عناوین مورد بحث در این جلسه: ورودی های نفس؛ عوامل سازنده ساختار نفس می باشند؛ ساختار نفس = معشوق های انسان؛ نقش محبت در سرنوشت انسان؛ نقش محبت در لحظه وفات؛ نقش محبت در زندگی ابدی؛ چینش معشوق های انسانی، اولین قدم در کسب سعادت ابدی
حشر انسان، در گروی معشوقهای اوست. چشمان برزخی انسان درست در لحظه وفات (جان دادن) که حیات برزخیاش آغاز میگردد باز شده و او یک به یک معشوقهای حقیقیاش را میبیند.
به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 347 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/12/7 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:
ورودی های نفس؛ عوامل سازنده ساختار نفس می باشند
نفس انسان درست مانند یک دوربین فیلمبرداری فعال که در هیچ زمانی (چه در خواب، چه در بیداری) خاموش نمیشود، عمل میکند. نفس انسان همواره باز است و از تمام ورودیهایی که توسط قوای پنجگانه دریافت میکند، تأثیر میپذیرد.
در نهایت همین ورودیها، ساختار نفس را رقم زده و به محض ورود به برزخ، سعادت و یا شقاوت ابدی او را رقم میزنند.
ساختار نفس ما، تا به امروز، ترکیبی است از انتخابها، ارتباطات، رفتارها و چینشهای فکری ما در گذشته؛ و آنچه که امروز هستیم (شاد یا غمگین، شکست خورده یا قدرتمند، قوی یا ضعیف و ...) محصولِ گذشته ماست.
آینده ما نیز، محصولِ زمانِ حالِ ما خواهد بود. تمام آنچه که قوای پنجگانه ما امروز دریافت میکنند، نفس ما را صورتگری نموده و آینده ما را تشکیل میدهند. پس ورودیهای نفس، عوامل سازنده ساختار نفس میباشند.
ورودیهای نفس شامل موارد زیر می باشند:
1- هر آنچه که از طریق قوه حس وارد نفس میشود.
2- هر آنچه که از طریق قوه خیال وارد نفس میشود.
3-هر آنچه که از طریق قوه وهم وارد نفس میشود.
4- هر آنچه که از طریق قوه عقل وارد نفس میشود.
5- هر آنچه که از طریق قوه فوقعقل وارد نفس میشود.
مجموعه این دریافتها و ورودیهای پنجگانه، ساختار نفس را تشکیل داده و در نهایت سعادت و یا شقاوت انسان را رقم خواهند زد.
ساختار نفس = معشوقهای انسان
یکی از عواملی که تأثیرگذاری خوراکها و ورودیهای نفس را فوقالعاده بیشتر نموده و آن را در ساختار نفس بیشتر دخالت میدهد، همراهی ورودیهای پنجگانه با دو عامل عشق و محبت است. تمام ورودیهای نفس، اگر با عشق و محبت جمع شوند، به شدت نفس را شکل داده و میسازند. گاه انسان از طریق این پنج قوه، ورودیهایی را دریافت میکند، اما به دلیل عدم علاقه به آنها، از جذبشان لذت نمیبرد، لذا این ورودیها توسط نفس او جذب نشده و تأثیری در ساختار نفس او نخواهند داشت. به عنوان مثال، کسانی که پس از سالها عبادت، هنوز از نماز لذت نمیبرد و یا خانمهای با حجابی، که قلباً به حجاب علاقهای ندارند و ... آگاه باشند که دینداریِ آنها تأثیری در ساختار نفس آنها نخواهد داشت.
اما حضور عشق و محبت در کنار هر کدام از این خوراکها، به شدت در ساختار نفس مؤثر است. به طوری که میتوان گفت؛ نفس هر انسان، مساوی است با معشوقهای او. اساساً ما عاشق هر چه که بشویم، نفس ما نیز به همان شکل در میآید. بنابراین، محبوبها، معشوقها، آرمانها و دغدغههای ما هستند که تکلیف زندگی ما را مشخص میکنند.
نقش محبت در سرنوشت انسان
1- نقش محبت در لحظه وفات:
حشر انسان، در گروی معشوقهای اوست. چشمان برزخی انسان درست در لحظه وفات (جان دادن) که حیات برزخیاش آغاز میگردد باز شده و او یک به یک معشوقهای حقیقیاش را میبیند. اگر در دنیا دلداده محبتِ اهل غیب بوده است، دقیقاً با استقبال باشکوه آنها در چنین لحظهای رو به رو میگردد. همچنین میدانیم که حضرت عزرائیل «علیه السلام» نیز دقیقاً به چهره باطنِ انسان بر او تجلی میکند. پس در مییابیم که ساختار نفس ما، تعیینکننده نوع وفات ماست. برای یک مؤمن حقیقی، که عمری با محبتِ اهل آسمان زندگی کردهاست، لحظه وفات چونان لحظه عروسی او میباشد. (الموتُ عُرسُ المؤمن)، چرا که او قرار است به جایی منتقل گردد که معشوقهایش سلاطینِ آنجا هستند و همگی در مراسمِ استقبال او حضور دارند.
2- نقش محبت در زندگی ابدی
زندگی برزخی و ابدی انسان نیز در گروی معشوقهای او در دنیاست. نوع معشوقها، دلخوشیها، انگیزهها، رفاقتها، سبک زندگی و ... تعیینکننده نوع زندگی انسان در برزخ است. بسته به اینکه محبوبهای ما جزو کدام دسته از قوای پنجگانه (حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوقعقلی) میباشند، نوع زندگی ابدی ما نیز مشخص میگردد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» میفرمایند:
«من أحبّ قوماً، حُشِرَ معهم؛ هر که گروهی را دوست داشته باشد، با آنها محشور خواهد شد».
نوع تمایلات قلبی انسان، تعیین کننده نوع زندگی ابدی اوست
علم جامعه شناسی ثابت میکند که انسانها علاقه دارند در یک یا چند گروه از گروههای جامعه عضو باشند. نوع علاقه قلبی انسان به عضویت در یک گروه، کاملاً سبک زندگی و نوع ساختار نفس او را مشخص میکند. البته تمایلاتِ گفتاری و زبانی، اصلاً ملاکِ مناسبی نیست، بلکه آنچه که در این مجال حائز اهمیت است، تمایلات قلبی و علاقههای درونی انسان است.
تنها نقطهای که هرگز به انسان دروغ نگفته و نوع علاقههایش را صادقانه مشخص میکند. قلب انسان است. به روایت زیر از امیرالمؤمنین علی «علیهالسلام» توجه فرمایید:
«سَلُوا القلوب عنِ المودّات، فإنّها شواهدُ لا تقبلُ الرُّشا»
از قلبهایتان در مورد دلدادگیهایتان سؤال کنید؛ چرا که آنها شاهدانی هستند که هرگز دروغ نمیگویند.
قلب انسان در ابراز تمام علایق و نفرتهایش صادق است و هیچگاه دروغی در آن راه ندارد.
نوع تمایلات قلبی انسان، ساختار نفس او را تشکیل میدهد. اساساً در این مسئله که انسان، محبوبهای قوای پایینی را نیز دوست بدارد، ایرادی وارد نیست، بلکه مسئله مهم آن است که رأس معشوقهای انسان که دغدغههای اصلی زندگی او را تشکیل میدهند، به کدام یک از این پنج گروه اختصاص دارند و یا سبک زندگی انسان، بر اساس کدام معشوق تنظیم شده است. انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار انسان حول محورِ کدام معشوق دور میزند. این سؤالات و پاسخ به آنها، نوع محبوبهای قلبی ما و در نتیجه نوع ساختار نفس ما را مشخص میکند.
چینش معشوقهای انسانی، اولین قدم در کسب سعادت ابدی
خداوند یکتا، انسان را برای جاودانگی و تشبه به خود خلق نموده است، اینکه او بیاموزد اسماء الهی را در خود به فعلیت رسانده و مظهر اسماء الهی گردد، اینگونه به مقام خلیفه اللهی نایل گشته و مانند خدا در بهشت حاکمیت خواهد کرد؛ و این خداوند یکتا برای نیلِ انسان به این مقام، تمام چینشهای فکری، قلبی، رفتاری و ... او را نیز برایش مشخص نموده است تا در سایه این چینشها بتواند به باطن انسانی رسیده و سعادت ابدی را درک کند.
قرآن در آیه 24 سوره توبه، تصریح میکند که انسانها تنها در صورتی قادرند به باطن انسانی دست پیدا کنند در صدرِ محبوبهای قلب آنها، عشق به الله، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا قرار داشته باشد. در غیر اینصورت، بسته به اینکه نوع معشوقهایِ غالبِ قلب انسان جزو کدام گروه هستند، باطن انسان نیز در پنج گروه زیر طبقهبندی میگردد؛ 1- گروه سنگها 2- گروه کمتر از سنگها 3- گروه حیوانات 4- گروه کمتر از حیوانات 5- گروه شیاطین.
محبوبهای جمادی، انسان را در گروه اول و دوم، محبوبهای حیوانی در گروه سوم و چهارم و محبوبهای شیطانی، او را در گروه پنجم قرار خواهند داد.
و خداوند یکتا برای اینکه انسان، چینش معشوقهای خود را از خاطر نبرده و همواره الله، خانواده آسمانی و جهاد را در رأس معشوقهای خود حفظ کند، نمازهای پنجگانه را بر او واجب نموده است. در نماز، چینش معشوقها و محبوبهای انسان و دغدغهها و اهدافش کاملاً واضح و مشخص است.
«اهدنا الصّراط المستقیم، صراط الذین أنعمت علیهم...»
و در جای دیگری از قرآن گروه «أنعمت علیهم» را به 4 دسته زیر تقسیم میکند :
1- انبیاء 2- شهداء 3- صدیقین 4- صالحین
و آنان را بهترین رفقای انسانی معرفی میکند ... و حَسُنَ اولئک رفیقا...
این چهار گروه حقیقتاً دوستانِ انسانیِ ما در دنیا و آخرتاند و اگر ما، درهای قلبمان را به روی آنان بگشاییم، قطعاً به واسطه رفاقت با آنها در مسیر صراط مستقیم حرکت نموده و به سلامت به مقصد خواهیم رسید.
درگیری قلوب ما در امور ناپایدار و زودگذر و عدم حضور عشق الله در آن، سبب میشود که میان ما و اهل غیب رفاقتی برقرار نگردد. شلوغیهای قلب ما، رفاقت با غیب را از ما سلب نموده است.
دینداری با بخش حیوانی، فقط از ما یک خانم متدین و یا یک آقای متدین ساخته است نه یک انسان متدین.
تنها به واسطه حضور «عشق» در قلب انسان است، که بابِ رفاقت با الله و اهل غیب گشوده شده و در سایه حمایتها و الهامات آنها، انسان به مقصد خواهد رسید.
اساساً خداوند تمام انسانها را با انگیزه عشق و محبت به دینداری دعوت میکند:
«إن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی، یحببکم الله ...»
اگر خداوند را دوست دارید، از پیامبر پیروی کنید تا محبوب خداوند شوید.
حال سری به دلِ خود بزنیم
ما به چه سبکی برای زیستن علاقهمندیم؟ دوست داریم فرزندانمان را به چه سبکی تربیت نماییم؟
از رفاقت با چه کسانی شادمان میشویم؟ به چه نوع جمعها و مهمانیهایی علاقه داریم؟
پاسخ به این سؤالات نوع شخصیت باطنیِ ما را مشخص میکند....
والحمدلله رب العالمین