عناوین مورد بحث در این جلسه:
آسایش مخلوق بهشت است .
شنیدن اولین قدم برای رسیدن به آرامش
کسب آرامش با تغذیه فوق عقل (عمل به شنیده ها) می باشد .
تعلق به دنیا مانع آرامش می شود
اتصال به کانون آرامش سپر مقابله با رفاه زدگی است .
روح بی نهایت طلب مانع رسیدن به آسایش دنیا می شود .
مخالفت با هوای نفس قدم دوم برای رسیدن به آرامش است .
مدیریت کمالات جمادی, گیاهی, حیوانی و عقلی توسط فوق عقل قدم سوم برای رسیدن به آرامش می باشد .
چینش محبوب قلب ، قدم چهارم برای رسیدن به آرامش است .
به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 5 «آرامش » مورخ ۹4/۱/15 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:
آسایش مخلوق بهشت
امام زین العابدین علیه السلام به یکی از دوستانشون فرمودند: «اِتَّقِ اللّه َ و أجمِلْ فی الطَّلَبِ و لا تَطلُبْ ما لَم یُخلَقْ فَقالَ الرَّجُل: و كیف یُطلَبُ ما لم یُخلَقْ؟ فقال: مَن طَلَبَ الغِنى و الأموالَ و السَّعَةَ فی الدنیا فإنّما یَطلُبُ ذلكَ لِلرّاحَةِ و الراحَةُ لَم تُخلَقْ فی الدنیا و لا لِأهلِ الدنیا، إنّما خُلِقَتِ الراحةُ فی الجَنَّةِ و لِأهلِ الجَنَّةِ؛
شخصی از دوستان امام زین العابدین علیه السلام نزد ایشان آمد و فرمودند: تقوی الهی داشته باشید و در طلب دنیا رعایت اعتدال را بکنید و چیزی را که خلق نشده نخواهید. اصحاب پرسیدند: چگونه ممکن است چیزی که خلق نشده بخواهیم؟ حضرت فرمودند: هر کس بی نیازی و اموال و گشایش در دنیا را بخواهد، در حالیکه راحتی در دنیا و برای اهل دنیا آفریده نشده، آسایش و راحتی فقط و فقط برای بهشت و اهل بهشت است.
حکمت این عدم قرار در دنیا، بخش فوق عقلانی است؛ فطرت بی نهایت طلبی انسان، جز با رسیدن به تنها معشوق خویش آرام نمیگیرد. کسب کمال در بخشهای پایینی، فوق عقل را آرام نمی کند. در طول تاریخ بشر شیطان با استفاده از این حربه، ضربههای زیادی به انسانها زده و با تحریک حرص و طمع انسان، به او تلقین میکند که فطرت بی نهایت طلب را باید با بیشتر خواستن دنیا آرام کرد و این خیال باطل انسان را به قهقرا میکشاند. آمار جهانی نشان داده که بیشتر ناهنجاریهای فردی، خانوادگی و اجتماعی در ثروتمندان و قشر تحصیلکرده میباشد؛ انسانهایی که به جای پرداختن به روح، آرامش را در آرامش ذهنی میجویند، در واقع کانون آرامش را گم کرده اند. در حالیکه آرامش دنیا تنها با اتصال به کانون آرامش میسر میباشد و آسایش تنها در بهشت.
معجزه شنیدن
حال با دانستن این قاعده و فرمول مهم، این سوال مطرح میشود که کانون آرامش کجاست و چگونه میتوانم به آن متصل شوم؟ برای رسیدن به پاسخ، باید با ساختار نظام خلقت آشنا شویم. پایه نظام خلقت بر جاودانگی و تشبه به خداوند تبارک و تعالی بنا شده است. این مقام جاودانه با سختی، مبارزه و تضاد به دست میآید. قدرت و کمال در تضادهاست. هر حرفه و صنعتی با سختیهای زیادی روبرو است که با آموزش و تمرین آسان میشود و فرد در آن تبدیل به قهرمان، پهلوان، نخبه و دانشمند میشود.
به قول امام باقر علیه السلام فقط تنبلها و بی حوصلهها هستند که سعادت دنیا و آخرت را از دست داده اند. دنیا و رفاهیات دنیا باید به قدری جذب شود که مانع و مزاحم حرکت بخش فوق عقلانی نشود. دریافت کننده این لذتها بخش جمادی، گیاهی و حیوانی انسان بوده و این بخشها مرکب بخش عقلانی و فوق عقلانی میباشند. همانطور که اتومبیل که به روغن، بنزین، آب و نظافت نیاز دارد باید نیاز بخشهای پایینی را نیز به اندازه تامین کرد تا مرکبی باشد برای رسیدن انسان به سرمنزل مقصود. تغذیه، تفریح و شادیِ بخشهای پایینی باید به شکلی باشد که مزاحم فعالیتهای عقلانی و فوق عقلانی نشوند. مزاحم شنیدن؛ انسان برای فعال کردن بخش عقلی و فوق عقلی نیاز به شنیدن دارد. انسانی که دغدغه رسیدن به مقام انسانیت و شباهت به الله را دارد، باید گوش شنوا داشته باشد. شنیدن موثر، شنیدنی که به عمل منجر شود. حضرت به اصحاب میفرمایند: برای من صحبت کنید، اثری که در شنیدن هست در دانستن نیست. وجود نازنین حضرت بر تمامی سخنان اصحاب تشرف کامل داشتند ولی این درسی برای ماست که بدانیم اثر شنیدن و تکرار آن بیش از دانستنی است که در ذهن باشد.
قرآن نیز گوش را اولین عضو مسئول انسان معرفی مینماید: «ان سمع و البصر و الفواد» داشتن حوصله و تمرکز در شنیدن منجر به توان عمل نمودن، میگردد. پس مراقب باشید بخشهای پایینی مزاحم شنیدن، فهمیدن، مطالعه و تغذیه بخشهای عقلانی و ارتباطات فوق عقلانی شما نگردد.
آسایش و تعلقات دنیا مانع آرامش دنیا و ابدیت
به هر میزان انسان در بخشهای پایینی گستردهتر شود، روح تعلق بیشتری به دنیا پیدا کرده و آسیب پذیری آن افزون میگردد. زمانی که نفس به دنیا تعلق بیشتری دارد، بیشتر به دنبال آن میرود و در مسیر پیمودن این مملکت بدون مرز آرامش گم میشود. هر چه سطح مادیات، پول، تحصیلات و امکانات بیشتر میشود، تعلق و آسایش بیشتر شده و آرامش کمتر. اما هر چه فعالیت فوق عقلانی بیشتر شود، وسعت و قدرت انسان بالا رفته و این وسعت فرصتی برای رشد بخشهای پایینی است. این چنین است که فردی ثروتمند، دانشمند یا عالم تمام ثروت، علم و دانش خویش را در خدمت فوق عقل گرفته و چون تعلقی به آنها ندارد، از دست دادن هیچ کدام تاثیری در روح ایشان ندارد. او به واسطه داشتههایش طبق فرمایش حضرت رسول صلی الله علیه و آله جهنمی نمیگردد. «مَنْ بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار؛ کسی که دنیا به گریه بیاندازدش جهنمی است». دغدغهها، آرزوها، میلها و معشوقهایی بالاتر از دنیا داشته و غصه و دلشوره دنیا فقط ذهن او را مشغول میکند نه دل و روحش را.
اولین قدم در رسیدن به آرامش؛ اتصال به کانون آرامش
انسانی که ارتباط قلبی خویش را با کانون آرامش برقرار ننموده است، هر میزان به دارایی و آسایش بیشتری دست یابد، ناآرام تر، مضطربتر و غمگینتر میگردد. زیرا تمام دارایی اش، ثروت، مسکن، فرزند، ویلا، شغل و ... میباشد؛ و هر لحظه ممکن است که همه یا قسمتی از آن را از دست بدهد. این تفکر مانع آرامش شخص میگردد. همانطور که حضرت هم فرمودند در دنیا آسایش وجود ندارد؛ مکانیزم دنیا مانند قلب است، چند لحظه آرامش برای دم و بازدم بعدی و تلاش و حرکت بیشتر است. متاسفانه برخی به جای درمان قطعی به دنبال درمان موقت رفته و با مراجعه به روانپزشک و خوردن قرصهایی که تنها توان به خواب بردن انسان را دارد، تلاش میکنند که خود را از این وضعیت رها کنند. برخی دیگر درمان را در به کام رساندن بخشهای جمادی، گیاهی یا حیوانی میجویند و میخواهند با ورزش، سفر و ... آن را آرام نمایند. اما همه موقت است و اگر راه حل مباح نباشد انسان بعد از آن احساس افسردگی حادتری دارد. مشکل اساسی این جاست، عدم اتصال به کانون آرامش. تا زمانی که روح به منبع متصل نگردد بخشهای پایینی به آرامش نخواهند رسید.
مگر انسانی که به حقیقت ابدی، جاوادانه و آخرتی خویش ایمان داشته باشد. شخصی که به الله و خانواده آسمانی اعتقاد دارد، چیزی به نام از دست دادن در زندگی اش وجود ندارد. لذا همه سرمایه اش، سود است.
دومین قدم در رسیدن به آرامش؛ ارتباط با غیب
خداوند به انسانهایی که ایمان آورده اند مژده میدهد که آنان در دنیا چگونه خواهند زیست؛ «لاخوف علیهم و لا هم یحزنون». و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد انسان مومن میفرمایند که مومن نشاطش دائمی است.
قاعده این است که دارایی مؤمن ابدی است و میداند که چگونه از آن برای آرامش دنیا و آخرت استفاده نماید. روح مومن برای بودن در بهشت تربیت شده و در دنیا با بهشت و غیب در ارتباط است. مؤمن با تقویت ایمان خود با ریشه و خانواده آسمانی اش ارتباط برقرار نموده و به آرامش میرسد. مؤمن تنها با بی نهایت، خود را آرام مینماید میداند؛ روحش تنها با الله سنخیت دارد و با عبادت، حرم، زیارت، نماز، خلوت، ذکر، سجاده، قرآن، معنویت آرام میگیرد. زیرا به بلوغ انسانی رسیده و شرافت بخش فوق عقل خویش را فعال نموده است. ثروتمندهای حقیقی به خوراکهای بخش فوق عقلانی بیشتر اهمیّت میدهند و رفت و آمدشان بیشتر با اشرافی ترین مخلوقات خداست.
سومین قدم در رسیدن به آرامش؛ مخالفت با نفس
امام صادق علیه السلام میفرمایند: «لَمّا سُئِلَ عَنْ طَریقِ الراحَةِ؟ از ایشان سؤال کردند: ما چه جوری به آسایش برسیم؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «فى خِلافِ الْهَوى؛ با امیالتون مخالفت کنید».
چرا باید با امیال مخالفت کنیم؟
بخش های پایینی انسان که شامل جمادی، گیاهی و حیوانی است که جسم و جنسیت از آن دسته اند. علاوه بر شئونات دنیایی بخش چهارم، بخش عقلانی است و مهمترین و آخرین بخش انسان، بخش فوق عقلانی اوست. هر بخش میل، هوس و شهوت مربوط به خود را دارد و با معشوق خودشان آرام میگیرد. اهل دنیا به طور معمول بیشتر به شهوت های سه بخش اول می پردازند، تعداد کمی از مردم از قبیل دانشمندان به شهوت علمی و اقلیت مردم اهل میلهای فوق عقلانی می باشند. گروه اول و دوم آنچنان مشغول شهوتِ دنیا و علم هستند که وقتی برای بخش فوق عقل نمی گذارند. هر چقدر به میلهای بخشهای پایینی مثل تحصیلات، مسافرت، ازدواج، امکانات زندگی، اتومبیل و ... بیشتر بها داده شود، بیشتر میخواهند و پایانی برای دنیازدگی وجود ندارد. این جاست که کلام معصوم علیه السلام راه گشای ماست که می فرمایند: «با امیالتون مخالفت کنید تا به آسایش برسید.» با مخالفت با میلهای بخشهای پایینی، یاد وطن زنده میشود، به خاطر می آورد که اهل زمین و زمینی نیست؛ به یاد میآورد که از خدا و اهل بیت علیهما السلام بوده و با آنها زندگی می نموده است؛ و آنگاه دل تنگ آنها میشود؛ دلش بال پرواز به غیب میخواهد و همنشینی با مادر حقیقی اش، فاطمه زهرا سلام الله، با پدران بزرگوارش و امام زمانش که سالهاست تنها و آواره و طرد شده و مظلوم در غیبت به سر میبرد. تنها با مخالفت با هوی نفس است که در غیب را گشوده و مجالست با الله را امکان پذیر مینماید.
چهارمین قدم در رسیدن به آرامش؛ یاد مرگ
«خودتان را بمیرانید قبل از اینکه بمیرانند شما را».
یاد مرگ باعث میشود توهم آسایش در دنیا در ذهن انسان رنگ ببازد. یادآوری شرایط برزخ انسان را بر آن میدارد تا فکر ذخیره توشه برای آخرت خود باشد. با این تفکر از هر رویداد به دنبال نور آن برای برزخ رفته و به شدت از نار دوری میکند. اگر تمام انسانها یاد مرگ را همواره زنده نگه دارند دیگر بسیاری از ناهنجاریهای فردی، خانوادگی و اجتماعی رخ نخواهد داد. در برزخ به تمام اسباب و وسایل نیاز است و تنها مقیاس آن بسیار بزرگتر از دنیاست؛ تصور ابدیت برای انسان به سختی تصور دنیا برای جنین است. توصیف دنیا همانقدر برای جنین غیر واقع میآید که توصیف برزخ برای انسان.
بنابراین انسان باید مانند جنین تمام همّ و غمّ خود را برای اندام زایی برای آخرت گذاشته و از آسایش غیر ممکن در دنیای موقت چشم پوشی نماید.
پنجمین قدم در رسیدن به آرامش؛ چینش درست معشوقها
خداوند متعال در قرآن کریم سفارش فرموده اند که ابتدا معشوقهای قلبتان را چینش نمایید و سبک زندگی خود را بر اساس چینش تایید شده قرآن انتخاب نموده و ارتباطات، رفتار و افکارتان را با آن تنظیم نمایید. قرآن میفرماید سه تا معشوق در رأس همه معشوقها باشد: الله، رسول خدا و جهاد. این سه باید نزد انسان محبوبتر باشند و والدین، فرزند، همسر، فامیل، مال، شغل و مسکن به ترتیب در الویتهای بعدی قرار بگیرد.
سرپرست یک خانواده علاوه بر چینش قلب خود باید این چینش را برای فرزندان و همسر خویش نیز رعایت نماید. باید فرزندش با چیدمان درست تربیت نماید. عشق به خانوادگی باید ابدی باشد و به شکلی عمل نماید که خانواده اش تا ابدیت در کنار او زندگی کنند. فرزندان وفادار و فداکار نتیجه تربیت درست والدین میباشد و هرگونه ناهنجاری در رفتار آنها ناشی از عملکرد ناقص یا اشتباه خود انسان میباشد. مردی که نیازهای خانواده اش را طبق الویت بندی خداوند برطرف نماید کمبود در بخشهای پایینی با جایگزینهای جاودانه پر شده و آسیبی به کانون خانواده وارد نمیشود. کمترین نیاز خانواده، نیاز اقتصادی، مهمتر از آن عشق و اخلاق و مهمتر از این دو معنویت است. انسانی که فوق عقلش فعال شده با کمبودهای مالی و عاطفی به انحراف کشیده نمیشود.
ششمین قدم برای رسیدن به آرامش؛ مدیریت فوق عقل
آرامش، لذت و شادی خاص بخش فوق عقلانی میباشد. بخش عقلانی نیز تنها مقدمات آرامش فوق عقل را فراهم مینماید. هر چه بخش فوق عقل در آرامش، شادی، رضایت و لذت بیشتری باشد، انسان از لذت بیشتری در زندگی دنیا بهره مند میگردد. مجردات برعکس مادیات هستند، هر چه بیشتر تغذیه گردد، جوان تر، زیباتر و بانشاطتر میشود؛ برخلاف بدن که در طول زمان فرسوده شده و تغذیه زیاد باعث نابودی اش میگردد. آرامش فوق عقل انسان را شاکر و صبور نموده و باعث میشود دنیا را زیباتر ببیند. از مصاحبت اطرافیان، دوستان و فامیل لذت بیشتری میبرد تا جایی که سختیها و مصائب را مثل زینب کبری سلام الله علیها که «وَ ما رأیتَ إلّا جَمیلاً» زیبایی میبیند. سختی معنی خود را از دست داده و مانند آسایش شیرین است؛ زیرا روی دیگر سکه که اجر و درجات اخروی است برای ایشان هویدا شده است. شکست اقتصادی، خانوادگی، بیماری و ... نه تنها او را غمگین نمیسازد بلکه قویتر و شادتر میگردد. این یک سیستم ریاضی است در خلقت انسان؛ هر کس در این قاعده قرار بگیرد هر حادثه منفی در زندگی دنیا، تبدیل به شادی فطری او میشود و شادی فطری یعنی آرامش ذهن و روح انسان.
در مقابل آن کسانی که فوق عقل شان غیر فعال است نعمت دنیا هم برایشان دردسر ساز میشود. اگر لذت بردن از نعمتها تحت کنترل بخش فوق عقلانی نباشد، از بین برنده آرامش میباشد. لذا هر چه دنیا آبادتر شود، آرامش از دسترس انسان دورتر میگردد. خداوند متعال در سوره توبه از نعمتهای دنیا به عنوان وسیله عذاب کفار نام برده و فرموده اند:
«فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛»
مبادا تو از کثرت اموال و اولاد آنها در شگفت آیی! خدا میخواهد آنها را به همان مال و فرزند در زندگانی دنیا به عذاب افکند و ساعت مرگ جان آنها به درآید در حالتی که کافر باشند. (آیه 55)
مطالب بیشتر:
پای درس استاد
مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی
مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی
والحمدلله رب العالمین