درمان غم؛ شناخت پاداشهای آخرتی
اگر انسانها به این باور برسند که به ازای سختیهایی که متحمل میشوند مانند ظلمهایی که بر آنها روا میشود، حرفهای ناروا و ناحقی که میشنوند، دردهایی که تحمل میکنند، آسیبهایی که بر آنها وارد میگردد و ... اولاً، نفسشان از آلودگیها پاک شده و آمرزیده میشوند و ثانیاً، بر درجات آخرتی و جاودانه آنان افزوده میگردد، به راحتی قادر به تحمل همه این ناملایمات بوده و گرفتار غم، ناامیدی، اضطراب، افسردگی، و ... نخواهند شد.
آنان که به پاداشهایِ جاودانه سختیها و مصائب یقین دارند، در چنین شرایطی، بسیار شاد و آرام به حرکتِ خود ادامه میدهند.
میدانیم که ساختار دنیا، اساساً برای رسیدنِ انسان به تکامل خلق شده است. بنابراین دنیا نیز، مانند هر سیستم تکامل دهنده دیگری، سختیها، رنجها و مصائبِ مخصوص به خود را دارا میباشد.
بعنوان مثال کسب مهارت در هر کمالی (خطاطی، نقاشی، نجاری، آشپزی و ...) نیازمند گذراندن دورههای آموزشی، تمرین و تکرار مداوم و تحمل سختیهای مسیرِ آن مهارت میباشد.
دریافت اسماء الهی و رسیدن به مقام خلیفه اللهی که عظیمترین مهارتِ انسانی، و تنها علت خلقتِ انسان است، نیز از این قاعدهی کلی مستثنی نیست. دریافت هر اسم از اسماء خداوند نیز، تمرینهای مربوط به خود و سختیهای ویژهای را به دنبال دارد که بدون تحمل آنها، تثبیتِ اسم در وجود انسان، ممکن نمیباشد.
اگر انسان باور کند که هیچ کدام از مشکلات و رنجهایی که در زندگی متحمل میشود، بیاثر نبوده و حتماً ما به ازایی آخرتی و جاودانه را برایش ذخیره میکند، از هجوم مصائب ملول نمیگردد. چنین کسی غصهدار شدن در لابه لای هجوم سختیها را یک فحشا و گناه دانسته و از تن دادن به غم بسیار هوشیارانه میگریزد.
او با انتخاب درست واکنشهایش، از هر ناملایمتی در جهت اسمگیری و رسیدن به قدرتهای روحی استفاده میکند. فراموش نکنیم که هر گونه عکسالعمل نامناسب، نه تنها جلوی رشد انسان را میگیرد، بلکه لحظه به لحظه او را به سوی ضعف و سقوط سوق میدهد.
نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «لَو تَعلَمونَ ما ذُخِرَ لَكُم، ما حَزِنتُم عَلى ما زُوِیَ عَنكُم؛ اگر میدانستید که چه نعمتهایی در آخرت برای شما ذخیره شده، اصلاً به خاطر چیزی که به شما نرسید، غصه نمیخوردید».
غصهها، اضطرابها، پرخاشگریها و ... در مواقع سختی، دونِ شأنِ انسانی ماست، و نشان میدهد که آن مصیبت، قدرتی فراتر از قدرتِ نفس ما داشته است که توانسته ما را در خود گرفتار و تحقیر نماید.
باور کنیم تمام آنچه را که از دست دادهایم و یا تمام آنچه را که به دست نیاوردهایم، پساندازی است در زندگیِ ابدی ما و ذخیرههای جاودانه شادی است در لحظههایی که در فقر آخرتی گرفتار خواهیم شد.
ظرفیت دنیا محدود است و کمالات الهی، نامحدود ...
ساختار دنیا به گونهای طراحی شده است که تنها به اندازه ظرفیت خودش، قادر به دریافتِ اسماء خداوند میباشد.
به عنوان مثال، رحمِ مادر، تنها قادر به جذب بخش بسیار ناچیزی از امکانات دنیاست. ... و این مقدار به قدری ناچیز است که نمیتوان آنها را با هم مقایسه کرد.
دنیا نیز در مقایسه با آخرت، از چنین نسبتی پیروی میکند. ظرفیت محدود دنیا، قادر به جذبِ کامل اسماء و کمالات الهی نیست، به طوری که هر کمالی که در دنیا وجود دارد، تنها تجلیِ بسیار محدودی از سرچشمه بینهایتِ آن در آخرت است و ما به غیر از رد شدن از مسیر مرگ نیز، قادر به استفاده از این کمالات نخواهیم بود، درست مانند جنینی که فشارهای زایمان را تحمل کرده از محیط رحمِ مادر به دنیا متولد میگردد، و اگر سالم باشد، قادر به استفاده از شرایط و نعمتهای دنیا خواهد بود.
انسان نیز برای استفاده از کمالاتِ بینهایت آخرت، ناگزیر است با سلامتِ باطن به آنجا متولد گردد. تا بتواند امکانِ بهرهبردن از نعماتِ بینهایتِ جاودانه را داشته باشد.
ارتقاء سطحِ غمها و شادیهای انسان
امام حسن عسکری «علیهالسلام» میفرمایند:
پدرم امام هادی «علیهالسلام» در هنگام احتضار یکی از اصحابش، بر بالین او حاضر شد و او را در حال گریه و ترس و غصه دید، پدرم به او فرمود:
ای بنده خدا، تو از مرگ میترسی، زیرا آن را نمیشناسی. آیا برایت اتفاق افتاده که بدنت آنقدر چرکین و کثیف شود که از شدت آلودگی ناراحت و معذب باشی، و بدنت پر از زخم باشد (مثل زمانی که به بیماری پوستی دچار شده باشی؟) و از سویی بدانی که حمامی هست که اگر در آن شستشو یابی، همه این عذابهای خاتمه مییابد، آیا دوست نداری به آن حمام بروی و چرکها را از خودت بشویی؟ یا دوست داری نروی و به همان حال باقی بمانی؟ صحابه گفتند: بله ای پسر رسول خدا، دوست دارم.
امام هادی «علیهالسلام» فرمود: مرگ، همان حمام است و آخرین گناهان و کثیفیهای وجود تو را پاک میکند. وقتی تو وارد دالانِ مرگ شدی و آن را به انتها بردی، حتماً از هر غم و نگرانی راحت میشوی و به منبع همه شادیها و خوشیها وصل خواهی شد.
صحابه بعد از شنیدن این سخنان، آرام و تسلیم شد و به نشاط رسید. سپس از دنیا دل کَند، چشمانش را بست و وارد دالانِ مرگ شد.
اگر باور کنیم، کسانی که در آن سوی دالان مرگ به انتظار ما ایستادهاند، بینهایت مهربانتر از خانواده زمینی ما هستند و بیصبرانه چشم انتظار ما میباشند، به راحتی وارد دالانِ مرگ خواهیم شد.
عدم باور به زندگیِ جاودانه و رحمتِ بینهایتِ خداوند، سبب میشود که انسان نه تنها خودش را برای آن زندگی ابدی آماده کند، بلکه چنان به زندگی دنیاییاش دلبسته میگردد که هر گونه گرفتاری، شکست، فقدان و ... که مربوط به این بخش از زندگیاش میباشد او را به غم و اضطراب و ناامیدی میکشاند.
درمانهای اخلاقی غم
واژه خلق به حالت ثابت نفس اطلاق میشود. یعنی آن دسته از اخلاقیات و رفتارها که دائماً از انسان صادر میشوند. به عنوان مثال، کسی که عموماً در حال عصبانی شدن و پرخاشگری است، انسانی عصبی است که نفس او نیز به این خلق در آمده است.
اما گاهی ممکن است، یک شخص که عموماً انسان آرامی است، از کوره در رفته و عصبانی شود، اما به سرعت توبه کرده و از این حالت فرار میکند. برای چنین کسی نمیتوان، خُلقِ عصبانیت را نسبت داد.
یک انسان قدرتمند کسی است که آلودگیهایی را که اطرافِ قلب او میگردند، را به سرعت پس زده و در خود جذب نمیکند. چنین انسانی به نامِ مبدّل پروردگار تجهیز شده و از هر موقعیتِ نامناسب و یا آلودگیهای اطرافش در جهت کسب قدرت و تشبّه به پروردگار و دریافتِ اسماء بیشتری از خداوند استفاده میکند.
انسان ضعیفی که توان تبدیلِ آلودگیها را به زیباییها ندارد، قادر به رد کردن آلودگیها از نفس خود نبوده و آنها را در نفس خود نگه داشته و به عفونتها و بیماریهای روحی تبدیل میکند. چنین کسی روز به روز بیشتر به ضعف گراییده و توان حرکت به سوی کمال را نخواهد داشت.
اسم مبدّل، در حقیقت سیستمِ تبدیل کننده آلودگیها به قدرت است که باید قبل از هر اسم دیگری در نفس انسان تثبیت گردد.
مجهز شدن به اسم مبدّل، آرام آرام، آستانه تحریک انسان را در برابر سختیها، شکستها، فقدانها، رفتارهای بد دیگران، ظلمهای دیگران و ... افزایش میدهد، به طوری که از تمام این شرایط برای فعال نمودن اسماء دیگر الله در نفس خود استفاده مینماید.
برای درمان اخلاقی غم، اولین قدم، تقویتِ نفس است، تا در برابر موانع، شکننده و ضعیف عمل نکند. اسماء، مبدّل، قوی، غنی و ... بسیار بسیار در قدرت نفس مؤثر است.
اولین صفت در درمانهای اخلاقی؛ زهد
اولین صفت از صنعتهای مبارکِ نفس که میتواند، آن را در برابر حوادث، موانع، مصائب و ... ضد ضربه نماید، ضعفِ زهد میباشد.
کسی که صاحبِ صفت زُهد است، به سبب نعمات و شادیهایی که به او میرسد، دچار ذوقزدگیهای افراطی نمیگردد، به طوری که، آن نعمت را با لذت و متانت جذب کرده، و از آن در جهت رشد بیشتری استفاده میکند.
چنین کسی در مواقع فقدانها، شکستها و از دست دادنها نیز دچار جزع و فزع، بیتابی و غصه نمیگردد.
چرا که باور دارد، تمام از دست دادنهای او، پس اندازی است برای زندگی ابدیاش.
او به آنچه که خداوند برایش میپسندد و طراحی کرده است راضی است و از آنها، بینهایت لذت برده و استفاده میکند.
اگر خداوند برایش نعمت را پسندید، از آن استفاده نموده و در جهت قرب به الله پیش میرود، و اگر راه سختیها را برایش گشود، از آن نردبانی برای صعود خواهد ساخت.
مطالب بیشتر:
پای درس استاد
مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی
مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی
والحمدلله رب العالمین