www.montazer.ir
دوشنبه 22 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 265
زمان انتشار: 7 اکتبر 2014
| |
همسران جوان جلسه 4

همسران جوان جلسه 4

راههای پیشگیری از ایجاد خانوده آشفته  از بارزترین علائم این خانواده، ارتباط نامطلوب یا اختلال در ارتباط است. در چنین خانواده هایی باید تبادل احساسات صورت گیرد تا باعث ایجاد آرامش در یکایک افراد گردد. البته این تبادلات باید به صورت جریانی ادامه دار باشد. رابطه در خانواده نباید از نوع معلّم و شاگردی، یا فرمانده و سربازی باشد چون در این ارتباطات یکی سخنگو و دیگری مطیع است. زوجین باید آرزوها، انتظارات، غم ها و شادی هایشان را با یکدیگر درمیان گذاشته و با دقّت به آنها گوش فرا داده و انتقاد های طرف مقابل را تحمّل کنند. علت لزوم اطاعت از اوامر الهی دو دیدگاه در مورد اوامر الهی وجود دارد: ۱- اوامر الهی دستوراتی هستند که ناشی از اراده خداست و انسان بدون هیچ تفحصی باید از آن ها تبعیت نماید. ۲- اوامر الهی براساس مصلحت انسان از طرف خدا به بشر داده شده است و انسان حق تفحص در آنها را دارد، که این دیدگاه صحیح تر میباشد. دین، توسط خداوند خالق، عالم، غنی، عادل، مهربان و حکیم برای بشر فرستاده شده و قوانین الهی بر این پایه ها استوار است. امّا قوانین بشری ساختهً بشر است که هیچ یک از صفات فوق را نداشته و در افعالش دچار حب و بغض میباشد.انسان سعادت طلب، نمی تواند از قوانین بشری پیروی نماید، چرا که نیازهای واقعی روح و جسمش تأمین نخواهد شد. قرآن تمام احکامی را که غیر حکم خدا باشد حکم جاهلیت معرفی کرده و در سوره زمر، آیه 36 می فرماید: «الیس الله بکاف عبده- آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟» خدا بهترین حاکم، دین او بهترین دین، و دینداری که دین خدا را اطاعت کند، بهترین دیندار است. دین، مسئول شکوفایی استعدادهای انسان است. خداوند دین اسلام را فطری و مطابق با خلقت بشر معرفی می کند. بنابراین تبعیت از نظام الهی به نفع خود انسان و رافع نیازهای روحی اوست. «و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه-هر کس از حدود الهی تعدی کند به خودش ظلم می کند. سوره طلاق، آیه 1» خداوند بی نیاز است، اما انسان به میزان سرپیچی از قوانین الهی دچار معصیت شده و به خود ظلم می کند. عدم منت گذاشتن بر خدا «لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه- خداوند منت نهاده بر مومنین که از میان خود آنها رسولی را برانگیخت که آیات را برآنها بخواند و آنها را پاک کند و تعلیم کتاب و حکمت دهد. سوره آل عمران، آیه 164» هرگز فراموش نکنیم؛ نباید برای اطاعتمان بر خدا منت گذارده و بلکه باید شکر گذار او باشیم. همین افتخار بر ما بس که خدا، قرآن، چهارده معصوم و تمام موهبتهای معنوی برای ما و به افتخار ما آفریده شده اند. کمال بنده به طاعت خداست،چرا که اگر طاعت نباشد، حیات انسانی نیز وجود نخواهد داشت. میزان عقل و کمال و عزت او نیز به مقدار تبعیّتش از خداوند است. هر چه قرب به خدا بیشتر باشد انسان خوشبخت تر خواهد بود. عاقل و جاهل رسول خدا (ص) می فرماید: عاقل کسی است که خدا را اطاعت می کند حتّی اگر زشت قیافه و دارای موقعیت اجتماعی پائینی باشد، و جاهل کسی است که معصیت و نافرمانی خدا را کند حتی اگر زیبا رو باشد. عقل چیزی است که به وسیلهً آن، خدا پرستش می شود و بهشت ها بوسیله آن تحصیل می گردد. حضرت علی (ع) می فرماید: عاقل ترین شما، مطیع ترین شماست چون کاملترین آئین را پیدا کرده است. مبانی حقوق زوجین وضع حقوق متقابل میان زوجین از سوی خداوند حکیم، و براساس خلقت آنهاست، چرا که او زن و مرد، و نیازهای آنها را به خوبی می شناسد. رسول خدا(ص) می فرماید: ای بندگان خدا، شما بیمارانید و من چون طبیب. صلاح بیمار در چیزی است که طبیب می داند، نه آنکه بیمار به زور از طبیب می طلبد. بنابراین رستگاری انسان، دراطاعت محض از خدا، میباشد. خداوند میفرمایند: ای بندگان عبادت کنید مرا در آنچه امر کردم شما را به آن، و تعلیمم نکنید به آنچه که صلاح شماست، چرا که من خیر و خوبی شما را بهتر از خودتان می دانم. زوجین باید درمحدودهً اجرای دستورات خدا، دقت کنند که زندگی عرصه رقابت نیست، بلکه معامله ای با خداست.بنابراین هر کدام از طرفین ملزمند بکوشند تا وظایف مشخص خود را، بدون توجه به عملکرد طرف مقابل، انجام دهند. قرآن نسبت به کسانی که قسمتی از دین را قبول داشته و به قسمت دیگر ایمان ندارند، اعتراض نموده است، مثل زوجینی که نسبت به حقوق طرف دیگر معترض هستند. حضرت علی (ع) می فرماید:«الغالب بشر مغلوب و المغلوب بشر الغالب- کسی که به ناحق غلبه کرد، او شکست خورده است.» زوجین نباید بدنبال تسلط بر یکدیگر باشند، ، چرا که این تسلط، سلطه ای شیطانیست و خداوند آنها را ذلیل خواهد کرد. نظام قانون مندی در اسلام اسلام، حق حاکمیت برای احدی قائل نیست، مگر از ناحیه خدا. هیچ انسانی بدون توجه به قوانین الهی، توانایی تصمیم گیری و قانون گذاری برای دیگران را ندارد.تمام زوجین در نظام هستی تحت هدایت تکوینی قرار دارند، اما در نظام بشری، هدایت، از نوع تشریعی است. بشر دارای استعداد نامحدود است، وشریعت مقدّس، موجبات شکوفایی و به فعلیّت رساندن آنها را فراهم میسازد. دیدگاه کشورهای غربی به ازدواج نظام خانواده سیستم بسیار پیچیده ایست، و تشکیل آن نیازمند قانون مندی خاصی میباشد که تخلّف از آن، ضربه های محکم بر پیکرهً نسل وارد میسازد. جوامع غربی، فطرت را نفی کرده و ازدواج را تنها وسیله ای جهت ارضاء غریزه می دانند. بشر، تنها محتاج پیشرفت تکنولوژی نیست. جنایتهای رخ داده در کشورهای غربی بسیار شدیدتر از دوران جاهلیت است و همهً اینها، عواقب تخلّف از نظام طبیعی الهی است. تساوی حقوق زن ومرد تساوی حقوق را اگر به معنای قائل شدن حق مشابه برای زن و مرد در نظر بگیریم امری برخلاف سیستم واقعیّت ها بوده و شکست را به دنبال دارد. تساوی یعنی اعطای حق لایق شأن هر کسی به او، که این عین عدالت بوده و پس از شناخت مرد به عنوان مرکز تدبّر، و زن به عنوان کانون عاطفه مفهوم می یابد. زن و مرد هر کدام در موطن خود یک موجود صد درصد کاملند؛ و مقایسه آنها غلط است. تبدیل زنان به ملعبه ای جهت افزایش نیروی مردان در کارخانه های اروپایی ناشی از عدم شناخت زن میباشد. حقوق متفاوت زن و مرد پوشش:وظیفه مردان در جامعه، انجام کارهای بنیادی و سخت، آنهم به سبب قدرتیست که خداوند در وجود آنها قرار داده است. وظیفه زنان نیز، حفظ پوششان میباشد. پوشش زن یک حق شخصی نیست که در رعایت آن مختار باشد، بلکه مربوط به تمام جامعه است که ایجاب می کند زنان از پوششی مشروع برخوردار باشند. عدم رعایت حجاب موجب تهی شدن نیروی مردان و صدمه به جامعه خواهد شد. انجام کارهای دشوارتوسط زن نیز باعث از دست رفتن عاطفه و بالندگی اش در محیط خانواده گشته و آرام آرام او را به سمت صفات مردانه سوق میدهد. بنابراین عدالت بین زن و مرد باید همسان با موقعیّت وجودی آنها باشد. - سهم الارث: در نگاه اوّل اینگونه به نظر میرسد که مردان دو برابر زنان ارث می برند. اما از آنجا که شارع مقدّس تمام مخارج زن را بر عهده شوهر گذاشته «حتی در صورت تمکن مالی زن نیز»، این حق متوجه او نمی گردد. - زنان در جامعه از بسیاری از مزایا و عبادات از قبیل رفتن به جبهه و یا حضور واجب در نماز جماعت محرومند، امّا، در موارد دیگراز امتیازات دیگری برخوردارند. زن در موطن خانواده همان اجری را می برد که شهید در موطن خود می برد. - مرد از نظر قدرت بدنی، قدرتمند تر و زن ضعیف تر است. قدرت عمده در مدیریت زندگی به مرد داده شده است امّا این به معنای اجحاف در حق زنان نیست؛ چرا که خداوند چنان قدرت جاذبه و طنازی به زن داده که چندین برابرمرد است. زن به کمک قدرت جاذبه، قدرت کنترل کنندگی بر مرد را دارد. - حق طلاق به علّت تصمیم گیری عجولانه و حاکمیت عاطفه بر زن با مردان است. چرا تعدد زوجات جایزاست؟ گرچه تعداد متولدّین دختر و پسر تقرببا مساوی است، امّا به علّت وجود آفات بیشتری که به مرگ مردان منجر می شود، خانواده های بی سرپرستی ایجاد می گردد که ممکن است منشا ایجاد فساد، فضای مسموم و بروز مشکلات اخلاقی در تمام جامعه گردد. بنابراین برای حفظ سلامت خانواده ها، باید عامل فساد را از بین برد. نیاز زن به شوهر جزء حقوق الهی اوست. زن، همواره به مرد به عنوان پشتیبان و مدافع نیاز داشته و کمبود او را، هم از جهت نیاز غریزی و هم امنیت خاطر به عنوان خلأ احساس می کند. حق تعدّد زوجات این خلأ را در زنان بی سرپرست از بین می برد. حکم جایز بودن تعدد زوجات توسط شارع مقدس، به منظورارضاء نیروهای شهوانی مردان نیست، بلکه بهداشتی است برای جامعه، که آن را از گزند آسیبهای گوناگون حفظ می نماید. درعین حال اسلام به رعایت حقوق زن اهمیت بسیار داده است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر کس به عائله خود رسیدگی نکند ملعون است. بهترین شما کسی است که برای خانواده اش بهترین باشد و من برای خانواده ام از شما بهترم.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 264
زمان انتشار: 7 اکتبر 2014
| |
همسران جوان جلسه 3

همسران جوان جلسه 3

فایده بسط معنویت   آنچه با روح انسان پیوند می خورد جزء شئون او می گردد. معنویتی که در خانواده روز به روز بیشتر گسترش می یابد، به عنوان ثروت و دارائی اعضای آن محسوب میشود. به این ترتیب، فرزند صالح در چنین خانواده ای ذخیره آخرت والدینش میگردد. خوش اخلاقی، اولین وسیله لازم برای ترویج معنویت است. تفریحات سالم و گردشهای خانوادگی، سفر به محیطهای معنوی و حضور دسته جمعی خانواده در تجمع های مذهبی، نقش بسیار موًثری در تغذیهً معنوی خانواده ایفا میکند. از حقوق خانواده نسبت به مرد، امر به معروف و نهی از منکر است. او موظف است، در کنار ایفای نقش همسری، خانواده را به کارهای نیک دعوت کند.غیرت سازنده، جهت محافظت از زن و سلامت روح او لازم است، اما مردان مراقب باشند نسبت به این حق دچار افراط یا تفریط نگردند. اهمیّت حقوق شوهر ریشه حقوق به فطرت انسان بر می گردد و خداوند براساس خلقت خاص زن و مرد، آنها را وضع نموده است. اطاعت زن از شوهر در جایی که معصیت خدا نباشد لازم است. زن حق خداوند را ادا نمی کند؛ مگر اینکه حق شوهرش را ادا کرده باشد. حق مرد بر زن اسلام به وحدت بسیار توجّه دارد، ولی انتخاب رهبر را در زندگی مشترک برای جلوگیری از بی نظمی لازم دانسته است. - رهبری خانواده به علّت تناسب با وضعیت تعقلّی مرد و ناسازگاری با روحیّهً عاطفی زن، بر عهدهً مردان است. - وظیفه زن، اطاعت از مرد است. اگر زنی سرپرستی خانواده را بر عهده گیرد، «حتی در صورت موفقیّت» بعد از مدّتی احساس پشیمانی می کند، چون روح او نیاز به تبعیّت دارد. مرد باید بر قلب همسر خود حکومت کند نه بر جسم و بدن او، همانگونه که زن باید بر روح مردش حکومت کند. زن باید اطاعت از همسر را در خانواده به نمایش گذارده، و مخالفتش را، در حضور فرزندان بروز ندهد، زیرا این امر، جسارت و بی ادبی فرزندان را نسبت به پدر، و سردرگمی آنها را برای اطاعت از او به دنبال دارد. اثر اطاعت همسر از شوهر، آموزش تبعیت به فرزندان و ایجاد هیبت پدرانه در دل آنهاست. - زن برای بیرون رفتن از خانه به اجازه همسرش نیاز دارد و حق اصرار ندارد. خشم هیچ کس برای زن مضرتر از ناراحتی همسر که همان خشم خداست، نیست. - بسیاری از وظایفی که زن در مقابل دیگران برعهده دارد، صرف راضی نبودن شوهر از او سلب میگردد، امّا در مورد مردان،وضع به این منوال نیست. - تمکین جنسی مرد، حق واجبی است و نقش مهمی در سلامت روحی و روانی او دارد و زن نباید آن را وسیله ای برای اعمال فشار قرار دهد. - زن باید با استفاده از لباسها ، آرایش و عطر مورد علاقهً همسرش برای او ایجاد جاذبه کرده و بر روحش سلطه یابد. - زن آن گونه که شوهرش مایل است باید در خانه رفتار کرده و حیا و عفت را کنار گذارد. - رعایت نظافت منزل نیز،تأثیر مهمی در روحیه مرد دارد. - محبّت زن به مرد به حفظ عفت و تقوای مرد، جلوگیری از انحراف او، رضایت او و برقراری آرامش در خانواده کمک می کند. - کار کردن زن در خانه از امور مستحبی است و اجر بسیار زیادی دارد. زوجین در مقابل انجام کارها از خدا پاداش گرفته و این امر در استقامت آن ها موثر است. امام باقر(ع) می فرماید: هیچ شفیعی برای زن نجات دهنده تر از رضایت شوهر در نزد خدا نیست. شرط قبولی عبادات زن، رضایت شوهراست. - زن باید حسن خلق داشته و بد اخلاقی همسر را تحمل کند. خداوند برای زنی که گفتار زننده شوهر را تحمل می نماید، به ازای کلمه، اجر مجاهد را محسوب می کند. - از نیازهای اساسی شوهر، اکرام و احترام اوست، که در بهداشت روانی او در خانواده و اجتماع بسیار تأثیرگذر است. عاقل کسی است که هر چه را خداوند بزرگ می داند او هم بزرگ دانسته؛ و هر چه را خدا پست شمرده، او هم پست شمارد. تکبّر مانع انجام صحیح وظایف زن در مقابل شوهر می گردد. - موقعیت شغلی نامناسب، عدم زیبایی یا ثروت، نمی تواند شأن شوهری را که خدا احترام او را واجب کرده از بین ببرد. - اگر زنی به خاطر تقبل بار مادی زندگی منت گذارد خدا از او نمی پذیرد. خصوصیّات زن خوب - دارای روح پاک و متعهد به اخلاق است که باعث جلب اعتماد همسر می گردد. زیرا مرد به زن فاسد اعتماد ندارد. - در سختی و رفاه، خلقش تغییر نمی کند. - اهل پشتیبانی از همسرش است. - کوتاهی و اشتباهات همسر را در جمع دیگران بیان نمی کند. - انتظارات و توقعات خارج از توان مرد ندارد. - اسیر تجملات، چشم و هم چشمی نیست. بلکه، به شأن و وسع همسرش توجه میکند. چگونگی رفتار با خانواده همسر نیکی به والدین از واجبات است و رضایت خداوند در رضایت پدر و مادر. کسی که والدینش را راضی نکند دچار غضب الهی می گردد. انسان باید والدین همسر را همانند والدین خود دانسته و به آنها احترام گذارد. - اگرانسان به همسرش محبت واقعی داشته باشد هیچ گاه به خاطر منیّت باعث ایستادن همسرش در مقابل والدین و مورد عاق واقع شدن همسرش نمی گردد. - شوهر باید محیط خانه را طوری آماده کند که بهتر از خانواده پدر باشد. - طوری با همسرش برخورد کند که موجبات نگرانی والدین همسر را فراهم نکند. - اگر خانواده دختر به کمک دخترشان نیاز دارند همسر مانع نشود . - کسی که خواستار احترام است باید خود نیز احترام بگذارد. - گاهی میتوات در خانواده همسر بسیار موفق تر از خانواده خود عمل کرد، به این شرط که کمک به اعضای آن خانواده را هرگز از یاد نبرید. - زوجین باید در انجام نقشی که خدا برایشان در نظر گرفته دقت کرده و در برخورد با خانواده همسر با ظرافت عمل کنند، حرمت ها را حفظ کرده و حساسیّت ایجاد نکند. و به این طریق خوشبختی خود را تضمین نمایند. - و نکتهً آخر اینکه؛ مراقب پیش فرض های ذهنی خود باشیم و با این دیدگاه ها وارد زندگی نشویم.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 262
زمان انتشار: 7 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 2

انسان شناسی جلسه 2

88/1/2 برای موفقیت در مباحث انسان‌شناسی چه در بحث علمی و چه در بحث نظری، باید روی این مباحث فکر کنید و حوصله کنید تا روند تبدیل دانایی به دارایی صورت بگیرد و اگر این تأمل نباشد این اتفاق یا نمی‌افتد یا خیلی دیر اتفاق می‌افتد. عقل ما غیر از دل ماست که لایق «شدن» است. دانایی یک مقدمه است برای دارایی و «شدن». در آخرت که ما وزن می‌شویم «فَمَن ثَقُلَت موازینه»، با قلبمان وزن می‌شویم «یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم». وزن در آخرت «حق» است. هر مقدار کسی دارای حق شده باشد وزنش سنگین‌تر است. دانستن خیلی مهم نیست. اگر ما نتوانیم زمینه‌های لازم را در معرفت نفس برای دارایی ایجاد کنیم. این مباحث جز حجاب چیز دیگری نخواهد بود. قول امام در مقدمه حدیث جنود عقل و جهل گفته‌اند که دانستن این‌که نفس و اخلاق و رذایل و فضایل چیست؟ همه مقدمات است. قرآن و تفسیر و عرفان هم برای «شدن» آمده‌اند. روند کسب علم ما باید این‌گونه باشد؛ وقتی جذب می‌کنیم مراحل هضم و تبدیل صورت بگیرد وگرنه کسب اطلاعات و گفتن و انتشار دادن به درد نمی‌خورد. ما انسان‌شناسی را برای کاربردش می‌خواهیم. در زمان رسول خدا «صلی الله علیه و آله و سلم« شخصی که می‌خواست قرآن یاد بگیرد، با یک سوره زلزال که آموخت. حضرت فرمود: او فقیه شد و رفت. چگونه؟ در مورد اصحاب عاشورا امام محمد باقر «علیه‌السلام» می‌فرماید: «لَم یَجدوا اَلَمَ الحَدید»؛ در دوران دفاع مقدس ما شاهد حالات عجیب و مکاشفه بچه‌های سیزده، چهارده ساله بودیم. وقتی تیر می‌خوردند فقط یا حسین «علیه‌السلام» و یا زهرا «سلام‌الله علیها» می‌گفتند و حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» سرشان را به زانو می‌گرفت. چه‌طور توانستند مسیر از دنیا تا بی‌نهایت را طی کنند. طوری که امثال امام «رحمه‌الله علیه» و علامه طباطبایی «رحمه‌الله علیه» به حالشان حسرت می‌خوردند. سرعت شدن این‌ها خیلی زیاد بود اما دانایی‌شان چه‌قدر بود؟ امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «اِرتد الناس بعد النبی الا الثلاث او سبع»؛ از پیغمبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» استادتر، داناتر و نورانی‌تر که نداریم. اما ایشان اکثر اطرافیان را نتوانست آدم کند. «اِنّک لا تهدی من اَحببتَ» و آن‌ها هم نتوانستند از پیامبر استفاده کنند. آیت الله مجتهدی «رحمه‌الله علیه» می‌فرمود: گاهی اوقات انسان در موضعی قرار می‌گیرد که اگر خدا هم مستقیماً با او حرف بزند نمی‌پذیرد. بعضی‌ها اساتید خوبی دارند ولی چون با عقلشان گوش کردند نه با دلشان و نقادانه به کلاس رفتند. هیچ‌وقت «نشدند». کسانی که برای کاسبی کلام و تجارت کلام سر کلاس می‌روند چون برای «شدن» نمی‌روند با وجود بهترین اساتید (اولیای خدا) «نمی‌شوند». آدم باید درد برایش ایجاد شود، دغدغه‌های این مطلب، سؤال‌های مربوط به این مطلب و عطش به این در وجودتان باشد که تا از دهان گوینده درمی‌آید «بشوید». حضرت به طلبه‌ها و علما هشدار می‌دهد که اگر قصدشان عالم‌بازی است جایگاه خودشان را در آتش ببینند. در برزخ به اندازه شدن‌هایمان محاکمه می‌شویم نه به اندازه اطلاعاتمان. خداوند جریان شدن را زمانی قرار می‌دهد که مظروف ایجاد شده باشد. «لا یمسه الا المطهرون» ما باید برای شدن آماده شویم. جلو چشم شیعیان ائمه «علیهم‌السلام» را می‌کشتند و هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت. برای همین است که شاگردی با یکی دو جلسه به‌قدری می‌شود ولی یکی که ده سال در جلسات حضور داشته «نشده» است. حضرت بعضی اوقات می‌فرمود: برای من قرآن بخوانید و مرا موعظه کنید. می‌فرمودند: شنیدن اثری دارد که در دانستن نیست. دل باید موعظه شود. من نیز با شاگردانم هفته‌ای یکی دوبار نزد بزرگی برای موعظه شدن می‌رویم. هرچه «شدن» انسان بیشتر شود عطش انسان هم بیشتر می‌شود. برای امام صادق «علیه‌السلام» قرآن می‌خواندند و او زار زار می‌گریست. اگر دل راه نیفتد خدا نکند که ذهن و عقل راه بیفتد که خیلی فاجعه می‌شود. در بحث گذشته گفتیم: خداوندا دل ساختار وجودی و ریاضی انسان را خلق کرده و آن را دیده بعد بقیه عوالم را به وجود آورده است. ما سه مرحله حیات داریم؛ کسی می‌تواند به معاد معتقد باشد که قبول کرده باشد که قبلاً پیش خدا بوده بعد از آمدن به زمین دوباره به نزد خدا برمی‌گردد. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: رحمت خدا شامل حال کسی می‌شود که بداند از کجا آمده، در کجا هست و به کجا می‌رود. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: اگر تو ندانی از کجا آمدی اصلاً نمی‌دانی به کجا می‌روی. (این قاعده است.) پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» می‌فرماید: خداوند دشمن می‌دارد هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت است. در مجموع اگر ما ندانیم که 50 سؤال قیامت تکوینی است چه‌طور می‌توانیم خودمان را آماده کنیم؟ خداوند تمام عوالم را از روز اول ریاضی خلق کرد. هیچ چیز نیست مگر خزانه‌های آن چیز نزد ماست. خداوند با تمام اسماء و صفاتش در همه چیز حتی یک اتم تجلی پیدا می‌کند. در رفت و برگشت وقی مجردها ماده می‌شوند و ماده‌ها به مجرد تبدیل می‌شوند تمام مسیر ریاضی است. «و ما یُنَزّله الا بقدرِ معلوم». نزول از اصل، ریاضی است. ما اگر نفس را خوب بشناسیم می‌بینیم که خداوند، نبوت، ولایت، قیامت، صراط، قرآن ساختارش با نفس یکی است و ما در تمرین‌ها این‌ها را از خود نفس درمی‌آوریم. از ما خواسته‌اند در نماز و در دعاها (آل یاسین) خودمان شهادت بدهیم و به شنیده‌ها اکتفا نکنیم. اگر ما ببینیم دیگر انکار نمی‌کنیم. به حضرت علی «علیه‌السلام» گفتند: آیا تو را رب خود را دیده‌ای فرمود وای بر تو! وای بر تو! من ربی را که ندیده باشم عبادت نمی‌کنم. در جلسه بعد عرض می‌کنیم که چون مسلمان هستیم باید از آیات و روایات استفاده کنیم یا چون مبنای عقلی دارد؟ و آیاتی را که در مورد ارتباط عوالم وجود با نفس هستند را عرض می‌کنیم.

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 263
زمان انتشار: 7 اکتبر 2014
| |
همسران جوان جلسه 2

همسران جوان جلسه 2

حقوق زن بر مرد امام صادق (ع) می فرمایند: مرد در رابطه با منزل و عیالش ملزم به رعایت سه مورد زیر می باشد، حتی اگر در طبع او خوشایند نباشد. ۱- معاشرت نیکو با همسر. ۲- توسعه در امر معیشت. ۳- غیرت نسبت به او. رفع نیازهای مادی همسر از جمله نیاز به خوراک ، پوشاک، مسکن و اثاثیه منزل جهت رفاه، در حد متعارف لازم است.  امام رضا (ع) می فرماید: کسی که برای رفع حاجت، بدنبال فضل خدا می رود اجرش از مجاهد در راه خدا بیشتر است. خانواده محل کرامت است و سلامت آن در گرو خروج از خود پرستی است. اعضای یک خانواده موفق میکوشند با در نظر گرفتن علایق وسلایق یکدیگر در جهت رضایت خدا، پیش رفته و از یکدیگر سبقت گیرند. «المومن یا کل بشهوه اهله- مومن با میل خانواده اش می خورد.» کسی که بخواهد خودش را به دیگران تحمیل کند ملعون است. - مردان موظفند خصوصیات جسمی و روحی همسرانشان را در نظر گرفته و در انجام کارها یاریشان نمایند. حضرت علی (ع) به امام حسن (ع) می فرمایند: کارهای خارج از تناسب روحی و جسمی زن را بر عهده او مگذار تا طراوتش بیشتر و لطافتش زیادتر و زیبائیش پایدارتر باشد. زن ریحانه است نه کشتی گیر میدان. - مرد نباید بدون رضایت همسرش، میهمان دعوت کند، زیرا غذایی را که او با نارضایتی طبخ نموده، در روح مهمان نیز اثر نامطلوب دارد. - مرد حق تنبیه، فحاشی و تحقیر زن را ندارد. تنبیه در مسائل آخرتی نیز حد مشخصی دارد. - همانگونه که زن باید خود را برای مرد آرایش کند مرد نیز موظّف است خود را آرایش نموده و از لباس مناسب و بوی خوش استفاده کند. بهتر است برای اینکار، تا جایی که با شرع و عرف منافات ندارد، به سلیقه همسرش احترام بگذارد. - تمکین جنسی زن نیز از وظایف اصلی مرد بوده و باید این حق را کاملا ادا کند. وظیفه مرد در تأمین نیاز عاطفی - تأمین نیازهای عاطفی برای زنان، از تاًمین نیازهای مادی، برای آنها مهمتر است. بنابراین، آقایان عزیز؛ سعی کنید در برخورد با همسرتان به نکات زیر توجه کنید؛ - محبت را فراموش نکنید، حتی اگر مجبور به تحمل سوء خلق او باشید. اولین مرحله در مودّت، خوش برخوردی و گشاده رویی است. شاد کردن خانواده حتّی برای زمان اندک، اهمیّت فراوانی دارد. - از اعمال سلیقه های شخصی و اعتراضهای پیاپی بپرهیزد . - با خانوادهً همسرتان رفتار مناسبی داشته باشید. - برای صدا کردنش از القاب زیبا و کلمات محبت آمیز استفاده نمایید. باید علاقه خود را به او اعلام کنید. البته اعلام محبت، به تنهایی کافی نیست بلکه باید در گفتار و رفتارتان ظاهر گردد. - با همسرتان در مسائلی که دوست دارد صحبت کنید، که البته بهتر است در مورد مسائل زندگی خودتان باشد. - به صحبتهایش تا جایی که غیبت نباشد گوش کنید. مراقب باشید تا صحبتهایتان تسکین دهنده باشد نه اینکه باعث ایجاد انتقاد و اختلاف گردد. - از حقوق زن بر مرد این است که او را عفو کرده و سرزنشش نکند. - به گونه ای رفتار نکنید که باعث پناهندگی همسرتان به دیگری شود. - به همسرتان بدبین نباشید و به او نسبت ناروا ندهید. پیامبر(ص) می فرمایند: به زنان نسبت ناروا ندهید، چون در آن پشیمانی طولانی و عذابی شدید است. در اکثر موارد، دلایل حسن ظن از سوء ظن بیشتر است. - خانواده را امانت الهی دانسته و آگاه باشید هیچ رفتاری از نظر خدا دور نیست. کمال انسان در تشبه به خداست. به واسطه نزدیکی به خدا، صفات خدایی در رفتارتان ظاهر می شود؛ در نتیجه همه برخوردهای شما خدایی خواهد شد. امام سجاد (ع) فرمود: حق همسرآن است که بدانی 1- خداوند تو را مایه سکون و آرامش روان او قرار داده است. 2- زن نعمتی از سوی خداست که باید با او خوشرفتاری و مدارا کنی و او را گرامی داری. 3- او حق دلنوازی و محبت و حفظ مقام و احترام در دامان شوهر را دارد. اثرات خوش اخلاقی ۱- سلامت و بهداشت روانی خانواده تاًمین می گردد. ۲- جو خانواده طهارت یافته و برای جنبه های معنوی و حرکت ابدی آماده می گردد. زوجین موظفند شادابی و محبت را در خود ایجاد و نقشی که خدا برای آنها در نظر گرفته، ایفا نمایند. ۳- جلب رضایت خداوند. (هر چه انسان به خانواده اش بیشتر رحم کند، خداوند نیز به او رحم می نماید. ۴- تربیت فرزندان صالح. آفات بدخلقی در خانواده سعد بن معاذ از یاران نزدیک پیامبر (ص) بود، تا جایی که پیامبر شخصا متکفل امورات تدفین وی گردیدند. امّا بعد از دفن، فرمودند که او به علّت بداخلاقی نسبت به خانواده اش، دچار فشار قبر و عذاب گردیده است . بد اخلاقی با خانواده به هیچ وجه قابل بخشش نیست؛ چرا که حق الناس بوده و بر پیکرهً روح دیگران آسیب جدی وارد میسازد. آفت روابط صمیمی زوجین زوجین موظفند نسبت به هم روابط صمیمانه ای داشته و به هم نزدیک باشند. اما این دوستی ها نباید تبدیل به فحاشی و بی اعتنایی گشته و با گذشت زمان رنگ ببازد، بلکه هر چه از عمر زندگی مشترک میگذرد باید بر میزان احترام ها افزود. وحدت شخصیّت انسان از پائین ترین مراتب وجود تا عالی ترین شئونش یک موجود واحد است؛ دارای سه شأن غریزه، کشش به سوی بی نهایت و نیازهای معنوی است که در بین آنها تأثیر و تأثر وجود دارد. انسان برای ورود به هر شأن و ارتباطی آزاد است، امّا قبل از پذیرفتن آن، باید تبعاتش را پذیرفته و آمادگی ورود به آن را کسب کرده باشد. با ازدواج، زوجین، وحدت شخصیّت خود را از دست نمی دهند، بلکه با رفتارهایشان بر هم تأثیرگذاشته و (من) وجودی آنها به (ما) تبدیل می شود. شروع بیماری یک خانواده زمانی است که حتی یک عضو از خانواده خود را منقطع از دیگران بداند. معنویت ملاک سلامتی خانواده در میزان معنویت آن است، چرا که وجه تمایز انسان با سایر موجودات در امکان قرب او به خداست. معنویت، حاکم بودن خدا و اوامر او در زندگی است که فقدان آن، نقطه سقوط انسان است. لذا سفارش شده، یاد خدا را فراموش نکرده و با کسانی که اهل ذکر خدا نیستند معاشرت ننمائید. چرا که ذکر خدا، حیات بخش قلب و روح است و کسی که خدا را فراموش کند روحش خواهد پژمرد. نقش زن و مرد در حاکمیت معنویت در خانواده زوجین، پاسدار معنویت در خانواده اند تا بتوانند حیات واقعی اعضای خانواده را تاًمین کنند. خداوند در سورهً عصر می فرماید: فقط کسانی که ایمان و عمل صالح دارند در زیان نیستند. عمل صالح تنها از روح صالح صادر می شود. چه بسا کسانی که به ظاهر زندگی خوشی دارند، اما از آرامش برخوردار نیستند، چرا که روح، گمشدهً حقیقی خویش را طلب میکند. به زیان انداختن اعضاء خانواده، به معنای دور نگه داشتن آنها از معنویت است. تأمین نیازهای مادی و عاطفی تضمین کنندهً سعادت ابدی نیست، بلکه انسان با حفظ معنویت خویش، حریم دیگران را نیز حفظ می نماید. کسی که خدا را فراموش کند، دچار خود فراموشی گشته و تبعاً سعادت همسر و فرزندانش را نیز از یاد برده و حتی نیازهای مادی و عاطفیشان را به طور کامل تأمین نمی کند. زندگی های فاقد معنویت، پس از تولد به آخرت متوجه کمبودهایشان شده و به دنبال آن دچار عذاب می گردند. حضرت می فرمایند؛ «لا یلقی الله احد بذنب اکبر من جهاله اهله و اولاده». خداوند هیچ بنده ای را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و اولادش ملاقات نمی کند. مردان به یاد داشته باشند که مسئول رشد معنوی همسر و فرزندانشان می باشند. افزایش معنویت با حب اهل بیت (ع) رابطه مستقیم دارد، پس در تحکیم این رابطه در خانواده خود بکوشید. پیروی از امام معصوم، و در غیاب او، فقیهی که با شرایط خاص رهبری جامعه را بدست می گیرد، تضمین کننده سعادت ماست، لذا باید محبت ائمه، دوستی آنها و حتی گریه بر مصائبشان را به فرزندان آموخت.  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 261
زمان انتشار: 7 اکتبر 2014
| |
همسران جوان جلسه 1

همسران جوان جلسه 1

اختلافات و سوء تفاهم  هیچ اختلافی برای انسان مشکل تر از اختلاف با همسر نیست. زن مرد هر دو مایلند زندگی آرامی داشته باشند. انسان دارای دو بعد مادی و الهی است. اگر رشد بعد حیوانی باعث توقف رشد الهی شود، حیوان منشی ایجاد گشته و اختلافات بروز می یابند. اگر انسان درک کند که هم سنخ خداست، صفات خدایی نیز در وجودش تجلی یافته و هرگونه طنشی را براحتی رد میکند. ریشه اختلافات ۱-عدم درک خود: متابعت از هوای نفس مانع رشد خود الهی و دیدن حقایق می گردد.در صورت غلبه هوای نفس، انسان خود محور شده و نظرات دیگران را نمی پذیرد. ۲-عدم درک طرف مقابل: زن و مرد دو موجود با سلایق مختلف هستند. زوجین باید اخلاقیات خود را شناخته و در جهت رفع عیب های خود تلاش کنند. «طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس –خوش به حال کسی که به پرداختن به عیوبش او را از دیدن عیوب دیگران بازمی دارد». شناخت فرد از خود و همسرش، باعث درک شخصیت وجودی او و طرف مقابل، و از بین رفتن انتظار و توقع بی جا می گردد. ۳-عدم آگاهی و رشد انسانی: باعث وابستگی انسان به اشیای پوشالی می گردد. دنیا نعمت است و انسان باید در حد شخصیّتش از امکانات آن استفاده کند؛ امّا نباید دچار مادی گرایی گردد، چرا که نه تنها لذّت را به دنبال ندارد بلکه باعث رنج و سختی می شود. خوشبختی با مادی گرایی متناقض است. ۴-تزلزل و نبود ایمان و تقوا: آرامش، عفاف، وفا و عشق همه در پرتو ایمان است. نبود ایمان باعث ایجاد سوء ظن و بروز اختلاف می گردد. زن و شوهر با تقوا، یکدیگر را مایه آرامش می دانند. ۵-نبود بینش و ادراک صحیح از وظایف اسلامی: نماز خواندن و عبادت کافی نیست بلکه زوجین باید وظایف همسری را همانگونه که خداوند دستور داده ایفا کنند. ۶-عدم انجام وظیفه: انجام وظیفه عبادت است . زوجین باید در انجام وظایف خود اخلاص داشته باشند. لزوم حفظ وحدت در خانواده ریشه اجرای صحیح همهً احکام، در وحدت است. خانواده، کانونی برای آرامش و آسایش است، و وحدت تاًمین کننده آرامش. خصومت و اختلاف از خصوصیّات اهل جهنم، و وحدت از از خصائص اهل بهشت است. خداوند در قرآن، اختلاف را عملی شیطانی معرفی نموده و در سوره ، آیه ،میفرمایند: «ان الشیطان ینزع بینهم -شیطان افراد را به درگیری می اندازد.» شیطان از طریق تکبّر، سوء ظن و عجب انسان را وسوسه کرده و در نهایت او را به درگیری میکشاند. پس سرسختانه مراقب مراقب روح خود باشیم و در برخورد با چنین افکاری هوشمندانه عمل کنیم. چرا که خداوند گناه فتنه را بزرگ دانسته و انسان را به پرهیز از آن سفارش نموده است. دستوراتی جهت جلوگیری از اختلاف ۱-جلوگیری از ایجاد زمینه ها و ریشه های اختلاف ۲-ایجاد وحدت و دوستی بین یکدیگر ۳-عدم سوء ظن به یکدیگر پیامبر(ص) می فرماید: از مراء و بحث دوری کنید، حتّی اگر حق با شماست. زیرا مراء موجب محرومیت از شفاعت معصومین می گردد. بحث و جدل اساساً زشت و نامبارک است، و پیروزی در آن نیز به همان میزان منفور می باشد. امام علی (ع) میفرمایند: «نصف العاقل الاحتمال و نصفه تغافل-نصف شخصیت عاقل، تحمل و نصف دیگرش به غفلت و نادانی زدن است.» شخص عاقل، چون گرایش به جهنم ندارد وارد بحث نمی شود. فراموش نکنیم با کسی که در موقعیت حرف شنوی نیست، نباید بحث کرد . چرا که گاهی فقر فرهنگی، و گاهی وجود فاصله فکری، مانع درک صحبت های طرفین می شود. حضرت میفرمایند: «رب الکلام جوابه سکوت-چه بسیار کلامی که جواب آن سکوت است». چرا که در هنگام عصبانیّت، فرد نمی تواند عدالت را رعایت کند و این خود فتنه ساز است. اانسان عاقل به خاطرشناخت ارزش روحش، خود را متوجه محدودیت های دنیا نمیکند، زیرا در اینصورت بی نهایت را از دست می دهد. برای افزایش تحمّل و یافتن روحیّهً تغافل باید ماهیّت دنیا و بی ارزش بودن آن را بشناسیم. ارزش های خود را حفظ کنیم و چیزهایی را محترم بدانیم که خدا بر آنها ارزش می نهد. جایگاه هایی را که خدا مشخص نموده رعایت کنیم. تطابق یا تفاهم روح زوجین از منابع مختلف تغذیه می شود، لذا نباید به دنبال تطابق کامل بود. به جای تطابق، تفاهم لازم است. طلب تطابق، یعنی خود محوری که باعث از بین رفتن آرامش و ایجاد جهنم است. نکته آخر یاد بگیریم که از یکدیگر عیب جویی نکنیم و به جای دیدن امور منفی، زیبایی های هم را ببینیم. برای دنیا عصبانی نشویم، چون همسر ما یک انسان با ارزشهای انسانی است. لازمه آن پر کردن دل از معنویت و یاد خداست. اگر معنویت نباشد انسان به پوچی می رسد.هر قدر معنویت، اخلاق و عشق ورزی بیشتر باشد اختلاف کمتر است.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 260
زمان انتشار: 7 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 1

انسان شناسی جلسه 1

اشاره: با توجه به اهمیت موضوع شناخت انسان و مسائل پیرامون او، استاد محمد شجاعی در سال 88 دوره ی جدید «انسان شناسی» را در شهرستان قم شروع کردند. یادآور می شود دوره ی دیگری با همین عنوان، سالهای اخیر در تهران (سعادت آباد) برگزار گردیده که لوح های فشرده آن در فروشگاه های موسسه در دسترس علاقمندان است . 88/1/25 امیرالمؤمنین علیه السلام شناخت نفس را شناخت کل شیء و جهل به نفس را جهل به کل شیء می‌داند. یعنی نفس به‌قدری عظمت دارد که معادل کل شیء است و با کل شیء ارتباط دارد. نظام خلقت یک نظام ریاضی است. باید دقت کنیم که عالم خلقتی نبوده که انسان در آن به‌وجود بیاید. بلکه اول حقیقت انسانیت خلق شده بعد سایر عوالم وجود از حقیقت انسانی برای او به وجود آمده است. نمی‌توانید دست روی چیزی بگذارید که با ساختار ریاضی انسان ارتباط نداشته باشد. اگر خدا را بخواهید بشناسید باید اول نفس را بشناسید. از پیامبر سؤال کردند «کیف الطریق الی معرفت الرب»؟ راه شناخت رب چیست؟ فرمودند: اول خودت را بشناس. سؤال؛ بین من و خدا چه رابطه و سنخیتی وجود دارد که شناخت من شناخت رب است؟ این موجودی که همه خلقت به‌خاطر اوست، در مورد همه چیز فکر می‌شود به غیر از خود او. در حوزه‌ها موضوعات علوم مختلف درس داده می‌شود اما در رابطه با خود انسان خبری نیست! ما حتی یک کارگاه انسان‌شناسی نه در حوزه و نه در دانشگاه نداریم. باید فکر و ذهنمان درگیر با موضوع خود انسان شود. مدتی فکرمان مشغول خودمان باشد که من واقعاً کیستم؟ محصول چه می‌شود؟ اگر واقعاً این‌طور است که معرفت رب مسیرش معرفت نفس است آیا واقعاً ما در این مسیر رفتیم؟ آیا می‌توانم بدون گزاره‌های دینی، نفس را از طریق خودم بشناسم. ما اصلاً چه نیازی به معرفت رب داریم؟ طبق گزاره‌های دینی ما اساساً هدف خلقت ما و هدف غایی، معرفت است. ما هیچ چیز از این دنیا که در نظام ابدی به دردمان می‌خورد نمی‌بریم مگر معرفت. همه عبادت‌هایمان برای یقین است. من که هستم که این «الله» با من شناخته می‌شود. وقتی من خودم را بشناسم عصمت را می‌شناسم. انبیاء را می‌شناسم. یک وقت ما فکر می‌کنیم که خداوند 14 نفر معصوم را همین‌طور انتخاب کرده و آن‌ها را عزیزتر کرده و عده‌ای می‌گویند چرا ما عزیز نشدیم و آن‌ها عزیزند. «من اراد الله بدأ بکم...»؛ هرکه خدا را بخواهد آغاز از شماست اگر کسی بخواهد به توحید ناب برسد باید از شما شروع کند. یک موقع با یک دید دیگر نگاه می‌کنیم که اگر او معصوم است برای این است که من لیاقتم کم‌تر از معصوم نیست؟ من که هستم که رهبرانی به بزرگی معصومین:دارم؟ آن‌قدر خداوند حساس است که پیامبر را در غدیر تهدید می‌کند که اگر علی را معرفی نکنی اصلاً رسالت را انجام نداده‌ای؟ معراج به چه درد ما می‌خورد؟ اگر این‌ها برای من است من که هستم که رسالت الهی پیامبر صلوات الله علیه با امامت علی علیه السلام کامل می‌شود؟ معصوم کار عبث و بیهوده نمی‌کند. نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه که این همه شرح زده‌اند باز هنوز دست نخورده‌اند. شهید دستغیب;در پایان عمرش همه‌اش کتاب صحیفه در دستش بود. این کتاب صحیفه برای همه مردم جهان است. من که هستم که یک قیامت 50 هزار ساله دارم؟ این نفس چه هست که 60 سال زندگی‌ دنیایی معادل یک قیامت 50 هزار ساله است؟ جزایش هم نظام ابدی است. 80 مرتبه مسأله خلود و جاودانگی در قرآن آمده است. یعنی چه؟ قیامت نه تعارف است و نه شوخی. میرزا اسماعیل دولابی; می‌فرمود: من رفتم دیدم، ده میلیارد برابر دنیاست. ما به این حرف‌ها عادت کردیم. این نفس تا ابد می‌رود. این‌قدر این نظام ابدی بزرگ است. قرآن که کلام‌الله است، می‌فرماید؛ «کان مقداره خمسین الف سنه» «سارعوا الی مغفره من ربکم»؛ با سرعت به سمت مغفرت پروردگارتان بروید. اصلاً ما وارد این مسابقه شده‌ایم؟ «سابقوا»؛ سبقت بگیرید و سرعت بگیرید. نفس چند حالت دارد؛ 1 ـ عقب‌گرد دارد از جایی که هست رو به تباهی می‌رود. 2 ـ توقف دارد. 3 ـ حرکت کُند و تند دارد. حضرت می‌فرمایند: ملعون است کسی که یک روزش بدتر از دیروزش باشد. قوانین حرکت نفس را باید بدانیم. من که هستم که بهشت من به اندازه تمام آسمان‌ها و زمین است. کم‌ترین درجه در بهشت جایی است که آن‌قدر وسعت دارد که اگر بخواهد همه بهشتی‌ها را می‌تواند مهمانی دهد. تازه امام کاظم7این بهشت را فرمودند که؛ پاداش بدن‌های شماست. فکر کنید و ساده از روی این حرف‌ها نگذرید. هر مسابقه دیگری در هر زمینه‌ای بگذارید سر از جهنم درمی‌آورد. «تلک الدار الاخره نجلها لا یریدون فی الارض علوا»؛ این خانه ابدیت را ما گذاشتیم برای کسی که حتی فکر برتری بودن را نداشته باشد، اصلاً روح علو و برتری و عشق جلو زدن از دیگران را باید از خود دور کرد. با بند کفشت هم که فخر بفروشی مطلقاً به بهشت راه پیدا نمی‌کنید. اگر یک فقیری اراده کند که یک زمانی ثروتمند شود و به فقرای دیگر فخر بفروشد هرگز به بهشت راه پیدا نمی‌کند. اگر می‌خواهید کسب کمالات کنید به نیت و هدفت نگاه کنید و کسب کمالات کنید. پیامبر9خودش را معرفی می‌کند؛ من سید فرزندان آدم هستم، از آدم بالاترم و برای هر کلمه‌ که می‌گوید در آخر عنوان می‌کند؛ «و لا فخر» فقط یک جا می‌ارزد که سبقت بگیرید و آن تخلق به اخلاق الله و تشبه به خداوند و جذب اسماءالله است. اگر در این مسابقه به کسی فخر بفروشید، می‌فهمید که اصلاً شبیه نشدید. «اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون». امیرالمؤمنین یک گناهتان صد سال معطلی دارد. فرمول ریاضی و ساختار ریاضی آن چیست که؛ با یک گناه در 40 سال عمر زندگی 50 هزار سال معطلی در قیامت به همراه دارد؟ معصوم علیه السلامفرمود؛ پاداش بدن ما این بهشت است. پس پاداش روح و پاداش خودمان چیست؟ در مناجات خمسه عشر، مناجات المریدین امام سجاد7 به خداوند عرض می‌کند؛ «یا جنتی و نعیمی یا دنیای و آخرتی»؛ چه‌قدر خوب است که ما در طول عمر یک بار این جمله را در دعا راست بگوییم که خدایا بهشت من تویی، دنیای من تویی امام;فرمودند: در دعای «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه» حسنه، خود خداست. فضل و برتری قرآن بر سایر علوم مثل برتری خدا بر مخلوقش است. به فاصله بین خدا و مخلوقش دقت کنید. چه‌قدر لذت می‌بریم وقتی قرآن می‌خوانیم. یک نفر مجتهد شده ولی با قرآن انسی ندارد. به فرمایش یکی از بزرگان؛ حوزه‌های ما آن‌قدر بالغ نشده‌اند که نهج‌البلاغه و صحیفه درس بدهند. صحیفه سجادیه بالاتر از نهج‌البلاغه است. اما قرآن ما مهجور است. ما این کتاب را فرستادیم برای هدایت مردم «هدی للناس» پس بین نفس و کلام‌الله رابطه حقیقی وجود دارد. تک‌تک آیاتش برای توست. چه‌قدر وقت باید بگذاریم تا بفهمیم بین من و قرآن، من و عصمت، من و بهشت، بین من و ظلمت، من و نور چه رابطه‌ای هست؟ خداوند به پیامبر9فرمودند: قرآن را فرستادم برای تو و تو را فرستادم برای مردم تا مردم را از ظلمت نجات دهید. قرآن می‌فرماید: «یسعی نورهم بین ایدیهم»؛ در قیامت نورهایشان جلوتر از خودشان است. «انظرونا نقتبس من نورکم» به ما نگاه کنید. مقداری نور از شما بگیریم. دنیا چیست؟ نور این‌جا چیست که می‌گویند نور از این‌جا ببرید؟ من که هستم؟ از طرفی در زیارت عاشورا از امام حسین علیه السلام می‌خواهید که من با شما باشم در دنیا و آخرت و به آن مقامی که شما هستید برسم. بین من و مقام محمود چه رابطه‌ای هست؟

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 259
زمان انتشار: 6 اکتبر 2014
| |
میثاق برادران ، جلسه 4

میثاق برادران ، جلسه 4

هدف و فواید ازدواج (1) استاد: محمد شجاعی 1. انسان، برای هدف ویژه‌ای خلق شده و آن، رسیدن به كمالات فوق حیوانی است. پس تمام كارها و فعالیت‌های او نیز باید در جهت همین هدف والا و ارزشمند باشد. 2. هدف از ازدواج، رسیدن به یك زندگی انسانی و شكوفایی استعدادهای ویژه انسان است. درواقع انسان به واسطه ازدواج یك ارتقاء و تعالی از سطح زندگی حیوانی به انسانی پیدا می‌كند. 3. تفاوت هدف و فواید ازدواج در این است كه فواید ازدواج از جمله: ارضاء غریزه جنسی، تكثیر نسل، كار و فعالیت اجتماعی و... همگی باید در جهت كسب هدف آن به استخدام درآیند. 4. فواید ازدواج به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم می‌شوند و هر كدام از این‌ها نیز به دو بخش مادی و معنوی منقسم می‌گردند. 5. اولین فایده فردی معنوی ازدواج، كسب آرامش است. 6. شرط اساسی انجام هر عملی، داشتن آرامش است و از طرف دیگر هدف از انجام عمل نیز كسب آرامش می‌باشد. 7. مسیر انسان به این‌گونه است كه در ابتدا یك آرامش برای خویش كسب می‌كند و سپس سعی می‌كند این آرامش را بیشتر كرده و به یك پایگاه ثابت برساند و این را به‌صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، اساسی‌ترین اصل قرار می‌دهد. 8. در سایه ازدواج، انسان از تنهایی نجات پیدا كرده و احساس تعلق پیدا می‌كند و می‌داند كه بین او و خانواده یك احساس عشق و علاقه و دوستی به‌وجود آمده است. 9. نكته مهم در كسب آرامش در ازدواج این است كه انسان با همسر خویش سنخیت داشته باشد یعنی هر دو، هم‌كفو یكدیگر باشند چرا كه عدم سنخیت، آرامش را سلب می‌كند. 10. فایده دیگر فردی معنوی ازدواج،‌ ایجاد مودت و رحمت بین زوجین است. 11. اشتباهی كه بسیاری از جوان‌ها می‌كنند این است كه انتظار دارند در دوران نامزدی یا عقد، تمام مودت، رحمت و عشق، ظهور پیدا كند در حالی‌كه به فرمایش قرآن كریم، مودت و رحمت پس از ازدواج كسب می‌شود. 12. مودت، عبارت است از محبتی كه جنبه و ظهور عملی دارد یعنی صرف عشق و علاقه نیست بلكه در كنار آن شخص متحمل زحمت نیز می‌شود. 13. رحمت، عبارت از رحیم بودن نسبت به هم و ایجاد رأفت و الفت در دل نسبت به یكدیگراست. 14. آمار نشان می‌دهد كه منشأ بسیاری از مفاسد و بزهكاری‌ها در اجتماع، بی‌محبتی در خانواده‌هاست كه افرادی با آلودگی‌های روحی را تربیت و تحویل اجتماع می‌دهد. 15. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: افزایش ایمان در شخص با افزایش علاقه نسبت به همسر، ارتباط مستقیم دارد. 16. سردی، بی‌مهری و كدورت در فرد، نشانه بی‌ایمانی یا كم‌رنگ بودن ایمان در شخص است. 17. خداوند متعال معدن دوستی، محبت و رحمت نسبت به بندگانش است لذا كسی كه ایمان را در خود تقویت می‌كند و شبیه به خداوند می‌شود، نمی‌تواند در این صفت به خدای رحمان شبیه نباشد. 18. ارزش زندگی به این است كه بین زوجین، صفا، صمیمیت، مودت و محبت حكم‌فرما باشد چرا كه عدم وجود آن هم به زوجین و هم به فرزندان آسیب می رساند. 19. كودك باید در رفتار و عملكرد والدین، محبت را احساس كند حتی اگر تنبیهی از جانب آن‌ها صورت می‌گیرد باید نشان دهد كه جنبه مهر و محبت دارد. 20. آرامش در خانواده جنبه‌های گوناگون دارد؛ یك جنبه آن مهرورزی زوجین نسبت به یكدیگر است و جنبه دیگر آن مهرورزی آن‌ها نسبت به فرزند می‌باشد. 21. انسان ربوبیت را دوست دارد و می‌خواهد مانند خداوند، كسی را روزی داده و تربیت كند و ازدواج، زمینه آن را فراهم می‌كند. 22. فایده دیگر فردی معنوی ازدواج، ایجاد روح تعاون، همكاری و فداكاری بین زوجین است كه به واسطه محبت و مودت بین آن‌ها ایجاد می‌شود. 23. فایده دیگر ازدواج، ایجاد روحیه تعهد و مسئولیت‌پذیری است و آن به خاطر مودت و محبتی كه بین آنها ایجاد می‌شود و این مسئله در تربیت فرزندان بسیار مهم است تا در جامعه این روحیه را حفظ كنند. 24. فایده دیگر ازدواج، ایجاد روحیه تحرك و نشاط است یعنی از آن جهت كه ازدواج، كانون عاطفه و محبت است. منشأیی برای تحرك و نشاط روحی است. 25. نكته مهم در ایجاد روحیه تحرك و نشاط این است كه انسان بتواند پیش از ازدواج این روحیه را ایجاد كرده و كنترل كند چرا كه جهت ندادن به آن ممكن است باعث محدود شدن فعالیت‌های اعضای خانواده در حیطه زندگی دنیایی شده و دیدگاه آخرتی را از آن‌ها بگیرد. 26. تحرك و نشاط در زندگی باید در سه جهت تقسیم شود:      الف ـ تأمین نیازهای مادی      ب ـ تأمین نیازهای عاطفی و اخلاقی؛3 ـ تأمین نیازهای معنوی 27. یكی دیگر از فواید معنوی ازدواج، پیروی از دستور الهی و سنت پیامبر اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» است چرا كه حكمت بالغه الهی بر این نهاده شده كه انسانی كه خلق شده نسلش حفظ شده و باقی بماند. پس كسی كه قبول ازدواج می‌كند خود را با نظام حكمت الهی هماهنگ كرده و این باعث جلب ثواب و رحمت الهی است. 28. مودت عبارت از رحیم بودن نسبت به هم و ایجاد رأفت و الفت در دل، نسبت به یكدیگر است. 29. آمار نشان می‌دهد كه منشأ بسیاری از مفاسد و بزهكاری‌ها در اجتماع بی‌محبتی در خانواده‌هاست كه افرادی با آلودگی‌های روحی را تربیت و تحویل اجتماع می‌دهد. 30. بنا بر روایتی از حضرت امام صادق علیه‌السلام: افزایش ایمان در شخص با افزایش علاقه نسبت به همسر، ارتباط مستقیم دارد. 31. در روایت است كه هیچ چیز در نزد خداوند محبوب‌تر از خانه‌ای كه به‌وسیله ازدواج آباد می‌شود، نیست. 32. تمامی فواید ازدواج، تأثیر بسیار زیادی در ایجاد روح جمعی و تبدیل شدن من به ما دارند. 33. یكی از تأثیرات مهم ازدواج این است كه در طی آن، انسان با عقاید، آراء و عملكردهای مختلفی مواجه می‌شود و این امر باعث از بین رفتن خودخواهی‌ها (كه مانع واقعی رشد انسان است) می‌باشد و سعه صدر انسان را زیاد می‌كند. 34. یكی دیگر از فواید ازدواج دوری از آلودگی و گناه است كه شامل چند جهت است:      الف ـ كنترل غریزه جنسی و روش مشروع دفع آن؛ ب ـ ازدواج به‌خاطر فوایدی كه دارد، نوعی سازندگی را در انسان ایجاد می‌كند كه به سمت گناه و خطا نرود. 35. مبنا در یك انتخاب خوب این است كه از كمالات انسانی شروع شده و به كمالات گیاهی ختم شود. 36. پیامبر اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: هركس می‌خواهد خداوند متعال را پاك و مطهر ملاقات كند پس به‌وسیله همسرش عفت پیشه كند. 37. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: هر كس ازدواج كند نصف دینش را حفظ كرده پس باید از خداوند متعال به‌خاطر نصف دیگرش بترسد. 38. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: بیشترین ساكنان جهنم، عذب‌ها هستند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 258
زمان انتشار: 6 اکتبر 2014
| |
میثاق برادران ، جلسه 3

میثاق برادران ، جلسه 3

روانشناسی انتخاب (2) استاد: محمد شجاعی 1. به هر اندازه كه شخص از نظر دیدگاه، توسعه یافته‌تر باشد در انتخاب‌هایش از جمله انتخاب همسر، بلندنظرتر بوده و اهداف عالی را درنظر می‌گیرد. 2. انتخاب از روی معیارهای غلط، نشانه‌ عدم پیوند صحیح شخص با ارزش‌های واقعی و متعالی می‌باشد. 3. نقطه آغاز خلقت انسان در ظاهر، زمانی است كه نطفه‌اش بسته می‌شود ولی در حقیقت، قبل از بسته شدن نطفه و زمانی است كه والدینش تصمیم به ازدواج می‌گیرند. 4. با توجه به آیات و روایات انسان نقطه پایانی ندارد و سیرش تا بی‌نهایت ادامه پیدا می‌كند، «خلقتم للبقاء لا للفناء»؛ شما برای بقاء خلق شده‌اید نه فنا و نابودی. 5. تمام استعدادهای انسان زمانی كه حركت ابدی خویش را فراموش كند به هدر می‌رود چرا كه دیگر تلاشی برای شكوفایی جهات فوق حیوانی خویش نمی‌كند. 6. تحصیل سعادت ابدی نیاز به شرایط و لوازم دارد كه این شرایط روحی است نه جسمی، چرا كه حركت انسان به سمت آخرت، حركت جسمی نیست بلكه روحی است. 7. دنیا باید در استخدام ابدیت و اهداف متعالی انسانی قرار گیرد و به همین دلیل است كه دین در كوچك‌ترین و بزرگ‌ترین كارهای دنیا دخالت می‌كند و نظر می‌دهد. 8. در طی حركت انسان به سمت ابدیت آن‌چه مهم و سرنوشت‌ساز است، تحولاتی است كه بر روی روح ایجاد می‌شود و چیزهایی است كه روح كسب می‌كند. 9. خوشبختی و سعادت افراد، بسته به كیفیت شكل‌گیری روح و تحولات آن است. 10. در یك روند سالم‌سازی، بهترین چیز شناخت آفت‌هاست و لذا پیش از آن‌كه بدانیم قلب را چگونه سالم نگه داریم باید بدانیم كه قلب چگونه بیمار می‌شود. 11. كلید سعادت و شقاوت انسان، ارتباطاتی است كه او دارد و در طی آن‌ها شخصیت او شكل گرفته و روحش ساخته می‌شود، به همین علت عوامل بیماری نیز از طریق همین ارتباطات وارد می‌شوند. 12. دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها، افكار و خیالات از طریق ارتباطات، جذب روح شده و به آن شكل می‌دهند. 13. كسی كه به خود با نگاه ابدی نمی‌نگرد، هم نسبت به خود و هم نسبت به دیگران خیانت می‌كند. 14. كسی كه عاشق خویش است، ارتباطاتش را از آن جهت كه كلید شكل‌گیری شخصیت اوست، كنترل می‌كند و با هر چیزی ارتباط برقرار نمی‌كند، لذا از دین تبعیت می‌كند چرا كه مقررات دین به همین منظور وضع شده‌اند. 15. خداوند تبارك و تعالی با اختیاری كه به انسان داده، او را مسئول ساختن شخصیت خویش قرار داده ولی در مورد سایر موجودات چنین نیست و خداوند متعال، خودش آن‌ها را به كمال لایق می‌رساند. این امانتی است كه به انسان داده شده و سایر موجودات از پذیرفتن آن سرباز زدند. 16. معیار كلی در برقراری هر ارتباط و شرط اساسی هر انتخاب، همسویی و هماهنگی آن با حركت كلی انسان و سعادت واقعی اوست. 17. ملاك هر انتخابی، سلامت روح است. 18. ارتباطات و انتخابات انسان به سه دسته تقسیم می‌شوند: انتخاب بی‌اثر، كم اثر و مؤثر كه در این میان، مسائلی همچون انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب همسر از جمله انتخابات بسیار مؤثر هستند. 19. در انتخابات مؤثر، بهایی پرداخت می‌شود كه بسیار گران است، به همین دلیل انسان حق تأثیرگذاری و تأثیرپذیری منفی را ندارد. 20. شخصیت انسان از یك سو از طریق ارتباطاتش شكل می‌گیرد و از سوی دیگر همین شخصیت باعث انجام عمل می‌شود و همین عمل تأثیر بر روح می‌گذارد. 21. ازدواج، وارد شدن به دریایی از ارتباطات است كه خیال‌پردازی و آرمان‌گرایی در آن ممنوع است چرا كه در حد افراط، باعث مشكل‌پسندی در ازدواج و در حد تفریط، باعث ایجاد اثرات بسیار سوء روحی به‌خاطر عدم توجه به ابدیت می‌باشد یعنی شخص از زندگی‌اش انتظارات معنوی و متعالی دارد ولی در انتخابش این ملاك‌های عالی را در نظر نمی‌گیرد. 22. در اسلام، كمالات گیاهی یا حیوانی نفی نشده بلكه در مسئله ازدواج، اگر شرط اصلی انتخاب تأمین شود، بقیه شرایط هرچه تأمین‌تر باشد بهتر است یعنی كمالات گیاهی و حیوانی در استخدام كمالات انسانی باشند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 257
زمان انتشار: 6 اکتبر 2014
| |
میثاق برادران ، جلسه 2

میثاق برادران ، جلسه 2

انتخاب، جایگاه بسیار مهمی را در شكل‌گیری شخصیت انسان و سعادت و شقاوت او در دنیا و آخرت داراست. خودشناسی، نقش كلیدی در تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان دارد، چرا كه اگر خود را نشناسد، ارزش خویش را نیز نشناخته و در تشخیص كمالات حقیقی دچار اشتباه می‌شود. تأمین سعادت دنیا و آخرت، مستلزم شكوفایی قوا و استعدادهای انسان است و آن نیز بستگی به شناخت دارد. توجه به مختصات فردی، پس از شناخت چیستی، كیستی در سعادت و شقاوت انسان بسیار مهم است. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: «نال الفوز الاكبر من ظفر بمعرفه النفس»؛ به رستگاری و خوشبختی بزرگی نائل شده، كسی كه موفق شود نفسش را بشناسد. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: «كفی بالمرء جهلاً ان یجهل نفسه»؛ برای جهالت و نفهمی مرد، همین بس كه خود را نشناسد. راه‌های خودشناسی: 1 ـ تكیه بر شناخت فردی با كمك تجربه و دانش شخصی؛ 2 ـ تكیه بر اطلاعات سایر انسان‌ها مثل: دانشمندان؛ 3 ـ بهره گرفتن از اطلاعات كسی كه علمش آمیخته با جهل نیست یعنی خداوند متعال. بهره گرفتن از دو راه اول برای خودشناسی بسیار محدود است و آمیخته با جهل می‌باشد ولی راه سوم دقیق‌ترین راه است. به سه دلیل خداوند بهترین و دقیق‌ترین اطلاعات را در مورد انسان ارائه می‌دهد: 1ـ خالق است؛ 2ـ آگاهی به مخلوق دارد؛ 3ـ نسبت به انسان رئوف و مهربان است. انسان اشرف مخلوقات بوده و شرافتش به‌خاطر جنبة الهی و روح منفوخ اوست و به همین دلیل نیز مسجود ملائكه قرار می‌گیرد. خلقت بدنی انسان از گل آغاز شده و سپس مراحل نطفه، علقه و مضغه را سپری می‌كند، پس از آن خلق دیگری غیر از جنبه جسمانی صورت می‌گیرد و خداوند نیز به‌خاطر آن خلق، خود را احسن الخالقین معرفی می‌كند و آن روح منفوخ اوست. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «ما من شیء اكرم علی الله من ابن آدم»؛ هیچ شیئی گرامی‌تر از انسان در نزد خداوند نیست. این‌كه انسان حامل روح الهی است به این معنی می‌باشد كه دارای استعدادها و توانائی‌هایی است كه سایر موجودات (جمادات، نباتات، حیوانات) از آن محروم هستند. جمادات، موجوداتی هستند كه روح نداشته و فاقد حس و حركت ارادی و دارای خصوصیاتی از جمله داشتن طول، عرض، عمق، اشغال فضا و... می‌باشند. نباتات، موجوداتی هستند كه علاوه بر كمالات جمادات، دارای كمالاتی فوق كمالات آن‌ها می‌باشند. پس دارای حركت، رشد، قدرت بدنی، تغذیه، تولید مثل، رنگ‌پذیری، زیبایی و لطافت هستند. حیوانات، موجوداتی هستند كه علاوه بر كمالات جمادی و نباتی، كمالاتی فوق آن‌ها را دارا می‌باشند از جمله: حس و حركت اختیاری، غریزه شهوت، غضب، جفت‌گیری، كار و تلاش،‌ مسكن‌گزینی، تفریح، آینده‌نگری، زندگی اجتماعی، دفاع از حریم همنوع و غیرهمنوع، عاطفه، وفاداری، حیا، غیرت و... انسان‌ها دسته‌ای از موجودات هستند كه بر خلاف حیوانات، قابلیت تربیت‌پذیری نامحدود دارند یعنی از ابعاد مختلف (چه جنبه مثبت و چه منفی) تربیت می‌شوند و حدی نیز برای آن وجود ندارد. انسان حامل روح الهی است و به خداوند متعال گرایش دارد و لایق مقام قرب الهی است و می‌تواند مظهر اسماء و صفات الهی باشد و به همین دلیل به خلیفةاللهی می‌رسد و در كسب كمالات نیز محدودیت را نمی‌پذیرد. اگر انسان تحت نظر مربی نباشد حس بی‌نهایت طلبی‌اش او را به مجاری مختلفی می‌اندازد و ممكن است منجر به تلف شدن او و استعدادهایش شود. در دین اسلام ازدواج امری مقدس است چرا كه راهی است برای شكوفایی استعدادهای فوق حیوانی انسان، البته با این شرط كه درست انجام بگیرد. ارزیابی انسان از ازدواج یا هر ارتباط دیگر به كمالات وجودی انسان برمی‌گردد. اگر ازدواج در حد كمالات گیاهی و حیوانی بررسی شود ارزشش نیز در همان حد است و دیگر آن تقدسی را كه در اسلام در مورد آن بیان شده ندارد. شرافت انسان بر سایر موجودات به‌دلیل داشتن كمالات حیوانی نیست بلكه شرافتش به داشتن زندگی انسانی است و آن نیز زمانی حاصل می‌شود كه كمالات ویژه خویش را كسب كند. ارزیابی قرآن كریم از انسان به صورت‌های مختلف است. در برخی موارد در حد سنگ و یا پایین‌تر از آن، در برخی موارد در حد حیوان و یا پست‌تر از آن و در برخی موارد به‌عنوان اشرف مخلوقات و مسجود ملائكه معرفی شده است. این‌كه قرآن كریم انسان را در حد جماد، حیوان یا پایین‌تر از آن‌ها معرفی كرده به این دلیل است كه او استعداد بیشتری نسبت به حیوان را داراست ولی خود را در حد حیوان یا بدتر از آن نگه می‌دارد. انسان تا مرحله كمال حیوانی با سایر حیوانات فرقی ندارد و تفاوتش در شدت و ضعف قوا است یعنی در برخی مواقع قوی‌تر یا ضعیف‌تر از حیوانات است. آن‌چه كه تضمین‌كنندة حیات انسانی است، تربیت دینی است. دین، عبارت است از یك سلسله عقاید، باورها، عبادات، بایدها و نبایدها كه ویژه انسان است و در مورد سایر موجودات صدق نمی‌كند. مقرراتی كه اسلام برای انسان مطرح كرده از قبل از تشكیل نطفه تا پس از مرگ را پوشش می‌دهد (از كوچك‌ترین مسایل تا بزرگترین آن‌ها) انسان دارای یك روح و شخصیت است كه از آن به «من» تعبیر می‌شود و تغییر نمی‌كند. شئون مختلف انسانی یا حیوانی مربوط به روح بوده و اگر انسان در یكی از شئون مقیم شود، سایر شئوناتش به فعلیت نمی‌رسد. اسلام تمام غرایز، خواهش‌ها و خواسته‌های روح را قبول دارد ولی مطرح می‌كند كه همه این‌ها باید تحت تربیت دینی باشد، تا شأن اصلی و انسانی انسان رشد كند. كسی كه خود را در حد كمالات گیاهی یا حیوانی نگه می‌دارد، ارزیابی‌اش از دیگران نیز در همین حد است. قرآن كسانی را كه اهل تبعیت از دین نیستند را به‌عنوان زنده انسانی نمی‌پذیرد و لازمه حیات انسانی را تبعیت از دین معرفی می‌كند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 256
زمان انتشار: 6 اکتبر 2014
| |
میثاق برادران ، جلسه 1

میثاق برادران ، جلسه 1

ضرورت آموزش پیش از ازدواج استاد: محمد شجاعی 1. انسان از ساده‌ترین تا مشكل‌ترین اطلاعاتش را از طریق آموزش كسب می‌كند و پیش از انجام هر عملی نیاز به آموزش و كسب آگاهی دارد. 2. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: «ما من حركه الا و انت محتاج فیها الی المعرفه»؛ هیچ حركتی نیست مگر این‌كه تو در انجام آن احتیاج به آگاهی و شناخت داری. (اصل اول آموزش) 3. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «من عمل علی غیر علم كان ما یفسده اكثر من ما یصلح»؛ كسی كه بدون آگاهی عمل می‌كند، فساد و خراب كردنش بیش از اصلاحش است. (اصل دوم آموزش) 4. عملی كه بدون آگاهی انجام می‌شود، انسان را از هدف و مقصد دور كرده و نسبت به آن عمل پشیمان می‌كند و نهایتاً ممكن است نسبت به آن عمل و لوازم آن بدبین كند. 5. نداشتن ملاك صحیح و آگاهی‌های لازم در امر انتخاب همسر، می‌تواند مفاسد بسیاری را به دنبال داشته و حتی انسان را نسبت به آن و جنس مخالف بدبین كند. 6. امام صادق «علیه‌السلام» فرمودند: عمل‌كننده بدون بصیرت و آگاهی مثل كسی است كه در یك مسیری حركت می‌كند اما در مسیر اصلی نیست و هرقدر می‌رود از مقصد دور می‌شود. (اصل سوم آموزش) 7. زمان آموزش در كسب آگاهی بسیار مهم است. (اصل چهارم آموزش) 8. زمان آموزش، اگر قبل از انجام عمل باشد دو حالت دارد:     الف ـ فاصله زمانی بین زمان آموزش و انجام عمل مناسب است؛     ب ـ در فاصله زمانی زیاد، مطالب فراموش می‌شود و یا باعث انحرافات است. 9. زمان آموزش، اگر پس از انجام عمل باشد باعث پشیمانی و حسرت زیاد می‌شود. مثلاً در ازدواج ممكن است جلوی انحرافات گرفته و كار اصلاح شود ولی از طرف دیگر ممكن است نتواند همسر را اصلاح كند و باعث پشیمانی از ازدواج شود. 10. ازدواج یك حركت بسیار پیچیده است كه از پیوند دو نفر (دو روح) شروع می‌شود و در واقع یك سیستم متقابل تأثیر و تأثر می‌باشد. 11. عقد كه در اسلام وارد شده به معنی گره بوده و از عقده می‌آید و به این معناست كه زن و شوهر باهم گره می‌خورند و به همین علت اگر بخواهند جدا شوند، برای هر یك تبعات زیادی دارد. 12. هر نوسانی كه در ارتباط بین زوجین ایجاد می‌شود، خانواده‌های ایشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد چرا كه در طی جریان ازدواج خانواده‌های دو زوج نیز باهم و با فرزندانشان در ارتباطند. 13. سهل‌انگاری و ساده‌انگاری در مورد انتخاب همسر، توجه به ملاك‌ها و معیارهای معقول و مشروع باعث می‌شود كه افراد هم به خود و هم به كسی كه به‌عنوان همسر انتخاب می‌كنند، ظلم و خیانت كنند. 14. سهل‌گیری در مورد ازدواج، مربوط به مسائل مادی است. 15. خانواده با زمان ازدواج شروع شده و تمامی ندارد و اثر آن تا بی‌نهایت پابرجاست. 16. یكی از جلوه‌های قیامت كه در قرآن كریم معرفی شده است، گریختن انسان از پدر، مادر، همسر و فرزند است كه علت آن خیانت است و این نشانه تأثیرگذاری افراد خانواده در یكدیگر می‌باشد. 17. فرزند ادامة شأن و شخصیت والدین است، به همین علت هر شكلی كه از آن‌ها گرفته باشد همان را نشان داده و بروز می‌دهد، پس یك مشاوره قبل از ازدواج می‌تواند جلوی بسیاری از مفاسد را بگیرد. 18. به‌طور متوسط 49% مرد و 51% زن بر روی فرزند مؤثر هستند، به همین دلیل انسان پیش از اقدام به ازدواج باید رذایل اخلاقی را از خود دور و محاسن اخلاقی را كسب كند. 19. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: جهل در انسان مضرتر از خوره در بدن است. 20. جاهل دائماً در افراط یا تفریط است و به همین دلیل هیچ‌گاه امتیاز نمی‌گیرد بلكه مدام امتیاز می‌دهد. 21. امام حسن عسكری علیه‌السلام فرمودند: جهل دشمن است. 22. در روایت است كه بدترین بیماری‌ها جهل است و بدتر از آن جهل به جهل است یعنی انسان نداند كه نمی‌داند یا فكر كند می‌داند و احتیاجی به دانستن ندارد. 23. در جامعه ما بیشترین آمار طلاق مربوط به شهرنشین‌ها و در بین آن‌ها نیز بیشتر مربوط به قشر تحصیل‌كرده است. 24. جوان‌ها قدرت تأثیرپذیری بالایی دارند و به همین علت حتی كوچك‌ترین چیز باعث می‌شود كه یك فرد را كه در زمینه ازدواج اساساً تخصصی ندارد به‌عنوان متخصص به شمار آورده و از او پیروی كنند. 25. موانع آموزش ازدواج دوگونه است: موانع داخلی و موانع خارجی. 26. از جمله موانع داخلی آموزش ازدواج، یكی عدم درك ضرورت آموزش پیش از ازدواج و دیگری حیاء می‌باشد كه این دو نوع حیا، حیای كاذب و احمقانه است. 27. بنا بر روایتی از حضرت رسول «صلی‌الله علیه و آله و سلم» حیاء بر دو گونه است: حیای عقل كه علم است و حیای حماقت كه جهل می‌باشد. 28. موانع خارجی آموزش ازدواج از موانع داخلی سرچشمه می‌گیرد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed