www.montazer.ir
سه‌شنبه 16 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2523
زمان انتشار: 28 آوریل 2015
| |
مقام رضا، ریشه اصلی آرامش و شادی

راه های مبارزه با غم (جلسه 43)؛ 94/01/22

مقام رضا، ریشه اصلی آرامش و شادی

مقام رضا، ریشه تمام آرامش‌ها و شادی‌هاست. تنها کسی می‌تواند در همه احوالات راضی و آرام باشد، که هرگز سرمایه‌های خود را، در خطرِ از دست رفتن نبیند. انسان مؤمن، سرمایه‌هایی ابدی و غیرقابل تهدید در دست دارد، به گونه‌ای که یقین دارد از تمام شرایط زندگی‌اش (خوشی‌ها و ناخوشی‌ها) می‌تواند در جهتِ افزودن سرمایه‌هایش استفاده نماید.

عناوین مورد بحث در این جلسه: خداوند ما را برای تشبه به خودش و مقام انسان کامل خلق کرده است. خداوند برای ما این امکان را فراهم کرده است که در باشگاه دنیا تشبه به خودش پیدا کنیم. یکی از علت های که ما غم زده می‌شویم این است که تعریف غلطی از خودمان داریم. غم حالت انقباضی است که در اثر درک فقدان کامل در انسان ایجاد می‌شود؛ یعنی یا چیزی را از دست می‌دهد یا آن را ندارد. اگر باور کنیم که آدم هستیم آن وقت غم های ما انسانی خواهد بود. اگر تمرین نکنیم به خودمان آن طور که خداوند به ما نگاه می‌کند، نگاه کنیم هر چه خدا بگوید غصه نخورید، غصه می‌خوریم. اکثر مردم چون با بخش اصلی خودشان ارتباط برقرار نمی‌کنند برای چیزهای که ارزش ندارد، غصه می‌خورند. علامت معرفت صحیح آن است که انسان به آن چیزی که نزد خداست، رغبت پیدا می‌کند.   باور ماهیت دنیا و حقیقتِ انسان: بهترین عامل دفع غم امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «نِعمَ طارِدُ الهَمِّ الیَقِینُ؛ بهترین طردکننده غم، یقین است». یقین به اینکه، الله به عنوان تنها قدرت مطلق و در عین حال با مهربانی و رأفتِ بی‌نهایت، همواره در کنار ماست به انسان قدرت عظیمی می‌بخشد. اگر انسان باور کند که خداوند او را برای تشبّه به خود آفریده و تا رسیدن به مقام انسان کامل (مَثَلِ الله) او را ربوبیت می‌کند و نیز باور کند که خداوند تمام اسماء خود را به صورت بالقوه در نهاد انسان قرار داده است و این امکان را برایش مهیا فرموده است که در باشگاه دنیا، با تمرین‌های جدی و مکرر، این أسما را در خود به فعلیت رسانده و صاحبِ اسمی از أسما خداوند شده و روز به روز بیشتر به شباهتِ او برسد، حتماً از خوشی‌ها و آسایش‌هایش برای آخرت سازی استفاده نموده، و از گرفتاری‌ها، مشکلات و ... به عنوان نردبانی برای تقویتِ نفسِ خود و افزودن درجات آخرتی‌اش بهره خواهد بُرد. کسی که حقیقت دنیا را شناخته و باور کرده است. به خاطر امورِ کاذب دنیا، به غم مبتلا نمی‌گردد.   غم اساساً به حالتی اطلاق می‌گردد که در اثر درک فقدان یک کمال در انسان ایجاد می‌گردد؛ یعنی انسان درست در زمانی که احساس می‌کند چیزی را از دست داده است و یا چیزی را ندارد، به غم مبتلا می‌گردد.   حال اگر انسان، تنها بخش حیوانی خود را به رسمیت شناخته و خودش را یک زن یا یک مرد تلقی نماید، اشتباهاً به خاطر کمالات پایینی به غم و اضطراب مبتلا می‌گردد. حال آنکه زنانگی و یا مردانگیِ انسان ها تنها یک ابزار برای رشد بخش انسانی و رسیدن به مقام انسان کامل است. امّا اگر کسی، حقیقت انسانی خود را باور نمود و بخش حیوانی‌اش را تنها یک ابزار تلقی کرد، اساساً به خاطر کمبودها و از دست دادن‌های این بخش، غمگین و مضطرب نمی‌شود، زیرا اصالت را از کمالات حیوانی برداشته و به بخش انسانیِ خود نسبت می‌دهد.   اکثر انسان ها، به سبب عدم شناخت بخش حیوانی‌شان، تنها به ظواهر و جوانبِ بخش حیوانی مشغول بوده و تنها کمالات حیوانی را به رسمیت می‌شمرند، لذا نظام غم‌ها و شادی‌هایشان نیز، نظامی توهمی و کاذب بود، و اساساً دون شأن آنان است.   مقام رضا، ریشه اصلی آرامش و شادی امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «الرِّضا ثَمَرَةُ الیَقینِ؛ مقام رضایت، نتیجه یقین است». وقتی انسان، ماهیت دنیا و حقیقت خودش را باور کند، به دنبال آن به مقام رضا نائل می‌گردد. مقام رضا، ریشه تمام آرامش‌ها و شادی‌هاست. تنها کسی می‌تواند در همه احوالات راضی و آرام باشد، که هرگز سرمایه‌های خود را، در خطرِ از دست رفتن نبیند. انسان مؤمن، سرمایه‌هایی ابدی و غیرقابل تهدید در دست دارد، به گونه‌ای که یقین دارد از تمام شرایط زندگی‌اش (خوشی‌ها و ناخوشی‌ها) می‌تواند در جهتِ افزودن سرمایه‌هایش استفاده نماید.   در روایات آمده است، زمانی که مؤمن به بهشت وارد می‌شود، با نعماتی مواجه می‌گردد که فراتر از اعمال و عبادات او بوده است. علت را که جویا می‌شود؛ درمی‌یابد، که این نعمات جبرانِ بلاها و مصیبت‌هایی که در دنیا به او رسیده بود. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: در چنین هنگامی مؤمن آرزو می‌کند که کاش خداوند در دنیا مرا تکه تکه می‌نمود. و وقتی درجاتی عالی‌تر را نشانه اش می‌دهند که به سبب دعاهایی بود که در دنیا از او به اجابت نرسیده در آنجا دوباره مؤمن آرزو می‌کند که کاش هیچ کدام از دعاهایش در دنیا اجابت نشده بود.   مؤمن، محتاج ارتباط‌های غیر انسانی نیست قال الإمام الصادق (ع): «ما مِنْ مُؤْمِنٍ اِلاّ وَ قَدْ جَعَلَ اللّه‏ لَهُ مِنْ ایمانِهِ اُنْسا یَسْكُنُ اِلَیْه، حَتّى لو كانَ عَلى قُلَّةِ جَبَلٍ لَمْ یَسْتَوحِشْ؛ هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه خداوند از ایمان او، برایش مایه انس و آرامشی قرار می‌دهد، حتی اگر در قله‌ی یک کوه نیز تنها شود، هرگز به انسان بی‌دین و مخالف (برای پر کردن تنهایی‌اش) نیاز پیدا نمی‌کند».   انسان مؤمن، به قدری با ایمانِ خود به قدرت، آرامش و نشاط می‌رسد، که اساساً برای پر کردن تنهایی خود هرگز به دنبال پیوندهای غیر انسانی نمی‌گردد. و اگر قرار است با کسی انس بگیرد، به دنبال کسی خواهد بود که رنگ و بوی خدا را داشته تا او را به دامن معشوق برسانند. تنهایی او هرگز، او را به سمت پیوند با انسان های مخالف، بی‌قید، ناهمجنس و .... سوق نمی‌دهد؛ زیرا او در خلوت خود با بی‌نهایت رفقای بهشتی و آسمانی‌اش در ارتباط است.   امّا فراموش نکنیم که اولین شرط برای مدد گرفتن از آسمان، آن است که آسمان را باور کنیم. غیب (آسمان) درست به یک خانم با حیایی شباهت دارد که فقط به روی محارمِ خود، آن هم به تناسب محرمیت‌شان، حجابِ خود را می‌گشاید. و ما برای مَحرم شدن به غیب، ابتدا باید باورش کنیم. زمانی که باورش کردیم، قادریم آرام آرام به رفاقت به غیب و محرمیت با آن نزدیک‌تر شویم. و دیگر به هیچ انسانی در زمین نیازمند و متکی نباشیم.   یقین؛ مهمترین سلاحِ مؤمن در برابر مصیبت‌ها در دعاهای دهه آخر ماه رمضان از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌خوانیم: «وَ هَبْ لِی فِی یَوْمِی یَقِیناً تُهَوِّنُ عَلَیَّ بِهِ مُصِیبَاتِ الدُّنْیَا وَ أَحْزَانَهَا بِشَوْقٍ إِلَیْكَ وَ رَغْبَةٍ فِیمَا عِنْدَكَ؛  بارالها، به من یقینی عنایت فرما تا به وسیله آن مصیبت‌های دنیا و غم‌های آن برمن آسان شود، به وسیله اشتیاقم به سوی تو و رغبت به آنچه در نزد توست.   آنچه که انسان را در بهشت به توانایی برای بهره‌مندی از شرایط آن می‌رساند، دارایی‌های روحی او می‌باشد. و یقین از بزرگترین دارایی‌های نفس و مهمترین عاملِ قدرت انسان در دنیا و آخرت است. کسی که به مقام یقین نائل شده است، مشتاق بهشت و نعمت‌هایی است که خداوند برایش ذخیره کرده است. لذا از مرگ نمی‌هراسد؛ نه مرگ خود و نه مرگ عزیزانش. چرا که مرگ را آغاز رسیدن به آغوش دوستان حقیقی و آسمانی‌اش می‌داند. تنها شوق به الله و رغبت به نعمت‌های بی‌نهایت اوست که انسان را در تلاطم دنیا آرام می‌کند.   والحمدلله رب العالمین مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2522
زمان انتشار: 28 آوریل 2015
| | | | |
عشق به اهل بیت زمینه ساز تشبه به آنها

خانواده آسمانی، جلسه 357، 94/01/27

عشق به اهل بیت زمینه ساز تشبه به آنها

« وَالَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لا یُؤْمِنَنَّ عَبْدٌ حَتّى اَكُونَ اَحَبُّ اِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَاَبَوَیْهِ وَاَهْلِهِ وَوَلَدِهِ وَالنّاسِ اَجْمَعینَ؛ قسم به کسی که جان من در دست اوست، هرگز ایمان نیاورده بنده‌ای که من در نزد او محبوب‌تر از خودش، پدرانش، خانواده‌اش، فرزندانش و همه مردم نباشم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * دنیا مزرعه ی حیات جاودانه و ابدی ماست. * میزان و نوع زندگی ما در آخرت به میزان معیت ما با اهل بیت «علیهم السلام» در دنیا بستگی دارد. * وقتی زندگی پُر از الله، اهل بیت و شهدا باشد زندگی دنیایی فوق العاده شیرین خواهد شد. * دلی که دلتنگ امام زمان نمی شود باید به مسیر و سبک زندگی آن شک کرد و ترسید. * میل و آرزوهای یک انسان به او می فهماند که قیمتش چقدر است. * اگر حبّ اهل بیت در دل باشد به حب آنها گناه و معصیت نکنیم. * دغدغه و مشکلات زندگی نباید ما را از معیت با پیامبر و اهل بیت «علیهم السلام» جدا کند. * آنجایی که مسائل دنیایی اذیت مان می کند، یاد مصیبت بالاتر آرام مان خواهد کرد. * زمان ها از نظر ساختار ریاضی با هم برابر اند؛ یعنی اندازه ثانیه‌ها یکی است اما کیفیت تأثیرگذاری آنها متفاوت است. * فقدان‌های روح و عدم هماهنگی با شرایط آخرت، جهنم است. * نفس انسان در ماه رجب حالت پذیرش بیشتری دارد. * انسان در ماه رجب زیر باران وسیع رحمت الهی قرار می‌گیرد. * مهمترین چیزی که خداوند در ماه رجب به ما می‌دهد، مغفرت است. * «ماه رجب» فرصتی است برای وسعت و سعه قلب. * هر چیزی که حرکت ما را به سمت ابدیت محدود یا کُند کند، شیطانی خواهد بود. (مانند درس، فعالیت‌های مذهبی، سیاسی، اقتصادی، و ...) * لازمه باز شدن درهای آسمان به روی انسان این است که انسان ثابت کند که خود را برای آسمان فارغ کرده است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 357 «خانواده آسمانی » مورخ 94/1/27 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   اطاعت؛ تنها راهِ رسیدن به معیّت در مباحث گذشته آموختیم که وقتی دنیا مزرعه آخرت است، پس در آخرت چیزی را درو خواهیم کرد که در دنیا کاشته‌ایم. بنابراین میزان اُنس ما با الله و خانواده آسمانی‌مان در آخرت، نتیجه اُنس ما با آنان در دنیاست. به آیه زیر دقت کنید: «وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ...؛ هر که اطاعت کند خداوند و رسولش را، پس همراه کسانی است که خداوند به آنان نعمت داده است از انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین. (سوره نساء آیه 69)   ما در نمازهای یومیه، دائماً همراهی با گروه «أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» را از خداوند طلب می‌کنیم (صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ)، پس طبق این آیه، همراهی با این گروه در گرو اطاعت از الله و رسول او می‌باشد. اساساً ممکن نیست که کسی سال ها نماز بخواند، اما سبک زندگی‌اش حول محور اطاعت از الله و خانواده آسمانی‌اش تنظیم نگردد. اگر پس از سال ها نماز خواندن، هنوز زندگی ما به رنگ خداوند و جنس زندگی اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در نیامده است، قطعاً نشانه آن است که نماز ما، عاملِ رشد ما و همراهی با گروه «أَنعَمتَ عَلَیهِمْ» نبوده است. در اینصورت با چنین نمازی، نه تنها به قربِ الله نمی‌رسیم، بلکه از او دورتر نیز خواهیم شد.   کسانی که حقیقتاً به دنبال الحاق به گروه أَنعَمتَ عَلَیهِمْ هستند، باید مسیرِ این الحاق (الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ) را طی کنند. و رمز این الحاق، تشبّه است؛ یعنی تنها کسانی می‌توانند به آنان ملحق شوند که به شباهت با آنان رسیده باشند. لذا کسی که حقیقتاً طالبِ این الحاق است، باید شباهت به این چهارگروه را در نفس خود، ایجاد نماید. و عشق شرط اول، برای طی مسیر و ایجاد تشبّه است؛ یعنی وقتی عاشق اهل‌بیت شدیم، به طمع با آنان، حتماً در مسیر مستقیم حرکت خواهیم کرد.   روایتِ دلدادگی ثوبان به پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» پیامبر اکرم غلامی داشتند به نام ثوبان. او عاشق و شیفته پیامبر بود، به طوری که از دوری ایشان، بسیار بی‌تاب می‌شد. روزی به نزد پیامبر آمد، در حالی که رنگ رخسارش عوض شده و بسیار لاغر شده بود. رسول الله به او فرمود: ای ثوبان، چه چیزی رنگ رخسارت را اینگونه عوض کرده است؟ گفت: یا رسول الله، من نه بیماریِ خاصی دارم و نه دردی، امّا وقتی شما را نمی‌بینم، اشتیاقم به شما آنقدر زیاد می‌شود که به این حالت در می‌آیم، تا زمانی که شما را ببینم. و وقتی به یاد آخرت می‌افتم، می‌ترسم که شما را آنجا ندیده و از دیدارت محروم گردم. از سویی اگر من به بهشت هم داخل شوم، جایی پایین‌تر از شما هستم، چه کنم بی‌ تو؟ و اگر هم به بهشت نروم که اصلاً به دیدارت نمی‌رسم... این آیه در جواب ثوبان بر پیامبر نازل شد: « وَمَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ...» (سوره نساء، آیه 69) سپس رسول الله فرمودند: « وَالَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لا یُؤْمِنَنَّ عَبْدٌ حَتّى اَكُونَ اَحَبُّ اِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَاَبَوَیْهِ وَاَهْلِهِ وَوَلَدِهِ وَالنّاسِ اَجْمَعینَ؛ قسم به کسی که جان من در دست اوست، هرگز ایمان نیاورده بنده‌ای که من در نزد او محبوب‌تر از خودش، پدرانش، خانواده‌اش، فرزندانش و همه مردم نباشم.   دلدادگی و اشتیاق؛ علامتِ یک قلب سالم ثوبان، با شناخت حقیقی از پیامبر به چنین عشق و دلدادگی رسیده است. وقتی سنخیت میان دو نفر به وجود می‌آید، آنان طاقت دوری همدیگر را ندارند. این حالت در ثوبان، حالتِ طبیعی در یک قلب سالم است.   اگر دل های ما مشتاق امام زمان (علیه السلام) نیست، نشانه بیماری قلب ماست. و باید حتماً مورد درمان قرار بگیرد. قاعده حبّ، نگرانی در مورد ادامه دوستی و ارتباط است. این نگرانی، یک نگرانیِ کاملاً انسانی و فطری است. اساساً ممکن نیست که کسی عشق و علاقه‌ای در دل داشته باشد، و برای آینده آن عشق، برنامه‌ریزی نکرده باشد.   امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرماید: «آه، إن حِیلَ بَیْنِی وَ بَیْنَ مُحَمِّدِ الْمُصْطَفَی؛ آه، اگر میان من و پیامبر، فاصله بیفتد...». چرا ما عمق این آه را خوب درک نمی‌کنیم؟ تنها کسی می‌تواند حقیقتاً با امام سجاد «علیه‌السلام»، آه بکشد، که صادقانه دغدغه رسیدن به آغوش پیامبر و خاندانش را در دل داشته و برای این الحاق، تلاش و سرمایه‌گذاری کند.   عدمِ تشبّه یافتنِ ما در دنیا به خانواده آسمانی‌مان، قطعاً فاصله‌ای را میان ما و آنان ایجاد خواهد نمود که در برزخ به آسانی قابل جبران نیست. تمام شقاوت انسان در لحظه‌ای رخ می‌نماید که انسان به محض تولد به برزخ با استقبالِ سلاطین بهشت مواجه نشود.   سبک زندگی ما نشان می‌دهد که ما حقیقتاً دغدغه پیوستن به اهل‌بیت را داریم یا نه؟ آیا حضور اهل‌بیت در زندگیِ ما یک حضور تأثیرگذار و جدّی است یا یک حضور فانتزی و کمرنگ؟ آیا فعالیت‌ها و ارتباطات ما برای الحاق به آنان تنظیم شده است یا نه؟   پاسخ به این سؤالات، میزانِ معیّت با اهل‌بیت را برای ما در دنیا و آخرت نشان خواهد داد. آدرس خانواده آسمانی‌ ما بهشت است. با دست و پا زدن در جهنم‌های گوناگون (حسادت، تکبر، خودشیفتگی، علوّ، کینه، زودرنجی، عصبانیت و ...) نمی‌توان آنان را یافت. اول باید از جهنم‌ها رها شویم، و خود را به محلِ معشوق برسانیم (بهشت) تا بتوانیم به همراهی و رفاقت با آنان برسیم. برای این منظور باید هر انتخاب، ارتباط و یا حتی کمالی را که میان ما و اهل‌بیت فاصله می‌اندازد، خط بکشیم. باید برای عاشق شدن، وقت بگذاریم، سرمایه‌گذاری کنیم چون زمان زیادی در دست نداریم!!   عاشق شو ور نه روزی کار جهان سرآید                             ناخوانده نقش مقصود، از کارگاهِ هستی   بنابراین، ایمان بدون عشق، فایده‌ای ندارد. تنها کسی خانواده آسمانی‌اش در نزد او از همه انسان ها عزیزتر است که عاشق آنها باشد. وقتی عشق به میان بیاید، انسان حاضر است همه ثروت‌هایش را به پای معشوق فدا کند. اگر هنوز عاشق نیستیم و اگر هنوز برای ملحق شدن به آغوش خانواده آسمانی‌مان، حاضر به هر گونه سرمایه‌گذاری نیستیم، باید بیشتر تلاش کنیم و فاصله‌های میان خود و اهل‌بیت را از میان برداریم. سوتِ پایان که نواخته شود، دیگر فاصله‌ها به آسانی از میان برداشته نخواهند شد.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - عشق به اهل بیت زمینه ساز تشبه به آنها

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2520
زمان انتشار: 21 آوریل 2015
| | | | |
مدارا با محب اهل بیت

خانواده آسمانی، جلسه 356، 94/01/20

مدارا با محب اهل بیت

طوری با گناهکاران رفتار نکنید که انگار این‌ها ساقط‌اند و هیچ راه برگشتی ندارند. به قول پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: «شما گاهی اوقات خار را در چشم دیگران می‌بینید، ولی درخت را در چشم خودتان نمی‌بینید. برای همین عیب‌های دیگران برای شما خیلی بزرگ می‌شود».

عناوین مورد بحث در این جلسه: * همه ی انسان ها را براساس خانواده ی آسمانیتان دوست داشته باشید تا فساد، فقر و غم ها از جامعه بیرون برود. * انسان نباید با گناهکارها با خشونت، تحقیر برخورد کند؛ زیرا محب اهل بیت حتی اگر گناه زیاد کرده باشد تنها یک پایش روی صراط لغزیده و پای دیگرش روی صراط است. * طبق آموزه های اهل بیت، انسان حق ندارد بدی های دیگران را ببیند؛ بلکه باید خوبی ها را دیده و با نقاط قوت آن­ها زندگی کند؛ زیرا محاسن انسان ها از ضعف آن­ها بیشتر است. * محب اهل بیت هر جا باشد بالاخره به بهشت باز گشته و مبغض اهل بیت هر جا باشد بالاخره به جهنم برمی گردد. * در خلوت و سکوت بنشینید و چند ساعت به این مساله فکر کنید که اگر خدا یک بار به تو بگوید که دوست دارم، چه حالی به انسان دست می دهد!   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 356 «خانواده آسمانی » مورخ 94/۱/۲0 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   جایگاه محبت در نظام سلوکی انسانی چیست؟ جابربن عبدالله به عطیه که از شاگردان ایشان بود روایتی از پیامبر را نقل کردند که هر کس کسی را دوست اشته باشد با آن‌ها محشور می‌شود و هرکس عمل قومی را دوست بدارد، شریک در آن عمل است. محب آل پیامبر را دوست داشته باش و مبغض آل پیامبر را دشمن بدار.   «وَأرفق بِمُحِبّ مُحَمَّد وآل مُحَمَّد؛ با کسی که محب محمد و آل محمد است مهربان باشید». رفق یعنی مدارا کردن، همراهی کردن و مهربانی. بخاطر گناهان و اشتباهات و خطاهایی که کسی در حق شما کرده به او سخت نگیرید. به عشق اهل بیت و خانواده آسمانی و به‌خاطر این‌که این شخص خواهر و برادر حقیقی توست، عذر او را بپذیر. اعضاء خانواده زمینی ما از نظر بخش حیوانی با ما انتصاب دارند ولی خود این اعضاء و دیگران از نظر خانواده آسمانی با ما پیوند دارند. این‌ها را هم به عشق خانواده آسمانی دوست بداریم و این عشق باعث مستحکم‌تر شدن زندگی‌ها و از بین رفتن اختلافات خانوادگی می‌شود.   طوری با گناهکاران رفتار نکنید که انگار این‌ها ساقط‌اند و هیچ راه برگشتی ندارند. به قول پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: «شما گاهی اوقات خار را در چشم دیگران می‌بینید، ولی درخت را در چشم خودتان نمی‌بینید. برای همین عیب‌های دیگران برای شما خیلی بزرگ می‌شود».   «فانّهُ اِنْ تَزلَّ لَهُ قدمٌ بکثرةِ ذنوبه ثبتَتْ لَهُ اُخری بمحبّتهم؛ محب آل پیامبر را سخت نگیرید (خشونت به خرج ندهید) که اگر به‌خاطر کثرت گناهانش یک پایش بلغزد، پای دیگرش (به‌خاطر محبت اهل بیت) روی صراط محکم می‌ماند. آیا روی کره زمین، قلب همه آدم‌ها لایق تابش نور محبت اهل بیت شده یا نه؟   قدر هم را بدانیم و به همدیگر کمک کنیم و همدیگر را دوست بداریم. علت اساسی این‌که امام زمان«علیه‌السلام» تاکنون ظهور نکردند به این دلیل است که محبین و شیعیان به همدلی نرسیده‌اند. همه ما یک پدر داریم، اگر به‌خاطر پدرمان به هم محبت کنیم، موانع ظهور به سرعت برداشته می‌شود. از سنت‌های الهی است؛ کسی که به تحقیر و سرزنش دیگران بپردازد حتماً خودش به بدتر از آن دچار خواهد شد.   ما حق نداریم بدی‌های همدیگر را ببینیم ما فقط باید نگاهمان به خوبی‌های همدیگر باشد. کسی که محب اهل بیت شود مادر همه خوبی‌ها را دارد و کسی که محبت اهل‌بیت را نداشته باشد، تمام خوبی‌های عالم را داشته باشد، جهنمی است.   «فَإِنَّ مُحِبَّهُم یَعودُ إلَى الجَنَّةِ ومُبغِضَهُم یَعودُ إلَى النّارِ؛ محب اهل بیت هرجا باشد بالاخره به بهشت برمی‌گردد و دشمن اهل بیت، بازگشتش به جهنم است». امام باقر«علیه‌السلام» در فرمایش دیگری فرمودند؛ «أنَّ قَوما أتَوهُ مِن خُراسانَ ، فَنَظَرَ إلى رَجُلٍ مِنهُم قَد تَشَقَّقَتا رِجلاهُ، فَقالَ لَهُ: ما هذا؟ فَقالَ: بُعدُ المَسافَةِ یَابنَ رَسولِ ووَاللهِ ما جاءَ بی مِن حَیثُ جِئتُ إلّا مَحَبَّتُكُم أهلَ البَیتِ. قالَ لَهُ أبو جَعفَرٍ علیه السّلام: أبشِر، فَأَنتَ وَاللهِ مَعَنا تُحشَر»   قومی از خراسان خدمت امام باقر«علیه‌السلام» آمدند، حضرت نگاهشان به یکی از این آقایان افتاد، پاهایش شقه شقه شده بود (از مدینه تا خراسان پیاده آمده بود) حضرت فرمودند این چیست که می‌بینیم؟ گفت: مسافت دور بود یابن رسول الله. بخدا قسم چیزی جز محبت و عشق شما مرا تا اینجا نیاورده.   «وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی؛ چه‌قدر خوب است که انسان در راه خدا اذیت شود». (سوره آل عمران/آیه 159) امام باقر«علیه‌السلام» بشارت می‌دهد تو والله قسم با ما محشور می‌شوی. مرد گفت: با شما محشور می‌شویم یابن رسول الله؟ حضرت فرمودند: بله. هیچ بنده‌ای ما را دوست نمی‌دارد مگر این‌که با ما محشور می‌شود».   «هَل الدِّینُ إلّا الحُبّ»؛ آیا دین جز محبت و عشق چیز دیگری است؟ «لا اله الا الله»؛ هیچ محبوب و معشوقی جز «الله» نیست، حتی بهشت. بهشت، خانه شماست قیمت شما خیلی بالاتر است. بهشت، پاداش بدن‌های شماست. مسلمانی که دلش به عشق الله، جهاد و اهل بیت نمی‌تپد، مسلمان شناسنامه‌ای است. دین، اصلا بخش‌های انسانی را محدود نمی‌کند. بخش حیوانی است که محدود می‌شود.   قرآن کریم: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ؛ بگو اگر «الله» را دوست دارید دنبال من بیایید. همین تبعیت باعث می‌شود که شما محبوب خدا می‌شوید. (سوره آل عمران/آیه 31) اگر خدا به کسی بگوید دوستت دارم می‌دانید یعنی چه! اگر یک‌بار بگویی بنده‌ی من / تا آسمان می‌رود خنده‌ی من امام صادق«علیه‌السلام» می‌فرماید: خداوند وقتی می‌خواهد حرف‌هایش را به آدم بزند، اول بی‌نهایت عشق پای بنده‌اش می‌ریزد بعد دعوت می‌کند. «یا ایها الذین آمنوا» این خطاب، تمام سختی عمل را از بین می‌برد.   خمس، صدقه و انفاق، فرصتی است برای هدیه دادن به معشوق. اصلا انسان نیاز دارد برای معشوقش خرج کند. اگر کسی این احساس نیاز را ندارد، دل‌مرده، خشن و بی‌رحم است.   «و مما رزقناهم ینفقون»؛ خدا فرصت داده تا از همه چیزهایی که خودش عطا کرده، ببخشیم. خدا می‌گوید: اگر نمی‌خواهی خرج کنی به من خدا قرض بده «من ذالذی یقرض الله قرضا حسنا» ائمه«علیهم‌السلام» در همه صحنه‌های زندگی ما (در بیماری‌ها و سختی‌ها) حضور دارند. چه‌قدر با گناهانمان امام زمان«علیه‌السلام» را اذیت کردیم؟   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - مدارا با محب اهل بیت

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2518
زمان انتشار: 21 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 355، 94/01/20

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 355، 94/01/20

در زیارت عاشورا از خدا چنین طلب می کنیم:«أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ؛ ما از خدا همان مقام شما که نزد خداوند تبارک و تعالی دارید، می‌خواهیم». این یک حقیقت است که ما می‌توانیم با آن‌ها محشور شویم و هم‌ درجه آن‌ها باشیم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: انسان به جائی که مدام به دنبال درست کردن عملش باشد باید ضعف معرفتی و محبتی دل خود را برطرف نماید. اگر انسان به زور خودش را بر روی صراط نگه دارد، بالاخره فریب شیطان را می خورد، با عشق خیلی راحت به این امر می شود. کسی که حقیقت انسانی خود را رشد دهد در همه حال خوش است. شیخ محمد بهاری می فرماید که انسان اگر 40 سال گناه داشته باشد ولی تصمیم بگیرد و صدق داشته باشد، می تواند با اهل بیت محشور شده و در آغوش آن­ها باشد. اگر کسی بخواهد راه میانبری را بیابد تا 15 الی 20 سال خود را جبران کند، اولین کار این است که محبوب های دلش را بررسی کرده و خدا و ائمه و جهاد را در رأس معشوق هایش قرار داده و مبدأ میل خود را عوض کند. اگر کسی بخواهد ولی خدا بشود باید اول سربازی کرده و دوم هم حزب و هم گروه اهل بیت شده و اگر در حزب آن­ها بماند ولی خدا خواهد شد. اگر به دیگران نگاه آسمانی کنی، نگاه آسمانی شعار وجودی ات می شود. علاقه هایتان را بر مبنای علقه و خانواده ی آسمانی  قرار دهید نه براساس رابطه ی خانوادگی و حیوانی و زمینی.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 355 «خانواده آسمانی » مورخ 94/۱/20 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   لازمه ی معیت اهل بیت «علیهم‌السلام»؛ محبت با آنها عبدالله بن سامت در مورد ابوذر«رحمه‌الله علیه» می‌فرماید: ابوذر دلبسته و شیفته امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» بود. ابوذر به پیامبر«صلی‌الله علیه وآله وسلم» عرض کرد:  یَا نَبِیَّ اللَّهِ إِنِّی أُحِبُّ أَقْوَاماً مَا أَبْلُغُ أَعْمَالَهُمْ؛ من اقوامی را دوست دارم اما از نظر عمل به آن‌ها نمی‌رسم. فَقَالَ یَا أَبَاذَرٍّ، الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ وَلَهُ مَا اكْتَسَبَ؛ پیغمبر فرمود: هر کس، با کسی است که او را دوست می‌دارد، اما هر کسی کار خودش را دارد و مزد خودش را می‌گیرد. همان طور که می بینید در این روایت شرط معیت در آخرت را در دنیا دانسته است. یعنی معیت‌های آخرتی براساس محبوب‌های دنیایی تعیین می‌شود.   ما در برزخ و قیامت با کسانی زندگی می‌کنیم که در دنیا الگوی عملی ما بوده‌اند. در انتخاب‌ها، ارتباطات و چینش‌های فکری خودمان آن‌ها را منشأ اثر قرار دادیم. در ادامه روایت حضرت می گوید: «وَلَهُ مَا اكْتَسَبَ فَإِنِّی أُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاهل‌بیت نَبِیِّهِ فَقالَ فَإِنَّكَ مَعَ مَنْ أَحْبَبْتَ؛ انسان همراه کسی است که دوستش می‌دارد و بهره‌اش همان است که به دست آورده من به پیغمبر عرض کردم که؛ من خدا و پیامبر و اهل بیت پیامبرش را دوست می‌دارم. حضرت فرمودند: پس تو همراه کسانی هستی که دوستشان می‌داری».   ما ممکن است از نظر عمل به اهل بیت نرسیم، اما آن‌چه که ما را به مقام اهل بیت می‌رساند، عشق ما به اهل بیت است. مهم این است که اهل بیت«علیهم‌السلام» چون اصل و ریشه‌ی ما هستند به ما محبت پدری و مادری دارند و هیچ پدر و مادری دوست ندارد بچه‌هایش را پایین‌تر از خودشان ببینند.   در زیارت عاشورا از خدا چنین طلب می کنیم:«أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ؛ ما از خدا همان مقام شما که نزد خداوند تبارک و تعالی دارید، می‌خواهیم». این یک حقیقت است که ما می‌توانیم با آن‌ها محشور شویم و هم‌درجه آن‌ها باشیم.   خداوند خطاب به فرشته‌ها در مورد فلسفه خلقت انسان می‌فرماید: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً؛ من می‌خواهم در زمین جانشین قرار بدهم. اگر بدانیم که برای چه هدفی به زمین آمدیم در تصمیم‌ها، انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارمان درست عمل می‌کنیم. بسیاری از آدم‌ها از نظر مراحل کمالات جمادی، نباتی و حیوانی بلاتکلیف نیستند، ولی تکلیفشان با دلشان مشخص نیست. این‌ها آدم‌های شاد و آرامی نیستند؛ چون تولید شادی و آرامش در بخش فوق عقلانی اتفاق می‌افتد. اگر این بخش فعال نباشد هرچند در مراحل پایینی موفق عمل کرده باشد، باز هم آدم ناآرام و بی‌حوصله‌ای است. وقتی که بخش فوق عقلانی درست عمل کند، ما آدم‌های شاد و آرامی خواهیم بود.   بانویی مثل حضرت زینب کبری«سلام‌الله علیها» همه چیز را از ایشان می‌گیرند ولی می‌فرماید: «وَ ما رَأیتُ إلّا جَمیلاً» و یک نفر هم همه دنیا دستش است امّا بلاتکلیف، مضطرب و بی‌حوصله است. اگر تکلیفمان را با خودمان، خانواده آسمانی و فلسفه خلقتمان روشن کنیم، تمام سبک زندگیمان را براساس رسیدن به آن هدف تنظیم خواهیم کرد.   اهل بیت همه ما را به مقام خودشان دعوت کرده‌اند. هیچ‌کس نیست که بگوید من نمی‌توانم به آن مقام برسم. حتی اگر 40 سال گناه، فحشا و منکرات داشته باشی، 70 پیغمبر را هم کشته باشی، اگر تصمیم بگیری می‌توانی با اهل بیت محشور شوی. آغوش اهل‌بیت همواره برای ما باز است فقط باید تصمیم بگیریم.   عبدالرحمن بن صفوان خدمت پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» رفت و با ایشان بیعت کرد و مسلمان شد. حضرت دست مبارکشان را روی دست صفوان کشیدند. صفوان گفت: ای رسول خدا من واقعا دوستت دارم پیامبر فرمودند: «المرءُ مَعَ مُن أحبَّ»   کسی که می‌خواهد گذشته خودشان را جبران کند اول باید تکلیف خودش را با دلش مشخص کند، باید روی عشقش سرمایه‌گذاری کند. محبوب‌هایش را بررسی کند. طبق قاعده قرآن این سه معشوق «الله»، خانواده آسمانی و جهاد باید در رأس معشوق‌های ما باشند. امام هادی«علیه‌السلام» می‌فرماید: «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا...؛ شما وقتی می‌خواهید با ما حرف بزنید بگویید؛ خدا به عشق شما معارف دین را به ما یاد داده و تمام فسادهای گذشته ما را بواسطه محبت شما اصلاح می‌کند». عشق که بیاید همه تلخی‌ها از بین می‌رود.   جابر بن عبدالله انصاری به عطیه می‌فرماید: از حبیبم رسول خدا شنیدم؛ هرکس گروهی را دوست داشته باشد خداوند با همان گروه محشورش می‌کند. وقتی در سپاه خدا باشی، پیروز هستی. وقتی در حزب خدا باشی، رستگار خواهی شد. «فَإِنَّ أَوْلِیَاءَكَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ انسان باید سربازی کند و هم‌حزبی خدا و اهل بیت شود». (دعای روز سه شنبه) هم‌گروه اهل بیت شدن بزرگترین شرافت است. «یَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» (سوره اسراء/آیه 71) ببین الان چه‌قدر امام زمان«علیه‌السلام» را دوست داری، چه‌قدر برای حضرت فایده داری، چه‌قدر برای حضرت هزینه می‌کنی، از همین جا معلوم می‌شود که قیامت در گروه امام زمان هستی یا خیر؟ الگوی عملی و امام تو کیست؟   هرکس عمل هر گروهی را دوست داشته باشد در عمل آن‌ها شریک خواهد بود. در روایت داریم؛ «یا عالم باش یا علما را دوست داشته باش». دقت کن؛ نوع گروه‌هایی که با آن‌ها ارتباط داری چه کسانی هستند، قیمتت هم همان است. ببین کدام گروه‌ها تو را راحت بین خودشان می‌پذیرند.   اگر به حزب و گروهی که در آن قرار داری معتقد باشی، ‌اصلا برایت مهم نیست که گروه‌های دیگر تو را می‌پذیرند یا خیر. حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در دعای عرفه عرض می‌کند؛ «ماذا وَجَد مَن فَقَدک؛ چه چیزی پیدا کرده کسی که تو را گم کرده».   اگر ما خدا را از دست بدهیم چه چیز داریم جز یک مشت اعتباریات؟ وقتی که آسمان ما را نپذیرد، هرقدر زمین بپذیرد، ما گرفتار ظواهر هستیم و باطن‌دار نیستیم و دچار توهمات هستیم. «أحبِب مُحب آل مُحَمَّد ما أحبهم؛ کسی که دوستدار آل پیامبر هست را دوست داشته باش».   علاقه ما به همدیگر باید بر اساس تعلقات بخش انسانی‌مان باشد. وقتی شیعه‌ای را دوست داری یعنی خودت را دوست داری «هو أنت» دقیقا مثل خودت با او رفتار کن. بر اساس نظام معرفتی و انسانی به آدم‌ها نگاه کن. امام رضا «علیه‌السلام» فرمودند؛ «اگر کسی یک شیعه‌ای را اذیت کند من نفرینش می‌کنم».   اگر بتوانی کار کسی را انجام دهی ولی تأخیر بیاندازی، برای هر یک روز 80 سال در قیامت معطل خواهی شد. اگر حاجتی داشته باشد و بتوانی حاجتش را برآورده کنی و نکنی، وقتی در قبر می‌روی حتی اگر مغفرت خداوند شامل حال تو شود یک مار هر روز از داخل جهنم می‌آید و تو را نیش می‌زند و می‌رود.   ما حق نداریم با یک شیعه و یک محب از دریچه نگاه کمالات پایینی نگاه کنیم. «وَ أَبْغِضْ مُبْغِضَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنْ كَانَ صَوَّاماً قَوَّاماً؛ دشمن بدار هرکس که آل پیامبر را دشمن می‌دارد، حتی اگر همیشه در حال نماز و روزه باشد». کسی که بغض خانواده آسمانی در دلش باشد آدم بی‌رحمی است و انسان‌های دیگر را قربانی مطامع خودش می‌کند.   عشق مثل یک سکه دورو است یک روی آن عشق و روی دیگر آن تنفر است. عشق به معشوق و تنفر از هر چیزی که تو را از معشوق دور می‌کند.     والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 355، 94/01/20

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2516
زمان انتشار: 11 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 352، 93/12/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 352، 93/12/21

شما غذا را به هر بخش بدهید همان بخش بزرگ می‌شود. اگر تاکنون نماز و روزه و عبادات شما روی بخش انسانی شما نشسته باشد، باید این بخش چاق‌تر شده باشد. حتماً انسان روز به روز شادتر و آرام‌تر می‌شود و دلدادگی‌ها و وابستگی‌هایش به دنیا کمتر خواهد شد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «مَنْ بَکَی عَلَى الدُّنْیا دَخَلَ النَّارَ؛ کسی که به‌خاطر دنیا گریه می‌کند، جهنمی است».

عناوین مورد بحث در این جلسه: * انسان نباید کسی را که اهل معصیت است خود انتخاب کند زیرا با تاثیر پذیری از او آلوده خواهد شد و از اصل و ریشه ی حقیقی اش دور می گردد که این دوستی محبوب خدا نیست بلکه نحس و جهنمی می باشد . * انسان نباید نسبت به اهل معصیت کینه ورزی کند بلکه باید ارتباط موثر با آنها نداشته باشد . * اگر بخواهیم به خانواده آسمانی نزدیک شویم، باید از مظاهر جهنم دور شده و فاصله بگیریم . * برای نزدیک شدن به خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت باید روی خواسته های بخش حیوانی پا گذاشت . * هدف از خلقت، رسیدن به اوج سعادت در رشد انسانی . * غفلت یعنی اینکه انسان به آنچه درزندگی می خواهد نزدیک نشود . * اگر واقعا معنویت، عبادت، نماز، روزه و ذکر روی بخش فطری انسان بنشیند بخش های طبیعی کنترل و بخش فطری قوی تر شده و روز به روز از ملاکهای جهنمی ها دور و شادتر و آرامتر می شود . * معیت با اهل بیت ( علیهم السلام) در آخرت امکان پذیر نیست مگر معیت با آنها در دنیا . * محال است کسی الی الله باشد و از دنیا لذت نبرد و روز به روز حجم شادی و آرامشش بیشتر نشود .    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 352 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۳/۱۲/۲۱ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: «اگر می‌خواهی بدانی که در تو خیری هست به قلبت نگاه کن که اهل طاعت خدا را دوست داری و اهل معصیت را دشمن می‌داری، در این صورت خدا هم تو را دوست دارد». دوست نداشتن اهل معصیت به این معنا نیست که حتما آن‌ها دشمن هستند. آن‌هایی که دشمن خانواده آسمانی ما هستند، بغض آن‌ها واجب است. میزان صدق هرکس به محبوب و معشوقش در این است که چه‌قدر از عواملی که باعث می‌شوند بین او و معشوق‌هایش فاصله بیفتد، متنفر است. امکان ندارد کسی سبک زندگی‌ای غیر از سبک زندگی خانواده آسمانی‌اش را دوست داشته باشد با این‌که می‌داند این سبک زندگی او را از اهل بیت «علیهم‌السلام» (محبوب‌های حقیقی‌اش) جدا می‌کند. چیزی که تو را از اصل و ریشه‌ات جدا می‌کند، محبوب خدا نیست و حتماً جهنمی و نحس است. اگر می‌توانید با اهل معصیت طرح دوستی بریزید وکاری کنید که آن‌ها به سعادت برسند، انجام دهید به‌شرط این‌که آن‌ها روی شما ارتباط مؤثر نداشته باشند. ولی اگر علیرغم ادعایی که دارید مؤمن هستید به ارتباط با اهل معصیت و شرکت در مراسم‌های آن‌ها علاقه داشته باشید، ادعای شما دروغی بیش نیست و فقط دارید خودتان را فریب می‌دهید. به بهانه صله ارحام با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کنید، صله ارحام زمانی واجب است که معصیت خدا صورت نپذیرد. اطاعت از پدر و مادر زمانی واجب است که نافرمانی خدا در آن نباشد. «لاطاعَة لِمَخلوق فِی مَعصِیة الخالِق» وقتی یک مولکول آب از شنیدن اسم خدا تأثیر می‌پذیرد و زیبا می‌شود و با شنیدن اسم شیطان صورت زشتی پیدا می‌کند، حتماً ارتباط با اهل معصیت و شرکت در مراسم گناه به روح ما آسیب می‌زند. باید مراقب تغذیه روح و نفسمان باشیم. برای نزدیک شدن به خداوند تبارک و تعالی باید روی خواسته‌های طبیعی خود پا بگذارید. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «ای مردم غافل! چطور شده درحالی شما را می‌بینم که هر روز دارید از خدا دورتر می‌شوید و به غیر خدا نزدیک می‌شوید؟» غفلت یعنی این‌که انسان در طول زندگیش به آن‌چه که برایش آفریده شده و لایقش هست نزدیک نشود. شما غذا را به هر بخش بدهید همان بخش بزرگ می‌شود. اگر تاکنون نماز و روزه و عبادات شما روی بخش انسانی شما نشسته باشد، باید این بخش چاق‌تر شده باشد. حتماً انسان روز به روز شادتر و آرام‌تر می‌شود و دلدادگی‌ها و وابستگی‌هایش به دنیا کمتر خواهد شد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «مَنْ بَکَی عَلَى الدُّنْیا دَخَلَ النَّارَ؛ کسی که به‌خاطر دنیا گریه می‌کند، جهنمی است». باید یک چیزی غیر از دنیا داشته باشد و تغذیه کند اگر واقعاً معنویت، نماز، روزه و ذکر روی بخش‌های فطری بنشیند، بخش‌های طبیعی کنترل شده می‌شوند و بخش‌های فطری که اصل شخصیت ما را تشکیل می‌دهند قوی‌تر ‌شده و روز به روز از ملاک‌های جهنمی دورتر می‌شوند. کسی که حجاب، نماز، روزه و کارهای عبادی برایش سخت است درواقع برای بخش طبیعی‌اش سخت است و‌ این اعمال عبادی خوراک بخش انسانی او نشده است. در بحث انسان‌شناسی عرض کردیم که انسان قبل از این‌که به کارهای عبادی بپردازد، باید یک شناخت قوی روی خودش داشته باشد که بداند عبادت‌هایش مربوط به کدام بخش انسان است. تا زمانی که انسان خودشناسی نداشته باشد به شادی و آرامش نمی‌رسد. ملاک در عشق‌ورزی من برای رسیدن به خانواده آسمانی‌ام چه‌قدر از زمین فاصله گرفتم؟ در زیارت امین الله آمده است؛ «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ.... أَوْلِیَائِكَ مَحْبُوبَةً فِی أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ؛ خدایا کاری کن که من هم در زمین و هم در آسمانت محبوب باشم». اگر حرکت من درست بود، باید بین من و خانواده آسمانی‌ام خیلی انس و رفاقت برقرار باشد. قرآن کریم می فرماید: «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ؛ این بهشت که به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است متعلق به همه شماست». کسی که در دنیا با خانواده آسمانی‌اش رفاقت داشته، با رفتن از دنیا خوشحال می‌شود، چون چسبندگی ندارد. سبک زندگی ما باید «إلی الله» باشد «عَن الله» نباشد. با ازدواج، تغییر شغل، دانشگاه رفتن و... از خدا و خانواده آسمانی‌ام دور نشویم. «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»؛ در حقیقت، ما آنچه را كه بر زمین است، زیورى براى آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم كه كدام‌یك از ایشان نیكوكارترند. (سوره کهف، آیه 7) امام رضا «علیه السلام» فرمودند: «السَّفِلَةُ مَنْ کَانَ لَهُ شَیْ‏ءٌ یُلْهِیهِ عَنِ اللَّهِ تَعَالَى»؛ آدم پست کسی است که خدا به او چیزی بدهد و همان چیز باعث غفلتش از خدا شود. قاعده عشق و فراق حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» روحی است که خدا با او همه انبیاء و ائمه را درطول نظام خلقت یاری داده است. اگر حضرت را دوست داری می‌توانی به‌خاطر ایشان از کارهای حرام و ... بگذرید؟   «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ؛ اگر خدا را دوست می‌دارید از من پیروی کنید تا او نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد، که خداوند آمرزنده و مهربان است». (سوره آل عمران، آیه 31) داستان خلقت انسان، داستان عشق و تنفر است. عشق به الله و تنفر به همه چیزهایی که ما را از خانواده آسمانی‌مان دور می‌کند. همه داستان خلقت انسان این است که به دنیا می‌آید و با وجود انواع وسوسه‌ها به خدا بگوید من به این‌ها توجه ندارم. «قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلینَ» من به چیزهای موقت علاقه‌ای ندارم. من چیزهای ماندگار و اصل را می‌خواهم. «قُلْ یَا أَیُّهَا الْكَافِرُونَ»؛ کافر یعنی کسی که اهل پوشاندن است. کسی که «عن الله ذاهبین» است، کافر است و دارد به جهنم نزدیک می‌شود. «لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ»؛ اصلا شیفته چیزهایی که شما می‌پرستید نیستم. هرچه عشق است به پای امام زمان «علیه‌السلام» می‌ریزم. هدف خلقت همین است؛ عشق بازی و ریختن همه چیز پای خدا و خانواده آسمانی.   جامعه کبیره بالاتر از بهشت است. اگر آدم قرار است به دنیا بیاید و یکبار به معشوقش بگوید؛ «بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی»، می‌ارزد. سبک زندگی «الی الله» یعنی برای رسیدن به «الله» سرعت داری. گاهی اوقات می‌بینی یک شوهر، قبر زنش می‌شود و او را دفن می‌کند و نمی‌گذارد به سمت «الله» برود و گاهی ‌هم بچه‌ها، شغل، موقعیت اجتماعی و ثروت، آدم را متوقف می‌کند و مانع سرعت آدم می‌شود. محال است کسی «إلی الله» باشد و روز به روز شادی و آرامشش بیشتر نشود. محال است کسی به «الله» نزدیک شود و از دنیا لذت نبرد، چون لذت او از طریق طبیعتش نیست، بلکه با حس‌های الهی با دنیا ارتباط برقرار می‌کند. این شخص اگر همسرش را دوست دارد، خیلی عاشقانه‌تر از کسی است که به‌طور طبیعی به همسرش علاقه دارد. طبق همان قاعده که؛ هرقدر ایمان کسی بیشتر می‌شود، عشقش به همسرش بیشتر می‌شود. چون با روح الهی سراغ همه چیز می‌آید و برایش قشنگ است و همه چیز را آینه و مظهر خدا می‌بیند. دنیا باشگاهی است که خدا درست کرده تا ما قدرت پیدا کنیم. اسم مبدل؛ زباله‌ها را تبدیل به ثروت می‌کند. همه را در بخش طبیعی‌اش می‌ریزد و بخش فطریش به «الله» نزدیک‌تر می‌شود. هم در دادن‌ها و هم در گرفتن‌ها لذت می‌برد. خودش در آغوش خداست. طبیعت را گذاشته وسط تا هر اتفاقی بیفتد ضربه‌اش به طبیعت بخورد. برای همین حضرت زینب کبری «سلام‌الله علیها» بعد از آن همه مصائبی که به بخش طبیعی‌اش وارد شد، فرمودند: «وَ ما رَأَیتُ اِلّا جمیلاً» ما بخش انسانی را گذاشتیم جلو و همه آسیب‌ها به بخش فطری می‌خورد. غصه‌های ما به‌خاطر بخش حیوانی ما بوده است و موقع عبادت که می‌شود یک «من» له شده پیش خدا می‌بریم و اصلا حسی نداریم که با خدا حرف بزنم. درواقع به‌خاطر حفظ طبیعت، ضربه‌ها به فطرت ما می‌خورد. چون می‌خواهیم دنیا را نگه داریم. وقتی که به خانواده آسمانی تکیه کنیم هر چیز از دنیا کم شود یا گم شود برای آخرتت ذخیره می‌شود. ببین علاقه‌ها،‌ میل‌ها، قهر و آشتی‌هایت برای چیست؟ ما اگر باور کنیم یک موجود جاودانه هستیم همه چیز سر جای خودش قرار می‌گیرد و دیگر هیچ چیز برایمان سخت و تلخ نیست. چون تکلیف‌ها روی بخش حیوانی می‌نشیند هرقدر بخش حیوانی را کنترل کنی، فطرتت روز به روز اوج می‌گیرد و بالا می‌رود. «وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ؛ و بال‌های تواضع خویش را از محبّت و لطف، در برابر پدر و مادرت فرود آر!» (سوره اسراء، آیه 24) بعضی‌ها روزه می‌گیرند، نماز می‌خوانند ولی از دست خدا عصبانی‌اند. به‌جای این‌که بگوید خداوند روزه را قرار داده که طبیعت پایین بیاید و «من» ی که از جنس خداست بالا برود. چرا از بهشت رفتن و به چادر حضرت رفتن می‌ترسم؟ مودت یعنی وفاداری و یار بودن، همه چیز را پای حضرت ریختن. «وَاجعَلنا مِن خَیرٍ أعوانِهِ وَ أنصارِه؛ خدایا مرا از بهترین دوستان و یاران حضرت قرار بده.» خدایا مرا از کسانی قرار بده که برای آرزوهای مادرم حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» و پدرم امام زمان «علیه‌السلام» تلاش ‌کنم. مرا از کسانی قرار نده که بر سر دشمنان حضرت از همان چیزهایی که می‌ترسند بلا بیاورم. حد آرزوهای ما در همین بخش‌های طبیعی و حیوانی گیر کرده و آزاد نیستیم که پای خانواده آسمانی‌مان عشق بریزیم. قیمت و لیاقت خودت را بشناس و به کم‌تر از لیاقتت تصمیم نگیر.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 352، 93/12/21

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2514
زمان انتشار: 11 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 351، 93/12/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 351، 93/12/21

معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * انسان در طول عمر باید معیت و دلدادگی خود را بررسی کند . * انسان باید ببیند مرغ دلش به سمت چه کمالاتی و چه کسانی کشیده می شود و این نشان میدهد که او به سمت بهشت یا به سمت بهشت حرکت میکند . * محبت ها، علاقه ها و کشش های انسان نشان می دهد قبر او چگونه است چون قبر انسان همان ظهور قلب و برزخ و قیامت اوست . * حالت های قلب انسان همچون آرامش و شادی و یا کینه ورزی و غصه و غم نشان دهنده چگونکی قبر اوست. * خدا انسان را با محبوبها و حالتهای دلش محشور میکند . * محبوبهای بهشتی انسان را به بهشت و اگر شخصیت ها و الگوی محبوب او جهنمی باشد، او به سمت جهنم کشیده می شود .    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 351 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۳/۱۲/21 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ارزش انسان به معشوق ها اگر انسان در دلش محبوب‌های شایسته داشته باشد، قیمتش هم به همان شایستگی است و با محبوب‌های شایسته محشور می‌شود و اگر محبوب‌های ناشایست داشته باشد نیز با همان‌ها محشور خواهد شد. امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: «اگر می‌خواهی بدانی که در تو خیری هست به قلبت نگاه کن که اهل طاعت خدا را دوست داری و اهل معصیت را دشمن می‌داری و در این صورت خدا هم تو را دوست دارد». و به فرموده رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم «الْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ؛ هر کسی با محبوب‌هایش همراه می‌شود.» انسان تا زمانی که زنده است این معیت را با محبوب‌هایش دارد. باید ببیند در طول روز چند بار با محبوب‌های شایسته و چند بار با محبوب‌های ناشایست ارتباط داشته است؟ انگیزه‌های او برای انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارش کدام محبت‌هاست؟ اگر اهل بهشت در دلت رفت و آمد کنند، خودت هم بهشتی هستی. اگر دلت پر از حرص و کینه و چشم و هم‌چشمی و غصه باشد، جهنمی می‌شوی. قبر انسان همان نفس اوست و قبر، در واقع همان ظهور قلب انسان است. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «لَوْ صُمْتَ الدَّهْرَ كُلَّهُ وَ قُمْتَ اللَّیْلَ كُلَّهُ ثُمَّ قُتِلتَ بَیْنَ الرُّكْنِ وَ المَقَامِ لَمَا بَعَثَكَ اللهُ إِلا مَعَ هَوَاكَ بَالِغاً مَا بَلَغَ إِنْ فِی جَنَّةٍ فَفِی جَنَّةٍ وَ إِنْ فِی نَارٍ فَفِی نَارٍ... ؛ اگر تمام روزگار را روزه بگیری و همه شب‌ها به عبادت بایستی و بین رکن و مقام شهید شوی، خدا تو را با آرزویت و میلت مبعوث می‌کند، هر چه که می‌خواهد باشد. اگر آرزویت بهشت است در بهشتی اگر جهنم، در جهنمی و ...؛ اگر روزها را روزه بگیرید و شب‌ها عبادت کنید و بین رکن و مقام کشته شوید خداوند شما را با محبوب‌هایتان محشور می‌کند». ببینید اگر شخصیت‌های محبوب و الگوها و دوستان شما در هر زمینه‌ای شخصیت‌هایشان جهنمی است، لیاقت شما هم همین‌ است. سؤال: چرا دل من از گناه، جهنم، غیبت و حسادت خوشش می‌آید؟ این پرسش خیلی مهم است چون نشان می‌دهد که یک مشکلی در قلب شما وجود دارد. لذا باید به بحث مدیریت قلب و محبوب‌هایمان دقت کنیم. بعضی‌ها با آدم‌های خوب سروکار دارند ولی دائما وسوسه فضاهای گناه‌آلود را دارند. کسی که معیت در دنیا نداشته باشد در آخرت هم معیت ندارد. کسی که با محبوبش همراه نیست، معیت معنا ندارد. وقتی که صبح بیدار می‌شوید ولی هیچ کارتان با امام زمان «علیه‌السلام» هماهنگ نیست، معیت ندارید. آیا ما واقعا معیت داریم یا خیر؟ آیا ما خاصیتی برای خانواده آسمانی‌مان داریم یا نه؟ اصحاب عاشورا هرچیز داشتند با خودشان آورده بودند که فدای حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» کنند و همه این‌ها کنار این مسئله جان و سلامتی‌شان را آوردند و برای هر نوع بلایی آماده شدند. معیت یک تعریف حقیقی دارد یعنی با او بودن، همراه او بودن، شما را با او بشناسند و او را با شما بشناسند. معیت یعنی عشق، دغدغه، دوست داشتن، دلدادگی، وابستگی، بی‌خوابی، خستگی، تعطیلی نداشتن، فکر کردن، نقشه ریختن، عملیاتی شدن. اگر کسی در دنیا به‌خاطر خدا و امام زمان، مادرش فاطمه زهرا «علیهما‌السلام» و خانواده آسمانی‌اش اذیت شود، معیت دارد. در سوره آل عمران، آیه 159 فرموده: «أوذوا فِی سَبیلِی» اذیت میشم ضمیرش به طبیعت و بخش حیوانی برمی‌گردد. هرقدر برای معشوق اذیت شوید، بیشتر شاد می‌شوید و قدرت می‌گیرید. بخش حیوانی برای همین خلق شده که مرکب ماست برای این‌که فوق عقل ما به «الله» برسد. ولی اکثر آدم‌ها دارند به مرکبشان سواری می‌دهند. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «مالی أراکُم ان الله ذاهبین وَ إلی غَیرِهِ راغِبینَ»؛ چه‌طور شده؟ در حالی، شما را می‌بینم که هر روز دارید از خدا دورتر می‌شوید و به غیر خدا نزدیک می‌شوید؟ در بحث خودشناسی باید ببینیم سیر زندگیمان به کدام سمت است؟ آیا هر روز داریم به بهشتیان نزدیک می‌شویم یا جهنمیان؟ قرآن کریم در خطاب تبعیت می فرماید: «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذینَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذینَ اتَّبَعُوا» (بقره/166) تابع و متبوع در قیامت از هم اعلام برائت می‌کنند. حتی شیطان می‌گوید: من فقط دعوت کردم و شما خودتان می‌خواستید که همراه من بیایید.   معیت یک امر تعارفی نیست. یک امر حقیقی است ببینید چه‌قدر از 24 ساعت وقت شما صرف حضرت می‌شود؟ اگر کاری هم انجام می‌شود آیا بر اساس شهوت‌طلبی‌ و دنیاطلبی است یا برای خدا و امام زمان «علیه‌السلام»؟ امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند؛ مسئولین جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان «علیه‌السلام» نباشند خائن و خطرسازند، هرچند به مردم خدمت کنند. وقتی رأی می‌دهی و شخصیتی را انتخاب می‌کنی یعنی ایمانت را روی کاغذ آوردی. «أن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرَة» باید در زندگی‌های ما معنا شود. یک خانم خانه‌دار، وظایفی که در قبال همسر و فرزندانش انجام می‌دهد، براساس عشق و محبتی که به ایشان دارد، است. معیت در دل است. اول باید دغدغه و سوز ایجاد شود. قلب باید بسوزد و باید دغدغه داشته باشید تا وقت بگذارید و هزینه کنید و شب بیدار بمانید و از سختی‌های راه و ملامت‌های دیگران نترسید. کسی که عاشق می‌شود، فقط به وصال فکر می‌کند سؤال: من الان برای بودن امام زمان «علیه‌السلام» چه بهایی را می‌پردازم؟ برای این‌که اسمم عضو لشکر امام زمان«علیه‌السلام» ثبت شود چه‌قدر هزینه کرده‌ام؟ برای این‌که بهشتی شوم کدام محرومیت دنیایی را قبول کرده‌ام؟ امام زمان «علیه‌السلام» دو شرط برای تحقق امر ظهورشان مطرح کردند: وفاداری و همدلی. آیا دلتنگی و گریه برای فراق حضرت داریم یا نه؟ برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت تلاش می‌کنیم یا نه؟ معیت باید در زندگی ما نمود داشته باشد. کسی را که دوست داری، برای استمرار رفاقت باید هزینه کنید. «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ» (سوره روم، آیه 21) مثل زن و شوهر که برای کنار هم بودن و آرامش داشتن هزینه می‌کنند. در زندگی زناشویی هرکدام از زن و شوهر بخواهد «من» خودش را حفظ کند زندگی از هم می‌پاشد. برای این‌که در خانواده آسمانی باشی و معلوم باشد که عضو خانواده محمد و آل محمد هستی، از چه آدم‌هایی دوری کردی تا زندگیت حفظ شود. اگر می‌خواهی ببینی در تو خیری هست یا نه ببین اهل طاعت را دوست می‌داری و اهل معصیت را دشمن می‌داری یا خیر؟ یک موقع ما اهل گناه را دوست داریم ولی دل به آن‌ها نمی‌دهیم اما مثل یک پزشک از او مراقبت می‌کنیم تا درمان شود. ولی از او تأثیر نمی‌گیریم. پزشک هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهد بیماری و آلودگی از بیمار به او سرایت کند. نمی‌شود که ما با اهل طاغوت و مستکبرین دوست باشیم و عضو خاندان اهل بیت «علیهم‌السلام» هم باشیم! آیا تا به حال شده یک آدم خوب را به‌خاطر خدا قبول کنیم؟ (با وجود این‌که شرایط ظاهری مناسبی هم نداشته باشد) چرا از فلانی خوشم می‌آید و چرا از دیگری بدم می‌آید؟ دلایل این چراها قیمت شخصیت مرا تعیین می‌کند. دشمنان اهل بیت «علیهم‌السلام» به مسلمانان محبت‌های زیادی می‌کنند ولی در مقابل، عقاید انسان را از او می‌گیرند. ما عاشق خودمان و خودخواهی‌های خودمان هستیم نه عاشق امام زمان و خانواده آسمانی‌مان. ببین دوستی‌هایت براساس کدام نظام ارزشی است؟ ملاک‌هایت چگونه است؟ «المرء مع من أحب» به‌جای سرمایه‌گذاری روی کارهای مختلف، فقط روی دلتان سرمایه‌گذاری کنید که سرنوشت و ابدیت شما را تعیین می‌کند.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 351، 93/12/21

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2412
زمان انتشار: 16 آوریل 2015
| |
ایمان و عمل صالح، جبران کننده خطاها

راه های مبارزه با غم (جلسه 42)، 93/12/23

ایمان و عمل صالح، جبران کننده خطاها

یکی از عوامل برطرف کننده غم، ایمان است. ذات ایمان، به گونه‌ای است که به محض ورود به قلب انسان، با خود آرامش و شادی را به همراه می‌آورد. اگر ایمان چنین نتیجه‌ای را در درون کسی تولید نکرده باشد، نشان می‌دهد که ایمان او، ایمانی ضعیف و تقلیدی بوده و باید با کسبِ معارف الهی و شناخت حقیقت دین و امداد از معصومین به تقویت ایمان خود بپردازد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * دنیای کسانی که الله را به عنوان ربّ خود انتخاب کردند، نیز حتماً با شادی و آرامش همراه خواهد بود. *قیمت هر انسان به مربّی او بستگی دارد، اینکه در زندگی خود، تحت ربوبیت چه کسانی، در حال رشد بوده است. * هر گونه اعتراض به خداوند و یا اهل بیت «علیهم‌السلام»، نشانه جهل انسان است. *کسی که الله را به عنوان الگوی خود برگزیده است، حقیقتاً ارزشمندترین انسان است. * اجر کسی که عمل صالح انجام می‌دهد سلامت نفس اوست. روش‌های اعتقادی در درمان غم یکی از عوامل برطرف کننده غم، ایمان است. ذات ایمان، به گونه‌ای است که به محض ورود به قلب انسان، با خود آرامش و شادی را به همراه می‌آورد. اگر ایمان چنین نتیجه‌ای را در درون کسی تولید نکرده باشد، نشان می‌دهد که ایمان او، ایمانی ضعیف و تقلیدی بوده و باید با کسبِ معارف الهی و شناخت حقیقت دین و امداد از معصومین به تقویت ایمان خود بپردازد.   «فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ هر که ایمان بیاورد و خود را اصلاح کند، ترس و اضطرابی ندارد و غمگین نخواهد شد». (سوره انعام، آیه 48) چنین بشارت بزرگی به مؤمنان (عدم ترس و غم برای مؤمنان) فقط منوط به آخرت نیست؛ بلکه دنیای کسانی که الله را به عنوان ربّ خود انتخاب کردند، نیز حتماً با شادی و آرامش همراه خواهد بود. ربّ به معنای مالک مدبّر است؛ کسی که تمام عوالم را تدبیر و اداره می‌کند. می‌دانیم که قیمت هر انسان به مربّی او بستگی دارد، اینکه در زندگی خود، تحت ربوبیت چه کسانی، در حال رشد بوده است. وقتی انسان، الله را به عنوان ربّ یگانه خود بر می‌گزیند، قطعاً با اعتماد کامل با او در زندگی‌اش حرکت می‌کند و هیچ قدرت دیگری قادر به تغییر سبک زندگی او که از الله دریافت نموده است، نمی‌باشد. او هرگز تحت تأثیر نق و غرهای دیگران و یا نگاههای تمسخرآمیز شان قرار نمی‌گیرد، چرا که دین خود را، تخصصی‌ترین و علمی‌ترین روش برای رسیدن به باطن انسانی می‌داند. خداوند در قرآن در توصیف پیامبرش می‌فرماید: «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ؛ پیامبر به آنچه بر او نازل می‌شود، ایمان آورد.»(سوره بقره، آیه 285) و به سبب همین یقین است که می‌فرماید: «به خداوند قسم اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارید، هرگز از دعوتم دست بر نخواهم داشت».   هر گونه اعتراض به خداوند و یا اهل بیت «علیهم‌السلام»، نشانه جهل انسان است. حال ممکن است چنین شخصی، بسیار با سواد تحصیل کرده باشد اما عقل قدرتمندی نداشته باشد. عقل در انسان نیروی درایت و فهم اوست. آیا انسانی که با عقل کوچک خود که آن هم توسط الله آفریده شده است قادر است. منبع علم مطلق را زیر سؤال برد؟   یک مسلمان واقعی یقین دارد که دین (مسیر لازم برای رسیدن به باطن انسانی) را از تخصصی‌ترین مرجع آن یعنی سازنده کل عالم، دریافت می‌کند. از همین رو اگر فلسفه بعضی از احکام را هم نداند، به سبب این یقین با افتخار و اعتماد به آن احکام تن می‌دهد و هیچگاه به ضعف در اعتماد به نفس دچار نمی‌گردد.   اما به راستی آیا در هنگام یک بیماری، از پزشک معالج خود، فلسفه نسخه‌ای که بر ایمان پیچیده است را می‌پرسیم؟ این پرسش نشان می‌دهد که بسیاری از انسان ها که به دین و قوانینش معترف اند، به اندازه یک پزشک نیز به خدا اعتماد ندارند.   استقامت در ایمان؛ عامل اصلی قدرت و شادی مؤمن «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا فَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنونَ؛ همانا کسانی که گفتند، خداوند ربّ ماست و سپس ایستادگی کردند، نه ترسی بر آنان وارد می‌شود و نه غمگین می‌شوند». (سوره احقاف، آیه 13) منظور از استقامت در این آیه، اعتماد به قوانین الهی است به طوری که تحت تأثیر هیچ سبکی، از سبک الله روی بر نگردانید و با افتخار و اعتماد به دین به سوی الله حرکت کنیم. به آیه 139 سوره آل عمران دقت کنید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ؛ هرگز سست نشوید، و غمگین نگردید، شما همیشه برترید در برابر دیگران، اگر مؤمن باشید». این آیه تأکید می‌کند که اگر الله را به عنوان رب العالمین، پیامبر را به عنوان واسطه الله با خود و قرآن را به عنوان تخصصی‌ترین کتاب عالم برای رسیدن به انسانیت باور کنید، محال است که در ادامه مسیر، دچار سستی شوید.   باید به این یقین برسیم که مربیِ حقیقی ما الله تکیه‌گاه ماست، تا در برابر نق و غرهای دیگران و جهت‌های منفی و مخالف، هرگز اعتمادمان را به الله از دست نداده و در مسیر حرکت به سوی الله دچار سستی و غم نشویم. این اعلام برتری در آیه 139 سوره آل عمران، یک برتری تخصصی را متذکر می‌شود  نه یک برتری تعصبی را.   زیرا بارها ثابت کرده‌بودیم که قیمت هر انسان به ربّ او وابسته است. قطعاً کسی که الله را به عنوان الگوی خود برگزیده است، حقیقتاً ارزشمندترین انسان است. کسی که به واسطه یک انسان کامل که مظهر تمام نمای الله است به سوی رب خود حرکت می‌کند، انگیزه‌ای برای سست شدن ندارد، چرا که تخصصی‌ترین اطلاعاتِ عالم در دست متخصصان معصوم است.   آئینی را که الله تأیید کند، بهترین روش برای سرسپردن است. باید بیاموزیم که به علم مطلق الله تکیه کرده و به «دین» به عنوان تنها مسیر تخصصی و قابل اعتماد برای انتخاب سبک زندگی‌مان افتخار کنیم. عمل صالح، جبران کننده خطاها و قدرت دهنده ایمان «مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ؛ هر که به خداوند و روز قیامت ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، پس اجرِ عملشان در نزد خداوند است و هیچ ترس و حزنی بر آنها وارد نمی‌گردد». (سوره بقره، آیه 62)   عمل صالح (درست)، به عملی اطلاق می‌شود که صلاحیتِ رساندن انسان را به سعادت دنیا و آخرت در خود دارد و می‌تواند نفس انسان را به سلامتی برساند.   عمل صالح، عملی است که معصوم آن را تأیید می‌کند، نه عملی که خودمان و یا دیگران تصور می‌کنیم خوب است. چرا که معصوم به ساختار تمام عوالم از الله تا انسان، و از انسان تا الله آگاه است و تنها اوست که می‌توانداز سوی خداوند عملی را تأیید نماید.   کسی که عملی صالح را انجام دهد، اجر آن عمل را نیز همراه با خودی عمل به دست می‌آورد. اجر به معادلِ یک عمل اطلاق می‌شود. به عنوان مثال اَجرِ کسی که مسواک می‌زند، سلامت دندانهایش است و یا اجر کسی که ورزش می‌کند، سلامت بدنش است. اجر کسی که عمل صالح انجام می‌دهد نیز، سلامت نفس اوست به طوری که روز به روز به تقرب و شباهت به الله و معصومین نزدیک‌تر می‌شود.   کسی که به منش الله و الگوهای الهی (اهل‌بیت) زندگی می‌کند، چون مسیر حرکتش را درست انتخاب نموده است، اگر گاهی به گناهی نیز آلوده شود، با اعمال خیر و صالحش، می‌تواند آنها را جبران کند.   پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» اهل‌بیت را کشتی نجات می‌خواند که در نهایت انسانها را به ساحل نجات خواهند رساند.   به حضور اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در کنار انسان به عنوان الگو و مربی، حتماً انسان به سلامت به مقصد می‌رسد و با مدد گرفتن از آنان می‌تواند، گناهان و اشتباهات خود را جبران نماید. درست مانند بیماری که با اعتماد به یک پزشک حاذق و قدرتمند بر بیماریش پیروز شده و به سلامتی می‌رسد.   اما ّکسی که به چنین مربیانی اتصال ندارد، چون در یک مسیر اشتباه در حال حرکت است، با کوچکترین بیماری در نفسش، ضربات سنگینی را به سعادتِ د نیا و آخرتش وارد می‌کند. او چونان بیماری است که به طبیبان قدرتمندی برای درمان خود متصل نیست و روز به روز به عمق بیماری‌اش افزوده خواهد شد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2404
زمان انتشار: 14 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 354، ۹۳/۱۲/۲۸

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 354، ۹۳/۱۲/۲۸

از آنجا که نفس انسان بی‌نهایت طلب است، وقتی معشوق‌های بی‌نهایت در رأس معشوق‌های او قرار می‌گیرند حالت تعادل در نفس برقرار می‌گردد. و اگر معشوق‌های محدود دنیایی در رأس معشوق‌هایش جایگزین شوند از حالت طبیعی خارج می‌شود.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * کسانی که نمی توانند در دنیا چینش های درستی از معشوق داشته باشند، در دنیا حتما تعادل روحی نخواهند داشت. * اصل قرار دادن سه معشوق در رأس همه معشوق ها عبارتند از : الله ، حضرت رسول و جهاد در راه خدا * تعادل شخصیت انسان به چینش معشوق هایش بستگی دارد . * با وجود دارا بودن حس بی نهایت طلبی در وجودمان باید حرکت مان هم به سمت بی نهایت طلب باشد. * عید از عود به معنای بازگشت به تازگی و تولد جدید است .   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 354 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/۲۸ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مهندسی معشوق، شرط اول معیّت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در روایت قبل، 2 معشوق از معشوق‌های انسان ها را به عنوان مثال مطرح نموده است. یک مثال از بالاترین معشوق یعنی معشوق‌های فوق عقلانی و مثال دیگر از معشوق‌های جمادی که پایین‌ترین نوع معشوق هایت سپس تأکید نموده است که هر کدام از این معشوق‌ها را که برگزینید حتماً با همان معشوق محشور خواهید شد. پس این ما هستیم که باید با مهندسی صحیح معشوق، به گونه‌ای محبوب‌هایمان را چینش نماییم که هم دنیای شاد و آرامی را تجربه کنیم و هم آخرتی سعادتمند را. در گذشته آموختیم که اگر الله، خانواده آسمانی و جهاد در رأس معشوق‌های قلب انسان قرار داشته باشند، او در مهندسی معشوق‌هایش موفق شده است. آنانکه در مهندسی معشوق شکست خورده‌اند با وجود داشتن سرمایه‌هایی چون خدا، اهل‌بیت، نماز، قرآن و ... قادر به زندگی شاد و آرام نخواهند بود. زیرا جایگاه الله، خانواده آسمانی و جهاد در قلب آنان در رأس تمام معشوق‌هایشان نمی‌باشند. بلکه پایین‌تر از یک یا چند معشوق دیگر قرار داشته و یا دائماً در حال نوسان است. در نظام بدن، به محض جا به جا شدن یک تاندون، رگ، عصب و ... از جای خود، تعادل در عملکرد بدن از بین رفته و انسان به درد مبتلا می‌گردد و تا زمانی که این جابجایی از بین نرفته و به حالت عادی باز نگردد آرامش نیز به بدن انسان باز نمی‌گردد. معشوق‌های روح نیز اگر از حالت طبیعی (که قرآن آن را در آیه 24 سوره توبه شرح داده است) خارج شوند (فسق) نفس انسان شادی و آرامش خود را از دست می‌دهد. و تا زمانی که نظام معشوق‌ها به حالت تعادل باز نگردد از آرامش و شادی در نفس این شخص خبری نخواهد بود. آیا محبت برای معیّت کافی است؟ آیا صرف دوست داشتن اهل‌بیت، برای معیّت با آنان کافی است؟ خیر!!! این دوست داشتن کافی نیست، بلکه این محبت باید در جای خودش وارد عمل گردد. محبت به اهل‌بیت زمانی به کار انسان می‌‌آید که در جایگاه حقیقی خودش (بخش بی‌نهایت و فوق عقلانی انسان) فرود آید. از آنجا که نفس انسان بی‌نهایت طلب است، وقتی معشوق‌های بی‌نهایت در رأس معشوق‌های او قرار می‌گیرند حالت تعادل در نفس برقرار می‌گردد. و اگر معشوق‌های محدود دنیایی در رأس معشوق‌هایش جایگزین شوند از حالت طبیعی خارج می‌شود. به همین علت امیرالمؤمنین با تعجبِ بسیار، از فاصله گرفتنِ انسانها از الله و نزدیک شدن به کمالات پایینی، یاد می‌کند. اگر شما، الله و خانواده آسمانی را دوست دارید، اما علاقه قلبی‌تا روز به روز به امور دنیا بیشتر می‌شود، هشیار باشید که نفس شما از حالت طبیعی خارج شده است.   امتحان در محبت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نبی اکرم خطاب به یکی از دوستانش می‌فرماید: «أما عَلِمتَ أنَّ مَن أحَبَّنا وَامتُحِنَ فی مَحَبَّتِنا أسكَنَهُ اللهُ مَعَنا ؟! ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَةَ: فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیكٍ مُّقْتَدِرِ؛ آیا تو نمی‌دانی که هر که ما را دوست بدارد و در محبت ما امتحان شود، خداوند او را در معیت ما سکونت می‌دهد سپس تلاوت کرد؟ در نشیمنگاه صدق، در نزد پادشاه مقتدر عالم». چنین مژده بزرگی یک شرط اساسی نیز دارد؛ امتحان در دوستی و محبت اهل‌بیت. اگر کسی در چنین آزمونی موفق شود، قطعاً در کنار اهل‌بیت «علیهم‌السلام» خواهد بود. اگر کسی این لیاقت را داشته باشد که صادقانه معیّت اهل‌بیت را در دنیا و آخرت از خداوند بخواهد، حتماً به اجابت نیز خواهد رسید. باید قلباً عاشق این مقام باشیم و در امتحان این عشق نیز موفق شویم. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: اگر کسی منتظر حقیقی امام زمان باشد، با من و هم درجه من با اهل‌بیت محشور می‌گردد. و اما یک سؤال، منتظر حقیقی کیست؟ منتظر حقیقی کسی است که عملیاتی شده و از همه امکاناتش برای رفع موانع ظهور استفاده می‌کند. چنین کسی با اهل‌بیت و هم درجه با آنان محشور خواهد شد. رسیدن به این مقام، زحمت بسیار می‌طلبند، سرمایه‌گذاری‌ها و هزینه‌های فراوان ... باید ثروت‌هایمان را به پای معشوق‌هایمان بریزیم تا به مقام صدق برسیم. بدون صدق، رسیدن به معیت، محال است. فراموش نکنیم به فرموده علی «علیه‌السلام» که جهاد در راه خداوند، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را به روی دوستان خاص خود گشوده است: «إِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّةِ فَتَحَهُ اللّه لِخاصَّةِ أَولیائِهِ» آیا عشق به جهاد در وجود ما رسوخ کرده است؟؟؟ تا دیر نشده، گامی برداریم!!!   والحمدلله رب العالمین  

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 354، ۹۳/۱۲/۲۸

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2403
زمان انتشار: 14 آوریل 2015
| | | | |
خانواده آسمانی، جلسه 353، 93/12/28

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 353، 93/12/28

سنگ‌ها، یکی از مظاهر خداست و از همین رو دارای آگاهی، علم و شعور بالایی هستند. تمام موجودات در عالم (گیاهان، اشیاء، حیوانات و ...) دارای شعوراند، امّا ما درکی از شعور آنها نداریم. برای اثبات این مسئله همین بس که خداوند در قرآن، تمام موجودات را صاحبِ نماز و تسبیح می‌داند ... «كُلٌّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ. وَ تَسبيحَهُ».

عناوین مورد بحث در این جلسه: * دل انسان به هر چیزی تعلق گیرد حشر انسان هم با همان چیز خواهد بود . * معیت در هر مرحله باید در دنیا صورت گیرد تا در آخرت حاصل شود . * حشر انسان در آخرت همراه با محبوب های دنیاست . * لذات حاکم بر نفس تعیین کننده نوع وفات، نظام برزخی، قیام و حیات بعد از قیامت است . * غصه ها، احساس ترس ها و کمبودها به خاطر سبک بودن خود فرد است . * همه ی زیبایی های یک انسان این است که بتواند در زندگیش با غیب ارتباط برقرار کند .    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 353 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/28 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ملاقات‌های انسان در لحظه وفات در جلسات گذشته آموختیم که قاعده اصلی و مهم در معیّت آن است که اگر قلب انسان، عاشق کسی، چیزی و یا کمالی شود، به این معنا که حبِّ واقعی آن در دلش وارد گردد، حشر او نیز با معشوقش خواهد بود.   انسانی که حقیقتاً محبّت غیب را در دل دارد، حتماً با محبوب هایش محشور خواهد شد. وقتی سخن از معیّت به میان می‌آید «أن یَجعَلَنِی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الأخِرَة». فراموش نکنیم که معیّت باید ابتدا در دنیا به وجود بیاید و بعد در آخرت، زیرا دنیا مزرعه آخرت است. این یک قاعده ریاضی است؛ نمی‌توان در دنیا عاشقِ چیزهای دیگری بود امّا در آخرت با محبوب‌هایی غیر از آن‌ها محشور شد. حشر ما در آخرت، کاملاً وابسته به محبوب‌های دنیایی ماست. این نکته مهم را از خاطر نبریم که معشوق‌ها، محبوب‌ها و لذاتی که نفس ما به آنها مشتاق است، تعیین‌کننده نوع وفات ما، نظام برزخی ما، حشر قیامتی ما و حیات جاودانه بعد از قیامت ما هستند.   درست در لحظه قبل از وفات که انتقال به برزخ صورت می‌گیرد، معشوق‌های حقیقی هر کس بر او ظاهر می‌شوند، و این مسئله، حقیقتی است که در روایت معصومین کاملاً مؤکّد و مسلّم است. بنابراین تمام انسان ها قبل از ورود به برزخ، به لقاء محبوب‌های قلبی خود که قرار است در آخرت نیز با آنها محشور شوند، روبرو خواهند شد. در این هنگام، بعضی‌ها با اموال و ثروت‌های خود، بعضی‌ها با عزیزان و فرزندان خود، گروهی با مقامات و شهرت‌هایشان و دسته‌ای دیگر با فرشتگان و معصومین «علیهم‌السلام» ملاقات می‌کنند. بسته به این که معشوق‌های حقیقی انسان در دنیا چه کسانی بوده‌اند و قلب انسان در کنار چه کسانی آرامش یافته و از هم آغوشی با آنان به لذت می‌رسید، در لحظه وفات نیز با آنان ملاقات خواهد کرد. حال کمی بیندیشیم؛ قلب ما از ذکر و تکرار یادِ چه کسانی به آرامش می‌رسد!؟   دغدغه حقیقی و محبوبِ اصلیِ قلب ما از کدام گروه می‌باشد؟ حشر ما، وابسته به نوع محبت ماست. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «وَ اللهِ لَوْ أَحَبَّنَا حَجَرٌ حَشَرَهُ اللهُ مَعَنَا...؛ قسم به خداوند، اگر یک سنگ هم ما را دوست بدارد، با ما محشور می‌شود». استفاده از کلمه «والله» در آیات و روایات گوناگون، حاکی از یک قانون و قاعده تغییرناپذیر است و به این معناست که خبری که بعد از کلمه والله می‌آید، یک قاعده حقیقیِ خارجی در عالم است که سنت الهی بوده و هرگز تغییر و تبدیل نمی‌یابد.   سنگ‌ها، یکی از مظاهر خداست و از همین رو دارای آگاهی، علم و شعور بالایی هستند. تمام موجودات در عالم (گیاهان، اشیاء، حیوانات و ...) دارای شعوراند، امّا ما درکی از شعور آنها نداریم. برای اثبات این مسئله همین بس که خداوند در قرآن، تمام موجودات را صاحبِ نماز و تسبیح می‌داند ... «كُلٌّ قَد عَلِمَ صَلاتَهُ. وَ تَسبیحَهُ».   طبق بررسی مولکول های آب، آموختیم که شکل هندسی مولکول های تمام موجودات در برخورد با اسماء گوناگون متفاوت هستند. به طوری که مولکول های همه موجودات، در کنار اسم الله و مظاهر آن به زیباترین شکل هندسی خود، و در کنار اسم شیطان و مظاهر آن به بدترین و زشت‌ترین ترکیبِ خود تغییر شکل می‌دهند.   روایات گوناگون ما، «عقیق» را شریف ‌ترین سنگ بر شمرده‌اند؛ زیرا زودتر از بقیه سنگ ها به ولایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» شهادت داده و به اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، اعلام محبت نموده است. این مسئله یک حقیقت خارجی و واقعی است، از همین رو مستحب است که مؤمنین انگشتر عقیق را در دست داشته باشند.   اکنون با توجه به این توضیحات، این فرمایش پیامبر، جمله عجیب و غیرقابل فهمی نخواهد بود. حتی امروزه علم، حالتهای عاشقانه اشیا را کشف کرده است. بنابراین طبق این روایت می‌توان گفت که اگر واقعاً محبّت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در قلب ما رسوخ نماید، حشر ما نیز با آنها خواهد بود.   نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «مَنْ اَحَبَّنا کانَ مَعنا یَوْمَ القیامَهِ وَ لَوْ اَنَّ رَجُلاً اَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللهُ مَعَهُ؛ هر که ما را دوست بدارد، حتماً در قیامت با ماست. و اگر کسی حتی یک سنگ را دوست بدارد، با آن محشور خواهد شد».   «معیّت» به معنای در کنار هم بودن، برای هم بودن، به یکدیگر تعلق داشتن، و مودّت یکدیگر را در دل داشتن است. شکل معیّت در دنیا با معیت در آخرت متفاوت است. تنها مودّت به اهل‌بیت در دنیا به معیّت با اهل‌بیت در قیامت منجر می‌شود. بدون اهل‌بیت تصمیم نگرفتن، در فرازهای مختلف زندگی با اذن و اجازه و رضایت آنان وارد صحنه شدن (ازدواج، انتخاب رشته، انتخاب شغل، انتخاب رفیق، سفر، مسکن، لباس و ...)، برای تحقق اهداف اهل‌بیت حرکت کردن، از علامت‌های مودّت در یک زندگی یک مؤمن است. معیّت، همان سبک زندگی همراه با اهل‌بیت است.   همانگونه که در یک خانواده، همه اعضاء با هم و به خاطر هم تصمیم می‌گیرند و با میلِ همدیگر دست به انتخاب می‌زنند کسانی که خود را جزئی از خانواده آسمانی‌شان می‌دانند نیز قطعاً در تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارشان با نظر اهل‌بیت تصمیم‌گیری می‌نمایند. به دنبال چنین معیّتی در دنیا، معیّت با اهل بیت در آخرت برای انسان حاصل می‌شود. این مژده، بشارت بسیار بزرگی است که قلب انسان را از عزت، آرامش و شادی سرشار می‌کند. بنابراین اگر حقیقت محبّت در مودّت اهل‌بیت در قلب ما رسوخ کرده باشد، به طوری که سبک زندگی‌مان بر اساس آنان تنظیم گردد، ما حتماً در برزخ و قیامت با آنان و در کنارشان خواهیم بود.   اگر این قاعده را باور کنیم که قبر ما، همان نفس ماست، با یک پرسش ساده از خودمان می‌توانیم بفهمیم که ما در قیامت در کنار آنان خواهیم بود یا نه؟ اگر الان اهل‌بیت در نفس ما حضور دارند و مایة آرامش و قدرت نفس ما در لحظات سختی، مصیبت، حملات شیطان، بیماری، فقر، فقدان و ... هستند، حتماً در قیامت نیز، آرام ‌بخش و یاور ما خواهند بود. کسی که آموخته است با اهل‌بیت در دنیا شاد زندگی کند، در لحظه وفات هیچ غمی او را نخواهد آزرد.   شاد و آرام، در دنیا و آخرت، در آغوش اهل‌بیت «علیهم‌السلام» بیان شد که حضرت عزرائیل «علیه‌السلام» در لحظه وفات هر انسان، با چهره باطنی همان انسان، بر او نازل می‌گردد. اگر انسان یک عمر با سختی و شکنجه زندگی کند، تا چهرة زیبا و مهربان حضرت عزرائیل را در لحظه وفاتش ملاقات کند، حتماً می‌ارزد. بعد از این صحنه باشکوه مؤمن را به دیدن صحنه دیگری دعوت می‌کند و آن ملاقاتِ وجود نازنین پیامبر، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و حسنین «علیهم‌السلام» است. تنها کسانی قادر به چنین تشرّفی می‌باشند که در دنیا با اهل‌بیت زندگی کرده باشند. انسان هایی که در دنیا در آغوش الله و اهل‌بیت «علیهم‌السلام» آرام و شاد زیسته اند. در آخرت هیچ ترسی تهدیدشان نمی‌کند. فراموش نکنیم که تمام ترس‌ها و اضطراب‌های ما، به خاطر فقر نفس ماست. حسادت‌ها، پرخاشگری‌ها، کینه‌ها، زودرنجی‌ها، خودشیفتگی‌ها و ... نشان می‌دهد که انسان در نفس خود هیچ سرمایه‌ای ندارد.   «فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رَّاضِیةٍ؛ کسی که ترازوی نفسش سنگین است، همواره شاد و راضی زندگی می‌کند». تمام قشنگی زندگی یک انسان به این است که بتواند غیب را در زندگی خود وارد کند. زیرا بدون حضور غیب در زندگی انسان، حتی قرآن نیز قادر به هدایت نخواهد بود: «ألَم ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ...» (سوره بقره) باید برای رفت و آمد با اهل‌بیت سرمایه‌گذاری نمود و وقت گذاشت. نمی‌توان بدون زحمت و تلاش، به قُرب با اهل‌بیت رسید. فراموش نکنیم که آنان که آسمان و معشوق‌های بالاتر را در دست دارند، از دنیا و محبوب ‌های دنیایی بیش از دیگران لذت می‌برند، زیرا بدون وابستگی به آنها، از آنان لذت می‌برد.   چنین کسی آنقدر از آسمان سرشار است که هیچ حادثه‌ای قادر به لِه کردن او نخواهد بود. او نیز هرگز توانِ تحقیر کسی را نخواهد داشت.   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 353، 93/12/28

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2392
زمان انتشار: 14 آوریل 2015
| |
بررسی ویژگی‌های غم

راه های مبارزه با غم (جلسه 41)، 93/12/9

بررسی ویژگی‌های غم

در رویارویی با هر نعمتی، به یاد داشته باشید که آن زودگذر است. و با آمدن هر نعمتی، رفتنش نیز آغاز می‌شود و با آغاز هر بلایی، رهاییِ از آن هم شروع می‌شود.

درمان‌های علمی غم بررسی ویژگی‌های غم  امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «اُذکُر مَعَ کُلِّ لَذّه زَوالِها، وَ مَعَ کُلّ نعمه انتقالها، وَ مَعَ کُلّ بلیّه کشفها، فَإنَّ ذلک أبقی للنّعمه، وَ أنفی للشّهوه وَ أذهب للبَطَر و أقربُ إلی الفرج و أجدر بکشفِ الغمّه و درک المأمول» در رویارویی با هر نعمتی، به یاد داشته باشید که آن زودگذر است. و با آمدن هر نعمتی، رفتنش نیز آغاز می‌شود و با آغاز هر بلایی، رهاییِ از آن هم شروع می‌شود. پس با چنین نگاهی، نعمت‌ها پایدارتر می‌شود، و شهواتش کنترل می‌شود (دنبال زیاده‌خواهی نمی‌رود) و غرور و تکبر از میان می‌رود، و به شادی نزدیک می‌شود و از غم­ها رها می‌گردد و آسانتر به آرزوهایش می‌رسد.   اُذکُر مَعَ کُلِّ لَذّه زَوالِها؛ منظور از لذت در این بخش از روایت، لذات قوای پنج‌گانه وجودی است. توجه به زودگذر بودن لذّاتِ چهار بخش پائینی، سبب می‌شود که انسان، شادتر و آرام‌تر به سراغ لذّات این بخش­ها رفته و هیجان‌زدگی به سراغش نمی‌آید. امّا لذّات بخش فوق عقلانی، لذاتی پایدارترند و انسان را به آرامش و شادی بیشتری می‌رساند. لذّات فوق عقلانی، از خلوت نمودن بخش انسانی در کنار اِله خود (الله) حاصل می‌شود و هر سطح دریافت این لذّات بیشتر می‌شود، قدرت، شادی و آرامش انسان نیز بیشتر می‌گردد. نوع هوس‌های انسان از لذتی، نشان می‌دهد که او، قبلاً این لذت را تجربه نموده است که دوباره آرزوی آن را در سر می‌پروراند.   امّا اغلب انسان­ها، هوس‌های بخش فوق عقلانی خود را سرکوب نموده و از کنار آن به سادگی رد می‌شوند. این عدم توجه، ریشه در ضعف این بخش در این دسته از انسان­ها دارد. وقتی بخش فوق عقلانی ضعیف باشد و حاکمیتِ وجود انسان را در دست نداشته باشد، به محض اینکه انسان تصمیم می‌گیرد به هوس‌های بخش فوق عقلانی‌اش پاسخ مثبت دهد، اِله‌های بخش‌های دیگر قدرت نمایی نموده و مانع از خلوت‌ها و عشق‌بازی‌های انسان در این بخش می‌گردند. و همین مسئله ضعف این بخش را تشدید می‌کند. تنها تغذیه‌ی مداوم و منظم این بخش، سبب قدرت گرفتن آن شده و حاکمیت وجود انسان را به دست بخش فوق عقلانی می‌دهد. در این صورت انسان به راحتی می‌تواند به هوس‌های بخش فوق عقلانی‌اش پاسخ گوید.   َو مَعَ کُلّ نِعمَة إنتقالها؛ انسان­ها غالباً سال­هایی را در انتظار یک نعمت سپری می‌کنند، غافل اینکه درست در لحظه‌ای که به نعمت دست می‌یابند، ماجرای از دست دادن آن نیز برایشان آغاز می‌شود. اگر انسان‌ها با چنین باوری به نعمت‌هایشان بنگرند، در فاصله‌ای که در کنار نعمت‌هایشان هستند از آن­ها لذت برده و به نحو احسن بهره می‌برند.   و مع کلّ بلیّهٍ کشفها؛ در لابه لای نعمت‌ها، همواره بلاهایی نیز بر انسان‌ها نازل می‌شوند. فراموش نکنیم که بلاها نیز مانند نعمت‌ها زودگذر اند و از آنان آثار مبارک‌شان (ریزش گناهان، درجات آخرتی و ...) بر جای می‌مانند.   فانّ ذلک أبقی لِلنّعمه؛ اختصاص دادن دلبستگی‌ها و اشتیاق‌های انسان به لذات فوق عقلانی، سبب می‌شود که انسان به لذات دیگر با نگاه گذرا نگریسته و از نعمت‌هایی که در اختیار دارد با شادی و لذت استفاده می‌کند.   در این صورت نعمت‌هایش نیز پایدارتر خواهند بود. خداوند نعماتِ انسان را زمانی از او سلب می‌کند که انسان به عنوان یک دلبستگی، دغدغه و هدف به آنها نگاه کند.   سؤال؛ علت اینکه اکثر انسان­ها توانایی لذت بردن از نعمت‌هایشان را ندارند، چیست؟ ذهن چنین انسان‌هایی غالباً در حالت انتظار آینده و یا درگیری در گذشته است. اگر ذهن انسان در زمان حال معطوف نباشد، توانائی لذت بردن از نعمت‌های در اختیارش را ندارد. شادی و آرامش، خصلت انسان­هایی است که در زمان حال زندگی می‌کنند.   و أنفی للشّهوه؛ وقتی انسان به چند پندِ قلبی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» توجه داشته باشد، مَحال است به دنبالِ اضافه نعمت باشد و حرص و طمع و ولع لذاتِ دنیائی از نفس او حذف می‌شود. لذات پائینی بسیار لازم اند، امّا مشغول شدن به لذت‌جویی اساساً امری ناپسند است. کسی که توان لذت بردن از نعمت‌های پائینی را ندارند، نمی‌توانند از لذات فوق عقلانی لذت ببرند.   در بسیاری از اوقات، عدم توانایی در بهره‌گیری از لذات فوق عقلانی، ریشه در عدم توانایی در لذات پایینی دارد. کسی که نمی‌تواند یک سوم از زمان خود را به لذات حلال بپردازد، توان استفاده از دو سوم زمان دیگرش را در لذات فوق عقلانی نخواهد داشت، امّا به شرط آنکه به لذات پائینی، با نگاه مقدمه‌ای برای آمادگی جهت استفاده از لذات فوق عقلانی نگاه کند، نه نگاه یک لذّت مستقل یا یک هدف ... .   و أذهب للبَطَر؛ چنین نگاه­هائی قطعاً عُجب و غرورِ حاصل از نعمت‌ها را از نفس انسان حذف می‌کند. کسی که هیچ لذتی را پایدار نمی‌بیند. علاوه بر اینکه به راحتی از نعمت‌هایش لذّت می‌برد، در لحظه‌ای که از دستشان می‌دهد نیز دچار اضطراب و غصه نمی‌گردد، چرا که اساساً به آنها دلبستگی نداشته است.   چنین انسان­هایی هرگز از نعماتشان برای فخرفروشی استفاده نمی‌کنند، حتی گاهی آنقدر معمولی زندگی می‌کنند که کسی حسرت زندگی و یا نعمتِ آنان را نداشته باشد. آنها همواره سعی می‌کنند تا دیگران را در نعمات خود شریک نمایند، چرا که یقین دارند، هر چه بخشش بیشتر می‌شود، برکت نیز افزون‌تر می‌گردد.   و أقرب إلی الفرج؛ این انسان با استفاده صحیح از نعماتش، به شادی عمیق‌تری دست می‌یابد. و أجدر بکشف الغمّه؛ و حتماً به راحتی از بسیاری از غم­های غیر انسانی نجات می‌یابد. و درک المأمول؛ برخوردِ صحیح با نعمات، زودتر و راحت‌تر به آرزوهایش دست می‌یابد، زیرا موانعی که در مسیر کسب آرزوهایش بوده است را از میان برده است.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed