www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 4179
زمان انتشار: 20 دسامبر 2015
| | | |
یقین به آخرت؛ صبر می‌آفریند...

راه های مبارزه با غم، جلسه 52؛ 94/8/16

یقین به آخرت؛ صبر می‌آفریند...

یادمان باشد، راهِ ما به سوی الله، در درون خودمان است. قرار نیست ما از جایی حرکت کرده و به جای دیگری برسیم. بلکه تمام اتفاقات و تحولات زیبایی که در درون ما (نفس ما) بوجود می‌آید، همان حرکتی ما را به سوی الله رقم می‌زند. راه خودِ ما هستیم، راهرو نیز خود ما هستیم.

درمان‌ها‌ی اخلاقی غم یقین به آخرت؛ صبر می‌آفریند... نکته‌ی بسیار مهم در مبحث صبر، آن است که، تا انسان باور نکند، موجودی ابدی و جاودانه است، قادر به صبوری کردن برای سعادت چنین روزی نخواهد بود. باید یقین کنیم که انتهایی برای ما وجود ندارد و مراحل حیاتِ ابدی ما، فوق‌العاده مهم بوده و وابسته به نوع حیاتِ ما در دنیا می‌باشد. زیرک‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که دنیا را به عنوان تنها محلی که قدرت سازندگی آخرت را ندارد، باور کرده‌اند. لذا قدر ثانیه‌ها و دقیقه‌هایشان را خیلی خوب می‌دانند و کاملاً متوجه هستند که یک ساعت از دنیا با میلیون‌ها سال آخرت برابری می‌کند. به قدری، عالم ملکوت و عوالم بعد از آن، عظمت دارند که تمام زیبایی‌های دنیا، یک جلوه‌ی بسیار ناچیز از زیبایی‌ها و لذت‌های آنجاست. آیا عواملی به وسعتِ بی‌نهایت، به تلاشی بی‌وقفه برای احراز ابزار و شرایط مورد نیاز در آن زندگی را ندارند!؟؟ اگر باور کنیم که حیاتِ ما، این چهار روز حیاتِ رحمی دنیا نیست، قطعاً آن را به عنوان محیطی قدرتمند برای تحصیل شرایطی زیستیِ ابدی، باور کرده و از آن، نهایتِ استفاده را در جهت آماده شدن برای حیاتِ اصلی و ابدی‌مان خواهیم نمود. چنین نگاهی به زندگی، به دنیا، و به آخرت، سبب می‌شود که ما، از زندگی دنیایی خود نیز بیشترین استفاده و لذت را برده و در نهایتِ شادی و آرامش از آن بهره‌مند شویم، و سپس با تولدی سالم به برزخ و سعادتِ جاودانه منتقل گردیم. صورتگری نفس، براساس شرایط زیستی آخرت برای آماده شدن، طبق شرایط زیستی آخرت، ابتدا باید خودمان را خوب بشناسیم، و بعد از آن از شرایط زیستی آخرت کاملاً آگاه شویم. این امر به خودی خود محال است، زیرا ما در رحم دنیا محصوریم و توان ارتباط با آخرت و شناختِ کامل آن را نداریم ... درست مانند جنینی که در رحم مادر محصور است و توان ارتباط با دنیا و شناختِ شرایط و جزئیاتِ آن را ندارد. جنین در رحم مادر، دقیقاً طبقِ داده‌هایی که توسط پدر و مادر (چه در هنگام تشکیل نطفه و چه در هنگام بارداری) به رحم وارد می‌شود، توسط فرشتگان صورتگری شده و فرزند، چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روحی بر طبق این داده‌ها شکل می‌گیرد. هر چه این داده‌ها، قدرتمندتر، سالم‌تر و بی‌عیب‌تر باشند، فرزندی که محصول صورتگری فرشتگان از این داده‌هاست، فرزند سالم‌تر و قدرتمندتری خواهد بود. این چرخه، دقیقاً در مورد خود انسان در رحم دنیا نیز تکرار می‌شود. اما این بار داده‌هایی که سبب صورتگری نفس انسان و تعیین نوع تولد او به برزخ می‌شوند را پدر و مادر تأمین نمی‌کنند؛ بلکه خود انسان است که مسئولیت تأمین داده‌ها را با توجه به ورودی‌های نفسش بر عهده دارد. از آنجا که انسان مظهر الله است، مانند او «فَعَّالٌ لِما یُرِیدُ» می‌باشد، لذا در رحم دنیا، قادر است، داده‌های غلط و معیوبی را که والدین او در وجودش به اشتراک گذاشته اند را تغییر داده و نفس خود را به سلامت برساند. به عنوان مثال، اگر انسان به صورت ژنتیکی، خلق حسادت را از والدین دریافت نموده باشد، قادر است با کسب معرفت، تکرار و تمرین جدی، آن را از نفس خود بزداید. بنابراین، آموختیم که نوع داده‌های ما به نفس ماست که نوع ساختار نفس ما، و در نتیجه نوع تولد ما را به آخرت مشخص می‌کند. داده‌های نفس، تمام ورودی‌هایی هستند که از طریق قوای پنج‌گانه وجودی انسان، بر نفس او وارد می‌شوند. محسوسات، مخیلات، موهومات، معقولات و دریافت‌های بخش فوق عقلانی، دائماً در حال پردازش و شکل‌دهیِ نفس انسان می‌باشند. الله، مربی حاذق انسان، برای صورتگری نفس اگر صورتگری نفس ما را به خودمان بسپارند، به یقین زیانکار خواهیم بود، چرا که ما نه ساختار نفس‌مان را خوب می‌شناسیم و نه شرایط زیستی آخرت را... پس بهترین راه برای صورتگری نفس‌مان آن است که آن را بر کسی بسپاریم که ربوبیت عالم به دست اوست کسی که ما و همه‌ی عوالم را خلق کرده و هیچ ذره‌ای از دایره‌ی علم او خارج نیست. تن دادن به دستورات خداوند و اطاعت از احکام و قوانین وضع شده توسط او، در حقیقت پذیرش مربی‌گریِ او برای تربیت نفس و آماده شدن برای یک تولد سالم به آخرت است. البته لازم به ذکر است که تنها بخشِ وجود انسان، که این نیاز را درک کرده و حاضر به اطاعت از تنها مربی انسان سازِ عالم می‌شود، بخش فوق عقلانیِ وجود اوست. و گرنه چهار بخش دیگر، به هیچ وجه تحمل سختی‌های اطاعت از دستورات خداوند و مشکلات مسیر دینداری را ندارند. لذا کسانی که فوق عقل قدرتمندتری دارند، در مقابل تنبلی‌ها و بی‌حوصلگی‌های بخش‌های پایینی غلبه کرده، و برای قرار گرفتن تحتِ تعلیمات مربی بی‌همتای خود (الله) صبر می‌کنند. بنابراین تمام مراتب صبر (صبر بر معصیت، صبر بر طاعت، و صبر بر مصیبت) به دنبال پذیرشِ مربی‌گری الله، برای انسان حاصل می‌شوند. صبر معصیت: کسی که مربی‌گری الله را پذیرفته است، یقین دارد که این مربی بی‌همتا، لیستی از اعمال، رفتار و افکار غلط را که سبب به هم ریختگی و زشتیِ ساختار نفس و تولد غیر سالم او به برزخ می‌شود، تهیه نموده و آن را با نام معصیت در اختیار انسان قرار داده است. تا بواسطه‌ی اجتناب از آن، رفته رفته به سمت سلامتِ نفس و تولد سالم به آخرت، بیشتر حرکت کند. لذا با تمام وجود و از سر عشق، از این اعمال و افکار و ... فاصله گرفته و حتی به آنها رغبتی نیز نخواهد داشت. صبر بر طاعت: همچنان او انواع طاعت‌ها و عبادات را نوعی خوراک سالم و پاک برای رشد نفس خود دانسته و تن دادن به آنها را بر خود لازم و ضروری می‌داند. صبر مصیبت: او صبر بر سختی‌ها را نیز، در حقیقت، فشارِ وارد بر بخش حیوانیِ وجود انسان به منظور قدرت گرفتن و قد کشیدنِ بخش انسانی‌اش دانسته و با آغوش باز و رضایت کامل به آن تن می‌دهد. خواص اعجاز انگیز صبر در جلسات گذشته آموختیم که طبق فرمایش نبی اکرم (صلی الله علیه و آله)، صبر در مواقع سختی، سه خاصیت اساسی را به دنبال دارد؛ اصل گرفتاری در نظر انسان، رنگ باخته و ابهت و بزرگیِ توهمی‌اش را از دست می‌دهد؛ در نتیجه‌ی چنین رنگ باختنی، اندوه مصیبت در نظر انسان از بین می‌رود؛ تحمل سختی‌ها، عامل نجات انسان از مواطن و مواقف سخت و سنگین آخرت خواهد بود؛ فراموش نکنیم که تمام لحظه لحظه‌هایی که انسان صبر نموده و به خاطر پرورش نفس خود، جرعه‌های تلخ صبر را سرکشیده است، دستگیره‌های نجات او در مواقف خطرناک آخرت خواهند بود. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «الصَّبرُ سِترٌ مِن الكُرُوبِ، وعَونٌ على الخُطُوبِ؛ صبر پوششی است برای غم‌های انسان، و یاوری است برای دشواری‌های زندگی». کسی که تصمیم می‌گیرد، صبوری کرده و مصیبتی را با صبر به پایان ببرد، دیگر غصه‌ای برایش باقی نخواهد ماند. او قیمت حقیقی خود را می‌شناسد، در نتیجه بخاطر بخش‌های پایینی، راحت به غم‌های دل نمی‌سپارد. او یقین دارد، خواستن هر مطلوبی، غیر از الله، خودفروشی است، و تمام غم‌ها و شادی‌های غیر الهی، نوعی باخت برای او محسوب می‌شوند. او تمام انسان‌ها و امکانات پیرامون خود را مقدمه‌ای برای رشد انسانیِ خود می‌داند، لذا با کمبود و یا فقدان هیچ کدام از آن­ها، غمزده و افسرده نمی‌گردد. او تمام عزت، آرامش، شرافت و قدرت خود را از ربّ اعلای خود دریافت می‌نماید، نه از کمالات بخش‌های پایینی. لذا با هیچ نعمتی سرمست نمی‌گردد و با هیچ مصیبتی، غم به جانش فرو نمی‌برد. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «مِن أحَبِّ السُّبُلِ إلى اللّه ِ جُرعَتانِ : جُرعَةُ غَیظٍ تَرُدُّها بِحِلمٍ، و جُرعَةُ حُزنٍ تَرُدُّها بِصَبرٍ؛ از دوست داشتنی‌ترین راهها، به سوی خدا، دو جرعه هستند؛ جرعه‌ی خشمی که با حلم آن را فرو می‌بری؛ و جرعه‌ی غمی که آن را بوسیله‌ی صبر رد می‌کنی». یادمان باشد، راهِ ما به سوی الله، در درون خودمان است. قرار نیست ما از جایی حرکت کرده و به جای دیگری برسیم. بلکه تمام اتفاقات و تحولات زیبایی که در درون ما (نفس ما) بوجود می‌آید، همان حرکتی ما را به سوی الله رقم می‌زند. راه خودِ ما هستیم، راهرو نیز خود ما هستیم. «صیرورت» به معنای صورت به صورت شدن (از شکلی به شکل دیگر درآمدن) به حرکت انسان در درون خودش اطلاق می‌شود. درست مانند یک جنین که در همان رحم کوچک، مسیر رحم تا دنیا را طی کرده و برای تولد سالم آماده می‌شود، ما نیز باید مسیر خودمان تا الله را در رحم دنیا و در درون خودمان طی کنیم؛ صیرورت تبدیل شدن یک فرد بداخلاق، بدبین، عصبانی، ناامید و ... به یک مؤمن خوش‌خلق، خوش‌بین، آرام و امیدوار و ... است. دوتا از زیباترین راه­ها که به صیرورت انسان کمک می‌کند و به او رشد و تغییر سرعت می‌بخشد، نوشیدن جرعه‌های خشم و سرکشیدن جرعه‌های غم بواسطه‌ی صبر است. رد غم‌ها در مصائب گوناگون، بواسطه صبر، گام بلندی در صیرورت انسان محسوب می‌شود. از سویی آتش‌هایی که بواسطه‌ی نادانی دیگران به سوی ما پرتاب می‌شوند، اگر نتوانند ما را بسوزانند و درگیر کنند، قطعاً سلامتی و سعادت ابدی را برایمان رقم خواهند زد.   «والحمدلله رب العالمین»   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4035
زمان انتشار: 16 دسامبر 2015
| | | | |
گذشتن از لغزش های دیگران (2)

خانواده آسمانی 401 ، ۱۳۹۴/۰۸/21

گذشتن از لغزش های دیگران (2)

کسانی که عدم مهرورزی‌های دیگران، روح بخشش و مهرورزی را از آنان سلب نمی‌کند. کسانی که اهل انتقام و جبران نیستند؛ بلکه به عشق خداوند، باران رحمت خود را بر گستره‌ی وجود همه‌ی بندگان خدا، می‌بارند؛ درست مثل خدا... و اینگونه است که شبیه خداوند می‌شوند.

جملات ناب در این جلسه:  دلیل ندیدن عیب ها و ضعف های خودمان، نوعی گرفتاری به حبّ ذات و خوشیفتگی است. همان طور که انتظار داریم خدا از گناهان و خطاهایمان بگذرد ما هم از دیگران به راحتی بگذریم که موجبات شادی و آرامش خود را فراهم نمودیم.  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۴۰1 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۲۱ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ادامه‌ی شرح روایت امیرالمؤمنین: نرم باشیم... مثل خدا ابتلای این روایت با کلمه‌ی «علیک» آغاز شده است. در فرمایشات متخصصان معصوم هرگاه با کلمه‌ی علیک روبرو شدیم، باید، دستورالعملِ بعد از آن را، امری «واجب و ضروری» در سلوکِ خویش به سمت الله بدانیم. امیرمؤمنان بعد از این کلمه چند دستور‌العمل را به ترتیب بیان می‌فرمایند: 1- مدارا با مردم             2- اکرام علما        3- گذشت از لغزش‌های دیگران یکی از موانعی که جلویِ گذشت انسان را از لغزش‌های دیگران می‌گیرد، عدم توانایی انسان در عیوب خودش می‌باشد. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: «شما چگونه درخت را در چشم خودتان نمی‌بینید، اما خار را در چشم دیگران می‌بینید»؟! حبّ ذات (خودشیفتگی)، سبب می‌شود که انسان عیب‌های بزرگ خودش را نمی‌بیند، امّا ضعف‌ها و لغزش‌های کوچک دیگران را براحتی می‌بیند. علت بسیاری از طلاق‌هایِ همسران، وجودِ خودشیفتگی زیاد در زوجین است، بطوری که قادر نیستند عیب‌های یکدیگر را تحمل کرده و یا از کنار آن به سادگی عبور کنند. اگر انسانها، به عیوبِ خودشان مشغول باشند، عموماً از دیدن عیوب دیگران راحت می‌شوند. سیدالشهداء (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «طوبى لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیوبِ النّاسِ؛ خوشا به حال کسی که مشغول شدنش به عیوب خودش، او را از عیوب دیگران باز می‌دارد». کمی بیندیشیم؛ آیا عیبی که از دیگران ما را می‌آزارد، واقعاً در وجود ما نیست؟ آیا مطمئنیم که در آینده به آن مبتلا نخواهیم شد؟ کسی که مشغول عیب‌ها، و آلودگی‌های دیگران می‌شود، در حقیقت از خودش غافل است. نرم‌خویی به سبک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر رحمت سه جمله‌ای را که از امیرمؤمنان (علیه السلام) در این روایت نقل کرده‌اند را روی دسته‌ی شمشیرشان حک کرده بودند؛ از کسی که به تو ظلم کرده، بگذر؛ با کسی که با تو قطع رحم کرده، ارتباط برقرار کن؛ به کسی که از تو دریغ کرد، عطا کن؛ مردم حریف‌های تمرینی ما در دنیا هستند. باید بیاموزیم جوری زندگی کنیم که اِله حقیقی ما می‌خواهد، نه آن طوری که دیگران با ما رفتار می‌کنند. باید به عشق الله، با دیگران رفتار کرد، با دیگران مدارا کرد، با دیگران نرم بود، از آن­ها گذشت، آنان را بخشید، با آنان رابطه برقرار کرد و ... خداوند لطیف است، و اگر ما می‌خواهیم شبیه خدا شویم، باید با لطافت با انسان­ها رفتار کنیم. خوش به حال کسانی که فقط و فقط بخاطر خداوند روی بخش حیوانی خود پا می‌گذارند، ظلم‌های دیگران را می‌بخشند، به دیگران سخت نمی‌گیرند، با مردم نرم خو هستند، اهل مدارا می‌باشند، و ... چرا که چنین کسانی عزت آرامش، یقین و قدرت را از خداوند دریافت خواهند کرد و پادشاهی و سلطنتِ قیامت، با آنان خواهد بود. تحمل عیوب و بداخلاقی دیگران، قیمت انسان را در نزد خداوند بالا برده و به نورانیت او در دنیا و قیامت می‌افزاید. زیرک‌ترین انسان‌ها کسانی هستند، کمک و عطای خود را از هیچ کس دریغ نمی‌کنند، حتی از کسانی که روزی آن­ها را تنها گذاشته و محبت‌شان را از آنان دریغ کرده اند. کسانی که عدم مهرورزی‌های دیگران، روح بخشش و مهرورزی را از آنان سلب نمی‌کند. کسانی که اهل انتقام و جبران نیستند؛ بلکه به عشق خداوند، باران رحمت خود را بر گستره‌ی وجود همه‌ی بندگان خدا، می‌بارند؛ درست مثل خدا... و اینگونه است که شبیه خداوند می‌شوند.      «قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُكِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ بگو: نماز من و قربانی من و زندگی من و مرگ من برای خدا آن پروردگار جهانیان است». (سوره انعام/آیه 162) اینان کسانی هستند که تمام لحظه‌ لحظه‌ها و روابط زندگی‌شان را خرجِ عشق بازی با الله کرده، و در لابه‌لای همه‌ی روابط‌شان، فقط و فقط با خداوند معامله می‌کنند. و علامتِ این معامله، شادی و آرامشِ قلب آنان است که روز به روز بیشتر و افزون‌تر می‌گردد. نزدیکان و دوستانِ آنان، نهایتِ استفاده را از مهربانی و رحمت آنان می‌برند. از ساده‌ترین روش‌ها برای مهرورزی به دیگران استفاده می‌کنند و بسیار زیرکانه به دنبال موقعیتی می‌گردند که خود را در دلِ خداوند، بیشتر جای دهند... .   «والحمدلله ربّ العالمین»

صوت

1 - گذشتن از لغزش های دیگران (2)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4034
زمان انتشار: 16 دسامبر 2015
| | | | |
گذشتن از لغزش های دیگران

خانواده آسمانی 400 ، ۱۳۹۴/۰۸/21

گذشتن از لغزش های دیگران

برای شاد زیستن در دنیا، شاد مُردن و شاد زیستن ابدی، باید اهل مدارا بود. باید لغزش‌های دیگران را ندید، باید از اشتباهاتشان عبور کرد. کسانی که اهل مُچ‌گیری، دخالت، تندی، خشونت، سخت‌گیری و ... با دیگران هستند، قطعاً مرگِ آسانی ندارند، و زندگی برزخی شادی را تجریه نخواهند کرد.

جملات ناب در این جلسه:  از دیگر صفات مؤمنگذشت از لغزش­هایی دیگران است. امام صادق (علیه السلام) در فرمایش گهربارشان یکی از مهمترین اوصاف آنها را چنین برمی شمارد که نسبت به لغزش های برادرانش لطیف است؛ یعنی مهربان و آسان گیر و بدنبال نقص ها نیست. چرا که اگر چنین صفتی را دارا باشی، نشان دهنده جهنمی بودن نفس توست.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 400 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/21 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   حقوق اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر گذشتن از لغزش‌ها چند نکته بسیار مهم در موضوع گذشت، قابل ذکر است. که توجه به آن­ها، حتماً کمک شایانی در چشم‌پوشی از خطاهای دیگران، خواهد نمود. اول اینکه، ما می‌دانیم که چهارده معصوم، تنها انسان‌هایی هستند که در اوج پاکی و معصومیت قرار دارند، هیچ انسانی توان رسیدن به چنین مقامی را ندارد. همه‌ی ما در معرض انواع گناهان کبیره و صغیره بوده و هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که من به گناهی (چه ظاهری و چه باطنی) مبتلا نشده‌ایم. حتی قرآن کریم در توصیف متّقین که از اصحابِ یقین هستند. می‌فرماید: «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ...؛ کسانی که اگر گاهی به فحشایی مبتلا شدند، یا ظلمی به نفس خود وارد کردند...». (سوره آل عمران/ آیه 135) بنابراین حتی کسانی که جزء متقین در نگاه الله هستند، نیز، ممکن است به فحشا (ظاهری یا باطنی) مبتلا گردند. بنابراین هرگز صدورِ گناهی از دیگران، نباید آنان را از چشم ما بیندازد. این یک قاعده‌ی کلی است و همه‌ی انسان‌ها را در بر می‌گیرد، امّا مؤمنان و نزدیکان و دوستان ما، بیشتر باید مورد گذشت و عفو ما قرار بگیرند. توجه داشته باشیم، که برائت جستن از عمل یک نفر، ضروری و لازم است، امّا برائت جستن از خودِ او عملی است که انسان را از حرکت به سوی الله باز می‌دارد و کاملاً نهی شده است. از کنار لغزش‌های دیگران، نرم و آرام عبور کن... نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در  صفات المؤمن فرمودند؛ «لَطیفٌ عَلى أخیهِ بِزَلَّتِهِ، ویَرعى ما مَضى مِن قَدیمِ صُحبَتِهِ؛ مؤمنِ حقیقی، نسبت به برادر مؤمنش، در لغزش‌هایش، لطیف (آسان گذرنده) است، و مراعاتِ روابطِ قدیمی را می‌کند». عموماً انسان مؤمن، در هنگام لغزش برادرانش، با تندی، غرور، قطع ارتباط، پرخاش و ... برخورد نمی‌کند. بلکه کاملاً نرم و آسان از کنار لغزش های آنان می‌گذرد. چنین انسانی همیشه، حقِ دوستی و روابط قدیمی‌اش را رعایت می‌کند و با کوچکترین مشکلی، بر روی رفاقت‌های قدیمش، خط بطلان نمی‌کشد، در روایت آمده است؛ «إنَّ اللّه َ تَعالى یُحِبُّ حِفظَ الوُدِّ القَدیمِ؛ خداوند، حفاظت از دوستی‌های قدیمی را دوست می‌دارد». از سوئی رعایتِ حرمتِ رفاقت‌های قدیمی بسیار واجب است و هر چه این دوستی‌ها، قدیمی‌ترند، حفظ حرمت‌شان نیز، واجب‌تر است. قرآن تأکید کرده است، که شیاطین، حتماً تلاش می‌کنند و ارتباطات شما را بر هم خواهند زد. این شما هستید که باید ذهن خودتان را کنترل کرده و افکار منفیِ تولید شده توسط آنان را نپذیرید. تنها در همین صورت است که قادر خواهید بود، روابط دوستی خود را حفظ کنید. سخت نگیریم، تا بر ما سخت نگیرند... امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «عَلَیكَ بِمُداراةِ النّاسِ وإكرامِ العُلَماءِ وَالصَّفحِ عَن زَلّاتِ الإِخوانِ، فَقَد أدَّبَكَ سَیِّدُ الأَوَّلینَ وَالآخِرینَ بِقَولِهِ صلى الله علیه و آله: «اُعفُ عَمَّن ظَلَمَكَ، وصِل مَن قَطَعَكَ، وأعطِ مَن حَرَمَكَ؛ بر تو باد مدارای با مردم (با خشونت و تندی رفتار نکنید) و تکریم علما، و گذشتن از لغزش برادرانت ... همانا پیامبر، این ادب را به تو می‌آموزد که، 1- از کسی که بر تو ظلم کرده، گذر کن. و با کسی که با تو قطع رابطه کرده، ارتباط برقرار کن. و به هر که از تو دریغ داشت. عطا کن. عدم سخت‌گیری، تندی، مچ‌گیری، پرخاشگری، مقابله به مثل و ... انسان را به روحیه‌ی مدارا موفق می‌دارد. انسانی که اهل مداراست، به نعمتی دست پیدا می‌کند که آن هیچ قیمتی ندارد. و آن نعمت مدارای حضرت عزرائیل، ملائکه و اهل آسمان با او از لحظه تولدش به برزخ تا به بعد است. برای شاد زیستن در دنیا، شاد مُردن و شاد زیستن ابدی، باید اهل مدارا بود. باید لغزش‌های دیگران را ندید، باید از اشتباهاتشان عبور کرد. کسانی که اهل مُچ‌گیری، دخالت، تندی، خشونت، سخت‌گیری و ... با دیگران هستند، قطعاً مرگِ آسانی ندارند، و زندگی برزخی شادی را تجریه نخواهند کرد. ما باید بیاموزیم با دیگران همانگونه رفتار کنیم که دوست داریم قیامت با ما برخورد کنند. اگر دوست داریم زود از ما راضی شوند و زود عذرمان را بپذیرند، در همین دنیا باید عذرپذیر بوده و دیگران را زود ببخشیم. ما هیچ دارایی‌ از خودمان نداریم، هر چه هست از خداست... اگر کمالاتی از ما سر می‌زند، فقط تجلی خداست ما هیچ نیستیم، چگونه می‌توانیم عذر دیگران را نپذیریم؟ انسانی که اهل عفو و مغفرت شده باشد، به یقین در زمره‌ی کسانی خواهد بود که با مغفرت خداوند، به نجات می‌رسند. اکرام علما، احترام و تکریم دانشمندان، خصوصاً علمای دین، واجب است و کوچکترین بی‌حرمتی در قبال علما، قطعاً سعادت آخرتی انسان را نابود می‌کند. «وَالصَّفحِ عَن زَلّاتِ الإِخوانِ؛ صفح در لغت به معنای گذشتن کریمانه، ندیدن عیوب دیگران، و رد شدن از کنار آنان، است. هر انسان، چندین برابر نسبت به عیوبش صاحبِ خوبی‌هایی است که باید آن­ها را ببینیم. این مسئله در مورد اعضای خانواده، بیشتر صدق می‌کند. اشتباهات دیگران، هرگز نباید مانعِ مهرورزی و محبتِ ما نسبت به آنان شود. کلمه‌ی صفح، در حقیقت به این موضوع اشاره می‌کند که حتی اشتباهات و ظلم‌های دیگران را به رویشان هم نیاوریم و زیبا از کنار بدی‌هایشان درگذریم. زیرک‌ترین انسان­ها، کسانی هستند که اهل تغافل و تجاهل هستند. یعنی خود را در جهنم دنیا سالم نگه داشته و در آتش‌هایی که از دیگران صادر می‌شود، نمی‌سوزند. خداوند عاشق بنده‌ای است که آنقدر از ارتباط با آسمان سرشار است که خودش را به آدم‌های زمین مشغول نمی‌کند. و به عشق، معشوق‌های آسمانی‌اش، خودش را در جهنم وجود دیگران، متوقف نمی‌سازد. بوسه‌های اهل آسمان، به قدری برای او می‌ارزد، که زیبا از کنار آتش‌های دیگران می‌گذرد، بدون آنکه لحظه‌ای تن به این آتش‌ها بسپارد. صفح از گناهان دیگران، پایانی دارد، به عظمتِ صفح خداوند از گناهان ما... آیا این پایان، به یک عمر صبوری نمی‌ارزد؟   «والحمدلله ربّ العالمین»   

صوت

1 - گذشتن از لغزش های دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4052
زمان انتشار: 24 نوامبر 2015
| |
درمان‌های اخلاقی غم

راه های مبارزه با غم (جلسه 51)، 94/7/18

درمان‌های اخلاقی غم

شخص صبور، به الله شبیه‌تر است. و عیار جاودانه و انسانی‌اش نسبت به دیگران بالاتر است. این شخص عموماً نسبت به بقیه‌ی انسانها شادتر، آرام‌تر و قدرتمندتر خواهد بود. هر انسان به اندازه‌ی میزان صبرش، از جهنم فاصله گرفته و به شرایط زیستی بهشت، نزدیک‌تر می شود.

«صبر، و انواع صبر» از جمله عواملی که در دفع غم‌های دنیایی و آخرتی بسیار مؤثر است، مجهز شدن به سلاح صبر است. صبر در لغت به معنای خویشتن داری است که به سه محور‌ِ اصلی زیر، تعلق می‌گیرد. 1- طاعت؛ (صبر بر طاعت)، برای بخش حیوانیِ انسان، تحملِ طاعت خداوند، سنگین و سخت می‌باشد. و این در حالی است که بخشِ انسانی، از طاعتِ الله به لذت، شادی و آرامش می‌رسد. انسان، موظف است در صورتی که طاعتی بر او واجب شد، بر بخش حیوانی (طبیعی) خود غلبه کرده و از بی‌تابی و جزع و فزع بپرهیزد تا این واجبِ خداوند را به عرصه‌ی عمل برساند. بهترین و مؤثرترین عامل در موفقیت انسان برای «صبر در طاعت»، خودشناسی است. خودشناسی ریشه‌ی اصلی تمام شادی‌ها، آرامش‌ها و شیرینی‌های زندگی است. کسی که خودش را خوب می‌شناسد، باور دارد که این بخش حیوانی اوست که در زمان طاعتِ الله، دچار بی‌تابی می‌شود، و از انجام آن سرباز می‌زند، ولی بخش انسانی او، درست برخلاف بخش حیوانی، از طاعتِ الله لذت برده و تغذیه می‌کند. او خوب می‌داند، که یاد خداوند و طاعتِ او، غذای بخش انسانی او بوده و او قطعاً بدون این خوراک، به شادی و آرامش نخواهد رسید. چنین فهم صحیح و عاقلانه‌ای از خویشتنِ خویش، انسان را به اسلحه‌ی صبر مجهز نموده و او را در طاعتِ الله یاری می‌کند. تا جایی که چنین فردی، به مقامی نائل می‌گردد که به طاعتِ خداوند، کاملاً عاشقانه تن می‌دهد. وقتی بخش انسانی، به بلوغ عاشقی می‌رسد، دیگر تلخیِ انجام طاعت، جای خود را به لذا می‌دهد، لذا سختی‌های مسیر طاعت را اساساً احساس نخواهد کرد... کسانی که با گذشت زمان طولانی از عمرشان، هنوز باید خود را وادارِ به انجام طاعتِ خداوند نمایند، یعنی هنوز به بلوغ عاشقی نرسیده‌اند. هنوز خود حقیقی‌شان را باور نکرده و طاعتِ الله را به عنوان غذای بخش انسانی خود نپذیرفته اند. چنین کسانی که حتی با سالها دینداری (نماز، روزه، و ...) نتوانسته اند به اطاعتِ عاشقانه دست پیدا کنند، در حقیقت، به حیات بخش انسانی نائل نشده‌اند. بلکه سالها دینداریِ آنان، به بزرگتر شدن بخش حیوانیِ آنان خواهد انجامیده و از آنان یک مرد یا یک زنِ متدین خواهد ساخت، نه یک انسانِ متدیّن !!! آنان قطعاً اعمال عبادی خود را عاشقانه و با لذت به انجام نخواهند رسانید ... و در نتیجه، رنگِ شادی و آرامش حقیقی را به خود نخواهند دید. لذا شاید بعد از شصت سال، عبادت، حج، سفرهای زیارتی، روزه‌های رمضان، عزاداری‌های محرم و ... هنوز انسان‌هایی عصبی، پرخاشگر، غمگین، بدبین، متکبر، و ... بوده و دیگران در کنار آنها احساس امنیت و آرامش نمی‌کنند. تا وقتی که انسان، خودِ حقیقی‌اش را باور نکرده و خوراک‌های بخش انسانی‌اش را با همین بخش دریافت نکند، قطعاً به بلوغ عاشقی نخواهد رسید، لذا آرام و شاد نخواهد بود. 2- معصیت (صبر بر معصیت)؛ در هنگامی که انسان با معصیت، مواجه شود، بخش حیوانی دچار رغبت و علاقه شده و بخش انسانی از آلوده شدن، به اضطراب و هراس می‌افتد. اما اگر بخش انسانی پیروز شده و مانع ابتلای انسان به گناه گردد، نورانیتِ زیادی در او تولید شده و حجمِ عظیمی از شادی و آرامش در وجود او پدیدار می‌گردد. یکی از تمرین‌های، غلبه‌ی بر گناه، آن است که انسان در مواقعی که توانایی غلبه‌ی بر بخش حیوانی‌اش را ندارد و نمی‌تواند از گناهی دوری کند، قبل از ابتلای به آن، چند دقیقه با خودش به این نکته فکر کند؛ «من اکنون تصور می‌کنم که این گناه را انجام داده‌ام و چند ساعت از آن گذشته است، احساس من الان چگونه است؟ عذاب وجدانم، کلافگی‌ام، حال ناخوش و ناآرامم... آیا این گناه به این احساس می‌ارزد؟ خودِ این سؤال، در بسیاری از مواقع، مانعِ بسیار بزرگی از ارتکاب به گناهان است. خودِ ترک گناه، یک عمل صالحِ بسیار بزرگ است، که به نورانیت و شادیِ زیادی ختم می‌شود. فراموش نکنیم که بدون این قدم اول، قادر به برداشتن قدم‌های بعدی در مسیر حرکت به سوی الله نخواهیم بود. 3- مصیبت (صبر بر مصیبت)؛ می‌دانیم که مصیبت‌ها، از سوی ربِّ ما طراحی می‌شوند. ربّ به معنای مربّی ... و کسی که الله را به عنوان یگانه مربّی خود می‌پذیرد، یقین دارد که هر آنچه که از سوی ربّ او به او می‌رسد، به نفع او بوده و به رشد و قدرت او می‌انجامد. چنین کسی، در تمام مصائب زندگی‌اش صبور و آرام است، چون به انتهای آن دلخوش است. فراموش نکنیم که کلمه‌ی ربّ، کلید رمز صبر است. یعنی ما در کلاس مربّی خود هستیم و در حال تربیت شدن به دستان او ... لذا هر اتفاقی را لازمه‌ی ربوبیت خود می‌داند. هرگز از خاطر نبریم که همه‌ی ما در باشگاه دنیا، به سر می‌بریم. کسانی که خود را در سطح کمالات جمادی محدود می‌کنند، در حقیقت استعداد بی‌نهایت‌طلبیِ خود را در این باشگاه نادیده گرفته و تلف کرده‌اند، در نتیجه، درست، با ارزش یک سنگ می‌میرند. بعضی از انسانها نیز خود را به کمالات گیاهی و حیوانی محدود می‌کنند، و با همین کمالات نیز به برزخ منتقل می‌گردند. تنها کسانی در باشگاه دنیا موفق و شاد هستند که خود را یک انسان معرفی می‌کنند و خود را در این باشگاه، تحت ربوبیتِ الله قرار داده و تمام میادینِ تمرینیِ این مربی را با جان و دل می‌پذیرند. لذا در میدانِ تمرینیِ مصائب نیز، جزع و فزع و بی‌تابی نمی‌کند، زیرا آن را لازمه‌ی تربیتِ انسانیِ خود می‌داند. او می‌داند که الله، به عنوان تنها مربی او، و تنها اِله او در عالم است، و او در فرصتِ کوتاه دنیا، باید روز به روز، به این اِله نزدیک‌تر و شبیه‌تر شود. همان دلبری که منشأ همه‌ی کمالات و زیبایی‌هاست و بدون حول و قوّه‌ی او، هیچ خیری در عالم اتفاق نمی‌افتد... پس برای شبیه شدن به چنین دلبری، صبر کردن، می‌ارزد... فراموش نکنیم که اساساً مکانیسم صبر، «شادی‌آفرین» است. هر سه نوع از انواع صبر، در ذات خود، تولیدکننده‌ی حجم عظیمی از شادی و آرامش اند. شادی حقیقی، درست در همان لحظه است که در جریاناتِ مخالفِ زندگی‌مان، درست تصمیم می‌گیریم و بدون جزع و فزع، صبر می‌کنیم تا به نتیجه‌ای که مورد نظر خداوند است دست یابیم. صبر؛ عامل خوشبختی انسان هم در دنیا و هم در آخرت نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «وَ انَّ الصَّبْرَ فى مَواطِنِ الْبَأْسِ مِمَّا یُفَرِّجُ اللَّهُ بِهِ الْهَّمَ وَ یُنْجى بِهِ مِنَ الْغَمِّ وَ تُدْرِكُونَ بِهِ النِّجاةَ فِى اْلاخِرَةِ؛ همانا «صبر در سختی‌ها»، از جمله چیزهایی است که خداوند بواسطه‌ی آن، همّ‌های انسان را برطرف می‌کند و از غم‌ها رهایش می‌کند، و با همین صبر، او را در آخرت نجات می‌دهد». انسان با صبر، در سختی‌ها، به قدرت می‌رسد، به طوری که نه تنها در نگاه اهل آسمان، که در درون خودش نیز به احساس شرافت می‌رسد. صبر به انسان، وقار، سنگینی و ارزش می‌بخشد و قیمت انسانیِ او را بالا می‌برد. انسان‌هایی که جزع و فزع زیادی دارند، به تنش‌ها، زودرنجی‌ها و حساسیت‌ها دچار اند، بی‌تاب و بی‌قرار اند، انسانهای سبک و کم ارزش هستند، که خیلی زود به هم می‌ریزند. شخص صبور، به الله شبیه‌تر است. و عیار جاودانه و انسانی‌اش نسبت به دیگران بالاتر است. این شخص عموماً نسبت به بقیه‌ی انسانها شادتر، آرام‌تر و قدرتمندتر خواهد بود. هر انسان به اندازه‌ی میزان صبرش، از جهنم فاصله گرفته و به شرایط زیستی بهشت، نزدیک‌تر می شود. اساساً میزان صبر یک انسان، دارایی‌ حقیقی او در حیاتِ جاودانه‌اش است، هر چه انسان صبورتر می‌شود، به اهل‌بیت و اهل بهشت شبیه‌تر می‌شود. بنابراین صبر، هم دنیای انسان را آرام و شاد نگه‌ می‌دارد و هم آخرت او را به سعادت می‌رساند. خروجِ موفّق از سختی‌ها و مصائب نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در فرمایش گهربارشان فرمودند: «اَدخِل نَفسَك فِی هُمُوم الدُّنْیَا واخرج مِنْهَا بالصبّ؛ خودت را در سختی‌های دنیا داخل کن و سپس به وسیله‌ی صبر از آنها خارج شو». منظور از داخل شدن در غم‌ها و سختی‌های دنیا چیست؟ یک سِری از امورات دنیا، که همراه با همّ و غم است، بر همه‌ی انسانها عرضه می‌گردد و همگی ناگزیر از ورود به این نوع میادین هستند. مانند میدان ازدواج که در نگاه اول، آسان به نظر می‌رسد، اما با حجم عظیمی از مشکلات و سختی‌ها همراه می‌باشد. انواع شغل‌ها، که هر کدام سختی‌های مربوط به خود را دارند و هر انسانی ناگزیر است که شغلی را برای خود برگزیند... در این روایت، نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» همه‌ی ما را به حضور در این میادین، تشویق کرده‌اند، اما از ما خواسته‌اند که به وسیله‌ی «صبر» از این میادین، موفق و قدرتمند خارج شویم. هدف خداوند از خلق این میادین و سختی‌های مربوط به آن، فقط و فقط، رشدِ انسانیِ ما، و رسیدن به کمالِ بی‌نهایت است. و «صبر»، تنها اسلحه‌ای است که ما را با نیل به هدف، از این میادین خارج می‌سازد. بی‌تابی‌ها، جزع و فزع‌ها، بی‌قراری‌ها، مانعِ انسان، از نیلِ او، به هدفِ خداوند، بوده و از او یک انسان قدرتمند و بزرگ نخواهند ساخت؛ بلکه تنها با بی‌قراری‌ها و بی‌تابی‌ها، پاداش‌ِ عظیمی را که هر مصیبت به سختی، با خود به دنبال دارد را از دست خواهیم داد. سختی‌ها و مشکلات ازدواج، سختی‌های تربیت فرزند، سختی‌های کسب حلال و ... با هیچ عبادتی قابل مقایسه نیستند. میزان رشدی نیز که در پس این مشکلات، حاصل می‌شوند. با میزان رشدی که به دنبال عبادات حاصل می‌گردد، قابل مقایسه نخواهد بود.   «والحمدلله رب العالمین»  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4051
زمان انتشار: 24 نوامبر 2015
| |
روان‌شناسی انسان زاهد

راه های مبارزه با غم (جلسه 50)، 94/6/7

روان‌شناسی انسان زاهد

زهد، یعنی انسان، یقین داشته باشد که نعمت‌ها ممکن است او را از هدف دور کنند، هر چند ظاهراً بسیار لذت‌بخش هستند، و از سوئی مصائب و مشکلات ممکن است او را به هدف نزدیک‌تر کنند هر چند که در ظاهر، ناخوشایند و غیر قابل تحمل باشند.

روان‌شناسی انسان زاهد در جلسه گذشته آموختیم که زُهد به معنای رسیدن به این حقیقت است که انسان بداند همه نعمت‌ها و آرزوها، به نفع او تمام نشده و برای او مفید نخواهند بود. خیلی از نعمت‌ها که گاه انسان­ سال­های طولانی در انتظار رسیدن به آنهاست، بعد از مدتی چنان آزارش می‌دهد که آرزو می‌کند کاش هرگز آن­ها را به دست نمی‌آورد. زهد، یعنی انسان، یقین داشته باشد که نعمت‌ها ممکن است او را از هدف دور کنند، هر چند ظاهراً بسیار لذت‌بخش هستند، و از سوئی مصائب و مشکلات ممکن است او را به هدف نزدیک‌تر کنند هر چند که در ظاهر، ناخوشایند و غیر قابل تحمل باشند. چنین نگاهِ عمیقی سبب می‌شود که انسان هرگز در هنگام دریافت نعمت‌ها، سرمست نشده و از حرکتِ خود به سمت الله غفلت نورزد. چرا که او می‌داند، همه نعمت‌ها، روابط، فعالیت‌ها و... در زندگی او، در نهایت به تولد سالم باید منجر شود، در غیر این صورت، تنها موجب خُسران و زیان او خواهد بود. لذا هرگز هیچ نعمتی و یا مصیبتی او را از توجه به هدفِ نهایی‌اش باز نداشته و او را به خود مشغول نمی‌کند. انسان زیرک کسی است که همواره کنترل نفس خود را در دست داشته و به هیچ وجه اجازه نمی‌دهد که انسان­ های دیگر و یا شرایط مختلف او را از آماده شدن برای لحظه تولدش باز دارد. بنابراین زاهد، کسی است که تمام غم‌ها و شادی‌هایش را خوب مهندسی کرده است، به گونه‌ای که از دنیا نهایت استفاده‌اش را می‌برد، امّا سرمست و مشغولِ نعمت‌های آن نمی‌گردد، و زمانی­که با فقدان، شکست، کمبود، و یا از دست رفتن نعمتی رو به رو می‌گردد، غمزده و غصه‌دار نمی‌شود و از حرکت رو به جلو باز نمی‌ماند. اهل زُهد؛ شادند چه در دنیا و چه در آخرت... امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ظَفَرَ بِفَرْحَةِ البُشْرى مَنْ أعْرَضَ عَنْ زَخارِفِ الدُّنْیا؛ به شادی بشارت دست می‌یابد، کسی که از زیورهای دنیایی روی بر می‌گرداند». منظور از روی گرداندن از زیبایی‌های دنیا، به معنای عدم استفاده از نعمت‌های دنیا و لذت بردن از آن­ها نیست. بلکه به معنای مشغول نشدن به نعمت‌های دنیاست. کسی که قلبش درگیر نعمت‌های دنیا نشده، قطعاً گرفتار مسابقات و چشم و هم‌چشمی‌های دنیایی هم نمی‌شود، از همین رو هم در دنیا و هم در آخرت شاد است و از تمام دارایی‌هایش به اوج لذت می‌رسد. کسی که وارد میدان چشم و هم‌چشمی‌های دنیا می‌شود، هرگز شاد نیست؛ زیرا دائماً به دنبال بدست آوردنِ آنچه که دیگران دارند، تمام قلب و جسم خود را مشغول می‌سازد و اساساً زمانی برای آخرت‌سازی نمی‌یابد. فرد زیرک، هرگز اجازه نمی‌دهد که زیورهای دنیا او را تسخیر کرده و قلب او را به خود مشغول سازد، او یک دل و یک جهت، بدون درگیر شدن در ظواهر مسیر، به سمت هدف حرکت می‌کند. اهل زُهد؛ محکمند، از مصائب نمی‌هراسند... امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «مَن زَهِدَ فی الدنیا هانَتْ علَیهِ مَصائبُها و لم یَكرَهْها؛ هر که در دنیا زهد بورزد، مصائب و سختی‌های دنیا برایش خیلی آسان است». کسی که گرفتار دنیا نیست، لذت‌های عظیمی دارد که آن را از آسمان و رفقای اهل آسمانش دریافت می‌کند. برای او زیستن در نعمت و یا زندگی در مصیبت، تفاوتی ندارد؛ زیرا هر دو را خواستِ محبوبش می‌داند و یقین دارد که؛ هر چه از دوست رسد، نیکوست. تمام اهداف او در بخش فوق عقلانی‌اش، خلاصه می‌شود. لذا داشتن‌ها و نداشتن‌های چهاربخش پایینی قلب او را به اضطراب، غم، افسردگی و... نمی‌کشاند. کسی که آسمان را در آغوش کشیده است، با انواع تیرهای دنیا، گزیده نمی‌شود. قلب او زنده و رو به الله در حال حرکت است. لذا متوجه امور پیش پا افتاده دنیا نمی‌شود. دنیا را کوچک بگیرد، تا شیرین زندگی کنید... امام کاظم «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «هینوُا الدُّنیا وَ تَهاوَنُوا بِها، ما اهانَها قَوْمٌ الّا هَنَّأهُمُ اللَّهُ الْعَیْشَ وَما اعَزَّها قَوْمُ الّا تَعَبُوا وَ نَلُّوا؛ دنیا را خوار بشمارید (سبک بگیرید) و همدیگر را در این کار یاری کنید. هیچ قومی به چنین نگاهی نرسید، مگر آنکه خداوند زندگی را در کام آنان شیرین گرداند. و هیچ قومی دنیا را عزیز نمی‌دارد، مگر آنکه به زحمت می‌افتد و خوار می‌شود».  سعی کنید تمرین کنید تا دنیا در چشمان­تان ارزش چندانی نداشته باشد. برای نعمت‌های دنیا، قلبتان درگیر نشود، تا از حرکت رو به رشد باز نمانید. و همدیگر را برای رسیدن به این مهارت یاری کنید. هیچ وقت درگیر گذشته و آینده نباشید و حسرت آنچه را که از دست داده‌اید، نخورید. کسی که کلمه­ «ای کاش» را مدام تکرار می‌کند، عبدی از عباد شیطان است؛ زیرا دائماً در اضطراب و نگرانی و غم زندگی می‌کند. سخت‌گیری، تکلف و تجمّل‌گرایی، انسان را دچار خسارت عظیمی می‌کند. اگر دیگران هم اهل تکلّف هستند، شما ساده زندگی کنید، درگیر شئونات پایینی نشوید، تجمل‌گرایی، مانع رسیدن شما به هدفتان می‌شود. سفر‌ه‌های ساده، صمیمی‌تر و با برکت‌ترند. به خاطر خدا بدون تکلّف با هم رفت و آمد کنید. ازدواج‌های ساده، آرام‌تر آغاز می‌شوند.... هر چه تکلّف‌ها بیشتر می‌شود، طبق روایت بالا، سختی‌ها، خواری ها و عذاب‌ها نیز بیشتر می شوند. تمایل به مارک‌گرایی و اجناس خارجی، انسان را دچار زحمت می‌کند و لذت زندگی را از او سلب می‌کند.   ادامه بحث برای جلسه بعد. مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی «والحمدلله رب العالمین»  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4032
زمان انتشار: 21 نوامبر 2015
| | | | |
امر به معروف و نهی از منکر

خانواده آسمانی ۳۹9 ، ۱۳۹۴/۰۸/14

امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر، در حقیقت، علامتِ عشق انسان‌ها به یکدیگر است، و به هیچ وجه به معنای تجسس و دخالت در امور یکدیگر نیست، بلکه حساسیت انسان را به سعادت انسان های دیگر نشان می‌دهد. درست مانند پدر و مادری که دائماً از فرزندشان مراقبت می‌کنند تا بواسطه‌ی جهل و عدم توانایی شان، به سعادت و سلامت دنیا و آخرت‌شان آسیب وارد سازند.

جملات ناب در این جلسه:  نهی از منکر یکی از واجبات مهم الهی و از حقوق ضروری اعضای خانواده آسمانی به یکدیگر است که ضامن سلامت و سعادت جامعه است. امر به معروف یعنی عشق انسان­ها به یکدیگر؛ امر به چیزهایی که برای سعادت و سلامت دنیا و آخرتی من ضروری است که خداوند امر به آن­ها کرده و منکر به چیزهایی گفته می شود که برای حرکت به سمت هدف زندگی مان و تأمین حیات دنیائی و آخرتی­مان ضرر داشته باشد.  به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹9 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/14 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر امر به معروف و نهی از منکر منکر؛ به معنای، عمل زشتی است که از ارتکاب به آن، نهی شده‌ایم. از آنجا که روحِ انسان، درست مانند بدن او، ساختاری کاملاً ریاضی است؛ هر آنچه که با این ساختار، هماهنگی و سازگاری ندارد، برایش خطری محسوب شده که از آن به عنوان منکر، تعبیر می‌کنند. در حقیقت، منکر، عملی است، که سلامتِ روح را تهدید کرده و آرامش و شادیِ آن را سلب می‌کند. شادی و آرامشِ انسان، با عواملِ خاصی تأمین شده و استمرار می‌یابد. این گونه نیست که انسان قادر باشد در هر شرایطی خودش را شاد و آرام نگه دارد. از سویی، شادی و آرامش، ملاک و مبنای سلامت روح است، و عدم شاد و آرام بودن انسان، هم یک بیماری ریشه‌ای برای روح است و هم گناه محسوب می‌شود. شادی و آرامش، در گروی تنظیم صحیح ورودی‌ها و خروجی‌های نفس انسان است، لذا نمی‌توان با هر نوع ورودی، به شادی و آرامش دست یافت، درست مانند سلامت بدن که در گروی تغذیه‌ی صحیح آن است و استفاده از مواد تغذیه‌ایِ ناسالم و مضر، سلامت آن را تهدید می‌کند. بنابراین با توضیحات بالا درمی‌یابیم که امر به معروف، به معنای امر به چیزهایی است که برایِ سلامتِ روح و تأمین شادی و آرامش آن ضروی می‌باشند و انسان را به سعادت حقیقی می‌رسانند. و نهی از منکر، نهی از اموری است که سلامتِ روح را به خطر انداخته و او را از رسیدن به حقیقت باز می‌دارند. لذا کاملاً واضح است که امر به معروف و نهی از منکر، برای رسیدن به سعادت حقیقی، عملی واجب و ضروی است، به طوری که هیچ عملی، برای حفظ سعادت جامعه، به پای آن نمی‌رسد. امر به معروف و نهی از منکر، در حقیقت، علامتِ عشق انسان‌ها به یکدیگر است، و به هیچ وجه به معنای تجسس و دخالت در امور یکدیگر نیست، بلکه حساسیت انسان را به سعادت انسان های دیگر نشان می‌دهد. درست مانند پدر و مادری که دائماً از فرزندشان مراقبت می‌کنند تا بواسطه‌ی جهل و عدم توانایی شان، به سعادت و سلامت دنیا و آخرت‌شان آسیب وارد سازند. امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مانند منعِ استعمال سیگار در اماکن عمومی است، درست است که سیگار کشیدن، عملی شخصی است، اما استعمال آن در حضور دیگران، مسبّب آسیبِ به دیگران می‌باشد. لذا کسی نمی‌تواند به چنین قانونی اعتراض نموده و آن را مخالفِ آزادیِ انسانی بداند. هر گناهی که سبب آسیب به جامعه می‌گردد، نیز، مشمولِ همین قانون است. به عنوان مثال، گناه بدحجابی که آسیب‌های جدّی بر پیکره‌ی جامعه وارد می‌سازد، قطعاً باید مورد کنترل قرار گیرد. و این مسئله درست مانند منع مصرف دخانیات در جامعه، اصلاً با حفظ آزادیِ انسان، مغایرت ندارد. پدر و مادری که اساساً به نوع ورودی‌ها و خروجی‌های نفسِ فرزندان‌شان توجهی ندارند، در حقیقت، او را تنها به اندازه‌ی مسائل محدود حیوانی دوست داشته و سعادت ابدی فرزندان‌شان، اهمیتی در نگاه آنان ندارد. پدر و مادر عاقل و زیرک، کسانی هستند که خط قرمز‌های زندگی خانوادگی خود را براساس واجبات و محرماتِ خداوند ترسیم می‌کنند.   امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «مَن رأى أخاهُ عَلى أمرٍ یَكرَهُهُ فَلم یَرُدَّه عَنهُ وَ هُو یَقدِرُ علَیهَ فقد خانَهُ؛ هر که برادرش را در حال ارتکاب امر ناپسندی ببیند، و بداند که می‌تواند جلوی او را بگیرد، اما این کار را انجام ندهد، خیانت نموده است». دوست داشتن حقیقی، توجه به سلامت و سعادتِ ابدیِ دیگران است، نه کنار آمدن با هر شرایطی، به بهانه‌ی دلسوزی و محبت. هر گونه کوتاه آمدن در مقابل کسی که در حال ارتکاب منکر است و انسان احتمالِ اثر می‌دهد، قطعاً خیانت در حق او و در حق دیگران محسوب می‌شود. علاوه بر این، کوتاه آمدن ما، سبب می‌شود، گناه او را در نامه‌ی عمل ما هم می‌نویسند، یعنی نفس ما نیز، به آن میزان، تأثیر می‌پذیرد. ما حق نداریم، کسی را بیشتر از الله دوست بداریم و به خاطرِ محبتِ کاذبِ به او، با گناهی که مرتکب می‌شود، کنار بیاییم. اما فراموش نکنیم که ما باید فنونِ امر به معروف و نهی از منکر را بشناسیم و به هیچ وجه با تندی و یا قوانین سخت، کسی را وادار به انجام واجبات و یا ترک محرمات نماییم، زیرا قطعاً تأثیراتِ منفی آن، از نتیجه‌ی مطلوبش بیشتر خواهد بود. فراموش نکنیم که شرط اول و اساسیِ انسان برای ورود به امر معروف و نهی از منکر، آن است که انسان، احتمالِ اثر در فرد مقابل بدهد، در غیر این صورت امر به معروف و نهی از منکر جایز نیست، و انسان باید در مورد روابط خودش با فرد مورد نظر، تجدید نظر نماید. اما اگر انسان، احتمال می‌دهد که می‌تواند دیگران را از جهنم برهاند، و به این عمل تن ندهد، خیانتی بزرگ را مرتکب خواهد شد. به عنوان مثال، مضرّاتِ شبکه‌های اجتماعی، امروزه گریبانگیر زندگی‌های مردم شده و حیاء و عفتِ جامعه را مورد حمله قرار داده‌اند. باید برای آگاهی مردم تلاش کنیم و آنان را از گرفتار شدن در منجلابی که زائیده‌ی دست شیطان است برهانیم... . «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - امر به معروف و نهی از منکر

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3950
زمان انتشار: 8 نوامبر 2015
| | | | |
دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

خانواده آسمانی ۳۹8 ، ۱۳۹۴/۰۸/۰۷

دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

باید مراقب قضاوت‌هایمان در مورد دیگران باشیم. دیدن عیوبی از دیگران که در خودِ ما هم وجود دارد، در حقیقت نشاندهنده‌ی وضعیتِ منفی ما در مسیر حرکت به سوی الله است، و هشداری جدّی است که ما را به خودمان خواهد آورد. باید بیاموزیم، دائماً به خاطر ستّاریت خداوند، شکرگزاری کنیم. ستّاریتِ او، که باطنِ مارا پوشانده و بی نهایت از گناهانِ ما را بخشیده است.

جملات ناب در این جلسه:  شیطان همیشه ما را مشغول دیدن ضعف و عیوب دیگران و از عیب های خودمان غافل می کند یعنی شب و روز غصه های دیگران را برای ما بزرگ نشان می دهد. این شخص قطعاً دچار خودفراموشی شده و در نهایت خدا را فراموش خواهد کرد. برای اینکه بخواهیم بدی های دیگران را نبینیم به ضعف های خودمان توجه کنیم. در اینجاست که آرامش بدست میاریم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹8 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۸/۰۷ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ستّار باشیم ... مثل خدا انسان‌های زیرک و عاقل، هرگز در دعاهای خاص و حالت‌های ویژه‌ی خود، طلب کردن را از خودشان آغاز نمی‌کنند؛ بلکه از پوسته‌ی نفس خود خارج شده و ابتدا برای دیگران دعا می‌کنند. بدبخت‌ترین انسان‌ها، کسانی هستند که به قدری درگیر نفس خودشان اند که می‌توانند عیوب دیگران را در ذهن‌شان نگه دارند، و آنها را بازگو کنند. کسانی که گناهان و عیوب خود را نمی‌بینند و دائماً در جستجوی ضعف‌ها و ایرادهای دیگران اند. حال آنکه خداوند همواره با ستّاریت ویژه‌ی خود، عیوب آنان را پوشانده است. وقتی انسان‌، از نعمت ستّاریت خداوند بهره می‌برند، وظیفه دارند عیوب دیگران را نیز بپوشاند. اگر کسی بتواند با زیبایی‌ها و خوبی‌های انسان‌های پیرامونش زندگی کند، همواره شاد و آرام خواهد زیست. همه‌ی انسان‌ها ضعف‌ها و قوّت‌های گوناگونی دارند. هنر آنجاست که ضعف‌های خودمان و زیبایی‌های دیگران را ببینیم. در این صورت دائماً در حال بررسی خودمان و رفع نواقص باطنی‌مان بوده و از چون و چراییِ دیگران باز خواهیم ماند. تنها با چنین نگاهی است که قادریم به سمت الله حرکت نموده و روز به روز به او نزدیک ‌تر شویم. قهر، جدایی، حسادت، بدگویی، بدخواهی، زودرنجی، غیبت و ... همه و همه نشانه‌ی ضعف های انسان هستند. چنین صفاتی نشان می‌دهند، که انسان ارتباطات عمیق و عاشقانه‌ای با آسمان ندارد که نمی‌تواند تلخی‌های زمین را تحمل کند. تنها کسی قادر است ضعف‌ها و ناملایمات دیگران را تحمل کند، که آرامش و عشق را از لابه لای رفاقت‌هایش با اهل آسمان دریافت کند. فرشتگان، به تمام قوانین و ریاضیات عالم آگاه اند، و تشویق آنان، نشان می‌دهد که چنین فردی دقیقاً مطابق با ریاضیات عالم، در حرکت است و مسیر او در نهایت به الله می‌رسد. این تشویق، در حقیقت، گزارش مثبت از سوی فرشتگان، از وضعیت‌ ما بر روی صراط است. باید مراقب قضاوت‌هایمان در مورد دیگران باشیم. دیدن عیوبی از دیگران که در خودِ ما هم وجود دارد، در حقیقت نشاندهنده‌ی وضعیتِ منفی ما در مسیر حرکت به سوی الله است، و هشداری جدّی است که ما را به خودمان خواهد آورد. باید بیاموزیم، دائماً به خاطر ستّاریت خداوند، شکرگزاری کنیم. ستّاریتِ او، که باطنِ مارا پوشانده و بی نهایت از گناهانِ ما را بخشیده است. تمام هنر یک انسان، آن است که بتواند مثل خدا ستّار شده و از عیوب دیگران بگذرد. ما نمی‌دانیم که آبروی دیگران در نزد خداوند، چه مقدار است. چه بسا کسانی که ما عیوب شان را در ذهن نگه می‌داریم و یا کسانی را که اهل فحشا می‌دانیم، با همه‌ی فحشاهای ظاهری‌شان در نزد الله از ما، گرامی‌تر باشند. کدام دعا، حتماً مستجاب می‌شود؟ شخصی به نام ابراهیم بن هاشم تعریف می‌کند؛ عبدالله بن جُندَب را در موقِف دیدم (در حالت ایستاده به دعا) که تا کنون ایستادنی به این زیبایی ندیده بودم. یکسره دستانش را به سوی آسمان بالا برده و اشک‌هایش بر گونه‌هایش سرازیر می‌شد و به زمین می‌رسید، چون مردم به راه افتادند، به او گفتم، ای ابا محمد، ایستادنی به زیبایی ایستادن تو ندیده بودم. پاسخ داد: به خدا سوگند جز برای برادرانم دعا نمی‌کردم، زیرا امام کاظم «علیه‌السلام» فرمود: هر که در نبودِ برادرش، برای او دعا کند. از عرش به او ندا می‌دهند، برای تو صدهزار برابرِ آن است، لذا ناخوش داشتم که صدهزار دعای مستجاب را برای یک دعا (دعا برای خودم) که نمی‌دانم مستجاب می‌شود یا نه، واگذارم... زیباست اگر قلب انسان برای کسی بلرزد و برای او به دعای مضطرانه، دست بلند کند... اگر انسان بیاموزد که خودش را به جای دیگران گذاشته و آنان را درک کند، می‌تواند به دعایی حقیقی و مستجاب برای آنان دست پیدا کند، علاوه بر اینکه، خیرات این دعا برای خودش نیز چندین برابر شخصی است که برایش دعا نموده است. فراموش نکنیم که دعای انسان در حق خودش، ممکن است با موانعی مثل گناهانش برخورد کرده و به هدف نرسد، امّا دعای در حق دیگران، به طور یقین مستجاب است؛ زیرا این دعا، از زبانی برآمده است که شخص با آن گناه نکرده است. این دعا معجزه می‌کند. هم برای او و هم برای ما. چه تجارتی است رسیدن به مقامی که هم برای دیگران اعجاز در پی دارد، هم برای خودمان... انسان‌های کوچک، کسانی هستند که ایرادها را در قلب خود نگه می‌دارند، به دنبال تلافی هستند و نمی‌توانند از دیگران بگذرند. انسان‌های بزرگ، آنان اند که حاضراند از درجات بهشتیِ خودشان بکاهند، امّا دیگران را شفاعت کرده و از جهنم برهانند. چنین کسانی در عاشقانه‌ترین خلوت‌هایشان، دیگران برای طلب خیر، پیش می‌اندازند، و همواره به دنبال جلوتر بردن دیگران و هُل دادنِ آنان به سمت بهشت هستند. برای خارج شدن از خودمان باید تمرین کنیم... خروج از خود، پروازهایی بلند و روزهایی نو را برایمان رقم خواهد زد. لذّاتی را که تاکنون نچشیده‌ایم... تا وقتی درگیر «من» وجودی‌مان و اثبات این «من» هستیم، پروازی برایمان رخ نخواهد داد. انواع حسادت‌ها، رقابت‌ها، چشم و هم چشمی‌ها و ... زنجیرهای انسان به زمین هستند، این زنجیرها را باید با تکرار و تمرین‌های مداوم به مدد اهل آسمان، پاره کنیم. ...   «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - دیدن ضعف های خود قبل از دیدن عیوب دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3949
زمان انتشار: 8 نوامبر 2015
| | | | |
فوائد دعا در حق دیگران

خانواده آسمانی ۳۹7 ، ۱۳۹۴/۰8/07

فوائد دعا در حق دیگران

دعا کردن در حق دیگران در حقیقت، خارج شدن انسان از نفس خودش برای انسان‌های دیگر و از علائم جذب اسم رحمان است. وقتی انسان در محضر الله و اهل آسمان حضور می‌یابد، و به جای اینکه تمام برکاتی را که در این حضور، بر وی نازل می‌شود، برای خودش طلب کند، برای دیگران خواسته و آرزو می‌کند.

جملات ناب در این جلسه:  دعا در حق دیگران و مقدم داشتن نیاز دیگران یعنی خارج شدن از خود، یعنی من به فکر دیگران هستم، غصه دیگران را دارم، شادی و سرنوشت دیگران برایم مهم است، و آنقدر دعا کردن دیگران قشنگ است که انسان مورد ستایش فرشتگان قرار می گیرد، به صفت رحمان و رحیمیت می­رسد و تشبه به الله پیدا می­کند.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹7 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰8/07 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   دعا کردن برای یکدیگر دعا کردن برای یکدیگر، از جمله صفات بسیار نیک، سازنده، مؤثر و لازم است. می‌دانیم که هدف از خلقت انسان، تشبّه به خداوند تبارک و تعالی است. و مهمترین صفت خداوند که مادر تمام اسماء اوست رحمانیت (مهربانی) او می‌باشد. به این رحمت الله، وقتی همه‌ی موجودات را در بر می‌گیرد، واژه‌ی رحمانیت اطلاق می‌گردد و زمانی که مشمول مؤمنان و دوستانِ خاص خداوند است، از آن به رحیمیت یاد می گردد. اما هر دوی آنها، رحمتِ خداوندند، رحمتِ عام و رحمتِ خاص. اسم رحمان خداوند، به قدری عظیم است که می‌توان از آن به جای «الله» نیز استفاده نمود؛ «قُلِ ادْعُواْ اللَّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَنَ أَیًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى؛ چه الله را بخوانید و چه رحمان را (تفاوتی ندارد)، او صاحبِ اسماء نیکوست...» (سوره اسرا/آیه 110) همه‌ی اسماء خداوند، از اسمِ رحمان خداوند سرچشمه می‌گیرند، بطوری که این اسم، ریشه و مادر، همه‌ی اسماء خداوند است. رحمت خداوند همه‌ی موجودات و مخلوقات را در بر گرفته است و همه‌ی مراتب عالم، جلوه‌های رحمانیت و رحیمیت خداوند هستند. اگر هدف انسان، تشبّه بیشتر به الله است، باید روز به روز از درجات خشونت، تندی، تیزی و بدخلقی‌های نفس خود کاسته و بر سطح مهربانی و رحمانیّتش اضافه کند. هر چقدر به میزان مهربانی شخصی افزوده شده و از سطح خشونت‌های نفس او کم می‌شود، سرعت او در حرکت به سمت الله بیشتر شده و روز به روز به الله شبیه‌تر می‌شود. زیرا او بستر دریافت اسم‌های دیگر الله را که همان صفت رحمانیت خداوند است، دریافت نموده است. گاهی اوقات، میزان مهربانیِ انسان، به اندازه‌ای است که قادر به دریافت تنها دو یا سه اسم از اسماء خداوند است، زیرا سطح مهربانیِ نفس او، تحملِ دریافت اسماء بالاتر را ندارد. به عنوان مثال دریافت اسم «عفوّ» خداوند درجه‌ی مهربانی بالایی را می‌طلبد، و یا اسم «غفور» خداوند به سطح مهربانی بالاتری از اسم «عفوّ» نیاز دارد. فراموش نکنیم، کسانی که به صفت «بُخل» مبتلا هستند، در اوج دوری از الله دست و پا می‌زنند. انسان هایی که نمی‌توانند به دیگران محبت کنند. با زبانشان، نیش می‌زنند، دیگران را می‌دَرند، به دیگران حسادت دارند، نسبت به دیگران متکبّر و خودبرتربین هستند. زودرنجی‌ها و حساسیت‌های بی‌مورد دارند، به شرایط زیستیِ جهنم شبیه‌ترند، تا به شرایط سلامتِ بهشت. خروج از پوسته‌ی حیوانی بوسیله‌ی دعا برای دیگران خداوند بزرگ به عنوان تنها ربّ (مربّی) عالم، دین و احکام و قوانین آن را، برای رسیدن انسان به هدف خلقت، وضع نموده است. نظام طریقتی و اخلاقی دینِ اسلام به گونه‌ای طراحی شده است، که هر چه قدر انسان از آن بیشتر تبعیّت می‌کند، به خداوند بیشتر شبیه می‌شود، و هر چقدر در مقابل احکام دین، مقاومتِ بیشتری نشان می‌دهد، از الله دورتر شده و به شرایط زیستیِ جهنم شبیه‌تر و نزدیک‌تر می‌شود. گاهی، یک مقاومتِ انسان در اجرای یک حکم، سبب می‌شود، بقیه‌ی زحمات انسان هدر رفته و سایر اطاعت‌ها و رعایت‌هایش، نتواند او را به سلامتِ مورد نیاز بهشت، رسانده و از جهنم برهاند. اصرار روی یک گناه، خوبی‌ها و زحمات انسان را هدر می‌دهد. لذا بزرگان دین، توصیه کرده‌اند که انسان به یک عمل خیر، دائماً استمرار بورزد، تا اگر در مواقعی لغزش پیدا کرد، این استمرار خیر، سبب نابودیِ لغزش او گردد. مثلاً استمرار در وضو، استمرار در استفاده از انگشتر عقیق و ... . از سویی استمرار در یک گناه، نیز در حقیقت به همراه داشتن دائمیِ آتش است. مثل استمرار در استفاده از انگشتر طلا در آقایان، استمرار بدحجابی و ... کسی که تلاش می‌کند با استمرار اعمال نورانی و خیر به سمت الله حرکت کند، در حقیقت مانند کسی است که سوارِ بر کشتی نجات شده و به سمت ساحل در حرکت است. حال اگر در این کشتی، ناخواسته دچار لغزش‌هایی گردد، باید خسارتِ مربوط به لغزش را بپردازد، اما حرکت او به سمت ساحل متوقف نمی‌گردد. اما اگر جریان عمومی حرکت انسان رو به الله نباشد. یعنی در کشتی نجات حاضر نشده است، لذا اساساً به سمت هدف خلقت در حال حرکت نیست، و در این مسیر اعمال خیر او نیز تباه خواهد شد. دعای در حق دیگران، و نیکو سخن گفتن از دیگران در زمان غیبت آنها، از جمله صفاتی است که سازندگی بسیاری در انسان ایجاد می‌کند، زیرا انسان را از پوست خودش خارج نموده و به الله نزدیک‌تر می‌کند. کسی که می‌تواند به غیر از خودش، به سعادت، سلامت، شادی، خوشبختی و ... دیگران فکر کند، لحظه به لحظه بیشتر به الله شبیه‌تر و نزدیک‌تر می‌شود، زیرا دائماً مثل الله در حال خروجی برای دیگران است. امّا کسانی که دائماً در محدوده‌ی خود و خانواده‌ی خود فکر می‌کنند و تمام دغدغه‌هایشان در همین محدوده، محصور می‌شود. انسانهایی بسیار کوچک و محدود بوده و به جهنم نزدیک‌تر اند تا الله. انسان‌های سخت‌گیر و بی‌گذشت که در دیدن عیوب دیگران ریزبین هستند، امّا ایرادهای خودشان را نمی‌بینند، بسیار بسیار از الله فاصله دارند، زیرا دائماً در نفس خود دچار تنگی و فشارند، و اصلاً به وسعت نفس نرسیده‌اند. انسان هایی که بسیار منظم و مرتب اند به طوری که تغییراتی هر چند کوچک در پیرامون‌شان، آرامش آنها را بر هم می‌زند، فشارِ نفس بالایی داشته و اساساً از الله و وسعتِ الله، بسیار بسیار فاصله دارند. دعا کردن در حق دیگران در حقیقت، خارج شدن انسان از نفس خودش برای انسان‌های دیگر و از علائم جذب اسم رحمان است. وقتی انسان در محضر الله و اهل آسمان حضور می‌یابد، و به جای اینکه تمام برکاتی را که در این حضور، بر وی نازل می‌شود، برای خودش طلب کند، برای دیگران خواسته و آرزو می‌کند. فرشتگان، را نیز به وجد می‌آوری؛ اگر ... امام زین العابدین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: ملائکه وقتی می‌نگرند؛ مؤمنی دل نگران مؤمن دیگر است و در غیاب او برایش دعا می‌کند، و یا در حال بازگوی خوبی‌های اوست، می‌گویند؛ تو چه برادر خوبی، برای برادر مؤمنت هستی... دعا نمودی برایش، درحالیکه او غایب بود و از او به نیکی یاد کردی، خداوند دو برابر آنچه را که برای برادرت خواستی به تو عطا کرد و دو برابر او، از تو تعریف نمود، و اکنون تو از او بهتر شدی. و اگر ملائکه ببینند کسی پشت سر دیگری در حال نفرین و یا غیبت است، می‌گویند؛ چه بد برادری برای او هستی. ای کسی که خداوند عیب‌هایت را پوشانده، زبانت را نگه دار و حیا کن از فاش کردن عیوب دیگران و خدا را به خاطر ستّاریتش شکر کن. فرشتگان، صاحبانِ قدرت در عالم­اند و به اذن خداوند تمامِ امور عالم را اداره می‌کنند. حتی حرف زدن‌های ما، دیدن‌های ما، حفظ تعادل ما، و ... نیز بر عهده‌ی فرشتگان است. نقش فرشتگان در عالم به قدری عظیم است که خداوند، چندین فرشته را در شبانه روز برای مراقبت و محافظت از ما، می‌گمارد. عدم تمرکزِ ما به نقش فرشتگان «عِبادٌ مُکرَمُون» در عالم، سبب می‌شود که ما از آنها و یاری‌های مداوم آنها غافل شده و اساساً هیچ انس و رفاقتی میان ما و آنان برقرار نمی‌گردد. و ما زمانی، اوجِ خسارت چننی غفلتی را در می‌یابیم که دیگر، بسیار دیر شده است. تشویق فرشتگان، تنها یک تشویق لسانی (زبانی) نیست، بلکه رضایت فرشتگان، همان رضایتِ خداوند است. و رضایت الله، اوجِ دارایی‌های انسانیِ یک انسان است. اینکه در نماز شب، توصیه شده برای چهل مؤمن دعا کنید، فقط به منظور خروج از خود، و جلبِ نگاهِ آسمان و تشبّه به الله است. و امّا ملائکه اگر کسی را نفرین کنند، صرفاً یک نفرین زبانی نیست؛ بلکه چنین شخصی مورد لعن خداوند نیز خواهد بود. اینکه انسان که خودش سرشار از عیب است و خداوندِ ستّار، عیوب او را پوشانده است، شروع به فاش کردن عیب‌های دیگران ‌کند، گرفتار آتش سوزاننده خودش خواهد شد.   «والحمدلله رب العالمین»  

صوت

1 - فوائد دعا در حق دیگران

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3886
زمان انتشار: 25 اکتبر 2015
| | | | |
غنیمت شمردن فرصت ها

خانواده آسمانی ۳۹6 ، ۱۳۹۴/۰7/30

غنیمت شمردن فرصت ها

عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند، نه نیاز اهل آسمان. امّا فراموش نکنیم که اگر در هیاهوی سبک عزاداری‌ها، ذهن ما از توجه به مصیبت اعظم (فقدان متخصص معصوم) جا بماند، عزاداری‌های ما فایده‌ای ندارد. اساسِ نهضت عاشورا فقط و فقط برای رسیدنِ ما به حسینِ زمانمان به پا شده است، اما قرن‌هاست، که حسینِ زمان در لابه‌لای عزاداری‌ها گم شده است.

جملات ناب در این جلسه:  دوران غیبت، قشنگ­ترین فرصت زندگی برای ارتباط و انس با امام زمان (علیه­ السلام) است. بعد از ظهور آنچه که ما را به حسرت میاندازد و می­کُشد از دست دادن فرصت دوستی و خدمت به ایشان است. همان­طور که بهشتیان حسرت بودن در دنیا دارند چون می دانند که بهشت در دنیاست. لذا فرصت­های الان خیلی مهم است که بعد از ظهور گیرمان نمی آید.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹6 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۷/۳۰ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در ابتدای بحث سؤالی جدی مطرح است، که لازم است هر کدامِ ما آن را از خودمان بپرسیم؛ در جلسات گذشته، ما با حقوق اعضای خانواده‌ی آسمانی نسبت به یکدیگر آشنا شدیم (خیرخواهی، حفظ الغیب، انصاف و ...). آیا ما این حقوق را در حق امام زمان (علیه السلام) رعایت می‌کنیم؟ همه‌ی ما باید حداقل، امام زمان‌مان (علیه السلام)  را به عنوان یک «مؤمن» دوست داشته باشیم و حقوق او را ادا کنیم. اینکه فکر کنیم حضرت در غیاب ‌شان از ما چه توقعی دارند؟ ما می‌دانیم که ایشان تنها دو صفت وفاداری و همدلی را از ما خواسته اند. باید برای رسیدن به این دو صفت تلاش کنیم. زمان غیبت امام زمان (علیه السلام) ، فرصتِ عشق بازی با ایشان و با همه‌ی اهل آسمان است، و اساساً فرصت زندگی ما، جز فرصتی برای عاشقی نیست. چرا ما هوس عشق بازی با آسمان به سرمان نمی‌ زند؟ چرا ما عطش رسیدن به بهشت، مشتاق‌مان نکرده است؟ چرا ما از این فرصتِ عاشقی، برای رفاقت با اشرافِ آسمان استفاده نمی‌ کنیم؟ پاسخ تمام این سؤالات یک جمله است؛ گناهان، ذائقه ما را کور کرده‌اند، گناهان، راهِ آرزوهای بلند را برای ما بسته اند. آنقدر انواع کمالات و افکار چهار بخش پایینی، ذهن ما را به خود درگیر کرده‌اند، که اساساً راه غیب را در وجود مان بسته‌ایم. هر چقدر درگیری و مشغولیتِ بخش‌های پایینی در انسان زیادتر باشد، ذهن و قلبِ انسان از پرداختن به آسمان عاجزتر می‌شود. دنیا، فرصتِ عاشقی است... قدر این حجله‌گاه را بدانیم، حتماً روزی حسرتش، ما را به خود مبتلا خواهد کرد. عصر غیبت، زمان حفظ حرمتِ امام زمان (علیه السلام) در زمان نبودن اوست. تمام سرمایه‌ی ما در زمان غیبت همین دو عامل است؛ وفاداری به امام زمان؛ و تلاش همدلانه برای رفع موانع ظهور. براستی! دل ما چقدر درگیر امام زمان (علیه السلام)  است.... چقدر عاشقانه برایش دعا کرده‌ایم..... چقدر بی‌قرارِ دیدنش شده‌ایم..... چقدر برای آمدنش دویده‌ایم.... حسین زمان خودمان را پیدا کنیم... عزاداری‌ها، نیازهای ما برای عاشقی اند، نه نیاز اهل آسمان. امّا فراموش نکنیم که اگر در هیاهوی سبک عزاداری‌ها، ذهن ما از توجه به مصیبت اعظم (فقدان متخصص معصوم) جا بماند، عزاداری‌های ما فایده‌ای ندارد. اساسِ نهضت عاشورا فقط و فقط برای رسیدنِ ما به حسینِ زمانمان به پا شده است، اما قرن‌هاست، که حسینِ زمان در لابه‌لای عزاداری‌ها گم شده است. ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، به دنبال یک روزیِ عظیم بگردیم؛ روزی انتقامِ امام زمان،(علیه السلام)  انتقامِ امام حسین (علیه السلام) ... باید آسمان حسِ انتقام را در دلِ ما تأیید کند، باید آسمان بر قلب ما، مُهرِ انتظار بزند، و اگر به اینجا برسیم، به عالی ترین درجه‌ی انسانی رسیده و با امیرالمؤمنین و هم‌درجه‌ی او محشور خواهیم شد. اولاً باید در شلوغی‌های عزاداری‌ها، تنهایی، غربت، آوارگی و اضطرار امام زمان (علیه السلام) را فراموش نکرده و ثانیاً به مردم این مصیبت اعظم را یادآوری کنیم. اینکه عزاداری‌های ما نمی‌تواند، موانع ظهور را رفع کند، نشان می‌دهد که ما چقدر از مقام یک عزادار حقیقی دور هستیم. باید تمرین کنیم مانند زُهیر واردِ چادر امام حسین‌مان (علیه السلام) شویم، ما باید از وهب نصرانی و مادرش قربانی دادنِ برای متخصص معصوم را یاد بگیریم، تا در لابه‌لای دلبستگی‌های زندگی از حسین‌ِ زمانمان جا نمانیم. ما باید در این عزاداری ها فریاد بزنیم که: حسین هزار و چهارصد سال پیش اکنون در عالی‌ترین مقامات بهشتی است... حسینِ ما کجاست؟ او را پیدا کنیم... هزاران مجلس برای حسین (علیه السلام) به پا می‌شود، اما اگر برای امام زمان (علیه السلام) حرفی برای گفتن نداشته باشد، هیچ فایده‌ای ندارد. عزادار باید به مقامی برسد که وقتی از خیمه‌ی حسین (علیه السلام) بیرون می‌آید، شروع به نقشه کشیدن برای رسیدن به چادر امام زمانش کند. یک عزادار حقیقی، حداقل کاری که باید برای امامِ زمانش بکند این است که به یک دعای مضطرانه دست پیدا کند به مقامی برسد که بتواند چند دقیقه برای امام زمانش گریه کند. ما باید در لابه‌لای عزاداری‌ها، بخش فوق عقلانی‌مان را به قدرت برسانیم، به شادی و آرامش .... در غیر اینصورت ما همواره گرفتار چهار بخش پایینی‌مان بوده و هرگز قلبی آرام، رها، شاد و خالی از دنیا و سرشار از آسمان نخواهیم داشت... نوع دعاهای ماست که قیمت ما را مشخص می‌کند ... در لابه‌لای عزاداری‌ها کمتر از امام زمان (علیه السلام) و پیوند با او چیزی نخواهیم ... «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - غنیمت شمردن فرصت ها

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3885
زمان انتشار: 25 اکتبر 2015
| | | | |
مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

خانواده آسمانی ۳۹5 ، ۱۳۹۴/07/30

مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

این یک تمرین است... تمرینی کاملاً جدی و کلیدی. اخلاص در دوستی و خیرخواهی از کلیدی‌ترین عوامل رهایی از دوزخ است. کمااینکه امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) فرمودند: اگر مؤمنی حتی نسبت به یک نفر خیرخواه نباشد، مورد نفرین من قرار می‌گیرد...

جملات ناب در این جلسه: آینه نشان دهنده ضعف ها و قوت های ماست. وقتی گفته می­شود مومن آینه مومن است؛ یعنی او را مثل خود می بیند. چون آدم خودخواهی نیست و همیشه به فکر برادرهای مومنش است و هیچ وقت نظرش را بر دیگران تحمیل نمی کند و لحظه ای دلش خالی از خیرخواهی نیست؛ یعنی آبرویش را حفظ می کند، در حضورش کاری که دوست ندارد را انجام نمی دهد و و در هر مجلسی که باشد برایش جا باز می کند.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹5 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۷/30 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   آینه‌ی مؤمنان دیگر باش... نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «المُؤمِنُ مِرآةٌ لِأَخیهِ المُؤمِنِ؛ یَنصَحُهُ إذا غابَ عَنهُ، ویُمیطُ عَنهُ ما یَكرَهُ إذا شَهِدَ، و یُوَسِّعُ لَهُ فِی المَجلِسِ؛ مؤمن آینه برادر مؤمنش است. در غیاب او (آبرویش را حفظ می‌کند) خیرخواه اوست و در حضورش، آنچه را ناپسند می‌دارد، از او دور می‌سازد و در مجلس برایش جای می‌گشاید». مرآت در لغت به معنای آینه است، وسیله‌ای که چهره‌ی دیگران را در خود نشان می‌دهد. آینه قطعاً در نبودِ کسی ایرادها و عیوبش را نشان نمی‌دهد. مؤمنان نیز در نبود برادر مؤمنشان هرگز عیبی از او را برملا نمی‌سازند، و به این حقیقت که حُرمت مؤمن از کعبه بالاتر است، یقین دارند. لذا به حرمت الله، اهل‌‌بیت و خودِ مؤمن، هرگز در غیاب او، نسبت به عیوبش پرده‌دری نمی‌کنند. اساساً نوع نگاه مؤمن به مؤمنان دیگر عادی نیست؛ بلکه او از دریچه‌ی نگاه الله و اهل آسمان را به مؤمنانِ دیگر می‌نگرد. لذا در غیبت او (عدم حضور او) دائماً به این فکر می‌کند که من چگونه می‌توانم حافظ منافع او بوده و برای او خیرخواهی نمایم. از سوئی در حضور او، هرگز عملی انجام نمی‌دهد که ناپسند برادر مؤمنش می‌باشد. چنین نگاهی، قطعاً بسیاری از اختلافات را از میان بر می‌دارد. با چنین نگاهی، انسان مؤمن، هرگز میلِ خودش را به کسی تحمیل نمی‌کند؛ بلکه سعی می‌کند همیشه فرصتِ انتخاب را به دیگران بدهد، و حرمت آنان را از امورات کوچک تا امورات بزرگ بسیار بسیار نگه می‌دارد. مؤمنان، با حضور مؤمنان دیگر در مجلسی، به سرعت برای او جای می‌گشایند و او را در جمع به گرمی می‌پذیرند. چگونه می‌توانیم آینه‌ی خالصی برای مؤمنان دیگر باشیم؟ نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: «المُؤمِنُ مِرآةُ أخیهِ یُمیطُ عَنهُ الأَذى؛ مؤمن، آینه‌ی برادرش است، آسیب را از او دور می‌کند». در این راستا امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «ثَمَرَةُ الاُخُوَّةِ حِفظُ الغَیبِ، وإهداءُ العَیبِ؛ میوه‌ی برادری مؤمنان دو چیز است؛ به نیکی یاد کردن در غیب و هدیه کردن عیب‌ها». در فرمایش دیگری فرمودند: «مَنْ أبانَ لَكَ عَیْبَكَ فَهُوَ وَدُودُكَ؛ هر که عیب تو را برایت آشکار کرد، دوست توست». همه‌ی ما همین الان روی صراط در حرکتیم. و صراط از متنِ جهنم (دنیا می‌گذرد). تنها حرکت صحیحِ ما بر صراط ما را به بهشت می‌رساند. لذا اگر در صراط کسی به ما عیب‌مان را گوشزد کرد، در حقیقت عاملی را که ما را در آتش، فرو خواهد برد، نشانمان داده است. آیا چنین کمک بزرگی، جای تشکر و تقدیر ندارد؟ پس چرا از شنیدن ایرادهایمان ناراحت می‌شویم؟ هدیه دادن عیوب به قدری حائز اهمیت است که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ما أخلَصَ المَوَدَّةَ مَن لَم یَنصَحْ؛ خالص نکرده مودّتش را، کسی که خیرخواه دوستش نباشد». این یک تمرین است... تمرینی کاملاً جدی و کلیدی. اخلاص در دوستی و خیرخواهی از کلیدی‌ترین عوامل رهایی از دوزخ است. کمااینکه امام رضا (علیه‌السلام) در نامه‌ی خود به حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) فرمودند: اگر مؤمنی حتی نسبت به یک نفر خیرخواه نباشد، مورد نفرین من قرار می‌گیرد... (از من دور می‌شود). اگر دو نفر خیرخواهِ همدیگر باشند، حتماً حتماً به خلوصِ در دوستی خواهند رسید و از جهنم درآمده و به بهشت نزدیک می‌شوند. باید بیاموزیم، ذهن ما فقط مشغول خودمان و مسائل شخصی‌مان نباشد، در هر شرایطی خودمان را جای دیگری گذاشته و با انصاف و نگاهی الهی دیگران را ارزیابی کنیم.   باید گوشی عادل داشته باشیم... حضرت علی (علیه­السلام) فرمودند: «مَن أحَبَّكَ نَهاكَ، ومَن أبغَضَكَ أغراكَ؛ هر که دوستت بدارد، حتماً تو را از جهنم نهی می‌کند، و آنکه دشمنت می‌دارد...» اگر بتوانیم، در لابه­لای ایرادگیری‌ها و نق و غُرهای دیگران، مودت خالص آنها را نسبت به خودمان ببینیم، و یقین کنیم که تمام ایرادگیری‌های آنان، نعمت‌ها و هدیه‌های بزرگ خداوند هستند، قطعاً به یک گوش عادل رسیده‌ایم. گوشی که قادر است عیوبش را بشنود و قلب را تحریک به رفع این عیوب نماید. باید سعی کنیم دوستانی را انتخاب کنیم، مجالسی را برگزینیم، ارتباطاتی را برقرار نماییم که حتماً در لابه‌لای آن ضعف‌هایمان را بشناسیم، نه اینکه فقط با دوستانی ارتباط برقرار کنیم که ما را تأیید می‌کنند.     «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - مومنین آینه تمام نمای هم هستند...

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed