www.montazer.ir
چهارشنبه 17 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 2650
زمان انتشار: 18 می 2015
| | | | |
باطن حاکمان منشاء فساد جوامع بشری

خانواده آسمانی، جلسه ۳۶4، ۹۴/0۲/24

باطن حاکمان منشاء فساد جوامع بشری

برای رسیدن به هر خیری، باید به ریشة حقیقی متصل شویم. و هیچ حرکتی برای ما مبارک نخواهد بود، مگر این‌که ما با منبع خیر و برکت، حرکت کنیم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * ریشه همه فحشاهای ظاهری به فحشای باطنی برمی گردد. * باطن همه فسادها، حاکمان و حاکمیت سلاطین جور و ستمگران هستند. * اگر کسی بخواهد با بدی ها مبارزه کند باید با ریشه ­ی بدی ها مبارزه کند. * سبک زندگی هر فردی باید به گونه ای باشد که با ظلم مبارزه کند. * روح مبارزه با استکبار جهانی باید در هر کسی باشد؛ اگر کسی مشغول فعالیت های عادی اش باشد و با این مسائل کاری نداشته باشد حتماً ب اید در انسانیتش شک کرد. * باطن همه زیبائی و قشنگی ها، امام زمان (علیه السلام) است. * اگر کسی شادی و آرامش و خیر را برای همه مردم جهان بخواهد باید به سراغ امام زمان برود. * دین یعنی توجه به ریشه همه خوبی ها و برائت از ریشه ی همه ی زشتی ها.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶4 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۲/24 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ریشة حقیقیِ فساد در جوامع بشری به آیه زیر دقت کنید: «قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ....» (سوره اعراف/آیه 33) بگو که پروردگار من، کار‌های زشت را چه آشکار باشند و چه پنهان حرام کرده است.... » یقیناً فحشاهای باطنی، بسیار ناپسندتر و زشت‌تر از فحشاهای ظاهری است و جهنم این دسته از فواحش نیز عمیق‌تر از جهنم فواحش ظاهری است. امام موسی بن ­جعفر«علیه‌السلام» در ارتباط با آیه مبارکه فوق و همچنین توضیح فواحش ظاهری و باطنی، فرمایشِ بلندی را از خود به یادگار گذاشته‌اند که اگر جامعة جهانی آن را ادراک نموده و به عرصة عمل برساند، به یقین به رستگاری خواهد رسید. ایشان می‌فرمایند: «.... إنِّ القرآنَ لَهُ ظَهرٌ وَ بَطنٌ فَجَمیِعُ ما حَرّمَ اللّهُ فِى القرآنِ هُوَ الظاهرُ وَ الباطِنُ مِن ذلكَ ائمّةُ الجورِ وَ جَمیعُ ما اَحلَّ اللّهُ فِى الكِتابِ هُوَ الظاهرُ وَ الباطِنُ مِن ذلك ائمّةُ الحقِّ»؛ قرآن، ظاهر و باطنی دارد. همه آن‌چه را که خداوند در قرآن حرام کرده، ظاهر قرآن و مراد از باطن قرآن؛ ائمه جور و ستمگران هستند و تمام آن‌چه كه در قرآن حلال شمرده شده است، ظاهر قرآن، ولی در باطن قرآن مقصود پیشوایان حقّ است. امام موسی کاظم«علیه‌السلام»، ریشة حقیقی همة فواحش ظاهری را باطن انسان می‌داند. اگر در جامعه‌ای فساد، ظلم، بی‌حیائی، ربا، رشوه و غیره دیده می‌شود، حتماً در باطن حاکمان جامعه ریشة این فواحش هستند. و اگر در جامعه‌ای زیبائی و قشنگ‌های دیده می‌شود، ریشة همه اینها، به حضور حاکمان حق که از سوی خداوند برگزیده شده‌اند، برمی‌گردد. امروزه جوامع بشری به سبب نداشتن چنین حاکمی، به انواع فسادها مبتلا شده­ است چنانچه با حضور حاکمیت الهی در زمین، تمام نیکوئی‌ها رخ می‌نمایند و انسان‌ها به اوج عزّت خواهند رسید. بنابراین مبارزه حقیقی با ظلم، مبارزه با ریشة ظلم و فساد است، و همین‌طور مبارزه با موانع ظهور، مبارزه با عوامل غیبت و آوارگی امام زمان«علیه‌السلام» است. در سبک زندگی یک انسان حقیقی حتماً جایی برای مبارزه با ظلم و جهاد در راه خدا وجود دارد. کسی که اساساً آرزوی جهاد در قلبش راه ندارد، از نگاه اهل آسمان، منافق و به تعبیر قرآن فاسق است و عادت به زندگی حیوانی، قطعاً روح انسانی را از نفس انسان خواهد زدود. اگر کسی واقعاً سعادت دنیا و آخرت را برای خود و جوامع بشری می‌طلبد، باید به سراغ امام زمان«علیه‌السلام» برود و حقیقتاً به این موضوع بیندیشد که امام زمانِ ما الآن کجاست؟ جامعه باید به چه شرایطی برسد که زمین به حضور ایشان مفتخر گردد؟ تلاش برای رفع موانع ظهور، با هیچ عمل صالحی، قابل قیاس نیست؛ زیرا به اصل و ریشة نیکی‌ها پرداخته و آن را جستجو می‌کند. دور شدن از این اصل و ریشه، دنیا را به وضعیت کنونی‌اش رسانیده است. ما به عنوان فرزندان امام زمان«علیه‌السلام»، موظفیم که ایشان را به تمام اهل دنیا بشناسانیم. اگر مردم حقیقتاً امام زمان را بشناسد قطعاً خواهانِ او خواهند شد. اگر شیعیان به این فرمایش امام موسی کاظم«علیه‌السلام»، توجه داشتند و جایگاه ائمه حق را می‌شناختند، یازده امام معصوم و حجت خداوند در زمین به شهادت نمی‌رسیدند، و آخرین باقی‌ماندة آنان هزار و صد و هشتاد سال آواره نمی‌شد. سؤالی که باید همیشه از خود بپرسیم این است که: ما در هفته،‌ چند بار دلتنگ امام زمان‌مان می‌شویم، و تمام گرفتاری‌هایمان را با نالة بر فراق ایشان معنا می‌کنیم؟ دنیا بدون ائمه حق، یک لحظه ارزش حیات را ندارد. بزرگترین پیمانی را که خداوند از انسان‌ها گرفته است، وفاداری به متخصص معصوم است. چنانچه در زیارت آل یاسین در سلام بر ایشان گفته می‌شود «اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا میثاقَ اللهِ الَّذی أخَذَهُ وَ وکَّدَه». برای رسیدن به هر خیری، باید به ریشة حقیقی متصل شویم. و هیچ حرکتی برای ما مبارک نخواهد بود، مگر این‌که ما با منبع خیر و برکت، حرکت کنیم. درست در زمانی که مشغول دنیا شده و از امام زمان دست می‌کشیم، خیر از زندگی ما رخت برخواهد بست و اینجا آغاز سقوط ما خواهد بود. لذا باید کاملاً مراقب باشیم که در فراز و نشیب‌‌های زندگی‌مان و در پیچ و خم تلاطم‌های روزگار، اماممان را فراموش نکنیم که در این صورت خودمان را با دست خود تنها کرده‌ایم. اگر در میان مشکلات، امام زمان را فراموش نکردیم، هرگز تنها نخواهیم بود. باید در یاریِ امام‌مان جدّی باشیم. اگر توانستیم سرمایه‌ای از مال و جانمان را صرف ریشة خوبی‌ها کنیم، ماندگار خواهد شد. تذکر :       آیا تاکنون سرمایه‌ای به پای حضرت ریخته‌ایم یا نه؟ از نعمت‌هائی که خداوند به ما عنایت کرد، هدیه‌ای به امام زمان رسیده است یا نه؟ سبک زندگی ما چقدر به ائمه حق شباهت دارد و چقدر از ائمه جور فاصله دارد؟ با پاسخ به این سؤالات قیمت خودمان را خواهیم یافت..... 

صوت

1 - باطن حاکمان منشاء فساد جوامع بشری

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2635
زمان انتشار: 10 می 2015
| |
ایمان به قَدَر

راه های مبارزه با غم (جلسه 44)، 94/02/05

ایمان به قَدَر

کسی که با پیروی از معیارهای مناسب و رعایت آداب همسرداری تن به ازدواج نمی‌دهد، قطعاً با شکست مواجه می‌شود. چنین شکستی خواستِ خدا نبوده است. بلکه قضایی بوده که خداوند به دنبال یک انتخاب نامناسب (قدر نامناسب) در عالم قرار داده است.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * همه جلوه‌های حق تعالی، حدود و اندازه‌دار هستند. * اگر بخواهیم به قضاهای خوب برسیم باید قدرهای خوب انتخاب کنیم. * کسب زندگی هر آدمی در دنیا علاوه بر آنکه محصول زندگی او را مشخص می‌کند، نوع قضاهای که در آخرت برداشت می‌کند را مشخص می‌کند. * انسان با نوع انتخاب قضاهای خود در زندگی دائماً در حال سازندگی دنیا و آخرت است. * بخشش و عفو آزار و اذیت‌های دیگران باعث عزت انسان می‌شود. * بلاهای زندگی زمینه‌ای برای شبیه شدن به خداوند است. * ابری شدن دل، غم گفته می‌شود. * تنها جایی که انسان باید بترسد، معصیت کردن و رفتن به جهنم است.   درمان‌های اعتقادی غم ایمان به قَدَر بحث قضا و قَدَر، یکی از مباحث فوق‌العاده مهم، شیرین و سازنده است. خداوند بزرگ که منشأ هستی است و عوالم مختلف هستی (جبروت و ملکوت و دنیا) را خلق نموده است، همه را کاملاً ریاضی و اندازه قرار داده است؛ یعنی از قانون قَدَر پیروی می‌کنند. این مسئله به قدری در نگاه «الله» مهم و ارزشمند است، که در جای جایِ قرآن آن‌ را تأکید نموده و اصرار به فهمیدن و درک این موضوع از سوی انسان‌ها دارد. آیه «كُلُّ شَىءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ» نشان می‌دهد که هیچ مخلوق غیر ریاضی در عالم وجود ندارد، به‌طوری‌که حتی ریزترین مخلوقات خداوند، کاملاً اندازه‌دار و ریاضی‌اند که در اصطلاحات علوم الهی به این اندازه‌ها، کلمه (قَدَر) اطلاق می‌شود. از سوی دیگر خداوند انسان را موجودی مختار خلق کرده است و به او اختیار داده است تا بتواند با عالم ملکوت ارتباط برقرار کند، همین‌طور در نحوه ارتباطش با اشیاء نیز تا حدودی مختار، انتخابگر و مسئول است. اما خداوند برای هر ارتباطی در عالم، یک نتیجه قرار داده است. مثل 5=2+3 و یا از ترکیب دو اکسیژن و یک هیدروژن در هر جای عالم، ‌مولکول آب تشکیل می‌شود. هیچ ارتباطی در نظام خلقت وجود ندارد که بعد از برقرار شدن، نتیجه حقیقی خودش را بر جای نگذارد که به این نتیجه در اصطلاح قضا گفته می‌شود و به آن ارتباط برقرار شده که کاملاً ریاضی و اندازه‌دار است واژه قدر اطلاق می‌شود. H2+o  = H2o                                                                                                                                               نفس انسان نیز حقیقتاً تحت تأثیر قانون قضا و قدر است. می‌دانیم که هدف از خلقت انسان، رسیدن به سعادت جاودانه و ابدی اوست ]البته همراه با شاد بودن و لذت بردن از دنیا[. انسان برای رسیدن به چنین هدف و نتیجه‌ای باید در چارچوب قَدَری که او را به این قضا می‌رساند، ارتباط برقرار کند. نمی‌توان به هرگونه انتخاب، ارتباط، افکار و یا رفتاری تن داد و انتظار رسیدن به سعادت ابدی را داشت. رسیدن به آرامش،‌ شادی، عشق، لذت از زندگی و... همه و همه نیازمند رعایت ارتباطاتی هستند که انسان را به این نتیجه‌ها می‌رسانند.   انتخاب قدر مناسب = رسیدن به قضای مناسب هرگز نمی‌توان با پیمودن راهی نامناسب (قدر نامناسب) که همان انتخابات، ارتباطات، رفتارها و افکار غلط می‌باشد به نتیجه‌ی نامناسب (قضای نامناسب) رسید. خداوند مهم‌ترین شب سال را شب قدر قرار داده است تا بیاموزیم که باید اندازه‌ها و حدود الهی را برای رسیدن به سعادت باور کنیم. باید ادراک کنیم که برای رسیدن به هر نتیجه‌ای (قضا) مستلزم رعایت حدود و اندازه‌های آن نتیجه در روابطمان هستیم. بنابراین رسیدن به هر قضای خوبی، نیازمند انتخاب و رعایت یک قَدَر خوب است. به‌عنوان مثال انتخاب سرعت بالا در رانندگی همراه با عدم رعایت قوانین و... (قدر نامناسب) ‌به تصادف (قضای نامناسب) می‌انجامد. بنابراین منظور از قضای الهی، خواستِ خداوند نیست، بلکه منظور قضایی (نتیجه‌ای) است که خداوند به دنبال هر ارتباطی در عالم (قدَر) قرار داده است. کسی که با پیروی از معیارهای مناسب و رعایت آداب همسرداری تن به ازدواج نمی‌دهد، قطعاً با شکست مواجه می‌شود. چنین شکستی خواستِ خدا نبوده است. بلکه قضایی بوده که خداوند به دنبال یک انتخاب نامناسب (قدر نامناسب) در عالم قرار داده است. بنابراین سبک زندگی هر انسان در دنیا (نحوه انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکار) علاوه بر این‌که سطح شادی، آرامش، رضایت و لذت (قضای اول) او را از زندگی تعیین می‌کند، به‌طور قطع تعیین‌کننده‌ی نوع سعادت و یا شقاوت او در زندگی آخرتی (قضای دوم) نیز می‌باشد. اکنون به راحتی می‌توانیم معنای جمله «دنیا مزرعه‌ی آخرت است» را دریابیم. ما در آخرت همان را درو خواهیم کرد (قضا) که در دنیا می‌کاریم (قَدَر). چه کنیم که همه قضاها به نفع ما خاتمه یابد! انسان در دنیا در انتخاب بخشی از قضا و قدرها مختار است، اما یک سری از اتفاقات، حوادث،‌ ارتباطات و... در گروی اختیار انسان نیست، یعنی یک سلسله قَدَرهایی به سوی انسان گسیل می‌شود که انسان اصلاً در انتخاب آن نقشی ندارد،‌ لذا قضای حادث شده بعد از این قَدَر نیز به انتخاب او نبوده است. مثلاً ما تعیین کننده پدر و مادر خودمان نبوده‌ایم. اما دسته‌ی دیگری از قَدَرهاست که انتخاب آن‌ها با ماست. بنابراین قضای آن‌ها نیز در انتخاب ماست. اما نکته‌ی بسیار مهم در این بحث آن است که؛ خداوند بزرگ آن‌قدر به ما اختیار و انتخاب داده است که اگر با قدرت اختیار خود، در آن سلسله از قَدَرهای انتخابی، دقت کرده و دست به انتخاب‌های درست بزنیم، بقیه قضاهایی که در اختیار ما نیست و از بیرون به ما تحمیل می‌شود را در نهایت به نفع ما خاتمه می‌دهد. پس ما با انتخاب مناسب قَدَرهای اختیاری قادریم قدرهای غیر اختیاری را به نفع خودمان تمام کنیم.   انسان‌ها چه‌ قَدَرهایی را قلباً انتخاب می‌کنند؟ عوامل مؤثر در نوع انتخاب قَدَرها از سوی انسان‌های مختلف به اشخاص، تمایلات آن‌ها و میزان تغذیه‌ی آن‌ها در هر کدام از بخش‌های پنج‌گانه‌ی وجودی‌شان بستگی دارد. انسان با توجه به این‌که کدام از بخش‌های فوق عقلانی‌اش تغذیه شده و بر نفس او غلبه دارد، دست به انتخاب قَدَرهای گوناگون می‌زند. بنابراین با انتخاب هر قَدَر، قضای متناسب با آن قَدَرها را نیز انتخاب می‌کند. به‌عنوان مثال، نوع رفتارها با هرکدام از افراد خانواده‌ی ما، بازتاب خاصی از سوی آنان را با خود به همراه دارد و یا زیاده‌روی در استفاده از fast food ها، در نهایت تولید بیماری‌های خاصی را می‌نماید. بنابراین ما برای دور ماندن از آن دسته از بیماری‌ها، مجبوریم در استفاده از fast food ها دقت بیشتری نماییم. اگر خداوند، ابتلا به بعضی از خُلق‌ها، رفتارها و... را دلیل جهنمی شدن انسان معرفی می‌کند، تنها به این دلیل است که ما از انتخاب آن قَدَرهای نامناسب (ابتلا به آن خلق‌ها و...) پرهیز کنیم تا به قضای نامناسب جهنمی شدن مبتلا نگردیم، زیرا تا زمانی‌که عمر ما باقی است، ما هنوز فرصت انتخاب قَدَرهای مناسب را برای رسیدن به قضای مناسب (سعادت ابدی) در اختیار داریم.   نحوه رویارویی با قضا و قَدَرهای گوناگون شادی‌ها، نعمت‌ها و خوشی‌ها که ظاهراً و باطناً مورد تأیید نفس و قلب انسان بوده و همه‌ی انسان‌ها از آن‌ها استقبال می‌کنند اما برای حفظ شادی و آرامش در قضاهایی که ظاهرا غم‌بار هستند، داشتن یک‌سری از مهارت‌ها الزامی است. اگر به این مهارت‌ها مجهز باشیم، هرگونه اختلاف، بدی دیگران،‌ سختی‌ها، فقدان‌ها و... نردبان‌های ما برای رسیدن به کمالات انسانی و تشبه به اخلاق الهی خواهند بود. به‌عنوان مثال اگر در مقابل بدی و ظلم دیگران، به جای انتقام، عفو کردیم و گذشتیم، صاحب اسم عفو و غفور خداوند خواهیم شد. به‌طور کلی شدائد زندگی انسان به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ دسته اول، سختی‌ها و مشکلاتی هستند که ما در اثر سهل‌انگاری، بی‌مبالاتی، انتخاب‌ها و ارتباطات اشتباه و.. برای خودمان به‌وجود می‌آوریم که خداوند در مورد این دسته از مشکلات و رنج‌ها مژده داده است که آن‌ها را کفاره‌ی گناهان قرار داده و از غم‌های آخرتی ما می‌کاهد. دسته دوم سختی‌ها و مشکلاتی هستند که دیگران برای ما ایجاد می‌کنند و ما در تولید آن‌ها هیچ نقشی نداشته‌ایم. به‌عنوان مثال مشکلاتی که همسر، فرزندان، دوستان و دیگران برای ما تولید می‌کنند، تصادفاتی که در اثر سهل‌انگاری کس دیگری به‌وجود آمده، ظلمی که از اشتباه سیاستمداران و... بر مردم یک ملت وارد می‌شود، همه و همه زمینه‌ای برای کسب اسماء الهی و تشبه به الله و قطعا نردبانی برای رشد انسان‌ها می‌باشند. به‌شرط آن‌که آنان از این نردبان‌ها بالا بروند. مؤمن به سبب اتصال به کانون عشق و عاطفه حتی در از دست دادن عزیزترین‌های زندگی‌اش نیز فرو نمی‌ریزد. به‌طوری که فشارهای عاطفی وارد بر او نیز کفاره‌ی گناهان او و درجات آخرتی‌اش می‌باشد.   تلاش در انتخاب قَدَر مناسب و توکل و اعتماد به الله در رسیدن به قضای مناسب نبی‌اکرم (صلی‌الله علیه وآله و سلم) می‌فرمایند؛ «الإِیمَانُ بِالْقَدَرِ یُذْهِبُ الْهَمَّ وَالْحَزَنَ؛ ایمان به قدر، نگرانی‌ها و غم‌هایتان را از بین می‌برد. ما باید در انتخاب قَدَرهای مناسب نهایت تلاش را هزینه کنیم. وقتی انتخاب‌هایمان درست بود، دیگر باید به قضایی که خداوند در پی قَدَرها قرار داده است مطمئن و راضی باشیم و آرامش و شاد به استقبال قضاها برویم. مهارت‌های انسان در انتخاب قدرها، دعاها و صدقه‌های او و دعاهای دیگران همه و همه انسان را به سمت قضای مناسب پیش می‌برد. حال اگر علیرغم همه‌ی تلاش‌ها و دعاها و صدقه‌ها و... نتیجه‌ای ظاهراً نامناسب پیش آمد یعنی قضایی که ما انتظار نداشتیم پیش نیامد، نباید نگران باشیم، چون هیچ‌وقت هیچ چیزی به ضرر ما تمام نمی‌شود چون در درگاه خدا هیچ دعایی رد شده نیست. هرچه پیش‌آمد حتما خیر ماست. پس نباید با خداوند درگیر شده و چون و چرا در اوامر و صلاحدیدهای او وارد کنیم. کسی که خداوند را به‌عنوان رب خود برگزیده است در اطاعت از مربی خود چون و چرا نمی‌کند. 

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2634
زمان انتشار: 29 آوریل 2015
| | | | |
خانواده و مودت اهل بیت و بغض دشمنان

خانواده آسمانی، جلسه 359، 94/02/03

خانواده و مودت اهل بیت و بغض دشمنان

 پیامبر می‌فرماید: مودت از محبت بالاتر است یعنی محبتی که توأم با فداکاری است. کسی که بگوید فقط حب اهل بیت را دارد، دروغ است. فقط حب پیامبر دروغ است،‌ فقط حب «الله» دروغ است.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * همه افراد مسئول اند که خانواده خود را بهشتی کنند و هیچ کس حق ندارند به خاطر میل‌های خود جهنم را به محیط خانه وارد کند. * اگر در خانه شعائر الهی تعظیم نشود و به آنها بی‌احترامی شود راه شیاطین باز می‌شود. * در خانواده مرد و زن در اولین قدم باید سه وظیفه را انجام دهند: 1- مهندسی اقتصاد، 2- مهندسی عاطفی، 3- مهندسی معنویت در خانواده. * آسمان زمانی راه روزی خود را به روی شما باز می‌کند که شما راهِ روزی را به روی اطرافیان خود باز کنید. * در مراسم شهادت یا ولایت ائمه شما مهمان نیستید بلکه صاحب مجلسید. * اهل بیت در تربیت افراد از شعر استفاده می‌کردند چون شعر آهنگین است و تأثیرگذارتر است. * والدین در خلال بازی و نقاشی با بچه‌ها، انسانیت او را شکوفا کنند. * شما حق مقایسه بچه‌ات با دیگران را نداری چون بچه‌ی تو ژن تو و همسر توست پس آن را بپذیر و دوستش داشته باش.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 357 «خانواده آسمانی » مورخ 94/1/27 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   معیت با اهل بیت «علیهم‌السلام» و جایگاه آن در سعادت دنیا و آخرت وجود مقدس پیامبر اکرم فرمودند؛ «ایُّها النّاس عَلَیکُم بِحُبِّ اهل بیتی عَلیکُم بِحُبَّ علمائِکُم وَ لا تبغضُوهُم وَ لا تُحسِدوهُم وَ لا تتعنوا فیهم ألا من احبهم فقد احبنی؛ بر شما باد به حب اهل بیت من، این‌ها حاملان قرآن هستند. حب علماء که متخصصان معصوم هستند را در دل داشته باشید. بغضشان را در دل نداشته باشید، حسادت به آن‌ها نکنید، عیبجویی از آن‌ها نکنید. هرکس اهل بیت را دوست داشته باشد ما را دوست دارد. «و من احبنی فقد احب الله»؛ هرکس مرا دوست داشته باشد حتما خدا را دوست دارد. پیامبر اکرم با آوردن کلمه «فقد» قصد دارد قاعده‌ای را بیان کند؛ هرکس اهل بیت را دوست اشته باشد، قاعدتا مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست بدارد، قاعدتا خدا را دوست دارد. یعنی این حب‌ها مترتب بر هم هستند. رابطه ریاضی و علی و معلولی باهم دارند. اهل بیت «علیهم‌السلام» به خاطر اسلام و دین پیغمبر عزیز هستند و دین را به‌صورت جاودانه تا قیامت حفظ می‌کنند. پیامبر هم برای این‌که خلیفه‌الله و مظهر خداست، عزیز است. خدا هم چون اصل ما و اله ماست عزیز است. پیامبر برای این‌که خوب فهمیده شود، بُعد دیگری را هم ذکر می‌کند. تا اینجا سخن از محبت کردند حالا به سراغ بغض می‌روند. هرکس اهل بیت را دشمن بدارد حتما دشمن من است. مسئولین حرم نبوی نسبت به پیامبر بغض دارند و اجازه نمی‌دهند شیعیان عشق‌بازی کنند. اعتقاد غلطشان این است که پیامبر از دنیا رفته و قدرتی ندارد که حاجت بدهد و توسل به ایشان شرک است و فقط از خدا درخواست داشته باشید، قرآن بخوانید، نماز بخوانید، دعا بخوانید. در صورتی‌که قرآن ما را دعوت به توسل کرده است. پیامبر به‌طور یقین می‌خواهد این توهم را اصلاح کند که کسی که به اهل بیت احترام نمی‌گذارد و عشق به اهل‌بیت ندارد، حتما پیغمبر را هم دوست ندارد. هرکس بغض اهل‌بیت را داشته باشد، حتما بغض مرا هم دارد. باور نکنید یک نفر با اهلبیت خوب نباشد با پیامبر خوب باشد. پیامبر می‌فرماید: این‌ها جان من هستند. هرکس می‌خواهد دین من حفظ شود، باید مودت اهل بیت را داشته باشد. مودت از محبت بالاتر است یعنی محبتی که توأم با فداکاری است. کسی که بگوید فقط حب اهل بیت را دارد، دروغ است. فقط حب پیامبر دروغ است،‌ فقط حب «الله» دروغ است. این‌ها بهانه‌های یک نفس سرکش،‌ متعصب و حسود است. «وَمَنْ أَبْغَضَنِی فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ؛ محال است کسی بغض مرا داشته باشد و بغض خدا را در دل نداشته باشد». کسی که به حضرت مسیح احترام بگذارد، محال است به پیامبر اسلام یا قرآن توهین کند. چون مسیح در انجیل مژده داده به پیامبر بعد از خودش، او را ستوده و ستایش کرده و برتر از خودش دانسته است. اگر می‌خواهید دین پیغمبر و دین من و راه من را نگه دارید و به من برسید باید با مودت اهل بیت باشد. یعنی عشق، همراه با مودت اهل بیت باشد. عشق‌ورزی به دین پیامبر با مودت اهلبیت امکان‌پذیر است. « قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا». قرآن صریحا می‌فرماید: هیچ‌ دانشمند یا عاقلی که کمی از قرآن را بفهمد، نمی‌تواند منکر این باشد. خداوند می‌فرماید: اگر می‌خواهید راه مرا بیایید باید با عشق اهل‌بیت بیایید. (محبت همراه با اطاعت و فداکاری) امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند: اگر عوام اهل سنت در قیامت بگویند ما نمی‌دانستیم قطعا علماء آن‌ها معذور نیستند چون همه این ها را خوانده‌اند و علم دارند. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: روز قیامت هیچ‌کس خدا را به گناهی بزرگ‌تر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی‌کند. یکی از وظایف قطعی و مسلم هر زن و شوهری که زندگی مشترکشان را شروع کردند این است که اطلاعات لازم در مورد تربیت بهشتی فرزندانشان را کسب کنند. «كُلُّكُمْ راعٍ، وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ؛ همه ی شما راعی هستند و همه مسئول هستید و از شما سؤال خواهد شد که چرا حریم و عفت و حیاء و ادب خانواده را حفظ نکردید؟   خانواده ای که در آن نسبت به خانواده آسمانی بی‌حرمتی شود در جهنم و شیاطین روی آن‌ها باز می‌شود. وقتی حرمت‌شکنی کردید، باید منتظر غم و غصه و دعوا و درگیری و اختلاف باشید. نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «أَدِّبوا أولادَكُم عَلى ثلث خِصالٍ: حُبِّ نَبیِّكُم وَحُبِّ أَهلِ بَیتِهِ وَ قِراءَةِ القُرآنِ؛ پیامبر امر کرده که ما فرزندانمان را به سه خصلت تربیت کنیم. وقتی می‌فرمایند «خصلت» یعنی ظاهرسازی نیست و باید این حرمت‌ها در فرزندان نهادینه شود. مهم‌تر از هر چیز دیگری این است که حیات جاودانه فرزندمان تأمین شود. محبت و عشق، انسان را ملحق می‌کند. مهندسی اقتصاد خانواده (گاهی پدر یا مادر در اثر یک برخورد اشتباه در مورد مسائل اقتصادی فرزندشان را بی‌دین می‌کنند) وقتی شما می‌خواهید عشق و عاطفه و اخلاقیات و معنویت را در خانواده بگذارید و درخت جاودانگی را بکارید باید لقمه حلال باشد. باید کرامت، بزرگواری و محبت در خانه باشد. آسمان زمانی از نظر رزق و روزی‌های معنوی راه را باز می‌کند که شما در را باز بگذارید. بچه‌هایتان را به محبت اهل بیت تأدیب کنید و عشق اهل بیت را در دلشان بریزید. حرمت سه پدر واجب است؛ «الآباءُ ثَلاثَةٌ: أبٌ وَلَّدَكَ، و أبٌ زَوَّجَكَ، و أبٌ عَلَّمَكَ» همه باهم در یک خانواده به سراغ خانواده آسمانی‌تان بروید. عقاید دینی را با شعرها و کتاب‌ها به فرزندانتان آموزش دهید. فرزندانتان را با قرآن آشنا کنید. در کودکان به هیچ‌عنوان اجبار نکنید تا جاییکه کشش دارد آهسته آموزش دهید. دوستان خوب برای فرزندانتان انتخاب کنید. 

صوت

1 - خانواده و مودت اهل بیت و بغض دشمنان

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2633
زمان انتشار: 29 آوریل 2015
| | | | |
نقش عشق  به اهل بیت در زندگی

خانواده آسمانی، جلسه 358، 94/02/03

نقش عشق به اهل بیت در زندگی

انسان اگر عاشق کسی باشد همان عشق با او همراه می‌کند. کسی که عشق خانواده آسمانی و محبت اهل بیت را در خودش دارد، قیمتش همان‌جاست. قیامت و شب اول قبر مرا جایی می‌برند که در دنیا دلم می‌رفته است. ببین دوست داری شبیه چه کسانی زندگی کنی؟ محبت ما را می‌کشاند و می‌برد. پس باید دل به اهل بیت بدهیم.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * با اجبار و اکراه سراغ دین نرویم بلکه با عشق و نشاط دینداری کنیم. و لازمه‌اش این است که چینش‌های عشقی خود را درست کنیم. * وقتی انسان قرار است کسی را دوست داشته باشد باید در عشقش مبنا داشته باشد. * اگر سبک زندگی‌ات را شبیه کسانی کنی که جهنمی هستند پس تو هم جهنمی خواهی شد و اگر بهشتی هستند بهشتی خواهی ماند. * فقط در صورتی می‌توانی کسی را مورد نفرت قرار دهی که دشمن خدا باشد. * اگر فردی ضعف‌های اخلاقی دارد شما حق نداری از او متنفر باشی چون تو خودت هم حتماً ضعف اخلاقی داری ولی خودت را دوست داری. * بچه‌های تان را به سه خصلت تربیت کنید: 1- حبّ پیامبر، 2- محبت اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، 3- قرائت قرآن   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 358 «خانواده آسمانی » مورخ 94/02/03 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   نقش محبت خانواده آسمانی در سعادت دنیا و آخرت گفتیم وقتی که حرکت از محاسبات عقلانی درمی‌آید و تبدیل به عشق می‌شود، هم سریع‌تر انجام می‌شود، و هم وسوسه‌های انسان از بین می‌رود. انسان اگر شغلش را دوست داشته باشد، در آن شغل خیلی موفق است. علاوه بر این‌که همت و تلاش صرف کارش می‌کند، عشق هم به کمکش می‌آید. خستگی‌اش هم درمی‌آید چون به معشوقش رسیده و ابتکار، قدرت، سرعت و پرواز در این کار نصیب این شخص می‌شود. اما اگر انسان شغل یا رشته تحصیلی‌اش را دوست نداشته باشد. در آن کار باید با سختی به وسوسه‌های دیگرش غلبه کند تا خودش را پای آن درس بنشاند و هر وقت می‌خواهد سر کلاس برود میل ندارد و... اما وقتی که رشته و شغلش را دوست دارد، سرعت و قدرتش به شدت بیشتر می‌شود. آن‌هایی که اهداف و آرمان‌های زندگیشان با عشقشان یکی می‌شود بیشترین پیشرفت را در حیات دنیا می‌کنند (اگر آرمان‌هایشان آرمان‌های آخرتی باشد) ضمیمه شدن عشق و علاقه، وسوسه‌ها را از بین می‌برد. تلخی‌ها و خوان‌های طاقت‌فرسایی که در مسیر عشق سر راه انسان قرار می‌گیرد همه با اکسیر عشق از بین می‌روند و انسان می‌تواند مسیر را به خوبی طی کند. ما یک مسیر زندگی دنیایی داریم که اگر با خانواده آسمانی‌مان همراه باشیم، مسیر زندگی دنیایی‌مان عاشقانه می‌شود. یعنی من چون با اهداف خانواده آسمانی پیوند خورده‌ام به‌همین دلیل با توان شخصی خودم دنبال ازدواج، انتخاب شغل و انتخاب همسر نمی‌روم. ازدواج صرفنظر از این‌که همسرم چه کسی باشد، زن‌داری، شوهرداری و بچه‌داری خودش یک عبادت است. این‌که نتیجه چه چیزی می‌شود مهم نیست همین‌که رضایت و سفارش خانواده آسمانی پای آن کار هست، برای من تولید علاقه و عشق و انرژی زیاد می‌کند. وقتی با اهداف خانواده آسمانی خودم پیوند می‌خورم، هدفم این است که به خانواده آسمانی‌ام ملحق شوم. غایت آرزوی من همسایگی با ایشان و حضور در عیش و نوش ابدی است. امام زمان «علیه‌السلام» فرمودند: هیچ‌وقت نباید توجه به خوشی‌ها و عیش و نوش در نزد خانواده آسمانیمان از ذهن ما پاک شود. چون  باعث می‌شود انگیزه‌های فوق‌العاده‌ای برای حیات جاودانه در ما ایجاد شود و زندگی دنیایی‌مان هم رنگ و بوی آخرت پیدا ‌کند. هرکار می‌کند چون عشق بالاتر و برتری در زندگی او قرار دارد. زندگیش یک زندگی بانشاط می‌شود و از طرفی هم به اهدافش می‌رسد. خداوند دوست ندارد که بنده از ترس جهنم عبادت کند؛ بلکه می‌فرماید: اگر به نزد من می‌آیید با شوق و نشاط بیایید، من بنده‌ای را دوست دارم که دوست دارد پیش من بیاید هر بنده‌ای که خلوت با مرا دوست داشته باشد من هم نوازش کردن او را دوست دارم. با دل‌مردگی و اکراه نزد خداوند نرویم بلکه با شوق و نشاط و عشق این کار را انجام دهید. برای همین به مهندسی دل و مهندسی محبوب‌ها سفارش شده است. وجود مقدس پیامبر اکرم فرمودند؛ «أَیُّهَا النَّاسُ عَلَیْکُمْ بِحُبِّ أَهْلَ بَیْتِی وَ عَلَیکُم بِحُبِّ جملت القُرآن ...؛ لازم است بر شما حب اهل بیت من.....». یعنی اگر کسی را دوست دارید باید عشقتان مبنا داشته باشد و بدانید برای چه او را دوست دارید. چنانچه در بخش حسی، کمالات حسی را دوست داشته باشیم، این کمالات محدود هستند، در بخش گیاهی و حیوانی هم معشوق‌ها به درد دنیا می‌خورند و باز هم محدود هستند در بخش عقلی اگر کاربرد ابدی داشته باشد خوب است، اگر کاربرد دنیایی داشته باشد آن هم محدود است و به درد نمی‌خورد. فقط در بخش فوق عقلانی که انسان هستیم بی‌نهایت ‌طلبیم. یعنی تک تک ما حقیقتاً عاشق کمال مطلق و بی‌نهایت هستیم. اگر عشقی قوای ما را محدود کند، عشق مبارکی نیست چون سهم من کم می‌شود و حرکت من متوقف می‌شود من کوچک و محدود می‌شوم. لذا باید به سراغ عشق‌هایی که ما را جاودانه می‌کند،‌ برویم. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» مبنای عشق اهل بیت را این‌گونه تعریف می‌کنند؛ «عَلَیکُم بِحُبِّ جملت القُرآن»؛ بروید کسانی را دوست داشته باشید که همه‌ی قرآن در سینه‌ی ایشان است آن‌ها که حاملان قرآن هستند. قرآن با همه‌ی ذات مقدسش در سینه ایشان حمل می‌شود و عالِم به قرآن هستند. قرآن کتاب نجات ماست. اما کتاب نجات را کسی می‌تواند پیاده کند که آگاهی به این محتوا داشته باشد. قرآنی که قدرتی دارد که از زمان آمدنش تا قیامت بشر را هدایت کند حتما مربی به بزرگی خودش نیاز دارد. حامل قرآن یعنی کسی که می‌تواند محتوای کتابی را که از زمان نزول تا قیامت می‌تواند بشر را هدایت کند را می‌تواند بفهمد و پیاده کند. خود قرآن، معصومین را به‌عنوان مفسر و مدرس خودش معرفی می‌کند: «فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ* لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ؛ در کتاب پنهانی است که هیچ‌کس نمی‌تواند به باطن او راه پیدا کند جز همان‌هایی که به شیوه ویژه‌ای پاک شدند و بی‌فاصله آن را مَس می‌کنند. قرآن می‌فرماید: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ فقط خداوند اراده کرده است که شما اهل بیت را به ‌طرز ویژه‌ای از هر نوع ضعف و پلیدی پاک کند. پس ما اگر بخواهیم راه «الله» را برویم باید با قرآن حرکت کنیم. کسی می‌تواند ما را همگام و همراه قرآن محشور کند که قرآن را بلد باشد. برای همین پیامبر می‌فرماید: کسانی را دوست داشته باشید که همه‌ی قرآن در سینه‌ی آن‌ها حمل می‌شود. برای حرکت انسان از دنیا به آخرت هفت تخصص لازم است؛ شناخت جسم انسان، شناخت روح انسان، شناخت رابطه جسم و روح، شناخت عالم طبیعت، شناخت رابطه جسم و روح با طبیعت، شناخت حرکت انسان از «الله» تا زمین و از زمین تا «الله» مسیر آخرت از کجا؟ کجا؟ و به کجا؟ این هفت تخصص انحصاراً در اختیار خداوند قرار دارد. قرآن هم تأکید می‌کند هر تخصصی بخواهید اصلش نزد منِ خداست که منشأ تمام علم‌ها هستم. «قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ؛ بگو همانا علم دست خداست». هیچ‌کس علمی خارج از علم خدا ندارد. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید: من یک چیزی را می‌دانم که خدا نمی‌داند. تو هر چیز را که بدانی جلوه‌ی خدا را فهمیده‌ای و مال خداست. هیچ‌کس نمی‌تواند از خدا سبقت بگیرد. خداوند هم این هفت دسته اطلاعات تخصصی را انحصارا در اختیار معصومین قرار داده است. «وَ کُلَّ شَیْء أَحْصَیْناهُ فِی إِمام مُبِین؛ همه‌ی محاسبات ابعاد وجودی یک شیء را در امام مبین قرار دادیم». اوست که همه چیز را می‌داند و در هر زمینه‌ای تخصص دارد. در شخصیت ایشان چیزی به اسم جهل وجود ندارد. اگر شما علماءتان را دوست داشته باشید، این محبت باعث می‌شود که به اهل بیت نزدیک شوید و از سبک زندگی اهل بیت برخوردار شوید و این‌ها شما را با خودشان می‌برند. انسان اگر عاشق کسی باشد همان عشق با او همراه می‌کند. کسی که عشق خانواده آسمانی و محبت اهل بیت را در خودش دارد، قیمتش همان‌جاست. قیامت و شب اول قبر مرا جایی می‌برند که در دنیا دلم می‌رفته است. ببین دوست داری شبیه چه کسانی زندگی کنی؟ محبت ما را می‌کشاند و می‌برد. پس باید دل به اهل بیت بدهیم. خداوند یک دلبر بیشتر برای ما معرفی نکرده است و آن‌هم «لا اله الا الله» و اهل بیت هم مظاهر و حجت خدا روی زمین هستند که ما را به سمت معشوق می‌برند. «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ»؛ یعنی اگر به خدا (و اهل بیت) دل بدهی، آن‌ها هم شما را دوست دارند. پس چرا باید اهل بیت را بیشتر از خانواده و فرزندانتان، مال و جانتان دوست داشته باشیم؟ چون حاملان قرآن هستند، چون علماء ما هستند در مسیری که اهل بیت به جامعه بشری معرفی شده‌اند، عده‌ای تحمل دیدن ایشان را نداشتند. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: این‌که اهل بیت کشته شدند و ماجرای غدیر پیش آمد که امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به جای پیامبر منصوب شد تا خلیفه خدا باشد به دلیل این بود که کینه‌های بدر و خیبر و حنین جمع شد و زمان پیامبر نتوانستند کاری کنند چون پیامبر از امیرالمؤمنین دفاع می‌کرد، پیامبر که از دنیا رفتند آن حقدها و کینه‌ها را روی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا «سلام‌الله علیها» و فرزندانشان اعمال کردند. و یکی یکی آن بزرگواران را به شهادت رساندند. بعضی‌ها به اهل بیت و فاطمه زهرا هم حسادت می‌کنند. چرا باید این‌طور باشد؟ کسی که پدر و مادرش آدم‌های بزرگی باشند مگر به آن‌ها حسودی می‌کند؟ پدر و مادری که ما را با همه‌ی گناهان و ضعف‌هایمان می‌پذیرند و می‌فرمایند اگر پیش ما بیایید ما همه گذشته شما را جبران خواهیم کرد. در جامعه کبیره می‌خوانیم؛ «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللَّهُ مَعَالِمَ دِینِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیَانَا»؛ خدا به عشق شما همه معارفی که ما لازم داریم به ما یاد داده (تا بفهمیم که بالاتر از جنبه‌های حیوانی‌مان یک بعد انسانی داریم. در همه‌ی عالم بگردید آن‌جا که از معارف اهل بیت برخوردار نیستند، حیات انسانی هم وجود ندارد.) خدا به عشق شما ضعف‌ها و گذشته‌های ما را جبران می‌کند. وقتی شما تصمیم می‌گیرید به چادر اهل بیت بروید دیگر اصلا با گذشته شما کار ندارند. اگر کسی بغض اهل بیت را در دل دارد، حتما خودش و رابطه بین خودش و اهل بیت را نمی‌شناسد. اگر کسی بداند اهل بیت پدر و مادر حقیقی‌اش هستند هیچ مکتبی را غیر از مکتب اهل بیت دوست ندارد. حسادت و بغض و دشمنی از جهالت ناشی می‌شود. آیا تو بیشتر از اهل بیت می‌دانی؟ هیچ‌وقت بخش حیوانی از حج و زکات و جهاد و ... خوشش نمی‌آید. چون حیوان است و می‌خواهد بخش پایینی‌اش را آباد کند. در روایت داریم: مؤمن بین 5 شدت قرار دارد. اولین شدت این است که مؤمنین حسود اطرافش را گرفته‌اند. شخص حسود حتی نمی‌تواند خوبی‌ها و محبت‌های کسی را که نسبت به او حسودی می‌کند را ببیند. به او هم حسودی می‌کند و می‌گوید او چه‌طور می‌تواند این‌قدر مهربان و با محبت باشد. شخص حسود به تعبیر معصوم یک ظالم به تمام معناست. دنبال عیب‌هایشان (اهل بیت) نباشید. برایشان عیب نتراشید. مثلا به‌جای این‌که پیامبر را از بالا نگاه کند و ایشان را به‌عنوان خلیفه‌الله، انسان کامل، اولین مخلوق خدا، مثل اعلی و صادر نخستین بشناسد، از پیغمبر نقد می‌کند که چرا نُه تا همسر گرفته است؟ در صورتی‌که وقتی از بالا نگاه کنی عصمت می‌بینی پس حتما لازم بوده که معصوم این کار را انجام بدهد. «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَی * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی‌؛ هرگز از روی هوای نفس کاری نمی‌کنند و هرچه می‌گویند وحی است». خدا ما را برای مقام محمود «أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ» خلق کرده و حالا در جنبه‌های جنسی، جمادی، گیاهی، برای ما یک سری مقررات قرار داده است. این قانون را خالق کل شیء و خدای عالِم تنظیم کرده است. احکام الهی براساس مصلحت همه‌ی انسان‌ها تا قیامت طراحی شده است. کار به جایی رسیده است که به خدا و اهل بیت هم ایراد می‌گیرد. این به‌خاطر بیماری اوست و مشکل این است که عضو حزب شیطان شده است. می‌خواهد بی‌دینی کند و دنبال بهانه‌گیری از پیامبر می‌گردد. بعضی‌ها می‌گویند من فقط خدا را قبول دارم و من اصلا با اهل بیت کاری ندارم. این‌قدر جاهل است که نمی‌فهمد خداوند اطلاعات تخصصی را چگونه به تو برساند. یا می‌گویند فقط قرآن را قبول دارم. این هم حرف بیخودی است چون قرآن همه‌ی حرف‌ها را ندارد قرآن کلیات احکام را دارد. قرآن، تبیان کل شیء است اما کلیات کل شیء را می‌گوید نماز را عنوان کرده اما نمی‌گوید چند رکعت نماز بخوان. جزئیاتش را معصوم باید بگوید. پس این‌هایی که مریض هستند به اهل بیت طعنه می‌زنند. چون می‌خواهند بی‌دینی کنند. «بَلْ یُرِیدُ الْإِنسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ* یَسْئَلُ أَیَّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ»؛ انسان چون می‌خواهد گناه کند می‌پرسد قیامت چه زمانی است؟ (سوره قیامت،‌ آیه 6ـ5) قرآن، حضرت علی «علیه‌السلام» را به‌عنوان نفس رسول خدا معرفی می‌کند. در آیه مباهله وقتی که علماء مسیحی آن زمان زیربار نرفتند پیامبر فرمودند: دعوتشان کنید به مباهله. من لعنت می‌کنم شما هم لعنت کنید. آیا شما که پافشاری می‌کنید روی این مسئله آیا حاضر به مباهله هستید؟ «وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ...»؛ خودتان (جانتان) و زن‌هایتان و فرزندانتان را بیاورید. پیامبر به‌عنوان (وَ أَنفُسَنَا) حضرت علی «علیه‌السلام» را آوردند. هرکس اهل بیت را دوست داشته باشد، حتما مرا دوست دارد. برعکس آن هم امکان‌پذیر نیست.  

صوت

1 - نقش عشق به اهل بیت در زندگی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2622
زمان انتشار: 10 می 2015
| | | | |
بهترین دوستان چه کسانی هستند ؟

خانواده آسمانی، جلسه 363، 94/02/17

بهترین دوستان چه کسانی هستند ؟

باید تمام همّت‌مان را ابتدا برای کسب قدرت در وجود خودمان به‌کار بگیریم تا بتوانیم منشأ اثر خیر در وجود دیگران باشیم. برای این کار ابتدا باید قلبمان را خالی کنیم؛ خالی از هر آن‌چه که خداوند آن‌را نمی‌پسندد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * انسان اشتیاق به چیزی داشته باشد با آن اتحاد وجودی برقرار می کند. * انسان بخاطر فراموش کار بودنش، نیاز به موعظه دارد. * با عفونت کینه نمی توان حضور قلب کسب کرد. * نشانه آدم های بهشتی اینست که بودن در کنارشان ما را به بخش های فوق عقلانی مشتاق می کنند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶3 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۲/۱۷ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   چگونه می‌توان منشأ تأثیرات خیر در دیگران بود؟ دو نفر که با هم خیلی رفیقند، حتی اگر در نزد هم نباشند، به‌واسطه محبت، بر نفوس همدیگر تأثیر می‌گذارند. کسانی که اهل آسمان را به رفاقت برگزیده‌اند نیز در تمام احوالاتِ دنیا با رفقای خود نفس می‌کشند،‌ و از آنان انرژی و قدرت دریافت می‌کنند. آیا ما شیفته‌ی اهل آسمان هستیم تا قدرت شیفتگی در دیگران را ایجاد کنیم؟ شروع همه گناهان از تعلق به دنیا سرچشمه می‌گیرد. هرچه این تعلق در وجود انسان کم‌تر باشد، بهتر می‌توان در یادآوری آخرت و ایجاد عشق به ابدیت در دیگران موفق‌تر شد. علامت انسان‌های بهشتی آن است که اساساً درگیری‌های بخش‌های پایینی را در نفس دیگران تولید نمی‌کنند، بلکه آن‌قدر نفس خودشان مشتاق و درگیر بهشت و بالاتر از بهشت است که این اشتیاق را در دیگران نیز تولید می‌کنند.  مؤمن آن‌قدر قدرت دارد که به راحتی می‌تواند دست دیگران را بگیرد و تا بهشت برساند. کمی بیاندیشیم، نوع رغبت‌هایی که ما در دیگران تولید می‌کنیم، جزء کدام دسته از رغبت‌های پنج قوه وجودی انسان‌هاست. رغبت‌های حسی، خیالی، وهمی، عقلی و یا فوق عقلی؟؟؟ آن‌قدر ارتباط مؤمن با خداوند تنگاتنگ است که به محض سرد شدن انسان‌های دیگر، زود به فریادشان می‌رسد و دستشان را می‌گیرد، و خمودی‌های معنوی را از روح دوستانش می‌زداید. آیا ما در اطرافمان دوستانی داریم که وقتی ارتباطمان با خداوند به ضعف می‌گراید به سراغش برویم و حالمان رو به راه شود؟ آیا خودمان آن‌قدر قدرت داریم که در چنین حالاتی از دیگران به فریادشان برسیم و قلبشان را راه بیاندازیم!؟ باید تمام همّت‌مان را ابتدا برای کسب قدرت در وجود خودمان به‌کار بگیریم تا بتوانیم منشأ اثر خیر در وجود دیگران باشیم. برای این کار ابتدا باید قلبمان را خالی کنیم؛ خالی از هر آن‌چه که خداوند آن‌را نمی‌پسندد. لذا برای رسیدن به رفاقت با غیب باید مسئله خودسازی را جدی بگیریم. باید دائماً قدرت روح خودمان را ارزیابی کنیم و از خودمان بپرسیم من چه کسی هستم؟   دوستانی که به ما قدرت می‌دهند، بهترند یا آنان که از ما قدرت می‌گیرند؟ حضرت امیرمؤمنان علی «علیه‌السلام» فرمودند: «أخٌ تَسْتَفیدُهُ خَیْرٌ مِنْ أخ تَسْتَزیدُهُ؛ دوستی که از او قدرت می‌گیری، از دوستی که به او خیر می‌رسانی بهتر است». دوستان سه گروهند؛ گروه اول کسانی هستند که به ما قدرت می‌دهند، گروه دوم کسانی هستند که از ما قدرت می‌گیرند و هم به ما قدرت می‌دهند. امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» به ما توصیه می‌کنند که با دوستانی بیشتر رفاقت کنیم که از ما قوی‌تر و قدرتمندترند و می‌توانند ما را به رشد و قدرت برسانند. آنان همان کسانی هستند که مصداق «أعانکَ عَلَی طاعَةِ المُولی» می‌باشند، یعنی ما را در اطاعت الله یاری می‌کنند. ضعف‌هایمان را دفع کرده و در رفاقت با آسمان به ما قدرت می‌دهند. تمام سردی‌ها، قساوت‌ها، سستی‌ها و موانع نفسمان را به‌واسطه قدرت نفسشان از نفس ما می‌زدایند و بوی بهشت را به ما نیز هدیه می‌کنند.  

صوت

1 - بهترین دوستان چه کسانی هستند ؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2621
زمان انتشار: 10 می 2015
| | | | |
بهترین دوست چه کسی است.

خانواده آسمانی، جلسه 362، 94/02/17

بهترین دوست چه کسی است.

در گذشته آموختیم که قبر ما همان نفس ماست. اگر الآن، خانواده آسمانی ما در باطن و نفسِ ما جایی ندارند و نمی‌توانند ما را از غم‌های دنیا برهانند و با داشتن آن‌ها هنوز درگیر غم‌های دنیا هستیم یعنی آن‌ها در قبر ما نیز حضور نخواهند داشت.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * خالص ترین دوست هر کس، پدر و مادر اوست. * با شهدا دوست شوید؛ زیرا آنها دوستانی هستند که تا قیامت و بعد از آن با انسان می مانند. * اینکه چندبار در روز امام زمان (علیه السلام)، شهدا و صالحین به تو سر می زنند و دل تو هوس آنها را می کند، نشان می دهد که با دلت چه کرده ای. * در درون خودت کاخی بزرگی بساز که تمام شهداء و انبیاء در آن جا بشوند. * یکی از چیزهای که می تواند دلت را آباد کند غصه های دنیاست؛ چون سوخت دل می شوند برای آباد کردن دلت. * قبر یعنی باطن و ملکوت خودت.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳62 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۲/17 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   چه دوستانی را در زندگی خود حفظ کنیم؟ در فرمایشی از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» آمده است؛ «تَمَسَّكْ بِكُلِّ صَدیقٍ أَفادَكَ فِی الشِّدَّةِ؛ هر دوستی را که در شدائد و سختی‌ها بدست آوردی، آن دوست را خوب نگه دار». انسان‌ها در شرایط گوناگون، رفقا و دوستانشان را می‌یابند. به بعضی از رفقا، (اخوانٌ مکاشره) گفته می‌شود. یعنی دوستان و برادرانی که خوشرو هستند. امّا ارتباطشان با ما در حد احوالپرسی و سلام علیک است و هیچ ارتباط دیگری با ما ندارند. دسته‌ی دوم، دوستانی هستند که در رفاه و خوشی‌ها در کنار انسان هستند، امّا در سختی‌ها به بهانه‌ها و دلایل گوناگون از انسان فاصله می‌گیرند. امّا دسته‌ی سوم، دوستانی هستند که انسان در مشکلات آن‌ها را می‌یابد، به این معنا که در سختی‌ها و مشکلات در کنار انسان بوده و یاری‌اش می‌کنند، به‌طوری که آغوششان همیشه در لحظات ناگوار زندگی به روی انسان باز است. حضرت علی «علیه‌السلام» به ما سفارش می‌کنند که در حفظ این دسته از دوستان سخت‌کوش باشیم. البته منظور از دوستان می‌تواند یک همسر فداکار باشد، یک پدر و مادر مهربان‌تر و فداکارتر و دلسوزتر هستند. باید قدر این دسته از انسان‌ها را در زندگیمان بدانیم و این دوستی‌ها را حفظ کنیم. نکند که با نمک‌نشناسی و ناسپاسی، این دسته از رفاقت‌ها را نابود کنیم.   بهترین رفیق از نگاه امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» در روایت زیبای از امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» که فرمودند؛ «خَیرُ مَن صَحِبتَ مَن وَلَّهَكَ بِالاُخرى، و زَهَّدَكَ فِی الدُّنیا، و أعانَكَ عَلى طاعَةِ المَولى؛ بهترین مصاحب تو کسی است که تو را شیفته‌ی آخرت کرده و تو را به دنیا بی‌رغبت می‌کند و تو را در اطاعت از الله یاری می‌کند». خوب است هر کدام از ما به سؤالات زیر پاسخ دهیم؛ سؤال اول؛ من در زندگی خود چند رفیق با این خصوصیات دارم؛ دوستانی که مرا در اطاعت خداوند یاری می‌کنند و شوق به آخرت را در من زنده می‌کنند؟ آیا ما در دعاهایمان از خداوند چنین دوستانی را طلب می‌کنیم؟ چه‌قدر به دنبال یافتن چنین دوستانی تلاش کرده‌ایم؟ دوست انسان، جزء دارایی‌های آخرتی انسان هستند، به‌طوری که در برزخ و قیامت نیز در کنار ما خواهند بود. اگر ما زودتر از او از دنیا رفته باشیم، حتماً با سرمایه‌هایی که برایمان پیش می‌فرستند، در گذرگاه‌های آخرتی یاری‌مان خواهد کرد و اگر او زودتر از ما به برزخ متولد شده باشد،‌ حتماً در لحظه‌ی تولد و جریانات بعد از آن در کنارمان خواهد بود. اگر کسی طمع رفاقت با اهل آسمان یعنی (انبیاء)، شهدا، ملائکه، خانواده آسمانی،‌ صدیقین و صالحین، در قلبش وجود داشته باشد، قطعاً انسان ارزشمندی است. آیا ما به فکر هدیه فرستادن برای اهل آسمان هستیم؟ در طول روز چند بار دلتنگشان می‌شویم؟ و هوس در آغوش کشیدنشان به سرمان می‌افتد؟ چند بار در روز دلمان به امام زمان «علیه‌السلام» سر می‌زند؟ میزان اشتیاق و دلتنگی‌های ما به اهل آسمان، تعیین کننده میزان اشتیاق آن‌ها به ماست. اگر حقیقتاً به دنبال این هستیم که در زمان تولد به برزخ، خانواده آسمانی‌مان مشتاقانه به انتظارمان ایستاده باشند، باید در این دنیا، مشتاقانه با آن‌ها رفاقت کنیم.   اگر جواب‌های ما به این سؤالات، پاسخ‌های زیبا و قشنگی نباشد باید احساس خطر کنیم؛ چون قطعاً این رفاقت‌های ضعیف که در دنیا ما را به شادی و آرامش نمی‌رساند در آخرت هم نیز، قدرت نجات‌بخشی ما را نخواهند داشت. در گذشته آموختیم که قبر ما همان نفس ماست. اگر الآن، خانواده آسمانی ما در باطن و نفسِ ما جایی ندارند و نمی‌توانند ما را از غم‌های دنیا برهانند و با داشتن آن‌ها هنوز درگیر غم‌های دنیا هستیم یعنی آن‌ها در قبر ما نیز حضور نخواهند داشت. سؤال دوم؛ آیا دیگران با نزدیک شدن به من، مشتاق به آخرت می‌شوند؟ آیا سخن گفتن من، معرفت دیگران را زیاد می‌کند به‌طوری که غم دنیا را فراموش کنند؟ آیا در محل کار، همکارانم با دیدن من شاد می‌شوند و در کنار من احساس آرامش می‌کنند؟ آیا من رفیق آخرتی برای همسر و فرزندانم هستم؟ هر جا من حضور دارم اضطراب و غصه هست یا صبر و قدرت و آرامش؟ آیا دیگران منتظر من هستند یا این‌که از ندیدنِ من خوشحال می‌شوند؟ باید رفاقت با «الله» را بیاموزیم و فقط عاشقانه برای به‌دست آوردن رضایت خدا دستوراتش را اطاعت کنیم. کسی که با خدا رفیق می‌شود، دور تمام آن‌چه را که میان او و رفیقش فاصله می‌اندازد، خط می‌کشد و به آسانی به احکام دین تن می‌دهد. رفاقت یعنی این‌که من به خاطر تو، طرف گناه نمی‌روم و به حرام دست نمی‌زنم. خداوند در قرآن تهدید نمی‌کند، بلکه رفاقتی با ما حرف می‌زند؛ «إنّ الله یحب ...»، «إنّ الله لا یحب ...» آیا ما آن‌قدر توان داریم که رغبت به دنیا را که منشأ تمام غم‌ها و غصه‌هاست در دل اطرافیانم کم کنیم و آن‌ها را نسبت به آخرت شیفته کنم؟ آیا واقعاً خودم این شیفتگی را دارم یا نه؟  

صوت

1 - بهترین دوست چه کسی است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2600
زمان انتشار: 6 می 2015
| | | | |
چهار شرط پیامبر در شفاعت

خانواده آسمانی، جلسه 361، 94/02/10

چهار شرط پیامبر در شفاعت

امام زمان «علیه‌السلام» سیدالسادات است و ما باید به‌عنوان فرزندانشان نسبت به ایشان رحم و عاطفه داشته باشیم. آن‌قدر دلتنگ شویم که بی‌تاب و گریان شویم. قطعا اوضاع حضرت، از فقیرترین فرزندانشان بهتر نیست و در سختی زندگی می‌کنند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * حل شدن در مسائل زندگی و بی مهری به مسائل ظهور، قساوت قلب می آورد . * بسیار خطرناک است که کسی دغدغه های دنیاییش او را از امام زمانش غافل کند. * کسی که ایام بر او بگذرد و یاد امام زمانش نیفتد دچار فاجعه ی بزرگ و خطرناکی به نام غفلت است. * نجات و رستگاری انسان در گروی ارتباط با امام زمان (علیه السلام) است. * انسان باید سبک زندگی و روابط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی خود را طوری تنظیم کند که از بودن در چادر حضرت محروم نشود .   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۶1 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹۴/۰۲/۱۰ برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در جلسه گذشته از نبی اکرم (صلی‌الله علیه و آله و سلم) روایتی بیان شد که فرمودند؛ «أَرْبَعَةٌ أَنَا لَهُمْ‏ شَفِیعٌ‏ یَوْمَ الْقِیَامَةِ- الْمُکْرِمُ لِذُرِّیَّتِی وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ- وَ السَّاعِی لَهُمْ فِی أُمُورِهِمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَیْهِ- وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ‏» من چهار کس را شفاعت می‌کنم؛ 1 ـ «الْمُکْرِمُ لِذُرِّیَّتِی؛ کسی که خانواده مرا اکرام کند و احترام بگذارد». کریم یعنی کسی که عطا می‌کند بدون این‌که طرف مقابلش استحقاق داشته باشد. «یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ» 2 ـ «وَ الْقَاضِی لَهُمْ حَوَائِجَهُمْ؛ کسی که نیاز ذریه مرا برآورده کند. امام حسن «علیه‌السلام» در اعتکاف بودند و نیازمندی خدمت ایشان رسیدند و حضرت فرمودند: من چیزی ندارم که قرض تو را بدهم و در همین حین از اعتکاف خارج شدند و فرمودند: پدرم از جدم رسول خدا نقل کردند: کسی که حاجت نیازمند و برادر مؤمنی را ادا کند، خداوند 9000 سال عبادت برای او می‌نویسد. همچنین در روایت آمده که از خدا می خواهیم ما را از کسانی قرار بده که به قضاء حاجت امام زمان «علیه‌السلام» توجه دارند. بالاترین کسی که ما را به کمک خودش فرا می‌خواند، امام زمان «علیه‌السلام» است. کسی که نسبت به مسائل نهضت امام زمان «علیه‌السلام» بی‌خیال است، دچار قساوت قلب شده است. امام زمان «علیه‌السلام» سیدالسادات است و ما باید به‌عنوان فرزندانشان نسبت به ایشان رحم و عاطفه داشته باشیم. آن‌قدر دلتنگ شویم که بی‌تاب و گریان شویم. قطعا اوضاع حضرت، از فقیرترین فرزندانشان بهتر نیست و در سختی زندگی می‌کنند. آیا تنهایی و آوارگی حضرت برای ما عذاب‌آور هست یا خیر! این خیلی خطرناک است که کسی دغدغه‌های مسائل دنیایی‌اش برایش مهم‌تر از فریادخواهی امام زمانش باشد و از دلتنگی و دلسوزی و دعای مضطرانه برای حضرت غافل شود. این شخص در نزد همه‌ی وجدان‌های بیدار، محکوم است. غفلت از حضرت یعنی غفلت از کسی که نجات و رستگاری ما نزد اوست. و این ظلمت وحشتناکی است. از این رو، ما باید سبک زندگی، شغل و روابط سیاسی اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی‌مان را طوری تنظیم کنیم که ما را از رفتن به چادر حضرت بازدارد. آیا ما جزء کسانی هستیم که به امام زمان مان توجه داریم یا غافل و دور از حضرت هستیم؟ آیا سبک زندگی ما طوری تنظیم شده است که برطرف‌کننده موانع ظهور حضرت باشد؟ چقدر خوب است که امام زمان به ما امید داشته باشد و از ما راضی باشد. ما باید خودمان و نفسمان درگیر مسائل امام زمان «علیه‌السلام» باشد. باید خودمان جزء مجاهدین، مبارزین و کسانی که برای حضرت دل می‌سوزانند و وقت می‌گذارند باشیم. پول قسمتی از کار است و وظیفه داریم که هرقدر می‌توانیم برای برطرف کردن موانع ظهور پدر آسمانیمان خرج کنیم. امام زمان «علیه‌السلام» در کجای زندگی ما قرار دارد؟ آیا انتخاب‌ها، ارتباطات، رفتارها و افکارمان مطابق میل امام زمان «علیه‌السلام» می‌باشد؟ کدام کارهای ما رنگ مهدوی دارد؟ مهم‌ترین مسئله ما در قیامت، جوابگویی به وظایفی است که در قبال امام زمان «علیه‌السلام» داشته‌ایم. آیا تولید کننده هستیم یا مصرف کننده؟ بار هستیم یا یار؟ وقتی عشق بیاید، انسان در هر شرایط سنی، شغلی و تحصیلی می‌تواند کمک کند. 3 ـ «وَ السَّاعِی لَهُمْ فِی أُمُورِهِمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَیْهِ؛ آن‌جا که یک عالم، یا یک امامزاده یا یک ولی خدا در زندگی‌هایشان مضطر شدند، برای رفع اضطرارشان تلاش کند.   قرآن فرمودند: «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ؛ فقط کسانی به عمران و آبادانی مساجد و مشاهد شریفه اقدام می‌کنند که واقعاً به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشد. این شخص ترجیح می‌دهد که خانه‌اش خراب باشد ولی امامزاده یا مساجد بهترین وضعیت را داشته باشد. چون با خانواده آسمانی‌اش ارتباط دارد مسجد برایش خیلی مهم‌تر از خانه خودش است. ما نباید طوری زندگی کنیم که خودمان و خانواده‌مان در اوج رفاه باشد ولی جریان نهضت امام زمان «علیه‌السلام» به پول و امکانات و آبروی ما احتیاج داشته باشد. امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: مصداق اتمِّ «مضطر»، امام زمان (علیه‌السلام) است. هیچ‌کس نیست که به ما بگوید من چیزی ندارم که فدای امام زمانم کنم. خداوند این‌قدر به ما نعمت داده که بتوانیم این نعمت‌ها را به حضرت هدیه کنیم. در حالی‌که حضرت هیچ نیازی به این‌ها ندارد. درست است که ایشان غریب و تنها و مضطر هستند ولی به‌خاطر ما در این‌ شرایط قرار دارند. حضرت فرمودند: اگر ما به شما طلب نیاز می‌کنیم به خاطر خود شماست، نه به‌خاطر خودمان. در فرمایشات معصوم داریم: «نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا؛ ما ساخته خداییم، مستقیما به دست خود خدا ساخته شدیم و خلق ساخته روح ما هستند. مردم از نفس و روح اهل بیت خلق شدند. اظهار نیاز اهل‌بیت مثل اظهار نیاز خداست که فرمودند: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ» یا « إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ یَنصُرْكُمْ» وقتی می‌فرماید: به خدا قرض دهید بلافاصله می‌فرماید: 700 برابر به شما جزا می‌دهم. وقتی می‌گوید: بیایید خدا را کمک کنید، بلافاصله می‌گوید: خدا به شما کمک می‌کند. خداوند اظهار نیاز می‌کند تا ما را رشد دهد. امام زمان «علیه‌السلام‌» فرمودند: «کسی که کوچک‌ترین ذره‌ای خمس در مالش باشد، خداوند او را لعنت می‌کند». از سهم خمس باید به سادات فقیر رسیدگی کنیم. کسی که سال خمسی ندارد، دارد در حق امام زمان و سادات جنایت می‌کند. کسی که مازاد مصرف خودش و دون شأن خودش هزینه می‌کند باید خمس پرداخت کند. 4 ـ «وَ الْمُحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ‏؛ کسی که حقیقتاً فرزندان مرا با قلبش دوست دارد و این دوست داشتن را به زبان اظهار می‌کند».  مثل صلواتی که در آن عشق و اظهار علاقه است. هزینه کردن برای خانواده آسمانی فرصت عشق‌بازی است. متأسفانه ما این فرصت‌ها را یک به یک با بی‌رغبتی و کم محبتی از دست می‌دهیم. در زیارت امام حسین «علیه‌السلام» داریم؛ «فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْكُمْ؛ تقدیرهای الهی در کارهایش بر شما نازل می‌شود و از بیوت شما به همه جا می‌رسد». امام واسطه رزق و فیض همه موجودات است. کسی که به محبّت بیفتد در طول شبانه‌روز چیزی به اسم غم و غصه و معطلی وجود ندارد. یعنی پرده‌ها کنار می‌رود و می‌بیند که همیشه خانواده آسمانی کنارش هستند. امام زمان «علیه‌السلام» فرمودند: «أنا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لاناسینَ لِذِكْرِكُمْ؛ ما از مراعات شما کوتاهی نمی‌کنیم و یاد شما را از یاد خودمان نمی‌بریم». همیشه و هر لحظه به یاد شما هستیم. ما به‌ خاطرشما غصه می‌خوریم، مریض می‌شویم. با گریه‌های شما گریه می‌کنیم. خداوند در قرآن فرمودند: «وَ كُلَّ شَیْءٍ أحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ»؛ ما همه چیز را به امام سپردیم. اداره همه چیز دست اوست. هر وقت با کسانی که مخالف ما هستند روبه‌رو شدید سوره قدر را برایشان بخوانید و سؤال کنید که «ملائکه و روح» در آیه «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» درکجا نازل شده است. قطعاً به فرمایش قرآن «کل أمر» را پیش صاحب امر می‌برند. ما چنین پدر مهربانی داریم که بین ما غریب و آواره و تنهاست. اما از بس مشغول شئونات پایینی هستیم، کودک عزیز روان ما دارد از دست ما می‌میرد و روز به روز ضعیف می‌شود.    

صوت

1 - چهار شرط پیامبر در شفاعت

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2599
زمان انتشار: 6 می 2015
| | | | |
سه نکته کلیدی در تربیت کودک

خانواده آسمانی، جلسه 360، 94/02/10

سه نکته کلیدی در تربیت کودک

نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: 

چهار نفر هستند که من روز قیامت آن‌ها را شفاعت می‌کنم؛ کسی که ذریه مرا اکرام می‌کند، کسی که به دنبال برآورده کردن نیاز ذریه‌ی من باشد.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * سه خصلتی که در حیات جاودانی و اخروی، انسان به آن احتیاج دارد، عبارتند از حّب پیامبر، حّب اهل بیت و قرآن . * زبان عربی زبان مخصوص بخش عقلانی و فوق عقلانی ما می باشد. * کسی که با زبان عربی انس ندارد و شور و شوقی نسبت به یادگیری آن ندارد نشان دهنده آن است که هنوز خودش را نشناخته است. * زبان عربی قوی ترین مرکب در حرکت نفسانی است. * اگر مطالعات درسی به مطالعه قرآنی لطمه بزند آن مطالعات حرام است و باید تعطیل شود. * ریشه همه دانش ها و علوم در قرآن کریم است . * کسانی که به عشق پیغمبر به ذریه و خانواده پیغمبر احترام بگذارند عزت و آبروی ویژه ای نزد خداوند تبارک و تعالی پیدا خواهند کرد. * هرچه سطح ادب و احترام ما به سادات بیشتر، قرب و محبوبیت ما در آسمان بیشتر میشود . * خشونت ها و درندگی ها توفیق توبه را از انسان می گیرد، حتی ممکن است از انسان سلب ایمان کند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 360 «خانواده آسمانی» كه در مورخ ۹4/02/10 برگزار شد، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   سه نکته کلیدی در تربیت فرزندان از نگاه نبی اکرم«صلی‌الله علیه و آله و سلم»   در جلسه گذشته با روایت زیر از نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» آشنا شدیم که فرمودند: «اَدِّبوا اَولادَكُمْ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: حُبِّ نَبیِّكُمْ و حُبِّ اَهْلِ بَیْتِهِ وَ عَلى قِراءَةِ الْقُرآنِ فَأِنَّ حَمَلَةِ القُرانِ فِی ظِلِّ عَرشِ الله یَومَ لاَظِلَّ إِلاَ ظِلَّهُ مَعَ انبِیَائِهِ وَاصفِیَائِهِ؛ فرزندان را بر سه خصلت تربیت کنید؛ محبت پیامبر و اهل بیتش و قرائت قرآن....». گفتیم که خصلت، صفتی است که بر ذات شخص اضافه شده و جزء خصوصیات شخصیتی او می‌شود. از این‌رو مراقبت‌های قبل از بارداری توسط والدین، به تقویت خصوصیات به اشتراک گذاشته در جنین می‌انجامد، و چنین پدر و مادری وظیفه خود را در قبال سلامت جنین خود انجام داده و در نزد خداوند و فرزند خود روسفید خواهند بود. هیچ پدر و مادری مجاز به کوتاهی در این زمینه نیستند، و باید برای هر کوتاهی خود در قیامت پاسخ‌گو باشند. نحوة تربیت نیز در هفت سال اول، دوم و سوم نیز متفاوت است که والدین باید با این آداب آشنا شده، ابتدا در تربیت خودشان و سپس در تربیت فرزندانشان نهایت دقت و تلاش را داشته باشند. مأنوس کردن کودکان به قرآن، در ابتدا مرهون مأنوس بودن والدین با قرآن است. امّا بعد از تولد نیز، باید پدر و مادر حتماً در این رابطه نهایت تلاش را از خود به نمایش بگذارند. شرکت در حرم‌های مطهر، مساجد، مجالس ذکر، مجالس معرفتی، مجالس عزاداری و شادی اهل بیت، محافل قرآنی و... به همراه فرزندان سبب تقویت محبت فرزندان به اهل بیت و قرآن می‌شود. در روایت آمده است که برتری قرآن بر سایر علوم، مانند برتری خداوند بر بندگانش است. بسیار جای تأسف است که انسان‌ها به دنبال تحصیل علوم مختلف هستند، امّا به دنبال اُنس و شناخت قرآن و آموختن زبان عربی که زبان قرآن است، نیستند. زبان عربی، مخصوص بخش فوق عقلانی است و رشد عقلانی انسان را افزایش می‌دهد. زبان عربی به قدری ژرف و عمیق است که هرگز امکان ترجمه صحیح کلمات و اصطلاحاتِ آن به فارسی وجود ندارد. کسی که نمی‌تواند با زبان عربی مأنوس شود، و هیچ شوقی برای آموختن این زبان ندارد، نشان می‌دهد که اساساً خودش را نشناخته است و تمایلی برای پروازهای بلند انسانی ندارد. فهم ادبیات عربی، و انس با این زبان در مسیر حرکت به سوی الله، به انسان سرعت بسیار زیادی خواهد بخشید. هرگونه فعالیت در چهار بخش پایینی اگر انسان را از پرداختن به قرآن و توجه به کیفیت عبادتش بازدارد، حرام است و پرداختن به آن‌ها نشان‌دهنده عدم عشق انسان به «الله» است.   چهار صفت که انسان را به شفاعت پیامبر می‌رساند؛ نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «أربَعَةٌ أنَا لَهُم شَفیعٌ یَومَ القِیامَةِ: المُكرِمُ لِذُرِّیَّتی مِن بَعدی وَالقاضِی لَهُم حَوائِجَهُم...»؛ چهار نفر هستند که من روز قیامت آن‌ها را شفاعت می‌کنم؛ کسی که ذریه مرا اکرام می‌کند، کسی که به دنبال برآورده کردن نیاز ذریه‌ی من باشد.   آثار اکرام به ذریه پیامبر کسانی که به عشق پیامبر به ذریه و خاندان پیامبر (امامان معصوم، امامزاده‌ها، اولیاء الهی، سادات و...) احترام می‌گذارند، قطعاً عزت و آبروی ویژه‌ای در نزد پیامبر و خداوند خواهند داشت. این‌گونه احترام‌ها و ادب‌ها، هم در دنیا و هم در آخرت، پیامدهای عالی را در پی خواهند داشت. هرچه سطح این احترام‌ها و اظهار ادب‌های انسان در برابر ذریه پیامبر بیشتر می‌شود، حُرمت او در نگاه اهل آسمان نیز بیشتر خواهد ‌شد. پس مراقب باشیم که حتماً اهل ادب و احترام به ذریه پیامبر ‌شویم.   این قاعده کلی را هرگز فراموش نکنیم؛ هرقدر شما نسبت به اهل زمین مهربان‌تر، بامحبت‌تر، مؤدب‌تر و نیکورفتارتر می‌شوید، اهل آسمان نیز به شما رحم می‌کنند. به‌طوری که خداوند، کافرِ مهربان را بیشتر از یک مؤمن بدجنس دوست دارد، و یا یک کافر سخاوتمند در نزد خداوند از یک مؤمن بخیل، محبوب‌تر است. هیچ چیزی مثل مهربانی، رحمت، رأفت، ادب نسبت به دیگران، حیا در روابط با دیگران انسان را نجات نمی‌دهد. گاه انسان‌هایی با سابقه مذهبی طولانی به خاطر خصوصیت درندگی و خشونت با دیگران، اهل نجات نشده و عاقبت به خیر نمی‌شوند امّا انسان‌های مهربان و مؤدب و محترم و مهرورز حتی اگر سابقه‌ی مذهبی نداشته باشند، حتماً توفیق توبه را پیدا کرده و عاقبت به خیر از دنیا می‌روند.   خشونت و درندگی از صفاتی است که موجب سلبِ ایمان انسان می‌گردند.

صوت

1 - سه نکته کلیدی در تربیت کودک

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2525
زمان انتشار: 28 آوریل 2015
| |
آرامش در پرتو خودباوری و خودشناسی

بحث آرامش (5)، 94/1/15؛ از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

آرامش در پرتو خودباوری و خودشناسی

عناوین مورد بحث در این جلسه: آسایش مخلوق بهشت است . شنیدن اولین قدم برای رسیدن به آرامش کسب آرامش با تغذیه فوق عقل (عمل به شنیده ها) می باشد . تعلق به دنیا مانع آرامش می شود اتصال به کانون آرامش سپر مقابله با رفاه زدگی است . روح بی نهایت طلب مانع رسیدن به آسایش دنیا می شود . مخالفت با هوای نفس قدم دوم برای رسیدن به آرامش است . مدیریت کمالات جمادی, گیاهی, حیوانی و عقلی توسط فوق عقل قدم سوم برای رسیدن به آرامش می باشد . چینش محبوب قلب ، قدم چهارم برای رسیدن به آرامش است .   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 5 «آرامش » مورخ ۹4/۱/15 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   آسایش مخلوق بهشت امام زین العابدین علیه السلام به یکی از دوستانشون فرمودند: «اِتَّقِ اللّه َ و أجمِلْ فی الطَّلَبِ و لا تَطلُبْ ما لَم یُخلَقْ فَقالَ الرَّجُل: و كیف یُطلَبُ ما لم یُخلَقْ؟ فقال: مَن طَلَبَ الغِنى و الأموالَ و السَّعَةَ فی الدنیا فإنّما یَطلُبُ ذلكَ لِلرّاحَةِ و الراحَةُ لَم تُخلَقْ فی الدنیا و لا لِأهلِ الدنیا، إنّما خُلِقَتِ الراحةُ فی الجَنَّةِ و لِأهلِ الجَنَّةِ؛ شخصی از دوستان امام زین العابدین علیه السلام نزد ایشان آمد و فرمودند: تقوی الهی داشته باشید و در طلب دنیا رعایت اعتدال را بکنید و چیزی را که خلق نشده نخواهید. اصحاب پرسیدند: چگونه ممکن است چیزی که خلق نشده بخواهیم؟ حضرت فرمودند: هر کس بی نیازی و اموال و گشایش در دنیا را بخواهد، در حالیکه راحتی در دنیا و برای اهل دنیا آفریده نشده، آسایش و راحتی فقط و فقط برای بهشت و اهل بهشت است.   حکمت این عدم قرار در دنیا، بخش فوق عقلانی است؛ فطرت بی نهایت طلبی انسان، جز با رسیدن به تنها معشوق خویش آرام نمی‌گیرد. کسب کمال در بخش‌های پایینی، فوق عقل را آرام نمی ‌کند. در طول تاریخ بشر شیطان با استفاده از این حربه، ضربه‌های زیادی به انسان‌ها زده و با تحریک حرص و طمع انسان، به او تلقین می‌کند که فطرت بی نهایت طلب را باید با بیشتر خواستن دنیا آرام کرد و این خیال باطل انسان را به قهقرا می‌کشاند. آمار جهانی نشان داده که بیشتر ناهنجاری‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی در ثروتمندان و قشر تحصیلکرده می‌باشد؛ انسان‌هایی که به جای پرداختن به روح، آرامش را در آرامش ذهنی می‌جویند، در واقع کانون آرامش را گم کرده اند. در حالیکه آرامش دنیا تنها با اتصال به کانون آرامش میسر می‌باشد و آسایش تنها در بهشت.   معجزه شنیدن حال با دانستن این قاعده و فرمول مهم، این سوال مطرح می‌شود که کانون آرامش کجاست و چگونه می‌توانم به آن متصل شوم؟ برای رسیدن به پاسخ، باید با ساختار نظام خلقت آشنا شویم. پایه نظام خلقت بر جاودانگی و تشبه به خداوند تبارک و تعالی بنا شده است. این مقام جاودانه با سختی، مبارزه و تضاد به دست می‌آید. قدرت و کمال در تضادهاست. هر حرفه و صنعتی با سختی‌های زیادی روبرو است که با آموزش و تمرین آسان می‌شود و فرد در آن تبدیل به قهرمان، پهلوان، نخبه و دانشمند می‌شود. به قول امام باقر علیه السلام فقط تنبل‌ها و بی حوصله‌ها هستند که سعادت دنیا و آخرت را از دست داده اند. دنیا و رفاهیات دنیا باید به قدری جذب شود که مانع و مزاحم حرکت بخش فوق عقلانی نشود. دریافت کننده این لذت‌ها بخش جمادی، گیاهی و حیوانی انسان بوده و این بخش‌ها مرکب بخش عقلانی و فوق عقلانی می‌باشند. همانطور که اتومبیل که به روغن، بنزین، آب و نظافت نیاز دارد باید نیاز بخش‌های پایینی را نیز به اندازه تامین کرد تا مرکبی باشد برای رسیدن انسان به سرمنزل مقصود. تغذیه، تفریح و شادیِ بخش‌های پایینی باید به شکلی باشد که مزاحم فعالیت‌های عقلانی و فوق عقلانی نشوند. مزاحم شنیدن؛ انسان برای فعال کردن بخش عقلی و فوق عقلی نیاز به شنیدن دارد. انسانی که دغدغه رسیدن به مقام انسانیت و شباهت به الله را دارد، باید گوش شنوا داشته باشد. شنیدن موثر، شنیدنی که به عمل منجر شود. حضرت به اصحاب می‌فرمایند: برای من صحبت کنید، اثری که در شنیدن هست در دانستن نیست. وجود نازنین حضرت بر تمامی سخنان اصحاب تشرف کامل داشتند ولی این درسی برای ماست که بدانیم اثر شنیدن و تکرار آن بیش از دانستنی است که در ذهن باشد.   قرآن نیز گوش را اولین عضو مسئول انسان معرفی می‌نماید: «ان سمع و البصر و الفواد» داشتن حوصله و تمرکز در شنیدن منجر به توان عمل نمودن، می‌گردد. پس مراقب باشید بخش‌های پایینی مزاحم شنیدن، فهمیدن، مطالعه و تغذیه بخش‌های عقلانی و ارتباطات فوق عقلانی شما نگردد.   آسایش و تعلقات دنیا مانع آرامش دنیا و ابدیت به هر میزان انسان در بخش‌های پایینی گسترده‌تر شود، روح تعلق بیشتری به دنیا پیدا کرده و آسیب پذیری آن افزون می‌گردد. زمانی که نفس به دنیا تعلق بیشتری دارد، بیشتر به دنبال آن می‌رود و در مسیر پیمودن این مملکت بدون مرز آرامش گم می‌شود. هر چه سطح مادیات، پول، تحصیلات و امکانات بیشتر می‌شود، تعلق و آسایش بیشتر شده و آرامش کمتر. اما هر چه فعالیت فوق عقلانی بیشتر شود، وسعت و قدرت انسان بالا رفته و این وسعت فرصتی برای رشد بخش‌های پایینی است. این چنین است که فردی ثروتمند، دانشمند یا عالم تمام ثروت، علم و دانش خویش را در خدمت فوق عقل گرفته و چون تعلقی به آنها ندارد، از دست دادن هیچ کدام تاثیری در روح ایشان ندارد. او به واسطه داشته‌هایش طبق فرمایش حضرت رسول صلی الله علیه و آله جهنمی نمی‌گردد. «مَنْ بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار؛ کسی که دنیا به گریه بیاندازدش جهنمی است». دغدغه‌ها، آرزوها، میل‌ها و معشوق‌هایی بالاتر از دنیا داشته و غصه و دلشوره دنیا فقط ذهن او را مشغول می‌کند نه دل و روحش را.   اولین قدم در رسیدن به آرامش؛ اتصال به کانون آرامش انسانی که ارتباط قلبی خویش را با کانون آرامش برقرار ننموده است، هر میزان به دارایی و آسایش بیشتری دست یابد، ناآرام تر، مضطرب‌تر و غمگین‌تر می‌گردد. زیرا تمام دارایی اش، ثروت، مسکن، فرزند، ویلا، شغل و ... می‌باشد؛ و هر لحظه ممکن است که همه یا قسمتی از آن را از دست بدهد. این تفکر مانع آرامش شخص می‌گردد. همانطور که حضرت هم فرمودند در دنیا آسایش وجود ندارد؛ مکانیزم دنیا مانند قلب است، چند لحظه آرامش برای دم و بازدم بعدی و تلاش و حرکت بیشتر است. متاسفانه برخی به جای درمان قطعی به دنبال درمان موقت رفته و با مراجعه به روانپزشک و خوردن قرص‌هایی که تنها توان به خواب بردن انسان را دارد، تلاش می‌کنند که خود را از این وضعیت رها کنند. برخی دیگر درمان را در به کام رساندن بخش‌های جمادی، گیاهی یا حیوانی می‌جویند و می‌خواهند با ورزش، سفر و ... آن را آرام نمایند. اما همه موقت است و اگر راه حل مباح نباشد انسان بعد از آن احساس افسردگی حادتری دارد. مشکل اساسی این جاست، عدم اتصال به کانون آرامش. تا زمانی که روح به منبع متصل نگردد بخش‌های پایینی به آرامش نخواهند رسید.   مگر انسانی که به حقیقت ابدی، جاوادانه و آخرتی خویش ایمان داشته باشد. شخصی که به الله و خانواده آسمانی اعتقاد دارد، چیزی به نام از دست دادن در زندگی اش وجود ندارد. لذا همه سرمایه اش، سود است.   دومین قدم در رسیدن به آرامش؛ ارتباط با غیب خداوند به انسان‌هایی که ایمان آورده اند مژده می‌دهد که آنان در دنیا چگونه خواهند زیست؛ «لاخوف علیهم و لا هم یحزنون». و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد انسان مومن می‌فرمایند که مومن نشاطش دائمی است.   قاعده این است که دارایی مؤمن ابدی است و می‌داند که چگونه از آن برای آرامش دنیا و آخرت استفاده نماید. روح مومن برای بودن در بهشت تربیت شده و در دنیا با بهشت و غیب در ارتباط است. مؤمن با تقویت ایمان خود با ریشه و خانواده آسمانی اش ارتباط برقرار نموده و به آرامش می‌رسد. مؤمن تنها با بی نهایت، خود را آرام می‌نماید می‌داند؛ روحش تنها با الله سنخیت دارد و با عبادت، حرم، زیارت، نماز، خلوت، ذکر، سجاده، قرآن، معنویت آرام می‌گیرد. زیرا به بلوغ انسانی رسیده و شرافت بخش فوق عقل خویش را فعال نموده است. ثروتمندهای حقیقی به خوراک‌های بخش فوق عقلانی بیشتر اهمیّت می‌دهند و رفت و آمدشان بیشتر با اشرافی ترین مخلوقات خداست.   سومین قدم در رسیدن به آرامش؛ مخالفت با نفس امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «لَمّا سُئِلَ عَنْ طَریقِ الراحَةِ؟ از ایشان سؤال کردند: ما چه جوری به آسایش برسیم؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «فى خِلافِ الْهَوى؛ با امیالتون مخالفت کنید». چرا باید با امیال مخالفت کنیم؟ بخش های پایینی انسان که شامل جمادی، گیاهی و حیوانی است که جسم و جنسیت از آن دسته اند. علاوه بر شئونات دنیایی بخش چهارم، بخش عقلانی است و مهمترین و آخرین بخش انسان، بخش فوق عقلانی اوست. هر بخش میل، هوس و شهوت مربوط به خود را دارد و با معشوق خودشان آرام می‌گیرد. اهل دنیا به طور معمول بیشتر به شهوت های سه بخش اول می ‌پردازند، تعداد کمی از مردم از قبیل دانشمندان به شهوت علمی و اقلیت مردم اهل میل‌های فوق عقلانی می ‌باشند. گروه اول و دوم آنچنان مشغول شهوتِ دنیا و علم هستند که وقتی برای بخش فوق عقل نمی‌ گذارند. هر چقدر به میل‌های بخش‌های پایینی مثل تحصیلات، مسافرت، ازدواج، امکانات زندگی، اتومبیل و ... بیشتر بها داده شود، بیشتر می‌خواهند و پایانی برای دنیازدگی وجود ندارد. این جاست که کلام معصوم علیه السلام راه گشای ماست که می‌ فرمایند: «با امیالتون مخالفت کنید تا به آسایش برسید.» با مخالفت با میل‌های بخش‌های پایینی، یاد وطن زنده می‌شود، به خاطر می ‌آورد که اهل زمین و زمینی نیست؛ به یاد می‌آورد که از خدا و اهل بیت علیهما السلام بوده و با آنها زندگی می ‌نموده است؛ و آنگاه دل تنگ آنها می‌شود؛ دلش بال پرواز به غیب می‌خواهد و همنشینی با مادر حقیقی اش، فاطمه زهرا سلام الله، با پدران بزرگوارش و امام زمانش که سالهاست تنها و آواره و طرد شده و مظلوم در غیبت به سر می‌برد. تنها با مخالفت با هوی نفس است که در غیب را گشوده و مجالست با الله را امکان پذیر می‌نماید.   چهارمین قدم در رسیدن به آرامش؛ یاد مرگ «خودتان را بمیرانید قبل از اینکه بمیرانند شما را».  یاد مرگ باعث می‌شود توهم آسایش در دنیا در ذهن انسان رنگ ببازد. یادآوری شرایط برزخ انسان را بر آن می‌دارد تا فکر ذخیره توشه برای آخرت خود باشد. با این تفکر از هر رویداد به دنبال نور آن برای برزخ رفته و به شدت از نار دوری می‌کند. اگر تمام انسان‌ها یاد مرگ را همواره زنده نگه دارند دیگر بسیاری از ناهنجاری‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی رخ نخواهد داد. در برزخ به تمام اسباب و وسایل نیاز است و تنها مقیاس آن بسیار بزرگتر از دنیاست؛ تصور ابدیت برای انسان به سختی تصور دنیا برای جنین است. توصیف دنیا همانقدر برای جنین غیر واقع می‌آید که توصیف برزخ برای انسان. بنابراین انسان باید مانند جنین تمام همّ و غمّ خود را برای اندام زایی برای آخرت گذاشته و از آسایش غیر ممکن در دنیای موقت چشم پوشی نماید.   پنجمین قدم در رسیدن به آرامش؛ چینش درست معشوق‌ها خداوند متعال در قرآن کریم سفارش فرموده اند که ابتدا معشوق‌های قلبتان را چینش نمایید و سبک زندگی خود را بر اساس چینش تایید شده قرآن انتخاب نموده و ارتباطات، رفتار و افکارتان را با آن تنظیم نمایید. قرآن می‌فرماید سه تا معشوق در رأس همه معشوق‌ها باشد: الله، رسول خدا و جهاد. این سه باید نزد انسان محبوب‌تر باشند و والدین، فرزند، همسر، فامیل، مال، شغل و مسکن به ترتیب در الویت‌های بعدی قرار بگیرد.   سرپرست یک خانواده علاوه بر چینش قلب خود باید این چینش را برای فرزندان و همسر خویش نیز رعایت نماید. باید فرزندش با چیدمان درست تربیت نماید. عشق به خانوادگی باید ابدی باشد و به شکلی عمل نماید که خانواده اش تا ابدیت در کنار او زندگی کنند. فرزندان وفادار و فداکار نتیجه تربیت درست والدین می‌باشد و هرگونه ناهنجاری در رفتار آنها ناشی از عملکرد ناقص یا اشتباه خود انسان می‌باشد. مردی که نیازهای خانواده اش را طبق الویت بندی خداوند برطرف نماید کمبود در بخش‌های پایینی با جایگزین‌های جاودانه پر شده و آسیبی به کانون خانواده وارد نمی‌شود. کمترین نیاز خانواده،‌ نیاز اقتصادی، مهمتر از آن عشق و اخلاق و مهمتر از این دو معنویت است. انسانی که فوق عقلش فعال شده با کمبودهای مالی و عاطفی به انحراف کشیده نمی‌شود.   ششمین قدم برای رسیدن به آرامش؛ مدیریت فوق عقل آرامش، لذت و شادی خاص بخش فوق عقلانی می‌باشد. بخش عقلانی نیز تنها مقدمات آرامش فوق عقل را فراهم می‌نماید. هر چه بخش فوق عقل در آرامش، شادی، رضایت و لذت بیشتری باشد، انسان از لذت بیشتری در زندگی دنیا بهره مند می‌گردد. مجردات برعکس مادیات هستند، هر چه بیشتر تغذیه گردد، جوان تر، زیباتر و بانشاط‌تر می‌شود؛ برخلاف بدن که در طول زمان فرسوده شده و تغذیه زیاد باعث نابودی اش می‌گردد. آرامش فوق عقل انسان را شاکر و صبور نموده و باعث می‌شود دنیا را زیباتر ببیند. از مصاحبت اطرافیان، دوستان و فامیل لذت بیشتری می‌برد تا جایی که سختی‌ها و  مصائب را مثل زینب کبری سلام الله علیها که «وَ ما رأیتَ إلّا جَمیلاً» زیبایی می‌بیند. سختی معنی خود را از دست داده و مانند آسایش شیرین است؛ زیرا روی دیگر سکه که اجر و درجات اخروی است برای ایشان هویدا شده است. شکست اقتصادی، خانوادگی، بیماری و ... نه تنها او را غمگین نمی‌سازد بلکه قوی‌تر و شادتر می‌گردد. این یک سیستم ریاضی است در خلقت انسان؛ هر کس در این قاعده قرار بگیرد هر حادثه منفی در زندگی دنیا، تبدیل به شادی فطری او می‌شود و شادی فطری یعنی آرامش ذهن و روح انسان.   در مقابل آن کسانی که فوق عقل شان غیر فعال است نعمت دنیا هم برایشان دردسر ساز می‌شود. اگر لذت بردن از نعمت‌ها تحت کنترل بخش فوق عقلانی نباشد، از بین برنده آرامش می‌باشد. لذا هر چه دنیا آبادتر شود، آرامش از دسترس انسان دورتر می‌گردد. خداوند متعال در سوره توبه از نعمت‌های دنیا به عنوان وسیله عذاب کفار نام برده و فرموده اند: «فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ؛» مبادا تو از کثرت اموال و اولاد آنها در شگفت آیی! خدا می‌خواهد آنها را به همان مال و فرزند در زندگانی دنیا به عذاب افکند و ساعت مرگ جان آنها به درآید در حالتی که کافر باشند. (آیه 55)     مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2524
زمان انتشار: 28 آوریل 2015
| |
راه های رسیدن به عزت

بحث عزت (6 و 7)، ۹۳/11/30

راه های رسیدن به عزت

عناوین مورد بحث در این جلسه: عزت و حفظ روح، شرافت و شخصیت انسانی است. کسانی که در برابر خداوند سر تعظیم فرود نمی آورد به ذلت حقیقی دچار می گردند. اگر در طلب عزت هستی، در طلب طاعت خدا باش. عزت، شرافت و افتخار انسان به این است که سبک زندگی (در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، زناشویی، تربیت و ... ) را از ولی امر گرفته و از سیره ایشان الگوبرداری نماید.   راه های رسیدن به عزت عزت و حفظ روح، شرافت و شخصیت انسانی است و امام صادق علیه السلام راه رسیدن به آن، ذلت در برابر حق معرفی می فرمایند و اصل و ریشه حق، تنها خداوند تبارک و تعالی است. هر کس در مقابل حق فروتن نباشد، ذلیل و خوار می شود. پذیرش حق، شاهراه عزت از ائمه معصومین نقل است که عزت کاذب، ذلت صادق می آورد. کسانی که در برابر خداوند سر تعظیم فرود نمی آورد به ذلت حقیقی دچار می گردند. تکبر اسباب هلاکت را فراهم و موجبات خواری متکبر در قیامت است. تعصبات قومی و قبیله ای، علائق و شهوات جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلی امکان رشد فوق عقل این افراد را مختل نموده و هر زمان با حق روبرو می شوند با غرور و نخوت مقاومت می نمایند. اجتناب از محرمات و پذیرش کلام حق از اهل فن را بی ارزش دانسته و با تکبر از کنار واجبات عبور می نمایند. نه تنها در برابر خداوند بلکه با بندگان خدا نیز با تکبر رفتار کرده و حق والدین، خانواده و اطرافیان را پایمال می نمایند. انسان، هر چه بیشتر پذیرش حق را داشته باشد، عزیزتر گشته و مسیر رسیدن به مقام خلیفه الهی و تشبه به حق تعالی را سریعتر می پیماید. خداوند تا فرش آمده تا دست در دست، بنده اش را به عرش برساند. عزت محصول اطاعت خداوند در سوره کهف به انسان ها هشدار می دهد: «الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا؛ (زیانکارترین مردم) آنها هستند که (عمر و) سعی‌شان در راه دنیای فانی تباه گردید و به خیال باطل می‌پنداشتند که نیکوکاری می‌کنند». (آیه 103) برخی از انسان ها تمام عمر دنیا را صرف کمالات حیوانی می کنند و در پندار خود با داشتن مال و فرزند و موقعیت اجتماعی خود را موفق می پندارند. تشکیل خانواده، تأمین خانواده، خدمت و حمایت از همنوع و غیر همنوع و .... جز کملات حیوانی است و تنها زمانی ارزشمند می گردد که مورد تأیید و التزام حق تعالی و ائمه معصومین علیهما السلام باشد. در غیر این صورت همین کمالات موجبات خواری انسان در دنیا و آخرت را فراهم خواهد ساخت. در اینجا به مهمترین عوامل کسب عزت می پردازیم: 1- اطاعت از خداوند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «إِنَّ اللّه تَعالی یقولُ کلَّ یومٍ: أَنَا رَبُّکمُ العَزیزُ، فَمَن أَرادَ عِزَّ الدّارَینِ فَلیطِعِ العَزیزَ؛ خداوند تبارک و تعالی هر روز این ندا را به بنده هایش می دهد، من پروردگار و مالک عزیز شما هستم، هر کس عزت هر دو دنیا را می خواهد تابع عزیز باشد». «أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ ع یَا دَاوُدُ- إِنِّی... وَضَعْتُ الْعِزَّ فِی طَاعَتِی وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی خِدْمَةِ  السُّلْطَانِ فَلَا یَجِدُونَهُ-؛ ای داود من عزت رو در طاعت خودم قرار دادم مردم آن رو در طاعت از یک سلطان می جویند و نمی یابند آن را. امیرمؤمنان علیه السلام می فرمایند: اذا طلبت العز فطلبه طاعه. اگر در طلب عزت هستی، در طلب طاعت خدا باش؛ و در روایت دیگری می فرمایند که هیچ عزتی مثل طاعت نیست. 2- اطلاعت از ولی امر امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند: «طاعَهُ وُلاه الأمر تَمامِ العِزّ؛ همه عزت در اطاعت از اهل بیت علیهما السلام است». تمام کارهایی که در نظام خلقت انجام می شود توسط یک مدیر که خدا مشخص کرده مدیریت می شود. در روی زمین صاحب امر یا صاحب زمان ولی امر صاحب کار است دستوردهنده نهایی است به ولی فقیه در غیبت می گوییم ولی امر یعنی او حرف آخر را می زند ولی امر یعنی کسی که صاحب کار است. خداوند در سوره قدر می فرمایند: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ» در این شب فرشتگان و روح (یعنی جبرئیل) به اذن خدا (بر مقام ولایت نبی و امام عصر علیه السّلام) از هر فرمان و دستور الهی نازل می‌شوند (و سرنوشت و مقدرات خلق را نازل می‌گردانند). (آیه 4) و در سوره یس ایشان را خزانه دار خدا معرفی کردند: «وَكُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنَاهُ فِی إِمَامٍ مُّبِینٍ؛ و در لوح محفوظ و روشن خدا (یا قلب امام خلیفة اللّه) همه چیز را به شماره آورده‌ایم». (آیه 12) متخصصی که تمام امور خدا در دست اوست. بنابراین عزت، شرافت و افتخار انسان به این است که سبک زندگی (در تمام ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، زناشویی، تربیت و ... ) را از ولی امر گرفته و از سیره ایشان الگوبرداری نماید. حسن خلق عزت دنیا و آخرت حضرت علی علیه السلام فرمودند: «حُسنُ الخُلقِ مُؤمن مِنَ التَّواضُع وَ عِزَّهُ تَرکَ القال وَ القِیل؛ خوش خلقی مومن از تواضع است و عزت مومن در ترک قیل و قال است». خوش خلقی یکی از مهمترین سفارشات نبی اکرم صلی الله و علیه و آله است تا جایی که ایشان، انسان بداخلاق را از شفاعت خود محروم فرموده؛ همچنین امام رضا علیه السلام کسانی که اهل مراء هستند را نفرین فرموده اند. حسن خلق در خانواده و جامعه، انسان را نه تنها در دنیا نزد دیگران محبوب می سازد بلکه در آخرت نزد آسمانی ها نیز محبوب و عزیز است. خویشتنداری مایه ی عزت حضرت امیرالمومنین علیه السلام است فرمودند: «لا عِزَّهُ ارفَع مِن الحِلم؛ هیچ عزتی بالاتر از حلم نیست». و در جای دیگری فرمودند: «وَ لاعِزَّ کَالحِلم؛ هیچ عزتی مثل حلم نیست». حلم یعنی خویشتنداری و کنترل خشم. پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله نمونه کامل انسان صبور است و در تاریخ روایات زیادی در وصف این صفت آسمانی ایشان آمده است. ترک معصیت امام صادق علیه السلام می فرمایند: «مَنْ اَرَادَ عِزّاً بِلا عَشیرَة وَ غِنیً بِلا مال وَ هَیْبَةً بِلا سُلْطان فَلْیَنْتَقِل عَنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ الله اِلَی عِزِّ طَاعَته؛ کسی که عزت می خواهد ولی بدون عشیره، بی نیازی بخواهد بدون مال، شخصیتش پیش دیگران حفظ شود بدون اینکه فرمانروای آنان باشد نباشد نه از روی حاکمیت، پس، از معصیت خدا به عزت طاعت منتقل شود». حفظ حرمت نبی اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «أَعِزَّ أَمْرَ اللَّهِ یُعِزَّكَ الله؛ کار خدا را محترم بشمار تا خدا عزیزت کند». به خاطر پیغمبر احترام بذار، حرمت قائل باشید. برکت علم در برزرگداشت استاد است، سبک بشمارید ذلیل می شوید. به خاطر خدا کاری انجام دهی خدا عزیزت می کند. رساله هست خدا عزیزت می کند، کسی را کوچک و خوار نشمار. اگر شوهرداری می کنیم آن را ضایع نکنیم آنها امانت هستند. حرّ، فاطمه زهرا سلام الله را عزیز داشت خدا عزیزش کرد و نجات پیدا کرد. گستاخ و بی ادب، ذلیل می شود. این خیلی مهم است. رفتار تحقیرآمیز با حیوانات نداشته باشد چون یک جایی به داد آدم می رسد. مراجع و روحانیت، حرم ها،  قرآن، جلسات دینی و مومن را حرمت بگذارید و با ادب رفتار کنید. هر چه بیشتر عزت بگذارید عزیزتر می شوید. مدیریت فوق عقل پیش نیاز راههای رسیدن به عزت تسط فوق عقل بر بخش های پایینی می باشد. فوق عقل توان رام کردن بخش های پایینی در مقابل حق را دارد. هر بخش از وجود ما اله خاص خود را دارد و بقیه بخش ها را به سمت اله خود می کشاند. قدرت هر بخش به میزان تغذیه آن بخش می باشد و تغذیه بیشتر یعنی سلطنت بر بخش های دیگر. لا اله الا لله فقط برای بخش فوق عقلانی ماست؛ عزت تنها نزد خداست و رسیدن به خداوند تنها با حاکمیت فوق عقل میسر می گردد. دنیا فرصت مناسبی است که به کمک بخش های پایینی به فوق عقل وسعت ببخشیم و تنها محصول ماندگار دنیا که قلب سلیم است را برای آخرت آماده نماییم «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» (سوره شعرا آیه ٨٩) یعنی تنها آن کس سود برد که با دل با اخلاص پاک (از شرک و ریب و ریا) به درگاه خدا آید.   والحمدلله رب العالمین   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed