www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5592
زمان انتشار: 12 سپتامبر 2016
| | | | | |
(6) اول معشوق دعوت می کند، بعد ما به زیارتش می رویم و حاصلش«مغفرت» است

شرح جامعه کبیره؛ جلسه ششم، 95/6/18

(6) اول معشوق دعوت می کند، بعد ما به زیارتش می رویم و حاصلش«مغفرت» است

زیارت، دعوت معشوق، دیدار عاشقانهٴ زائر از سرای مزور و اظهار عشق و ارادت محبّ به محبوب است. وقتی هوس زیارت می کنیم یعنی دعوت شدیم. پس تلاش کنیم هوس هایمان را زیاد کنیم تا به درجه ملاقات بیشتری برسیم و شرط این حضور، فراهم کردن زمینه لیاقت در خودمان است. این نشانه آن است که هنوز قبولمان دارند که فرصت ملاقات می دهند.

زیارت و ملاقات، لبیک گفتن به دعوتی است که از سوی معشوق آمده است. براساس روایت نبی اکرم (ص): «الذِّكرُ... و لكِنَّهُ أوَّلٌ مِنَ المَذكورِ، و ثانٍ مِنَ الذّاكِرِ= ذکر... بلكه نخست از یاد شونده (خدا) است و سپس از یاد كننده». یاد معشوق های آسمانی مان (خدا و خانواده آسمانی) به گونه ای نیست که یک مقولة زبانی و فکری باشد، بلکه دلی است. یعنی این یاد، نخست از مذکور که همان معشوق است صورت می گیرد و سپس عاشق موفق به ذکر معشوق می شود. وقتی به یاد خدا هستیم، در حقیقت او به یاد ماست؛ یا اگر هوس ائمه معصومین و حرم و دعا و... می کنیم؛ درحقیقت آنها به یاد ما هستند. چون دعوت با دل صورت می گیرد. شخصیت شناسی انسان براساس هوس های اوست انسان ها در دعوت به زیارت دو گونه هستند: برخی هوسی نمی کنند که این خیلی خطرناک است. یعنی یک فاصله زیادی بین آنها و ائمه و امامزادگان افتاده است. اما کسانی که هوس زیارت می کنند، خیلی قیمت پیدا می کنند؛ چون قیمت انسان به میزان هوس هایش است. انسان به تعداد مراتب نفسی اش، هوس های «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» دارد. پس روح انسان با مجموعه ای از هوس ها و یادهایش ساخته می شود و شخصیت وجودی انسان بر مبنای یکی از این امور شکل می‌گیرد. به همین  دلیل یاد معشوق آسمانی بسیار  با ارزش است؛ زیرا شخصیت وجودی انسان بر مبنای همان یاد معشوق تشکیل می‌شود. اما اگر انسان تنها به امور حیوانی میل و رغبت داشته باشد، تنها جنبه حیوانی او رشد می‌کند  و این نشان دهنده آن است که بخش فوق عقلی او بدون خوراک مانده است. بنابراین، هوس معنویتی هم نمی کند. پس کسی که به یاد الله و خانواده آسمانی اش نمی افتد، معلوم است در تغذیه سایر بخش هایش زیاده روی دارد که هوس آسمانی نمی کند.   هوس ها و اشتیاق های یک آدم از جنس خود اوست؛ یعنی جنس هوس های یک انسان بستگی به این دارد که کدام بخش از وجودش غلبه بیشتری بر کشور وجودش دارد. حالا کسی که هوس الله، خانواده آسمانی، غیب و عبادت ندارد، در واقع، سایر امیالش یعنی همان ۴ بخش پایینی بر بخش «فوق عقل» که بخش اصلی انسان است، غلبه کرده و به این بخش ظلم و خیانت می کنند. اما اگر هوس عبادت و معنویت داشتیم، خیلی قیمت داریم. چون هوس های معنوی قیمت می آورد.   یاد خدا در وجود شخص مؤمن به عنوان یک اصل مطرح است که سبب آرامش و شادی قلب او می شود. زمانی که انسان قصد زیارت و ملاقات با خدا می‌کند و به عبادت مشغول می‌شود در اصل این نشان از محبت و فرصت دادن حضرت حق به شخص عبادت کننده دارد. پس اصل مهم در زیارت، توجه به «دعوت» الهی است، یعنی دوست مان دارند؛ یعنی راه بسته نشده، هنوز قبولمان دارند و فرصت جبران داریم. زیارت، فرصت دستیابی به آشتی، مغفرت  و شفاعت است مغفرت و آشتی، مهمترین اثر زیارت است؛ چون همه گذشته ی نادرست انسان در زیارت جبران می شود و شیطان برای این که انسان را از زیارت دور کند، بسیار فعال است  و سعی می کند با وسوسه، امید را از انسان بگیرد. اما بدانیم که اگر دعوت شدیم، پس فرصت جبران و آشتی داریم. عبدالله بن عمر از رسول الله (ص) می فرمایند:«قَالَ رَسُول الله J: من جَاءَنِی زَائِرًا لا تحملهُ إِلَّا زیارتی كَانَ حَقًا عَلیّ أَن أكون لَهُ شَفِیعًا یَوْم الْقِیَامَة= هر کس به زیارت من بیاید و انگیزه ای جز زیارت من نداشته باشد، این حق را برمن دارد که روز قیامت شفیعش باشم». (الغدیر/ج5/ص95) یعنی قدرت زیارت آنچنان است که می تواند منجر به شفاعت انسان شود. حضرت همچنین فرمود: «مَنْ زارَنی اَوْ زارَ اَحَداً مِنْ ذُرِّیَّتی، زُرْتُهُ یومَ الْقِیامَةِ فَاَنْقَذْتُهُ مِنْ اَهْوالِها= آن کس که مرا یا یکی از فرزندانم را زیارت کند، روز قیامت او را دیدار خواهم کرد و از ترس و وحشت آن روز، نجاتش خواهم داد». (الغدیر/ج5/ص95) این روایت مهم یادآوری می کند: در اوضاع وحشتناک قیامت که هیچ کس با کسی کاری ندارد، هول و هراس در دل آدم هست که الان تکلیف من چی می شود، در آن لحظه رسول خدا بیاید و کمک کند. سپس هیچ ترسی از اهوال قیامت نداشته باشد و این امر به کیفیت زیارت بستگی دارد، به همین دلیل نباید از اهمیت و جایگاه زیارت غافل بود.

صوت

1 - (6) اول معشوق دعوت می کند، بعد ما به زیارتش می رویم و حاصلش«مغفرت» است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5582
زمان انتشار: 10 سپتامبر 2016
| | | | | |
«انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

خانواده آسمانی (444)؛ 1395/06/11

«انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

انصاف یعنی طرف مقابل را منصفانه دیدن. با رعایت انصاف، اختلافات برداشته شده و الفت ایجاد و تحکیم می شود.

إمامُ علیٌّ (علیه السلام) : الإنصافُ یَرفَعُ الخِلافَ، و یُوجِبُ الایتِلافَ= انصاف، اختلاف را مى زدايد و الفتْ مى آورد».

انصاف به معنای رعایت مصلحت است، نه ظلم و تجاوز؛ به معنای پیروی از «ما» است، نه دنباله‌روی از «من» های جمادی، گیاهی و حیوانی.

اگر در جمع های کوچکی مثل دوستی، خانواده، یا جمع های بزرگتر مثل سازمان ها، اداره ها و... انصاف رعایت شود، اختلافات کم می شود و همچنین الفت بیشتری بین انسان ها ایجاد می شود. در هر رابطه ای که انسان با دیگران (والدین، خواهر و برادر، زناشوئی، دوستی و ....) برقرار می کند باید به یک اصل توجه داشت و آن این است که اصل رابطه مهمتر از فرد است. یعنی «ما» مهمتر از «من» است که اگر به این اصل ملتزم باشیم، مسئولیت های خاصی برعهده خواهیم داشت. علت اینکه اکثر روابط بین انسانها به تنفر و جدایی ختم می شود؛ این است که یکی از طرفین یا هر دو می خواهند «من» هایشان حفظ شود. افراد آفت ها را نمی شناسند. یعنی ضمن این که همدیگر را دوست دارند، ولی موانع و فرمول ها را نمی شناسند. یکی از آن فرمول ها تبدیل «من»ها به «ما» است. حتی در رابطه با خدا این گونه است. اگر کسی می خواهد با خداوند رابطه زیبا و خوبی داشته باشد، باید بتواند «من» ها و تعلقاتش را حذف کند و «من» انسانی اش را فعال کند. دیدن «من» های حیوانی منشأ بی تقوائی غذاست در روابط زناشویی اگر «من»های گیاهی و حیوانی مطرح شود و «تقوای غذائی» وجود نداشته باشد. مثل مردی که در خانواده برای خودش امتیاز غذائی قائل می شود، یعنی قسمت های خوب غذا را برای خودش بر می دارد و حق زن و فرزند را رعایت نمی کند، همین مقدار ضایع کردن حق، آفت زندگی محسوب می شود و منشأ درگیری ها و اختلافات خانوادگی می شود. در آداب نشستن بر سر سفره، کسی که می خواهد این آداب را رعایت کند، باید دقت کند که دست به چیزهای ویژه و خاص نزند. یعنی از حاکمیت و سلطنت شکم خارج شود و عفت بطن داشته باشد. مخصوصا اگر کم باشد یا باید از آن بگذرد و یا این که در مقدار خوردن آن انصاف داشته باشد، طوری که به همه برسد. هر چند بهتر آن است که دست به آن نزد. این روحیه زمانی در انسان پدید می آید که «من» اش تبدیل به «ما» شده باشد که در این صورت اختلاف های شکمی رفع می شود. در یک رابطه به هیچ وجه نباید تمایزها خوب دیده شود ؛چون منجر به حضور شیطان می شود. انصاف داشته باشیم تا بهترین باشیم برای بهتر بودن در موقعیت های مختلف چون کارمندی، خلبانی، آَشپز بودن، خدمتگزار بودن و... باید به این فکر کرد که طرف مقابلم از من چه توقعی دارد و از من چی می خواهد. این بهترین بودن است که با انصاف به دست می آید. از مهمترین وظائف هر ارتباطی، «ندیدن خود» است. یعنی اگر وارد ارتباطی شدم به اقتضای آن مسئولیت پیدا می کنیم و باید به وظیفه مان عمل کنیم اما به محض اینکه خودت را دیدی و به اقتضا «ما» عمل کردی، مشکلات درست می شود. بعنوان مثال مردی که خودخواهانه زنش را طلاق می دهد، یعنی فقط خودش را دیده و به خواسته ها و مصالح همسرش توجهی نداشته است. از این رو عاقبت خوبی در دنیا و آخرت نخواهد داشت. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، مستکبر است» . یعنی از نظر انسانی و معنوی به هیچ وجه کسی نمی تواند بگوید من بهتر و به خدانزدیک تر هستم.  در انصاف انسان از «خود» خارج می شود اما در بی انصاف خودخواهی به نمایش گذاشته می شود و به احساسات و نیازهای طرف مقابل توجهی نمی شود. در اینجاست که از صفت انصاف خارج می شویم. لذا تصور خودبرتربینی در ارتباط یک دروغ است و این آدم هم جهنمی و هم جهنم ساز است.   اگر کسی انصاف  داشت در خدمت به امام زمان (علیه السلام) مقدم تر از همه در صف کمک و ایثار خواهد بود؛ یعنی بسیاری از تعلقاتش حذف کرده و پاکار حضرت است. حافظ می گوید: در خلاف آمد عادت بطلب کام که من        کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم طلب علم در گرسنگی است نه سیری اگر کسی بخواهد رشد علمی خوبی کند، باید شهوت شکم نداشته باشد؛ یعنی شکمت را خالی نگه داری. البته نه در حد ضعف و تلف شدن. پرخوری یكی از مهمترین عواملی است كه مانع رشد فکری و ارتقاء روحی می گردد كه چه از نقطه نظر علمی و چه از دریافت های معنوی. قشنگ ترین دریافت های عرفانی و معنوی زمانی است که شکم خالی باشد. چون سیری اجازه نمی دهد انسان به یافته های خوبی دست پیدا کند. حدیث قدسی خداوند به حضرت داوود (علیه السلام) فرمود: من شش چیز را در شش جا قرار دادم ولی مردم آن را در شش جای دیگر طلب می کنند و هرگز به آن نمی رسند: «من علم را در گرسنگی قرار دادم ولی مردم آن را در سیری دنبال می کنند». بنابراین اگر کسی دنبال رشد و ترقی در زمینه های مختلف؛ جسمی، روحی، معنوی و.. باشد، با پرخوری و خوابیدن بدست نمی آید. بلکه خدا آن را در گرسنگی قرار داده است. شهوت شکم و اینکه انسان چون حیوان، مشغول شکم‌ بارگی باشد، باعث عدم رعایت انصاف می ‌شود. هرچند این کار سخت است اما چون نوعی کمال است، پس بدست آوردن آن هم سخت تر است. آدمی فربه شود از راه نوش                         جانور فربه شود از حلق و نوش

صوت

1 - «انصاف و رفتار منصفانه» عامل تحکیم دوستی و مهربانی هاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5569
زمان انتشار: 7 سپتامبر 2016
| | | | | |
(5) زیارت، علامت انس و دلدادگی به خانواده آسمانی است

شرح جامعه کبیره؛ جلسه پنجم ، 95/6/11

(5) زیارت، علامت انس و دلدادگی به خانواده آسمانی است

زیارت اهل بیت و معصومین (علیهم السلام) در جایگاه خانواده آسمانی هر انسانی، راهی برای انس به حق تعالی است. زیارت سبب دوری از تنهائی و غم و دلشوره های دنیایی است و زمینه احیاء دل را فراهم می­کند.

معشوق حقیقی انسان زیارت از ریشه «زَوَرَ» است. اصل این واژه به معنای میل و عدول از چیزی است. زائر را از آن جهت زائر می گویند که وقتی به زیارت می رود از غیر عدول می کند و به منظور اکرام و انس که به زیارت و ملاقاتش دارد، از همه چیز رو بر می گرداند. در تقسیم بندی کمالات، وقتی راجع به انسان سخن گفته می شود، شعار بخش فوق عقلی اش، فقط «لااله الا الله» است؛ یعنی «معشوقی نیست مگر الله». سؤالی که ایجاد می شود این است که این معشوق یعنی «الله» مال کیست؟ در جواب باید گفت: «الله» معشوق بخش «فوق عقلانی» انسان است؛ چون از جنس خداست. لذا این روح، فقط روح الهی را می طلبد و وطن اصلی خود را می خواهد. پس همه دستوارت یدن برای این است که ما به وطن اصلی خودمان یعنی الله برگردیم. "الله"، اله انسان است. یعنی چیزی که انسان به سویش حرکت می کند. پس باید برایش عشق بازی کرد. وقتی به نزدش می رویم، باید خود را زینت کنیم. میزان انسانیت، بسته به درجه انس  و ارتباط های غیبی ما به خدا اندازه ی انسانیت ما به اندازه ی  قابلیت و توانائی های ما برای انس با الله و خانواده آسمانی ما و ارتباط های غیبی ما دارد. پس این که من چقدر انسان هستم، این به میزان انس ما به غیب بستگی دارد که شامل خانواده آسمانی (اهل بیت) و چهار گروهی دارد که قرآن معرفی می کند: انبیاء، صدیقین، شهدا و صلحا.   این که من دانشمند هستم یا رئیس جمهور، یا استاد ، یا مجتهد و .... هیچ کدام نشانه انسانیت ما نیست، بلکه همه ابزاری برای بخش بی نهایت طلب ما هستند. در واقع، «انس با غیب» اصل و قیمت انسان است. به هیچ قیمتی نباید خود حقیقی را به راحتی فروخت. چون هر نوع فخر فروشی، جهنم ساز است. به این سوال مهم باید جواب داد که چرا به این دنیا آمده ایم! درحالی که ما فرزند اهل بیت هستیم. ولی الان در کجای ارتباط با آنها هستیم! پس انس، اصل قیمت و ریشه ماست. به هیچ چیز دیگر دلمان را نفروشیم که جهنمی می شویم. دل را به لذات دنیا خوش نکنیم. مثل داشتن همسر، فرزند، شغل، موقعیت و... چون عیار، خلوص و درجه انسانیت یک انسان «انس با حق تعالی خانواده آسمانی، انبیاء، صدیقین، شهدا و صالحین» است. زیارت، انس و شرافت به انسان می دهد یکی از آثار مهم زیارت؛ «انس» است. انسان به طور طبیعی دوست دارد با کسی یا کسانی مأنوس باشد و از تنهائی بیزار است. تنها و غریب بودن، با ذات انسان سازگاری ندارد؛ چون انسان اساساً موجود عاطفی است و همدم می خواهد. انسان با هم سنخ خودش آرامش پیدا می کند و باید با جنس خودش انس بگیرد، اما وقتی که کسی نمی تواند با سایر آدم ها انس بگیرد و این نیاز خودش را سیر کند؛ به غیر هم جنس خود روی می آورد. چرا در غرب، فرهنگ انس با حیوانات رواج پیدا کرده است؟ برای این است که آنها نتوانسته اند با همجنس خود انس بگیرند. برخی غربی ها حتی موقع احوال پرسی از طرف مقابل می پرسند: «حال سگت چطوره؟». اینها در حقیقت دارند گدایی عاطفه می کنند. اوج ذلت و بدبختی یک آدم، این است که «گدای عاطفه» باشد.  از این رو، زمانی از انس های پائینی بی نیاز می شویم که انس برتر و نهائی را قوی کنیم. پس زیارت یکی از خواصش این است که به ما عزت، قدرت، شخصیت و شرافت می دهد. زایرت انس گیری با شخصیت های برتر است. قشنگ ترین حس زیارت، رهایی از غم و غصه های دنیایی است زیارت ارضا کننده درون انسان است. در حقیقت در زیارت، کسانی را ملاقات می کنیم که معادل قیمت خود حقیقی ما هستند. در زیارت عاشورا به خدا می گوییم: «وَأسْألُهُ أنْ یُبَلِّغَنِی الْمقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللهِ= از خدا می خواهم مرا با شما به مقام محمود برساند در نزد خدا». نه کمتر از شما. یعنی میخواهم با شما باشم. حس قشنگی که در زیارت به دست می آید، جبران شدن احساس تتهائی ها است، یعنی تمام دلشوره ها و غصه ها در حرم جبران می شود. اما وقتی اهل بیت و خانواده آسمانی و انس با آنان را رها کنیم، یعنی ملاقاتی صورت نگرفته است و گرفتار علاقه های افرادی می شویم که مثل خودمان هستند و این علاقه ها فشار و له شدگی برای انسان می آورد. دل حریم خداست. وقتی غریبه ای وارد دل و معشوق ما می شود، دیگر کسالت و بی اشتهایی سراغمان می آید که باعث پوسیدگی درون و از بین رفتن آن می شود. پس قشنگی زیارت این است که چون اهل بیت سلاطین دنیا و آخرت هستند، در ملاقات شان همه دلتنگی ها و ضعف های انسان برطرف می گردد و در کنار آنها هیچ غمی نداریم. 

صوت

1 - (5) زیارت، علامت انس و دلدادگی به خانواده آسمانی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5544
زمان انتشار: 1 سپتامبر 2016
| |
(14) خدمت به مردم؛ راز شادی و نشاط انسان

بحث شادی (14)، 95/5/2؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(14) خدمت به مردم؛ راز شادی و نشاط انسان

«خدمت به همنوع» امری است که هیچ کس نمی تواند منکر شادی زا بودن آن شود. کمک به دیگران حتی به حیوانات و گیاهان مایه زنده ماندن دل و شادابی روح می شود. عوامل شادی آوری که ما بیان می کنیم، مواردی است که خالق هستی به انسان یاد می دهد. یعنی دستوراتی که اگر انسان آنها را رعایت کند، شاد و خوشبخت می شود. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 14«بحث شادی» مورخ 95/5/2، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند: هر چند که «خدمت به خلق» جزء کمالات گیاهی است، اما اگر آن را از بُعد حیوانی نگاه کنیم، نوعی تخلیه، آرامش و سکون برای روح انسان است، و اگر از بعد فوق عقلانی آن را در نظر بگیریم، یک ارزش است. در سبک زندگی انسانی، چون انسان عاشق الله است، خدمت به خلق نیز عبادت بزرگی محسوب می شود؛ چون نگاه حیوانی وجود ندارد، بلکه با نگاه الهی و فرزند اهل بیت بودن صورت می گیرد. این که گفته می شود یکی از عوامل شادی، خدمت به خلق است. یعنی خروجی های انسان (اعم از رفتار، احساسات، عواطف، مادی، معنوی و ...) به گونه ای است که در میزان شادی نفس او تأثیرگذار خواهد بود و هر چه این خروجی بیشتر باشد، شادی اش در دنیا بیشتر می شود و  نوعی ذخیره ابدی نیز خواهد بود. جلوه های خدمتگزاری «خدمت ­­­­­­­­­­­­­به همنوع» می تواند در پنج بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی صورت گیرد. یعنی گاهی خدمتگزاری از سنخ جمادی بوده و رفتارها و عملکردها در حد جماد است. گاهی خدمت گیاهی است؛ یعنی محدوده رفتارهای انسان در حد کمالات گیاهی است؛ گاهی حیوانی است؛ مثل حل کردن مشکلات دیگران، فراهم کردن زمینه ازدواج برای دیگران و گاهی خدمت از جنس عقلی است؛ مثل فراهم کردن زمینه رشد علمی، آموزش و... همه این خدمتگزاری ها ارزشمندند، حتی اگر مربوط به حیات دنیایی شخص باشد، باز هم اجر و ثواب دارد. اما گاهی کمک و یاری رساندن ما، فوق عقلانی است. یعنی خدمت با نگاه ابدی و جاودانه انجام می شود. خدمت در همه نوعش شادی آور است، ولی آن که از همه بهتر، ماندگارتر و شادتر است، خدمت فوق عقلانی است؛ چون این خدمت، باعث می شود انسان به صورت یک نفر محشور نشود، بلکه به صورت یک انسان بی نهایت محشور شود؛ چون او در دنیا یک نفر نبوده، بلکه در قالب هزاران نفر زندگی می کرده و همه انسانها، حتی حیوانات و گیاهان از آن استفاده می کردند. اما کسی که خروجی ندارد و از او هیچ خدمتی صادر نمی شود، مثل مردابی است که در حال گندیدن است. برای همین، ما زمانی شاداب هستیم که عفونت های روحی مان خارج شود. در این جاست که مردم داری، همسایه داری و این گونه امور، قیمت زیادی پیدا می کنند. زیرا قیمت هر آدمی، به میزان خروجی هایش است. پس به میزانی که خروجی داشته باشیم، میزان دریافت شادی هایمان از بیرون بیشتر خواهد بود.  اما چه کسانی این خروجی های خدمتی ما را مصرف می کنند؟ باید گفت: حتی کافر هم اگر مصرف کند، برای ما ثواب دارد؛ اما بهترین ثمرات خدمت های ما، زمانی است که برای جاودانگی انسان ها کاری انجام دهیم؛ مثل انفاق کردن؛ مثلا پولی که برای تهیه جهیزیه دختری برای تشکیل خانواده می پردازیم. همان طور که هدف اصلی تولد ما در دنیا، «تشبه به الله» و «زندگی جاودانگی» است. لحظه تولد حقیقی یک انسان هم لحظه ای است که می فهمد، جاودانه است. یعنی می داند که برای دنیا و اهداف دینایی نیامده  است. کسی که توجه به این مسئله ندارد، مثل جنینی است که در رحم مادر بزرگ می شود، ولی برای دنیا اندام زایی نمی کند و شکل و قالب بدنی برای دنیا نمی آورد. از این رو، به محض تولد به دنیا، بدبختی اش شروع می شود. ما هم اگر برای شرایط زیستی برزخ و قیامت و جاودانگی چیزی آماده نکرده باشیم، به محض تولد به آخرت، عذاب هایمان شروع می شود. پس دنیا، بسترى براى ساختن خانه آخرت است. «الدنیا مزرعة الآخره». كار نیك، احسان به مردم، خدمت صادقانه به دیگران، ابزار و مصالحى است كه «سراى آخرت» را براى انسان آباد مى سازد. خدمت به هم نوع؛ مردم را به بهترین مدل زندگی هدایت می کند حضرت علی g می فرمایند: «أحسَنُ النّاسِ عَیشا مَن عاشَ النّاسُ فی فَضلِهِ= نیکوترین مردم از نظر زندگی، کسی است که سایر مردم در سایه او زندگی کنند»؛ یعنی برای مردم خروجی داشته باشد. یعنی نه تنها برای انسان ها، بلکه برای محیط زیست، گیاهان، حیوانات و... هم برنامه داشته باشیم. پس زندگی خوب و پاک، شرطش دوری از بدخواهی و بدجنسی نسبت به دیگران است؛ چون اینها اموری هستند که موجب محرومیت انسان می شوند. در حدیث دیگری از امام حسن g آمده است که شخصی نزد امام g آمد و پرسید: «مَن أحسَنُ النَّاسُ عِیشاً؟= چه کسی زندگی اش از همه بهتر است؟» امام در پاسخ فرمود: «مَن أَشرَکَ النّاسَ  فِی‏ عَیْشِهِ= کسی که مردم را در زندگی خود شریک گرداند». یعنی در هر کدام از قوای پنجگانه (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی) خروجی داشته باشد. پس چنین کسی بهترین زندگی را خواهد داشت. اما وقتی انسان بخل کند و از خدمت به دیگران دریغ کند، نکبته و غم و غصه ها سراغش می آیند.  پس اگر بخواهیم گرفتار این مسائل نشویم، باید به فکر دیگران باشیم. این خود، عامل شادی، آرامش و خیر و برکت در زندگی می شود.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5520
زمان انتشار: 27 اوت 2016
| |
«بی انصافی» آفت دوستی است که ریشه در «ظلم به خود» و «توقف در لذات دنیا» دارد

خانواده آسمانی (443)؛ 1395/06/04

«بی انصافی» آفت دوستی است که ریشه در «ظلم به خود» و «توقف در لذات دنیا» دارد

«بی انصافی» ریشه در ظلم به خود دارد که  بزرگ‌ترین ظلم انسان به خودش است. بی انصافی که از آفت های دوستی است، ناشی از «توقف در لذت های دنیا و غفلت از آخرت» است.

انصاف از کلمه «نصف» به معنای رعایت کردن حق طرف مقابل است؛ یعنی همان فرمایش معصوم (علیه السلام) که :«آن چه را برای خودت می پسندی، برای دیگران هم بپسند و آنچه را نمی پسندی برای دیگران هم نپسند». «انصاف» در سیر و سلوک و خودسازی انسان بسیار موثر است؛ از این رو پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) فرمودند: «برخی انسان‌ها خار را در چشم دیگران می‌بینند، ولی شاخه درخت را در چشم خود نمی‌بینند»؛ این کلام گهر بار نشان از خودشیفتگی و خودخواهی یک انسان دارد که تفاوت خار و شاخه درخت را نمی‌تواند تشخیص دهد. بنابراین، انسان اگر خودشیفتگی و خودخواهی خود را درمان نکند، موجب ظلم به خود و دیگران می‌شود و این صفت مذموم، منشأ ورود انسان به جهنم است. انسان شئون مختلفی از جمله «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانی و فوق عقلانی» دارد؛ اما انسانیت او مربوط به فوق عقلانیت اوست. از آنجائی که اله انسان "الله" است، لذا در مسیر تخلق به اخلاق الهی حرکت می کتد. این سیر طبیعی جنین انسان در رحم دنیا به سمت ملکوت و آخرت است. حرکت انسان در رحم دنیا زمانی سالم است که تشبه به حق تعالی را در دستور کارش قرار بدهد؛ اما موانعی وجود دارد که اجازه حرکت به او نمی دهد. این موانع، توقف در شهوت های سایر بخش هاست؛ سرگرمی ها، معشوق ها و آرزوهای این چهار بخش مانع رشد فوق عقلانیت می شود. بنابراین، آنچه که اجازه نمی دهد انسان انصاف داشته باشد، مشغول بودن به «من» های بخش های غیر بخش «فوق عقلانی» است. سؤالی که مطرح می شود این است که شروع بی انصافی از کجاست؟ چطور انسان بی انصاف می شود؟ در پاسخ باید گفت: زمانی انسان بی انصاف می شود که به خود حقیقی اش خیانت می کند. اول بی عدالتی را در حق خودش اعمال می کند؛ یعنی خودی که از جنس خداست را نمی بیند و آن را تغذیه معنوی خوبی نمی کند و در الویت های زندگی اش قرار نمی دهد و در خودهای سطوح پایین ترش توقف می کند و به رشد آنها می پردازد. ریشه بی انصافی آن جاست که انسان اول به خودش خیانت می کند. پس، از چنین کسی نباید توقع رعایت انصاف در حق دیگران را داشته باشیم؛ یعنی او می تواند در حق دیگرن هم به راحتی ظلم کند و  حق دیگران را رعایت نکند؛ چنین کسی در رفتار خود با دیگران «نگاه ابزاری» دارد. آثار رعایت انصاف و عدم رعایت آن امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: «مَنْ عُدِمَ إنْصافُهُ لَمْ یُصْحَبْ = کسی که بی انصاف باشد، دیگران با او دوست نمی‌شوند». بعضی افراد به راحتی حق دیگران را ضایع می کنند و از این کار هم ناراحت نیستند و همین رفتار، موجب منفور شدن او نزد دیگران می شود.   امام علی (علیه السلام) می فرماید: «اَلإنْصافُ یَسْتَدِیمُ الْمَحَبَّةَ = انصاف باعث دوام محبت می شود». وقتی اعضای خانواده نسبت به یکدیگر انصاف داشته باشند، دوستی در میان آنان ادامه پیدا خواهد کرد. اما اگر این دوستی یک طرفه باشد، دلزدگی و خستگی ایجاد می کند. کسی که بخواهد دوستی اش با دیگران ادامه داشته باشد، باید خودخواهی هایش را کنار بگذارد؛ خودخواهی هایی اعم از کوتاهی وظائف نسبت به طرف مقابل، بی توجهی به دیگران و ... امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «الانصاف یولف القلوب= انصاف باعث الفت دلها می شود». کسی که به راحتی اشتباهاتش را می پذیرد، انسان باانصافی است و هیچ وقت منفور نخواهد شد؛ اما کسی که قصور و کوتاهی خودش را نمی پذیرد، هیچ وقت نمی تواند محبوب دلها باشد.  انصاف اختلاف ها را از بین می برد. گاهی انسان در اثر خودشیفتگی متوجه نمی شود که خودش مقصر است. یعنی واقعا فکر می کند که حق با اوست، چون ضعف های خودش را نمی بیند؛ برای همین فکر می کند که رفتارش درست است. انصاف اکسیری است که وقتی بیاید، هرکس سهم خویش را در مشکلات پیدا می کند و اعتراف به کوتاهی هایش می کند.؛ در اینجاست که اختلاف ها از بین می رود. هر چند که رعایت انصاف کار سختی است؛ اما با رعایت آن، انسان خودش را می سوزاند و ذوب می کند تا گرفتار جهنم ابدی قیامت نشود. یکی از عوامل طلاق، عدم رعایت انصاف زوجین نسبت به یکدیگر است. وقتی زوجین در روابط خود با یکدیگر خودشیفتگی و خودخواهی داشته باشند، این مانع تداوم ارتباط ها می شود. بیشتر ازدواج ها با عشق و علاقه شروع می شود؛ اما علت این که بعد از مدتی این علاقه خاموش می شود، این است که زوجین نسبت به یکدیگر در رفتارها عدالت و انصاف را رعایت نمی کنند.

صوت

1 - «بی انصافی» آفت دوستی است که ریشه در «ظلم به خود» و «توقف در لذات دنیا» دارد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5517
زمان انتشار: 2 نوامبر 2016
| |
جلسات شرح زیارت جامعه کبیره

استاد محمد شجاعی

جلسات شرح زیارت جامعه کبیره

سلسله جلسات شرح زیارت جامعه کبیره با سخنرانی استاد محمد شجاعی به شرح ذیل است: جلسه اول: زیارت یعنی ملاقات (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه دوم: زیارت رابطه عاشقانه ای است که در فوق عقل انسان شکل می گیرد (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه سوم: انگیزه زیارت رفتن؛ اعلام وفاداری و تجدید عهد با امام است (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه چهارم: درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه پنجم : زیارت، علامت انس و دلدادگی به خانواده آسمانی است (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه ششم : اول معشوق دعوت می کند، بعد ما به زیارتش می رویم و حاصلش«مغفرت» است (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه هفتم : تمرکز در زیارت موجب افزایش آثار خوب آن مثل شفاعت و مغفرت می شود  (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه هشتم : ائمه معصومین (ع)، گوهرهای فوق عرشی هستند (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه نهم : زیارت، صله رحم و پیوند با معصوم است  (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه ده : فیض الهی در جماعت است (ادامه دارد) کلیک کنید جلسه یازده: مهمترین اثر زیارت «اتحاد و ارتباط امت اسلامی با یکدیگر» است (ادامه دارد) کلیک کنید. جلسه دوازده: رغبت و دلتنگی به امام شرط زیارت است. (ادامه دارد) کلیک کنید. جلسه سیزده: مژده پیامبر اکرم به زائرین. (ادامه) جلسه چهارده: امام حسن (علیه السلام) افضل است یا امام حسین (علیه السلام). (ادامه) جلسه 15: فضیلت زیارت ائمه معادل زیارت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است. (ادامه) جلسه 16:زیارت با معرفت چه زیارتی است. (ادامه) جلسه 17: «معرفت» عامل فیض الهی و رفع تاریکی دل است. (ادامه) جلسه 18: شناخت خدا در گرو شناخت امام است. (ادامه) جلسه 19: زیارت جامعه کبیره نوعی ابراز عشق و محبت است. (ادامه) جلسه 20: جامعه کبیره فهرستی از انتخاب و الگوهای بشری است. (ادامه) این جلسات ادامه دارد ...

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5508
زمان انتشار: 22 اوت 2016
| | | | | |
جویا شدن حال وخیر رسانی، از عوامل حفظ دوستی وموجب سعادت دنیا و آخرت است

خانواده آسمانی (442)؛ 1395/5/21

جویا شدن حال وخیر رسانی، از عوامل حفظ دوستی وموجب سعادت دنیا و آخرت است

وقتی دو نفر به هم نزدیک شده و سنخیت پیدا می کنند، یکی از لوازم دوستی آنها «زیارت و ملاقات» است؛ زیارت و ملاقات در عقد اخوت واجب  می شود.

اما در حالت عادی، اگر انسان جویای حال دوستش نشود، انگیزه ای برای قطع ارتباط ایجاد می شود و این ارتباط کم کم آنقدر ضعیف می شود تا کاملا قطع می شود.  برای همین است که حضرت علی (ع) می فرمایند: «هرکس جویای حال دوستش نباشد دوستش را از دست می دهد».

 

یکی از وظایف در حفظ ارتباط و پیوند دوستی «جویا شدن احوال یکدیگر» است. حتی اگر امکان ملاقات حضوری نبود، تا جایی که می توانید به گونه های مختلف بایدارتباط را حفظ کنید. اما مهمترین نوع حفظ ارتباط، زیارت و ملاقات یکدیگر است؛ پس باید ه بهانه های گوناگون به ملاقات یکدیگر برویم زیرا اسلام به این مسئله خیلی اهمیت می دهد. زیرا ملاقات، موجب حفظ سلامتی جسمی- روحی فرد و جامعه اسلامی می شود. از این رو، نباید گوشه­گیری کرد و اسلام هم آن را نمی پسندد. میزبان به خدا و اهل بیت نزدیک تر است  کسی که در برقراری دوستی پیشقدم می شود و فضای مهمانی را آماده می کند و ترسی از خرج کردن ندارد، به خدا و اهل بیت ع نزدیک تر  شده و خیر و برکت مادی و معنوی بیشتری نصیبش می­شود. اما این ها به شرطی است که این پیوندهای انسانی و ارتباطات، ملاقات و مهمانی ها در فضای پاک انجام شود و معصیت و گناهی در آن صورت نگیرد، یعنی دیدارها، صرفاً حال و هوای بهشتی داشته باشد و چاشنی گناه در آن وارد نشود. متاسفانه بعضی ها این اصرار را دارند که وقتی دورهم جمع می شوند یک معصیتی هم داشته باشند. اثر مثبت دیدارها و ارتباطات فوائد خوبی که ارتباطات اجتماعی دارد، این است که بسیاری از ضعف ها و اشتباهات را به خود فرد نشان می دهد و زمینه های خوبی برای رفع اشکالات و ضعف های روحی و بهتر شدن اخلاق در انسان ایجاد می­کند. اما هر چه انسان از این تعاملات دورتر باشد، شیطان بیشتر به او آسیب می رساند. تا وقتی که انسان در این جمع ها قرار نگیرد، متوجه ضعف های خود نمی شود و این تنهایی و بریدن از دیگران  آسیب های روحی و حتی جسمی بدی به انسان وارد می کند. بنابراین، در اسلام تاکید شده به بهانه های مختلف، افراد دور هم جمع شده و ارتباط داشته باشند.   تکلف و سختگیری های بی جا رابطه ها را تهدید می کند از عواملی ناگواری که جلسات مهمانی را خراب می کند، تکلف و سختگیری است. پس باید از تکلف دوری کرد؛ زیرا هدف فقط باید برقراری مجلسی باشد که خدا و اهل بیت (ع) آن را می پسندند. قطعا آن شخصی که بانی و میزان است از بزرگی روح و تقرب بیشتری برخوردار است. دلیل اینکه اسلام سفارش به گرفتن مجلس  دارد، حتی به بهانه چای خوردن، چون افراد از احوال هم به بهانه های مختلف باخبر می شوند و فرصت خوبی برای حل مشکلات خود پیدا می کنند. اینکه اسلام تاکید زیادی بر نماز جمعه دارد، این است که مسلمانان از حال همدیگر مطلع می شوند. حتی امام جمعه باید نمازگزاران را در جریان مسایل دنیای اسلام قرار دهد و این باعث می شود که مسلمانان؛ هوشیار، آسیب ناپذیر، قدرتمند و آماده باشند.   رابطه بیشتر با خدا موجب خروج از تنگ نظری است از آفات دوستی «منع خیررسانی» است. برخی افراد خیرشان به کسی نمی رسد و بیشتر دریافت کننده هستند تا پرداخت کننده؛ بیشتر جذب می کنند و ورودی دارند تا این که خروجی داشته باشند. ملاک ثروتندی معنوی به این است که انسان بیشتر بدهد و ببخشد تا بگیرد و دریافت کند. مثلا افراد ثروتمند نه تنها از دیگران «گدایی عاطفه» نمی کنند، بلکه عواطف خود را به دیگران می بخشند. حضرت علی (ع) می فرماید: «مَنْعُ خَیرِكَ یَدْعُو إِلى صُحْبَةِ غَیرِكَ = نرسیدن خیر تو به دیگران، باعث می شود دوستان و نزدیکات به غیر تو تمایل پیدا کنند».   خیرها به چند دسته تقسیم می شوند: واجب، مستحب، مباح. میزان عاطفه ای که اعضای یک خانواده باید به هم بدهند؛ مثل پدر نسبت به فرزندان، همسران نسبت به یکدیگر، باید بیش از دیگران باشد؛پس این گونه ابراز عاطفه واجب است؛ زیرا وقتی اعضای خانواده خیری دریافت نکنند، ممکن است افراد به کسانی غیر از اعضای خانواده تمایل پیدا کنند . منع داشتن در خیرات، یعنی فشار قبر داشتن، یعنی جائی که به خیر نیاز است، انسان درآنجا غایب باشد و به دیگران خیر رسانی نکند. کسی که از دیگران منع خیر می کند، در حقیقت خیر رااز خودش قطع می کند.   والدین نیاز عاطفی فرزندشان را قطع نکنند تأمین نیازهای عاطفی، معنوی و اقتصادی در خانواده لازم است. اگر اقتصاد اعضای خانواده تأمین نشود، ممکن است به قرض کردن، گدائی کردن و حتی به دزدی کردن بیافتند. بنابراین خیر را از کسی منع نکنیم. بویژه والدین نسبت به فرزندان نبایدکوتاهی داشته باشند؛ چون این کار باعث می شود طرف مقابل به کسی دیگری رجوع کند. پدر و مادر وظیفه دارند خیر عاطفی را نسبت به فرزندشان داشته باشند؛ حتی به اندازه کافی از نیازهای عاطفی لمسی نیز باید استفاده کنند. بعضی وقتها بچه ها منتظر هستند یک کلمه عاطفی را از پدر و مادرشان بشنوند؛ اما والدین دریغ می کنند. افرادی که روحیة حسادت دارند، علاوه بر این که خروجی های کمی دارند، هم زندگی دنیایی پرفشاری خواهند داشت، و هم مرگ  و آخرت سختی. از این رو انسان تا جایی که می تواند، بایدخروجی و خوبی در هر 5 بخش؛ مادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی داشته باشد. آدمی که از ماده تا فوق عقلش خیر رسانی دارد، خروجی دارد، دادن و بخشیدن دارد، دیگران از او استفاده می کنند و بهره مند می شوند، چنین کسی خیرات و برکات زیادی از الله و آسمان  می گیرد.

صوت

1 - جویا شدن حال وخیر رسانی، از عوامل حفظ دوستی وموجب سعادت دنیا و آخرت است

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5487
زمان انتشار: 20 اوت 2016
| | | | | |
(4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

شرح جامعه کبیره؛ جلسه چهارم ، 95/5/28

(4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

میزان احترامی که به بزرگان و شخصیت های جامعه می گذاریم، بسته به این است که در کدام یک از گروههای جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی و فوق عقلانی برجستگی داشته باشند. ۴ گروه «انبیاء، صدیقین، شهدا، صلحاء» که به انسان خدمات «فوق عقلانی» ارائه می دهند، باید از بالاترین ارزش و احترام برخوردار باشند.

 

بنابراین، تکریم و بزرگداشت امامزادگان و حفظ آثار و پیام ها و نظام تربیتی اهل بیت (علیهم السلام) و بزرگان دین باید در درجه اول اهمیت قرار گیرد و این مهم،  با ملاقات و دیدار آنان صورت می گیرد. بزرگداشت در همه اقوام و ملل وجود دارد. مفاخر و بزرگان هر قومی همیشه جزء کسانی هستند که مورد تکریم و احترام آن ملت و جامعه قرار می گیرد. احترام هر کس به شخصیت او باز می‌گردد. بزرگی برخی از شخصیت ها در جنبه «جمادی» آنان است. یعنی احترام و بزرگی شان به خاطر مال و ثروت آنهاست، نه به خاطر شخصیت اصلی آنان. چنین افرادی در همان پستی و کوچکی می مانند. معصوم (علیه السلام) می‌فرماید: «اگر کسی سلام کردنش به یک فقیر و یک ثروتمند بخاطر ثروتش، متفاوت باشد، در قیامت مورد خشم خدا قرار می گیرد». بزرگی گروهی به خاطر جنبه «گیاهی» آنان است. یعنی به خاطر کمالات گیاهی، آدم های بزرگی هستند؛ مثل افرادی که هنرهای زیبا می‌آفریند یا ورزشکاران یک جامعه که با افتخارات‌شان دل یک ملت را شاد می کنند. هر چند کارشان ارزشمند است، ولی این ارزشها در حد کمالات گیاهی است. برخی در جنبه «حیوانی» برجسته و بزرگ هستند؛ مثل رئیس جمهور بودن، استاندار بودن، وزیر بودن و سایر مقامات کشوری. هر چند قابل تکریم هستند و مردم هم وظیفه دارند که به آنان احترام بگذارند، اما در حد کمال حیوانی تعریف می شوند. بعضی شخصیت ها در جنبه «علمی»، جزء مفاخر و بزرگان هستند؛ مثل مخترعین، مکتشفین، فیلسوفان، دانشمندان و... که حق عظیمی بر گردن افراد یک جامعه دارند. اما مفاخر اصلی و حقیقی یک ملت، شخصیت های «فوق عقلانی» هستند که در حرکت به سمت جاودانگی و بی نهایت، تلاش می کنند و بیشترین شباهت ها را به حق تعالی دارند. این مفاخر چهار گروه بیشتر نیستند که قرآن به عنوان الگو معرفی می‌کند: «انبیاء، صدیقین، شهدا، صلحاء». فقط این چهار گروه حقیقت انسانی دارند و قهرمان های انسانی هستند؛ قهرمان های ماندگار حقیقی و ماندگار که انسان باید آنها را دوست بدارد و سبک زندگی آنان را انتخاب کند. لذا وظیفه انسانی، عقلانی و فطری است که بزرگان یک جامعه را که در تخلق به اخلاق الهی برتر از دیگران بوده و رتبه های بالایی دارند، مورد تکریم قرار گیرند. آثار زیارت و ملاقات امامزادگان و مفاخر کشور دلیل دیگر زیارت، «بزرگداشت و اکرام» امامزادگان و بزرگان است؛ زیرا حرمت و تکریم آنان باعث بروز آثار خیر می شود که یکی از آنها «حفظ آثار» آنان است که باعث ماندگاری قلم، کتاب، اشعار و حکمت های آنان می شود که سرمایه علمی و فرهنگی و هنری جامعه هستند. اثر دیگر زیارت و تکریم بزرگان دینی، «حفظ نظام تربیتی» آنان است که مردم از آنها الگو می گیرند. اگر در طول تاریخ انسان های بزرگی تربیت شده اند، به خاطر این بوده که مردم اهل بزرگداشت بوده اند. پس تکریم امامزادگان و بزرگداشت آنان، وظیفه تک تک انسانهاست. ملاقلات مراجع، علما و دانشمندان یا دیدار شعراء مثل حافظ و عطار و مولوی و... سایر امامزادگان، همچون شاه چراغ و... به دلیل بزرگی شان، حق زیادی بر گردن ما و بشریت دارند. اهمیت حفظ حرمت در زیارت هر چیزی که رنگ و نشانه الهی دارد، نشان از پاکی دل و قدرت تقوای دل می باشد. قرآن کریم می فرماید: «ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ= و هر کس شعائر الهی را بزرگ بدارد، این کار نشانه تقوای دلهاست». برخی افراد یک سلسلسه گناهان ظاهری دارند که بر اثر غلبه شهوت یا غفلت اتفاق می افتد، ولی در قلب آنها اصلا شهوت گناه نیست؛ کسی که در دلش یک قدرت نگهدارنده از آلودگی ها دارد، اگر ظاهر مناسبی نداشت، نمی توان به صرف ظاهر قضاوت کرد. چنین افرادی که ظاهری مناسب ندارد اما به مکان های مقدس؛ مسجد، روحانیت، انگشتر و امثال آن احترام می گذارند، این نیز یک قیمت و ارزشی دارد که  نشان از پاکی دل آنهاست. اما در مقابل، کسانی که این موارد هم برایشان مهم نیست، حکایت از این دارد که دلش حریم ندارد. چنین افرادی به راحتی سقوط می کنند و اهل جهنم می شوند. عظمت مردم ایران نسبت به احترام و تکریم آثار اهل بیت (علیهم السلام) حفظ آثار و پیام های اهل بیت (علیهم‌السلام) و بزرگان دین، در طی قرن های گذشته تاکنون در اثر احترام و حرمتی که مردم گذاشته اند، می باشد که اکنون این آثار سرمایه یک جامعه شده است. در صورتی اگر مردم بی حرمتی می کردند، این آثار حفظ نمی شد و ما الان صحیفه سجادیه، قرآن و احادیث و دیگر آثار بزرگان را نداشتیم. مردم ایران برترین مردمی هستند که باعث بقای آثار اهل بیت (علیهم‌السلام) شده اند؛ هیچ ملتی به اندازه ملت ایران به قرب الهی و خانواده آسمانی خود نزدیک نشده است. ایرانی‌ها با حرمتی که به خدا و اهل بیت (علیهم‌‌السلام) گذاشتند، بیشترین تأثیر را در بقای آثار اهل بیت دااشته اند. بیشترین علما و عرفا از ایران بوده اند که این نشان از عظمت مردم ایران دارد. ایرانی‌ها به دلیل آداب زیارت و رعایت حرمت و ادب بزرگان، بیشترین دانشمندان ایرانی را تربیت کردند که هیچ ملتی به اندازه ایرانی ها آدم های بزرگ در رشته های مختلف تربیت نکرده است. عزاداری و جشن در مناسبت های مربوط به اهل بیت (علیهم‌السلام)، انتخاب اسماء اهل بیت (علیهم‌السلام) برای فرزندان، نوعی حرمت گذاشتن به آنان است که هدف از آن، تشبه به اهل بیت (علیهم‌السلام) است. تکریم و بزرگداشت اهل بیت (علیهم السلام) شباهت می آورد انسان به محض این که در دل تصمیم می گیرد تا شکل کسی شود، به همان اندازه قیمتش بالا یا پایین می رود. لذا قیمت یک انسان، به عشقی که در دل دارد، بستگی دارد. پس چه بهتر که عشق مان اهل بیت (علیهم‌السلام) باشد تا ما را بالا ببرند. گاهی فرد می گوید: من مسلمانم اما عکس‌های موبایلش را که نگاه می کنید، همه شخصیت های جهنمی هستند. به هرکس علاقمند باشید، با همان محشور می شوید. اگر معشوق هایتان بهشتی است، حتما بهشتی خواهید بود، و اگر معشوق ها و آرمان های شما جهنمی باشد، با همان هم محشور می شوید. اهل‌بیت(علیهم‌السلام) مفاخر حقیقی و انسانی هستند و تکریم شان برای یک محبّ واجب است. بنابراین، از دیگر آثار مهم زیارت، «عشق و دلدادگی و شباهتی» است که به اهل بیت (علیهم‌السلام) حاصل می‌شود. عشق به اهل بیت (علیهم‌السلام) باعث سازندگی می‌شود؛ چون وقتی عشق آمد، شخص می‌خواهد خود را مثل محبوبش نماید.

صوت

1 - (4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

فیلم

1 - (4) درجه احترام هر یک از طبقات بزرگان جامعه، بسته به نوع خدمتی است که به جامعه می کنند

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5464
زمان انتشار: 16 اوت 2016
| |
اگر غمی در دل دارید، نماز شب بخوانید

راه های مبارزه با غم، جلسه 65؛ 95/5/23

اگر غمی در دل دارید، نماز شب بخوانید

«نماز شب» اعلام دوست داشتن و وسیله ای برای گفتگو با خداست و چیزی شیرین تر و لذت بخش تر از صحبت با خدا نیست؛ پس کسی که خدا را دوست دارد، از او فراری نیست.

«نماز شب» از دیگر عوامل درمان غم است که خواصش پایانی ندارد. وقتی برای نماز شب بیدار می شویم یعنی اعلام می کنیم که خدایا! دوستت داریم. چون نماز شب، علامت صدق دوستی خدا است. انسان ها معشوق های مختلفی دارند؛ برخی با دیدن فیلم یا نقاشی کشیدن لذت می برند و برای معشوق شان وقت می گذارند. برخی با پول و بعضی هم با مطالعه و خواندن لذت می برند. ما در لذات بخش فوق عقلانی، اگر صدق داشته باشیم، هیچ وقت از خدا و عبادت او بدمان نمی آید و از خلوت با او فراری نخواهیم بود. اگر کسی الله حقیقی را دوست داشته باشد امکان ندارد رفت و آمد با او را به کس دیگری ترجیح دهد. اگر بخواهیم در خلوت ها به طور ویژه و به وزان و مقام رب العالمین ارتباط برقرار کنیم، باید آدابش را از خود خداوند یاد بگیریم؛ یعنی زمانی ارتباط ما دقیق است که به قیمتی که برای خدا قائلیم، با او ارتباط برقرار کنیم؛ یکی از این دقت ها این است که «با طهارت و وضو و رو به قبله و کلمات و روش خاصی که اهل بیت (علیهم السلام) به ما یاد داده اند، با خدا گفتگو کنیم. امام صادق (علیه السلام) در فرمایش گهربارشان آثار نماز شب را این گونه بیان می کنند: «صَلاةُ اللَّیْلِ تُحْسِنُ الْوَجْهَ وَ تُحْسِنُ الْخُلْقَ وَ تُطیبُ الرُّوحَ وَ تُدِرُّ الرِّزْقَ وَ تَقْضِى الدَّیْنَ وَ تَذْهَبُ بِالْهَمِّ وَ تَجْلُوا الْبَصَرَ= یعنی:  زیبائی چهره؛ خوش اخلاقی؛ خوش بوئی بدن؛ زیاد شدن رزق؛ ادای دین و قرض، رفع همّ ؛ زیبائی صورت؛ بنابر فرمایش امام صادق (علیه السلام) نماز شب رفع همّ می کند. «غم» حالت گرفتگی و انقباض نفس است ولی «همّ» حرص و جوش ها و هیجاناتی است که انسان می خواهد آن ها را برطرف کند، ولی نمی تواند. اما با نماز شب می توان گره گشایی از همّ های زندگی کرد. وقتی به خدا می گوئیم: «چشم»، همه دنیا به ما می گوید:«چشم»؛ و از آن جائی که حسابش را نمی کنیم «، خداوند روزی ما را می رساند و مشکلماتمان را حل می کند. نمازشب، مانع از هاری ها و تند و تیزی های بی جای نفس است. اگر در بین مردم و اقشار مختلف بگردیم، می بینیم که چهره ای زیباتر و نورانی تر از کسانی که اهل نماز شب هستند، وجود ندارد. نماز ارتباط سنگین عاشقانه ای است که کار هر کسی نیست که بتواند با آن پرواز کند؛ انسان باید برای این کار، در قلبش تحولات زیادی اتفاق بیفتد تا به این مرحله برسد. شب زنده داری هم فقط مختص به نماز شب نیست، بلکه گاهی با قرآن خواندن؛ گفتن ذکر و... می توان از خواص شب زنده داری بهره برد. گاهی هم این بهره بردن ها با تفکر حاصل می شود؛ زیرا تفکر بالاترین ذکر است؛ این همه  البته نیاز به استاد دارد. موضوع فکر را استاد و مربی می تواند دست فرد را بگیرد و به او بگوید که در این موارد فکر کن و چگونه فکر کن تا رشد کنی.   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5463
زمان انتشار: 16 اوت 2016
| |
«نماز اول وقت» عامل نجات از آتش و رافع غم ها و مشکلات است

راه های مبارزه با غم، جلسه 64؛ 95/4/26

«نماز اول وقت» عامل نجات از آتش و رافع غم ها و مشکلات است

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تضمین کرده که «نماز را اول وقت» موجب آسانی مرگ، راحتی از غم و اندوه و نجات از آتش جهنم می شود.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «ما مِن عَبدٍ اهتَمَّ بمَواقیتِ الصَّلاةِ و مَواضِعِ الشَّمسِ إلاّ ضَمِنتُ لَهُ الرَّوحَ عندَ المَوتِ، و انقِطاعَ الهُمُومِ و الأحزانِ، و النَّجاةَ مِنَ النارِ= هیچ بنده ­اى نیست كه به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد، مگر این­كه آسودگى هنگام مُردن، و از بین رفتن غم و اندوه­، و نجات از آتش را برایش ضمانت كنم ». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای کسی که اوقات نماز و مواضع خورشید (یعنی مراقبت از طلوع خورشید که کی وقت نماز است) را رعایت ­کند، چند چیز را تضمین کرده است. «مراقبت از زمان» در زندگی افراد، بطور مکرر دیده می شود. مثلاً افراد شاغل، در پایان ساعت کار  اداری، مراقبت می کنند و منتظرند که کی کارشان تمام می شود تا از محل کار خارج شوند؛ یا والدینی که توجه به ساعت مدرسه رفتن فرزندانشان دارند، معمولاً منظم هستند و مراقب زمان هستند که دیر نشود؛ یا افرادی که راننده سرویس هستند، مراقب زمان هستند که سرویس شان دیر نشود. بنابراین، «وقت شناسی« که از مقدمات نماز است، از اهمیت خاصی برخوردار است. کسی که نماز اول وقت نمی خواند و برایش مهم نیست که کی نمازش را بخواند، از تضمین های پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) بی خبر است. این که پیامبر اکرم فرمود:«الرَّوحَ عندَ المَوتِ= آسودگی هنگام مرگ»، یعنی می شود با نماز اول وقت، مرگ خوب و راحتی داشته باشیم و شیرین و آسوده  بمیریم، نه با سختی و عذاب؛ ورودمان به برزخ، مبارک و همراه باشادی باشد، نه این که با ترس و اضطراب و غصه وارد برزخ شویم. این همان چیزی است که برای همه انبیا، ائمه، اولیاء و مؤمنین مهم بوده است. این که امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:«رب اخرجنی من الدنیا سالما= خدایا مرا از دنیا سالم بیرون ببر» نشان می دهد که این موضوع خیلی مهم است که چگونه از رحم دنیا، به طور سالم به عالم بعدی متولد شویم. مسئله نماز آنقدر مهم است که اگر درست انجام نشود، نه تنها از رحم دنیا سالم به آن عالم نمی رویم، بلکه به نابودی شخص نیز می ­انجامد. در اذان انسان 6 مرتبه دعوت به شتاب کردن برای نماز شده و گفته می شود: «حی= بشتابید»؛ یعنی خدا صدا می­ کند که به سمت نماز بشتابید. حالا کسی که خدا ۱۲ مرتبه صدایش می­ کند (با احتساب اقامه) و او  بی ­تفاوت است، معلوم است که چنین کسی «مرگ راحتی» نخواهد داشت. فقط آدم ­های «زنده و بصیر» هستند که بر نماز اول وقت مراقبت دارند. این مطلب به آیه شریفه ی «من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی=هرکس در این دنیا کور باشد، در آن دنیا نیز کور خواهد بود» نیز اشاره دارد، چرا که همین «تفاوت کسی که به وقت نماز اهمیت می دهد، با کسی که زمان نماز برایش مهم نیست»، یک معیار تفاوت شخص بصیرت با کور است. در روایت نقل شده که اگر موسیقی بهشت به اهل دنیا برسد، اهل زمین از شنیدن آن از بین می ­روند. پس کسی که به بهشت  می ­رود و آن موسیقی را می ­شنود باید قدرت شنیدن آن را از دنیا باخود برده باشد؛ سایر نعمت های بهشتی نیز به همین ترتیب است. لذا باید در آنجا خیلی قدرتمند باشیم؛ پس باید از این دنیا کسب قدرت کنیم؛. همه نقص ­ها و محدودیت های معنوی این دنیا، عذاب  های جهنم خواهند بود. پس «مرگ راحت» به این است که با روح سالم وارد برزخ شویم تا بتوانیم از شرایط زیستی آنجا خوب استفاده کنیم. پس برای داشتن روح سالم و زیستن در بهشت، بایدتلاش کنیم و ملزومات زندگی در آنجا را در این دنیا کسب کنیم. « نماز» غم و اندوه را برطرف می کند دومین موردی که پیامبر مهربانی­ ها تضمین کردند، «از بین رفتن دلشوره و غم و اندوه است». فرمودند:«و انقِطاعَ الهُمُومِ و الأحزانِ = و از بین رفتن غم و اندوه­ ها»؛ یعنی کسی که به نماز اول وقت اهمیت می ­دهد؛ غم­ هایش برطرف می ­شود. اما وقتی به خدا می­ گوئید وقت ندارم؛ به خدائی که کانون شادی و آرامش است و همه چیز در دست اوست، می­ گویی وقت و فرصت ندارم، این یعنی خودت را از این کانون خیر جدا کردی و این باعث می شود که در زندگی ­ات دچار سختی بشوی. پیامبران، ائمه و اولیاء الهی همه  این­گونه بودند که به محض این که  مشکلی پیش می­ آمد، خدا یعنی مسبب الاسباب به ذهن شان می­ آمد. اگر ما هم در مشکلات زندگی مان، خدا (مسبب الاسباب) به ذهن ­مان رسید؛ نشانه آن است که مشکل حل شده است؛ چون همه چیز به دست اوست. ایمان یعنی به آنچه که در دست خداست، بیشتر اعتماد داشته باشی تا آن چه در دست خودت است. چون در این صورت خدا تو را به توانائی های خودت واگذارت می کند؛ پس اگر چیزی می­ خواهیم اول از خود خدا بخواهیم. مگر غیر از خدا کسی است که چیزی به ما بدهد؟ اگر هم غیر خدا بدهد، باید بدانیم که در حقیقت  از دست خدا دریافت کرده ایم. حقیقت انسان فقر مطلق به خداوند است. ما در آغوش خدائیم. مخلوق او هستیم اما سراغ بندگان خدا می ­رویم و خد را ذلیل آنها می کنیم و از آنها گدایی می کنیم. اینجاست که آسیب ها و دردسرها شروع می شود. پس  کسی که نماز اول وقت می خواند، می داند که ساختار خلقت چگونه است؛ می داند که همه چیز از خداست. چرا مشکلات زندگی مان بیشتر می شود چرا در کارهای زندگی ما این همه گره و معطلی وجود دارد؟ چرا بعضی افراد یک سره با مصیبت های زندگی روبه رو هستند؟ چون ما از کانون قدرت، خیر و برکت غافل هستیم. رابطه با خداکه قطع شود، استمدادی درکار نیست. هر چند ممکن است نماز بخوانیم، اما کمکی دریافت نکنیم . چون نماز را اول وقت نمی­ خوانیم. حتی بجا نیاوردن تعقیبات هم همین طور است. کسی که بعد از نماز نمی نشیند که تعقیبات بخواند و فورا  به کارهای دنیایی اش می رسد، دچار دوبینی و شرک می شود. شباهت به حق تعالی بستگی به دیدن توحیدی و قوی بودن توحید دارد و این یعنی درست نگاه کردن به همه چیز عالم. پیامبر و ائمه بیشترین مشکلات و کارها را داشتند، اما استمدادشان از خدا بیشتر از دیگران بود. کسانی که از تحصیلات و ثروت و موقعیت اجتماعی و ... بالاتری برخوردارند به قدرت بیشتری نیاز دارند. هر کاری که در آن خدا و اهل بیت (علیهم السلام) را حذف می­ کنیم، بی ارزش می شود؛ مثلاً در عروسی و مهمانی ها که در آن فسق و فجور می ­شود و منجر به آزردگی خانواده آسمانی مان می ­شود، چون خون به دل اهل بیت و امام زمان می کنیم،  هیچ ارزشی ندارد. چگونه می توان خوشبخت بود؟ کسی که به نماز اول وقت اهمیت می­ دهد؛ یعنی به کانون آرامش توجه دارد؛ یعنی خودش را برای ملاقات با حق تعالی آماده می­ کند. یعنی آماده شدن برای عشق بازی با حق تعالی. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «ما یَمنَعُ أحَدُكُم إذا دَخَلَ عَلَیهِ غَمٌّ مِن غُمومِ الدُّنیا أن یَتَوَضَّأَ، ثُمَّ یَدخُلَ مَسجِدَهُ و یَركَعَ رَكعَتَینِ فَیَدعُوَ اللّه َ فیهِما؟ أما سَمِعتَ اللّه َ یَقولُ: «وَ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ= چرا هر گاه غمى از غم هاى دنیا بر یكى از شما وارد مى شود، وضو نمى سازد و به مسجد نمى ­رود و دو ركعت نماز نمى خواند و در آن دو ركعت، به درگاه خدا دعا نمى كند؟ مگر نشنیده اید كه خداوند مى‌فرماید: «از شكیبایى و نماز، كمك بجویید.» در قرآن و سیره معصومان آمده که برای برطرف شدن مشکلات و غم و غصه ها،­ از نماز کمک بگیرید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ = ای کسانی که ایمان آورده اید! از صبر و نماز کمک بگیرید که خدا با صابران است» (بقره ۱۵۸). یکی از قوانین خلقت این است که هر وقت بدن ضعیف شد، با غذا و میوه ها می توانیم جبران کنیم. خدا هم می‌گوید: شما هر وقت ضعیف شدید، از صبر و نماز کمک  بگیرید. متأسفانه ما برای دلشوره­ ها و نگرانی ها از هر چیزی استفاده می­ کنیم غیر از نماز و روزه درحالی که اهل بیت و ائمه معصومین (علیهم السلام) و اولیاء الهی توجه زیادی به این مسئله داشتند. ما با جهالت مان می گوئیم که به غیب احتیاجی نداریم. فقط دست به دامن آدم ها می­ شویم. به چیزی به اسم غیب که دنیا را اداره می کند کاری نداریم؛ این باعث افزایش مشکلات می شود. علت افزایش بیماری های زیادی مثل سکته، خودکشی، سرطان و غصه ­ها که گریبان گیر جوان ها شده این است که  ارتباط با غیب کمتر شده است. اوضاع دنیا امروزه به گونه ای است که ارتباطش با غیب کمتر شده و مشکلاتش هم  بیشتر. یعنی با بالا رفتن سطح ثروت و رفاه و تحصیلات، غصه ها هم بیشتر شده است. دعای امام رضا (علیه السلام) در  برآوردن شدن حاجت امام رضا (علیه ­السلام) فرمودند: «هرگاه حاجتی داشتید دو رکعت نماز بخوانید که: در رکعت اول، بعد از حمد، آیة الکرسی و در رکعت دوم، بعد از حمد، سوره قدر خوانده شود. بعد از اتمام نماز، قرآن بر سر بگیرید و دعای «اللَّهُمَّ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ إِلى‌ خَلْقِكَ، وَ بِكُلِّ آیَةٍ هِیَ فِیهِ، وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ، وَ بِحَقِّک عَلَیْكَ وَ لا تعرفه أَحَدَا أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْكَ یا سَیِّدِی یا اللَّهُ عشر مرّات، وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ- عشر مرّات، وَ بِحَقِّ كُلِّ إِمامٍ-  وَ تعدُّهم حتّى تنتهی إِلى إِمام زمانك عشر مرّات. فإنّك لاتقوم من مقامک حتّى یقضى الله حاجتك= خدایا به حق کسی که او را به سوی آفرینندگانت فرستادی و به حق هر آیه ای که در این قرآن است، و به حق هر آدم مومنی که در این کتاب مدحش کردی، و به حقی که تو گردن این آدم­ها داری، هیچ کس حق تو را نسبت به بقیه بهتر از خود تو نمی ­داند که چیست، یا سیدی یا الله ده مرتبه، به حق محمد ده مرتبه، به حق علی ده مرتبه به حق فاطمه ده مرتبه و امامان دیگر تا به امام زمان که ده مرتبه گفته می شود. در آخر حضرت فرمودند: از جایت بلند نمی شوی، مگر این که خدا حاجتت را می دهد. قبلاً گفته شد دعاها هیچ­کدام بی ­نتیجه نمی ­ماند. کمترین آن اجابت دعاها در دنیا است، اما گاهی آن دعا مستجاب نمی ­شود، ولی بهتر از آن را خدا می­ دهد؛ یا این که خدا آن را در آخرت به انسان می­ دهد. پس هیچ دعایی خنثی، غیر مستجاب و بی­ نتیجه نیست.   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed