www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5808
زمان انتشار: 29 نوامبر 2016
| | | |
ضرورت استغفار

جلسه چهارم آسیب شناسی سلوک انسان در کلام امام رضا (علیه السلام)

ضرورت استغفار

استغفار لفظی هم خوب و هم مؤثر است ولی باید توأم با استغفار قلبی و درونی باشد، یعنی چنانکه زبان استغفار می کند، توجه قلبی و اصرار بر گناه نداشته باشد.

زبان ترجمان قلب است زبان باز گوکننده حرف دل و باطن انسان است. یعنی نباید ذکر استغفار فقط لقلقه زبان باشد، بلکه توجه قلبی همراه آن لازم است. پس وقتی استغفار می کنیم، یعنی دیگر بنا نداریم به گناه ادامه بدهیم. حضرت علی (علیه السلام) توبه را مقدمه استغفار دانسته و برای آن ۶ شرط بیان می فرماید: اولین مرحله استغفار را پشیمانی ذکر کردند. یعنی خیال ادامه دادن نداشته باشیم، مرحله اگر حق اللهی به گردن داریم، قضا کنیم و اگر حق الناس (فردی یا اجتماعی) باید جبران شود و در ادامه فرمودند که تصمیم بر انجام گناه نداشته باشیم. به قول امام رضا (علیه السلام): «اگر کسی قصد پشیمانی نداشته باشد خودش را مسخره کرده است». اساساً لذتی که از گناه بدست می آید یک عارضه بر نفس است که نفس دچار می شود والا انسان نباید استمرار بر گناه داشته باشد. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «به خدا قسم هیچ عملی از هیچ کس پذیرفته نمی شود درحالیکه به یکی از گناهان اصرار داشته باشد». مثل رعایت نکردن حجاب و اصرار بر آن، اصرار بر دیدنی یا شنیدنی های حرام، اصرار مردم آزاری و بداخلاقی و...   در حالی که قرآن وقتی متقین را معرفی می کند، می گوید: متقین و مؤمنین هم دچار فحشا می شوند. «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ= آنها كه وقتی مرتكب عمل زشتی شوند، یا به خود ستم كنند به یاد خدا می‏افتند، و برای گناهان خود طلب آمرزش می‏كنند» (سوره آل عمران/آیه 135) یعنی مؤمن  ممکن است پایش بلغزد ولی اصراری بر معصیت ندارد. گناه عارضی است.حالت معمولی یک نفر مثل کسی که باید رعایت بهداشتش را کند. اگر بهداشت را رعایت نکرده و آلوده شد استحمام و شتشو می کند و بنا ندارد که همیشه در کثافات و آلودگی بماند. در روح هم همین طور است. انسان نباید با خدا بنای لجبازی داشته باشد. هر چی رساله گفت و دین دستور دارد باید عمل کند؛ چه در انجام واجبات و چه در ترک محرمات. اگر اشتباهی هم انجام داد با استغفار برطرف کند و لذا ما باید با خدا در صلح باشیم بنای لجبازی معصیت و گناه نداشته باشیم. برای مؤمن در استغفار ترس از گناه وجود دارد. چون گناهش از روی لجبازی و عناد نیست. نفس و فطرتش گناه را پس می زند. خوش به حال کسی که در گناه حیا و ترس و عذاب وجدان دارد. او می تواند با چنین روحیه ای نجات پیدا کند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5807
زمان انتشار: 29 نوامبر 2016
| | | |
«استغفار» دوای دردهای جسمی و روحی انسان است

جلسه سوم آسیب شناسی سلوک انسان در کلام امام رضا (علیه السلام)

«استغفار» دوای دردهای جسمی و روحی انسان است

یکی از اموری که ما را به توبه و استغفار تشویق می‌کند، دانستن این مطلب است که استغفار عامل جذب رحمت  و برکات الهی است و کوتاهی در آن، به حجم حجاب ها و بیماری های جسمی و روحی مان افزوده می شود.

منافع استغفار یکی از اموری که ما را به توبه و استغفار تشویق می‌کند، دانستن این مطلب است که استغفار عامل جذب رحمت  و برکات الهی است و کوتاهی در آن، به حجم حجاب ها و بیماری های جسمی و روحی مان افزوده می شود. «استغفار» حمام نفس است اسغفار برای حرکت سلوکی انسان، یک ضرورت بسیار مهم است. همان گونه که آب حمام بدن است، استغفار نیز حمام نفس است. از این رو، اگر کسی استغفار نداشته باشد، دائما موانع بر سر راهش قرار می گیرند. استغفار موجب ایجاد امید و نشاط برای انسان می شود. چون نفس با استغفار باز می شود و تمام روح تنفس می کند. در نتیجه، دریافت های روح راحت تر می شود و باعث از بین رفتن ناامیدی و ترس و بدبینی های می شود. بدون استغفار، سرعت انسان در سلوک کم می شود و حتی ممکن است انسان را به قهقهرا ببرد. استغفار عامل باز شدن گره ها و دریچه های بسته شده نفس می شود. آن تاریکی ها، حجاب ها، عفونت و سنگینی های که در نفس هست، همه برداشته شود. اما اگر استغفار نداشته باشیم روزبه روز به حجم حجاب ها و کدورت های نفس مان اضافه می شود بعد ذره ذره حرکتش کند می شود تا اینکه به توقف می رسد و بعد از توقف، حرکت قهقهرایی دارد. یعنی شروع به دور شدن از مسیر الهی می شود و کار به جایی می رسد که ممکن است شخص به لجبازی و کفر و الحاد برسد. قرآن برکات استغفار را چگونه بیان می کند؟ برای مومنین این زیباست که بدانند قرآن برکات استغفار را چگونه بیان کرده است. در آیه 10 الی 12سوره نوح آثار استغفار بیان شده است: نوح در ابتدا می خواهد که قومش از خدا طلب بخشش کنند «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا= و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید كه او همواره آمرزنده است» در ادامه آیه به نتیجه استغفار اشاره می کند و می فرماید: «یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْكُمْ مِدْرَارًا؛ وَیُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا= [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد و شما را به اموال و پسران یارى كند و برایتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد». یعنی راه شما باز می شود که شامل روزی و زیاد شدن محبت و عنایت و غفران الهی است. در زندگی مشکلات زیادی داریم و سراغ انواع راه حل ها می رویم که بعضی وقت ها بدترین راه یا ضعیفترین راه ها را انتخاب می کنیم. خدا در اینجا می فرماید شرط ریزش رحمت بر ما این است که استغفار کنیم. یعنی روح مان را پاک کنیم تا جذب مان بیشتر شود. نفس با استغفار تنفس می کند و راه ورودی را باز می کند ولی گناه باعث حجاب و مانع راه می شود و نفس نمی تواند پذیرای خیر و رحمت خدا شود. استغفار باعث می شود نفس تخلیه شود، وقتی تخلیه شد، دریافت رحمت الهی از بالا بیشتر می شود. آثار بجا نیاوردن استغفار اگر استغفار نباشد، افسردگی، پژمردگی، پوچی، بی هدفی، فراموشی و ناامیدی های وحشتناک بر روح انسان غلبه می کند و برخی از آثار جسمی آن، سکته قلبی و مغزی و بیماری های جسمی است که به سراغ انسان می آید. راه برای حمله های شیطان از 4 طرف باز خواهد بود. اما استغفار شیطان را کاملا زمین گیر می کند.   کسی که استغفار ندارد، گذشته  و دلشوره های مربوط به آینده، بیچاره اش می کند. بزرگترین گناه ناامیدی از درگاه خداست. امیرالمومنین علی (علیه السلام) در این خصوص می فرماید: «عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ= من تعجب می‌کنم از آدمی که ناامید است در حالی که امکان استغفار را دارد».  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5806
زمان انتشار: 27 نوامبر 2016
| | | |
آیا کسی که گناه کرده با کسی که معصیتی مرتکب نشده، با هم یکی هستند؟

پرسش و پاسخ؛ آسیب شناسی سلوک انسان در کلام امام رضا (علیه السلام)

آیا کسی که گناه کرده با کسی که معصیتی مرتکب نشده، با هم یکی هستند؟

جلسه پرسش و پاسخ مهمترین پرسش این جلسه؛ در جواب باید گفت : خیر. همان طور که پیراهن نو با پیراهن کهنه حتی اتو هم شده باشد، متفاوتند و یکی نیستند. کسی که گناه نکرده با کسی که گناه و استغفار می کند، یکی نیست. اما به این معنا نیست کسی که گناه کرده نمی تواند جبران کند قطعا می تواند گذشته را جبران کند.  مثل کسانی که تا دقیقه آخر با امام حسین (علیه السلام) جنگیدند ولی غروب بعد از ظهر به لشکر حضرت پیوستند. در روایت نقل شده: «گناهی که انسان را بشکند بهتر است از گناه خودشیفتگی که از انجام عبادت و کارهای حسنه برای او حاصل شود. اما نکته مهم این است گاهی گناه نکردن آدم ها عجب و خودشیفتگی می‌آورد که از انجام صد گناه بدتر است. مثل کسی که خودش حجاب دارد و بدحجاب را ناهنجار می داند و خودش را بالاتر از او می بیند. گناه این فکر از گناه بدحجاب به مراتب بیشتر و بالاتر است. پس اگر استغفار درست انجام شود، عذابی وجود ندارد. انسان باید از این بترسد که مبادا از مسیر خدا منحرف شود.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5798
زمان انتشار: 27 نوامبر 2016
| | | |
اصل حرکت و غایت طلبی انسان در نظام هستی

آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام (جلسه اول)

اصل حرکت و غایت طلبی انسان در نظام هستی

مسیر انسان به سمت حق تعالی یک مسیر حقیقی است. این نکته باید به خوبی درک شود تا سعادت و سلامت انسان تضمین شود. باید دانست که حرکت انسان حرکت اتفاقی نیست، بلکه حقیقی بوده و دارای مبدأ و مقصد، راهنما و استاد و علائم و نشانه های راهنمائی بین راه، موانع و خطرات و عوامل پیروزی و موفقیت است. این همه را انسان باید بشناسد.

مسیر حرکت انسان مثل مسیری است که جنین در رحم مادر طی می کند. عین این مسیر را نیز خود ما داریم. وقتی گفته می شود یک حرکت حقیقی وجود دارد، یعنی "شدنی" در کار است که نقطه آغاز و مراحل صیرورت (شدن) را طی می‌کند تا به مقصد برسد. اما بعضی ها به صورت حیوان و بعضی ها هم به صورت انسان در حال «شدن» هستند. مثل انواع تولدهای کودک که هیچ کدام از تولدهای بیمار، ناقص، معلول و ضعیف به درد نمی خورد و فقط تولد سالم و سالم قوی، تولد مبارکی است. پس انسان باید مسیرش را خوب یاد بگیرد تا انسانی زندگی کند و انسان محشور شود. «علم» چراغ راه حرکت انسانی است یکی از چیزهای که انسان در مسیرش به سمت آخرت نیاز دارد، «علم» است. هرچه شناخت‌های انسان درست‌تر، عمیق‌تر و جامع‌تر باشد، حرکت او در مسیر کمال و هدف خلقت بیشتر خواهد بود. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «الْعِلْم اصْلُ كلِ خَیْرِ وَالْجَهلُ اصْلُ كلِ شَرٍ= علم ریشه هر خوبی و جهل ریشه هر بدی است». جهنم معلول جهل و بهشت معلول آگاهی و علم است. چون لازمه حرکت، علم است و گمشدن و سر در گمی مربوط به جهالت انسان است. پس اصل علم و یادگیری برای انجام وظیفه است. بخاطر همین در روایت بر علم آموزی تأکید زیادی شده است. از سخنان امام صادق (علیه السلام) است که: «لاخَیرَ فیِمَن لا یتفقه مِن اصحابنا= هر کدام از اصحاب ما که فهم دین ندارند، خیری هم ندارند». اصل معنای دین، مجموعه‌ای از معارف در سه شاخه شریعت، طریقت و حقیقت است. یعنی فقه، اخلاق و معارف است که مجموعه آن‌ها شیوه زندگی سالم و آرام را در دنیا و شیوه ی تولد به آخرت را می آموزد. «حرکت دلی» هدف غایی انسان است حرکت ما در رحم دنیا یک حرکت فیزیکی نیست، بلکه قلبی است. مثل جنین در رحم ما که تمام تحولات و تغییرات در خود جنین صورت می‌گیرد و دائما در حال "شدن" است. "شدن" و "تحول" انسان در عالم دنیا نیز، در قلب اوست. چون همه دارائی و شخصیت انسان به دل او است. بخاطر همین قرآن انسان ها را براساس قلبشان قیمت گذاری می کند. در این راه مهمترین مسئله زندگی انسان، داشتن یک قلب سالم است. امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: «لاعِلمَ كَطَلَبِ السَّلامَةِ، و لاسَلامَةَ كسَلامَةِ القَلبِ= هیچ علمی در روی زمین بهترازآن نیست که انسان به دنبال سلامتی باشد و هیچ سلامتی مثل سلامت قلب نیست». پس مهمترین علم سلامت جسم و روح است و هیچ سلامتی هم بالاتر از سلامت قلبی نیست. قلب سلیم چه قلبی است  امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:نشانه قلب سالم این است که هیچ معشوقی در دل او جز خدا نباشد. دل سالم دلی است که بخش اصلی آن به معشوقش یعنی خدا برسد. یعنی انسان بفهمد که آمده به دنیا برای عشق بی نهایت. اما اگر به معشوق های دیگر دلش را بسپارد، خودفروشی کرده است. پس سلامت دل ما به این است که الله بر آن حاکم باشد و عشق به الله داشته باشد. مهمترین مسئله برای ما در حرکت به سوی خدا، آسیب شناسی و شناخت آفت هاست؛ زیرا انسان در دنیا دچار مشکلات و آسیب های متعددی می شود که باید آنها را بشناسد. آنقدر آسیب شناسی مهم است که در روایت علی (علیه‌السلام) است که «اجتِنابُ السیّئاتِ أولى مِنِ اكتِسابِ الحَسَناتِ= گناه نکردن بهتر از این است که انسان عمل صالح انجام دهد».پس حتی وقتی کار خیر می کنیم، نباید آسیب و آفتی برای ما داشته باشد. «اول ای جان دفع شر موش کن                                 وانگهی در جمع گندم کوش کن گرنه موش دزد در انبان ماست                                  گندم انبان چهل ساله کجاست؟»    

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5797
زمان انتشار: 5 مارس 2020
| | | |
«استغفار» اولین قدم سیر و سلوک است

جلسه دوم آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

«استغفار» اولین قدم سیر و سلوک است

استغفار یعنی حمام نفس. همان طور که بدن ما بیش از چند روز نمی تواند بدون حمام باشد، بدون استغفار هم هیچ حیثیتی برای نفس باقی نمی ماند.

 استغفار چه جایگاهی در سلوک انسانی دارد؟ و به چه معناست؟ طلب غفران الهی و «غفور» از اسماء الهی است. در وجه اختلاف «عفو» با «غفور» باید گفت که «عفو» یعنی کسی مرتکب جرمی شده و مستحق مجازات است و با عفو می خواهد که خدا از مجازاتش بگذرد، اما در «غفور»، شخص نه تنها می‌خواهد خدا از مجازاتش بگذرد، بلکه به گونه ای با او رفتار کنند که انگار جرمی مرتکب نشده است. پس وقتی می گوئیم «استغفرالله» یعنی من طلب غفران خدا را می کنم و می خواهم با او آشتی کنم. جرمی مرتکب شدم، ولی دوست ندارم رابطه ام با خدا خراب شود و نمی خواهم او  از من روی بگرداند و  قهر کند. انسان ها بسته به قیمت و ارزش وجودی شان، برخی از آدمها برایشان موضوع و محبوبیت دارند. مثلا معلم، همسر، فرزند و ... و سعی در حفظ آن رابطه دارند. اما برای کسی که به معنای واقعی انسان است و بلوغ انسانی پیدا کرده، مهمترین محبوب زندگی اش، " الله" است. مسئله اساسی، حفظ رابطه اش با الله و از دست ندادن اوست.  بنابراین، اولین نیاز انسان در ارتباط با حق تعالی این است که مانعی با او وجود نداشته باشد؛ چون عشق و عاطفه با حق تعالی قیمت دارد. یعنی همان طور که ما برای شرکت در یک مهمانی باید آراسته و معطر باشیم و با بدن کثیف و نامرتب نمی توانیم حضور داشته باشیم، در نزد خداوند و اهل آسمان هم اگر آلودگی و ناپاکی داشته باشیم راه مان نمی دهند. چون با جمع این آلودگی ها رابطه مان با غیب خراب می شود. استغفار یعنی حمام نفس. همان طور که بدن ما بیش از چند روز نمی تواند بدون حمام باشد، بدون استغفار هم هیچ حیثیتی برای نفس باقی نمی ماند. استغفار نیز در سلوک انسانی یک ضرورت است و آنقدر مهم است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌­فرمایند: «إِنَّهُ لَیُغَانُ عَلَى قَلْبِی وَ إِنِّی لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِی كُلِّ یَوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً= همانا كه قلبم را غبارى مى‏‌پوشاند و من روزى ۷۰ مرتبه از درگاه خدا آمرزش مى‌‏طلبم». بر اثر بعضی گناه ها مثل نگاه های حرام، خیالات باطل، عکس های حرام،... روی قلب آدمی گردی می‌نشیند و اجازه نمی‌دهد به راحتی عبادتی در شب داشته باشیم؛ یا مکاشفه یا پروازی کنیم. به همین علت، با استغفار که حمام نفس است، در سه نوبت صبح، ظهر و شب، حتی اگر در رختخواب هم باشید، با 100 مرتبه ذکر استغفار انسان خودش را تخلیه و نفسش را پاک می‌کند تا بتواند مثل یک انسان زندگی کند. در کل اگر انسان تخلیه روح نداشته باشد، نه در زمین موفق خواهد شد و نه در آسمان. چرا باید استغفار را به زبان بیاوریم؟ امام رضا (علیه السلام) در فرمایش گهربارشان هفت چیز را بدون هفت چیز دیگر مسخره می‌داند. «سَبعَةُ أشیاءَ بِغَیرِ سَبعةِ أشیاءَ مِن الاسْتِهْزاءِ: مَنِ اسْتَغْفَرَ بلِسانِهِ و لَم یَنْدَمْ بقَلبِهِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ= هر کس با زبانش طلب استغفار کند، اما قلباً از گناهانش پشیمان نباشد، خودش را مسخره کرده است». استغفار زبانی اهمیت بسیاری دارد. چون "زبان در دهان ترجمان دل است». این یعنی لفظ بیانگر باطن است. مثلا در سلام کردن گاهی ممکن است: با ناراحتی، با سردی، با شادی و سرحالی گفته شود. اما هر کدام یک بار معنایی دارند. پس افراد درون خودشان را با لفظ بیان می کنند. چرا گفته می شود که ذکر را به زبان بیاورید و بگویید؟ چون «گفتن» خودش اثری در روح می‌گذارد و یک معنای جدیدی را ایجاد می کند که باعث تحول و اتفاقات قشنگی در قلب می شود. برای همین بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «کسی را که دوستش دارید، به او بگویید».   مطلب مرتبط: مباحث استاد شجاعی با عنوان «استغفار»

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5796
زمان انتشار: 27 نوامبر 2016
| |
ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

خانواده آسمانی، 452، 95/09/4

ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

یکی از مهمترین دلایل دور ماندن  از عدالت و انصاف، ظلم و ستم است که به روش های مختلف صورت می پذیرد؛ گاهی ظلم در حق خودمان و گاهی در حق مردم و هم نوعان است که اثر وضعی اش یا در دنیا یا در آخرت نمایان می شود.

ظلم و بی‌انصافی نقطه مقابل عدل است. یعنی محروم کردن حق هر صاحب حقی؛ حتی اشیایی مثل لباسی که بر تن داریم؛ ظلم به گیاهان و درختان؛ یا ظلم به فرشتگان.  یک علت این که گفته شده روز قیامت همه از هم فرار می‌کنند، این است که حقوقی که بر گردن هم داشتند را به خوبی ادا نکردند. «ظلم» یکی از آسیب هایی است که کسی نمی تواند ادعا کند به آن گرفتار نشده است. ظلم یک گناه نیست. چون ما 50 نوع حق داریم؛ یعنی 50 دریچه ظلم به روی ما باز است. از ظلم به اشیا، ظلم به حیوانات، گیاهان، انسان‌ها، ظلم به خود، خدا، اهل‌بیت، فرشتگان، آسمان و قرآن، نماز، ماه مبارک رمضان و.... امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «الظُّلمُ ألأمُ الرَّذائلِ= ظلم پست‌ترین رذیلت‌هاست» چون نوعی تجاوز، هاری نفس و تعدی است. این که یک موجودی تعدی به حق دیگران می کند و حاضر است کسی یا چیزی را فدای خودش کند. مصداق ظلم به دیگران است. اما آغاز ظلم از کجاست؟ شروع ظلم از تنبلی، رفاه‌زدگی، بی‌حوصلگی انسان برای رسیدن به اهداف و مقاصد شخصی است در این صورت، حق کسی را به راحتی زیر پا می گذارد. در فرمایش دیگری از حضرت آمده: «الظُّلمُ فی الدُّنیا بَوارٌ و فی الآخِرَةِ دَمارٌ=  ظلم در دنیا مایه ی نابودی و در آخرت مایه هلاکت انسان است». آثار ظلم ساختار ریاضی دارد ظلم ساختار ریاضی و عدد و اندازه دارد. یعنی همان طور که با خوردن یک میوه فاسد، بد حالی و درد به وجود می آید و این درد در علم پزشکی اندازه دارد و طبق آن،  و متناسب با آن دوز دارو تجویز می شود، نفس هم این گونه است. یعنی نفس هم مثل بدن، ساختار منظم ریاضی دارد و وقتی قواعدش رعایت نشود، تعادلش به هم می ریزد. یعنی همان طور که آثار بعضی از غذاها بر بدن، در طول مدت زمانی دیده می شود، نفس هم این گونه است. این مطلب اشاره دارد به احادیث متعددی که از معصوم (علیه السلام) به ما رسیده است. از جمله این حدیث که فرمود: «وقتی انسان یک گناه می کند، نقطه ی سیاهی در نفس او ایجاد می شود و....». یا حدیثی که فرمود: فرشته ها انسان ها را بو می کنند و فساد و صلاح آنها را شناسایی می کنند. همان طور که ما برای شرکت در یک مهمانی باید آراسته و معطر باشیم و با بدن کثیف و نامرتب نمی‌توانیم حضور داشته باشیم، نفس ما نیز در نزد خداوند و اهل آسمان، اگر آلودگی و ناپاکی داشته باشد راهش نمی دهند. زیرا که نفس نمی تواند با آلودگی هایی که دارد، با غیب رابطه برقرار کند. زمان بروز آثار «ظلم نفس» مختلف است مختلف بودن زمان بروز آثار ظلم نفس، چنین است که بعضی از آن ها سه ماه بعد، برخی 6 ماه بعد و برخی در مدت زمان بیشتر، اثر خودش را نشان می دهد. اما بعضی از ظلم‌ها اثرش فوری است. یعنی همانطور که خوراک فاسدی که وقتی وارد بدن می شود، اثر خودش را فوری نشان می‌دهد، بعضی از ظلم ها آثار خود را به سرعت نشان می دهد. مثل  ظلمی که به پدر و مادر می شود. خانواده، فرزند یا همسر نیز چنین است. یعنی اثرش در دنیا فوری ظهور پیدا می‌کند. اما ظلم های عمیق و وسیع که دنیا ظرفیت جواب برای آن ندارد،  به برزخ منتقل می‌شود. مثل کسی که با داروی تقلبی صدها نفر را می کشد یا عطرهای تقلبی که باعث عقیم شدن مردان می شود. یعنی قتل نفس عمومی آن قدر مهم است که دنیا ظرفیت جزای آن را ندارد. به همین علت به عالم برزخ منتقل می شود. «بداخلاقی» و «تندخوئی» نیز، ظلمی در حق دیگران است. پیامبر فرمودند چنین کسی آمرزیده نمی شود. فرمودند: «سوء الخلق ذنب لایغفر» چرا ؟ چون بداخلاقی، خلقی است که اثرش دائما روی اعصاب همسر و فرزند و اطرافیان است. 

صوت

1 - ظلم مایه نابودی و هلاکت در دنیا وآخرت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5770
زمان انتشار: 16 نوامبر 2016
| | | | | |
گزارش گروه اعزامی «جامعه معلمان مهدوی» به کربلا

گزارش گروه اعزامی «جامعه معلمان مهدوی» به کربلا

گروه اعزامی «جامعه معلمان مهدوی» مؤسسه منتظران منجی (علیه السلام) از روز یکشنبه فعالیت های خود را در موکب ۱۱۲۰ واقع در کربلا شروع کرده اند. فعالیت های این گروه با استقبال گرم زائران حسینی اربعین روبرو شد

از جمله فعالیت های «جامعه معلمان مهدوی» توزیع ده ها هزار نسخه گاهنامه عزادار حقیقی بین زائران حسینی بود که به زبان های عربی، فارسی و اردو ترجمه شده است. از دیگر فعالیت های این جامعه، توزیع بیش از هزار پوستر رنگی از جملات ناب سخنرانی های استاد شجاعی با موضوع محرم، اربعین و عزاداری در بین سیل خروشان زایران حسینی است که با استقبال گرم این زایران رو به رو شد. جامعه معلمان مهدوی با توزیع و ثبت نام فرم عضویت از بین معلمان زائر امام حسین، در راستای اهداف مؤسسه منتطران منجی (علیه السلام) دعوت بعمل آورد. استاد محمد شجاعی امروز ۲۶ آبان ماه از موکب این جامعه دیدن کرد و ساعاتی را با اعضای این جامعه به گفتگو نشست .

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5761
زمان انتشار: 31 اکتبر 2016
| | | |
درخواست مقام محمود خاص کسانی است که بخش«فوق عقلانی» خود را فعال کرده اند

بحث مقام محمود جلسه 12

درخواست مقام محمود خاص کسانی است که بخش«فوق عقلانی» خود را فعال کرده اند

تنها کسانی می توانند از خداوند درخواست مقام محمود را بکنند که بخش «فوق عقلانی» وجودشان را فعال کرده باشند.

انسان ها براساس شرافت ذاتی خویش و كمالاتی كه كسب كرده اند، دارای تمناهای مختلف هستند. در زیارت عاشورا به ما به عنوان یك موجود طبیعی و طبیعت گرا نگاه نمی شود، بلکه به عنوان انسان حقیقی که حامل نفخه ی خداوند است و بدون توجه به جنسیت مان دیده می شویم. بخش حقیقی ما همان حقیقت ناب و خالصی است كه از خدا در وجودمان دمیده شده و به عنوان بخش اصیل انسانی شناخته می شود. این زیارت برای موجودی است كه از خدا آمده و به خدا بر می گردد. (انالله و انا الیه راجعون). این موجود، اگر زن یا مرد است، به خاطر بودنش در دنیاست که جنبه جنسی پیدا كرده و گرنه قبل از اینكه به اینجا بیاید، نه زن بود و نه مرد. او عاشقی بود كه پیش خدا بود و نهایت قرب و نزدیكی و عشق ورزی به خدا را داشت. اما از خدا جدایش كردند و او را در عالم طبیعت آوردند و حالا برای برگشتن به وطن اصلی، دلش تنگ است. «حبّ ‌الوطن من الإیمان= دوست داشتن وطن از نشانه های ایمان است» را از همین باب می گوییم. هیچ وطنی برای ما مهمتر از وطنی كه اول داشتیم، یعنی پیش خدا بودیم، مقدس تر و مهمتر نیست. بنابراین، زیارت عاشورا زبان حال این حالت انسان است. آدم فعالی كه آدمیت او حاكم بر طبیعتش است. خداوند قشنگ ترین کلمات را در حدیث قدسی زیارت عاشورا برای ما تنظیم کرده است. ولی خیلی از ما وقتی آن را می خوانیم درکی از معنی اش نداریم. برای همین هم توصیه می كنیم، اگر متن عربی بلد نیستید، ادعیه و زیارت ها را فارسی بخوانید تا ‌بفهمید چه دارید می خوانید و بتوانید لذت ببرید. کسی که از خواندن زیارت عاشورا لذت می برد، علتش این است که فطرتش زنده است و حاکم بر اوست و این کلمات، کلمات دلش است. اصلاً‌ این از مقوله تكلیف بیرون است، از مقوله واجب، ‌مستحب و مباح هم بیرون می آید. از مقوله ی فردِ عاشقی است كه رو به روی معشوقش (پدرش) یعنی امام حسین نشسته و دارد عاشقانه ترین حرف ها را با اصل و ریشه خودش كه امام حسین است می زند. یكی از خواسته هایش این است كه من تحمل جدایی و دوری از تو را ندارم. من اصلاً نمی توانم بدون تو باشم. من نه دنیایم را می توانم بدون تو تحمل كنم و نه مرگم را و نه بعد از مرگ و آخرتم را. «أن یبلغنی المقام المحمود لكم عندالله» درخواستِ مقام محمود، خواسته ی چنین آدمی است. آدم با قیمت و ارزنده ای كه از نظر انسانی فعال و بزرگ شده و سعه روح و سعه انسانی پیدا کرده و رسیدن به «مقام محمود» جزء خواسته های دلش است.   مقام محمود ۱۰  

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5751
زمان انتشار: 5 سپتامبر 2017
| | | |
کسب حلال در خانواده

مهارت های زندگی جلسه سوم، استاد محمد شجاعی

کسب حلال در خانواده

کسب حلال بدین معناست که نفقه خانواده باید از راه حلال به دست بیاید و مراقبت کنیم که عوامل خاصی که مال را حرام می کند در آن دخالت نداشته باشد.

خداوند و معصومین (علیهم السلام) در فقه و دین اسلام یک سلسله از مشاغل را به عنوان شغل حرام معرفی کرده اند که افراد باید آن را بشناسند و به سراغ آن مشاغل نروند. بعضی از مشاغل هم هستند که دو وجهی اند: یعنی می توان از آنها هم استفاده حلال کرد و هم حرام. به عنوان مثال حرفه آرایشگری که اگر روند طبیعی خود را طی کند اشکالی ندارد ولی بعضی مواقع آرایش های بر روی افراد انجام می شود که درآمد حاصل از این شغل را حرام می کند. بعضی از مشاغل هم هستند که اساساً حرامند، یعنی هیچ وجه حلالی ندارند؛ به عنوان مثال کار قاچاق، رشوه گرفتن، سند سازی های جعلی و .... تعدادی از مشاغل هم هستند که مشاغل حلالی اند ولی بعضی از عوامل آن ها را حرام می کنند: مانند خمس و زکات ندادن. این قانون خداوند و ناموس خلقت است؛ خداوند در اخلاقیات همچون کارهای ظاهری ما تأثیر ریاضی و خاصی گذاشته است. همانطور که اگر کسی غذای آلوده و سمی بخورد آثارش را بر جسم او خواهیم دید، همین طور اگر او یک سلسله از مسائل اخلاقی، عاطفی و معنوی را رعایت نکند؛ آثار ظاهری و باطنی مختلفی را در خود خواهد دید. عواملی که منجر به حرام شدن لقمه می شود، تأثیرات بسیار مخربی را هم در مادیات و مسائل اقتصادی و ظاهری و هم در نظام عاطفی، اخلاقی و معنوی فرد و خانواده خواهد گذاشت. گاهی اوقات هم عوامل معنوی وجود دارند که لقمه را حرام می کنند؛ به عنوان مثال کودکی که برای خرید نان به نانوایی رفته و به دلیل سن کمش نانوا مراعات نوبتش را نکند، همین مسئله سبب حرام شدن درآمد و روزی شخص نانوا می شود و تأثیرات بدی را در زندگی او می گذارد. و در مثالی دیگر می توان از بعضی پارتی بازی ها که حق واقعی شخصی به شخص دیگر داده می شود و فردی از حق خود محروم می شود که این مسئله نیز لقمه را حرام کرده و آثار وضعی در روح و روان افراد می گذارد. (دایره حرام شدن لقمه دایره وسیعی است که باید کاملا آن را بشناسیم و در زندگی مراقب لقمه های خود باشیم). ما در تأمین مادی زندگی خود به دنبال چه هستیم انسان در تأمین مادی زندگی خود برای آسایش، خوشبختی و در نهایت داشتن آخرت و معاد خوب تلاش می کند و این لقمه ای که به دست می آورد اگر تحت تاثیر فشارها، عقده ها و چشم و هم چشمی ها وارد منزل و زندگی شود، نتیجه عکس می دهد طوری که فرد یا دچار شکست اقتصادی می شود و یا اگر مورد غضب خداوند قرار گیرد، خدا او را دچار شکست اقتصادی نمی کند، بلکه بیشتر به او روزی می دهد تا بیشتر غرق گناه شود. به عنوان مثال افرادی که از لحاظ اقتصادی و مالی در رفاه کامل به سر می برند اما در زندگی خود احساس خوشبختی و آرامش نمی کنند، از این دسته اند!!! زن و مرد باید در زندگی توجه لازم وکافی را به شغل یکدیگر داشته باشند، که یک زمانی لقمه حرام وارد منزل نشود و همین‌طور فرزندان از والدین خواستار لقمه حلال باشند، لقمه حلالی که به موقع حق الهی از آن خارج شود..  و در نهایت مراقب باشیم به همدیگر آرامش و شادی ابدی هدیه کنیم. اگر انسان خواستار خوشبختی، آرامش و شادی در زندگی هست باید از موانع خوشبختی و آرامش پر هیز کند و این موانع را از خود دور کند. اگر فردی لقمه حرام را وارد زندگی خود کند به هیچ وجه دیگر نمی تواند آرامش و تعادل روانی و اخلاقی را در خانواده اش نگه دارد و مطمئناً این لقمه ها آرامش و خوشبختی را از بین می برد و فرد را در زندگی دچار شکست می کند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «مَنْ أَكَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ...؛ هر کسی که یک لقمه حرام بخورد، تا چهل روز از او نماز قبول نمی شود». این سخن پیامبر به این معناست که لقمه حرام این تأثیر را می گذارد که زحمت چهل روز نماز و عبادت فرد به نتیجه نمی رسد و فرد از عبادتش نورانیتی کسب نمی کند و اوج نمی گیردد. امام باقر (علیه السلام) می فرماید: خداوند در روز قیامت مردمی را از قبور شان به محشر می آورد که دستانشان به گردنشان بسته و به اندازه موری توان گرفتن چیزی را ندارند و ملائکه آن ها را سرزنش می کنند و می گویند اینان مردمی هستند که خداوند به آن ها ثروت عطا کرده ولی آنها حق خداوند را از مال خود به صاحب آن حق نداده اند. افراد در زندگی باید به اصلاح شغل و در آمد خود اقدام کنند و کاملاً مراقب باشند که به حرام آلوده نشود. بعضی از افراد آلودگی هایی در شغل خود دارند که نسبت به آن بی توجه اند، در صورتی که همین آلودگی ها تاثیر بسیاری بر معنویات، اخلاقیات و عفت همسر و فرزندان خواهد گذاشت. اصل سوم؛ خساست و سخت گیری ممنوع در مباحث مربوط به تامین مادی اعضای خانواده به اصل سوم رسیدیم و اصل سوم این است که مرد علاوه بر تامین مادی خانواده که وظیفه اوست مستحب است که برای رفاه بیشتر خانواده و فرزندانش تلاش بیشتری را متحمل شود و نسبت به اعضای خانواده دست و دلباز باشد و آن ها را در تنگنا و فشارها و عقده های اقتصادی قرار ندهد و در نفقه سخت گیری نکند که این خود مسئله بسیار مهمی است. اگر فرد می تواند خانواده اش را از راه حلال در وسعت و آسایش بیشتری قرار دهد نباید سخت گیری کند. هر چه که تأمین مادی خانواده  از بخل و سخت گیری دورتر باشد، افراد آن به سخاوت، رحمت و مهربانی نزدیکترند. گشاده دستی هم آثار مادی (برکت اقتصادی)  و هم آثار عاطفی، اخلاقی و معنوی زیادی خواهد داشت. صفت خساست به گونه ای است که توصیه شده که با فرد خسیس ازدواج نکنید؛ چون صفتی است که به سختی درست می شود. اگر مرد خانواده دست و دلباز و مهربان باشد و خانواده را در وسعت قرار دهد، سبب ظهور روحیه ای در خانواده می شود که اگر خانواده دچار مشکلی شود همه اعضای خانواده به  شیرینی آن را تحمل می کنند. به خصوص خانم ها که اگر از همسر خود مهربانی، اخلاق خوب و دست و دلبازی ببینند در بدترین شرایط اقتصادی وفادار، مهربان و پشتیبان او باقی می مانند و تلاش می کنند که با کمک همسر این وضعیت را به حالت اول بر گردانند.  صفات سازندگی، قناعت و کم توقع بودن  در صورتی در اعضای خانواده به وجود می آید که مرد خانواده نسبت با اعضای خانواده اش دست و دلباز باشد و آن ها را در رفاه و آسایش قرار دهد. در ادامه جلسه  گذشته به دو مورد از اصول مهم تأمین اقتصادی خانواده که شامل کار؛ تقدس و لزوم آن و طلب حلال اشاره شد. در ادامه این بحث به دو مورد دیگر از اصل اقتصادی خانواده اشاره می کنیم.  اصل چهارم: میانه روی در  اقتصاد بسیار اصل مهمی است؛ چون خداوند و معصومین (علیهم السلام) تضمین کردند که میانه روی سبب می شود که هیچ گاه شخص دچار تنگ دستی و فقر نشود. خداوند برای هر بنده ای روزی حلالی را به اندازه قرار داده است ولی بعضی از افراد هستند که میانه روی و اقتصاد را رعایت نمی کنندو دچار فقر می شوند. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ اَنْ لا یَفْتَقِرَ؛ من ضمانت می کنم کسی که زیاده روی نداشته باشد و میانه رو باشد هیچ گاه فقیر نشود» و امام در ادامه از قول خداوند (در تعریف از انسان های خوب) می فرماید: «قَالَ اللهُ عَزّ و جل: وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَكَانَ بَیْنَ ذَلِكَ قَوَامًا؛ کسانی که وقتی انفاق می کنند؛ اسراف نمی کنند وسخت گیری هم نمی کنند و حد وسط را می گیرند». یعنی ما در زندگی و در مخارج هم حداقل ها را در نظر بگیریم و هم حداکثر ها را، بعد حد وسط را انتخاب کنیم و التزام به این مسئله داشته باشیم.   مهارت های زندگی (جلسه سوم)

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 5742
زمان انتشار: 8 نوامبر 2016
| |
«ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

خانواده آسمانی، 451، 95/08/13

«ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

هر پدیده‌ای علتی دارد و ریشه بی‌انصافی، «ظلم به خود» است که زمینه ظلم به دیگران را فراهم می‌کند.

امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «كیفَ یَعدِلُ فی غَیرِهِ مَن یَظلِمُ نفسَهُ = كسى كه به خود ظلم مى‌كند، چگونه ممكن است در حق دیگران عدالت بورزد». حضرت می فرمایند: «عَجِبتُ لِمَن یَظلِمُ نفسَه، كیفَ یُنصِفُ غَیرَهُ = من تعجب می‌کنم از کسی که به خودش ظلم می‌کند، چگونه می‌تواند در حق دیگران انصاف داشته باشد». در واقع حضرت محال می‌داند کسی که به خودش ظلم کند، بتواند با دیگران انصاف بورزد. زیرا کسی که از خودش عبور کند، از دیگران به طریق اولی عبور می‌کند. تندی زبان، بی‌محبتی، تحقیر دیگران و .. جزء انواع ظلم و تجاوزی است که ظالم مرتکب می شود و کسی می‌تواند به‌راحتی این رفتارها را داشته باشد که اول از خودش گذشته باشد. پس قاعده «هو أنت» یکی از قواعد مهمی است که شما هر کاری با دیگران می‌کنی در حقیقت با خودت کرده ای. عاقبت ظلم به دیگران؛ «بدحالی» است ظلم، آثار و پیامدهای منفی به همراه دارد که به دو نمونه اشاره می‌شود. یکی از آثار ظلم که به خود فرد بر می‌گردد، «بدحالی» است. در روایت نقل است که سریع ترین چیزی که حاصلش به انسان می‌رسد، ظلم و بی‌عدالتی است. هر جا انصاف را زیر پا بگذارید، اولین کسی که آسیب می‌بیند، خود فرد است. مثل ظلم به پدر و مادر، ظلم به همسر، ظلم به فرزند، ظلم به همسایه و.... که آثار بدی برجا می‌گذارد، و اولین اثرش، "بدحالی" خود فرد است. این سؤال را همیشه از خودتان داشته باشید که من نسبت به دیگران چگونه هستم! پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «خَیرُكُم خَیرُكُم لأَهلِهِ و َأَنَا خَیرُكُم لأَهلی= بهترین شما کسی  است که برای اهل خودش بهترین باشد و من برای اهلم بهترین هستم». ظلم با چیزی قابل جبران نیست. وقتی شیوه ی کسی ظالمانه باشد، بیماری «بدحالی» اتفاق می‌افتد. او مثل حسود است. در روایت داریم شبیه‌ترین ظالم به مظلوم، حسود است. پس ظلم، بیماری بدحالی و بی‌تعادلی می‌آورد. به ندرت پیدا می‌شود کسی بیماری و فشار روحی و روانی داشته باشد و اهل ظلم به خودش نباشد. ظلم به نفس، منشأ ناآرامی، زودرنجی، خواب‌های وحشتناک در انسان می‌شود. همان‌طور کمبود فسفر، آهن و ویتامین های مختلف در بدن نشانه ها و عوارضی دارند و زنگ خطری برای سلامت بدن هستند و کم گذاشتن نوعی ظلم تلقی می‌شود. روح نیز این‌گونه است و به مراتب حساس‌تر از بدن است. کسی که خوراک معنوی به اندازه کافی ندارد یا زیاده‌روی می‌کند، به انواع بیماری های روحی دچار می شود.  بنابراین، حد تعادل شادی و آرامش است. همان‌طور که قرآن می‌گوید: «لَاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ= نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏ شوند» (سوره یونس/آیه 62)  یا در روایتی که فرمودند: «المؤمن دائمٌ نَشاطُهُ= نشاط مؤمن دائمی است» و «الغَمُّ مَرَضُ النَّفْسِ= غم، بیماری روح است. » این بیماری ناشی از عدم تعادل روح است؛ یعنی یک جائی مصرف خوراک کم یا بیش از حد بوده است. احترام به خود انسانی انسان دارای خودهای متعددی است: خود جمادی، خود گیاهی، خود حیوانی، خود فرشته ای و خود انسانی. وقتی به نیازهای خودانسانی توجهی نمی‌شود، امکان ندارد به ثبات شخصیتی برسید. زیرا تعادل روحتان از دست می رود و دچار غصه ها، پژمردگی و محرومیت‌های زیادی می‌شوید. به محض این که انسان به یکی از این بخش‌ها ظلم می‌کند، تعادل به هم می‌ریزد. مخصوصاً بخش فوق عقلی یا بخش انسانی که از جنس محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. یعنی دیگر خوشی و شادی بدست نمی‌آید و باعث بروز مشکلاتی مثل از هم پاشیدگی خانواده، فرار فرزندان از خانه، ... می‌شود. متأسفانه یکی از آفت‌هایی که امروز والدین گرفتار آن هستند، این است که به خودهای حیوانی فرزندان شان توجه زیادی دارند. یکسره دعوت به درس و تحصیل و.. می‌کنند و از خود انسانی‌شان غفلت می‌کنند و به آن احترام نمی‌گذارند. همان‌طور که کودک نیاز به پدر و مادر دارد و در نبودشان به آرامش نمی‌رسد. «من» انسان هم دائماً به خدا نیاز دارد که اگر آن را درک نکند، همان ظلمی است که به صورت مخفی شکل می‌گیرد. ظلم به خانواده، ناشی از ظلم به خود است «ظلم به خانواده» از جمله آثار و پیامدهای منفی است که از ظلم به خود نشأت می گیرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لا یَلْقَى اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحَدٌ بِذَنْبٍ أَعْظَمَ مِنْ جَهَالَةِ أَهْلِهِ= هیچ کس خدای سبحان را به گناهی بزرگتر از ظلم به خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند». اگر همسر اختیار کردی، این همسر بخش عقلانی‌ای دارد که باید تأمین شود. صرفاً او یک کُلفت نیست که فقط در مسائل حیوانی از او خدمت بگیری، بلکه از بخش های عقلانی و فوق عقلی برخوردار است که باید تأمین شود. فرزندان هم این گونه هستند که باید آنها را با خانواده آسمانی‌شان آشنا کنیم. در غیر این صورت دچار بی‌تعادلی روح می شوند. قرآن کریم می فرماید: «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ= آگاه باشید که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد» نفس به الله و معنویت لازم دارد اما اگر در اختیارش قرار ندهی، نباید انتظار خوشبختی در دنیا و آخرت را داشته باشی. پس پدر و مادر یا استاد یا مربی که خودش را از معنویت و تقوا محروم می‌کنند، دیگران را به طریق اولی محروم می‌کند. این قاعده و یک فرمول است که باید به آن توجه کرد. انحراف اصلی از کجا شروع می شود انسا ن سه مرحله حیات دارد: قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا نفس انسان­ها نیز، از یک حقیقت ناشی می‌شود، و آن نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. همه ما از یک حقیقت واحد هستیم. وقتی آن حقیقت به بدن تعلق گرفت در قالب های مختلف زنانه و مردانه قرار می گیرد. مرحله دوم، دنیاست که زن و مرد با ویژگی های دنیایی مثل قومیت، رنگ پوست و ... مرحله سوم حیات که مهمترین مرحله ی حیات انسان است، مرحله بعد از دنیاست که شامل 4 مرحله؛ وفات که از دنیا خارج می‌شویم، بعد وارد برزخ می شویم، بعد ملکوت تا قیامت و بعد از قیامت، مرحله جاودانگی انسان شروع می شود. این مرحله بی نهایت ادامه دارد و انتها ندارد و به اندازه ای که خدا زنده است، انسان نیز زنده است. مرگ و نابودی برای او وجود ندارد. حالا سؤالی که مطرح می شود این است که خیانت و ظلم در کجا شروع می‌شود؟ از آنجائی که ما فقط بخش دنیایی‌مان را در نظر می‌گیریم و بریده از بخش قبلی که همان روح خدا و بریده از ابدیت، یعنی زندگی جاودانگی می‌شویم، دچار انواع تجاوز و ظلم‌ها می‌شویم. روایت حضرت امیر را توجه کنید: «ظَلَمَ نفسَهُ مَن رَضِیَ بِدارِ الفَناءِ عِوَضا عن دارِ البَقاءِ= کسی که به جاى خانه جاودانه به خانه نابود شدنی راضی باشد، به خودش ظلم كرده است». به این منظور کسی که ابدیت جلوی چشمش نیست، دست به رفتار احمقانه ای می زند که اثرش به دیگران هم می رسد. اما اگر کسی استمرار در ایمان به ابدیت داشته باشد، امید، آرامش و شادی اش بیشتر است. چون روحش بزرگ شده و برای رفتن آماده و خوشحال است و در لحظه ورود به برزخ با استقبال گرم اهل بیت، شهدا، صدیقین روبرو می شود. اما ظالم این گونه نیست. او از مردن می ترسد چون حرمت خود جاودانه اش را نگه نداشته و نسبت به خود ودیگران با بدرفتاری عمل کرد است.. حاصل کلام آن که، ظلم به دیگران زمانی شروع می‌شود که اول به خود ظلم کرده باشیم.

صوت

1 - «ظلم به نفس» ریشه بی انصافی و بی عدالتی است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed