www.montazer.ir
چهارشنبه 10 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2390
زمان انتشار: 14 آوریل 2015
| |
ناپایداری غم‌های دنیا

راه های مبارزه با غم (جلسه 40)، 93/11/25

ناپایداری غم‌های دنیا

تنها عوامل وحشت‌آور که سبب بدبختی انسان پس از مرگ می‌شوند گناهان و معاصی انسان و خُلق‌های بد و آزاردهنده او می‌باشند. انسان زیرک هرگز از خاطر نمی‌برد که به إزای تمام غم‌ها، مصائب، فشارها و سختی‌هائی که در دنیا متحمل شده است، در آخرت با نعمات، لذّت‌ها و شادی‌های بی‌نهایت رو به رو خواهد شد.

2- یاد مرگ آموختیم که یاد مرگ، دومین راه درمانِ علمیِ غم­هاست. توجه به موضوعِ تولد به برزخ که محیطی بی‌نهایت عظیم‌تر و پیچیده‌تر از دنیاست و در آن عالَم، هیچ خبری از غم‌های دنیایی نیست، حتماً غم­های ناپایدار دنیا را از قلب انسان خواهد زدود. انسان زیرک هرگز از خاطر نمی‌برد که به إزای تمام غم‌ها، مصائب، فشارها و سختی‌هائی که در دنیا متحمل شده است، در آخرت با نعمات، لذّت‌ها و شادی‌های بی‌نهایت رو به رو خواهد شد. زیبائی مرگ در آن است که زندگی رحمی ما، پایدار نیست و ما بلافاصله بعد از رها نمودن بدن، به عالمی بی‌نهایت کاملتر، عظیم‌تر و پیشرفته‌تر وارد خواهیم شد. در این عالَم بی‌نهایت، نه تنها اعمال خیر، تقوا، عبادات و خوبی‌هایمان ذخیره‌ها و سرمایه‌های ابدی زندگی ما هستند، بلکه تمام دردها، سختی‌ها، مصیبت‌ها و آزارهایی که در دنیا متحمل شده‌ایم نیز پس‌اندازهای ارزشمندی برای زندگی ابدی‌مان محسوب می‌شوند. تنها عوامل وحشت‌آور که سبب بدبختی انسان پس از مرگ می‌شوند گناهان و معاصی انسان و خُلق‌های بد و آزاردهنده او می‌باشند. حقیقتِ انتقال انسان به برزخ هرگز ترسناک نیست؛ بلکه حق‌الناس‌ها، عصبانیت‌ها، زودرنجی‌ها، حسادت‌ها، تکبرها، بدبینی‌ها، زودرنجی‌ها و ... عوامل وحشت‌زایِ انسان از لحظه انتقال به برزخ تا بعد از آن می‌باشند. در روایت گوناگون تصریح شده است که دنیا با تمام نعمات و لذت‌هایش تنها از یک درصد رحمت پروردگار خلق شده است و نود و نه درصد از رحمت خداوند مخصوصِ عالم جاودانه است. به عنوان مثال جنین در رحم مادر به علّت ظرفیتِ اندک رحم، تنها قادر به دریافت بخش کوچکی از رحمت و نعمات الله می‌باشد. حال آنکه همین جنین بعد از تولد به دنیا، قادر است از رحمت و نعماتِ بیشتری از الله بهره‌برداری نماید. آخرت نیز در برابر دنیا، بی‌نهایت بزرگتر و پیچیده‌تر است. بنابراین ظرفیت دریافت رحمتِ بی‌نهایت بیشتری را، از سوی خداوند دارا می‌باشد. بنابراین ورود انسان به آخرت، ورودی بسیار باشکوه و مبارک است. ابوبصیر که فردی نابینا بود به خدمت امام صادق «علیه‌السلام» رسید و از غم­های دنیا و وسوسه‌های آن به ایشان شکایت کرد. امام صادق «علیه‌السلام» در پاسخ فرمودند: «یَا أَبَا مُحَمَّدٍ اذْكُرْ تَقَطُّعَ أَوْصَالِكَ فِی قَبْرِكَ وَ رُجُوعَ أَحِبَّائِكَ عَنْكَ إِذَا دَفَنُوكَ فِی حُفْرَتِكَ وَ خُرُوجَ بَنَاتِ الْمَاءِ مِنْ مَنْخِرَیْكَ وَ أَكْلَ الدُّودِ لَحْمَكَ فَإِنَّ ذَلِكَ یُسَلِّی عَنْكَ مَا أَنْتَ فِیهِ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ فَوَ اللَّهِ مَا ذَكَرْتُهُ إِلَّا سَلَّا عَنِّی مَا أَنَا فِیهِ مِنْ هَمِّ الدُّنْیَا» ای ابا محمّد، به یاد بیاور که بند بند بدنت در قبر گسیخته می‌شود. و به یاد آور زمانی را که عزیزانت تو را در حفره‌ی قبر می‌گذارند و می‌روند. و آنگاه حشرات از بینی تو خارج می‌شوند و کرم‌ها گوشت بدنت را می‌خورند. و اگر این­گونه یاد مرگ باشی، همه غم­های دنیا از یادت می‌رود. ابوبصیر گفت: پس به خدا قسم، هر بار به چنین یادی افتادم، از تمام غصه‌های دنیا خارج شدم. 3- شناخت خصوصیات غم‌ها الف) ناپایداری غم‌های دنیا نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «ما مِن هَمٍّ إلاّ و لَهُ فَرَجٌ إلاّ هَمَّ أهلِ النّارِ» هیچ همّی نیست مگر آنکه فرجی برای آن وجود دارد، مگر همّ اهل جهنم. از نگاه پیامبر رحمت، تنها چیزی که ارزش غصه خوردن دارد، داخل شدن در زمرة اهل آتش است، در غیر این صورت بقیة غم‌های دنیا، تنها پس­اندازهایی برای زندگی ابدی ما می‌باشند. اهل جهنم که باشیم، دردمان به راحتی درمان نخواهد شد. همین جا باید به فکر درمانش باشیم!!! امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إن بَقیتَ، لم یَبقَ الهمّ؛ اگر تو باقی بمانی، غم‌هایت باقی نمی‌مانند.» چه بسیار غم‌هایی که در طول زندگی‌مان به آنان مبتلا شدیم، امّا اکنون هیچ خبری از آنها نیست. هوشیار باشیم که هیچ همّ و غمی در دنیا پایدار نمی‌ماند. لذا یک مؤمن حقیقی اساساً قلب و بدن خود را به امور ناپایدار دنیا درگیر نمی‌کند، بلکه قلب خود را مشغول ابدیت نموده و بدن خود را برای کسب سرمایه‌های آخرتی به زحمت می‌اندازد. چنین کسی به سبب اتصال به غیب و پناهندگی به خانواده آسمانی‌اش به راحتی بر غم‌ها و همّ‌هایش غلبه کرده و با مدد گرفتن از آنها، به سمت تشبّه به الله حرکت می‌کند و تمام تلاش خود را برای پیروزی به کار می‌گیرد. ب) همراهیِ همّ و غم‌های دنیایی با گشایش و نعمت نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «... وَاعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ، وَأَنْ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ، وَأَنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» بدان که حتماً یاری خداوند با صبر همراه است و گشایش با گرفتاری همراه است و آسایش با سختی همراه است. لزوم "صبر" برای یک "مؤمن"، به منزله سر است برای بدن. اگر مؤمن، صبور نباشد، در باشگاه انسان سازِ دنیا، هرگز دوام نیاورده و به کمالات و دارایی‌های انسانی نخواهد رسید. اساساً انسان برای کسب هر مهارتی باید صبورانه تن به انجام تمارینش داده و مسیرِ لازم را طی کند، در غیر اینصورت هرگز به آن مهارت نخواهد رسید. مؤمن، مُلزم به تجهیز سه نوع صبر است؛ 1- صبر در طاعت الهی و انجام واجبات 2- صبر بر معصیت؛ در صحنه رویارویی با معصیت، آلوده نگردد. 3- صبر بر مصائب نبی اکرم به ما گوشزد می‌کندکه گشایش و گرفتاری همراه یکدیگرند. یعنی گشایشِ انسان درست در زمانِ ابتلای او به گرفتاری آغاز می‌گردد. با ابتلا به هر شدائدی، صحنه تمرین انسان برای رسیدن به گشایش، آماده می‌شود و شخص درست از همان لحظة اول به سمت قدرت و انسان‌سازی پیش می‌رود. پیامبر رحمت در آخر این روایت، آیه‌ای از قرآن را برای تصدیق کلام خود تلاوت می‌کند؛ «إنّ مَعَ العُسرِ یُسراً...» حتماً به همراه هر سختی، آسایشی است. سختی‌ها، درست مانند تمرین‌های ورزشی سنگین، عمل می‌کنند. شاید بدن انسان به واسطة این تمارین فشارها و دردهایی را متحمل شود امّا از همان لحظة اول، به سمت سلامتی و نشاط در حال حرکت است. سختی‌ها و شدائد زندگی نیز، صحنه‌ای برای اشتداد نفس می‌باشند چرا که درست با شروع آنها، ریزش گناهان و کسب درجات آخرتی آغاز می‌گردد. فراموش نکنیم که انسان‌ها تا در لابه لای فشارها و تضادهای دنیا دست و پنجه نرم نکنند، قادر به دریافت اسماء الهی و تشبّه به او نخواهند بود. تنها فرصتِ تخلّق به اخلاق الله، در دنیائی حاصل می‌شود که سراسر تضاد، سختی، فشار و مصائب گوناگون است. نوع همّ و غم‌ها نیز اساساً مهم نیست، مهم آن است که بیاموزیم از آنها چیزی بر گشایش و شادی باقی نماند. درست مانند زینب کبری «سلام الله علیها» که در لابه لای رقص شمشیرهای عاشورا، چیزی ندید جز؛ «ما رأیت الا جمیلا»... مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2380
زمان انتشار: 12 آوریل 2015
| |
قواعد کسب عزّت

بحث عزت (5)، ۹۳/3/22

قواعد کسب عزّت

عناوین مورد بحث در این جلسه: رقابت در امور دنیا، بیماری است که در همه تاریخ بشر بوده و در زمان کنونی بیش از هر زمان، مردم دچار این قبیل توهمات می باشند. یک پدر و مادر متوهم که کمالات اصلی شان قربانی کمالات پایینی شده، نمی توانند فرزندانی با عزت تربیت کنند. قاعده «هو انت» یعنی او خودِ تویی. با درک این قاعده، دیگر انسان به کسی فخر نمی فروشد. عزت و فخر دنیا برای کسی ماندگار نیست. قواعد کسب عزّت 1- ترک دنیا حضرت علی(علیه السلام) در این باره می فرمایند: «اُوصیکُم بِالرَفس لِهذِهِ الدُنیا اَلتارِکَۀِ لَکُم وَ اِن لَم تُحِبُّوا تَرکَهُا؛ من توصیه ­ام به شما به رها کردن دنیایی است که او شما را رها می کند و ترکتان می کند هر چند شما ترکش را دوست ندارید». 2- عزت در ارتباطات به خصوص در ارتباط بین انسان ها حضرت می فرمایند: «ما رَأَیتُ ذُلاً مِثلَ اِشتِغالِ قَلبی بِفارِغِ القَلبِ مِنّی؛ هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول بشود که دلش به من مشغول نیست». 3- عدم رقابت در مسائل دنیا «فَلا تَنافَسوا فی عِزِّ الدُنیا وَ فَخرِها؛ در عزّت دنیا و افتخارات دنیا با هم رقابت نکنید». رقابت در امور دنیا، بیماری است که در همه تاریخ بشر بوده و در زمان کنونی بیش از هر زمان، مردم دچار این قبیل توهمات می باشند. کمالات حسی، خیالی، وهمی و عقلی را مایه ی افتخار می دانند و آنقدر مشغول این امور می شوند که دچار خسران عقبی گشته و از عزت آخرت باز می مانند. 4- ذلت برای فرزندانمان به ارث نگذاریم. یک پدر و مادر متوهم که کمالات اصلی شان قربانی کمالات پایینی شده، نمی توانند فرزندانی تربیت کنند که در راه عزت سرگردان نشوند. غفلت برخی از والدین تا بدان جاست که برای زنده نگه داشتن ضد ارزش ها بعد مرگ، به فرزندان وصیت می نمایند. 5- کمالات فوق عقل تنها ملاک سنجش عزت بدانید محل زندگی، پوشش، دوست، همسر، کسب و کار، فرزند، وسیله نقلیه، ثروت، تحصیلات و ... باعث عزت نمی شود، پس سرمایه ی عمر را با مسابقه در عزت های دنیایی هدر ندهید؛ به تعبیر حضرت علی(علیه السلام) در عزت های توهمی و افتخارات دنیایی مسابقه نگذارید. قرآن می فرماید: اینها وقتی دیگر نمی دانستند به چه چیزی تفاخر بکنند رفتند سراغ مرده­ هایشان و به شماره قبرهایشان به دنبال برتری گسیل شدند. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ/حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ». گاهی انسان تا بدان جا دچار توهم می شود که به امور پوسیده برای محبوبیت چنگ می زند، در حالی که عزت تنها در گرو محبت، اطاعت و عبادت خداوند بلند مرتبه و معصومین (علیهما السلام) می باشد. 6- فخرفروشی کلید دروازه جهنم در روایت داریم کسی که اهل فخر باشد به بهشت راه پیدا نمی کند. حتی اگر کسی با بند کفشش باشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «اَنَا سَیِّدُ اَولادِ آدَمَ وَ لا فَخرَ؛ من سیّد اولاد آدم هستم امّا فخری نیست». ایشان تک به تک کمالات ویژه خود را می شمارند و بعد از هر کدام می فرمایند «وَ لا فَخرَ» اما هیچ افتخاری نیست که من به خاطر آن به کسی فخر بفروشم. این درس بزرگی زندگی است. 7- قاعده هو انت قاعده «هو أنت» یعنی او توست. با درک این قاعده، دیگر انسان به کسی فخر نمی فروشد؛ زیرا دریافته است که او خود توست. هیچ انسانی به خود نمی گوید که من از تو بهتر هستم؛ یا با خود مسابقه نمی دهد؛ نه به خود حسودی کرده و نه اسباب آزاد و اذیت خود را فراهم می کند. در نتیجه توهمات توان جولان از دست می دهند و فوق عقل با فراغ بال، بزرگ و عزیز می گردد. 8- عزت دنیا مانند خود دنیا، فانی است. «فَاِنَّ عِزَّها وَ فَخرَها اِلَی انقِطاع؛ پس عزت و فخر دنیا برای کسی ماندگار نیست». رو به مرگ و زوال است. دنیا این گونه است، مرگ هر چیز از آغاز همراه آن است. بدست آوردن کمالات دنیایی با کمی بی­دقتی، مایة ذلت دنیا و آخرت را فراهم می نماید.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2354
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| |
عزت نزد خداست

بحث عزت (4)، ۹۳/8/29

عزت نزد خداست

عناوین مورد بحث در این جلسه: زمانی که انسان در مسیر حق قرار بگیرد، بدون هیچ تلاشی به اوج عزت می رسد. قرآن سرمشق انسان و تاریخ نمونه بصری آن است. مقام انسانی که در جمع غافلین یاد خداست، مجاهد فی سبیل الله است. اطاعت از دستورات حق تعالی، بخش گیاهی یا حیوانی را ذلیل کرده و مایه عزت روح انسانی می شود. تواضع در مقابل دستورات دین، تواضع در برابر خدا و نتیجه آن عزت دنیا و آخرت است. عزت نزد خداست یکی از مظاهر کمال، عزت است. فطرت بی­نهایت طلب انسان، برای دریافت عشق، توجه و محبوبیت مرزی نمی­شناسد. افزون طلبی انسان در صورت قرارگیری در مسیر نادرست، غوطه­ ور شدن در خواریِ ذلت است؛ امّا زمانیکه انسان در مسیر حق قرار بگیرد بدون هیچ تلاشی، به اوج عزت می­رسد و خداوند رحمان در سوره مریم، مؤمنان را با این مژده دلگرم نموده و می­ فرمایند: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا؛ كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‌اند، به زودى خداى رحمان براى آنها محبتى [در دل‌ها] قرار خواهد داد». (آیه ۹۶) و در سوره نساء حجّت را تمام کرده و می­فرمایند: «الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً؛ آنان كه كافران را به جاى مؤمنان به دوستى مى‌گیرند آیا عزّت را نزد آنان مى‌جویند؟ ولى به یقین هر چه عزت است از آن خداست (آیه ۱۳۹) قرآن سرمشق انسان­ها و تاریخ، نمونه بصری آن است. هم اکنون برائت از استکبار جهانی تنها راه عزت است و کسانی که می­ خواهند با چاپلوسی برای آنان خودی نشان دهند، مانند پیشینیان به زودی مورد نفرت خدا، انبیا و مردم قرار خواهند گرفت. عزت در ید خداوند تبارک و تعالی است و بدون اراده او امری محال. حضرت علی (علیه السلام) می­ فرمایند: «مَنِ اعتَزَ بِغَیرِ الله أهلَکَهُ العِزُّ؛ کسی که عزت را نزد غیر خدا بجوید، عزت هلاک کننده می یابد». انسان­هایی که برای محبوب شدن نزد غیر خدا، از معدن عزت و دین فاصله گرفته تا مورد توجه ویژه بنده خدا قرار گیرند، دچار بدبختی و عذاب و نکبت و تنفر خدا، فرشتگان، انبیاء، صدیقین، صالحین، مؤمنین و حتی اهل معصیت می­شوند. اهل معصیت نیز از انسان مدعی ایمانی که خودِ حقیقی و دین خود را به عزت دنیا می ­فروشد به دیده تحقیر می­ نگرند و در دل پست می­شمارند. در مقابل، مقام انسانی که در جمع غافلین یاد خداست، مجاهد فی سبیل الله است؛ محیط کار، جمع­ های فامیلی، حزب­های سیاسی و ... باعث غفلت آنها نمی ­گردد. حضرت در جای دیگر می­ فرمایند: «العَزیزُ بِغَیرِ الله ذَلیلٌ؛ کسی که می­خواهد عزیز بشود غیر از طریق خداوند ذلیل هست». این عزیزی که عزتش را از غیر خدا به دست آورده با شرک خودش را محبوب یک مُشت مشرک و گناهکار کرده. با سالوسی و دین ­فروشی و با بی ­تقوایی و بی ­حیایی خودش را خواسته محبوب کند نزد کسی اتفاقاً نتیجه عکس می­ گیرد و ذلیل می­ شود به قدری این مسأله مهم است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) می­فرماید: «إعلَم أنَّهُ لا عِزَّ لِمَن لا یَتَذَلَلُ لله وَ لا رِفعَۀَ لِمَن لا یَتواضَعُ لله؛ بدان کسی که در مقابل خدا خودش را ذلیل نمی­ کند هیچ وقت به عزت نمی­ رسد و بلند مرتبه نمی­شود کسی که در مقابل خدا تواضع ندارد. چطور انسان در مقابل خدا ذلیل می­ شود؟ اطاعت از دستورات حق تعالی، بخش گیاهی یا حیوانی را ذلیل کرده و مایه ی عزت روح انسانی (متجانس با خداست) می­ شود. بنابراین هر میزان که انسان در مقابل بندگان خدا از روی اخلاص (نه چاپلوسی) تواضع کند، شخصیت انسانی­ اش عزیز و بزرگ می­ شود. عذاب وجدان در زمان تن دادن به معصیت و شادی درونی در زمان مبارزه با نفس خود دال بر این ادعاست. لذا تواضع­ در مقابل دستورات دین، تواضع در برابر خدا و نتیجه آن عزت دنیا و آخرت است. در دعای دوم صحیفه سجادیه امام سجاد (علیه السلام) در وصف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می­ فرمایند: او به خاطر تو از نزدیکانش گذشت. آنها به او گفتند دست از دین خدا بردار تا نزد ما عزیز و از ثروت و دخترانمان بهره مند شوی؛ پیامبر فرمودند: به خدا قسم اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار بدهید هرگز از دعوت خودم دست برنمی­دارم. و همین مایه عزت ایشان تا قیامت شد. تعصب مایه بدبختی شیطان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره شیطان می­ فرمایند: «إعتَرَتهُ الحَمِیَۀُ وَ غَلَبَۀ عَلَیهِ الشِّقوَۀُ وَ تَعَزَزَ بِخِلقَۀِ النّار وَ استَوهَنَ خَلقَ الصَلصال؛ تعصب شیطان را گرفت و بدبختی سراغش آمد (به شش هزار سال عبادت مغرور  شد) و به خاطر جنسیتش که از آتش است، تکبر ورزید. در حالی که خداوند انسان را به عزت روح خود، عزیز کرد و نه گِل وجودش». خداوند به شیطان فرمود: چه چیز تو را از سجده كردن بازداشت، وقتى كه به تو امر كردم؟ گفت: من از او بهترم. مرا از آتش آفریدى و او را از گِل. متأسفانه انسان­ها هنوز دچار بیماری خطرناک تعصب هستند و از سرگذشت شیطان متنبه نشده ­اند؛ هنوز بر سر رسوم غلط در سبک زندگی، رنگ پوست، ملیت، شهر و قبیله، ثروت، موقعیت اجتماعی، تحصیلات، مذهب، قبیله و فامیل تعصب­ های غلط دارند که نتیجه آن جز نفرت و انزجار نیست. بیماری تعصب آنقدر خطرناک است که امام زادگان نیز از آن مستثنی نبوده و فرزندان و نوادگان امام حسن (علیه السلام) به خاطر سن ایشان، خود را از امام حسین (علیه السلام) و فرزندان ایشان که امام زمانه عصر بودند، بالاتر می ­دیدند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: خداوند تبارک و تعالی شش گروه را بدون حساب به جهنم می افکند و یک گروه آن عرب را به واسطه تعصباتشان می باشند.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2353
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| |
خانواده آسمانی مایه ی عزت مؤمن

بحث عزت (3)، ۹۳/۳/22؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی مایه ی عزت مؤمن

عناوین مورد بحث در این جلسه: عزت از صفات خداوند است و هیچ چیز بیرون از او وجود ندارد. عزت به معنی نفوذناپذیری است و قدرتی خارج از او وجود ندارد که توان غلبه بر الله را داشته باشد. بالاترین عزت دنیا و آخرت در دستهای آخرین حجت خدا بر زمین است. بزرگترین گناه آن است که آلوده در گناه بمانیم و هنر تبدیل آن به حسنه را یاد نگیریم. صلوات سفینه ای است که انسان را از فرش به عرش برده و دست او را در دست امام زمان «عج» می گذارد. خداوند تنها ذات هستی عزت نیز مانند دیگر کمالات از خداوند متعال سرچشمه می­ گیرد و از ذات حق تعالی می­ جوشد. ذات الله، قائم به خویش و هستی، قائم به الله بوده و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ظهور تمام قدِ خداوند می ­باشد. «فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّـهِ/غ به هر سو که روی کنید، همانجا روی خدا است». با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را عزت از صفات خداوند است و هیچ چیز بیرون از او وجود ندارد؛ موجودیت تنها برای خدا معنی می­یابد و باقی همه ظهور اویند. عدم وجود ندارد که اگر موجود باشد، می ­شود هستی؛ بنابراین هیچ چیز معدوم نمی ­شود و از یک شکل به شکل دیگر و از عالمی به عالمی دیگر منتقل می­ شود. وجود دو بی­ نهایت، صفت بی ­نهایت بودن را از بین می­برد، پس یک وجود بی­نهایت و یک ذات مطلق موجود است و آن ذات اقدس الهی است؛ پذیرش این اصل، پذیرش وحدانیت است. خداوند چیزی خارج از خودش تولید نمی­ کند و همه مخلوقات، ظهورات یک جلوه واحد هستند. «وَ بِأَسمائِکَ الَّتی مَلَأَت اَرکانَ کُلِّ شَیء؛ خدا هستی­ای هست که در تمام موجودات جاری و ساری است». این همه نقشِ می و رنگِ مخالف که نمود یک فروغِ رخِ ساقی است که در جام افتاد در اطراف ما، چهره ­های بسیار متنوع از خدا چشم را می ­نوازد، گل­ها، باران، انسان و ... امّا نمی ­توانیم بگوییم آن گل خداست؛ زیرا گل چهره است و چهره متغیر؛ امّا ذات ثابت است و عزت برازنده ذات. امام رضا علیه السلام فرمودند: خدا را این­طور بشناسید که وقتی به همه موجودات نگاه می­ کند، همه فقیرند. عزت به معنی نفوذناپذیری است و قدرتی خارج از خدا وجود ندارد که توان غلبه بر الله را داشته باشد. ظالم و فاسد نیز قدرتِ خود را از قدرت مطلق می گیرند و ناصواب از آن بهره­ مند می­ شوند. انسانی می ­تواند به خداوند شک کند که به خودش شک کرده است. «أَفِی اللهِ شَکٌّ؛ می شود در خدا شک کرد»؟ عزت تنها نزد خداست داستان حضرت یوسف علیه السلام را همه شنیده ­اید و چه زیبا خداوند ایشان را عبرت قرار داد که عزت را از کسی بجوی که تو را خلق کرد، نزد پدر عزیزت گرداند، از چاه رهانید، به کاخ مصر رساند و اگر از او می­ خواستی به زودی از زندان رها می ­کرد! (و در آینده عزیز تمام مصریان). و در بره ه­ای دیگر که حضرت، خداوند را به حق آبا و اجدادش قسم داد، جبرئیل (از طرف خداوند) فرمودند: یوسف، پدران تو (حضرت اسماعیل که انبیا همه از ذریه ایشان هستند) چه حقی بر من دارند، که تو مرا به حق آنها قسم می ­دهی؟ توبه حضرت آدم علیه السلام به واسطه رحمت من پذیرفته شد، نوح به کمک من، موحدان را نجات داد و ابراهیم ..... حضرت فرمودند: خداوندا مرا عفو فرمایید، چگونه می بایست قسم بدهم؟ جبرئیل می­ فرمایند: بگو خدایا به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله، من را نجات بده. خانواده آسمانی مایه ی عزت مؤمن بالاترین عزت دنیا و اخری در دستان آخرین حجت خدا بر زمین است که به فرموده امیرمؤمنان در تنهایی و آوارگی و طرد شدگی به سر می­برد. ایشان خود می ­فرمایند: غریب­تر و مظلوم­تر از من نیست. هزار و صد و هشتاد سال است که هر روز ندای "هل من ینصرنی" ایشان بلند است؛ ما در جواب چه گفته­ ایم؟ چه داده­ ایم؟ چه کرده ­ایم؟ انسانی که اظهار محبّت به ایشان می­کند به طور قطع حالت­های حضرت برایش مهم است. نمی­ شود ادعای محبّت کرد ولی دل را پر از اغیار نمود. سیره محبوب، زنده نگه داشتن یاد یار است؛ روزانه چند دقیقه به ایشان فکر می ­کنیم؟ چگونه زندگی­مان را وقف علم کرده ­ایم درحالیکه علم بی­ پایان وجود ایشان است، چگونه دل به خانواده زمینی خود بسته و تمام همّ و غم ما امور آنان است، در صورتی که پدر حیّ و زنده ما در تنهایی و آوارگی به سر می ­برد. بیایید دل بسپاریم و آغوش­مان را برای مهربان­ترین حجت خدا گشوده و رفاقت­مان را آغاز کنیم. «السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقُوم وَ حینَ تَقعُد/ السَّلامُ عَلَیکَ حین تَحمَدُ وَ تَستَغفِر/ السَّلامُ عَلَیکَ حین تَرکَعُ وَ تَسجُد» زیارت آل یاسین تمرین عشق بازی است، دعای عهد محکم کردن قول و قرار و دعای فرج راه گشای انسان. بزرگترین حسرتِ قیامت، دوری از اهل بیت در زمان حیات «وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا؛ و روزی است که ستمکار [مشرک‌] دست [حسرت‌] می‌گزد و می‌گوید کاش من راه [پیروی از] پیامبر را پیش می‌گرفتم»‌. خوشا آنانکه به امام زمان خویش ظلم نکرده ­اند، خوشا آنانکه مانع ظهور آقایشان نیستند، خوشا آنکه سبک زندگی شان، مهدوی است، خوشا آنانکه در زمان حیات در خیمه رهبرشان به سر می­ برند و هراس تنهایی قیامت ندارند؛ آن روز که هر کس در پناه امام خود آسوده انتظار می­ کشد، در حسرت و تنهایی به سر نمی­ برد. صلوات جبران گناه انسان معصوم نیست و به گناهان آلوده می ­شود، امّا گناه بزرگ آن است که آلوده در گناه بمانیم و هنر تبدیل آن به حسنه را یاد نگیریم. مبدل مورد نیاز انسان صلوات است. شما با استغفار از خدا می­ خواهید که پس از بخشش، روی از شما برنتابد ولی جادوی صلوات خشنودی خدا، انبیا، صدیقین، شهدا و ملائکه را به ارمغان می­ آورد. صلوات اسم اعظم است و درهای غیب را برای انسان می­ گشاید. صلوات سفینه ­ای است که انسان را از فرش به عرش برده و دست او را در دست امام زمان عج الله تعالی می­ گذارد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2352
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| |
جایگاه عزت در دنیا و ابدیت

بحث عزت (1و2)، 2/11 و 93/3/22

جایگاه عزت در دنیا و ابدیت

عناوین مورد بحث در این جلسه: عزت همان شخصیت و آبروست که انسان نزد خود، خانواده، جامعه و خدا دارد. انسانی عزیز است که راههای نفوذ شیطان را می شناسد و نفس خویش را تحت حاکمیت فطرت گرفته و محل نفوذ را با ایمان پر می کند. محصولِ عزتِ کاذب، ذلتِ صادق است و یقیناً پایان دیگری برای این راه وجود ندارد. در نظر گرفتن رضایت حق تعالی در هر امری باعث عزت فرد و جامعه می گردد. عاقبت کسانی که به جامعه خود خیانت کرده، عذاب است نه عزت و موقعیت اجتماعی. جایگاه عزت در دنیا و ابدیت یکی از کمالاتی که انسان علاقه زیادی برای رسیدن به آن دارد، عزت است. انسان از ذلت و خواری، متنفر بوده و فطرت الهی به شدت آن را نهی می ­نماید. عزت همان شخصیت و آبرو است که انسان نزد خود، خانواده، جامعه و خدا دارد و شناخت راه­کارهای صحیح رسیدن به اوج عزت نیز بسیار مورد توجه انسان می ­باشد. عزت از ماده «اعزز» بوده و به معنای زمین نفوذناپذیر است. توجه به معنای لغوی این کمال بسیار قابل تأمل می ­باشد و نتیجه می­ شود که انسانی عزیز است که راه­های نفوذ شیطان را می­ شناسد، نفس خویش را تحت حاکمیت فطرت گرفته و محل نفوذ را با ایمان پر می نماید. خداوند تنها منشا عزت «مَن كَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّـهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا؛ هر کس عزت می‌خواهد [بداند که‌] هر چه عزت است، نزد خداوند است». خداوند متعال راه رسیدن به عزت را به روشنی بیان فرمودند که عزت به تمامی نزد خداست. معدنِ آبرو، شخصیت، بزرگی، احترام و محبوبیت خودِ خداست. بنابراین بهتر است بیراهه نرویم و در باتلاق شرک، چاپلوسی، ریاکاری، دروغ و مکر، خوار و ذلیل نگردیم. سنّت الهی این چنین مقرر شده و در هر زمان و موقعیت، غیر قابل تغییر است. «سُنَّةَ اللَّـهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلُ، وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّـهِ تَبْدِیلًا؛ این سنت الهی است که در باب پیشینیان جاری بوده است، و هرگز در سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت». عزتی که از صورت زیبا، موقعیت اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و سیاسی بدون رعایت سنت الهی بدست آید، در نهایت، در دو دنیا به ذلت منتهی خواهد شد. محصولِ عزتِ کاذب، ذلتِ صادق است و یقیناً پایان دیگری برای این راه وجود ندارد. در ادامه ابعاد مختلف عزت را  بررسی خواهیم کرد. عزت ظاهری حضرات ائمه معصومین علیه السلام در روایت­های متعدد، تأکید بسیاری روی حفظ ظاهر نموده­اند و این امر در رویارویی با خداوند متعال در هنگام عبادت، حضور در جامعه، بهداشت فردی، بهداشت زناشویی، بهداشت محل زندگی و .... سفارش شده است. امام خمینی (ره) در ابتدای  انقلاب از رئیس جمهور خواستند تا از سران کشورهای دیگر در کاخ پذیرایی نمایند. بُعد ظاهری عزت، شاید در نظر برخی انسان­ها کم اهمیّت جلوه دهد امّا دینِ ما نظافت را جزئی از ایمان می­ داند. عزت  اجتماعی خانواده کوچک­ترین و پرقدرترین اجتماع است. انسان، عزّت را از کودکی نزد خانواده­ای می­یابد که اصول و عقاید خویش را بر پایه منشأ عزت تنظیم نموده­. در نظر گرفتن رضایتِ حق تعالی در هر امری باعث عزت فرد و جامعه می­گردد. فراگیری واجبات دین، جهاد، عدم شرکت در مراسم گناه و... که مورد تأیید پروردگار عالمیان است منتهی به عزت اجتماعی می­شود و انسان، حتّی نزد کسانی که خود اهل گناه و معصیت هستند، عزیز می­گردد؛ هر چند در ظاهر اظهار تنفر کنند. در روایت آمده اگر انسان بخاطر انسان دیگری مرتکب معصیت شود، او نمی­میرد تا توسط همان شخص خوار گردد. تأمل در این روایت و تطابق آن با سبک زندگی، ما را از بسیاری از افسوس­ها در آینده دور و نزدیک، دور نگاه خواهد داشت. عزت سیاسی در بُعد اجتماعی به اهمیّت فرد در جامعه اشاره کردیم و در این بخش عزت جامعه­ای که مورد تأیید خداوند است را بررسی می­نماییم. خداوند تبارک و تعالی در سوره نساء به یک نکته فوق­العاده مهم در رابطه با عزت سیاسی، اجتماعی اشاره می­فرمایند: «بَشِّرِ المُنافِقینَ بِأَنَّ لَهُم عَذاباً أَلیماً؛ منافقان را خبر ده که عذاب دردناکی [در پیش‌] دارند». عاقبت انسانی که به جامعه خود خیانت کرده و با هر انگیزه­ای به کشور خود پشت می­کند، عذاب است نه عزت و موقعیت اجتماعی. چه بسیار انسانی­هایی که در طول تاریخ به طمع عزت به هم­کیشان خود خیانت کرده و تاریخ خود گواه عاقبت ننگین آنان است. امید است که مسئولان از تاریخ درس گرفته و عزت را نزد اسلام جستجو کنند و با مخالفین اسلام طبق سیره پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله عمل نمایند که خداوند در مورد ایشان چنین می­ فرمایند: «وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار رُحَماءُ بَینَهُم؛ محمد پیامبر الهی است و کسانی که با او هستند بر کافران سختگیر و با خودشان مهربانند». گروهی دیگر عزت را در دوستی با مستکبران جستجو می­کنند که خداوند آنان را این چنین توبیخ می­فرمایند: «الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ، أَیَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّـهِ جَمِیعًا؛ کسانی که کافران را به جای مؤمنان دوست خود می‌گیرند، آیا در نزد آنان ]دشمنان من[ عزت می‌جویند، در حالی که هر چه عزت است، نزد خداوند است». ‌ مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) طبق فرموده قرآن، مهم­ترین اصل سیاست خارجی را عزت مردم و جمهوری اسلامی دانسته و به مسئولین نیز این امرِ مهم را خاطر نشان فرموده ­اند.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2351
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| |
به مقداری که انس انسان به خدا و معنویت بیشتر باشد، از سطح آرامش بالاتری برخوردار خواهد بود.

بحث آرامش (4)، ۹۳/12/16؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

به مقداری که انس انسان به خدا و معنویت بیشتر باشد، از سطح آرامش بالاتری برخوردار خواهد بود.

عناوین مورد بحث در این جلسه: فطرت بی نهایت طلب انسان فقط با اِلهِ که از جنس خود اوست آرام می گیرد. به مقداری که انس انسان به خدا و معنویت بیشتر باشد، از سطح آرامش بالاتری برخوردار خواهد بود. ظرفیت روح بی نهایت طلب انسان زمانی به تکامل می رسد که طرف آن با چیزی هم سنخ خود پُر شود. تنها مصداق بی نهایت طلب انسان «ذات اقدس پروردگار» و مظاهر آن خانواده آسمانی هستند. آرامش برای کسی است که کانون آرامش را در وجود خود بیابد. مشکلات زندگی و شکست ها همه قدرتی برای رسیدن به الله است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهارم از بحث  «آرامش» كه در تاریخ ۹۳/۱۲/16 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: آسایش تنها در بهشت در دسترس انسان است در جلسه قبل به فرمایشی از امام سجاد (علیه السلام) اشاره کردیم که به دلیل اهمیّت این روایت، بیشتر به آن می پردازیم. ایشان فرمودند: «به دنبال چیزی که خلق نشده نروید، سؤال کردند چگونه می ­شود دنبال چیزی که خلق نشده برویم؟ فرمودند: آسایش برای اهل دنیا آفریده نشده و فقط برای اهل بهشت و در بهشت است». فطرت انسان بی ­نهایت طلب است و ماهیت دنیا محدود؛ آسایش در دنیا مانند آب شور است، شاید برای مدت زمان کوتاهی سیراب کند ولی تشنگی بیشتری در پسِ این سیراب شدنِ موقت است. آسایش دنیا در نظر اول ارضاء کننده است امّا بی­ نهایت طلبی انسان باعث کوتاه شدن زمان رضایتمندی و بیشتر شدن طمع انسان می­ شود. و بُعد دیگر آن، اثر مخرب آسایش در دنیاست. به عنوان مثال اگر یک شخص بخواهد در شهوت خوردن به کمال برسد، با ارضای این شهوت، بدن نابود خواهد شد. این مثال را می ­توان به بقیه نعمت­ ها نیز تعمیم داد. بیشتر شدن نعمت ­های دنیا باعث افزایش حجم دردسرهای ایشان شده و به تبع آن آرامش کاهش خواهد یافت. کانون آرامش در درون انسان است نه دنیا انسان می­ بایست به دنبال کشف کانون آرامش در درون خود باشد. فطرت بی­ نهایت طلب انسان فقط با اله­ی که از جنس خود اوست، آرام می گیرد. ممکن است الهِ دیگری برای مدتی کوتاه، جایگزین اله اصلی شود ولی باز انسان درمی­یابد که گمشده­ ای که در پی آن بوده، نیافته؛ و باز سرگردانی و تحیّر. تنها یک اله بی ­نهایت است که به انسان آرامش می ­دهد و می­ تواند با آن پیوند برقرار کند و آن ذات اقدس الهی است. هر مقدار انس با الله، معنویت، آخرت، آسمان بیشتر باشد، از سطح آرامش بالاتری برخوردار است. ظرفیت روح بی­ نهایت انسان زمانی به تکامل می­ رسد که ظرف آن با چیزی هم سنخ خود پر گردد و مصداق حدیث ائمه معصومین علیه السلام است که می ­فرمایند: «خداوند برای هر چیز حدّی گذاشته (که اگر از آن حدّ بگذرد ضرر دارد) غیر یاد و انس با خداوند تبارک و تعالی». کلید درب آرامش خداوند تبارک و تعالی کلید آرامش را به داوود نبی عطا فرموده و می فرمایند: «وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا فَلَا یَجِدُونَهَا؛ داود من پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم در حالیکه مردم در پنج چیز دیگر دنبال آن می گردند، من آسایش را در بهشت قرار دادم و انسان­ها در دنیا خواستار آن هستند و آن را نمی­ یابند. این جستجوی بیهوده باعث هدر رفتن وقت و عمر انسان شده و موجبات سرشکستگی، سرگشتگی و خستگی ایشان را فراهم می­ نماید. ساختار نفس انسان بی ­نهایت است درحالیکه دنیا محدود است و بی ­نهایت در محدود نمی­ گنجد. تنها مصداق بی­ نهایت تنها ذات اقدس پروردگار و مظاهر آن خانواده آسمانی است. انسان در دنیا مجبور است با چیزهایی که با وجودش سازگاری ندارند، معاشرت نموده و این باعث غمزدگی­ اش می­شود. خود حقیقی انسان از جنس دنیا و متعلق به دنیا نمی­ باشد. تنها سه بخش جمادی، گیاهی و حیوانی از دنیاست، بخش اصلی وجود انسان از خدا و دمش نور محمد صلی الله علیه و آله است. از آنجا آمده و به زودی برخواهد گشت. معاد از اصول عقاید بشر بوده و بازگشت مهم­ترین دلگرمی برای گذران دنیاست. باید خود حقیقی را یافت و طبیعت را از فطرت که از جنس الله است، تفکیک نمود. باید به عضویت در خانواده آسمانی یقین نموده و با آنها انس بگیرد و این عضویت یعنی اتصال به کانون آرامش. دل ملاک قیامت «مَن أحَبَّ قَوما حُشِرَ مَعهُم؛ خدا انسان را با معشوق هایش محشور می کند». در روز قیامت خداوند به حجم عبادات انسان­ها، آنان را دسته بندی نخواهند کرد، میزان در آن روز، دل است و معشوق هر انسان، گروه او را مشخص خواهد کرد. نماز، روزه، حج، ... ملاک نیست، ارتباط قلبی و انس با ابدیت و خانواده آسمانی تعیین کننده است. حضرت می ­فرمایند: اگر شما تمام عمرتون را روزه بگیرید یا تمام عمر را نماز بخوانید بین رکن و مقام کشته شوید (شهید شوید) خداوند شما را با معشوق­ هایتان محشور می­ نماید. انسان هر روز بارها از خداوند می­ خواهد که او را در راه انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین قرار دهد ولی در زمان انتخاب الگو آن را در اینترنت و ماهواره جستجو کرده و برخی دیگر زندگی یک شاعر، فیلسوف، ورزشکار یا هنرپیشه را سرمشق خود قرار می­ دهند. قیمت هر انسان به مربی اوست، هر اندازه شخصیت استاد و مربی او بزرگتر باشد، شخصیت او بزرگتر خواهد شد. نام مبدل راه رسیدن به آرامش آرامش برای کسی است که کانون آرامش را در وجود خود بیابد. انسان می ­بایست بخش­ های طبیعی و فطری را از هم تفکیک نموده و بخش طبیعی را تحت حاکمیت بخش فطری قرار دهد. با حاکمیت فطرت، انسان فقط با خدا معامله می کند و از تمام کارهای دنیا منفعت آخرتی می­ گیرد. کسب روزی حلال، همسرداری، تربیت فرزند و ... از حیطه بخش های طبیعی خارج شده و رنگ الهی می­ گیرد. و اینگونه شد که آسیه توانست از فرعون سود آخرتی گرفته و تا الله اوج گیرد. تحمل مرارت ­های دنیا و اطرافیان آسان شده و این موجبات آرامش را فراهم می­ نماید. این انسان شبیه خداوند شده و اسم مبدل حق تعالی در او فعال شده است. تمام ناهنجارهای جامعه، خانواده و اطرافیان را تبدیل کرده و به واسطه این تبدیل، اوج می­ گیرد. از دنیا مرکبی برای آخرت ساخته و شادی و آرامش او روز به روز افزایش می­ یابد. یادمان باشد به زودی وارد شرایط زیستی برزخ می­ شویم و برای استفاده از شرایط زیستی آن، باید ابزار آن را از دنیا با خودمان ببریم؛ مانند جنین که ابزار دنیای خاکی را در رحم مادر تهیه می­ کند، دست، پا، شش و بسیاری از اندام ­های دیگر در رحم مادر به آنها نیازی ندارد و برای زندگی دنیا می سازد. عوامل سلب آسایش دنیای مومن رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: «الْمُؤمن بَین خَمْسَة شَدَائِد: مُؤْمِنٍ یَحْسُدُهُ وَ مُنَافِقٍ یُبْغِضُهُ وَ کَافِرٍ یُقَاتِلُهُ وَ شَیْطَانٍ یُضِلُّهُ وَ نَفْسٍ تَنازعُه؛ مؤمن با پنج گرفتاری دست به گریبان است: مؤمنی دیگر که به او حسادت می ­ورزد، منافقی که با او دشمنی می­ کند، کافری که با او می­ستیزد، نفسی که با او کشمکش دارد و شیطانی که برای گمراهی اش می کوشد. دنیا باشگاه مؤمن است و این پنج شدت باعث افزایش قدرت انسان می­ شود. مشکلات زندگی و شکست­ها همه قدرتی برای رسیدن به الله است. کسی که در یک باشگاه ورزشی ثبت نام می­ کند هزینه و وقت خود را صرف می­ کند تا به آمادگی بدنی لازم برسد و برای رسیدن سختی زیادی را متحمل می­ شود. بدون گذران این سختی، مهارتی کسب نمی شود. مادر کانون مهربانی است ولی وقتی فرزندش به سن هفت سالگی می ­رسد بدون هیچ دلسوزی از خود جدا کرده و راهی مدرسه می نماید. خداوند نیز برای تحصیل بندگانش برنامه ریزی نموده و عواملی برای رشد او در دنیا قرار داده است. مؤمن حسود، منافق و کفار خداوند در سوره مطففین قسمتی از دشمنی کفار را شرح داده ­اند: إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَكُونَ/ وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغَامَزُونَ/ وَإِذَا انقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُوا فَكِهِینَ/ وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَـؤُلَاءِ لَضَالُّونَ/ وَ مَا أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حَافِظِینَ/ فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ یَضْحَكُونَ/ عَلَى الْأَرَائِكِ یَنظُرُونَ/ هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا یَفْعَلُونَ». (آیات 29 الی 36) همانا (در دنیا) بدکاران بر اهل ایمان می‌خندیدند. و چون به آنها می‌گذشتند به چشم طعن و استهزا می‌نگریستند. و چون سوی کسان خود باز می‌گشتند به سخن مزاح و فکاهی (به نکوهش نماز و طاعت مؤمنان) با هم تفریح می‌کردند. و چون مؤمنان را می‌دیدند می‌گفتند که اینان به حقیقت مردم گمراهی هستند. در صورتی که آن بدان را موکّل کار و نگهبان اعمال مؤمنان نفرستاده بودند (تا بدین سخنان پردازند). پس امروز هم اهل ایمان به کفار می‌خندند. در حالی که بر تختها (ی عزت تکیه زده و دوزخیان را) مشاهده می‌کنند. آیا کافران به نتیجه افعال زشتی که می‌کردند رسیدند؟ نفس أماره انسان یعنی بخش فطری با بخش طبیعی درگیر است، می ­گوید: زیر بار دین و واجبات نرو بخش انسانی قبول نمی­ کند. می خواهد راحتی زمینی داشته باشد. این منازعه بین نفس و فطرت یک منازعه زیباست که همیشه به زندگی طراوت و شادابی هیجان می­دهد. شیطان «إِنَّ كَیْدَ الشَّیْطَانِ كَانَ ضَعِیفًا؛ (و از آنها بیم و اندیشه مکنید) که مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است». (سوره نساء/آیه 76)   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2348
زمان انتشار: 9 آوریل 2015
| |
کانون آرامش در درون انسان

بحث آرامش (3)، ۹۳/12/2؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

کانون آرامش در درون انسان

عناوین مورد بحث در این جلسه: مهمترین مژده به انسان این است، چیزی که از دست می رود، برای آخرت ذخیره می گردد و چیزی هم که به او داده می شود وسیله آزمایش است. انسان های زیرک به ثروت های جاودانه می اندیشند نه به لذت های موقت دنیا. هر چه در دنیا خلق شده برای انسان و در خدمت اوست. یکی از آثار پرخوری مبغوض شدن نزد خداست. زهد به معنای قرارگیری درست ترتیب کمالات انسانی است. معشوق بخش فوق عقلانی، الله است و انسان در پیوند به الله آرام می گیرد. به گزارش منتظران منجی «عج»، در  جلسه سوم از بحث  «آرامش» كه در تاریخ ۹۳/۱2/۲ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: قواعد آرامش از کلام معصومین علیهما السلام زهد: امیر مؤمنان علیه السلام  می­ فرمایند: «هر کس آرامش را دوست دارد، می­ بایست در دنیا زهد را انتخاب نماید». زهد به معنی قرارگیری درست ترتیب کمالات انسانی است به گونه ای که کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی در اختیار فوق عقل است و هر بخش از بخش­ های پایینی خود، اهمیّت بیشتری دارد. انتخاب زهد در زندگی به سبک ائمه معصومین می­باشد، هر کمال انسان معشوق مخصوص به خود را دارد و اگر فوق عقل نظارت کنترل آن نداشته باشد، می­ خواهد بی­ نهایت­ طلبی خویش را در همان بخش ارضا نماید. معشوق بخش فوق عقلانی، الله است و انسان با پیوند با الله آرام می ­گیرد. در غیر این­صورت چون فطرت انسان با بخش ­های دیگر آرام نمی­ گیرد، انسان مفهوم آرامش را در آسایش می­ جوید و این راه بی­ پایان تا آخرین لحظات عمر، انسان را به خود مشغول می­ نماید. هر چه تلاش او در کسب کمالات پایینی از قبیل تناسب اندام، ازدواج و فرزند، تحصیلات، شغل و ... بیشتر شده، فاصله او با آرامش افزون­تر می­ گردد. دوری از سرمستی دنیا قرآن مجید در سوره حدید به انسان توصیه می ­نماید تا بر آنچه از دست شما رفته است اندوه نخورید و بدانچه به شما داده [دلبسته و] سرمست نباشید. مهم­ترین مژده این است که چیزی که از دست می ­رود، برای آخرت ذخیره می گردد و چیزی که به انسان داده می­ شود وسیله آزمایش اوست. با این درک این معادلات فهم این آیه بسیار سهل می گردد. خداوند می ­فرماید: به مال و فرزند کفار حسادت نکنید این نعمت­ها مایه ی عذاب دنیا آن­ها خواهد بود. یاد خدا: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «هر انسانی ناکام و تشنه از دنیا می ­رود، مگر اینکه یاد الله باشد». شیرینی دنیا، تلخی آخرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «شیرینی دنیا تلخی آخرت است». سهم هر انسان از لذت و بلا مساوی است و هر چه از سهم لذت که در دنیا دریافت نکرده باشد، با مقیاس آخرتی به او داده خواهد شد. هرگونه خسارت مالی، جانی و عاطفی پس انداز آخرت است. انسان­ های زیرک از خداوند می­ خواهند اندکی از سهم لذت­شان در دنیا را به ایشان بدهند و بیشتر آن را برای آخرت و حیات جاودانه ذخیره نمایند. فقر برزخ کمرشکن است. انسان­های زیرک به ثروت ­های جاودانه می ­اندیشند نه به لذت های موقت دنیا. حضرت می فرمایند: یک لحظه اضطراب، کفاره گناه یک روز است. چینش درست محبوب قلب خداوند در سوره توبه آیه 24 نحوه چینش محبوب قلب را به تفضیل بیان فرمودند. کشف رمز خلقت در همین آیه است؛ به همه کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی رسیدگی کنید، ولی دلبستگی فقط شایسته خدا ست. دل به این و آن مده ای بوالهوس                  دل به آن ده کان دلت داده است و بس شناخت قیمت انسان پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «مَنْ بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار؛ کسی که بر دنیا بگرید وارد جهنم می ­شود». هر چه در دنیا خلق شده برای انسان و در خدمت اوست. پس قیمت او بالاتر از هر چیزی است که در آن است. تا جایی که طبق فرموده امام موسی کاظم علیه السلام، بهشت (با آن همه عظمت) پاداش بدن­های شماست. دنیا محل گذر است رابطه دنیا با آخرت، همانند رحم مادر با دنیاست. مدت زمان رحم کوتاه است پس چرا غصه دار شویم. خداوند در سوره کهف آیه 7 می­ فرماید: «همانا ما آنچه را كه بر زمین است زینتى براى آن قرار دادیم تا امتحانشان كنیم كه كدام یك از ایشان بهتر عمل مى‌كنند». اعتدال در طلب دنیا امام زین العابدین علیه السلام: «جانب خدا را رعایت بکن و در طلب چیزهایی که در دنیاست معتدل باش،  دنبال چیزی که هنوز خلق نشده نباش؛ پرسیدند چگونه انسان می تواند دنبال چیزی که خلق نشده باشد؟ حضرت در پاسخ می فرمایند: کسی که خواهان مال و دارایی و رفاه در دنیا باشد و آن را برای آسایش دنیا می خواهد. آسایش برای دنیا و اهل دنیا خلق نشده است. سوال کردند پس بنده خدا کی طعم راحتی را می چشد؟ حضرت فرمودند: از روز اولی که وارد بهشت می شود. آرامش و راحتی فقط برای اهل بهشت در بهشت آفریده شده است». کنترل هوس از امام صادق علیه السلام پرسیدند: من چگونه خویش را به آرامش برسانم؟ حضرت فرمودند: هوس های خودت را کنترل کن تا آرام شوی. چون به هر میلی که دل خواهی سپرد             از تو چیزی در نهان، خواهند برد کنترل خوردن و آشامیدن بسیار پر اهمیّت است و یکی از آثار پرخوری مبغوض شدن نزد خداست. کنترل چشم نیز از دستورات اکید اسلام است.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2324
زمان انتشار: 7 آوریل 2015
| |
آرامش در سایه گذر از شک و تردید

بحث آرامش (2)، ۹۳/10/20؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آرامش در سایه گذر از شک و تردید

عناوین مورد بحث در این جلسه: اگر انسان در هر بعدی از ارتباطات یقین نداشته باشد، دچار خسران می شود.  انسان بدون شناخت کشش های بی نهایت طلب خویش سرگردان می شود. تنها مسیر عبور از جهنم دنیا، مسیری است که با نور حق و اهل بیت روشن شده است. تنها راه شناخت خدا، دل بستن به اوست. یکی از عوامل آرامش، برخورد درست با فقدان ها و نرسیدن به آرزوهاست. فردی که بخش انسانی اش فعال باشد، از حرام متنفر و از انجام واجبات لذت می برد. عشق انسان به پدران آسمانی، تعلقات دنیایی را جهت دار و آخرت ساز می کند. زندگی بدون شناخت غیب در واقع رها شدن در عالمی محدود با فطرتی بی نهایت طلب است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در  جلسه دوم از بحث  «آرامش» كه در تاریخ ۹۳/۱۰/20 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: شک عامل سقوط از چندین پرتگاه شک مسأله بسیار مهمی است. انسانی که شک و تردید بر او حاکم است می‌بایست تنهایی بسیار زیادی را تحمل کند. انسان در هر نقطه از ارتباطاتش یقین نداشته باشد، دچار خسران می‌شود. یکی دیگر از بدترین آثار شک، عدم تعادل شخصیت است. اطمینان خاطر و قدرت تصمیم گیری، تحت الشعاع یقین انسان است که بدون آن، دچار تزلزل گردیده و موجبات آزار خویش و اطرافیان را فراهم می نماید. عدم شناخت حقیقت انسان عامل صدور شک از طرف اوست. انسان بدون شناخت مفهوم غرایز باطنی، کشش‌های ماورالطبیعه و بی‌نهایت طلبی خویش سرگردان می شود و نمی‌داند از کجا آمده، برای چه آمده و به کجا می‌رود؛ او خود را محدود به جنسیت و غرایز حیوانی خود می‌نماید؛ شروع خسران از این تفکر نابجاست و تاوان آن را بخش انسانی و کودک عزیز روان می پردازد. او کشش‌های آسمانی و ملکوتی خود را با رفتن به مسجد، حرم‌های مقدس، خواندن نماز، شعر، موسیقی، هنر و یا شرکت در جلسات مذهبی آرام می‌کند ولی در تمام این حالات روحانی نیز خود را یک زن یا یک مرد می‌داند؛ که می‌خواهد بخش متعالی خود را ارضا نماید. در حالیکه این ظواهر مقدس زمانی ارزش می‌یابد که انسان با علم به خویش و هدف از خلقت خویش به آنها دل می‌دهد نه تن. او دیگر با بدن زمینی خود مشغول به انجام اعمال معنوی نیست که دل او در حرم خدا صیقل می‌یابد. معضل عرفان‌های کاذب نیز از همین نقطه سرچشمه می‌گیرد و اشخاص، خود حقیقی خویش را در سراب می‌جویند. شناخت پایان تردیدهاست تا به حال دیده‌اید شخصی در جنسیت حیوانی خود شک کند؟ هیچ انسانی به آن شک نمی‌کند و با یقین به ماهیت آن، اعمال متناسب با آن را انجام می‌دهد. به عنوان مثال رفع تشنگی با آب است و انسانی که عطش دارد به اشتباه غذا نمی‌خورد و با شناختی که از نیازهای حیوانی خود دارد، بدون اشتباه عمل می‌کند. طبق اصل اصالت تخصص، هر سیستم در چهار مرحله تعریف، راه‌اندازی، بهره‌برداری و اصلاح و تعمیر به سازنده و نمایندگی‌های مجاز معرفی شده از سوی سازنده مراجعه می‌نماییم. سیستم وجودی انسان نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد و چاره‌ای جز رجوع به آفریدگار که کسی جز الله نیست، نداشته و مجاب به اطاعت از نماینده ایشان (معصومین «علیهم السلام») می باشد.  باور این حقیقیت که بدن، امانت الهی و وسیله‌ای برای آزمایش او است و منِ حقیقی، روحی است که خداوند متعال در او دمیده است؛ و این روح تنها زمانی آرام می گیرد که به اصل خویش برگشته و با او یکی شود، انسان را به آرامش می‌رساند: إنا لله و إنا إلیه راجعون. باور این معنی، باور غیب است؛ باور الله و برنامه ریزی برای برگشت. باور این حقیقت معنی زندگی است و آرامش در فهم این معنا. هر نفس مژده وصل یار است، اینگونه معشوق‌های دنیا رنگ می‌بازد و معشوق اصلی رخ می‌نماید؛ زندگی بدون غیب رها شدن بدون پشتیبان در عالمی محدود با فطرتی بی‌نهایت طلب است و تنها مسیر عبور از جهنم دنیا مسیری است که با نور حق و اهل بیت روشن شده است. بودن در مسیر اشتباه، همت و هزینه زیادی از انسان می‌گیرد و در این مبارزه، اصطکاک با انسان‌هایی که همه مانند تو، بی‌نهایت را در ماده می‌جویند، بسیار زیاد و آزار دهنده است. آرمان‌ها و آرزوها متفاوت می‌شود و دغدغه‌های بخش حیوانی و عقلی مجالی برای بخش فوق عقل نمی‌گذارند. انسان مال خدا و فرزند محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و آل او است. عشق انسان به پدران آسمانی و دلبستگی به آنها، تعلقات دنیایی مانند همسر، فرزند، مال و ... را جهت‌دار و آخرت‌ساز می‌نماید. این قدرتی عظیم برای رویارویی با مصائب و گذر از مصیبت را در کالبد انسان می‌نشاند و همت او را تا بلندای جاودانگی پرورش می‌دهد. آنگاه انسان همه مصائب و سختی‌ها را با مژده کفاره گناه، توشه برزخ و درجات آخرتی پشت سر می‌گذارد. در این زاویه دید، تلاش برای کسب روزی، همسرداری، تربیت فرزند و ... همه شیرینی و عبادت است و عبادت غذای روح بی نهایت‌طلب و فطرت آرام فضایی برای پذیرش غصه، عصبانیت، بداخلاقی، زودرنجی و حساسیت ندارد. چند توصیه برای آرامش 1- به کمتر از خلیفه‌الهی رضایت ندهید. خداوند متعال می‌فرمایند: انسان برای جاودانگی و تشبه به خودم ساختم و جهان و هر چه در آن است برای او؛ پس بیشتر از هر شخصی او را دوست داشته و می‌شناسم. خیر و صلاح تو در پذیرش برنامه‌ای است که برای زندگی‌ات آماده کرده و اسلام نامیدم. اسلام یک دستورالعمل کامل و سدی مستحکم برای حفاظت انسان در برابر شیطان و نفس است، حال یک روزنه هر چند کوچک در بدنه سد در طول زمان منجر به خرابی آن است. پس پذیرش کامل و اجرای بدون چون و چرای اسلام و نه بخشی از آن نجات دهنده است. 2- خوش نیامدن از کاری نتیجه آن را از بین نمی‌برد. خداوند سبحان در قرآن کریم می‌فرمایند: چه بسیار چیزهایی که شما خوشتان می‌آید به ضرر شماست و چه بسیار چیزهایی که شما دوست ندارید و به نفع شماست. مقاومت در برابر احکام الهی از ناحیه منِ طبیعی ماست. شخصی که بخش انسانی‌اش فعال می‌باشد از حرام متنفر و از انجام واجبات لذت می‌برد. 3- شک و شبه بیماری واگیردار است، بنابراین بیماری‌های خودتان را به دیگران منتقل نکنید و فقط از کارشناس خبره کمک بخواهید. 4- شناخت خدا تنها راه دل بستن به اوست. امام سجاد علیه السلام می فرمایند ممکن نیست یکی تو را بشناسد و محبت تو را بچشد و گرفتار جای دیگری باشد و جز تو معشوق دیگری داشته باشد. پیدا کردن خدای واقعی آرامش انسان را تضمین می‌کند و چه بسا افراد دینداری که آرامش ندارند مصداق کلام امام صادق «علیه‌السلام» می باشند که اکثر مردم خداهایی را می پرستند که خودشان در ذهنشان خلق کرده‌اند. و متاسفانه خدای ساختگی بی هنر است. 5- سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سخت گیر. سخت نگیرید تا به آرامش برسید. یکی دیگر از دیدگاه‌هایی که ایجاد آرامش می‌نماید، برخورد درست با فقدان‌ها و نرسیدن به آرزوهاست. امام باقر «علیه‌السلام» می فرمایند: هر کس برای چیزی که از دست داده آسان بگیرد بدن خود را راحت کرده است. اولین اثر سخت گیری، مریضی بدن است و از آن بدتر وضع قانون‌های غیر الزامی برای خود و دیگران می باشد. 6- هر نعمتی که از دست می‌دهید به همراه دعاهای مستجاب نشده در بهشت منتظر شماست. 7- به اندازه ابدیت، توشه همراه ببرید. خداوند متعال انسان را جاودانه و ابدی آفریده و قرار است تا بی‌نهایت در کنار خدا زندگی کنیم. پس زیرکانه به دنبال توشه‌های بدون پایان باشید. یک توشه بی‌نهایت آخرتی را حضرت امیر «علیه‌السلام» اینگونه معرفی می نمایند: تا روز قیامت اگر کسی به دنیا بیاید و از صمیم قلب دوست داشته باشد با ما باشد، خداوند ثواب جهادهایی که ما کردیم را به او می‌دهد.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2317
زمان انتشار: 7 آوریل 2015
| |
اساساً هر چه انسان از الله راضی‌تر است، نشان می‌دهد که شناخت او از پروردگارش بیشتر است.

بحث آرامش (1)، 93/10/6؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

اساساً هر چه انسان از الله راضی‌تر است، نشان می‌دهد که شناخت او از پروردگارش بیشتر است.

عناوین مورد بحث در این جلسه: راههای کسب آرامش قدم اول در کسب آرامش؛ خودشناسی دو عامل آرامش در زندگی از نگاه امام صادق «علیه‌السلام» شک و نارضایتی، موانع بزرگ در کسب آرامش. به گزارش منتظران منجی «عج»، در  اولین جلسه از بحث «آرامش» كه در تاریخ ۹۳/10/6 برگزار شد، استاد محمد شجاعی در موضوعات زیر به ایراد سخن پرداختند که شرح آن در زیر می آید: راههای کسب آرامش تمام انسانها به صورت فطری عاشقِ آسایش و آرامش‌اند و آن را به صورت جاودانه و در عالی‌ترین درجات طلب می‌کنند، مژده آسایش ابدی در بهشت نیز دقیقاً با این نیاز فطری انسانها مطابق و سازگار می‌باشد. اما به راستی انسان چگونه می‌تواند به آسایش و آرامش دست یابد که هم در زندگی دنیا و هم در زندگی آخرتی او موجبات شادی و لذتش را فراهم نماید. به یاری پروردگار، در این سلسله از مباحث به این پرسش مهم و اساسی پاسخ خواهیم داد. قدم اول در کسب آرامش؛ خودشناسی است خودشناسی کلید سعادتِ بشر است. انسانی که خود حقیقی‌اش را نمی‌شناسد، قادر به آرام نگه داشتن خود نخواهد بود. معمولاً ناآرام‌ترین انسانها کسانی هستند که از نظر شرایط محیطی، از بیشترین سطح امکانات برخوردارند. این فرمول اساسی را که در نظام طبیعت برقرار است فراموش نکنیم؛ هر چه سطح آسایش و رفاهِ محیطی در انسان بالاتر می‌رود. از سطح آرامش او کاسته می‌گردد. اما انسانی که خود حقیقی‌اش را شناخته و با توجه و رسیدگی به نظام درونی خود، به روحی قدرتمند و آرام دست می‌یابد، به راحتی قادر به مدیریت خود در شرایط گوناگون و حفظ آرامش درونی خویش در تمام فراز و نشیب‌های زندگی می‌باشد. انسانها بدون شناختِ ساختار نفس خود، حتی در شرایط کاملاً ایده‌آل و مرفّه بیرونی نیز به آرامش نخواهند رسید. بدون خودشناسی، تمام امکانات و موفقیت‌های بخش بیرونی، نه تنها به آرامش در وجود انسان منجر نمی‌شود، بلکه گاه به بیماری‌های روحی، طلاق‌ها، خودکشی‌ها و ... می‌انجامد. بنابراین اولین قدم برای داشتن قلب آرام، شناخت ساختار درونی نفس می‌باشد. در آموزه‌های دینی اسلام تمام قوانین و فرمولهای مربوط به آرامش در اختیار انسانها قرار داده شده است، تا آنها را قدم به قدم به سوی کسب قلبی آرام، هدایت نماید. معصومین «علیهم‌السلام»، به عنوان تنها مظاهر علم الهی، به ساختار نفس انسان کاملاً احاطه داشته و اطلاعات لازم را در تمام ابعاد وجودی او در اختیار دارند. به گونه‌ای که کاملترین، دقیق‌ترین و عالی‌ترین سخنان در خصوص راههای کسب آرامش، از وجود مقدس آنان بر جای مانده است. دو عامل آرامش در زندگی از نگاه امام صادق «علیه‌السلام» امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «... جعل الرّوح و الرّاحه فی الیقین و الرّضا، و جعل الهمّ و الحُزن فی الشّک و السّخط؛ خوشی و آسایش در رضا و یقین است و غم و حزن در شک و ناخرسندی است.» امام صادق «علیه‌السلام» دو عامل رضایت از خداوند و یقین به او را عامل آرامش قلب انسان می‌داند. ایشان در روایتی دیگر نارضایتی از عمل و یا دستورات خداوند را کمترین درجه شرک می‌داند. خوب است بدانیم که نارضایتی از خداوند ریشه در عدم شناخت خود حقیقی‌مان دارد. کسی که خود حقیقی‌اش را می‌شناسد، می‌داند که ربّ العالمین، بیشترین محبت را نسبت به بندگانش داشته و تمام رفتارهای او با انسان و یا قوانین وضع نموده برای او، تنها برای تربیت او به بلندای ابدیت است. هنر ما در این است که اجازه دهیم خداوند همانگونه که صلاح می‌داند ما را ربوبیت نماید. شرافت و لیاقت هر انسان به مربی‌هایی است که برای خویش بر می‌گزیند. هوشیار باشیم که به کمتر از الله برای تربیت خویش رضایت ندهیم. کسی که خود حقیقی‌اش را می‌شناسد، جز از الله و نمایندگان او (معصومین علیهم‌السلام) سبک زندگی‌اش را دریافت نمی‌کند. او از هیچ فعلی از افعال خداوند ناراضی نبوده و همه افعال او را از دریچه مهرش می‌داند. او یقین دارد که تمام اتفاقات و حوادث زندگی‌اش در نهایت، به نفع بخش انسانی او خاتمه خواهد یافت، لذا تمام از دست دادن‌ها و فقدان‌های زندگی‌اش را پس اندازی برای آخرتش می‌داند. خداوند در نگاهِ انسان راضی، هرگز زیر سؤال نخواهد بود. در دایره‌ی لغاتِ او، کلمه‌‌ی ای کاش جایی ندارد. چرا که او یقین دارد در مملکت پروردگاری زندگی می‌کند که ظلمی از این ربّ بر او صادر نمی‌گردد: «سبحان الذّی لا یعتدی علی اهل مملکته» او «ایّاک نستعین» را باور دارد. به همین دلیل در تمام احوال به نیرویی دلخوش است که می‌تواند از او یاری بگیرد و با آن شاد و آرام است. او الله را خوب می‌شناسد، لذا مستقیماً از او رحمت و عاطفه دریافت نموده و بی‌توقعِ جبران به دیگران عاطفه پرداخت می‌نماید. اساساً هر چه انسان از الله راضی‌تر است، نشان می‌دهد که شناخت او از پروردگارش بیشتر است. در این صورت خداوند نیز از او راضی‌تر خواهد بود. شک و نارضایتی، موانع بزرگِ کسب آرامش «... و جعل الهمّ و الحزن فی الشک و السّخط» کسی که در حقیقت انسانی خویش شک دارد، همّ و غمش افزون می‌گردد. «همّ» به تلاشی اطلاق می‌گردد که به امر خاصی اختصاص می‌یابد. چنین انسانی دائماً در حال تلاش است، اما برای رشد در بخش حیوانی؛ از همین رو، روز به روز، بر میزان فشارها و استرس‌های او افزوده می‌گردد و به جایی راه نمی‌یابد. انحصار غم‌ها و هم‌های انسان در حیطه بخش حیوانی، سبب ناتوان ماندن بخش انسانی او و دور شدن از کانون شادی و آرامش می‌گردد. لذا هر چه بر میزان موفقیت او در بخش حیوانی افزوده می‌گردد، نارضایتی‌ها و اضطراب‌های او نیز بیشتر می‌شود. بنابراین، شک در حقیقت انسانی، در نهایت به نارضایتی از وضعیت موجود انجامیده و رنگ آرامش را از زندگی فرد سلب خواهد نمود. خودشناسی و شناخت حقیقت انسانی، انسانها را به سمت کسب دارایی‌های درونی پیش برده و بر حجم رضایت، شادی و آرامش او می‌افزاید. هوشیار باشیم که فقر بخش درونی، با هیچ ثروتِ بیرونی قابل جبران نخواهد بود. با چنین فقری، افزایش سطح سرمایه‌های بیرونی، تنها اضطراب آور می‌باشد. پس این دو نکته را هرگز از خاطر نبریم: 1- رضا و یقین دو رمز آرامش در زندگی انسان‌اند؛ برای رسیدن به آنها تلاش کنیم. 2- تردید و نارضایتی دو عامل سلب آرامش از قلب انسانها می‌باشند؛ از آنها فرار کنیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2242
زمان انتشار: 10 آوریل 2015
| | | |
خانواده آسمانی، جلسه 350، ۹۳/۱۲/14

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

خانواده آسمانی، جلسه 350، ۹۳/۱۲/14

عناوین مورد بحث در این جلسه:   *رفتار انسان با خانواده زمینی‌اش باید بر اساس ارتباط با خانواده آسمانی‌اش باشد. *شرکت در مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» بهترین مکان برای ساختن شخصیت عاطفی و عشقی انسان است. *حضور در مجالس ائمه «علیهم السلام» بهترین راه درمان مشکلات روانی می‌باشد. *حضرت زهرا «سلام الله علیها» تمام حیثیت زمینی خود را فراموش کردند تا برای امام زمانشان کاری کرده باشند. *اگر کسی بخواهد به شادی و آرامش دست یابد، باید در دلش چینش‌های معشوق‌های آسمانی را درست کند. *هر انتخاب، ارتباط و رفتاری که با آخرت انسان سازگار نیست، باید کنار گذاشته شود. *اگر انسان بخواهد میلش به دنیا کم شود باید ارتباطش با معشوق‌های آسمانی زیاد شود. اگر انسان بخواهد بدون میل به آسمان خود را از دنیا جدا کند، به خودکشی و افسردگی‌های دنیا می‌رسد. *یکی از راه‌های پیدا کردن رفقای خوب و الهی، توجه به پاتوق‌هایی مثل مجالس اهل‌بیت «علیهم السلام» است.   بدون موفقیّت در مهندسی معشوق، اساساً رسیدن به تعادل و قدرت روحی ممکن نیست، و سعادت برای چنین فردی، امری محال است. فقط چینش صحیح معشوق‌ها قبل از هر انتخاب و ارتباطی است که می‌تواند انسان را به موفقیت برساند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 350 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۳/۱۲/14 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مهندسی معشوق؛ معیار اصلی سعادت ابدی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»: «لَوْ صُمْتَ الدَّهْرَ كُلَّهُ وَ قُمْتَ اللَّیْلَ كُلَّهُ ثُمَّ قُتِلتَ بَیْنَ الرُّكْنِ وَ المَقَامِ لَمَا بَعَثَكَ اللهُ إِلا مَعَ هَوَاكَ بَالِغاً مَا بَلَغَ إِنْ فِی جَنَّةٍ فَفِی جَنَّةٍ وَ إِنْ فِی نَارٍ فَفِی نَارٍ... اگر تمام روزگار را روزه بگیری و همه شب‌ها به عبادت بایستی و بین رکن و مقام شهید شوی، خدا تو را با آرزویت و میلت مبعوث می‌کند، هر چه که می‌خواهد باشد. اگر آرزویت بهشت است در بهشتی اگر جهنم، در جهنمی و ...» امام مؤمنان، پدر آسمان، علی «علیه‌السلام»، در این روایت نقش دلدادگی‌ها، هوس­ها و دغدغه‌های انسان را در نوع زندگی ابدی‌اش به تصویر می‌کشد.   به راستی کدام نوع از کمالات، دغدغه حقیقی زندگی ما را تشکیل می‌دهد؟ دلدادگی‌های نفس ما، از چه گروهی هستند؟ ما با پاسخ همین دو سؤال، محشور و همراه خواهیم بود. چه بسا انسان‌های متدینی که سبک زندگی خود را از دشمنان دین دریافت می‌کنند و چه بسا انسان‌های عابدی که عبادت را تحمیل می‌دانند.   بدون موفقیّت در مهندسی معشوق، اساساً رسیدن به تعادل و قدرت روحی ممکن نیست، و سعادت برای چنین فردی، امری محال است. فقط چینش صحیح معشوق‌ها قبل از هر انتخاب و ارتباطی است که می‌تواند انسان را به موفقیت برساند. عبادت نیز بدون مهندسی معشوق، تنها به رشد بخش حیوانی انسان منجر می‌گردد و قلبِ او همچنان گرفتارِ بیماری‌های قلبی باقی خواهد ماند. با یک مهندسی معشوق صحیح، هیچ حادثه‌ای قادر به سلب آرامش و شادی از وجود انسان نخواهد بود.   به روایت زیر، در ترسیم نقش مهندسی معشوق در سعادت ابدی دقت کنید؛ امام باقر «علیه‌السلام»: «إذا أرَدتَ أن تَعلَمَ أنَّ فیكَ خَیرا فَانظُر إلى قَلبِكَ؛ فَإِن كانَ یُحِبُّ أهلَ طاعَةِ اللّه ِو یُبغِضُ أهلَ مَعصِیَتِهِ فَفیكَ خَیرٌ وَاللّهُ یُحِبُّكَ، و إن كانَ یُبغِضُ أهلَ طاعَةِ اللّهِ و یُحِبُّ أهلَ مَعصِیَتِهِ فَلَیسَ فیكَ خَیرٌ وَاللّه ُ یُبغِضُكَ، وَالمَرءُ مَعَ مَن أحَبَّ» اگر می‌خواهی بدانی انسان خوبی هستی یا نه؛ به قلب خودت نگاه کن. اگر قلباً اهل طاعت خداوند را دوست داری و از اهل معصیت بیزاری، در تو خیر هست و خداوند دوستت دارد. امّا اگر اهل طاعت خدا را دوست نداری و اهل معصیت خداوند محبوب تو هستند، در تو خیری نیست و خدا هم تو را مبغوض می‌دارد؛ چرا که انسان با کسی محشور می‌شود که دوستش دارد.   عشق؛ لازمه ی سعادت ابدی امام جواد «علیه‌السلام»: «أمّا هذِهِ الدُّنیا فَإِنّا فیها مُغتَرِفونَ، ولكِن مَن كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ ودانَ بِدینِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَیثُ كانَ، والآخِرَةُ هِیَ دارُ القَرار» . امّا این دنیا؛ ما از نعمت‌های آن بهره می‌گیریم. لیکن هر که آرزوی قلبش، آرزوی دوستانش باشد و به آیین او دینداری کند، هر جا که باشد با او خواهد بود، حال آنکه آخرت، خانه ماندگاری است. و ... آخرت! خانه ماندگاری است و در این سرای ابدی، ما با محبوب‌های قلبمان زندگی خواهیم کرد. آیا محبوب‌های ما آنقدر قدرت دارند که بتوانند ما را به سعادت ابدی برسانند؟ فراموش نکنیم که اگر الله محور تمام تصمیم‌گیری‌های ما نیست، به یقین ما مؤمن محشور نخواهیم شد. عشق حقیقی به الله و مظاهر الله است که می‌تواند انسان را در "دار قرار" به آرامش و شادی برساند.   چرا بعضی از متدینین نیز از سبک زندگی گناه‌آلود لذت می‌برند؟ اگر تغذیه بخش‌های پائینی، بیشتر از بخش فوق عقلانی باشد، حاکمیت وجود انسان، به دست بخش‌های پایینی افتاده و قدرتمندی این بخش‌ها، او را به سمت ارتباطات غیر الهی سوق می‌دهد. چنین کسی به دلیل ایمان به خداوند و التزام به دین، دچار عذاب وجدان شده و توبه می‌کند، امّا به علت عدم تغذیه ی بخش فوق عقلانی قدرت انتخابات و ارتباطات صحیح الهی را به دست نخواهد آورد.   برای تغییر مبدأ میل انسان، باید بخش فوق عقلانی را خوب تغذیه نمود تا به سطح قدرت بالایی رسیده و حاکمیت وجود انسان را به دست بگیرد. هر چه میل انسان به الله و مظاهر الله بیشتر شود، میل او به گناه و مظاهر گناه نیز کمتر می‌شود. بدون تغذیه صحیح بخش فوق عقلانی و انس و رفاقت با غیب، فاصله گرفتن از سبک زندگی آلوده، اساساً ممکن نخواهد بود. برای این منظور باید کمی صبور بود، تا آرام آرام به رفاقت به غیب رسید.   والحمدلله رب العالمین  

صوت

1 - خانواده آسمانی، جلسه 350، ۹۳/۱۲/14

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed