www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 289
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 14

انسان شناسی جلسه 14

انسان با همه عالم از ماده تا خدا سنخیت دارد. بین انسان و دین حق یک رابطه فطری و وجودی هست. دین حق فطرت انسان است و مهندسی وجودی انسان بر اساس دین حق است. هرجا صفا و فطرت پاکی باشد، آزادگی، حق‌طلبی و... وجود داشته باشد، شخص به دین حق کشیده می‌شود. آن‌چه به دل آدم می‌افتد، تصادفی نیست. هرچیز که در دل ما می‌افتد یا منشأ شیطانی دارد یا فرشته‌ای. ما با خدا روراست نیستیم، او را وکیل نمی‌گیریم و خودمان را به خدا نمی‌سپاریم بعد از خدا می‌خواهیم آن‌طور که ما می‌خواهیم رقم بزند. اگر خودمان را بسپاریم واقعاً ما را هدایت می‌کند. حتی از طریق مخالفان خودش و جبهه مقابل دین خدا. تعصب، حب و بغض‌ها و کینه‌ها را کنار بگذاریم و از خدا بخواهیم آن‌چه را خیر می‌داند ما را به آن راضی نماید. وقتی چیزی را می‌خواهیم که خدا نمی‌خواهد، وقتی به مصیبت یا بلایی مبتلا شدیم هرقدر در دنیا بیهوده غصه بخوریم در آخرت به ضریب چندین برابر غصه خواهیم خورد. در دین سختی وجود ندارد. «یرید الله بکم الیسر» وقتی دین خدا را بپذیرید به آسانی می‌رسید. وقتی صداقت در میان باشد، دین خدا شیرین می‌شود. خداوند اراده نکرده که بر شما سختی وارد شود. چون دین با فطرت سازگار است نه طبیعت. فطرت که گمشده خودش را پیدا می‌کند دیگر برایش سخت نیست. می‌داند که پذیرش دین، آسانی و شیرینی در دنیا برایش می‌آورد. بسیاری از کتاب‌ها و مقالاتی که علیه دین نوشته شده به این دلیل است که نویسنده با فطرت و نگاه انسانی به سمت دین خدا نرفته بلکه با یک ابزار نامتجانس و طبیعت خود سراغ دین خدا رفته و می‌خواهد با حیثیت زمینی، احکام آسمانی را بفهمد و این امکان‌پذیر نیست. اگر از دریچه انسانی به دین نگاه کنید می‌فهمید که این دین فقط برای ساختار انسانی تنظیم شده است. «فاقم وجهک للدین حنیفاً» هنر یک دین‌دار این است که خودش دین را بفهمد و به دیگران نیز بفهماند. بعضی‌ها فقط دانایی دارند و به دارایی تبدیل نشده، جزو وجودشان نشده چون دریافتی نداشتند. اما وقتی فطرت را کنارش بگذارید می‌بینید که کاملاً هماهنگ است. اکثر چراها و سؤالات برای طبیعت است که از فطرت سؤال می‌کند. اصلاً سؤال‌کننده، فطرت‌مدار نیست. احکام طبیعی اسلام هم فطری است. قرآن اصلاً طبیعی نگاه نکرده است. اگر در مورد مسائل جنسی و... صحبت کرده سه مرحله حیات انسان را دیده بعد حکم داده است. اگر بخواهیم تبدیل به دارایی شود، برای به فطرت‌الله رسیدن فقط باید فطرت ببریم وگرنه غصه و شک و ابهام می‌آید. دو تا از مهم‌ترین مظاهر دین که از این‌ها مهم‌تر نداریم یکی معصوم است و دیگری کتاب خدا. این‌قدر این عالم پیچیده است که بشر بعد از هزاران سال کار علمی هنوز نتوانسته بگوید که یکی از مخلوقات خدا را کامل شناخته است. ابن سینا;؛ جراحی ضعف پزشکی است. نمی‌فهمیم فقط می‌دانیم باید حذف شود. عالم یک مهندسی دارد. در مورد هر دستگاه نظام‌مندی فقط سازنده‌اش می‌تواند در مورد چهار مرحله تعریف، راه‌اندازی، اصلاح و تعمیر بعد از خرابی نظر بدهد. خداوند سیستمی را خلق کرده که چند مرحله حیات دارد. کتاب راهنما هم فرستاده که عصمت دارد. باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد. علمی‌ترین و تخصصی‌ترین متن عالم است. کامل‌ترین اطلاعات تخصصی در مورد همه موجودات در مورد سه مرحله حیات در آن وجود دارد. حروف و کلماتش را «الله» تنظیم کرده است. او که مصور است و میلیاردها تصویر را خلق کرده، همین قرآن را تنظیم کرده است که اگر کلمه‌ای از آن را برداریم نظمش به هم می‌خورد. تمام حرف‌هایی که حق باید به انسان می‌زده در این کتاب تنظیم شده و برای انسان فرستاده است. قرآن ظهور کتبی حق تعالی است. هروقت خواستید خدا با شما حرف بزند، قرآن بخوانید. اگر قرآن را با صدای خدا بخوانید، انگار وحی همین الان اتفاق افتاده است. کسانی که اهل تدبر در قرآن نیستند، قفل به قلوبشان خورده است. حضرت علی علیه السلام فرمودند: از واجبات است که در روز حداقل 50 آیه قرآن بخوانید. «أم علی قلوب اقفالها» خودمان یک کاری می‌کنیم که حوصله خدا را نداریم. دست روی چیزی نمی‌توانید بگذارید مگر این‌که خزائن آن نزد ماست. قرآن یک شخصیت حقیقی است و هر کدام از سوره‌ها نیز یک شخصیت حقیقی دارند. بعد ار مرگ هر کدام از آدم‌هایی که به قرآن اهمیت ندادند، قرآن خطاب به خداوند عرض می‌کند: خدایا او مرا ضایع کرد تو هم او را ضایع نما. ما باید خودمان را در آینه قرآن نگاه کنیم. سوره مبارکه ابراهیم آیه 1؛ «کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور...» 1 ـ ما با «الله» که این کتاب را برای ما فرستاده سنخیت پیدا کردیم. 2 ـ با «کتاب» سنخیت پیدا کردیم. 3 ـ این کتاب را بر «پیامبر» نازل کرده و برای ما فرستاده 4 ـ تا مردم را از «ظلمات» خارج کند. ما گرفتار انواع ظلمات هستیم. 5 ـ «الی النور» نور با نهاد ما هماهنگ است. باید درست و رفاقتی سراغ قرآن برویم. اگر با او رفیق نشوی بدبخت می‌شوی. در دنیا باید مسیر ظلمت تا نور را طی کنیم. اگر می‌توانید رفیق شوید و نشوید چه‌طور از ظلمت و تاریکی‌های قبر و برزخ نجات پیدا می‌کنید؟ تک‌تک سوره‌های قرآن بر شخص نازل می‌شود. چون فلان سوره را حفظ کردی و فراموش کردی امروز تو فراموش می‌شوی. چون همه کس و همه چیز را بر من ترجیح دادی؟ نوبت استفاده از «مأدبه الله» که شد حوصله نداریم و برایش وقت نمی‌گذاریم. «لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید»؛ اگر بخواهی با کتاب قرآن ارتباط برقرار کنی با این دو اسم کار داری. تمام اسماء در قرآن بر اساس ساختار وجودی تو تنظیم شده است. من کیستم که خداوند برای این‌که این کتاب به دست من برسد، به کم‌تر از پیامبر  صلوات الله علیه رضایت نداده است؟

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 288
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 13

انسان شناسی جلسه 13

انسان ساختاری دارد که با تک‌تک اجسام و اشیاء عالم ارتباط دارد.  انسان در اشیاء اثر می‌گذارد و از اشیاء اثر می‌پذیرد. این اثر صرفاً یک اثر جسمی نیست بلکه ساختار نفس انسان با اشیاء و مواد ارتباط دارد. نفس با مواد و اجسام عالم، با بوها، مزه‌ها، اصوات و با همه ظهورات ماده یک ارتباط و سنخیت وجود دارد. نفس و حقیقت انسان متأثر از ارتباط با مواد عالم است. در قرآن کریم داریم؛ صفراء ... لونها تسر الناظرین؛ یک زرد فاخری که برای انسان شادی‌آور است، یا مشکی که کراهت دارد روی نفس اثر دارد. میوه‌ها به غیر از این که آثار جسمانی دارند، آثار روحانی هم دارند. توصیه شده؛ بر تربت سیدالشهداء  علیه السلام سجده کنید، حجاب‌های هفت گانه را برطرف می‌کند. «خلق لکم ما فی الارض جمیعاً»؛ بین ما و زمین و موجودات آسمانی و زمینی سنخیت و ارتباط وجود دارد. طلوع، غروب و چیزهایی که در قرآن بیان شده در انسان تأثیرگذار است. روح متأثر از ارتباط با مواد است. دیدنی‌های انسان در نفس تأثیر می‌گذارد. در انسان‌شناسی باید بدانیم که انسان موجودی است که با همه این عالم با ظاهر مادی و پشت صحنه با معنویات و ملکوتش ارتباط دارد. می‌تواند با فرشته‌ها، جن‌ها و شیاطین ارتباط برقرار کند یعنی سنخیتی دارد که می‌تواند ارتباط برقرار کند. هیچ چیز در عالم ماده وجود ندارد مگر این‌که انسان با آن‌ها سنخیت دارد. شیطان در صراط مستقیم 4 نوع حمله دارد. پس معلوم است که شیطان ساختار نفس ما را می‌شناسد و می‌داند که الان باید از کدام جهت حمله کند؟ «انّ الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا»؛ شیطان دشمن شماست، شما هم با او دشمنی کنید. یک مبارزه حقیقی بین انسان و شیطان است. یک مسابقه جذاب است که انسان هیچ‌وقت دچار رخوت و کسالت و بی‌انگیزگی نیست. یعنی روی صراط مستقیم توی جهنم دارد به سمت بهشت حرکت می‌کند. پس اگر انسان اهل مبارزه نباشد و به این هیجان اهمیت ندهد، معنایش این است که در حمله‌های 4 گانه در روی صراط مستقیم که توی جهنم است آسیب می‌بیند. لذا ما چاره‌ای نداریم جز این‌که در زندگی حواسمان به این ماجرای پرهیجان باشد که موضوعی بسیار سازنده است. آن‌هایی که خودشان را نمی‌شناسند خیلی وقت‌ها در زندگی دچار رخوت و کسالت می‌شوند برای همین سراغ هیجانات کاذب می‌روند. هیجانی که او را وادار به زندگی، فعالیت، نشاط و زندگی می‌کند، همه انگیزه‌های باطل شیطانی است. اصلاً حضور شیطان روی صراط مستقیم باعث می‌شود که انسان هیچ‌وقت غفلت نکند. برای شیطان مهم نیست که از کدام جهت به ما حمله کند. مهم این است که ما روی صراط نباشیم و سقوط کنیم. لذا کسی که خودش را می‌شناسد یک زندگی جذاب، پرهیجان و زنده دارد. هر لحظه می‌تواند مورد حمله قرار بگیرد دائماً مراقب است که هیچ‌وقت دچار بی‌انگیزگی و کسالت نمی‌شود. باید بدانیم یک دشمن حقیقی سر راهمان است. شیطان حتی در خواب هم به ما حمله می‌کند. لازم است قبل از خواب ذکر بگوییم و پاکسازی کنیم. زندگی دائماً صحنه زمین خوردن و بلند شدن است. یکی از وجوه خودشناسی این است که ساختار وجودی ما طوری است که به شیطان نیاز دارد. و اگر شیطان نباشد ما دفن می‌شویم و هیچ رشدی نمی‌کنیم. قرآن می‌فرماید: «قوا انفسکم و اهلیکم نارا»؛ مواظب خودتان و خانواده‌تان باشید که مورد حمله قرار نگیرید. «الم اعهد الیکم یا بنی آدم ....»؛ آیا من از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید، چون او دشمن آشکار برای شماست و مرا عبادت کنید؟! در ساختار نفس انسان وضعیتی وجود دارد که به جای این‌که عابد خدا شود از ساختار و حقیقت خودش فاصله می‌گیرد و عبد شیطان می‌شود. خودتان هم متوجه می‌شوید که عبد شیطان شده‌اید. چون شما فطرتاً مجهز به این دستگاه هستید که می‌فهمید عبد خدا هستید یا شیطان حملات شیطان آشکار است، پیام‌هایش پیچیده نیست آشکار است. با این که پیام‌هایش آشکار است باز عابد شیطان می‌شویم. می‌دانیم که این افکار و خیالات حق نیست و مبنا و ریشه ندارد. ولی خودخواهی به او اجازه نمی‌دهد و انسان روی ضلالت خودش استقامت می‌کند تا به جهنم می‌رود. «فالهمها فجورها و تقویها» «و ان اعبدونی هذا صراط مستقیم»؛ انسان ذاتاً می‌فهمد که خدا و راه خدا حق است. اصلاً ذات خدا شک بردار نیست. «هوالظاهر» اولین قدمی که قرآن برمی‌دارد این است که شک را برطرف می‌کند. اگر شک داری حتماً گناه یا آلودگی داری که این حالت را پیدا کرده‌ای. «بل یرید الانسان لیفجر امامه...»؛ انسان چون می‌خواهد معصیت کند، آب را گل آلود می‌کند. خداوند اصلاً حقیقت شک‌دار خلق نکرده است. هیچ عقلی نمی‌تواند خدا را انکار کند. «ثم کان عاقبه الذین اساء السوا ان کذبو بآیات الله»؛ انسان وقتی کاری می‌کند که می‌داند خلاف است، الهی نیست و اصرار دارد که این کار را انجام دهد، به جایی می‌رسد که جلوی خدا می‌ایستد و خدا را تکذیب می‌کند. انسان با دین خدا یک سازندگی و ساختار هماهنگ دارد. نفس انسان دین خدا را راحت می‌پذیرد. پیام‌هایی که با اضطراب و حسادت همراه است، الهی نیست و پیام شیطان است. ملائکه با ساختار انسان هماهنگ‌اند به انسان سجده می‌کنند ولی شیطان هماهنگ نیست و سجده نمی‌کند و با انسان درگیر است «الی وقت معلوم» سوره مبارکه روم، آیه 30؛ «فاقم وجهک للدین حنیفا...»؛ چهره جان و دلت را به دین خداوند متوجه کن که این دین همان فطرتی است که خداوند انسان‌ها را بر اساس آن خلق کرده است. دین برای انسان، و انسان برای دین خلق شده است. آنجایی که ما دین را نمی‌فهمیم برای این است که خوب نفس را نمی‌شناسیم. «ربنا الذی احسن کل شیء خلقاً ...» هر آن چیزی که در صحرا نهادیم/ تو زیبا بین که ما زیبا نهادیم وقتی علائم دین خدا را زیبا نمی‌بینید، حتماً یک جایی گناه و خیانت کرده‌ای. از خمس و زکات فراری است و بعد می‌گوید خدا را قبول دارم. حتماً مریض است که آن‌چه خدا زیبا می‌بیند، او زیبا نمی‌بیند. وقتی حرف دین می‌شود، دین‌دار کم است. صدها نفر شب عاشورا امام حسین  علیه السلام را تنها گذاشتند. «فی تقلب الاحوال عُلِم جواهر الرجال»؛ در تغییر حالت‌هاست که جوهر آدم‌ها شناخته می‌شود.  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 287
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه12

انسان شناسی جلسه12

انسان دارای یک ساختار وجودی است است که هم می‌تواند در صراط و هم خارج از صراط باشد. اگر خارج از صراط باشد، عبد و بنده شیطان است و اگر در صراط باشد باید خودش را برای حمله شیطان آماده کند. چرا که شیطان به خداوند عرض کرده؛ «لأقعدنّ لهم صراطک المستقیم .... و لا تجدوا اکثرهم شاکرین»؛ حتماً حتماً حتماً در صراط مستقیم می‌نشینم سپس از جلو، پشت، راست و چپ به بندگانت حمله می‌کنم. به محض این‌که صراط مستقیم را انتخاب کنیم باید خود را برای حملات شیطان از 4 جهت آماده کنیم. «انا هدیناه السبیل إمّا شاکرا و إمّا کفورا»؛ لازمه صراط مستقیم درگیری با شیطان است. در انسان‌شناسی انسان می‌فهمد که شیطان لازمه وجودی انسان است و دیگر از خداوند سؤال نمی‌پرسد که چرا شیطان را آفریدی که از چهار جهت به ما حمله کند؟ می فهمد که احتیاج به شیطان دارد چون خداوند رب العالمین است و در اراده کرده صراط مستقیم که شیطان به ما حمله کند و لازمه وجودی انسان است. حمله از جلو؛ حمله از آینده است. دلشوره‌ها و ترس‌های از آینده از پیام‌های شیطانی است. حمله از عقب؛ حمله از گذشته است. شیطان گناهان، شکست‌ها و کدورت‌ها را به رخ انسان می‌کشد تا مؤمن را از کار بیاندازد. حمله از راست؛ نقاط قوت ما، دین و مسائل شخصیتی و امتیازات یک نفر را به او یادآور می‌شود. اعتبار، شهرت و... هر کمالی می‌تواند برای انسان خطرساز باشد. تقوای ما می‌تواند وسیله‌ای برای حمله شیطان باشد. در دعا داریم؛ خدایا اگر به ما قلب پاک و عقل می‌دهی به نفع ما تمام شود. حمله از چپ؛ نقاط ضعف و گناهان ما می‌تواند دستگیره‌ای برای شیطان باشد. همه این موقعیت‌ها محلی برای کمین شیطان هستند. انسان برای کمال خودش به این چهار حمله شیطان نیاز دارد. در درس خواندن و یا ورزش کردن اگر تمرین و امتحان و مسابقه نباشد، انسان رشد نمی‌کند. یک باشگاه خوب باشگاهی است که ورزشکار رزمی را طوری بار بیاورد که بتواند اگر از چهار طرف به او حمله کردند، مبارزه کند. شیطان کمالاتش او را بدبخت کرد. توهمِ کمال است که آدم را جلوی خدا و ائمه:نگه می‌دارد. هرچه به کمالات من اضافه می‌شود خطرناک‌تر می‌شود. در دعای عالیه المضامین می‌خوانیم؛ خدایا هر کمالی برای من قرار می‌دهی برای من خطرناک نباشد و این‌ها را علیه من قرار نده. مفاسدی را که در طول اسلام می‌بینیم حمله از راست بوده است. بیشترین ضربه‌هایی که به اسلام خورده از افراد صاحب کمال بوده است. امام امت;با خیلی‌ها درگیر بودند ولی فرمودند: خون دلی که پدر پیرتان از این جامعه روحانیت خورده از هیچ طایفه‌ای نخورده است. بیشترین شهید را داده‌اند، بیشترین خدمت را کرده‌اند ولی ...! یکی از بیماری‌هایی که در وجود ماست حسادت نسبت به اهل بیت:، اولیاءالله و ولی فقیه است. یک آدم بیسواد که ادعایی ندارد و سنگ‌اندازی نمی‌کند. این فرد کمال به دست آورده ولی شیطان کمالاتش را بر علیه خودش استفاده می‌کند. در خودشناسی است که من می‌بینم چه کسی هستم و کجا هستم و دشمنانم چه کسانی هستند؟! یک آدم قدرتمند همیشه پیروز نیست ممکن است شکست هم بخورد. ما باید خودمان را تربیت کنیم و بدانیم که در مقابل هرکدام از این حملات چه عکس العملی نشان دهیم؟ نبی اکرم صلوات الله علیه فرمودند: «المؤمن بین خمس شدائد»؛ مؤمن بین 5 شدت قرار دارد. مؤمن یعنی کسی که در صراط مستقیم قرار گرفته است. چون حمله‌ها روی صراط مستقیم است. چون می‌خواهیم شبیه خدا شویم باید بدانیم که او حیّ و قیومی است که لا یموت است. ساختار انسان ساختاری است که تمنای مثل خدا شدن را دارد و به کم‌تر از آن راضی نیست. باید تمرین کنیم. هیچ جایی مثل زیارت عاشورا نداریم که فرد آن‌قدر بزرگ‌گویی کند. بزرگ‌ترین هوس‌ها و آرمان‌های انسان در زیارت عاشورا است. «اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره». زیارت عاشورا درس انسان‌شناسی است. من به عنوان یک حقیقت با امام حسین علیه السلام روبه‌رو هستم. چه‌قدر بزرگوارند که ما را به مقام خودشان دعوت کرده‌اند. خوشحال می‌شوند که ما هم مثل ایشان شویم. وقتی زیارت عاشورا می‌خوانیم بیماری حسادت برطرف می‌شود. در جامعه کبیره می‌خوانیم «فمعکم معکم لا مع غیرکم». حسادت چیزی است که اقشار مذهبی هم دچار می‌شوند و نباید ترس داشته باشند. ما در این باشگاه سهم داریم و باید تمرین کنیم تا درست برخورد کنیم. 1 ـ ما مؤمن حسود را سهمیه داریم ولی نباید مؤمن حسود باشیم. اگر می‌خواهیم مسابقه بگذاریم به اولیاء الهی نگاه کنیم و از وجودشان لذت ببریم. 2 ـ مؤمن سهمیه دارد که با کفار بجنگد. 3 ـ با منافقان درگیر می‌شود و در سهمیه‌اش است. 4 ـ درگیری با شیطان در سهمیه‌اش است. 5 ـ نفس اماره که با او درگیر می‌شود. این 5 شدت روایت از رسول الله است. ورزش مثل نماز واجب است چون در روح انسان تأثیرگذار است. در مقابله با حمله‌های شیطان هم مؤثر است. امام;فرمودند: ورزشکار برای جذب معارف اسلامی از بقیه مهیاتر هستند. همان‌طور که جسم را با آزمایش‌های متعدد مورد بررسی قرار می‌دهیم. روحمان هم باید تحت نظر متخصص باشد. امام خمینی ره ;فرمودند: اگر با یک مشکل روحی از دنیا برویم معلوم نیست چند قرن آخرتی در برزخ گرفتار خواهیم شد. آیه 53 سوره مبارکه اسراء؛ «ان الشیطان کان الانسان عدوا مبینا» آیه 26 سوره مبارکه فاطر؛ باید اراده درگیری با شیطان را داشته باشید. چرا ثواب زیارت حضرت عبدالعظیم الحسنی  علیه السلام برابر با ثواب زیارت امام حسین علیه السلام است؟ وقتی امام حسین  علیه السلام بعد از امام حسن   علیه السلام امام شد، بزرگانی که در نسل امام حسن  علیه السلام بودند، در اثر حسادت اختلاف به وجود آوردند که چرا امام حسین علیه السلام به امامت رسید. حضرت عبدالعظیم  علیه السلام اولین کسی بود که این سد را شکست. عقایدش را به بنی الحسین عرضه کرد. آدم این طور بزرگ می شود. کمالاتش نه روی خودش سایه بیاندازد نه روی دیگران. طلبه باید به موقع احساس مسئولیت کند.  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 286
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 11

انسان شناسی جلسه 11

در خودشناسی و انسان‌‌شناسی مثل شناخت هر ساختار دیگری به سازنده آن در چهار مرحله تعریف، راه‌اندازی و بهره‌برداری و اصلاحات نیازمندیم. ساختار وجودی انسان که پیچیده‌ترین ساختار عالم خلقت است (از نظر بدنی و روحی) به اطلاعات تخصصی که انحصاراً دست سازنده است نیازمندیم. غیر از این اطلاعات تخصصی که از ناحیه خداوند یا از طریق معصومین ـ که نمایندگان و مظاهر علم خدایی هستند ـ در اختیار ما قرار داده شده است، ما نمی‌توانیم به منابع دیگری اعتماد کنیم. «قل إنَّ هدی الله هو الهدی» فقط هدایت خداوند، هدایت حقیقی است. چون فقط هدایت خداوند، علمی و تخصصی است. بقیه حدس و گمان است. خداوند درباره اطلاعات تخصصی خودش می‌فرماید: «إن یتبعون الا الظن» یعنی آن‌ها با حدس و گمان کار می‌کنند. ما وقتی به کتاب قرآن که تنها کتاب علمی و تخصصی‌ترین کتاب در مورد انسان و جهان است و بشر هنوز دوران طفولیت خود را با آن سپری می‌کند، مراجعه می‌کنیم می‌بینیم اطلاعات بسیار ارزنده‌ای از ما، خلقت ما و جهان به ما عرضه کرده است. مرحله اول: «هوالذی جعل لکم ما فی الارض جمیعاً» یعنی آن‌چه در زمین است برای انسان است. هیچ چیز نیست که با انسان تنظیم نشده باشد. برای او مربوط به او نباشد. در مرحله دوم؛ خداوند تبارک و تعالی در ده‌ها آیه و آنچه روی زمین و در زیر زمین است برای انسان آفریده شده است. در مرحله سوم؛ از سطح زمین بالا آمدیم. فرمودند: آنچه که در آسمان‌ها هم هست برای انسان خلق کردیم. آن‌چه ما در این عالم مشهود می‌بینیم برای ما و متناسب با ساختار وجودی ما و متناسب با هدف خلقت ما خلق شده است. در مرحله چهارم می‌فرماید: شما علاوه بر این‌که باید توجه کنید آن‌چه در آسمان‌ها و زمین است مال شماست، با تفکر در این مخلوقات و این سه مرحله به هدف خلقت خود نیز پی می‌برید. یعنی با آن‌چه که هست به آن‌چه شایسته است و باید می‌رسید. ما چون حال این کارها را نداریم، تنبلی و بی‌حوصلگی به عنوان دو آفت مهم در شخصیت همه انسان‌ها سمّ وجودی آن‌هاست، ضربه به آن‌ها می‌زند. ولی سلوکی که قرآن به ما معرفی می‌کند، مسیر آن سیر و سلوکی کاملاً تخصصی است. اگر شما می‌خواهید قدرت و سرعت پیدا کنید، فکرتان را به کار بیاندازید. امام جواد علیه السلام فرمودند: «القصد الی الله بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال»؛ این‌که انسان حرکت به سوی خداوند با قلب کند، زودتر انسان را می‌رساند تا این‌که انسان شروع کند به اعمال خاص. مثل تعداد قرائت قرآن، نماز، روزه، اعتکاف و... پیامبر9به امیرالمؤمنین7می‌فرمایند؛ وقتی می‌بینی مردم دارند زیاد عبادت می‌کنند تو به تفکر بپردازد تا بتوانی از بقیه مردم سبقت بگیری. انسانِ شجاعی که بتواند فکر کند و خود را به خداوند بسپارد کم پیدا می‌شود. اگر ما به خداوند تبارک و تعالی و کتاب قرآن اعتماد کنیم و خود را به آن بسپاریم و مسیری که خداوند تبارک و تعالی در قرآن می‌فرماید را طی کنیم، خیلی زودتر و قوی‌تر از سیر و سلوک‌های دیگر به نتیجه می‌رسیم. سلوک انسان باید اول یک حرکت مغزی و فکری و عقلی و بعد قلبی باشد. با تفکر در محسوسات فهمیدیم که بین ساختار وجودی انسان و همه مخلوقات تناسب وجود دارد. یعنی هیچ موجودی را با هیچ نوع ظهوری نمی‌توان پیدا کرد که با ما و ساختار وجودی ما رابطه‌اش تنظیم نباشد و برای ما خلق نشده باشد. در حقیقت هرچه که در عالم مشهود می‌بینیم علت به وجود آمدن آن خود ما هستیم. «سخّر لکم» یعنی برای شما تسخیر شده است. «هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً»؛ برای شما آفریده شده است. این مسئله در خودشناسی خیلی مهم است. هرقدر شناخت ما به خودمان بیشتر باشد، فهم دقیق‌تری از عالم خواهیم داشت. یعنی هرچه علم به علت بیشتر باشد، علم به معلول بیشتر است. در نظام قرآنی یک مؤمن، یک عادل و ولی خدا کسی است که شبیه‌ترین انسان به انبیاء است با جهان خلقت خیلی رفیق است و ارتباط و انس و صمیمیت دارد. تمام آن‌ها و ظهوریات و آیات و تجلیات خداوند هستند. همه محترم و دوست‌داشتنی و زیبا و برای ما و به خاطر ما با ما رفیق هستند. ملائم با ما هستند ولی ما از آن‌ها فاصله می‌گیریم. پس هرقدر به خودشناسی برسیم، ارتباط ما دقیق‌تر و عمیق‌تر می‌شود و فهم ما از خلقت بالاتر می‌رود. دین‌شناسی هم همین‌طور است که متأسفانه در آن، از خود دین (معلول) شروع می‌کنیم و از انسان (علت) است شروع نمی‌کنیم. علت این‌که ما در فقه، در رساله و حدودیات و... این احکام را داریم چیست؟ برای این‌که ما یک ساختار وجودی به نام انسان داریم که فقه را اقتضا می‌کند. این موجود، اخلاقیات خاصی را اقتضا می‌کند، قرآن را می‌خواهد، عقاید خاصی را اقتضا می‌کند ولی خبری از این قضایا نیست. یعنی هم در حوزه و هم در دانشگاه سرِ بی صاحب می‌تراشیم. می‌گوید: دین گفته این کارها را انجام دهید. در حالی که معصوم این همه تأکید کرده که؛ «إنَّ الجاهل بمعرفه نفسه جاهل بکل شیء»؛ هیچ چیز را بدون نفس نمی‌توان شناخت. هر شناختی هم داشته باشید، سطحی است و عمق ندارد. همه چیز برای نفس است و با ساختار آن تنظیم شده است. بدون شناخت نفس نمی‌توان عالم را شناخت دین و خدا و انبیاء و ولایت و عصمت را نمی‌توان شناخت. اگر کسی انسان‌شناسی کار نکرده باشد و با نفس آشنا نباشد چه‌طور می‌تواند جامعه کبیره را بفهمد. جامعه کبیره معجزه است. ادعیه صحیفه سجادیه را بدون انسان‌شناسی چه کسی می‌تواند وارد آن شود و شنا کند؟ بعد از محسوسات سراغ عالم غیب رفتیم. این محسوسات ظهور آن غیب است. عالم غیب هم که هیچ فاصله با ما ندارد و فقط محسوس ما نیست. هرچه در عالم غیب است مال ماست و برای ما خلق شده است. در نهج البلاغه نزدیک به چهل خاصیت برای فرشته‌ها گفته شده چهل نوع فرشته با ما ارتباط دارند و برای ما کار می‌کنند. میلیاردها میلیارد (ملائکه الله) و چه‌قدر مهم است که قرآن می‌فرماید: کسی که آن را قبول نداشته باشد کافر است و جایش در جهنم است. هیچ فعالیت و عملی در روی زمین و در همه عالم بدون حضور ملائکه‌الله انجام نمی‌شود. قرآن ما را به ملکوت می‌رساند. در مورد همه صحنه‌های طبیعت قرآن، ملکوت آن را به ما نشان می‌دهد. «أفرأیتم ما تحرثون أأنتم تزرعونه أم نحن الزارعون....» «نحن» یعنی ما. خداوند و ملائکه او. یعنی شما هیچ حرکت فیزیکی در این عالم سراغ ندارید که بدون حضور ملائکه انجام شود. ما فقط صورت و ظاهر را می‌بینیم و از ملکوت آن غفلت می‌کنیم. حرکت ابرها، چرخش زمین و... تمام این‌ها کار ملائکه‌الله است. کره زمین با 5 نوع حرکت همراه است ولی ما در این‌جا احساس حرکت نداریم. ما فرشته‌ها و ملکوت را نمی‌فهمیم. ولی قرآن از کفار هم توقع دارد به ملکوت فکر کنند. یکی از موضوعات جذاب که باید در مورد آن تمرکز کنید بحث فرشته‌هاست. در قدرت و لطافت و سرعت ما خیلی تأثیر دارد. بحث بعدی در مورد موجودات نامحسوس «جن»ها هستند که یک حقیقت مسلم‌اند. خداوند تبارک و تعالی به ما گزارش می‌دهد؛ دسته‌ای از موجودات نامحسوس هستند که مادی‌اند. ملائکه که مجرد بودند. ملائکه مادی و زمینی تا عالی‌ترین درجات ملائکه را داریم ولی جن‌ها مثل ما ساختار مشاعی دارند. از ماده تا روح مؤمن و کافر و خوب و بد دارند. قرآن روی این موضوع خیلی تأکید دارد. ما عالمی داریم که با ماست و به موازات ما و همنشین با ماست که عالم جن‌هاست. سوره مبارکه جن، آیه 6 ؛ «و إنّه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن»؛ یعنی انسان‌ها به جن‌ها پناه می‌برند. وقتی به جن‌ها و شیاطین پناه بردند، طغیان انسان را زیاد می‌کند. در انسان‌شناسی خیلی مهم است که باید حیطه ارتباط با این موجود را بدانم. اگر نزدیکش شدم، چه بلایی سر من می‌آید «فزادوهم رهقا». در داستان آدم و ملائکه: دیدیم که شیطان نخواست و نتوانست بر خلافه سایر ملائکه با انسان سازگاری پیدا کند یعنی ملائم انسان نیست. (چون جن است و از جنس ملائکه نیست). سجده ملائکه درباره انسان سنخیت و ملائمت را می‌رساند. آن‌ها این شخصیت را پذیرفتند و سجده نکردند. شیطان نمی‌تواند با این ساختار کنار بیاید. من موجودی هستم که این عده از جن‌ها که با من ارتباط خیلی نزدیکی دارند (در خواب و در بیداری) هیچ لحظه‌ای نیست که از ارتباط با من دور باشند. من با موجودی زندگی می‌کنم که با من سازگاری ندارد ولی ساختار وجودی من هم اقتضا می‌کند من چنین موجودی را کنار خودم داشته باشم چون برای من خلق شده است. من باید بدانم کنار این ساختار که مسئولیت آن با من است و من باید آن را سالم به نظام ابدی برسانم، در هنگام وفات و مراحل منازل آخرت یک موجودی با من زندگی می‌کند که می‌تواند خطرساز باشد. من اگر در خودشناسی و روان‌شناسی این موضوع را بلد نباشم و مشغول کار و زندگیم باشم یک جاهایی به من لطمه می‌زند. خواب‌های غلط که شیطان به انسان نشانه‌ها و آدرس‌های غلط می‌دهد در چه‌قدر از انسان‌ها گمراهی به بار می‌آورد. یعنی ما می‌بینیم که در داستان آدم و حوا شیطان می‌تواند با این ساختار ارتباط برقرار کند علیرغم تأکید خداوند فریبشان می‌دهد و می‌تواند آن‌ها را از بهشت بیرون کند. پس در وجود من ساختاری هست که می‌تواند برای او دستگیره باشد. شیطان، پدرمان (حضرت آدم) را که پیغمبر خدا بود و خداوند این‌همه در موردش مقام ذکر می‌کند، فریب داد. «و عَلَّم آدم الأسماء کلها»؛ انبیاء الهی تعداد اسماء و تعداد فرمول‌هایی که بلد هستند به اندازه حضرت آدم نیست. ما چه‌قدر خودمان را بزرگ می‌بینیم اصلاً شیطان را عددی حساب نمی‌کنیم. با غرور می‌گوییم «مَن» و خیلی «مَن مَن» می‌کنیم. با یک خواب تو را زمین می‌زند. سال‌ها زحمت تو را هدر می‌دهد. در «مَن» ساختاری وجود دارد که می‌تواند به من صدمه بزند. من باید این ساختار را کاملاً بشناسم. سوره مبارکه اعراف، آیه 17ـ16 ؛ نه تنها پدرتان را به زمین زد تمام بچه‌های آن‌ها را می‌تواند از جهات مختلف مورد حمله قرار دهد و به آن‌ها صدمه بزند. «قال فبما أغویتنی لأقعدنّ لهم صراطک المستقیم»؛ حتماً حتماً حتماً بر روی صراط مستقیم می‌نشینم و آن‌ هایی را که می‌ خواهند در صراط مستقیم قرار بگیرند را مورد حمله قرار می‌ دهم. (صراط غیرمستقیم را کاری نداریم که آن‌ها همه اولیاء شیطان هستند) امیرالمؤمنین7شمشیر زبیر را می‌بیند و گریه می‌کند و می‌فرماید: خداوند می‌داند این شمشیر چه غم‌هایی را از پیغمبر برطرف کرده. همین زبیر سر از کجا درمی‌آورد؟ مرجع تقلیدی که با گروهی کودتاچی طرح کشتن امام و مردم جماران را طراحی می‌کند. شیطان هیچ‌کس را نمی‌شناسد و به قول معصوم7به معصوم هم حمله می‌کند ولی تیغش نمی‌بُرد. به صغیر و کبیر هم رحم نمی‌کند. من که هستم که صراط دارم؟ صراط من کجاست و شیطان تأکید کرده به من حمله می‌کند. «ثم لآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن أیمانهم و عن شمائلهم»؛ از جلو، عقب، راست و چپ به شما حمله می‌کنم. پس نفس من جهات مختلف دارد. این جهات چیست؟ اگر در خودشناسی این‌ها را ندانم چه تفکیکی بین حملات از جلو، عقب، راست و چپ می‌توانم قائل شوم؟ خداوند در ادامه می‌فرماید: «وَ لا تجد اکثرهم شاکرین»؛ بین شکر و حمله انسان چه ارتباطی وجود دارد؟ یعنی شکر چه کار می‌کند که شیطان می‌گوید من از 4 طرف حمله می‌کنم و تو شاکر نمی‌یابی؟ ساختار ما با شکر چه کار می‌کند؟ شکر چه رابطه‌ای با ساختار من دارد که شیطان می‌گوید: علت توانایی من در حمله این است که اکثر آن‌ها شاکر نیستند. بحث شکر در خودشناسی مهم است. یک بحث تخصصی انسان‌شناسی است. نکته بعد این‌که این حمله برای من لازم است یعنی شیطان برای من و به احترام من خلق شده است و من جهات 4گانه را نیاز دارم. ما که این سیستم را طراحی نکردیم خداوند حکیم است و کار عبث نمی‌کند. ساختاری را ایجاد کرده و ما را به صراط مستقیم دعوت کرده و می‌فرماید: حالا که تو را به صراط مستقیم دعوت کردم بیا. و بعد شیطان را می‌فرستد که از 4 جهت حمله کند. بزرگان و اولیاء می‌فرمایند؛ انسان به هر جا می‌رسد به برکت شیطان می‌رسد. برای این است که شیطان لازمه وجود ماست. مربی ماست و برای ما کار می‌کند. حضور شیطان از مظاهر اسم ربّ است. در ربوبیت و تدبیر انسان شیطان لازم است. إن الشیطان لکم عدو فاتخذوا عدواً»؛ دشمن شماست شما نیز او را دشمن بگیرید. ما اگر این را در خودشناسی درنظر نگیریم و اصلاً ندانیم، خود را شناختیم چرا من شیطان و جهات 4گانه دارم. جلو، عقب، راست و چپ برای چه در نفسم طراحی شده؟ و جهات مادی نیست چون من مادی نیستم. با شیطان رابطه فیزیکی ندارم. حمله‌ای که می‌کند چه‌طور است و چه معنایی دارد ما را به کجا می‌برد؟ کسی که تربیت شده و می‌فهمد و می‌داند شیطان لازمه وجودی اوست و شیطان برای او ضرورت داشته و حمله شیطان در صراط مستقیم برای او ضرورت داشته، در نوع برخوردش فوق‌العاده قدرتمندتر عمل می‌کند تا کسی که اصلاً نمی‌داند شیطان هست و حمله می‌کند یا می‌داند و به آن جهات توجه ندارد. اصلاً نوع نگاه‌ها زمین تا آسمان فرق می‌کند و نوع برخوردها و پاسخ‌گویی‌ها و دشمن‌گیری‌ها فرق دارد. من اگر فهمیدم شیطان لازم است. اگر امشب مورد حمله از جلو، عقب، راست یا چپ قرار گرفتم، کد رنگ‌ها را خیلی خوب می‌شناسم. می‌دانم چه‌کار کنم، روش‌ها خیلی فرق می‌کند. حجم اضطراب و ناآرامی من کم می‌شود. درجه شادی‌ام بالا می‌رود. این‌که «المؤمن دائم النشاط»؛ رمز بزرگی است. از حضرت محمد9و حضرت علی7نقل شده؛ اگر می‌خواهی مؤمن را بشناسی از درجه نشاط او بشناس از ریش و انگشتر و تسبیح و مقدار نماز و روزه و حرم نمی‌شود فهمید. این‌ها را خود شیطان هم انجام می‌داده است. 6000 سال عبادت به فرمایش حضرت علی  علیه السلام در نهج‌البلاغه معلوم نیست 6000 سال دنیا بوده یا آخرت. اگر می‌خواهی درجه ایمان را دریابی درجه شادی و آرامش و نشاط او را ببین. بعد از 10 سال درس خواندن در حوزه معلوم می‌شود که مسیر را خوب طی نکرده است. این روایت می‌رساند وقتی مؤمن از هر طرف به او حمله شود چون علم دارد می‌داند چه کند و نشاط خود را حفظ کند. اما کسی که نمی‌داند با یک حمله کاملاً زمین‌گیر می‌شود. انسانی که می‌داند این حمله‌ها لازمه وجودش است، همه حمله‌ها را فرصت می‌داند ولی آن‌که نمی‌داند، همه حمله‌ها را تهدید می‌داند. شهداء یکی از 4 دسته گروهی هستند که در نماز می‌گوییم؛ «صراط الذین انعمت علیهم» به فرمایش امام یک شبه ره صد ساله را طی کردند.  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 285
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 10

انسان شناسی جلسه 10

خداوند در سورۀ مبارکۀ احزاب آیۀ 42 می‌فرماید: «هُوَ الذی یُصَلی علیکم و ملائکته لیجزینکم من الظلمات الی النور و کان بالمؤمنین رحیما»؛ اوست کسی که با ملائکه خودش به شما درود می‌فرستد. اثر این صلوات این است که «لیجزینکم من الظلمات الی النور» شما را از تاریکی‌ها خارج می‌کند و به سوی نور هدایت می‌کند «و کان بالمؤمنین رحیما» خداوند نسبت به مؤمنین رحیم است. ساختار وجودی ما یک نحوه ارتباط با حق تعالی دارد و تأثیرهای خاصی را ‌پذیرفته و اسم‌های خدا را قبول می‌کند و نحوۀ دیگر ارتباط با فرشتگان است که وقتی صلوات می‌فرستند ما را از تاریکی‌ها خارج می‌کند و به سوی نور می‌برد. نفس انسان با تاریکی و نور نسبت دارد. در این آیه داریم: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور... اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون»؛ خداوند ولی مؤمنین است و می‌فرماید: «و کان بالمؤمنین رحیما»؛ مسئله مؤمنین و رحمت خاص است، رحیم است، رحمان نیست، رحیم دارد می‌گوید که ولی مؤمنین است و آنها را از تاریکی به سوی نور خارج می‌کند و کسانی که کفر ورزیدند، طاغوت است که آنها را از نور به سوی تاریکی می‌کشاند. درک نور خیلی مهم است، زیرا نور ذخیره در آخرت است و ما به میزانی که نور داریم آنجا سعادتمند هستیم. سورۀ مبارکۀ حدید، آیه 13؛ یاد کن روزی را که مردان منافق و زنان منافق به اهل ایمان التماس می‌کنند که به ما نگاه کنید تا ما از شما نور بگیریم، به آنها گفته شود به پشت سر خود برگردید و کسب نور کنید. آنجا بدون نور هیچ کاری نمی‌توان کرد. سورۀ مبارکۀ فاطر آیۀ 18؛«ولا تَزِروا وازِرَةً وِزرَ اُخری» «یخرجهم من الظلمات الی النور»؛ باید بفهمیم که این خروج به صورت مداوم حاصل می‌شود. فرشته با ما چه می‌کند و چه رابطه و سنخیتی بین ما و فرشتگان وجود دارد که همراه خدا می‌تواند ما را از تاریکی به سمت نور ببرد؟ چرا مسئلۀ نور در آخرت این قدر مهم است و چرا ذخیرۀ آدم نور است؟ و مصادیق نور چیست؟ رابطۀ دنیا با آخرت مثل رابطۀ رحم مادر با دنیاست. جنین در رحم مادر نور تولید می‌کند تا وقتی به دنیا می‌آید، بتواند سالم زندگی کند، در تمام مدتی که در رحم است هرچه تهیه کند با خودش می‌آورد. ما که در رحم دنیا هستیم به سمت آخرت که می‌رویم نور ما چیست که مشغول تهیه آن هستیم. جنین که دست و پا و... تهیه می‌کند ابزار زندگی اوست و اینجا می‌فهمد که آنها چه هستند. مصادیق این ذخیرۀ ما و خداوند و ملائکه چیست و از کجا می‌فهمیم آن حریم تاریکی است و این حریم نور است. زیارت آل یاسین؛ «اللهم انی اسئلک ان تصلی علی محمد نبی رحمتک و کلمة نورک ... و ان تملأ قلبی نور الیقین»؛ و سینۀ مرا پر از نور ایمان کن. «و صدری نور الایمان و فکر نور النیات»؛ و فکر مرا پر از نور نیات کن. این نور چیست؟ یک جا می‌فرماید: «اللهُ نور السماوات والارض. «و عزمی‌نور العلم...»؛ چقدر نور مصادیق دارد. به طور کلی هر فرمولی که شخصیت انسان را می‌سازد، از انتخاب‌ها، ارتباط‌ها، رفتارها و انکارها، همه و همه نور دارند. خداوند در سورۀ بقره، 17 می‌فرماید: «مثلهم کمثل الذی استو قد ناراً فلما اضاءَت ما حولَهُ ذهب اللهُ بنورهم و ترکهم فی ظلماتٍ لا یبصرون»؛ آنها وقتی نار را ایجاد می‌کنند خداوند نورشان را می‌برد «و ترکهم فی ظلمات لایبصرون»؛ و اینها در تاریکی‌هایی که نمی‌بینند رهایشان می‌کند. خداوند نور از آنها می‌گیرد و در تاریکی نگه می‌دارد. طلبگی هم نور دارد و هم نار. یک عده طلبه می‌شوند و عرضۀ استفاده از نور را دارند. عده ای نارِ طلبگی آخوندی و لباس روحانیت، سیادت و حتی مرجعیت دامن آنها را می‌گیرد. رسول اکرم: «ربُّ التالی القرآنَ و القرآنُ یَلعَنهُ»؛ چقدر تلاوت کنندۀ قرآن که قرآن او را لعنت می‌کند، اما یک عده با قرآن نور جذب می‌کنند. اللهم نَوِّر قلوبنا بنور القرآن؛ نماز هم همین طور است. یک عده از نماز نار می‌گیرند و یک عده نور جذب می‌کنند. سورۀ مبارکۀ تغابن آیه 14: «إنَّ مِن ازواجِکم و اولادِکم عَدواً لَکم»؛ چرا زن و بچه دشمن انسان می شوند؟ زیرا عرضه ندارد، آنها را آتش می‌کند و می‌بازد و آن‌ها دشمن می‌شوند. کسی هم هست که در ارتباط با یک زن نور می‌سازد و نور می‌شود. آسیه عرضه داشت که از فرعون برای خودش نور درست کرد. اما فرعون از چنین زن بزرگی برای خودش نار درست کرد. قبل از اینکه به هر انتخابی دست بزنیم، باید فکر کنیم. سورۀ مبارکه اسراء، آیه 2: ولا یرید الظالمین الا خسارا؛ و همین قرآن یک عده را هدایت می‌کند. سورۀ مبارکه اسراء آیه 9؛ إنَّ هذا القرآن یهدی للتی هی اقوَمُ یک عده بر اثر ارتباط با رسول خدا9 نورانی شده و یک عده در اثر ارتباط غلط جهنمی می‌شوند. در کشور ما نعمت عظمای ولایت فقیه را داریم. یک عده از مراجع تقلید با عامۀ مردم نمی‌توانند با ولایت فقیه ارتباط درست برقرار کنند و جهنمی‌می‌شوند. اما عده ای هم با مسئولیت، پست و ریاست جمهوری و نخست وزیری نور جذب کردند و به مقام شهادت رسیدند، مسئولیت صندلی مجلس هم نور دارد، هم رفاه دارد، رئیس جمهوری هم نور دارد و هم نار دارد. بعضی نارش را گرفته اند و بعضی نورش را گرفته‌اند. علامت حرکت یک انسان سالم این است که دائم تحت تأثیر ولایت الهی، مسیر حرکت تدریجی از ظلمت به نور محقق شود. به عشق معنویت، روحانیت و نورانیت درس در حوزه بخوانیم نه اینکه مجتهد شویم. ازدواج کنیم تا چیزی شویم. اینها تیغ دو دم است و در رفتارهایمان هم همین طور است باید دقت کرد که این کار ناری است یا نوری است؟ امام سجاد  علیه السلام در صحیفۀ سجادیه عرض می‌کند: خدایا کمکم کن تا از پدر و مادرم همچون سلطان ستمگر بترسم. اینها این قدر خطرناک هستند. عاطفۀ آنها این طور است. ما حریم را نگه نمی‌داریم. نزدیک ‌شده و بی ادب می‌شویم و می‌سوزیم. استاد خیلی خطرناک است، مهربان است و عاشق شاگردان خودش، ولی اگر شاگرد حواسش نباشد 20 سال با یک استاد درس می‌خواند و با استاد بهشتی به جهنم می‌رود. در مورد پدر و مادر اگر حواسمان نباشد و در نوع حرف زدن، نوع مخاطب، نوع نگاه کردن و پاسخ دادن به سؤالات دقت نکنیم سر از نار درمی‌آوریم. در حدیث و قرآن هست که اگر یک وقت پدر و مادر ظالم و بی ادب بودند و بی انصاف بودند، اگر بخواهیم پاسخ بگوئیم غیر از نار چیز دیگری نیست. خدا آدم‌های کافر را هرچند به کار خوب دست بزنند، نورهایشان را می‌برد و کافر نمی‌تواند نور جذب کند. چون ارتباط او کافرانه و غاصبانه است و نور را دفع می‌کند. «ذهب الله بنورهم»؛ نور می‌رود و جز تاریکی و نار چیز دیگری نمی‌ماند. هیچ حرکتی در نظام طبیعت نیست مگر این که دخالت ملائکه در آن هست و اگر ملائکه را حذف کنیم، زندگی در زمین امکان پذیر نمی‌باشد. تمام اجسام زمین را ملائکه به حرکت درمی‌آورند.کُرات و نگهداری آنها در فضا و حفظ فاصلۀ آنها با خورشید و با یکدیگر همه با ملائکه است. از تنظیم اتمسفر تا ابرها، باران، برف، باد و... حضرت وقتی رعد و برق و مانند آن را می‌دیدند، سلام می‌دهند، آنها قوای عالمند، آن را اداره می‌کنند. «أفرأیتم ما تحرثونَ أأنتم تزرعونَهُ أَم نحنُ الزارِعون»؛ این یک دانه که شما می‌کارید، آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟ توجه شود که ما می‌رویانیم. یعنی خدا با فرشته‌هایش گیاهان را می‌رویاند، سپس فرشته‌ها در رویش گیاهان مؤثرند و تا نباشند هیچ گیاهی رشد نمی‌کند. «أفرأیتم ما تمنون أأنتم تَخلُقونَهُ أم نَحنُ الخالِقون»؛ نطفه یا منی که در رحم زن امن می‌شود آن منی را شما خلق می‌کنید، ما داریم این کار را با فرشته‌ها انجام می‌دهیم. هیچ چیزی نیست که فرشته‌ها در آن نباشند. تمام ارتباطات، تمام کارها، چه روی کرۀ زمین و چه در فضا و کهکشانها با تمام این نظم توسط فرشته‌ها است. خداوند با این فرشته‌ها عالم را اداره می‌کند. ببینیم چقدر فرشته‌ها به ما نزدیکند، از درون خاک گیاهان را درمی‌آورند، در رحم زن بچه را تولید کرده و شکل می‌دهند. خیلی از کارهای بدنی ما توسط آنهاست. هرکجا موتی انجام می‌گیرد، در کنارش فرشته است. باطن این عالم چقدر به ما نزدیک است و ما بدون این باطن هیچ چیز نیستیم. لذا قرآن اصرار دارد که آیا ملکوت آسمان و زمین را نمی‌بینید؟ سورۀ مبارکه اعراف. آیه 185؛ «افلم ینظروا ...»؛ آیا در حکومت و نظام آفرینش آسمان و زمین و آنچه خداوند خلق کرده نمی‌نگرید؟ شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده باشد، پس به کدام سخن بعد از آن ایمان می‌آورید؟ می‌فرماید: آیا به ملکوت آسمان و زمین نگاه نمی‌کنید؟ نگاه کردن به آسمان و زمین و ملکوت آنها کار شدنی است که خداوند حتی به کفار می‌گوید چرا ملکوت را نگاه نمی‌کنید، این طور نیست که دستیابی به ان سخت باشد. انسان با تمرکزهای خاص خودش می‌تواند به ملکوت برسد و وقتی این قدر به ما نزدیک هستند، چطور نمی‌گوئید نمی‌بینیم؟ با دیدن ملکوت باب عظیمی‌از معرفت به روی ما باز می‌شود. سوره مبارکه مؤمنون. آیه 88؛ «قل مَن بِیَدِهِ مَلَکوتُ کُلِ شئ»: بگو ملکوت هرچیزی به دست کیست. پس هرچیزی ملکوت دارد. ما فقط به ظاهر نگاه می‌کنیم. سوره مبارکه روم، آیه7؛ «یعلمون ظاهراً من الحیاة الدنیا و هم عن الآخرة غافلون»؛ زندگی ظاهری از حیات دنیا را می‌دانند و از آخرت بی‌خبرند. آخرت همان ملکوت است. چقدر ما از ادبیات قرآن فاصله گرفته‌ایم و فقط قرآن‌خوانی می‌کنیم و قرآن‌فهمی‌نداریم. ملکوت هرچیزی دست خداست. هرچیزی باطنی دارد و باطن آن دست خداست. رسول خدا  صلوات الله علیه فرمودند: «اِن مع الدنیا آخرة و الآخرة محیطُ بالدنیا»؛ حقیقت این است که همراه دنیا آخرت است و آخرت به دنیا احاطه دارد. آخرت است که دنیا اداره می‌شود. تمام چیزهایی که در کهکشانها دیده می‌شود توسط باطن خودش که آخرت است اداره می‌شود. آیا می‌شود ملکوت دیدنی نباشد؟ کسی می‌تواند بگوید من ملکوت را نمی‌بینم مثل این است که کسی رحم مادر را جدا از دنیا نگاه کند، اصلاً معنا ندارد. اگر حرکت‌های جنینی در رحم مادر معنی دارد و ادراک‌شدنی است به برکت دنیا است. در دنیا نیز چیزی را بدون برزخ و ملائکه نداریم. تمام اجزاء رحم با دنیا ارتباط دارد و اگر دنیا نبض خود را قطع کند، هیچ چیزی در رحم نمی‌ماند و همه چیز نابود می‌شود. هیچ گیاهی نمی‌میرد مگر این که ملک الموت آن را می‌بیند. در سورۀ مبارکه ابراهیم آیه 10 می‌فرماید: «أفی الله شک فاطر السماوات والارض؛ آیا در خداوند آفرینندۀ آسمان‌ها و زمین شک است؟ ما می‌گوئیم دلیل بیاورید که خداوند در این عالم هست، خدا را اثبات کنید. در سورۀ مبارکه واقعه آیه 62؛ «ولقد علمتم االنشأة الاولی فلولا تذکرون، شما چطورر متذکر نمی‌شوید؟ نشأت اولی را دیدید، مشاهده می‌کنید، اخری را نمی‌بینید؟ ماوراء و ملکوت را نمی‌بینید؟ تمام این حرکت‌ها که در طبیعت انجام می‌شود، آیا خودش انجام می‌شود و حرکت می‌کند؟ قوه اش از کجا می‌آید؟ همۀ دانشمندان معتقد به وجود انرژی هستند، اما این انرژی چیست؟ می‌گویند انرژی است، اما نشان دادنی نیست. اما ظهور و اثر آن را می‌بینیم. انرژی همان فرشته است. ظهورش هم به اشکال مختلف وجود دارد. قوّه و توان است. اما ماده بی حس است. در قوانین فیزیک آمده است: اگر ماده را تکان ندهید تا بی نهایت ثابت می‌ماند. پس اگر حرکت می‌کند بدانید این حرکت را از جایی آورده است. این حرکات معمولی هم نیست. حرکتی از درون است. یک نطفه حرکت می‌کند و یک بچه می‌شود. قرآن دائم ما را به فکر کردن و درست نگاه کردن دعوت می‌کند. تمرکز کردن و درست و عادلانه نگاه کردن را باید تمرین کرد. سورۀ مبارکه یوسف. آیه 15: «و کأین مِن آیةٍ فی السماوات والارض یمرون علیها و هم عنها غافلون»؛ چه بسیاری از آیات در آسمانها و زمین می‌گذارند و آنان از ان اعراض می‌کنند. ما در دریای ملائکه الله غرق هستیم. دقیقاً مثل ماهی در آب است. می‌گوید مایۀ حیات من چیست؟ آب چیست/ خداوند به ما عقل داده و عقل را هم نور آفریده است. باید از این نور استفاده کنیم و کشف کنیم. ما عقلمان را آلوده کرده‌ایم و به جای اینکه نور و یقین جذب کند، تردید، شک، دودلی و وسواس ایجاد می‌کند. باید از خداوند بخواهیم «و ان تملاء قلبی نور الیقین» جریان نار و نور را در نظر بگیریم. ما با یقین‌ها سروکار داریم. اما به جای جذب نور، یقین، وسوسه و تردید و تزلزل و شک جذب می‌کنیم. امام سجاد علیه السلام فرمودند: اگر به یک وسواسی بگویی چرا این کار را می‌کنی می‌گوید: شیطان مرا گول می‌زند، خودش هم می‌داند. بحث فرشته‌ها تمام شد، اما یک بحث مانده است که راجع به ارتباط ما با جن و شیطان است. راجع به دین، قرآن، پیامبر، بهشت و جهنم است. فتنه‌های آخرالزمانی غربال‌های خطرناکی هستند که مؤمنین دانه به دانه از آنها می‌افتند و از جهنم سردرمی‌آورند. انسان باید به خداوند پناه ببرد وقتی ببیند که پیشکسوت‌های جهاد و خون و کسانی که زمانی از یاران امام بودند اینقدر راحت سقوط می‌کنند. ما اگر جای خود را داریم نباید آن‌ها را سرزنش کنیم، بلکه باید از خود بترسیم و حواسمان به خودمان باشد که ما هم در این غربال هستیم. دیدیم چقدر از روحانیون، مجتهدین از علماء و دانشگاهیان و از سرداران جبهه‌ها، رزمنده‌ها و خانواده‌های شهدا و آزادگان و کسانی که در طول این سالها در غربال و امتحان باختند و ریزش کردند. «و ما اُبَرئُ نفسی ان نفس لامارة بسوء الا ما رحم ربی»؛ ما از خدا هدایت این‌ها را می‌خواهیم. بخواهیم که از ما امتحان سخت نگیرد یعنی طوری نشود که صریحاً جلوی ولایت فقیه بایستیم و بدیهیات را تکذیب کنیم و لجاجت کنیم. خدایا اگر قرار است این طور شویم مرگ ما را برسان. «فاذا عمری مرتعاً للشیطان فاقبضنی الیک»  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 284
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 8

انسان شناسی جلسه 8

در مرحله چهارم خداوند تصریح می‌کند که غرض از آفرینش آسمان‌ها و زمین علاوه بر این‌که انسان از آن‌ها بهره‌مند شود این است که درهماهنگی و کیفیت خلقت تفکر و تدبر کند که ربط وجودی این موجودات در کره زمین و آسمان‌ها چیست و ببیند که این‌ها هیچ‌کدام بیهوده خلق نشده است. نکته خیلی مهمی که خداوند تأکید دارد به این آیات توجه کنیم این است که هیچ‌کدام باطل خلق نشده‌اند و همه این‌ها در کار هستند که ما را به هدف خلقت خودمان برسانند. بین هدف خلقت ما و آن‌ها رابطه‌ای وجود دارد. نظام، نظام احسن است. «الذی احسن کل شیء خلقه»؛ این نظام احسن در اختیار انسان هست که انسان به هدف خلقت خود نائل شود. این خیلی مهم است که ما این روابط را درک و کشف کنیم. اگر انسان‌شناسی نباشد هیچ‌کدام از علوم، باطن خودش را بیرون نمی‌دهد. روابط بین موجودات را کشف می‌کنیم اما تا وقتی که انسان شناخته نشود ما به چرایی این ساختارها پی نمی‌بریم. «ان جاهل بمعرفت نفسه جاهل بکل شیء»؛ یعنی نفس معادل کل شیء هست. اگر نفس خودش را نشناسد علوم دیگر هم به درد او نمی‌خورد. آیه 5 و 6 سوره مبارکه یونس؛ «هوالذی جعل الشمس ضیاء و القمر نوراً و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ما خلق الله ذلک الا بالحق»؛ شما در محضر خدا هستید و خدا دارد با شما صحبت می‌کند. عالم، عالم ریاضی است. «کل شیء عنده بمقدار»/ «الذی خلق فسوی والذی قدر فهدی» در همه خلقت، خلق، تسویه، تقدیر و هدایت را می‌بینید. تفصیل کمک می‌کند که ما دقیق‌تر فکر کنیم. هرکس به هر جایی رسیده، چه در دنیا و چه در آخرت با خلوت و فکر رسیده است. منزل‌هایی برای این‌ها مقدر کرده که شما شماره سال‌های زندگی خودتان را به‌دست بیاورید. یعنی بین چرخش و تقدیر آن‌جا با زندگی ما رابطه وجود دارد. خدا اینها را به حق خلق کرده است. تفصیل آیه می‌دهد اما تفصیل آیه را فقط علما می‌فهمند. همیشه رمز آیه در آخر آیه است. «ان فی اختلاف اللیل و النهار و ما خلق الله فی السموات و الارض لایات لقوم یتقون»؛ آنچه که خداوند در آسمان و زمین خلق کرده، نشانه‌هایی است برای افراد با تقوی. در این آیه تأکید می‌کند که علم کافی نیست. باید پاکی قلب و ضمیر، دوری از گناه و آلودگی وجود داشته باشد تا وقتی شخص می‌بیند، بفهمد. خداوند می‌فرماید: «هو الظاهر»؛ فقط او ظاهر است. اصلاً خدایی را که نمی‌بینم عبادت نمی‌کنم. وقتی ظاهر است چه‌طور ما دنبال خدا می‌گردیم؟ دیدن خدا شرط دارد. آدم‌هایی که جنایت می‌کنند بینایی‌شان را از دست می‌دهند با وجود این‌که ظاهر است نمی‌بینند. اصلاً کسانی که اهل بدکاری و گناه هستند سر از جایی درمی‌آورند که آیات خداوند را تکذیب می‌کنند یعنی می‌بینند و می‌گویند نیست. با وجود این‌که خداوند مشهود است انکار می‌کنند. فقط اهل تقوی هستند که می‌بینند. «الله نور السموات و الارض»؛ نور را چگونه دریافت می‌کنند. جان خودش را آلوده می‌کند با وجود این‌که ظاهر است نمی‌بیند. اگر کسی بخواهد ببیند و بفهمد باید آلودگی را کنار بگذارد. با آلودگی، دیدنی وجود ندارد. امام زمان7فرمود: ما را از شما مخفی نمی‌دارد، مگر رفتارهای شما. ما اتهام غیبت را به او می‌زنیم درحالی که مشکل از ماست. اگر تقوی نداشته باشید نمی‌توانید ظاهر را ببینید. این در خودشناسی خیلی مهم است که من با جان خودم چه کار می‌کنم. ناامیدی، احساس پوچی و غم و غصه و اضطراب برای این است که ما جان خودمان را آلوده می‌کنیم و إلا خداوند جهان را برای شادی انسان آفریده است. «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» مؤمن نشاطش دائمی است. نمی‌شود یک جا ایمان باشد شادی و آرامش نباشد. اگر این‌گونه نباشد، حقیقت ایمان وجود ندارد و فقط شکل و ظاهر ایمان است. دو نعمت بزرگ خورشید و ماه که منبع نور و انرژی برای ما هستند، اگر نباشند حیات در زمین وجود ندارد. خداوند توجه ما را به این‌ها جلب می‌کند. ساده از کنار این‌ها رد نشویم. شما به این‌ها فکر کنید تا پیوستگی اجزای عالم و معنادار بودن این‌ها و این‌که برای شما خلق شده را بفهمید که گردش و اندازه‌های آن به من ربط دارد. به «رب»، «مالک» و «مدبر» خودمان پی ببریم و به وابستگی خودمان به این رب پی ببریم. حضرت فرمودند: قرآن شراب است. «یفصل الآیات لقوم یعلمون»؛ تفصیل می‌دهد و می‌فرماید شما هم همین‌طوری سراغ آیات بروید تا به حکمت‌ها بیشتر پی ببرید. اگر بخواهید تنبلی کنید و دنبال کار علمی نروید به آیه نمی‌رسید. تعبدی می‌پذیرید ولی قلبتان آرامش پیدا نمی‌کند. باید کار علمی و تحقیقی کنید تا دربیاورید. متأسفانه کسانی که کار علمی نکرده‌اند تفسیر نوشته‌اند، برای همین هیچ حرکتی ایجاد نمی‌کند. «لآیات لقوم یعلمون». چه‌قدر در علوم جدید آیه داریم. اگر صدها سال بشر کار علمی کند قرآن حرف برای گفتن دارد. مطالعه روی آیات الهی و مخلوقات خداوند را کنار گذاشته‌ایم در حالی که خداوند این را یک عبادت بزرگ می‌داند. فقط کسانی از مطالعه آیات سود می‌برند که دل پاکی داشته باشند. قرآن می‌فرماید: اگر کسی دل پاک داشته باشد به آسمان نگاه کند تا قیامت می‌رود. «یتفکرون فی خلق السموات و الارض ... سبحانک فقنا عذاب النار» از نگاه آسمان به جهنم می‌روند و از جهنم می‌ترسند. «ما خلقت هذا باطلا»؛ به حکمت رسیدند. قرآن می‌فرماید: اهل تقوی هستند که این‌گونه می‌بینند. گناه، انسان را از تشخیص صحیح بازمی‌دارد. آلودگی اجازه نمی‌دهد که اطلاعات شما به داد شما برسد. نهایتاً یک جا اشتباه می‌کنید و سر از شکست‌های بزرگ درمی‌آورید. بدون طهارت روح و پرهیز از آلودگی کار علمی کافی نیست. در سوره مبارکه یوسف آیه 105 خداوند چه‌قدر گله کرده است؛ «و کأین من آیه فی السموات و الارض یمرون علیها و هم عنها معرضون»؛ چه بسیار آیاتی در آسمان و زمین که آنها از کنارش می گذرند و از آن روی می گردانند! «اینما تولوا فثم وجه الله»؛ شما به هر چیزی نگاه کنید وجه خداست. هیچ چیز نیست که وجه الله نباشد. گشتن نیاز ندارد. نمی توانید به چیزی فکر کنید که آیه خدا نباشد. وقتی «هو اضحک و ابکی» است وقتی می‌خندید خنده‌هایتان و گریه‌هایتان آیه است. حتی وقتی فکر می‌کنید با نور خدا فکر می‌کنید. «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» ما در همه کارها با چهره خدا روبه‌رو هستیم. ما باید کم‌کم روی خودمان کار کنیم. سوره ابراهیم، آیه 19؛ «الم تر أن الله خلق السموات و الارض بالحق ان یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید»؛ ندیدی که خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است. اگر ما نمی‌فهمیم و سؤال می‌کنیم برای این است که خودمان را گرفتار کردیم. شما در ابتدایی‌ترین چیزها سؤال نمی‌کنید: ازدواج، آب خوردن. او که هدف خلقت همه موجودات جهان است سؤال دارد، برای این است که ما کوری داریم. عین حق است. ما خودمان را گرفتار کرده‌ایم برای همین مجبوریم سؤال بپرسیم و بعد تحقیقات راه می‌اندازیم راجع به این‌که خدا هست. سیدالشهداء7در دعای عرفه: خدایا تو اصلاً کی غایب بودی که احتیاج به دلیلی داشته باشی که دلالت بر تو کند؟! آیا غیر تو ظهورش بیشتر از توست که آن تو را به ما ظهور دهد؟ مظاهر تو از تو نورانی‌تر هستند؟ الهی اگر من به آیات نگاه کنم دور می‌شوم. خدا را با خودش بشناسید. شما که مرا نمی‌بینید تفصیل به آیات می‌دهم شما را تا شاید مرا ببینید. اگر خودمان را نشناسیم عمر خودمان را هدر می‌دهیم. «هو الظاهر» خیلی شفاف است چه‌طور شک می‌کنید؟ امکان شک وجود دارد؟ نمی‌شود ندید و نمی‌شود شک کرد؟ «إن یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید»؛ خلقت آسمان‌ها و زمین بیهوده نیست. یک هدف بسیار عالی دارد. آسمان و زمین و... قائم به او هستید، محتاج به او هستید. «انتم الفقراء الی الله» تو هدف خلقت آسمان‌ها و زمین هستی، اگر تو را هم بردارم یک خلق جدید می‌آورم چون آسمان و زمین بدون انسان فایده ندارد. دقت کنید که ما کی هستیم؟ جدی‌ترین کلمات خدا و مهم‌ترین آیات الهی است. همه قدرتت را برای این کار باید بگذاری. خیلی مهم است که اگر تو را ببرد یکی مثل تو را می‌آورد. اگر خلقت آسمان و زمین بالحق باشد، باید انسان باشد که بالحق باشد. این کلمات را خدا چیده است. روی آیات 83ـ79 سوره نحل تدبر کنید. تمام گرفتاری‌های ما این است که شجاعتِ تنها ماندن و فکر کردن را نداریم. بزرگ‌ترین گرفتاری ما این است که از خدا می‌ترسیم و نمی‌خواهیم ذهنمان درگیر شود. «اولم یتفکرون فی انفسهم»؛ هر شب روی پشت بام بروید و فکر کنید و هر چیز به ذهنتان می‌رسد بنویسید. کسی که نتواند خلوت کند فشار قبر زیادی خواهد داشت. مردنش با وحشت است برزخش هم با وحشت است. ما همین الآن در قبر هستیم، نفس ما قبر ماست. یک مقدار ارتباطت را با بقیه کم کن. «کیف آنس فی الله من لم یستوحش من الخلق»؛ چه‌طور می‌شود کسی با خدا انس بگیرد در حالی که هنوز از مردم وحشت ندارد. ما از خودمان و از خدا هم وحشت داریم. اگر فکر کنید می¬فهمید که تمام آن‌چه در آسمان و زمین است حق است و زمان‌دار بودنش را هم می‌فهمید. یعنی شما مرحله وفات، قیامت، طی شدن این اجل را می‌فهمید. اگر نترسید چون همه چیز در خودت است. من کی هستم که همه این‌ها در وجود من است؟ ما باید با خودمان آشتی کنیم. این رقیب‌ها اجازه می‌دهند؟ ما پشت فقه و اصول و ... قایم شده‌ایم که مبادا خودمان با خودمان تنها باشیم. چه وقت می‌خواهیم با خدا صلح کنیم؟ «الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم ذلک الله»؛ وقتش نرسیده که دلهای مؤمنین با یاد خدا بلرزد؟ سوره بقره آیه 74 ؛ «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک ...»؛ سنگ¬ها از خشیت خدا می‌ریزند ولی هنوز دل‌های ما تکان نمی‌خورد؟ هرکس خدا را دوست دارد یادش را هم دوست دارد. در مجموعه عمرمان لذتی که از خوردن چلوکباب بردیم از نماز خواندنمان برده‌ایم؟ امام رضا7فرمودند: کسی که یاد خدا را می‌کند اما مشتاق خدا نیست خودش را مسخره کرده است. اگر ما با خودمان آشتی نکنیم با خدا هم آشتی نمی‌کنیم. تا با خودت انس نگیری و خودت را نشناسی و ترس از خودت را کنار نگذاری هیچ اتفاقی نمی‌افتد. کسی که اینجا شاد نیست آن طرف هم شاد نیست. «کمن کان فی هذه الاعمی فهو فی الاخره اعمی» «ما خلق الله السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمی و ان کثیر من الناس بلقاء ربهم لکافرون»؛ چون اکثر مردم تفکر نمی‌کنند لقاء را هم قبول ندارند و قیامت برایشان جدی نیست. یک جاهایی خداوند می‌فرماید: یا ایها الذین آمنوا آمِنوا؛ آدم خجالت می‌کشد. همیشه باید سر خودمان را گرم کنیم که مبادا در آینه خودمان، خودمان را نگاه کنیم. اگر برای خودمان فراغت ایجاد کنیم حقانیت خلقت و حقیقت قیامت را می‌فهمیم. رابطه بین آسمان و زمین و خودم را بفهمم. یکی از بزرگان فرمودند: ما 40 سال وقتمان را در این «فتأمل»ها صرف کردیم، اگر یک مقدارش را در این‌ها تأمل می‌کردیم ارزش داشت. بین آسمان و زمین و مسئله معاد، جاودانگی و لقاءالله رابطه وجود دارد. بلقاء ربهم که بالاتر از قیامت است رابطه وجود دارد. این حرف‌ها را خدا می‌فرماید: که بین این‌ها و لقاء من رابطه وجود دارد.  

کلیدواژه ها: ،

Top
شناسه مطلب: 283
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 9

انسان شناسی جلسه 9

خداوند تبارک و تعالی تأکید دارند که ما روی آیات تدبر و تفکر کنیم. در مرحله چهارم خداوند تصریح می‌کند که غرض از آفرینش آسمان‌ها و زمین علاوه بر این‌که انسان از آن‌ها بهره‌مند شود این است که درهماهنگی و کیفیت خلقت تفکر و تدبر کند که ربط وجودی این موجودات در کره زمین و آسمان‌ها فکر کند و ببیند که این‌ها هیچ‌کدام بیهوده خلق نشده است. نکته خیلی مهمی که خداوند تأکید دارد به این آیات توجه کنیم این است که هیچ‌کدام باطل خلق نشده‌اند و همه این‌ها در کار هستند که ما را به هدف خلقت خودمان برسانند. بین هدف خلقت ما و آن‌ها رابطه‌ای وجود دارد. نظام، نظام احسن است. «الذی احسن کل شیء خلقه»؛ این نظام احسن در اختیار انسان هست که انسان به هدف خلقت خود نائل شود. این خیلی مهم است که ما این روابط را درک و کشف کنیم. اگر انسان‌شناسی نباشد هیچ‌کدام از علوم، باطن خودش را بیرون نمی‌دهد. روابط بین موجودات را کشف می‌کنیم اما تا وقتی که انسان شناخته نشود ما به چرایی این ساختارها پی نمی‌بریم. «ان جاهل بمعرفت نفسه جاهل بکل شیء»؛ یعنی نفس معادل کل شیء هست. اگر نفس خودش را نشناسد علوم دیگر هم به درد او نمی‌خورد. آیه 5 و 6 سوره مبارکه یونس؛ «هوالذی جعل الشمس ضیاء و القمر نوراً و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ما خلق الله ذلک الا بالحق»؛ شما در محضر خدا هستید و خدا دارد با شما صحبت می‌کند. عالم، عالم ریاضی است. «کل شیء عنده بمقدار»/ «الذی خلق فسوی والذی قدر فهدی» در همه خلقت، خلق، تسویه، تقدیر و هدایت را می‌بینید. تفصیل کمک می‌کند که ما دقیق‌تر فکر کنیم. هرکس به هر جایی رسیده، چه در دنیا و چه در آخرت با خلوت و فکر رسیده است. منزل‌هایی برای این‌ها مقدر کرده که شما شماره سال‌های زندگی خودتان را به‌دست بیاورید. یعنی بین چرخش و تقدیر آن‌جا با زندگی ما رابطه وجود دارد. خدا اینها را به حق خلق کرده است. تفصیل آیه می‌دهد اما تفصیل آیه را فقط علما می‌فهمند. همیشه رمز آیه در آخر آیه است. «ان فی اختلاف اللیل و النهار و ما خلق الله فی السموات و الارض لایات لقوم یتقون»؛ آنچه که خداوند در آسمان و زمین خلق کرده، نشانه‌هایی است برای افراد با تقوی. در این آیه تأکید می‌کند که علم کافی نیست. باید پاکی قلب و ضمیر، دوری از گناه و آلودگی وجود داشته باشد تا وقتی شخص می‌بیند بفهمد. خداوند می‌فرماید: «هو الظاهر»؛ فقط او ظاهر است. اصلاً خدایی را که نمی‌بینم عبادت نمی‌کنم. وقتی ظاهر است چه‌طور ما دنبال خدا می‌گردیم؟ دیدن خدا شرط دارد. آدم‌هایی که جنایت می‌کنند بینایی‌شان را از دست می‌دهند با وجود این‌که ظاهر است نمی‌بینند. اصلاً کسانی که اهل بدکاری و گناه هستند سر از جایی درمی‌آورند که آیات خداوند را تکذیب می‌کنند یعنی می‌بینند و می‌گویند نیست. با وجود این‌که خداوند مشهود است انکار می‌کنند. فقط اهل تقوی هستند که می‌بینند. «الله نور السموات و الارض»؛ نور را چگونه دریافت می‌کنند. جان خودش را آلوده می‌کند با وجود این‌که ظاهر است نمی‌بیند. اگر کسی بخواهد ببیند و بفهمد باید آلودگی را کنار بگذارد. با آلودگی، دیدنی وجود ندارد. امام زمان7فرمود: ما را از شما مخفی نمی‌دارد، مگر رفتارهای شما. ما اتهام غیبت را به او می‌زنیم درحالی که مشکل از ماست. اگر تقوی نداشته باشید نمی‌توانید ظاهر را ببینید. این در خودشناسی خیلی مهم است که من با جان خودم چه کار می‌کنم. ناامیدی، احساس پوچی و غم و غصه، اضطراب برای این است که ما جان خودمان را آلوده می‌کنیم و الا خداوند جهان را برای شادی انسان آفریده است. «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» مؤمن نشاطش دائمی است. نمی‌شود یک جا ایمان باشد شادی و آرامش نباشد. اگر این‌گونه نباشد، حقیقت ایمان وجود ندارد و فقط شکل و ظاهر ایمان است. دو نعمت بزرگ خورشید و ماه که منبع نور و انرژی برای ما هستند، اگر نباشند حیات در زمین وجود ندارد. خداوند توجه ما را به این‌ها جلب می‌کند. ساده از کنار این‌ها رد نشویم. شما به این‌ها فکر کنید تا پیوستگی اجزای عالم و معنادار بودن این‌ها و این‌که برای شما خلق شده را بفهمید که گردش و اندازه‌های آن به من ربط دارد. به «رب»، «مالک» و «مدبر» خودمان پی ببریم و به وابستگی خودمان به این رب پی ببریم. حضرت فرمودند: قرآن شراب است. «یفصل الآیات لقوم یعلمون»؛ تفصیل می‌دهد و می‌فرماید شما هم همین‌طوری سراغ آیات بروید تا به حکمت‌ها بیشتر پی ببرید. اگر بخواهید تنبلی کنید و دنبال کار علمی نروید به آیه نمی‌رسید. تعبدی می‌پذیرید ولی قلبتان آرامش پیدا نمی‌کند. باید کار علمی و تحقیقی کنید تا دربیاورید. متأسفانه کسانی که کار علمی نکرده‌اند تفسیر نوشته‌اند، برای همین هیچ حرکتی ایجاد نمی‌کند. «لآیات لقوم یعلمون». چه‌قدر در علوم جدید آیه داریم. اگر صدها سال بشر کار علمی کند قرآن حرف برای گفتن دارد. مطالعه روی آیات الهی و مخلوقات خداوند را کنار گذاشته‌ایم در حالی که خداوند این را یک عبادت بزرگ می‌داند. فقط کسانی از مطالعه آیات سود می‌برند که دل پاکی داشته باشند. قرآن می‌فرماید: اگر کسی دل پاک داشته باشد به آسمان نگاه کند تا قیامت می‌رود. «یتفکرون فی خلق السموات و الارض ... سبحانک فقنا عذاب النار» از نگاه آسمان به جهنم می‌روند و از جهنم می‌ترسند. «ما خلقت هذا باطلا»؛ به حکمت رسیدند. قرآن می‌فرماید: اهل تقوی هستند که این‌گونه می‌بینند. گناه، انسان را از تشخیص صحیح بازمی‌دارد. آلودگی اجازه نمی‌دهد که اطلاعات شما به داد شما برسد. نهایتاً یک جا اشتباه می‌کنید و سر از شکست‌های بزرگ درمی‌آورید. بدون طهارت روح و پرهیز از آلودگی کار علمی کافی نیست. در سوره مبارکه یوسف آیه 105 خداوند چه‌قدر گله کرده است؛ «و کأین من آیه فی السموات و الارض یمرون علیها و هم عنها معرضون»؛ چه بسیار آیاتی در آسمان و زمین که آنها از کنارش می‌پرستند و از آن روی گردانید! «اینما تولوا فثم وجه الله»؛ شما به هر چیزی نگاه کنید وجه خداست. هیچ چیز نیست که وجه الله نباشد. گشتن نیاز ندارد. نمی توانید به چیزی فکر کنید که آیه خدا نباشد. وقتی «هو اضحک و ابکی» است وقتی می‌خندید خنده‌هایتان و گریه‌هایتان آیه است. حتی وقتی فکر می‌کنید با نور خدا دارید فکر می‌کنید. «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» ما در همه کارها با چهره خدا روبه‌رو هستیم. ما باید کم‌کم روی خودمان کار کنیم. سوره ابراهیم، 19؛ «الم تر أن الله خلق السموات و الارض بالحق ان یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید»؛ ندیدی که خدا آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است. اگر ما نمی‌فهمیم و سؤال می‌کنیم برای این است که خودمان را گرفتار کردیم. شما در ابتدایی‌ترین چیزها سؤال نمی‌کنید، ازدواج، آب خوردن او که هدف خلقت همه موجودات جهان است سؤال دارد، برای این است که ما کوری داریم. عین حق است. ما خودمان را گرفتار کرده‌ایم برای همین مجبوریم سؤال بپرسیم و بعد تحقیقات راه می‌اندازیم راجع به این‌که خدا هست. سیدالشهداء علیه السلام در دعای عرفه؛ خدایا تو اصلاً کی غایب بودی که احتیاج به دلیل داشته باشی دلالت بر تو کند؟! آیا غیر تو ظهورش بیشتر از توست که آن تو را به ما ظهور دهد؟ مظاهر تو از تو نورانی‌تر هستند؟ الهی اگر من به آیات نگاه کنم دور می‌شوم، خدا را با خودش بشناسید. شما که مرا نمی‌بینید تفصیل به آیات می‌دهم شما را تا شاید مرا ببینید. اگر خودمان را نشناسیم عمر خودمان را هدر می‌دهیم. «هو الظاهر» خیلی شفاف است چه‌طور شک می‌کنید؟ امکان شک وجود دارد؟ نمی‌شود ندید و نمی‌شود شک کرد؟ «إن یشأ یذهبکم و یأت بخلق جدید»؛ خلقت آسمان‌ها و زمین بیهوده نیست. یک هدف بسیار عالی دارد. آسمان و زمین و... قائم به او هستید، محتاج به او هستید. «انتم الفقراء الی الله» تو هدف خلقت آسمان‌ها و زمین هستی، اگر تو را هم بردارم یک خلق جدید می‌آورم چون آسمان و زمین بدون انسان فایده ندارد. دقت کنید که ما کی هستیم؟ جدی‌ترین کلمات خدا و مهم‌ترین آیات الهی است. همه قدرتت را برای این کار باید بگذاری. خیلی مهم است که اگر تو را ببرد یکی مثل تو را می‌آورد. اگر خلقت آسمان و زمین بالحق باشد، باید انسان باشد که بالحق باشد. این کلمات را خدا چیده است. روی آیات 83ـ79 سوره نحل تدبر کنید. تمام گرفتاری‌های ما این است که شجاعتِ تنها ماندن و فکر کردن را نداریم. بزرگ‌ترین گرفتاری ما این است که از خدا می‌ترسیم و نمی‌خواهیم ذهنمان درگیر شود. «اولم یتفکرون فی انفسهم»؛ هر شب روی پشت بام بروید و فکر کنید و هر چیز به ذهنتان می‌رسد بنویسید. کسی که نتواند خلوت کند فشار قبر زیادی خواهد داشت. مردنش با وحشت است برزخش هم با وحشت است. ما همین الان در قبر هستیم، نفس ما قبر ماست. یک مقدار ارتباطت را با بقیه کم کن. «کیف آنس فی الله من لم یستوحش من الخلق»؛ چه‌طور می‌شود کسی با خدا انس بگیرد در حالی که هنوز از مردم وحشت ندارد. ما از خودمان و از خدا هم وحشت داریم. اگر فکر کنید می‌فهمید که تمام آن‌چه در آسمان و زمین است حق است و زمان‌دار بودنش را هم می‌فهمید. یعنی شما مرحله وفات، قیامت، طی شدن این اجل را می‌فهمید. اگر نترسید چون همه چیز در خودت است. من کی هستم که همه این‌ها در وجود من است؟ ما باید با خودمان آشتی کنیم. این رقیب‌ها اجازه می‌دهند؟ ما پشت فقه و اصول و ... قایم شده‌ایم که مبادا خودمان با خودمان تنها نباشیم. چه وقت می‌خواهیم با خدا صلح کنیم؟ «الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم ذلک الله»؛ وقتش نرسیده که دلهای مؤمنین با یاد خدا بلرزد؟ سوره بقره آیه 74 ؛ «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک ...»؛ سنگ‌ها از خشیت خدا می‌ریزند ولی هنوز دل‌های ما تکان نمی‌خورد؟ هرکس خدا را دوست دارد یادش را هم دوست دارد. در مجموعه عمرمان لذتی که از خوردن چلوکباب بردیم از نماز خواندنمان برده‌ایم؟ امام رضا علیه السلام فرمودند: کسی که یاد خدا را می‌کند اما مشتاق خدا نیست خودش را مسخره کرده است؟ اگر ما با خودمان آشتی نکنیم با خدا هم آشتی نمی‌کنیم. تا با خودت انس نگیری و خودت را نشناسی و ترس از خودت را کنار نگذاری هیچ اتفاقی نمی‌افتد. کسی که اینجا شاد نیست آن طرف هم شاد نیست. «کمن کان فی هذه الاعمی فهو فی الاخره اعمی» «ما خلق الله السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمی و ان کثیر من الناس بلقاء ربهم لکافرون»؛ چون اکثر مردم تفکر نمی‌کنند لقاء را هم قبول ندارند و قیامت برایشان جدی نیست. یک جاهایی خداوند می‌فرماید: یا ایها الذین آمنوا آمِنوا؛ آدم خجالت می‌کشد. همیشه باید سر خودمان را گرم کنیم که مبادا در آینه خودمان خودمان را نگاه کنیم. اگر برای خودمان فراغت ایجاد کنیم حقانیت خلقت و حقیقت قیامت را می‌فهمیم. رابطه بین آسمان و زمین و خودم را بفهمم. یکی از بزرگان فرمودند: ما 40 سال وقتمان را در این «فتأمل»ها صرف کردیم، اگر یک مقدارش را در این‌ها تأمل می‌کردیم ارزش داشت. بین آسمان و زمین و مسئله معاد، جاودانگی و لقاءالله رابطه وجود دارد. بلقاء ربهم که بالاتر از قیامت است رابطه وجود دارد. این حرف‌ها را خدا می‌فرماید: که بین این‌ها و لقاء من رابطه وجود دارد.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 281
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 7

انسان شناسی جلسه 7

خداوند تبارک و تعالی تمام مراحل خلقت را بر اساس ساختار وجودی انسان خلق کرده و انسان با ساختار وجودی‌اش دیده شده و بعد همه مراتب خلقت خلق شده است. «هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا»؛ آن‌چه در زمین است برای انسان خلق شده و خداوند تبارک و تعالی در قرآن جزء به جزء ذکر کرده است. نه فقط آن‌چه در روی زمین است بلکه آن‌چه در آسمان‌هاست همه بر اساس نظام خلقت انسان طراحی و ساخته شده است و لزوم تفکر و تدبر در این آیات را ذکر کردیم. آیه 33 سوره مبارکه انبیاء؛ «هو الذی خلق اللیل و النهار والشمس و القمر کل فی فلک یسبحون» آیات قبل در جوامع اسلامی مورد مطالعات تجربی قرار نگرفته است. چون حکومت‌های وابسته و سرسپرده داشتند و اساساً کار علمی به معنای حقیقی در کشورهای اسلامی صورت نگرفته است. دانشمندان بسیاری از مراکز علمی دنیا ایرانی هستند. پیامبر اکرم9فرمودند: اگر علم در ثریا باشد مردانی از فارس به آن دست پیدا خواهند کرد. در زمینه علوم انسانی حرکت ما کُند است. در علوم تجربی راه برای ما باز شده است. اما اگر ما در زمینه انسان‌شناسی غفلت کنیم و تولیدات متناسب با جامعه بین‌المللی نداشته باشیم، در این جنگ می‌بازیم و ضربه‌های زیادی خواهیم خورد. طبق فرمایش مقام معظم رهبری؛ ما دچار تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و ناتو فرهنگی می‌شویم. باید در جامعه و حوزه‌های علمیه به‌دنبال علم به معنای حقیقی برویم و اگر نظریه‌پردازی هم می‌کنیم، این نظریه‌ها حتماً در بوته نقد و آزمایش قرار بگیرد. داستان آسمان‌ها یک داستان شوخی نیست، نظم حیرت‌انگیزی است که میلیون‌ها دانشمند را در سراسر جهان مشغول خودش کرده است. محاسبات ریاضی فوق‌العاده دقیق و عمیق دارد. قرآن می‌فرماید: «و زینا السماء الدنیا بزینه الکواکب»؛ ما آسمان دنیا را با ستاره‌ها تزئین کردیم. ما نمی‌دانیم میلیارد سال نوری یعنی چه؟ یعنی چه با سرعت نور مسیری را از این ستاره به آن ستاره طی کند؟ با عمرهای 60-50 ساله می‌خواهیم یک ابدیت را بخریم. آسمان اول در مقابل آسمان دوم مثل حلقه‌ای است در آسمان دوم. همچنین آسمان دوم در مقابل آسمان سوم مثل حلقه‌ای است در آسمان سوم. این‌ها همه را برای شما خلق کردم. بهشت شما به اندازه همه آسمان‌ها و زمین است. من کیستم که می‌توانم از چنین بهشتی استفاده کنم؟ وسعت نفس من چه‌قدر است که بهشت من به این وسعت است؟ داستان نفس انسان چیست؟ «وجعلنا من الماء کل شیء حی»؛ چرا هر چیزی از آب زنده است. همه چیز از آب است. اگر نگاه عادی را برداریم حیرت تمام وجود انسان را برمی‌دارد. نگاه کردن به آب ثواب دارد حتی کسی که نمی‌تواند از آب لذت ببرد، عقاب دارد. دست روی زیباترین گل‌ها هم بگذارید به آب که نگاه می‌کنید یک چیز دیگر است. «وجعلنا السماء سقفاً محفوظا»؛ گاهی در قرآن آیاتی وجود دارد که آیات للناس است همه مردم اگر فکر کنند دلشان به آرامش می‌رسد اما در جایی می‌فرماید؛ «آیات لقوم یعلمون»؛ فقط مخصوص علما است. بعضی جاها «لأولی الالباب» و... متخصصان مختلف با آیات متناسب با خودشان باید کار کنند. ملائکه هم داستان مفصلی دارد که تک‌تک آنها در نظام خلقت چه کارهایی می‌کنند! از این نگاه آلوده و ضعیف دربیاییم. با کدام قدرت و تخصص «وجعلنا السماء سقفاً محفوظاً» معصومین:تأکید کردند که با نجوم سروکار داشته باشیم. رسول خدا بهترین خلوتشان با آسمان بوده است. آسمان جزء واجبات مطالعاتی یک شیعه، یک مؤمن و یک اهل دل است. خداوند هم در قرآن بسیار تأکید کرده که به آسمان توجه کنید. اسماء الهی را از نگاه در آسمان درمی‌آورند. «یتفکرون فی خلق السموات والارض»؛ اسم «رب»، «مالک»، «هو» درمی‌آید. «ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار»؛ اسم «سبحان» درمی‌آید، قیامت و معاد درمی‌آید. خیلی از معارف ناب از نگاه به آسمان درمی‌آید. خداوند گاهی اوقات خرق عادت می‌کند. چشم را می‌دهد یک نابینایی هم کنار آن می‌گذارد و... که ما در مقایسه‌ها و اختلافات بفهمیم که آن نظام یعنی چه؟ خداوند گهگاهی به لایه ازن دستور می‌دهد راه را باز کنید که یک شهاب سنگ بیاید. نظریه مشهوری درباره نابودی دایناسورها در چند میلیون سال پیش این بوده که یک شهاب‌سنگ آمده و همه را از بین برده است. «وجعلنا السماء سقفاً محفوظاً»؛ اگر ما این را طراحی نکرده بودیم و اگر لایه O3 را برداریم، زمین چند ساعته نابود می‌شود. در اثر تابش اشعه ماوراء بنفش خورشید از هر 60 نفر یک نفر می‌میرد. وقتی عکس‌های کره زمین را می‌بینید تصویر را در مقیاس ده میلیارد سال نگاه می‌کنید و اصلاً زمینی نمی‌بینید. امام;فرمودند: اگر زمین در منظومه شمسی گم شود، هیچ‌کس غیر از جبرئیل نمی‌تواند آن را پیدا کند. «و جعلنا السماء سقفاً محفوظا»؛ تمام چینش‌ها برای این است که تو سالم باشی. موضوع، انسان است. باید برای این بنایی که خداوند قرار داده خدا را شکر کنیم. در بحث انسان‌شناسی اولین چیزی که گیر آدم می‌آید اسم شریف «هو» است. «و هوالذی خلق اللیل و النهار»؛ اوست که شب و روز را آفرید. آثار شب؛ مایه سکون شما آفریدم. در شب خیلی آرامش و سکون کسب می‌شود. نبی اکرم wصلوات الله علیه فرمودند؛ اشراف امت من سه گروهند؛ «اشراف اللیل»؛ «سبحان الذی اسری بعبده لیلاً» / «و واعدنا موسی اربعین لیله» این ماجرای «لیل» چیست؟ ما باید رساله‌های تخصصی در مورد شب، آثارش بخوانیم. این‌ها را در قرآن می‌توانیم دریافت کنیم. سلامتی جسم و روح خیلی از افراد به شب‌زنده‌داری است. باید از شب برای درمان استفاده کرد. شب ثروت عظیمی است که «انا انزلناه فی لیله القدر»؛ از روز خیلی مهم‌تر است. «والشمس والقمر»؛ آسمان، خورشید و ماه هر کدام در مداری حرکت می‌کنند. «کل فی فلک یسبحون»؛ «سبح» بار علمی دارد. شناور بودن یعنی چه؟ باید در اختیار دانشمندان نجوم قرار دهید، دقیق‌ترین تعبیر را به کار ببریم. مگر بشر چند سال پیش به مدار دست یافته است؟ خورشیدی که ثانیه‌ای 3 میلیون تن از آن کم می‌شود انرژی‌اش را از کجا آورده؟ مدیریت و تنظیم روابط اتمی این کره، تولید و توزیع انرژی و نور از کجا است؟ «تجری لمستقر لها»؛ خورشید جریان است و در محل ثابتی که برایش در نظر گرفته شده است قرار می‌گیرد. «ذلک تقدیر العلی العظیم»؛ کسانی که الان در نانوتکنولوژی کار می‌کنند، در بحث اندازه‌ها، میلیمتر را خیلی بزرگ می‌دانند. بشر اتم را تسخیر کرد به کجا رسید؟ انرژی‌هایی که قرار است مهار شود چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ دانشمند اسلامی اگر قبل از این‌که رشته خود را بخواند قرآن را بخواند چند صدسال جلوتر از دانشمندان دیگر می‌تواند تئوری بدهد. خورشید در کجا حرکت می‌کند؟ «ذلک تقدیر العزیز العلیم»؛ اسم شریف «عزیز» و «علیم» چه ربطی با ماجرای شب و روز و خورشید و ماه دارد؟ به کلمه به کلمه آن باید فکر کنیم. اگر خورشید حرکت می‌کند یعنی منظومه حرکت می‌کند. کل منظومه در حرکت است. ما چیزی در عالم نداریم که ثابت باشد و حرکت نکند. ما ثابت غیرمتحرک نداریم. خورشید که از منظومه درنمی‌آید. این که حرکت می‌کند نسبتش با بقیه کجاست؟ چه کسی دارد این را حرکت می‌دهد؟ چه طور می‌توانند پیش‌بینی کنند که در این ساعت و این ثانیه خسوف و کسوف پیش می‌آید. «کل شیء عنده بمقدار» انسان را وادار به سجده می‌کند. سوره مبارکه نمل، آیات 62 ـ60؛ «امّن خلق السموات والارض و انزل لکم من السماء ماء فانبتنا به حدائق ذات بهجه ما کان لکم ان تنبتوا شجرها اءله مع الله بل هم قوم یعدلون.... امن جعل الارض قراراً »؛ دانشمندان می‌گویند زمین با چه سرعتی در فضا حرکت می‌کند، دور خودش می‌گردد، 5 نوع حرکت دارد. این حرکت‌های زمین اصلاً روی سکون و آرامش و قرار ما در زمین تأثیر ندارد. «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء»؛ امام صادق فرمودند: مصداق حقیقی مضطر در جهان وجود مبارک امام زمان است. سوره مبارکه نمل، آیه 12؛ «سخر لکم...»؛ شب و روز و آسمان و ماه با تو تنظیم شده است. تا زمانی که ما دقت نداشته باشیم، (آیات آفاقی) نمی‌توانیم آیات عجیب‌تر را باور کنیم. تا وقتی به آیات مربوط به خودت برمی‌گردی، تعجب نکنی. می‌فرماید: این که من آفریدم از همه عجیب‌تر است. سوره مبارکه لقمان، آیه 20؛ «الم ترو ان الله سخرلکم ما فی السموات و ما فی الارض...»؛ این آیات ما را دعوت به فکر می‌کند؛ آیا نگاه نمی‌کنند آن‌چه در آسمان و زمین هست برای شما تسخیر کرده؟ (این ستاره‌ها را برای شما گذاشتم تا 12 ماه سال را برنامه‌ریزی کنید، تا مسیرهایتان را پیدا کنید، در سیر و سفر و سیاحت آسمان نقش مهمی دارد. اگر قوای طبیعی نباشد، قطب‌نما چه اثری دارد؟ هواپیما و کشتی نمی‌تواند حرکت کند.) تازه هنوز تسخیر نیامده است. با حضور امام زمان7 25 پایه علم برپا می‌شود که تا زمان ایشان 2 پایه آن طی شده است. بشری که خدا و امام زمان7تربیت می‌کند. از همین جا با برزخ و ماورای طبیعت رفت و آمد عادی دارد و تا قیامت می‌رود. «اسبق علیکم نعمه ظاهره و باطنه»؛ آدم باید نعمت‌های خدا را ببیند، نعمت‌های خدا قابل شمارش نیست. «و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و لا هدی و لا کتاب منیر»؛ اگر می‌خواهید در مورد خدا حرف بزنید علم و کتاب منیر می‌خواهد  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 280
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 6

انسان شناسی جلسه 6

اگر کسی صلوات را بلند بفرستد نفاق از دلش می‌رود، یکی از رمزهای خودشناسی است. مباحثی که نقش اساسی در ساختار ما دارد، اگر توأم با تفکر و تعقل نباشد راه به جایی نمی‌برد و بیش از دانایی به جایی نمی‌رسد. آن‌چه ما برایش آفریده شدیم تخلق است که عبارتست از دارایی. ما باید با ابزار آن همراه باشیم و انس بگیریم. خوب شنیدن و خوب فکر کردن. اگر کسی شجاعت خلوت و تعقل را ندارد، این مباحث چیز زیادی به دست او نمی‌دهد. در آموزش‌های اسلامی توصیه زیادی به تفکر و تعقل شده است. «لعلکم تعقلون، لعلکم تتفکرون»؛ خداوند ما را دعوت به تفکر و تعقل می‌کند. «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها»؛ کسانی که در قرآن تدبر نمی‌کنند قلبشان قفل شده است. تهدید خیلی بزرگی است. کسی که موفق نمی‌شود با قرآن انس بگیرد و تدبر در قرآن کند به قلبش قفل خورده است. آنچه از ما به عنوان یک وظیفه انسانی خواسته شده، تفکر و تدبر در آیات قرآن است. آثاری که یک ساعت تفکر در نظام ابدی و وجودی انسان می‌گذارد آثار عبادت 70 سال را دارد. امام جواد7فرمودند: «القصد الی الله تعالی بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال»؛ حرکت به سمت خدا با قلب زودتر انسان را می‌رساند تا این‌که انسان بدنش را با اعمال و عبادات به زحمت بیاندازد. عوام خیلی علاقه دارند که یک ذکر را تکرار کنند و ختم قرآن کنند و... رسول خدا صلوات الله علیه به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: وقتی می‌بینی مردم خیلی دنبال عبادت هستند تو زیاد فکر کن تا در امور انسانی از بقیه سبقت بگیری. اگر تمرین نکنید، گوش کردن مباحث هیچ نوع تأثیری نخواهد داشت. فکر کردن مثل راه انداختن یک کارخانه است. مواد اولیه باید داشته باشیم تا چیزی تبدیل به چیز دیگری شود. اگر مواد نداشته باشیم به جای تفکر و تعقل، تخیل می‌کنیم. در خیال‌پردازی و تعقل قرار می‌گیریم. امکان ندارد تفکر و تعقل تولید نداشته باشد. در تعقل و تفکر چه رمزی وجود دارد که از عبادت هم بالاتر است؟ من کیستم که اگر تفکر کنم اثری که دریافت می‌کنم از 70 سال عبادت بالاتر است؟ (جانور فربه شود از راه نوش / آدمی فربه شود از راه گوش) آدم وقتی یک بین‌الطلوعین یا یک شب تاصبح فکر کند، یک‌دفعه از آخر جهنم به بهترین جای بهشت منتقل می‌شود. «یبدل الله سیئاتهم حسنات»؛ خداوند گناه 50 ساله و تاریکی را تبدیل به نور می‌کند. (آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند...) چه مکانیزمی در «من» قرار دارد که اگر چنین انحرافی داشته باشم می‌توانم یکباره همه را تبدیل به طلا کنم. در کارخانه بازیافت زباله‌ها تبدیل به پول می‌شوند. تمام عقب‌ماندگی‌ها را می‌شود با فکر درست کرد. «فکرک یهدیک الی الرَّشُد و یهدوک الی اصلاح المعاد»؛ فکر تو را رشد می‌دهد و ابدیت تو را نجات می‌دهد. اگر موادی که قرار است ما روی آن فکر کنیم بی کیفیت باشد، عمر تلف می‌شود. باید مواد اولیه عالی در این کارخانه بیاید که بهترین محصولات را تهیه کند. قرار است یک ابدیت را بسازد. یکی از بهترین موادی که وقتی در مورد آن تعقل می‌کنید و نتیجه‌های خیلی قدرتمند و نورانی می‌دهد، ابدیت است. باید با این مفهوم انس بگیریم. خداوند 80 مرتبه در قرآن مسئله جاودانگی را نام برده است. آدم وقتی با ابدیت انس می‌گیرد اصلاً سرِ جیفه دنیا آسیب نمی‌بیند. در تمام این مسائل باید این را در نظر بگیریم؛ «این نیز بگذرد» زن و شوهرها همدیگر را بیشتر از دنیا دوست داشته باشند. در این صورت است که دنیا که کم‌تر از عشقشان است هیچ‌وقت آن‌ها را به جان هم نمی‌اندازد. «الدنیا جیفه و طالبها کلاب»؛ تخاصم اهل نار به خاطر این است که ابدیت را باور نکرده‌اند. بهترین مواد را بهترین کس در اختیار ما قرار می‌دهد. مقصد خداست. «انا لله و انا الیه راجعون» نفس هم تجلی اوست، پس مواد را هم از خودش بگیرید که زود جلو بیفتید و رشد کنید. «فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه» بعضی از علما اعتراف می‌کنند و می‌گویند؛ 50-40 سال روی علم اصول وقت گذاشتیم اما 10 سال روی قرآن تعقل نکردیم. اصلاً فراموش کردیم که تمام مقدمات علوم برای این است که ما به اصل برسیم. با تولید خدا کاری نداریم. دقت کنیم آیاتی که روابط ساختار ریاضی و ساختار وجودی انسان با عالم را می‌گوید، در این آیات هم ما را دعوت به تفکر و تعقل کرده‌اند. همه تجلی خدا در قرآن برای «من» است. هدف آفرینش من چیست که چنین چیزی در اختیار من قرار داده شده است؟ هزاران موضوع تفکری و تعقلی را قرآن در اختیار ما قرار داده است. تمرین؛ تفکر در مورد آیه 54 سوره اعراف سوره مبارکه اعراف، آیه 185؛ «اولم ینظروا فی ملکوت السموات والارض...»؛ آیا (آن‌ها که سرسختی می‌کنند) در ملکوت آسمان و زمین و آن‌چه خدا آفریده فکر نمی‌کنند؟ ببینید خداوند چه کسانی را دعوت به تفکر در خلقت آسمان و زمین کرده است؟! «و عسی ان یکون قد اقترب اجلهم»؛ شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده و هنوز تفکر در ملکوت آسمان و زمین نداشته است. یعنی به دنیا نیامده مُرده‌اند. (ترسم که این تن که حائل است به جانم/ سقط کند کودک عزیز روانم) خیلی‌ها به دنیا نیامده، همان‌طور قفل زده می‌میرند و قفل قلب‌هایشان هیچ‌وقت باز نمی‌شود. «ینظروا»؛ دیدن و نظارت است به ملکوت آسمان و زمین. پس ما بعد از سال‌ها چه چیز را می‌بینیم. «ینظروا فی ملکوت السموات و الارض»؛ یعنی می‌شود ملکوت آسمان و زمین را دید. ما به‌عنوان پیچیده‌ترین مخلوق خدا داریم از خودمان استفاده محدود می‌کنیم. مثل یک ابرکامپیوتر که فقط از ماشین حساب استفاده می‌کنیم. اغلب افرادی که با تلفن همراه کار می‌کنند با اکثر امکانات آن استفاده نمی‌کنند. ما قسمت اعظم استعدادهایمان شکوفا نشده می‌میریم. ما خیلی مفت زندگیمان را از دست داده‌ایم. چه‌قدر آتش ذخیره کرده‌ایم. کاش خالی بود. ولی چه‌قدر ظلم کرده‌ایم. ما در این مدت نه قرآن می‌خواندیم نه می‌خوردیم. «اولم یتفکرو ما بصاحبهم من جنه ان هو الا نظیر مبین»؛ آیا این‌ها فکر نمی‌کنند پیامبر یک نظیر مبین است و دیوانه نیست؟ یعنی واقعاً ما با خودمان چه‌کار کرده‌ایم؟ چه زمانی می‌خواهد این اتفاقات بیفتد؟ ربط ملکوت آسمان و زمین با ما چیست؟ در خودشناسی این چیزی نیست. ما اصلاً با خودمان قهر هستیم. به غیر خیلی اهمیت می‌دهیم. به چیزهای دیگر خیلی می‌پردازیم. باید یک سَری به خودمان بزنیم. (روزها فکر من این است و همه شب سخنم/که چرا غافل از احوال دل خویشتنم/ از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود/ به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم) ما چه‌قدر تصدیق‌های بی‌تصور داریم؟ اصلاً فکر نمی‌کنیم و بعد می‌گوییم این خلقت عبث است. چون مشغول غیرخودمان بودیم و از آن خیری نمی‌بینیم. برای همین بعضی‌ها دست به خودکشی می‌زنند. اگر یک نفر با خودش انس بگیرد، می‌گوید: خدایا چه کار خوبی کردی که مرا آفریدی؟ چه‌قدر خوب که نمُردم. در مورد طبیعت هیچ‌وقت از خدا سؤال نکردیم، چون این‌ها را می‌فهمیم. در فطریات هیچ‌وقت نمی‌گوییم که چه‌قدر بدیهی بود مرا خلق کردی؟ تو چه‌قدر با من قشنگ رفتار کردی؟ چون مسئله خودمان برای خودمان حل نشده است. اصلاً خودمان را درست معنا نمی‌کنیم. از نماز مثل آب خوردن لذت نمی‌بریم. مفهوم نیست، فقط تعبدی است. اگر ظهر شد یا مغرب شد و به نماز مثل صبحانه و نهار و شام برخورد کردیم، طبیعی است. آن وقت است که ما تازه خودمان را می‌شناسیم. ما پناه می‌بریم به خودمان، کار خیر و... که مبادا با خودمان روبه‌رو شویم تا وقتی هم که این فرار هست حقمان است که حرف بشنویم.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 279
زمان انتشار: 8 اکتبر 2014
| |
انسان شناسی جلسه 5

انسان شناسی جلسه 5

می‌خواهیم در مورد چیزی بحث کنیم که شناخت همه موجودات عالم وابسته به شناخت اوست. مهم‌ترین معرفت‌ها شناخت خود و اله خودت است. پیامبر صلوات الله علیه فرمودند؛ هیچ پیامبری و نه خود من بزرگ‌تر از «لا اله الا الله» پیامی نیاوردیم. چند نفر عالم پیدا می‌شوند که بگویند فعالیت‌های عملی و عملی ما برای کشف حقیقت «لا اله الا الله» است؟ پیامبر صلوات الله علیه می‌فرماید: اصلاً حقیقتی بالاتر از این وجود ندارد. در هر رشته‌ای به هر جا برسید به این حقیقت خواهید ‌رسید. از آیات توحیدی می‌فهمیم که طرف ما کیست. «انا لله»؛ ما برای خداییم یعنی من پیش خدا بودم و در نهایت من و خداییم و هیچ چیز دیگر نیست. پس از «عرف ربه عرف نفسه» هرکه خود را بشناسد ربّ خود را شناخته است، ما می‌فهمیم که «اله» ما کیست. منشأ و مبدأ این نفس کیست. این‌قدر نفس باعظمت است که اگر او را شناختی رب را می‌شناسی. دقت کنید؛ مراحلی را در کتاب آسمانی ذکر کرده که ما به هرچه بنگریم از دریچه چشم خود نگاه می‌کنیم و الان که این نامه را می‌خوانیم می‌فهمیم که خدا هرچه را با توجه به انسان و نگاه انسان خلق کرده است. مایحتاج انسان را دیده و برایش خورشید و ماه و غیره را خلق کرده است. این موجود، بینی و چشم و دهان این‌طوری لازم دارد. اساساً خدا همه چیز را از چشم انسان نگاه کرده و بعد خلق کرده است. وقتی این مطلب را فهمیدی آن‌گاه تو خودت را با طبیعت غریبه نمی‌دانی. هفتاد نوع گل رز با بوها و رنگ‌های مختلف در طبیعت داریم. این طراحی‌ها یعنی چه؟ چند نوع میوه؟ ما باید ‌طوری نگاه کنیم که این برای من است. در قدیم بیشتر علوم دست علما بود. حالا جدا شده اشت. فیلم «اسلام اوج ایمان» نشان می‌دهد که بیشتر علوم و پیشرفت آن از مسلمانان بوده است. شرق و غرب عالم بروید علمی پیدا نمی‌کنید مگر از ما اهل بیت است. امام صادق علیه السلام 74000 شاگرد داشتند، در تمام رشته‌ها و تخصص‌ها شاگرد تربیت کرده است. با ستاره‌ها انس بگیریم. در کتاب صحیفه ببینید ائمه:با چه کسانی حرف زدند! با رعد و برق به عنوان فرشته‌های خدا صحبت می‌کنند و ما چه‌قدر با خودمان و طبیعت غریبه‌ایم. «هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً»؛ باید رابطه‌ای بین من و آن‌ها باشد که می‌فرماید؛ همه چیز را برای تو خلق کردم. دانشمندی که کار می‌کند بفهمد که با خودمان هم رابطه و سنخیت وجودی دارد. مرحله اول؛ اول از زمین شروع شد. «هو» همان است که همه چیز را برای من خلق کرده است. باید همه چیز را با نگاه خود ببینیم. گاو و گوسفند و پلنگ برای من خلق شده است؛ «خلق لکم» نه این‌که بگوییم ما برای خودمان علم داریم و آن‌هایی که در دانشگاه هستند علم برای خودشان است. وقتی در طبیعت با این‌ها سر و کار داریم، این‌ها به ما چه می‌گویند؟ «یتفکرون» وقتی به آسمان یا به یک گل نگاه می‌کنیم با ما صحبت می‌کنند. قرآن می‌فرماید: آدم‌های عاقل وقتی نگاه می‌کنند می‌گویند؛ «ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک ...» خدایا تو هیچ کدام را باطل نیافریدی. آن‌قدر شعور دارد که وقتی به آسمان و زمین نگاه می‌کند تا قیامت سیر می‌کند. از مطالعه آسمان و زمین اسم «سبحان» درآمد اگر نتوانی از مطالعه آسمان و زمین اسم «سبحان» خداوند را دربیاوری، هنوز «اولوالالباب» نیستی. استخراج اسم «سبحان» در مطالعه آثار است. نه این‌که بگویی فلانی می‌گوید، بلکه باید خودت دربیاوری و با نگاه کردن به سجده بیفتی، اگر درنمی‌آید هنوز بالغ نیستی. دقت کنید که بین مطالعات و نگاهِ بین آیات و استخراج اسم «سبحان» چه رابطه‌ای هست. اول هدفدار بودن خلقت است و بعد اسم شریف «سبحان» درمی‌آید که «ک» «سبحانک» خیلی مهم‌ است. «ربنا» و انتساب به خودمان درمی‌آید. «رب» یعنی مالک مدبر. فهمیدم که بین ماه و خورشید و خالق این‌ها و من رابطه وجود دارد. «سبحانک» است «سبحان الله» نیست. وقتی به گل یا آب نگاه می‌کنی آن‌قدر پرده‌ها را برمی‌دارد که ضمیر غایب نداری. خداوند می‌گوید؛ این‌ها وقتی نگاه می‌کنند «اولوالالباب»اند. ربّنا می‌گویند و انکار عبث بودن می‌کنند. «افحسبتم انکم الینا عبثاً» می‌گویند؛ «سبحانک» ضمیر خطاب است یعنی خیلی نزدیکتر. باید تمرین کنیم اگر یک نگاه می‌تواند این‌قدر معرفت بیاورد، کسانی که نگاه نمی‌کنند خیلی کور هستند. یک «موز» همه اعتقادات را با تو کار می‌کند. یک پرتقال را 50 دقیقه طول می‌کشد که به دلش بیاید پرتقال را ببُرد و بخورد، خیلی ماجراها اتفاق می‌افتد. با سبزی‌ها و فلفل‌ها و... هر رنگی بیماری خاصی را نابود می‌کند. همه پرتقال‌ها را می‌توانید بخورید. اگر ترش است باز هم برای تو خلق شده، چون گرفتار شهوت شکم هستیم می‌گوییم ترش است و نمی‌خوریم. همه این‌ها با ما کار دارند. «سبحانک و قنا عذاب النار» یکی وقتی خورشید و ماه را می‌بیند تا قیامت می‌رود و ماجرای جهنم را می بیند و یاد آتش جهنم می‌افتد و می‌گوید: نکند ما جهنمی شویم. چون از جهنم می‌ترسد می‌گوید «فقنا عذاب النار». پس ماجرای استعاذه از جهنم از کجا شروع شد؟ «یتفکرون فی خلق السموات و الارض»؛ وقتی به آسمان و زمین نگاه می‌کنید حواستان به قیامت باشد نه مثل گاو که فقط می‌خورد. یعنی اگر به نعمت‌های خداوند فکر کنید تو را تا قیامت و بعد از آن می‌برد. صاحبان خرد چه کسانی هستند؟ از کجایند؟ آیا ما هستیم یا نیستیم؟ اگر «اولوا الالباب» نیستی که وای به حالت! اگر هستی باید این آثار تو را تا قیامت ببرد. اگر نبرد 40 سال فلسفه خواندی به درد نمی‌خورد. صاحب خرد نیستی. صاحب خرد واقعاً از جهنم می‌ترسد و واقعاً می‌خواهد که به جهنم نرود. باید حجاب عادت را بردارید یاد بگیریم به اشیاء عادی نگاه نکنیم. باید آن‌قدر نگاه کنید و فکر کنید که هر دفعه تو را تا قیامت ببرد. قیامت و معاد را می‌خواهید ببینید. متأسفانه سر کلاس درس می‌نشینند و تازه می‌خواهند خدا و معاد را اثبات کنند «افی الله شک؟»؛ هیچ‌کس نمی‌تواند به خدا شک کند. اگر کسی شک کرد از مقوله استاد خارج است. «هوالظاهر» قرآن می‌فرماید: این‌هایی که تفکر می‌کنند تا قیامت و معاد می‌روند و بهشت و جهنم را می‌بینند. هم صراط و هم میزان در همه این مطالعات است. چون با خود با طبیعت غریبه‌ایم خیلی دور می‌پریم. قرآن چه‌قدر زیبا می‌فرماید. وقتی به آسمان نگاه کردید خودت را به خودت معرفی کرد؟ اسم‌های «رب» و «مالک» و «مدبر» و «سبحان» را درآوردیم. به یک دستمال کاغذی نگاه کنید، جنگل و درخت و کسی که این درخت را بریده، وسیله‌ای می‌بینید که با آن درخت را بریدند و کسی که این کار را کرده قدرت و شعور داشته و اراده کرده است. برای همین از او اسم «قوی» و «هوشیار» و خیلی اسم‌ها درمی‌آید. پس ما یک کارخانه هم می‌بینیم. به همراه کارخانه، دانشمندانی می‌بینیم که درس خواندند و آدم تاجری که این کارخانه را برپا کرده و صدها دستگاه و اره و... داشته است. فلز آهن از معدن استخراج شده و ماجراهای معدن‌چی‌ها و کارخانه آهن و ذوب و... تا اره درست شده است. اگر بخواهیم توضیح دهیم بسیار حرف دارد و تمام نمی‌شود. فقط عادی نگاه نکنیم این‌ها همه تمرین است. مراکز پتروشیمی و مراکز شیمی و متخصصان همین دستمال کاغذی و قالب‌هایی که ساختند، هزاران حرف دارد. هیچ‌کسی نمی‌تواند همه این‌ عواملی را که باعث شده این‌ها دست ما برسد را بنویسد. قرآن می‌فرماید: همه این اشیاء با تو حرف می‌زنند. حتی جذب دوباره آن به طبیعت کلی حرف دارد. صاحبان خرد به اشیاء عادی نگاه نمی‌کنند. برزگ‌ترین حجاب، حجاب عادت است. تمام دانشمندان، مخترعین و کسانی که توانستند علمی را کشف کنند به میزان توان خودشان یک مقداری این حجاب را پاره کردند تا به چیزهای جدید رسیدند. تمرین کنید و عادی نگاه نکنید. کتاب و استاد هم نمی‌خواهد. نگاهت را درست کن، خودش با تو حرف می‌زند. مرحله اول؛ «هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا»؛ یکی از جنایت‌هایی که اتفاق افتاده این است که؛ قرآن ما را برای علوم تجربی دعوت می‌کند، آن‌وقت لذت ما این است که با علوم تجربی کاری نداریم و سراغشان نمی‌رویم. این‌ها عبادت است. «تفکر ساعه خیر من عبادت سبعین سنه»؛ «قربه الی الله» بنشینید و به آسمان نگاه کنید. در برنامه عبادی‌مان این باشد که فیلم‌های مستند را نگاه کنیم. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند؛ من شب‌هایی بود که برای نماز شب بلند می‌شدم و همین که چشمم به آسمان می‌خورد به خودم که می‌آمدم وقت اذان صبح بود. پیامبر7ساعت‌ها به آسمان نگاه می‌کردند. علوم بچه‌ها را بخوانیم همه عبادت است ثواب هم دارد دانشمندانی که اهل مطالعه نبودند آن‌قدر پرت و پلا در کتاب‌هایشان هست. در طبیعیات و فلسفه همین‌طوری گفتند. هنوز هم برای خیلی‌هایشان حاکمیت دارد همه غلط است. آن کسی که اتم را فرستاده قرآن را هم فرستاده است. طراحی‌های همه در دست همان خداست و ظهورات و تجلیات همان خداست. مرحله بعد؛ آیه 22 بقره، حجر 19، طه 53، انبیاء 31، رعد 3 و 4، ابراهیم 32، نحل 13 و 15، کهف 3، شعراء 7 و 8، نمل 60 و 61، لقمان 10، یس 36ـ33، غافر 64، فصلت 39، شوری 29، زخرف 10، جاثیه 13، ق 7 و 8، ذاریات 48 و 49، الرحمن 10 تا 13، حدید 17، طلاق 12، ملک 15، نور 19 و 20، مرسلات 25 تا 28، نبأ 6 تا 16، طارق 12، غاشیه 20ـ17 شمس 6 مطالعه کنید و فکر کنید. با طبیعت دوست شوید و آشنا شوید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed