www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 205
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 33

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 33

طبیعت از کوچک­ترین خلأها برای اظهار وجود استفاده می­کند قاعده اش این است. خداوند دین خود را و معصومین :طوری تنظیم کردند و طوری به ما آموزش دادند که فرصت ندهیم به نفس که نفس یا طبیعت از خودش کار می­کند. طبیعت ممکن نیست جایی نفوذ نکند شما هر چه کار می کنید بالاخره طبیعت در جایی نفس می کشد و شما هستید که با رفتارهای خاص خود در هر جلسه در هر برخورد در هر کاری باید با طبیعت برخورد کنید انسان باید دائم به سمت آزادی برود که هیچ­کدام از این قیدها دلش را نلرزاند، دستش را بوسیدند یا نبوسیدند. کسی که اگر به او بگویی مرگ بر فلانی تا بگویی درود بر فلانی هیچ کدام برایش فرقی نمی کند، آن­گاه طبیعت در اینجا نمی­تواند تنفّس کند. سی وهفتمین ادب از آداب شاگرد با استاد حفظ حریم استاد به هنگام جلو سر او اقامة نماز است. تشبّه مان به بزرگان دینی باید تشبّه از مقولة شدن باشد. مراقب باشید بی­جهت آن صورت­هایی که استاد به آنها وابسته و وارسته است بی جهت استخدام نکنید، اگر استخدام می کنید باید بشود باید رنگ آن را بگیرد. این همه احترامی که گذاشته می شود باید برای خدا و تقرّب به خدا گذاشته شود. امتیاز باید حتماً براساس حق باشد، اگر براساس حق نباشد و امور اعتباری قرار گیرد خطرناک می شود. خداوند علّو را قبول نکرده است، علّو مخصوص خداوند است، وقتی قبول ندارد می فرماید: «این بهشت را برای کسانی که ارادة علّو ندارد قرار داده ام.»

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 204
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 32

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 32

سوّمین ادب از آداب شاگرد با استاد بحث شهامت شاگرد در اعتراف به عدم درک مطالب علمی است. در قیامت براساس تطبیق روح با حق ما را می سنجند. همه روح­ها که به آخرت متولّد می شوند بلافاصله بعد از مرگ که انسان وارد عالم برزخ می شود و به صورت خیلی قوی تر بعد از برزخ وارد قیامت می­شود یک میزان بیشتر آن طرف حکومت نمی کند یعنی یک شرایط زیستی بیشتر آنجا نیست. خود نظام آخرتی میزان است به محض این که وارد شوی خودت خود به خود در میزان رفته ای. امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام): «هر کس که منفعت حق را نشناسد از مضرة باطل دست بر نمی دارد، حق و منفعتش شناختی است.» همة انسان­ها در همین دو مقولة حق و باطل امتحان می­شوند. در بحث علمی آن چیزی که فقط شاگرد و استاد باید به آن تعلّق داشته باشند حق است هیچ تعلّق دیگری نباید داشته باشند به همین دلیل باید آزادانه بحث کنند. اگر مطلبی را در درس نمی فهمد بگوید نمی­دانم تعصّب نداشته باشد که بخواهد جواب الکی بدهد. بچّه اگر دید پدرش دارد می گوید معذرت می­خواهد خیلی مرید او می شود. شناخت حق و باطل و فضیلت حق و این که چرا حق تبعیّت کردنی است نمی توانیم زندگی درست کنیم،خیلی تبعات منفی پشت سرمان خواهیم گذاشت. تعصّب باید حق باشد حتّی آن جایی که به ما می­گویند متعصّب باشید این تعصّب باید در قلب حق قرار گیرد یعنی دلیل داشته باشید در محرابی حق بگنجد تا بشود این تعصّب را جدا کرد. مطلب علمی باید پاسداری شود نه اینکه بد جا بیافتد. سی و چهارمین ادب از آداب شاگرد با استاد ایجاد آمادگی برای سرعت انتقال به فهم سخن استاد است سی و پنجمین ادب از آداب شاگرد با استاد، رعایت ادب نزاکت در اخذ و عطاست. استاد ممکن است دستش را دراز کند یا بخواهد بلند نشود و چیزی را بدهد، شاگرد باید زودتر اقدام کند. ضمن حفظ حریم استاد خویشتن را به استاد نزدیک سازد، حفظ حریم یعنی خیلی نزدیک نکند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 203
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 31

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 31

سی و دومین ادب شاگرد نسبت به استاد این است که نباید از سؤال و پرسش از استاد به خاطر شرم و حیا دریغ ورزد. حیا دو نوع است: حیایی که منشأ عقل است و این حیایی است که انسان از زشتی ها و کارهای قبیح خودداری می­کند و یک حیای دیگر که از حماقت افراد است که از  کارهایی که باید  بشود حق است انسان خود اری کند و بیان نباید این حیای احمقانه  است. اگر کسی بخواهد از حیای احمقانه دوری کند راهش این است که در درجه اول شناسایی کافی روی آنچه که حق است داشته باشد و ثانیاً التزام به حق داشته باشد، اهل عمل باشد. منشأ بسیاری از مشکلات و مفاسد حیای احمقانه است. استاد می خواهد حرف حسابی  تحویل دهد اگر استاد آماده نباشد که وقت شاگرد تلف  می شود. انسان در حیای احمقانه به برخوردهای منافقانه زیاد می افتد یعنی اخلاقش به سمت  دروغگویی و نفاق و خیلی مفاسد دیگر می رود. در مورد بر آوردن نیاز جنسی در صدر اسلام پیامبر آن قدر جامعه را آزاد بار آمده بود و رشد یافته که یک زن با شجاعت می آمد و گفت یا رسول الله من زن تنهایی هستم که شب ها احتیاج به همسر دارم. چه قدر انسان ها به مفاسد مختلف دچارمی شوند حیاهای احمقانه دارند و فکر می کنند  این جزء است . برخوردهای منافقانه، دروغگویی چه قدر اتلاف استعداد و عمر می­شود فقط به خاطر  همین حیاهای احمقانه. اگر کسی می خواهد که به خانة علم راه پیدا کند باید با کلید پرسش بیاید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 202
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 30

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 30

بیست و هشتمین ادب از آداب شاگرد با استاد ارج نهادن به توضیحات استاد است. ما باید حداقل یک کتاب مشروح و مسبوط دربارة نحوة گفتگوی افراد با یکدیگر از منابع اسلامی استخراج کنیم،  متأسّفانه دشمنامان (غربی­ها) چنین کاری کرده اند. در مخاطبة افراد با یکدیگر یکی از اصولی که باید رعایت شود این است که وقتی کسی با شما صحبت می­کند و مسأله­ی را بیان می­کند با حوصله به صحبت­های او گوش دهید و دقّت کنید، اگر هم مطلب تکراری است در ذوق او نزنید. وقتی پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) راه می­رفتند و ایشان را صدا می­کردند تمام قد بر می­گشتند یعنی روی خویش را به سمت او بر می گردانده  است،سر خود را بر نمی­گرداندند ببینند چه کسی است،این را نوعی تحقیر نسبت به افراد می دانسته است. جایی که قرار است هم شاد باشند و بخندند شما هم با آنها، همان طور باشید به خصوص در جمع مؤمنان. شاگرد به هیچ وجه حق ندارد نسبت به صحبت های تکراری استاد و یا چیزهای دیگر که می داند ،غرور  بگیرد که این درس ها را شنیده ایم، آنجا درست نقطه امتحان سختی است و صراط بسیار باریکی است. همیشه از مطالب تکراری هم چیزهای جدید نصیب انسان می شود و اساساً تکرار چیز لازمی است. تکرار بسم الله الرحمن الرحیم، تکرار رحمت و رحمانیّت الهی لازم است. آفاتی که مانع حرکت صحیح ما به آخرت می­شوند دائماً دارند برای ما تکرار می­شوند، دنیا دائم دارد برای ما تکرار می­شود. یک زمان است که انسان حدیثی را می­شنود ولی باطن­های مختلفی دارد، در تکرار است که این باطن­ها نصیب انسان می­شود . بسیار از معارف در اثر شنیدن حرف­های تکراری گیر انسان می­آید همان چیزی که طبیعت از آن فرار می­کند، همان چیزی که طبیعت از آن بیزار است، درست همان به درد انسان (خطرت) می­خورد. بشنود،حوصله شنیدن داشته باشد. استاد در مقام بیان می­خواهد اطّلاعات علمی شاگرد را بررسی کند و امتحان کند و هم اینکه می خواهد از اندوخته ها و ذخائر شاگرد برای طرح مسأله جدیدی استفاده کند. برای استاد سخت است که مطلب را توضیح داده است دوباره بیان کند وظیفه اش است که دوباره تکرار کند، اگر نیاز شاگرد باشد وظیفه اش است که تکرار کند ولی شاگرد بلد است نباید چیزهایی که می­داند و روشن و واقع است را سؤال کند و او را وادار به دوباره گویی کند. شاگرد به محض این که احساس کند استاد حال و حوصله جواب دادن ندارد یا نمی خواهد جواب دهد و یا الآن آمادگی ندارد باید صرف نظر کند و سؤال خود را تکرار نکند . یک زمان است که سؤال در حالت خوبی از استاد می شود امّا باز هم بی موقع است، جوّی که قرار دارید متناسب با آن جو سؤال های خود را مطرح کنید. اساتید مسلّط این گونه اند که شما سؤال را مطرح می کنید او می فهمد که خواستگاه این سؤال چیست و چرا این سؤال دارد مطرح می شود برای شما توضیح می دهد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 201
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 29

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 29

بیست و ششمین ادب از آداب شاگرد با استاد مربوط به مسأله سوال کردن و پاسخ دادن است. کسانی که ذهنشان آلوده است و در وهم و خیال است، در کوچک ترین چیزی ذهنشان پرت می­شود و ممکن است از شنیدن کلمه ای که استاد می­خواسته به کار برد سبق لسان شده (واژه ای را به جای واژه­ی دیگر به کار برد) و بعد خنده­ دار شود. ما باید چنان مقام استاد را بزرگ بگیریم که به حریمش نزدیک نشویم، نزدیک شدن به حریم او مساوی است با نابودی خود ما، اثر وضعی این چنینی در خود ما خواهد گذاشت. در عفو گناه کار از ادامه مجازات معاف می­شود امّا پرونده و نامه اعمال نشان در جای خودش است، غفران یعنی اینکه خداوند هم از مجازات می­گذرد و هم پرونده را پاک می­کند یعنی سابقه را از بین می­برد. گناه مساوی است با حجاب. لذا بی ادبی اسائه ادب، کنار گذاشتن آداب این گونه است؛ یعنی مدام حجاب اضافه می­کند. پیشدستی نکردن شاگرد و به پرسش پاسخ­ها در محضر استاد. اگر کسی صحبت می­کند، اگر کسی اطّلاعاتش هم قوی­تر است بی­ادبی است در وسط حرف بپرد و بخواهد جواب دهد و اظهار فضل کند. به خاطر رعایت حال همکلاسی خود لازم است به سؤال او جواب ندهیم، بگذاریم که قلب او مطمئن شود و جواب را از استاد بگیرد. چیزی که معمولاً رعایت نمی شود این است که شاگرد احساس می کند که باید زود حرف خود را بزند و زود از خودش در هر چیزی رفع اتّهام کند. انتظار یعنی جلوی طبیعت و ناخود را گرفتن، این سخت است هر کسی نمی تواند. کسانی می­توانند این ادب را رعایت کنند که واقعاً با خودشان درگیر شده باشند و نه فقط درگیر شده باشند که در این درگیر پیروز هم شده باشند. کسی که با بغل دستی سخن می­گوید نمی تواند ادب کلاس را رعایت کند. چون تحمّل ندارد که خود را محدود کند، یاد نگرفته که خود و طبیعت خودش را محدود کند و به آن فشار بیاورد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 200
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 28

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 28

ادب بیست و یکم: از آداب وظایف شاگرد نسبت به استاد، تنظیم صدا و مواظبت رفتار و گفتار در پیشگاه استاد است. ص1 روی صراط مستقیم نگه داشتن نفس، بدون تمرکز و توجه ممکن نیست. ص1 گاهی طبیعت (نفس اماره) برای اینکه از چنگال ملامت فطرت(نفس لوامه) فرار کند، خودش را لا به لای صورتهای مقدس پنهان می کند که کاری با او نداشته باشند. ص2 شاگرد باید از غیبت و بدگویی پشت سر دیگران در محضر استاد سخت بر حذر باشد و راجع به هیچ کس سخن چینی نکند و میان استاد و هیچ فرد دیگری فتنه ایجاد ننماید. ص4 ادب بیست و دوم: رعایت لطف بیان هنگام گفتگوی با استاد. ص5 دانشجو باید در خطاب به استاد حد الامکان دارای حسن تعبیر و لطافت بیان باشد. ص5 اگر استاد نسبت به رأی و نظریه و یا استدلال بر مطلبی اصرار می ورزد ولی کامل آن را توضیح نمی دهد تا شاگرد مطلب را درست درک کند و یا سهواً سخنی ناصواب و نادرست را اظهار نماید، نباید شاگرد چهره و نگاه خود را از استاد برگردانده و دگرگون سازد. ص7 شاگرد موفق، شاگردی است که حل شدن مسئله علمی را در درجه دوم روابطش با استاد قرار دهد و در درجه اول، رعایت خود استاد و رعایت ادب شاگردی است، حتی اگر به فدا شدن مطلب علمی بیانجامد. ص9 شیطان همیشه در بهترین جاها و در پاک ترین حالتها، برای تو نقشه دارد. ص10 این لطافت و ظرافت می خواهد که انسان در جاهای پاک و در بهترین جاها، بوی بد وسوسه های شیطان را استشمام کند. ص10 اگر شاگرد با آمادگی سرکلاس آمده باشد و از قبل آرامش داشته باشد و ذکر بگوید و خود را با فضای درس آماده کرده باشد، سر کلاس مراقب ادب است و به وضوح شیطان را می بیند و لذا می داند که چه باید بکند. ص10 کسی که در صراط مستقیم و در بهترین ارتباطات، فضای روحش را عطر آگین کند، خیلی واضح شیطان را می بیند و یکدفعه غافلگیر نمی شود. ص10 در جمع جامعه بشری، تنها انبیاء و اوصیاء و ائمه (علیهم السلام) هستند که از اشتباه و لغزش مصونیت دارند و بشر عادی ولو اینکه واجد مراتب و الای علمی هم باشند، گاهگاهی دچار لغزش و اشتباه می شوند. ص12 شاگرد نباید بی مهابا و به طور ناگهانی حملات خود را به صورت رد و اشکال متوجه استاد خویش سازد و او را غافلگیر نماید. ص12 ادب بیست و سوم: جبران و تدارک کمبودهای سخن استاد با اشارات لطیف. ص14 شاگرد ضعف ها را نباید جبران کند، بلکه لازم است در جبران نقایصی که در سخنان استاد مشهود است، با لطیف ترین اشارات و تعبیرات خوشایند مبادرت ورزد. ص15 شاگرد باید آنچه را که لازم است با کسب اجازه از استاد و یا احساس رضایت او به میان کشیده و مطالب ضروری را مطرح سازد. ص16 ادب بیست و یکم: از آداب وظایف شاگرد نسبت به استاد، تنظیم صدا و مواظبت رفتار و گفتار در پیشگاه استاد است. ص1 روی صراط مستقیم نگه داشتن نفس، بدون تمرکز و توجه ممکن نیست. ص1 گاهی طبیعت (نفس اماره) برای اینکه از چنگال ملامت فطرت(نفس لوامه) فرار کند، خودش را لا به لای صورتهای مقدس پنهان می کند که کاری با او نداشته باشند. ص2 شاگرد باید از غیبت و بدگویی پشت سر دیگران در محضر استاد سخت بر حذر باشد و راجع به هیچ کس سخن چینی نکند و میان استاد و هیچ فرد دیگری فتنه ایجاد ننماید. ص4 ادب بیست و دوم: رعایت لطف بیان هنگام گفتگوی با استاد. ص5 دانشجو باید در خطاب به استاد حد الامکان دارای حسن تعبیر و لطافت بیان باشد. ص5 اگر استاد نسبت به رأی و نظریه و یا استدلال بر مطلبی اصرار می ورزد ولی کامل آن را توضیح نمی دهد تا شاگرد مطلب را درست درک کند و یا سهواً سخنی ناصواب و نادرست را اظهار نماید، نباید شاگرد چهره و نگاه خود را از استاد برگردانده و دگرگون سازد. ص7 شاگرد موفق، شاگردی است که حل شدن مسئله علمی را در درجه دوم روابطش با استاد قرار دهد و در درجه اول، رعایت خود استاد و رعایت ادب شاگردی است، حتی اگر به فدا شدن مطلب علمی بیانجامد. ص9 شیطان همیشه در بهترین جاها و در پاک ترین حالتها، برای تو نقشه دارد. ص10 این لطافت و ظرافت می خواهد که انسان در جاهای پاک و در بهترین جاها، بوی بد وسوسه های شیطان را استشمام کند. ص10 اگر شاگرد با آمادگی سرکلاس آمده باشد و از قبل آرامش داشته باشد و ذکر بگوید و خود را با فضای درس آماده کرده باشد، سر کلاس مراقب ادب است و به وضوح شیطان را می بیند و لذا می داند که چه باید بکند. ص10 کسی که در صراط مستقیم و در بهترین ارتباطات، فضای روحش را عطر آگین کند، خیلی واضح شیطان را می بیند و یکدفعه غافلگیر نمی شود. ص10 در جمع جامعه بشری، تنها انبیاء و اوصیاء و ائمه (علیهم السلام) هستند که از اشتباه و لغزش مصونیت دارند و بشر عادی ولو اینکه واجد مراتب و الای علمی هم باشند، گاهگاهی دچار لغزش و اشتباه می شوند. ص12 شاگرد نباید بی مهابا و به طور ناگهانی حملات خود را به صورت رد و اشکال متوجه استاد خویش سازد و او را غافلگیر نماید. ص12 ادب بیست و سوم: جبران و تدارک کمبودهای سخن استاد با اشارات لطیف. ص14 شاگرد ضعف ها را نباید جبران کند، بلکه لازم است در جبران نقایصی که در سخنان استاد مشهود است، با لطیف ترین اشارات و تعبیرات خوشایند مبادرت ورزد. ص15 شاگرد باید آنچه را که لازم است با کسب اجازه از استاد و یا احساس رضایت او به میان کشیده و مطالب ضروری را مطرح سازد. ص16

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 199
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 27

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 27

چهار دهمین ادب از آداب شاگرد با استاد، آمادگی روحی و ذهنی شاگرد برای درس است. ص1 آنگاه که دانشجو به خواندن درس در حضور استاد سرگرم می گردد، نباید با حالاتی که با وجود آن حالات تحقیق و کاوشهای علمی بر او دشوار می باشد، درس خود را آغاز کند؛ یعنی باید با آرامش درس استاد را گوش کند. ص1 ادب پانزدهم: عدم ایجاد مزاحمت برای اشتغالات استاد. ص2 کار علمی استاد، یاد و ذکر خداست. ص4 ادب شانزدهم: شاگرد نباید مانع استراحت استاد گردد و در مواقع تأخیر کردن استاد، محل درس را ترک نگوید و به انتظار استاد بنشیند. ص4 ادب هفدهم: وقت استاد را نباید در تدریس تعیین نمود؛ کسی که تعیین کننده ی وقت کلاس است، استاد است. ص5 ادب هجدهم: شاگرد در محضر استاد به گونه ای جلوس نماید که نشستن او نمایانگر ادب و نزاکت او باشد. ص6 ادب نوزدهم: شاگرد نباید در محضر استاد به دیوار یا پشتی یا تخت و یا امثال آنها تکیه کند و در جایگاهی جلوس کند که حریم استاد محفوظ بماند و احترام و اظهار ادب به او  رعایت گردد. ص7 ادب بیستم: شاگرد باید مراقب حرکات و رفتار خود در محضر استاد باشد. ص8 یکی از مهمترین وظایف دانشجو این است که با اشتیاق و علاقه به سخنان استاد گوش فرا دهد و نگاهش را در او متمرکز سازد و با تمام وجود به او روی آورد و با دقت به گفته های استاد بیاندیشد و آن را به ذهن بسپارد تا استاد را ناگریز به اعاده سخن نسازد. ص8

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 198
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 26

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 26

یکی از کمینگاه های مهم تعلیم و تعلّم و از آفات بسیار مهم، کار علمی و دانشجویی و همچنین کمینگاه های مهمّ شیطان مسأله برخورد شاگرد با تندروی های اخلاقی استاد است . در جایی که استاد جفا می کند درست بزنگاهی است که شیطان یقة شاگرد را می گیرد، در اینجا چند عامل وجود دارد: یکی طبیعت نفسانی و خودخواهی و تکبّر و غروری که دارد و دیگر توجیه مقوّی است که شیطان می­کند که استادی که خود عمل نمی­کند درس گرفتن از او چه فایده دارد. اگر نتوانیم رفتار یا حرف بدی را نه فقط از استاد که حقّ عظیمی دارد حتّی از برادر دینی ات دهانش حرفی خارج می شود، رفتاری از او می بینی، اگر نتوانی اگر نتوانی توجیه مناسب کنی قطعاً اشکال از تو است. امام علی (ع) فرمودند: «کسی که ذلّت دانش آموختن را تحمل نمی­کند در ذلّت جهل برای همیشه  می­ماند.» اگر کسی اهل جور کشیدن و تحمّل نباشد در کار علمی موفّق نیست. قاعده است که علم در سختی است. یازدهمین ادب از آداب شاگرد نسبت به استاد باید در انتظار استاد و شرفیابی از محنصر او به سر برد. بعداز استاد سر کلاس بروی بی­ادبی است. تعیین حد برای استاد، استاد با کسی حرف می زند به اینکه دیده شده چشم غرّه بروی و به ساعت خود نگاه کنی بی­ادبی است. احمق کسانی هستند که فکر کنند صرف اینکه آدم های باهوشی هستند با نازک نارنجی بودن و با مطالعه و کتاب خواندن می توانند عالم شوند. ممکن نیست کسی بدون سختی دانشمند شود. کسی عالم به معنای حقیقی خود شود انسان باید خیلی ذلّت تحمّل کند. قاعده این است که منزل کسی می روید تا سه بار بیشتر نباید در بزنید به نخست با ناخن، سپس با سر انگشتان و در مرحله سوم حلقة در را اندک اندک آهسته بکوبد. رعایت آداب محبّت، رحمت و برکت خداوند را جلب می­کند. اگر ما واقعاً بخواهیم حوزه ها و دانشگاههای مان را اسلامی کنیم و در علوم نسبت به سایر ملل سبقت بگیریم هیچ راهی نداریم جز این که اول رحمت و برکت خداوند را جلب کنیم. در جلسه باید نگاه کنی که از تو بهتر چه کسانی هستند البتّه نه آن قدر که استاد معطل شود و به محضرش بی­ادبی شود ولی باید این را دقّت کرد که مسن ترها قدیمی ها و آنهایی که سابقه بیشتر دارند. آراستن و پیرایش برون و آمادگی درون به هنگام ورود به استاد، شاگرد باید با وضع و  هیأتی کامل و طرزی مطلوب وارد بر استاد گردد. شاگرد باید زودتر از استاد بنشیند چون وقتی انسان در فضای جلسه و کلاس می نشیند می تواند مقداری ذکر بگوید و خود را آرام کند. یکی از ذکرهایی که خیلی برای کلاس­های معنوی لازم است، استغفار است. استغفار یعنی تخلیه کردن خود و زدودن حجاب­ها. علم، فهم برداشت،کشف، شهود و یقین شامل کسی می­شود که آمادگی برای پذیرش او را دارد. احترام خود، علم است که انسان باید به انتظارش بنشیند، احترام معلّم است باید رعایت کند و سر کلاس با آمادگی بنشیند. هر یک از قوا برای خودش بو دارد، بوهای جاذب برای هر قوّه ای دارد. وقتی انسان می­داند چند دقیقه قبل از کلاس فکرهای گناه، هرزه وخیال­ها ناجور آمده از همه اینها استغفار می­کند تا بتوانید به محضر استاد بروید و آن کلاس که از دهان او بیرون  می­آید و آن معنویّتی که از او ساطع می­شود که بتوانید جذب کنید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 197
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 25

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 25

هفتمین ادب ازآداب شاگرد نسبت به استاد عبارت است از یاد استاد با ادب. شاگر باید عظمت و حرکت استاد را به دل خویش بباوراند، چون طبیعت به این را حق زیر بار نمی‌رود. ما باید عظمت ذوی الحقوق را به خودمان تلقین کنیم. استاد ممکن است رابطه گرم و صمیمی و خوب داشته باشد ولی به هیچ وجه کسی نباید به حریمش تجاوز کند. پدرو مادر به خاطر بار عاطفی‌شان حریمشان باز است. به محض اینکه استاد در دیدگاه آدم پائین بیاید خطرناک است و اولین کسی که آسیب می‌بیند خود شاگرد است. دانشجو باید بداند که استاد هیج وقت با غضب بر شاگرد خودش غیظ خودش را نمی‌خواباند. شاگرد به هیچ وجه از عصبانیت و تندخویی و درشت‌گویی استاد نباید برنجد،‌ چون در آن خودیّت و منیّت نیست،‌ در آن محبّت نسبت به شاگرد است. آنکه از استاد دلخور می‌شود یعنی هنوز خیلی طبیعت دارد خیلی طبیعتش قوی است بر فطرتش دارد،‌ هنوز منیّت زیاد دارد. تذکّر ندادن استاد به ضرر شاگرد تمام می‌شود چون حریم شاگرد باز است دارد دائماً لطمه می‌خورد ولی چون تکبّرش اجازة پندپذیری را نمی‌دهد،‌ استاد هم رغبت نمی‌کند که ظرافت کاری هایی را به او یاد دهد. ماهیّت کار علمی این است که ترس و لرز و تذلّل را کم می‌کند،‌ اگر کار علمی به معنای دقیق باشد توأم با تواضع و ترس و لرز است. شما هر قدر مطالعات علمی‌تان زیادتر می‌شود باید دلتان رقیق‌‌تر و عاطفه‌تان بیشتر شود یعنی هر وقت می‌خواهید با خدا حرف بزنید اشک بیشتری داشته باشید این نشان می‌دهد که سیر کار علمی‌ شما درست بوده است یا خیر.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 196
زمان انتشار: 29 سپتامبر 2014
| |
آداب تعلیم و تعلم،جلسه 24

آداب تعلیم و تعلم،جلسه 24

پنجمین ادب از آداب و وظایف شاگرد نسبت به استاد تواضع و فروتنی در برابر استاد است. از جمله چیزهایی که مطلقاً بر انسان حرام شده است و موجب محرومیت انسان از فیض پروردگار است، تکبّر است. مسیر انسان به سمت حق تعالی زمانی صاف و بدون مانع است و انسان می‌تواند این مسیر را به سرعت طی کند که انسان حقیقت خود را که عین ربط و فقر است را درک کند. فقر است که طلب ایجاد می‌کند و طلب است باعث حرکت می‌شود، وقتی طلب نباشد بی‌نیازی او توقف است. وقتی ملائکه به شخصیّت آدم پی می‌برند و توسّط انسان تعلیم اسماء می‌شوند هم سجده می‌کنند امّا شیطان این را نمی‌داند و فقط ظاهر را نگاه می‌کند و بعد تکبّر می‌کند. اولین گناه شیطان مقایسه و فخرفروشی نسبت به انسان بود، دومین گناه او تکبّر نسبت به خداوند تبارک و تعالی بود که تکبّر کرد و سجده نکرد. همه بدبختی انسان این است که به محض اینکه در برابراحکام الهی مقاومت می کند،‌ آنجا شروع منیّت و بدبختی است، همه گناه‌ها در نهایت به همین برمی‌‌گردد. قاعده این است که انسان وقتی می‌بیند و می‌شنوند و می‌فهمد خودش را کوچک تر ببیند. انسان هر قدر به حقیقت هستی نزدیک تر می‌شود به ذلیل بودن خود بیشتر پی می‌برد. قاعده این است که اصلاً علم تواضع می‌آورد،‌ علم برای انسان فروتنی می‌آورد، اگر نبود قطعاً هرچه تحصیلات بالاتر و خطرناک‌تر است. دانشجو این را بداند که مأمور است و واجب است به او که نسبت به سایر مردم فروتن باشد، نسبت به علما بیشتر از سایر مردم و نسبت به استاد خودش از همه بیشتر. اظهار ذلّت و فروتنی در برابر استاد نوعی عزّت و سرافرازی است. در برخورد صحیح با والدین و استاد است که انسان به حقیقت خود نائل می‌شود در واقع برخورد با والدین و استاد تمکین و اطاعتی نسبت به ولایت پدر و مادر و استاد است تا شما بتوانید ولایت امام را بپذیرید. اگر انسان نتواند با مظاهر ضعیف ولایت برخورد درست کند در مظهر قوی‌تر که ولایت فقیه ولایت امام و خداوند است شکست می‌خورد. اگر می‌خواهید به رضایت خدا برسید و تحت ولایت خدا قرار بگیرید و در آن جاذبه و مجموعه ولایتی قرار بگیرید نمی‌توانید خارج از رضایت والدین عمل کنید، استثناء‌بردار نیست. شیطان چنان انسان را فریب می‌دهد که با صور مقدّس دیگری او را در ارتباط قرار می دهد فکر می‌کند که دارد تحت ولایت عمل می‌کند در حالی که واقعاً طبیعت او است که این صور مقدّس را استخدام کرده است. خضوع شاگرد در برابر استاد افتخاری برای اوست چون ناخود لِه شده است و خود بزرگ  شده است. استاد معمولاً به شاگردی در سپردن برخی از رمز و رازها اعتماد می‌کند که در شاگرد تواضع و کوچکی را ببیند. در جایی استاد را اکرام می‌کنی و این اکرام آتش حسادت عدّه‌ای را برمی‌افروزد و استاد محسود واقع می‌شود. انسان لازم نیست تواضع خودش را آن طور که می‌خواهد و حقّش است، اظهار کند. ممکن است بین استاد و شاگرد اختلاف باشد ممکن نیست نباشد چه بسا شاگرد نظر استاد را قبول نداشته باشد ولی شاگرد حق ندارد که با استاد مخالفت کند. استاد یک موقع چیزی را که ظاهراً و صورتاً حق است و خدا هم تأییدش کرده است به تو می‌گوید اصلاً انجام نده و اتفاقاً به صورت پستی تو را وادار می‌کند چون آن بیشتر به مصلحت تو است. خیلی وقت‌ها انسان محرومیت برایش مهم است خوب است که محروم باشد. گناهکار قهّار همین مدّتی که گناه می‌کرده است داشته به سمت خدا می‌آمده است. همیشه خباثت­های افراد، ضعف‌های آنها زمانی را می‌شود که عامل مخالف روبرو شود. ولی فقیه یعنی ولی از طرف امام زمان – نائب (‌ولی امر) – ولی امری که قرآن "اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر مِنْکُمْ" در برابرش دارد. برای کسی که فطرتش بیدار است فرقی نمی‌کند که با استاد حج برود و یا به فرمان استاد کار دیگری انجام دهد، هر دو تحت ولایت خداست او برایش مهم است که تحت ولایت قرار گیرد، صورتش خیلی مهم نیست. اطاعت کسی از ولی باید انتصاب حقیقی به ولی داشته باشد، اگر انتصاب حقیقی نداشته باشد ما موظف به اطاعت نیستیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed