www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4894
زمان انتشار: 13 آوریل 2016
| | | | |
بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند.

خانواده آسمانی 426 ، 1395/01/19

بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند.

بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند. یعنی اگر می­توانی برای دیگران کاری انجام بدهی او را به کسی واگذار نکن. حتی اگر هم نمی­توانی کاری برایش کنی همراهی اش کن. چون قوت قلبی برای اوست. از مصادیق رفع نیاز دوست؛ برطرف کردن نیازهای مالی، دفاع کردن، پناهندگی، محافظت کردن، همراهی کردن، پشتیبانی کردن است. 

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 426 «خانواده آسمانی » مورخ 95/01/19 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   بهترین همنشینان در جلسه‌ی گذشته، به علل ضرورتِ شناختِ ویژگی‌های بهترین همنشینان اشاره شد و پیرامون موارد زیر صحبت کردیم؛ 1- تنظیم روابط‌مان با انسان‌‌های دیگر (بهترین‌ها، و بدترین ها) 2- شناخت بیشتر خود و دیگران؛ به گونه‌ای که خودمان را ارزیابی کرده و ببینیم ما از نگاه اهل بیت، جز بهترین یا بدترین همنشینان هستیم. و از سوئی، در جریان ارتباطات با دیگران، می توان به راحتی، به شناختِ بیشتری از آنان دست یافته، و قادر به برقراری ارتباطی مؤثر و غیر مخرّب با دیگران باشیم. هم نشینانت را از احتیاج به غیر، حفظ کن! امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خیرُ الإخْوانِ مَن لا یُحْوِجُ إخْوانَهُ إلى سِواهُ؛ بهترین برادران،‌کسی است که برادرانش را به دیگران محتاج نکند». از نگاه امیرمؤمنان، بهترین همنشین کسی است که نهایتِ‌سعی خود را در رفع مشکلات و گرفتاری‌های دوستانش، هزینه می‌کند. بطوری که آنان را از واگذاشتنِ به دیگران،‌ حفظ می‌کند. این فرمایش گهربار، دایره‌ی وسیعی از امورِ انسانی را در بر می‌گیرد؛ بعنوان مثال در امور اقتصادی، بهترین مدیر و سرپرست خانواده کسی است که نهایتِ‌ تلاش خود را برای تأمین نیازهای افراد خانواده بکار گرفته و آنان را از محتاج شدن به غیر، حفظ می‌کند. از سوئی در میزان خرج کردن افراد خانواده نیز، کنترل لازم را بکار می‌گیرد، تا جریان اقتصادی خانواده، به سوی اسراف، تجمل‌گرایی، بی‌ادبی و هتک حرمتِ والدین از سوی فرزندان، و... سوق نیابد. همچنین در مسائل عاطفی و معنوی نیز،‌ بهترین والدین و یا همسران کسانی هستند که در تأمین نیازهای افراد خانواده، در حد وسع خود تلاش نموده و آنان را از احتیاج به غیر، باز می‌دارند. برترین افراد در نظام خانواده کسانی هستند که با تعدیل و تأمین نیازهای سه‌گانه دیگر اعضا (اقتصادی، عاطفی، معنوی) مسیر زمین تا الله را برایشان هموار کرده و آنان را در رسیدن به حقیقت بندگی یاری می‌کنند. توجه داشته باشیم که تعبیر «هم‌نشینان» همه‌ی نقش‌های انسان را در زندگی دنیا، شامل می‌شود: نقش‌های پدری، مادری،‌ برادری، خواهری، رفاقت، و انواع نقش‌های خانوادگی و اجتماعی،‌ مشمولِ کلمه‌ی همنشین قرار می‌گیرند. توجه داشته باشیم که ما اگر قادر به رفع نیازی از کسی باشیم، اما از او دریغ نماییم؛ از چشم خدا سقوط خواهیم کرد. خطرناک‌ترین تنبلی، باز کردن دیگران از سرمان است. زیرا در مسیر زمین تا الله، به هیچ وجه به ما اجازه‌ی طفره رفتن از رفع نیاز دیگران را در جایی که توانایی‌اش را داریم: نداده اند. حتی اگر توانایی رفع نیاز، یا باز نکردن گره او را نداریم، همراهی‌اش نموده و از لحاظ روحی در کنار او باشیم. پیگیری‌های ما در این موارد، در قوتِ روحی او، حتماً مؤثر خواهد بود. بهترین هم‌نشینان، سخاوتمندترین آنان است! امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «خیرُ إخْوانِكَ مَن و اساكَ بخیرِهِ، و خیرٌ مِنه مَن أغناكَ عن غیرِهِ؛ بهترین برارد تو کسی است که از مال خودش به تو ببخشد، و از این بهتر هم کسی است که تو را از دیگران بی‌نیاز کند». توجه داشته باشیم که هر چه میزان خروجی‌هایمان، برای دیگران، در هر کدام از پنج بخش وجودی، بیشتر باشد، میزان دریافتمان از الله نیز بیشتر خواهد بود. لذا هر چه انسان برای دیگران مفیدتر می‌باشد، به الله نیز شبیه‌تر و نزدیک‌تر خواهد بود. عدم خروجی در هر کدام از قوای پنج‌گانه، راه دریافت‌ها را از الله خواهد بست. لذا برای رشد بیشتر، باید برای دیگران، خیرات صادر کرد. فراموش نکنیم که؛ تنها کسانی به فقر عاطفی مبتلا نخواهند شد که انسان‌های مهربان‌تری بوده و دیگران را از خزینه‌ی رحمت خود سرشار سازند. تنها در اینصورت است که انسان به قدری از آسمان، سرشار خواهد شد که اساساً نیازی به عاطفه‌ی اهل زمین نخواهد داشت. آنان همیشه با قلبی غنی و با سخاوت آماده‌ی پذیرش دیگران و رفع حوائج آنان می‌باشند. السابقون بالخیرات = بهترین هم‌نشینان قال علی (علیه‌السلام): «خیرُ الإخْوان أعْونُهُم على الخیرِ، و أعْمَلُهُم بالبِرِّ، و أرفقُهُم بالمُصاحِبِ؛ برترین برادران تو کسی است که در به جا آوردن عمل خیر، بهترین یاور باشد. و بیشتر از هر کس دیگری در نیکی کردن، عاملند، و بیشتر از هر کسی دیگری، اهل مدارا باشد». کسانی که همیشه در انجام کار خیر، مددکار ما هستند، و برای هر عمل خیری، می‌شتابند، از نگاه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، در ردیف بهترین همنشینان محسوب می‌شوند. اینان هستند که زمینه‌ی حضور امام زمان را می‌توانند آماده کنند. این دسته از افراد همیشه برای نیکی کردن آماده اند و در نیکوکاری، همیشه از دیگران سبقت می‌گیرند. بنابراین جزو مقربان و نزدیکان اهل آسمان خواهند بود. نوع سبک زندگی سرشار از خیر آنان، نشان می‌دهد که در برزخ با اشرافِ آخرت همراه بوده و در کنارشان خواهند بود. مأنوس بودن آنان با اهل خیر، به یقین آنان را به انس ابدی، با اهل خیر در آخرت خواهد رساند. در جلسه آینده پیرامون صفت (مدارا کردن) سخن خواهیم گفت. ان شاءالله والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - بهترین دوست کسی است که تو را به دیگران محتاجت نکند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4883
زمان انتشار: 12 آوریل 2016
| | | |
گره‌گشایی از غمزدگان

راه های مبارزه با غم، جلسه 60؛ 94/12/21

گره‌گشایی از غمزدگان

اسم رحمان خداوند، به قدری قدرتمند است که اگر در کسی تجلی کند، حتی قادر به آرام کردن حیوانات وحشی خواهد بود. اسم رحمان به محض تجلی در وجود انسان، براحتی توسط دیگران، قابل ادراک است. یعنی انسان‌های دیگر به محض برخورد با او، آرامش و مهربانی‌اش را لمس کرده و در کنار او به قرار می‌رسند.

درمان‌های اخلاقی غم رحمان باشیم ... مثل خدا خداوند بزرگ، همه‌ی عالم خلقت را بر پایه‌ی رحمت خویش،‌ خلق نموده است. اولین اسمی که از الله، جلوه می‌کند، اسم رحمان خداوند است، بطوری که بقیه‌ی اسماء، در مرحله‌ای بعد، جلوه‌ای از اسم رحمان هستند. پس بسترِ همه‌ی اسماء خداوند، اسم رحمان او بوده و این اسم در همه‌ی اسماء الهی، حضور دارد. بنابراین، اگر کسی بخواهد در قوس صعود (بازگشت به سوی الله) به طور موفق حرکت کرده و سالم به آغوش الله برسد. باید دقیقاً طبق روالِ‌ ریاضیِ نزول اسماء، در سیرِ صعودی‌اش حرکت کند. یعنی بدون دریافت اسم الله، محال است، اسماء دیگر را بتوان جذب کرد. هر چقدر از سطح خشونت و هاریِ نفسِ انسان کاسته می‌شود (میزانِ حسادت، عصبانیت، زودرنجی، بدجنسی، بداخلاقی، بدبینی، بدخواهی و ... کمتر می‌شود). او به اسم رحمانِ خداوند نزدیک‌تر شده و قابلیت جذب اسماء در او بسیار بسیار افزایش می‌یابد. چنین انسانی در زمان بسیار کوتاهی می‌تواند، چندین اسم، از اسماء الهی را دریافت کند، بطوری که هر چقدر بر تعداد اسماء جذب شده در نفس او، اضافه می‌شود، بر میزانِ شادی، آرامش و قدرتِ نفس او نیز افزوده می‌گردد. از آنجا که جریان خلقت، همان جریان رحمت است. یعنی همه‌ی جریانِ الله تا ماده، با جریانِ رحمت نازل شده است. بنابراین انسان‌هایی که مهربان هستند، بصورت ذاتی، در جریان اسم رحمان قرار می‌گیرند، بطوری که حتی با اشیاء، حیوانات و گیاهان نیز رابطه‌ی حسی و عاطفی برقرار می‌کنند. اسم رحمان خداوند، به قدری قدرتمند است که اگر در کسی تجلی کند، حتی قادر به آرام کردن حیوانات وحشی خواهد بود. اسم رحمان به محض تجلی در وجود انسان، براحتی توسط دیگران، قابل ادراک است. یعنی انسان‌های دیگر به محض برخورد با او، آرامش و مهربانی‌اش را لمس کرده و در کنار او به قرار می‌رسند. هر چه خروجی‌های مثبتِ انسان در کانال رحمت، بیشتر می‌شود، انسان قوی‌تر، شبیه‌تر به الله شده و به هدف خلقتش نزدیک‌تر می‌شود. بعنوان مثال هر چه مقدار صدقه، انفاق و قرض دادنِ، انسان بیشتر می‌شود، روزیِ مقدّر او نیز به همان میزان افزایش می‌یابد. رد کردن کینه‌ها، غصه‌ها، اختلاف‌ها و ... از قلب نیز، جای آن را با آرامش و قدرت پر می‌کند. حتی لبخند و روی خوش نیز، ‌یک خروجی مثبت به بندگان خداست، که همان واکنش و ورودی‌ را برای ما به دنبال خواهد داشت. وقتی انسان راهِ رحمت را به روی کسی می‌بندد، راهِ آسمان به روی او بسته می‌شود. هر جایی که انسان، توقف کرده و راه خیر را به روی دیگران می‌بندد، پر از اضطراب و غم و غصه و افسردگی و ... می‌شوند، زیرا بسترِ ظهور اسماء را در درون خود، حذف می‌کنند. دستانت به اجابت می‌رسند، اگر دستی را به اجابت برسانی! نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «من اراد أن تستجاب دعوته، و أن تکشف کربته، فلیفرّج عن معصره» کسی که می‌خواهد دعایش مستجاب شده و گرفتاری‌اش رفع شود باید، کسی را از گرفتاری برهاند. در فیزیک، قانونی هست که وقتی دو اتم هیدروژن،‌ با یک اتم اکسیژن ترکیب می‌شوند، مولکولِ‌ آب را تشکیل می‌دهند. در متافیزیک هم نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از این قانون مهم خبر می‌دهند؛ اگر می‌خواهید دعایتان مستجاب شده و گرفتاری‌تان رفع شود،‌ باید گرفتاری را از گرفتاری برهانید. رفع گرفتاری دیگران، چه مادی و چه معنوی، راه گشایش‌های غیب را برای ما می‌گشاید. راه میان‌بُر برای رفع مشکلات امام صادق (علیه‌السلام) به نقل از نبی اکرم (صلی الله علیه و‌ آله و سلم) می‌فرمایند: «من أعان مؤمناً نفس الله عنه ثلاث و سبعین کربه، واحده فی الدنیا، و ثنّین و سبعین کربه عند کربه العظمی، قال؛ حیث تشاغل الناس بانفسهم» هر کس از مؤمنی، مشکلی را برطرف کند، خداوند هفتاد و سه غصه از او برطرف می‌کند، یکی را در دنیا و هفتاد و دوتای آن را در هنگام گرفتاری عظیم آخرت، در آن زمانی که هر کس از مردم، گرفتار مشکل خودش می‌باشد. عظیم‌ترین ناراحتی و اندوهِ انسان، همان فقر و حسرتِ قیامت است. خداوند از دریچه‌ی رحمانیت خود، یک گره از انسان را در دنیا و 72 گره را در آخرت از او می‌گشاید. کسی که شبیه خدا شده و آغوش رحمتش برای همگان باز است، جز رحمت نیز از خدا دریافت نخواهد کرد. دستان تو، همان دستان خداست؛ اگر ... ! نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): «من أجر الله علی یدیه فرجاً لمسلم، فرج الله عنه کرب الدنیا و الاخره» هر کس، خداوند،‌ بدست او گشایشی را برای مسلمانی جاری کند، خداوند، گرفتاری‌های دنیا و آخرت را از او برطرف می‌کند. هرگز فراموش نکنیم؛ اگر ما موفق به خیری می‌شویم، خداوند خواسته آن خیر را از مجرای وجود ما، بر کسی نازل کند. پس حمد و سپاس مخصوص خداوند است، نه مخصوص ما... اگر خیر را به خودمان نسبت دهیم، در حقیقت گرفتار شیطان شده و به خودبینی رسیده‌ایم. راستی!!! اگر خداوند، گرهِ دیگران را به دست ما نمی‌گشاید، علتش چیست؟ اگر خیرِ‌ زیادی از دستان ما، جاری نمی‌شود مسببش کیست؟ چرا خداوند، روی ما، حساب خاصی باز نکرده است؟ چرا اهل بیت، دستانِ ما را برای رفع همّ و غمّ‌ دیگران بر نمی‌گزینند؟ پاسخ این سؤال، در نفس ماست!!! کسی که مشغولِ خودش هست، نمی‌تواند رحمت را از وجودش صادر کند، لذا توان رفع همّ‌ و غم دیگران را ندارد. برای رسیدن به جایی که مورد اعتماد خدا شویم و خداوند دستانِ ما را برای گره‌گشایی انتخاب کند، باید از پوسته‌ی خودمان خارج شویم... دیگران برایمان مهم باشند، دعایشان کنیم، به گرفتاری‌هایشان فکر کنیم، تا جایی که برایمان ممکن است برای رفع حوائج آنها تلاش کنیم؛ به روایت زیر دقت کنید؛ «من کان فی حاجته أخیه، کان الله، فی حاجته...» کسی که به دنبال حاجت برادرانِ‌ مؤمنش هست، خداوند، خودش به دنبال رفع حوائجش هست. خدا از ما فقط یک چیز می‌خواهد؛ همه چیز را به او بسپاریم و فقط با او شاد باشیم... وقتی خودمان را به او می‌سپاریم و برای رفع حوائج دیگران تلاش می‌کنیم، او همه‌ی امور ما را کفایت خواهد کرد.   والحمدلله رب العالمین   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4882
زمان انتشار: 12 آوریل 2016
| | | |
انسانِ مبارک، کیست؟

راه های مبارزه با غم، جلسه 59؛ 94/12/8

انسانِ مبارک، کیست؟

انسان‌های کریمی که به دنبال طعام دادن و سیر کردن نیازمندان و رفع گرفتاریِ  دیگران هستند، محبوب خداوند هستند، ... زیرا شبیه‌تر و نزدیک‌تر به خداوند بوده و نقش او را در زمین ایفا می‌کنند.

انسانِ مبارک، کیست؟ در جلسه‌ی گذشته آموختیم، که انسان بخشی از نظام خلقت است و با همه‌ی این نظام در ارتباط است. به این معنا که، بخش حسّ (بدن) او با ماده‌ی عالم، خیال و وهم او با ملکوتِ (برزخ) عالم، عقل او با جبروتِ عالم، و بخش فوق عقل او با الله بصورت مستقیم، در ارتباط است. از همین رو، به انسان کون جامع (هستی جمع کننده) می‌گویند. نفسِ‌انسان، قابلیتِ باز شدن دارد، و حدّی هم برای این باز شدن، مطرح نیست. نفس انسان به قدری عظیم است، که در قیامت، به اندازه‌ی 50 هزار سال، باز می‌شود و ثانیه به ثانیه‌اش، با تمام ابعاد پنج‌گانه‌اش، در آنجا حضور دارد. حال اگر انسان در دنیا، بتواند در هر پنج بخش، با همه‌ی عالم، ارتباط موفقی داشته باشد. انسانِ مبارکی خواهد بود. لذا این انسان در هر موقعیتی که قرار می‌گیرد، مبارک خواهد بود، بطوری که برای همه‌ی انسان‌ها خروجی‌های مثبت داشته و به آن ها خیر می‌رساند. چنین انسانی قبل از هر اسمی، اسمِ رحمان را دریافت کرده است. لذا بواسطه‌ی رحمت و مهربانی‌اش، قادر است با همه‌ی عوالم، ارتباط زیبا و موفق برقرار کند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین انسانی را در نگاه اهل آسمان اینگونه معرفی می‌کند؛ «إنَّ المُؤمِنَ یُعرَفُ فِی السَّماءِ كَما یَعرِفُ الرَّجُلُ أهلَهُ ووَلَدَهُ؛ مؤمن در آسمان، طوری شناخته شده است، همانگونه که یک نفر، خانواده‌اش را می‌شناسد». چنین مؤمنی، شاید در نظام شخصی خودش، مشکلی داشته باشد، امّا چون روحی متصل به الله و عوالم بالاتر دارد، همیشه یک انسان آرام و شاد است. او اساساً موجودی جریان‌دار است. بطوری که در نفس او، تمامِ‌ اهلِ بهشت، در جریان هستند، انبیاء، شهدا،‌ اولیاء الله، ملائکه الله... او بواسطه‌ی رفاقت با چنین دوستانی، هرگز احساس تنهایی، غربت، افسردگی و غمزدگی نمی‌کند. زیرا آنقدر از ارتباط با اهل غیب سرشار است، که محتاجِ ارتباط با اهل زمین نیست. کسی در آسمان، مورد تأیید است، با هیچ اتفاقی نمی‌لرزد ... چون دائماً به حمایتِ نیروهای غیب دلگرم است و به کمک آنها، حرکت می‌کند. او در دریایی از ارتباطاتِ حقیقی،‌ لحظه به لحظه، کسبِ قدرت می‌کند، و اساساً وجودش، تحقیرکردنی و تنها گذاشتنی نیست. اساسِ ‌این مقام، توجه به مشکلاتِ‌ دیگران و سهیم شدن در دغدغه‌ها و غم‌های آنهاست. از آنجایی که این فرد، در مشکلات میلیون ها انسان سهیم است؛ خداوند نیز، روزیِ میلیونها انسان را در روحِ او سرریز می‌کند. لذا او به اندازه‌ی میلیون ها انسان، عاطفه، محبت، عزت، شادی و آرامش دارد. او اساساً خودش را به کمتر از الله نمی‌فروشد ... بنابراین هرگز احساس پوچی نخواهد کرد... . خیر برسان... تا خیر ببینی! امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: « مَنْ فَرَّجَ عَنْ أَخِیهِ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْیَا، فَرَّجَ اللَّهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ یَخرُجُ مِن قَبرُهُ، مَسلوج الصَدر؛ هر کس از برادر مسلمانش، غمی را برطرف کند، خداوند در روز قیامت غمی را از او برطرف می‌نماید و او را از قبرش خارج می‌سازد، در حالی که دلش خنک است (با نشاط است). خنکیِ‌دل، حاکیِ از شادیِ‌کسی است که غمی را رفع کرده است. او غم‌ها را از دل بندگان خدا، می‌زداید، و خداوند غم های او را... اما فراموش نکنیم که؛ این خود خداست که در حقیقت، کسی را واسطه‌ی رفع غمی از بنده‌ای کرده است، و همین خداوند،‌ بواسطه‌ی این واسطه‌گری، غمی عظیم را در قیامت از این انسان رفع می‌نماید. خیر برسان ... تا محبوب خدا شوی! «الخَلقُ عِیالُ اللّه، فَأَحَبُّ الخَلقِ إلَى اللّهِ مَن نَفَعَ عِیالَ اللّهِ؛ مردم، خانواده‌ی خدا هستند، محبوب‌ترین بنده در نزد خداوند، کسی است که به خانواده‌ی خدا، خیر برساند». همه‌ی مخلوقات خداوند (حتی گیاهان، حیوانات و ...) خانواده‌ی خداوند هستند. کسی که دلش می‌خواهد، محبوبِ خداوند شود؛ باید به خانواده‌ی خداوند خیر برساند. و کسی که محبوب خداوند شد؛ در هنگام انتقالش به برزخ، ویژه و با شکوه، به آنجا متولد خواهد شد. حرمت چنین انسانی در نگاه الله، از کعبه هم بالاتر است... . امّا براستی!! آیا چنین خدایی، ارزشِ تلاش کردن، دویدن، زحمت کشیدن را،‌ ندارد؟ آیا چنین خدایی، ارزش این را ندارد که برای محبوب شدن در نگاهش، به این در و آن در بزنیم؟ و جز او، از کس دیگری الگوگیری نکنیم؟ امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ، وَإِرَاقَةَ الدِّمَاءِ ؛ خداوند طعام دادن و قربانی کردن را دوست دارد. انسان‌های کریمی که به دنبال طعام دادن و سیر کردن نیازمندان و رفع گرفتاریِ  دیگران هستند، محبوب خداوند هستند، ... زیرا شبیه‌تر و نزدیک‌تر به خداوند بوده و نقش او را در زمین ایفا می‌کنند.     مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4865
زمان انتشار: 7 آوریل 2016
| | | |
13) چگونه رضایت خدا حاصل می شود

حضرت معصومه (سلام الله علیها) (13)، 94/11/3؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

13) چگونه رضایت خدا حاصل می شود

رضایت خدا تحقیق پیدا نمی کند مگر در رضایت پدر و مادر و همسر. ممکن است گاهی اوقات والدین در زمان حیات راضی از فرزند هستند اما بعد از مرگ ناراضی اند، بدلیل یاد نکردن آنها بعد از وفاتشان است و همچنین کسی که همسرش هم از او راضی نباشد خدا هم از او ناراضی نخواهد بود.

ادامه شرح زیارتنامه حضرت معصومه (سلام الله علیها) عاشق که باشی؛ بدنبال رضای دلبرت می‌گردی ... این جمله، بسیار عجیب و زیباست؛ اینکه انسان در مقابل حضرت معصومه (سلام‌الله‌علیها) اعتراف می‌کند که؛ من از همه‌ی این اقرارها و رفت و آمدها، همه‌ی عشق‌بازی‌ها و راز و نیازها فقط به دنبال یک هدف می‌گردم؛ «اللَّهُمَّ وَ رِضَاكَ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ... من به دنبال رضای خدا و خانه‌ی ابدی‌ام هستم». لازمه‌ی اینگونه سخن گفتن، معرفت به خداوند است. معرفتی که انسان را به شرافتی عظیم می‌رساند که دغدغه‌ی حقیقیِ ‌وجودش از زندگی، از نفس کشیدن، از برقراری ارتباط، از سفرها و زیارات و ... فقط و فقط،‌ رضای حقیقیِ خداوند است. امّا رسیدن به این دغدغه‌ی حقیقی، یک ابزار مهم را می‌طلبد، به نام، محبت... یعنی تنها کسانی به دنبال رضای خداوند می‌گردند که؛ دوستش دارند. بعنوان مثال گاهی انسان در خانواده از روی تکلیف وظایفش را انجام می‌دهد، در این‌صورت برای او رضایتِ اهل خانه، زیاد مهم نیست، بلکه فقط و فقط، ادایِ وظیفه مهم است. امّا اگاهی، انسان به دنبال جلب رضایت اعضای خانواده می‌گردد. به همین منظور، تلاش می‌کند، تا وظایفش را به گونه‌ای انجام دهدکه اهل خانه از او راضی باشند. توجه داشته باشیم که رضایت بعضی از افراد، کلیدِ‌ رضایتِ خداوند است؛ مثل رضایت پدر و مادر،‌ همسر و ... انسان باید تمام وظیفه‌ی سه‌گانه‌ی خود را (تأمین اقتصادی، عاطفی،‌ معنوی) بطور کامل در خانواده انجام دهد، تا رضایت اعضای خانواده‌اش را کسب کند، در غیر این‌صورت محال است به دنبال جلب رضایت خداوند باشد. همسران، موظف هستند در خانواده، هیبت و عظمت یکدیگر را در نگاه فرزندان حفظ کنند. بطوری‌که اگر فرزندان هیبتِ پدر و مادر را نادیده گرفته و جرأت جسارت بر آنان را بیابند، اولین کسانی که خسارت می‌بینند، خودشان هستند، چون محال است بدون رسیدن به رضای والدین، کسی به رضای الله برسد. مهم‌ترین و کلیدی‌ترین نوع رفاقت، میان انسان و خداوند، آن نقطه‌ای ایست که او به دنبال این می‌گردد که: آیا خداوند از نوع ارتباط من با خودش راضی است؟ آیا من، بنده‌ی خوبی برای خدا بوده‌ام؟ این دغدغه، با عبادت کردن برای بهشت، خیلی خیلی متفاوت است. او عبادت می‌کند تا دل خدا را به دست آورد، او می‌دود، تا نفس خود را آنگونه بیاراید که دلبرش می‌پسندد. او نوع رفاقت‌ها، پوشش‌ها، مهمانی‌ها، کسب درآمدها، حرف زدن‌هایش و ... را به گونه‌ای تنظیم می‌کند، که اِله حقیقی‌اش بپسندد. او همسرداری‌اش را حول محور رضایت الله، تنظیم می‌کند... . دنبال رضای الله بودن، دغدغه‌ی انسان‌های بزرگ است. انسان‌هایی که دائماً برای لحظه‌ی تولدشان به آغوش خداوند، نقشه می‌کشند، خیال‌پردازی می‌کنند، با این لحظه، عشق‌بازی می‌کنند. مشتاقانه منتظر تولدشان به آغوش دلبرشان هستند ... آن‌ها با از دست دادن هر کدام از عزیزانشان، منتظر پیوستن به آغوش خانواده‌ی آسمانی‌شان می‌شوند، نه آنکه با جزع و فزع، دائماً حال خود را آشفته‌تر کنند. انسان‌های عاشق هستند که به رضا می‌گردند. عشق؛ تنها ابزار لازم، برای رسیدن به رضای خداوند است. نماز برای یک انسان عاشق، حجله‌گاه عاشقی است ... او برای نمازش مقدماتی فراهم می‌کند، عطر مناسب، لباس مناسب، مسواک زدن، سجاده‌ی زیبا و ... پیرایش برای حجله‌گاه عاشقان است. فراموش نکنیم که؛ تا آسمان، برای کسی، خاص نشود ... او نیز در آسمان، و برای اهل آسمان، خاص نخواهد شد. تا آسمان، محبوب کسی نشود... او نیز محبوب آسمان نخواهد شد!!! اگر می‌خواهی بدانی چقدر در آسمان محبوبی، کمی به قلبت نگاه کن، آسمان چقدر در نزد تو محبوب است؟ تو نیز به همان مقدار در آسمان محبوب خواهی بود... هر مقدار که ما عاشق پایِ آسمان می‌ریزیم؛ به همان مقدار در آسمان، خاص خواهیم بود. فقط یک انسان عاشق است که مفهوم این زیارت‌نامه را خوب می‌فهمد. فقط اوست که زیارت را نیازِ قلبش می‌داند. نیاز قلبی که می‌خواهد، سالم به ملاقات دلبرش بشتابد. قلبی،‌ که نظامِ معشوق‌هایش را درست چیده است. قلبی که جهاد، لذیذترین و پرهیجان‌ترین و زیباترین، اشتیاقش است... «والحمدلله رب العالمین »   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4864
زمان انتشار: 7 آوریل 2016
| | | |
(10) با انجام عمل صالح شاد باشید

بحث شادی (10)، 94/12/1؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(10) با انجام عمل صالح شاد باشید

به فرموده نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) بهترین گنج در نزد انسان انجام عمل صالح و داشتن باقیات صالح است. عمل صالح یعنی عمل قشنگ و صلاحیت‌داری که با ساختار ریاضی و لیاقت انسان تعریف شده باشد. مهمترین تأثیر عمل صالح، تولید زیبایی و شادی است اما وقتی این عمل در انسان کم می شود، غم و افسردگی به سراغ او می آید. بنابراین هر چه انسان خروجی های خوب داشته باشد فیض الهی هم بیشتر می‌شود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 10 «بحث شادی» مورخ 94/12/1، استاد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن را در زیر می بینید: چون که صد آمد ... نود هم پیش ماست! یک سری از خلقیات در روح انسان‌ها، حجم زیادی از شادی را در زندگی آنان، تولید خواهد کرد. و در مقابل آن، یک دسته از خلقیات در روح ما، نتیجه‌ای جز تولید غم در زندگی ما نخواهند داشت. در این مبحث، پیرامونِ خلقیاتی که به تولید شادی در زندگی انسان‌ها، منجر می‌شوند، گفتگو خواهیم کرد. توجه داشته باشیم که؛ ساختار وجودی انسان، از روح خداوند، خلق شده است «... وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی...»، روح الله که همان حقیقت محمد و آل محمد است، به انسان، ظرفیتِ تربیتِ نامحدود را عطا کرده است. به گونه‌ای که همه‌ی انسان‌ها، ذاتاً تمایل به کسب کمالاتِ نامحدود و بی‌نهایت را دارند. همین تمایلِ فطری و ذاتی، سبب می‌شود که هر چه کمالاتِ روحی انسان‌ها، بیشتر می‌شود، آنان از شادی و آرامش بالاتری برخوردار می‌گردند. لذا همه‌ی انسان‌ها تلاش می‌کنند که به کمال بالاتری دست پیدا کرده و سطح بالاتری از آرامش و شادی را تجربه کند. تکامل و تنوعِ موجود در دنیا نیز،‌ بدلیل همین تمایل فطری در وجود انسان هاست. اساساً همه‌ی انسان ها به واسطه‌ی رسیدن به رشد، تکامل و تنوع زنده اند و به زندگی ادامه می‌دهند. می‌دانیم که انسان‌ها حامل پنج قوه‌ هستند که به ترتیبِ اهمیت و قدرت، شامل بخش‌های زیر می‌باشند؛ 1- بخش فوق عقلانی (که اصیل‌ترین، مهم‌ترین، و قدرتمندترین بخش وجود انسان است). 2- بخش عقلانی           3- بخش وهمی     4- بخش خیالی                 5-بخش حسی این نکته‌ی مهم را فراموش نکنیم که؛ کمبودهای هر بخش را، قوت بخش‌های قدرتمندتر، می‌توانند جبران کنند. یعنی وقتی انسان، کمال بالاتری را در بر دارد، از دست دادن کمالات پایین‌تر و یا فقدان آنها، او را دچار غمزدگی و افسردگی نمی‌کند. می‌دانیم که قرآن، فقط یک گروه از انسان ها را صاحبِ باطن انسانی می‌داند؛ و آنان مؤمنانی هستند که دارای اعمال صالح هستند. عمل صالح، به عملی اطلاق می‌شود که صلاحیتِ یک انسان حقیقی را دارد و می‌تواند او را به خداوند شبیه‌تر و نزدیک‌تر کند. اساساً هر عملی که موجب تشبّه انسان به الله شده و در نفس، قدرت ایجاد کند، عمل صالح است. نتیجه‌ی هر عمل صالح، تولید شادی و آرامش است؛ زیر انسان با این عمل، فاصله‌ی میان خود و الله را کم کرده و آرام آرام به او نزدیک‌تر می‌شود. نزدیک شدن به الله، بعنوان تنها منبعِ شادی و آرامش عالم، سهمِ انسان را از سطحِ دریافتِ شادی و آرامش، افزایش خواهد داد. بنابراین فراموش نکنیم که؛ هر چه خروجیِ انسان در اعمال صالح، بیشتر می‌شود، دریافتیِ او نیز از منبع شادی و آرامش بیشتر خواهد بود. این مسئله در مورد مسائل مادی و مالی نیز دقیقاً صادق است؛ کسانی که اموال خود را جمع می‌کنند و آن را در جریان اقتصادی، و یا کمکِ به دیگران، به کار نمی‌گیرند، هم راهِ دریافت‌های بالاتر را به روی خود می‌بندند. و هم عدم خروجی‌شان، سبب عدم دریافت شادی و آرامش از منبعِ آن (الله) شده، و در نتیجه بر میزان غم، افسردگی و اضطراب‌شان افزوده می‌شود. امّا به جریان انداختن اموال، چه در امور اقتصادی و چه در انفاق و امداد دیگران، راه دریافتی انسان را از منبع ثروت (الله)، به میزان یک تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد. خودخواهی‌ها، حسادت‌ها، برتری‌جویی‌ها و ... راهِ خروجی عمل صالح را از انسان مسدود کرده و در نتیجه راه ورودی شادی و آرامش نیز، بروی انسان بسته خواهد شد. امّا اگر دیگران را مثل خودمان بدانیم و برای دیگران، هم، درست مثل خودمان، تصمیم گرفته و خروجی داشته باشیم، به همان میزان، دریافتِ‌مان از الله و قدرت‌های او نیز، افزایش خواهد یافت. یادمان باشد که روایاتِ ما، راهِ افزایش ثروت را، در صدقه‌ی بیشتر و انفاق زیادتر می‌دانند. درست برعکسِ افکار ما، که تصور می‌کنیم با جمع کردن اموالمان به ثروت‌ بالاتری دست می‌یابیم. در بخش‌های وهمی و خیالی نیز، هر چه قدر از کمالاتمان به دیگران، صادر کنیم، به همان اندازه، از آسمان دریافت خواهیم کرد. کسانی که به شخصیت دیگران احترام گذاشته و آنان را چون نفسِ‌ خود، گرامی می‌دارند، روز به روز عزت بیشتری را از منبع عزت دریافت می‌کنند. هر چه خروجی محبت از سوی انسان بیشتر می‌شود، دریافتیِ محبتِ او نیز از آسمان، بیشتر خواهد شد. کسانی که می‌توانند، نیازی را از کسی رفع کنند، امّا کوتاهی می‌کنند، نه تنها راه رشد و حرکت به سوی الله را به روی خود می‌بندند. بلکه راه دریافت‌های مادی را نیز مسدود می‌کنند. در بخش عقلی نیز، وضع به همین منوال است. هر چه انسان از علم و اطلاعاتِ خود به دیگران بیاموزد، به همان میزان راه دریافتِ علمِ خداوند را به روی خود می‌گشاید. در بخش فوق عقلانی نیز، کسانی موفق‌ترند و سریع‌تر به مقصد می‌رسند که دست دیگران را هم گرفته و با خود،‌ به پیش می‌برند. ثروتِ حقیقی تو چیست؟؟ « مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛ هر زن و مرد مؤمنی که عمل صالحی انجام دهد،‌ حیاتی بالاتر از حیات دنیایی (حیات طیبه‌ی انسانی) به آنان می‌بخشیم و پاداش آنها، بسیار نیکوتر از آنچه انجام داده‌اند، خواهیم داد». (سوره‌ی نحل/ آیه 97) نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «لْیَكُنْ أَحَبَّ الْكُنُوزِ لَدَیْكَ وَ أَوْثَقَهَا عِنْدَكَ نَفْعاً وَ عَائِدَةً الِاسْتِكْثَارُ مِنْ صَالِحِ الْأَعْمَالِ وَ اعْتِقَادِ صَالِحِ الْآثَارِ فَإِنَّكَ إِنْ تُعْمِلْ هَوَاكَ فِی ذَلِكَ وَ تَصْرِفْهُ عَنْ غَیْرِهِ یَقْلُلْ هَمُّكَ وَ یَطِبْ عَیْشُكَ؛ باید محبوب‌ترین گنج در نزد تو، و مطمئن‌ترین چیز از نظر منفعت و سود، در نظرات؛ اعمال خیرِ زیات در زمان حیاتت، و باقیاتِ صالحات در زمان وفاتت باشد. حال اگر عاشق چنین نگاهی باشی، غصه‌ها و حرص‌هایت کم می‌شود و زندگی‌ات شیرین و شاد می‌شود». زیرک‌ترین انسان ها، کسانی هستند که حسابِ پس انداز ابدی‌شان را تا قیامت و بعد از آن پر کرده باشند. یعنی بواسطه‌ی نعمت‌هایی که دارد، برای دیگران خروجی صادی می‌کند، و بدین ترتیب، برای خودش ورودی‌های ابدی، جذب می‌نماید. فراموش نکنیم که خداوند، یک کافرِ ‌سخاوتمند و خوش‌ اخلاق را بیشتر از یک مؤمن بخیل و بدخُلق دوست دارد. باید بیاموزیم، به عشق معشوقمان، برای دیگران خروجی داشته باشیم. و هرچه کمال در پنج قوه‌ی وجودمان وجود دارد را، برای عشق بازی با اهل آسمان هزینه کنیم. «والحمدلله رب العالمین»   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4853
زمان انتشار: 19 آوریل 2016
| | | |
یاری امام زمان، یک امر حقیقی است

بحث غفلت (17)؛ 93/12/19؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

یاری امام زمان، یک امر حقیقی است

اگر روز به روز از امام زمان دورتر می‌شویم، از او فاصله می‌گیریم و از او و دردِ هزار و صد و هشتاد ساله‌اش غافلیم، یعنی اینکه حرکتی کاملاً غیر اصولی و اشتباه را در صراط می‌پیماییم و به جای تشبّه به الله هر لحظه از او دورتر می‌شویم. در این صورت حتماً عاشق کمالات وجودی خودمان شده‌ایم و به جای سیر به سوی امام زمان در وجود خودمان سیر می‌کنیم.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 17«بحث غفلت » مورخ 93/12/19، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: نشانه ‌های خروج از صراط مستقیم (فسق) در فرمایشات حضرت علی (علیه‌السلام) آمده است: «أَیُّهَا اَلنَّاسُ غَیْرُ اَلْمَغْفُولِ عَنْهُمْ وَ اَلتَّارِکُونَ اَلْمَأْخُوذُ مِنْهُمْ مَا لِی أَرَاکُمْ عَنِ اَللَّهِ ذَاهِبِینَ وَ إِلَى غَیْرِهِ رَاغِبِینَ ...؟!» ای مردمی که از شما غفلت نمی‌شود، و شما ترک کردید آنچه را که از شما مطالبه می‌ شود. چه شده که شما را می ‌بینم که روز به روز از خداوند دورتر می ‌شوید و به غیر او تمایل می‌ یابید. جریان طبیعی زندگی هر انسان، به گونه ‌ای است که با گذشت زمان، روز به روز به معشوقی که برای خویش برگزیده است، نزدیک‌ تر می‌شود. طبیعی است آنان که کمالات جمادی را برگزیده‌ اند، به آن نزدیک ‌تر شده و آنان که به سوی کمالات حیوانی، وهمی یا عقلی در حرکت اند، با گذشت عمر خود به محبوب ‌هایشان بیشتر از پیش دست می ‌یابند. آنان که کمالات فوق عقلانی را هدف گرفته و معشوقِ حقیقی و انسانیِ خود (الله) را نشانه گرفته‌ اند، نیز از این قاعده مستثنی نیستند و اگر به سمت الله، درست حرکت کنند باید روز به روز به او نزدیک تر، شبیه‌ تر و مأنوس ‌تر شوند. هر گونه عقب‌گرد در این مسیر، نه تنها انسان را از پیشرفت باز می‌دارد؛ بلکه روز به روز او را از هدف دورتر می‌کند. چنین حالتی به تعبیر قرآن "فسق" نامیده می‌ شود. فسق در لغت به معنای خروج از حالت طبیعی است. جریان حقیقی زندگیِ یک «انسان» باید به گونه ‌ای باشد که هر روز به الله نزدیک ‌تر شود. کسی که با گذشت جوانی و عمرش، با الله مأنوس ‌تر نشده و به او شبیه‌ تر نمی‌گردد؛ یعنی حرکت او از حالت طبیعی خارج شده و در اصطلاح به فسق مبتلا گشته است. اگر انسانی در انتخاب الله به عنوان اِله خود صادق باشد، باید هر چه از عمرش می‌ گذرد، بر سطح نورانیت، آرامش، شادی و قدرت او افزوده گردد. امّا اگر این فرد در جوانی نورانی ‌تر، معنوی ‌تر، شادتر و آرام ‌تر بوده است، نشان می‌ دهد که مسیر حرکت او طبیعی نبوده، و بلکه مسیری قهقرائی داشته است. نشانه‌های حرکت صحیح در صراط مستقیم نشانه یک حرکت صحیح انسانی از نگاه قرآن این است که روز به روز عشق انسان به الله، غیب و جهاد در او بیشتر می‌ شود. تحول و رشد بخش فوق عقلانی با این شاخصه‌ های شفاف‌ تر قرآن، کاملاً قابل تشخیص است. صراط مستقیم (مسیر حرکت صحیح به سوی الله) یک صراط سلوکی است و حرکت صحیح در آن، کاملاً قابل فهم است. تعجب امیرالمؤمنین از این مسئله است که چگونه انسان ها تصور می‌ کنند در صراط مستقیم در حرکت اند. امّا رغبت و شوق شان به امور بخش‌ های پایینی، بیشتر از عشق و رغبت شان به الله است. فراموش نکنیم که اگر در یک مجتهدِ علوم دینی نیز، عشق به جهاد وجود نداشته باشد و بتواند از حضور در میادین جهاد، صرف نظر کند، فاسق است. غفلت از امام زمان در کمین ماست غفلت، در چند قدمی ماست، و این در حالی است که ما تصور می‌ کنیم زندگی خوبی را می‌ گذرانیم و در حال حرکت و رشد به سوی الله هستیم. غفلت و عوامل آن ما را احاطه نموده‌اند. امروز، آخرین مظهر خداوند در زمین آواره و تنها و طردشده است. امام زمان، ملاکِ دین در مسیر صراط مستقیم است. یعنی امام زمان هر کس، صراط مستقیم اوست. اگر کسی در صراط مستقیم، صحیح حرکت کند. باید روز به روز به امام زمانش نزدیک‌تر شود، روز به روز بیشتر به یاری او درآمده و برای رفع موانع ظهورش تلاش کند. اینکه کسی نسبت و فاصله‌اش را با امام زمان ثابت نگه دارد، امّا روز به روز بر حجم عبادات دیگرش مثل روزه، نماز، حج و ... بیفزاید، حرکت او در صراط، حرکت صحیحی نیست. ممکن است شخص سالیان سال عبادت کند، امّا با بخش طبیعی‌اش به دینداری بپردازد. در این صورت، به جای یک انسان متدین، به یک زن متدین و یا یک مرد متدین تبدیل می‌شود. یاری امام زمان، یک امر حقیقی است، و نزدیک شدن به ایشان، بدون رسیدن به مقام یاری ایشان حاصل نمی‌شود. سربازی امام زمان، کار آسانی نیست و مجاهدت علمی و عملی می‌خواهد. سربازی امام زمان، یعنی سربازیِ کسی که قرار است زمین را به سعادت برساند. و این مستلزم خودسازی، سلوک جدّی  تمرین‌های مداوم و مکرر است. اگر روز به روز از امام زمان دورتر می‌شویم، از او فاصله می‌گیریم و از او و دردِ هزار و صد و هشتاد ساله‌اش غافلیم، یعنی اینکه حرکتی کاملاً غیر اصولی و اشتباه را در صراط می‌پیماییم و به جای تشبّه به الله هر لحظه از او دورتر می‌شویم. در این صورت حتماً عاشق کمالات وجودی خودمان شده‌ایم و به جای سیر به سوی امام زمان در وجود خودمان سیر می‌کنیم. فراموش نکنیم که اگر ملاک‌های ریاضی قرآن را جدّی نگیریم، حتماً روز به روز از الله دورتر خواهیم شد. غفلت از لحظه حتمی مرگ امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وَ یحک یابْنَ آدَمَ، الغافل وَ لَیسَ بِمَغفُولٍ عَنهُ، إبن آدَم، إنَّ أجلک أسرعُ شیئٍ إلیک، قَد أقبل نحوک حثیثاً یطلبک....» وای بر تو ای فرزند آدم، تو غافلی اما از تو غفلت نمی‌شود. فرزند آدم، اجل تو سریع‌ترین چیزی است که به سمت تو آمده و سراسیمه به دنبال تو می‌گردد. وقتی قرآن به ما گوشزد می‌کند که بهشت هر کس به اندازه تمام آسمان ها و زمین است، فقط یک مژده نیست، بلکه یک اعلام خطر است. چرا که انسان نتواند این بهشت را در فرصتی که در دنیا به او داده‌اند کسب کند، دیگر هرگز فرصتی با به دست نخواهد آورد. چه بسیار نعمت‌هایی که خداوند در اختیار ما قرار داده است و ما به جای استفاده از آن­ها در جهت آخرت‌سازی، آن چنان به نعمت‌ها مشغول می‌شویم که بطور کل از آخرت غافل می‌گردیم. غفلت یعنی جدّی نشدن، آخرتی نشدن، و بر اساس آخرت زندگی نکردن. دنیا و نعمت‌های آن زمانی به نفع انسان خاتمه می‌یابند که انسان به کمک آنها به سمت تولد سالم حرکت نماید. گاه شهوت‌های علمی، عقلی، اقتصادی، تجاری، شهرت و حتی شهوت‌های معنوی چنان انسان را به خود مشغول می‌کنند که اساساً حرکتِ منتهی به آخرتش را کاملاً فراموش می‌کند. بقیه عمر را در یابید! امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: « فَاسْتَدْرِکُوا بَقِیَّةَ أیَّامِکُمْ وَاصْبِرُوا لَهَا أنْفُسَکُمْ؛‌فإنَّ ، فَإنَّهَا قَلیِلٌ فِی کَثِیرِ الأَیَّامِ الَّتیِ تَکُونُ مِنْکُمْ فِیهَا الْغَفْلَةُ وَالتَّشَاغُلُ عَنِ الْمَوْعِظَةِ»؛ باقیمانده عمرتان را خوب دریابید و جهان‌هایتان را به این مقداری از عمرتان مانده شکیبا کنید. باقی مانده عمر شما در برابر آن مقداری که در غفلت و رویگردان شدن از موعظه تلف نمودید، چیز زیادی نیست. باید مراقب باشیم آنچه که در پیرامون ما می‌گذرد، ما را مشغول خود نسازد، تا از حرکت صحیح باز نمانیم. مقایسه کردن خود با دیگران در کمالات پایینی و رقابت‌ها و چشم و هم‌چشمی‌ها در این کمالات، حسادت ها، برتری‌جویی‌ها و ... حتماً انسان را به غفلت خواهد کشاند. باید بیاموزیم تا از بقیه عمرمان خوب استفاده کنیم. مراقب باشیم که رقابت‌های گوناگون و چشم و هم‌چشمی‌های مختلفِ دیگران در کمالات پایینی، ما را از حرکت پر قدرت و جدی در مسیرِ حرکت مان باز ندارد، تا بتوانیم بر رقابت‌های دیگران شکیبا بوده و از بقیه عمرمان درست استفاده کنیم. اما به راستی آیا می‌توان تبعات غفلت‌های گذشته را از بین برد؟ چگونه می‌توان از ساعات باقی مانده عمر خوب استفاده کنیم تا گذشته را جبران نماییم؟ موعظه، خوراک اصلی و اساسی نفس «... فَإنَّهَا قَلیِلٌ فِی کَثِیرِ الأَیَّامِ الَّتیِ تَکُونُ مِنْکُمْ فِیهَا الْغَفْلَةُ وَالتَّشَاغُلُ عَنِ الْمَوْعِظَةِ» موعظه درست مانند نور، آب، هوا برای بدن، نیاز اساسیِ و لازمِ نفس است. افرادی به رشدِ انسانی موفق‌تر اند که در شنیدن موعظه موفق‌تر می‌باشند. شنیدن معارف، بسیار بسیار بیشتر از خواندن در اصلاح و رشد نفس مؤثر است. اثری که در شنیدن وجود دارد، حتی در دانستن وجود ندارد. فطرت اگر موعظه نشود، قطعاً توان و قدرت کنترل بخش‌های پایینی را نخواهد داشت. کسانی که بخش فوق عقلانی بیدار دارند، از همه چیز موعظه می‌گیرند، از یک اتفاق، از یک کلام، از یک حیوان و ... فراموش نکنیم کسانی که حوصله شنیدن را ندارند، امکان رشد انسانی را از دست خواهند داد. و امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» سال های دور از موعظه را «سالهای تلف شده عمر» می‌داند. امام زین العابدین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: « هَلَكَ مَنْ لَیْسَ لَهُ حَكیمٌ یُرْشِدُهُ ... ؛ هلاک می‌شود کسی که حکیمی ندارد که او را رشد دهد.» بنابراین، می‌توان گفت که یکی از اعمالی که سبب اتلاف عمر می‌شود، پرهیز از شنیدن موعظه است. موعظه به علم و دانایی انسان نیز برکت داده و نارهای وجودش را به نور تبدیل می‌کند.     والحمدلله رب العالمین   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4828
زمان انتشار: 15 مارس 2016
| |
انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

مهارتهای زندگی (39) ؛ 86/7/28، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

انفاق ؛ اولین قدم انسان، برای شباهت به الله

مسأله اقتصاد و خرج کردن در زندگی به مثابه چشمه ایست... به این معنا که هر چه مقدار از اب چشمه برداشته شود به همان نسبت آب جایگزینش میشود.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 39  «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/7/28 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در مسائل اقتصاد خانواده، اگر زن و مرد دچار صفت پلید بخل شده، یکدیگر و فرزندان را از نیاز های معقول و منطقی شان محروم نموده، و از خرج کردن و هزینه در خانواده بترسند؛ بطور حتم راه برکت و خیر را به روی خود و خانواده شان بسته اند. ‼️   مسأله اقتصاد و خرج کردن در زندگی به مشابه چشمه ایست... به این معنا که هر چه مقدار از اب چشمه برداشته شود به همان نسبت آب جایگزینش میشود.   بنابراین بخل ورزیدن ،ترسیدن از خرج کردن ،سخت گیری، منت گذاشتن  و له کردن دیگران جز اینکه انسان را بدبخت کند و راه خیر و برکت را به روی او بندد،، هیچ سود دیگری برای فرد نخواهد داشت!! البته آثار منفی دیگری هم دارد اما فایده هرگز.    امام صادق(ع) می فرمایند: ان کان خلف من الله عزوجل حقا فی البخل لماذا... اگر جایگزین شدن مال از طرف خدا حق است،، به چه دلیل انسان بخل ورزیده و به دیگران سخت بگیرد؟؟؟   حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند:    من تعجب میکنم از آدم بخیل ، درحالیکه از فقر فرار می کند،، اما نمیداند خود را با عجله در این فقر انداخته است. (بسیاری از افراد از اینکه می ترسند مبادا یک روزی فقیر شوند یک عمر فقیرانه زندگی می کنند.)  آن غنا و بی نیازی و آرامشی که شخص بخیل به دنبالش می گردد، در اثر همین صفت از بین میرود و هیچ زمانی روی آرامش و آسایش را نخواهد دید...  او همیشه مانند فقرا زندگی خواهد کرد، و در آخرت هم باید مانند اغنیاء حساب پس دهد...یعنی بعنوان یک فرد ثروتمند به حسابش رسیده می شود. و در حدیث دیگر امام می فرمایند:   آدم بخیل شخصیتا این طوری است که نسبت به خودش هم بخل می ورزد. اما نسبت به وراث کاملا سخاوتمندانه عمل می کند و هر چه دارد به آنها می بخشد.   خداوند در قرآن کریم می فرماید: از دلایلی که شما را نماینده خود قرار دادیم، آن است که؛  انفاق کنید.... به این معنا که ما شما بندگان را نماینده خودمان قرار داده ایم که شما هم مانند ما کریم شوید ...و صفات کرامت وجود ما را در خود پرورش داده و در نهایت به داد دیگر بندگان ، برسید.   اساسا ، هدف خلقت نیز چیزی جز این  نیست؛ که بندگان شبیه خدا شده و اخلاق الهی پیدا کنند.  ولی متأسفانه بسیاری از افراد زمانی که صاحب ثروت می شوند در این امتحان می بازند و اصلا نمیتوانند ذره ای شبیه خدا شوند.   حضرت علی(ع) میفرمایند: آه آه از کمی توشه و طولانی بودن راه. بسیاری از اشخاص از ثواب هایی که می تواند راه نجات آنها در قیامت باشد به راحتی و خیلی ساده عبور می کنند.   راستی!!!! ما چه مقدار از این راه نجات هایی که خداوند در زندگی ما قرار می دهد استفاده می کنیم؟؟؟   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4827
زمان انتشار: 15 مارس 2016
| |
بخل ، راهی بسوی جهنم

مهارتهای زندگی (38) ؛ 86/7/14، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

بخل ، راهی بسوی جهنم

در رابطه با موضوع انفاق و برکتی که از این راه وارد زندگی افراد می شود، یک قاعده کلی وجود دارد که در روایات به نام "قاعده عوض" (یعنی جایگزین شدن ، جبران شدن) معروف است.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 38 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/7/14 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در آخر بخش گذشته در مورد انفاق و صدقه صحبت شد که هیچ فقری را در زندگی برای افراد بوجود نخواهد آورد.   بهترین نوع انفاق، انفاق به اعضای خانواده و خویشاوندان است. خداوند در قرآن کریم می فرمایند:اگر شما قصد انفاق دارید (یعنی میخواهید مازاد مالتان را بعنوان هدیه و کمک به کسی بدهید.) از خانواده خود شروع کنید و باز هم فرمودند:ابتدا مادر بعد پدر و بعد خواهر و بعد برادر و بعد از آن همسر و فرزندان و بعد همسایه و اقوام دورتر و غریبه ها. فرد باید بهترین نوع خرج کردن و آسان گرفتن در هزینه ها را نسبت به خانواده خود در نظر بگیرد.   در رابطه با موضوع انفاق و برکتی که از این راه وارد زندگی افراد می شود، یک قاعده کلی وجود دارد که در روایات به نام "قاعده عوض" (یعنی جایگزین شدن ، جبران شدن) معروف است.  احادیث زیادی هم در این رابطه ذکر شده و تضمین کرده اند که خداوند بعنوان قانون لایتغیر در نظام خلقتش این را قرار داده است که اگر کسی به خلق خدا خدمتی کند ، چه مادی و چه معنوی ؛ مطمئنا خداوند تبارک و تعالی چند برابر این خدمت را به او باز خواهد گرداند، مضاف بر اینکه ثواب آخرتی هم نصیب این شخص خواهد شد.   شخص بخیل کسی است که خرج نمی کند و همیشه در ترس و اضطراب از دست دادن مالش به سر می برد. او نسبت به خرج کردن و مقوله روزی و برکت هم بدبین است. و راه روزی و برکت را هم به روی خود و هم به روی دیگران می بندد.   خداوند میفرماید: من زمانی به بنده ام برکت خواهم داد که توانایی این را داشته باشد که از مالش بخوبی استفاده کند، به خانواده اش در خرج کردن سخت نگیرد و آنها را در فشار ، زحمت و محرومیت نگه ندارد. این خود شامل لطف خداوند خواهد شد.   از وظایف بسیار مهم و واجب اسلام این است که انسان به افرادی غیر از اعضای خانواده خود انفاق کند ، و به فکر دیگران هم باشد. و اساسا کسی که به فکر انسان های دیگر و هم نوعانش نباشد راهی بسوی بهشت و نجات نخواهد داشت.   قرآن کریم در تعریف از شخص مؤمن می فرماید:   والذین هم فی اموالهم حق معلوم لسائل و المحروم مومنین کسانی هستند که در اموالشان حد معینی را قرار داده اند برای افرادی که نیازمند و محروم هستند.   دراصل باید گفت که مسأله انفاق در سبد اقتصادی شخص مؤمن وجود دارد، نه اینکه تصادفا کسی از او درخواست کمک کند، و مؤمن به داد او رسد.  بلکه مؤمن خود را موظف می داند که در ماه مقداری از درآمد خود را به این مسأله اختصاص دهد و شخص مؤمن به دلیل اینکه به خداوند اعتماد دارد و نسبت به خدا خوشبین است؛ اصلا به این مسأله فکر نمی کند  که در صورت انفاق و کمک از مالش کم می شود. بلکه یقین دارد که در صورت کمک و انفاق به دیگران خداوند جایگزینی مادی و یا معنوی برایش در نظر می گیرد.   امیر المؤمنین (ع) می فرمایند: من ایقضه بالعوض، جاء بالعطیه کسی که یقین داشته باشد که حتما خدا برای مالی که پرداخت کرده ، مال بهتر و بیشتری به او خواهد داد،  در عطا کردن بهتر عمل می کند. (یعنی رغبت بیشتری برای کمک به دیگران دارد.)   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4826
زمان انتشار: 5 آوریل 2016
| | | | |
بخل و تبعات آن در زندگی

مهارتهای زندگی (37) ؛ 86/7/14، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

بخل و تبعات آن در زندگی

شخص بخیل بخاطر بخل و ترسی که از خرج کردن در وجودش است همیشه و همه جا دچار اضطراب و تزلزل شخصیتی است . و همین اضطراب و تزلزل او را به انواع و اقسام آلودگی ها مبتلا می سازد.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 37 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/7/14 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    در بخش میانه روی در اقتصاد آموختیم که ؛؛ تفریط در میانه روی سبب اسراف می شود، دراین  بخش و بخش های آینده به افراط در میانه روی می پردازیم که سبب پدیده ای به نام بخل می شود.   امام حسن عسگری(ع) می فرمایند: (میانه روی در اقتصاد حدی دارد ، که اگر از آن حد بگذرد تبدیل به بخل و خسارت می شود.)   رعایت حد و حدود میانه روی هم نکته بسیار مهمی است: همانطور که در مسائل اقتصادی و هزینه ها نباید زیاده روی صورت گیرد و باید میانه روی را رعایت کرد،، در خود اقتصاد و مقتصد بودن هم باید حد تعادل را نگه داشت (یعنی در خود میانه روی هم باید میانه روی کرد.) که اگر اینگونه نشود ، شخص به بیماری بخل مبتلا می شود.  در آیات و روایات هم درباره بخل و خساست فرمایشات بسیار مهم و تندی وجود دارد که نشان از اهمیت گناه بخل و دنائت شخص بخیل و تأثیر منفی بخل  در زندگی مادی و معنوی او دارد.   گناه بخل از گناهان مادر شمرده می شود؛ به این معنا که خودش بیماری ها و گناهان دیگری را ایجاد می کند، تا جایی که امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) میفرمایند: بخل جمع کننده بدی ها و گردآورنده همه عیوب است!! و افساری است که شخص را به سمت هر نوع بدی می کشاند.   شخص بخیل بخاطر بخل و ترسی که از خرج کردن در وجودش است همیشه و همه جا دچار اضطراب و تزلزل شخصیتی است . و همین اضطراب و تزلزل او را به انواع و اقسام آلودگی ها مبتلا می سازد.   امام هادی(ع) می فرمایند: البخل اضم الاخلاق ناپسند ترین خلق ها ، بخل است.   و همچنین این صفت به حدی خطرناک و خطرساز است که امیر مؤمنان حضرت علی (ع) درباره اش می فرمایند:  البخل عار بخل, یک ننگ است.   بخل ، یکی از صفت هایی که در انسان ها وجود دارد و به ندرت و به سختی قابل تغییر است و تحمل این خلق برای اطرافیان شخص بخیل بسیار سخت است. و توصیه بسیاری از بزرگان است که به سمت چنین فردی هرگز نباید رفت.   یکی از آثاری که بخل بر انسان دارد این است که فقر و مسکنت می آورد.  برای اینکه این مطلب را بهتر متوجه شویم به یکی از سنت ها و قانون های ثابت خلقت اشاره می کنیم:   خداوند تبارک و تعالی , نظام خلقت را یک نظام ریاضی و قانون مند خلق کرده است. قواعد فیزیک , شیمی و هر چه که در عالم دیده می شود همگی قوانینی است که خداوند متعال وضع کرده است. هم در نظام مادی و هم در نظام معنوی (اخلاقی)،، این قوانین ریاضی حکم فرماست.   یکی از قوانین ثابت در نظام اخلاقی فرد و اجتماع مسأله برکت و خیر است که خداوند یکی از عواملی که سبب برکت در زندگی می شود را (دست و دلبازی)  ،کریم بودن و سهل گرفتن در مخارج می داند.بعنوان مثال صدقه دادن و انفاق   خداوند تبارک و تعالی تضمین کرده است و این قاعده را در نظام خلقت خود قرار داده است که ؛؛ اگر کسی اهل صدقه و انفاق باشد خداوند به مال او چند برابر برکت و خیر می دهد. و پیامبر اکرم (ص)  در این باره فرموده اند که من تضمین می کنم که هرگز هیچ پولی با صدقه کاهش پیدا نکند و هیچ فقری از راه انفاق و صدقه بوجود نیاید.     مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4825
زمان انتشار: 5 آوریل 2016
| | | | |
لقاءالله؛  مژده عظیم خدا به انسانهای واقعی

مهارتهای زندگی (36) ؛ 86/7/7، از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

لقاءالله؛ مژده عظیم خدا به انسانهای واقعی

قرآن کریم: آنهایی که بسیار بد و ناگوار به آخرت متولد می شوند ، دستهایشان را گاز می گیرند و می گویند ای کاش با پیامبر رفیق می شدند ، کاش راهی برای نزدیکی به پیامبر در پیش می گرفتند.

به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 36 «مهارتهای زندگی » ، مورخ 86/7/7 استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:    افرادی که با کمالات انسانی انس می گیرند و آن را محور سبک زندگی خود قرار می دهند ؛ زمانی که نام لقاءالله رامی شنوند بی قرار شده و برای رسیدن و ملاقات با خداوند بی تابی می کنند . حال باید به این سؤال پاسخ داد که دغدغه های واقعی و معنوی یک انسان چیست ؟؟؟   نهایت دغدغه های چنین انسانی این است که ؛؛ در مقابل خالق هستی بایستد و خواستار این باشد که خدا او را به راه راست و راه کسانی که هدایتشان کرده است ، رهنمود کند ( اهدنا الصراط المستقیم )   انسانهای هدایت شده چه کسانی هستند ؟؟؟ خداوند در سوره آل عمران این انسانها را معرفی می کند که شامل انبیاء ، صدیقین ، شهدا و صالحین می باشد .   دغدغه های یک انسان حقیقی و شرافتمند این است که؛  به این چهار گروه ملحق شده  و زمان وفاتش، هیچ غمی نداشته و شادمان باشد .   یکی از عوامل افزایش رقابت و چشم وهم چشمی ، رفاقت با انسانهایی است که هرگز نخواسته اند یک انسان حقیقی باشند و در مسیر کمالات انسانی به رشد و تعالی برسند . یکی از توصیه هایی که خداوند در قرآن کریم بسیار به آن تأکید دارد این است که ؛ ارتباطتان را با انسانهایی از این دست را  به حداقل برسانید به طوری که تأثیر پذیری نداشته باشید، تا هیچ گاه دچار حسرت نشوید.   بسیاری از دوندگیهای آقایان که منجر به لقمه حرام می شود؛ بخاطر این است که از ناحیه همسر و فرزندان ناشکرشان تحقیر می شوند (در بخشهای گذشته توضیح دادیم که لقمه حرام اگر وارد زندگی انسان شود، باید انتظار هر نوع حادثه منفی مادی و معنوی را داشت)   یکی دیگر از حسرتهای بزرگ انسان در قیامت، که در آیه های ۲۷ تا ۲۹ سوره فرقان به آن اشاره شده ، این است که چرا با انسانهایی با کمالات غیر انسانی،  رفاقت کرده اند،!!!  و حتی این دوستان دنیایی خود را لعنت کرده و از خداوند خواستار عذاب برای آنها می باشند،، آنان در آخرت و در نزد خداوند زبان به اعتراف گشوده و می گویند که اینها ما را گمراه کرده اند و دوستی با اینان سبب شد که ما از یاد خدا و آخرت غافل شویم . از حضرت مسیح پرسیده شد که؛  ما با چه کسانی مجالست کنیم که ایشان در جواب فرمودند : کسی که وقتی نگاهش می کنید به یاد خداوند بیفتید .   خداوند تبارک و تعالی در قرآن می فرمایند : آنهایی که بسیار بد و ناگوار به آخرت متولد می شوند ، دستهایشان را گاز می گیرند و می گویند ای کاش با پیامبر رفیق می شدند ، کاش راهی برای نزدیکی به پیامبر در پیش می گرفتند ومی گویند : وای بر ما !!! ای کاش با فلانی که دائما ما را غافل و گمراه می کرده از یاد خدا ، رفیق نمی شدیم .   در تکمیل مباحث گذشته باید گفت که؛ رقابت و چشم و هم چشمی انسان را نا "آرام و ولخرج" بار می آورد، بطوریکه او دیگر توان کنترل وضعیت معیشتی اش را ندارد، و بدون اینکه بتواند ویا بخواهد مجبور است که خرج کند و یک سلسله مسائلی برایش دارای اهمیت و ارزش می شود که در واقع در نظام ابدی خلقت هیچ ارزشی نداشته است .   مبحث چشم و هم چشمی و رقابت را با حدیثی از امیر المؤمنین به پایان می بریم : چه نسبتی بین آدم و فخر وجود دارد اویی که اولش یک نطفه است و اخرش هم یک مردار و حتی توان این را ندارد که برای خودش روزی فراهم کند(اگر خداوند کمک نکند و نخواهد) وحتی نمیتواند مرگ را از خود دفع کند.   آیا انسانی که تا این حد ناتوان و کوچک است در برابر عظمت خداوند, آیا. می تواند حتی به فخر هم فکر کند؟؟؟   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed