www.montazer.ir
دوشنبه 1 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 3856
زمان انتشار: 22 اکتبر 2015
| | | | |
آفت خودشیفتگی ها

خانواده آسمانی ۳۹4 ، ۱۳۹۴/۷/۲۳

آفت خودشیفتگی ها

کسانی که ثروتِ انسانی ندارند، و بخش فوق عقلانی‌شان، با غیب در ارتباط نیست، قطعاً در دلبستگی‌ها و تعلقات بخش‌های پایینی، گیر کره و معطل خواهند شد و دائماً در هجوم افکار منفی و انواع اضطراب‌ها دست و پا خواهد زد. تا انسان به رضا نرسد، هیچ وقت رنگ شادی و آرامش حقیقی را نخواهد دید.

عناوین مورد بحث در این جلسه: - اگر غلبه بر خودشیفتگی هایت نداشته باشی، بهترین نعمت ها را هم داشته باشی باز شاد و آرام نخواهی بود و احساس پوچی و بدبختی و ناآرامی سراغت می آید. - مشکل اساسی انسان خودش است که باید تفاوت خود و ناخودش را بداند و تا این را خوب درک نکند هر چه از نعمت برخوردار باشد باز فشار عصبی و غصه خواهد داشت. - آنهائی که از ثروت انسانی و معنویت برخوردار نیستند وقت های زیادی از عمرشان را تلف می کنند.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹4 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۷/۲۳ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در جلسه گذشته آموختیم که انسان ها بخاطر حبّ ذاتِ درونی‌اش، قادر به دیدن عیب‌های خود نیستند. کما اینکه نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می‌فرمایند: بعضی از انسان ها، درخت را در چشم خودشان نمی‌بینند، امّا خار را در چشم دیگران می‌بینند. استفاده‌ی نسبتِ ملموس درخت با خار، حکایت از شدت خودخواهی‌ها و خودشیفتگی‌های انسان و ارزیابی‌های غیر واقعی و اشتباه انسان ها از خودشان دارد. کسانی که خودشان را همیشه بهتر از دیگران دانسته و عیب‌های دیگران آزارشان می‌دهد، امّا عیب‌های خودشان، اذیت‌شان نمی‌کند، در حقیقت، از این واقعیت غافلند. و اگر انسان، این واقعیت را باور نکند و نگاه دیگران را شفاف‌تر و دقیق‌تر از نگاه خودش نداند، آرام آرام به سمت رذیله‌ی بزرگ نارضایی پیش می‌رود. نارضایتی از همسر، پدر و مادر، زندگی و یا حتی از خدا ... چنین کسانی حتی از خداوند که آنان را در نعمت‌های خود غرق نموده است نیز ناراضی بوده و با خودخواهیِ تمام، در برابر کوچکترین گرفتاری‌ها، زبان به اعتراض گشوده و با خداوند درگیر می‌شود. غالب بی‌ادبی‌ها و گستاخی‌های انسان‌ها براساس خودمحوری و خودشیفتگی‌های آنان بوجود می‌آید. بطور کلی می‌توان گفت؛ که ریشه‌ی تمام جدایی‌ها، طلاق‌ها، اختلاف‌ها، غصه‌ها و ... بیماریِ مهلک خودشیفتگی است. مشکل اصلیِ هر کس خودِ اوست. انسان‌ها باید خودشان را خوب شناخته و بیماری‌هایشان را درمان کنند. تا وقتی انسان خودِ حقیقی‌اش را از ناخودش باز نشناسد، هر قدر هم که غرق نعمت باشد، باز هم از فشارهای عصبی، ناآرامی و ... رنج خواهد برد. وقتی انسان، خود حقیقی‌اش را می‌شناسد، و می‌فهمد که نگاهش به خودش دقیق نیست، براحتی با دیگران وارد تعامل و ارتباط شده و به آسانی از انتقادات آنها استقبال می‌کند. گاه پیش می‌آید که ما از شخص خاصی دلزده و خسته شده و دیگر قدرت تحمل این فرد را نداریم. در چنین مواقعی ممکن است، علت اصلی این مشکل، خودِ ما باشیم، و برای حل آن، لازم نیست کسی و یا چیزی را تغییر دهیم، بلکه باید خودمان را تغییر دهیم. اگر انسان بتواند با ارتباط مداوم و جدی با تنها مرکز آرامش عالم (الله) خودش را آرام کرده و به رضا برساند، می‌تواند در کنار همه‌ی انسانها، بسیار آسان و لذت‌بخش زندگی کند. اینکه اهل‌بیت قادر بودند، با بدترین انسان‌ها ساخته و حتی با همسرانی که قاتل آنان شدند، زندگی کنند، به این علت بود، که آنان در اوج مقام رضا بودند. وقتی بخش فوق عقلانی انسان، به اِله خودش نزدیک شده، و در آغوش او آرام می‌گیرد، در بخش‌های پایینی معطل نشده و براحتی از شهوت‌های این بخش‌ها می‌گذرد. کسانی که ثروتِ انسانی ندارند، و بخش فوق عقلانی‌شان، با غیب در ارتباط نیست، قطعاً در دلبستگی‌ها و تعلقات بخش‌های پایینی، گیر کره و معطل خواهند شد و دائماً در هجوم افکار منفی و انواع اضطراب‌ها دست و پا خواهد زد. تا انسان به رضا نرسد، هیچ وقت رنگ شادی و آرامش حقیقی را نخواهد دید. وقتی جان انسان آرام می‌گیرد، از نوشیدن یک لیوان آب نیز، به بالاترین لذت‌ها می رسد. ویژگی مؤمن از نگاه نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ؛ مِن حَیثُ یَغیبُ یَحفَظُهُ مِن وَرائِهِ، ویَكُفُّ عَلَیهِ ضَیعَتَهُ وَالمُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِنِ؛ مؤمن، برادر مؤمن است، چون برادرش غایب شود، در نبودش آبروی او را حفظ می‌کند». مؤمنان حقیقی، کسانی هستند که در تمام احوال، خصوصاً زمان غیبت مؤمنان دیگر، محاظ آبرو و اموال و... آنها هستند. و گروهی از انسان‌ها به قدری خودخواهند که اساساً حوصله‌ی یاری دیگران و حفاظت از منافع آنان را ندارند. رحمان‌ترینِ مؤمنان، یاور یکدیگر در زمان مشکلات، غیبت، مصائب و ... هستند. خودمحوری، منع، بخل، تنگ نظری، و ... انواع گرفتاری‌ها و عذاب‌ها را برای انسان به دنبال دارد. باید برای دیگران به گونه‌ای باشیم که دوست داریم دیگران با ما رفتار کنند. خودخواهی‌های انسان، و هزار و صد و هشتاد سال آوارگی معصوم خودمحوری‌های ها مادرمان حضرت زهرا و یازده امام معصوم را به کشتن داد. و عجیب آنکه ما آنها را لعن می‌کنیم و عجیب‌تر آنکه هزار و صد و هشتاد سال، ما مشغول زندگی خودمان هستیم، و دوازدهمین امام معصوم هم در غربت و آوارگی به سر می‌برد. محرم، زمان پیوند با «حسین زمان» خودمان است. سیاه پوشیدن و شرکت در مراسم عزاداری، وظیفه‌ی ما در قبال مصیبت عظیم است. اما مصیبت بالاتر آن است که حسین، علاوه بر اینکه، کشته شده، از رهبری جامعه‌ی اسلام حذف شده است. هزار و صد و هشتاد سال زمین، بدون امام، نفس می‌کشد. ... کمی فکر کنیم ... من هستم و امامم، جایی همین دور و برها، تنها و آواره و غریب است... و ما هنوز در حال لعن دشمنان حسین هستیم ... درحالی که امام معصوم ما، غریب‌تر از حسین است، آن هم در میان چهارصد میلیون شیعه ... دریغ که همدلی و وفاداری میان شیعیان نیست. محرّم، زمان پیوستن به چادر حسین است... زمان همدل شدن، وفادار شدن و گره خوردن به یکدیگر برای رفع تمام موانعی که ظهور امام را به تأخیر انداخته است. انسان وقتی خودِ حقیقی‌اش را فراموش می‌کند، امام زمانش را نیز فراموش خواهد کرد. مشکل ما آن است که ما خودِ حقیقی‌مان را که امام زمان را به عنوان متخصص معصوم لازم دارد، گم کرده‌ایم... از همین رو اساساً در قلب خود، احساس نیاز به او نمی‌کنیم و برای او خودمان را به زحمت نمی‌اندازیم. باید دغدغه‌ی شخصی برای امام زمان پیدا کنیم. باید رنگ جهاد بگیریم. باید زندگی ما، در جهت فعالیت‌های جهادی رنگ بگیرد. باید دیگران تلاش‌ها و دویدن‌های ما را ببینند و لمس کنند. یک بار این سؤال را از خودمان بپرسیم؛ آیا من، به کارِ امامم آمده‌ایم؟ آیا امامم، روی من حساب باز کرده است؟ آیا رنگِ جهاد را در زندگی من می‌بیند؟ آیا شده، یکبار به قلب ما توجه کند و در آن دغدغه‌ای جز خودش نبیند؟ آیا او مرا اهل قیام می‌داند؟ عزاداری یعنی پاسخ به همین سؤال‌ها ... عزادار حقیقی کسی است که برای مصائب حسین می‌گرید و در دل به فکر انتقام از دشمنان حسین است. عزادار حقیقی کسی است که در لابه‌لای مجالس حسین، برای رفع موانع ظهور، نقشه می‌کشد، برنامه‌ریزی می‌کند ... . عزادار حقیقی کسی است که درد مصیبت اعظم را می‌فهمد، درد نبودن متخصص معصوم در جامعه‌ی بشری ... او کسی است که می‌داند، اگر یک هفته در دولت امام زمان زندگی کند، می‌تواند به قدرِ یک پیامبر، رشد کرده و اوج بگیرد... عزادار حقیقی، کسی است که از این درد بزرگ به خود می‌پیچد و براه می‌افتد ... آنقدر می‌دود تا به چادر امامش می‌رسد... و کسی که به این درد نرسد، به درد جاهلیت خواهد مُرد... از نگاه اهل آسمان، عزادار حقیقی کسی است که سبک زندگی‌اش، را براساس رسیدن به امام تنظیم می‌کند. هدف از عزاداری‌های محرم، فقط و فقط هم‌کاروان شدن با امام زمان است ... وای بر ما اگر بر اشتباهات سبک زندگی خود غلبه نکرده و از کاروان جا بمانیم... باید با امام‌مان آشتی کنیم، و دیگران را با او آشتی بدهیم ... براستی آیا ما خودمان با امام زمان (علیه السلام) آشتی کرده‌ایم؟ چقدر از انسان‌های دیگر را با امام‌مان آشتی داده‌ایم؟ «وَ الحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - آفت خودشیفتگی ها

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3848
زمان انتشار: 20 اکتبر 2015
| | | | |
اهداء عیوب

خانواده آسمانی ۳۹3 ، ۱۳۹۴/7/23

اهداء عیوب

عیوب ما، عوامل سقوط دهنده‌ی ما در دوزخ هستند، بنابراین کسانی که ما را به عیوب‌مان آگاه می‌کنند، در حقیقت ما را از لبه‌ی پرتگاه جهنم به عقب می‌کشانند. آیا لطفی، بزرگتر از این سراغ داریم!!!

عناوین مورد بحث در این جلسه: - ایثار، ترجیح دادن مصلحت خدا بر مصلحت زندگی خود است که توأم با عشق و شور است. - انسانی که ایمان به آخرت، جهنم و بهشت دارد از انتقاد به او ناراحت نمی شود. - خودشیفتگی اجازه نمی دهد که عیب هایمان را ببینیم چون حب ذات داریم و کمتر عیب های خود را می بینیم و دیگران بهتر ضعف های ما را می بیند. - خودشیفتگی های مذهبی یعنی پاک تر از دیگران بودن که باعث می شود عیب هایمان را نبینیم. - در پیوند و ارتباط با دیگران مهم این است که همیشه طرف مقابل را درک کنیم و خود را جای او بگذاریم؛ بفهمیم که چه می گوید و چه می خواهد.    به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 393 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰7/23 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   اهل ایثار، آسان محاسبه می‌شوند... در جلسه‌ی گذشته روایتی پیرامون مکالمه‌ی حضرت موسی (علیه­السلام) و خداوند آشنا شدیم و آموختیم که خداوند، درجاتِ عظیمِ پیامبر اسلام و امت ایشان را در گروی صفت ایثارِ آن ها معرفی می‌کند و نیز آموختیم که خداوند در پایان این مکالمه‌ی زیبا به حضرت موسی (علیه­السلام) فرمودند: «هیچ یک از بندگانم زمانی که عمر خود را به ایثار گذرانده باشند بر من وارد نمی‌شود، مگر آنکه من حیا می‌کنم از این که آنان را محاسبه و مؤاخذه کنم». ایثار، انسان را به عالی‌ترین درجات انسانیت می‌رساند. خوش به حال کسانی که بخشی از عمر خود را به ایثار گذرانده اند. همه‌ی ابعاد ایثار، زیبا و اوج دهنده اند... اما مقوله‌ی ایثار در راه خدا، در راه دین، در راه امام زمان (علیه­السلام) با هیچ بُعدی از ابعاد ایثار قابل قیاس نیست و برای رسیدن به این مقام باید تمرین کنیم، تا روح ما عادت کند، با بال های ایثار به پرواز درآید. حفظ الغیب حفظ الغیب، به معنای حفاظت از منافع دیگران در زمانِ عدم حضور آنان است. بطوری که جز نیکی از دیگران یاد نکرده و حتی اگر کسی را در حال غیبت برادر مؤمنش ببیند، از او دفاع می‌کند. امام صادق (علیه‌السلام) می فرمایند: «اذْكُرُوا أَخَاكُمْ إِذَا غَابَ عَنْكُمْ بِأَحْسَنِ مَا تُحِبُّونَ أَنْ تُذْكَرُوا بِهِ إِذَا غِبْتُمْ عَنْهُ؛ در نبودی برادرتان، به بهترین شیوه‌ای که دوست دارید، در نبود شما، از شما یاد کنند، از او حرف بزنید». دیدن زیبایی‌های دیگران و توصیف کمالات آنان در غیاب‌شان، نوعی، گذشتنِ از خود بوده و بزرگی و شجاعتِ خاص خود را می‌طلبد. البته عموماً این اتفاق بیشتر در زمان‌هایی شایع‌تر دیده می‌شود که مؤمنان، به رحمت خداوند رفته و زندگی دنیا را ترک می‌کنند. این عمل، زیباست، امّا زیباتر آن است که انسان در زمان حیات دیگران، قادر به دیدن زیبایی های آن ها و بیانِ کمالاتشان باشد. اهداء العیب  (هدیه کردن عیب‌ها) می‌دانیم که مؤمنان، آینه‌ی یکدیگرند، و وظیفه واجب‌شان آن است که عیوب یکدیگر را به هم گوشزد نموده و همدیگر را در جهت رفع آنها یاری نمایند. امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «محبوب‌ترینِ برادران من، کسی است که عیب‌های مرا، به من هدیه می کند». عیوب ما، عوامل سقوط دهنده‌ی ما در دوزخ هستند، بنابراین کسانی که ما را به عیوب‌مان آگاه می‌کنند، در حقیقت ما را از لبه‌ی پرتگاه جهنم به عقب می‌کشانند. آیا لطفی، بزرگتر از این سراغ داریم!!! گاهی خودشیفتگی‌های، سبب می‌شود که ما از شنیدن عیوبمان ناراحت ‌شویم. حتی اگر عیبی که شنیده‌ایم در ما وجود ندارد، نباید از شخص ناراحت شده و کینه به دل بگیریم؛ زیرا او تفکر و تصور خودش را بیان کرده است. نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: «خیرُ إخْوانِكُم مَن أهدى إلیكُم عُیوبَكُم؛ بهترینِ برادران شما، کسی است که عیوب شما را به شما هدیه می‌دهد». باید تحمل شنیدن تذکرات و انتقادات دیگران را داشته باشیم. باید اجازه بدهیم که دیگران با ما انس گرفته و ایرادهای ما را به ما متذکر شوند. اگر ما واقعاً به آخرت ایمان داریم، باید از چنین کسانی تشکر کرده و برای رفع عیوبمان، بصورت جدّی اقدام کنیم. عموماً کسانی که از سطح خودخواهی و خودشیفتگیِ بالایی برخوردارند، همواره انگشتِ اتهام به سمت دیگران گرفته و حاضر نیستند عیوب و تقصیراتِ خودشان را بپذیرند. لذا در هر اختلاف و درگیری، همیشه دیگران را مقصّر می‌دانند. اساساً انسان ها به سبب «حبّ ذات» که خداوند در درون آنها نهادینه کرده است، به درجاتی از خودشیفتگی مبتلا بوده و کمتر قادر به دیدن عیوب خود هستند. بنابراین دیگران راحت‌تر و بهتر می‌توانند ضعف‌های او را دیده و به او متذکر شوند. انسان های زیرک کسانی هستند که از این شرایط استفاده کرده و عیوب خود را با آغوش باز می‌پذیرند. خودشیفتگی‌ها در انسان‌ها، مانع از دیدنِ عیوب‌شان می‌شوند، بطوری که ناگاه به برزخ متولد شده، و متوجه‌ِ آلودگی‌ها و خرابی‌های نفس خود می‌گردند. در حالیکه در دنیا تصور می‌کردند انسان منزه و بی‌عیبی بوده‌اند. خودشیفتگی‌های مذهبی، خطرناک‌ترین نوع خودشیفتگی‌ است. عموماً کسانی که در جمعی خاص، خانواده خود، محیط کار و ... بعنوان فردی مذهبی و پاک شناخته شده اند، نباید خود را بی‌عیب بدانند، بطوری که انتظارِ هیچ انتقادی را از دیگران نداشته باشند. بطور کلی، نگاهِ هیچ انسانی، به خودش، نگاهِ دقیقی نیست، زیرا حتماً توأم با درصدی از خودشیفتگی است، و این نسبتِ خودشیفتگی در انسان های مختلف، متفاوت است. حبّ ذات، مانع از دیدن واقعیت‌ها می‌شود، همیشه نظرِ دیگران دقیق‌تر از نظرِ خودِ انسان است. بنابراین نگاه کردن به خودمان، از پنجره‌ی نگاه دیگران، رشد دهنده‌تر و دقیق‌تر خواهد بود. انسان هایی که مشغول ضعف‌های خودشان هستند و با آغوش باز عیوب خود را می‌پذیرند، راحت‌تر دیگران را تحمل می‌کنند و با آنان انس می‌گیرند. البته توجه داشته باشیم که هیچ کس نباید در عیب‌های دیگران دقیق شده و آنها را در ذهن خود نگه دارد؛ بلکه هر انسان موظف است مشغولِ عیب خود شده و در رفع آنها بکوشد. امّا اگر عیبی از خودش را نیز از کسی شنید، ناراحت نشده و آن را در جهت اصلاح خود بکار بگیرد. دقیق شدن در عیوب دیگران، خود یک ضعف بزرگ است. انسان‌های بزرگ، عموماً ضعف‌های دیگران را حتی اگر ببینند، در ذهن نگه نمی‌دارند، و به سرعت از آن می‌گذرند. از همین رو، براحتی با کسی درگیر نمی‌شوند، و یا براحتی با کسی قطع ارتباط نمی‌کنند. آنان دائماً در حال کاوشِ نفس خود هستند تا عیوبشان را بشناسند و در جهت رفع آن تلاش کنند. آنان همواره به لحظه‌ی تولد به برزخ خود می‌اندیشند، و در هراسند که نکند آماده‌ی تولد سالم نباشند. چنین کسانی، عموماً دیگران را براحتی درک می‌کنند و برای قضاوتِ عملکرد و واکنش آنها، کاملاً انصاف را رعایت می‌کنند. بی‌انصافی در قضاوت کردنِ دیگران، ارتباط‌ها را به تنش و درگیری می‌کشاند. مهمترین سؤال قیامت، سؤال از رفتار ما با امام زمان (علیه السلام) است. و فقط دو چیز از ما خواسته اندَ؛ وفاداری و همدلی ... آیا به این دو اصل رسیده‌ایم!!! مراقب باشیم این دو هدف را در لا‌به‌لای سینه زدن‌ها، زنجیر زدن‌ها، غذا دادن‌ها، مجلس به پا کردن‌ها گم نکنیم ... اگر به وفاداری و همدلی نرسیم، عزاداری‌های ما، راه نجات را برایمان باز نخواهد کرد. تمام فجایع کربلا، امروز هم در حال تکرار است ... آیا واقعاً نمی‌بینیم؟ پس کجاست غیرتِ آزاد مردیِ ما؟ کجاست عاطفه‌ی انسانی ما؟ چرا هنوز درگیر اختلافات کودکانه‌ایم؟ و چرا غربت امام زمان را نمی‌فهمیم؟ محرم و صفر، ماه حسینی شدن است، ماه کربلایی شدن است، ماه زینبی و عباسی شدن است... باید الگوپذیری کرده و برای شبیه شدن، تلاش جدی خود را آغاز کنیم.ددر غیر این صورت، با مشکی پوشیدن و عزاداری ها، جان ما آرام نخواهد گرفت. باید تکلیف‌مان را با زندگی‌ مشخص کنیم... تنها اینگونه به قدم صدق خواهیم رسید و صادقانه از خداوند بخواهیم خونخواهی حسین را به همراه امام زمان (علیه السلام) روزیِ ما کند.. . « فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِی بِكَ أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ».   «وَالحَمدُللهِ رَبِّ العالمین»  

صوت

1 - اهداء عیوب

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 4212
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2015
| | | | |
ایثار کمال سیادت و آقائی

خانواده آسمانی ۳۹2 ، ۱۳۹۴/۰۷/۶

ایثار کمال سیادت و آقائی

کسانی که به انواع حسادت، تنگ نظری، خودبرتربینی، عُجب و ... مبتلا هستند، مَحال است بتوانند، به ایثار موفق شوند. کسانی که دوست دارند همیشه محبوب‌ترین فرد در میان جمع باشند، یا گروهی که تمایل دارند به واسطه کمالی از کمالات پایینی به دیگران فخر بفروشند، قطعاً نفس بیماری دارند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: اوج کرامت­ انسان بستگی به این دارد که خودش را آخر از هر چیزی ببیند؛ یعنی دیگران را بر خودش مقدم بداند. آقا و سرور یک گروه کسی است که از خودش بیشتر از دیگران به پای گروهش صرف کند. هر چه انسان تمرین کند که از من­های حیوانی­اش به پای الله، خانواده آسمانی و دیگران بریزد سیادت و آقائی بیشتری داشته و همچنین عبادت بیشتری کرده است. کسی که به انواع حسادت و خودبرتربینی­ ها گرفتار است، هیچ وقت نمی­تواند ایثار داشته باشد. محبوبیت در دنیا به این است که تا آنجائی که می­توانی وقف دیگران باشی و به دیگران نیکی کنی. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹2 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰7/06 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در نگاه اهل آسمان عزیز می‌شوی اگر ... در جلسات گذشته، با روایت زیر به طور مفصل آشنا شدیم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «الإِیثارُ أفضَلُ عِبادَةٍ ، وأجَلُّ سِیادَةٍ؛ ایثار بالاترین عبادت و بزرگترین آقایی است». براستی چرا ایثار بالاترین عبادت است؟ اساساً عبادت، به معنای حذف چهار بخش پائینی است، بطوری­که این چهار بخش، تحت سیطرة بخش فوق عقلانی قرار بگیرند. باطن عبادت، ربوبیت (تشبّه به حق تعالی) است. «العِبادَةُ جَوْهَرَةٌ کُنْهُه الرُّبُوبِیَّةُ». در ایثار، انسان به اوج تشبّه به حق تعالی می‌رسد. به طوری­که بخش طبیعی خود را محصور کرده، و بخش فوق عقلانی خود را به اوج می‌رساند. کسی قادر است ایثار را بفهمد و به این مقام دست پیدا کند، که بخش فوق عقلانی (الهی) خود را به رسمیّت شناخته و به دنبال رسیدن به هدف خلقت خود باشد. برای چنین کسی، عزت و بزرگی در رشد بخش فوق عقلانی خلاصه می‌شود نه در رشد هر کدام از چهار بخش پایینی (کمالات حسی، خیالی، وهمی و عقلی )... انسان با رشد در کمالات بخش‌های پایینی (مدرک تحصیلی، منزل، اتومبیل، ثروت، شهرت، محبوبیت و ... ) به دنبال عزّت می‌گردد، هر چه به این کمالات بیشتر دست می‌یابد، به همان میزان در نگاه اهل آسمان، منفورتر می‌گردد. چنین کسی قطعاً به شرک مبتلاست و روز به روز بیشتر در این بیماری فرو خواهد رفت، زیرا او از منبعی کسب عزت می‌کند، که حقیقتاً منبع عزّت نمی‌باشد. کسانی که به انواع حسادت، تنگ نظری، خودبرتربینی، عُجب و ... مبتلا هستند، مَحال است بتوانند، به ایثار موفق شوند. کسانی که دوست دارند همیشه محبوب‌ترین فرد در میان جمع باشند، یا گروهی که تمایل دارند به واسطه کمالی از کمالات پایینی به دیگران فخر بفروشند، قطعاً نفس بیماری دارند. نفس بیمار، به نفسی گفته می‌‌شود که رها نیست و درگیر کمالی از کمالاتِ پایینی است، مثل درگیر نوع لباس، محلِ سکونت، مدل اتومبیل، سطح پست و مقام‌های اجتماعی و ... چنین نفسی قادر نیست به سمت الله، براحتی حرکت کند قلب و ذهنِ مشغول، قادر به متمرکز شدن بر روی آسمان نیستند. باید رها شد تا به آسمان رسید. تنها انسانی که از بندِ من‌های بخش پایینی رها شده است، قادر به فداکاری و ایثار است، او از من‌های طبیعی می‌گذرد، تا من‌های الهی‌اش اوج بگیرد. و این است راز آقایی و بزرگی انسان در نگاه اهل آسمان. کسانی که به دنبال محرمیّت و عزّت در نگاه اهل آسمان هستند، باید تمرین‌های ایثار را جدّی بگیرند. و با سرعت و سبقت در این میدان به سوی آسمان حرکت کنند. تا زمانی که انسان اهل تکبر است و به دنبال عزت‌های دروغین می‌گردد، نمی‌تواند به سلامت روح و رهایی از جهنم نائل گردد. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «تَحَبَّب إلى خَلیلِكَ یُحبِبكَ وأكرِمهُ یُكرِمكَ وآثِرهُ عَلى نَفسِكَ یُؤثِركَ عَلى نَفسِهِ وأهلِهِ؛ به دوستت ابراز علاقه (دوستی) کن، تا او هم تو را دوست بدارد. و به او احترام بگذار، تا او هم به تو احترام بگذارد و او را به خودت ترجیح بده، او تو را به خودش و اهلش ترجیح می‌دهد.        «وَالحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمِین»

صوت

1 - ایثار کمال سیادت و آقائی

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4210
زمان انتشار: 28 سپتامبر 2015
| | | | |
ملاک ایثار و از خودگذشتگی

خانواده آسمانی ۳۹1 ، ۱۳۹۴/07/6

ملاک ایثار و از خودگذشتگی

ایثار، عملی بسیار برجسته برای قدرت بخشیدن به بخش فوق عقلانی است، ایثار از بخش‌های پائینی، قطعاً به بزرگتر شدن و قدرتمندتر شدن بخش الهی وجود انسان منجر می‌شود.

سنگی را تصور کنید که بارها و بارها در کوره مورد حرارت و تراش قرار می‌گیرد تا طلای خالص از آن آزاد شود. این آتش، در عین اینکه، سنگ را می‌سوزانده، به ناب‌تر شدن و قیمتی‌تر شدن آن کمک می‌کند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: هر چه سطح گذشت، فداکاری و مبارزه با نفس تان بیشتر باشد «من» حقیقی تان آرام و شادتر و ارتباط با غیب آسان تر خواهد شد. اگر نمی توانی با غیب در ارتباط باشی درحالی­که غیب همراه ماست و در حضور آنها زندگی می کنیم، برای این است که ناخالصی داریم و بخش های الهی مان محکوم سایر بخش هاست. کسانی ایثار می کنند که از چیزهایی که حق خودشان است می گذرند، و دیگران را بر خود ترجیح می دهند که مشمول محبوبیت آسمان و زمین می­شوند. ملاک قرب به الله و اهل بیت به درجه­ی فداکاری و ازخودگذشتگی ات بستگی دارد و اینکه چقدر از خودخواهی و زودرنجی ها به دور هستی. ایثار یعنی پرمصرف ترین آدم ها باشی از این جهت که برای دیگران مصرف می کنی و کم مصرف ترین آنها برای خودت. دراینجاست که انسان شبیه الله می شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۹1 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۶/۱۲ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   از ایثار تا الله... در جلسات گذشته آموختیم که ایثار، به معنای مقدم داشتن دیگران بر خود می‌باشد. این کار، تنها از کسی بر می‌آید که خودِ حقیقی‌اش را شناخته باشد. چنین کسی یقین دارد، که اگر کسی را بر خود مقدم بدارد، در حقیقت به رشد خودِ حقیقی و جاودانه‌اش کمک نموده است. کسانی که در دنیا بیشتر از خودهای جمادی، گیاهی، حیوانی و یا عقلانی بهره برده و با آنان انس دارند. بدونِ توجه و تغذیه‌ی خودِ الهی، فقط بر حجم بدبختی‌ها، اضطراب‌ها، ناامیدی‌ها، تلخی‌ها، افسردگی‌های روحی خود می‌افزایند. و هر چه در چهار بخش پایینی، موفق‌تر می‌شوند، از سطح آرامش و شادی آنان کاسته می‌شود. امّا اگر قدرت یافتنِ بخش‌های پائینی، همراه با تغذیه و رشد بخش پنجم (بخش الهی) باشد. هر چه بر سطح قدرت این بخش‌ها افزوده می‌شود، میزان شادی و آرامش فرد هم بیشتر می شود. زیرا این چهاربخش، تحت تسلط بخشِ پنجم قرار گرفته و تمام روابط و انتخاب‌ها و فعالیت‌های این شخص، او را به سمت تقرب به الله پیش خواهد بُرد. و از آنجایی­که، مسئولیت تأمین شادی و آرامشِ وجود انسان با بخش فوق عقلانی اوست، چنین افرادی دائماً به سمت شادی و آرامش بیشتر پیش خواهند رفت. اگر کسی حقیقتاً به دنبال شادی و آرامش در دنیا و آخرت می‌گردد، باید بخش فوق عقلانی خود را دائماً تغذیه کرده و آن را به قدرت برساند. ایثار، عملی بسیار برجسته برای قدرت بخشیدن به بخش فوق عقلانی است، ایثار از بخش‌های پائینی، قطعاً به بزرگتر شدن و قدرتمندتر شدن بخش الهی وجود انسان منجر می‌شود. سنگی را تصور کنید که بارها و بارها در کوره مورد حرارت و تراش قرار می‌گیرد تا طلای خالص از آن آزاد شود. این آتش، در عین اینکه، سنگ را می‌سوزانده، به ناب‌تر شدن و قیمتی‌تر شدن آن کمک می‌کند. ایثار، راهی است برای سوزاندن ناخالصی‌های نفس انسان و بالا بردن عیار او در نگاه اهل آسمان. هر چه سطح ایثار انسان بالاتر می‌رود، عیار نفس او نیز افزایش یافته و مَنِ الهی او نیز قدرتمند می‌گردد. لذا ارتباط او با غیب نیز آسان‌تر می‌شود. عدم ارتباط مَحرمانه و رفت و آمدِ ما با غیب، نشان­دهنده وجود ناخالصی‌ها در نفس ماست، به طوری­که یک یا چند بخش از بخش‌های پائینی وجود ما، بر بخش فوق عقلانی ما سایه انداخته و غلبه کرده‌اند. محبوبیت انسان در نگاه اهل زمین و اهل آسمان به میزان قدرت و غلبة بخش فوق عقلانی او مربوط می‌شود و ایثار، رساننده‌ترین و مهم­ترین راه برای این منظور است. ایثار، میدانی است برای حذفِ من‌های بخش‌های پائینی و رشد یافتن منِ الهی ... و زیبایی ایثار به آن است که تولید کنندة این میدان، خود ما هستیم، که با اختیار و انتخاب‌مان برای جلوه کردن در نگاه معشوق، آن را مهیا می‌کنیم. ایثار استحمام قدرتمندی برای نفس است، به گونه‌ای که آن را از بسیاری از پلیدی‌ها پاک می‌کند. هدیه دادن لباس عروس، در شب عروسی حضرت زهرا به فقیر، از آن سبب ماندگار شده است که از جنس ایثار بوده است. و یا نازل شدن سوره برای بخشیدن سه افطار به مسکین، در حالی­که خود در منزل طعامی نداشتند، به این خاطر بوده است که از جنس ایثار است. فراموش نکنیم که؛  ایثار، فقط برای بلند شدن از زمین و درخشیدن در نگاه اهل آسمان است، که انسان را به آسمان می‌رساند... چرا محمُد و آل او، محبوب خدا هستند؟ حضرت موسی )علیه السلام) به خداوند عرض می‌کند: خداوندا، درجاتِ محمد (صل الله علیه و آله) و امت او را به من نشان بده. خداوند به او می‌فرماید: ای موسی، تو طاقت دیدن درجات پیامبر اسلام و امت او را نداری. ولی من یکی از منازل بزرگ و جمیلِ پیامبر و امتش را (که به آن واسطه او را بر تو و امتت برتری دادم) نشانت می‌دهم. از همین رو خداوند پرده را کنار زده و ملکوت را به او نشان می‌دهد... در همین حال موسی، نزدیک بود که قالب تهی کند، سپس به خداوند عرض می‌کند: پروردگارا، به چه دلیل، محمّد و آل او را به چنین کرامت و مقامی رسانیدی؟ خداوند می‌فرماید: به یک خُلقی که در میان آفریدگان من، او را بدان آراستم و آن خُلق ایثار است. می‌دانیم که پیامبر، انسانی در اوج ایثار و از خود گذشتگی بود و هر چه انسان به پیامبر و اهل‌بیت او نزدیک‌تر می‌شود، این صفت در او بارزتر می‌گردد. اساساً میزان قرب انسان به اهل آسمان، به میزان ایثار او بستگی دارد. چقدر توانسته است از خودخواهی، منیّت، تکبّر، زودرنجی و ... فاصله بگیرد. هر چه انسان از منیّت بیشتر فاصله می‌گیرد، به اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک‌تر می­شود، به گونه‌ای که شادی، آرامش، قدرت‌های معنوی و روحی اهل بیت بیشتر در او تجلی می‌یابد. توصیف مؤمنان کامل امام صادق (علیه السلام) می­فرماید: «هُمُ البَرَرَةُ بِالإِخوانِ فی حالِ العُسرِ وَالیُسرِ، المُؤثِرونَ عَلى أنفُسِهِم فی حالِ العُسرِ؛ مؤمنان کامل کسانی هستند که در حالت سختی و آسایش، اهل نیکی و مهربانی هستند نسبت به برادران خود، و آنان را به خود ترجیح می‌دهند». باید برای رسیدن به چنین نقطه‌ای که در همه حال، از ما خروجی‌های نیک صادر شود، تمرین کنیم. ایثار در شرایط سختی، واقعاً نیاز به تمرین‌های جدی و مکرر دارد. باید تمرین کنیم پرمصرف‌ترین انسان برای دیگران باشیم نه مصرف کننده‌ترین آن­ها. ایثار یعنی، انسان بیشترین سود و نفع را برای دیگران داشته باشد. بیشترین سطح گذشت را در خود داشته باشد. همه ما در زندگی روزمرة خود، دائماً در حال برخورد با صحنه‌هایی هستیم که می‌توانیم از آن­ها میادینی قدرتمند برای تمرینِ ایثار بسازیم ... فقط باید کمی جدّی باشیم... .   «وَالحَمدُلِله رَبِّ العالَمِین» 

صوت

1 - ملاک ایثار و از خودگذشتگی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3586
زمان انتشار: 6 سپتامبر 2015
| | | | |
ایثار ؛ اوج فضیلت انسانی

خانواده آسمانی 390 ، 1394/6/12

ایثار ؛ اوج فضیلت انسانی

باید بیاموزیم، عاشقانه و فقط برای جلب نگاه خدا، از خودمان بگذریم. که اگر این گذشتنِ ما، مقبولِ اهل آسمان واقع شود، در حقیقت ما مقبولِ آنان واقع شده‌ایم، و این یعنی تمام سعادت و نهایتِ خیر و ...

عناوین مورد بحث در این جلسه: * حقیقت ایثار یعنی از خود گذشتن که اوج اخلاق و فضیلت انسانی است. * کسی که انفاق ندارد و حاضر نیست برای امام زمانش بیشتر از خودش خرج کند ایثار و عشق ندارد. * مؤمن کسی است که به بهترین­های دنیا دل نمی بندد. * ایثار نوعی سبقت گرفتن است یعنی با از خودگذشتگی فقط می­خواهی رضایت خدا را بدست آوری.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 390 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۶/۱۲ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   در جلسه گذشته آموختیم که ایثار، مقام سبقت به سوی الله است. انسان بواسطه ایثار، به معشوق حقیقی خود نزدیک شده و به سرعت به او نزدیک می‌شود. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، ایثار را اوجِ مکارم اخلاق معرفی می‌کند؛ «الایثار تاجُ المکارم» کسی که به صفت ایثار مزیّن می‌گردد، به دنبال خاص بودن نیست. بلکه تلاش می‌کند، تا دیگران را نیز به تمام دارایی‌های خود برساند. در چنین فردی هیچ نوع حسادتی وجود ندارد، از همین رو به آسانی از خودش می‌گذرد تا دیگران را بالا بکشد. در روایت دیگری، حضرت امیر، ایثار را غایتِ تمام مکارم معرفی می‌کند؛ «الایثارُ، غایتُ المکارم» کسی که روحیه ایثار به قلبش نفوذ پیدا کرد، یعنی به بالاترین مکرمت اخلاقی دست پیدا کرده است. البته فراموش نکنیم که گاه ایثار ما به ضرر طرفِ مقابل تمام می‌شود، مثل مادری که تکالیفِ درسی فرزندش را انجام می‌دهد. باید بیاموزیم رفتارمان را به گونه‌ای مهندسی کنیم که ایثار ما، به بی‌اخلاقی و یا بداخلاقی در طرف مقابل، ختم نشود و آنها را به سوء استفاده و تنبلی مبتلا نسازد. با مردم چگونه رفتار کنیم با انصاف، یا با ایثار؟ «عامل سائر النّاس بالانصاف، و عامل المؤمنین بالایثار» قال ؟؟ با همه مردم براساس انصاف (مواسات) رفتار کن. اما با مؤمنین همیشه با ایثار رفتار کن. حداقلِ رفتار مناسب با مردم رعایت مواسات و انصاف در مورد آنان است. اما برای مؤمنین و انسانهای بزرگ، باید با ایثار وارد عمل شد. چرا که مؤمن، از جنس محبوبِ انسان است، بوی خدا را می‌دهد و با دیگران متفاوت است. قدر برادران بهشتی‌مان را بدانیم... امیرالمؤمنین علی «علیه‌السلام» می‌فرماید: «المؤمنون إخوه و لا شیءَ آثِرَ عند کلّ أخٍ من أخیه» مؤمنان برادران یکدیگرند، هیچ چیز برای یک برادر محبوب‌تر از برادرش نیست. رفقای مؤمن و بهشتی از بزرگترین سرمایه‌های زندیگ انسان هستند. گاه حتی از خانواده انسان، برای او مفیدتر و به او نزدیک‌تر هستند. باید قدر این افراد را بدانیم چون هر کدام از آنها در قیامت قدرت شفاعت دیگران را دارند و ممکن است ما نیز به شفاعت آنها محتاج باشیم. خداوند از رابطه برادرانه میان مهاجرین و انصار توصیف زیبایی را در قرآن به نمایش می‌گذارد. هر کس از مهاجران به انصار می‌پیوست. آنان شادمان شده و او را با آغوش باز و سرشار از محبت می‌پذیرفتند. مؤمنان دقیقاً باید نسبت به یکدیگر همینگونه رفتار کنند، و همواره برای یاری یکدیگر و سرعت دادن به همدیگر آماده باشند. انصار، براحتی به مهاجران یاری می‌رساندند، و هرگز در وجود خودشان هیچ نیازی به آنچه که بخشیده بودند، احساس نمی‌کردند، چرا که پای چنین بخششی عشق، ریخته بودند. آنان در حقیقت تمام بذل و بخشش‌های خود را به پای الله می‌ریختند و از همین رو سرمست و شاد بودند. باید بیاموزیم، عاشقانه و فقط برای جلب نگاه خدا، از خودمان بگذریم. که اگر این گذشتنِ ما، مقبولِ اهل آسمان واقع شود، در حقیقت ما مقبولِ آنان واقع شده‌ایم، و این یعنی تمام سعادت و نهایتِ خیر و ... و آنان که اهل ایثارند، به مقبولیت در نگاه معشوق نزدیک‌ترند ... غایتِ خوشبختی این است که خودمان را بپذیرند، نه هدایایِ ما را، ... و اینگونه است که ایثار غایتِ مکارم انسان است، زیرا انسان را به غایتِ سعادت می‌رساند. باید دائماً منتظر فرصتی برای بخشش و گذشتن باشیم. اگر احساس کردیم، نیازی از کسی به دست ما رفع می‌گردد منتظرِ کمک خواستن او نمانیم، بلکه زودتر، برای رفع نیاز او اقدام کنیم. چه کسانی حتماً رستگارند؟ « و من یوقَ شُحَّ نفسه، فاولئک هم المفلحون...» تعریف دقیق شحّ، بخل نفس است. یعنی جایی که نفس، توانِ گذشتن برای معشوقش را ندارد. کسی از پول نمی‌تواند بگذرد، دیگری از آبرو ... کسی که از جانش نمی‌تواند بگذرد، دیگری از زمان و استعداد ... و هر که حرص نفس خود را نگه داشته و از آن به خاطر خدا بگذرد، حتماً رستگار خواهد شد. راه میانبر، برای محبوب شدن در نگاه خدا، نگه داشتن شحّ نفس است. یعنی گذشتن از همان چیزی که نفس تو، توانِ گذشتن از آن را ندارد. اگر اشک نداریم، اگر لذت از عبادت نداریم، اگر پرواز نداریم، اگر سحر نداریم، اگر به ملکوت راهمان نمی‌دهند، قطعاً به این دلیل است که در نفس ما دلبستگی‌هایی وجود دارد، که ما را زمین‌گیر کرده و تا آنها را از پای نفس‌مان باز نکنیم به ملکوت راهمان نمی‌دهند ...    والحمدلله رب العالمین 

صوت

1 - ایثار ؛ اوج فضیلت انسانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3585
زمان انتشار: 6 سپتامبر 2015
| | | | |
 حقیقت ایثار

گلچین جملات خانواده آسمانی 389 ، 1394/6/12

حقیقت ایثار

کسی که اهل مواسات است، در انتقادات و اعتراضات خود، به شدت دقت می‌کند تا نهایتِ انصاف را رعایت نماید. او همواره خودش را در شرایط دیگران قرار می‌دهد و هیچ کس را به خاطر عکس العمل و واکنش نامطلوبش زیر سؤال نمی‌برد. کسی که اهل انصاف است، به مقام مواسات خواهد رسید، در این صورت هرگز کسی را از خودش پایین‌تر نمی‌داند؛ بلکه یقین دارد که دیگران حتماً بهتر از او عمل کرده و از او باتقواتر می‌باشند

عناوین مورد بحث در این جلسه: * کسانی که بخواهند در نزد خداوند و اهل بیت (علیهم السلام) خاص و ویژه باشند بدون ایثار امکان پذیر نیست. * به هر میزان بخواهید نسبت به دیگران در کمالات جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی روحیه برتری طلبی داشته باشید از خدا و اهل بیت (علیهم السلام) دور می شوید. * عاقل کسی است که در زندگی ­اش نسبت به همسر و فرزندانش از خودگذشتی و ایثار بیشتری داشته باشد. * ایثار راهی است هم برای آمرزش گناهان و هم قرب به حق تعالی. * در نزد خداوند و اهل آسمان پس از ایمان هیچ عملی برتر از ایثار محبوب نیست.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه ۳۸9 «خانواده آسمانی » مورخ 94/06/12 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   ایثار آموختیم که «مواسات» بدین معناست که انسان هر آنچه را که برای خود می‌پسندد، برای دیگران نیز بپسندد. و هر آنچه را که از پذیرش آن اکراه دارد، برای دیگران نیز ناپسند بداند؛ ایثار، به معنای مقدم داشتن دیگران بر خود می‌باشد. با مواسات (انصاف) به سوی الله، سرعت بگیرید!!! در میدان مواسات، انسان به سوی الله، سرعت می‌گیرد. اساساً کسی به مواسات مزیّن می‌گردد، از مصادیق آیه «وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ» می شود. بطوری که با سرعت به سمت قرب به الله پیش می‌رود. بنابراین اگر کسی دوست دارد جزء سارعین إلی الله باشد. باید خود را به «مواسات» تجهیز نماید. یعنی حقیقتاً با دیگران مانند خودش رفتار کرده و قاعده «هو أنت» را به طور کامل درک کرده و رعایت نماید. به طوری که قبل از انتقاد به دیگران، خودش را جای آنها گذاشته و از خود سؤال کند؛ آیا اگر من هم در شرایط او بودم، همین عکس العمل را نشان نمی‌دادم؟ و یا آیا خودم در گذشته به چنین رفتارها و یا صفت‌هایی مبتلا نبوده‌ام! فراموش نکنیم که در بسیاری از انتقادها و اعتراض‌هایی که میان اشخاص ردّ و بدل می‌گردد، اگر طرفین خود را جای دیگری می‌گذاشتند، همین واکنش را بروز می‌دادند. خودشیفتگی، سبب می‌شود که انسان‌ها از اشتباهات و ضعف‌های نفس خود راحت می‌گذرند، اما نوبت به دیگران که می‌رسد، بر آنها سخت می‌گیرند و یا آنان را مورد هجوم اعتراضات و انتقادات خود قرار می‌دهند. کسی که اهل مواسات است، در انتقادات و اعتراضات خود، به شدت دقت می‌کند تا نهایتِ انصاف را رعایت نماید. او همواره خودش را در شرایط دیگران قرار می‌دهد و هیچ کس را به خاطر عکس العمل و واکنش نامطلوبش زیر سؤال نمی‌برد. کسی که اهل انصاف است، به مقام مواسات خواهد رسید، در این صورت هرگز کسی را از خودش پایین‌تر نمی‌داند؛ بلکه یقین دارد که دیگران حتماً بهتر از او عمل کرده و از او باتقواتر می‌باشند. او هرگز براحتی زندگی دیگران را نقد نمی‌کند، چرا که می‌داند اگر او نیز در شرایط دیگران قرار بگیرد، همان عکس العملی را نشان خواهد داد که آنان از خود نشان داده‌اند. مقام ایثار؛ مقام سبقت‌گیری به سوی الله است! «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ» کسانی که دوست دارند در نزد خداوند مقام ویژه‌ای را کسب کرده و به جایگاه خاصی در نگاه اهل‌بیت D برسند، باید تمام تلاش خود را برای رسیدن به مقام ایثار هزینه کنند. با صفت انصاف (مواسات)، انسان در نزد خداوند و اهل‌بیت D خیلی عزیز می‌شود، اما بواسطه این صفت، به جایگاه ویژه و خاصی در نزد آنها دست نمی‌یابد. ویژه شدن، مخصوص کسانی است که اهل ایثارند، یعنی دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند. قرآن در توصیف چنین حالتی، برای انسانها مثالی روشن بیان می‌کند؛ «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً؛ و طعام را با آن که دوستش دارند، به مستمند و یتیم و اسیر دهند». (سوره انسان/ آیه 8) این آیه در شأن امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و حسنین و فضّه نازل شده است. انسان‌هایی که روحیه‌ی ایثار و فداکاری دارند و دیگران را به خودشان ترجیح می‌دهند، در مسیر قرب به الله، با سرعت فوق‌العاده‌ای حرکت می‌کنند. ایثار؛ راه میان‌بُر و سریع برای رسیدن به خدا امیرالمؤمنین g می فرماید: «الإِیثارُ أفضَلُ عِبادَةٍ، و أجَلُّ سِیادَةٍ؛ ایثار، بالاترین عبادت است». در روایت ایثار تاجِ مکرمت‌های اخلاقی است و نقطه اوجِ حرکت انسان است که سرعت فوق‌العاده‌ای به او می‌بخشد. برای رسیدن به مقام ایثار، باید از مسائل خیلی کوچک مثل رانندگی، تمرین‌هایمان را آغاز کنیم. سعی کنیم، در همه جا، دیگران را به خودمان مقدّم بداریم. فراموش نکنیم که هرگونه برتری‌جویی نسبت به دیگران، انسان را از حرکت در مسیر الله باز می‌دارد. بسیار روشن است که انسان هایی که تلاش می‌کنند در چهار بخش پایینی از دیگران جلوتر باشند، در بخش فوق‌عقلانی از دیگران عقب خواهند ماند. چنین انسان هایی، به هر میزانی که از دیگران سبقت می‌گیرند، از چشم خداوند خواهند افتاد. هر گونه استکبار و علوّ در قلب انسان، او را از آغوش الله و خانواده آسمانی‌اش دور خواهد کرد. علامتِ یک انسان موفق و رشد یافته، این است که هرگز خودش را نسبت به کسی بالاتر ندانسته و به فخرفروشی و برتری‌جویی مبتلا نیست. هدف از همه عبادات، تقرّب و تشبّه به الله است، و ایثار، بیشترین سطح تقرّب و تشبه را در انسان نسبت به الله ایجاد خواهد کرد. از همین رو در روایت بالا، ایثار را بالاترین عبادت معرفی کرده‌اند. کسی که دغدغه اصلی زندگی‌اش، رسیدن به آغوش الله و خانواده آسمانی‌اش می‌باشد، و دائماً به سرعت گرفتن و یا سبقت گرفتن به سوی آسمان می‌اندیشد، براحتی و با آغوش باز برای رسیدن به مقام ایثار، تمرین نموده و زحمت می‌کشد. چنین کسی به سبب مهندسی معشوقِ صحیح در زندگی خود، هر چه قدر در بخش‌های پایینی به ثروت و قدرت بیشتری می‌رسد، در بخش فوق عقلانی‌اش نیز قدرتمندتر می‌گردد، چرا که بدون احساس علوّ و تکبّر از امکانات و سرمایه‌های بخش پایینی خود در جهت حرکت به سوی الله استفاده می‌کند. چنین کسی براحتی برای رسیدن به آغوش محبوبش، از تمام تعلقات بخش‌های پایینی‌‌اش، هزینه کرده و می‌گذرد. باید تمرین‌هایمان را برای ایثار، از امور کوچک آغاز کنیم؛ از هنگام صرف غذا در منزل و در مهمانی‌ها، در هنگام رانندگی، در سفرها، در محبت کردن به دیگران و ... اساساً تمام عرصه‌های زندگی، صحنه‌های رقابت انسان ها برای تقرب به الله می‌باشند، و کسانی در این میادین پیروزترند، که دیگران را به خود ترجیح می‌دهند. ایثار، گناهانِ انسان را به سرعت در خود ذوب کرده و سرعت حرکت انسان را فوق‌العاده افزایش می‌دهد. ایثار یک شستشوی کامل و سپس یک قرب زیبا را به دنبال دارد. سیادت به معنای بزرگی و آقایی است. این روایت، اهل ایثار را کسانی می‌داند به زیباترین و بالاترین بزرگی‌ها دست می‌یابند. و این بزرگی، مخصوص نگاه اهل آسمان است. قطعاً کسی که در نگاه اهل آسمان عزیز است در میان اهل زمین نیز، عزیز و بزرگ خواهد بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بزرگترین انسانِ هر جمع را، کسی می‌داند که به دیگران خدمت بیشتری داشته باشد. اگر انسان در نگاه خداوند عزیز شود، حتی دشمنان و بدخواهانِ او نیز در نهادشان برای او عزت و احترام ویژه‌ای قائل اند. بنابراین، ایثار، راه میانبُر و سریع برای محبوب شدن در آسمان و زمین است. مراقب باشیم که ابعاد گوناگون خودشیفتگی، ما را از دریافت صفت رحمانیت و رحیمیت پروردگار باز ندارد، تا بتوانیم به مقام ایثار رسیده و با سرعت و سبقتِ فوق العاده به سوی الله حرکت کنیم. «والحمدلله رب العالمین»

صوت

1 - حقیقت ایثار

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3584
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| | | | |
مواسات (برقراری پیوند با امام زمان (علیه السلام)

خانواده آسمانی، جلسه 388، ۹۴/۰۶/۰۵

مواسات (برقراری پیوند با امام زمان (علیه السلام)

مواسات به این معناست که ما سعی کنیم سهمی از دردهای اهل بیت را به جان بکشیم. مصیبت‌های امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، مصیبت‌های عظیم حسین و وقایع کربلا ... مواسات یعنی در درد غربت امام زمان شریک شدن، مواسات یعنی بی‌قراری و خستگی و زحمت پا به پای امام زمان ...

عناوین مورد بحث در این جلسه: * اگر یک نفر را بخاطر خودمان دوست داشته باشیم، بخاطر خودمان هم حاضرخواهیم شد به او ظلم کنیم. * تنها کسانی می­توانند با دیگران دوستی ماندگار داشته باشند که انس به الله و آسمان داشته باشند. در غیر این صورت نمی­توان علاقه انسانی برقرار کرد. * مواسات یعنی غم امام زمان (علیه السلام) غم تو باشد و بگویی به اندازه خودم تلاشی کردم و باری را برداشتم. * مواسات یعنی برقراری پیوند با دل امام زمان (علیه السلام) و تلاش برای برطرف کردن موانع ظهور ایشان.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 388 «خانواده آسمانی » مورخ ۹۴/۰۶/۰۵ ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   مواسات، ریشه در یک عقل قدرتمند دارد... تنظیم روابطِ محبتی در میان افراد، به یک عقلانیت قدرتمند و مهندسی صحیح نیازمنداست. فقط کسانی قادرند به پای دیگران، عشقی حقیقی ریخته و از محبتی راستین نسبت به دیگران برخوردار باشند که معشوق اول و حقیقی آنها، کسی جز الله نباشد. دوستی‌ها و محبت‌های صادر از انسان، زمانی ماندگار حقیقی و ابدی است، که اُنسِ میان او و آسمان برقرار باشد. ضعفِ ارتباط انسان با الله و آسمان، سبب می‌شود که علاقه او به دیگران، علاقه‌ای کاملاً حیوانی بوده و به سطح انسانی ارتقا نیابد، که غالباً این نوع روابط، به انواع خودخواهی‌ها آلوده شده و انسان را قربانی خود خواهد کرد، از همین رو، عموماً رابطه‌ای خطرناک خواهند بود. اگر علاقه انسان‌ها به یکدیگر درست و منطقی باشد، عموماً دچار آسیب و تخریب نمی‌گردد، اما اگر در جایی بنا به مصالح انسانی، ناگزیر به جدایی و قطع ارتباط شوند، به شیرینی و بدون تخریب و تحقیر یکدیگر از هم جدا خواهند شد و احترام یکدیگر را حفظ خواهند کرد. مواسات، از خصوصیاتِ مؤمنان حقیقی است، لذا چنین کسانی عموماً روابط تنظیم شده و قدرتمندی با دیگران برقرار می‌کنند و عموماً روابطشان با آسیب و تخریب روبرو نمی‌گردد. علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إنَّ مُواساةَ الرِّفاقِ مِن كَرَمِ الأَعراقِ؛ کسی که با دیگران با مواسات رفاقت می‌کند، نشانه کرامت نژاد اوست». امیرالمؤمنین، کرامت نژاد و تبار انسان را در رسیدن به روح مواسات، مؤثر می‌داند، بطوری که طهارت نطفه‌های انسان سبب حرکت سریع­تر آن­ها به سوی اخلاق و کراماتِ انسانی می‌گردد. بنابراین خروجی‌های زیبای انسان­ها می‌تواند ریشه در ژن­ها و ریشه‌های پاک آن­ها داشته باشد. عموماً چنین کسانی به دنبال علوّ و یا خاص بودن نسبت به دیگران نیستند، فخرفروشی از اخلاق آنان به دور است و از اینکه در کمالی از کسی بالاترند، لذت نمی‌برند. شخصی به نا سعید بن حسن تعریف می‌کند، که خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدیم، ایشان از ما پرسیدند؛ آیا شما، اینگونه هستند که دست در جیب رفقای خود نموده و به اندازه نیازتان از آن پول بردارید، بدون آنکه دوست ناراحت شده و یا مانع کار شما گردد؟ شخص عرض کرد، خیر یابن رسول الله... امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: پس هیچی نیستید. شخصی پرسید؛ پس ما اهل هلاکت و بدبختی هستیم؟ امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: مردم، هنوز عقلشان کامل نیست. مواسات یعنی انسان صادقانه، هر کاری که می‌تواند برای رفع غصه‌ها و گرفتاری مؤمنان انجام دهد. مواسات به این معناست که ما سعی کنیم سهمی از دردهای اهل بیت را به جان بکشیم. مصیبت‌های امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، مصیبت‌های عظیم حسین و وقایع کربلا ... مواسات یعنی در درد غربت امام زمان شریک شدن، مواسات یعنی بی‌قراری و خستگی و زحمت پا به پای امام زمان ... نمی‌توان مشغول زندگی خودمان باشیم، و امام زمان­مان را در این همه غربت و آوارگی رها کنیم، بعد انتظار داشته باشیم که اهل مواسات نیز باشیم. کسی به مواسات با امام زمانش می‌رسد که جنس دردها و غصه‌های او و امامش با هم یکی باشند. غصه‌های امامش را بفهمد، ببیند و درک کند و به دنبال کم کردن سطح غصه‌های او گام بردارد. او تلاش می‌کند که برای برطرف کردن موانع ظهور امامش، قدم مهمی هر چند کوچک بردارد. او زحمت می‌کشد تا دست بسیاری از فرزندان امام زمانش را گرفته و از ورطه نابودی برهاند و بدین وسیله رضایت خانواده آسمانی‌اش را جلب کند. او در هیچ جبهه‌ای، بدون هدف تلاش برای رسیدن دولت امام زمان (علیه السلام) حضور نمی‌یابد، از همین رو هیچ کمبودی در این مسیر او را نمی‌آزارد. کسی که می‌خواهد به معیّت با امام زمان (علیه السلام) برسد، باید تلاش کند تا به مقام مواسات برسد. یعنی خود را به سطحی از بلوغ عقلی برساند، که بتواند بی‌توقع و از عمق جان، به دیگران عشق بورزد، یک منتظر تمام ابعاد خشونت را از نفس خود می‌زداید تا بتواند به دولتی راه پیدا کند که عقل‌ها در آن کاملند... مواسات؛ عامل اصلی در رفع موانع ظهور امام زمان (علیه‌السلام) امام باقر (علیه‌السلام) به یکی از اصحاب خود می‌فرمایند: آیا شما اینگونه هستید که دست در آستین دوستش کرده و آنچه که می‌خواهد را بردارد؟ عرض کردند: خیر. امام فرمودند: شما هنوز با هم برادر نیستید (به معنای واقعی). برادری، به معنای یکی شدن است... اینکه انسان در نفس خود، دیگران را جای دهد، تا بتواند خود را در تمام حالات آن­ها شریک کند. اینکه انسان این قدرت را کسب کند که بتواند براساس عشق به اهل‌بیت، پیوند برادری با دیگران ببندد، نشانه روح مواسات در اوست. براستی، هر کدام از ما با چند نفر از مؤمنان به روح برادری رسیدیم؟ چقدر حضور دیگران را در زندگی خود، سرمایه می‌دانیم؟ خوش به حال انسان­هایی که به سبکی زیسته‌اند، که مؤمنانِ بسیاری در زندگی‌شان حضور داشته و از سفره رحمت و مهربانی‌شان روزی خورده‌اند و ... به طوری که در مشکلات و گرفتاری‌هایشان، هیچ‌گاه تنها نمی‌مانند، حتی اگر اعضای خانواده زمینی‌شان، نیز تنهایشان بگذارند. ما موظفیم، که از فرهنگ اخوت در شیعه دفاع کنیم. همین پیوندها، اخوت‌ها، عشق‌ها، مهرورزی‌ها، و ... عاملِ اصلی رشد فرهنگ تشیّع در زمین است. همین اخوت‌ها، تعداد شیعیان زمین را به چهارصد میلیون نفر رسانیده است. همین دلدادگی‌ها و رحمت‌هاست که زمینه ظهور امام زمان (علیه‌السلام) را فراهم می‌کند، به طوری که هر قدر بیشتر می‌شود، به لحظه با شکوه ظهور نزدیک‌تر خواهیم شد. زیرا می‌دانیم که دو عامل اصلیِ غیبت امام زمان (علیه‌السلام) بی‌وفایی و عدم همدلی شیعیان است. اگر ما بدانیم که همه ما فرزندان امام زمانیم، و باورِ این برادری، دور هم جمع می‌شویم تا بتوانیم برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت برنامه‌ریزی کرده و نقشه‌های عظیمی را طرح‌ریزی نماییم. و چقدر زیباست که آقا ما را در چنین حالی ببیند.   «والحمدلله ربّ العالمین» 

صوت

1 - مواسات (برقراری پیوند با امام زمان (علیه السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3583
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| | | | |
مواسات (نگاه الهی در روابط انسانی)

خانواده آسمانی، جلسه ۳۸7، 94/06/05

مواسات (نگاه الهی در روابط انسانی)

مواسات، در حقیقت همان رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. در جلسات گذشته آموختیم که حداقل نگاهِ الهی و انسانی در روابط میان اعضای خانواده آسمانی، رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. به این معنا که انسان، آنچه را که برای خود می‌پسندد، برای دیگران نیز بپسندد و آنچه را که دوست نمی‌دارد، برای دیگران نیز ناپسند بداند.

عناوین مورد بحث در این جلسه: * آن کس که در نگاهش الله و ابدیت عزیزتر است، احترام بیشتری در روابط با دیگران خواهد داشت؛ چون پیوندی آسمانی با آنها دارد. * مواسات یعنی آنچه که برای خود می پسندد برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند. * همه ریشه های فساد، ظلم، خودخواهی، تجاوز از جامعه کنده خواهد شد وقتی افراد با یکدیگر مواسات داشته باشند. * زن و شوهری که نسبت به یکدیگر مواسات دارند، عشق شان پاینده خواهد بود.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه 387 «خانواده آسمانی » مورخ 94/06/05 ، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید:   تکریم دیگران، تابع عشق انسان به اهل آسمان است... در جلسه گذشته با روایتِ زیر از امام صادق (علیه‌السلام) آشنا شدیم: «مَن عَظَّمَ دینَهُ عَظَّمَ إخوانَهُ، ومَنِ استَخَفَّ بِدینِهِ استَخَفَّ بِإِخوانِهِ؛ هر که دینش در نزد او بزرگ باشد، برادرانش را گرامی می‌دارد، و هر که دینش در نزد او کوچک باشد، برادران دینی‌اش را سبک می‌شمارد». در حقیقت، امام صادق (علیه‌السلام) رفتار اخلاقی و انسانی را تابع عشق و نگاه یک انسان به دینش می‌داند. می‌دانیم که نوع رفتارهای همه انسان­ها با کسانی که دارای رابطه‌ای خاص با آن­ها می‌باشند (همسر، فرزندان، پدر و مادر، خویشاوندان، دوستان و...) نسبت به بقیه انسان­ها متفاوت است. امّا اسلام، این رابطه خاص را به محدوده ارزشمندتر و بالاتری از ارتباطاتِ زمینی اختصاص داده است. اسلام، با معرفی یک ریشه آسمانی واحد برای همه انسان­ها که همان نفخه‌ی الهی (نور محمد و آل محمد s) است، دایره ارتباطاتِ خاصِ انسان­ها را وسیع‌تر و قیمتی‌تر می‌کند. از نگاه خداوند، خانواده حقیقی ما، کسانی نیستند که بدن ما را به وجود آورده­اند؛ بلکه کسانی هستند که اصل و حقیقت ما را به وجود آورده‌اند و در همه مراحل حیاتمان حضور دارند. اصل و حقیقت یک انسان، باید به اندازه یک انسان بزرگ باشد، بنابراین اصل ما، نمی‌تواند پدر و مادر زمینی ما باشند، چرا که آنان از نیمه‌ی راه حیاتمان (آغاز سفرمان به زمین) به زندگی ما ملحق شده‌اند. اصل و ریشه حقیقی ما، نور اهل بیت (علیهم السلام) است که در تمام طول حیات­مان، از الله تا زمین، و از زمین تا الله حضور دارد. چنین اصالت عظیمی سبب می‌شود که انسان به بلندای ابدیت به خود نگریسته و به همین بلندا، به خود و دیگران عشق بورزد. چنین نگاه بلندی، نوع روابط ما را، به روابطی فراتر و عمیق‌تر از روابط زمینی تبدیل می‌کند. گاه ممکن است میان انسان و اعضای خانواده زمینی‌اش اختلاف بوجود بیاید، زیرا ریسمان متصل کننده انسان­ها در روابط زمینی، درست مانند عوامل دیگر زمینی، سست و ناپایدار است. اما آنچه که سبب اتصال انسان به برادران دینی‌اش می‌گردد، حقیقتی جاودانه و عمیق است که از جنس روابط ناپایدار زمینی نمی‌باشد. امیرالمؤمنین علی (علیه­السلام) می‌فرمایند: «رُبَّ أخٍ لَم تَلِدهُ اُمُّكَ؛ چه بسیار برادرانی داری که مادر تو آن­ها را نزاییده است». بنابراین برادران حقیقی ما، مؤمنانی هستند که با ریسمان الهی، انسانی به ما متصل شده‌اند. هر چقدر انسان به اصل و ریشه‌ی خودش وفادارتر است، به روابطی که براساس این اصل بوجود آمده‌اند نیز وفادارتر و متعهدتر می‌باشد. انسان­هایی که عاشق الله و ریشه خود هستند، به انسان­هایی که در این ریشه با او مشترک هستند، احترام بیشتری گذارده و آن­ها را عزیزتر می‌شمارد. در قرآن، سوره فتح آیه 29 آمده است: «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم؛ محمد فرستاده خداوند است و آنان که با او هستند، سخت‌گیر بر کافران بوده و مهربانان میان خود هستند». رحمتِ مورد نظر در این آیه، رحمتِ رحیمیه است. یعنی مهربانی خاصی که فقط مؤمنان نسبت به یکدیگر دارند. مؤمنان یعنی کسانی که بخش انسانی (فوق عقلانی) خود را شناخته و به حقیقت لا اله الا الله رسیده‌اند. بطوری که معشوق مشترک همه آن­ها در بخش انسانی الله است. لذا نگاه آن­ها به بقیه مؤمنان، از دریچه نگاه زمینی نیست؛ بلکه از دریچه عشقی عظیم و آسمانی است، از همین رو، آنان که در عشق با او مشترکند، در نگاه او و قلب او جایگاه با عظمت و ویژه‌ای دارند. چنین کسانی به سطح بالاتری از رحمت دست می‌یابند که به آن رحمت رحیمیه اطلاق می‌شود، بطوری­که تمام مهربانی‌ها، کارگشایی‌ها، گذشت‌ها و فداکاری‌هایش، رنگ و بویی الهی گرفته و از سطح رحمانیت به رحیمیت می‌رسد، و انسان به اسم رحیم نزدیک می‌شود. رحیمیت، یعنی اینکه انسان علیرغم اینکه می‌داند، طرف مقابل او غرق گناه است، اما چون او را فرزند علی (علیه السلام) دانسته و برای خانواده آسمانی‌اش مهم می‌داند، با مهربانی و رأفت با او رفتار می‌کند. او به همه مؤمنان از نگاه حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) نگاه می‌کند. انسان­هایی که به دیگران از نگاه الله می‌نگرند، در نزد خداوند از محبوبیت ویژه‌ای برخوردارند. کسانی که می‌خواهند در گروه «سابقون» قرار گرفته و با سرعت و سبقت به سوی الله حرکت کنند. باید به این مهارت برسند که بتوانند به دیگران از نگاه الله و اهل‌بیت D بنگرند. در این صورت به مقام عنداللهی رسیده و از کنار او به دیگران می‌نگرد، و دیگران به بلندای ابدیت برای او عزیز م مهم می‌شوند. با چنین معریفی، کاملاً روشن می‌شود که چرا امام صادق (علیه السلام) انسان‌های قدرتمند و دیندار را کسانی می‌داند که دیگران را بیشتر مورد اکرام خویش قرار می‌دهند. مواسات مواسات، در حقیقت همان رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. در جلسات گذشته آموختیم که حداقل نگاهِ الهی و انسانی در روابط میان اعضای خانواده آسمانی، رعایت قاعده «هو أنت» می‌باشد. به این معنا که انسان، آنچه را که برای خود می‌پسندد، برای دیگران نیز بپسندد و آنچه را که دوست نمی‌دارد، برای دیگران نیز ناپسند بداند. با چنین نگاهی تمام رقابت‌های دنیایی و چشم و همچشمی‌های گوناگون از زندگی انسان رخت بر می‌بندد، او هرگز، خیال‌ فخرفروشی و برتری‌جویی نسبت به دیگران را ندارد، و در هیچ کمالی، حتی کمالات انسانی نیز، خودش را برتر از هیچ انسان دیگری نمی‌داند. انسانی که وارد مسابقات چشم و همچشمی می‌شود، دقیقاً از شیطان فرمان برده و او را اطاعت می‌کند، حتی اگر ظاهر مذهبی را رعایت نموده و به سبک زندگیِ مذهبی، روزگار بگذراند. کسی که به مواسات رسیده است، از کینه و رقابت و حذف دیگران و ... خالیِ خالی است. برای او، میانِ مؤمنان هیچ تفاوتی وجود ندارد، او همه را اهلِ خود می‌داند. آنان که گرفتاری‌های دیگران را نمی‌بینند، و مشکلات انسان­های دیگر برایشان اهمیتی ندارد، اساساً تنها به دیده‌ی حیوانی به خود می‌نگرند و به خوی انسانی نرسیده‌اند. مواسات یعنی در مشکلات دیگران به گونه‌ای رفتار کن که دوست داری دیگران در مشکلات تو به یاری‌ات بشتابند. مواسات، تمام فسادها، حسادت‌ها، رقابت‌ها، خودبرتربینی‌ها و ... را از وجود انسان برخواهد کند. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «ما حَفِظَتِ الْأُخُوَّةَ بِمِثْلِ الْمُواساةِ؛ هیچ چیز، مانند مواسات، برادری انسانی را حفظ نمی‌کند». نه تنها در برادری‌های انسانی، مواسات، سبب تحکیم و حفظ این روابط می‌گردد، که حتی در روابط زمینی نیز ریسمانِ تحکیم کننده این پیوندها، مواساتِ میان اعضای می‌باشد. همدرد بودن با دیگران و شاد بودن در شادی‌های آنها به یقین، از نشانه‌های مواسات یک انسان است که رفاقت میان انسان‌ها را محکمتر و عمیق‌تر می‌کند. طلاق‌ها، درگیری‌ها، فتنه‌ها، آشوب‌ها، اختلافات و قطع ارتباطات، از خودخواهی انسان‌ها و عدم رعایتِ مواسات ناشی می‌شود. بطوری که وقتی یک نفر، خواسته‌های خودش را به روابطش با دیگران، ترجیح می‌دهد دیگران را به بی‌تعادلی در روابط و ایجاد تنش و اختلاف دچار می‌کند، تا جایی که ممکن است کار به جدایی برسد. فراموش نکنیم که اگر ما دیگران را به خاطر خودمان نیز دوست داشته باشیم، باز هم پای منیّت در میان بوده و این ارتباط در نهایت به فساد خواهد انجامید. چرا که در زمان اختلاف، ممکن است به خاطر خودمان، او را له کرده و یا نابود کنیم.

صوت

1 - مواسات (نگاه الهی در روابط انسانی)

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3514
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| |
دنیاطلبان، طاعون زدگان زمین اند...

راه های مبارزه با غم (جلسه 49) ؛ 94/5/24

دنیاطلبان، طاعون زدگان زمین اند...

اساساً زهد، به معنای مهندسیِ غم‌ها و شادی‌هاست، به نحوی­که، نه با نعمتی آنقدر سرمست و مشغول شویم که از الله غفلت کنیم و نه با سختی و دشواریِ خاصی از توکّل، اعتماد و عشق بازی با الله باز بمانیم.

درمان ­های اخلاقی غم از نعمت­ها، سرمست نشو! شاید پرتگاهی باشد به سوی آتش ... می‌دانیم که شخصیت اصلی انسان، منحصر در بخش فوق عقلانی اوست، به طوری­که خداوند تمام نظام خلقت را اساساً برای رشد این بخش، و تشبّه یافتن آن به خود خلق نموده است. تمام چهار قوه ی پایینی و تمایلات، نعمت‌ها و کشش‌های مربوط به آن­ها، باید به عنوان ابزاری برای نیلِ انسان به هدف نهایی خلقتش به استخدام درآیند، در غیر این­صورت اگر به عنوان یک کمال مستقل، در زندگی انسان، مورد توجه قرار گیرند، انسان را به خُسران و شقاوت ابدی خواهند رساند. یک انسان زیرک که هدف نهایی خلقتش را شناخته و به دنبال تأمین سعادت ابدی خود گام برمی‌دارد، روابط چهار بخش پائینی خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کند، که به حرکت سریع او به صراط مستقیم (حرکت به سوی الله) آسیبی وارد ننماید. او به محض دریافت نعمت‌ها و یا شادی‌هایش، عنان از کف نداده و آنچنان به ذوق‌زدگی مبتلا نمی‌گردد که آرامش، سکون، و وقار حرکتش به سوی الله، خدشه‌دار گردد و از الله به عنوان تنها اِله حقیقی غافل گردد. گروهی از انسان‌ها، با یک مدرک تحصیلی، یک مقام اجتماعی، یک شأن خانوادگی (ازدواج، بچه‌دار شدن)، یک ثروت مالی و ... از الله غافل شده و سرگرم نعمت‌هایی می‌گردند که به آن­ها رسیده است. حال آنکه این نعمت‌ها تنها ابزاری بودند برای رسیدنِ انسان به الله، امّا به اشتباه، به عنوان یک کمال مستقل، مورد توجه و اشتغال قرار گرفته ­اند. بنابراین باید هوشیار باشیم که نعمت‌ها همیشه به نفع انسان خاتمه نخواهند یافت. این خود ما هستیم که باید مراقب باشیم، مستیِ یک نعمت، ما را به خود مشغول نساخته و از پرداختن به هدف نهایی خلقتمان باز ندارد. یک انسان زیرک، نه از نعمت‌ها، سرمست می‌شود، و نه از خسارت‌ها، شکست‌ها و از دست دادن‌ها، به اضطراب می‌افتد. همواره و در هر شرایطی شادی و آرامشش را حفظ می‌کند، تا جایی که حتی از شنیدنِ نزدیک شدن زمان تولدش به برزخ، شاد و سرمست می‌گردد. از سختی‌ها نهراس، شاید نردبانی باشد به سوی خدا... انسان‌هایی که به سعادت ابدی خود می‌اندیشند، از هیچ شکست، فقدان، بیماری و ... نمی‌هراسند، بلکه تمام شرایط دشوار زندگی‌شان را نردبانی بلند به سوی خداوند دانسته و آن­ها را پس‌اندازی برای آخرت‌شان می‌دانند. آنان شأن انسانی خود را بسیار بلندتر از آن می‌دانند، که دنیا و مشکلات و گرفتاری‌های آن بتواند، آرامش و سکون قلبشان را سلب کرده و حرکتشان را به سوی الله متوقف کند. اساساً زهد، به معنای مهندسیِ غم‌ها و شادی‌هاست، به نحوی­که، نه با نعمتی آنقدر سرمست و مشغول شویم که از الله غفلت کنیم و نه با سختی و دشواریِ خاصی از توکّل، اعتماد و عشق بازی با الله باز بمانیم. زاهدان، ساکنان بهشتند... ابن ابی داود اینگونه تعریف می‌کند: «ما در پشت پیامبر نماز می‌خواندیم، کسی آمد و در کنار او نماز خواند و رفت. پیامبر بعد از آنکه نمازش به پایان رسید، فرمودند، آن مَرد، فردی بهشتی بود. عبدالله بن عمر، به محض شنیدن این سخن پیامبر، بدنبال آن مرد به راه افتاد تا اعمال و رفتارهای او را زیر نظر بگیرد. به همین منظور به خانه او رفت و از او خواست تا مهمانش شود. آن مرد هم به داخل دعوتش نمود. عبدالله مشاهده کرد که آن مرد از مال دنیا، تنها یک خیمه، یک درخت نخل و یک گوسفند دارد. شب هنگام گوسفند خود را دوشید و با چند خرما که از نخل خود چید از عبدالله پذیرائی کرد و سپس تا صبح خوابید. حال آنکه عبدالله، شب­ها را به عبادت و روزها را به روزه می‌گذراند و این وضع تا سه روز به طول انجامید. تا اینکه به او گفت، پیامبر تو را اهل بهشت خوانده، تو چه می‌کنی که اهل بهشت شده‌ای؟ گفت: اگر همه دنیا مال من باشد و از من آن را بستانند، اصلاً غصه نخواهم خورد. اگر همه دنیا را هم به من بدهند، سرمست نخواهم شد. و شب که می‌خوابم در قلبم هیچ کینه‌ای از هیچ انسانی به دل خود نگه نمی‌دارم. عبدالله گفت: به خدا قسم، من شب­ها را تا صبح نماز می‌خوانم و روزها را روزه می‌گیرم. امّا با یک گوسفند، خوشحال می‌شوم و با گوسفند، غصه می‌خورم. به خدا قسم که خداوند به تو بر همه ما برتری آشکاری عطا فرموده است». بنابراین، میزان عبادات انسان، تعیین‌کننده سطح سعادت ابدی او نیست؛ بلکه آنچه انسان را به سعادت می‌رساند، مهندسی صحیح معشوق‌های قلب اوست. زهد؛ سلامت روح و بدن را تأمین خواهد کرد... نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمود: «الرَّغبَةُ فِی الدُّنیا تُطیلُ الهَمَّ وَالحُزنَ... وَالزُهدُ فِی الدُّنْیَا راحةٌ الْقلب وَالْبدن؛ تمایل و رغبت به دنیا، همّ و غمت را طولانی می‌کند (تمام تلاشت به دنیا منحصر نگردد) امّا زهد در دنیا، سبب راحتی قلب و بدن است». کسی که به نعمت‌های دنیا وابستگی ندارد، از تمام نعمت‌هائی که در اختیار دارد، نهایتِ استفاده را می‌برد، امّا اگر آن­ها را از دست داد، دچار غصه، افسردگی و اضطراب نمی‌گردد. همّ، به تمام همّت انسان که صرف بدست آوردن چیزی می‌شود، اطلاق می‌گردد. اگر همّ انسان به آرزوهای دور و دراز دنیا تعلق بگیرد، سطح اضطراب‌ها و غم­های انسان را افزایش می‌دهد. دلبستگی‌ها، حرص و طمع‌ها در چنین انسان­هایی بالا رفته، و انواع بیماری‌ها و دردهای جسمی را نیز برای انسان رقم می‌زند. بنابراین رغبت نامتعادل و بیش از اندازه به دنیا، نه تنها روح انسان را همواره درگیر و ناآرام نگه می‌دارد، بلکه به جسم او نیز آسیب‌های جدی وارد می‌سازد. باید بیاموزیم برای شاد و خوشبخت زیستن، منتظر عوامل بیرونی نباشیم. آرامش، شادی، قدرت و احساس خوشبختی، تنها در گروی ثروت‌های درونی است. روح قدرتمند، روحی است که فارغ از دلبستگی‌ها، رقابت‌ها، طمع‌ها و آرزوهای بلند دنیاست و تمام آرزوهای چنین روحی، در دایره سعادت ابدی‌اش خلاصه می‌گردد. انسان­های قدرتمند، با شدیدترین حوادث سخت و سنگین‌ترین بیماری‌ها، تعادل، آرامش، سرعت و حرکتشان را در مسیر مستقیم از دست نداده و از هر شرایطی برای بالا رفتن از نردبان قرب استفاده می‌کنند. برای زاهد شدن، باید تمرین‌ها را آغاز کرد ... امیرالمؤمنین علی « علیه­السلام » فرمودند: «الزُّهدُ فِی الدُّنیا، الرَّاحَة الْعُظْمَى؛ زهد در دنیا، بزرگترین آسایش است». برای رسیدن به مقام زُهد، باید از دلبستگی‌های کوچک تمرین‌های خود را آغاز کنیم. از دلبستگی‌های جمادی، مثل نوعی لباس، نوع غذا، وابستگی‌های مالی و ... آرام آرام باید از سطح وابستگی‌هایمان به شئونات چهار قوة پایینی کم کنیم و تعلّق‌مان را به بخش فوق عقلانی اختصاص دهیم. دنیاطلبان، طاعون زدگان زمینند... امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می­فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ، مَتَاعُ الدُّنْیَا حُطَامٌ مُوبِئٌ...، حُكِمَ عَلَى مُكْثِر مِنْهَا بِالْفَاقَةِ، وَأُعِینَ مَنْ غَنِیَ عَنْهَا بِالرَّاحَةِ؛ ای مردم، نعمت دنیا، یک خاشاک طاعون زده است، کسی که زیاد، دنیاخواهی دارد، در حقیقت طاعون زده است. و کسی که از آن بی‌نیازی بجوید، راحتی همراهش خواهد بود». انسانی، که نعمت‌های دنیا نمی‌تواند او را به خود جذب کرده و در دام خود گرفتار نمایند، معمولاً راحت، شاد و آرام است و هیچ فقدان، شکست و از دست دادنی نمی‌تواند او را به چالش بکشاند. او خود را ثروتمندترین انسان زمین می‌داند، چرا که تمام اعتمادش به رفقای اهل آسمانش است، او از یک آسمان سرشار است و عظیم‌ترین قدرت‌های عالم، حمایتش می‌کنند. و می‌داند که هر آنچه به او می‌رسد، به یقین در هاله‌ای از عظیم‌ترین خیرات به او خواهد رسید. لذا چه در هجوم بلاها و چه در سیل نعمت‌ها، از نردبان قُرب، با آرامش و شادی بالا می‌رود ...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی «والحمدلله رب العالمین»  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 3509
زمان انتشار: 30 اوت 2015
| |
عوامل عزت در کلام امام محمد باقر علیه السلام

بحث عزت (8 و 9)، 94/2/۳

عوامل عزت در کلام امام محمد باقر علیه السلام

عناوین مورد بحث در این جلسه: عزیز شدن در آسمان موجب عزت دنیا می ­گردد. انسان هشیار دیگران را در طاعت از خویش موفق تر و در معصیت، پرهیزگارتر می داند. تمسک به حق باعث عزت و ترک آن مایه ی ذلت است. یکی از راه ­های کسب بزرگی و عزت "عفو" می باشد. خلوت با خدا عزیز شدن در آسمان موجب عزت دنیا می ­گردد. انسانی که برای خدا و خانواده آسمانی حرمت قائل است، از حرم های زمانی و مکانی برای تنهایی با معشوقش غفلت نمی­ کند. علاوه بر صفای روح، صبر لازم برای گذران همّ و غم دنیا را نیز کسب می نماید. انصاف با مردم امیرمؤمنان علی علیه السلام می ­فرمایند:  «اَلا إنّه مَن یُنصفُ الناسَ مِن نفسِه لَم یزده اللّه إلاّ عزّا؛ آگاه باشید که هر کس که با مردم با انصاف رفتار کند خداوند به او اضافه نمی کند مگر عزت». انسان منصف روی نفس خود پا گذاشته و دیگران را بر خود ترجیح می دهد. قاعده «هُوَ أنت» انگیزه انسان منصف را تقویت می نماید. انسان هشیار دیگران را در طاعت از خویش موفق تر و در معصیت، پرهیزگارتر می داند؛ و در همه جایگاه ها در برخورد با دیگران انصاف را رعایت می نماید. برای کاربردی شدن این قاعده کافی است چند نکته را در نظر داشته باشیم: انسان خود را در جایگاه مقابل گذاشته و رفتارش را متناسب با الگویی نماید که خود آن را می پسندد. با پذیرش اشتباهات خودمان و عدم اصرار بر تفکر یا عمل نادرستی که از ما ساطع شده است، دیگران را از خود نرنجانیم. خودشیفته نباشیم زیرا طبق کلام مولایمان علی علیه السلام تعداد انسان هایی که کینه شخص خودشیفته را به دل می گیرند، زیاد می شود. از موقعیت خانوادگی یا اجتماعی خود برای پیشبرد اهداف شخصی خویش استفاده نکنیم. در هر جایگاهی در ازای محبت و توجه دیگران، همواره سپاسگزار باشیم. توحید را در خود تقویت نماییم. انسان موحد در ازای رعایت شرایط اطرافیان، احساس کمبود و ضعف نکرده و می تواند همواره منصف باشد. تمسّک به حق حضرت امام حسن عسگری علیه السلام دانه دیگری از تسبیح عزت را کامل کرده و می فرمایند: «ما تَرَكَ الْحَقَّ عَزیزٌ الّا ذَلَّ وَ لا اخَذَ بِهِ ذَلیلٌ الّا عَزَّ؛ هیچ عزیزی حق را رها نمی کند مگر اینکه حتماً ذلیل می شود و هیچ ذلیلی به سمت حق نمی رود مگر اینکه عزیز می شود». تمسک به حق باعث عزت و ترک آن مایه ی ذلت است. ترک واجبات برای رسیدن به هوس های بخش های پایینی موجبات ذلت را فراهم نموده و نگه داشتن حرمت عقل و فوق عقل باعث عزت انسان می گردد. انسانی که کودک عزیز روان خویش را گرامی نداشته، نفس را بر خویشتن مسلط کرده و خوار می گردد. احساس حقارت او تا آنجا پیش می رود که طبق فرموده قرآن از خشم مردم بیشتر از خشم خدا می ترسند و نه تنها در آسمان که در پیش چشم دیگران نیز خوار می گردند. عفو و بخشش نبی اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «مَنْ عَفى‌ عَنْ مَظْلَمَةٍ ابْدَلَهُ اللَّهُ بِها عِزّاً فِى الدُّنْیا وَ الْاخِرَةِ؛ کسی که عفو کند از ستمی که به او شده، عزت دنیا و آخرت نصیبش خواهد شد». عفو خداوند شامل کسانی می­ گردد که خود اهل بخشش باشند. مغفرت مرتبه بالاتری از عفو می باشد و شخص نه تنها طرف مقابل را می بخشد؛ بلکه رابطه اش را نیز با او قطع نمی کند. انسان ­های کینه­ توز نه تنها دنیا را به کام خود و دیگران تلخ کرده فشار قبر زیادی برای خود ذخیره می نمایند. لذا یکی از راه ­های کسب بزرگی و عزت "عفو" می باشد. از حضرت امام صادق علیه السلام روایت دیگری در این مورد داریم که می فرمایند: «ثَلاثَةٌ اُقسِمُ بِاللّه ِ أنَّها الحَقُّ: ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَةٍ و لا زَكاةٍ، و لا ظُلِمَ أحَدٌ بِظُلامَةٍ فقَدَرَ أن یُكافِیَ بِها فكَظَمَها إلاّ أبدَلَهُ اللّه ُ مَكانَها عِزّا، و لا فَتَحَ عَبدٌ عَلى نَفسِهِ بابَ مَسألَةٍ إلاّ فُتِحَ عَلَیهِ بابُ فَقرٍ؛ به خدا قسم، سه چیز حق هست: مال شما با صدقه (انفاق مستحبی) و زکات (انفاق واجب) کم نمی­ شود، و هیچ بنده ­ای مظلومی که بتواند احقاق حق کرده ولی گذشت می­ کند مگر اینکه خداوند این بخشش را تبدیل به عزت می نماید. هیچ بنده ای باب درخواست را به روی خود باز نمی کند مگر اینکه خداوند باب فقر را به روی خود باز کند». عوامل عزت از کلام امام محمد باقر علیه السلام از امام باقر (علیه­السلام) در همین خصوص می فرمایند: «ثَلاثٌ لا یَزِیدُ اللَّهُ بِهِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ الّا عِزّاً: الصَّفْحُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ اعْطاءُ مَنْ حَرَمَهُ، وَالصِّلَةُ لِمَنْ قَطَعَهُ؛ سه چیز هست که خدا به خاطر آن­ها به مسلمان اضافه نمی­ کند مگر عزت، دوستی و مهربانی کردن با کسی که به تو ظلم کرده، دادن به کسی که تو را محروم کرده و صله رحم با کسی که با تو قطع رابطه کرده است». مربی ما الله و اهل بیت علیهماالسلام می باشند نه اشخاصی که در حق ما بدی کرده ­اند. دقت کنیم رفتار دیگران دل های ما را آلوده نکند. اسم «مُبَدِّل» را در خود تقویت نموده تا آتش هایی که از دیگران به سمت ما می آید تبدیل به نور کرده و به ایشان برگردانیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed