www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2182
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
میثاق برادران ، جلسه 10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق برادران ، جلسه 10

ویژگی‌های ازدواج ناموفق، سن ازدواج استاد: محمد شجاعی 1. مسئله سن باید به‌قدری باشد كه با اندام هم تطبیق داشته باشد. 2. از نظر نسبی باید دنبال دختری برویم كه اندامش، پاسخ‌گویی نیازهای ضروری مصلحت واقعی زندگی را داشته باشد. 3. ارتباطی بین سن با رشد اجتماعی وجود دارد یعنی از نظر رشد اجتماعی احتیاج دارید كه همسر پخته باشد و اگر پخته نیست خیلی سریع بتواند مراحل پختگی را طی نماید. 4. همان‌طور كه بلوغ جنسی در یك سن خاص بارور می‌شود و طلب می‌كند. قبل از آن درخواست و تمایلی نبوده مسئله عاطفی هم احتیاج به رشد دارد. 5. بلوغ عاطفی هم باید برسد، دختر و پسر باید به سنی برسند كه بتوانند به همدیگر مهرورزی كنند و رابطه عاطفی داشته باشند، توان دوست داشتن كسی و به خاطر او خود را به زحمت انداختن و توان مودت و رحمتی كه قرآن كریم می‌فرماید بعد از ازدواج داشته باشد. 6. ازدواج زودهنگام و ازدواج با كسی كه این مسئله هنوز در او بارور نشده، خطرناك هست. 7. اگر زن بی‌تقوا باشد چون از نظر عاطفی جذب نشود، برای مرد خطر شروع می‌شود چون با دختری ازدواج كرده كه از اول بلوغ عاطفی نداشته است. 8. بعضی موارد هست كه اختلاف سنی زیاد است ولی زن در مرد یك كمالات ویژه‌ای می‌بیند كه عبارتست از زیبایی معنوی كه راضی به ازدواج می‌شود. 9. در روایت داریم كه جمال زن به صورت زیبای اوست ولی جمال و زیبایی مرد به عقل اوست. 10. نزدیك بودن و هم‌سن بودن مزایای زیادی دارد، و درباره همسران بهشتی است كه همسران بهشتی همسان هستند و از نظر روانی این قضیه خیلی مهم است. 11. معمولاً بین 3 تا 6 سال، اختلاف در سن ازدواج خوب است و این افراد چون از نظر سنی نزدیك هستند، قدرت درك متقابل را دارند و یار و مونس هم می‌توانند باشند و نكات منفی كمتر هست. 12. مرحوم فیض «رحمةالله علیه» می‌فرماید: خوب است در زندگی مرد در چند چیز از زن بیشتر باشد: سواد، قد، سن. 13. غلبه مرد جنبه مردسالاری نیست و مرد موفق مردی است كه به قلب زن حكومت كند و البته مصلحت خداوند متعال بر این قرار گرفته كه حرف آخر را در زندگی مرد بزند.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2181
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
میثاق برادران ، جلسه 9

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق برادران ، جلسه 9

ویژگی‌های اختصاصی دختر و پسر استاد: محمد نیكنام 1. همسر باید دارای چند خصوصیت باشد: 1) تواضع و فروتنی 2) عذرپذیری 3) روحیه توبه و بازگشت از خطا 4) تقوا به معنای تخلیه 5) قدرت سازندگی و پالایشگری 6) وفاداری و پایداری در محبت 2. جنس مؤنث باید دارای شرایطی نیز باشد من‌جمله: 1) عدم ضعف جسمانی 2) قدرت باروری 3) عدم مشكلات ژنتیكی 4) تدبیر امور منزل 5) قدرت پرورش 6) حجاب 3. از شرایط جنس مذكر می‌توان به تدبیر امور مادی منزل، توجه به همسر و فرزندان، تلاش و كوشش در امر ساماندهی، سكانداری خانه، قدرت تربیت و ... می‌توان اشاره نمود. 4. از نشانه‌های دین‌داری در خانواده: خداخواهی نه خودخواهی، حق‌سالاری، حزن در قلب و خنده بر لب، قناعت، حیا، رازداری، صبر و... است. 5. (الولد الحلال شبیه بالعمّ و الخال)؛ بچه‌ حلال‌زاده به عمو و دایی‌اش می‌رود. 6. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: (اكثر اهل النار المتكبرون)؛ با آدم متكبر تكبر كنید، التكبر مع متكبر عباده.*** 7. عذرپذیری از مسائلی است كه توفیقاتی به ما می‌دهد كه می‌توانیم زندگی خوبی داشته باشیم.** 8. دانشمندی می‌گوید: اعتراف كن كه دیروز خطا كرده‌ای، این نشان می‌دهد كه امروز عاقل هستی. 9. هر مسلمانی مؤمن نیست، هر مؤمنی هم متقی نیست، اما هر متقی هم مسلمان است و هم مؤمن. 10. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: كسی را كه تقوا نصیب كرده‌اند خیر دنیا و آخرت نصیب كرده‌اند. 11. قدرت سازندگی و پالایشگری از لوازم مشترك برای زن و مرد است، بنا است انسان با همسر خود یكدیگر را تكمیل كنند. مرد به تنهایی ناقص و زن به تنهایی ناقص است. 12. خانه باید پالایشگاه و مرد و زن پالایشگر باشند و فرزند كسی است كه باید مرتباً پالایش شود. 13. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمود: عظیم‌ترین و شریف‌ترین بنا در اسلام بنای خانواده است. 14. مسئله مهم در مورد زنان یكی مسأله قدرت جسمانی برای حمل فرزند و زایمان است یعنی استعداد باروری. 15. یك نكته در مورد زن تدبیر امور خانه است، تدبیر امور هم از نظر مادی و هم معنوی. 16. زن باید از نظر مادی اهل اسراف و تجمل‌گرایی و زیاده‌طلبی نباشد،‌ بلد باشد دخل و خرج را تنظیم كند، خرج بر اساس دخل را داشته باشد. 17. حضرت امام (ره) فرمودند: زن شخصیتی است كه از دامن او مرد به معراج می‌رود،‌ شما سكوی پرشی در اختیار دارید كه می‌توانید دنیا را به حركت درآورید. 18. زن باید قدرت پرورش یعنی هنر مادری داشته باشد، ارزش را به تربیت فرزند و تدابیر امور خانه بدهد. 19. شهید مطهری (ره) فرمودند: حجاب محدودیت نیست بلكه مصونیت است، چون ضربه‌پذیری زن بیشتر است و بیشتر محافظت می‌خواهد. 20. اگر بخواهیم مرد خوبی باشیم، باید تدبیر امور مادی خانه را داشته باشیم. 21. تلاش و كوشش و پی‌گیری در امر سامان بخشیدن به مسائل خانه بسیار لازم و وظیفه است. 22. زن یك موجود بسیار لطیف و ظریف است، با یك حرف، پندار و برخورد، زود شكسته می‌شود. مرد باید خیلی استادانه این موجود لطیف پر احساس را داشته باشد. 23. مادر باید قدرت پرورش داشته باشد و پدر باید قدرت تربیت داشته باشد. 24. اگر می‌خواهیم تا زمانی كه ما هستیم همسر و فرزند ما آبروی ما باشند و بعد از ما هم زمینه‌های طلب مغفرت برای ما باشند، آن‌ها را باادب بار بیاوریم و آن‌ها با ادب نمی‌شوند مگر این‌كه خودمان مؤدب شویم.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2178
زمان انتشار: 10 مارس 2015
| |
خطر در کمین مؤمنان!

خانواده آسمانی345؛ 93/11/30 ؛از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خطر در کمین مؤمنان!

ناوین  مورد بحث در این جلسه: خطر در کمین مؤمنان؛ حقیقتِ دشمنیِ شیطان و استعاذه انسان به الله؛ حملات شیطان اساسِ حملات شیطان، جز برای تقویت روح استعاذه در انسان و تحکیم رابطه عاشقانه او با الله نمی‌باشد. یک مؤمن حقیقی، شیطان را دشمن حقیقی خود دانسته و دائماً در حال مراقبت از نفس خود در برابر حملاتِ او بوده و به وسیله حصار محکم استعاذه خود را از شرّ این دشمن خارجی در امان می‌دارد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 345 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/30 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: خطر در کمین مؤمنان! در جلسات قبل آموختیم که اباالحسن «علیه‌السلام» از ابتلای شیعیان به خُلق‌های شمرده شده در نامه به خداوند پناه می‌برد، چرا که این خُلق‌ها را وسیله‌ای برای حذف روح ایمان از شیعیان و خروج آنها از دایره ولایت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌داند. برای یک انسان حقیقی، خروج از دایره ولایت پدر و مادر زمینی نیز دردآور و غیرقابل تحمل است، چه رسد به آنکه چنین کلام سنگینی را از زبان پدر آسمانی‌اش بشنود. باید دائماً به مرکز قدرت و امنیت «الله» پناه برد، چرا که آفاتِ بی‌شماری در مسیر حرکت به سوی الله، انسان‌ها را تهدید می‌کنند که البته این آفات در آخرالزمان بیشتر و خطرناک‌تر می‌باشند، به طوری که در روایات آمده است که شیاطین در آخرالزمان، با تمام قدرت و توان خود به میدان می‌آیند تا مانع حرکت مؤمنین به سمت رفع موانع ظهور و رسیدن به آغوش امام و پدر حقیقی‌شان گردند. حقیقتِ دشمنیِ شیطان و استعاذه انسان به الله امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: من در هنگام نزول وحی بر پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» صدای نعره شیطان را می‌شنیدم. «حقیقت وحی» که همان هدایت انسانهاست، در هر جایی از عالم که اتفاق بیفتد، به نعره شیطان منجر می‌گردد. امیرالمؤمنین این نعره را در هنگام نزول وحی بر پیامبر می‌شنیدند که این بعثت یک بعثت جمعی بود. اما حقیقت مسأله این است که شیطان از هر بعثتِ شخصی، که برای هر انسان اتفاق می‌افتد نیز، به نعره در می‌آید. هرگاه انقلابی در درون کسی اتفاق می‌افتد و او یک گام در مسیر ایمان به جلو پیش می‌رود، شیطان با تمام وجودش تلاش می‌کند تا او را از ادامه مسیر باز دارد و اگر در این امر موفق نشود، نعره او به آسمان بلند خواهد شد. در شناخت ریاضیات روح، این تحولات، امری کاملاً حقیقی است. هرگاه انسانی تصمیم به آشتی با الله و خانواده آسمانی‌اش می‌گیرد، شیاطین جن و انسان‌هایی که قرآن از آنان به شیاطین انس یاد می‌کند، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرند تا با تولید انواع وسوسه‌ها و افکار منفی، مانع موفقیت او در این تصمیم گردند. به آیه16 و 17از سوره اعراف توجه کنید: «...لأقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لآتینّهم مِن بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم...» قرآن، این قانونِ شیطان را به عنوان یک قاعده کلی و سنت تغییرناپذیر برای ما تصریح می‌فرماید: اگر کسی در مسیر صراط مستقیم، شروع به حرکت نماید، حتماً شیطان به یکی از چهار روش زیر به او حمله خواهد کرد: 1- حمله از عقب: یادآوری کدورت‌ها، گناهان و شکست‌های گذشته به جهت غمگین نمودن قلب انسان و ممانعت از حرکت صحیح او در مسیر الله است. 2- حمله از راست: تولید اضطراب و نگرانی از آینده 3- حمله از چپ: ایجاد وسوسه برای انجام گناه 4- حمله از راست: خودشیفتگی‌ها و خودبرتربینی‌های مقدس، آلوده دیدن دیگران و ... یک مؤمن زیرک کسی است که ثابت می‌کند در لابه‌لای تمام این حملات، نگاهش به خداست، به او اعتماد دارد و وسوسه‌های شیطان قادر به ایجاد ترس و تزلزل در قلب او نیست. کسی که شیطان را جدی گرفته و با وسوسه‌هایش دائماً شکست می‌خورد، یعنی اساساً به الله اعتمادی نداشته و قدرت او را به رسمیت نشناخته است. تمام حملات شیطان، درست مانند یک ویروس عمل می‌کنند، و روح ما با هر مقاومت در برابر این ویروس قدرت بیشتری به دست می‌آورد. بنابراین هر حمله شیطان، فرصتی است برای ما، تا از شر او به آغوش معشوقمان پناه برده و چونان کودکی که به آغوش مادر می‌گریزد، پناهندگی به آغوش معبود را بیاموزیم. بدون حملات شیطان، انسانها به غفلت مبتلا شده و به ضعف خواهند گرایید. نفس انسانی که دائماً با هر ضربه شیطان، به آغوش الله گریخته و خود را از گزندش مصون می‌دارد، روز به روز قدرتمندتر شده و رشد می‌کند. اما روح کسی که با هر حمله شکست خورده و شیطان را به اهدافش می‌رساند، روز به روز ضعیف‌تر، ناآرام‌تر و محزون‌تر می‌گردد. یک مؤمن حقیقی، شیطان را دشمن حقیقی خود دانسته و دائماً در حال مراقبت از نفس خود در برابر حملاتِ او بوده و به وسیله حصار محکم استعاذه خود را از شرّ این دشمن خارجی در امان می‌دارد؛ «إنّ الشّیطان لکم عدوّ، فاتّخذوه عدوّا... » (سوره فاطر آیه 6) ترجمه: همانا شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید. اساسِ حملات شیطان، جز برای تقویت روح استعاذه در انسان و تحکیم رابطه عاشقانه او با الله نمی‌باشد. در اکتشافات پروفسور ایموتو آموختیم که مولکهای آب در مجاورت نام الله و مظاهر او به زیباترین و بهترین شکل هندسی خود تغییر شکل می‌دهند. می‌دانیم که 70 درصد وزن بدن انسان را نیز مولکولهای آب تشکیل می‌دهند. بنابراین می‌توان به راحتی میزان تأثیر یاد الله و یا تسلیم در برابر شیطان را در سازندگی و زیبایی نفس ادراک کرد. تمام دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، بوییدنی‌ها، عطرها، نواها و ارتباطات گوناگون از عوامل مؤثر و سازنده نفس می‌باشند. تمام دوستان، همکاران و فضاهای رفت و آمدِ انسان بر نفس تأثیرگذارند، به طوری که انسانهای بهشتی، قادر به القاء تأثیرات مثبت در دیگران و رشد آنان می‌باشند. انواع حمله‌های جلو، عقب، راست و چپ شیطان، همگی در ساختار نفس کاملاً مؤثرند. لذا یک انسان زیرک، دائماً از وسوسه‌های شیطان به الله پناه برده و خود را در آغوش او به امنیت می‌رساند: «ربِّ أعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک ربّ أن یحضرون» (سوره مؤمنون آیه97 و 98) باید از افکار آزاردهنده، افکار حسادت زا و کینه‌آلود، نگاههای بدبین و خودبرتربین و ... به آغوش الله پناه برد. مادرانی که از شیره جان خود، کودکانشان را سیراب می‌کنند، هوشیار باشند که هر گونه افکار منفی، بدبینی‌ها، عصبانیت‌ها، کینه‌ها و ... کاملاً در ترکیب شیر مادر مؤثر بوده و عیناً به فرزندشان منتقل می‌شود و این عظیم‌ترین ظلمی است که یک مادر به فرزند خود روا می‌دارد. تفاوتی است از عرش تا فرش میان چنین مادری با کسی که با یاد الله آرام گرفته و با وضو و ذکر خداوند، فرزندش را سیراب می‌کند. آغاز هر کاری با «بسم الله الرحمن الرحیم» و پایان آن با «الحمدلله» سبب حذف جنبه‌های جهنمی آن عمل و افزایش و نورانیت وجود انسان می‌گردد (بخصوص در هنگام صرف غذا). خداوند که تنها سازنده انسان است، بر تمام اموری که بر نفس انسان تأثیرات منفی وارد می‌نماید آگاه بوده و آنها را در قالب حرام‌ها و مکروهات برای ما شرح داده است. خوب است بدانیم که نفس انسانهای بدبین، حساس، بخیل، حسود، خودخواه، بدجنس، کینه‌توز و ... حتی در ارتباطات کوتاه و گذران نیز بر نفس دیگران تأثیرگذار است. بنابراین باید کاملاً هوشیار باشیم در هنگام ارتباط با چنین انسانهایی به خداوند پناه برده و آن ارتباط را با استعاذه و بسم الله آغاز نماییم. برای حضور در محافلی که چنین انسانهایی حضور دارند. باید صدقه پرداخته و از خداوند مدد بطلبیم. صدقه‌های صبح و صدقه‌های شب هر کدام در دفع بلاهای متعدد و متفاوت بسیار بسیار مؤثرند. فراموش نکنیم که شیطان در کمینِ لحظاتِ خلوت و تمرکز ما نشسته است تا آنها را با انوع وسوسه‌ها و افکار آلوده به لجن بکشاند. قبل از تلاوت قرآن، قبل از هر خلوت و هم‌آغوشی، قبل از هر ذکر و یادی، با پرداخت صدقه و استعاذه به الله خود را از شرّ شیطان و حملاتش در امان بداریم. هرگز خود را از شر شیطان دور ندانیم چرا که قرآن کریم، تصریح می‌کند که شیاطین حتی در هنگام نزول وحی نیز، سعی در ایجاد اخلال و تولید افکار گوناگون داشته‌اند. بنابراین می‌توان به آسانی دریافت که ماجرای نعره شیطان در هنگام نزول وحی، لحظه به لحظه در حال تکرار است. درست در زمانی که تصمیم می‌گیرید با خداوند آشتی کنید، بر تکرار گناهی خط بکشید، رشد کرده و در مسیر صراط مستقیم حرکت کنید، در حقیقت در نفس خود در حال مبعوث شدن هستید، در اینصورت شیطان به نعره درآمده و سریعاً با تولید وسوسه‌های گوناگون سعی در ممانعت شما از ادامه مسیر دارد. اما فراموش نکنید که جدی گرفتن این وسوسه‌ها و تسلیم شدن در برابر آنها، در حقیقت نادیده گرفتن پشتیبان و یاوری به عظمت الله است. باید به «عشق الله»، به نبرد شیطان برویم. بدون عشق هرگز انسان به باطن انسانی نخواهد رسید، یعنی دائماً با بخش حیوانی خود دینداری می‌کند، او هرگز از سجاده، سحر، رفاقت با غیب، تلاوت قرآن و هم‌آغوشی با الله لذت نخواهد برد. بالعکس کسی که به باطن انسانی رسیده و به عشقِ الله دینداری می‌کند، دائماً به دنبال شکارِ نگاهِ آسمان است لذا برای او بی‌مهری‌ها و بی‌توجهی‌های دیگران هیچ اهمیتی ندارد. تنها یک عاشق حقیقی است که دائماً به دنبال راهی می‌گردد که در نگاه محبوبش جلوه کند. او تنها کسی است که با شنیدن این آیه به وجد می‌آید: «قل إن کنتم تحبّون الله، فاتّبعونی، یحببکم الله ....» (سوره آل عمران آیه 31) خداوند به پیامبرش پیغام می‌دهد که به بندگانش اعلام کند که اگر پروردگارتان را دوست دارید، از من پیروی کنید تا محبوبِ خدا شوید. اساساً قیمت انسان به الگویی است که از آن پیروی می‌کند. پیروی از الگویی که خداوند معرفی نموده است نه تنها انسان را به دنبال جلب توجه خدا می‌کشاند، بلکه با چنین حرکتی خودش محبوب خدا شده و دیگر اِله حقیقی‌اش رهایش نمی‌کند. چنین کسی اگر دچار ضعف نیز شود، تمام آسمان به مدد او می‌شتابند تا بالاخره به سلامت او را به مقصد برسانند. کسی که استعاذه را باور دارد، به این یقین رسیده است که مسیر عشق، پر از وسوسه‌های گوناگون است، پُراست از انسان‌هایی که مظاهر شیطان‌اند و تنها به واسطه پناهنده شدن به خدا، می‌توان با آنان ارتباط برقرار نمود تا از گزند آلودگی‌های نفسشان در امان ماند. فراموش نکنیم که حتی عزیزان ما نیز می‌توانند مظاهر شیطان بوده و موجبات دوری ما از الله را فراهم سازند. برای یک حرکت موفق به سوی الله، اول باید مراقب باشیم که خودمان جزو آن دسته‌ای از انسانها قرار نگیریم که دیگران برای ارتباط با ما به الله پناه می‌برند. آنان که سرشار از آتش‌اند (حسادت، عصبانیت، زودرنجی، خودخواهی، رقابت‌طلبی، کینه‌توزی و ... ) و این آتش را به دیگران نیز منتقل می‌کنند. هوشیار باشیم که اگر جهنمی در وجودمان هست، خاموشش کنیم تا دیگران از شرّ نفسمان در امان بمانند. در مرحله بعد باید برای ارتباط با انسانهایی که در آتش نفس خود غوطه‌ می‌خورند، به الله پناه بریم و بدون استعاذه هرگز به محدوده ارتباط با آنان وارد نشویم. گاه حضور در یک جشن عروسی، تماشای یک فیلم، یک ارتباط اشتباه، یک مهمانی آلوده و ... می‌تواند بر ده‌ها سال از عبادات انسان خط بطلان بکشد. باید از شرّ شیاطین انس و جن، به الله پناه برده و از خانواده آسمانی‌مان، کمک بگیریم. مطالب بیشتر: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2158
زمان انتشار: 8 مارس 2015
| |
استاد محمد شجاعی: استعاذه، فقط قلبی و زبانی نیست، بلکه باید آن را در عمل نشان داد.

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعی: استعاذه، فقط قلبی و زبانی نیست، بلکه باید آن را در عمل نشان داد.

باید هوشیار باشیم؛ گاه رسیدن به یکی از هدف‌های دنیایی چنان انسان را به لجن می‌کشاند که دیگر توان ارتباط با آسمان برایش باقی نمی‌ماند. آیا هدفی والاتر از آن وجود دارد که ما به نحوی زندگی کنیم که مورد توجه، تشویق و دعای امام معصوم‌مان قرار بگیریم؟ به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 344 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/۲۳ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: مروری دوباره بر نامه امام رضا «علیه‌السلام» به حضرت عبدالعظیم: یا عبدالعظیم؛ «إبلغ عنّی اولیائی السلام، و قُل لهم، أن لا یجعل الشّیطان علی أنفسهم سبیلا و مُرهم باالصّدق فی الحدیث، و أداء الامانه، و مُرهم بالسّکوت و ترک الجدال فی ما لا یعنیهم، و اقبال بعضهم علی بعضٍ و المزاوره، فانّ ذلک قربه إلیَّ و لا یشتغل بتمزیل بعضهم بعضا، فانّی آلیتُ علی نفسی انّه من فعل ذلک و أسخط ولیّاً من اولیائی، دعوت الله لیعذّبه اشدّ العذاب و کان فی الاخره من الخاسرین و عرّفهم، إنّ الله قد غفر لمُحسنهم و تجاوز عن مسیئهم الّا من أشرک به، أو آذی ولیّاً من اولیائی، أو أضمَرَ له سوء آ، فان الله لا یغفر له حتی یرجع، فان رجَعَ، و الّا نزع روح الایمان عن قلبه و خرج عن ولایتی و لم یکن له نصیباً فی ولایتنا، و أعوذ بالله من ذلک ...»   ای عبدالعظیم؛ از سوی من به دوستانم سلام برسان و به آنها بگو، که راهی را برای نفوذ شیطان در خود باز نگذارند. و آنها را امر کن به صدق در کلام و ادای امانت و سکوت و ترک جدال در آنچه که فایده‌ای برایشان ندارد، و به ملاقات یکدیگر و زیارت متقابل که این امور سبب نزدیکی (شباهت) آنان به من می‌گردد.   و خود را به دریدن یکدیگر مشغول نسازند. پس من با خودم عهد کردم که هر که این عمل را انجام دهد و دوستی از دوستان مرا خشمگین کند، از خداوند بخواهم او را به شدیدترین وجه عذاب نموده و در آخرت از خاسرین باشد. و همه را آگاه کن که نیکوکاران مشمول مغفرت الهی قرار می‌گیرند و گناهکاران مشمول عفو او می‌شوند، مگر کسانی که به خداوند شرک ورزیده و یا دوستی از دوستان مرا اذیت نماید و یا اینکه نیت بدی را نسبت به کسی در دل داشته باشند. پس خداوند او را نمی‌آمرزد تا زمانی که باز گردد (توبه کند). اگر توبه کرد (که خوب) و گر نه، روح ایمان از قلب او جدا شده و از ولایت من خارج می‌گردد و هیچ بهره‌ای از ولایت ما نخواهد بُرد.   عوامل محیطی سازنده‌تر از عوامل وراثتی ارتباطات گوناگون و محیطِ انسان، در مسئله تربیت نفس همیشه سازنده‌تر از عوامل وراثتی می‌باشند. به عنوان مثال کسی که با عواملِ وراثتیِ بسیار ضعیف به دنیا آمده و حتی با لقمه حرام، رشد کرده است، اگر تحت ربوبیت یک مربی کارآزموده قرار گیرد، آرام آرام به رشد فوق عقلانی رسیده و قادر خواهد بود بر تأثیراتِ عوامل وراثتی غلبه کند.   اما بالعکس گاه فرزندان پیامبران و اولیاء الهی به واسطه حضور در محیط‌های ناپاک به پایین‌ترین سطوح انسانی نزول نموده‌اند.   از آنجا که جنبه‌های محیطی، بسیار قدرتمندتر از جنبه‌های وراثتی می‌باشند، خداوند روابط اجتماعی انسانها را بسیار مورد اهمیت دانسته و چگونگی روابط آنها را به واسطه امامان معصوم، به طور کامل برای آنان شرح داده است.   فراموش نکنیم که اگر همین نامه کاملاً تخصصیِ امام رضا «علیه‌السلام» در میان انسانها، اجرا شده و همگان به آن عمل نمایند، هرگز فاجعه و ظلمی در زمین رخ نداده و جهان آماده ظهور امام زمان می‌گردد.   تمام تلاش یک مؤمن حقیقی باید به این امر اختصاص یابد که نه تنها رنج و فشاری از سوی او متوجه پدر آسمانی‌اش نگردد، بلکه در جهت شادی قلب او و رفع موانع ظهورش حرکت نماید. درست مانند زمانی که والدین از بیماری فرزندشان بیشتر از خود او زجر می‌کشند، امام زمان نیز، از هر فشاری در نفس ما، به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند. لذا امام رضا «علیه‌السلام»، با سیری کاملاً مهندسی شده، دستورالعمل‌هایی را برای شیعیان، بر می‌شمرند که آنان را به سمت برداشتن موانع ظهور و تشکیل جامعه‌ای آماده برای پذیرش حکومت و ولایتِ معصوم سوق می‌دهد.   باید هوشیار باشیم؛ گاه رسیدن به یکی از هدف‌های دنیایی چنان انسان را به لجن می‌کشاند که دیگر توان ارتباط با آسمان برایش باقی نمی‌ماند. آیا هدفی والاتر از آن وجود دارد که ما به نحوی زندگی کنیم که مورد توجه، تشویق و دعای امام معصوم‌مان قرار بگیریم؟   عدم رفاقت با امام معصوم و تلاش برای پایان دادن به غربت و آوارگی او، سبب می‌شود که انسان هیچ بهره‌ای از ولایت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نداشته باشد، حتی اگر به آنان ابراز محبتی داشته باشد.   پناه بردن به آغوش خدا از شرّ... ابالحسن در پایان نامه سرشار از عشق خود به شیعیان، به خداوند پناه می‌برد که نکند شیعه‌ای از دایره ولایت او خارج شده و روح ایمان از قلب او جدا شود.   کسی که خداوند را مرکز تمام قدرت‌ها و حمایت‌ها می‌داند، به آغوش او پناه می‌برد از آنکه نتواند در نقش‌های خود، خوب بدرخشد. عدم موفقیت انسان در نقش‌های زندگی‌اش، مساوی است با آتشی که در انتظار نفس ناتوانش می‌باشد. هر روز باید به خداوند پناه بریم از اینکه شرّی از دنیا، دامن گیرمان شود. اما نکند خودمان همان شرّی باشیم که دیگران از آن به آغوش خداوند پناه می‌برند. (و من شر حاسدٍ اذا حسد) نکند دیگران از شرّ حسادت ما، به خداوند استعاذه کنند و خودمان آن را باور نکرده باشیم... .   اما همیشه استعاذه، فقط قلبی و زبانی نیست، بلکه باید آن را عملی نشان داد. انسانی که خود را در پناه الله قرار می‌دهد، باید در سبک زندگی عملی خود، تمام واردات و صادرات نفسش را کنترل نماید.   یعنی عملاً روابطش را به گونه‌ای تنظیم نماید که در شرایط جهنمی قرار نگیرد. امام رضا «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من استعذّ بالله من النار، و لم یترک الشهوات، فقداستهزء بنفسه»   کسی که به خداوند پناه می‌برد از شر آتش، اما شهوات گوناگونش را ترک نمی‌کند، خودش را مسخره نموده است.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2156
زمان انتشار: 7 مارس 2015
| |
وصول به شادی و آرامش در گرو ارتباط با خانواده آسمانی

خانواده آسمانی مورخ: 93/12/14

وصول به شادی و آرامش در گرو ارتباط با خانواده آسمانی

وصول به شادی و آرامش در گرو ارتباط با خانواده آسمانی   *رفتار انسان با خانواده زمینی‌اش باید بر اساس ارتباط با خانواده آسمانی‌اش باشد. *شرکت در مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» بهترین مکان برای ساختن شخصیت عاطفی و عشقی انسان است. *حضور در مجالس ائمه «علیهم السلام» بهترین راه درمان مشکلات روانی می‌باشد. *حضرت زهرا «سلام الله علیها» تمام حیثیت زمینی خود را فراموش کردند تا برای امام زمانشان کاری کرده باشند. *اگر کسی بخواهد به شادی و آرامش دست یابد، باید در دلش چینش‌های معشوق‌های آسمانی را درست کند. *هر انتخاب، ارتباط و رفتاری که با آخرت انسان سازگار نیست، باید کنار گذاشته شود. *اگر انسان بخواهد میلش به دنیا کم شود باید ارتباطش با معشوق‌های آسمانی زیاد شود. اگر انسان بخواهد بدون میل به آسمان خود را از دنیا جدا کند، به خودکشی و افسردگی‌های دنیا می‌رسد. *یکی از راه‌های پیدا کردن رفقای خوب و الهی، توجه به پاتوق‌هایی مثل مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2151
زمان انتشار: 5 مارس 2015
| |
(جلسه 343) دو تفاوت عمده محبت خانواده آسمانی و خانواده زمینی

خانواده آسمانی، جلسه 343، 93/11/23

(جلسه 343) دو تفاوت عمده محبت خانواده آسمانی و خانواده زمینی

کوتاهی در تأمین عاطفه دیگران، تمام روح انسان را از خشونت و بی‌عاطفگی پر خواهد کرد، به طوری که قادر به نزدیک شدن به مرکز عاطفه و آرامش و دریافت محبت از آن نخواهد بود. دو تفاوت عمده در نوع محبت خانواده زمینی و خانواده آسمانی محبت امام معصوم به شیعیان، محبتی کامل و همه‌جانبه است به طوری که عمیق‌‌ترین و بی‌دریغ‌ترین احساسات انسانی را نسبت به آنان داراست. دو تفاوت عمده، میان محبت پدر و مادر زمینی ما با محبت خانواده آسمانی‌مان وجود دارد. پدر، مادر، برادر، دوستان و ... که نسبت به ما محبتی در دل دارند، گاه در اثر ناآگاهی‌ها و ضعف‌های شخصیتی و اخلاقی، دچار افراط و تفریط شده و روندی طبیعی را در تأمین نیازهای عاطفی ما طی نمی‌کنند. آنان ممکن است گاه به سبب غلبه احساسات بر قوه تعقل‌شان، سعادت حقیقی ما را نادیده گرفته و به کارهایی وادارمان کنند که به طور مستقیم و غیرمستقیم آسیب‌های جدی به جسم و روحمان وارد نماید. ناآگاهی آنها ممکن است حتی ما را به ظلم، گناه و خیانت در حق دیگران مبتلا سازد، بی‌آنکه بدانیم و متوجه موضوع باشیم. از سویی گاه افراد خانواده و یا دوستان و ... قادر به اشباع نیازهای عاطفی ما نیستند و این کمبودهای عاطفی می‌تواند صدمات جبران‌ناپذیری را بر پیکره روح ما وارد سازد. فراموش نکنیم که ابراز عاطفه و محبت به یکدیگر، از وظایف واجب افراد یک خانواده است و کسی نمی‌تواند از این وظیفه سرباز زند، چرا که همه ما عبد پروردگاری هستیم که تأمین عاطفه افراد خانواده را بر تک تکِ آنان واجب نموده است. گاه کوتاهی در تأمین نیازهای عاطفی سایر افراد خانواده سبب می‌شود که آنان برای تأمین چنین نیازی به خارج از حریم خانواده پناه برده و به طرق گوناگون به اشباع عاطفی برسند. تمام اعضای خانواده موظف‌اند، نیازهای عاطفی یکدیگر را به صورت‌های سمعی (شنیداری)، بصری (دیداری) و لمسی (دست دادن، در آغوش کشیدن، بوسیدن...) ارضاء نمایند. البته برای این منظور باید به نوع شخصیت طرف مقابل کاملاً توجه داشته و با توجه به ساختار شخصیتی او، یکی از این سه روش و یا دو یا هر سه روش را به طور همگام به کار برند. البته لازم به ذکر است که محبت‌های اضافی و بی‌موقع نیز می‌تواند برای شخص خطرآفرین باشد. به عنوان مثال محبت‌های بیش از حد و گاهاً بیجای والدین، سبب جسارت و گستاخی فرزندان شده و گاه آنان را به توهین در برابر والدین وا می‌دارد. بنابراین باید متوجه باشیم که در ضمن مهربانی به فرزندان، از هزینه کردن عاطفه بیش از ظرفیتِ آنان خودداری نماییم. هر چه عاطفه خرج کنی؛ بیشتر دریافت خواهی کرد... آگاه باشیم که هیچ کمبود عاطفه‌ای در زمین، نمی‌تواند در نفس انسان خلایی ایجاد کند، اگر که انسان بیاموزد این نیاز عظیم را از مرکز حقیقی‌اش دریافت نماید. کسی که از طریق ارتباط با الله، غیب، خانواده آسمانی، ملائکه، دوستان الهی، فضاهای معنوی و ... عاطفه مورد نیازش را دریافت می‌کند، هرگز محتاج عاطفه زمینیان نیست، بلکه قادر است بی‌توقع، به دیگران مهرورزی نماید. خوب است بدانیم که انسان‌ها برای رشد انسانی خود و قدرت یافتن در بخش عاطفی وجودشان نیاز به خرج کردن عاطفه به پای دیگران دارند. این قانون کلی را فراموش نکنیم؛ هر چه محبت و مهرورزی انسان به دیگران بیشتر باشد، رشد انسانی او نیز سریعتر خواهد بود. باید تلاش کنیم که هنرمند موفقی برای ایفای نقش‌های عاطفی زندگی‌مان باشیم. اگر مادریم، اگر پدریم، اگر خواهر یا برادریم، اگر فرزندیم، اگر همسریم ... باید بهترین و مهربان‌ترین باشیم. کوتاهی در تأمین عاطفه دیگران، تمام روح انسان را از خشونت و بی‌عاطفگی پر خواهد کرد، به طوری که قادر به نزدیک شدن به مرکز عاطفه و آرامش و دریافت محبت از آن نخواهد بود. از خاطر نبریم که جهنم، بیمارستانی است برای سوزاندن خشونت‌ها و بی‌عاطفگی‌ها، اما این آتش توان سوزاندن انسانهای مهربان را ندارد... بیاموزیم اگر نقشی را پذیرفته‌ایم، آن را به طور کامل و زیبا ایفا نماییم. تفاوت وظایف انسان در قبال خانواده زمینی و خانواده آسمانی جایگاه پدر و مادر زمینی ما، در دین اسلام جایگاهی بس عظیم است به گونه‌ای که قرآن کریم انسان را از کوچکترین بی‌محبتی‌ها و بی‌حرمتی‌ها، در قبال آنان به شدت نهی می‌کند. تمام والدین در نگاه الله مقامی بسیار عظیم است به گونه‌ای که امام سجاد «علیه‌السلام» از خداوند بزرگ درخواست می‌کند که هیبت پدر و مادر را در قلب او به اندازه یک سلطان ستمگر قرار دهد. حال با این اوصاف کمی بیندیشیم! با توجه به آنکه سهم اهل‌بیت «علیهم‌السلام» در وجود ما روح جاودانه ما می‌باشد و سهم والدین زمینی‌مان، جسمِ فانی و غیر ابدی ما، آیا وظایف ما در برابر خانواده آسمانی‌مان، بی‌نهایت عظیم‌تر از وظایفمان در قبال خانواده زمینی‌مان نیست؟ فرزندان نامبارک کسانی هستند که در برابر پدر و مادر زمینی خود متواضع و با ادب نبوده و سلطنت آنان را بر خود ادراک ننموده‌اند. حال به کسانی که نه تنها به پدر آسمانی‌شان توجهی نداشته و قدمی برای رفع موانع ظهور ایشان بر نمی‌دارند، بلکه با گناهان و ظلم‌های گوناگون‌شان، دائماً آنان را در رنج و فشار می‌افکنند، چه نامی را می‌توان اطلاق کرد؟ نا مبارک! ... فراموش نکنیم که ما جز برای بندگی خلق نشده‌ایم و اساساً رسیدن به کمال جز با بندگی ممکن نیست. چرا که برای تشبه به هر استادی باید در برابر او زانو زد و از او تبعیت کرد. بندگیِ بی‌چون و چرا و اطاعت از الگوهای انسانی (امامان معصوم) است که می‌تواند انسان را به هدف نهایی خلقتش (الله) برساند. والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2150
زمان انتشار: 4 مارس 2015
| | | |
استاد شجاعی : علامت اینکه یک شخص روز به روز شبیه خدا می شود این است که چقدر مهربان تر می شود.

صوت کامل جلسه ی دوم خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/30

استاد شجاعی : علامت اینکه یک شخص روز به روز شبیه خدا می شود این است که چقدر مهربان تر می شود.

انسان شاد و آرام انسانی است که روز به روز قدرتمند تر می شود و این چیزی است که در پیوند صحیح با غیب و پیوند صحیح با خدا واهل بیت به وجود می آید.علامت دلمردگی این است که انسان نمی تواند با غیب خلوت کند و از غیب لذت ببرد. این شخص درون زشتی دارد و از خودش نیز وحشت دارد.

صوت

1 - استاد شجاعی : علامت اینکه یک شخص روز به روز شبیه خدا می شود این است که چقدر مهربان تر می شود.
2 - استاد شجاعی : علامت اینکه یک شخص روز به روز شبیه خدا می شود این است که چقدر مهربان تر می شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2149
زمان انتشار: 4 مارس 2015
| | | |
 آیا ما از خدا بیشتر می فهمیم ؟ خداوند به ما از خلقت خودش خبر می دهد.

صوت کامل جلسه ی اول خانواده ی آسمانی مورخ 1393/11/30

آیا ما از خدا بیشتر می فهمیم ؟ خداوند به ما از خلقت خودش خبر می دهد.

راه خدا سختی دارد ولی سختی به بخش فطری وارد نمی شود بلکه برای بخش حیوانی است. اگر انسان دین را با بخش فوق عقلی و فطری خود دریافت نکند یک حیوان دیندار و متدین خواهد بود.

صوت

1 - آیا ما از خدا بیشتر می فهمیم ؟ خداوند به ما از خلقت خودش خبر می دهد.
2 - آیا ما از خدا بیشتر می فهمیم ؟ خداوند به ما از خلقت خودش خبر می دهد.
3 - آیا ما از خدا بیشتر می فهمیم ؟ خداوند به ما از خلقت خودش خبر می دهد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2101
زمان انتشار: 1 مارس 2015
| |
استاد محمد شجاعی: امام، برترین رفیقِ انسان‌ها، بعد از الله است.

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعی: امام، برترین رفیقِ انسان‌ها، بعد از الله است.

هوس رفاقت با الله، و شوق عاطفی با غیب، تنها در دلهای انسانهای بزرگ لانه می‌کند. چه صحنه‌ی با شکوه و عظیمی است، لحظه‌ای که به برزخ متولد شده و رفقای دیرینه‌ی خود را ملاقات می‌کنیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 342 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/۱۶ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: با آسمان که رفاقت کنی، از عاطفه سرشار خواهی شد... امام رضا «علیه‌السلام»، احساس و رابطه خود را با ما اینگونه توصیف می‌نمایند: الامامُ الامین الرّفیق، والوالد الشفیق، و الأخ الشّقیق و کالأُمّ البرّه، بالولد الصّغیر. امام یک امانت‌دار رفیق است، او پدری دلسوز، برادری همزاد و چونان مادری مهربان نسبت به فرزند کوچکش می‌باشد. ابالحسن، امام را رفیق می‌داند. رفیق از ریشه رفق به معنای مدارا است. رفیق حقیقی، اهل مدارا است و بدی‌ها و لغزش‌های دوستش را تحمل و با وجود تمام ضعف‌ها و عیب‌هایش او را دوست می‌دارد.   رفقا گاهی از پدر و مادر نیز به انسان مهربان‌تر و نزدیک‌ترند. آنان به یقین هدایای بزرگ الهی می‌باشند. اما امام، برترین رفیقِ انسان‌ها، بعد از الله است. کسی که او را بزرگ می‌بیند و تا مقام خودش، اوج می‌دهد. فراموش نکنیم که قیمت هر انسان به رفقای اوست. کمی بیندیشیم، قلبمان در تصرف محبت چه کسانی است؟   هوس رفاقت با الله، و شوق عاطفی با غیب، تنها در دلهای انسانهای بزرگ لانه می‌کند. چه صحنه‌ی با شکوه و عظیمی است، لحظه‌ای که به برزخ متولد شده و رفقای دیرینه‌ی خود را ملاقات می‌کنیم. رفقایی که اشرافِ آخرت‌اند و تمام امور برزخ و قیامت به دستان آنان اداره می‌گردد. این صحنه باشکوه، برای کسی که در دنیا برای رفاقت با آن سرمایه‌گذاری ننموده است، به صحنه‌ای حسرت‌انگیز و ملال‌آور تبدیل خواهد شد.   رفاقت با غیب برخلاف رفاقت‌های دنیا، بسیار ساده و آسان است، چرا که طلب از سوی آنان همیشگی است. تنها کافی است کمی از زمان و خلوتمان هزینه کنیم. رفاقت با امام، یعنی رفاقتِ با کسی که بر تمام عوالم احاطه داشته و به همه آنچه که صلاح دنیا و آخرت انسان است آگاه می‌باشد. کسی که دستانمان را خواهد گرفت و به واسطه ربوبیت عظیم خویش در لابه‌لای تمام روابط زندگی‌مان (سختی‌ها، نعمت‌ها، شکست‌ها، فشارها ...) ما را تا رسیدن به سلامتِ باطن و تشبّه به الله پیش خواهد برد.   اما فراموش نکنیم که گاهی ممکن است از سوی امامی که خود را مادر مهربان معرفی نموده است، مورد تنبیه قرار گیریم. تنبیهِ امام درست در لحظه‌ای است که ما سوءنیتی نسبت به کسی در وجودمان رشد می‌کند. کینه‌ها، درگیری‌ها، تحقیر کردن‌ها، خودبرتربینی‌ها، و ... ما را در محدوده تنبیه اهل‌بیت «علیهم‌السلام» وارد خواهند کرد.   باید قاعده «هوا أنت» را باور کنیم. باید یقین کنیم که هر چه عشق به پای دیگران می‌ریزیم، آسمان از ما دریافت می‌کند. هر بوسه ما به دیگران، بوسیدن الله است. انسانها همگی یک نماد از الله هستند.   دست ما به بوسیدنِ الله که نمی‌رسد، اما می‌توانیم نمادهای حقیقیِ او را ببوسیم... گر میسر نیست بر من کام او                        عشق بازی می‌کنم با نام او بیاموزیم با عشق ورزیدن به دیگران، با خانواده آسمانی‌مان، با الله، با غیب عشق بازی کنیم. ما در دریای توجه و محبت اهل‌بیت غرقیم، تنها باید کمی خلوت کنیم تا آن را احساس نماییم. به عشق رفاقتِ با آنها، بر سکوی پرواز سجاده‌مان بنشینیم و تا آغوششان بال بگشاییم.   بی‌عاطفگیِ ما نسبت به غیب، ما را به گداییِ عاطفه از زمینیان مبتلا می‌سازد. یاد بگیریم که عشق را از کانون حقیقیِ آن دریافت کنیم تا آنقدر از محبت سرشار شویم که نه تنها نیازمند محبت کسی در زمین نباشیم، بلکه بی‌توقع به پای دیگران عاطفه بریزیم...   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2080
زمان انتشار: 26 فوریه 2015
| |
استاد محمد شجاعی: محبت اهل بیت «ع» بی‌اطاعت، بی‌فایده است!

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

استاد محمد شجاعی: محبت اهل بیت «ع» بی‌اطاعت، بی‌فایده است!

شفاعت از ریشه شفع به معنایِ جفت می‌باشد. باید در دنیا به آنها نزدیک (جفت) شد تا در قیامت تحت شفاعتشان قرار گرفت. وقتی سبک زندگی ما (الگوها، دغدغه‌ها، علاقه‌ها، انتخاب‌ها ...) کاملاً با اهل‌بیت متفاوت است یعنی هیچ نزدیکی و شباهتی میان ما و آنان حاصل نگشته است، پس می‌توان گفت که نباید چشم انتظار شفاعتی از سوی آنان باشیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 341 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۱/16 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: به پشتوانه‌ اهل‌بیت «علیهم‌السلام» گناه نکنیم ... در جلسات گذشته آموختیم که ابالحسن، دو تهدید جدّی را برای کسانی که در باطن خود سوءنیتی دارند، برشمرده است. این تهدیدها و هشدارها در واقع تذکری جدّی برای کسانی است که محبت و رابطه دوستی با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» را بهانه‌ای برای بدخلقی‌ها و سوءنیت به دیگران قرار می‌دهند.   فراموش نکنیم که تنها برگزاری مجالس عزاداری و جشن‌های میلاد اهل‌بیت «علیهم‌السلام» و یا مُشرّف شدن به زیارت آنان، نمی‌تواند توجیه کننده سوءخلق‌ها و یا سوءنیت‌های انسان نسبت به دیگران باشد. تنها برقراری رابطه محبتی با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نمی‌تواند سببی برای آمرزش گناهان و بی‌مبالاتی‌های‌ِ اخلاقیِ انسان گردد. گاه دیده می‌شود که بعضی از شیعیان، به بهانه کرامتِ اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، در انجام بعضی از واجبات نیز سهل‌انگاری می‌نمایند. از همین رو ابالحسن، چنین تهدیدهای سنگینی را به عنوان هشدارهایی عظیم برای مراقبت از بی‌مبالاتی‌ها و بی‌تقوایی‌های اخلاقی به شیعیان گوشزد می‌نمایند.   چنین روندی در جریان تربیت فرزندان نیز، امری بسیار کاربردی و مهم به شمار می‌آید. محبت‌های والدین، هرگز نباید سبب جسارت فرزندان در برابر آنها و عدم اطاعتشان از والدین گردد. به طوری که روایات گوناگون، چنین والدینی را مورد لعنت خداوند معرفی نموده‌اند.   جایگاه معصومین «علیهم‌السلام» در عالم، جایگاه عالین است. آنان در مرتبه بعد از الله قرار داشته و اولین و عظیم‌ترین مخلوقات خداوند و نزدیک‌ترین و شبیه‌ترین آنها به الله می‌باشند. آنها صاحب تمام اسماء، الهی‌اند، با این تفاوت که مخلوقِ الله می‌باشند. فراموش نکنیم که هیچ انسانی در عالم از نظر علو مقام و درجات انسانی با پیامبر و آل او قابل قیاس نمی‌باشد. بنابراین باید دقت کنیم که روابط صمیمانه ما با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» و یا خدمت‌هایی که در سایه عنایت خودشان به ما محوّل می‌گردد، دلیلی برای جسارت و بی‌ادبی ما در محضر آنان نگردد. همانگونه که قرآن صحبت نمودن با صدای بلند در نزد پیامبر را نشانه عدم شعورِ انسانیِ بندگانش می‌داند، باید کاملاً ادبِ بندگی را در محضر الله و الگوهای انسانی‌مان رعایت کنیم.   دوستان حقیقی اهل‌بیت «علیهم‌السلام» را بشناسیم امام باقر «علیه‌السلام»، از طریق جابر جوفی، پیغامی به مضمون زیر می‌فرستند: ای جابر! به شیعیان من سلام برسان و آنها را به این مطلب آگاه کن که بین ما و خداوند هیچ قرابتی وجود ندارد. ای جابر، هر که فرمان خدا را اطاعت نموده و ما را دوست بدارد، دوست حقیقی ماست و هر که خداوند را نافرمانی کند، محبت ما سودی به او نخواهد رساند. خوب است بدانیم مسیرِ حرکت به سوی الله را نمی‌توان با روابطی کودکانه و تنها به واسطه محبت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» پیمود.   فقط قرب به اهل‌بیت که همان سنخیت و شباهت با آنهاست می‌تواند انسان را در مسیر حرکت به سوی الله پیش ببرد. به عنوان مثال، تنها برقراری یک رابطه عاطفی میان شاگرد و استاد، نمی‌تواند موجب دریافتِ کمالاتِ استاد توسط شاگرد شود. حتی فرزندان یک پیامبر و یا یک امام نیز، بدون حرکتِ قدم به قدم در معیّت با آنان و تنها به واسطه عاطفه فرزندی به مقامات آنان دست نخواهند یافت. شباهت و قرب به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نیز جز با الگوپذیری از آنان در تمام انتخاب‌ها و ارتباطات زندگی حاصل نمی‌گردد. انسان تنها در صورتی به شفاعت اهل‌بیت نائل می‌شود که در دنیا به شباهتِ با آنان رسیده باشد. شفاعت از ریشه شفع به معنایِ جفت می‌باشد. باید در دنیا به آنها نزدیک (جفت) شد تا در قیامت تحت شفاعتشان قرار گرفت.   وقتی سبک زندگی ما (الگوها، دغدغه‌ها، علاقه‌ها، انتخاب‌ها ...) کاملاً با اهل‌بیت متفاوت است یعنی هیچ نزدیکی و شباهتی میان ما و آنان حاصل نگشته است، پس می‌توان گفت که نباید چشم انتظار شفاعتی از سوی آنان باشیم.   پذیرش بعضی از احکام دین و عدم پذیرش دسته‌ای دیگر از احکام، نشانِ تأییدی بر عدم پذیرش قلبیِ توحید و ولایت ماست. اصرار بر یک گناه و لجبازی برای عدم ترک آن، سبب رد شدن بقیه اعمال و عدم تأثیر‌گذاریِ اعمالِ صالح بر نفس می‌گردد. کاملاً مراقب باشیم که با پشتوانه محبت اهل‌بیت تعمداً به سمت حرام حرکت نکرده و یا واجبی را ترک نکنیم.   محبت بی‌اطاعت، بی‌فایده است!  امام محمد باقر «علیه السلام» می‌فرمایند: یا معشر الشیعه؛ و اللهِ ما معنا مِن الله برائه و لابیننا و بین الله قرابه، و لا لنا علی الله حجّه و لا نتقرّب إلی الله الاّ باالطّاعه، فمن کان منکم مطیعاً لله، تنفعهُ ولایتنا، و من کان منکم عاصیاً لله لم تنفعه ولایتنا، وَیحکم لا تغترّوا، وَ یهَکُم لا تقترّوا ای جماعت شیعه! به خدا قسم، ما از سوی خداوند برائتی از دوزخ نداریم و میان ما و خداوند هیچ خویشاوندی نیست، و ما را بر خدا حجتی نیست. ما به خدا نزدیک نمی‌شویم، جز با اطاعت او، هر کدام از شما که «مطیع خداوند» باشد، ولایتِ ما برای او سودمند خواهند بود و هر کدام از شما که گنهکار باشید، ولایت ما به او نفعی نخواهد بخشید. وای بر شما! فریب مخورید... هرگز فراموش نکنیم که حبّ اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، با وجود اصرار انسان بر گناهی، هیچ تأثیری در رشد او نخواهد داشت.   غفلت‌ها و مستی‌های گوناگون ما را از جدّی زیستن، قاطع تصمیم گرفتن، توبه نمودن و آشتی کردن باز داشته است. بدون جدّیت در حرکت به سوی الله، محبت‌های ما به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» سودی نخواهد داشت.   باید دستان خالی‌مان را در لحظه مرگ و بعد از آن باور کنیم و برای توشه‌اندوزی، از اموال و خانواده و جوانی و استعداد و آبروی‌مان تا می‌توانیم هزینه کنیم ...   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed