www.montazer.ir
شنبه 13 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4593
زمان انتشار: 26 ژانویه 2016
| | | |
(3) شادی؛ ارزش انسان

بحث شادی (3)، ۹۴/۵/31؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

(3) شادی؛ ارزش انسان

عناوین مورد بحث در این جلسه: در رحم دنیا طوری باید زندگی کرد که به محض وفات باید سالم متولد شویم. ترس از خدا یعنی من معصیت نکنم خدا را و خجالت بشکم از این کار و نافرمانی نکنم. گناه یعنی رعایت نکردن قوانین. بهشت خانه شادی است و به محض ورود به شادی وخنده گذرانده می شود. میزان غصه ها و عذاب های آخرت به میزان غصه های و عذاب های است که انسان برای دنیا می خورد. غصه های گذشته باعث خراب شدن حال و آینده می شود.  شیطان دائما گذشته را جلوی چشم شما می آورد تا نتوانید از حال و آینده لذت ببرید و شاد باشید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در سومین جلسه از بحث «شادی» مورخ ۹۴/۵/31 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که ترس از خدا بحث این جلسه را با فرمایشی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) شروع می‌کنیم که می‌فرمایند: «ما من عبد بکی من خشیه الله الا سقاه الله من رحیق رحمته و عبدله ضحکا و سرورا فی جنه؛ هیچ بنده ای از بندگان خدا نیست که از ترس خداوند تبارک و تعالی گریه کند مگر اینکه خداوند او را از شراب ناب رحمت خودش می‌نوشاند و بنده در بهشت خوشحال و خندان خواهد بود». خداوند به انسان‌های اهل معصیت خطاب می‌کند: «وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ؛ آن‌ها به ما ستم نکردند؛ بلکه به خود ستم می‌نمودند». (سوره بقره آیه 57) خداوند نظام عالم را براساس قضا و قدر طراحی نموده و ساختار آن ریاضی است. قوانین حاکم بر روح مانند سیستم بدن است، عدم رعایت قوانین سلامت، باعث ایجاد درد در جسم می‌گردد. همانطور که مسواک زدن باعث نشاط و سلامت دندان و عدم رعایت بهداشت دهان باعث بیماری و درد می‌گردد، عدم رعایت سلامت روح نیز باعث رنج در برزخ می‌شود. جهنم نیز اثر طبیعی عمل خود انسان‌هاست؛ جهنم معلول عدم آمادگی برای زندگی در بهشت است. همانطور که یک جنین شش نوع تولد به دنیا دارد انسان نیز از دنیا به آخرت، شش نوع تولد دارد و مدت زمان ماندن در بیمارستان برزخ به نوع بیماری، شدت بیماری و تعداد بیماری‌هاست. باید سالم متولد شویم. نفس می‌بایست متناسب با بهشت تربیت شود. رعایت قوانین مختص دین نیست برای رسیدن به هر مهارتی باید قوانین آن را رعایت نمود. ورزش، هنر، رانندگی و ... قوانین خاص خود را دارد و تنها راه رسیدن به هدف، رعایت قانون تنظیم شده آن است. تولد از رحم دنیا به آخرت نیز، قوانین خاص خود را دارد که چارچوب آن‌ها در رساله مشخص شده است. داشتن مرجع تقلید زمان‌شناس، عادل و نزدیک به امام زمان علیه السلام انسان را شبیه به بهشت تربیت می‌نماید. دین جدا از سبک زندگی نیست و رساله قدر و اندازه همه ابعاد زندگی را مشخص می‌نماید. بهتر است تولد سالم قوی باشد تا با گروه «السابقون السابقون اولئک المقربون» محشور شویم. اوصاف بهشت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بهشت و بهشتیان را اینگونه توصیف می‌فرمایند: «فی صفه اهل الجنه فهم فی الجنه خالدون، لایشیبون فیها و لایهرمونو لایحولون عنها و لایخرجون و لایقلقون فیها و لایغتمون بل هم فیها مسرورون، فرحون، مبتهجون، آمنون، مطمئنون؛ کسانی که اهل بهشت می باشند در بهشت جاودانه‌اند، در بهشت پیری، جابه جایی، پریشانی و غصه وجود ندارد، بلکه همیشه شاد و خوشحالند در سرور، امنیت و اطمینان به سر می برند». بهشتی‌ها این صفات را با خود از دنیا برده‌اند همانطور که جنین لوازم دنیا را از رحم مادر با خود می‌آورد. جاودانگی بزرگترین نعمت است. برای انسان مرگ و تبدیل وجود ندارد و فقط از جایی به جای دیگر منتقل می‌شود و در نهایت در بهشت مأوی می‌گیرد. این جاودانگی از اصل بهشت لذتبخش تر بوده و بهشتیان مکرر متذکر این نکته هستند که من در بهشت جاوادنه‌ام. در بهشت پیری وجود ندارد، در سوره واقعه نیز به این امر اشاره فرموده‌اند همه جوان و همسان هستند. وسعت بهشت هر انسان طبق آیه قرآن به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است. پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند: وسعت بهشت گداترین فرد بهشتی (کسی که در آخرین ساعات قیامت وارد بهشت می‌شود) به اندازه‌ای است که می‌تواند همه بهشتیان را میزبانی کند. در بهشت پریشانی، غصه و اضطراب نیست؛ بلکه همیشه شاد و خوشحالند. زیرا تهدیدی برای نعمت‌هایی که در اختیار دارند، نیست. آنجا آخرین منزل است و در آن پیری، بیماری و از دست دادن معنی ندارد نعمت‌های بهشتی ماندگار و جاودانه‌اند. نامه حضرت علی علیه السلام به والی مصر فرمایش بعدی از علی علیه السلام که در نامه‌ای که به والی مصر بهشت را وصف می‌فرمایند: «ان اهل الجنه یزورون الجبار کل الجمعه فیکون اقربهم منه علی منابر من نور، و الذین یلونهم علی منابر من یاقوت، والذین یلونهم علی منابر من زبرجد، والذین یلونهم علی منابر من مسک. فبیناهم کذلک ینظرون علی نورالله جل جلاله ینظرالله فی وجوههم ...؛ به راستی که اهل بهشت در هر جمعه خداوند جبار را زیارت کنند. نزدیکترین و مقربترین افراد به خدا بر منبرهایی از نور و ربتبه بعد از آن‌ها بر منبرهایی از زبرجد و رتبه بعد آن‌ها بر منبرهایی از مشک برآیند. در این موقع به نور عظمت خداوند بنگرند و خدا نیز به چهره آنان از روی لطف و و مرحمت نظر کند و در آن هنگام ابری آن‌ها را فراگیرد و آن قدر نعمت، لذت، شادی و بهجت به آن‌ها ببارد که جز خدای سبحان کسی مقدار آن را نداند. با این همه رضای بزرگ حق تعالی از آن بهتر است». و در آخر نامه اینگونه برای او از خدا می خواهد: خدایا ما در خنکای زندگی و نسیم رحمت و جایگاه نعمت و خواسته جان و نیازهای مطلوب و نعمت‌های لذت بخش و امید برتری و رسیدن به آرامش و آقایی کرامت و روشنایی چشم و خرمی نعمت‌ها و شادمانی که شبیه شادمانی‌های دنیا نیست اینها رو به ما بده با محمد (صلی الله علیه و آله) که درود تو بر او خاندانش باشد گرد آور. در بهشت در تمام ایام هفته مهمانی است؛ شنبه‌ها مهمان حضرت آدمعلیه السلام، یکشنبه حضرت نوح علیه السلام، دوشنبه حضرت ابراهیم علیه السلام، سه شنبه مهمان حضرت موسی علیه السلام، چهارشنبه مهمان حضرت عیسی علیه السلام و پنج شنبه‌ها مهمان رسول خدا صلی الله علیه و آله است. با شرکت در این مهمانی‌ها روح، سیر تکاملی خود را می‌پیماید. وصف بهشت از کلام امام باقر علیه السلام امام باقر علیه السلام بهشت را اینگونه توصیف می‌فرمایند: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ یَحْیَوْنَ فَلَا یَمُوتُونَ أَبَداً وَ یَسْتَیْقِظُونَ فَلَا یَنَامُونَ أَبَداً وَ یَسْتَغْنُونَ فَلَا یَفْتَقِرُونَ أَبَداً وَ یَفْرَحُونَ فَلَا یَحْزَنُونَ أَبَداً وَ یَضْحَکُونَ فَلَا یَبْکُونَ أَبَداً؛ کسانی که اهل بهشت هستند همیشه زنده‌اند و هرگز مرگی ندارند، همیشه بیدارند و هرگز خواب و خستگی ندارند، همیشه بی‌نیازند و هرگز محتاج نمی‌شوند، همیشه شادند و هرگز غصه‌دار نمی‌شوند». میزان غصه و گریه در آخرت بسته به میزان گریه برای دنیاست. شیطان برای جهنمی شدن انسان او را دعوت به غم نموده و قرآن این‌گونه می‌فرماید: «إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِین َآمَنُوا؛ جز این نیست كه نجوا از شیطان است، تا كسانى را كه ایمان آورده‌اند را محزون كند». (سوره مجادله/ آیه10).     مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4592
زمان انتشار: 3 اوت 2019
| |
مهارت فکر کردن را باید آموخت

مهندسی فکر، جلسه 7، 88/02/26

مهارت فکر کردن را باید آموخت

شاید در آغاز تفکر، انسان نتواند خودش به تنهایی فکر کند؛ یا به عبارتی این مهارت را درست بلد نباشد. در این صورت نیاز به استاد و کتاب و مربی دارد و باید با سکوت و آرامش و تمرکز بنشیند تا استاد بیاید او را شفاعت کند. یعنی با او «شفع» شود. شفع یعنی جفت شدن. پس شفاعت یعنی جفت شدن. یعنی استاد بیاید و دست فکرش را بگیرد و آن را آرام آرام بالا بکشد. مثل مادری که دست بچه‌­اش را می‌گیرد و به او راه رفتن یاد می‌دهد و بعد از یک مدت، او را رها می‌کند. چون دیگر خودش بلد است راه برود.

چرا یکساعت تفکر معادل 70 سال عبادت حساب شده است؟ فکر در نفس انسان، از یکسال تا 70 سال برای ابدیتش تاثیرگذار است. بحث زمان، بحث خیلی مهمی است. یکساعت دنیا، هزاران سال آخرتی است. بنابراین، وقتی معصوم ع می‌گوید یک ساعت فکر، شما را یکسال تا 70 سال جلو می‌اندازد، یعنی این یک ساعت تفکر، یکسال تا 70 سال ممکن است میلیونها سال در آخرت به نفع شما باشد. یعنی این 70 سال در مقیاس دنیاست. اگر به مقیاس آخرت حساب شود، هزاران و صدها هزار و میلیون‌ها سال برای انسان کار می‌کند. چه بسا انسان در آخرت، در اثر یکساعت فکر کردن در دنیا، نجات پیدا کند و جلو بیفتد. برای روشن شدن مطلب، از فرمول «بحث نسبت» مثلا می‌زنیم. بحث نسبت همان «رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر است با دنیا» می‌باشد. در رحم مادر یک جهش کروموزومی ممکن است در عرض چند ثانیه اتفاق بیفتد. اما همین جهش چندثانیه‌ای، بر جنین تاثیری می‌گذارد که او را بعد از تولد، چند ده سال در دنیا عقب می‌اندازد و زندگی او را مختل و دردناک می‌کند. یعنی اگر عمر طبیعی یک انسان را 70 یا 80 سال در نظر بگیریم، یک جهش دو یا سه ثانیه ای جنینی، او را 70 یا 80 سال دنیایی گرفتار می‌کند. وقتی که ما در دنیا آسیب می‌بینیم و آن را ترمیم نکرده به آخرت برویم، ترمیم آن در آنجا سالها طول می‌کشد. همانطور که علی(علیه‌السلام) درباره جبران یک گناه در مقیاس آخرت فرمود: چه بسا انسان به خاطر یک گناه، صد سال مجبور باشد در جهنم بماند تا اثر یک گناه را از بین ببرد. درباره چه چیزهایی فکر کنیم؟ این که ما درباره چه چیزهایی فکر کنیم، یک فرمول و دستور مهم است. خیلی وقتها عزیزان از ما سؤال می‌کنند اینکه در اسلام، قرآن و روایات این همه سفارش شده به فکر کردن؛ ما درباره چه چیزی فکر کنیم؟ ما هر وقت تنها می‌شویم و می‌خواهیم فکر کنیم، ذهنمان می‌رود جاهایی که دوست نداریم و خوش‌مان نمی‌آید. برای پاسخ به این سوال، به آیات و روایات مراجعه می‌کنیم:1) تفکر در قدرت خداوند 2) تفکر در آیات و نشانه‌های خداوند. 1) یکی از چیزهایی که باید راجع به آن فکر کنیم این است که در روایتی از امام صادق علیه‌السلام اینگونه بیان شده است:« أفضَلُ العِبادَةِ إدمانُ التَّفكُّرِ فی اللّه و فی قُدرَتِهِ[1] = برترین عبادت، اندیشیدن مداوم درباره خدا و قدرت اوست.» تفکر در باره خداوند و قدرت خداوند، فعل و صفات خداوند خیلی ارزشمند است و در شادی و آرامش و جلای قلب و پاکی دل مؤثر است. فکر مستمر این نیست که ما یک جلسه راجع به خدا صحبت کنیم و شما هم چند دقیقه‌­ای بشنوید و تکانی بخورید، لذتی ببرید، آهی بکشید و تمام شود؛ بلکه هر روز این فکر باید باشد و مقداری استمرار پیدا کند. در اثر این استمرار باب‌هایی به روی انسان باز می‌شود که از طریق مطالعه و استاد و چیزهای دیگر نصیب انسان نمی‌شود. قلب انسان گشوده می‌شود و یک ارتباط مستقیم بین خداوند تبارک و تعالی و انسان برقرار می‌شود و خود خدا واردات مبارکی را به قلب انسان بطور مستقیم وارد خواهد کرد. اگر انسان این شجاعت را داشته باشد، تنبل و بی­حوصله نباشد و این فکر را استمرار دهد، همانطور که گفتند، از عبادت 70 ساعت و گاهی گفتند 70 سال بهتر است. این کلمه «بهتر» خیلی مهم است. اگر ما یکسال عبادت کنیم در نفس ما چه تأثیری دارد؟ ساعتی فکر کردن همین تاثیر را 70 برابر بیشتر می‌کند. البته بستگی به شخص و نوع فکری که می‌کند هم دارد. 2) تفکر در آیات و نشانه‌های خداوند یکی از زمینه‌های تفکر، فکر درباره آیات و نشانه‌های خداوند است. خداوند تبارک و تعالی به گونه‌های مختلف و چهره‌های مختلف بر ما جلوه کرده تا ما با تفکر در این جلوه ها با او اتصال و لقاء پیدا کنیم. خداوند در قرآن تأکید زیادی دارد که آیات و نشانه­‌های خودم را برای شما بیان و معرفی می‌کنم تا شما با دیدن آن آیات و نشانه‌­ها به خود من برسید. مثل اینکه شما گمشده‌­ای دارید و نشانه‌­هایی از آن را پیدا می‌کنید و در اثر پیدا کردن آن نشانه­‌ها به اصلش می‌رسید. چگونه در آیات و نشانه های خداوند تفکر کنیم؟ حال نمونه‌­ای را که من قبلاً برایتان مثال زده ام به عنوان تمرین بیان می‌کنم. مثلاً شما وقتی به یک دستمال کاغذی نگاه می‌کنید، همینطوری ساده که نگاه کنید، هیچ چیزی از آن سر در نمی‌آورید. می‌گویید این یک دستمال کاغذی است، دست و صورتم را خشک می‌کنم، چای یا چیزی بریزد با آن خشک می‌کنم و ... و یک شرکتی به این اسم که روی جعبه اش نوشته شده این دستمال را تولید کرده است. اما فکر کردن به این سادگی نیست. ما در فرآیند فکر کردن، به هزاران امر یقینی راه پیدا می‌کنیم که قابل انکار نیستند و همزمان با تفکر، دریچه‌ها و راه‌های مختلفی به روی ما گشوده می‌شود و به حقایق شگفت‌انگیزی دست می‌یابیم. اعتقاد و باور به این حقایق شگفت­‌انگیز، انسان را در نظام ابدی بینهایت جلو می‌برد. پس الان می‌خواهیم تمرین فکر را شروع کنیم. من این دستمال را از جعبه بیرون می‌آورم. شما در دست من الان یک دستمال می‌بینید که رنگش سفید است. اما وقتی عمیق نگاه می‌کنید، اول یک جنگل می‌بینید و نمی‌توانید انکارش کنید. بعد تعدادی کارگر می‌بینید که درختان را قطع می‌کنند. بدون شک، این کارگرها برای قطع درختان با خودشان ابزارهایی مثل اره و تیشه و تبر دارند. که هرکدام از این ابزارها و ساختن آنها برای خود داستانی جداگانه دارند. سپس تعدادی افراد را می‌بینید که این درخت ها را به کارخانه انتقال دادند. پس ما یک کارخانه هم می‌‌بینیم. در کارخانه هم دستگاه ها و مهندسین و کارگران و تاجرانی که آن کارخانه را احداث کرده اند می‌بینیم. وقتی شما کارخانه را با مهندسین آن دیدید، پس ناچارید که چندتا دانشگاه هم ببینید که مهندس‌ها در آنجا تحصیل کرده‌اند. بعد از دیدن دانشگاه، مجبورید یک نظام آموزشی و ساختمان دانشگاه، عمله، مهندس‌های ساختمان را ببینید و نمی‌توانید به هیچ کدام از آنها شک کنید. هیچ کدام قابل انکار نیستند. شما همینطور که به این دستمال کاغذی نگاه می‌کنید و جلو می‌روید، به دهها و صدها نفر آدم با شغلها و رشته‌­ها و انگیزه­‌های مختلف و ساختمان‌های گوناگون دانشکده‌­های گوناگون کارخانه، بازرگانان، تجار و ... می‌رسید. سپس می‌گوییم یک کارخانه دیگر هست که این چوب‌ها را تبدیل به مقوا می‌کند. سپس روی این مقوا ماده شیمیایی به نام ورنی می‌زنند. این ماده شیمیایی از یک شرکت تولید مواد شیمیایی آمده و قبل از آن این مواد در پالایشگاه نفت استخراج شده و سپس به وسیله صنعت پتروشیمی روی آن تغییراتی ایجاد شده و تبدیل شده به مواد ورنی. پس یک مرکز به نام پالایشگاه وجود دارد، پالایشگاه کجاست و همینطور مسیر فکر ما می‌رسد به این که نفت چیست و چطور ساخته می‌شود و در کجاها وجود دارد. دوباره داستان از اول شروع می‌شود و اینکه نفت از بقایای یکسری جانداران که در اثر میلیونها سال در زمین باقی می‌مانند، تشکیل می‌شود. حال این نفت در جایی به اسم پالایشگاه پالایش شده و از آن ده‌ها مواد دیگر استخراج شده و در کارخانه‌های پتروشیمی به مواد دیگری که در زندگی روزمره ما کاربرد فراوان دارد تبدیل می‌شوند. پس در انجام این پروسه مهندسین و کارگران نیاز است که در دریا اسکله بزنند و حفاری کنند. وقتی می‌گوییم اسکله و دستگاه حفاری خودش می‌شود چند تا دانشکده و چند گروه مهندس و چند رشته تحصیلی و چند گروه کارخانه‌­ای که اینها را تولید کنند. حال در این دستگاه حفاری چه چیزی به کار رفته؟ فلز به کار رفته. وقتی می‌گویی فلز از آن به معدن می‌رسیم. دوباره در معدن هم داستان تازه ای شروع می‌شود. تعریف معدن و اینکه عده‌ای‌ کارگر آنجا کار می‌کنند و سنگ معدن استخراج می‌کنند و آن را به کارخانه ذوب آهن می‌برند. تا گفتی کارخانه ذوب آهن، دوباره یک مسیر جدید برای تفکر‌ و اینکه مهندس معدن و شرکت و کارخانه و کار تجاری و ... پیش می‌آید. سپس برای جعبه دستمال کاغذی یک گروه طراح بوده برای گلهای روی جعبه عکس گرفتند. تا گفتی عکس، دوباره داستان فیلم و نگاتیو و تولید فیلم و عکس گرفتن و ظهور عکس و ... پیش می‌آید. می‌بینید که ما از فکر کردن به یک دستمال کاغذی به چه چیزهای دیگری رسیدیم و در آخر این که همه اینها مثل نفت و معدن و ... غیره را خداوند آفریده است و دیگر اینکه وقتی شما به یک جعبه دستمال کاغذی نگاه می‌کنید و عوامل یقینی دست اندر کار تولید را درمی‌آورید، به هیچ کدام از این عوامل نمی‌توانید شک کنید و این چرخه­‌هایی که الان شمردیم و نام بردیم را نمی‌توانید انکار کنید. حال به هر چیزی که اطراف تان هست، نگاه کنید. دوباره همین مسیر و چرخه را باید طی کنید. رمز آیه «همه چیز را برای شما خلق کردم» چیست؟ خداوند می‌فرماید:«هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً= اوست کسی که آنچه که در روی زمین هست برای شما خلق کرده است». این یک آیه، چند سال آدم را مست می‌کند. یکی از آن شرابهای خیلی قدرتمند است. بیاییم در کلمه «خلق» یک‌ذره فکر کنیم. «خلق» یعنی چی. «خلق» یعنی یک سلسله اجزاء و موجودات که تمام‌شان ساختار ریاضی دارند و برای یک هدف واحد کنار هم قرار گرفته اند. این اجزاء یعنی اتمها، اتمها از کجا آمده اند؟ مجموع الکترونها و نوترونها و پروتونها اتم را تشکیل داده اند. خود آنها را خداوند از کجا خلق کرده؟ هر کدام از آنها داستانها و اجزای زیادی دارند. وقتی این اتم را می‌­شکافید تا کجا می‌رسید؟ می‌گوید تا ندارد. ما خیلی بچگانه زندگی می‌کنیم. ما مثل بچه­‌ها که با پستانک و ماشین و عروسک بازی می‌کنند، با نظام خلقت همینطوری بازی می‌کنیم. فکر نمی‌کنیم که این یعنی چه؟ و اما رمز «خَلَقَ لَكُمْ» به معنی آنچه که برای تو خلق شده، چیست. مثلاً کسی الان به من می‌گوید: آقای شجاعی به من یک هدیه یا یادگاری بده. من هم یک چیزی به او می‌دهم. این سؤال برای او ایجاد می‌شود که این چیز به چه کار من می‌آید؟ آقای شجاعی در مورد من چه فکری کرد که این را به من داد؟ یک موقع من به او می‌گویم این چیزی که من به شما داده ام، یک رمزی دارد. تا می‌گویم رمزی دارد، او فکر می‌کند که آقای شجاعی من را می‌شناسد و می‌داند که بعداً بین من و این چیز، رابطه‌ای برقرار شود. از این رو به من این را هدیه داده. پس بیهوده نداده است. وقتی خدا به شما می‌گوید، تمام موجودات زمین بدون استثناء، میلیاردها میلیارد موجود میلیاردها میلیارد سیستم که در طول دهها هزار سال میلیونها دانشمند مشغول مطالعه آن هستند؛ همه را برای تو خلق کرده ام، این سؤال باید در ذهن شما خطور کند که بین اینها و من چه نسبتی وجود دارد که می‌گوید همه را برای تو خلق کرده ام. وقتی می‌گوید «خَلَقَ لَكُمْ»، یعنی به نفع شماست. به خاطر نفع شما خلق کردم. تا می‌گوید به نفع شماست، یعنی آن چیز با من یک رابطه و تناسب دارد. حال چه کسی می‌خواهد این را دربیاورد، چند هزار سال باید بشر کار کند تا بفهمد بین او و تمام موجوداتی که روی زمین هست، چه نسبت و رابطه­‌ای وجود دارد. نکته جالب در خلقت هستی نکته خیلی جالب در بحث خلقت هستی، این است که باید حواس ما باشد. خداوند اول انسان را دید، سپس همه زمین و آسمان و هر چه در آن است را برای انسان آفرید. می‌گوید، من اول تو را دیدم و بعد همه چیز را برای تو خلق کردم. خدا می‌گوید من اصلاً کل نظام خلقت را با چشم تو دیدم و همه چیز را همان گونه خلق کردم. بنابراین، وقتی شما به دنیا می‌آیید، می‌­بینید همه چیز از طول موج و فرکانس گرفته، تا چیزهای دیگر، متناسب با شماست. اکسیژن و هوای زمین و فشار زمین و گیاهان و کوه‌ها و دریاها همه چیز متناسب با شماست. یعنی یک ساختار مهندسی و ریاضی وجود دارد به نام انسان که میلیاردها موجود دیگر با ساختار ریاضی و مهندسی مطابق با این ساختار تنظیم شده است. من کی هستم که خداوند به خاطر من این همه تشریفات آفریده است؟ تمام هستی برای من خلق شده، من برای چه خلق شده ام؟ از همه تعجب­‌انگیزتر، این است که خدایا من چه کسی هستم که تو به خاطر من همه اینها را خلق کردی و مهمتر از همه این که من برای چی خلق شده ام. آیا خودمان را می­‌شناسیم؟ من وقتی که دارم روی کره زمین راه می‌روم، روی کوه راه می‌روم، کنار دریا و جنگل راه می‌روم و با موجودات سر و کار دارم؛ آیا می‌فهمم که همه اینها مال من است و من ارزش این را داشته ام که همه اینها برای من خلق شوند. آیا من همینم که به دنیا بیایم، صبحانه، ناهار، شام و ... بخورم؟ یک زمانی بزرگ شوم و به یک جنس مخالفی گرایش پیدا کنم و با او ازدواج کنم؟ بچه­‌دار شویم و بعد این بچه­‌ها را بزرگ کنیم و بعد از آن بچه ها تشکیل خانواده بدهند و به همین ترتیب تا اینکه عمر ما تمام شود و بمیریم. آیا این همه چیزهایی که روی کره زمین آفریده شده برای این بوده؟ اینها را که حیوانات بهتر از ما دارند انجام می‌دهند. پس داستان چه بوده؟ ما باید فکر کنیم. در سوره بقره آیه 219 می‌فرماید:«كَذلِكَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْ‏آیاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ = خداوند برای شما اینگونه آیاتش را بیان می‌کند تا اینکه شما فکر کنید». همینطوری از کنار چیزی رد نشویم. شما یک گاو را نگاه کنید. این گاو وقتی به یک گُل یا یک درخت و گیاه می‌رسد، از آن چه می‌فهمد؟ هیچ چیز. فقط می‌فهمد که آن را گاز بزند و بخورد. آدم اینطوری نیست. آدم باید فکر کند. این برای چه خلق شده؟ هدف خلقت خود من چیست؟ من آمدم روی زمین چه کار کنم؟ ماجرا خیلی فراتر از این حرفهاست. خلّاق ترین طراح هستی خدا می‌گوید من تمام اینها را خودم طراحی کرده ام و یک اسم در بحث اسماء به نام «مصور یعنی تصویرگر» داریم. «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُكُمْ فِی الْأَرْحامِ كَیْفَ یَشاءُ[2] = اوست کسی که شما را در رحمهای مادرتان صورتگری کرد.» در حال حاضر 7- 8 میلیارد جمعیت روی کره زمین زندگی می‌کنند. همه صورت دارند. همه مشترک هستند در این که دوتا ابرو و چشم و مژه و بینی و لب و دهان و فک و گونه دارند. روی یک تکه جا 8 میلیارد چهره خدا خلق کرده و تکراری در آن نیست. هرچند که به ظاهر شبیه هم هستند؛ ولی با هم فرق می‌کنند. برای این 7-8 میلیارد، بند انگشت زده که دوتا از آنها مثل هم نیستند. شما بند انگشتان را کنار هم بگذارید، اصلاً نمی‌توانید تشخیص بدهید که فرق اینها با هم چیست. ولی با هم فرق دارند و هر یک منحصر به فرد است. خداوند تبارک و تعالی می‌گوید دانه دانه اینها را خودم طراحی کرده ام. هشت میلیارد که رقمی نیست. نمی‌دانم ظرفیت دارید بگویم یا نه. شما در خانه­‌هایتان می­‌بینید که یکی دوتا سه تا گلدان گل دارید. یک درخت را می‌بینید، این درخت 500 هزار عدد برگ دارد. برگ های درخت را کنار هم می‌گذارید و می‌گویید اینها شبیه هم اند. در حالی که اینطور نیست و تک تک برگ‌های درخت، جداگانه تصویرگری شده اند. فکر کنیم از اول خلقت تا حالا خداوند چند عدد برگ خلق کرده. هیچ دوتا برگی یک جور نبوده اند. اینجاست که آدم وقتی می‌خواهد نماز بخواند، در برابر چنین خدایی به ذلت می‌افتد و می‌فهمد که باید جلوی چنین خدایی سجده و رکوع کند. رنگ ها را نگاه کنید. خداوند می‌گوید این رنگ را برای شما ساختم و این رنگی زدم. این رنگ برای شما کار می‌کند. دانه را باز می‌کنید و درون آن اتم ها هستند و درون اتم ها الکترونها، پروتونها و نوترونها را می بینید. این میوه‌ای که آفریدم برای هضم غذای شما مناسب است. فلان میوه در وضعیت اسیدی و قلیایی خون شما تعادل برقرار می‌کند. می‌گوییم خدایا این میوه که آفریدی، رنگ های دیگرش را هم داریم. می‌گوید آن رنگها خاصیت های دیگری دارند. ما فلفل دلمه ای داریم با چند رنگ، سبز، قرمز، نارنجی، زرد و هر کدام هم یک خاصیتی دارند. در کنار اینها کلم، کلم بروکلی، خیار، کاهو، میوه ها و سبزی های سبزرنگ یک خاصیت دارند از یک لحاظ برای بدن مفیدند، میوه ها و سبزی های سفید مثل ترب سفید، شلغم و زردها از دیگر نظر برای بدن مفیدند. هیچ چیز یک پرتغال زاید نیست حتی آن رشته های سفید رنگ داخلش که ما آن را معمولاً دور می‌ریزیم. حواست باشد وقتی می‌گوییم خدا، یعنی اگر گناه و معصیتش می‌کنی، جلوی چه کسی ایستاده ای و داری معصیتش را می‌کنی. با کدام خدا خودت را در انداختی. نسبت به کدام خدا بی‌حیایی و بی­ادبی و لجبازی می‌کنی. تازه می‌گوید این که چیزی نیست. این کره زمینی که من برای شما خلق کردم به این صورت است و شما چند هزار سال سر کار هستید. این در مقابل آن چیزی که قرار است بعداً به شما نشان بدهم هیچ چیزی نیست. این یک اسباب­بازی است من برای شما گذاشته‌ام. می‌گوید یک فرشته خلق کرده ام که اگر نوک انگشتش را روی تمام اقیانوس‌ها بزند، تمام اقیانوس‌ها سر انگشت یک فرشته را نمی‌توانند تر کنند. یکذره باید فکر کرد. آدم باید دست از بچه‌­بازی بردارد. در شرح دعای سوم صحیفه که بحث راجع به ملائکۀ الله است، چگونه خداوند فرشته­‌ها را به عنوان کارگرها به کار می‌گیرد که آنها را دانه دانه برای من و شما درست کنند. این یک گلی که شما دستت می‌گیری و بو می‌کنی، اتم به اتمش را فرشته روی هم چیده و با دست، گلبرگ‌هایش را طراحی کرده. یعنی یک چیز دست‌ساز است. دیده اید همیشه چیزهای دست ساز، با ارزشتر از چیزهای ماشینی و کارخانه‌ای هستند. مثلاً فرش دستباف ارزش بیشتری دارد تا فرش ماشینی. فرشته‌ها اتم به اتم موجودات را با دست شان کنار هم گذاشته اند. کلی دانشکده لازم است تا یک گل از جهات مختلف مثل رنگ، بو، خواص شیمیایی و ... بررسی شود. باید تفکر را جایگزین بی توجهی به نشانه های خدا کنیم گاهی ما به جای اینکه به این نعمات و نشانه‌ها فکر کنیم، به آنها بی‌توجهی می‌کنیم. ما همینطوری با بی­رحمی میوه می‌خریم و در یخچال می‌گذاریم. گاهی آنقدر آن را نمی‌خوریم که خراب می‌شود و در سطل زباله می‌ریزیم. فرشته‌ها آن همه روی این میوه‌ها زحمت کشیده‌اند و ما راحت و بی انصاف آن را خراب می‌کنیم و دور می‌ریزیم. وقتی هم می‌خورید، تو دهانت می‌گذاری، می‌جوی و بعد هم هسته اش را پرت می‌کنی. این هسته چه ماجراها دارد. خدا رحمت کند رضا عسکری را که به جبهه آمده بود. گفت: هر وقت می‌خواستم جبهه بروم، مادرم خیلی گریه می‌کرد. می‌گفت: رضا زودتر پیش من بیا و بیشتر پیش من بمان. من درک نمی‌کردم که این مادر چه می‌کشد. رضا نقاش خوبی بود و نقاشی می‌کرد. می‌گفت یک روز نشستم و ساعتها روی یک تابلو وقت گذاشتم و کار کردم. غروب که شد، داشت نتیجه می‌داد و تابلو به آخر می‌رسید، مادرم آمد تابلو را گرفت و پاره کرد و رنگ رویش ریخت و خرابش کرد. گفتم: مادر مادر تو رو به خدا این چه کاری است می‌کنی. مادرم گفت: عزیزم یک صبح تا غروب روی یک تابلو وقت گذاشتی. خیلی زورت می‌آید که من به همش زدم؟ من چند سال است تو را بزرگ کرده ام تا به اینجا رسیده ای. می‌فهمی وقتی به تو می‌گویم اگر بروی دلم تنگ می‌شود، یعنی چه؟ اگر کشته بشوی چه می‌شود؟ بعد ایشان در همان عملیاتی که این خاطره را تعریف می‌کرد، شهید شد. ولی ما چون عادت کرده‌ایم، این حجاب عادت، ما را بدبخت کرده است. عادت کردیم همینطوری نگاه کنیم به سیب و گلابی. یک موز را شما باز کنید. آنطوری که من می‌گویم به آن نگاه کنید، به راحتی نمی‌توانید بخورید. چند تا بوسه به موز بزن. بعد با احترام بازش کن و داخل آن را نگاه کن. آن چینش مواد را نگاه کن. برای همین می‌گویند کسانی که هنگام خوردن بسم الله نمی‌گویند، معده درد می‌گیرند. اینها یک هدیه خیلی گرانقیمت و جواهر است. کدام جواهر را شما زیباتر از موز و پرتغال و انگور و ... سراغ دارید؟ آدم با احترام باید بگوید: خدایا من آدم بدی نمی‌خواهم باشم. تو می‌دانی اگر دلم می‌آید این میوه را گاز بزنم و بخورم، برای این نیست که قیمت خودم را بیشتر از این می‌دانم؛ بلکه من این را می‌خورم تا انرژی بگیرم تا بالاتر بیایم و شبیه تو شوم. بنده و عبد تو شوم؛ مال تو شوم و بتوانم با تو عشقبازی کنم. من می‌خورم که عبد تو باشم؛ من می‌خورم که با تو در آشتی باشم. می‌شود آدم به خانه یک نفر برود و غذا و نمکش را بخورد، بعد به او خیانت هم کند؟ می‌گوید ما نان و نمک همدیگر را خورده‌ایم. خدایا من دارم نان و نمک تو را می‌خورم. نعمت تو را استفاده می‌کنم. خدایا یک کاری کن با تو به جنگ نیافتم و با تو درگیر نشوم. با تو لجبازی نکنم. از تو فرار نکنم. خدمت یکی از اولیاء خدا بودیم خیلی لطیف بود. من بارها این صحنه را از ایشان دیدم. خم شد که میوه به ما بدهد بخوریم. یک سیب را برداشت و می‌خواست دست یکی از دوستان بدهد. این سیب یک‌ذره زدگی داشت. گفت این را کنار بگذار. بعد گفت: آخ آخ این سیب را برداشت و گفت: عذر می‌خواهم به تو توهین کردم. ببخش. سیب را خیلی ناز کرد و تملقش را گفت. این اخلاق پیغمبری است. پیغمبر به اشیاء اطرافش هم احترام می‌گذاشت. به عصایش و به ستونی که به آن تکیه داده بود و به همه چیز احترام می‌گذاشت. همه چیز برایش حیات داشت و زنده و باشعور بود. همه­ چیز، تجلیات و تعینات و ظهورات خداوند تبارک و تعالی است. ما 50 سال 100 سال داریم کارکرد فرشته‌­ها را می‌خوریم. گوشت‌ها، میوه‌­ها، سبزیجات. حالا خدا همینطوری به ما بی‌منت داده. دریغ از یک الحمدلله و دریغ از یک بسم‌الله درست و حسابی. شما برو جلوی آینه یک‌ذره به خودت نگاه کن. وحشت زده می‌شوی. من چه کسی هستم؟ هشت هزار سال نخبه‌­های عالم در دانشکده پزشکی دارند این بدن را مطالعه می‌کنند و هنوز نتوانستند یک عضوش را کامل بشناسند. قدیم ها با اسب و قاطر و الاغ این طرف و آن طرف می‌رفتند. اما بچه‌های امروزی الان حجاب عادت دارند. زمانی که در شکم مادر بودند، هواپیما سوار شدند، بعد هم که متولد شدند در قُنداق بودند، سوار هواپیما شدند. بعد هم بزرگ شدند و چهار پنج ساله سوار هواپیما شدند. بعد 10 ـ 15 ساله شدند. نمی‌فهمند هواپیما یعنی چه؟ تلفن همراه، اینترنت، رایانه، یعنی چه؟ چون وقتی چشمش را باز کرده در خانه این ها را داشته و دیده. نمی‌دانند چقدر دانشمندان در اثر این آزمایشات مردند تا توانستند یک دستگاه را بسازند. شما چه می‌فهمید چقدر آدم کشته شدند تا این هواپیما بتواند بلند شود و برود و بیاید. ما تا یک دکتر و مهندس، استاد یا پروفسور که می­‌بینیم، دست و پایمان شروع می‌کند به لرزیدن. تا رکوع جلوی‌شان خم می‌شویم و نمی‌دانیم آن بیچاره پروفسور و استاد، خودش یک عمر است سر کار است. هیچ چیز هم نفهمیده. نسبت به ما خیلی می‌داند، ولی نسبت به حقیقت هیچ چیز نفهمیده است. قرائت قرآن و تفکر در داستان خلقت و علم نامتناهی که در آن بیان شده خداوند می‌فرماید: همان کسی که همه چیز را خلق کرده همین کتاب (قرآن) را او فرستاده است. شرح داستان خلقت از اول تا الان و اینکه تو چه کاره­ای و چه کار باید بکنی، چطور باید زندگی کنی، هدف زندگیت چیست، به کجا قرار است برسی، همه آن ماجراها را در این کتاب قرآن توضیح داده است. بشر هشت هزار سال سر کار است و نتوانسته یک عضو یا یک موجود را به طور کامل شناسایی کند. پروفسور «هاندرسون» از بزرگترین نخبه‌های عالم است. می‌گوید من بیست سال عمرم را صرف مطالعه آرایش چهار هزار اتم در یک مولکول کردم. حال به او بگو آن کسی که 8 هزار سال تو و امثال تو را در پزشکی سر کار گذاشته، این کتاب را هم او فرستاده. بنشین این را بخوان. می‌گوییم نه این مال حسینیه و قبرستان و مسجد و حوزه‌­های علمیه است. این علم نیست. حماقت را نگاه کن! این علمی که تو داری در میاوری در همین قرآن است. اهل بیت و امام زمان همه علوم را یکسره در سینه‌­شان دارند. امام زمان داستان خلقت تمام موجودات عالم را می‌داند. ما فکر می‌کنیم درس دینی و این قرآن و مباحث دعا و صحیفه مال یک مُشت آدم‌های بیکار است که در حسینیه­‌ای، مسجدی بنشینند و بخوانند. دانشگاه‌ها هم برای خودشان علم در می‌آورند و دنبال علم هستند. حالا شما اگر بگویی قال الله تبارک و تعالی، خدا فرموده، امام صادق فرموده، می‌گوید هیس! اینجا دانشگاه است. اینجا مرکز علم است. اینجا جای این حرفها نیست. قال الله و قال الصادق مال حسینیه و حوزه‌­های علمیه و مسجد است. در دانشگاه حرف غیر علمی نزنید. اصلاً علم یعنی همین. اصل علم اینجاست. همه علم اینجاست. اگر یک دانشمند ما یک آیه را خوب بفهمد، بعد سراغ علم برود، به خیلی چیزها خواهد رسید. خیلی جهان و سرعت علم پیشرفت خواهد کرد. اگر یک دانشمند بخواهد موفق شود، اول باید مهندسی خلقت را یاد بگیرد و بعد سراغ مطالعه طبیعت برود. «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً= اوست کسی که آنچه که در روی زمین هست برای شما خلق کرده.» خدایا من چه کسی هستم؟ خدایا من که قطعاً زن نیستم، مرد نیستم، می‌دانم که اینها جنبه حیوانی من است. مادر و پدر نیستم، خاله و عمه نیستم، خواهر نیستم، عمو و دایی نیستم، برادر نیستم، اینها که جنبه­‌های حیوانی ماست. پس من چه کسی هستم؟ الان آن انگیزه­‌ای که باعث شده شما بیایید سر کلاس بنشینید انگیزه‌­های زنانه یا مردانگی شماست؟ انگیزه‌­های حیوانی داشتید؟ نه. آن که شما را آورده اینجا کشانده همانی است که مخاطبش خداست و نه زن است و نه مرد. از همین خوردنی‌ها شروع کنیم. اینها را درست بخوریم. با ادب و با احترام، آنها را یاد کنیم. سر سفره نشستیم داریم اینها را نگاه می‌کنیم. سر سفره چه کسی نشسته ایم؟ باید با این خوردنیها چه کار بکنیم؟ آخرِ این کار کردنها، این خوردنها، خوابیدنها می‌خواهد چه بشود؟ ما باید چه بشویم؟ سر از کجا می‌خواهیم در بیاوریم؟ محصول باید چه بشود؟ خدا خیلی برای ما هزینه کرده، بگویم خدایا این میلیاردها تشریفات را برای چه برای من راه انداخته ای؟ تو می‌توانستی یک نوع گل برای من درست کنی. همین کافی بود. اما چرا صد نوع گل رز خلق کرده ای؟ چرا چندین نوع سیب برای ما درست کرده ای؟ شما ببینید خداوند چه تشریفاتی در این طبیعت برای بشر راه انداخته. تازه می‌گوید اینها که مال این دنیاست. مال این مرحله رحمی شماست. شما در رحم دنیا جنین هستید و این یک مقدار مختصر است. حالا اصلش را بعداً بیایید ببینید. قرار است ما کجا برویم، قرار است ما چه بشویم؟ روی اینها یک مقدار فکر کنیم. اگر انسان بتواند این حجاب عادت را از خودش بگیرد، ده‌ها سال جلو می‌افتد. مهندسی فکر/ تفکر در قدرت خداوند/ تفکر در آیات/ توحید انفس و آفاق ع ل 172 [1] . الكافی : 2/55/3. [2] . سوره آل عمران/6. کتاب «مهندسی فکر» از سری کتاب های بیان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4591
زمان انتشار: 31 ژانویه 2016
| | | |
فخر فروشی؛ عامل دوم اسراف

مهارتهای زندگی (19) ۱۳۸۶/۴/۲۳؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

فخر فروشی؛ عامل دوم اسراف

عناوین مورد بحث در این جلسه: آثار آخرتی قناعت تأثیر مستقیم در زندگی دنیایی ما دارد. علاوه بر حیات دنیایی، یك حیات ابدی داریم. آخرت حقیقی است. دنیا اعتباری و خواب است. حرص هم دنیا را نابود می‌كند و هم آخرت را. قناعت باعث می‌شود حساب انسان آسان شود. سبكبار و سبكبالان شاد هستند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 19 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/۴/۲۳، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در بخش گذشته به یکی از دلائل مهم اسراف، که همان رقابت و چشم و هم چشمی می باشد ، اشاره کردیم . رقابت می تواند هم مثبت باشد و هم منفی ؛   رقابت و چشم و هم چشمی مثبت در چیزهایی است که حقیقتا شرافت و فضیلت انسان به آن وابسته است.  هر چه انسان در مسائلی که قیمت و ارزش او را بالا  برده، فضیلت و کرامت او را افزایش  داده  و او را به هدف خلقتش نزدیکتر می کند ؛ چشم و هم چشمی و رقابت بیشتری داشته باشد، رشد بیشتری خواهد داشت.   چشم و هم چشمی و رقابت منفی،  شامل رقابت در مسائلی است  که به هیچ عنوان نقشی در سعادت و کرامت انسان نداشته  و او را از هدف خلقتش دور می سازد . این رقابت ها بیشتر در جاهایی صورت می گیرد که به هیچ عنوان شخصیت واقعی انسان در آن لحاظ نشده و  در قرآن کریم از آن تعبیر به تفاخر نموده است . تفاخر به این معناست که  افراد تمام تلاش خود را به  کار می گیرند که به همدیگر فخر بفروشند و چیزهایی که جزء شخصیت حقیقی  آنها نیست را به عنوان عوامل افزایش شخصیت و انسانیت خود تهیه می کنند... بطوریکه داشته های خود را به رخ دیگران می کشند . خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرمایند : لا تمد ان عینیک الی ما متعنا به ازواجا منهم هرگز به چیزهایی که به گروهی از مردم دادیم ( از امور دنیایی و غیره ) چشم ندوز ... مقصود از این آیه ارزشمند این است که چشم دوختن به داشته های دیگران و افسوس خوردن به داشته های آنان قیمت و ارزش انسان را پایین می آورد.   خداوند در آیه ۲۰ سوره حدید درباره زندگی دنیا می فرمایند : اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینته و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد حیات و زندگی دنیا عبارت است از ؛ بازی و زینت و تفاخر بین خودتان و زیاده روی در اموال و اولاد ....    راستی!!! چقدر از زمان روزانه ما صرف بازی های کودکانه دنیایی می گردد؟ ادامه دارد....   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4590
زمان انتشار: 31 ژانویه 2016
| | | |
ما موظف به اصلاح ریشه های اسراف وجودمان هستیم

مهارتهای زندگی (18) ۱۳۸۶/۴/23؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

ما موظف به اصلاح ریشه های اسراف وجودمان هستیم

عناوین مورد بحث در این جلسه: روح مصرف‌گرایی در اخلاق انسان فوق‌العاده تأثیر منفی دارد. آثار دنیایی قناعت؛ غنا، عزت، عفت، راحتی و شیرینی زندگی. یكی از آثار بسیار مهم قناعت؛ بالا بردن سهم آخرت است. دنیای ما ابدیت ما را می‌سازد. ابدیت محصول كیفیت گذران دنیاست.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 18 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/۴/23، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  هر کدام از ما موظفیم ؛ خلاق خوردن ( سفره ) و پوشیدنمان را به نحوی که خداوند و ائمه معصومین می پسندند، تنظیم کنیم... این از بهترین کارهاست و از بسیاری از مضرات دنیوی و اخروی جلوگیری می کند .   انسان باید به این باور برسد که آن چیزی که خداوند تبارک و تعالی می گوید حق است ؛  ولی متاسفانه بسیاری از ما خداوند و معصومین را باور نداریم و نظرات دیگران برای ما اهمیت بیشتری دارد، لذا  به تقلید کور کورانه از دیگران می پردازیم که این مسأله به نوبه خود، نقش بسیاری در ایجاد اسراف و زیاده روی در زندگی بشر دارد .   امام صادق (ع) می فرمایند؛   کمترین حد اسراف این است که تو اضافه طعامت را دور بریزی ، و لباس مهمانی خودت را بد استفاده کنی ( یعنی هر لباس جایگاه خود را دارد ) و هسته میوه ها را دور بیندازی. دلائل و انگیزه های اسراف ؛ اسراف هم دارای دلائل و انگیزه های روانی و درونی است و هم عوامل و انگیزه های خارجی و بیرونی .   که این عوامل در زندگی بشر بسیار تأثیر گذار است که انسان تحت تأثیر این عوامل به سمت اسراف کشیده می شود . یکی از دلائل مهم اسراف در زندگی انسان "رقابت" است که در اصطلاح عامیانه به آن "چشم و هم چشمی" گفته می شود .   رقابت و چشم و هم چشمی از آنجا ناشی میشود که متأسفانه انسان قیمت حقیقی خود را  نمی شناسد و نمی داند که قیمت و شرافت یک انسان در چیست!! او به دلیل عدم  شناخت کافی ، به رقابت در امور مختلف با دیگران می پردازد به عنوان مثال در خرید منزل ، اتومبیل ، دکوراسیون منزل و ....   که متأسفانه این صفت در همه انسانها به نوعی وجود دارد مگر کسانی که به قیمت واقعی خود پی برده باشند و تصور نکنند که با اشیایی خارج از وجود و شخصیت خود می توانند شخصیت کسب کنند.   انسان تا نداند که شخصیت ، شرافت و بزرگی اش به چه چیزهایی بستگی دارد؛ "به هیچ عنوان نمی تواند از چشم و هم چشمی و رقابت دوری کند".  البته باید به این نکته متذکر شد که در بسیاری از اوقات رقابتهای مثبت و مفید هم وجود دارد و آن جایی است که بحث "ارزشهای انسانی" مطرح است . در قرآن کریم به ما توصیه شده که از رقابت های منفی پرهیز کنیم، ودر جاهایی که به  ارزش حقیقی انسان می پردازد ، رقابت داشته باشیم و حتی سعی کنیم که از دیگران جلو تر رویم ....   ادامه دارد ....   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4589
زمان انتشار: 31 ژانویه 2016
| | | |
انواع اسراف در زندگی بشر

مهارتهای زندگی (17) ۱۳۸۶/۴/۱۶؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

انواع اسراف در زندگی بشر

عناوین مورد بحث در این جلسه: هركس به كفاف زندگی بسنده كند به زودی به آرامش می‌رسد. با قناعت، بركت عاطفی و معنوی زیادی پیدا خواهیم كرد. اعضای خانواده با معنویت بیشتر لذت می‌برند. قناعت مایه آسایش تن است. بسیاری از بیماری‌های جسمی و روحی از اعصاب است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 17 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/۴/۱۶، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  با حدیثی از امام صادق (ع) در مورد اسراف در غذا بحثمان را در مورد انواع اسراف پی می گیریم حضرت می فرمایند: میانه روی چیزی است که خدا دوست دارد و اسراف چیزی است که خداوند از آن بیزار است و آن را دشمن می دارد و تو ای بنده هسته میوه را دور می اندازی که خود اسراف است به کار می آید خود این هسته. به طور مثال در مورد زباله ها که بسیار تأکید می شود که زباله های تر و خشک از هم تفکیک شوند که متأسفانه رعایت نمی شود و اسراف زیادی در این امر صورت می گیرد ؛ چه بسا بسیاری از زباله های خشک که می شود دوباره بازیافت شوند و مورد استفاده قرار گیرند .   و همچنین در مورد هسته ها و تخمه های برخی از میوه ها مانند کدو ، خربزه ، هندوانه و .... که متأسفانه درو ریخته می شوند و از آنها استفاده نمی شود در صورتی که در احادیث زیادی فواید و آثار خوب این تخمه ها ذکر شده است. بسیاری از چیزها در منازل وجود دارند که به چشم زباله به آنها نگاه می شود در صورتی که زباله نیستند و ارزش وقیمت دارند که بعدها باید برای همین به ظاهر زباله ها دوباره هزینه شود .   حضرت می فرمایند که ته مانده آبی که در لیوانمان بعداز نوشیدن باقی می ماند و آن را دور می ریزیم هم شامل اسراف می شود . به دلیل فرهنگ غلط ما ایرانی ها در خوردن همیشه اسراف زیادی صورت می گیرد و گاهی اوقات این کار یک شخصیت کاذب و به قول بعضی ها "کلاس" محسوب می شود ،که به عنوان مثال باید از ظرف غذای ما چیزی بماند و نباید تا آخر غذا خورده شود.   استحباب دارد که انسان غذا را خوب بخورد، و تا آخر میل کند، نه اینکه اسراف کند . سیستم پذیرایی باید به گونه ای باشد که غذا بر سر سفره اضافه نیاید که اسراف شود، خداوند غضب می کند بر اسراف کننده و آثار دنیوی و اخروی بدی را به همراه خواهد داشت.   ما باید آداب مصرفمان و غذا خوردنمان را بر اساس آنچه که عقل و شرع می پسندد ، تنظیم کنیم عرف زدگی و مصرف گرایی مقلدانه، برای ما هزینه ها و گرفتاری های زیادی را در بر خواهد داشت .   انسان باید توجه داشته باشد که عقل و شرع چه چیزی را می پسندد و رضایت خداوند در چه است نه اینکه به نظرات دیگران توجه داشته باشد.   به عنوان مثال ما ایرانی ها آداب غذا خوردن بدی را از بیرونی ها یاد گرفتیم که تصور می کنیم کار خوبی است مانند بریدن نان ، بریدن میوه و....   در حدیث است که حضرت می فرمایند: برای خوردن خربزه آن را تکه تکه نکنید بلکه به دندان بگیرید و بخورید که لذت بخش تر است . که ما متأسفانه این کارها را دور از ادب و کلاس می دانیم .   ادامه دارد...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4588
زمان انتشار: 26 ژانویه 2016
| | | |
نمونه هایی کوچک از اسراف های زندگی ما

مهارتهای زندگی (16) ۱۳۸۶/۴/16؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

نمونه هایی کوچک از اسراف های زندگی ما

عناوین مورد بحث در این جلسه: قناعت: راضی بودن به محصول كار و تلاش و آنچه خداوند تبارك و تعالی روزی ما كرده است. ایجاد روح قناعت احتیاج به تلقین دارد تا طمع خود را كنترل كند. تبلیغات رسانه‌ای نیز حرص را در انسان زیاد می‌كند. اگر جایی چیزی دیدید، احساس ضعف نكنید. با نداشتن یك كمال جمادی، نباتی یا حیوانی احساس فقر نكنید.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 16 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/۴/16، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در ادامه بحث پیرامون اسراف و شناختن شخص مسرف، به سوالی که از امام کاظم (ع) در این زمینه پرسیده شده است اشاره می کنیم که ایشان با پاسخ دادن به این سوال یک حد مناسبی را در مورد اسراف برای مسلمانان مشخص کرده اند ؛  از حضرت سوال شد که اگر کسی ۱۰ عدد پیراهن داشته باشد ؛ اسراف کرده است ؟ حضرت در پاسخ می فرمایند: هیچ اشکالی ندارد نه تنها اسراف صورت نگرفته بلکه سبب می شود که عمر لباسها طولانی تر شود و می توان سالها از این لباسها استفاده کرد؛ ودر ادامه می فرمایند اسراف این است که شما لباسهای مهمانی خود را در جای کثیف بپوشید.   و در تعریف دیگری از امام صادق (ع) است که می فرمایند :اسراف این است که شما لباسهای مهمانیتان را در منزل بپوشید. به طور مثال بسیاری از افراد وسایل منزل خود را خیلی زود تعویض می کنند و وسایلی را که می شود سالها از آن استفاده کرد را دور انداخته و وسایل جدیدی را خریداری می کنند که این مسأله به نوبه خود هزینه های زیادی را به خانواده تحمیل می کند و شامل اسراف می شود. مسأله دیگری که در مورد اسراف بیان شده این است که انسان هر چیزی را که ببیند ، برود و آن را خریداری کند . چه در زمینه پوشاک و چه در زمینه خوراکیها . در مورد خوراکیها پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: ان من سرف ان تأکل کلما اشتا هیت اسراف این است که تو هر چیزی را که دیدی و خوشت آمده ، بخواهی بخوری.   این درست است که انسان باید بخورد و از خوردن در زندگی لذت ببرد، ولی این که هر چیز خوشمزه ای که به چشمش آمد باید همان لحظه آن را بخرد و بخورد ، کار درستی نیست. * یکی دیگر از علامتهای شخص مسرف این است که تابع هوس خود می باشد * سطح اسراف در کشور ما بسیار بالاست؛ در سفره های ما بیش از حد  لازم ، که بدن نیاز به آن دارد مواد غذایی وجود دارد، و تنها از روی هوس این مواد را بر سفره هایمان قرار می دهیم که شاید بدنمان به این همه مواد غذایی نیاز نداشته باشد.   گاهی اوقات خوردن یک عدد از یک نوع میوه،  نیاز بدن را تأمین می کند ولی ما گاهی اوقات در طول روز چند عدد از آن میوه را می خوریم که این هم نوعی اسراف محسوب می شود . ادامه دارد ...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4587
زمان انتشار: 26 ژانویه 2016
| | | |
اسراف در خوردنیها و نوشیدنی ها

مهارتهای زندگی (15) ۱۳۸۶/۴/۹؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

اسراف در خوردنیها و نوشیدنی ها

عناوین مورد بحث در این جلسه: بهترین راه كارها در مسئله اقتصاد خانواده قناعت است. اگر فطرت را آرام كنید، بخش طبیعت هم به آرامش می‌رسد. شخصیت هلوع یعنی یك طبیعت منحرف و طغیان كرده كه دائماً در دنیا به دنبال آرامش می‌گردد. باید روحیه قناعت را در خودمان ایجاد كنیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 15 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/۴/۹، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در ادامه بحث در مورد شناختن فرد مسرف به حدیثی از امیر مومنان حضرت علی (ع) اشاره می کنیم که می فرمایند : بر شما باد که التزام داشته باشید به میانه روی در غذا ( چه خوردن و چه خوراندن ) که سبب می شود از اسراف دور شوید. مقصود امیر المومنین در این حدیث از دور شدن از اسراف در حقیقت دور شدن از جهنم و عذابهای دنیا و آخرت می باشد. به عنوان مثال اسراف های زیادی که در جشن ها و مهمانیها صورت می گیرد ؛ به خصوص در ماه مبارک رمضان که این اسرافها خیلی بیشتر و چشمگیرتر از مواقع دیگر است ، در صورتی که هدف واقعی از  روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان این است که انسان تمرین کند که در این ماه به حیوانیت وجود خود غلبه کند و بخش حیوانی وجود خود را تمرین دهد،  زیرا گاهی هر چه که بخواهد در دسترسش قرار نخواهد گرفت.   اما متأسفانه در ماه رمضان به این مساله توجه نمی شود ، و توجه ما بیشتر  به سفره های رنگین سحر و افطار معطوف می گردد .   نبی اکرم (ص) می فرمایند: فی الوضوء اسرافا و فی کل شی ء اسراف در وضو نیز  میشود اسراف کرد ودر هر چیز دیگری... فقها و بزرگان دین ما برای وضو و غسل حد و مقدار تعیین کرده اند: برای وضو ۷۵۰ گرم آب کافی است و برای غسل نیز ۳ لیتر آب کفایت می کند. (( اسراف آب از گناهان کبیره است ))   با توجه به این حدیث گرانقدر به اهمیت اسراف و زیاده روی در اسلام پی می بریم که در دینمان برای کوچکترین چیزها اندازه و مقدار تعیین شده تا خدای ناکرده اسرافی صورت نگیرد .   در مسائل معنوی و عاطفی هم ممکن است که زیاده روی و اسراف صورت گیرد که در آینده به آن خواهیم پرداخت . اگر ما در زندگی خود مراقبت کنیم که این زیاده رویها  صورت نگیرد، و اعتدال رعایت شود، می توان  ثروت های زیادی را هم برای خود و هم برای کشورمان به ارمغان آورد.   ادامه دارد...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4586
زمان انتشار: 28 ژانویه 2016
| | | |
آیا ما هم از نگاه خدا، در دسته مسرفین قرار داریم؟

مهارتهای زندگی (14) ۱۳۸۶/۴/9؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آیا ما هم از نگاه خدا، در دسته مسرفین قرار داریم؟

عناوین مورد بحث در این جلسه: در میانه‌روی‌ها هم باید میانه‌روی كرد و حد تعادل را نگه داشت. از صفاتی كه تحملش برای زن و فرزند سخت است و مفاسد زیادی از نظر تربیتی دارد، بخل است. یكی از عوامل خیر و بركت، دست و دل‌بازی، كریم بودن و سهل گرفتن در مخارج است. زندگی و ثروت، فرصتی است برای تمرین خدایی شدن. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 14 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/۴/9، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در ادامه بحث در مورد شناخت شخص مسرف به یکی دیگر از علائم فرد مسرف اشاره می کنیم؛  فرد مسرف به فراخور شأن خود خرید نمی کند؛ به عنوان مثال خرید اتومبیلی که فرد توانایی خرید آن را ندارد و باید برای خرید آن زیر قرض برود و این کار در فراخور حال او نیست و با دخل او سازگاری ندارد و این مسأله خود شامل اسراف می شود .   چیزی که در شأن انسان نیست و خود را بزحمت می اندازد تا آن را تهیه کند از مصادیق اسراف بوده و حرام است.. و نیز گناه کبیره محسوب می شود، که خطرات دنیایی و آخرتی بسیاری بدنبال دارد.   تدبیر داشتن در مسائل اقتصادی ، به میزان فقر و ثروت انسانها نیست.  بلکه به عقل و تقوا و ایمان فرد بستگی دارد!!!  به این که فرد چقدر قیمت خودش را شناخته و فهمیده باشد که قیمت او مربوط به ابزار و وسایل بیرونی نیست، بلکه قیمت و شأن و شرف انسان با خود او و در ذات اوست .   چه بسیار افرادی که ثروتمند هستند  ولی حسن تدبیر را رعایت می کنند، اصلا به سمت افراط و تفریط نمی روند، بسیار خوب و با آسایش زندگی می کنند و خداوند هم به آنان برکت می دهد . این افراد دیگران را هم شریک آسایش و راحتی خود قرار می دهند. دیگر نشانه شخص مسرف این است که چیزهایی را می خورد که در شأن او نیست. به عنوان مثال رفتن به رستورانی که قیمت غذاهای آن با پول موجود در جیب فرد هیچ سنخیتی ندارد و این در شأن فرد نیست که به چنین جاهایی برود.   حضرت علی (ع) می فرمایند:   اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف   اعطای مال در غیر حقش (جایی که سزاوار نیست پول خرج شود) را تبذیر و اسراف گویند.   البته باید گفت که اسراف و تبذیر با هم تفاوت دارند؛ اسراف یعنی فرد پولش را در جایی خرج کند که در فراخور حال و شأن او نباشد. تبذیر نیز به این معناست که فرد در جایی پولش را هزینه کند که فایده ای برایش ندارد. معنی لغوی کلمه تبذیر هم حبس کردن پول می باشد .   به عنوان مثال قلمدانی که برای آن هزینه شده و بر روی میز اکثر مدیران وجود دارد و اصلا از آن استفاده نمی شود و در مثالی دیگر خریدن دسته گلهای بزرگ در مراسم و مجالس عزاداری که هیچ نفعی برای شخص متوفی و خانواده او ندارد.   ادامه دارد....   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4585
زمان انتشار: 28 ژانویه 2016
| | | |
شناخت مرزهای اسراف

مهارتهای زندگی (13) ۱۳۸۶/۴/۲؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

شناخت مرزهای اسراف

عناوین مورد بحث در این جلسه: هرقدر بینش انسان بالاتر رود، فرصت شبیه شدن به اخلاق خداوند را پیدا می‌كند. كسی كه ارزش ایمانی را باور كرده باشد و به آن ایمان آورده باشد، هیچ‌كس نمی‌تواند او را برای چشم و هم‌چشمی و رقابت منفی تحریك كند. یكی از عوامل اسراف، چشم و هم‌چشمی است. چشم و هم‌چشمی و رقابت آدم را ول‌خرج می‌كند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 13 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/۴/۲، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  در بخش های گذشته در مورد تامین مادی اعضای خانواده صحبت کردیم. آموختیم که تامین مادی خانواده یک سلسله اصول و قوانین خاص دارد، که اگر افراد خانواده آن را رعایت نمایند، در زندگی دچار شکست نخواهند شد... و اگر از این اصول تخطی نمایند، مطمئنا جریان اقتصادی بر وقف مراد شخص پیش نخواهد رفت.     اسراف چیست و مسرف به چه کسی اتلاق میشود؟   در این زمینه امام صادق (ع) می فرمایند : انسان مسرف ( اسراف کار ) سه علامت دارد:   ۱_ چیزهایی میخرد که در شان او نیست . ۲_ چیزهایی می پوشد که در شان او نیست . ۳_ چیزهایی می خورد که در شان او نیست . و این سه علامت از علائم شخص اسراف کار می باشد.    این خصوصیت انسان، که همیشه خواستار بهترینها می باشد و دوست دارد در نزد دیگران همیشه به عنوان بهترینها شناخته شود و یا  قصد به رخ کشیدن داشته هایش را به دیگران دارد ، سبب می شود که دچار اسراف شود .   به عنوان مثال خانم منزل به مرد خانه فشارهای زیادی را وارد می کند و زندگی را به سوی اسراف می کشاند... و بالعکس گاهی اوقات مرد خانه شخص مسرفی است ولی یک همسر مقتصد دارد که جلوی اسراف کاری مرد را می گیرد ؛ در روایات داریم که گفته شده بعضی از صفات هستند که در مرد بد و در زن خوب است که یکی از این صفات بخل است.   بخل زن در مصرف و هزینه ها برای خانواده خوب است و جلوی اسراف کاریها و ولخرجیهای همسر و فرزندان را می گیرد که این مساله خود یک وظیفه محسوب می شود برای زن خانه.   در خریدها باید دقت کرد که همیشه خواستار عالی ترین و بهترین چیزها نباشیم ، این به این معنی نیست که جنس پست و بی کیفیت را  خریداری کنیم ، ولی قرار بر این هم نیست که همیشه بهترینها را داشته باشیم .این تفکر یک تفکر فاسد و خطر ناک است که هم آثار بسیار وحشتناک دنیایی ( چه در مسائل اقتصادی و چه در مسائل اخلاقی ) وهم آثار مخرب آخرتی بسیاری خواهد داشت و عذابهای زیادی را برای آخرت ذخیره خواهد کرد.   ادامه دارد...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4584
زمان انتشار: 12 ژانویه 2016
| | | |
راه افزایش ثروت در خانواده

مهارتهای زندگی (12) ۱۳۸۶/4/2؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

راه افزایش ثروت در خانواده

عناوین مورد بحث در این جلسه: چشم و هم‌چشمی‌هایی كه در غیر كمالات انسانی است، انسان را روز به روز عقب‌تر و در كمالات انسانی فقیرتر می‌كند. دغدغه یك آدم حقیقی و ارزشمند این است كه نمی‌خواهد از اولیاء و صدیقین و شهداء و علما جدا شود. یكی از حسرت‌های بزرگ روز قیامت این است كه آدم‌ها از اینكه با یك چنین آدم‌هایی رقابت كرده‌اند، ناراحت هستند. چشم و هم‌چشمی انسان را ناآرام و مصرفی بار می‌آورد. انسان ولخرج می‌شود و بدون اینكه بتواند مدیریت كند، مجبور است، خرج كند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 12 «مهارتهای زندگی » مورخ ۱۳۸۶/4/2، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:  یکی دیگر از  آثار میانه روی در اقتصاد، افزایش ثروت می باشد، یعنی افراد با رعایت میانه روی در اقتصاد و هزینه ها در زندگی می توانند دارایی ها واموال خود را افزایش دهند. به عنوان مثال اگر سه نفر در شرایط مساوی ( از نظر اقتصادی و سرمایه) کاری را آغاز کنند ، یکی با میانه روی جلو برود و نفر دیگر با بخل و فرد سوم با اسراف ؛ حضرت می فرمایند آن شخصی ثروت برایش پایدار می ماند که میانه روی را در زندگی رعایت کرده است.   امیر مومنان حضرت علی (ع) می فرمایند: کسی که اقتصاد و میانه روی را رعایت کند خداوند او را غنی و بی نیاز می کند. و در فرمایشی دیگر می فرمایند: میانه روی پول کم را زیاد می کند و رشدش می دهد. *اگر کسی با میانه روی همراهی کند  ، ثروت نیز با او همراهی خواهد کرد.                               "کوتاهی در میانه روی= اسراف " متاسفانه در کشورهای اسلامی ( به خواسته بعضی از قدرتهای بزرگ دنیا و دشمنان اسلام که همیشه خواهان مصرف گرا و وابسته بودن و فقر در کشورهای اسلامی هستند) اسراف وزیاده روی بسیار صورت می گیرد.   خداوند در قرآن کریم در بسیاری از آیات خطاب به مسلمانان می فرماید که دشمنان شما دوست ندارند که به شما خیری رسد و به شما حسادت می کنند. مصرف گرایی و اسراف در کشورهای اسلامی، بسیار زیاد است که اگر خود افراد آگاه و هوشیار باشند می توانند به راحتی با این مسئله مقابله کنند . در قرآن کریم و روایات تهدیدهای زیادی برای مومنین شده است و اسراف را از گناهان کبیره می دانند ، که خداوند برای اسراف کنندگان عذابهای زیادی را وعده داده است.   ادامه دارد....   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed