www.montazer.ir
جمعه 19 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 5889
زمان انتشار: 21 دسامبر 2016
| | | |
(17) «معاشرت با خوبان» کلید شادی است

شادی جلسه 17 ؛ 95/9/20

(17) «معاشرت با خوبان» کلید شادی است

انسان موجودی اجتماعی است و بخشی از نیازهایش، در معاشرت با دیگران معنا پیدا می‌کند. همان‌طور که مسائل معنوی بر اجسام و اشیاء به‌صورت مستقیم اثر می گذارند، «معاشرت و انس با خوبان» نیز، در شادی انسان تأثیرگذار است.

تأثیر معنویت بر اجسام و اشیاء عالم درباره درک و شعور و همچنین تأثیرپذیری اشیا و اجسام در آیات قرآنی اشاراتی شده است که به یک نمونه از آن پرداخته می‌شود: قرآن کریم در دسته‌بندی انسان‌ها یک گروه را نام می‌برد که قیمت‌شان مثل سنگ است و گروه دیگر پست‌تر از سنگ‌اند: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِیَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً= سپس دل‌هاى شما بعد از این [واقعه] سخت گردید؛ همانند سنگ یا سخت‏‌تر از آن» در پاسخ به اینکه چرا بعضی از آدم‌ها از سنگ پست‌ترند، سه دلیل می‌آورد: - « وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهَارُ= و از برخى از سنگ‌ها نهرهایی بیرون مى‏‌زند» چون سنگ‌ها آنقدر نرمی دارند که در مقابل نهرها شکافته می‌شود و از دل‌شان نهر جاری می‌شود ولی آدم‌ها دلشان از سنگ هم سخت‌تر است. -«وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ= و پاره‏‌اى از آن‌ها مى ‌شكافد و آب از آن خارج مى‌‏شود» یعنی بالاخره از دل سنگ شکافی برداشته می‌شود و از دلش آبی بیرون می‌ریزد. - «وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ= و برخى از آن‌ها از بیم خدا فرو مى ‌ریزد» بعضی از سنگ‌ها از خشیت خدا فرو می‌ریزند اما بعضی از آدم‌ها از نام خدا تحولی پیدا نمی‌کنند. تحقیقات پرفسور ماسارو ایموتو بر ملکول‌های آب نشان می‌دهد که مسائل معنوی به صورت مستقیم بر اشیاء و اجسام تأثیر می‌گذارد که در این تحقیقات، ایشان با فیلم و عکس نشان داده اگر مولکول‌های آب نام الله یا صدای قرآن شنیده شود، اشکال زیبایی پیدا می‌کند اما هنگامی که نام شیطان یا موسیقی بد گذاشته می‌شود، اشکال زشتی به خود می‌گیرد. پس انسان از همه چیز تأثیر می‌گیرد، به ویژه خیال انسان که خیلی حساس است. اشیاء هم ظهورات خداوند هستند و خداوند ظهور بی‌شعور ندارد. بخاطر همین در روایت آمده که زمین در روز قیامت می‌تواند بر علیه انسان شهادت دهد. حتی لباس تنمان هم برایش فرق می‌کند که گناه کنیم یا عبادت کنیم یا ابزارهای که استفاده می‌کنیم فرق می‌کند که از آن‌ها درست استفاده کنیم یا نه! خوشبخت ترین مردم چه کسی است رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه جنین با رحم دنیاست. مادر برای حفظ جنین لازم است به باید و نبایدهایی عمل کند؛ چون هر چه بشنود، بخورد، خیال کند، حتی غم و شادی‌هایش همه در جنین او اثرگذار هستند. ورودی‌های ما هم در رحم دنیا بر باطن ما تأثیر می‌گذارد. کسی نمی‌تواند بگوید در تلگرام و اینترنت هستم، اما تأثیری بر من نمی‌گذارد. این طور نیست. حضور در این فضاهای مجازی اثرات بدی در روح انسان می‌گذارد. یکی از ضروریات زندگی این است که آدم های خوب را شناسائی و با آن‌ها معاشرت داشته باشیم. در روایت نقل است آدم بی‌عرضه کسی است که دوست خوب نداشته باشد و از آن بی‌عرضه‌تر کسی است که دوست خوب داشته باشد، ولی از او نتواند استفاده کند، یا او را از دست بدهد. در معاشرت دقت کنیدکه با کسانی دوست شویم که انسان‌های شاد و خوب و خوش‌طینتی باشند. یعنی از دوستی با آن‌ها نورانیت و آرامش بگیرید و از دوستی با آدم‌های عصبی و پرخاشگر بپرهیزید؛ چون در روح آدمی تأثیر بد دارند. در این خصوص نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «أسعَدُ الناسِ مَن خالَطَ كِرامَ الناسِ= خوشبخت‌ترین مردم کسی است که با مردمان بزرگوار معاشرت داشته باشد». گاهی وقت‌ها انسان با دیدن کسی کراهت پیدا می‌کند. اما بعضی آدم‌ها در برخوردشان، نورانیت و انرژی و آرامش به انسان می‌دهند. روح به تخلیه و استغفار احتیاج دارد. اگر انسان خروجی نداشته باشد، روحش عفونت می‌گیرد. همان‌طور که اگر بدن به حمام نرود، آلودگی و عفونت می گیرد. روح برای برطرف کردنش آلودگی‌هایش نیاز به حمام دارد که آن حمام «استغفار» است. آدم‌های که به عنوان دوست انتخاب می‌کنید حتما باید شاد و بانشاط باشند و در پیدا کردن آن باید گشت. همان‌طور که طبیعت‌گراها پاتوق دارند، فطرت‌گرایان هم پاتوق دارند که با شرکت در آن پاتوق‌ها باید دوست خوب پیدا کرد.

فیلم

1 - (17) «معاشرت با خوبان» کلید شادی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5874
زمان انتشار: 27 دسامبر 2016
| |
غربت مؤمن جز در انس با خدا برطرف نمی‌شود

شخصیت شناسی مؤمن 14؛ 95/9/23

غربت مؤمن جز در انس با خدا برطرف نمی‌شود

مؤمن غربتش را سرمایه ابدیتش قرار می‌دهد، زیرا معتقد است که انیس و مونس حقیقی او خداست. اگر همه عالم راهی را بروند و راه خدا، راه دیگری باشد، او راه خدا را می‌رود. مؤمن مغرور به دنیا نیست و هدفی جز رسیدن به خدا ندارد. 

 ادراکات انسان همان‌طور که قبلاً بیان شد؛ ادراکات انسان به 5 بخش حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی تقسیم می‌گردد.   اول: امور حسی) انسان در شأن حسی، محسوسات را درک می‌کند. دوم: انسان در شأن امور خیالی)، صورت بدون ماده را ادراک می‌کند. مثل آدرسی که از منزل در ذهن داریم؛ یا تصاویری که از افراد و مکان‌ها در ذهن داریم. این‌ها همه با قوه خیال برای ما قابل درک هستند. سوم: امور وهمی) ادراکات وهمی فقط با موهومات سرکار دارند. «موهوم» امری حقیقی و جزئی و وابسته به شخص است. در عالم، یک امور حقیقی وجود دارد که موهوم‌اند. یعنی با قوه واهمه ما درک می‌شوند و کاملاً حقیقی هستند. امور وهمی شخصی است، اما صورت و ماده ندارد. مثل عشق‌های زمینی، کینه، عزت، ذلت، افتخار، محبت، حسادت و اکثر خصوصیات خلقی که همه با امور وهمی ادراک می‌شود. چهارم: ادراکات عقلانی) اموری هستند که با فرمول‌ها و قواعد سر وکار دارند. مثل قواعد ریاضی، فلسفی، منطقی، فنی،.. که همه آنها با عقل درک می شوند. پنجم: ادراکات فوق عقلانی) انسان با درک فوق عقلانی خود، با الله، خانواده آسمانی، معنویت و اولیای الهی، آخرت و بهشت و مسائل معنوی ارتباط می‌گیرد. بنابراین، وجود و هستی در جلوه‌های مادی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی برای ما شناخته می‌شود. مؤمن به جای انس با دنیا، با نفخه الهی وجودش که محمد و آل هستند انس می گیرد مؤمن کسی است که از نظر شخصتی به اصل و ریشه‌اش واقف است. یعنی می داند که از کجا آمده و در کجا هست و به کجا می‌رود. چون می‌داند که نفخۀ الهی وجودش، همان روح محمد و آل محمد, است. پس زندگی‌اش در روی زمین با یک خودشناسی ویژه‌ای همراه است که سایر انسان‌ها فاقد آن هستند. کسانی که شخصیت‌شان یا جمادی است یا کمتر از جماد؛ یا شخصیت‌شان حیوانی است یا کمتر از حیوان؛ درحقیقت شخصیتشان شیطانی است. چنین کسانی به تعبیر قرآن کریم «فاسق» نامیده می‌شوند. انسان‌های غیر مومن ممکن است تا آخر عمر، سرگرم کمالات حسی باشند؛ مثلاً به دنبال پول، زمین، ساختمان‌سازی و... یا به دنبال کمالات خیالی مثل ورزش، مسابقه‌بازی و تفوق طلبی، آشپزی و... باشند. بعضی‌ها هم با کمالات وهمی یا با کمالات عقلی سر و کار دارند. به همین دلیل، هنگامی که در هر یک از شوون یادشده، با شکست مواجه شوندُ به غم و اندوه و گریه می افتند. این گونه افراد کسانی هستند که دنیا آنها را به گریه می اندازد. پیامبر اسلام , فرمودند: «مَن بَكى عَلَى الدُّنیا دَخَلَ النّارَ= هر كس براى دنیا گریه کند، وارد آتش مى‌شود». یعنی آدمی که دنیا می‌تواند او را به گریه بیندازد، جهنمی است. زیرا مؤمن برای دنیا زندگی نمی کند که امور دنیایی بتوانند او را به گریه بیاندازند. اما مؤمن چون هدفش را می‌داند، نحوه برخوردش با احساسات و عواطف مادی، خیالی، وهمی و حتی عقلی با دیگران فرق می‌کند. او اساساً انس جدی با هیچ‌یک از کمالات (حسی، خیالی، مادی و عقلی) ندارد. علتش هم این است که او خودش را از نور اهل‌بیت علیهم السلام می‌داند. از این رو بخش فوق عقلی‌اش بر سایر بخش‌ها غلبه دارد و به هیچ‌کدام از 4 شأن وجودش اصالت نمی‌دهد. چون آنچه برای او اصالت دارد، ارتباط با غیب و خانواده آسمانی‌اش است و مهم‌تر از همه اله و محبوب حقیقی اش «الله» تبارک و تعالی است. او در هر انتخابی مثل ازدواج، کار مطالعاتی، فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و سایر فعالیت ها، اصالت را به ابدیت و آخرت می دهد و معنای زندگی را در این می‌بیند. مؤمن همانند جنینی عمل می‌کند که در رحم دنیا فقط به دنبال این است که آمادگی لازم برای زندگی در برزخ و ملکوت و آخرت را فراهم ‌کند. پس انسی با هیچ یک از شئونات پایین تر از شان فوق عقلانی اش ندارد. انس قلبی و حقیقی مؤمن، فقط با «ابدیت» و «خانواده آسمانی‌اش» است. با آنان شاد است و در قطع ارتباط با آن‌ها غمگین می‌شود. یعنی مومن غم و شادی اش در همین بخش تعریف می شود، نه در سایر شان های وجودش. مؤمن در دنیا غریب است اصل و ریشه مؤمن «آسمانی» است، نه دنیایی. به همین دلیل، شادی‌هایش باید براساس ملاک‌های آسمانی باشد. او دنیایی نیست که بخواهد بخاطر فقدان امور دنیایی به پریشانی و غم و غصه بیفتد. پیامبر اکرم فرمود: «المؤمنُ كالغریبِ فی الدُّنیا، لایأنَسُ فی عِزِّها و لایَجْزَعُ مِن ذُلِّها= مؤمن در دنیا مثل غریب است. براى عزّت و قدرت آن نمى‌كوشد و از ضعف و خوارى در آن، بى‌تابى نمى‌كند». (ری شهرری، میزان الحکمه، ج1، ص456) او هر چه شهرت و قدرت و محبوبیت در دنیا داشته باشد، فریب دنیا را نمی‌خورد؛ چون وجودش به چیزی از امور دنیا بند نیست. او هیچ چیز را از خود نمی‌داند. بنابراین هیچ کدام از کمالات 4 بخش پایینی وجودش برایش غافل‌کننده نیست. او به کسی پز نمی‌دهد، فخر نمی‌فروشد و به هر درجه از کمالات و نعمت های دنیایی در 4 بخش پایینی برسد، به کسی برتری جویی و تفوق طلبی نمی‌کند. او همه عزت و محبوبیتش را در ارتباط با غیب و خانواده آسمانی می‌بیند. او اگر عزتی هم در دنیا پیدا کند، با آن‌ انس نمی ­گیرد. او عاشق مست هیچ یک از خوبی ها و کمالات خودش هم نیست. مثل پیامبر که هیچ وقت مست پیغمبری خودش هم نشد. مؤمن می داند که با دست یابی به توفیق کار خیر انجام دادن برای خدا یا معصوم، حقی پیدا نمی‌کند. او در زمان کسب توفیق، «شکر» و «الحمدلله» را بجا می‌آورد و همه قشنگی‌ها را از آن خدا می‌بیند.  بنابراین، کار بزرگ و ارزنده این است که در مقابل نعمت‌ها ذوق زده نشویم و شکر خدا را بجای بیاوریم. امام سجاد (علیه السلام) در صحیفه سجادیه فرمودند: «إلهی مَن أنَا حَتّی تَغضَبَ عَلیَّ، إِلهی ما أَنا حَتّی تَغضَبَ عَلیَّ؛ فَوعِزتكَ ما یَزید ملكَك إحسانی= خدایا من کی‌ام که تو بر من غضب کنی، خدایا من چه هستم که بر من غضب کنی؛ و بعزتت قسم احسان و کارهای خوب من به ملک تو چیزی اضافه نمی کند». استغفار موجب نجات از سقط شدن در دنیا می شود مستی و غرور انسان در هر یک از شوون وجودی اش، موجب سقط شدن او می شود. اما مؤمن گرفتار هیچ یک از غرورها نمی شود. علتش این است که مومن حالت «در جنین دنیا بودنش» را فراموش نمی کند. انسان گاهی با مستی و غرور ناشی از نعمت هایی که خدا به او داده، از معنویاتش کم می گذارد؛ از نافله‌های نماز کم می‌گذارد؛ از حرم رفتن و خلوت داشتن با معصومین (علیهم السلام) کم می گذارد؛ از نماز شبش کم می‌گذارد. در اثر همین مستی و غرور، حالت جنینی‌اش را در دنیا فراموش می کند و متاسفانه سقط می شود. به خاطر همین است که پیامبر اکرم , توصیه به استغفار داشتند. ایشان فرمودند: «إِنَّهُ لَیُغَانُ عَلَى قَلْبِی فَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِی الْیَوْمِ سَبْعِینَ مَرَّة= همانا بر قلبم غباری می‌نشیند، پس در هر روز هفتاد بار استغفار می کنم». در این کلام نبوی به وضوح ضرورت استغفار بیان شده که حضرت آن را برای غبار زدایی از قلب مبارکشان فرمودند. از این رو بود که هر روز 70 مرتبه استغفار داشتند. ما در طول روز با دیدنی‌ها و شنیدنی‌های زیادی روبرو هستیم و هزاران نوع افکار و خیالات باطل، هوس‌ و گناه داریم و در عین حال، غافل از استغفار هستیم. استغفار حمام نفس است. اگر استغفاری نباشد، روح عفونت می‌گیرد. کسی که استغفار شبانه و روزانه ندارد، روحش دائماً تاریکی و آلودگی و حجاب جمع می‌کند و همیشه عصبانی‌، بداخلاق و پژمرده است؛ چون روحش تخلیه نشده است.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5873
زمان انتشار: 19 دسامبر 2016
| | | | | |
(16) زیارت با معرفت چه زیارتی است

شرح زیارت جامعه کبیره 16؛ 95/9/25

(16) زیارت با معرفت چه زیارتی است

زیارت با معرفت، زیارتی است که زائر در می یابد که امام دو حق بر گردن او دارد: «حق حقیقی» که او پدر ماست و «حق حقوقی» که او نسبت به من دارد و باید از او اطاعت کنم.

«معرفت» چیزی است که از مرحله علم عبور می کند و به باور و شهود می رسد همان­طور که واژه علم غیر از معرفت است، معنی آنها نیز با یکدیگر تفاوت دارد. فرق علم با معرفت در این است که علم کلی است. مثلا در علم فیزیک فرمول های زیادی خوانده می شود که همه  اطلاعات کلی و همه علم است. اما گاهی خود انسان آزمایشاتی را انجام می‌دهد و به یک باور و بینش می رسد. وقتی اطلاعاتی از کلیت در آمد و تبدیل به باور شخصی و شهود شد، آن وقت است که می گوییم معرفت حاصل شده است. زیارت با «معرفت» رسیدن به مقام شهدای بدر است مراد از معرفت چیست؟ آیا منظور از شناخت و معرفت، شناخت علمی و دانستن است؟ و در زیارت شناخت و معرفت چه جایگاهی دارد؟ در زیارت برای اینکه یک شدنی اتفاق بیفتد و آن ثواب های عظیم نصیب انسان شود، یک شرط خیلی مهم وجود دارد که «شرط معرفتی» نام دارد. امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: « فَمَنْ زَارَهُ مُسَلِّماً لِأَمْرِهِ عَارِفاً بِحَقِّهِ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ كَشُهَدَاءِ بَدْرٍ= كسى كه او (امام رضا علیه السلام) را زیارت كند و تسلیم امرش بوده و به حقّش عارف و آگاه باشد، نزد خدا مقامش همچون مقام شهدای بدر است». (بحارالانوار، ج99، ص41) آنچه در این روایت متذکر می شود، این است که باید تابع دستور امام در حلال و حرام ها بود. نمی توان گفت امام رضا را دوست دارم ولی نماز، حجاب، خمس و زکات و ... را قبول ندارم. امام معصوم یک متخصص و عالم به گذشته، حال و آینده همه جهان است. بیشتر از خودمان، ما را می شناسد. اگر دم از محبت و ولایت و تبعیت از آنها بزنیم، ولی در عمل نشان ندهیم، به جایی نمی رسیم. مثلا در شیوه شوهرداری، زن داری، شرکت در مراسم، تربیت فرزند یا فعالیت های اقتصادی، هنری، سیاسی و ... اگر با سبک زندگی معصوم هماهنگ نباشیم، دوست داشتن و محبت به آنها سودی ندارد. شرط دومی که امام کاظم (علیه السلام) قید می‌کند، « عَارِفاً بِحَقِّهِ» است. یعنی بدانیم امام کیست. عارف یعنی به باور رسیده باشیم کسی را که زیارت می کنیم، کیست و چه نسبتی با ما دارد و چه حقی و چه شأنی دارد! مشکل ما این است که در مورد خیلی از افراد مثل افسانه ها، ورزشکاران، هنرمندان، فلاسفه یونان، شاعران که برای ابدیت ما چندان مهم نیستند، اطلاعاتی کسب می­ کنیم که نه به درد دنیا و نه به درد آخرت می خورد. اما در مورد خانواده آسمانی اطلاعات کمی داریم. درباره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یا حضرت معصومه (سلام الله علیها) و کسانی که آنها را زیارت می کنیم و می خواهیم به آنها ملحق شویم و کسانی که اصل و ریشه ما هستند، شناخت و معرفتی نداریم. ما باید آدم هایی را دوست داشته باشیم که در شأن انسانی ما باشند. اما اگر می بینیم که رغبتی به آنان نداریم این نشانه ی آن است که هنوز بالغ نشده ایم و بخش فوق عقلانی مان فعال نشده است. چون انسان با فعال شدن هر یک از  بخش های وجودی اش، بدنبال نیازهای همان بخش می رود. اگر ما فقط با نگاه تکلیفی به زیارت برویم، هنوز بخش فوق عقل مان رشد نکرده است. همان طور که اگر بخش جنسی ما بالغ نشود، نیاز به جنس مخالف پیدا نمی کنیم و عاشق نمی شویم. مثل دختر یا پسری که هنوز به بلوغ نرسیده، بخواهند به زور ازدواج کنند. اگر بخش فوق عقل ما بالغ نشود، عاشق معنویاتی مثل زیارت نمی شود. کسی که شأن انسانی و فوق عقلانی اش را رها می کند و با آنان عشق بازی نمی کند، گرفتار بخش های پایینی می شود که حاصلش ذلت و خواری انسان است.      هرکه گریزد ز خراجات شاه///  بارکش غول بیابان شود بعضی ها می گویند از بچگی پدرم مرا تحقیر کرده، درحالی که اگر خود را به معنای حقیقی بشناسیم؛ تحقیرها و اذیت ها و تمسخر دیگران برایمان نه تنها عذاب آور نیست، بلکه نور و ثواب است. «و لا یلومن لومة لائم= و مومنان از سرزنش توبیخ کنندگان آزرده نمی شوند». پس بدانیم که ما آنقدر با شرافت و بزرگ هستیم که نباید بخاطر مسائل کوچک، از کمبودهای دنیا غصه بخوریم. اگر بدانیم امام رضا (علیه السلام) پدر ماست؟ متخصص و معصوم و خلیفه الله است و جایگاهش را در خلقت و نسبت حقیقی و حقوقی خود را با امام درک کنیم، آن وقت وقتی رو بروی ضریح حضرت می ایستیم و حرف می زنیم، می فهمیم که او کیست. وقتی می گوئیم «ان الله سمیع بصیر» یعنی همه عالم گوش و چشم خداست. خدا با همه ذرات عالم می بیند و می شنود. خلیفه الله هم یعنی کل نظام خلقت گوش و چشم اوست. کل نظام خلقت، ظهور و جلوه خودش است. همه جا حضور دارد. امام رضا (علیه السلام) دو حق به گردن ما دارد: حق حقیقی که پدر ما است و ما فرزند او هستیم و نسبت به او خیلی مسئولیت داریم و دیگری حقی که باید ادا کنیم. یعنی اطاعت از او. اگر این را درک کردیم در نزد خدا مثل شهدای بدر هستیم. آثار زیارت با معرفت امام حسین علیه السلام امام صادق علیه السلام درباره امام حسین (علیه السلام) می فرمایند: «وَ لَوْ كُلَّ سَنَةٍ فَإِنَّ كُلَّ مَنْ أَتَاهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ غَیْرَ جَاحِدٍ لَمْ یَكُنْ لَهُ عِوَضٌ غَیْرَ الْجَنَّةِ وَ رُزِقَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ آتَاهُ اللَّهُ بِفَرَجٍ عَاجِلٍ = زیارت کنید امام حسین را حتی سالی یکبار . هر کس به زیارت امام حسین برود و او را بشناسد و منکر نباشد غیر از بهشت پاداشی نیست و خدا یک رزق واسع به او می دهد و به زودی یک فرجی می رساند». در اینجا امام صادق (علیه السلام) شرط زیارت ابی عبدالله را «عَارِفاً بِحَقِّهِ» معرفی می کند. یعنی بدانیم کجا می رویم و او کیست. بدنبال این شناخت آثار زیارت را مطرح می کند که شامل رزق واسع (مادی و گیاهی و حیوانی و عقلی و فوق عقلی) رزق علمی، رزق عاطفی، رزق معنوی و ... است. همچنین خدا برای گرفتارهایش فرجی می رساند. در فرمایش دیگری از امام صادق (علیه السلاک) آمده: «یا بشیر! من زار قبرالحسین بن على صلوات الله علیه عَارِفاً بِحَقِّهِ كان كمن زار الله فی عرشه = ای بشیر! هر کس قبر حسین بن علی را با معرفت زیارت کند، مثل کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده است». این حسین بن علی چقدر جلال و عظمت دارد که انسان را به  این مقام می رساند. آیت الله جوادی آملی در این خصوص می فرماید: «سر اینکه توصیه کردند زیارت زائر با معرفت باشد، آن است که آنچه مایه کمال زیارت می گردد، معرفت  و شناخت موقعیت مزور است. نه اعمالی بی روح و همراه غفلت، مثل بوسیدن صرف و ناآگاهانه ضریح یا در و دیوار، گردش کورکورانه در اطراف ضریح، تماشای آثار هنری، شمارش ستون ها و چراغ ها، شمعدان ها، درها و پنجره ها. این کارها به سیاحت شباهت بیشتری دارد تا زیارت. ثواب های اخروی و آثار دنیوی که در روایت آمده، بر زیارت واقعی مترتب است. یعنی جایی که ارتباط قلبی با مزور برقرار شود. و منشا تحول در زائر گردد نه فقط سیاحت و زیارت جسمی و صوری».

صوت

1 - (16) زیارت با معرفت چه زیارتی است

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5860
زمان انتشار: 15 دسامبر 2016
| | | |
نسخه نویسی معلمان برای معضلات تربیتی دانش آموزان چطور باید انجام شود؟

گزارش جلسه جامعه معلمان مهدوی مهر95

نسخه نویسی معلمان برای معضلات تربیتی دانش آموزان چطور باید انجام شود؟

فراگیری «فرمول نسخه‌نویسی» برای معضلات تربیتی دانش آموزان از لوازم کار یک معلم یا مربی است. اینهاست که باطن دانش آموزان را می سازد.

این سعادت بسیار عظیمی است که خیلی وقت‌ها قدرش دانسته نمی‌شود که خدا و اهل بیت (علیهم السلام) انسان را برای یاری خودشان دعوت کنند و موانع را از او برطرف کنند. این نعمت عظیمی است که با هیچ نعمتی از نعمت های دنیایی قابل قیاس نیست. نسخه نویسی نیاز همه معلمان است. ما در «نسخه نویسی» با دو گروه از افراد سر و کار داریم:  الف- نسخه نویسی برای معلمان و اولیای دانش آموزان) نسخه نویسی برای اولیاء و افراد بزرگسال با نسخه‌نویسی برای دانش آموزان فرق می‌کند. ب- نسخه نویسی یرای دانش آموزان) ۱- یکی از چیزهایی که برای دانش آموزان مقطع دبیرستان انجام داده ایم، تک جلسه‌ای است به نام شادی و آرامش که البته مخصوص دخترهاست، اما پسرها هم می‌توانند استفاده کنند. مأموریتش هم تبدیل «ایمان تقلیدی به تحقیقی» است. ۲- یکی از کارهایی که توصیه می‌شود برای دانش آموزانی که تازه می خواهند کار تربیتی مورد نظر ما را شروع کنند، استفاده از ترکیب بحث های راه‌شناسی و دشمن‌شناسی است. یکی از مباحثی که در کنار راه­شناسی به فضای ذهنی افرادی که تازه می خواهند شروع کنند نزدیک است، دوره دشمن شناسی است. دوره دشمن شناسی تقریباً هم انسان شناسی دارد و هم راه شناسی.   ۳- در بحث روان‌شناسی عاقل و جاهل دو شخصیت مجزا بررسی می شود. یک شخصیت آن، عاقل و جاهل است. اینها مثل آینه‌ای هستند که در مقابل هم قرار داده می‌شوند تا انسانها خودشان را در این آینه نگاه کنند تا هر کس میزان عقلانیت و جهالت خود را در آن ببیند. شخصیت‌ دیگر آن، عقل پیغمبر خداست، چرا که عقل اگر نباشد، پیغمبر بیرونی هم کاری نمی تواند بکند. برای همین بود که معصوم (علیه السلام) فرمود: هرکس که پیامبر درونی اش او را هدایت نکند، پیامبر بیرونی نیز، نمی تواند برای او کاری بکند. بنابراین، در بحث روان شناسی عاقل و جاهل، توجه به این نکته خیلی مهم است که ما عاقل را ترسیم کنیم. چون انسان می تواند عالم باشد، و درعین حال، جاهل هم باشد. یعنی علم و جهل با هم جمع می شوند، ولی عقل و جهل با هم جمع نمی شوند. پس ضد عقل، جهل است نه علم. این نکته ی دقیق را فقط دین می تواند به ما بفهماند که «علم و جهل می توانند با هم جمع شوند، ولی عقل و جهل نمی توانند باهم جمع شوند». ۴- «حقوق والدین» و «نگاه و خیال» است. همچنین بحث دیدنی‌ها و تشکیل خیال که در «سعادت و شقاوت» انسان مطرح است. ۵- مبحث «زندگی از نو» می تواند کمک خوبی برای یک بازنگری قدرتمند در سبک زندگی انسان و بویژه دانش آموزان باشد. ۶- سی دی «ضرورت شناخت احکام دین» در واقع یک نوع تشویق مطالعات مذهبی و معنوی است. اساساً ما چرا باید دین را بشناسیم و مطالعات دینی داشته باشیم. کتاب های «آشتی با امام زمان»، «عزادار حقیقی» ، «در و صدف» و فقط ۴۰ صفحه اول کتاب «ضرورت خودشناسی» نیز، برای مقاطع بالای دبیرستان تجویز می شود.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 5858
زمان انتشار: 14 دسامبر 2016
| |
ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

خانواده آسمانی (454) ؛ 95/9/18

ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

هر بدی و گناهی ریشه‌ای دارد و ریشه کبر و خودبرتربینی، «ظلم به نفس» است. تکبر و بزرگی از صفات برجسته خداوند است. بنده ای که چیزی از خود ندارد، با تکبر و غرورش، جهنم را برای خود می‌خرد.

محاسبه حق الناس در قیامت سخت است امیرالمومنین علی (علیه‌السلام) فرمودند: «بِئْسَ الزَّادُ الَى الْمَعادِ الْعُدْوانُ عَلَى الْعِبادِ= چه بد توشه‌ای است برای آخرت، ظلم به بندگان خدا». آدم ممکن است موقع رفتن، گناهانی را با خودش ببرد. بویژه حقّ‌النّاس که جبرانش بسیار مشکل‌تر از جبران حقّ‌الله است، چون با مردم سرکار دارد . اگر کسی حق مردم را ادا نکند و بدون توبه از دنیا برود، با عذاب سختی مواجه خواهد شد. پس انسان در برزخ و قیامت به شدت فقیر می شود و آنرا احساس می‌کند.  به همین دلیل، طلبکار بودن از دیگران برایش غنیمت بزرگی است. حقوقی که آدمیان نسبت به یکدیگر و بر عهده همدیگر دارند، خیلی سخت است. در برزخ و قیامت هیچ‌کس حاضر به فداکاری نیست و به قول قرآن بار کسی را نمی‌کشد. و به قول قرآن بار کسی را نمی‌کشد. «لا تزر وازرة وزر اخری= هیچ کس بار کسی را برنمی دارد». حتی اعضای خانواده هم حاضر نیستند بار یکدیگر را بکشند. حالا اگر ظلمی هم به کسی داشته باشیم، او از ما طلبکار  می‌شود؛ چون خودش احتیاج دارد. این طور نیست که بتوانیم یک نفر را راضی کنیم. کار بسیار سختی است. حضرت علی (علیه‌السلام) در اهمیت حقوق مردم می‌فرماید: «به خدا قسم اگر شب را روی توده‌ای از خار بیدار بمانم، یا بسته به زنجیرم بر روى زمین بكشانند، خوش دارم از اینکه در روز قیامت با دامن آلوده به ستم بر یکی از بندگان خدا یا غصب کمترین چیزی از حطام دنیا بر خدا و رسول او وارد شوم. چگونه به خاطر جسمی که تار و پودش به سرعت به سوی پوسیدگی پیش می‌رود، و روزگاران درازی در زیر خاک می‌ماند بر کسی ستم کنم.». (نهج البلاغه/ خطبه 224) انسان باید همیشه خودش را موعظه کند تا جانش همیشه در عذاب نباشد. بخاطر شکم، شهوت یا آسایش موقتی دنیا، خودش را آلوده نکند. در فرمایش دیگری فرمودند: «فَاللَّهَ اللَّهَ فِی عَاجِلِ الْبَغْیِ، و آجِلِ وَخَامَةِ الظُّلْمِ و سُوءِ عَاقِبَةِ الْكِبْرِ= از خدا بترسید، درباره سركشى در این جهان و كیفر ناخوشایند ستم در آن جهان و بد فرجامى تكبّر، كه دام بزرگ شیطان و نیرنگ سترگ اوست». (خطبه 192) «ظلم» روزگار انسان را تباه می‌کند در روایت است که نزدیک ترین چیزی که خیلی زود بر انسان آثارش را می‌گذارد، «ظلم» است. این گونه است که خیلی اثر خودش را سریع در روح انسان می‌گذارد. همچنین در دنیای انسان و کارهای انسان را خراب می‌کند. حضرت امیر (علیه‌السلام) فرمودند: «إِیّاكَ وَ الظُّلْمَ فَمَنْ ظَلَمَ كَرُهَتْ أَیّامُهُ= از ستمگری بپرهیز! چون کسی که ستم کند، روزگارش ناگوار می‌شود». شما دارائی‌های دنیایی را هم داشته باشید، اما با ظلم هیچ وقت آرامش و خوشی نخواهید دید و حتی روزگار بدی را خواهید داشت. ظلم مثل سم است. همان‌طور که سم بدن را مسموم می‌کند و مانع رشد بدن می شود و اثر خودش را می گذارد، ظلم هم این گونه است. روزگار انسان را خراب می کند و آثار و تبعات خودش را برجای می‌گذارد.  گاهی وقت‌ها در مورد ظلم صحبت می‌کنیم، دزدی، آدم‌کشی به ذهن می‌آید، درحالی‌که ظلم فراتر از این است. مثل طلاق، یکی از نمونه های بارز ظلم است که امروزه در جامعه زیاد رخ می‌دهد یا ظلم‌هایی که زن و شوهر در حق هم می کنند، درحالی‌که نمی‌دانند ظلم به خودشان می‌کنند. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا = اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‏ اید و اگر بدى كنید به خود بد کردید». این قاعده «هو انت» قاعده مهمی است. انسان تا وقتی که خوبی می‌کند، به خودش بازمی‌گردد. وقتی هم کار بد می‌کنیم، درحقیقت به خودمان می کنیم. کسی که خاطر دیگران را می آزارد و عیب جوئی می‌کند، نمی‌داند که با خودش این کار را می‌کند. پس باید از عاقبت ناگوار ستمگری بترسد هم در دنیا و هم در آخرت. «کبر» منشأ ظلم به دیگران می شود علمای اخلاق می‌گویند: گاهی انسان در مقابل خدا کبر می‌ورزد؛ مثل نماز نخواندن یا عبادت نکردن. گاهی کبر در مقابل انبیا و ائمه است؛ یعنی اطاعت نکردن از سیره و منش آنان، گاهی هم کبر در مقابل مردم است. خودبزرگ بینی، خودبرتربینی که این هم زمینه‌های مختلفی دارد. کبر با کمالات جمادی، کبر با کمالات گیاهی، کبر با کمالات حیوانی یا عقلی. کسی که کبر دارد؛ با دیگران نرم نیست  و با مردم برخورد غرور آمیز دارد. تکبر صفت خداست و کبریایی برای کسی است که بزرگ است. او کمال بی‌نهایت و وجود مطلق است. لذا بنده حق ندارد، بزرگی کند؛ چون هستی‌اش از خودش نیست و کمالی از خود ندارد. اما متاسفانه هر چقدر انسان کمالاتش بیشتر شود، اگر اخبات و معرفت نداشته باشد، تکبرش هم بیشتر می‌شود. هم در مقابل خدا هم در مقابل اهل بیت و هم در مقابل مردم. بعضی‌ها دیپلم دارند و تا آن وقت آدم خوبی هستند، ولی به محض این که وارد تحصیلات دانشگاهی می شوند و مدرک می گیرند، عوض می شوند و دیگر نمی توانند با مردم برخورد خوبی داشته باشند. حتی نمازشان هم تغییر می کند. برخی از افراد مذهبی ما طاقت شنیدن حرف حق را ندارند. مثل بعضی از مداح‌ها که با خواندن شعری یا سبکی بدعت ایجاد می‌کنند؛ یا مثل کسی که انگشتر طلا به دست می کند و اگر بگوییم برای مرد حرام است نمی پذیرد؛ یا تذکری که والدین به بچه ها می دهند و نمی پذیرند؛ یا استاد دانشگاهی که دوست دارد شاگردان و دیگران جلو پایش بلند شوند، اینها همه به نوعی حکایت از  تکبر می‌کند. درحالی که یکی از نشانه های مومن این است که قدرش دانسته نمی شود. در روایت نقل است که «المومن مکفر= مومن مورد کفران قرار می‌گیرد». یعنی قیمتش دانسته نمی شود. توانایی و کمالات خوبی دارد. اما خانواده، اطرافیان، همسایگان و ... کسی تحویلش نمی گیرد و دیده نمی شود. این قشنگی مومن است که مثل خداوند سهمی از کفران را داشته باشد؛ یعنی مورد ناسپاسی و بی مهری قرار می‌گیرد و قدرش را نمی دانند. حتی خانواده و همسر و فرزندانش. در اینجاست که مومن شبیه خدا می شود. گاهی خود خدا می‌خواهد بنده اش دیده نشود. این غریبی قشنگ است؛ چون خودش یک مقام و اجر و کفاره است. مومن وصل به کانون  عواطف الهی است. آنقدر سیراب است که برایش مهم نیست که آیا او را تحویل می‌گیرند یا نه! دوستش بدارند یا نه؟ او ثروتمند است. پس زودرنجی و حساسیت که عذاب و فشار قبر زیادی دارد بخاطر داشتن کبری است که در وجود انسان هست و خیلی باید مراقب بود. چون هم دنیای انسان را خراب می‌کند و هم آخرت را. کسانی که در قیامت شبیه مورچه محشور و پایمال می‌شوند! در قیامت 50 هزار گروهی هستند که به حسابشان رسیدگی نمی‌شود و بلاتکلیف می‌ایستند و خدا او را به شکل مورچه‌ای درمی‌آورد و زیر دست و پای مردم می‌اندازد تا له می‌شود، ولی نمی میرد. چون در قیامت مرگی نیست. از بس در مقابل دستورات خدا مقاومت می کرده و انجام نمی داده، مثل قبول نداشتن خمس، حج، حرام بودن طلا برای مرد، قبول نکردن احکام شوهرداری یا زن داری که اسلام گفته است. اگر قبول نکنیم نوعی تکبر و مقاومت در برابر احکام الهی است. زندگی ما پر است از این مسائل. با حکمی از احکام الهی روبرو می شویم، ولی دوست نداریم انجام دهیم. پس بترسم از عواقب بد تکبر  و نخوت.

صوت

1 - ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

فیلم

1 - ریشه تمام گناه ها و ظلم‎ها کبر در برابر خدا و خود برتر بینی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5856
زمان انتشار: 31 اکتبر 2016
| | | |
مقام محمود یعنی اهل بیت علیهم السلام و یاری آنها را مقدم بر خواسته هایمان بدانیم

بحث مقام محمود جلسه 15

مقام محمود یعنی اهل بیت علیهم السلام و یاری آنها را مقدم بر خواسته هایمان بدانیم

از عوامل زمینه ساز برای کسب مقام محمود این است که یاری اهل بیت (علیهم السلام) را مهمتر از خواسته های خودمان بدانیم.

معصوم (علیه السلام) به ما یاد می دهد که بگوییم: «وَ مُقَدِّمُكُمْ أَمَامَ طَلِبَتِی وَ حَوَائِجِی وَ إِرَادَتِی فِی كُلِّ أَحْوَالِی وَ أُمُورِی = مقدّم كننده شما قبل از خواسته ام و حاجاتم و اراده ام در همه احوال و امورم هستم».  امام هادی (علیه السلام) می فرماید: تو زمانی با ما هستی که همه ی احوال و امور، ما را جلوتر از همه ی خواسته هایت بدانی. یعنی اگر می خواهی به مقام محمود برسی بدانی که مقام محمود همان هزار پله ای است که در آخرین پله ی آن حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) نشسته اند و امیرالمومنین (علیه السلام) در پله پایین تر و تا پایین این پله ادامه دارد و هم اکنون در دنیا هست‏. قیامت و آن صحنه محشر همین الان هست و این پله برافراشته شده است. پس برو و خود را به این مقام برسان. برو و از لابلای جمعیت میلیاردی آدم ها خودت را به آنجا برسان. صحنه محشر شلوغ است و در آن میلیاردها انسان حاضر می شوند. آنجا به سختی می توانی از لابه لای جمعیت رد بشوی؛ آنجا دیگر نمی شود رد بشوی. الآن باید قدرت رسیدن به آنجا را کسب کنی. دیده اید جاهایی که شلوغ است و انسان می خواهد رد بشود‏، مثلاً در مکه می خواهید دست به حجر بزنید، مگر می توانید بروید؟ استخوان هایتان در میان جمعیت خرد می شود. بنابراین، اگر در اینجا خودت را به آن مقام نرسانده باشی، در صحنه محشر که شلوغ است، محال است انسان بتواند به آن مقام برسد. پس ما باید درهمین دنیا مقامات مورد پسند خدا و اهل بیت (علیهم السلام) را کسب کنیم. در همین دنیا باید بگوییم: «مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلانِیَتِكُمْ وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ مُفَوِّضٌ فِی ذَلِكَ كُلِّهِ إِلَیْكُمْ وَ مُسَلِّمٌ فِیهِ مَعَكُمْ وَ قَلْبِی لَكُمْ مُسَلِّمٌ وَ رَأْیِی لَكُمْ تَبَعٌ وَ نُصْرَتِی لَكُمْ مُعَدَّةٌ = به نهان و آشكارتان، و حاضر و غائبتان و اوّل و آخرتان ایمان دارم و در همه این امور، واگذارنده كار به شمایم و در همه اینها به همراه شما و تسلیم شمایم؛ دلم تسلیم شماست؛ رأیم تابع شماست و یارى ام براى شما مهیّاست». وقتی دراین دعا می خوانیم:«من تابع شما هستم و یاری من آماده است برای شما»؛ یعنی امکان ندارد من کاری بتوانم برای شما بکنم‏ و انجام ندهم. اگر برای امام زمان لازم باشد که هزینه کنی، باید هزینه کنی. گاهی می بینیم افرادی را که بلندگو به دست می گیرند و در کوچه و خیابان در مورد اهل بیت شعر و غزلی می خوانند و پولی هم می گیرند. یک آقایی بود‏، خیلی با عشق و علاقه می رفت به این جور افراد پول می داد و می گفت من به مستحق بودن و نبودنش کار ندارم. وقتی در این کوچه ها اسم معشوق مرا می آورد، همین برایم مهم است. بعد می گفت: من آن قدر به حضرت ارادت ندارم که بروم اسم معشوقم را این طوری در کوچه صدا بزنم. همین که او می تواند این کار را انجام بدهد من خوشحالم و به او پول می دهم. مجنون از کسی پرسید: «لیلی کجاست؟» گفت: من اگر آدرس بدهم می روی؟ گفت: بله وخیلی به او پول می دهم. او به دروغ به مجنون گفت: لیلی آنجاست. کسی به مجنون گفت او دروغ می گوید. مجنون گفت: می دانم دروغ می گوید؛ برای دروغش به او پول دادم؛ اگر راست می گفت که جانم را می دادم. احساس و عشق آدمها را ببین: مثلاً کسی می گوید:آقا بیا این پول را بگیر و یک روضه ی علی اکبر برایم بخوان تا با اسمش صفا کنم. چه کار دارم مستحق است یا نیست. عاشقی این گونه است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5853
زمان انتشار: 13 دسامبر 2016
| |
یکی از راه­های مبارزه با غم، صدقه دادن است

راه های مبارزه با غم (68)، 95/8/15

یکی از راه­های مبارزه با غم، صدقه دادن است

مهمترین دلیل خرج کردن و صدقه دادن، "شدن" است. نه این که خدا به ما نیاز دارد. بلکه بخاطر تقرب و شباهت ما به حق تعالی است.

صدقه دادن بخشی از  شئونات انسانی است نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «تَدَارَكُوا الغُمُومَ والهُمُومَ بالصَّدَقاتِ یَكْشِفُ الله تَعالى ضَرَّكُمْ وَیَنْصُرُكُمْ على عَدُوِّكُمْ وَ یُثَبِّتُ عِندَ الشدائدُ اَقدامَکُم= اندوه­ ها و غصه ­های خود را با صدقات جبران کنید تا خداوند گرفتاری ­های شما را برطرف کند و در برابر دشمنانتان شما را یاری نموده و در سختی­ ها گام­ هایتان را استوار کند». انسان 5 شأن وجودی دارد: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی. انسان چون قرار است شبیه خدا و مثل اعلای خدا شود، غیر از حق تعالی با چیز دیگری آرام نمی­ گیرد و این هدف خلقت ماست. انسانی که بی­ نهایت طلب است، باید در مجرائی قرار بگیرد که این مجرا بتواند به سهولت او را به این هدف برساند. یعنی سبک زندگی اش را به گونه ­ای انتخاب کند که همراه با سرعت، قدرت، رشد، شادی و آرامش و تشبه به حق تعالی باشد. اگر کسی بخواهد این گونه باشد، باید روحی داشته باشد که بزرگ و قوی شود تا شبیه اهل بیت شود.  فلسفه همه عبادات و قوانین احکام اسلامی برای این است که نفس در روند حرکتش، شبیه به اصل و حقیقت خودش، یعنی حق تعالی بشود. پس برای "شدن" باید بتوانی در هر شأنی سهم خودت را بالا ببری. یعنی دریافت ­ها و پرداخت هایت شبیه الله شود. پس صدقه و بخشش مخصوص پولدارها نیست. هر انسانی چه فقیر و چه غنی، حتما باید در مالش سهمی برای فقیر داشته باشد. همان گونه که کودک از سینه مادر هر چه بیشتر بمکد، بیشتر شیر تولید می شود، در صدقه هم خداوند تضمین کرده که صدقه را 1 تا 700 برابر می کند. یعنی دوباره همان مال را و بیشتر از آن را به تو بر می گردد. البته این در دنیاست و غیر از ثواب آخرتی است که در جای خود محفوظ است. صدقات 5 بخش وجودی یعنی: در کمالات جمادی مثل مالی که در اختیار دیگران می­توانیم قرار دهیم؛ درکمالات گیاهی مثل خدمت به خلق و دین خدا که نوعی خروجی بدن و صدقه است؛ در بخش حیوانی مثلاً اگر صاحب مقام و منصبی هستیم و موقعیتی داریم، به مردم خدمتی کنیم؛ در بخش عقلی می­توان اطلاعات و علم و معرفت را در راه خدا خرج کرد؛ در بخش فوق عقلانی و معنوی، انسان می تواند خروجی برای خدا و دین خدا داشته باشد. بنابراین هر چقدر صادرات انسان بیشتر باشد، وارداتش هم بیشتر خواهد شد. یعنی موجب افزایش خیر و برکت و سعه وجودی انسان می شود و این یعنی شباهت به حق تعالی. چرا صدقه بدهیم؟ مهمترین دلیل خرج کردن و صدقه دادن، "شدن" است. نه این که خدا به ما نیاز دارد. بلکه بخاطر تقرب و شباهت ما به حق تعالی است. سیدالشهداء (علیه­ السلام) فرمودند: «اعْلَمُوا انَّ حَوائِجَ النَّاسِ الَیْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَیْكُمْ فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ= بدانید كه حوایج مردم به سوى شما از نعمت­ هاى خداوند بر شماست؛ پس از این نعمت­ ها دلتنگ نشوید». این فقیر آمده تا تو را بزرگ کند. پس برخورد درستی داشته باشیم. مهمترین هدف در فلسفه عبادت و صدقات و خمس و زکات و.... رشد بخش فوق عقلانی است؛ یعنی شبیه شدن به اصل و خانواده آسمانی­مان و ملحق شدن به آن­ها. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) رمز جبران شدن همّ و غم­ های انسان را صدقات می ­داند. «تَدَارَكُوا الغُمُومَ والهُمُومَ بالصَّدَقاتِ» انسان گاهی نسبت به پدر و مادر و دوست و اطرافیان ظلم ­هایی کرده و دسترسی به آن­ها ندارد، یا معصیت ­هایی کرده که فکر می­ کند، قابل برگشت نیست. اما پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می­ فرماید همه اینها با نیکی کردن و صدقه دادن، قابل جبران است و ما چیزی غیر قابل جبران نداریم. جبران کردن یعنی اهل خیر و برکت باشیم تا مشکلات گذشته، حال و آینده ­مان حل شود. هر چند پرداخت صدقات سخت است. مال باشد به گونه ­ای سخت است؛ جان باشد که نوعی جهاد است و سخت تر خواهد بود. اما با خروجی بیشتر، انسان بانشاط­ تر خواهید بود. پس کسی که اهل صدقه نیست، مثل عفونت به خشکی و گندیدگی می­رسد که باعث ایجاد غم و غصه در روح او می­ شود. افراد بدبین، ترسو و خسیس، همیشه عفونی هستند. اما انسان خوش بین و شجاع و بخشنده همیشه دلش آرام است و افکار منفی ندارد و جریان­ دار و زلال است. بنابراین، اگر بخواهید غصه ­هایتان برطرف شود (گذشته، حال و آینده) باید در هر شأنی از شئون تان خروجی داشته باشید. اهمیت پیاده­ روی یکی از خروجی­ های بدن، «پیاده ­روی» است. کسانی که می خواهند به درجات بزرگی برسند، اول باید بتوانند بر بدنشان تسلط داشته باشند. یعنی بدن را مهار و مدیریت کنند تا بتوانند بخش­ های خیالی، وهمی و عقلی خویش را مدیریت کرده و به غیب برسانند. انسان با این مدیریت، می­ تواند خواب­ های قشنگ داشته باشد و به انبساط و آرامش و شادی روح برسد. پس وقتی 4 بخش وجودی انسان، تحت حاکمیت فوق عقل قرار گرفت، آن وقت است که علمش و سایر شئونش ضرری ندارد. این بدن هر چه سختی بکشد، مثل روزه گرفتن، خدمت به مردم یا پیاده­ روی اربعین، و.... کنترل می ­شود. در روایت گفته شد که کلید تمام بدبختی ها تنبلی و بی­ حوصلگی است. یکی از مهمترین تنبلی ­ها، «تنبلی بدن» است. کسی که حجاب ندارد (مرد یا زن)، کنترل بدن ندارد. کنترل در دیدنی ها و شنیدنی­ ها. یعنی نمی تواند خود را در این امور کنترل کند. پیاده روی جمعی مهم است. چون جریان ساز است. دین اسلام تا امروز بوسیله حرکت­ های بدنی مثل سینه زدن، زنجیر زدن، راهپیمائی، هیئت ­ها و ... زنده مانده است. برای همین است که دشمنان با هدف ضایع کردن این راهپیمائی ­ها تلاش در از بین بردن آن دارند و با جایگزین کردن قمه ­زنی­ها سعی در بد و کریه نشان دادن چهره اسلام دارند. پس راهپیمائی اربعین حسینی خیلی مهم است و ثواب و خیرات و برکات معجزات زیادی دارد. چون مهمترین اتفاقی که باید بیفتد، رفع غربت و آوارگی و تنهائی امام زمان (علیه ­السلام) است. باید با حسین­ زمان خودمان ارتباط برقرار کنیم و موانع ظهورش را برطرف کنیم. از این رو، نباید بدن­مان بی­ خاصیت باشد. و باید از آن خوب استفاده کنیم. صدقه، گرفتاری­ها را برطرف می­ کند در ادامه روایت می­ فرماید: «یَكْشِفُ الله تَعالى ضَرَّكُمْ وَیَنْصُرُكُمْ على عَدُوِّكُمْ= صدقه دهید تا خداوند گرفتاری ­های شما را برطرف کند و در برابر دشمنان تان شما را یاری کند». کسانی که می­ خواهند به شادی و آرمش برسند، باید نقش زیادی در شاد و آرام کردن دیگران داشته باشد. انسانی که دغدغه همسر یا خواهر یا برادری یا اطرافیانش را برطرف می­ کند، خدا هم توجه خاص به او دارد و موانعی که بر سر راهش قرار می­ گیرد را برطرف می­ کند. این سنت نظام خلقت عالم است. هیچ وقت از خدا طلبکار نباشیم که چرا مشکلاتم حل نمی­ شود، بلکه اگر توجه به خروجی خود داشته باشیم و اهل صدقه باشیم، راه­ های بسته شده، باز می شود. اما نکته مهم این است که خروجی اول ما باید برای خانواده خودمان باشد. نه مثل مردی که برای همه عاطفه می ریزد، ولی برای خانواده خودش این طور نیست. اگر خروجی داشته باشید و اهل صدقه در 5 بخش وجودی تان باشید، ثروت هم زیاد می شود و ناراحتی برای انسان باقی نخواهد ماند. این دلشوره های ۵ بخش پایینی ماست که  نمی گذارد رزقی از آسمان داشته باشیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5849
زمان انتشار: 14 دسامبر 2016
| | | |
«دعا»، درمانی برای رفع غم و غصه هاست

راه های مبارزه با غم (69)، 95/9/13

«دعا»، درمانی برای رفع غم و غصه هاست

برای رهایی از «غم و اندوه»، بعضی به موسیقی و برخی به سحر و جادو یا اعتیاد پناه می‌برند، اما اسلام ضمن ریشه‌یابی این بیماری با دعا و درخواست مستقیم از خداوند، انسان را به آرامش و شادی می رساند.

شادی و غم از جانب خداست درک رابطه ما با خداوند کمک می کند تا بتوانیم از حق تعالی قدرت بیشتری بگیریم. چون خداوند وجود مطلق است و ما جلوه‌های او هستیم. وقتی بدانیم که «هو اضحک و ابکی= اوست که می خنداند و به گریه می اندازد» رفع غم را از خدا می خواهیم و شادی را نیز از خدا می خواهیم. همان‌طور که وجود ذهنی ما وابسته به خود ماست، یعنی همه چیزهایی که در ذهن تصور می کنیم، - صورت و آثار و خصوصیات- خود ماست و به ما وابسته است، رابطه ما با خداوند تبارک و تعالی نیز این گونه است. ما از خود چیزی نداریم و وجودهای وابسته به خداوند هستیم. «لا یَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لاضَرّاً، وَ لامَوْتاً وَ لاحَیوة وَ لا نُشُوراً= انسانی که نه مالک نفع و ضرر و نه مردن و حیات و نه زنده شدنش است». یعنی انسان مالک هیج یک از اینها نیست. ما مملوک خداوند هستیم و ذات مان عین فقر به حق تعالی است. از خودمان چیزی نداریم. مثل وجود ذهنی که ذاتش وابسته به ماست. انسان هم در ذات خویش وابسته به حق تعالی است. از خودش چیزی ندارد و فقر محض است و خدا بی‌نیاز مطلق است.«أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ= شما به خدا نیازمندید». پس در حرکت‌های دنیایی و اخروی باید کمک را از خداوند خواست. با درک این مطلب می‌توانیم هر لحظه از خدا کمک بخواهیم. مثلاً از غذا خوردن که دست را حرکت می دهیم، تا آن را نزدیک دهان می‌کنیم؛ بعد جریان جویدن و بلعیدنش را آن به آن از خداوند توان و قدرت می‌گیریم. حتی در مرگ هم انسان توانی از خود برای بستن چشم یا دهانش ندارد، حول و قوه از او گرفته می شود. پس اگر غمگین هم می شویم، توان برطرف کردنش را خداوند به ما می دهد و حتی شادی ها را هم خداوند به ما می دهد. «هو اضحک و ابکی= اوست که می خنداند و به گریه می اندازد». راهکار عملی برطرف کردن غم یکی از راه‌های مهم برطرف کردن غم، کمک گرفتن از منشأ قدرت و هستی است. در سیره انبیا آمده که همه چیزشان را از خدا می خواستند. هر چیزی که انسان را غمگین می کند یا حتی گاهی انسان غم های بدون علت دارد که به سراغ او می آید. دعا و طلب یعنی از خدا طلب کنیم که خدایا از من گرفتارتر و مشکل دارتر و ضعیف تر چه کسی است؟ من چیزی ندارم؟ وقتی خداوند ببیند بنده نسبتش را با خودش درک می کند و از او که جواد مطلق است، فیض می خواهد، حاجتش را می دهد. اما وقتی که ادعا کردیم؛ من دکتر ام، مشاورم، بلدم که خودم چه کار کنم، در دانشگاه درس خوانده ام و ... یعنی اگر فقط به خودت متکی شدی و از خدا نیرو و کمکی نخواستی، همین «من»ها باعث خراب شدن کارها می شود. درحالی که حول و قوه را باید خدا بدهد تا بنده بتواند کاری کند. گاهی توان و حول را خداوند از ما می گیرد؛ مثلاً نمی توانیم زبانمان را تکان دهیم یا پلک‌مان را باز کنیم و سایر غم هایی که مربوط به 5 شأن (جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی) وجودی مان می شود. بنابراین اگر مشکلی و غمی داریم، تاکید زیاد بر این است که به در خانه خدا برویم و از او بخواهیم. هر کس در خانه خدا برود (مسلمان، مسیحی، کافر، یهودی، بودایی،) فقط بفهمد این عالم خدایی دارد و من هم بنده او هستم و همه چیز به دست اوست، آن وقت هر چیزی درخواست کند و ظرفیتش را داشته باشد، به او می دهند. کسی که استکبار دارد، نماز نمی خواند، به تعبیر قرآن «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ = و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم. در حقیقت كسانى كه از پرستش من كبر مى ‏ورزند به زودى با خواری به دوزخ وارد می شوند». پس این فکر که من خودم همه کاره هستم، دروغی بیش نیست. چنین کسی مثل کودکی است که تا زمان بزرگ شدن، محتاج پدر و مادر است. اما همین که بزرگ شد، با پرروئی تمام در مقابل والدین بایستد و بگوید شما برای من چکار کردید؟ همه کار را خودم کردم. در حالی که وجود او از پدر و مادر است و لحظه به لحظه به او رسیدگی کردند و حتی حیات و مرگ زمان نوزادی اش به دست و عنایت والدینش بود. ما این عنایت را نسبت به خداوند بی نهایت داریم. کسی که غرور دارد و نماز نمی‌خواند و درخواستی از خدا ندارد، دروغ می‌گوید. چون همه چیز ما از خداست و فقر مطلق هستیم و خداوند دائما به ما توان می‌دهد. چه بخواهیم و چه نخواهیم مساله این طور است.

فیلم

1 - «دعا»، درمانی برای رفع غم و غصه هاست
2 - «دعا»، درمانی برای رفع غم و غصه هاست

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5845
زمان انتشار: 11 دسامبر 2016
| | | | | |
(15) فضیلت زیارت ائمه معادل زیارت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است

شرح زیارت جامعه کبیره 15؛ 95/9/11

(15) فضیلت زیارت ائمه معادل زیارت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است

فضیلت زیارت هر یک از ائمه، معادل همه آنهاست و طبق روایت امام صادق (علیه السلام) هر کس اول ما را زیارت کند، مثل آن  است که  آخر ما را زیارت می‌کند.

اگر حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) یا حرم حضرت عبدالعظیم را زیارت کنید، مثل این است که حرم پیامبر و امام حسین و سایر معصومین را زیارت کرده ایم. حالا به این مطلب می پردازیم که «با این که فضیلت زیارت ائمه معصومین (علیهم‌السلام) یکسان است، چرا برخی بر دیگران افضل‌ است؟ «عبدالرحمان بن مسلم» از امام موسی کاظم (علیه‌السلام) سوالی پرسید و آن را اینطور نقل کرد: «دخلت على الكاظم علیه‌السلام فقلت له: أیّما أفضل: زیارة الحسین بن علیٍّ أو أمیر المؤمنین علیهما‌السلام؟ أو فلان و فلان، و سمّیت الأئمّة واحداً واحداً. فقال لی: یا عبدالرَّحمن مَن زار أوَّلنا، فقد زارَ آخرنا و مَن زارَ آخرنا فقد زارَ أوَّلنا، و مَن تولّى أوَّلنا فقد تولّى آخرنا، و مَن تولّى آخرنا فقد تولّنا أوَّلنا، و من قضى حاجةً لأحدٍ من أولیائنا فكأنما قضاها لأجمعنا= بر امام موسی کاظم وارد شدم و پرسیدم: کدام یک از اینها از نظر زیارتشان افضلند؛ حسین بن علی یا امیرالمؤمنین؟ یا فلانی و فلانی. اسم ائمه را یک به یک نام برد. امام فرمودند: یا عبدالرحمن هر کس اولین نفر ما را زیارت کند، آخرین نفر ما را زیارت کرده، و هر کس آخرین نفر ما را زیارت کند، اولین نفر ما را زیارت کرده است، و هر کس ولایت اولی ما را داشته باشد، ولایت آخرین ما را دارد و هر کس ولایت آخری نفر ما را داشته باشد ولایت اولین نفر ما را هم دارد. اگر کسی حاجت یکی از دوستان ما را برآورده کند.، مثل این است که حاجت همه ما را برطرف کرده است». پس زیارت هر یک از ائمه هیچ فرقی با زیارت دیگری ندارد؛ قضای حاجت هر شیعه، با قضای حاجت هر یک از اهل بیت (علیهم السلام) فرقی ندارد. اگر کسی این را بفهمد که خدمت یا شری به یک شیعه بکند، به اهل بیت (علیهم السلام) کرده است، خیلی از رفتارهایش عوض می شود. به هر شیعه ای خوبی یا بدی بکنی، مثل این است که به اهل بیت (علیهم السلام) کرده ای. حتی در خانه به همسرت خدمت می کنی، به اهل بیت (علیهم السلام) خدمت کرده ای. چون هر خیر و شری بکنیم، اهل بیت (علیهم السلام) دریافت می کنند. پس اگر به فرزند شما خوبی کنند، به شما خوبی کرده اند. اهل بیت (علیهم السلام) هم والدین ما هستند. معصوم (علیه السلام) فرمود: هرکس به یکی از فرزندان ما خدمت کند، به ما خدمت کرده است. نگاه ابتدائی در برخورد با مردم این است که «هو أنت» با هر کس برخورد می‌کنی، او خود تو هستی. سطح متوسط «هو رسول الله» یعنی وقتی با شیعه برخورد می‌کنی، یادت باشد که دریافت کننده خوبی ها و بدی ها در اصل، خود تو هستی؛ خود رسول الله است. بنابراین، دقت کنیم که ارتباط روح های ما با نور اعظم و نفخه الهی که همان نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) است، مثل یک روح در قالب جسم های مختلف است. حقیقت قضیه این است که هر چه به دیگری می کنیم، اهل بیت دریافت می کنند. محبت یا آزار؛ خوبی یا بدی، کلام تند و تیز و زشت با هر کسی داشته باشیم، دریافت کننده ی آن، اهل بیت هستند. اگر این را درک کنیم خیلی از رفتارهایمان درست می شود. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «فمن زارنی بعد وفاتی فكأنما زار فاطمة، و من زار فاطمه فكأنما زارنی، و من زار علی بن أبی طالب فكأنما زار فاطمة، و من زار الحسن و الحسین فَكأنما زارَ علیاً، و من زار ذریتهما فكأنما زارهما= هر کس بعد از وفاتم من را زیارت کند، مثل این است که فاطمه را زیارت کرده است و هر کس فاطمه را زیارت کند، مثل این است که من را زیارت کرده است و هر کس علی را زیارت کند مثل این است که فاطمه را زیارت کرده است. هر کس حسن و حسین را زیارت کند مثل این است که امیرالمومنین را زیارت کرده و هر کس ذریه حسن و حسین را زیارت کند، مثل این است که خود حسن و حسین را زیارت کرده است. حرم هر یک از اهل بیت علیهم السلام را زیارت می کنیم، به سایر معصومین متصل می شویم یعنی زیارت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به حضرت زهرا می رسد. اگر دلت برای مادرت حضرت زهرا تنگ شد، به زیارت پیامبر برو و هر کس حضرت امیر ملاقات کند، مثل این است که پیامبر را هم زیارت کرده است. همچنین هر کس امام حسن و امام حسین علیهاالسلام را زیارت کند، مثل این است که رسول الله را زیارت کرده است. اگر بقیع مشرف شدیم و هوس زیارت امام حسین (علیه السلام) را داشتیم و نتوانستیم برویم، همان جا امام حسین (علیه السلام) را زیارت کنیم. چون همان جا هم کربلاست. پس تأمل در این بحث، منجر می‌شود به اینجا که انسان بتواند ارتباطاتش را با غیب و اولیاء خدا تنظیم کند. حتی اگر زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) می رویم، در واقع زیارت حضرت زهرا هم هست چون ایشان حضور دارند. پس هر کدام از حرم های ائمه ورودی به سایر حرم های دیگر ائمه هستند. چرا ثواب زیارت یک امام بالاتر از دیگری است؟ تفاوت ثواب زیارت یک امام نسبت به دیگری به عوامل «درونی و بیرونی» مربوط می شود. مقدار ثواب و دریافت های ما از معصومین (علیهم السلام) در زیارت، به عوامل درونی  و بیرونی ما بستگی دارد. عوامل درونی یا روحی و معنوی شامل «معرفت- عشق و ارادت- اخلاص» می شود. یعنی ثواب زیارت کسی که از سه عامل یاد شده در حد بالایی برخوردار است، بسیار بیشتراست از ثواب کسی که فاقد آنهاست. کسی که با عشق به اهل بیت (علیهم السلام) برای آنان شعر می گوید، حتی اگر در جایی درمانده شود، خود اهل بیت (علیهم السلام) کمکش می کنند. مثل شاعر هندی که یک مصرع از شعری که برای مولا علی (علیه السلام) سروده بود و در مصرع دوم درمانده شده بود، حضرت یاری اش کرد. او در مصرع اول گفته بود: «به ذره گر نظر لطف بوتراب کند» و قادر به ادامه شعرش نشد برای تکمیل شعرش نذر کرد، شخصی حضرت امیر را در خواب دید که حضرت مصرع دوم  «به آسمان رود و کار آفتاب کند» را فرمودند و گفتند این را به آن شاعر هندی بگو تا شعر خود را تکمیل کند.  شعرکامل شد و امروز معروف است: به ذره گر نظر لطف بو تراب کند        به آسمان رود و کار آفتاب کند      عوامل خارجی یا مادی نیز، شامل «دور و نزدیکی راه- سختی و راحتی هایی مثل وسیله نقلیه و محل اقامت – فقیر یا ثروتمند بودن زائر- غربت و غیر غربت- اوضاع امنیتی و غیر امنیتی- بیماری و سلامت» می شود.  یعنی ثواب زیارت کسی که از شهر دور افتاده ای به زیارت امام رضا (علیه السلام) می‌رود، مثل کسی نیست که نزدیک حرم زندگی می کند. ثواب آن که با اتوبوس می رود مثل کسی نیست که با هواپیما می رود. محل اسکان کسی که صد جور سختی دارد، مثل کسی نیست که در یک هتل ۵ ستاره اقامت می کند. ثواب کسی که در امنیت می رود با کسی که در شرایط غیر امنیتی می رود، متفاوت است. کسی که با غربت می رود با کسی که در غیر غربت می رود متفاوت است. کسی که با بیماری و سختی می رود، با کسی که در سلامت و راحتی می رود متفاوت است. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «ثَوابُ العَملِ على قَدْرِ المَشَقَّةِ فیهِ = ثواب عمل به اندازه سختی عمل است». کسی که از سختی عمل فرار می کند، در واقع سر خودش را کلاه می گذارد و از درجه و قرب و عشق محروم می شود.

صوت

1 - (15) فضیلت زیارت ائمه معادل زیارت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 5841
زمان انتشار: 11 دسامبر 2016
| | | | | |
مؤسسه منتظران منجی علیه السلام اجرای برنامه ضمن خدمت معلمان پاکدشت را آغاز کرد

مؤسسه منتظران منجی علیه السلام اجرای برنامه ضمن خدمت معلمان پاکدشت را آغاز کرد

این مؤسسه که مسئولیت اجرای برنامه «آموزش ضمن خدمت» معلمان آموزش و پرورش منطقه‌ی پاکدشت را پذیرفته بود، این برنامه را از روز پنجشنبه گذشته آغاز نمود.

یک عضو «جامعه‌ی معلمان مهدوی» وابسته به این مؤسسه که مسئولیت اجرای این برنامه را به عهده گرفته است. به نقل از یک مقام مسئول آموزش و پرورش این منطقه گفت: در طول سال تحصیلی حدود ۱۰۰ برنامه ی ضمن خدمت برای معلمان اجرا می شود . این اولین کلاس آموزشی از دوره ضمن خدمت معلمان پاکدشت بود که توسط موسسه منتظران آغاز شد. تعداد معلمان پاکدشت قریب به 4 هزار نفر هستند که این دوره‌ی آموزشی، با موضوع «حکومت مهدوی» برای بخشی از آنان در حال اجرا می‌باشد. محتوایی که برای این دوره‌ی آموزشی در نظر گرفته شده است، برگرفته از آموزش‌های مهدوی استاد محمد شجاعی است که در سال‌های متمادی در مؤسسه منتظران منجی در قالب سخنرانی ارائه شده و در بانک اطلاعات مؤسسه مضبوط است. راهبردی که برای آینده این سلسله جلسات ارائه می شود، ارائه ی مجموعه ای از مباحث مهدوی است، که در قالب معرفی بانک اطلاعات مهدوی پیش بینی شده است. مؤسسه منتظران منجی علیه السلام به عنوان یکی از مراکز متولی بحث‌های مهدوی، این آمادگی را دارد که مسئولیت اجرای این گونه کلاس ها را برای متقاضیان به عهده بگیرد.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed