنیم که اگر انواع فعالیت‌های ما در زندگی، به چنین نتیجه‌ای ختم نشوند، ما دائماً در حال سعی بیهوده بوده و ظاهری از دینداری به دوش می‌کشیم، بطوریکه به هیچ نتیجه و هدفی نائل می‌شویم. هر انسان، باید ساعت‌ها در خود اندیشیده و دائماً از خودش سؤال کند، آیا من در حال شبیه شدن به الله هستم یا نه؟ آیا سبک زندگی من (چه مذهبی، چه غیر مذهبی) مرا به سوی قرب پیش می‌برد یا نه؟... و بعد از این سؤالات، باید به دنبال تغییراتی در سبک زندگی‌اش باشد که موانع او در مسیرش به سمت قرب هستند. از سویی همه ما از زمان مرگ خود بی‌خبریم. حسرت عظیمی در انتظارمان خواهد بود، اگر چنین هدفی را جدی نگرفته و به ناگاه به زمان خاتمه زندگی‌مان نزدیک شویم. در آنصورت، دیگر زمانی برای جبران این خسارت نخواهیم داشت. باید روزها و ساعت‌ها برای بررسی میزان قرب خودمان خلوت کنیم... تا دیر نشده، معایب حرکتمان را یافته و آن را جبران کنیم. در جلسه گذشته آموختیم که عشق و برائت دو بال مؤمن برای رسیدن به قرب هستند. اگر واقعاً عاشق الله و اهل آسمان هستیم، باید از دشمنان الله و سبک زندگی آنان فاصله بگیریم تا بتوانیم مسیر قرب (شباهت) به الله را طی کنیم. «والتّسلیم إلی الله راضیاً به ...» قرب برای کسی حاصل می‌شود، که میان او و خداوند مشکلی وجود نداشته باشد، و کاملاً راضی و مطیع در برابر ربّ عظیم خود، تسلیم شود. ممکن نیست خداوند در ذهن کسی زیر سؤال باشد، اما او بتواند مسیر قرب را بپیماید. تنها کسی قادر به طیّ این مسیر است که با یقین و کامل به هدف، و بدون شک و تردید در مسیر گام بردارد. «اوحی الله تعالی إلی داود علیه السلام» «تریدُ و أرید، و انّما یکونُ ما أُرید، فأن سلّمت لما أرید، کفیتک ما ترید و إن لم تسلّم ما أرید أتبعک ما ترید ثمّ لا یکون الّا ما ارید...» تو چیزهایی را می‌خواهی، و من نیز چیزهایی را... ولی در آخر همان چیزی می‌شود که من می‌خواهم، اگر تو در برابر خواسته من تسلیم باشی، من خواسته‌های تو را کفایت خواهم کرد. و اگر در مقابل خواسته من تسلیم نباشی، تو را در تمام آرزوهایت به زحمت می‌اندازم، اما آخرش هم همان می‌شود که من می‌خواهم. تسلیم در برابر خواسته‌های الهی، نشانه‌ی اوج بلوغ و قوّت عقلی یک انسان است. این انسان، یقین دارد که الله او را بهتر از خودش می‌شناسد، بیشتر از خودش دوست دارد، از او بی‌نیاز است و او را برای تشبّه و تقرّب به خودش آفریده است. لذا براحتی در برابر او تسلیم شده و از سبک زندگی الهی برای رسیدن به قرب، با رضایت کامل پیروی می‌کنند. تسلیم، مانند یک کاتالیزور عمل کرده و انسان را با سرعتِ بیشتری به مقصد می‌رساند. امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «أحقّ من خَلَقَ الله و التّسلیم لما قضی الله، من عرَفَ الله...» سزاوارترین انسان در میان مخلوقات خداوند، برای تسلیم در برابر قضای خداوند کسی است که او را می‌شناسد. بنابراین ولایت، معرفت الله است که انسان را به تسلیم می‌رساند. اساساً عدم شناخت الله، علت اصلی تمام تنبلی‌ها و کسالت‌های انسانی است. کسی که به معرفت الله می‌رسد، آنقدر عاشق می‌شود که براحتی بر تمام خستگی‌ها و فشارها و کسالت‌هایش غلبه کرده و برای نزدیک‌تر شدن به معشوقش با رضایت کامل، از ربّ عظیم خود پیروی می‌کند. نبی اکرم «صلی‌الله‌علیه‌و آله و سلم» می‌فرمایند: «یا عبادالله، أنتم کالمرضی و رب العالمین کالطیب، فصّلاح المرضی، فی ما یعلمه الطیّب، و تدبیرهُ به، لا فی ما یشتهیه المریض، و یقتره، ألا فسلّموا لله أمره، تکونوا من الفائزین» ای بندگان خداوند، شما چونان مریض هستید و خداوند مانند طبیب. و صلاح مریض، در آن چیزی است که طبیب می‌داند و برایش تدبیر می‌کند، نه در آنچه مریض اشتها دارد و به خداوند پیشنهاد می‌دهد. تسلیم امر خدا باشید، تا رستگار شوید. از یک انسان تسلیم، هرگز کلمه‌‌ی «ای کاش» شنیده نمی‌شود. او هر اتفاق، حادثه، و ... را خیر محض از سوی خداوند می‌داند. لذا در تمام شرایط شاد و آرام است، چون یقین دارد که انتهای هر اتفاقی برای او حتماً به خیر منتهی می‌گردد. او تمام از دست دادن‌هایش را پس‌اندازی برای زندگی ابدی‌اش می‌داند، و هرگز به خاطر آنها غصه نمی‌خورد. پیامبر اکرم «صلی‌الله‌علیه‌و آله و سلم» می‌فرمایند: «لو تعلمون ما ذُخِرَ لکم، ما حزنتم علی ما ذویِ عنکم» شما اگر می‌دانستید که برای شما چه چیزهایی ذخیره شده، هرگز بخاطر آنچه که به شما نداده‌اند، غصه نمی‌خورید. تسلیم یعنی اینکه انسان می‌فهمد خدا با او چه کار می‌کند. لذا هرگز آرامشش را به خاطر آنچه که برایش پیش می‌آید، از دست نمی‌دهد. در ظلّ این وقار و آرامش است که انسان قادر است مسیر قرب را طی کند، در غیر اینصورت، حرکت او به نتیجه نخواهد رسید.   عاشقم بر لطف و بر قهرت به جدّ                             ای عجب، من عاشق این هر دو ضدّ هزاران بار ممنون به خاطر همه چیز ...    مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4673
زمان انتشار: 7 فوریه 2016
| | | |
7) حب و برائت دو روی یک سکه

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (7)، 94/3/2؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

7) حب و برائت دو روی یک سکه

کسی که در مسیر حرکت به سوی الله قدم بر می‌دارد، تسلیم بی‌چون و چرای خداوند است. او با قلبی راضی و آرام به انجام احکام دین تن می‌سپارد، چرا که یقین دارد، هر حکمی از سوی مربی انسان ساز او، مسیر حرکت او را به سوی معبود و اله حقیقی‌اش مشخص می‌کند و هر گونه تخلف او از این مسیر، در حقیقت، او را از آغوش معشوقش دور می‌سازد.

شرح زیارت نامه حضرت معصومه «علیها‌السلام» أتقرب إلی الله بحبّکم... در گذشته آموختیم که خداوند تمام نظام خلقت را بر اساس قانون خلق نموده است. به طوری که هیچ مخلوقی از این قانون مستثنی نیست. این قانون‌ها (نظام قضا و قدر) در تمام مخلوقات فیزیکی و متافیزیکی جریان دارد. در این فراز نیز به یکی از قوانین حاکم بر نظام روح اشاره شده است. در این فراز درمی‌یابیم که یکی از عوامل قرب (شباهت) انسان به الله، حبّ اهل‌بیت است. و هر چه سطح حبّ انسان به اهل‌بیت بیشتر می‌شود، سنخیت و شباهت او به الله نیز بیشتر می‌گردد. خودِ محبت یک فعل است، حبّ علیّ عباده؛ حبّ علی «علیه‌السلام» عبادت است. بنابراین محبت یک فعلی است که به نتیجه و اثر منجر می‌شود، و در زمان معینی مسیرِ نور را به انسان نشان می‌دهد. بسیار دیده‌ایم کسانی را که در انجام وظایف دینی خود تعلّل و کوتاهی داشته اند، اما در قلب خود به اهل‌بیت محبت داشته اند... و این محبت، روزی سبب نجات و هدایت آنها شده است. محبتی گرانمایه که در قلب اکثر انسان های زمین وجود ندارد و عظیم‌ترین عاملِ هدایت و رسیدن به قرب خداوند در انسانها می‌باشد. «والبرائه من أعدائکم...» و این فراز؛ اشاره به قانون دیگری در نظام متافیزیک دارد؛ برائت و دوری از دشمنان الله، عاملی دیگر برای قرب (تشبّه) به الله است. برائت به سه سبکِ عملی باید اعلام گردد؛ 1- برائت قلبی              2- برائت زبانی                  3- برائت عملی اعلام برائت باید حتماً بصورت زبانی صورت پذیرد. کسانی که توانایی اعلام انزجار و نفرت خود را به زبان ندارند، حتماً در قلب خود، شعبه‌ای از نفاق را جای داده اند. البته برائت زبانی بدون برائت قلبی فایده‌ای ندارد. تنفر و انزجار از دشمنان خداوند ابتدا باید در قلب تثبیت گردد، و بعد از آن، بر زبان جاری شود. برائت عملی زمانی از انسان صادر می‌گردد که انزجار از دشمنان در باطن او تثبیت شده باشد. چنین کسی قطعاً در زندگی خود، لحظه به لحظه به سمت دور شدن از سبک زندگی دشمنان خداوند پیش می‌رود و تمایلی به نحوه زندگی آنها ندارد. او قلباً متنفر از آنان است و این تنفر را عملاً ابراز می‌کند. امروزه شبکه‌های مبتذل ماهواره‌ای در جهت تغییر مبدأ میل مسلمان و شیعیان هستند، تا آنها را از سبک زندگی اسلامی جدا نمایند. تا محبت به سبک زندگیِ خود را در دلِ محبان اهل‌بیت «علیهم‌السلام» جای داده و آنها را از حقیقت تشیّع جدا نمایند. امکان ندارد کسی تصمیم به قربِ الهی داشته باشد، اما برائت در وجودش نهادینه نشده باشد. بدون رها شدن از محبت دشمنان و علاقه به سبک زندگی آنان، اساساً حرکت به سوی الله ممکن نیست. نمی‌توان به سبک دشمنان الله زیست اما به امام زمان هم وفادار بود. امروزه بزرگترین و مهمترین وظیفه هر شیعه، برائت عملی بر علیه نقشه‌هایی است که دشمنان برای تغییر عقاید و فرهنگ اسلامی طراحی کرده‌اند. تشکیل جبهه برای اعلام برائت و مبارزه عملی با دشمنان به فرمایش مقام معظم رهبری، امروزه یک ضرورت و فوریت به حساب می‌آید. برای تشکیل جبهه نیز، باید به دو صفت همدلی و وفاداری تجهیز شویم. باید تمام فکرها و انرژی‌هایمان را روی هم بریزیم و دست در دست هم با دشمن مبارزه کنیم. مبارزه و جهاد بدون همدلی ممکن نیست. بدون همدلی نمی‌توان به لحظه ظهور رسید. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: بنی امیه به مردم اجازه می‌دادند تا هر قدر مایلند در مورد توحید بشنوند و بحث کنند. اما به منبری‌ها اجازه صحبت در مورد شرک را نمی‌دادند، تا هرگاه خواستند شرک را به مردم تحمیل کنند، مردم متوجه به این موضوع نگردند. فراموش نکنیم که اگر قلباً محبت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» را داریم، اما در ظاهر، نمی‌توانیم به سبک آنان زندگی کنیم، یعنی به خودباوری نرسیده‌ایم و با اعتماد به نفس دین خود را باور نکردیم. حب و برائت دو روی یک سکه‌ اند... سکه‌ی قرب به الله ... برای رسیدن باید هر دوی آنها را داشت. یک مؤمن خود باور و قوی، بسیار بسیار در نزد خداوند از یک مؤمن ضعیف که توان ابراز برائت و پیروی از سبک زندگی اسلامی را ندارد، محبوب‌تر است. «والتّسلیم إلی الله راضیاً به غیر منکر و لا مستکبر...» کسی که در مسیر حرکت به سوی الله قدم بر می‌دارد، تسلیم بی‌چون و چرای خداوند است. او با قلبی راضی و آرام به انجام احکام دین تن می‌سپارد، چرا که یقین دارد، هر حکمی از سوی مربی انسان ساز او، مسیر حرکت او را به سوی معبود و اله حقیقی‌اش مشخص می‌کند و هر گونه تخلف او از این مسیر، در حقیقت، او را از آغوش معشوقش دور می‌سازد. اما او ... می‌شتابد برای در آغوش کشیدن معبودش ... و با رضایت محض به قوانین راه تن می‌دهد. و هیچ حکمی از احکام خداوند، در نگاه او زیر سؤال نیست.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4672
زمان انتشار: 7 فوریه 2016
| | | |
6) هدف از زندگی؛ تخلق به اخلاق الهی

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (6)، 94/1/29؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

6) هدف از زندگی؛ تخلق به اخلاق الهی

بطور کلی هدف از زندگی هر انسان در دنیا، رسیدن به قرب الهی است. و میزان قیمت و شرافت هر انسان نیز به تعداد اسمائی است که از الله در وجود او تجلی یافته است. انسان زیرک تمام سرمایه‌گذاری‌ها و جهت‌گیری‌های خودش را در دنیا، در جهت متخلق شدن به اخلاق الهی تنظیم می‌کند.

شرح زیارت نامه حضرت معصومه «علیها‌السلام» «اتَقَرّبُ إلی الله بِحُبّکم و البَرائَه من أعدائِکُم...» در این جمله فوق‌العاده مهم، چند حرف بزرگ مستقر است: 1- هدف از زندگی، که قرب (سنخیت و شباهت) به الله است. که تعبیر پیامبر، تخلّق به اخلاق الهی است. شاید تصور این حقیقت، کار آسانی باشد، اما تصدیق آن کار سهی نیست. و مهمتر از تصدیق، وجودی شدن اسماء در نفس انسان است که مستلزم تلاش فراوان و ادراک بالای انسانی است. در گذشته آموختیم که چند نوع ارتباط، میان انسان و اسماء الهی وجود دارد. اولین ارتباط، ارتباطِ تصوری است. به این معنا که لفظ اسم را معنا کرده و قبرداشتی ذهنی از آن اسم پیدا می‌کنیم. ارتباط دوم، ارتباط تصدیقی است. یعنی شخص پس از ادراک معنای اسمی از اسما خداوند، به حقیقت آن یقین پیدا کرده و قلبش آن اسم را تصدیق می‌کند. به عنوان مثال حقیقتاً تصدیق می‌کند، که واقعاً خداوند کریم است، یعنی کرامت او را درک کرده و باور می‌کند. اما گاهی اسم در وجود انسان تثبیت می‌شود و جزء نفس انسان می‌گردد. مثلاً خودِ انسان مثل الله، کریم می‌شود، جواد می‌شود و ... و اسمی از اسماء الهی در وجود او تجلی می‌یابد، به این ارتباط که عالی‌ترین مرتبه ارتباط است، ارتباطِ وجودی گفته می‌شود. انسان به واسطه دریافت صفاِ معصومین (عناصر وجودی معصومین) نیز به آنها شبیه شده و یا در اصطلاح به قرب آنان می‌رسد، که در این صورت میان او و آن معصوم ارتباط وجودی برقرار می‌گردد. بطور کلی هدف از زندگی هر انسان در دنیا، رسیدن به قرب الهی است. و میزان قیمت و شرافت هر انسان نیز به تعداد اسمائی است که از الله در وجود او تجلی یافته است. انسان زیرک تمام سرمایه‌گذاری‌ها و جهت‌گیری‌های خودش را در دنیا، در جهت متخلق شدن به اخلاق الهی تنظیم می‌کند. فراموش نکنیم که تصور ذهنی این حقیقت، کار آسانی است، اما تصدیقِ قلبیِ آن، کارِ آسانی نیست. اساساً نوع انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، افکار و رفتار یک انسان نشان می‌دهد که او این حقیقت (هدف نهایی خلقتش) را قلباً باور کرده است یا نه! هر نوع فعالیت انسان در زندگی، اگر به تشبّه او به الله منجر نشود، جهنمی بیش نیست، حتی اگر ظالمی نیک و پسندیده داشته باشند. به عنوان مثال اگر عبادات انسان، اعمال خیر و کثیر او و ... به جای نزدیک‌تر و شبیه‌تر شدنش به خدا، سبب عُجب و غرور او گردد، اساساً راهی جز به سوی دوزخ نخواهد برد. جایی که توان ایستادن و دفاع از حق را نداریم و حاضریم به خاطر خوشایند دیگران، نارضایتی الله را به جان بخریم، یعنی ما اساساً به تصدیق قلبی این حقیقت نرسیده‌ایم. کسی که قصد رسیدن به هدف حقیقی را دارد، باید در میان شدائدی که دائماً به او حمله می‌کنند ایستادگی کرده و طاقت بیاورد. کسی که تصمیم دارد در آخرت با حضرت معصومه «علیها‌السلام» محشور شود و با او قرار ملاقات می‌گذارد، می‌فهمد که باید عنصر وجودی او را دریافت کند تا به شباهت با او برسد. اگر در دنیا به رابطه وجودی (سنخیت) با حضرت معصومه «علیها‌السلام» نرسیم، در قیامت نیز به رفاقت با ایشان نمی‌رسیم. آیا ما که روبروی حضرت معصومه «علیها‌السلام» می‌ایستیم و ادعای تقرّب یافتن به سوی الله را داریم، حقیقتاً به سوی الله، در حرکتیم؟ آیا روز به روز به خداوند بیشتر شبیه می‌شویم؟ حرم حضرت معصومه «علیها‌السلام»، آشیانه اهل آسمان است و ما در محضر اهل آسمان، ادعای شباهت به الله را داریم، آیا این ادعای ما حقیقی و صادق است؟ محبت به اهل‌بیت، عظیم‌ترین سرمایه ما در حرکت به سوی الله است و ما این محبت را به اذن الله در دل خود داریم. باید هوشیار باشیم با تمام کسانی که اهلِ محبت خانواده آسمانی‌مان هستند، مدارا کنیم. تمام محبّان اهل بیت را دوست داریم و لغزش‌هایشان را نادیده بگیریم، باید تلاش کنیم محبت‌مان را به اهل بیت بیشتر کنیم، برای محبوب‌هایمان هزینه کنیم، از اموال‌مان، از آبرویمان، از جان و استعدادمان و ... هر چه بیشتر در راه محبوب‌هایمان خرج شویم، قیمتی‌تر خواهیم شد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4670
زمان انتشار: 3 ژولیه 2019
| | | |
مهندسی غم‌ها و شادی‌ها در زیارت حضرت معصومه(س)

حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) (5)، ۹3/11/11

مهندسی غم‌ها و شادی‌ها در زیارت حضرت معصومه(س)

به مناسبت فرخنده میلاد بانوی کرامت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها، به بخشی از شرح زیارت حضرت که از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی می‌باشد، می‌پردازیم. 

ادامه شرح زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) و أن لا یسلبنا معرفتکم، انّه ولیٌّ قدیر... از این فراز به بعد، غصه‌ها و دلواپسی‌های زائر، رخ می‌نمایند. یک زائر حقیقی، زائری است که قلبش، درگیر غصه‌های فوق عقلانی باشد. در مباحث گذشته آموختیم که قیمت هر انسان به هوس‌ها، آرزوها، دغدغه‌ها و آرمان‌های اوست، و از سویی، نوع غم‌ها، ترس‌ها، اضطراب‌ها، دلشوره‌های او را نیز شاخص اصلی و بزرگی در قیمت‌گذاری و ارزش‌بندیِ باطنش برشمردیم. نکته حائز اهمیت در مهندسی نظام غمهای انسان، آن است که غمِ برای دنیا. یک نقص و ضعف برای حقیقتِ وجودی او محسوب می‌گردد، به طوری که ابتلا به هر کدام از غم‌های دنیایی، بخش عظیمی از حسرت‌های آخرتی را برای انسان ذخیره خواهد کرد. حسرت اینکه، چرا قلبِ خود را به جای پر کردن از عشق به الله و غیب، به غمهای بی‌اساس و زودگذر دنیا مبتلا نموده‌ایم. غم‌های دنیایی، به منزله یک رذیله، حقارت و حتی یک فحشا برای بخش فوق عقلانی (انسانی) وجود ما محسوب می‌شوند. البته ممکن است خود شخص در این دنیا آن را احساس نکند، اما در آخرت متوجه حقارت و فحشایش خواهد شد. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» کسی را که برای دنیا و غمهایش به گریه می‌افتد، اهل جهنم می‌داند، «من بکاء علی الدنیا دخل النار» اما یک سلسله غم‌های بسیار زیبا در همین دنیا وجود دارند که اگر در قلب انسان وارد شوند، هم در دنیا برای انسان تولید شادی می‌کنند و هم حجم عظیمی از آخرت او را به سعادت می‌رسانند. در زیارت نامه حضرت معصومه، نه تنها تمام حوائجی که زائر می‌طلبد، از جنس حوائج فوق عقلانی است، بلکه تمام دلواپسی‌ها و دل‌نگرانی‌هایش نیز رنگ و بوی انسانی دارند. این طراحی‌ کاملاً مهندسی شده در نظام غمها و شادی‌های یک زائر نشان می‌دهد، که افق معرفت یک زائر حقیقی باید در چه سطحی باشد تا زیارتِ او را از حالت رسمی و تعارف به مرحله صدق برساند. تنها کسی قادر است صادقانه با حضرت معصومه حرف بزند که دغدغه‌ها و شادی های انسانی، بزرگترین اهمیت را در سبک زندگی او داشته باشند، به طوری که الله، خانواده آسمانی و جهاد بالاترین معشوق‌های زندگی او را تشکیل دهند. کسی که زندگی‌اش با جهاد می‌گذرد و به خاطر یاری دین خدا، هر گونه خستگی و زحمت را به جان می‌خرد، می‌تواند، صادقانه روبروی معصوم بایستد و تمام جان و مال و نفس خود را فدای آنان کند. لینک تمامی جلسات شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها معرفت، راه‌یابِ انسان به سوی الله معرفت ما نسبت به اهل‌بیت، تنها راه‌یابِ ما برای حرکت به دنبال آنان در مسیر الله است. اگر این معرفت، از انسان سلب شود، قطعاً در حرکت به سوی الله راه را گم خواهیم کرد، به طوری که تمام آرمان‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، هوس‌ها و هدف‌های والایمان را از دست خواهیم داد. به طور کلی، هر آنچه که مانع حرکت انسان به سوی الله شود، عامل محدود کننده اوست. و قرآن به این عواملِ محدودکننده، اصطلاح شیطان را اطلاق می‌کند. این عوامل و یا به عبارت دیگر این شیاطین، می‌توانند از جنس هر کدام از شهوت‌های چهاربخش پایینی باشند. گاه شهوت‌های علمی (رسیدن به مدارج بالای علمی و ...)، گاه شهوت‌های وهمی (رسیدن به پُست و مقام و شهرت و ...) گاه شهوت‌های خیالی (هنرمند شدن ...) و گاه شهوت‌های حسی (ثروتمند شدن و ...) می‌توانند عامل محدودکننده انسان (عوامل شیطانی او) باشند. معرفت، با علم کاملاً متفاوت است. علم دانستن مسئله‌ایست و معرفت، باور کردن آن. علم، مجموعه‌ای از اطلاعات کلی است، اما معرفت به یقین رسانیدن علم در قلب است، به طوری که انسان چنان، در مسئله‌ای به یقین برسد که هیچ چراغی چشمک زنی نتواند، او را از باورش باز بدارد. خداوند در مسیر حرکت به سوی خود، زینت‌های بسیاری را برای انسانها طراحی نموده است. انّا جعلنا ما علی الارض زینته لها، لنبلوکم ایّکم أحسن عملا... ما آنچه راکه در زمین است، چشمک زن آفریدیم تا ببینیم کدامیک از شما بهتر عمل می‌کنید. چه بسا انسان‌های با معرفت و مؤمنی که در نیمه راه با یک پُست و مقام و یا ... معرفت‌شان را از دست داده و از راه به در شدند، لذا دچار سردرگمی در مسیر گشتند. در لشکر یزید، کسانی بودند که تا عصر عاشورا، مقابلِ امام حسین جنگیدند، اما درست در لحظه‌های تنهایی و غربت امام حسین به او پیوستند و سعادتمند شدند. و چه بسا کسانی که تا عصر عاشورا در لشکر امام حسین شمشیر زدند، اما به طمع یک پُست و یا ثروت به سوی لکشر یزید فرار کردند. برای خرید سی دی شرح زیارت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها کلیک کنید. یکی از اضطراب‌آورترین صحنه‌های زیارت نامه حضرت معصومه، اقرار به دلواپسیِ از دست دادن معرفت به اهل‌بیت است، چرا که کسی که در حال تنظیمِ قرار ملاقات با حضرت معصومه در بهشت است، دائماً در هراس است که نکند نتواند بر سر قرار خود حاضر شود... انّهُ ولیٌّ قدیر ... (حرکت در سایه معصوم) اگر ما حقیقتاً طالب آنیم که معرفت‌مان از ما سلب نشود، باید حتی لحظه‌ای دستمان را از دست ولیّ و راهنمایمان بیرون نیاوریم. عبارت انّهُ ولیّ قدیر درست بعد از اقرار به این دلواپسی، نشان می‌دهدکه انسان جز در سایه حرکت قدم به قدم و سایه به سایه ولی معصوم. امکانِ رسیدن به مقصد را نخواهد داشت. تنها کسی که رفت و آمدش به حرم را عنایت و مزد خاص ولیّ معصومش می‌داند، قادر است با چنین دلشوره‌های عظیمی با آنان سخن بگوید. اللهم إنّی أسئلک أن تختم لی بالسّعاده ... یک انسان با معرفت، خوب می‌فهمد که خطرات و پرتگاه های دنیا به قدری زیاد است که جز در سایه حمایت معصوم ختم به خیر و سعادت نمی‌شود. او می‌فهمد که به تنهایی از پس عاقبت به خیری خودش بر نمی‌آید، و تنها اتکاء به اهل آسمان است که می‌تواند او را به سلامت به مقصد برساند. و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم... زائر حقیقی می‌فهمد، لطف و قوت خداوند او را به آغوش معصوم رسانده است، به تخاطبِ دو نفره با حضرت معصومه، به ملاقاتی بالاتر از بهشت ... . لاحول و لا قوه الا بالله، سپرِ عظیم زائر است در برابر عُجب و خودبینی. او هرگاه توفیقی پیدا می‌کند، با ذکر از خود در برابر حملات از سمت راست شیطان محافظت می‌کند. او تمام تلاشش را می‌کند، که هرگز شیفته کمالاتِ خودش نشود، بلکه عاشق و شیدای قدرتی باشد که در او تجلی نموده است. او از ترس اینکه نکند به سلامت به آغوش الله متولد نگردد، دائماً در خوف و رجا به سر می‌برد و به خداوند متعال تکیه می‌کند ... .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4669
زمان انتشار: 22 ژوئن 2020
| | | |
از زیارت حضرت معصومه(س)، تا انتظار لحظه پر تپش ظهور

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (4)، 93/10/13؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

از زیارت حضرت معصومه(س)، تا انتظار لحظه پر تپش ظهور

زائری که حرم حضرت معصومه را آشیانه آل محمد می‌داند، نه تنها به ارتباط حقیقی با ایشان در حرم نائل می‌شود، بلکه با تک تک 14 معصوم، ارتباطی عینی و شهودی برقرار نموده و به چهره به چهره به هر کدام از آنها سلام گفته و آنان را در آغوش می‌کشد. فراموش نکنیم که تک تک این سلام‌ها و بوسه‌ها، جذبِ نفس انسان شده و به آن هیبتی بسیار زیبا بخشند.

از زیارت حضرت معصومه، تا انتظار لحظه پر تپش ظهور اسئل الله أن یرینا فیکم السرور و الفرج... می‌دانیم که قیمت هر انسان به نوع آرزوها، دغدغه‌ها، آرمان‌ها و اهداف اوست. نوع دغدغه‌های انسانی که به زیارت حضرت معصومه «سلام‌الله‌علیها» مشرف شده است نیز دقیقاً مطابق با مقامی است که خداوند برای ایشان وضع نموده است. مقام این بانوی گرانقدر، به قدری عظیم و والاست که به تنهایی قدرتِ شفاعتِ تمام اهل محشر را دارا می‌باشند. دغدغه رسیدن به لحظه شادی اهل‌بیت که همان لحظه فرج آخرین ذخیره آنان است، دغدغه یک انسان حقیقی است. اساساً دغدغه‌های این زیارت نامه، به قدری متعالی تنظیم شده‌اند که زائر را از سطوح پایین دنیایی به پروازهای بلند انسان می‌رسانند. زائران با چنین دغدغه‌هایی است که می‌توانند به گروه خانواده آسمانی خود پیوسته و شادیِ حقیقی خود را تنها در لحظه ظهور به انتظار بایستند. البته شرط اصلی چنین دغدغه‌هایی، صادق بودن در آنها می‌باشد. صدق در گفتار این زائران سبب می‌شود که حضرت معصومه «سلام‌الله علیها» نیز آنان را برای تحقق آرمانهایشان، یاری نموده و دعاهایشان را به مُهر «آمین» خود زینت دهند. زائری که حرم حضرت معصومه را آشیانه آل محمد می‌داند، نه تنها به ارتباط حقیقی با ایشان در حرم نائل می‌شود، بلکه با تک تک 14 معصوم، ارتباطی عینی و شهودی برقرار نموده و به چهره به چهره به هر کدام از آنها سلام گفته و آنان را در آغوش می‌کشد. فراموش نکنیم که تک تک این سلام‌ها و بوسه‌ها، جذبِ نفس انسان شده و به آن هیبتی بسیار زیبا بخشند. زیباترین و عالی‌ترین دعایی که انسان می‌تواند در حق معصومین روا دارد، همین فراز (اسئل الله أن یرینا فیکم السرور) تا زیارتنامه است. اما شرط این دعای متعالی، صدق در دعا می‌باشد. صدق در این دعا، حقیقتاً انسان را در زمره محمد و آلش جمع خواهد کرد، چرا که این انسان با سبک زندگی اهل‌بیت زندگی نموده و دغدغه‌های این گروه در تمام رگهایش جریان دارد. او در بهشت نیز غصه‌دارِ تنهایی و آوارگیِ امام زمانش است و به یقین در زمان ظهورش در رکاب او، رجعت خواهد نمود، چرا که او تمام عمرش را به دغدغه یاری امامش سپری کرده بودند نه به امید بهشت. از سبک زندگی الهی تا پیوستن به جمع محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» و آل و أن یجمعنا و ایّاکم فی زمره جدّکم محمداً صلی الله علیه و آله و سلم برای پیوستن به جمع محمد و آلش، شرط اساسی، زیستن به سبک زندگی آنان است. باید به نحوی زندگی کنیم که خودمان، پیوستن‌مان به گروه اهل‌بیت را باور کنیم. کسی که سبک زندگی او، فرسنگها از قواعد و قوانین اهل‌بیت فاصله دارد، نمی‌تواند انتظار پیوستن به گروه پیامبر و آلش را در سر بپروراند. تنها سبک زندگی الهی است که می‌تواند انسان را در رمزه محمد و آلش جمع نماید. کسی که پیوستنِ خود را به این گروه باور نموده است، به راحتی به اطاعت از معصومین تن داده و به سادگی از اموال، استعداد، آبرو، اولاد و اهلش برای رسیدن به اهداف اهل‌بیت هزینه می‌کند. کسی که عاشق اهل‌بیت است به دنبال، بدست آوردنِ توجه مخصوص آنان، از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند. او به دنبال باز نمودن جایی برای خود در این گروه، هر گونه خستگی را در آغوش می‌کشد. کسی می‌تواند این فراز از زیارت نامه را صادقانه به زبان آورد که عاشق ملحق شدن به این جمع باشد، و برای این منظور بی‌توقع بی‌حساب و بی‌چرتکه اندازی به این در و آن در بزند. تمام ارتباطات او (جمع‌ها، دوستان، مهمانی‌ها، سفرها و ...) در معیت اهل‌بیت صورت می‌گیرد. با ادعاها، شعاردادن‌ها و احساسات بی‌عمل، نمی‌توان به معیت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» رسید. همانگونه که از خیل یاران حسین تنها 72 نفر صادق بودند و بقیه امام زمانشان را ترک نمودند. تک تک فرازهای این زیارتنامه، یک هم‌آغوشی با آسمان را به دنبال دارد. بیاموزیم با هر کدام از آنها، تا آغوشِ آسمان پرواز کنیم...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4668
زمان انتشار: 7 فوریه 2016
| | | |
3) محشور شدن در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام»

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (3)، ۹3/8/3؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

3) محشور شدن در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام»

برای حشر در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام» باید همین امروز، خود را به امام‌مان برسانیم و دقیقاً همان راهی را انتخاب کنیم که اصحاب عاشورا انتخاب کردند. رسیدن به چادر امام زمان «علیه‌السلام»، امری حقیقی است و نوع سبک زندگی ما، نوع آرمان‌ها و دغدغه‌های ما و نوع غمها و شادی‌هایمان نشان می‌دهد که کجای راهیم؟ آیا به چادر رسیده‌ایم؟ آیا در راه رسیدن به چادریم؟ و یا اساساً به آن فکر نمی‌کنیم. 

محشور شدن در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام» و حشرنا فی زمرتکم... انسان می‌تواند به واسطه هویت‌های صنفی، علمی، سیاسی، اجتماعی و ... متعلق به گروههای مختلفی باشند؛ مثل جامعه معلمان، جامعه طلاب، جامعه پزشکان، و ... زمانی عضویت انسان در گروهی پذیرفته شده و تثبیت می‌گردد که او تمام قوانین و مقررات مربوط به گروه را پذیرفته و رعایت نماید. عضویت در گروه اهل‌بیت نیز قوانین و شاخصه‌های مشخص و مهمی دارد که اگر توسط کسی پذیرفته نشده و رعایت نگردد، عضویت او در این خاندان یک عضویتِ حقیقی نخواهد بود. عضویت در این گروه، عضویتی حقیقی، باطنی و ریاضی است و تنها با اعلامِ عضویت از سویِ انسان به حقیقت نخواهد پیوست. عضویت در این گروه با سبک زندگی انسان، رابطه‌ای کاملاً مستقیم دارد و اگر کسی خواستار محشور شدن در گروه اشراف آخرت است باید در دنیا به جمع آنان پیوسته و در تمام مراتب سبکِ زندگی‌اش از آنان الگوپذیری نماید. تمام انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، افکار و رفتار. باید به سبکی تنظیم گردد که مغایر با اهداف و آرمانهای این گروه نباشد. هر عضوی از هر گروهی موظف به پذیرفتن مسئولیتی در آن گروه بوده و باید برای آن گروه مفید باشد. نمی‌توان عضوِ گروهی بود اما باری از مسئولیت آن گروه را نپذیرفت. عضویت در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نیز از این قاعده مستثنی نیست. حشر امری کاملاً حقیقی، ریاضی و اندازه‌دار است نه امری اعتباری و یا ادعایی. به عنوان مثال نمی‌توان نوزادی بیمار و یا ناقص را در گروه نوزادان سالم قرار داد و از او با رفتاری ساده مراقبت نموده عضویت در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در گروی پیوستن به امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف». «وحشرنا فی زمرتکم» خواسته‌ای بسیار عظیم است و بدون الگوپذیری از اهل بیت در تنظیم سبک زندگی. هرگز به تحقق نخواهد پیوست. امروز، محشور شدن در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، بر پایه الگوپذیری از امام زمان «علیه‌السلام» استوار است. شرایطِ امروزِ ما، دقیقاً همان شرایطی است که اصحاب عاشورا با آن روبرو بودند و همان خطرهایی که روزی عاشورائیان را تهدید می‌نمود، امروزه‌ ما را تهدید می‌کند. امروز حسینِ زمانِ ما تنهاست و فریاد هل من ناصر او هر لحظه در تمام زمین طنین انداز است. ... این ما هستیم که با یک انتخاب می‌توانیم به چادرش رسیده و به عضویت گروهِ او درآییم و یا با انتخاب سبکی دیگر، اساسِ حرکت به چادر او را فراموش کرده و یا با حرکتی ناسالم و ضعیف هرگز به چادر او نرسیم. برای حشر در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام» باید همین امروز، خود را به امام‌مان برسانیم و دقیقاً همان راهی را انتخاب کنیم که اصحاب عاشورا انتخاب کردند. رسیدن به چادر امام زمان «علیه‌السلام»، امری حقیقی است و نوع سبک زندگی ما، نوع آرمان‌ها و دغدغه‌های ما و نوع غمها و شادی‌هایمان نشان می‌دهد که کجای راهیم؟ آیا به چادر رسیده‌ایم؟ آیا در راه رسیدن به چادریم؟ و یا اساساً به آن فکر نمی‌کنیم ... خوب است بدانیم که اگر دلبستگی‌های گوناگونِ ما (علمی، اجتماعی، سیاسی و ...) بر عشق ما به الله، خانواده آسمانی و جهاد غلبه کرده و زمین گیرمان کنند، حتماً از حشر با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» باز خواهیم ماند. برای در امان از این تهدید بزرگ، تنها شناخت و افزایش سطح معرفت است که می‌تواند مؤثر واقع شود. کسی که قیمت حقیقی خود را می‌شناسد مَحال است خود را ارزان بفروشد. تعلق انسان به امامش، وقف شدن برای او، در خدمت او بودن و فداکاری برای رسیدن به اهدافش و ... راهی است که او را به عضویت در گروه اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در می‌آورد. پیام عاشورا، جز این نیست که امام زمان مهمترین اولویت زندگی انسان در تمام برنامه‌های سبک زندگی‌اش بوده و همه فعالیت‌های او با محوریت امام زمان «علیه‌السلام» انجام گیرد. هدف امام حسین «علیه‌السلام» از همراه نمودن تمام اعضای خانواده خود در واقعه کربلا جز این نبود که باید گرد جهاد در همه شئونات و برنامه‌های زندگی ما و تمام اعضای خانواده ما بنشیند و خستگی جهاد و اضطرارِ ناشی از آن باید در تمام صحنه‌های زندگی ما نمودی حقیقی داشته باشد. پیام عاشورا، برقراری رفاقتی عمیق با حسین زمان است. مراتب باشیم ت در هیاهوی عزاداری‌ها گم نشویم، که هزار و صد و هشتاد سال است که شیعه همچنان در هیاهوی عزاداری‌ها گم شده و هیچ منتقمی از دل این عزاداری‌ها بیرون نیامده است. یک عزادار حقیقی، یک منتقم غیور است. کسی که اضطرار امام زمانش برای او سنگین بوده و غیورانه برای رفع موانع ظهورش تلاش می‌کند. باید تلاش کنیم تا به رفاقت با امام‌مان برسیم. به رفاقت که رسیدیم، تمام سختی‌های جهاد و قیام از بین می‌رود و دوران غیبت فرصتی است برای رفاقت میلیاردها انسان با امام زمان‌شان، این فرصت طلایی را از دست ندهیم... سایه به سایه معصوم حرکت کن تا به رحوض پیامبر وارد شوی! و أوردنا حوض نبیّکم و سقانا بکأس جدّکم من ید علی بن ابیطالب. حوض از آن پیغمبر است، اما مدیریت حوض از آن علی بن ابیطالب «علیه‌السلام». و این مسئله جز همان نبوت پیامبر و ولایت امیرالمؤمنین «علیهما السلام» نیست. پیامبر، دین اسلام را ابلاغ می‌کند، اما امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» و اولاد معصومین او، به عنوان متخصصین معصوم، قوام دهنده و استحکام بخش دین می‌باشند. اگر آنها از دین حذف گردند، هرگز اسلام، همان دینِ مرضیِّ خداوند نخواهد بود. چرا که خداوند در روز عید غدیر به پیامبر فرمودند، اگر ولایت علی «علیه‌السلام» را به مردم ابلاغ نکنی، رسالت خود را به پایان نبرده‌ای. پذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» و حرکتِ سایه به سایه در پناه مقام ولاییِ ایشان است که انسان را در بهشت بر حوض پیامبر وارد نموده و از دستان علی سیراب خواهد کرد. قلبی که عاشق شد، برای فرج دست به دعا بر می‌دارد... اسئل الله أن یرینا فیکم السرور و الفرج این خواسته، یکی از مظاهر غیرت یک شیعه‌ی حقیقی بوده و امری قلبی و کاملاً حقیقی است. کسی می‌تواند در این حرف صادق باشد که حقیقتاً برای رسیدن به لحظه باشکوه ظهور در حال تلاش و حرکت باشد. برای چنین فردی، بهشت نیز بدون رسیدن به درکِ لحظه فرج، لذت‌بخش نیست. او حتی در بهشت هم که باشد به اذن خداوند برای یاری امام زمان «علیه‌السلام» در واقعه ظهور، رجعت خواهد کرد و این مستلزم عشق عظیمی است که با قلب انسان آمیخته شده و او را به عضویتِ حقیقی در گروه آل محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» درآورده باشد. تعصب به حق و کینه از باطل با خون چنین کسی درآمیخته است که اینگونه از خداوند رسیدن به لحظه شادی خانواده آسمانی‌اش را می‌طلبد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدالله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4658
زمان انتشار: 2 فوریه 2016
| | | |
2) راز پاداش بهشت برای زائران حضرت معصومه سلام الله علیها

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (2)، ۹3/5/25؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

2) راز پاداش بهشت برای زائران حضرت معصومه سلام الله علیها

قیمت هر انسان، نوع دغدغه‌ها و آرمان‌های او و یا نوع غم‌ها و شادی‌هایش مشخص می‌کنند. در زیارت نامه، با بالابردن سطح هدف‌ها و دغدغه‌های زائر، سعی در ارتقاء مقاماتِ انسانی او داشته و جهتی مشخص را برای ادامه‌ی مسیرِ انسانی او برایش ترسیم می‌نمایند.

روزهای تولد اهل بیت «علیهم السلام»؛ نمادی عینی و بزرگ از ایّام الله ایامِ تولد اهل بیت (علیهم السلام)به عنوان انسان‌های کامل و فرزندان آنان، ایامی بسیار بزرگ و مهم به شمار می‌روند. زیرا در چنین روزهایی خداوند در قالب انسان به طور کامل جلوه نموده و از آئینه‌ای تمام قد از جلوه‌های خویش برای مردم پرده‌برداری می‌نماید. قرآن کریم از چنین ایامی با عنوان ایّام الله یاد می‌کند: «... وَذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ ... روزهای الهی را به یاد آنها بیاور که در آن نشانه‌هایی برای بسیار صبرکنندگان و بسیار شکرگزاران وجود دارد». (سوره ابراهیم/آیه 5) حضرت معصومه (سلام الله علیها) به قدری برجسته و بلندمرتبه اند که امام صادق (علیه السلام) در مورد ایشان فرمودند؛ «به شفاعت او همه‌ی شیعیانم به بهشت می‌روند». این روایت نشان می‌دهد که ایشان جلوه‌ی «کاملی» از خداوند تبارک و تعالی بوده و به اندازه‌ی تمامِ قیامت، قدرت شفاعت دارند. حال که ما چنین ثروت عظیمی را از خداوند به ارث برده‌ایم و ایشان را تمام و کمال در دیار خویش به امانت داریم، باید بکوشیم تا ایشان را به بلندای بزرگی و مقام حقیقی‌شان بشناسیم و به برقراری ارتباطی صحیح و سازنده با وجود مقدس‌شان موفق شویم. شرایط پرواز در زیارات و ملاقاتِ اهل بیت «علیهم السلام» ارتباط صحیح با اهل بیت (علیهم السلام)، مستلزم فعالیت بخش فوق عقلانی است. اگر این بخش در وجود ما فعال نباشد، زیارت اهل بیت (علیهم‌السلام) و فرزندان آنان و ارتباط با ایشان، رشدِ چندانی در ما ایجاد نخواهد کرد. زیرا مقصود پروردگار از این نوع ملاقات‌ها، پرواز انسان تا عالی‌ترین مقامات بوده و تنها محبت به اهل بیت (علیهم السلام)، و زیارتِ ظاهری آنان، ارزش والایی نخواهد داشت به عنوان مثال هدف خداوند از ملاقات ما با سیّدالشهداء، رسیدن به مقام محمود است که اگر جز این، هدفِ دیگری در میان بود، رسیدن به مقامِ محمود را جزءِ اهداف و آرزوهای انسان در زیارت عاشورا قرار نمی‌دادند. به این ترتیب، لیاقتِ حقیقیِ انسان از نگاه خداوند، همان مقام محمودیست که اهل بیت (علیهم السلام)، در نزد پروردگار دارند که اگر در قیامت، هر کدامِ از ما به این مقام دست نیابیم، به یقین به حسرتِ کشنده و عظیمی گرفتار خواهیم شد. زیارتنامه‌ها، در حقیقت ملاقات و گفتگویی دو نفره میان ما به عنوان یک انسان (نه زن، نه مرد) با یک انسان کامل که تجلی کامل خداوند است، می‌باشند. و تنها کسانی که بخش فوق عقلانی فعال داشته و به سمت کمالاتِ انسانی در حرکتند، می‌توانند به زیارتی حقیقی نایل آمده و از این زیارتنامه‌ها به اوج لذت و هم‌آغوشیِ با غیب دست یابند. بنابراین کسانی که بخش فوق عقلانی فعال ندارند، به سه دلیلِ زیر نمی‌توانند به یک زیارتِ حقیقبی مشرّف شده و برای پروازهایی بلند، بال بگشایند؛ 1- مقام اهل بیت (علیهم السلام) و فرزندان آنان بسیار برجسته است و جز یک باطن انسانی، قادر به درک آن نخواهد بود. 2- این ملاقات‌ها، در حقیقت، ملاقات یک عضو خانواده، با یک عضوی در مقام و مرتبه‌ای عظیم و شریف می‌باشند و تا انسان انتسابِ به این خانواده را درک نکرده و خود را به عضویت آن در نیاورده باشد، قادر به این ملاقات‌ها نخواهد بود. 3- خودِ اهل بیت «علیهم السلام» نیز در قلوبِ ما تصرّف نموده و تمایل به ارتباطات غیرانسانی و غیر بهشتی ندارند. لذا تنها کسانی که با آنان هم شأن و هم سنخ می‌باشند می‌توانند به گفتگویی انسانی و بهشتی با ایشان موفق شده و بدین وسیله تا آغوش الله پرواز نمایند. نگاهی کلی به زیارت نامه حضرت معصومه «سلام الله علیها» زیارت نامه حضرت معصومه «سلام الله علیها» مشتمل بر سه بخش زیر است؛ آغاز زیارت با ملاقات الله، خانواده آسمانی و هم‌آغوشی و سلام و ارتباط با آنان دغدغه‌ها، آرمان‌ها و آرزوهای زائر ترس‌ها، دلشوره‌ها و غصه‌ها زائر اینک به بررسی هر کدام از این بخش‌ها به طور مجزا، می‌پردازیم: بخش اول؛ هم آغوشی با غیب به سبب شأن بلند و مقام والای حضرت معصومه «سلام الله علیها» قبل از شروع زیارت‌نامه، باید سفری تا آغوش الله نموده و این ملاقات از پروردگار عالمیان آغاز می‌شود. به همین سبب در ابتدا با 34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمدلله، قلبمان را برای این ملاقات آسمانی آماده می‌کنیم. بعد از هم‌آغوشی با الله، ملاقات با انبیاء عظام آغاز می‌شود. ملاقات با برجسته‌ترین انسان‌هایی که اگر انسان با هر کدام از آنها در بهشت محشور گردد، به شرافتِ عظیمی نایل آمده است؛ السَّلَامُ عَلَى آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَى إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ  السَّلَامُ عَلَى مُوسَى كَلِیمِ اللَّهِ  السَّلَامُ عَلَى عِیسَى رُوحِ اللَّهِ تا این قسمت زیارت‌نامه، ضمیر خطاب «عَلی» است. اما پیامبر اسلام را که اصل و ریشه‌ی تمام انسان‌ها و همچنین تمام انبیاء دیگر است با ضمیر علیک مورد خطاب قرار می‌دهیم؛ «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا صَفِیَّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ»   بدین ترتیب قبل از زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) تمام غیب را در آغوش می‌کشیم و حالا نوبت به هم‌آغوشی با خانواده آسمانی‌مان می‌رسد؛ سلام: اسم اعظم خداوند بوده و از برجسته‌ترین اسماء الهی است، و این زیارت فرصتی است برای رسیدن به سِلم با الله، انبیاء، معصومین و تمام غیب و همه انسان‌های دیگر. اگر کسی نتواند در وجود خویش نسبت به غیب و انسان‌های دیگر به سلم برسد و در وجودش نسبت به کسی کوچکترین ناسلامتی وجود داشته باشد، به همان اندازه از خداوند دور خواهد بود. امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند؛ اگر کسی نسبت به یکی از محبّین و شیعیان ما کینه‌ای در دل داشته باشد، من او را نفرین می‌کنم. فراموش نکنیم که ما در دنیا کاری جز مبادرت بر سلامتی قلبمان نداریم. اینکه تلاش کنیم تا قلبمان را از آلودگی‌ها دور نگه داریم. با آلودگی قلب نمی‌توان اوج گرفت و در محضر الله آرام گرفت. سلامتیِ قلب، بال پروازِ ما به غیب است و بدون آن هیچ پروازی صورت نخواهد پذیرفت. باید سلامتی، بالاخره روزی در جان ما نفوذ کند. سلام به اهل آسمان و ارتباط با آنان، یکی از عوامل بسیار مؤثر در سلامتی قلب ماست. باید هر روز بصورت متداوم و جدی این ارتباط‌ها را برقرار نموده و قلباً با آنان ملاقات نماییم. خوب است بدانیم که قلب ما چونان کودکی است که باید آن را برای سخن گفتن با غیب تحت آموزش قرار دهیم تا آرام آرام لب به سخن با خانواده‌ی آسمانی‌اش بگشاید. زمانی که دیگر او اصل و ریشه‌اش را شناخت و با آنان انس گرفت دیگر به تلقین نیاز ندارد و خود به خود بارها و بارها در طول روز، هوایِ ارتباط با خانواده‌اش را کرده و به سوی آنها به پرواز در می‌آید. باید آنقدر تمرین کنیم، که «ذکر» خوراک قلبمان شود و آنقدر به این خوراک عادت کند که نتواند بدون آن روزگار بگذراند. بعد از تمام سلام‌ها و ارتباط‌ها با غیب، نوبت به سلام به خود حضرت معصومه (سلام الله علیها) می‌رسد؛ «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ» منظور از عبارت «دختر رسول خدا» انتساب بدنی و ژنتیکیِ حضرت معصومه سلام الله علیها به پیامبر نیست، بلکه این عبارت انتساب باطن و سرّ ایشان را به رسول خدا، حضرت خدیجه و ... می‌رساند. و هر کدام از این خطاب‌ها، شأنی از شئوناتِ عظیم این خانم جلیل القدر را می‌رساند. «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللَّهِ» اتصال وراثتیِ همه سویه‌ی حضرت معصومه بر ائمه معصومین نیز، دلیلی بزرگ برای اعتراف به شرافتِ عظیم ایشان است. بعد از تمام این اعتراف‌ها به شرافت ایشان، مستقیماً خانم را با انتساب به پدرشان، مورد خطاب قرار می‌دهیم؛ «السَّلَامُ عَلَیْكِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» بخش دوم؛ آرمان‌ها، دغدغه ها و آرزوهای زائر می‌دانیم که قیمت هر انسان، نوع دغدغه‌ها و آرمان‌های او و یا نوع غم‌ها و شادی‌هایش مشخص می‌کنند. در زیارت نامه، با بالابردن سطح هدف‌ها و دغدغه‌های زائر، سعی در ارتقاء مقاماتِ انسانی او داشته و جهتی مشخص را برای ادامه‌ی مسیرِ انسانی او برایش ترسیم می‌نمایند. زائر در این بخش بعد از شهود تمام مقامات حضرت معصومه «سلام الله علیها» و ملاقات با ایشان، درخواست‌های انسانی‌اش را آغاز می‌کند و قول و قرارهایی میان یک عضو خانواده و عضوِ برتر آن منعقد می‌گردد؛ «عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمْ فِی الْجَنَّةِ؛ خداوند ما و شما را در بهشت به همدیگر معرفی نماید». استفاده از قید «بهشت»، نشانه آن است که باطن «زیارت» اساساً چیزی جز بهشت نیست. آیا ملاقاتی که از الله آغاز شده و به حضرت معصومه (سلام الله علیها) ختم می‌گردد، می‌تواند باطن و نتیجه‌ای جز بهشت داشته باشند. اساساً آیا یک انسان با اعضای خانواده‌ی آسمانی‌اش در جایی جز بهشت می‌تواند قرار ملاقات تعیین کند؟ «وَ حَشَرَنَا فِی زُمْرَتِكُمْ؛ خداوند ما را در گروه‌ شما محشور نماید». این فراز نیز یکی از دلبستگی‌های بزرگِ شیعیانی است که با انتساب به خانواده‌ی حقیقی خود سرمست و شادند و هیچ غمی از غم‌های بخش‌های پایینی نمی‌تواند این سرمستی را از آنان بگیرد. چنین دلبستگی‌هایی مستلزم رسیدن به سطحی از معرفت و خودشناسی است که انسان به واسطه‌ی آن به عضویت در خانواده بزرگ محمد و آل محمد درآمده و محشور شدن و معیّت با آنان در دنیا و آخرت، دغدغه‌ی اصلی زندگی‌اش باشد. برای چنین کسی که خود را قبل از عضویت در هر جامعه‌ای (گیاهی، خیالی، وهمی و عقلی)،  به عضویت در جامعه‌ی انسان‌های حقیقی درآورده است هیچ ارتباط، انتخاب، مقام و گروهی مخرب و آسیب زننده نخواهد بود. این فرازها در حقیقت نوع هدف‌ها و دغدغه‌های یک انسان حقیقی و با شرافت را به ما می‌آموزند. اگر معیّت با اهل بیت (علیهم السلام)، هدفِ اصلیِ زندگی ما شد، ما نیز به همان میزان، مورد توجه و همّ اهل بیت بوده و همواره با آنان و یاری‌هایشان زندگی خواهیم کرد. علاوه بر این، همین انتساب به اهل بیت، زندگ ما را با شادی و آرامش قرین نموده و از هر احساس حقارتی، خالی خواهد نمود. باید هر روز چندبار در خیالمان مسیر لحظه‌ی تولدمان به برزخ، ملاقات با عزرائیل، لحظه حشر، ورودمان به بهشت و حوض کوثر را طی کنیم. خیالِ آلوده، نمی‌تواند چنین مسیرهایی را بپیماید. اگر در چنین سفرهایی موفق نیستم، باید تمرین‌های خیال پاک را به طور جدی آغاز نماییم... فراموش نکنیم که خیال انسان، دائماً به جایی سفر می‌کند که جزء دغدغه‌های قلب اوست. زائر آنچنان از قول و قرارهایی که با حضرت معصومه و خانواده آسمانی‌اش گذاشته سرمست و مشعوف می‌شود که از صمیم قلب و با معرفت برایشان درود می‌فرستد. این صلوات و درود واقعاً و حقیقتاً از وجود کسی بر می‌خیزد که خود را منتسب به آنان و متعلق به حزبشان می‌داند. فراموش نکنیم که صلوات قلبی، با معرفت و بلند بر محمد و آل او نفاق و آلودگی را از قلب انسان می‌زداید. «أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یُرِیَنَا فِیكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ؛ از خداوند می‌خواهم که شادی و فرجِ شما را به ما نشان بدهد». در این فراز ظهور «غرور» و «تعصب‌های انسانی» را که ناشی از حق‌گرایی است به وضوح می‌بینم. کسی می‌تواند اینگونه با تعصب از خداوند، شادیِ اهل بیت را طلب کند که 1400 سال مصیبت و آزار اهل بیت را فراموش نکرده و هنوز داغدار مصائب شان باشد. این فراز زیارتنامه، وظیفه‌ی رساندن ما را به آغوش امام زمان (علیه السلام) بر عهده دارد و حرکت به سوی برداشتن موانع ظهور را در ما القا می‌کند. و این در حقیقت ترسیم نقشه‌ی هدفِ زندگی برای هر کدام از ماست. پیام این فراز تنها یک جمله است؛ نهایتِ هدف هر انسان باید فرج امام زمانش باشد و انسان بدون امام زمان (علیه السلام) به هر عملی، حتی زیارت هم دست بزند، بی‌فایده خواهد بود. از این فراز باید وقف شدن در راه فرج آل محمد را آموخت. اگر بیاموزیم که در راه امام زمان (علیه السلام) وقت شویم، شرم خواهیم کرد از اینکه قلبمان گرفتار دغدغه‌ها و اهتماماتی جز او و اهداف او شوند. بخش سوم؛ ترس‌ها، دلشوره‌ها و غصه‌های زائر در این بخش با ترس‌ها و غم‌های یک انسان حقیقی آشنا می‌شویم که هر کدام این دلشوره ها و غصه‌ها آنقدر قیمتی اند که حجم عظیمی از شادی برای انسان رقم می‌زنند. در مجالی دیگر، پیرامونِ این بحث از زیارت نامه مفصّل صحبت خواهیم نمود. منتظر ادامه این بحث باشید... «والحمدالله رب العالمین»   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

فیلم

1 - 2) راز پاداش بهشت برای زائران حضرت معصومه سلام الله علیها

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4657
زمان انتشار: 2 فوریه 2016
| | | |
1) زائر حضرت معصومه سلام الله علیها چه آرزویی دارد؟

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (1)، ۹3/6/16؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

1) زائر حضرت معصومه سلام الله علیها چه آرزویی دارد؟

حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) به قدری عظمت شأن دارند که حضرت صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند که به شفاعت دخترم همه‌ی شیعیان به بهشت می‌روند. این امر نشان‌دهنده تجلی کامل خدا در خلقت ایشان، البته نه به اندازه معصوم است که می‌تواند شیعیان را به بهشت ببرد. برقراری این ارتباط نیاز به فعالیت بخش فوق عقلانی دارد. 

اساساً شادی در میلاد خانواده آسمانی زمانی معنادار است که آن بخشی که در وجود ما از جنس ایشان است فعال شده باشد. قرآن می‌فرماید: «... وَذَكِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ؛ ... روزهای الهی را به یاد آنها بیاور که در آن نشانه‌هایی برای بسیار صبرکنندگان و بسیار شکرگزاران وجود دارد». (سوره ابراهیم/آیه 5) «یوم الله» یعنی روزی که خداوند بیشترین جلوه برای بندگانش دارد و هیچ روزی به اندازه ی تولد اهل بیت (علیهم‌السلام) به عنوان کاملترین مخلوق و فرزندان‌شان به این لحاظ اهمیت ندارد. حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) به قدری عظمت شأن دارند که حضرت صادق (علیه‌السلام) فرموده‌اند که به شفاعت دخترم همه‌ی شیعیان به بهشت می‌روند. این امر نشان‌دهنده تجلی کامل خدا در خلقت ایشان، البته نه به اندازه معصوم است که می‌تواند شیعیان را به بهشت ببرد. برقراری این ارتباط نیاز به فعالیت بخش فوق عقلانی دارد. اگر غیر از این باشد زیارت منحصر به یک ارتباط عاطفی صرف بوده و آثار لازم را ندارد هر چند هم فی نفسه ارزشمند است ولی هدف خیلی بالاتر از اینهاست. ایشان از ما پرواز به عالی‌ترین مقامات را از ما خواسته اند و کمتر از آن برای ما حسرت به همراه دارد. ما قابل چنین مقامی هستیم: «أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود» ما حق نداریم کمتر از این بخواهیم. همه فعالیت‌های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... را باید براساس این مقام طراحی کنیم. تمام ارتباط ما با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) تمرین برای پرواز و رسیدن به دلدادگی به این مقام است. در زیارتنامه‌ی حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) هم برای بخش فوق عقلانی طراحی شده است و کسی که به این مقام و موقعیت نرسیده لذتی از خواندن آن نمی‌برد. فلذا یا نمی‌خواند یا با بی‌حوصلگی و عدم برقراری رابطه، آن را قرائت می‌کند. کسی که احساس می‌کند که فرزند ایشان است از سخن گفتن لذت برده و گاهی گریه‌ی شوق سر داده و گاهی مغازله می‌کند و ... اما کسی که به این مقام نرسیده این حالات را نفهمیده و نمی‌تواند این چنین رفتار کند. در زیارتنامه حضرت باید از مسیری برویم که اگر با آن آشنا نباشیم حوصله‌اش را نداریم و ترجیح می‌دهیم که ضریح را ببوسیم و برای خواسته‌های دنیایی اشک ریخته و از ایشان تقاضا داشته باشیم. به یکی از بزرگان که از حضرت خواسته دنیایی داشتند، فرمودند که از من حاجت دنیایی نخواهید و از میرزای قمی تقاضا کنید. از زکریا بن آدم و مراجع همجوار ایشان حاجات دنیایی‌مان را طلب کنیم و از ایشان علم و معرفت خواسته و مسائل جاودانه‌مان را با ایشان حل کنیم. یکی از رفقا در خواب دیده بودند که در حال زیارت خانم، حوریان بهشتی از ضریح خارج شده و هر کدام به سراغ زائری می‌رفتند و وقتی حوری‌ای به سراغ من آمد گفتم که با خود خانم کار دارم و حوری بازگشت و دستی از ضریح خارج شد، تکه نانی به من داد و من آن را خوردم. در زیارت ایشان اگر کسی بخش انسانی‌اش فعال نشده باشد رابطه خوب برقرار نمی‌شود زیرا؛ مقام ایشان بسیار برجسته است. ملاقات، ملاقات یک عضو خانواده با بزرگ خانواده است. حضرت در قلب‌ها تصرف کرده و تمایل به پرداختن به امور دنیا را ندارند و این امر را به بزرگان اطراف خودشان سپرده‌اند و قصد برقراری رابطه بهشتی با زائر دارد. از زیارتنامه ایشان اهلِ فوق عقل لذت می‌برند و اساساً سخن گفتن با هر کس شأنیت خاص خودش را می طلبد. اهل فوق عقل درمی‌یابند که زیارتنامه از جایی آغاز شده که برای آن‌ها نهایت لذت را دارد. همان حالتی که در زیارت حضرت عبدالعظیم  (علیه‌السلام) هست. از انبیا آغاز کرده است: «السلام علی آدم صفوه الله...» نکته برجسته‌ای که در زیارت حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) جلوه می‌کند این است که با الله آغاز می‌گردد و باید سی و چهار مرتبه «الله اکبر»، سی و سه مرتبه «سبحان الله» و سی و سه مرتبه «الحمدلله» بگوییم. بعد از آن وقتی می‌گوییم: «السلام علی آدم صفوه الله» حضرت آدم (علیه‌السلام) کاملاً بر ما نظارت داشته و بعد به سراغ نوح  (علیه‌السلام) می‌رویم. در روایت آمده که اهل بهشت لذت‌هایی بالاتر از بهشت دارند و آن اینکه هر روز هفته مهمان یکی از پیامبران هستند و از مقام آن پیامبر بهره می‌برند؛ یعنی استکمال و عروج در کار است. شنبه مهمان حضرت آدم  (علیه‌السلام) یکشنبه مهمان حضرت نوح  (علیه‌السلام)، دوشنبه مهمان حضرت ابراهیم  (علیه‌السلام)، سه شنبه مهمان حضرت موسی  (علیه‌السلام)، چهارشنبه مهمان حضرت عیسی  (علیه‌السلام) و ... هستند و سلام‌های زیارتنامه هم به همین ترتیب داده می شوند. تا قبل از رسیدن به پیامبر (صلی‌الله‌علیه و آله و سلم) خطاب‌ها، غیابی هستند ولی وقتی به ایشان می‌رسیم خطاب حضوری است. «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا خَیْرَ خَلْقِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا صَفِیَّ اللَّهِ...» چون ایشان هم اصل و ریشه ما و هم اصل انبیا (علیهم‌السلام) می‌باشند. در زیارت حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) ایشان اول ما را به محضر خدا و انبیا (علیهم‌السلام) می‌رسانند و در واقع ایشان به تنهایی قادر هستند که ما را به بهشت ببرند، پس مقام عنداللهی و دارایی‌های انبیاء (علیه‌السلام) را دارند. « السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ وَصِیَّ رَسُولِ اللَّهِ...» اگر ما اینها را نفهمیم و نتوانیم این بخشهای‌مان را فعال کرده و به لذت برسیم کور از این دنیا خواهیم رفت. در زیارت حضرت، ما سلام‌ها را تا حضرت حجه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ادامه می‌دهیم. این توفیق بزرگی است که انسان حداقل روزی یکبار به اولیای خودش سلام بدهد. ما اگر رمز سلام را می‌دانستیم هیچ روزی از سلام دادن خودمان را محروم نمی‌کردیم. «سلام» از برجسته‌ترین اسماء الهی است که اگر کسی نتواند خودش را به سلم برساند و در وجودش کوچکترین عدم سلامت نسبت به کسی وجود داشته باشد به همان اندازه از رحمت خداوند دور است. فلذا حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اگر کسی کینه‌ای از شیعیان و محبین من داشته باشد من او را نفرین می‌کنم». سلم خیلی مسئله مهمی است و ما کاری جز سلامتی نداریم. همچنین روایت شده که اگر به اندازه فاصله یک درخت از کسی جدا شدید مجدداً به او سلام کنید. منظور از این همه سلام در زیارتنامه‌ها، رساندن ما به سلامت، اوج پرواز است. سعی کنید که در روز یک دور این سلام‌ها را بگویید. کسی که چنین نیازی را احساس نمی‌کند فوق عقلش فعال نیست. سعی کنید که فوق عقلتان را چنان فعال کنید که در روز پی در پی احساس نیاز کنید و این امر امکان پذیر نیست مگر با تلقین. بزرگان توصیه می‌کنند که شما باید مدتی با قلبتان صحبت کنید و آن را آموزش داده تا فعال شود و مشاهده می‌کنیم که به خودی خود سلام‌ها از او صادر می‌گردد. قیمت انسان هم به میل‌ها و هوس‌هایش است. «سلام» در هر حالی هم ممکن است حتی در حال خوابیده ولی روح باید مؤدب باشد اگر کسی چهل روز مداومت کند سلام از وجودش صادر می‌شود حتی اگر مشغله‌هایش فراوان باشد. در زیارتنامه حضرت، بعد از همه‌ی سلام‌ها به ایشان سلام می‌کنیم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ...» دختر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) معنای خاصی دارد مانند اینکه ما در زیارت سیدالشهداء (علیه‌السلام) می‌گوییم: «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَابنَ رَسولُ الله...» و خطاب به حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «یَابْنَ طه وَ الْمُحْکَماتِ، یَابْنَ یس وَ الذّارِیاتِ، یَابْنَ الطُّورِ». بنابراین «ابن» و «بنت» یعنی اوج شرافت. شرافت حضرت در حدی است که قابلیت شفاعت اهل محشر را دارد. «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ...» حضرت خدیجه (سلام الله علیها) هم شرافت خاص و ویژه‌ای دارند که در بسیاری از زیارتنامه‌ها نام ایشان آمده است. در بعضی توسلات هم همین‌طور است. مصائب دنیا، مصیبت حقیقی ما نیستند؛ بلکه می‌توانند نعمت بوده و جزای مقابل هم داشته باشند، بلکه مصیبت این است که ما در آغوش خدا از او لذت نمی‌بریم و در رفت و آمد با انبیاء و معصومین (علیهم‌السلام) کور هستیم. ما با حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) حرفی از غصه و کدورت و گناه نزده و با ایشان در بهشت قرار می‌گذاریم. اگر کسی بتواند یکبار صادقانه زیارت حضرت معصومه «سلام الله علیها» را بخواند جای او در بهشت است.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

فیلم

1 - 1) زائر حضرت معصومه سلام الله علیها چه آرزویی دارد؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4655
زمان انتشار: 5 مارس 2016
| | | |
10) آثار انکار و تکبرورزی در دستورات دین

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (10)، 94/7/18؛

10) آثار انکار و تکبرورزی در دستورات دین

استکبار نوعی مقاومت در برابر دستورات الهی  که روحیه بسیار خطرناکی است که انسان در این وادی بیفتد. حتی اگر یک حکم از دستورات دین مورد انکار و تکبر قرار بگیرد شخص هزاران سال در جهنم می سوزد تا آن را پاک کند. و همچنین مَحال است انسان مستکبر و یا منکر، بتواند به مقام همنشینی با حضرت معصومه برسد.

ادامه شرح زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها)   ادامه‌ی فراز «وَ التَّسْلِیمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِیا بِهِ غَیْرَ مُنْكِرٍ وَ لا مُسْتَكْبِرٍ» «انکار و استکبار» مقام مصاحبت با حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) و نیز مقام همراهی و همنشینی با ایشان در بهشت جزو خواسته‌ها و آرزوهای زائر است، «عَرَّفَ اللَّهُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَكُمْ فِی الْجَنَّةِ»، نیاز به لطافت روح (نرمی) دارد. یعنی رسیدن به مقام حضرت معصومه و یا سایر بزرگانِ بهشت، بدون نرمخویی امکان‌پذیر نیست. هر گونه تندخویی، تیزی، هاری، لجبازی و ... انسان را از رسیدن به چنین مقاماتی باز می‌دارد. زیرا چنین خلق‌های به شدت سرعتِ انسان را در سیر إلی الله کم می‌کند. و کسی که در حرکت به الله کُند و مردد است، اساساً به میدان سرعت و سبقت وارد نمی‌شود، چه رسد به اینکه به همنشینی سلاطین بهشت نائل گردد. شخص زائر اعلام می‌کند که من با تمامِ حالت تسلیم که بدون انکار و تکبر است، آرزوی رسیدن به همنشینیِ با شما را دارم، «وَ التَّسْلِیمِ إِلَى اللَّهِ رَاضِیا بِهِ غَیْرَ مُنْكِرٍ وَ لا مُسْتَكْبِرٍ». انکار، از سوی کسی صادر می‌شود که هیچ معرفتی از خداوند و عوالم خلقت نداشته و سعی می‌کند با عقل ناقص خودش حقایق دین را ارزیابی کند. دین، مجموعه‌ی قوانینی است که از طرف الله، برای تبدیل انسان به مثل الله وضع شده است. آیا همین انسان، قادر به ادراکِ مکانیسمِ تبدیل شدن خاک به گیاه و سپس گیاه به حیوان و بعد از آن حیوان به انسان می‌باشد؟ آیا انسان می‌تواند بفهمد چطور یک مشت خاک، توسط یک گیاه جذب شده و در چرخه‌ای کاملاً طبیعی به بخشی از وجود او تبدیل می‌شود؟ پس قطعاً قادر به ادراکِ مکانیسمِ قوانینی که سبب تبدیل انسان به مثلی از خداوند می‌شود، نخواهد بود. او هرگز نمی‌تواند بفهمد که چگونه یک انسان می‌تواند آنقدر خوب تربیت شود که هزار اسم از اسماء خداوند را دریافت کرده و نفس او به همان میزان وسیع گردد. تک تک قوانین دین، برای تربیت انسان، به عظمت الله، وضع شده‌اند. کسی که قادر به درک مراحل تبدیل خاک تا انسان نمی‌باشد، چگونه قادر به فهم قوانین دین خواهد بود. قوانینی که هر کدام به بلندای الله وضع شده‌اند. انکار، یعنی عدم فهم قوانینی که در گستره‌ی فهم انسان جای نمی‌گیرد، و زیر سؤال بردن و چون وچرا کردن در مورد همین قوانین ... استکبار نیز مانند انکار، ورطه‌ی بسیار خطرناکی است که انسان را به مقاومت در مقابل دستورات دین و عدم پذیرش آن می‌رساند. توجه داشته باشیم که اگر حتی یک حکم از احکام دین، مورد انکار و یا استکبار ما باشد، هزاران سال آخرتی، جهنم را برایمان ذخیره خواهد کرد. پاک شدن یک انکار و یا یک استکبار که انسان با خودش به برزخ می‌برد، نیاز به ذوب شدن در هزاران سال آخرتی دارد. مَحال است انسان مستکبر و منکر، بتواند به مقام همنشینی با حضرت معصومه برسد. کسی که در مقابل رب العالمین لجبازی و مقاومت دارد، چگونه قادر است به مقاماتِ بلند بهشت نائل گردد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «.. خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ...؛ دستوری از قرآن که به شما رسید، محکم آن را نگه دارید!! (سوره مریم/آیه 12) کسانی که می‌لغزند و راحت در شرایط مختلف، حدودِ دین را زیر پای می‌گذارند، در حقیقت، دستورات دین را محکم نگرفته­اند و با این ریسمان به سوی الله در حرکت نیستند. یادمان باشد؛ خداوند دقیقاً انسان را در جاهایی می‌آزماید که قلب او، آن را ناپسند می‌دارد. این سنت خداوند است که محیط‌های امتحانِ انسان، دقیقاً در نقاط ضعف انسان اتفاق می‌افتند. خوش به حال کسانی که وقتی در شرایطی ناخوشایند، امتحان می‌شوند، بدون ذره‌ای تکبر و انکار، و با رضایت کامل به آن تن داده و با سرعت از این نردبان بالا می‌روند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: خداوند هیچ عملی را، با اصرار حتی بر یک گناه نمی‌پذیرد. اصرار بر گناه، مثل یک سوراخ در یک سد محکم است که همه‌ی زحمات انسان را بر باد می‌دهد. برای محکم نگه داشتن دستورات دین، گاه باید هجرت کرد، از یک محیط زندگی، از یک شغل، از یک مهمانی، از یک جمع خانوادگی، و ... نمی‌توان به خاطر دنیا و احترام مردم زمین، حرمت آسمان و قدر دین خدا را نادیده گرفت. کسی که به خاطر حفظ حرمت دیگران، بر رعایتِ قوانین خداوند خط می‌کشند، قطعاً با همین انسان‌ها محشور خواهند شد، نه با حضرت معصومه و سلاطین بهشت. توجیه غیر منطقی بعضی از احکام دین برای تن ندادن به آن­ها، نشانه‌ی انکار و استکبار انسان است. کسی که سعی می‌کند تنبلی‌ها، بی‌حوصلگی‌ها و تفره رفتن‌هایش را با تغییر بعضی از احکام توجیه کند، محال است به مراتب انسانی برسند. پذیرش ضعف‌های خودمان، اولین قدم در رشد انسانی است. اگر در پذیرش ضعف‌هایمان ناتوانیم، لااقل دین خدا را به تغییر و یا توجیه نکشانیم. فراموش نکنیم که انکار و استکبار، ما را از سرعت و سبقت می‌اندازند، با آن­ها مبارزه کرده و نفس­مان را از این دو رذیله پاک کنیم. ان شاءالله.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   «والحمدلله رب العالمین»

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed