www.montazer.ir
یک‌شنبه 21 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4974
زمان انتشار: 8 می 2016
| | | |
رابطه برادری مومنین نسبت به یکدیگر

راه های مبارزه با غم، جلسه 61؛ 95/1/20

رابطه برادری مومنین نسبت به یکدیگر

مومنین نسبت به یکدیگر برادرند. و هر کس گرفتاری از برادرش را حل کند خداوند در روز قیامت غمی را از او برطرف می کند.  

شرط اول و لازم برای شبیه شدن به الله «مهربانی» است در جلسه ی گذشته پیرامون یکی از راه­های عملی درمان غم، با عنوان گره‌گشایی صحبت کردیم و مباحث علمی و نظری آن را تا حدودی توضیح دادیم. می‌دانیم که هرچه سطح خروجی انسان در قوای پنج­گانه‌اش بیشتر باشد، میزان دریافتش از الله و آسمان نیز بیشتر می‌شود. و هرچه در خروجی‌هایش در این پنج قوه، بُخل داشته باشد، به همان میزان، دریافتش از آسمان کمتر شده و راهِ روزیِ خود را محدودتر می‌کند. همچنین می‌دانید سرمایه ی حقیقی هر انسان در هنگام تولد به برزخ، به میزانِ اسم‌هایی است که از الله دریافت نموده و در وجودش به اثبات رسانیده است. پیش ­زمینه ی دریافت همه ی اسماء الهی، دریافت اسم شریف «الرحمان» است. لذا تا اسم «رحمان»، بعنوان بستر لازم برای دریافت دیگر اسماء الهی در وجود انسان، تجلی نکند، او قادر به دریافت و ظهور سایر اسماء نخواهد بود. هرچه انسان مهربان‌تر (رحمان‌تر) ‌شود، از بندِ رفتارهای دیگران، رهاتر می‌شود. به این معنا که دیگر با انواع تلاطم‌هایی که توسط دیگران تولید می‌شود، به اضطراب، غم، کینه، عصبانیت، زودرنجی، و ... مبتلا نمی‌شود. لذا روز به روز بر سطح شادی و آرامشش افزوده شده و هم از دنیا لذت بیشتری می‌برد و هم در آخرت سعادتمند خواهد شد؛ بنابراین انسان زیرک کسی است که نهایتِ وسع خود را به کار می‌گیرد تا همیشه از دستانش برای دیگران خیر تراوش کند. البته فراموش نکنیم که خداوند هر دستی را برای این منظور انتخاب نمی‌کند. لذا کمی فکر کنیم؛ آیا خداوند دستان ما را برای صدور خیرات، انتخاب نموده است؟ یادمان باشد که، خداوند روزی را به همه ی بندگانش عنایت می‌کند. نحوه ی برخوردِ بندگان در صدورِ ‌این روز‌ی‌هاست که میزانِ تداوم و وسعتِ دریافت‌های بعدی را مشخص می‌کند. هر چه انسان گشاده دست‌تر باشد، وسعتِ نفسش برای دریافت‌های بالاتر، بیشتر خواهد شد. گره‌گشایی از دیگران گره‌گشایِ حقیقی شماست! در جلسه‌ی گذشته با روایت زیر از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آشنا شدیم: «مَنْ أَجْرَى اللَّهُ عَلَى یَدَیْهِ فَرَجًا لِمُسْلِمٍ فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ كَرْبَ الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ؛ هر کس که خداوند، توسط دستان او، گشایشی را برای مسلمانی حاصل کند، خود خداوند غصه‌های دنیا و آخرت را از این بنده، رفع می‌کند». کسی که مهربان‌ نیست و به فکر گرفتاران و زیردستان نیست، نمی‌تواند منتظر مهربانیِ خاص و رحمت ویژه‌ی پروردگار باشد. کسی که نمی‌تواند زیبایی‌ها و خوبی‌های دیگران را ببیند، نباید انتظار داشته باشد که دائماً از دیگران به سوی آن­ها خیر صادر شود. باید مهربان بود تا از آسمان و زمین، مهربانی را دریافت کرد.  به روایت زیر از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) دقت کنید: «المُسلِمُ أخُو المُسلِمِ؛ لا یَظلِمُهُ، و لا یُسلِمُهُ وَمَنْ كَانَ فِی حَاجَةِ أَخِیهِ كَانَ اللَّهُ فِی حَاجَتِهِ، وَمَنْ فَرَّجَ عَنْ مُسْلِمٍ كُرْبَةً، فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرُبَاتِ یَوْمِ القِیَامَةِ، وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ القِیَامَةِ؛ هر مسلمان برادر مسلمان دیگر است. او به برادرش ظلم نکرده و او را تسلیم مشکلات نمی‌کند. و هر کس در فکر حاجت و نیاز برادرانش باشد. خداوند در پی حاجات او خواهد بود و کسی که گرهی از مسلمانی بگشاید، خداوند در روز قیامت گرهی از گره‌های آن روز برایش می‌گشاید و کسی که از مسلمانی، عیب‌پوشی کند، خداوند عیوب او را در قیامت می‌پوشاند». در فرمایش پیامبر گرامی اسلام «برادری» براساس ریشه‌های حقیقی فطرت­مان است. لذا چنین نسبتی که براساس بخش اصیل انسانی‌مان در میان ما وجود دارد، حقوق و وظایف مشخصی را بر گرده‌ی ما ثابت و واجب می‌کند. بطوری­که به هیچ وجهِ ممکن، قادر به بی‌توجه ماندن نسبت به گرفتاری‌ و مشکلات دیگران نخواهیم بود. فراموش نکنیم که ما موظفیم، علاوه بر اینکه خودمان را از گرفتاری‌ها و کربات نجات دهیم،‌ به مشکلات و گرفتاری‌های دیگران فکر کرده و برای آنان تا جایی­که ممکن است، تلاش کنیم. آبروداری،‌ رازداری، گره‌گشایی، پوشاندن عیوب برادران دینی و رفع گرفتاری‌ها و نیازهای آنان، و ... از جمله وظایفی است که بر گرده‌ی هر مسلمانی واجب و مفروض است. قلب شاد و آرام در قیامت، محصولِ شاد کردنِ دیگران در دنیاست! امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَنْ فَرَّجَ عَنْ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ، كُرْبَةً فَرَّجَ اللّه عَنهُ كُربَةً یَومَ القِیامَةِ و خَرَجَ مِن قَبرِهِ و هُو ثَلِجُ الفُؤادِ؛ هر کس از برادر مسلمانش، گره‌گشایی نماید، خداوند در روز قیامت، از او غمی را برطرف خواهد کرد. و از قبرش بیرون می‌آید درحالی­که دلش خنک (شاد) است». شاد کردن دیگران در هنگام گره‌گشایی از آنان، در قیامت، برای خود انسان نمود پیدا می­ کند و غم عظیمی را در آن روز از انسان رفع خواهد کرد و او درحالی­که در قیامت حاضر می‌شود که قلبش شاد و آرام خواهد بود. خانواده‌ات را شاد کن، خداوند شادی آنان را به تو باز می‌گرداند در فرمایش از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده که فرمودند: «إنَّ اللّهَ عَزَّ وجَلَّ لَیُحِبُّ الرَّجُلَ مِن خَلقِهِ إذَا انصَرَفَ مِن سوقِهِ، فَیَأخُذَ شَیئا فی کُمِّهِ  لِعِیالِهِ فَیَفرحوا بِهِ، فَیُباهِی اللّهُ بِهِ المَلائِکَهَ؛ خداوند به مردی که وقتی به خانه بر می‌گردد در حالی­که چیزی را به همراه می‌برد که خانواده‌اش را خوشحال می‌کند، مباهات می‌کند». بعنوان مثال خرید مواد غذایی مورد علاقه‌ی اعضای خانواده، میوه‌های نوبرانه، شیرینی و بستنی و ... که می‌تواند دل اعضای خانواده را شاد کند، از نمونه‌های عملی چنین روایتی می‌باشند. چنین فردی در میان اهل آسمان، مورد مباهاتِ خداوند قرار گرفته و نگاه ویژه ی او را با خود جلب می‌کند. اما فراموش نکنیم که؛ به همان میزان که انسانِ مهربان و کریم در نزد خداوند محبوب است، فرد سخت‌گیر و بخیل در نزد او منفور می‌باشد. در فرمایش دیگری از ایشان آمده که فرمودند: «أطْرِفوا أهالِیَكُم فی كُلِّ جُمُعةٍ بشَیءٍ مِن الفاكِهَةِ، كَی یَفْرَحوا بالجُمُعةِ؛ در روزهای جمعه خانواده‌ی خود را شاد کنید، با خریداری چیزهایی مثل میوه، گوشت ....». روز جمعه، در نگاه الله، روز خاص و ارزشمندی است که با دیگر روزهای هفته، کاملاً متفاوت است و مؤمن کسی است که حرمت روزهای جمعه را به صورت خاص برای اهل خانواده ی خود، گرامی می‌دارد، و این احترام ویژگی را بصورت عملی به آنان نشان می‌دهد. «والحمدلله رب العالمین»   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4969
زمان انتشار: 4 می 2016
| | | | |
بهترین دوست شویم تا غفور باشیم

خانواده آسمانی 428 ، 1395/02/09

بهترین دوست شویم تا غفور باشیم

بهترین دوست تو کسی است که خطاهایت را فراموش کند و خوبی­هایت را به یاد ­آورد. از آن­جائی­که اسم «غفوریت» خداوند در وجود شخص تجلی می­کند، به بهترین دوست تعبیر می­شود. زیرا نه تنها گناهان انسان را ندید می گیرد، بلکه آن را پاک هم می­کند. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 428 «خانواده آسمانی » مورخ 95/02/09 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که به شرح ذیل میباشد.   در جامعه‌ی ایمانی، هیچ کس، غریبه نیست! می‌دانیم که خداوند همه‌ی مؤمنان را در یک اعلام عمومی، «برادر» معرفی کرده است؛ « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ...» إخوه، با ریشه‌ی اخو، به دو صورت أخ (برادر) و أخت (خواهر) نمایش می‌یابد. ریشه‌ی أخ و أخت یکی است. لذا هر جا صحبت از برادرانِ مؤمن شد؛ خواهران را نیز در بر می‌گیرد. فراموش نکنیم که این برادری، براساس یک ریشه‌ی مشترک و یک پدر و مادر حقیقی، استوار است؛ که این ریشه، بسیار اصیل‌تر، مهم‌تر و عمیق‌تر از ریشه‌های زمینی ما می‌باشد. لذا برادران ایمانی موظف اند نسبت به این ریشه‌ی عمیق، وفادار بوده و پیوند برادری خود را همیشه حفظ کنند. عدم وفاداری به این ریشه‌ی آسمانی، سبب می‌شود که انسان دیگر مؤمنان را «غریبه» پنداشته و از انجامِ وظایف خود و رعایت حقوق آنان،‌ سرباز زند. فراموش نکنیم که اسلام؛ حفظ حرمتِ برادران مؤمن و وفاداری نسبت به عقد أخوت آنان را بسیار مؤکد و لازم می‌داند، تا جایی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «هر کس صبح کند و برای رفع مشکلات برادرانش، اهتمام نورزد، اصلاً مسلمان نیست!»؛ یعنی کسی که مسلمان نباشد، اصلاً از جرگه‌ی انسانیت خارج بوده و صاحب باطن انسانی نخواهد بود!! هرگونه روحیه‌ی فریبکاری، سخت‌گیری، خشونت، ظلم، کم‌فروشی، گران‌فروشی، تقلب در تولید، تقلب در تجارت و ... روح انسانی بشر را نابود کرده و اولین قربانی این جنایت، خودِ شخص می‌باشد. آیا من، یک رفیق حقیقی، از نگاه خدا هستم از دوست حقیقی در روایات به واژه‌ی صدیق تعبیر می شود؛ یعنی کسی که در رفاقت، رحمت،‌ محبت و ...! انسان صادق و روراست می‌باشد. کسی که در حضور و غیاب رفیقش،‌حافظ منافع و آبرویش است. صدیق کسی است که دوستش برایش مهم است، به او فکر می‌کند،‌ برایش سرمایه‌گذاری می‌کند، مشکل او را، مشکل خودش می‌داند، نسبت به او حسادت ندارد، و با تحقق آرزوهای دوستش، به اندازه‌ی تحقق آرزوهای خودش، شاد می‌شود. او با شکست دوستش احساس شکست و خطر می‌کند و برای دفاع و کمک او به پا می‌خیزد. صدیق کسی است که نگران کج رفتن‌های دوستش است؛ و همانگونه که مراقب خودش هست، از سفر رفیقش نیز به سوی الله، مراقبت می‌کند. «دوست دارم» های حقیقی، در حقیقت «دوستت دارم» هایی است که به رشد انسانی دو رفیق منجر شود. رفیق واقعی، کسی است که در مشکلات و لحظات سخت، چونان تکیه‌گاهی، در کنار رفیقش ایستاده و از آسایش و رفاه خود،‌ برای کمک به او، می‌گذرد. به فرمایش اعجاز‌انگیز زیر دقت کنید: امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «صَدیقاً حَتّی یَحفَظَ أَخاهُ فی ثلاثٍ: فی نِكبَتِهِ و غَیبَتِهِ و وفاتِهِ؛ یک دوست، دوست حقیقی نیست مگر آنکه برادرش را در سه مرحله‌ی زیر حفظ کند:  1. آنجایی که برادرش دچار سختی و گرفتاری شده است؛ 2. در زمانی که او حضور ندارد؛ 3. و بعد از مرگش (یادش می‌کند). یک رفیق حقیقی، اهل نفاق نیست و در زمان غیبتِ دوستش، از آبرو و همه‌ی اعتبارات او دفاع می‌کند. او حتی بعد از وفات دوستش‌ نیز، دائماً با هدایایی که به برزخ می‌فرستد، او را شاد و همراهی می‌کند. امیرمؤمنان فرمایش گهربارشان می‌فرمایند: «...ومِن صَداقَتِهِ كَثرةُ مُوافَقَتِهِ؛ مؤمن کسی است... در دوستی کردن (تا جایی که محدوده‌ی شرع اجازه می‌دهد) با دوستانش موافقت و سازگاری دارد. همسرانی که دائماً گوی سبقت را در موافقتِ با یکدیگر از هم می‌ربایند، هم الگوی عملی مناسبی برای فرزندانشان هستند و هم روزگاری برابر آرامش و رحمت را تجربه می‌کنند. همراهی و مرافقتِ دو دوست و دو همنشین، نشانه‌ی صداقت رفاقتِ میان آنان می‌باشد. کسانی که دائماً به دنبال اثبات نظراتِ خود می‌باشند، و حجم عظیمی از جهنم را وجود خویش نگه داشته اند، زن‌سالاری و مردسالاری و ... از نمونه‌های این جهنم می‌باشند. هر چه مرافقت، موافقت، همراهی، نرمش، مهربانی و ... در انسان بیشتر می‌شود، انسان به الله، شبیه‌تر و نزدیک‌تر می‌گردد و هر چه لجبازی، خودمحوری و خشونت در انسان افزایش می‌یابد، او روز به روز از الله دورتر شده و به جهنم نزدیک‌تر می‌شود... باید سعی کنیم با مهربانی و نرمش، در نگاه اهل آسمان محبوب شویم. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - بهترین دوست شویم تا غفور باشیم

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4967
زمان انتشار: 4 می 2016
| | | |
غفلت از یاد مرگ، انسان را به آرزوهای کاذب مبتلا می کند

بحث غفلت (20)؛ 94/2/1؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

غفلت از یاد مرگ، انسان را به آرزوهای کاذب مبتلا می کند

کسانی که گرفتار آرزوهای دروغین هستند، تحت حاکمیتِ سبک زندگیِ طبیعت‌گرایان قرار می‌گیرند. به نحوی که تمام انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتار و افکارشان با محوریت دنیایی صورت می‌گیرد. چنین کسانی معمولاً با شهوت‌های دنیایی دست به تصمیمات و فعالیت‌های گوناگون (فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ...) می‌زنند، نه با محوریت آخرت‌سازی و اصلاح ابدیتشان.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 20«بحث غفلت» مورخ 94/2/1، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: غفلت از یاد مرگ = ابتلا به آرزوهای کاذب در جلسه گذشته فرمایش گرانبهایی از وجود مقدس امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» (خطبه 113 نهج البلاغه) مورد بررسی قرار دادیم: «قَدْ غَابَ عَنْ قُلُوبِکُمْ ذِکْرُ اَلْآجَالِ وَ حَضَرَتْکُمْ کَوَاذِبُ اَلْآمَالِ فَصَارَتِ اَلدُّنْیَا أَمْلَکَ بِکُمْ مِنَ اَلْآخِرَةِ » یاد مرگ‌ها، از دلهای شما رفته است و آرزوهای دروغین شما را فرا گرفته است. لذا دنیا، بیشتر از آخرت بر شما حکومت می‌کند. گفتیم که مرگ (وفات) به معنای انتقال است، انتقال به عالمی بی‌نهایت بزرگتر، کامل‌تر و پیشرفته‌تر از دنیا. بنابراین به طور حتم انتقال به چنین محیط پیشرفته‌ای نیاز به تجهیزات و شرایط خاصی دارد که تنها فرصت کسب این تجهیزات و لوازم، زمانِ عمر هر کدام از ما در دنیاست. زمان ما جهت آماده شدن برای چنین تولدی، محدود است، و کوتاهی‌ها، تعلّل‌ها، غفلت‌ها و ... از سوی ما منجر به تولد ناقص و بیمار انسان به برزخ می‌گردد. برای یک تولد سالم به آخرت، باید در دنیا، سبک زندگی متناسب با شرایط زیستیِ آخرت را برگزید. نمی‌توان، با هر سبکی زندگی کرد، اما توقع داشت که سالم به آخرت متولد شد. زمانی که یاد مرگ از انسان دور می‌شود، سبک زندگی او (انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکار او) نیز براساس نظام دنیا صورت می‌گیرد و درست از این لحظه به بعد غم‌ها، اضطرابها، شکست‌ها و ... به زندگی انسان هجوم می‌آورند. از همین رو حضرت علی «علیه‌السلام»، دقیقاً بعد از فراموشی یاد مرگ، به هجوم آرزوهای دنیایی به قلب انسان اشاره می‌کنند. این قاعده، مسئله‌ای بسیار مهم و کلیدی در اصول انسان‌شناسی است. آرزوهای انسانها، دغدغه‌ها و آرمان‌های آنها نشان‌دهنده قیمتِ حقیقی یک انسان هستند. وقتی آرزوهای قیمت دهنده و حقیقی از قلب انسانها فرار کنند، آرزوهای کاذبی که هیچ تناسبی با بخش حقیقی و انسانیِ او ندارند (کواذب الآمال) در قلب آنها جایگزین می‌گردند. آرزوهایی توهمی که اگر هم به حقیقت بپیوندند، هیچ سعادت و خوشبختیِ صادقی را به دنبال نخواهند داشت. اساساً هر چه پیشرفت انسان در زمینه تحقق آرزوهای کاذبش بیشتر می‌شود، سطح آشفتگی و اضطرابش نیز بیشتر می‌گردد. زیرا او در مسیری در حال حرکت است که به سرعت از (الله) که مرکز شادی و آرامش است دورتر می‌شود. از همین رو بیشترین سطح اضطراب‌ها، استرس‌ها، شکست‌ها و طلاق‌ها اغلب در اقشار مرفّه و تحصیل کرده دیده می‌شود. تحصیلات و ثروت به خودی خود چیز بدی نیستند، مگر اینکه هدفِ اصلی انسان واقع گردند، اما اگر به عنوان ابزاری برای رسیدن به مقام انسان کامل (خلیفه الله) و کسب اسماء الهی قرارگیرند، از نگاه الله و اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نیز مورد تأیید می‌باشند. کسی که افزایش روز به روز ثروت و یا سطح تحصیلات خود را، علامت موفقیت خود می‌داند، به تعبیر امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، به (کواذب الآمال) دچار شده است. لذا آمار نشان می‌دهد که معمولاً چنین انسانهایی، وقتی به آرزوهای خود می‌رسند، از انتخاب ها و شرایط جدیدشان راضی نیستند. حاکمیّتِ دنیا بر قلبِ غافلانِ از آخرت «فصارت الدّنیا أملک بکم من الآخره...» کسانی که گرفتار آرزوهای دروغین هستند، تحت حاکمیتِ سبک زندگیِ طبیعت‌گرایان قرار می‌گیرند. به نحوی که تمام انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتار و افکارشان با محوریت دنیایی صورت می‌گیرد. چنین کسانی معمولاً با شهوت‌های دنیایی دست به تصمیمات و فعالیت‌های گوناگون (فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ...) می‌زنند، نه با محوریت آخرت‌سازی و اصلاح ابدیتشان. بر زندگی این گروه، ارزش‌های دنیایی حاکم است نه ارزش‌های آخرتی. زیرا اساساً پیوند آنان با نظام آخرت و تولد سالم به برزخ قطع می‌باشد. امروزه معیارهای ازدواج که اساساً رنگ و بویی از ابدیت ندارند، نشانه‌ای بسیار روشن از حکومت ارزش‌های دنیایی بر قلوب انسانها می‌باشد. بزرگترین عامل رستگاری انسان در قیامت، خدمت به امام زمان «علیه‌السلام» در دنیاست. اگر انسان در دنیا به بالاترین مراتب عبادت هم که برسد اما خیری از وجودش به امام زمانش نرسد، در قیامت هرگز سعادتمند نخواهد شد؛ «یَومَ نَدعُوا کُلُّ اُناسٍ بِإمامِهِم» روزی که مردم با امامشان محشور خواهند شد. (سوره اسراء، آیه 71) ملاک خوب بودن یک انسان، یک مدیر، یک مسئول و ... آن است که چه میزان در رفع موانع ظهور تلاش کرده و قدم برداشته است. این کلام امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فقط یک موعظه نیست، بلکه یک فرمول جامعه‌شناسی است که از قوانین حاکم بر جامعه خبر می‌دهد. آسیبِ جدّی در نظام غم‌ها و شادی‌ها امام علی «علیه‌السلام»: « ما بالکم تفرحونَ بالیسیر من الدنیا تدرکون و لا یحزنکم الکثیر من الآخره تُحرمونَ و یُغلقکم الیسیرُ من الدنیا یفوتکم حتی یتبیّن ذلک فی وجوهکم» شما را چه شده است که با اندکی از دنیا که به شما رسیده، شادی می‌کنید؟ از دست دادن نعمت‌های عظیم آخرت شما را ناراحت نمی‌کند؟ و اندک چیزی از دنیا شما را نگران می‌کند و حالتش در چهره‌هایتان مشخص می‌شود. می‌دانیم که قرآن، انسان‌ها را براساس خواسته‌های قلبی‌شان به شش گروه زیر تقسیم می‌کند؛ 1- سنگ         2- کمتر از سنگ       3- حیوان       4- کمتر از حیوان       5- شیطان            6- انسان از سوی دیگر نظام غم‌ها و شادی‌های یک انسان، قیمت او را مشخص می‌کنند. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به این قاعده اشاره کرده و آن را آسیب می‌داند. اینکه انسان با اندکی از نعمت‌های دنیا، شادی کرده و بخاطر از دست دادن نعمت‌های عظیم آخرت ناراحت نمی‌شود، دچار آسیب بزرگی شده است. آسیب در نظام غم‌ها و شادی‌ها به دنبال عدم یقین انسان در جاودانگی آخرت به وجود می‌آید. اگر کسی باور کند که هر بار غم‌های دنیایی، اضطراب‌ها و عصبانیت‌های آن، چه حجم عظیمی از فشار قبر را برای انسان ذخیره می‌کند، هرگز خود را به غم‌های دنیا آلوده نمی‌کند. اگر کسی حقیقتاً قاعده (من بکی علی الدّنیا دخل النّار) را باور کند، ممکن نیست در نظام غم‌ها و شادی‌هایش دچار آسیب شود. اگر دنیا بتواند ما را به اضطراب و غم و ... بکشاند، بر ما مالک است. حال اندکی بیندیشیم، چه چیزهایی ما را به غم، ترس، اضطراب، نگرانی، عصبانیت و ... مبتلا می‌کنند؟ پاسخ ما به این سؤالات، نوع قیمت ما را مشخص می‌کند. در هیچ مکتبی چنین قوانین کاملاً تخصصی و مهندسی شده نمی‌توان یافت مگر در مکتب معصومین «علیهم‌السلام». به طوری که، حتی یک جمله از این روایات می‌تواند، یک دانشمند در علوم روان‌شناسی، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی و ... را به مذهبِ تشیّع مشرّف نماید.   والحمدلله رب العالمین     مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4951
زمان انتشار: 24 آوریل 2016
| | | |
ضرورت شناخت آخرت

بحث غفلت (19)؛ 94/1/25؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ضرورت شناخت آخرت

شرایط زندگی آخرت، بی‌نهایت پیچیده‌تر از دنیاست. انسان خطرات راه، موقعیت‌ها و انتهای کار را ببیند. یعنی بداند از کجا آمده؟ در کجا هست؟ و به کجا خواهد رفت؟ فرصت‌ها و تهدید‌های مسیر را بشناسد تا بتواند هم در نظام دنیایی و هم در نظام آخرتی یک زندگی شاد و آرام داشته باشد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 19«بحث غفلت» مورخ 94/1/25، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: ضرورت شناخت آخرت در نظام تربیتی اسلام بهترین شیوه این است که انسان یک نقشه کلی از نظام خلقت و جایگاه خودش داشته باشد. انسان خطرات راه، موقعیت‌ها و انتهای کار را ببیند. یعنی بداند از کجا آمده؟ در کجا هست؟ و به کجا خواهد رفت؟ فرصت‌ها و تهدید‌های مسیر را بشناسد تا بتواند هم در نظام دنیایی و هم در نظام آخرتی یک زندگی شاد و آرام داشته باشد. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: بهترین دلیل برای این‌که یک زمانی دنیا با همه‌ی نعمت‌هایش از دست ما می‌رود این است که از گذشتگان به ما رسیده و آن‌ها با خودشان هیچ نبرده‌اند و از سلامت جسم، هوشیاری، توان و قدرت چیزی برایش نخواهد ماند. حضرت در خطبه 111 نهج البلاغه می‌فرماید: « أَلَسْتُمْ فِی مَسَاكِنِ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ أَطْوَلَ أَعْمَاراً، وَأَبْقَى آثَاراً؛ آیا شما در منازل کسانی ننشسته‌اید که قبلا مال کسانی دیگر بوده و عمرهایشان از شما هم طولانی‌تر بوده و منزل‌ها و کاخ‌هایشان از شما قوی‌تر بوده است؟» در ادامه می فرماید: «ثُمَّ ظَعَفُوا عَنْهَا بَغَیْرِ زَاد مُبَلِّغ؛ آن‌ها (پیشینیان) بدون این‌که توشه‌ای تهیه کنند که آن‌ها را برساند، از دنیا رفتند». در بحث نسبت در توضیح انواع تولدها گفتیم که از 6 نوع تولدی که جنین دارد، دو نوع تولد هست که «زاد مبلغ» هست (تولد سالم و سالم قوی) یعنی توشه‌ای جمع می‌کنند که آن‌ها را سالم به دنیا می‌رساند. «زاد مبلغ»؛ یعنی دارایی قلبی که بتواند ما را به آخرت برساند. ما در رحم دنیا باید قلبمان را به‌گونه‌ای بسازیم که در هنگام وفات، بدون فشار قبر، غم و معطلی حداقل به بهشت برساند. در ادامه خطبه 111 حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: « وَلاَ ظَهْر قَاطِع؛ یعنی (گذشتگان) مرکبی که بتواند قطع طریق کند و آن‌ها را برساند نداشتند. «فَهَلْ بَلَغَكُمْ أَنَّ الدُّنْیَا سَخَتْ لَهُمْ نَفْساً بِفِدْیَةٍ؛ آیا شنیده‌اید که دنیا خودش را برای چنین آدم‌هایی فدا کند؟ «هَلْ زَوَّدَتْهُمْ إِلاَّ السَّغَبَ ؛ آیا توشه‌ای غیر از گرسنگی به آن‌ها داده؟ یکی از عذاب‌هایی که در قیامت وجود دارد مسئله تشنگی و گرسنگی آن‌جاست. جنین در رحم مادر از طریق بند ناف تغذیه می‌کند ولی باید سیستمی را تهیه کند که در دنیا بتواند از غذاهای دنیایی استفاده کند. «وَ لَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ اُخْرَی؛ هیچ‌کس هیچ باری را از دوش انسان برنمی‌دارد. (سوره زمر/آیه 7) شرایط زندگی آخرت، بی‌نهایت پیچیده‌تر از دنیاست. وقتی یک خوراکش چند ده‌هزار مزه دارد، باید ذائقه قدرتمندی داشته باشید. آن‌جا به غیر از خوراک‌های مادی، خوراک‌های معنوی و علمی هم هست. انسان هم مسائل علمی و معنوی را می‌تواند به شیوه پیشرفته آن‌جا یاد بگیرد و هم درس‌های جدید را. آن‌جا مادیت ندارد اما جسمانیت دارد. هرقدر سطح آسایش بیشتر شود، آرامش کم‌تر می‌شود. هرقدر نسبت به موقعیت‌های دنیایی داراتر شوید، نسبت به موقعیت‌های آخرتی و بخش‌های فوق عقلانی گداتر می‌شوید. کسی که دنیاطلب است و طمع دارد، خیلی فقر ذاتی دارد و روح علو خیلی خطرناک است. این آدم وقتی می‌خواهد به برزخ منتقل شود هیچ چیز ندارد. باید متناسب با ساختار برزخ مهیا شود. ما دائماً یادمان می‌رود که در رحم دنیا یک جنین هستیم سال‌ها غفلت می‌کنیم و در کمالات دنیایی غرق می‌شویم و یادمان می‌رود که به سمت آخرت در حرکتیم. اگر آخرت را باور کنیم وقت تلف نمی‌کنیم. هر چیزی که مرا از رسیدن به آخرت بازدارد، شیطان است. حتی اگر درس خواندن و طلبگی باشد. مقام معظم رهبری فرمودند: در حوزه‌های علمیه طلبه‌هایی هستند که دارند سکولار بارمی‌آیند. لباس می‌پوشند اما متدین نیستند و به درد دین نمی‌خورند و حرکتی به سمت آخرت ندارند. میرزا «رحمه‌الله علیه» فرمودند: از قیامت به بعد همه به فضل خداوند می‌خورند کسی با عمل به قیامت خودش را نمی‌کِشد ولی حداقل توشه شما تا برزخ باید به دردتان بخورد. «أفهذه تُؤْثِرُونَ»؛ شما این را می‌خواهید؟ این که به کار شما نمی‌آید؟ خطبه 113؛ « قَدْ غابَ عَنْ قُلُوبِكُمْ ذِكْرُ الْآجالِ؛ چه‌طور شده که از قلوب شما یاد اجلتان غایب شده؟» در ذات همه انسان‌ها این هست که قرار است به اندازه خدا بزرگ شوید. «لا اله الا الله» یعنی اله من «الله» است و می‌خواهم مثل او شوم. «أَنَا حَیٌّ لَا أَمُوتُ؛ أَطِعْنِی‌ فِیمَا أَمَرْتُكَ، أَجْعَلْكَ حَیًّا لَا تَمُوتُ»؛ من زنده‌ای هستم که نمی‌میرم اطاعت کن تا تو هم زنده‌ای باشی که هرگز مرگ نداشته باشد. قرآن می‌فرماید: «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ»؛ این‌ها (مؤمنین) دائما یاد ابدیت خالصشان کرده است. (سوره ص، آیه 46) ما چون مرگ را بد می‌بینیم اصلا دوست نداریم در موردش صحبت کنیم. وفات یعنی انتقال از حیات دنیایی به حیات آخرتی. خانواده آسمانی ما هم منتظر هستند که ما سالم متولد شویم. هنگام وفات، استقبال بی‌نظیر و باشکوهی از مؤمن می‌شود. امام سجاد «علیه‌السلام» فرمودند؛ خداوند مؤمن را در آخر عمر، گرفتار بیماری و سختی می‌کند تا این‌که لذت آخرتش را بالا ببرد. هر چیزی هم نار دارد و هم نور. زیرکان نور را می‌گیرند و احمقان نار را. کسی که بیمار است یعنی هماهنگ با سلامت نیست و درد می‌کشد. جهنم یعنی من هماهنگ با بهشت نیستم. حالا که فرصت و امکانات دارم و با یک ساعت می‌توانم سال‌ها خسارت را جبران کنم، چرا نکنم؟ ما امت پیامبری هستیم که فرمودند: «مَنْ بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار؛ کسی که دنیا می‌تواند او را بگریاند، جهنمی است». دخول در جهنم عین بکاء علی الدنیاست. این اصلا باطن و ساختار خلقت این‌طور است. «وَ حَضَرَتْكُمْ كَوَاذِبُ اَلْآمَالِ»؛ آرزوهای دروغین روی شما مسلط شده. شما پر از آرزوهای جمادی، گیاهی، حیوانی یا ذهنی و عقلی شده‌اید.  «اِلاّ مَن اَتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلیمٍ» یعنی شاخصه قلب سلیم، انس به حق تعالی، اهل‌بیت، غیب و آخرت است. ما باید فرزندانمان را با غایت خلقت آشنا کنیم. بچه‌ای که حواسش نیست پدری به نام امام زمان «علیه‌السلام» دارد و نسبت به او مسئول است و باید برای خانواده آسمانیش تلاش کند، فایده‌ای ندارد. از اکثر بچه‌ها بپرسید خوشبختی شما در چیست؟ همه آدرس غلط می‌دهند. یعنی شما به کجا برسید آدم شاد و آرامی می‌شوید؟ یعنی الان مایه‌های شادی و آرامش را در وجودتان ندارید؟ خداوند اصلا ما را ضعیف و محتاج نیافریده. خداوند ما را ثروتمند و قدرتمند با تمام دارایی‌های شادی و آرامش آفریده است. اسباب، همه جمع داری و کاری نمی‌کنی (حافظ) خداوند همه را نقد به ما داده است. اگر زحمتی هم برای به‌دست آوردنش می‌کشید برای این است که کشف کنید در حالیکه آن را دارید باید گرد و غبارش را کنار بزنید تا بتوانید از سختی‌های زندگیت لذت ببرید. در بحث غم و شادی، حضرت10 نوع غم را معرفی می‌کند که در عین این‌که در مشکلات هستید شادی پیدا می‌کنید. ما فکر می‌کنیم فقط حضرت زینب «سلام‌الله علیها» بودند که فرمودند: «وَ ما رأیتُ إلّا جَمیلاً» و ایشان ویژگی‌هایی شخصیتی داشتند که می‌توانستند این‌گونه باشند. در حالیکه خداوند این ویژگی را به همه ما داده اگر نداده بود در زیارت عاشورا درخواست مقام امام حسین «علیه‌السلام» را تمنا نمی‌ کردیم؛ «وَ اَسَئلهُ اَن یُبَلغَنیَ المَقامَ الَمحمودَ» ما الان بیشترین ثروت‌ها را داریم که بتوانیم با آن‌ها شاد و آرام باشیم. قدرت عفو و بخشش داشته باشیم. ولی متأسفانه ما درگیر آرزوهای جمادی، نباتی، گیاهی و حیوانی هستیم. حقیقت این است که با خیالات و توهمات زندگی می‌کنیم. با دریافت یک مقام کاملاً مست می‌شویم. علامه «رحمه‌الله علیه» می‌فرمودند: چه‌قدر خوب که ما توی این مملکت مسئولیتی نداریم. موفقیت‌های انسان، قبر آدم می‌شود و هر قدر در مسائل دنیایی موفق‌تر شود، نسبت به سرای جاودان تنبل‌تر، بی‌حوصله‌تر و کندتر می‌شود. نتیجه: «فَصارَتِ الدُّنْیَا اءَمْلَكَ بِكُمْ مِنَ الْآخِرَةِ؛ در این مسیر (که دچار یکسری آرزوها و توهمات کاذب شدید)، دنیا نسبت به آخرت، سهم بیشتری در شما دارد و مالک‌تر است». دنیا بیشتر از آخرت بر شما مسلط است. خوشا به حال کسی که آرزوها، غم‌ها و غصه‌های امام زمان «علیه‌السلام» بر او تسلط دارد. هر روز صبح چشمش را به عشق اهل بیت و خانواده آسمانی‌اش باز می‌کند و شب هم به عشق آن‌ها به رختخواب می‌رود. خوشا به حال کسی که انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارش با آرزوهای معشوقش هماهنگی دارد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4914
زمان انتشار: 25 دسامبر 2014
| |
جایگاه ویژه ی ذاکر الله نزد حق تعالی

یاد خدا (5)، 1385/7/22؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

جایگاه ویژه ی ذاکر الله نزد حق تعالی

انسان به واسطه ی داشتن فوق عقل بی نهایت طلب است ؛ لذا اگر این بی نهایت طلبی در مراتع بهشتی و بزم های فطری ارضاء . تغذیه شود ، انسان به شادی و آرامش می رسد . خداوند برای همه چیز حدود قائل است ، غیر از هم نشینی با خودش .پس انسان  می تواند با شکستن حدود ، بی نهایت را در آغوش بگیرد . خداوند وائمه اطهار و معصومین (علیهم السلام ) در همه حال ما را دعوت به ذکر کثیر نموده اند . چرا که ارتباط با خدا برای انسانها تنها ارتباطی است که حدودی ندارد .هر چه ذکر و یاد  بیشتر باشد ،مجالست و مؤانست بیشتر است . ذکری تأثیر گذار و نتیجه بخش است که همراه با طاعت باشد .

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 5 «یاد خدا»، مورخ 85/7/22 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: تغذیه نامحدود، تربیت نامحدود همان طور که در بخش حیوانی اگر کسی که بیشترین تنوع مواد غذایی و با کیفیت ترین تغذیه را داشته باشد، بدنی قوی دارد؛ در بٌعد انسانی هم همینطوراست. ولی چون جسم محدود است غذایش هم محدود است. بالعکس فوق عقل چون نامحدود است غذایش هم نامحدود است. بخش فوق عقل یا فوق تجرد بخش بی نهایت طلب است و انسان به واسطه ی داشتن این بخش قابلیت تربیت نا محدود را پیدا می کند؛ اگردرست تربیت شود و بداند آن بی نهایتی که عاشقش است خدا است، مسیر را به سمت انسانیت و بهشت درست می رود. اما اگر این بی نهایت طلبی با دنیا ارضا شود به تعبیر قرآن اخلاد الی الارض پیدا می کند. می خواهد خودش را در زمین جاودانه کند و برای همین جهنمی می شود و در آنجا جاودان می شود.. تقرب و تشبه به خدا انسان از آن جهت که حس و خیال و وهم دارد، حیوان است. و از آن جهت که عقل دارد، فرشته است. و از آن جهت که فوق عقل دارد، انسان است. هر بخش غذای مخصوص خودش را دارد. بدن و حواس هر کدام غذای خاص خودشان را دارند. غذای خیال، مخیلات؛ غذای وهم، موهومات؛ غذای عقل، معقولات؛ و غذای فوق عقل هم حق تعالی، یاد و همنشینی او و معرفت خداست. بنابراین ما هر چه تلاش کنیم تغذیه بهتری برای بخش انسانی مان فراهم کنیم، به خدا شبیه تر می شویم. تقربمان هم به خداوند بیشتر می شود. تقرب یعنی سنخیت و شباهت. حدود همنشینی با خدا خداوند تبارک و تعالی در مورد هر انتخاب، ارتباط و رفتار برای ما حد گذاشته است؛ تمام دستورات دینی حد دارند. فقط برای همنشینی با خودش حد نگذاشته است. در این بخش انسان مطلقا آزاد است. قرآن می فرماید پیامبر برای آزاد کردن انسانها آمده است، یعنی دین مساوی است با آزادی مطلق و بی نهایت. کسی که از اجرای احکام دینی، عبادات، ذکر و یاد خدا، احساس محدودیت می کند، بخش حیوانی او است که این احساس را دارد. این بخش هم درست قضاوت میکند، چون خداوند واقعا دست و پای حیوانیت را بسته و مطلق بودن را محدود کرده است. مخاطب اصلی احکام دینی بخش حیوانی ما است، اما برای بخش انسانی هیچ دستوری نداریم. این بخش آزاد است تا هر کاری را که می خواهد انجام دهد و وقتی  این بخش غلبه پیدا کند، خیلی شاد و آرام است. ولی ما چون بخش حیوانی مان فعال تر است، جلوی بخش انسانی مان را خودمان، می گیریم و موقع تغذیه آن بخل می ورزیم. خداوند برای دفاع از ما از شر حیوانیت در ماه مبارک رمضان قیام می کند و طبیعت ما را در فشار می گذارد تا حق کودک عزیز روان را بگیرد. نتایج قضاوت با بخش انسانی و بخش حیوانی کسی که بخش حیوانی اش فعال است، خیلی راحت و به شیرینی نمی تواند دین را قبول کند. ولی کسانی که از دین و خدا، راضی هستند، کسانی هستند که بخش انسانی شان فعال است، لذا خدا را، عالم و دین و همه چیز را همانطور که قشنگ است، میبیند؛ چون با بخش انسانی قضاوت میکند. در مورد یاد خدا وقتی حیوانیت قضاوت کند، محصولش کسالت، تنبلی و فرار است. و زمانی که انسانیت قضاوت می کند و بخش فطری فعال است، نتیجه اش شوق و ذوق. بزم های فطری انسان می تواند از بزم های فطری و الهی و درحلقه های ذکر و بوستان ها و مرتع های بهشتی لذت ببرد و به آرامش برسد. مثلا در غمگین ترین لحظات فطری مثل عزاداری ابا عبدالله (علیه السلام ) در پس اشک ها و غصه ها یک بزم بر پا است. بخش فطری نیاز به می و مطرب دارد و در هیچ جایی غیر ازهیئت و مسجد و حرم و ... این رقص و موسیقی وجود ندارد. به همین دلیل وقتی از این فضاها فاصله میگیریم کسل میشویم. خدا دنیا را برای شادی ما خلق کرده است نه برای غم و غصه. لذا در همه چیز محدودیت داریم غیر از یاد خدا و سفارش شده که زیاد بخورید و در زمان یاد خدا نامحدود عمل کنید. یاد خدا در کلام معصوم امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: هیچ شئ نیست مگر اینکه به آن حدی منتهی شود، مگر یاد خدا که حدی، که محدود شود ندارد. خداوند فرایض را بر ما واجب کرده است، اگر کسی واجبات را انجام دهد حدش هماناست، غیر از ذکر، که خداوند عزوجل به کم آن راضی نیست. سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: یا ایها الذین آمنو ا اذکر الله ذکر کثیرا. ای مؤمنین، (ای کسانی که به من و انسانیت و کودک عزیز روان تان ایمان آورده اید) زیاد یاد خدا کنید. وقتی که می گوییم خداوند به کم آن راضی نیست، یعنی خود ما به کم آن راضی نیستیم. آنچه از خداوند در ما است، نفخه ی خود خداست. نفس انسان از نفخه ی خدا است. لذا چون نفس انسان بی نهایت را می طلبد، خدا هم برای او بی نهایت را می خواهد. چون نیاز انسان بی نهایت است، خدا راضی نیست به او غذا نرسد. انسان به واسطه ی داشتن فوق عقل بی نهایت طلب است، لذا باید با بی نهایت ارضاء شود. بنابراین برای یاد خدا حدی وجود ندارد. چون انسان از محدودیت بی زار است و دوست دارد دائم در آغوش بینهایت باشد. وقتی یاد میگیرد که بینهایت غذا بخورد، اذکار بی نهایت بگوید، حس بی نهایت طلبش ارضاء شده و راحت می تواند پرواز کند و مثل خود خدا هر جا که اراده کند برود. باطن انسان از پرواز محدود بیزار است. خدا، انسان را برای بی نهایت خلق کرده است، برای اینکه مثل خودش باشد.به همین دلیل است که انسان دوست دارد همه ی حد ها را کنار زده و پیش روی کند. انسانهایی خودشان و خلقت را نمی شناسند و به قول فرمایش حضرت علی (علیه السلام) نمی دانند از کجا آمده اند، در کجا هستند و به کجا می روند؛ اینها به جای اینکه بی نهایت طلبی شان را با خدا ارضا کنند، با  تنوع طلبی در دنیا و مسائل طبیعی ارضا میکنند، شاید به آرامش برسند در حالی که آرامشی هم حاصل نمی شود.هر چه ذکر می آید آرامش و شادی و قدرت بیشتر می شود. خدا به ذکر ما احتیاج ندارد، ما هستیم که به ذکر خدا احتیاج داریم. رهنمود استاد : با خدا به دنبال دلبر دیگری نگردید. غیر از خدا دلبر دیگری نیست. هر جا بروید خسته میشوید و آخر هم تشنه از دنیا میروید. اگرمی خواهید شادکام و کامیاب از دنیا بروید و در آخرت هم کامیاب باشید، از همینجا با بینهایت انس بگیرید، با معشوق لایق خود انس بگیرید و به دنبال چیزهای بی ارزش و کوچک نگردید. با پرهیز از رذایل اخلاقی، حد را پاره کرده و بینهایت را در آغوش بگیرید.  درخواست جایگاه ویژه نزد خدا : نوع دغدغه ها، سؤالات، دعاها، هوس ها و حتی نوع محبوب انسان نشان دهنده ی شخصیت و قیمت هر انسان است. فردی نزد حضرت رسول (صلی الله و علیه و آله) آمد و عرض کرد که چه کاری کنم که نزد خدا، ویژه ترین انسان ها، باشم و از همه به خدا نزدیک تر باشم. حضرت فرمودند: زیاد یاد خدا کنید تا خاص ترین و ویژه ترین انسانها نزد خدا باشید. کسب این جایگاه ویژه، به این دلیل است که " ذاکر الله مجالسه " هر چه مجالست بیشتر، انس با خدا بیشتر می شود. این موضوع بالعکس روابط انسانی است. روابط انسانها باید حدودی داشته باشد تا دل زدگی ایجاد نکند. هر چه می خواهید ویژه تر باشید، خاص تر عمل کنید در هر حالی دلتان به یاد خدا باشد و خلوتتان بیشتر باشد تا شاد و آرام باشید. حرف آخر : امام صادق (علیه السلام) : گرامی ترین مردم نزد خدا، کسانی هستند که بیشترین ذکر را میگویند و بیشترین طاعت را دارند. قید طاعت را دقت کنید! ذکری که همراه با طاعت نباشد و یاد خدا کنار ذکر گنجانده نشود، به نتیجه نمی رسد؛ بلکه انسان را به بی راهه می کشاند. لذا یاد خدا به این معنا است که انسان می بایست خدا را در هر تصمیم، انتخاب، ارتباط، فکر و رفتار در نظر بگیرد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4913
زمان انتشار: 25 دسامبر 2014
| |
یادخدا؛ مدیر ارشد برنامه های زندگی انسان

یاد خدا (4)، 1385/7/22؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

یادخدا؛ مدیر ارشد برنامه های زندگی انسان

دنیا  برای لذت از حیوانیت نیست  بلکه برای خلوت و حشر با خدا و لذت از مؤانست با خدا خلق شده است. انسان اگر خودش را به ستون انسانیت ببندد، تما م ارتباط ها ، انتخاب ها ،افکار و رفتار ها یش بر اساس ارتباط با خدا تنظیم می شود .اگر انسان بخواهد رابطه ی خوبی با خدا داشته باشد ، باید برای یاد خدا ، دوستی و  انس با خدا اصالت قائل باشد.اصلی ترین برنامه  ی زندگی اش را ارتباط گرم و صمیمی با خداوند و پیامبر و آل قرار دهد ،  بعد به برنامه های دیگر پرداخته و بقیه ی زندگی  اش  را تابع این رفاقت کنید

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 4 «یاد خدا»، مورخ 85/7/22 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: مروری بر آموخته ها تا اینجا آموختیم که هر فردی در وجودش یک بخش انسانی دارد که می بایست به آن ایمان بیاورد ؛و بپذیرد که او جدای از روح حیوانی و کمالات حیوانی از یک روح انسانی با کمالات ویژه ی خودش برخوردار است . انسان باید کودک عزیز روان را در وجودش کشف کرده و با آن به آرامش دست پیدا کند . دوستش داشته باشد ، با آن انس بگیرد و در صدد رشد و تغذیه آن باشد . چرا که نجات انسان  و همچنین نشاط ، آرامش و سلامت او دردنیا و آخرت به میزان شادی و نشاط و سلامت این کودک عزیز روان یعنی بخش انسانی، بستگی دارد . کودک عزیز روان امانتی است که خداوند تبارک و تعالی از وجود خودش در وجود انسان گذاشته است ، و انتظار دارد این کودک را بالغ ، قوی و سالم تحویل دهد . غایت کودک عزیز روان ، مثل خدا شدن است چرا که تنها خوراک آن ، ذکر الله است . همنشینی با حق تعالی اولین مسئله این است که انسان بداند معشوقش کجاست و چه طور باید اورا پیدا کند . باید بفهمد که خدا، به انسان از خود ش نزدیک تر است . همین که اراده کند همنشینش می شود .این طورنیست که بعد از ذکر گفتن، مؤانست صورت بگیرد ؛ ذکر خودش مؤانست و مجالست است به شرط وجود معرفت به معانی اذکار . در این صورت به لذت مجالست با معشوق دست پیدا می کند . ستون حیوانیت و ستون انسانیت دنیا  برای لذت از حیوانیت نیست  بلکه برای خلوت و حشر با خدا و لذت از مؤانست با خدا خلق شده است .گاهی انسان خود را به ستون حیوانیت می بندد و رسماً شئونات حیوانی خود را قبول می کند می پذیرد که یک مرد و یا یک زن است ، پدر و مادر است و ...سپس برای اینکه به آرامش برسد و بهتر به حیوانیتش بپردازد ،حس می کند که به عبادت هم نیاز دارد پس در حالی به معنویات می پردازد که نسبت به ستون حیوانیت حالت ارتجاعی دارد . در این حال انسان  در حیوانیت تثبیت شده و  آنچه به رسمیت می شناسد  ،حیوانیت است و یاد خدا تابع شئون حیوانی می شود . ولی زمانی که ابتدا انسان  بپذیردکه نفخه ی خداست و شئونات بخش حیوانی را کنار بگذارد . قبول کند که انسان است و اینها همه فرعیات وجودش است . عملا خودش را به ستون انسانیت بسته است ، یعنی به عنوان یک انسان زندگی می کند ، رفیقش خداست ؛  او،مال خداست (انا لله )؛ مولایش خداست.بعد از این مرحله ی یقین کلیه انتخاب ها ، ارتباط ها ، افکار و رفتارهای انسان بر اساس رابطه با خدا تنظیم و اجرا می گردد. شرط برقراری رابطه ی خوب با خدا اگر انسان بخواهد رابطه یخوبی با خدا داشته باشد ، باید برای یاد خدا ، دوستی و  انس با خدا اصالت قائل باشد . این اصل زندگی یک انسان حقیقی است که باطن انسانی دارد  ؛و اصلی ترین  کار زندگی اش رابطه با خداست . این چنین انسانی در کارهایش از خدا و کودک عزیز روانش خرج نمی کند و هرگز به اینها خیانت نکرده تا دنیایش را آباد کند . و با رشد کودک عزیز روان می تواند از زیباترین ، جذاب ترین و شیرین ترین موجود عالم لذت ببرد . از خدا لذت ببرد . ارتباط و رفاقت  با ائمه اطهار (علیهم السلام )او را شاد کند .ولی اگر از خدا مایه بگذارد و هرگاه در دنیا کسری داشت از کودک عزیز روان گرفته و  به دنیا ببخشد ، رفته رفته کودک عزیز روان ضعیف شده ، و از بین می رود . خداوند تبارک و تعالی ،دنیا را طوری آفریده است که اگر کسی با خدا رفاقت نداشته باشد ، می بایست به دنبال دنیا  بدود  و در نهایت تشنه و خسته از دنیا می رود . حضرت رسول (صلی الله علیه و آله ) فرمودند : "هر کسی تشنه و ناکام از دنیا می رود مگر ذاکر الله یعنی همنشین خدا . اگر با دقت، به گذشته توجه کنیم ، در می یابیم که تنها ثروت  ما زمانی بوده که با خدا خلوت کرده ایم . ودر لحظه ی مرگ ، بزرگ ترین حسرت انسان این است که آرزو می کند  ای کاش با پیامبر خدا و ائمه اطهار (علیم السلام )رفاقت می کرد . همیشه به خاطر داشته باشید که پیامبر و ائمه اطهار (علیم السلام ) به جایگاه شما در بهشت هم راضی نیستند . ایشان دوست دارند شما را کنار خود داشته باشند و در درجه خودشان قرار بگیرید ، لذا برای اینکه بزرگ شویم ،به ما یاد داده اند که در هر حالی به دنبال مودت شان باشم . منافات عشق خدا و ذلت حال که خدا خود ش را برای رفاقت گذاشته است  ، چرا ما بهره نبریم . خدا می فرماید : "وقتی یک بنده توبه می کند  و با من آشتی می کند ، حال من مثل کسی است که در یک بیابان بی آب و علف به آب و غذا رسیده باشد" . پس با خدایی به این خوبی انسان چرا باید ذلیل و محتاج باشد .  بعد از مرگ ،غیر از محبت داشتن و رفاقت با خدای مهربان ،محبت هیچ کس مرا دست گیری نمی کند ،.ما می بایست به عشق خدا به دیگران مهر ورزی کنیم ؛ و نیاز به ذلیل شدن در برابر محبت دیگران نیست .حضرت علی (علیه السلام ) می فرمایند :من هیچ ذلتی را بالاتر از این ندیدم که دلم مشغول کسی باشد که او دلش مشغول من نیست (دلش از من فارغ است). به اعمال الهی به عنوان یک تکلیف نگاه نکنید ،چون خدا  اگر ،اعمالی را واجب کرده است ، به دلیل دوست داشتن انسان بوده  ومی خواسته با او رفاقت کند ؛ تا به واسطه این رفاقت به کسی احتیاج پیدا نکند وذلیل و خوارنشود .این در حالیست که  خود خدا نه به انسان و نه به محبت او احتیاج ندارد."ان الله غنی عن العالمین " . توصیه استاد از این پس تصمیم بگیریم ، اصلی ترین برنامه  ی زندگی مان را ارتباط گرم و صمیمی با خداوند و پیامبر و آل قرار دهیم ،زندگی مان را وقف اینان کنیم و بعد به برنامه های دیگر بپردازیم ؛ و بقیه ی زندگی مان را تابع این رفاقت کنیم .در این صورت دنیا هم برایمان بهشت می شود . اگر جایی، انتخاب ها ، ارتباط ها ، افکار و رفتارمان خلاف این رفاقت ها بود ، دست از آنها برداریم .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4911
زمان انتشار: 17 آوریل 2016
| | | |
روانشناسی شخصیت عزتمند این گونه است

بحث عزت (13)، 94/10/17

روانشناسی شخصیت عزتمند این گونه است

شخصیت عزتمند سیستم زندگی خود را به گونه‌ای طراحی می‌کند که حرکتش به سمت تولد به برزخ یک حرکت موفق و قدرتمند باشد.

بعضی از بزرگان دین ما که از دنیا رفته اند وقتی به خواب دیگر علما می‌آیند می‌فرمایند ای کاش ما می‌توانستیم به دنیا بازگردیم و صلوات بیشتری بفرستیم. در روایات داریم که سنگین‌ترین چیز در نامه عمل انسان در روز قیامت، صلوات است به خصوص اگر به ابعاد و ماهیت صلوات معرفت پیدا کرده باشد. «شخصیت عزتمند در روانشناسی» 1- عزت یعنی استحکام و نفوذناپذیری شخصیتی در مقابل باطل و استحکام شخصیت در ارتباط با الله و خانواده آسمانی. 2- شخصیت عزتمند سیستم زندگی خود را به گونه‌ای طراحی می‌کند که حرکتش به سمت تولد به برزخ یک حرکت موفق و قدرتمند باشد. 3- انسان عزیز در سبک زندگی خود حصاری به دور خود می‌کشد که هیچ قدرتی نتواند به روند حرکت سریعش به سمت خانواده آسمانی‌اش لطمه‌ای وارد کند. 4- شخص عزیز لحظه‌ای در روح خود تردیدی احساس نمی‌کند. قرآن مؤمن واقعی را کسی می‌داند که بعد از ایمان آوردن، هیچ تزلزل و شک و ناآرامی در دلش احساس نکند. کسانی که با معارف اسلامی آشنا می‌شوند ولی دائماً در دلشان آشوب و غصه و تردید و ناامنی دارند کسانی اند که شخصیت‌شان عزیز و محکم نیست. 5- شخصیت عزتمند مانند جنینی است که در قرار مکین (رحم مادر) آرام قرار گرفته و در کمال آرامش به سمت تولد سالم در حرکت است. 6- شخصیت عزتمند شخصیتی است که سبک زندگی، انتخابها، ارتباطات، رفتارها و چینش‌های فکری خود را به گونه‌ای طراحی کرده که هر حادثه‌ای در اطراف او اتفاق بیفتد به هیچ وجه به سرعت و قدرت حرکتی او به سمت الله لطمه‌ای وارد نمی‌شود و هیچ گاه در زندگی اش هیچ شک و اضطراب و غم و ناامیدی نسبت به دنیا ندارد و حتی اگر تنهاترین افراد باشند دنیا هیچگاه برایشان بی‌معنا و تیره و تار نیست. جهاد حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: خداوند جهاد را مایه­ی عزت اسلام قرار داد بطوری که جهاد هم شخصیت خود انسان را عزیز و قدرتمند می‌کند و هم به اسلام عزت می‌بخشد. آنچه که در جوامع و کشورهای اسلامی باعث عدم حاکمیت کفار و عدم تحمل ذلت می‌شود، جهاد جهادگران آن سرزمین است. مثال: شیعیان لبنان که علما و بزرگان شیعه به داد آنها رسیدند و آنها را سازماندهی کردند و روح مقاومت و جهاد را در آنها بیدار کردند و به سمت عزت کشاندند و در حال حاضر عزیزترین قوم منطقه هستند و الهام‌بخش اقوام دیگر از جمله فلسطین شدند. و همچنین در کشور ما در حال حاضر آنچه باعث پیشرفت و آرامش و امنیت شده، جهاد رزمندگان دفاع مقدس است. جهاد این عظمت را دارد که وقتی انسان دست از دنیا و دلبستگی‌های کاذب شست نزد خدا و ملائک و غیب و حتی در زمین عظمت پیدا می‌کند. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:‌ هر کس از بهشت‌های دنیا (دریافتی‌های دنیا) دست شست عزیز می‌شود. عزت جایی است که انسان از همه کمالات بدون الله دست می‌شوید. چرا خداوند جهاد را وضع کرده امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: خداوند جهاد را برای عزت قرار داده است. حصار اسلام و چیزی که اسلام را از نفوذ دشمن نگاه می‌دارد روح جهاد (نظامی، مقاومتی، فرهنگی، اقتصادی) است. اسلامی که خودش ذلیل باشد هیچ گاه پیروان قدرتمندی نخواهد داشت. اینکه اسلام همیشه ما را دعوت به اجتماع (تظاهرات، نماز جماعت و ...) می‌کند برای بدست آوردن عزت و قدرت است. در مسائل سیاسی و اجتماعی از جمع فرار نکنید ولی در مسائل فردی هر چه شخص دامنه ارتباطاتش را محدودتر و وابستگی‌هایش به دیگران را کمتر کند شخصیتاً قوی‌تر می‌شود. صبر بر تنهایی علامت قدرت عقل است شخصی که کوچکترین انتقاد و مقاومت دیگران را به هم می‌ریزد ذلیل است و عزت ندارد و کسی که تحمل تنها شدن با علم و معرفت و سجاده و حرم و روضه و عزاداری و ... را ندارد هیچ گاه به عزت نمی‌رسد. امام علی (علیه‌السلام) توصیه می‌کردند که آنقدر تنهایی را تحمل کن تا عزیز شوی. تمام بزرگانی که در اجتماع عزیز هستند همگی مدت زیادی تنهایی کشیده اند. (از هیاهوی اجتماع با رفتن به یک روستا دور بوده اند، شب تا صبح با کتاب و قرآن و سجاده تنها بوده اند، در زندان تنها بوده اند) برتری آدم‌های بزرگ به خوب عبادت کردن شان بوده است. چون تنهایی‌هایشان همیشه با غیب پر می‌شده است. امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: اگر خواهان بقاء عزت (هم دنیوی و هم اخروی) هستید باید بتوانید با تنهایی انس بگیرید و از مردم و وابستگی‌های دنیوی دوری گزینید. شاگرد اول­ها همیشه تنها هستند؛ عزیز و قوی باقی می‌مانند.   والحمدلله رب العالمین   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4910
زمان انتشار: 17 آوریل 2016
| | | |
بالاترین مردم از نظر معرفت، کسانی هستند که دعای بیشتری دارند

بحث عزت (12)، 94/10/17

بالاترین مردم از نظر معرفت، کسانی هستند که دعای بیشتری دارند

هر چه قدر مقام و رتبه انسان بالاتر رود به تواضع بیشتری نیاز دارد. در دعاهایمان از خدا بخواهیم برای من هیچ عزت ظاهری پیش مردم ایجاد نکن مگر به همان اندازه من را پیش خودم پایین بیاوری.

یک نکته مهم در بحث عزت این است که انسان توحید ربوبی خود را قوی کند و دائماً در نظر داشته باشد تنها «مالک و مدبر» او و همه عالم الله است که این بسته به میزان معرفت یک شخص است. در روایت بالاترین مردم از نظر معرفت کسانی هستند که درخواست و دعای بیشتری از خدا دارند. نحوه درخواست عزت از خداوند 1- خدایا در دل کافران به من قدرت و عظمت بده (خود ما باید به این درخواست عمل کنیم) طبق روایات دعاکننده‌ی بی‌عمل مثل تیراندازی است که زهدانش تیر ندارد. یعنی هم فرد و هم جامعه باید طوری رفتار کنند که عظمت شان در برابر دشمن و کفار کم نشود. حتی اگر در جامعه غیر مذهبی زندگی می‌کنیم باید با نوع رفتار و برخورد و طرز پوشش و ... عظمت شیعه بودن و دین و کشورمان را حفظ کنیم. 2- خدایا در چشم مؤمنان من را پرشکوه قرار بده ولی در درون خودم و خانواده‌ام مرا ذلیل و نرم گردان (برای ایجاد تعادل رفتاری در خانواده من را در چشم آنها خیلی بزرگ نکن تا بتوانم رابطه عاطفی خوبی برقرار کنم همانطور که حضرت علی (علیه‌السلام) وقتی وارد خانه می‌شدند امیر و سردار نبودند بلکه پدر و همسری آرام و مهربان بودند. 3- خدایا به من عزت بدون تکبر عطا کن (مکارم الاخلاق) هر چه قدر مقام و رتبه انسان بالاتر رود به تواضع بیشتری نیاز دارد. در دعاهایمان از خدا بخواهیم برای من هیچ عزت ظاهری پیش مردم ایجاد نکن مگر به همان اندازه من را پیش خودم پایین بیاوری. (البته اگر بیش از اندازه نزد خود ذلیل شویم در جامعه اعتماد به نفس خوبی نداریم، رعایت تعادل لازم است). 4- دعا برای غنی بودن، خدایا من را از کسی که از من بی‌نیاز است، بی‌نیاز کن. هر چه انسان نسبت به خدا احساس فقر بیشتری کند در جامعه غنی‌تر است و هر چه مشتاق‌تر و وابسته‌تر به خدا و اهل آسمان باشد نیاز کمتری به محبت و لطف اهل زمین دارد. هر چه نسبت به اهل زمین فقیرتر= احساس بی‌نیازی از آسمان؛ ذلت هر چه نسبت به اهل آسمان احساس نیاز بیشتر = عزت و شرافت و شخصیت از مهرت ای خورشید جان               چون ذره ام هر سو روان مجذوب حسن دیگران                   ای ماه خوبان نیستم                                      در روایتی از امام باقر (علیه‌السلام) داریم که بقاء عزت تو به کشتن طمع توست. در هر چهار بخش گیاهی، جمادی، هوشی و حیوانی طمع باعث ذلت می‌شود. پس طمع را در هر زمینه‌ای قطع کنید تا آزاده باشید. امام علی (علیه‌السلام): اگر کسی از مواهب دنیا دست شست، عزیز می‌شود. نتیجه‌گیری: برای اینکه وابسته و ذلیل دنیا و خانواده‌ی زمینی نشویم باید اصل نیازهایمان از خانواده‌ی آسمانی تأمین شود. عاطفه‌مان را از امام زمان (علیه‌السلام) و علی (علیه‌السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) بگیریم که خیلی بیشتر از پدر و مادر زمینی ما نسبت به ما مهر و محبت دارند و دعاگوی ما هستند.   والحمدلله رب العالمین   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4909
زمان انتشار: 17 آوریل 2016
| | | |
(11) محبوبیت بین مردم تنها از راه نیت خوب صورت می گیرد

بحث شادی (11)، 94/12/15؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(11) محبوبیت بین مردم تنها از راه نیت خوب صورت می گیرد

یکی از عوامل شادی انسان داشتن نیت خوب است. نیت خوب روح را زیبا می کند. به فرموده امام علی (علیهالسلام) نیت خوب سبب پاداش فراوان و خوشی زندگی و محبوبیت بین مردم می شود. لذا می توان با نیت خیر همه خیرات و دل­ها را جذب کرد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 11«بحث شادی» مورخ 94/12/15، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر آمده است: عوامل اخلاقی شادی آور در عوامل اخلاقی و عملی شادی آور، بحث اعمال صالح و اخلاق حسنه را بیان کردیم. گفتیم که هر چه خروجی حاصل از 5 قوه‌ی انسان، بیشتر باشد یا به عبارتی. زکات آنها را پرداخت نماییم، دریافتهایی که داریم، منفعت بیشتری برایمان خواهد داشت و رشد بیشتری خواهیم نمود و برعکس، شخصی که صرفاً مصرف کننده است و تغذیه‌کننده‌ی دیگران نمی‌باشد، خودشیفته و خودمحور است و سهمی از وجود و قوای خود به دیگران نمی‌دهد، این شخص دچار سردرگمی، بلاتکلیفی، پوچی، غم و گرفتاری می‌شود. کسانی که غم و غصه‌ی دیگران، برایشان اهمیتی ندارد، خود نیز باید رنج بسیاری از تنهایی‌ها، محرومیت‌ها و بی‌پناهی‌ها را تحمل کنند چون شخصیت خیر رسان و با منفعتی ندارند. لذا به عمل صالح و خروجی بیشتر تأکید فراوان شده است زیرا هر چه خروجی بیشتر باشد، دریافت و برکات از آسمان نیز، بیشتر خواهد بود.  در حدیثی خطاب به حضرت عیسی (علیه‌السلام) آمده است: «یَا عِیسَى افْرَحْ بِالْحَسَنَةِ؛ فَإِنَّهَا لِی رِضًا؛ با کار خیرت شاد باش چون این کار باعث خشنودی من است» یعنی کاری که سبب خشنودی خداوند شود، حتماً‌ شادی انسان را هم در بر خواهد داشت. انسانی که آنقدر به رشد و تعالی دست یافته است که سبب خشنودی اهل آسمان، انبیا، صالحین و شهدا می‌شود، قطعاً خود نیز انسان شاد و آرامی می‌باشد. پس اگر دچار غم و اندوه هستیم، باید سعی کنیم آنچه داریم مصرف کنیم. به عبارتی هر آنچه کم داریم، همان را به دیگران بدهیم تا راه،‌ گشوده شود. تا به دیگران محبت نکنیم، محبت دریافت نمی‌کنیم و تا دیگران را شاد نکنیم، شاد نخواهیم بود. حسن نیت، عامل اخلاقی دیگر برای شادی عامل دیگر شادی، "حسن نیت" است که مرتبط با مسئله‌ی قبلی است. کسی که دائماً افکار بزرگ دارد و در فکر افزایش خروجی و خیررسانی به همگان حتی غیب می‌باشد، شاید توان به عینیت رساندن نظام نیت‌هایش را نداشته باشد، ولی همان نیت، در واقع مایه‌ی اصلی تمام خروجی‌ها را در وجود او، تولید کرده است. هر چه نیت انسان، زیباتر و فراگیرتر شود، انسان شادتر و آرام‌تر می‌شود. امام رضا (علیه‌السلام) می‌فرمایند: کسی که نسبت به یکی از دوستان و محبین من، بدنیت شود، من او را نفرین می‌کنم. چنین شخصی که نفرین امام معصوم را به دنبال خود دارد، قطعاً مورد عذاب خداوند واقع می‌شود. یعنی سیستم و نظام خلقت، با این شخص سازگاری ندارد. افرادی که مرتب می‌گویند من بدشانس هستم، در حقیقت بدنیت هستند، نیت‌های بد و آلوده، انسان را غمگین و محدود می‌کند و او را دچار بلا می‌سازد. وقتی انسان، حتی به ذهنش خطور می‌کند که با دیگران به رقابت پرداخته و خود را با آنان مقایسه کند و در مقام مقایسه، خود را برتر می‌بیند، در واقع فراموش کرده که الحمدلله رب العالمین ... که هر آنچه من دارم، از خداست و من چیزی از خود ندارم و همین تفکر خودبینانه و نیت ناپاک برای انسان، عقب‌گرد بسیار دارد. تو به اندازه‌ی نیت خود ارزشمندی یکی از علائمی که انسان بفهمد، در ذات می‌باشد یا نه، این است که ببیند از مشکلات دیگران، شاد می‌شود یا نه. آرزوهای ما در مورد دیگران، قیمت و ارزش ما را تعیین می‌کنند. حسادت به دیگران، یکی از عوامل بسته شدن روزی‌هاست و بیماری‌های جسمی و روحی زیاد و عذاب آخرتی فراوان ایجاد می‌کند. امام علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَن حَسُنَت نِیَّتُهُ كَثُرَت مَثُوبَتُهُ، وَ طابَتْ عیشَتُهُ وَوَجَبَتْ مَوَدَّتُهُ؛ هر کس نیتش، نیکو باشد. هم پاداش فراوان نصیبش می‌گردد، هم زندگی‌اش خوش می‌شود و هم محبوبیت ذاتی‌ای پیدا می‌کند که دیگران نمی‌توانند او را دوست نداشته باشند. وقتی نیت، بد شود روح بیمار می‌شود و تعادل انسان به هم می‌ریزد که اولاً انسان از خدا دور می‌شود که این امر سبب بروز مصائب و مشکلات فراوان می‌گردد و طیب عیش از زندگی‌اش خارج می‌شود و ثانیاً شخص، محبوبیت خود را از دست می‌دهد. انسان بد نیّت، اولین ضربه را به خودش می‌زند چون با ناپاکی درونش، خودش را نابود می‌کند و دچار خودزنی می‌گردد. این قاعده‌ی خلقت است و اجتناب ناپذیر است. وقتی کسی درون خودش را درست کند، اتفاقات بیرونی خوبی برایش خواهد افتاد. یکی از نصایح آقای دولابی این بود که هر چه هست در درون خودت است. تمام اتفاقات بیرونی را قلب ما رقم می‌زند. این دل ماست که روزی‌ها را جذب می‌کند. کسی که روح ضعیفی دارد، از بیرون آسیب می‌بیند. اگر روح، ایمان داشته باشد، مصرف کننده باشد، حسن نیت داشته باشد، فعال باشد و به جای آنکه مشغول خودش باشد،‌ به دیگران برسد، رفته رفته خیر و برکت و شادی و نشاط و محبوبیت پیدا می‌کند. خداوند نظام خلقت را این گونه قرار داده که اگر کسی ایمان بیاورد و خروجی صالح داشته باشد، خود به خود،‌ به محبوبیت می رسد. ممکن است فردی از لحاظ مالی ضعیف باشد و توان کمک به کسی هم نداشته باشد (خروجی چندانی نداشته باشد) ولی چون روحش ذاتاً آرام و خوش نیک و پاک است، مقایسه و غرور و بدجنسی به سراغش نمی‌آید و خود به خود، محبوب واقع می‌شود. هر کس با نیتی که دارد، خودش شرایط جذب و یا عدم جذب غیب و خیرات را برای خودش فراهم می‌کند. این عالم، عالم دقیقی است و تمام اتفاقات آن برطبق قوانین ریاضی است و چیزی به نام شانس و خوش اقبالی وجود ندارد. اگر می‌خواهی به آرزوهایت برسی، منیت و باطن خود را درست کن. به جای آنکه مرتب برای موفقیت، فعالیت بیرونی انجام دهی، فعالیت درونی انجام بده. تمام انسانهای بزرگ، افراد خوش‌نیتی بوده اند. وقتی به خاطر بخشهای پایینی، بخش فوق عقلانی را تعطیل می‌کنیم. (مثلاً مستحبات را به خاطر تحصیل، کنار می‌گذاریم) در همان بخش‌ها، به موفقیت واقعی دست نمی‌یابیم چون به محض قطع ارتباط با آسمان، مشکلات و گرفتاری ها، شروع می‌شود. اکثر انسان ها، ساعت های زیادی را صرف پرداختن به بخش های پایینی می‌کنند ولی برای تغذیه‌ی بخش فوق عقلانی، وقت نمی‌گذارند و آن را واجب و ضروری نمی‌دانند. در حقیقت علت تمام گرفتاری ها و مشکلاتمان، عدم مدیریت زمان، و نادیده گرفتن و بی‌حرمتی به اصلی‌ترین بخش وجودی یعنی بخش فوق عقلانی و انسانی است. حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «جَمیلُ النِّیَّةِ سَبَبٌ لِبُلوغِ الاُمنِیَّةِ؛ نیت زیبا، سبب رسیدن به آرزوهاست». بنابراین دلت را صاف کن و نیت خود را پاک کن، به هرکجا که بخواهی می‌رسی. کلام پدر آسمانی مان، به قدری زیبا و تأثیرگذار است که انسان از داشتن چنین پدری و چنین خانواده‌ای، تا ابد سرمست می‌شود. اگر هر کدام از این فرمایشات گهربار را در زندگی به کار ببریم، از همه چیز و همه کس، بی‌نیاز خواهیم شد. «والحمدلله رب العالمین»   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4895
زمان انتشار: 13 آوریل 2016
| | | | |
مدارا؛ فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی است

خانواده آسمانی 427 ، 1395/01/19

مدارا؛ فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی است

مدارا نوعی فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی و کلید پیشرفت آدمی است و شیطان و رقابت های دنیایی را از انسان دفع می کند. اما کسی که اهل مدارا نیست هیچ رشدی در بخش انسانی نخواهد داشت. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 427 «خانواده آسمانی » مورخ 95/01/19 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   بهترین هم نشینان، اهل مدارا هستند! در ادامه روایت جلسسه گذشته به بحث رفق رسیدیم. رفق در لغت به معنای مدارا کردن است. همه‌ی انسان ­ها در طول روز، طول هفته ... احوالات متغیری دارند. عوامل مختلفی در تغییر حالات انسان‌ها نقش دارند. به گونه‌ای که گاهی او را به شادی و سرمستی می‌رسانند، و گاهی بی‌حوصله و کسل و بی انگیزه‌اش، می‌نمایند. لذا در روایات آمده است که؛ « وَفِی تقلب الْأَحْوَال، علم جَوَاهِر الرِّجَال» در بالا و پایین شدنِ احوالات است که درون انسان ها، مشهود می‌گردد. در حقیقت، شخصیت حقیقی انسان‌ها، در زمان هایی شناخته می‌شود که انسان تغییر احوال شدیدی پیدا می‌کند. به عنوان مثال؛ زمان سفر که عواملِ ثابت زندگی تغییر زیادی پیدا می‌کنند، فرصت مناسبی است که خودمان و یا دیگران را بهتر بشناسیم. البته گاهی استفاده از غذاهایی که با طبع انسان سازگار نیست، ممکن است در او حالات کسلی،‌ رخوت، بی‌حوصلگی، و یا تندی و عصبانیت تولید کند. این مسئله، حائز اهمیت نیست؛ زیرا این فرد ذاتاً چنین صفاتی را در نفس خود ندارد، و با اصلاح این تغذیه‌ی اشتباه، می‌تواند به حالت تعادل برگردد. آنچه که خیلی برای یک انسان حقیقی، حائز اهمیت است، مدیریت خویشتن است. یعنی داشتنِ قدرتی، که قادر باشد نفسِ خود را در حالات مختلف به گونه‌ای مدیریت کند، که به سلامتِ‌ اصلی نفسش لطمه‌ای وارد نشود. و حتی در مراتب بالاتر، به گونه‌ای خود را مدیریت کند که در تغییر حالات مختلف، حتی شادی و آرامش نیز، دچار تغیر و تذلل نگردد. چنین کسی ضمن اینکه تغییر حالات خود را به رسمیت می‌شناسد. اما آن ها را باور نمی‌کند. او می‌داند در اوقاتی که نفس او به کسالت مبتلا شده، قادر به بهره‌برداری خوبی از شرایط معنوی نخواهد بود. لذا در این شرایط، به نفسِ خود، بار بیشتری را تحمیل کرده و تا رسیدن به حالت تعادل، صبر می‌کند. فراموش نکنیم که؛ تحمیل بار اضافی بر نفس، و توقع زیاد داشتن از خودمان، ما را به شکست‌هایی می‌رساند که نتیجه‌اش احساس شکست خوردگی، عدم توانایی، و احساس بی‌مصرفی و بی‌فایده بودن است. مهارتِ تشخیص اولویت‌ها در زندگی، سبب می‌شود که انسان، در موقع صحیح و لازم، به سمت یک فعالیت و انتخاب خاص، پیش برود. در این صورت، در مواقعی که از نظر روحی، آماده نیست، سطح توقع خود را نفسش کم کرده و از تحمیل بار اضافی بر آن، خودداری می‌کند. این مهارت سبب می‌شود که انسان، چنین موقعیت‌هایی را در دیگران نیز، به خوبی درک نموده و با آنان مدارا می‌کند. بنابراین، به درکِ حالاتِ گوناگون نفس،‌ و تصمیم‌گیری صحیح براساس این حالات، چه در مورد خودمان، چه در مورد دیگران، رفق (مدارا) گفته می‌شود. عدم مدارا کردن و با خودمان یا با دیگران، سبب می‌شود که ما کلاً از مسیر آخرت و ابدیت خارج شویم. بطوری که بسیاری از انسان‌ها در اثر عدم تجهیز به صفت رفق، در رحم دنیا سقط شده، و اساساً به سوی آخرت، در حرکت نخواهند بود. کسانی که اهل مدارا نیستند، توسط شیطان محاصره شده و به بازی خطرناکِ رقابت‌های دنیایی وارد می‌شوند و هرگز قدرت کنترل طمع‌ها و حرص‌هایشان را نمی‌یابند. لذا دائماً در دلشوره‌ها و اضطراب‌ها ترس‌های آینده، دست و پا می‌زنند. فراموش نکنیم که گاهی عدم مدارای ما با دیگران، صدمات جبران‌ناپذیری را به بار می‌آورد. عدم مدارای ما با جوانان و نادیده گرفتن خطاهایشان، آنان را دین‌گریز و دین زده نموده و بازگشت‌شان را به سوی نور، ‌به تأخیر انداخته و یا غیر ممکن می‌سازد. والدینی که اهل مدارا با فرزندان خود در هفت سال اول زندگی نیستند، منتظر اطاعت آنان در هفت سال دوم، نباشند. اساساً والدین موظفند خود را به صفت رفق، مجهز نمایند، زیرا این اسلحه، از مهمترین اسلحه‌ها در تربیت و پرورش فرزندان است. تکلّف‌ها و تجمل‌گرایی‌هایی که امروزه انسان‌ها را از پرداختن به ابدیت‌شان باز داشته است. نشانه‌ی عدم تجهیز آنان به صفت رفق است. کسانی که اهل مدارا نیستند، حتی به خودشان هم دائماً‌ سخت گرفته با چشم و هم‌چشمی‌ها و تجمل‌گرایی‌ها، خودشان را از حرکت به سوی آخرت باز می‌دارند. چنین انسان‌هایی قطعاً با دیگران نیز،‌اهل مدارا نخواهند بود. «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - مدارا؛ فرصت دادن به دیگران برای اصلاح و بازسازی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed