www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2213
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| | | |
خانواده آسمانی، جلسه ۳47، ۹۳/۱۲/07

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه ۳47، ۹۳/۱۲/07

عناوین مورد بحث در این جلسه: ورودی های نفس؛ عوامل سازنده ساختار نفس می باشند؛ ساختار نفس = معشوق های انسان؛ نقش محبت در سرنوشت انسان؛ نقش محبت در لحظه وفات؛ نقش محبت در زندگی ابدی؛ چینش معشوق های انسانی، اولین قدم در کسب سعادت ابدی حشر انسان، در گروی معشوق‌های اوست. چشمان برزخی انسان درست در لحظه وفات (جان دادن) که حیات برزخی‌اش آغاز می‌گردد باز شده و او یک به یک معشوق‌های حقیقی‌اش را می‌بیند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 347 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/12/7 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: ورودی های نفس؛ عوامل سازنده ساختار نفس می باشند نفس انسان درست مانند یک دوربین فیلمبرداری فعال که در هیچ زمانی (چه در خواب، چه در بیداری) خاموش نمی‌شود، عمل می‌کند. نفس انسان همواره باز است و از تمام ورودی‌هایی که توسط قوای پنج‌گانه دریافت می‌کند، تأثیر می‌پذیرد.   در نهایت همین ورودی‌ها، ساختار نفس را رقم زده و به محض ورود به برزخ، سعادت و یا شقاوت ابدی او را رقم می‌زنند.   ساختار نفس ما، تا به امروز، ترکیبی است از انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و چینش‌های فکری ما در گذشته؛ و آنچه که امروز هستیم (شاد یا غمگین، شکست خورده یا قدرتمند، قوی یا ضعیف و ...) محصولِ گذشته ماست.   آینده ما نیز، محصولِ زمانِ حالِ ما خواهد بود. تمام آنچه که قوای پنج‌گانه ما امروز دریافت می‌کنند، نفس ما را صورت‌گری نموده و آینده ما را تشکیل می‌دهند. پس ورودی‌های نفس، عوامل سازنده ساختار نفس می‌باشند.   ورودی‌های نفس شامل موارد زیر می باشند: 1- هر آنچه که از طریق قوه حس وارد نفس می‌شود. 2- هر آنچه که از طریق قوه خیال وارد نفس می‌شود. 3-هر آنچه که از طریق قوه وهم وارد نفس می‌شود. 4- هر آنچه که از طریق قوه عقل وارد نفس می‌شود. 5- هر آنچه که از طریق قوه فوق‌عقل وارد نفس می‌شود. مجموعه این دریافت‌ها و ورودی‌های پنج‌گانه، ساختار نفس را تشکیل داده و در نهایت سعادت و یا شقاوت انسان را رقم خواهند زد.   ساختار نفس = معشوق‌های انسان یکی از عواملی که تأثیرگذاری خوراک‌ها و ورودی‌های نفس را فوق‌العاده بیشتر نموده و آن را در ساختار نفس بیشتر دخالت می‌دهد، همراهی ورودی‌های پنج‌گانه با دو عامل عشق و محبت است. تمام ورودی‌های نفس، اگر با عشق و محبت جمع شوند، به شدت نفس را شکل داده و می‌سازند. گاه انسان از طریق این پنج قوه، ورودی‌هایی را دریافت می‌کند، اما به دلیل عدم علاقه به آنها، از جذب‌شان لذت نمی‌برد، لذا این ورودی‌ها توسط نفس او جذب نشده و تأثیری در ساختار نفس او نخواهند داشت. به عنوان مثال، کسانی که پس از سال‌ها عبادت، هنوز از نماز لذت نمی‌برد و یا خانم‌های با حجابی، که قلباً به حجاب علاقه‌ای ندارند و ... آگاه باشند که دینداریِ آنها تأثیری در ساختار نفس آنها نخواهد داشت.   اما حضور عشق و محبت در کنار هر کدام از این خوراک‌ها، به شدت در ساختار نفس مؤثر است. به طوری که می‌توان گفت؛ نفس هر انسان، مساوی است با معشوق‌های او. اساساً ما عاشق هر چه که بشویم، نفس ما نیز به همان شکل در می‌آید. بنابراین، محبوب‌ها، معشوق‌ها، آرمان‌ها و دغدغه‌های ما هستند که تکلیف زندگی ما را مشخص می‌کنند.   نقش محبت در سرنوشت انسان 1- نقش محبت در لحظه وفات: حشر انسان، در گروی معشوق‌های اوست. چشمان برزخی انسان درست در لحظه وفات (جان دادن) که حیات برزخی‌اش آغاز می‌گردد باز شده و او یک به یک معشوق‌های حقیقی‌اش را می‌بیند. اگر در دنیا دلداده محبتِ اهل غیب بوده است، دقیقاً با استقبال باشکوه آنها در چنین لحظه‌ای رو به رو می‌گردد. همچنین می‌دانیم که حضرت عزرائیل «علیه السلام» نیز دقیقاً به چهره باطنِ انسان بر او تجلی می‌کند. پس در می‌یابیم که ساختار نفس ما، تعیین‌کننده نوع وفات ماست. برای یک مؤمن حقیقی، که عمری با محبتِ اهل آسمان زندگی کرده‌است، لحظه وفات چونان لحظه عروسی او می‌‌باشد. (الموتُ عُرسُ المؤمن)، چرا که او قرار است به جایی منتقل گردد که معشوق‌هایش سلاطینِ آنجا هستند و همگی در مراسمِ استقبال او حضور دارند.   2- نقش محبت در زندگی ابدی زندگی برزخی و ابدی انسان نیز در گروی معشوق‌های او در دنیاست. نوع معشوق‌ها، دلخوشی‌ها، انگیزه‌ها، رفاقت‌ها، سبک زندگی و ... تعیین‌کننده نوع زندگی انسان در برزخ است. بسته به اینکه محبوب‌های ما جزو کدام دسته از قوای پنج‌گانه (حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق‌عقلی) می‌باشند، نوع زندگی ابدی ما نیز مشخص می‌گردد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «من أحبّ قوماً، حُشِرَ معهم؛ هر که گروهی را دوست داشته باشد، با آنها محشور خواهد شد».   نوع تمایلات قلبی انسان، تعیین کننده نوع زندگی ابدی اوست علم جامعه شناسی ثابت می‌کند که انسانها علاقه دارند در یک یا چند گروه از گروه‌های جامعه عضو باشند. نوع علاقه قلبی انسان به عضویت در یک گروه، کاملاً سبک زندگی و نوع ساختار نفس او را مشخص می‌کند. البته تمایلاتِ گفتاری و زبانی، اصلاً ملاکِ مناسبی نیست، بلکه آنچه که در این مجال حائز اهمیت است، تمایلات قلبی و علاقه‌های درونی انسان است.   تنها نقطه‌ای که هرگز به انسان دروغ نگفته و نوع علاقه‌هایش را صادقانه مشخص می‌کند. قلب انسان است. به روایت زیر از امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» توجه فرمایید: «سَلُوا القلوب عنِ المودّات، فإنّها شواهدُ لا تقبلُ الرُّشا» از قلب‌هایتان در مورد دلدادگی‌هایتان سؤال کنید؛ چرا که آنها شاهدانی هستند که هرگز دروغ نمی‌گویند. قلب انسان در ابراز تمام علایق و نفرت‌هایش صادق است و هیچ‌گاه دروغی در آن راه ندارد.   نوع تمایلات قلبی انسان، ساختار نفس او را تشکیل می‌دهد. اساساً در این مسئله که انسان، محبوب‌های قوای پایینی را نیز دوست بدارد، ایرادی وارد نیست، بلکه مسئله مهم آن است که رأس معشوق‌های انسان که دغدغه‌های اصلی زندگی او را تشکیل می‌دهند، به کدام یک از این پنج گروه اختصاص دارند و یا سبک زندگی انسان، بر اساس کدام معشوق تنظیم شده است. انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکار انسان حول محورِ کدام معشوق دور می‌زند. این سؤالات و پاسخ به آنها، نوع محبوب‌های قلبی ما و در نتیجه نوع ساختار نفس ما را مشخص می‌کند.   چینش معشوق‌های انسانی، اولین قدم در کسب سعادت ابدی خداوند یکتا، انسان را برای جاودانگی و تشبه به خود خلق نموده است، اینکه او بیاموزد اسماء الهی را در خود به فعلیت رسانده و مظهر اسماء الهی گردد، اینگونه به مقام خلیفه اللهی نایل گشته و مانند خدا در بهشت حاکمیت خواهد کرد؛ و این خداوند یکتا برای نیلِ انسان به این مقام، تمام چینش‌های فکری، قلبی، رفتاری و ... او را نیز برایش مشخص نموده است تا در سایه این چینش‌ها بتواند به باطن انسانی رسیده و سعادت ابدی را درک کند. قرآن در آیه 24 سوره توبه، تصریح می‌کند که انسانها تنها در صورتی قادرند به باطن انسانی دست پیدا کنند در صدرِ محبوب‌های قلب آنها، عشق به الله، خانواده آسمانی و جهاد در راه خدا قرار داشته باشد. در غیر اینصورت، بسته به اینکه نوع معشوق‌هایِ غالبِ قلب انسان جزو کدام گروه هستند، باطن انسان نیز در پنج گروه زیر طبقه‌بندی می‌گردد؛ 1- گروه سنگ‌ها 2- گروه کمتر از سنگ‌ها 3- گروه حیوانات 4- گروه کمتر از حیوانات 5- گروه شیاطین.   محبوب‌های جمادی، انسان را در گروه اول و دوم، محبوب‌های حیوانی در گروه سوم و چهارم و محبوب‌های شیطانی، او را در گروه پنجم قرار خواهند داد.   و خداوند یکتا برای اینکه انسان، چینش معشوق‌های خود را از خاطر نبرده و همواره الله، خانواده آسمانی و جهاد را در رأس معشوق‌های خود حفظ کند، نمازهای پنج‌گانه را بر او واجب نموده است. در نماز، چینش معشوق‌ها و محبوب‌های انسان و دغدغه‌ها و اهدافش کاملاً واضح و مشخص است.   «اهدنا الصّراط المستقیم، صراط الذین أنعمت علیهم...» و در جای دیگری از قرآن گروه «أنعمت علیهم» را به 4 دسته زیر تقسیم می‌کند : 1- انبیاء  2- شهداء  3- صدیقین  4- صالحین و آنان را بهترین رفقای انسانی معرفی می‌کند ... و حَسُنَ اولئک رفیقا... این چهار گروه حقیقتاً دوستانِ انسانیِ ما در دنیا و آخرت‌اند و اگر ما، درهای قلب‌مان را به روی آنان بگشاییم، قطعاً به واسطه رفاقت با آنها در مسیر صراط مستقیم حرکت نموده و به سلامت به مقصد خواهیم رسید.   درگیری قلوب ما در امور ناپایدار و زودگذر و عدم حضور عشق الله در آن، سبب می‌شود که میان ما و اهل غیب رفاقتی برقرار نگردد. شلوغی‌های قلب ما، رفاقت با غیب را از ما سلب نموده است.   دینداری با بخش حیوانی، فقط از ما یک خانم متدین و یا یک آقای متدین ساخته است نه یک انسان متدین. تنها به واسطه حضور «عشق» در قلب انسان است، که بابِ رفاقت با الله و اهل غیب گشوده شده و در سایه حمایت‌ها و الهامات آنها، انسان به مقصد خواهد رسید.   اساساً خداوند تمام انسانها را با انگیزه عشق و محبت به دینداری دعوت می‌کند: «إن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی، یحببکم الله ...» اگر خداوند را دوست دارید، از پیامبر پیروی کنید تا محبوب خداوند شوید.   حال سری به دلِ خود بزنیم ما به چه سبکی برای زیستن علاقه‌مندیم؟ دوست داریم فرزندانمان را به چه سبکی تربیت نماییم؟ از رفاقت با چه کسانی شادمان می‌شویم؟ به چه نوع جمع‌ها و مهمانی‌هایی علاقه داریم؟ پاسخ به این سؤالات نوع شخصیت باطنیِ ما را مشخص می‌کند....   والحمدلله رب العالمین

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه ۳47، ۹۳/۱۲/07

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2211
زمان انتشار: 15 مارس 2015
| |
    میثاق برادران، جلسه 17

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق برادران، جلسه 17

وظایف پیش از خواستگاری (3) استاد: محمد شجاعی 1. در اسلام انسان باید به صورت آزاد و آگاه همسر خود را انتخاب کند و هیچ‌کس حق تحمیل آن را ندارد. 2. بعضی از ازدواج‌ها، ازدواج تاکتیکی است یعنی مصلحت قومی یا مصلحت فامیلی می‌باشد که این‌گونه ازدواج‌ها اغلب در خانواده‌های خیلی مرفه یا فقیر است. 3. از جمله مسائل ازدواج اجباری، مشکلات اقتصادی می‌باشد. این ازدواج بیشتر به دخترها تحمیل می‌شود. 4. از دلایل دیگر ازدواج اجباری، عشق‌های یک‌طرفه است یعنی شخصی به کسی علاقه دارد و از طرق‌های مختلف او را وادار به ازدواج می‌کند. 5. ریشه سوم مشکلات ازدواج اجباری، مسائل روحی و روانی است که در خانواده‌ها می‌باشد و همچنین گاهی خانواده‌ها در بند اسارت آداب و رسوم خانوادگی و فامیلی می‌باشند مثلاً پدر دوست دارد که دخترش را به برادرزاده‌اش بدهد که این از ریشه‌های ازدواج اجباری است. 6. توصیه‌ای که به پسرها و دخترها می‌شود این است که تا دل خودشان متمایل به کسی نشده و خودشان نخواستند تن به ازدواج تحمیلی ندهند. 7. تبعات این نوع ازدواج (اجباری) عبارت است از: 1) وجود تنفر تا آخر زندگی 2) تشکیل زندگی مداراتی 3) عدم ایجاد انس و الفت 4) ایجاد درگیری و نزاع و طلاق 5) هیچ‌کدام از دو طرف به نحو درست و دلسوزانه به‌تربیت فرزندان تن نمی‌دهند 6) درصد خیانت زن به مرد زیاد می‌شود. 8. موافقت والدین موجب برکت و عدم رضایت آن‌ها تبعات زیادی دارد و موجب دخالت زیاد در آینده می‌باشد. 9. عدم رضایت خانواده‌ها فرصتی برای تحکیم روابط باقی نمی‌گذارد و این امر موجب تنهایی و سردی در زندگی می‌شود. 10. در مورد دختر باکره شرط پدر لازم است حتی در دخترهایی که به عللی بکارت خود را از دست می‌دهند شرط پدر احتیاط واجب است. 11. اگر دختری بدون اجازه پدر ازدواج کند احتمال وفاداری او کم است و عدم حضور خانواده دختر در ازدواج برای دختر فوق‌العاده خطرناک است. 12. شرط پدر هنگامی است که دختر از لحاظ آبرو در خطر باشد و در غیر این صورت شرط پدر لغو می‌شود. 13. شرط پدر نشان‌دهنده مفت به چنگ نیامدن دختر می‌باشد و نفس اجازه دادن پدر موجب ارزش دختر می‌باشد. 14. خواندن دو رکعت نماز مستحبی و عای خاص در هنگام رفتن به خواستگاری.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 2209
زمان انتشار: 15 مارس 2015
| |
    میثاق برادران، جلسه 16

میثاق برادران، جلسه 16

وظایف پیش از خواستگاری (2) استاد: محمد شجاعی 1. بیان کردن اصول کلی زندگی مهم‌ترین اصل در هنگام صحبت‌های خواستگاری است. 2. دختر و پسر با شناختی که از خودشان دارند باید راجع به مسائل عقیدتی باهم صحبت کنند. 3. خیلی از اختلافات و طلاق‌ها از عدم کفویت عقیدتی ناشی می‌شود. 4. در عین رعایت ادب باید حرف را در هنگام خواستگاری رک گفت. 5. در هنگام رک‌گویی باید اصول زیر رعایت شود: 1) عدم بی‌ادبی و جسارت، 2) از موضع قدرت حرف نزدن، 3) دچار حیاء کاذبانه نشدن، 4) گفتن هرچه دارند و هرچه توقع دارند. 6. در هنگام خواستگاری، مخفی کردن سوابقی که بالاخره آشکار می‌شود، صحیح نیست. 7. دروغ گفتن و گفتن همه راست‌ها درست نمی‌باشد. 8. صداقت باعث می‌شود یک عمر دختر و پسر راست باشند. 9. صداقت، جای هیچ‌گونه شکایت را در آینده نمی‌گذارد. 10. در هنگام خواستگاری، تمام نواقص و بیماری‌ها و سوابق غیرپوشش خود را مطرح نمود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2208
زمان انتشار: 15 مارس 2015
| |
میثاق برادران ، جلسه 15

میثاق برادران ، جلسه 15

وظایف پیش از خواستگاری (1) استاد: محمد شجاعی 1. خواستگاری خوب است كه همراه بزرگترهای پسر صورت گیرد، اگرچه تنها هم شرعاً اشكال ندارد ولی به جهت اطمینان خانواده دختر و احترام به آن‌ها این كار بهتر است كه با حضور پدر و مادر و بزرگان پسر انجام شود. 2. مرحله اول قبل از خواستگاری، آشنایی می‌باشد و مرحله بعدی تحقیق و تطبیق است یعنی پسر بداند كه با این اطلاعاتی كه دربارة همسر خوب دارد باید سراغ چه كسی برود. 3. در رفتن به خواستگاری خوب است انسان خود را آراسته كند و عطر بزند و لباس خوب بپوشد ولی سعی كند به گناه آلوده نشود مثلاً ریش خود را با تیغ نتراشد و یك امر مقدس را از اول با نافرمانی خداوند شروع نكند. 4. چون برخورد اول در آشنایی خیلی مهم است و همیشه این برخورد اول به یاد انسان می‌ماند لذا سعی شود یك برخورد خوب و شیرینی باشد كه همیشه از آن به خوبی یاد شود. 5. در موقع دیدن دختر، اگر دختر زیبا به نظر آمد و خارج از انتظار شما باشد، باید مواظب باشید اگر در دل شما نشست، این نشستن مانع از رعایت اصول و شرایط نشود. 6. رسول اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: حیا بر دو گونه است، یك قسمش از ضعف و ناتوانی است و قسم دیگر معلول اسلام و قدرت و ایمان است. 7. دیدن‌ها بر دو گونه است، یك روش این است كه عده‌ای به نمایندگی از طرف پسر می‌روند و می‌بینند، اصولاً برای انتخاب كس دیگر را فرستادن درست نیست. نوع دیگر، دیدار در بیرون است. 8. اولین مرحله مشورت می‌باشد كه باید از كسانی كه می‌شناسد و می‌داند با او هم‌عقیده هستند. 9. مشاور انسان، باید آگاهی داشته باشد یعنی معنای زندگی را بداند و این‌كه شخص مشاور، ترسو، بخیل نباشد، روح او، روح كوچك نباشد و خباثت و بدجنسی نداشته باشد. 10. بهترین مشاورها در درجه اول والدین هستند و در مرحله بعد، برادر و خواهری كه از نظر سنی به ما نزدیك هستند یا دوستان و استاد خود كمك بگیریم. 11. باید دید دختر با چه كسانی نشست و برخاست دارد و خانواده‌اش چه كسانی هستند و دوستانش چه كسانی هستند. 12. راه دیگر تحقیق، از طریق دشمنان است و این یك ظرافتی دارد كه باید دقت شود. 13. در تحقیق نباید به یكی دو سه مورد اكتفا كرد، چه بسا دو نفر از این سه نفر با شخص مورد نظر ضدیت داشته باشند و لذا باید با چندین نفر مشورت كرد و از چندین نفر تحقیق كرد. 14. یكی دیگر از راه‌های شناخت، گفتگوی مستقیم است،‌ یعنی در محیط كار و تحصیل و بیرون صحبت‌هایی می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2207
زمان انتشار: 15 مارس 2015
| |
میثاق برادران ، جلسه 14

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق برادران ، جلسه 14

موانع ازدواج استاد: محمد نیكنام 1. پیامبر اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: ازدواج و نكاح سنت من است و هركس سر باز زند از من نیست. 2. هدف از ازدواج، تشكیل خانواده، آرامش پیدا كردن دركنار همسر، بقاء نسل و كسب فیوضات الهی می‌باشد. 3. فاصله زیاد بین بلوغ جنسی و بلوغ اقتصادی از موانع ازدواج است و خیلی مهم می‌باشد. 4. چشم و هم‌چشمی و زیاده‌طلبی و عدم قناعت از موانع ازدواج به شمار می‌رود و طبق فرمایش امیرالمؤمنین علیه‌السلام كسی ك خواسته‌هایش طولانی شد عمل او فاسد و تباه می‌شود. 5. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: من از دو چیز بر شما می ترسم، پیروی از هوای نفس و داشتن خواست‌های طولانی و دراز است كه این دو حیثیت شما را به باد می‌دهد. 6. انسان حریص هیچ‌گاه سیر نمی‌شود و فرمود حرص فقر موجود است. 7. مانع دیگر در ازدواج: 1) علاقه وافر و بیش از اندازه خانواده به دختر یا پسر 2) برخی ازدواج را مانع از آزادی‌های نامشروع خود می‌دانند 3) بدگویی برخی از افراد شكست‌خورده در امر ازدواج. 8. اگر تقوی و عقل نباشد، ‌تحصیلات بالا مشكل‌ساز است. 9. ارزش یك دختر به خلقیات اوست نه اثرات مادی او. 10. جهیزیه نه شرعاً و نه قانوناً بر خانواده دختر واجب نیست، توقع جهیزیه زیاد از یك دختر باعث توقع زیاد دختر از پسر می‌شود. 11. كمك كردن پسر در تهیه جهیزیه دختر، كار خداپسندانه‌ای است. 12. ما باید اكثر شرایط را جستجو كنیم نه همه شرایط را، چون ما برای دیگران صددرصد نیستیم، دیگران هم برای ما كامل نیستند. 13. با دقت در عیوب خود توقع ما از دیگران پایین می‌آید. 14. ازدواج آن‌قدر خوبی‌ها و مزایای قابل توجه دارد كه هر مشكل در برابر آن‌ها هیچ است پس تحت هیچ شرایطی نباید نسبت به ازدواج نظر سوء داشت.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2195
زمان انتشار: 12 مارس 2015
| |
آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام»

خانواده آسمانی 346؛93/11/30 از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام»

عناوین مورد بحث در این جلسه: آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام» در فرد و جامعه، سنگین شدن روزافزون پرونده گناهان، ظلم در حق خود و دیگران، تسلط روح جدال بر فرد و جامعه، تضعیف ارتباطات شخصی و اجتماعی، رواج انواع مشکلات روحی و روانی در جامعه، دوری از خداوند و از دست دادن شادی و آرامش، دلمردگی، تسلط شیطان و شیطان صفتان بر جامعه، حبط اعمال حسنه، مورد خشم خداوند قرار می‌گیرد، مشمول نفرین اهل‌بیت می‌گردد گفتیم که بعد از اسم الله، عظیم‌ترین اسم الهی، اسم رحمان است، به طوری که رحمان، مادر تمام اسماء الهی است و حتی می‌توان به جای الله از آن استفاده کرد. برای دریافت هر اسمی از اسماء خداوند اول باید رحمان شد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 346 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/۳۰ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: آثار عدم رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام» در فرد و جامعه 1- سنگین شدن روزافزون پرونده گناهان بی‌توجهی به رعایت دستورالعمل‌هایِ انسانی امام رضا «علیه‌السلام»، روح تجاوز، قیل و قال، مراء، کینه‌توزی، آزار دیگران و ... را بر انسان حاکم می‌کند. چنین انسانی قطعاً از خود، آلودگی‌ها و گناهانی را صادر می‌کند که نه تنها آثار فردی آن گریبانگیرش می‌شود، بلکه آثار جمعی آنها، روز به روز بر سنگینی نامه اعمالش خواهد افزود. می‌دانیم که تمام اعمال خیر و اعمال بد انسان، دارای آثار ماتقدّم و ماتأخّر می‌باشند. آثار ماتأخر به اثراتی اطلاق می‌شود که حتی بعد از مرگ انسان نیز خاتمه نیافته و او را رها نخواهند کرد. بدخُلقی‌ها، به یقین آثاری از خود به جای می‌گذارند که روز به روز بر بار گناهان انسان خواهند افزود. باید تلاش کنیم تا می‌توانیم از خود اعمال و اخلاقی به جای گذاریم که آثار ما تأخّرش به نفع ما خاتمه یابد. 2- ظلم در حق خود و دیگران انسانی که قصد خودسازی نداشته و نفسِ خود را رها نموده است، اساساً به بیماری‌های اخلاقی خود به چشم گناه نمی‌نگرد. چنین کسی دائماً در حال ظلم به خود و دیگران (خانواده، همکاران، دوستان، فامیل و ...) می‌باشد. 3- تسلط روح جدال بر فرد و جامعه عدم رعایت اخلاق، روح کینه‌توزی، بدبینی، جدال، اختلاف‌انگیزی و ... را در جامعه رواج می‌دهد. او دائماً با دیگران در حال جدال است و قلبش مالامال از کینه دیگران است. او قدرت عفو دیگران را ندارد، و لذا توقع عفو را از خداوند نیز نباید در سر بپروراند. کسی که نفس خود را دائماً به واسطه رفتارهای دیگران دچار فشار و رنج می‌کند و نمی‌تواند به راحتی از کنار آنها بگذرد، از حرکت در مسیر کمال، کاملاً باز می‌ماند. او اساساً به دنیا به عنوان رحمی برای رسیدن به کمالات انسانی نمی‌نگرد و لذا با چشمانی بسته تا آخرین روزهای عمرش، در دنیا زندگی می‌کند. باید هوشیار باشیم که قلب ما جز به الله و خانواده آسمانی‌مان مشغول نگردد. درگیریِ قلب در امور گذرا، انسان را از سعادت ابدی باز می‌دارد. فقدان‌ها، شکست‌ها، از دست دادن‌ها و ... همه و همه پس اندازهایی برای آخرت ما محسوب می‌شوند و غصه خوردن و درگیر شدن در چنین ماجراهایی از حماقت نفس انسان سرچشمه می‌گیرد. باید تلاش کنیم به سرعت از تمام معرکه‌هایی که بوی جهنم می‌دهند، بگریزیم، و به هیچ وجه، طرفِ جدال با کسی نشویم، بلکه به محض احساس آتش، با امدادِ از آسمان، آن را خاموش نماییم. 4- تضعیف ارتباطات شخصی و اجتماعی خُلق بد، روح انس و اُلفت را از انسان سلب می‌کند. حضور چنین کسی در هر جمعی، منشأ اختلاف و درگیری است. بر چنین کسی، روح فتنه‌انگیزی حاکم است و قرآن فتنه را از قتل نیز کریه‌تر و منفورتر می‌داند؛ «الفتنهُ اکبر من القتل» چنین فردی هرگز در روابط خانوادگی و اجتماعی‌اش موفق نبوده و بوی بهشت از او استشمام نخواهد شد. 5- رواج انواع مشکلات روحی و روانی در جامعه رواج انواع خودشیفتگی‌ها و خودبرتربینی‌ها در جامعه، آرام آرام جامعه را به سمت خشونت‌های روانی و اضطراب‌های تنش‌زا پیش می‌برد. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «کسی که گمان می‌کند حتی از یک نفر هم بهتر است، مستکبر می‌باشد.» 6- دوری از خداوند و از دست دادن شادی و آرامش گفتیم که بعد از اسم الله، عظیم‌ترین اسم الهی، اسم رحمان است، به طوری که رحمان، مادر تمام اسماء الهی است و حتی می‌توان به جای الله از آن استفاده کرد. برای دریافت هر اسمی از اسماء خداوند اول باید رحمان شد. مهارت در اسم رحمان، انسان را در کسب اسماء دیگر، موفق خواهد نمود. از همین رو پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: هر چه ایمان کسی بیشتر می‌شود، او مهربان‌تر می‌گردد. انسانی که رحمان شده است، می‌تواند کریم باشد، جواد باشد، غفور باشد، عفوّ و .... مهربانی، ریشه تمام فضایل است و خُلق بد، یعنی عدم مهربانی، یعنی عدم مهارت در اسم رحمان، یعنی خشونت و ... و خُلق بد، یعنی ریشه اصلیِ فضایل در وجودمان نیست ... به این ترتیب با خُلق بد، هرگز نمی‌توان اسماء دیگر خداوند را جذب نمود. 7- دلمردگی بداخلاقی، سرآغاز دلمردگی است. مَحال است شخص بدخُلق، دلمرده نباشد. شاید ظاهری شاد و بانشاط داشته باشد، اما اضطراب درونی خاصی، همیشه همراه او خواهد بود. دلمردگی به حالتی اطلاق می‌شود که قلب انسان به قدری دچار غمها و درگیری‌های بی‌فایده و زودگذر می‌گردد، که توان خلوت، تمرکز و ارتباط با غیب را از او سلب می‌کند. چنین کسی حتی تحمل یک ساعت خلوت و تنهایی را نداشته و دائماً خود را با سرگرمی‌های گوناگون دنیا (ماهواره، تلویزیون، تلفن و ...) مشغول می‌سازد. او هرگز قدرت لذت بردن از جمع‌های معنوی را نداشته و از حضور در برابر آینه نماز، به شعف نمی‌رسد. 8- تسلط شیطان و شیطان‌صفتان بر جامعه تمام قدرتِ دشمنان اسلام، از شکاف‌هایی به دست آمده که توسط مسلمانان ضعیف در دین ایجاد شده است. با کمی دقت می‌توانیم دریابیم که تمام موانع ظهور امام زمان، در این دستورالعمل امام رضا «علیه‌السلام» آمده است و عمل نمودن تمام مسلمانان به این قوانین، قطعاً شرّ دشمنان را از جامعه اسلامی کم کرده و جامعه را آماده ظهور امام زمان می‌سازد. شیطان درست در نقاطی تواناییِ تحریک ما را دارد که در وجود ما، دستگیره‌هایی برای آن تحریک وجود داشته باشد، اگر ما دستگیره‌های حسادت، جدل، مراء، کینه و ... را در درون خود از بین ببریم، هم خودمان آرام می‌شویم و هم جامعه اطراف ما ... و از این جامعه، بوی بهشت را می‌توان استشمام کرد. 9- حبط اعمال حسنه بداخلاقی اعمال خیر انسان را نابود می‌سازد. گاه سالها عبادات و خیرات انسان با یک خُلقِ بد، از بین می‌رود. باید بیاموزیم قبل از توشه‌اندوزی برای آخرت، ابتدا خودسازی کنیم و باطنمان را از اخلاق بد تطهیر نماییم چرا که تنها در اینصورت اعمال ما، برای ابدیت‌مان پس‌انداز خواهند شد. 10- مورد خشم خداوند قرار می‌گیرد بداخلاقی‌ها باطن انسان را بسیار زشت و بدهیبت می‌سازند، و او را از نگاه اهل آسمان می‌اندازند. 11- مشمول نفرین اهل‌بیت می‌گردد افتادن از نگاه اهل آسمان، یعنی فاصله افتادن میان انسان و اهل‌بیت، و این همان معنای لعن (دور شدن از کسی) است.   مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2188
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
میثاق برادران ، جلسه 13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق برادران ، جلسه 13

آسیب‌شناسی ازدواج (3) استاد: محمد شجاعی 1. بین زن داشتن و همسرداری، انسان احتیاج به همسر دارد نه زن. 2. همسر كسی است كه انسان بتواند در كنار او آن بركات معنوی را به‌دست بیاورد و استعدادها را شكوفا كند و به آرامش و كمال برساند. 3. یكی از آفات ازدواج این است كه ازدواج به‌خاطر ترحم باشد یعنی انسان به‌خاطر شرایط نامناسبی كه در دختر می‌بیند و اگر با او ازدواج نكند ممكن است در روحیه‌اش تأثیر بگذارد، در مورد ازدواج نمی‌توان گفت ترحم كردن یك نوع ایثار است. 4. وقتی ازدواج از روی ترحم صورت می‌گیرد در اصل به سمت عدم كفویت و سنخیت و شباهت رفته است. 5. یكی از آفات ازدواج این است كه ازدواج به‌خاطر فخرفروشی و كسب آبرو باشد یعنی وضعیت دختر به‌نحوی باشد كه ازدواج با او برای یك پسر افتخار باشد و یك آبرو تلقی شود كه در این مواقع تنها كسی كه شخصیت او مطرح نیست و به حساب نمی‌آید، خود دختر است. 6. ازدواج به‌خاطر ارضاء جنسی كه در این‌گونه ازدواج‌ها به جنبه‌های مختلف زندگی و تشكیل خانواده دقت نمی‌شود كه این دید باعث تحقیر زن می‌شود و اطلاع زن از ازدواج به‌خاطر غرایز جنسی موجب سرشكستگی و خیانت او می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2187
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
قلبِ خالی؛ آرام در آغوش خداوند

راه های مبارزه با غم (جلسه 39)؛ 93/11/11

قلبِ خالی؛ آرام در آغوش خداوند

انسان زیرک کسی است که تمام روابطش را به گونه‌ای تنظیم می‌نماید که قلب او درگیر هیجانات و اضطراب‌های دنیا نگردد، چرا که او قلبش را برای ارتباط با غیب نیاز دارد.

عاقلانه به دنیا نگاه کنیم ...   امام صادق «علیه‌السلام» در نقل مواعظ لقمان به فرزندش می‌فرمایند: «لا تأس علی ما فاتک مِن الدنیا، فإنّ قلیل الدُّنیا لا یدوم بقائُه، و کثیرها لا یؤمنُ بلاؤُه سرورک فی الدنیا غرور و حسرتٌ، و عیشک فی الدّنیا مُطلٌ و باطلٌ» برای آنچه که از دنیا از دست می‌دهی، غصه نخور، چرا که محدودها و اندک‌های دنیا ماندنی نبوده و کثرت‌های آن نیز ...............؟ شادی‌های دنیا فریب و حسرت است و لذت‌هایش دروغین و ناممکن است.   در مباحثِ گذشته آموختیم که تمام از دست دادن‌های دنیایی و یا محرومیت‌های گوناگون آن، پس‌اندازی برای زندگی ابدی‌مان خواهد بود. حتی خسارت‌هایی نیز که در اثر بی‌احتیاطی‌ها، اشتباهات و حماقت‌های انسان به وجود می‌آید و یا به واسطه ظلم دیگران بر ما وارد می‌گردد کفاره گناهان‌مان بوده و بر درجات آخرتی‌مان خواهد افزود. گاهی خداوند بدی‌ها را برای رها کردن انسان از مستی‌های شئونات گوناگون، بر سر راه او قرار داده تا او را از دغدغه‌های غیر لازم و مشغول‌کننده دنیا رهانیده و در آغوش خودش پناه دهد.   هر کمالی از شئونات گوناگون (حتی کمالات عقلی)، اگر قادر باشند ذهن انسان را به نحوی به خود مشغول سازند که مانع از حرکت صحیح او به سمت الله گردند، از عوامل غفلت‌زا و نشانه‌ای از حضور جهل در انسان می‌باشند.   امام علی«علیه السلام» می‌فرمایند: تکّثّرُک بما لایبقی لک ولا تبقی له، مِن أعظم الجهل از بزرگترین درجات جهل آن است که انسان به چیزی مشغول شده و زیاد اهمیت دهد که نه آن چیز برایش می‌ماند و نه انسان برای آن چیز.   تنها آنچه که تا ابدیت برای انسان باقی خواهد ماند عمل اوست، هر چند که اغلب انسان‌ها در دنیا نسبت به عمل بسیار بی‌رغبت‌اند. آنچه که می‌تواند انسان را به عمل راغب سازد، شوق بهشت و رسیدن به آغوش الله است.   اشتیاق بهشت، انسان را تا عالی‌ترین مقامات اوج خواهد داد. باور این که من به زودی به جایی وارد خواهم شد که بی‌نهایت، بزرگتر از دنیایی است که در آن زندگی می‌کنم. چنین باوری، تمام غم‌ها را از قلب انسان زدوده و روحی شاد، آرام، پاک و قدرتمند برایش خواهد ساخت.   اما به راستی، چرا قلبِ ما با تلاوتِ آیات بهشت به شوق نمی‌آید؟ چرا به اشتیاقِ آن، به جدیت در عمل نمی‌رسیم؟ چرا از آیاتِ عذابِ دوزخ، به هراس نمی‌افتیم؟ بیماری‌های قلب ما و گناهانی که روی هم انباشته شده‌اند و قلب ما را به قساوت کشانده‌اند. چنین اشتیاق‌ها و هراس‌هایی را از ما ربوده است.   قلبِ خالی؛ آرام در آغوش خداوند بزرگترین ابزارِ مورد نیاز برای ارتباط با غیب، یک قلب خالی است؛ قلبی خالی از اضطراب‌ها و هیجانات دنیا. انسان زیرک کسی است که تمام روابطش را به گونه‌ای تنظیم می‌نماید که قلب او درگیر هیجانات و اضطراب‌های دنیا نگردد، چرا که او قلبش را برای ارتباط با غیب نیاز دارد.   ماهیت دنیا به گونه‌ای است که با شادی‌ها و غم‌های گوناگون همراه است. در چنین دنیای متلاطمی، تنها نیرویی که قادر است قلب انسان را از تلاطم‌ها حفظ نموده و آن را همواره شاد و آرام نگه دارد، الله است. الله و تمام مظاهر غیب (خانواده آسمانی، ملائک، اهل بهشت و ...) قادرند چونان دژ محکمی، قلب انسان را از گزند غم‌ها، تلاطم‌ها و آسیب‌های گوناگون در امان بدارند.   کسی که در آغوش الله پناه گرفته است، خود را به او سپرده و برای هیچ مسئله‌ای دلشوره و نگرانی نخواهد داشت. کلمات ای کاش... و نکند... که نشانه‌هایی از غمهای گذشته و اضطراب‌های آینده است، در دایره لغاتِ او تعریف نشده‌اند؛ امام صادق«علیه السلام» می‌فرمایند: و إن کان کلّ شیءٍ بقضاء و قدر، فلحُزنُ لماذا؟ اگر همه امور بر اساس قضا و قدرند، پس غصه برای چه؟   کسی که نتواند خود را به الله رسانده و در آغوشش رها کند، دائماً به اضطراب‌ها و دلشوره‌های بخش حیوانی‌اش مبتلا خواهد بود. خداوند در نگاه او نیرویی است که می‌تواند او را به آرزوهای حیوانی‌اش برساند.   اما برای یک مؤمن حقیقی، الله، یک زوج است، یک جفتِ آرامش بخش که همواره و در همه حال در آغوشش شاد است. او معنای إنّا لله و إنّا إلیه راجعون را با حقیقتِ جانش درک نموده است. او مالِ خداست و خدا نیز مالِ او ... «من کان لله، کانَ اللهُ لَهُ»   دو رمز شادی و آرامش در دنیا قیمت هر انسان، در میزان رفاقت او با غیب است. اینکه چقدر به رفاقت با آسمان موفق شده و چقدر از انتساب به آسمان سرمست است. دو رمز شادی انسان را بشناسیم: 1- خودمان را به عنوان یک انسان باور کنیم و به بلندای ابدیت عاشق خودمان شویم. 2- به دیگران را نیز با نگاه الله نگریسته و همه را انسان ببینیم و به آنان احترام بگذاریم و عشق بورزیم. همین تثبیت نگاهِ صحیح به انسانها در وجود انسان، سرچشمه تمام شادی‌های وجودی اوست.   اگر کسی باور کند که خود و دیگران برای کمالاتی بالاتر و جاودانه خلق شده‌اند، باهیچ کدام از دلبستگی‌های بخش‌های پایینی به تلاطم و اضطراب نخواهند افتاد. در این صورت از امورات دنیایی خود نیز بیش از دیگران به حظّ و لذت خواهند رسید. گاه بوییدن یک گل، شنیدن صدای باران، لمس کردن یک میوه و ... آنان را تا آغوش الله خواهد رساند.   بزرگترین بدبختی یک انسان، عدم رفاقت و اُنس او با غیب است. چنین کسی از مرگ می‌هراسد، چرا که آن را سرآغاز ورود به جایی می‌داند که نه آن را می‌شناسد و نه با آن انسی برقرار نموده است. فراموش نکنیم که آرامش و لذتِ بعد از مرگ انسان، تنها به روح قدرتمند او وابسته است.   برای استفاده از شرایطی بی‌نهایت، باید روحی قدرتمند به همراه ببریم. و این قدرت جز با شناخت ماهیت حقیقی خودمان امکان‌پذیر نخواهد بود. بیاموزیم خودمان را همانگونه که خداوند دوست می‌دارد، دوست بداریم... به بلندای جاودانگی!   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2185
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
میثاق برادران ، جلسه 12

میثاق برادران ، جلسه 12

آسیب‌شناسی ازدواج (2) استاد: محمد شجاعی 1. شرایط كلی همسر، یكی این است كه باید بین دو زوج كفویت و همتایی برقرار باشد و عدم كفویت یكی از آفات مهم ازدواج می‌تواند باشد. 2. هر مقدار بین دختر و پسر همتایی وجود داشته باشد شانس دوام زندگی و شیرینی زندگی و تحصیل خوشبختی و كسب همه فوائد بیشتر است. 3. كفویت در چند مورد است، اولین آن‌ها در مسائل دینی و عقیدتی است، عدم كفویت در مسالئ عقیدتی بین دختر و سر عامل خیلی از مشكلات می‌تواند باشد. 4. دختر و پسر باید همتایی عقیدتی و دینی داشته باشند یعنی هر دو از یك دین باشند، لذا طبق دستور اسلام ازدواج دائم با اهل كتاب حرام است. 5. عدم كفویت دینی، یكی از تنهایی‌های وحشتناك است یعنی خود آدم متدین باشد ولی زن او دین نداشته باشد،‌یا برعكس زن او متدین باشد و شوهرش بی‌دین باشد كه این مورد اخیر خیلی بدتر می‌باشد. 6. دختر و پسر باید درك درستی از زندگی و مسئولیت‌ها و كاركردهای ازدواج و خانواده داشته باشند اگر این مسئله نباشد دچار مشكل خواهند شد. 7. وقتی هدف‌های زن و شوهر به زندگی نزدیكتر باشد و بدانند برای چه می‌خواهند زندگی كنند در آن زمان، خیلی راحت می‌توانند باهم كنار بیایند. 8. عدم كفویت در احساسات و عواطف هم مشكل‌ساز است یعنی از نظر مسائل عاطفی و احساسی باهم تنظیم نباشند مثلاً مرد تلاش می‌كند در انجام كاری كه به نظر زن بیاید و او خوشش بیاید ولی می‌بینی زن اصلاً اهمیت نمی‌دهد. 9. همیشه پیوندها، دوامشان به دوام چیزی است كه آن‌ها را (پسر و دختر) به هم پیوند می‌دهد، پس دوام پیوند به عامل پیوند بستگی دارد. 10. یكی از آفات ازدواج این است كه افراد به‌خاطر زیبایی یا مال ازدواج كنند. 11. هركس به‌خاطر دین زن با او ازدواج كند خداوند متعال هم مال به او عطا می‌كند و هم زیبایی. 12. اگر یك دختری می‌خواهد با شما ازدواج كند باید دقت كنید كه انگیزه او از این ازدواج چیست؟ و چه‌طور شما را قبول كرده و به‌خاطر چه محاسنی شما را قبول كرده است؟ 13. ازدواج مرد با زنی به‌خاطر مال زن، مشكلاتی را ایجاد خواهد كرد: 1) امكان خیانت به زن وجود دارد. 2) مرد توجه جدی به نیازهای عاطفی زنش ندارد 3) حقوق زن را رعایت نمی‌كند.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 2183
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
میثاق برادران ، جلسه 11

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق برادران ، جلسه 11

تحلیل آفات و فواید ازدواج استاد: محمد شجاعی 1. یكی از فواید اجتماعی ازدواج، تكثیر نسل است كه خیرات دنیوی و اخروی بسیاری را شامل می‌شود. 2. از جمله خیرات دنیوی تكثیر نسل، رشد اقتصادی و نظامی است چرا كه مملكتی كه قشر جوان زیادی دارد از نظر شرایط سیاسی و نظامی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. 3. اگر انسان با توجه به یكی از فواید ازدواج به‌سوی آن می‌رود باید دقت كند كه از جنبه‌های دیگر آن غفلت نكند یعنی در ازدواج به‌دنبال همه اهداف آن (از پایین‌ترین تا بالاترین) باشد. 4. زمانی كه انسان برای خود محدودیت قرار می‌دهد، قدرت انتخاب خویش را كم می‌كند و در نتیجه مزایای آن‌چه كه انتخاب كرده، كم می‌شود. 5. توجه به فواید مختلف ازدواج، دقت در انتخاب، همت، آماده‌سازی و نیت انسان را بالا می‌برد. 6. روایت: بالاترین شفاعات این است كه انسان در امر ازدواج بین دو نفر شفیع شود. 7. حضرت سجاد «علیه‌السلام»: اگر كسی برای برادر دینی خود همسری بگیرد و به او كمك كند كه با آن همسر انس گرفته و آرام بگیرد، خداوند این عمل او را به‌صورت موجودی درمی‌آورد كه در قبر، آرامش او را تأمین كند. 8. حضرت امام صادق «علیه‌السلام»: هركس یك عذبی را متأهل كند، از جمله كسانی است كه خداوند در روز قیامت به او نظر می‌كند. 9. انتخاب فواید مختلف ازدواج، بستگی به جایگاه نفس و شخصیت انسان در سلسله كمالات مختلف نباتی، حیوانی و انسانی دارد. 10. هرقدر روح انسان بزرگ‌تر و شخصیت او پیشرفته‌تر باشد، اهداف عالی‌تری را در ازدواج درنظر می‌گیرد. 11. یكی از مسائل مهم در ازدواج كه عدم دقت به آن، آفت زندگی است، مسئله لزوم كسب حلال برای گذران زندگی است. 12. لقمه حرام، هم در دنیا شخصیت بدی را برای انسان می‌سازد و هم در آخرت، عذاب زیادی را به‌دنبال دارد. 13. در روایت است كه: یكی از پرحسرت‌ترین افراد روز قیامت كسی است كه مالی را در دنیا از راه حرام به‌دست بیاورد و دیگران پس از مرگش آن مال را در راه خیر صرف كنند و به بهشت روند و او به جهنم 14. انسان باید از ابتدای زندگی به دو مسئله توجه كند: یكی این‌كه از اول روحیه تجمل‌گرایی را نداشته باشد چرا كه در غیر این صورت كم‌تر می‌تواند به سمت كسب حلال رود و دیگر این‌كه همسر و خانواده‌اش نیز چنین روحیه‌ای نداشته باشند. 15. روحیه یك جوان به‌خصوص در امر ازدواج و سال‌های اول آن، باید یك روحیه قناعت‌طلبی بوده و شخص قانع باشد. 16. در روایت است كه: از سعادت مرد، همسر خوب، مركب راهوار خانه وسیع است. 17. در روایت است: هركس هر مقدار كه بتواند به رفاه خانواده‌اش بپردازد ثواب برده، ولی از راه حلال. 18. از جمله سلاح‌هایی كه زن‌ها برای وادار كردن شوهرانشان بر اموری به‌كار می‌گیرند، یكی گریه و دیگری تحقیر مرد است. 19. علی «علیه‌السلام» می‌فرماید: تمام هستی زن به زیورآلات اوست، لذا در اسلام سفارش شده كه اگر مرد توانایی دارد حتماً برای زن، زیورآلات تهیه كند و این قضیه را ترك نكند. 20. یكی از آفات ازدواج، صبر نكردن بر اذیت و اخلاق سوء افراد خانواده است و این امر از طرف دیگر می‌تواند از فواید ازدواج باشد یعنی شخص با تحمل این آزارها، قدرت روحی بالایی پیدا می‌كند. 21. در امر ازدواج، بیشتر از سن، رشد عقلانی مهم است لذا برای دختر شرط كرده‌اند كه علاوه بر بلوغ جنسی، رشید باشد و مسائل زندگی را بفهمد و مرد نیز همین‌طور رشید باشد. 22. زن و مرد باید با روحیات یكدیگر آشنا باشند چرا كه هر یك مظهری از اسماء الهی است، زن مظهر جمال و مرد مظهر جلال الهی است پس روحیات خاص خود را دارا هستند. 23. بسیاری از مشكلات در زندگی زناشویی، ناشی از عدم شناخت زوجین از روحیات طرف مقابل است. 24. زنی كه از نظر روحی سالم است خواستار این است كه مرد را غیور، قوی و قدرتمند ببیند چرا كه از نظر شخصیتی تمام پشتوانه‌اش به اوست. 25. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: برای گناه‌كار بودن شخص همین بس كه خانواده خویش را ضایع كند. 26. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: كسی كه از خانواده‌اش فرار می‌كند مثل بنده فراری است كه نه عبادتش قبول است و نه نماز و روزه‌اش و مورد بغض خداوند است تا این‌كه واقعاً برگردد و این مسئولیت را قبول كند و هركس كه كوتاهی می‌كند از قیام به حقوق خانواده حتی اگر فرار نكرده باشد، به منزله فراری است. 27. مرد باید سه دسته نیاز عاطفی، مادی و معنوی خانواده‌اش را تأمین كند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed