www.montazer.ir
دوشنبه 1 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 3508
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| |
درمان غم، شناخت پاداش‌های آخرتی

راه های مبارزه با غم (جلسه 48)؛ 94/5/10

درمان غم، شناخت پاداش‌های آخرتی

امام هادی (علیه‌السلام) فرمود: مرگ، همان حمام است و آخرین گناهان و کثیفی‌های وجود تو را پاک می‌کند. وقتی تو وارد دالانِ مرگ شدی و آن را به انتها بردی، حتماً از هر غم و نگرانی راحت می‌شوی و به منبع همه شادی‌ها و خوشی‌ها وصل خواهی شد.

درمان غم؛ شناخت پاداش‌های آخرتی اگر انسان‌ها به این باور برسند که به ازای سختی‌هایی که متحمل می‌شوند مانند ظلم‌هایی که بر آنها روا می‌شود، حرف‌های ناروا و ناحقی که می‌شنوند، دردهایی که تحمل می‌کنند، آسیب‌هایی که بر آن­ها وارد می‌گردد و ... اولاً، نفس‌شان از آلودگی‌ها پاک شده و آمرزیده می‌شوند و ثانیاً، بر درجات آخرتی و جاودانه آنان افزوده می‌گردد، به­ راحتی قادر به تحمل همه این ناملایمات بوده و گرفتار غم‌، ناامیدی‌، اضطراب‌، افسردگی‌، و ... نخواهند شد. آنان که به پاداش‌هایِ جاودانه سختی‌ها و مصائب یقین دارند، در چنین شرایطی، بسیار شاد و آرام به حرکتِ خود ادامه می‌دهند. می‌دانیم که ساختار دنیا، اساساً برای رسیدنِ انسان به تکامل خلق شده است. بنابراین دنیا نیز، مانند هر سیستم تکامل دهنده دیگری، سختی‌ها، رنج‌ها و مصائبِ مخصوص به خود را دارا می‌باشد. بعنوان مثال کسب مهارت در هر کمالی (خطاطی، نقاشی، نجاری، آشپزی و ...) نیازمند گذراندن دوره‌های آموزشی، تمرین و تکرار مداوم و تحمل سختی‌های مسیرِ آن مهارت می‌باشد. دریافت اسماء الهی و رسیدن به مقام خلیفه اللهی که عظیم‌ترین مهارتِ انسانی، و تنها علت خلقتِ انسان است، نیز از این قاعده‌ی کلی مستثنی نیست. دریافت هر اسم از اسماء خداوند نیز، تمرین‌های مربوط به خود و سختی‌های ویژه‌ای را به دنبال دارد که بدون تحمل آنها، تثبیتِ اسم در وجود انسان، ممکن نمی‌باشد. اگر انسان باور کند که هیچ کدام از مشکلات و رنج‌هایی که در زندگی متحمل می‌شود، بی‌اثر نبوده و حتماً ما به ازایی آخرتی و جاودانه را برایش ذخیره می‌کند، از هجوم مصائب ملول نمی‌گردد. چنین کسی غصه‌دار شدن در لابه لای هجوم سختی‌ها را یک فحشا و گناه دانسته و از تن دادن به غم بسیار هوشیارانه می‌گریزد. او با انتخاب درست واکنش‌هایش، از هر ناملایمتی در جهت اسم‌گیری و رسیدن به قدرت‌های روحی استفاده می‌کند. فراموش نکنیم که هر گونه عکس‌العمل نامناسب، نه تنها جلوی رشد انسان را می‌گیرد، بلکه لحظه به لحظه او را به سوی ضعف و سقوط سوق می‌دهد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «لَو تَعلَمونَ ما ذُخِرَ لَكُم، ما حَزِنتُم عَلى ما زُوِیَ عَنكُم؛ اگر می‌دانستید که چه نعمت‌هایی در آخرت برای شما ذخیره شده، اصلاً به خاطر چیزی که به شما نرسید، غصه نمی‌خوردید». غصه‌ها، اضطراب‌ها، پرخاشگری‌ها و ... در مواقع سختی، دونِ شأنِ انسانی ماست، و نشان می‌دهد که آن مصیبت، قدرتی فراتر از قدرتِ نفس ما داشته است که توانسته ما را در خود گرفتار و تحقیر نماید. باور کنیم تمام آنچه را که از دست داده‌ایم و یا تمام آنچه را که به دست نیاورده‌ایم، پس‌اندازی است در زندگیِ ابدی ما و ذخیره‌های جاودانه شادی است در لحظه‌هایی که در فقر آخرتی گرفتار خواهیم شد. ظرفیت دنیا محدود است و کمالات الهی، نامحدود ... ساختار دنیا به گونه‌ای طراحی شده است که تنها به اندازه ظرفیت خودش، قادر به دریافتِ اسماء خداوند می‌باشد. به عنوان مثال، رحمِ مادر، تنها قادر به جذب بخش بسیار ناچیزی از امکانات دنیاست. ... و این مقدار به قدری ناچیز است که نمی‌توان آن­ها را با هم مقایسه کرد. دنیا نیز در مقایسه با آخرت، از چنین نسبتی پیروی می‌کند. ظرفیت محدود دنیا، قادر به جذبِ کامل اسماء و کمالات الهی نیست، به طوری که هر کمالی که در دنیا وجود دارد، تنها تجلیِ بسیار محدودی از سرچشمه بی­نهایتِ آن در آخرت است و ما به غیر از رد شدن از مسیر مرگ نیز، قادر به استفاده از این کمالات نخواهیم بود، درست مانند جنینی که فشارهای زایمان را تحمل کرده  از محیط رحمِ مادر به دنیا متولد می‌گردد، و اگر سالم باشد، قادر به استفاده از شرایط و نعمت‌های دنیا خواهد بود. انسان نیز برای استفاده از کمالاتِ بی‌نهایت آخرت، ناگزیر است با سلامتِ باطن به آنجا متولد گردد. تا بتواند امکانِ بهره‌بردن از نعماتِ بی­نهایتِ جاودانه را داشته باشد. ارتقاء سطحِ غم­ها و شادی‌های انسان امام حسن عسکری «علیه‌السلام» می‌فرمایند: پدرم امام هادی «علیه‌السلام» در هنگام احتضار یکی از اصحابش، بر بالین او حاضر شد و او را در حال گریه و ترس و غصه دید، پدرم به او فرمود: ای بنده خدا، تو از مرگ می‌ترسی، زیرا آن را نمی‌شناسی. آیا برایت اتفاق افتاده که بدنت آنقدر چرکین و کثیف شود که از شدت آلودگی ناراحت و معذب باشی، و بدنت پر از زخم باشد (مثل زمانی که به بیماری پوستی دچار شده باشی؟) و از سویی بدانی که حمامی هست که اگر در آن شستشو یابی، همه این عذاب‌های خاتمه می‌یابد، آیا دوست نداری به آن حمام بروی و چرک‌ها را از خودت بشویی؟ یا دوست داری نروی و به همان حال باقی بمانی؟ صحابه گفتند: بله ای پسر رسول خدا، دوست دارم. امام هادی «علیه‌السلام» فرمود: مرگ، همان حمام است و آخرین گناهان و کثیفی‌های وجود تو را پاک می‌کند. وقتی تو وارد دالانِ مرگ شدی و آن را به انتها بردی، حتماً از هر غم و نگرانی راحت می‌شوی و به منبع همه شادی‌ها و خوشی‌ها وصل خواهی شد. صحابه بعد از شنیدن این سخنان، آرام و تسلیم شد و به نشاط رسید. سپس از دنیا دل کَند، چشمانش را بست و وارد دالانِ مرگ شد. اگر باور کنیم، کسانی که در آن سوی دالان مرگ به انتظار ما ایستاده‌اند، بی‌نهایت مهربان‌تر از خانواده زمینی ما هستند و بی‌صبرانه چشم انتظار ما می‌باشند، به راحتی وارد دالانِ مرگ خواهیم شد. عدم باور به زندگیِ جاودانه و رحمتِ بی‌نهایتِ خداوند، سبب می‌شود که انسان نه تنها خودش را برای آن زندگی ابدی آماده کند، بلکه چنان به زندگی دنیایی‌اش دلبسته می‌گردد که هر گونه گرفتاری، شکست، فقدان و ... که مربوط به این بخش از زندگی‌اش می‌باشد او را به غم و اضطراب و ناامیدی می‌کشاند. درمان‌های اخلاقی غم واژه خلق به حالت ثابت نفس اطلاق می‌شود. یعنی آن دسته از اخلاقیات و رفتارها که دائماً از انسان صادر می‌شوند. به عنوان مثال، کسی که عموماً در حال عصبانی شدن و پرخاشگری است، انسانی عصبی است که نفس او نیز به این خلق در آمده است. اما گاهی ممکن است، یک شخص که عموماً انسان آرامی است، از کوره در رفته و عصبانی شود، اما به سرعت توبه کرده و از این حالت فرار می‌کند. برای چنین کسی نمی‌توان، خُلقِ عصبانیت را نسبت داد. یک انسان قدرتمند کسی است که آلودگی‌هایی را که اطرافِ قلب او می‌گردند، را به سرعت پس زده و در خود جذب نمی‌کند. چنین انسانی به نامِ مبدّل پروردگار تجهیز شده و از هر موقعیتِ نامناسب و یا آلودگی‌های اطرافش در جهت کسب قدرت و تشبّه به پروردگار و دریافتِ اسماء بیشتری از خداوند استفاده می‌کند. انسان ضعیفی که توان تبدیلِ آلودگی‌ها را به زیبایی‌ها ندارد، قادر به رد کردن آلودگی‌ها از نفس خود نبوده و آن­ها را در نفس خود نگه داشته و به عفونت‌ها و بیماری‌های روحی تبدیل می‌کند. چنین کسی روز به روز بیشتر به ضعف گراییده و توان حرکت به سوی کمال را نخواهد داشت. اسم مبدّل، در حقیقت سیستمِ تبدیل کننده آلودگی‌ها به قدرت است که باید قبل از هر اسم دیگری در نفس انسان تثبیت گردد. مجهز شدن به اسم مبدّل، آرام آرام، آستانه تحریک انسان را در برابر سختی‌ها، شکست‌ها، فقدان‌ها، رفتارهای بد دیگران، ظلم‌های دیگران و ... افزایش می‌دهد، به طوری که از تمام این شرایط برای فعال نمودن اسماء دیگر الله در نفس خود استفاده می‌نماید. برای درمان اخلاقی غم، اولین قدم، تقویتِ نفس است، تا در برابر موانع، شکننده و ضعیف عمل نکند. اسماء، مبدّل، قوی، غنی و ... بسیار بسیار در قدرت نفس مؤثر است. اولین صفت در درمان‌های اخلاقی؛ زهد اولین صفت از صنعت‌های مبارکِ نفس که می‌تواند، آن را در برابر حوادث، موانع، مصائب و ... ضد ضربه نماید، ضعفِ زهد می‌باشد. کسی که صاحبِ صفت زُهد است، به سبب نعمات و شادی‌هایی که به او می‌رسد، دچار ذوق‌زدگی‌های افراطی نمی‌گردد، به طوری که، آن نعمت را با لذت و متانت جذب کرده، و از آن در جهت رشد بیشتری استفاده می‌کند. چنین کسی در مواقع فقدان‌ها، شکست‌ها و از دست دادن‌ها نیز دچار جزع و فزع، بی‌تابی و غصه نمی‌گردد. چرا که باور دارد، تمام از دست دادن‌های او، پس اندازی است برای زندگی ابدی‌اش. او به آنچه که خداوند برایش می‌پسندد و طراحی کرده است راضی است و از آن­ها، بی‌نهایت لذت برده و استفاده می‌کند. اگر خداوند برایش نعمت را پسندید، از آن استفاده نموده و در جهت قرب به الله پیش می‌رود، و اگر راه سختی‌ها را برایش گشود، از آن نردبانی برای صعود خواهد ساخت.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین    

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3507
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| |
نقش جهان بینی در غم

راه های مبارزه با غم (جلسه 47)، 94/3/16

نقش جهان بینی در غم

مهمترین اصل خلقت، جاودانگی انسان است و این اصل او را ملزم به شناخت بهشت و آخرت و رابطه این دو با دنیا می نماید. جاودانگی یعنی انتهایی وجود ندارد و غایت، فنا شدن در حق تعالی است. حق تعالی بهشت را برای بدن ها آفریده اند و روح در ذات اقدس الهی ذوب خواهد شد.

نقش جهان بینی در غم یکی از موثرترین روش های درمان غم، ریشه ­یابی غم در اعتقادات بشر است. جهان بینی هر شخص در سبک زندگی او نقش اساسی دارد؛ جهان بینی، نگرش انسان به خویشتن و عالم (دنیا و آخرت) است؛ اینکه چگونه می بیند و چگونه معنا می کند. این شناخت تأثیر مستقیم بر انتخاب، ارتباط، افکار (چینش های فکری) و رفتار هر فرد دارد. مهمترین اصل خلقت، جاودانگی انسان است و این اصل او را ملزم به شناخت بهشت و آخرت و رابطه این دو با دنیا می نماید. جاودانگی یعنی انتهایی وجود ندارد و غایت، فنا شدن در حق تعالی است. حق تعالی بهشت را برای بدن ها آفریده اند و روح در ذات اقدس الهی ذوب خواهد شد. خداوند تبارک و تعالی، انسان را در هیچ مرحله ای از حیات، لحظه ای رها نکرده و بهترین مخلوقاتش اهل بیت علیهما السلام  را همواره، همراه و شاهد انسان قرار داده است تا اینکه در ابتدای زندگی جاودانه به آن ها ملحق شود. وقتی انسان می فهمد، زن نیست، مرد نیست، بدن نیست و اینها تنها جنبه های طبیعی و وسیله ای برای آزمایش بوده، نوع نگاهش به زندگی رنگ ابدیت پیدا می کند؛ یک نگاه نو و مقرون و مملو از شادی و آرامش. چگونه می شود با عوض شدن نگاه، شرایط و زندگی روزمره انسان نیز تغییر کرده و غم جای خود را به شادی بدهد؟ پاسخ این سؤال در شناخت قواعد و فرمول هاست. کفاره گناه درجات آخرتی اجر معنوی(بهشت) تشبه به حق تعالی تقرب به خدا و اهل بیت علیهما السلام محاسبه پر سود با درک نسبت دنیا به آخرت (حداقل یک میلیارد بزرگتر از دنیا) تبدیل سیئات به حسنات دانستن این نکته که نتیجه غم و غصه دنیا، پاداش و اجر معنوی، کفاره ی گناهان و درجات آخرتی است، لحظه به لحظه زندگی را برای انسان معنادار می نماید. وقتی حوادث و تلخی های زندگی، وسیله ای برای تقرب انسان به خدا، کمال یابی اوست حتی یک ثانیه اش ارزشمند می شود؛ و درک نسبت به این دو، انگیزه انسان را چند برابر افزایش می دهد. این قاعده که یک ثانیه غم دنیا معادل حداقل یک میلیارد شادی آخرت است؛ و این گونه است که مصیبت دنیا در کام مؤمن شیرین می شود تا آنجا که حضرت زینب سلام الله علیها در عاشورا می فرمایند: «وَ ما رَأیتُ إلّا جمیلاً». خداوند فقط اله اهل ایمان نیست و برای گناهکاران هم مژدگانی دارد و فرموده ­اند نه تنها امکان جبران گذشته فراهم می باشد؛ بلکه همه را به حسنه تبدیل خواهم کرد. وقتی انسان این توانایی را دارد که شصت سال اشتباه، گناه و معصیت را جبران کند تمام قدرت ها، امیدها و نشاط ها به زندگی انسان راه پیدا می کند. بنابراین شناخت خدا، خویشتن و عالم، دارایی انسان برای داشتن یک زندگی شاد و آرام است. اصل شادی و آرامش مؤمن به علت نوع نگاهش به جهان می­ باشد. نگاه فوق العاده دقیق و عمیق ریاضی که خداوند دنیا را بر پایه همان ریاضیات بنا نموده ­اند. نگاه اشتباه، رفتار، افکار، انتخاب و ارتباط اشتباه را به دنبال دارد. روح مانند بدن با غذای ناسالم بیمار می­ شود. وقتی ماهیت یک اتفاق از جنس شادی واقعی نباشد نمی تواند روح را شاد نماید. روح ساختار ریاضی دارد و انسان با شناخت ساختار آن، می تواند سالم، شاد، امیدوار و آرام زندگی کرده تا به مرحله بعد (آخرت) سالم متولد شود. حقیقت نظام خلقت حقیقت نظام خلقت، سه بخش است که عبارتند از: با خدا بودیم؛ به زمین متولد شدیم و بدن­ گیری کردیم؛ بعد به آخرت وفات پیدا کرده و وارد نظام برزخی و ملکوتی می شویم که خود سه بخش است: برزخ که مرحله اول حیات جاودانه است؛ قیامت پنجاه هزار سال؛ حیات اصلی انسان که بعد از قیامت در کنار خدا شروع می شود؛ این مراحل زندگی انسان است و ناگزیر باید تمام مراحل را طی کند. منشا و منبعی که انسان می ­تواند قدرت و آرامش خود را برای طی مراحل مذکور از آن تأمین نماید، غیب است. حقیقت حیات دو مرحله است: حیات شهودی و حیات غیب. مرحله شهود مرحله ای است که می بینید مانند طبیعت، آسمان، کهکشان، ستاره ها که میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارند ولی دیده می شوند، اتم ها که بسیار کوچکند ولی دیده می شوند و ... و یک مرحله، مرحله غیب زندگی است که آن را نمی بینید ولی همواره با آن در ارتباط هستید. ارکان غیب به برخی از ارکان غیب در زیر اشاره خواهیم کرد: فرشتگان فرشته ها متعلق به عالم غیب می باشند که ما در عالم ماده به نام انرژی از آنها یاد می کنیم(به مبحث نقش فرشتگان در اداره عالم مراجعه کنید). دم و بازدم انسان، تشکیل نطفه و ایجاد نوزاد، رویش گیاه از یک دانه و... حاصل تلاش فرشته هاست. اتم به اتم همه چیزهایی که در دنیا وجود دارد توسط فرشته ساخته و رنگ و طعم و طراحی آن هنر آنهاست. میلیاردها سلول را فرشته ها می چینند و میلیاردها نعمت دنیا به دستان پرمهر فرشتگان در اختیار انسان ها قرار می گیرد. خداوند سبحان در بسیاری از آیات قرآن کریم به غیب اشاره می فرمایند: أَفَرَأَیْتُم مَّا تُمْنُونَ، أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ. آیا از نطفه‌ای که در رحم می‌ریزید آگاهید؟! آیا شما آن را (در دوران جنینی) آفرینش (پی در پی) می‌دهید یا ما آفریدگاریم؟! هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُكُمْ فِی الْأَرْحَامِ كَیْفَ یَشَاءُ . او کسی است که شما را در رحمِ (مادران)، آنچنان که می‌خواهد تصویر می‌کند. بدن برزخی انسان بدن برزخی انسان بدنی است که در هنگام خواب با آن همراه می باشد. هم اکنون بدن دوم با ما هست فقط چون توجه انسان به دنیا معطوف می باشد از آن بدن غافل می شود. کسانی که توجه شون بیشتر است با آن بدن در بیداری هم ارتباط برقرار می نمایند و می تونند از آن استفاده نمایند. نظام برزخی وغیب هم اکنون همراه انسان است و این طور نیست که پس از مرگ که روح از بدن خارج شده امکان برقراری ارتباط باشد. خانواده آسمانی (اهل بیت علیهما السلام) خانواده آسمانی انسان، خانواده اصلی اوست. همانطور که جسم فرزند والدین زمینی است؛ روح نیز فرزند خانواده آسمانی است و اصل و ریشه تمام انسانها اهل بیتعلیهما السلام هستند. مهم نیست در زمان تولد به دنیا و یا در طول عمر چه دین یا مذهبی داشته باشند، تمام انسانها فرزند اهل بیت علیهما السلام می باشند و همواره با خانواده اصلی خود در ارتباط می باشند. شاید انسان به دلیل اشتغال به دنیا از آنان غافل شود ولی مهربانی آنها همواره در جریان است. محبت و عاطفه آنها بسیار بیشتر از محبتی است که انسان در تمام عمر از کل اطرافیانش در دنیا دریافت کرده است. عاطفه و مهربانی غیب میلیونها برابر زیباتر و عمیق تر از عاطفه زمینی هاست. انبیا، شهدا، صدیقین، صالحین شهدا هم اکنون ما را می بینند و همراه ما هستند. انبیا، صدیقین و صالحین در نظام برزخ با ما در ارتباط کامل می باشند. در مبحث قرب اهل بیت علیهما السلام تمرین های زیادی آموزش دادیم تا بتوانید ارتباط قوی با ایشان برقرار کرده و لذت ببرید. همانطور که گفتیم برای ارتباط با غیب نیاز نیست منتظر مرگ بشویم، بلکه اصل ارتباط در زمان حیات دنیاست تا بتوانیم شادی و آرامش مورد نیاز برای گذران عمر پر از محدودیت و محرومیت را از آنان تامین کنیم. با انجام تمرین های مذکور به زندگی روزمره تان، رنگ و بوی تازه ای بدهید و آرامش شگفت انگیز حاصل شده از تمرین ها رو به خوبی حس کنید. نقش غیب در شادی فهم این نکته که با وفات وارد فضایی می شویم که بی­نهایت زیباتر، کامل­تر، بزرگتر و پیشرفته تر از دنیاست باعث می ­شود انسان خودش را بدبخت و پست ندانسته و در انتخاب مربی و سبک زندگی هوشمندانه عمل کند. انسان زیرک همانطور که خداوند در حدیث قدسی زیارت عاشور به بنده اش آموزش داده می خواهد که «أن یُبَلّغَنِی مَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَالله» قسمت و نصیبش گردد. کسی که قیمتش مقام حضرت زهرا سلام الله علیها است حاضر نیست از کمتر از ایشان دستور زندگی و الگو بگیرد. اصول و قواعد زندگی، اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی شان را پدران آسمانی مشخص نموده اند و اجازه نمی دهند انسان های بی مقدار در شکل گیری روح شان نقشی داشته باشند. در ادامه به پاره ای از مشخصات غیب از کلام خداوند و ائمه اطهار علیهما السلام می پردازیم: ذخیره های اخروی ذخیره­ های آخرت مسائلی از جمله: مصیبت و فقدان ها؛ محدودیت و محرومیت ها؛ اذیت و توهین دیگران؛ مشکلاتی که خود یا دیگران باعث ایجاد آن شده اند؛ آرزوهای و دعاهای برآورده نشده؛ هر چه از دست بدهید، ذخیره آخرت می شود، امّا چون ایمان­مان به آخرت ضعیف است؛ غصه خورده و ناآرام و مضطرب زندگی می ­کنیم. با یک سری عقاید بی ریشه که هر کدام ساخته ذهن خود و دیگران است، روح و جسمی بیمار برای خود رقم زده ایم. باور نداریم شرافت در آخرت به کمبودها، شکست­ها و اذیت­هایی که یا خودمان باعث آن شده ­ایم یا دیگران و یا خدا این قضا را برای ما در نظر گرفته است. با این قواعد تلاش کنیم مصداق کلام امام کاظم علیه السلام نباشیم که می فرمایند: «کسی که غصه می­ خورد لیاقتش همان غصه است». دوستی با خداوند و ائمه اطهار علیهماالسلام شاه­راه رسیدن به شادی بزرگترین حسرت انسان در زمان تولد به برزخ این است که در دنیا با خدا رفاقت نکرده و روابط عاشقانه نداشته است. با انبیا و معصومین تنها در موقع خطر و نیاز ارتباط گرفته است در حالیکه خداوند اینگونه انسان را سفارش کرده و می فرمایند: «مَن یُطِعِ اللَّـهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّـهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا؛ و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خواهد بود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیق های خوبی هستند». (سوره نساء/آیه 69) این آیه قیمت انسان را مشخص می­ شود که اگر کسی به کمتر از این چهار گروه راضی باشد، خود فروشی کرده و دچار خسران خواهد شد. بذر یک غصه را کاشته و آخرت غصه ای بزرگ برداشت خواهد کرد.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3482
زمان انتشار: 25 اوت 2015
| | | | |
اکرام در پرتو مهربانی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸6، ۹۴/۰۵/۲۹

اکرام در پرتو مهربانی

همه انسان­ها، دارای حبّ ذات هستند. بطوری­که عشق آن­ها به هر کسی و یا به هر چیزی به خاطر خودشان می‌باشد. خداوند حبّ ذات را در نهاد همه انسان­ها قرار داده است تا تمام آنچه را که متعلق به خودش هست را عزیز بشمارد. البته ریشه محبّت‌ها و مذمت‌ها در مؤمنان و دوستان خداوند، خودخواهی نیست، بلکه ریشة مهرورزی در اولیاء الله خداخواهی است، بطوری­که آنان را به سمت دریافت صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند سوق می‌دهد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: ​* از نشانه های تقوای دل این است که انسان شعائر الهی را دوست دارد. * انسانی که دوستدار سبک غیرالهی است درواقع در باطنش با خدا مشکل دارد. * اگر می خواهید به امام رضا (علیه السلام) نزدیک شوید باید صفت رضای امام رضا (علیه السلام) را بگیرید یعنی سریع الرضا باشید. * کینه به دل گرفتن، نبخشیدن و دیر راضی شدن، عامل عذاب قبر و معطلی در آخرت است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۸6 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۵/۲9 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: مهربان‌ترها، دیندارترند... امام صادق «علیه‌السلام» می فرماید: «مَن عَظَّمَ دینَهُ عَظَّمَ إِخوانَهُ وَ مَنِ استَخَفَّ بِدینِهِ استَخَفَّ بِإِخوانِهِ؛ اگر کسی دین خود را بزرگ بدارد، حتماً برادران دینی‌اش را نیز بسیار بزرگ می‌دارد». این فرمایش بلند، شاخصة­ی مهم انسان‌شناسی است. بطوری­که انسان، می‌تواند در آیینه‌ی این روایت، نوع ارتباط خود را با الله و دین اسلام، تشخیص بدهد. همه انسان­ها، دارای حبّ ذات هستند. بطوری­که عشق آن­ها به هر کسی و یا به هر چیزی به خاطر خودشان می‌باشد. خداوند حبّ ذات را در نهاد همه انسان­ها قرار داده است تا تمام آنچه را که متعلق به خودش هست را عزیز بشمارد. البته ریشه محبّت‌ها و مذمت‌ها در مؤمنان و دوستان خداوند، خودخواهی نیست، بلکه ریشة مهرورزی در اولیاء الله خداخواهی است، بطوری­که آنان را به سمت دریافت صفت رحمانیت و رحیمیت خداوند سوق می‌دهد. اگر کسی الله را دوست دارد، حتماً از شعائر و نشانه‌های الله نیز لذت برده و آن­ها را دوست دارد. نمی‌توان ادعای عشقِ خداوند را نمود، امّا به شعائر الهی احساس تنفر و یا بی‌علاقگی داشت. قرآن در این باره می‌فرماید: «وَمَنْ یُعَظِّمَ شعائِرَ اللّه فَإنَّها مِن تَقْوی القلوب...» (سوره حج/آیه 32) از نشانه‌های تقوای دل­ها، بزرگ داشتن شعائر الهی است. هر گونه گرایش و علاقه، به سبک زندگی غیر الهی، نشانه عدم تقوای خالص انسان بوده و خداخواهیِ او را رد می‌کند. ممکن نیست کسی الله را دوست بدارد، امّا به سبک زندگی غیرالهی تمایل داشته باشد. امام صادق «علیه‌السلام» بزرگداشت برادران دینی را نیز از شعائر الهی دانسته و آن را نشانه بزرگداشت الله و دین می‌نامند. برای مؤمنان، ملاک مهرورزی، دین است، نه روابط دیگر... آن­ها تمام عشق خود به الله و اهل‌بیت را به پای برادران دینی خود می‌ریزند. از وجودشان توهین، تحقیر، آسیب، غیبت، سرزنش و ... به کسی وارد نمی‌گردد. کسانی که دائماً با دست و زبان خود دیگران را می‌آزارند، مَحال است عاشق الله باشند. چنین کسانی روزی الله را می‌خورند. امّا حرمتِ الله و بندگان الله را نگاه نمی‌دارند. نفسِ ما، اولین صاحب حقی است که باید احترام آن را نگه داشته و تعظیمش کنیم. کسانی که با انواع تندخویی‌ها، وسواس‌ها، درندگی‌ها و ... لحظه به لحظه نفس خود را می‌آزارند، مَحال است از نگاه الله، دیندار و مؤمن به حساب بیایند. انواع سخت‌گیری‌ها، موشکافی‌ها، تحقیر کردن‌ها، عذرناپذیری‌ها و ... که سبب آزار بندگان خدا می‌شود، همه و همه از علائم دوری انسان از الله است. از چنین انسان­هایی دائماً آزار صادر می‌گردد، چه در حق نفس خودشان و چه در حق دیگران آنان که مهربان‌ترند، و دیگران را بیشتر مورد اکرام قرار می‌دهند، به الله و اهل آسمان شبیه‌تر و نزدیک‌تر بوده و در نگاه آن­ها محبوب‌ترند. مؤمن مَحال است گذشته کسی را در ذهن خود نگه دارد، هرگز بخاطر ظلمِ گذشته دیگران در حق خودش، کینه‌ای به دل نگرفته، و با انتقام‌جویی با او رفتار نمی‌کند. مؤمن از گذشته و آینده رهاست... و شاد و آرام در آغوش الله به سمت جلو حرکت می‌کند. انسان­های متکبّر، که خود را از دیگران برتر می‌دانند، و یا با غرور از پذیرش بعضی از احکام دین سر باز می‌زنند، یقیناً، دیندارهای محکم و قدرتمندی نیستند.     زیبا سخن بگو؛ تا در نظر خداوند زیبا جلوه کنی... امام جعفر صادق «علیه السلام» فرمودند: «مَنْ قَالَ لِأَخِیهِ اَلْمُؤْمِنِ مَرْحَباً كَتَبَ اَللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَرْحَباً إِلَى‏ یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ؛ هر که به برادر مؤمنش بگوید، مرحبا ... خداوند این تهنیت را تا روز قیامت، برای او می‌نویسد». هر گونه اعلام محبت و اعلام ارادت به بندگان خدا، محبت خداوند را به سوی انسان جلب می‌کند. تیزی‌ها و تندی‌های کلام، حتماً نارضایتی خداوند را به دنبال دارد. این مسئله به قدری مهم است که خداوند در آن، آن را به عنوان یک دستورالعمل کلیدی در حرکت به سوی الله معرفی می‌کند. «قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی هِیَ أَحْسَنُ؛ به بندگان من بگو، که با یکدیگر به بهترین نحو سخن بگویند». (سوره اسراء/آیه 53) عموماً در قرآن، بعد از هر کلمه «قُل»، یک دستورالعمل برای سبک زندگی الهی مطرح می‌شود. و این دستورالعمل­ها را تنها عباد خداوند، جدی می‌گیرند. یعنی همان کسانی که تصمیم جدّی برای حرکت به سوی قرب به الله دارند؛ کسانی که غرور و تکبر، مانع پذیرش دستورات دین، در آن­ها نمی‌شوند. این بار خداوند به عباد خود، دستورالعمل مهارت­های کلامی را ارائه می‌دهد. بطوری­که از آنان دعوت می‌کند، تا با بهترین الفاظ و بهترین نحوة با یکدیگر سخن بگویند. تنها کسانی می‌توانند این مسیر را خوب طی کنند، که نرم، مهربان، محترم و مؤدب با یکدیگر سخن بگویند.   «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - اکرام در پرتو مهربانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3481
زمان انتشار: 25 اوت 2015
| | | | |
اکرام در پرتو مهربانی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸5، ۹۴/۰۵/۲9

اکرام در پرتو مهربانی

 

تکریم هر موجودی در عالم، در حقیقت احترام گذاردن به خداوند است، و بالعکس هرگونه بی‌احترامی، سرزنش، دریدن، زخم زبان و... نیز به خداوند باز می‌گردد. این حقیقت، نشان می‌دهد، که انسان­ها به خودی خود یک میدان، برای تمرینِ قربِ ما هستند. و هر گونه رفتار ما با دیگران، میزانِ شباهت ما را با الله، مشخص خواهد کرد. شاد کردن دیگران، به ساده‌ترین روش‌ها، اکرام آن­هاست و حجم عظیمی از گناهان انسان را پاک می‌کند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * مهربان و خوش خلقی مستمر، علامت رشد حقیقی است که اگر این طور نباشد یعنی به خدا نزدیک نیستید. * قیمت هر انسانی به تعداد اسمائی است که از حق تعالی جذب می کند. * ثروت حقیقی هر فردی در دنیا و آخرت، اسماء الهی است. * برای مهربان­ شدن باید کارهایی را انجام دهیم از جمله: ترک ظلم و بی ادبی، رعایت اکرام و احترام به دیگران و مهرورزی. * هر ظهور زیبایی که در نفس وجود دارد وسیله ای برای مغفرت الهی است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۸۳ «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۵/۲9 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: مهربانی، شرط اصلیِ ایمان و قرب به الله است... در بحث سیر انسان به سوی الله، یک قاعدة بسیار مهم و کلیدی وجود دارد که بهتر است با آن آشنا شویم؛ می‌دانیم که حداقلِ سعادت یک انسان در آخرت آن است که به محض تولد به برزخ، به بهشت وارد شود، که اگر چنین اتفاق مهمی برای کسی رخ ندهد، قطعاً دچار خسارت عظیمی شده است. نشانة حرکت صحیح یک انسان در دنیا، به سمت چنین تولد موفقی که منجر به ورودش به بهشت می‌گردد آن است، که روز به روز بر سطح آرامش و شادی او افزوده شده و از سطح تندی‌ها و تیزی‌های نفسش کاسته می‌گردد. به این معنا که انواع بدبختی‌ها، حمله‌ها، حسادت‌ها، بدبینی‌ها، زودرنجی‌ها، حساسیّت‌ها، تکبرها و ... روز به روز از وجود او بیشتر رخت بربسته،  بر حجم مهربانی و رحمت او بر دیگران روز به روز افزوده می‌گردد، به طوری­که هر چه زمان بیشتر می‌گذرد، روح او نرم‌تر و لطیف‌تر می‌گردد. اگر کسی، چنین تغییراتی را در خود احساس نمی‌کند، یعنی در مسیر صحیحی به سوی الله حرکت نمی‌کند. زیرا کسی که در مسیرِ قرب (شباهت) به الله، درست گام بر می‌دارد، باید روز به روز به الله شبیه‌تر گردد. تنها کسی که به الله شبیه‌تر می‌شود، که با گذشت زمان، اسماء بیشتری از الله را در خود تجلی می‌دهد. در حقیقت، تنها سرمایة دائمی و واقعی انسان که با او به برزخ منتقل خواهد شد، همین اسمائی است که از خداوند بزرگ دریافت کرده و در نفس خود تثبیت نموده است. در غیر اینصورت تمام نعمت‌های دنیا، اگر در میزان قربِ انسان به الله مؤثر نبوده باشند، تنها ابزاری برای خسران و عقب گرد او بوده و در برزخ مزاحمان و موانعِ عظیم سعادتِ ابدی او خواهند بود. الله برای جلوه نمودن، اول با اسم رحمان جلوه کرده است. به طوری که اسم رحمانِ الله، مادرِ تمام اسماء الهی بوده و در تمام آن­ها حضور دارد. بنابراین «شرط لازم» برای دریافت هر اسمی از اسماء الهی، دریافت اسمِ رحمان است. رسیدن به رحمت به تمام موجوداغت عالم (انسان­ها، گیاهان، حیوانات، جمادات و...) همان صفت رحمانیّت است. امّا رحمت ویژه و خاص که مخصوص مؤمنان و دوستان خداوند است، صفت رحیمیت نامیده می شود. انسان برای دریافت دو اسم رحمان و رحیم، لازم است چهار مرحلة زیر را به انجام برساند؛ 1- ترک ظلم                2- ترک بی‌ادبی                 3- رعایت احترام و اکرام به دیگران                   4- مهرورزی به بندگان خدا طی این چهار مرحله برای دریافت اسم رحمان و رحیم لازم و ضروری است. اگر کسی این دو اسم را دریافت نماید، جذبِ بقیه اسماء الهی برای او کار آسانی خواهد بود. انسان­های متکبر، حسود، بدبین و خودخواه مَحال است بتوانند مسیر قرب را طی کرده و به سلامت به مقصد برسند، مگر آنکه در دریافتِ اسماء رحمان و رحیم موفق شده و از خودمحوری فاصله بگیرند. توجه داشته باشیم که حتی در مورد انسان­هایی که پیوند عاطفی خاصی با آن­ها نداریم و یا خشونت‌ها و تیزی‌هایشان راهِ پیوند را برای ما بسته است، رعایت ادب و احترام کاملاً ضروری است حتی اگر در قلب‌مان احساسِ صمیمیت با آن­ها نداشته باشیم. اکرام بندگان خداوند، اکرام خود خداست... نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» می فرماید: «مَنْ اَكْرَمَ اَخاهُ فَاِنَّما یُكْرِمُ اللّهَ فَما ظَنُّكُمْ بِمَن یُكْرِمُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اَنْ یَفْعَلَ بِهِ؛ هر کس برادرش را گرامی بدارد، در حقیقت، الله را گرامی داشته است. به نظر شما، خداوند با کسی که او را گرامی داشته است، چگونه برخورد می‌کند». می‌دانیم که منظور از «برادر» در این روایت، تمام انسان‌ها و حتی تمام موجودات دیگر از مخلوقات و تجلیات پروردگار در عالم است. تکریم هر موجودی در عالم، در حقیقت احترام گذاردن به خداوند است، و بالعکس هرگونه بی‌احترامی، سرزنش، دریدن، زخم زبان و... نیز به خداوند باز می‌گردد. این حقیقت، نشان می‌دهد، که انسان­ها به خودی خود یک میدان، برای تمرینِ قربِ ما هستند. و هر گونه رفتار ما با دیگران، میزانِ شباهت ما را با الله، مشخص خواهد کرد. شاد کردن دیگران، به ساده‌ترین روش‌ها، اکرام آن­هاست و حجم عظیمی از گناهان انسان را پاک می‌کند. اکرام انسان­ها، آمرزش خداوند را به دنبال دارد... سلمان فارسی تعریف می‌کند که: بر پیامبر اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» وارد شدم، ایشان بر متّکای کوچکی تکیه داده بودند. تا مرا دیدند، متکایشان را به سمت من گرفتند و از من خواستند که من هم تکیه بدهم. سپس علت این رفتارشان را اینگونه توضیح دادند، هیچ مسلمانی نیست که برادر مسلمانش بر او وارد گردد. و او تکیه‌گاهش و متکایش را به او بدهد، و این کار را از روی احترام و اکرام انجام دهد، مگر آنکه خداوند او را می‌آمرزد. تمام ظهورات زیبایی که از نفس انسان صادر می‌گردد، بهانه‌ایست در دستان خداوند برای آمرزش بندگانش. اکرام به اهل محبت، و گذشت از اهل عداوت... امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «أكرِمْ مَن وَدَّكَ، و اصفَحْ عن عَدُوِّكَ؛ یَتِمَّ لكَ الفَضلُ؛ هر که تو را دوست دارد، گرامی‌اش بدار و اکرامش کن، و از دشمن خودت نیز بگذر و کینه به دل نگیر، که این دو دستورالعمل، فضیلتِ تو را کامل و تمام می‌گرداند». انسان­هایی که قلباً دلشان می‌خواهد، نفس قدرتمند و بزرگی داشته و اهل فضل و کرامت نفس باشند، توجه داشته باشند؛ که مبادا به واسطه صمیمیت و رفاقت با کسی، احترام و تکریم او را زیر پا گذاشته و او را مورد توهین قرار دهند. بعنوان مثال رفقایی که به واسطه صمیمیت، یکدیگر را با الفاظ لغو و زشت مورد خطاب قرار می‌دهند و یا والدینی که احترام فرزندانشان را نگه نمی‌دارند، از جمله این گروهند. همین­طور از کسانی که در حق‌تان بدی می‌کنند، نیز بگذرید... که این دو دستورالعمل، انسان را به تمامِ فضیلت‌ها می‌رساند.   «والحمدلله رب العالمین »  

صوت

1 - اکرام در پرتو مهربانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3465
زمان انتشار: 23 اوت 2015
| |
اعتماد به خدا، تحمل را افزایش می‌دهد...

راه های مبارزه با غم (جلسه 46)، 94/3/2

اعتماد به خدا، تحمل را افزایش می‌دهد...

اگر اوضاع مطابق میلت نیست، همان شرایط موجود را بخواه. یقین به این نکته که همواره شرایط موجود، بهترین شرایط لازم برای ماست، قلب ما را در جهت رضایت از امور، پیش برده و تسکین‌مان خواهد داد. به الله اعتماد داشته باش.

ادامه مباحث درمان‌های اعتقادی غم   نهایتِ تلاشت را در انتخاب قدرها خرج کن.... در مباحث قَدَر آموختیم که خداوند بزرگ، دنیا را براساس اختیار انسان‌ها بنا نموده است. به گونه‌ای که حتی این اختیار را به آن‌ها داده که روبروی ربّ بزرگ عالم بایستد و یا با او به مخالفت برخیزند. تنها انتخاب‌هایی (قدرهائی) به قضای مناسب ختم می‌شوند که از روی اختیار، صحیح و مناسب برگزیده شوند. آن‌چه که مهم است، میزان تلاش اختیاریِ انسان‌ها در جهت انتخاب قدرهای صحیح برای رسیدن به قضاهای مناسب است. تنبلی‌ها و بی‌حوصلگی‌ها در شناخت و انتخاب یک قدر مناسب، از بزرگترین خیانت‌هائی است که هر انسان در حق خود وارد می‌کند، چرا که انسان‌ها با تلاش در جهت شناخت قدرهای مناسب، می‌توانند نتائج زندگی خود را به نحو أحسن تغییر داده و به سوی سعادت حرکت نمایند. ما موظفیم نهایتِ تلاش خود را ابتدا برای شناخت قدرها (انتخاب‌های صحیح) بکار بگیریم، و سپس با تکیه بر قدرت خداوند و استمداد از دعاها و توسلات برای انتخابِ این قدرها و رسیدن به قضاهای مناسب آن گام برداریم؛ به عنوان مثال در یک مسابقه فوتبال، اعضای دو تیم موظفند خصوصیات حریف‌های خود را شناسائی کرده و با نحوة بازی آن‌ها کاملاً آشنا شوند. علاوه بر این قبل از آغاز مسابقه، خود را از لحاظ بدنی کاملاً آماده نبرد، نمایند. به این مرحله از تمرین، مرحلة شناختِ قدرها و تلاش برای انتخابِ قدر مناسب گفته می‌شود. حال بعد از اینکه اعضای دو تیم غایتِ تلاش خود را در این زمینه بکار گرفتند، می‌توانند واردِ مسابقه شده و برای رسیدن به قضای مناسب و دلخواه‌شان،‌ در نهایت سعی و تلاش، بجنگند. امّا آن‌چه که در این میان مهم است رضایت به قضائی است که بعد از نهایتِ تلاش در انتخاب قدر مناسب، برای انسان، بوجود می‌آید. تسلیم در برابر قضاء، زیباترین و مهم‌ترین نوع عبودیّت انسان است. البته فراموش نکنیم که؛ نقش دعا و استمداد از تنها منبع قدرت عالم، بزرگترین عاملِ موفقیت انسان در رسیدن به قضاهای مناسب است. بطوری‌که اگر دو انسان را با میزان تلاش یکسان در نظر بگیریم، فردی از این دو، به موفقیّت نزدیک‌تر خواهد بود که استمداد بیشتری از آسمان داشته است. اساساً دعاهای انسان توجه پروردگار را به سمت او جلب می‌کند. انسانی که با تکیه بر توانائی‌های خودش و بدون کمک گرفتن از خداوند شروع به پیمودن مسیری می‌نماید، قطعاً نسبت به کسانی که با دعا، حرکتِ خود را بیمه می‌کنند، از موفقیّت کمتری برخوردار خواهد بود.   افسوس و ای‌کاش، ممنوع! گاه علیرغم تمام تلاش‌ها و دعاهای انسان، زحماتش به نتیجه مطلوب ختم نمی‌شود. در چنین شرایطی، سرزنش‌ها و یا ای‌کاش گفتن‌ها، اشتباه‌ترین عکس‌العمل انسان است. فراموش نکنیم که هرگز نه خودمان را سرزنش کنیم و نه دیگران را. رسول اکرم «صلی الله علیه و آله» هرگز کلمه ای‌کاش را در زندگی خود بکار نبردند. گفتن کلمه ای‌کاش، راه شیطان را به سوی انسان باز می‌کند. با کلمه ای‌کاش راه حملات از عقب گشوده شده و قلبِ انسان را مضطرب و مشغول می‌سازد. به گونه‌ای که او را از ادامة حرکت به سوی سعادت ابدی باز می‌دارد. قلبی که گرفتار گذشته‌ها و ای‌کاش گفتن‌ها شود، قطعاً طعم آینده سعادتمدی را نخواهد چشید. انسان‌ها حتی در مواقعی که مقصر هم هستند، می‌توانند آن شکست‌ها را به نفع خود خاتمه دهند. خداوند تمام سختی‌هائی را که انسان با انتخاب‌های نامناسب برای خود رقم زده است، کفاره گناهانش قرار داده و او را برای جبران گذشته‌اش یاری خواهد نمود. از همین رو غصّه خوردن برای شکست‌ها و مصائب کاری کاملاً غیرعقلانی و از حربه‌های شیطان است. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، اعتقاد به قدرهای الهی، را سِلاحی قدرتمند در دفع چنین غم‌هائی معرفی می‌کند؛ «نِعْمَ الطّارِدُ لِلهَمِّ الإتِكالُ عَلى الْقَدَرِ؛ نیکوترین راه دفع اندوه تکیه بر قدرت‌های الهی است». فراموش نکنیم که بعد از هر شکستی، بررسی عوامل شکست و تلاش در جهت رفع نقاط ضعف، راهی بسیار شایسته و عاملی در جهت رشد و ارتقاء انسان است. امّا باید مراقب باشیم که در هنگام بررسی عوامل شکست‌مان، دچار غم، اضطراب و ای‌کاش گفتن‌ها نشویم. مؤمن هرگز برای آن‌چه که از دست داده است، تأسف نمی‌خورد و با اعتماد به آغوش الله، به حرکت روبه جلوی خود ادامه می‌دهد. زیرا او یقین دارد که خداوند تمام عوالم را با همه جریاناتش به نفع انسان آفریده و خاتمه خواهد داد.   اعتماد به خدا، تحمل را افزایش می‌دهد... امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ألْأَجَلُ مَحْتُومٌ وَالرِّزْقُ مَقْسُومٌ فَلا یُغِمَّنَّ أَحَدَكُمْ إِبْطاؤُهُ ، فَإِنَّ الْحِرْصَ لایُقَدِّمُهُ، وَالْعفافَ لایُؤَخِّرُهُ، وَ الْمُؤْمِنُ بِالتَّحَمُّلِ خَلیقٌ؛ مرگ حتمی و تردیدناپذیر است، و رزق‌ها تقسیم شده‌اند، پس هیچ کدام‌تان به خاطر کند شدن روزی‌تان غمگین شوید، با حرص خوردن شما، این روزی جلو نمی‌افتد، و چشم‌پوشی تو آن را به تأخیر نمی‌اندازد و مؤمن شایسته است که همه چیز را خوب تحمل کند».  مرگ، چیز اعجاب‌انگیزی نیست. قاعده ی دنیا، تولد به آخرت است و اساساً دوران رحمی دنیا، بدون خاتمه یافتن به چنین تولدی، بی‌معنا و بی‌اعتبار است. البته عوامل بسیاری در طول عمر انسان و یا کاهش عمر او مؤثرند؛ عواملی مانند صله ی رحم، صدقات، اعمال حسنه دیگر و... سبب افزایش طول عمر بوده و گناهانِ انسان، عمر او را شدیداً کاهش می‌دهند. در روایت آمده است که تعداد انسان‌هائی که در اثر گناه، زودتر از زمان مقرر شده از دنیا می‌روند، بسیار بیشتر از کسانی است که در زمان معیّن و مقرّر خود از دنیا می‌روند. سبک‌های تغذیه‌ای بسیار نامناسب در زندگی امروز، یکی از عوامل کوتاهی عمر انسان‌هاست. سهم همة انسان‌ها از رزق‌های مادی و معنوی به یک میزان است. گروهی در این دنیا و گروهی در آخرت بیشتر بهره‌مند می‌شوند. شایسته است که به پروردگار عادل‌مان اعتماد داشته باشیم. دعا کنیم امّا اعتماد داشته باشیم که خداوند آن‌چه را که بهترین است بر ما وارد خواهد کرد.    قضای الهی را هرچه که باشد، بپذیر! امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إِذا لَمْ یَكُنْ ما تُریدُ فَلا تُبالِ كَیْفَ كُنْتَ؛ اگر اوضاع، مطابق میلت نیست، ناخشنود نباش». ما به حکمت آن‌چه که بر ما می‌گذرد، واقف نیستیم، چه‌بسا اوضاعی که نمی‌پسندیم شان، بهترین شرایط لازم برای رشد ما بوده باشند. لذا اعتماد به ربّ اعلای‌مان، ما را از ناخشنودیِ نسبت به امور، رها خواهد کرد. در فرمایش دیگری از امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» آمده: «إٍذا لَمْ یَكُنْ ما تُریدُ فَأَرِدْ ما یَكُونُ؛ اگر اوضاع مطابق میلت نیست، همان شرایط موجود را بخواه».یقین به این نکته که همواره شرایط موجود، بهترین شرایط لازم برای ماست، قلب ما را در جهت رضایت از امور، پیش برده و تسکین‌مان خواهد داد. به الله اعتماد داشته باش. در کلام دیگری از امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» است که فرمودند:«قَالَ اللهُ تبارک و تعالی: عَجِبْتُ لِمَنْ یُؤْمِنُ بِالْقَدَرِ كَیْفَ یَحْزَنُ؟ خداوند می‌فرماید: من تعجب می‌کنم از مؤمنی که به قضا و قدر ایمان دارد، امّا باز هم غصه می‌خورد». امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: «إنَّ كانَ كُلُّ شَیءٍ بِقَضاءٍ مِنَ اللّهِ وَ قَدَرِهِ فَالحُزنُ لِماذا؟!؛ اگر هر چیزی براساس قانون اندازه‌های خداوند است، پس غصه خوردن چرا؟!». انسانی که با تلاش عالی، در انتخاب قدرها قدم گذاشته است، به قضای الهی راضی است. حال این قضا مطابق میل او نیز نباشد. او همیشه نتیجه را به نفع خود، خاتمه یافته می‌بیند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3464
زمان انتشار: 23 اوت 2015
| |
روش­های اعتقادی مبارزه با غم

راه های مبارزه با غم (جلسه 45)، 94/2/19

روش­های اعتقادی مبارزه با غم

توکّل و اعتماد به الله، حتماً اضطراب و نگرانی آینده را از قلب انسان خواهد زدود. استفاده از اسباب و علل مادی، در صورتی به نتیجه مطلوب خواهند رسید که تمام قدرت آن­ها را از الله دیده و با اتّکا به خداوند، از آن­ها استفاده کنیم. ایمان حقیقی، آن است که انسان، به آن­چه که در نزد خداوند است، بیشتر از آن­چه که در دستان خودش است، اعتماد داشته باشد.

روش­های اعتقادی مبارزه با غم   همه‌ی امور زندگی ما،‌ در نهایت به نفع ما خاتمه می‌یابند! انسان­ها به واسطه‌ی سعی و تلاش­شان، قادرند دنیای آبادی را بسازند و هم آخرت سعادتمندی را. امّا در زندگی همه‌ی انسان­ها، یک سلسله عوامل وجود دارند که در حیطه‌ی سعی و تلاش آن­ها تعریف نمی‌شوند، بلکه از دایره اختیار انسانی خارج بوده و از بیرون بر او تحمیل می‌گردند. از سویی انسان­های بسیاری در پیرامون انسان زندگی می‌کنند که اختیار و اراده‌ی آن­ها در تقابلِ با اراده و اختیار او قرار گرفته و اموری را بر او تحمیل می‌کنند، که از محدوده‌ی اختیارش خارج می‌باشد. به عنوان مثال جنگی که از سوی دشمنان بر یک جامعه تحمیل می‌گردد، زندگی تک تک افراد آن جامعه را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. سهم "ما"، و سهم "انسان‌های پیرامون ما" و سهم "خداوند" در زندگی تک تک ما، سهمی مُشاعی است. به این معنا که اشتراک این سه سهم در سرنوشت و سعادت انسان حتمی است، امّا میزانِ سهم هرکدام مشخص و روشن نیست. هر انسان موظف است که در آن سلسله از اموراتی که در اختیار اراده ی او هستند، نهایتِ زحمت و تلاشش را هزینه نماید تا به سرانجام خیر دست پیدا کند. امّا در آن دسته از اموراتی که از سوی دیگران به انسان وارد می‌شود؛ دو حالت زیر ممکن است اتفاق بیفتد؛ حالت اول حوادث و اتفاقاتی است که به نفع ما، مطابق میل ما و هم‌سوی اراده ماست که زیباست و باید از آن­ها استفاده کنیم. حالت دوم حوادث و جریاناتی است که مخالف میل ما بوده و دور از توقع، پیش‌بینی و اراده ما رخ می‌دهند. این دسته از امورات هم کفاره گناهان انسان بوده و هم بر درجات آخرتی او می‌افزایند. البته فراموش نکنیم که حتی مصائب و مشکلاتی که در اثر کوتاهی‌ها، بی احتیاطی ها و تنبلی‌های خودمان نیز رخ می‌دهند، به سبب رحمت بی‌نهایت پروردگار، موجبات آمرزش گناهان و شادی‌های آخرتی را فراهم می‌آورند. بنابراین هیچ سختی، مصیبت، غم و.... در زندگی انسان به وجود نمی‌آید، مگر آنکه به نفع او خاتمه می‌یابد. پس هر انسان زیرکی، با نهایت تلاش، به سمت سعادت و شادی دنیا و آخرتش حرکت می‌کند، امّا از سختی‌ها و غمهایی که در مسیر حرکت او پیش می‌آیند نیز نمی‌هراسد، چرا که نتیجه نهائی‌اش را نیز به نفع خودش خاتمه یافته می‌بیند. از همین رو همیشه با آرامش و شادی زندگی می‌کند. حتی معاصی نیز، در مسیر حرکت به سوی الله، قابل جبران‌اند. و انسان به راحتی می‌تواند با استفاده از رحم‌های قدرتمند (مکانی، زمانی و استاد) تمام عقب ماندن‌های خود را در این مسیر جبران نماید. نگران نتیجه زحماتت نباش!  نبی اکرم «صلّی الله علیه و آله» فرمودند: «لا یَکْثُرْ هَمُّکَ، مَا یُقَدَّرُ یَکُنْ، وَمَا تُرْزَقْ یَأْتِکَ؛ خودت را زیاد به زحمت مینداز، آن­چه که برایت مقدّر شده، اتفاق می‌افتد، و آن­چه که روزی تو است، به تو خواهد رسید». اضطراب­ها، حرص و جوش­ها و زحمات بیش از حدّ برای آینده از انواع حملات شیطان است، که در اصطلاح به آن "حمله از جلو" گفته می‌شود. این حملات، برای رشد و محکِ انسان در مسیر قرب به الله بسیار بسیار مؤثر و مفیدند، زیرا با شروع این حملات، مشخص می‌شود که انسان می‌تواند با داشتن الله و اهل بیت و اعتماد به حمایت‌های آنان، از پسِ این حملات برآید یا نه! اگر کسی بتواند. در نظر اول: بین این روایت با آیة  «لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی...؛ انسان جز با سعی و تلاش به جائی نمی‌رسد» تناقض و منافات دیده می‌شود. امّا حقیقتِ این دو در کنار هم، این نتیجه را می‌دهد که انسان باید تمام تلاشش را برای رسیدن به سعادت بکار بگیرد امّا به هیچ‌وجه برای نتیجه این تلاش نگران و مضطرب نباشد. چرا که اگر بر فرض مثال، زحمات او نیز به ثمر نرسد، باز هم کفاره گناهان او بوده و بر درجات آخرتی‌اش خواهد افزود. نفس قدرتمند؛ محبوبِ خداوند است... نبی اکرم «صلّی الله علیه و آله» می­فرمایند: «الْمُؤْمِنُ الْقَوِیُّ، خَیْرٌ وَأَحَبُّ إِلَی اللَّهِ مِنَ المُؤمن الضَعیف؛ مؤمن قوی، بهتر و محبوب‌تر است در نزد خداوند از مؤمن ضعیف». طبق این روایت، مؤمنی که قدرت روحی بالاتری دارد، قطعاً به شباهت بالاتری به ربّ حقیقی خود (الله) پیدا کرده است، درنتیجه شبیه‌تر و نزدیک‌تر به الله شده است و اسماء بیشتری از خداوند در او تجلّی یافته است. پس در نگاه خداوند حتماً محبوب‌تر خواهد بود. تلاش بیشتر همراه با استمداد از خداوند، به بهترین نتیجه می‌انجامد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند: «اِحرِص عَلی ما یَنفَعُکَ، وَاستَعِن بِاللّهِ وَلا تَعجَز، وإن أصابَکَ شَیءٌ فَلا تَقُل: لَو أنّی فَعَلتُ کانَ کَذا وکَذا...؛ حریص باش (بکوش) برای آن­چه که برایت مفید است. از خدا کمک بخواه و از خودت عجز نشان نده. اگر به مشکل رسیدی، نگو کاش فلان جور می‌شد و... باید برای اموری که به نفع ماست، بسیار تلاش کنیم، یعنی در نهایت وُسعِ نفسمان، زحمت بکشیم، تا به بهترین نتیجه برسیم. قطعاً نتیجه‌ای که ما دریافت خواهیم کرد، کاملاً به میزان تلاش ما وابسته است. به عنوان مثال تلاش انسان در انتخابِ صحیح همسر، زندگی زیباتری را برای انسان رقم خواهد زد. و یا در مسیر جذب اسماء الهی، یک نفر با تلاش بیشتر، قادر است در زمان کمتری نتیجه‌ای بسیار ارزشمندتر از کسانی به‌دست آورد که سال‌ها با سطح تلاش کمتری در این مسیر حرکت نموده‌اند. هرگونه تنبلی و بی‌حوصلگی در هر کدام از بخش‌های وجودی، انسان را از رسیدن به نتیجه مطلوب باز می‌دارد. امّا انسان به هیچ‌وجه نباید در صورت تلاش و زحمت، نگران و مضطربِ آینده ی تلاش هایش باشد، چراکه با اعتماد به پروردگار و استمداد از او، نتیجه حاصله، هرچه که باشد، قطعاً به نفع او خاتمه خواهد یافت. توکّل و اعتماد به الله، حتماً اضطراب و نگرانی آینده را از قلب انسان خواهد زدود. استفاده از اسباب و علل مادی، در صورتی به نتیجه مطلوب خواهند رسید که تمام قدرت آن­ها را از الله دیده و با اتّکا به خداوند، از آن­ها استفاده کنیم. ایمان حقیقی، آن است که انسان، به آن­چه که در نزد خداوند است، بیشتر از آن­چه که در دستان خودش است، اعتماد داشته باشد. کسانی در عالم موفق‌ترند که ضمن بکار گرفتن نهایتِ تلاش­شان، "از خداوند استمداد می‌طلبند"، و با اتکاء به او شاد و آرامند. دعا، همزمان با تلاش، قطعاً انسان را به موفقیتِ بیشتری می‌رساند. زیرا "دعا" کمک گرفتن از کانون قدرت است، و خداوند کریم و بخشنده..... ممکن نیست دستان دعاگو را خالی بازگرداند.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3463
زمان انتشار: 23 اوت 2015
| |
راه های رسیدن به آرامش

بحث آرامش (6)، ۹۴/3/9؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

راه های رسیدن به آرامش

عناوین مورد بحث در این جلسه: در تولید شادی و آرامش کیفیت نگاه به خود تأثیر فوق­العاده بسزایی دارد. جهنم یعنی عدم آمادگی برای زندگی در بهشت. بخش فوق عقل ما همان بخش بی­نهایت طلب ماست، لذا تا به این مقام نرسیم آرامش نخواهیم داشت. کسانی که در زندگی­شان بدنبال شادی، آرامش و موفقیت هستند باید با هویت انسانی شان آشنا شوند و آن را دوست داشته باشند. میزان بزرگی، انسانیت یک فرد به این دو حس بستگی دارد: رابطه عاطفی با اهل بیت بویژه امام زمان (علیه السلام) 2- تلاش و دلسوزی برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان (علیه السلام). انسانی که از عواطف انسانی برخوردار است، شخصیتاً انسان قوی است. شخصی که ثروت جاودانه و ابدی دارد، براحتی احساس حقارت و شکست نمی کند. کسی که خودش را به عنوان انسان دوست دارد، خداوند همه غم های او را از بین می برد.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 6 «آرامش » مورخ ۹۴/3/9، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: نکات قابل تأمل در طول حیات دنیا من جاودانه‌ام. هم اکنون در رحم دنیا هستم. روز وفات به آخرت متولد خواهم شد. تنها تولد سالم و سالم قوی، تولد موفق است. آخرت میلیاردها برابر از دنیا کامل‌تر است. پس نیاز به تلاشی بیشتر دارد. جهنم حاصل عدم آمادگی برای زندگی در بهشت می‌باشد.   نقش برقراری پیوند با خانواده آسمانی در تولد سالم قوی حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: کسیکه در زمان غیبت امام زمان «عج الله تعالی فرجه الشریف» بتواند منتظر حقیقی حضرت باشد با من و هم درجه من خواهد بود. باید خود را به مرتبه و مقامی برسانیم تا بتوانیم همراه معصومین «علیهم‌السلام» باشیم. باید در طول زندگی به چادر امام زمان «علیه‌السلام» راه پیدا کنیم. کسی که میلی پیدا نمی‌کند، بیمار است و باید به فکر درمان باشد. گناه، معصیت، خیال، غفلت و اشتغال به کمالات پایینی می‌تواند برخی از علل بیماری قلب باشد. دعا با اضطرار، خرج کردن غیرت برای امام زمان، ایجاد حس وفاداری و برقراری رابطه عاطفی و شخصی با پدر واقعی نیز دوای درد ماست. میزان بزرگی، انسانیت و شرافت انسانی به تلاش، دلسوزی و دوندگی برای برطرف کردن موانع ظهور می‌باشد. خوشبختی دنیا نیز تنها حاصل برقراری پیوند با خانواده آسمانی ماست. ضعف، اضطراب، بدبینی، عصبانیت، زودرنجی و حساسیت حاصل کم رنگ شدن نقش فوق عقل در زندگی است. هر چه کودک عزیز روان ضعیف‌تر باشد غم، غصه، اضطراب و پژمردگی بیشتر می‌شود. کودک عزیز روان تنها در کنار خانواده و اصل خود آرام و شاد می‌باشد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3415
زمان انتشار: 19 اوت 2015
| | | | |
احترام و اکرام

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸4، ۹۴/۰۵/۲۲

احترام و اکرام

عناوین مورد بحث در این جلسه:

 

اگر انسان در خودش احساس بزرگی کند، گرفتار وسوسه های شیطان نخواهد شد.

آدمی که احساس بزرگی و شرافت دارد تن به ارتباطات پست و چینش های فکری ضعیف نمی دهد.

در ارتباط با یکدیگر باید احترام و اکرام و دیدن خوبی ها و نقاط قوت همدیگر رعایت شود.

وقتی الله در کنار اعتماد به نفس نباشد، شرک است.

به گزارش منتظران منجی ، خلاصه متن سخنرانی جلسه ۳۸4 خانواده آسمانی در هفته آینده بارگذاری میگردد.

صوت

1 - احترام و اکرام

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3414
زمان انتشار: 19 اوت 2015
| | | | |
اکرام و احترام در پرتو خودشناسی

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸3، ۹۴/۰۵/22

اکرام و احترام در پرتو خودشناسی

کسانی که حقیقت وجودی خود را شناخته ­اند و به کرامتِ نفس خود یقین دارند، خود را بزرگتر از آن می‌بینند، که به انواع شهوات پست و توهمّات شیطانی آلوده کنند.

عناوین مورد بحث در این جلسه:   * اکثر اشتباهات و گناهان که از افرادی سر می­زند بخاطر کوچک شمردن خودشان است. * کسی سبک زندگی پست انتخاب می کند که قیمت خودش را نشناسد. * هر جا دچار غم، اضطراب و پوچی می شویم برای اینست که خودمان را نمی شناسیم. * حرمت گذاشتن و ستار بودن مختص افراد با شرافت است. * بزرگ کسی است که بزرگی، قدرت ها، کمالات و زیبائی های دیگران را می بیند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳83 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۵/22 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   سه قاعده معجزه‌انگیز برای کنترل ارتباطات انسان بحث احترام و اکرام در معارف اسلامی، از اهمیّت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. در مباحث گذشته آموختیم که در برخوردها و ارتباطاتمان با دیگران، رعایت سه نکته (قاعده) الزامی است: 1- قاعده «هوَ أنت»: شخص مقابل ما، در حقیقت خودِ ماست. هر گونه رفتار و تفکری که ما در برخورد با او از خود صادر می‌کنیم، یقیناً به خودمان باز خواهد گشت. اگر از ما، احترام، امداد، رحمت، محبت و ... صادر می‌گردد، به یقین تمام اینها به سوی خودمان باز خواهد گشت. و اگر دیگران را تنها گذاشته، و دست یاری‌شان را نفشاریم، خودمان نیز در زمانِ لازم تنها خواهیم ماند. 2- قاعده «هُو رَسولُ الله»: هر انسانی که برای حاجتی و یا کمکی به سوی ما می‌آید، در حقیقت فرستاده خداوند است، و احترام و تکریمِ او، در حقیقت احترام و تکریم خداوند است. 3- قاعده «هُوَالله»: تنظیم ارتباطات انسان با دیگران، براساس آنچه که خداوند می‌پسندد، یقیناً انسان را در کنفِ احترامِ الهی قرار خواهد داد. هر انسان، حقیقتاً نفخه‌ای از خداست، و اگر در ارتباط­مان با دیگران این حقیقت را مورد توجه قرار داده و بدانیم که تنها با الله روبرو هستیم، قطعاً بدون توقع جبران، آنان را از سرچشمه رحمت‌مان سیراب خواهیم نمود. فراموش نکنیم در چنین صورتی، خداوند از رحمت واسطه خودش، به ما خواهد بارید. و بالعکس هر گونه حرمت شکنی، ظلم، خدعه، آزار و ... نیز خداوند را در مقام انتقام‌جویی از ما قرار خواهد داد. ادراک کامل این سه قاعده، دایره بسیاری از توهمات شیطانی را در ارتباطاتِ ما با دیگران، محدود خواهد کرد. بطوری­که شیطان، توانِ زیادی برای بر هم زدن ارتباطات ما با دیگران نخواهد داشت. غالبِ کینه‌ها، اختلافات، مشکلات خانوادگی و ... ریشه در عدم ادراک صحیحِ این سه قاعده و عدم مهارت‌یابی در ارتباط صحیح با دیگران دارد. بطوری­که درست در لحظه‌ای که به مهارت مورد نظر نیازمنداند، امّا آن را نیاموخته‌اند، راه را برای شیطان باز می‌گذارند و فکر و قلب خود را اسیر توهمّات شیطانی می‌کنند، و بدین ترتیب اختلافات را به روابط خود وارد می‌کنند. انواع رقابت‌ها و چشم‌هم ­چشمی‌های کودکانه که ریشه در خودبینی‌ها و خودشیفتگی‌های انسان­ها دارد، از نمونه‌های عدم ادراک صحیح سه قاعده قبل است. احساس شرافت خواهی کرد، اگر خودِ حقیقی‌ات را بشناسی ... امام هادی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «مَنْ كَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفُسُه هانَتْ عَلَیْهِ شَهَواتُه؛ اگر نفس کسی در نزد او بزرگ شد، شهوات در نگاه او کوچک می‌شوند». کسانی که حقیقت وجودی خود را شناخته ­اند و به کرامتِ نفس خود یقین دارند، خود را بزرگتر از آن می‌بینند، که به انواع شهوات پست و توهمّات شیطانی آلوده کنند. چنین کسانی مَحال است به دلیل سبک زندگی الهی خود، احساس شرم و حقارت کرده، و به سبک زندگی غیر الهی تن دهند. احساسِ شرافت، به قدری در وجود آنان پررنگ است که هرگز به رنگ انسان­هایی که از نگاه خداوند با شرافت و محبوب نیستند، در نخواهد آمد. قرآن در توصیف «عبادُالرّحمان» آنان را کسانی معرفی می‌کند که به هیچ شأنِ دونی خودفروشی نخواهند کرد. درست در زمانی­که انسان اسیر امیالِ نفس شده و به شئونات پایینی و پست راضی می‌شود، لحظه‌ای است که قیمت و شرافت حقیقیِ خود را فراموش کرده و آن را به طمع‌ها، زینت‌ها و امیال دنیایی می‌فروشد. امام هادی «علیه‌السلام» در روایت دیگری، روایت اول را کامل می‌کند: «مَن هانَت عَلَیه نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ؛ کسی که نفس او در نظر خودش حقیر است هرگز خود را از شرّ او ایمن مدان». کسی که خودِ حقیقی‌اش را نشناخته و پر از خلاءهای زمینی و طبیعی است، دائماً درگیر نداشته‌های دنیایی‌اش می‌باشد. و خود را تنها و حقیر تصور می‌کند. چنین کسی حتماً در لابه‌لای ارتباطاتش، انسان را آلوده و گرفتار خواهد کرد... لذا نمی‌توان خود را از شرّ او ایمن داشت، و باید کاملاً هوشیارانه با آنان ارتباط برقرار کرد. از سوئی باید دقت داشت که به رخ کشیدن ایراد دیگران، سرزنش و تحقیر آنان، سبب القاء احساس خواری و حقارت در آنان می‌گردد، به طوری که ممکن است، رفتارها و گناهانی، فوق تصور انسان، از آنان سر بزند. رعایت این مسئله بخصوص در سنین میان 14 تا 21 سالگی، در فرزندان بسیار حائز اهمیّت است. اگر در این سنین، فرزند از سوی والدین و دیگر اعضای خانواده مورد تحقیر و هجوم احساس منفی دیگران قرار بگیرد، قطعاً از نظر روانی به سلامت نخواهد رسید و برای دیگران در آینده خطرناک خواهد بود. لازم به ذکر است که رعایت این نکته، تنها منحصر به هفت سال سوم زندگی فرزندان نیست، بلکه والدین در تمام سنین، موظف به حفظ حرمت فرزندان و یا حتی تمام انسان­های پیرامون‌شان می‌باشند. انسان‌ها زمانی قادرند در برابر سبک زندگی شیطانی و غلط و یا در مقابل انواع گناهان مقاومت کنند، که قیمت خودشان را بشناسند. در غیر این صورت، دائماً به سمت زندگی شیطانی و پست گرایش خواهند داشت. چنین کسانی به صِرف نصیحت و موعظه تغییر نخواهند کرد، مگر آنکه خودِ حقیقی‌شان را بشناسند و ارزش و قیمت‌شان را ادراک کنند. موعظه‌ای قدرتمند است که قیمت‌ها و ارزش­های‌ انسانی را به شخص شناسانده و او را به احساس شرافت برساند. تنها در این صورت است که او دست از سبک زندگی اشتباه کشیده و به سبک زندگی الهی روی خواهد آورد. امام حسین «علیه‌السلام» در جمله‌ی تاریخی خود فرموده‌اند: «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةٌ...» یعنی اینکه خاندان من آنقدر شرافت دارند که ما تن به پستی و ذلّت ندهیم... کسی که به شرافت نفس رسیده است، در تمام انتخابات خودش بزرگی خود را حفظ می‌کند (انتخاب دوست، انتخاب لباس، انتخاب موسیقی، انتخاب محیط تفریحی و ...). چنین کسی با توجّه به عزت نفسی که در او شکل گرفته است، قادر است استعدادهای عظیم الهی را در درون خودش بارور کرده و حتی تا مقام والای شهادت را طی کند. چنین کسی اساساً به سوابق خانوادگی نامطلوب خود اهمیّت نمی‌دهد، چرا که انتساب او به ریشه‌های حقیقی و انسانی‌اش (اهل‌بیت)، او را به شرافت نفس رسانده است. او باور کرده است که برای رسیدن به تشبّه به خداوند خلق شده است، لذا این هدف را جدّی گرفته و برای تحقق این هدف عظیم، تمامِ تلاشش را هزینه می‌کند، لذا از هیچ تحقیری و هیچ مانعی در این مسیر نمی‌هراسد، چرا که الله، خانواده آسمانی و تمام اهل آسمان را به عنوان تکیه گاه همیشه در بردارد. کسی که هنوز علیرغم داشتنِ ظاهر ایمانی، محتاج تأیید و نگاه دیگران است و با تحقیر و تحریم انسان­های دیگر، احساس ذلّت و تنهایی می‌کند، نشان می‌دهد که اساساً هیچ ارتباط حقیقی و رشددهنده‌ای با اهل آسمان ندارد. اساساً هرگز وابستگی به زمین و اهل زمین، نشانه روشنی از قطع ارتباط شخص با اهل آسمان است. به طور کلی انسان­هایی که اهل تکریم و احترام دیگران هستند، نقاط ضعف آن­ها را نمی‌بینند، و همواره به دنبال خوبی­ها و زیبایی‌های وجود دیگران هستند، انسان­های قدرتمند و با شرافتی هستند که به عزت نفس در پناه الله رسیده­اند. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» گاه با تکیه بر یک یا دو صفت خوب در کفّار و بزرگ کردن آن صفات و تقویت آن­ها راهی برای گرویدنشان به اسلام می‌گشودند و آنان را به جرگه مسلمانان وارد می‌کردند. هنرِ دیدن زیبایی‌های دیگران، هنر بزرگی است که تنها در کسانی دیده‌ می‌شود که خود حقیقی‌شان را شناخته و به شرافت نفس رسیده اند.     «والحمدلله رب العالمین» 

صوت

1 - اکرام و احترام در پرتو خودشناسی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3395
زمان انتشار: 17 اوت 2015
| |
اثرات وضعی احسان به والدین درزندگی انسان

اثرات وضعی احسان به والدین درزندگی انسان

پسر و دختر امروز ، پدر و مادر فردایند و کرنش و تواضع امروز آنها درمقابل والدینشان ، به احترام و احسان فرزندانشان نسبت به آنها درآینده خواهد انجامید .

امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند: برّوا ابائکم ، یبرّکم ابناءَ کُم . به پدر و مادرتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند. اثرات وضعی نافرمانی و بی حرمتی به پدر و مادر، قطعاً در آینده گریبانگیر انسان خواهد شد، اما ترس از این موضوع نباید به جای رضای خدا، انگیزه ما از احترام به والدینمان باشد. دعای خیر والدین، کلید گشاینده درهای بسته دعای پدر و مادر در حق فرزندان بسیار مستجاب و گره گشاست. برای حل مشکلاتمان، می توان از صمیم دل به آنها توسل جوئیم و حتی بعد از وفاتشان نیز، از این راه، از دعای خیرشان بهره مند گردیم . تلاش کنیم تا این گنجینه گرانبها را برای خوشبختی دنیا و آخرتمان ازکف ندهیم. برگرفته از مباحث مقام والدین / استاد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed