www.montazer.ir
سه‌شنبه 16 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4759
زمان انتشار: 14 فوریه 2016
| | | |
(9) با اعتماد به خدا شاد باشید

بحث شادی (9)، 94/11/17؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(9) با اعتماد به خدا شاد باشید

مهمترین ثروت انسان در دنیا و آخرت میزان معرفتی است که نسبت به خدا پیدا می کنیم. گاهی مواقع در زندگی همه چیز داریم، اما آرامش نیست، این زمانی است که به خداوند متصل نیست و بر او اعتماد نداریم، زیرا اعتماد بر خداوند در انسان ایجاد شادی و آرامش می‌کند. پس برای شاد کردن خودمان، اعتماد به خدا داشته باشیم.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 9 «بحث شادی» مورخ 94/11/17، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن را در زیر می بینید: ایمان به فضل عقیدتی امید و ایمان به فضل خداوند بزرگ، یکی از عوامل پرقدرت شادی و آرامش در وجود انسان است. البته شناختِ خداوند به عنوان منبعِ عظیم فضل،‌ نیز به همان میزانِ معرفتِ انسان از وجود الله باز می‌گردد. کسی که الله را چنان اهل فضل وجود می‌داند که می‌تواند از گناهانش به آغوش او فرار کرده و گذشته‌اش را جبران نماید، هرگز از ادامه‌ی حرکتش به سوی الله ناامید نمی‌گردد. او یقین دارد که اگر عمل خیری انجام دهد، دهها برابر از دستان پر فضل اِله حقیقی‌اش، پاداش می‌گیرد. او مطمئن است تمام مشکلات و ابتلائاتی که حتی نتیجه‌ی اشتباهاتِ خودش بوده است، در دولتِ خداوند، کفاره‌ی گناهانش محسوب شده و در غیر این صورت سبب ارتقای درجات او در مسیر کمال خواهد بود. آیا با چنین شناختی از الله، به عنوان قدرتی عظیم که لحظه به لحظه پناه ماست، جایی برای غم و اضطراب باقی می‌ماند؟ کسی که الله را می‌شناسد، و هدف نهایی خلقتش را درک می‌کند، به آسانی خود را تحت ربوبیت ویژه‌ی او قرار داده و از انواع میادینی که الله برای او می‌گشاید؛ استقبال می‌کند. او نیاز دیگران را به خود، میدانی برای جذب اسم کریم می‌داند، لذا هرگز از نیازهای دیگران به سوی خود، ملول نمی‌شود. او بدی‌های دیگران را در حق خود، میدانی برای جذب اسم‌های عفوّ و غفور می‌داند، لذا براحتی از کنار اشتباهات دیگران می‌گذرد تا در این اسم‌ها، به قدرت برسد. او از اذیت‌های فرزندانش، همسرش و ... برای دریافت اسم حلیم استفاده می‌کند. هر بار کظم غیظ او را به مهارت در اسم حلیم می‌رساند. وقتی کسی الله را بعنوان خدایی می‌شناسد که همیشه در ارتباط با او نفع برده و متضرر نخواهد شد، با وقوع هیچ حادثه‌ای در زندگی‌اش، شادی و آرامشش را از دست نخواهد داد. در احوالاتِ عاشقان و معتمدینِ الله روایات ما، بهترین انسان‌ها را عاشق‌ترین آنها می‌دانند؛ افضل الناس، من عشق عباده، و احبّها بقلبه، و عانقها بجسده بهترین مردم کسانی هستند که عاشق عبادتند، با قلبشان عبادت او را دوست دارند، و با بدنشان، عبادت را در آغوش می‌کشند. انسان‌های عاشق؛ در نماز، یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی بدنی و لمسی با الله تجربه می‌کنند. برای آنان رکوع، و سجود، پناه گرفتن و بوسه زدن بر پای دلبرشان است. قلبشان به قدری وسعت یافته که جز به عشق بازی با الله، قانع نمی‌شود. آنان به قدری به معرفت رسیده اند که بزرگترین لذت صبح و شب‌شان، خلوت کردن و عشق بازی با الله است. زیرا به گنجی رسیده اند، که بواسطه‌ی آن، نیاز به همراهیِ‌ هیچ انسان دیگری ندارند. دلبری که همیشه و هر لحظه، بی‌پرده در آغوش‌شان است، آنقدر برایشان ارزشمند است، که گدای عاطفه‌ی هیچ انسان دیگری نیستند. تنها هدفِ آنان از زندگی؛ انس روز افزون با الله است. چرا که اساساً به هیچ چیز دیگری در عالم، به چشمِ سرمایه نمی‌نگرند. آنان تلاش می‌کنند که روز به روز به سطح بالاتری از انس با حضرت عشق، رسیده و به درجاتِ قربِ‌ بالاتری نائل گردند. تلاش می‌کنند که دوستانِ‌ بیشتری را در آسمان پیدا کرده و بر عمقِ رفاقتشان بیفزایند، تا به محض تولد به برزخ، تنها نمانده و با اشرافِ برزخ همراه و همنشین باشد. لذا در دنیا، برای چنین هدفی، وقتِ جدی صرف کرده و برای آن روز و شب می‌دوند و می‌دوند و ... فراموش نکنیم که؛ بدون رسیدن به مقامِ انس با الله، هیچ کدام از اعتباراتی که انسان در دنیا کسب نموده است (شغل، پست، تحصیلات، محبوبیت اجتماعی و ...) ارزشی در نگاه الله نداشته و به محض تولد انسان به برزخ، از او سلب شده و به ضررش خاتمه خواهد یافت. تنها انسان‌هایی که الله را شناخته و با او انس گرفته اند، قادر به اعتماد کردن به او می‌باشند، و با اتّکا به این اعتماد، همیشه آرام و شاد زندگی می‌کنند. امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَن وَثِقَ بِاللّهِ أراهُ السُّرورَ؛ کسی که به خداوند اعتماد پیدا می‌کند، خداوند به او شادی را می‌نمایاند». مَحال است کسی با الله، انس گرفته باشد، امّا در لحظات سختی خود را، تنها و بی‌پناه احساس کند. اگر هنوز پس از سال ها عبادت، با کوچکترین سختی، آرامش‌مان را از دست می‌دهیم؛ یعنی هنوز با خدای حقیقی انس و رفاقت برقرار نکرده‌ایم و آن خدایی که معبود ماست، کسی است که از توهمات ما، زاییده شده است. کسی که در دام عشق الله گرفتار شده و آرام آرام به او انس می‌گیرد، از هیچ حادثه‌ای نه می‌ترسد و نه به اضطراب می‌افتد. زیرا او با منبع عظیم قدرت و رحمت، در هر لحظه در ارتباط و رفت و آمد است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «لَو تَعلَمونَ ما ذُخِرَ لَكُم، ما حَزِنتُم عَلى ما زُوِیَ عَنكُم؛ اگر شما می‌دانستید که چه چیز برای شما ذخیره شده، برای آنچه که از دست داده‌اید، محزون نمی‌شدید». انسانی که به الله اعتماد دارد؛ از آنچه که از دست داده، محزون نمی‌شود، چرا که آن را پس اندازی عظیم در نزد سلطانِ فضل عالم می‌داند. او در همه‌ی عمر، به لحظه‌ی هم‌آغوشی‌اش با اهل آسمان در لحظه‌ی تولدش به برزخ می‌اندیشد و برای این لحظه برنامه‌ریزی می‌کند. به روایت زیر توجه کنید: امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُ أَحَدِكُمْ هذِهِ، قِیلَ لَهُ أَمَّا مَا كُنْتَ تَحْذَرُ مِنْ هَمِّ اَلدُّنْیَا وَ حُزْنِهَا فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ؛ وقتی نفس هر کدام از شما به آخر می‌رسد؛ فرشته‌ها به شما بشارت می‌دهند، که تمام همّ و غم‌های دنیایی‌تان تمام شد و شما از آن ایمنی یافتید». اگر شوق مرگ و ملاقات زیارتِ اهل آسمان در قلب ما وجود ندارد، اگر هنوز پس از سال ها عبادت از مرگ می‌ترسیم؛ یعنی هنوز با اهل غیب رفاقت برقرار نکرده‌ایم، و گناهانمان، قلب‌مان را از ادراکِ این شوق، بازداشته اند. خدایی که همه‌ی گناهان ما را به یک لحظه می‌بخشد، آیا شایسته‌ی آن نیست که هر لحظه، زیر نظرش حرکت کرده و سبک زندگی‌مان را جز با فرمول‌های او تنظیم نکنیم. دعا می‌کنیم عظیم‌ترین روزیِ عالم، که مختصّ اولیاء‌ خاص و بزرگ الهی است، روزی قلبِ‌ عظیم شما بشود. نعمتی که خداوند بواسطه‌ی وجود شما در قلبِ‌ ما تزریق می‌کند، آنقدر عظیم است، که حقیقتاً نمی دانم، باید چطوری شکرش را به جا بیاورم. هزاربار سجده در روز، برای نعمت حضورتان.  «والحمدلله رب العالمین»   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4746
زمان انتشار: 24 فوریه 2016
| | | |
در انتخابات به چه افرادی رای بدهیم !؟

انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و پنجمین دوره خبرگان رهبری

در انتخابات به چه افرادی رای بدهیم !؟

در مورد انتخابات هم که دوستان زیادی از داخل و خارج از کشور با ما تماس گرفتند که رای ما چه هستش همونطور که ما تبعیت میکنیم در این رای گیری به مقام معظم رهبری ما شخصیت هایی رو انتخاب میکنیم که اصول این انقلاب رو باور دارند، قبول دارند، زندگیشون، سابقه کاریشون این رو به خوبی نشون داده که اینها، این اصول رو قبول دارند، شجاع هستند، دفاع میکنند، دنیا را فروختن به مصالح اسلام و انقلاب، به دنبال منافع شخصی خودشون نیستند، تفکر بسیجی و انقلابی دارند ، به فکر مردم هستند، ما به این مجموعه رای می دهیم. شاید در بین کسانی که کاندید شده باشند برای انتخابات مجلس از این لیستی که در اصولگراها هست مثلا بنده خودم بررسی کنم ببینم که شاید مثلا به جای یه نفر، دونفر، سه نفر از اینها من کسانی رو میشناسم که شاید بهتر باشند، اما من این کار رو نمیکنم همونطور که مقام معظم رهبری فرمود که ما به لیست ها اعتماد می کنیم به افراد اعتماد می کنیم به آنهایی که نشستند دلسوزی کردند زحمت کشیدن با تجربه ای که داشتند با بحث های مفصلی که کردند مصلحت دانستند فهرستی رو تهیه کنند که اون فهرست رو در اختیار مردم قرار بدند. همانطور که آقا فرمودند که به لیست ها اعتماد میشود کرد و من هم خودم این کار رو میکنم ما هم از ایشان تبعیت میکنیم و بنده هم خودم شخصا به همین لیست اصولگراها رای می دهم اما هیچ الزام و اجباری نیست مثل دفعات قبل که من نظر سیاسی خودم را اعلام کردم نظر سیاسی شخص بنده است یعنی این جوری نیست که یک کسی بگوید ما به کسی دستور دادیم تحکم کردیم این کارو بکند نه دوستان علاقه مند هستند که بدانند که من به چه کسی رای میدهم من هم موظف هستم شرعا نظرم رو خیلی شفاف اعلام بکنم که من به این لیست رای میدهم به خاطر مصالح اسلام به خاطر حفظ وحدت به خاطر جلوگیری از کسانی که به قول مقام معظم رهبری طرفدار اشراف هستند و اشرافیت با بیت المال می کنند برای جلوگیری از نفوذ کسانی که کشور رو خیلی راحت به خاطر منافع حزبی و گروهیشون میفروشند. لازم است که به این شکل رای داده بشود گاهی وقت ها انسان ممکن است دلش و ذهنش با کسی باشد که بهتر میداند او را اما اگر به او رای بدهد در نهایت این دشمن است که پیروز میشود به هر حال مجبوریم ما ناچاریم سبک و سنگین بکنیم تعقل بکنیم عقلانیت به خرج بدهیم و با یک محاسبه دقیق عقلانی و به دور از هوای نفس و کشش های جناحی و باندی به سمتی بریم که مصلحت انقلاب و اسلام هست . لسیت ائتلاف بزرگ اصولگرایان در استانها در ادامه پیوست خواهد شد 

صوت

1 - در انتخابات به چه افرادی رای بدهیم !؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4734
زمان انتشار: 21 فوریه 2016
| | | |
شگفت‌انگیزترین نوع غفلت از نگاه امیرمؤمنان

بحث غفلت (11)؛ 93/10/23؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

شگفت‌انگیزترین نوع غفلت از نگاه امیرمؤمنان

رابطه آخرت با دنیا، درست مانند رابطه دنیا با رحم مادر است. تمام فعالیت‌ها و سخت‌کوشی‌های جنین در رحم مادر، تنها زمانی معنادار خواهد بود که در پسِ این زندگیِ رحمی، دنیایی وجود داشته باشد و این جنین در انتظار لحظه تولدش به این دنیا، سنگینیِ نُه ماه تلاش بی‌وقفه را متحمل گردد.

قواعد قیمت گذاری امورات دنیا در دست چه کسانی است؟ در جلسه گذشته با یکی از عوامل کاهش سطح غفلت در انسان، با عنوان «یاد مرگ» آشنا شدیم. برای شناسایی تمام عواملی که شایسته توجه و سرمایه‌گذاری هستند باید با نظام قیمت‌گذاری‌ها و یا ارزش‌گذاری‌های معصومین (علیهم‌السلام) آشنا شویم. انسان‌هایی که بر فراز قلّه هستی ایستاده‌اند و بر تمام ابعاد مسیر از الله تا زمین و مسیر از زمین تا الله کاملاً احاطه و تسلط دارند، به خوبی می‌دانند که در این مسیر باید به چه چیزهایی پرداخت و از چه چیزهایی غفلت کرد تا به سلامت به مقصد رسید. چگونه می‌توان به یک زندگی معنادار و هدفمند رسید؟ آموختیم که رابطه آخرت با دنیا، درست مانند رابطه دنیا با رحم مادر است. تمام فعالیت‌ها و سخت‌کوشی‌های جنین در رحم مادر، تنها زمانی معنادار خواهد بود که در پسِ این زندگیِ رحمی، دنیایی وجود داشته باشد و این جنین در انتظار لحظه تولدش به این دنیا، سنگینیِ نُه ماه تلاش بی‌وقفه را متحمل گردد. فلسفه زندگی ما در دنیا نیز، زمانی معنادار خواهد بود که آخرتی در پسِ آن نهفته باشد، چرا که در غیر اینصورت تمام زحمات و تلاش‌های انسان در دنیا کاملاً بی‌ارزش و پوچ خواهند بود. تنها یک هدف عالی می‌تواند تحمل سخت‌ترین روزهای زندگی انسان را آسان و شیرین نماید. چرا که انسان عاقل و زیرک می‌داند که تمام سختی‌های زندگی او (حتی مشکلاتی که با دست خود و یا به واسطه جهل خود آنها را رقم زده است) کفاره گناهان او و افزایش دهنده درجات آخرتی‌اش و پس‌اندازی برای ابدیتش می‌باشند. با چنین نگاهی است که انسان قادر است در جریان تمام مصائب زندگی خود، با آرامش، به حرکت خود به سوی الله ادامه دهد. یاد مرگ و زندگی‌ِ ابدی بعد از آن است که می‌تواند زندگی در این دنیا را برای انسان شیرین و آسان سازد. وفات، انتقال به قبری تاریک و تنگ نیست، بلکه تولد به عالمی است که بی‌نهایت بزرگتر و زیباتر از دنیاست. عالمی که رحمت خداوند در آن، نود و نه برابر رحمت او در این دنیاست. فراموش نکنیم که زمانی فعالیت‌ها و روابط گوناگون زندگی ما، با برکت و شیرین خواهد بود که با محوریت ابدیت به انجام برسند. غصه‌ها، افسردگی‌ها، اضطراب‌ها، عصبانیت‌ها، حسادت‌ها، پوچی‌ها، دلسردی‌ها، احساس تنهایی‌ها و ... زمانی بر انسان غالب می‌گردند که او آخرت را فراموش کرده و برای زندگی خود حدّ مشخص می‌کند، در اینصورت او ادامه حیات خود را بعد از مرگ به رسمیت نشناخته و زندگی در این دنیا برایش معنادار و یا هدفدار نخواهد بود، لذا از میان جریانات گوناگون زندگی خود به احساساتِ نامتعادل روحی خواهد رسید. شگفت‌انگیزترین نوع غفلت از نگاه امیرمؤمنان امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: « أ وَ لَستُم تَرَونَ أهلَ الدنیا یُصبِحُونَ و یُمسُونَ على أحوالٍ شَتّى: فَمَیِّتٌ یُبكى ، و آخَرُ یُعَزّى،و صَریعٌ مُبتلى، و عائدٌ یَعودُ، و آخَرُ بنفسِهِ یَجُودُ، و طالِبٌ للدنیا و المَوتُ یَطلُبُهُ، و غافِلٌ و لیسَ بمَغفولٍ عَنهُ ، و على أثَرِ الماضِی ما یَمضِی الباقِی؛ آیا شما مردم دنیا را نمی‌بینید که در طول شب و روز حالتهای گوناگونی دارند، یک نفر مرده و برای او می‌گریند و دیگران به آنها تسلیت می‌گویند؛ و کسی بیمار شده است و کسی که زمین‌گیر شده است و از او مراقبت می‌کنند و کسی که در حال جان دادن است و گروهی نیز در حال آباد کردن دنیا، در حالی که مرگ به دنبال اوست و او از آن غافل است و مرگ از او غافل نیست و آنچه که باقی مانده است، دنباله همان چیزی است که گذشته است. اندکی تأمّل در این کلام امیرمؤمنان نشان می‌دهد که تمام این احوالاتِ گوناگون را همه انسانها تجربه کرده و یا خواهند کرد. اما شگفت از اینکه همه ما به سبکی زندگی می‌کنیم که گویی اساساً این احوالات را تجربه نکرده و یا به پایانی برای دنیا و انتقال به آخرت فکر نمی‌کنیم. درروایات آمده است که حضرت عزرائیل علیه‌السلام روزی 5 مرتبه به انسان می‌نگرد و این در حالی است که همه انسانها از این نگاه غافل‌اند. نگاهِ ابدی، سبب می‌شود که تمام شئون گیاهی، حیوانی، جمادی و عقلیِ انسان قیمت‌دار و ارزشمند شده و ضریب آخرتی می‌یابد. برای چنین فردی تمام فعالیت‌ها و روابطش قُرب آفرین است. گاه قیمت مرده‌ترینِ اوقاتِ زندگی چنین انسانهایی، از قیمت زندگی میلیونها انسان بیشتر و ارزشمندتر می‌باشد. غفلت از آنچه که هرگز از ما غافل نیست! ... امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام»: «أیُّها الناسُ غیرُ المَغفولِ عَنهُم، و التارِكونَ المَأخوذَ مِنهُم!...؛ ای مردمی که از شما غفلت نمی‌شود، شما چیزهایی را که از شما می‌طلبند رها نموده‌اید! ...» رفت و آمد فرشتگان در عوالم خلقت، بسیار باشکوه و با عظمت است. حضور فرشتگان محافظ در شب و روز در کنار ما، بسیار مبارک و ارزشمند است و انسان زیرک تلاش می‌کند تا با آن‌ها انس گرفته، با آنان گفتگو نموده و از تمام حمایت‌های آنان قدردانی و تشکر نماید. هیچ لحظه‌ای و هیچ اتفاقی در عالم بدون دخالت و تصرف فرشتگان به وجود نمی‌آید. ما همیشه و در تمام دقایق عمرمان در انحصار ملائکه الله هستیم و آنان به اندازه چشم برهم‌زدنی از ما غافل نیستند. خداوند بزرگترین سرمایه عالم را در نهاد ما قرار داده است (روح خود را ... وَ نَفَختُ فِیهِ مِن رُوحِی ...) او عزیزترین انسان‌هایش (انبیاء و معصومین) را برای هدایت ما فرستاده و هزینه‌های سنگینی را برای رشدِ روحِ الهی ما پرداخت نموده است. عمری که روز به روز از ما سلب می‌شود، در حقیقت فرصتی است که برای رسیدن به هدف، در اختیار ما قرار داده شده و ما هر روزی که می‌گذرد به پایان آن نزدیک می‌شویم. آیا نباید به ازای این از دست دادن‌ها، چیزی بزرگتر به دست آوریم؟ مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4732
زمان انتشار: 16 فوریه 2016
| |
غم را با رفع تنگدستی از دیگران درمان کنید

راه های مبارزه با غم، جلسه 58؛ 94/11/24

غم را با رفع تنگدستی از دیگران درمان کنید

از دیگر درمان​هایی که در ارتباط با همّ و اندوه دنیوی مؤثر است، برطرف کردن غم دیگران است. به فرموده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کسی که بخواهد خداوند همّ و غم‌هایش را برطرف کند، گره از کار کسی بردارد؛ یعنی آنهائی که می‌خواهند مشکلشان حل شود رفع تنگدستی از دیگران کنند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 58 «بحث غم» مورخ 94/11/24، استاد محمد شجاعی در مورد برطرف کردن غم دیگران به ادامه بحث پرداختند که شرح آن ان شاءالله هفته آینده بارگزاری خواهد شد.   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4731
زمان انتشار: 16 فوریه 2016
| | | |
با تقوای الهی به خدا نزدیک شوید

راه های مبارزه با غم، جلسه 57؛ 94/11/10

با تقوای الهی به خدا نزدیک شوید

تقوا یعنی خویشتن داری از هر گناهی که مانع رشد بی نهایت ما می شود. خداوند، مهربان مطلق است و بندگانش را بی نهایت دوست دارد. اینکه باید تقوای الهی داشته باشیم یعنی مراقب باشیم که از خدا فاصله نگیریم. پس در واقع تقوا ترس از خدا نیست بلکه خویشتن داری که نتیجه آن آرامش و شادی انسان است.

ماهیت تقوا اولین قدم از درمان‌های عملی غم که قرآن، از آن بعنوان عامل اصلی و مهم در دفع غم نام می‌برد، تقواست. ابتدا باید مفهوم تقوا را بشناسیم؛ خداوند در اولین تجلّی از ذات خودش، مَثَل اعلی (نور محمد) را خلق کرده است. و در مراحل بعد عوالم دیگر و مخلوقات دیگر را خلق نموده تا به آخرین تجلی‌اش که عالم ماده (ناسوت) است، رسیده است. آنچه که مهم است، این نکته است؛ حقیقتی که در تمام این مخلوقات و عوالم مشترک است، و بصورت‌های گوناگون تجلی یافته است، همان الله است که در تمام مخلوقات به چهره‌های گوناگون تجلی نموده است. دنیا (عالم ماده) پایین‌ترین مرحله‌ی عالم خلقت است. امّا همین پایین‌ترین مرحله، به قدری پیچیدگی دارد که میلیون‌ها دانشمند که از ابتدای خلقت دنیا تاکنون مشغول اکتشاف پیچیدگی‌های آن هستند، هنوز نتوانسته‌اند حتی یکی از مخلوقاتِ خداوند را بطور کامل بشناسند. بطوری‌که هر چه دانشِ انسان، نسبت به یک مخلوق بیشتر می‌شود، مجهولاتش نیز نسبت به آن، افزایش می‌یابد.  خداوند در قرآن، بارها به صراحت اعلام کرده است که؛ دنیا، با همه‌ی تشریفاتش، به افتخار انسان، و برای او خلق نموده است. همه‌ی این تشریفات، به این خاطر است که انسان بتواند به مقام خلیفه‌اللهی برسد. انسان،‌ دارای پنج بخش (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و انسانی) است؛ تا قادر به استفاده از تمام مراحل خلقت باشد. لذا به انسان، تعبیر «هستی جامع»، اطلاق می‌شود. اما انسان، فقط بواسطه‌ی داشتن بخش فوق عقلانی، قادر است. تربیت شده و کمالاتِ الله را جذب و دریافت نماید، بطوری‌که به مثلِ‌خداوند یا خلیفه‌ی خداوند در زمین تبدیل گردد. مسیر انسان تا الله، مسیری صددرصد ریاضی و مشتمل بر قوانین و فرمول‌های کاملاً تخصصی و قانون‌مند است. زیرا اساساً از الله تا ماده، تمامِ آنچه که خلق شده است، اندازه‌دار و قانون‌مند بوده است، لذا مسیرِ بازگشتِ ماده به الله نیز،‌ طبیعتاً مسیری ریاضی و قانون‌مند خواهد بود. طیّ این مسیر، مستلزمِ رعایت حدودی خاص، و بایدها و نبایدهایی است که توسط خالق این مسیر،‌ در اختیار انسان قرار داده شده است. اگر انسان حقیقتاً‌به دنبال تولدی سالم به آخرت است، و قصد دارد به هدفِ ‌نهایی خلقتش، نائل شود، لازم است در چهارچوب قوانینِ ریاضی‌ِ این مسیر، حرکت کرده و پیش رود. اینجاست که انسان براحتی مفهوم تقوا را در‌می‌یابد؛ تقوا؛ یعنی خودداری از هر چیزی که مانع رسیدن انسان به هدف نهایی خلقتش می‌گردد. انسان باید ساختار نفس خودش را شناخته و بداند که چه چیزهایی در مسیر حرکت او به سمت الله، آسیب‌زا و خطرآفرین می‌باشند. لذا از نزدیک شدن به آن خودداری می‌کند. پس تقوا، به معنای ترس از خداوند نیست زیرا خداوند، مهربانی و رأفت مطلق است. تقوا، به معنای مواظبت و مراقبت از نفس است، به گونه‌ای که فاصله‌اش با خدا زیاد نشود! به عنوان مثال ‌برای کسی که قصد دارد ورزشکار موفقی شود، یک سلسله مراقبت‌ها در تغذیه و حرکاتِ‌ بدنی، لازم است. که در اصطلاح به این مراقبت‌ها در حیطه‌ی هدفِ‌این انسان تقوا گفته می‌شود. بنابراین، تقوا به معنای خویشتن‌داری از هر چیزی است که انسان را از کمال مطلوب باز می‌دارد. تقوا؛ عامل شادی و آرامش انسان حالت متعادل و ایده‌آل یک انسان، آن است که؛ شاد و آرام باشد. اگر اکنون، من، انسانِ عصبی، غمگین، ناآرام، حساس و پرخاشگری هستم و نمی‌توانم از لحظات زندگی‌ام لذت ببرم، نشانه‌ای است از آسیبی که به روحِ من وارد شده است. این شرح حال از روح، در حقیقت، حاکی از عدم رعایت تقوا در یک یا چند زمینه از موارد مراقبت‌های روح بوده است. زیرا اگر من، همه‌ی حدودِ تقوا را رعایت کرده بودم، الان باید روحی شاد و آرام می‌داشتم. لازم به ذکر است که؛ تنها کسی که می‌تواند محدوده‌ی بایدها و نبایدهای مسیرِ‌انسان تا الله را مشخص کند؛ کسی است که انسان را آفریده و به تمامِ‌طول این مسیر، آگاهی کامل دارد. فراموش نکنیم، اموری که از سوی خداوند حرام معرفی شده‌اند؛ اموری هستند که در طور مسیرِ حرکت‌مان برای رسیدن به کمالِ‌ بی‌نهایت،‌ به روح ما، آسیب جدی وارد می‌کنند. حال اگر ما در این مواردِ حرام، خوشتن‌داری نکرده و به آنها تن دادیم؛ باید آماده‌ی پذیرش تبعات و آسیب‌های متعاقب آن نیز باشیم! امور واجب نیز، امور لازم و ضروری برای حرکت در این مسیر هستند که عملاً بدون آنها، قدم برداشتن، و رسیدن، محال است. امور مکروه، نیز اموری آسیب زا هستند؛ اما آسیب‌شان به اندازه‌ی امور حرام نیست. امور مستحب و مباح نیز به سرعتِ حرکت انسان در این مسیر، می‌افزایند. عدم پذیرش هر کدام از بایدها و نبایدهای این مسیر، در حقیقت عدم پذیرش چهارچوب‌های مسیر حرکت است، آن هم، چهارچوب‌هایی که بوسیله‌ی خالقِ خود او، و خالق همین مسیر،‌ وضع شده است. به این حالت، اصطلاحِ‌کفر (لجبازی در پذیرش) اطلاق می‌شود. از این مرحله بدتر، کسانی هستند که چهارچوب‌های حلال و حرام خداوند را بسته به اوضاع جامعه و شرایط جامعه و ... تغییر می‌دهند. لجبازی و عناد در برابر خداوند، بی‌ادبی و بی‌حیایی در حضور اوست. بی‌ادبی در حضور کسی که همه‌ی نظام خلقت را به عشقِ‌ما خلق کرده و می‌خواهد ما را به بزرگی خودش تربیت کند. چگونه الطاف بی‌نهایتش را ندیده می‌گیریم و با بی‌حیایی کامل، روبروی او ایستاده و گناه می‌کنیم. سیستم نفسِ‌انسان،‌ به قدری ریاضی و دقیق است: که هر برخوردی، در آن تأثیراتِ‌خود را باقی می‌گذارد. این ظرافت و دقت نیاز به مراقبت‌های ظریف و موشکافانه دارد. اینگونه نیست که انسان بتواند، هر طور که خواست زندگی کند، با هر که تمایل داشت ازدواج کرده و یا ارتباط برقرار کند، هر گونه که دوست دارد حرف بزند، لباس بپوشد و ... . همه‌ی ارتباطاتِ‌ما، حتی افکار ما،‌ بر روی نفس ما،‌ تأثیر گذاشته و تبعاتِ خودش را در پی دارد. تقوا، پرهیز انسان از چیزهایی است که تبعاتِ منفی بر نفس، ‌بر جای می‌گذارند. ‌تقوا، عامل اصلیِ، حفظِ عشقِ‌ انسان به الله است، به طوری که ارتباط او را با خداوند، از صدماتِ خارجی و درونی حفظ می‌کند. تقوا؛ یعنی پرهیز از هر چیزی که مانع تولد سالمِ ما به آخرت می‌گردد. آثار تقوا؛ از نگاه خداوند و معصومین (علیهم‌السلام) 1- « وَ یُنَجِّی اللَّهُ الَّذینَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ خداوند کسانی را که تقواپیشه می‌کند، با خوشبختی نجات‌شان می‌دهد. هیچ بدی به آن‌ها نمی‌رسد، و هرگز غمگین نمی‌شوند». (سوره زمر، آیه 61) قبلاً آموخته بودیم که هر چه انسان، مؤمن‌تر باشد، شادتر و آرام‌تر است. اساساً میزان ایمان هر انسان، با مقدار شادی و آرامشش سنجیده می‌شود، نه با مقدار عبادات و اعمال صالحش. اگر عباداتِ‌ انسان، حقیقتاً جذبِ‌ نفس او شوند؛ قطعاً در او، تولیدِ شادی و آرامش خواهند کرد. تقوا، سبب می‌شود، عبادات انسان جذب نفس او شده و همواره شاد و آرام زندگی کند. 2- «وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا...؛ هر که تقوا پیشه کند،‌ خداوند همواره برایش راهگشائی می‌کند». (سوره طلاق/ آیه 3) این آیه، امداد خداوند را به متّقین، به تصویر می‌کشد. بطوری‌که بر طبق این آیه درمی‌یابیم که؛ عموماً، تقوا، عامل گشایش راه و باز شدن مسیر، برای انسان است. برای متقین، بن‌‌بست وجود ندارد، زیرا اهل آسمان، در جهت تحقق اهداف‌شان، یاری‌شان خواهند نمود. 3-«فَمَنِ اتَّقی‏ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ هر کس تقوا پیشه کرده و نفس خود را اصلاح کند،‌نه ترسی به او می‌رسد، و نه غمگین می‌شود». (سوره اعراف، آیه35) اصلاحِ نفس،‌ جبران گناهان گذشته است. به هر مقدار که انسان به وسیله‌ی رعایت تقوا، به سمت اصلاحِ خرابی‌های نفس خود،‌ پیش می‌رود. به همان مقدار، حجم آرامش و شادی‌ِ لازم را دریافت می‌کند. آیا می‌توان با داشتن چنین خدایی شاد نبود؟ 4- امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنِ اتَّقى اللّه َ سبحانَهُ جَعَلَ لَهُ مِن كُلِّ هَمٍّ فَرَجا، و مِن كُلِّ ضِیقٍ مَخرَجا؛ هر کس تقوا پیشه کند،‌ خداوند سبحان حتماً برای هر مشکلی،‌ برایش گشایش ایجاد کرده و برای هر تنگی، راه نجاتی باز می‌کند. » فراموش نکنیم که محال است، کسی جانب تقوا را در زندگی رعایت کند، اما در امور زندگی‌اش، گشایش و نجات ایجاد نشود. این اثرِ وضعی تقوا، در زندگی است. اما مهم طیّ‌ مرحله‌ی اول، یعنی همان تقوا ورزیدن است. یعنی باید بر طبق آموزه‌های قرآن و معصومین، پیش رفته و نظام نفس خودمان را براساس نگاه الله، سازمان‌دهی کنیم. 5- امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اِتَّقِ اللّهَ حَیْثُ كُنْتَ فَاِنَّكَ لا تَسْتَوْحِشُ؛ هر جا هستی، تقوا را رعایت کن، که هرگز وحشت‌زده نخواهی شد». یادمان باشد، جنس فطرت ما از خداست. و اگر در مسیری که هماهنگ با فطرت‌مان نیست، گام برداریم، وحشت‌زده خواهیم شد. معصیت، گام برداشتن در مسیر ناهماهنگ با فطرت‌مان است. به همین دلیل، همه‌ی انسان‌ها بعد از انجام معصیت، مضطرب و وحشت‌زده می‌شوند. تقوا، سپرِ انسان در برابر معصیت است؛ در نتیجه، سپر انسان در برابر وحشت‌زدگی خواهد بود. گناه، رنگِ خداوند را از وجود انسان حذف می‌کند؛ در نتیجه محبوبیت انسان نیز، در قلب دیگران بواسطه‌ی گناهان کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود. متقین همواره در قلب دیگران محبوبند، چون در مسیری هماهنگ با فطرتِ همه‌ی انسان‌ها در حرکت اند؛ «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» اگر از مظاهر الله، و آنچه که رنگ و بوی خدا را دارد، خوشمان‌ نمی‌آید، این نشانه‌ی بیماری در نفس‌مان است. باید به دنبال راه درمان بگردیم.   «والحمدلله رب العالمین»   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4730
زمان انتشار: 16 فوریه 2016
| | | |
با حسن ظن، از غم رها شوید

راه های مبارزه با غم، جلسه 56؛ 94/10/26

با حسن ظن، از غم رها شوید

حسن‌ظن یکی دیگر از عواملی است که باعث ایجاد شادی و زندگی آرام می‌شود. سفارش اسلام، خوش‌بيني و خوش‌گماني است تا افراد از بدگويي، مراء، درگيري و اختلاف درامان بماند و دچار تنش نشوند. انسان بدگمان در ذهن خود همیشه با مردم درگیر است و براساس چیزی که می‌شنود یا می‌بیند، قضاوت و تصمیم می‌گیرد. پیشوای متقیان امام علی (علیه‌السلام) گمان نیک را منشأ آرامش دل می­­‌داند. و هم‌چنین از ایشان نقل شده است که «خوش گمانی از اندوه می‌کاهد و از به گردن انداختن افسار گناه، رهایی می‌بخشد».

حسن ظنّ (خوش گمانی) روایاتِ ما، بر مبحث حسن ظن، سرمایه‌گذاری فراوانی نموده‌اند و قواعد و راهکارهای مؤثر و کلیدی بسیاری را برایمان ارائه داده اند. یکی از این قاعده‌ها، این است که انسان، باید ظنّ خود را تابع زمانه‌اش بگرداند؛ بطوری که اگر در زمانه‌ای زندگی می‌کند که مردم رو به تقوا و اصلاح نفس پیش می‌روند، خوش‌گمانی، برای او یک اصل ضروری است. امّا اگر در زمانه‌ای زندگی می‌کند که مردم رو به بی‌تقوایی، تباهی و فساد حرکت می‌کنند، دیگر خوش‌گمانی بعنوان یک اصل ضروری برای انسان، محسوب نمی‌شود؛ بلکه باید طرف مقابل را آزمایش نموده تا بتواند به او اعتماد نماید، لذا در بیشتر برخوردها باید جنبه‌ی احتیاط را رعایت نماید. اما بطور کلی، خوش‌گمان بودن به معنای عدم بدبینی و تفسیر بد نکردن از حرکات و رفتارهای دیگران، تأثیر بسیار مهمی در رفع غم‌های انسان دارد. گاهی اوقات در افراد، زمینه‌هایی بصورت ارثی و ژنتیکی، برای زودرنجی، بدبینی، حساسیت و ... وجود دارد، که این دسته از افراد باید این ضعف را در درون خود باور کرده و به سمت رفع آن تلاش کنند. امّا بسیار اتفاق می‌افتد که انسانی بصورت عادی و اخلاقی، انسان بدبین، زودرنج و حساسی نیست؛ امّا در ارتباطش با دیگران، عواملی پیش می‌آید که شک برانگیز بوده و او را به بدبینی دچار می‌کند. در هر صورت، کسی که قصد دارد، با قاعده الهی رفتار نماید؛ در هر دو حالت باید روی خود پا گذاشته، و به گمانِ خود، عمل نکند. توجه داشته باشیم که؛ اکثر گمان‌های انسان، آلوده به منیّت و خودشیفتگی‌های باطنی ما بوده، و حقیقی و صادقانه نیست، و نگه داشتن این گمان‌های باطل، آثار بسیار منفی و سوئی در حرکت ما به سمت آخرت ایجاد می‌کند. لذا باید سعی کنیم، تا در نفس خود قدرت ایجاد کرده و اساساً‌ این گمان را در ذهن خود نگه نداریم. این مهارت نیز، به راحتی بدست نمی‌آید. چون انسان باید درست در جهت مخالفِ‌ ظنِ قلب خود حرکت نماید. لازم به ذکر است که؛ ظنّ قوی‌تر از شک است. و در زمانی اتفاق می‌افتد که انسان چیزی را می‌بیند و یا می‌شنود، و حسی منفی بر او غلبه می‌کند. با این حس منفی، گناهی بر گُرده‌ی انسان، مترتّب نمی‌گردد. امّا اگر همین ظنّ به سوء ظنّ تبدیل شود؛ یعنی شخص بخواهد به واسطه‌ی گمان خود، در مورد طرف مقابل قضاوت کند و تصمیم بگیرد، بسیار خطرناک است، زیرا منشأ اثر خواهد بود. امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «حُسْنُ الظَّنِّ یُخَفِّفُ الْهَمَّ وَ یُنْجى‌ مِنْ تَقَلُّدِ الْاثْمِ؛ حسن ظن، دل مشغولی‌های انسان را کم می‌کند. و انسان را از به گردن گرفتن گناه، نجات می‌دهد». اینکه انسان، دائماً نسبت به دیگران بدگمان بوده و از آنان احساس خطر می کند، قلبش خالی و رها نخواهد بود، بلکه همواره مشغول حفظ کردن خودش از آسیب‌های احتمالی توسط دیگران است. انسان خوش‌گمان، عموماً از دل مشغولی‌های بی‌فایده و خطرناک رهاست. زیرا عموماً به دیگران با نگاه مثبت نگریسته و به آنان اعتماد می‌کند. به عنوان مثال؛ دیدنِ یک خطا از سوی فرزندمان، نمی‌تواند ما را نسبت به او بدگمان کرده و احساساتمان را نسبت به او منفی گرداند. خطاهای فرزند ما، مثل بیماری‌های زودگذری هستند که باید مهربانانه و طبیبانه، درمانشان کرده و از این ورطه نجاتشان دهیم. انتقال احساساتِ منفی که در وجود ما تولید شده، به فرزندمان، سبب عدم اعتماد به نفس او خواهد شد. بطوری که خود را یک انسان گناهکار و منفی دیده، و توان بازگشت و ادامه‌ی مسیر از او سلب خواهد شد. در ابتدا باید سعی کنیم این مشکل را بصورت غیر مستقیم حلّ و فصل نموده و او را در جریان مستقیم قرار ندهیم. امّا اگر امکانِ حل و فصل موضوع، به روش غیر مستقیم وجود نداشته و حتماً باید او را در جریان قرار دهیم، باید کاملاً لطیف و مهربان، با او وارد تعامل شده و اعلام کنیم که خطای او را یک صفت تلقی نمی‌کنیم؛ بلکه آن را بعنوان یک بیماری کوچک دانسته و به تو در رفع آن، کمک خواهیم کرد. بنابراین؛ باید مراقب باشیم هرگز خطاها و گناهان دیگران، ما را به بدگمانی، سرزنش، عقاب و قهر وا ندارد. زیرا سرزنش‌ها و عقاب‌های ما، گناهی عظیم‌تر از گناهی است که آنان مرتکب شده اند. از سوئی چنین عکس‌العمل‌هائی،‌ نه تنها تأثیری در ختمِ این خطاها ندارند، بلکه ممکن است آثار سوء و خطرناک‌تری را از خود بر جای گذارند. فراموش نکنیم که؛ ما هیچ گاه از محاصره‌ی شیطان خالی نبوده‌ایم، حتی در معنوی‌ترین و پاک‌ترین مکان‌ها، شیطان دائماً در حالِ تولید فکر، برای انسان بوده تا او را به اضطراب و تخریب عملکرد بکشاند. انسان زیرک کسی است که هرگز، افکار منفی تولید شده توسط شیطان را به خود انتساب نمی‌دهد. بلکه فقط و فقط آن را جمله‌ای از سوی شیطان دانسته و به دنبال ضدّ حمله‌ای، برای دفع آن می‌گردد. پذیرفتن این افکار و انتسابِ آن به خودمان، سبب تثبیت آن در نفس شده و در عملکرد و رفتارهای ما موثر خواهد بود. باید تمرین کنیم که افکار منفی‌مان نسبت به دیگران را سریعاً به خوش‌گمانی تبدیل کنیم، همیشه در غالب موارد، این امکان وجود دارد که ما بتوانیم نسبت به دیگران خوش گمان باشیم. اما در زمانی که این امر، بر ما مسجلّ بود و خطایش بر ما ثابت شد؛ اولین قدم؛ زیر سوال بردن خودمان است؛ آیا من در ایجاد این گناه و خطای او، سهمی نداشته‌ام؟ آیا کوتاهی من، منجر به تولیدِ این خطا نشده است؟ باید سهم خودمان را در خطاهای دیگران بپذیریم و برای جبران آن، اول از خودمان، شروع کنیم. سپس، مهربانانه برای نجات او و ختم خطاهایش، یاری‌اش کنیم. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «حُسْنُ الظَّنِّ راحَةُ الْقَلْبِ وَ سَلامَةُ الدّینِ؛ خوش‌گمانی، مایه‌ی آرامش قلب، و سلامت دین انسان است». گاهی اوقات انسان‌های خوش‌گمان، که البته انسان‌های قدرتمندی از نگاه الله هستند؛ در نظر انسان‌های دیگر، انسان‌های ساده و ... انگاشته می‌شوند. امّا مهم نیست که دیگران در مورد انسان چه می‌اندیشند! مهم نگاهی است که الله بر او می‌افکند. اینکه انسان بخواهد به گونه‌ای زندگی کند که همه‌ی انسان‌ها او را تأیید کرده و  فقط در مورد او افکار و احساساتِ مثبت داشته باشند، ریشه در خودشیفتگی او داشته و یک شرک عظیم و مخفی در نفس او محسوب می‌شود. فراموش نکنیم که اگر من پاک باشم؛ بدگویی‌های دیگران، آسیبی به عزت و شخصیت ما نمی‌زند. مهم آن است که ما در تنظیم رفتارها و افکارمان، حریمِ الهی را رعایت کنیم. نه مورد تأیید دیگران بودن، هدفِ‌مورد نظر ما باشد. این زیرکی یک مؤمن است که خیلی اوقات، طوری عمل کند که دیگران تصور کنند او متوجه منظورشان نشده است. او آنقدر مشغول ضعف‌ها و عیب‌های خودش هست، که اساساً فرصتِ مشغول بودن در رفتارهای دیگران را ندارد. لذا به راحتی افکار منفی‌ِ هجوم آورده به قلبش را فراموش کرده و مشغولِ اصلاح نفس خودش می‌شود. او هر انسانی را نماینده‌ی خدا در زمین می‌داند، سعی می‌کند کمالاتشان را دیده و از همراهی و هم‌قدمی با آنان حتی در زمانی کوتاه لذت ببرد. خوش‌گمانی انسان نسبت به دیگران، در آنها احساس اعتماد به نفس را زنده کرده و انرژی مثبت او را دریافت خواهند کرد. لذا عموماً چنین انسان‌هایی،‌ راحت با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند، حتی با کسانی که ارتباط موفقی با دیگر انسان‌ها ندارند. یادمان باشد که؛ خوش‌بینی، دنیا و آخرت انسان را در نهایتِ آرامش بیمه می‌کند. اگر در این میان، آسیبی هم از خوش‌گمانی به انسانِ خاصی بر ما رسید، بازهم در نهایتاً ذخیره‌ی آخرت ما خواهد بود. حداقل، ارتباط ما با غیب، با زنجیرهای بدگمانیِ نسبت به دیگران، لجن مال نخواهد شد. خوش‌گمانی، انسان را از ابتلا به بسیاری از گناهان مثل غیبت، مراء، بحث و جدل، اختلاف و درگیری، عصبانیت، زودرنجی و ... حفظ می‌کند. لذا مؤمن، بواسطه‌ی صفت خوش‌گمانی‌اش، دینش را حفظ کرده و با سلامتِ باطن به برزخ متولد خواهد شد.   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4724
زمان انتشار: 21 فوریه 2016
| | | |
آشنایی با انواع مخلوقات آفرینش

مهارتهای زندگی (28) ؛ 86/6/10، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آشنایی با انواع مخلوقات آفرینش

 انسان بخاطر داشتن پرتو و نفخه خداوند و روح الهی که خدا در او دمیده است ، خواستار بی نهایت است و این حس بی نهایت طلبی اش را،  با رقابت و فخر فروشی ارضاء می کند .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 28 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/10 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  بحث ما در بخشهای گذشته درباره ریشه حس رقابت، به اینجا رسید که؛  انسان بخاطر داشتن پرتو و نفخه خداوند و روح الهی که خدا در او دمیده است ، خواستار بی نهایت است و این حس بی نهایت طلبی اش را،  با رقابت و فخر فروشی ارضاء می کند .   گزارشی که خداوند تبارک و تعالی در قرآن از خلقتش می دهد، این است که کلیه مخلوقات دارای ساختار ریاضی اند... ریاضی به این معنا که دارای قدر و اندازه می باشند ؛ هیچ مخلوقی از مخلوقات خداوند وجود ندارد که ساختار ریاضی نداشته باشد .   خداوند برای همه موجودات یک حدود ریاضی معین کرده به این صورت که ۴ مرحله در همه موجودات اجرا می شود که خداوند در سوره اعلی به صورت روشن و واضح اشاره کرده است : الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی ۱-خلق ۲-تسویه ۳-تقدیر ۴-هدایت همه موجودات و اشیاء از کوچکترین تا بزرگترین آنها... این چهار مرحله در آنها اجرا می شود ؛ 1_ ابتدا خلق می شوند و جهاز وجودی به آنها داده می شود ، 2_اندازه گیری می شوند . 3_حدود وجودی آنها معین می شود ... 4_ بعد با توجه به سه مرحله گذشته به سمت هدف خلقتشان هدایت می شوند .   خداوند تبارک و تعالی همه موجودات ( مشهود ) را به ۴ دسته تقسیم می کند : ۱_ دسته اول : جمادات و اشیاء بی جان که شامل گازها ، مایعات وجامدات می شود خداوند برای این دسته کمال وجودی و جمادی قرار داده است به این معنا که خاصیت عنصری دارند و دارای وزن و حجم می باشند .   ۲_ دسته دوم :که بالاتر از جمادات هستند و شامل گیاهان می باشد . خداوند برای این دسته هم یک سلسله کمالات و آثار وجودی قرار داده است ؛ به این صورت که گیاهان علاوه بر داشتن آثار جمادات ، خودشان نیز یک سلسله کمالات ویژه و خاص خود را دارا می باشند که به سبب این کمالات برتر از جمادات می شوند . مانند: رشد ، تغذیه ، قدرت بدنی ، تولید مثل ، زیبایی و لطافت که همه اینها از کمالات گیاهان محسوب می شود .   ۳_ دسته سوم :شامل موجوداتی می شود که علاوه بر این که کمالات جمادات و گیاهان را دارا می باشند خود نیز یک سلسله کمالات ویژه خود را دارا می باشند ، که به واسطه این کمالات از دو گروه دیگر برتر می شوند ؛ این موجودات حیوانات می باشند . در حیوانات یک سلسله کمالاتی وجود دارد که در گیاهان وجود ندارد مانند؛  شعور ، غریزه ، شهوت جنسی ( که به واسطه آن گرایش به جنس مخالف پیدا می کنند ، ازدواج می کنند ، تشکیل خانواده می دهند و احساسات و عواطف خانوادگی پیدا می کنند ) مهربانند ، مسکن گزینی دارند و بسیاری از آنها زندگی اجتماعی دارند و سلسله مراتب زندگی اجتماعی را طی می کنند.  گاهی اوقات از یک عضویت ساده تا مراحل رهبری آن گروه را می توانند طی کنند. غضب دارند ، قابل تربیت هستند ، غیرت ناموسی دارند ، امانتدارند و .....   در بخش بعدی با کمالات گروه چهارم،، (انسان ها) آشنا خواهیم شد...   ادامه دارد ...

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4723
زمان انتشار: 21 فوریه 2016
| | | |
آیا ما در نگاه خدا عزیز هستیم یا ....؟؟؟

مهارتهای زندگی (27) ؛ 86/6/10، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آیا ما در نگاه خدا عزیز هستیم یا ....؟؟؟

هدف خلقت پروردگار از آفرینش انسان این بوده است که؛ در دنیا این فرصت را داشته باشد که ابتدا صفات و کمالات خود را شکوفا کند و هر چه بیشتر به خداوند شبیه شود، تا به او تقرب بیشتری پیدا کند .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 27 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/10 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در بخش گذشته گفته شد که انسان باید برای رسیدن به خدا و هدف خلقتش بسیار شتاب کند . مقصود از رسیدن به خدا ( تقرب ) شباهت پیدا کردن به خداست، در گذشته گفته شد که خداوند از روح خود که شبیه ترین موجود و مخلوق به خودش بوده است در ما دمیده ؛ روح انسان شبیه ترین موجود به خداوند بوده و همه صفات و کمالات الهی را داراست و همه انسانها به صورت بالقوه دارای روح خدا می باشند .   هدف خلقت پروردگار از آفرینش انسان این بوده است که؛ در دنیا این فرصت را داشته باشد که ابتدا صفات و کمالات خود را شکوفا کند و هر چه بیشتر به خداوند شبیه شود، تا به او تقرب بیشتری پیدا کند .   نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند : تخلقوا به اخلاق الله متخلق به اخلاق خدا شوید ( خلق خدا را پیدا کنید )   هدف پیامبر از این حدیث گرانقدر این بوده است که انسانها باید اخلاق خود را به اخلاق خداوند نزدیک کرده، ودر زمینه اخلاق ، خود رابا کسی غیر از خداوند تبارک و تعالی قیاس نکنند .   حال می خواهیم در مورد آن تهدیدی که مولا علی (ع) در یکی از بیانات خود نسبت به انسان داشته و فرموده اند که هر کسی که به دیگران فخر فروشی کند در قیامت روسیاه محشور می شود توضیح بیشتری دهیم ؛   چرا انسان فخر فروش در قیامت رو سفید نیست ؟ کسی می تواند در قیامت رو سفید باشد که شبیه تر و نزدیکتر به خداوند باشد، و به هدف خلقتش رسیده و به عنوان یک انسان در قیامت متولد شود نه به صورت یک حیوان .   این سخن نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرموده اند : ۱۰ گروه از مسلمانان که در قیامت به صورت حیوان و موجودات دیگر محشور می شوند ، شامل کسانی هستند که ظاهرا مسلمان بوده اما هرگز با هدف خلقت خود انس نگرفته و به خاطر امور دنیایی به سراغ دین و معنویت می رفتند، و هدفی برای تقرب به خدا و انسان شدن نداشته اند .   روسفید کسی است که زمانی که به آخرت متولد می شود، آنجا او را پذیرا باشند و وقتی که با ائمه معصومین روبرو می شود با لبخند رضایت آنان مواجه شود .   حال انسان می آید و رقابت می کند در چیزهایی که قیمت و کمال انسان نیست ، و خویش را روز به روز از معشوق الهی دورتر می سازد.   بزرگان دین ما بر این عقیده اند که عزت کاذب در دنیا ، ذلت صادق در آخرت را به همراه دارد ، و اگر کسی با معیارهای عزت در آخرت رشد نکند ، تمام تلاشش این میشود که در کمالات حیوانی خود را رشد داده و بزرگ کند.  او درست در زمانی که پا به آخرت می گذارد به این نکته پی می برد که این کمالات دنیایی در آنجا هیچ خریداری ندارد و هر چه که در دنیا به دست آورده باطل بوده و هیچ ارزشی نداشته است .   جهنم جایگاه انسانهای "متکبری" است که در دنیا عزت را در چیزی جز عزت الهی می دانستند، و تلاش داشته اند از طریقی غیر خدا بزرگ و عزیز شوند، و متأسفانه به سوی کمالات وهمی و خیالی کشیده می شوند و در آخرت هم ذلیل خواهند شد .   ادامه دارد...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4722
زمان انتشار: 21 فوریه 2016
| | | |
باطن ما چه شکلی است؟ آیا ما صاحب باطن انسانی هستیم یا نه؟

مهارتهای زندگی (26) ؛ 86/6/3، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

باطن ما چه شکلی است؟ آیا ما صاحب باطن انسانی هستیم یا نه؟

بزرگان دین ما بر این عقیده بودند که انسان ها باید در کمالاتی که حقیقت انسانیشان  را شکوفاتر و بارورتر می کند و تقرب بیشتری بین آنها و خداوند ایجاد می کند ، با هم به رقابت و مسابقه بپردازند .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 26 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/3 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در ادامه صحبت در بخش گذشته این سؤال مطرح می شود که چه کسانی در مسیر خلقت از انسانیت بیشتری برخوردار خواهند شد؟ در پاسخ باید گفت ؛کسانی که بتوانند بی نهایت طلبی خود را بیشتر ارضاء کنند!!!   هر چه انسان با معشوق حقیقی خود انس بیشتری گرفته و به او نزدیکتر و شبیه تر میشود، انسان تر خواهد بود .   پس باید گفت که رقابت و چشم وهم چشمی در این کمال ضروری است و بسیار توصیه شده است .   بزرگان دین ما بر این عقیده بودند که انسان ها باید در کمالاتی که حقیقت انسانیشان  را شکوفاتر و بارورتر می کند و تقرب بیشتری بین آنها و خداوند ایجاد می کند ، با هم به رقابت و مسابقه بپردازند .   توصیه شده در این مسیر انسانها باید به صورتی حرکت کنند که دو روزشان با هم یکسان نباشد و دیروزشان از امروزشان بهتر نباشد و حتی فرموده اند که هر کسی که دیروزش بهتر از امروزش نباشد، ملعون است ( یعنی دور است از رحمت خدا )   انسان اگر خواهان این باشد که به خداوند نزدیکتر شود، ابتدا باید به او شبیه تر شود... به دلیل زمان محدودی که هر انسان در زندگی دنیایی خود دارد ، تا بتواند حس بی نهایت طلبی خود را ارضاء نموده و روحش را به سلامت و قدرت کامل برساند تا بتواند  برای مرحله بعد از دنیا خود را آماده سازد،،، باید به سوی خدا حرکت کرد ، حرکتی سریع و رو به جلو!!!!!!!   هر چیزی که حرکت انسان را در این مسیر کند نماید و نگذارد که انسان با سرعت بیشتری به هدف خلقتش برسد ، شیطان اوست و اجازه نمی دهد که او به معشوق حقیقی اش برسد .   خداوند تبارک و تعالی می فرماید :حرکتتان را سریع کنید و سرعت بگیرید به سوی پروردگارتان و بهشتی که وسعتش به اندازه تمام آسمانها و زمین است .   از  این سخن خداوند به این مسأله پی می بریم که انسان باید بداند که به چه دلیل خلق شده و معشوق اصلی اش در این دنیا کیست و بعد از یافتن معشوق حقیقی اش با سرعت هر چه بیشتر به سوی او حرکت کند .   خداوند متعال در این زمینه می فرماید؛ ضمن اینکه با سرعت به سوی من می آیید سعی کنید ، سبقت هم بگیرید ، سبقت به سوی مغفرت پروردگارتان و آن بهشتی که وعده داده است .   پس دریافتیم که؛ در این دنیا هم می شود رقابت و چشم و هم چشمی داشت ، اما در راه رسیدن به کمالات انسانی ؛  و می توان عاشق هم شد و در راه رسیدن به این عشق و انس با پروردگار شتاب کرد .   ما چه مقدار در رسیدن به خدا و هدف خلقتمان در زندگی شتاب به خرج می دهیم ؟ به همان میزان،، صاحب باطن انسانی هستیم!!!   ادامه دارد ... مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4721
زمان انتشار: 14 فوریه 2016
| | | |
روح خدا در وجود انسان

مهارتهای زندگی (25) ؛ 86/6/3، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

روح خدا در وجود انسان

اگر گاهی اوقات انسان به سراغ یک کمال محدود در دنیا میرود و عاشق آن می شود به این دلیل است که او بوی کمال نامحدود می دهد و جلوه و مظهری از کمال نامحدود است .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 25 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/6/3 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  انسان علاوه بر روح الهی، یک وجود زمینی هم دارد که در دنیا جنسیت ، بدن و کمالات حیوانی پیدا می کند، ولی ماندن او در دنیا موقتی است ؛ ولکم فی الارض مستقر و متاع الی حین استقرار و بهره مندی شما در زمین موقتی است .   هدف از این آیه مقدس این است که؛  انسان تا یک مدت مشخصی در زمین استقرار دارد و بعد از آن به سوی خداوند باز می گردد، به طور واضح تر باید گفت که انسان از همان زمانی که به این دنیا پا می نهد، در حقیقت مسیر بازگشتش را آغاز کرده است، و با وفاتش  به آغوش خداوند و خالق حقیقی اش متولد میگردد .   انسان موجودی جاودانه است و خداوند در قرآن بارها به مسأله جاودانگی او اشاره کرده است.  روح الهی او، بعد از وفات به عالم ملکوت ( برزخ) انتقال پیدا می کند، و بعد ، مسیر برگشت را تا رسیدن به خدا ( بالاتر از ملکوت ) ادامه می دهد .   حقیقت وجود انسان و بخش اصلی آن همان روح خداوند است و این حقیقت زمانی که در زمین قرار می گیرد ، چون در گذشته نزد خداوند بوده ودر بی نهایت قرار داشته و آنچه که اراده می کرده در اختیارش قرار می گرفته است ، دیگر نمی تواند خود را با این محدودیت زمینی سازگار سازد و آن را نمی پذیرد .   انسان در وضعیت قبل از دنیایی اش شبیه ترین و نزدیکترین موجود به خداوند بوده و از کمالات وجودی و نعمت های الهی، بدون هیچ حد و حصری برخوردار بوده است. اما زمانی که وارد دنیا می شود ، به دلیل رویارویی با محدودیت های دنیا، تمام تلاشش را بکار می گیرد تا  خود را به وضعیت اولیه اش رسانده و از محدودیتی که در زمین گرفتارش شده رها شود.   و به همین دلیل است که انسان، به هیچ کمال موقت و محدودی راضی نیست و هر کمالی را به صورت نامحدودش می خواهد!!!   او از کوچک بودن و محدودیت بیزار است؛ زیرا اساسا محدودیت با اصل خلقتش سازگاری ندارد. لذا تمام تلاشش این می شود که خود را به هر طریقی بزرگ کند و این حقیقتی است که در همه انسانها به طور قطع وجود دارد .   این حقیقت بی نهایت طلبی که در زمین وجود دارد فقط و فقط با بی نهایت ارضاء می شود نه با چیز دیگری .   اگر گاهی اوقات انسان به سراغ یک کمال محدود در دنیا میرود و عاشق آن می شود به این دلیل است که او بوی کمال نامحدود می دهد و جلوه و مظهری از کمال نامحدود است .   بزرگترین حقیقت عالم این است که ؛ "انسان معشوقی غیر از خدا ندارد و و تنها دلبر حقیقی اش اوست" .   نبی مکرم اسلام (ص) می فرمایند : نه من و نه هیچ پیامبر دیگری بزرگتر از ذکر لا اله الا الله برای بشر نیاورده ایم . کلمه (( اله )) به معنای معشوق و دلبر است و هیچ دلبر و معشوقی نیست جز خدای یگانه در قرآن کریم خود خداوند به عنوان معشوق حقیقی انسان راهکار مهمی را به انسان داده است : لا تدع مع الله اله آخر، لا اله الا هو... با خدا دنبال معشوق دیگری نباشید ...   در توضیح این آیه باید متذکر شد که معشوق دیگری غیر از خداوند برای انسان وجود ندارد و تنها اوست که بندگان خود را به آرامش می رساند... فراموشمان نشود؛ "تنها با یاد خدا ( کمال بی نهایت) دل بی نهایت طلب انسان،  آرام خواهد شد .   ادامه دارد ... مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed