www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 355
زمان انتشار: 10 آوریل 2014
| |
(جلسه 21): دنیا محل کسب استعداد برای آخرت است

خانواده آسمانی(جلسه 21)؛ 89/12/12

(جلسه 21): دنیا محل کسب استعداد برای آخرت است

ما عاشق عشقیم و نیاز داریم به کسی عشق بورزیم. ما در تمام بخش‌های جمادی، نباتی و حیوانی و... معشوق داریم و ارزش انسان نهایتاً به عشق حقیقی که ذات بی‌نهایت حق تعالی است، می‌باشد. انسان دلدادگی بی نهایت دارد که اگر مصداق اصلی را پیدا نکند وعشقش را به معشوقهای محدود ابراز کند علاوه بر سرخوردگی آخرتش را نیز از دست می‌دهد و وقتی منتقل می‌شود می‌بیند به جایی وارد شده که: «یوم لا ینفع مال ولا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم» می‌باشد و قلب سلیم به فرمایش امام صادق «علیه‌السلام» عبارت است از: «السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه احد سواه»؛ قلب سلیم کسی دارد که وقتی به ملاقات خدا می‌رود کسی جز خدا در آن نباشد. اگر دل را به غیرمعشوق اصلی دادیم، دل رشد نمی‌کند و به کمال لایق نمی‌رسد. بهشت، دلی به وسعت آسمان‌ها و زمین و از لحاظ زمانی بی‌نهایت را می‌خواهد که بتواند از آن بهره‌برداری کند. «اولئک اصحاب الجنه هم فیها خالدون» انسان در آخرت می‌بیند که معشوق‌های قلابی آورده که باید با عذاب از آنها جدا شود. و از طرفی معشوق اصلی را نیاورده است. تمام ابعاد انسان باید با محبوب خود ارتباط برقرار کند. حس با محسوسات، خیال با مخیلات، وهم با موهومات، عقل با معقولات و فوق عقل با بی نهایت. و البته اینها در صورتی است که مراتب مذکور در انسان سالم باشند. اگر انسان با محبوبش ارتباط برقرار نکند، نمی‌تواند در آخرت با او زندگی کند. آخرت تجلی محبوب و ظهور رحمت محبوب است. ما باید دستگاهی که برای استفاده از رحمت خداوند است را تهیه کرده و ببریم. اگر تمام رحمت خدا را صد در نظر بگیریم تمام دنیا با یک رحمت خدا ساخته شده و آخرت با 99 رحمت دیگر خداوند. جنین در رحم فقط از خون تغذیه می‌کند ولی تمام تجهیزات دنیا را تهیه و با خود می‌آورد. ما هم باید در دنیا برای آخرت استعدادهای لازم را کسب نماییم. علت اینکه ما از مرگ می‌ترسیم این است که خودمان را با قوانین آخرت تنظیم نکرده‌ایم. وفات و ملک الموت کسی را به شوق می‌آورد که آماده‌ی آن طرف شده باشد. وقتی جنین از رحم به دنیا متولد می‌شود همه خوشحال می‌شوند و این در صورتی است که استعدادهای لازم را کسب کرده باشد. اصل این است که همه‌ی کارهای ما باید متناسب با نظام آخرتی تنظیم شود تا سالم به آنجا متولد شویم. ما باید اصل و ریشه خودمان را دوست داشته باشیم و با آنها زندگی کنیم زیرا در آخرت با آنها زندگی خواهیم کرد. خداوند می‌فرماید:  به اندازه‌ای که با من زندگی خواهید کرد با من انس بگیرید. خداوند معصومین «علیهم‌السلام» را مَثَل اعلای خودش قرار داده تا بتوانیم به واسطه دلدادگی به ایشان دلداده خداوند شویم. گاهی ما از چیزی تصور ذهنی داریم مثل تصور آب و غذا که نه سیراب می‌کنند و نه سیر. اما وقتی خودش وجود دارد سیرابی و سیری را به همراه دارد. معصومین «علیهم‌السلام» هم انوار خدا هستند و هم جلوه کامل خداوند. لذا احاطه کامل به هستی دارند. در ارتباط با ایشان رابطه بدنی و نزدیکی جسمی به ایشان خیلی مهم نیست. آنچه که مهم است این است که ما باید معصوم «علیه‌السلام» را در وجودمان احساس کنیم و با آنها در خیال عشق‌بازی کنیم و اساساً اگر نتوانیم آنها را در خیال بیاوریم نمی‌توانیم ارتباط برقرار کنیم. منشأ و اثر در وجود ما همان تصور خیالی است. تا زمانی که محبوب در دل نیامده و خیالش در مخیله ما نیاید نمی‌توانیم ارتباط بر قرار کنیم. ما با وجود خیالی امام حسین «علیه‌السلام» معاشقه می‌کنیم نه با مفهوم امام حسین «علیه‌السلام» که با عقل آن را تعقل کرده‌ایم. انسان با خیالاتش محشور می‌شود زیرا قرار است نفس به قیامت متولد شود یعنی تمام لذتهایی را که نفس برده و با آن لذتها شکل گرفته است (نفس با خیال پردازی شکل می‌گیرد.) نفس مانند دوربین فیلمبرداری است که هر چیز یا هر کسی توجه کند از آن فیلم برمی‌دارد. بنابراین هر گناهی که به ما بچسبد و از آن لذت برده و جذب کرده باشیم و در نتیجه نفس ما را شکل داده باشد کلیه‌ی انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتار ما وجود ما را می‌سازد که اینها مجموعه‌ی جذب‌ها و واردات ما هستند. عزرائیل «علیه‌السلام» هنگام مرگ بر اساس خیالات و افکار و آرزوها و معشوق‌های ما یعنی به صورت «دل ما» بالای سرمان می‌آیند. تا معصوم «علیه‌السلام» سلطان دل ما نشود ما حرکت درست و رشد انسانی نخواهیم داشت. باید معصوم معشوق اصلی ما شود نه اینکه ایشان را در کنار معشوق‌های دیگر دوست داشته باشیم: «فمعکم معکم لا مع غیرکم...»، «... لا حبیب الا هو واهله»» آدمی را فربهی است از خیال        گر خیالاتش بود صاحب جمال البته آدمی در هر صورت با خیال بزرگ می‌شود ولی چگونه بزرگ شدن مهم است. باید ببینیم که به مجرد اینکه تنها می‌شویم چه خیالاتی می‌کنیم و به سراغ چه چیزهایی می‌رویم؟ پول که دستمان آمد چه اقداماتی می‌کنیم؟ فراغتی پیش آمد کجا می‌رویم؟ و... این‌ها نمایانگر شخصیت ماست. برای همین در دین این همه درباره‌ی فکر و خیال سفارش شده است. اگر خدا به صورت معصوم تجلی کامل نمی‌کرد ما چگونه با خدا عشق‌بازی می‌کردیم؟ با همین خیال است که ما همیشه معشوقمان را در کنارمان دیده و عشق‌بازی می‌کنیم. ما می‌توانیم بدون اینکه به زیارت قبور ایشان برویم حضورشان را احساس کنیم و خداوند در زیارت اهداف‌ تربیتی و سیاسی داشته و إلا حضور ایشان در همه جا یکسان است. وقتی حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» از خدا خواست زنده شدن مردگان را ببیند خداوند به محیی و ممیت بودن خودش اکتفا نکرد بلکه اجازه داد که ابراهیم «علیه‌السلام» محیی بودن خدا را مشاهده کند. خداوند به روش سمعی اکتفا نمی‌کند. معصوم وقتی می‌خواهد به ما بگوید نماز بخوان اول نماز را برای ما خیالی می‌کند. برای همین است که مثلا درباره‌ی سجده می‌فرماید وقتی به سجده می‌روی به پای خدا افتاده‌ای و سرت را روی پای خدا گذاشته‌ای تا معشوق را تصور کنی. عشق حقیقی در کار نیست و اوهام است. حضرت حجت «علیه‌السلام» فرمودند: هرگاه خواستید به زیارت (ملاقات) من بیایید این‌گونه بگویید: «السلام علیک حین تقوم، السلام علیک حین تهلل و تکبر، السلام علیک حین تقرء و تبین... »ما باید این حالات حضرت را در خیال بیاوریم تا قدرت عشق‌بازی در خیال را افزایش دهیم. رزمنده‌ای در جبهه تیر خورده بود به حضرت حجت «علیه‌السلام» توسل پیدا کرده بود و حضرت بر بالین او حاضر شده و او را با خود برده بود. در بین راه حضرت به نماز می‌ایستند و شخص مجروح شاهد قرائت سوره حمد در نماز حضرت بود. چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن     به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن مرحوم کوهستانی در بین نماز حضرت را مشاهده کردند نتوانستند نمازشان را بشکنند بلکه به سجده رفته و گفتند: «یا من له الدنیا والاخره ارحم من لیس له الدنیا والاخره» و شنیدند که حضرت هم همین دعا را می‌خوانند. .

صوت

1 - (جلسه 21): دنیا محل کسب استعداد برای آخرت است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 354
زمان انتشار: 9 آوریل 2014
| |
(جلسه 20): تخلق به اخلاق الله، با الگو گرفتن از معصوم (علیه السلام)

خانواده آسمانی (جلسه 20) ؛ 89/12/12

(جلسه 20): تخلق به اخلاق الله، با الگو گرفتن از معصوم (علیه السلام)

ذات انسان را عشق به کمال مطلق و بی نهایت تشکیل می‌دهد که همان «لا اله الا الله» است. انسان عاشق است و نیاز به عشق بی نهایت دارد واین عشق نیاز به مصداق و مظهر دارد. معصومین «علیهم‌السلام» مظهر کمال مطلق هستند. لذا خداوند محصول زحمات پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» را مودت ایشان قرار داده است. قرآن «مودت را عامل یاد خدا می‌داند.» عشق به اهل بیت «علیهم‌السلام» جلوه کامل عشق به خداست. تنها ایشان لایق دلدادگی حقیقی می‌باشند. زیرا از کمالی که انسان شیفته‌ی آن است به طور کامل برخوردارند. اساسا خداوند خلقت ایشان را به گونه‌ای قرار داده که انسانی که انسانیتش شکوفا شده نمی‌تواند عاشق آنها نشود. اولا مظهر تام خداوند تبارک و تعالی هستند. ثانیاً باطن قرآن و ثالثاً معصوم هستند. لذا تمام ویژگی‌های محبوب و معشوق حقیقی را دارا می‌باشند همه انسانها به دنبال یک عشق مطلق و کمال مطلق هستند ولی مهم مصداق است که مصداق حقیقی این عشق فقط اهل بیت «علیهم‌السلام» می‌باشند. آنها نوری هستند که خداوند ما را از آن خلق کرده و اصل و ریشه ما هستند. انسان بدون «خلیفه الله» نمی‌تواند راه کمال را طی کند. خداوند اول انسان کامل یعنی حضرت آدم «علیه‌السلام» را خلق و اوراغایت و الگو مشخص کرده است. خداوند همیشه یک خلیفه را به عنوان نمونه انسان کامل و مظهر خدا در بین اقوام قرار داده است. اینکه در احادیث می خوانیم"لو لا الحجه لساخت الارض باهلها" هم در مسئله هدایت این امر صدق می‌کند هم در عشق و دلدادگی .در «تخلقوا با خلاق الله» ما باید مصداق کامل اخلاق الله را در تمام ابعاد در اختیار داشته باشیم. قران «هو» را معشوق انسانی معرفی می‌کند و در تعریف «هو» می‌فرماید «الله» (کمال بی نهایت) «قل هو الله احد» و «الله» (مستجمع تمام کمالات) را «احد»، «صمد»، «لم یلد»، «و لم یولد»، «رحیم»، «رحمن»، «غفور» و... معرفی می‌نماید. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» می‌فرماید که من از خدای جل جلاله شنیدم که می‌فرمود: علی بن ابیطالب حجت، خلیفه‌ی من و نور من در شهرهای من است. وقتی خداوند می‌فرماید: «الله نورالسموات و الارض...» برای ما این سئوال پیش می‌آید که این نور کجاست؟ من می‌خواهم با این نور ارتباط داشته باشم، اصلا من از این نور آفریده شده‌ام و عاشق این نور هستم و باید به این نور برسم: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» با مودت معصومین «علیهم‌السلام» از ظلمات به نور می‌رسیم. «مودت» محبت همراه با طاعت است (زیرا اهل بیت الگو هستند) معشوق ما تا تجلی نکند، نمی‌توانیم با او ارتباط برقرار کنیم. در منابع اهل تسنن آمده که وقتی آیه‌ی مودت نازل شد از پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» سئوال شد اینها که مودتشان واجب شده چه کسانی هستند؟ فرمودند: «هم علی و فاطمه و اولادهما» علی و فاطمه و پسرانشان . مودت اینها واجب است. سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی / عشق محمد بس است و ال محمد هیچ‌کس جز این انوار طیبه کامل نبوده اند. لذا جز اینها کسی لایق عشق حقیقی نیست. «لا اله الا الله» نه به این معنا که هیچ الهی جز خدا نیست بلکه یعنی هیچ الهی شایسته‌ی دل ما جز خدا نیست. این اله هر چیزی می‌تواند باشد و قرآن می‌فرماید: «ام اتخذ الهه هواه» که این اله‌ها از معشوق‌های حسی تا عقلی مورد عشق و محبت انسانها می‌باشند. اینکه برای دیگران از حیث اینکه مخلوق خداوند هستند و رابطه‌مان باید با آنها تنظیم شود و قابل ارزش و احترام هستند، احترام قایل بوده و علاقمند باشیم امری است و اینکه آنها را معشوق دل بی‌نهایت خود قرار دهیم امری دیگر. ما باید تمام انتخابها، ارتباطات، افکار و رفتارخودمان را برای قرب به ایشان تنظیم کنیم. اگر اهل بیت «علیهم‌السلام» را دوست داشته باشیم و دلبستگی‌های دیگر هم داشته باشیم به تعبیر صریح قرآن در عشقمان فاسقیم (24/توبه) ما از معصومین «علیهم‌السلام» با اصرار معشوق‌های دیگر را می‌خواهیم (چه بسا پیش می آید اساساً ایشان را واسطه رسیدن به خواسته‌های دیگر قرار می‌دهیم و مستقلا محبتی به ایشان نداریم) و برای همین است که وقتی ایشان صلاح نمی‌دانند که حاجت ما را بدهند رابطه‌مان با ایشان خراب می‌شود. «اشهد ان لا اله الا الله» یعنی من رسیدم به اینکه دلبری جز تو ندارم و « لا حبیب الا هو و اهله " یعنی برای رسیدن به تو راهی جز محمد و ال محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» ندارم. و اگر کسی برای این نفس بکشد که به مقام اهل بیت «علیه‌السلام» رسیده، «ان یبلغنی المقام المحمود» و در نتیجه به کمال مطلق یعنی خدا برسد، انسان است. ما کسی هستیم که وقتی حقیقتمان در آدم «علیه‌السلام» تجلی کرد «نفخت فیه من روحی» خداوند دستور سجده بر آدم را به فرشتگان داد. بدون عشق به این انوار طیبه ما اساساً حیات انسانی نداریم. ما برای رسیدن به حیات طیبه به قرآن نیاز داریم و راهی جز اهل بیت «علیهم‌السلام» به باطن قرآن نداریم. لذا خداوند می‌فرماید: «فی کتاب مکنون لا یمسه الا المطهرون» جز «مطهرون» کسی به باطن قرآن راه ندارد و مطهرون را این‌گونه معرفی می‌کند: " انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» می‌فرماید: کسی ایمان نیاورده مگر اینکه مرا بیشتر از خودش دوست داشته باشد.» زیرا پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» کامل بوده و ما محدودیم و حضرت مطلق و ما باید مطلق را از محدود بیشتر دوست داشته باشیم (پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» کامل شده‌ی من است) و این علامت مؤمن است. و نیز حضرت در ادامه می‌فرمایند: عترت من را از عترت خودش بیشتر دوست داشته باشد و آل من را از آل خودش بیشتر دوست داشته باشد و ذات مرا نیز از ذات خودش بیشتر دوست داشته باشد. پدر و مادر ما از ما عزیزترند با ازدواج خود بدن ما را بوجود آورده‌اند و پدر و مادر آسمانی ما که حقیقت ما از نور ایشان است باید از آنها عزیزتر باشند. بدون عشق به ایشان رشدی صورت نمی‌گیرد. خدا معصوم را سر راه ما قرار داده تا یک مصداق حقیقی از اصل و ریشه خودمان داشته باشیم و عاشق آن شده و به آن مقام برسیم. بدن ما با استفاده از انواع نوشیدنی‌ها از آب بی نیاز نمی‌شود و اگر از آنها استفاده می‌کنیم به این دلیل است که بهره‌ای از آب دارند. نیاز ما به معصوم هم این‌گونه است اگر به کمال‌های محدود عشق بورزیم از عشق به ایشان بی‌نیازنشده و عطش ما همچنان ادامه دارد و عشق به کمالات محدود هم به دلیل این است که بهره‌ای از کمال مطلق دارند. اولین فایده عشق به معصوم این است که دل من به سمتی می‌رود که لایق دل من است و ثانیاً من را از دست معشوق‌های قلابی، نااهل و کم ارزش نجات داده و دلم آزاد می‌شود. دوست داشتن معشوق‌ها‌ی دیگر اشکالی ندارد ولی نه بیشتر از معشوق اصلی. اگر کسی دلدادگی به معصوم پیدا کند دیگر گدا نیست و عاشق هر چیز و هر کسی می‌شود. حال که انسان بدون عشق نابود است و ذاتش اساساً عشق است چرا عاشق کمال‌های محدود شود که نمی‌تواند تمام دلش را فرا گرفته و خواری و خفت گریبانش شود؟ کسانی که اله اصلی را نیافتند مجبورند بت، گاو، پول، ثروت، و مقام را به عنوان اله خود بگیرند.

صوت

1 - (جلسه 20): تخلق به اخلاق الله، با الگو گرفتن از معصوم (علیه السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 352
زمان انتشار: 8 آوریل 2014
| |
(جلسه 19): طهارت و  عصمت علت شایستگی معصومین (علیهم السلام)

خانواده آسمانی (جلسه19) ؛ 89/12/05

(جلسه 19): طهارت و عصمت علت شایستگی معصومین (علیهم السلام)

انسان نیاز به عشق دارد و اساسا عاشق عشق است (البته این مربوط به بخش فوق عقل و انسانی است زیرا حس محسوسات، خیال مخیلات، وهم موهومات و عقل معقولات را طلب می‌کند.) انسان هیچ زمانی حتی قبل از تمدن هم خالی از عشق و عبادت نبوده. حالا باید دید که این معشوق چه خصوصیاتی باید داشته باشد تا حقیقی باشد. ما در کنار معشوق حقیقی نمی‌توانیم معشوقهای دیگر داشته باشیم. هیچ عشق محدودی لیاقت دل ما را ندارد. زیرا دل ما بی‌نهایت است. خدا به این دلیل مودت را از ما خواسته که بی‌نهایت باید جلوه داشته باشد تا ما بتوانیم آن را در خیال آورده و با آن عشق‌بازی کنیم. خداوند عالی‌ترین تجلی خود را به صورت معصوم ارائه کرده زیرا باید مانند دل ما بی‌نهایت باشد. اگر چنین نباشد ما دچار سرخوردگی و یأس می‌شویم. خداوند نیاز ما را به بی‌نهایت می‌دانسته برای همین معشوق ما را اینگونه قرار داده است. بنابراین اولاً ایشان را معصوم قرار داده: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا. زیرا ما عاشق کمال هستیم و هر چیزی را که کمالی داشته باشد و تجلی وجود بی‌نهایت حق تعالی باشد را دوست داریم ولی نمی‌توانیم تمام دلمان را به کسی که کمالی دارد ولی گناه کرده و ناپاکی دارد بدهیم. پس خداوند علاوه بر این‌که معصوم «علیه‌السلام» مثل اعلای خودش است، تمام علوم لازم برای طی مسیر را به او داده است. خدا نمونه کامل کمال مطلق را به ما نشان داده است، تا ما بدانیم برای تخلق به اخلاق الهی باید چگونه باشیم. از یک طرف «لا اله الا الله» عشق حقیقی است و یک مصداق بیشتر ندارد و از طرفی در زیارت «آل یاسین» می‌خوانیم «لا حبیب الا هو و اهله» ما به «لا اله الا الله» فقط به‌وسیله تجلی کامل می‌رسیم فقط خداوند ذات دارد و ذاتش بی‌نهایت است. معصوم کمال بی‌نهایت را نه بذات بلکه ظهور دارد. و درعین حال خداوند رسیدن به خودش را در گرو شیفتگی به این ظهور بی‌نهایت می‌داند. اگر انسان، پول، قدرت، همسر و... را دوست داشته باشد و در عین حال خدا و معصومین «علیهم‌السلام» را نیز دوست داشته باشد به جایی نمی‌رسد. طبق آیه‌ی 24 سوره توبه نباید هیچ کدام از آنها را از خدا و رسول (و نیز اهل بیت «علیهم‌السلام») و جهاد در راه او بیشتر دوست داشته باشیم. در این آیه خدا و رسول و جهاد که معلوم است. اهل بیت «علیهم‌السلام» را اینگونه اثبات می‌کنیم. «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» اجر یعنی معادل و ما به ازاء و نتیجه و میوه یعنی اگر نباشد آن کار عبث و بیهوده است. مودت نتیجه‌ی دینداری است. درست است که پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» صادر نخستین است ولی اهل بیت هم با ایشان از یک نور هستند و قرآن فرموده: «لا یمسه الا المطهرون» جز «مطهرون» کسی به باطن قرآن راه نمی‌یابد و «مطهرون» را این‌گونه معرفی کرده است: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا» ما از حیث اینکه اهل بیت «علیهم‌السلام» اطلاعات تخصصی دارند با ایشان رابطه‌ی حقوقی داریم و از حیث اینکه از نور ایشان خلق شده‌ایم رابطه حقیقی با ایشان داریم. خیلی فرق می‌کند که ما شیعه اهل بیت «علیهم‌السلام» باشیم تا اینکه محب ایشان باشیم. در تمام فرقه‌ها و گروه‌ها افراد بسیار زیادی هستند که ایشان را به شدت دوست دارند. برای شیعه ، اهل بیت «علیهم‌السلام» از همه چیز عزیزترند. (مبتنی بر روایات) «الحمد لله» یعنی من هر زیبایی و کمالی را که می‌بینم از آن خداست. عشق‌های زمینی و طبیعی، اصلی نیستند. عشق حقیقی مصداقی جز خدا ندارد و اگر انسان عاشق کسی شد که او را به معشوق حقیقی نرساند، این اساسا عشق نیست بلکه نیاز است. ما حق نداریم که همه دلمان را به معشوق محدود بدهیم و این، حرام است: «القلب حرم الله فلاتسکن حرم الله غیر الله» معشوق حقیقی فقط خداست و تجلی خارجی تام او معصومین «علیهم‌السلام» هستند. کمال محدود از حیث اینکه کمال دارد قابل دوست داشتن است و تا زمانی هم که کمال دارد دوست داشتنی است ولی قابل نیست که انسان تمام دلش را به او بدهد. کسانی که عاشق جنس مخالفی شده و با او ازدواج کرده و پس از مدتی طلاق گرفته تا همسر بهتری پیدا کند از همان اول اشتباه کرده که خواسته میل به بی نهایت را با همسر که محدود است پاسخ دهد و وقتی عیب‌ها و اشکالات را می‌بیند دلزده می‌شود و تصور می‌کند که معشوق کاملی پیدا می‌کند. این‌ها تو خالی بودن معشوق زمینی را متوجه شده‌اند ولی مصداق معشوق حقیقی را هم نشناخته‌اند. در کشور ما از هر 4 ازدواج 3 تای آن منجر به طلاق می‌شود. یعنی 25٪ راضی هستند و شاید سر خودشان را کلاه می‌گذارند. یک سوم طلاقها هم همان سال اول است. بعضی از اینها برای اینکه به هم برسند از همه چیز خودشان می‌گذرند حتی آخرتشان را هم فدا می‌کنند. 95٪ طلاقها خیالی است. ما چون «لا حبیب الا هو و اهله» را نشناختیم وقتی به کسی می‌گویی می‌خواهی چه کاره شوی می‌گوید کاری که بتوانم خدمت کنم در صورتی که حیوانات هم به همنوع وحتی غیر همنوع خدمت می‌کنند. کسی که با کمال مطلق پیوند خورده با هر جنس مخالفی هم که ازدواج کند هم خوشبخت است و هم همسرش را خوشبخت می‌کند. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرماید: هر چه ایمانتان بیشتر می‌شود همسرتان را بیشتر دوست دارید. اگر کسی به خاطر از دست دادن کمالی رابطه اش با خدا خراب شود معلوم می‌شود که از اول راه را اشتباه رفته است. انسان باید کمالات افراد را ببیند و ضعف‌ها را بپذیرد و از کمالات لذت ببرد از حیث اینکه این کمالات تجلی خداست. آسیه در کاخ فرعون عاشق و دلداده خدا شد زیرا دلش را به کمال مطلق داد تا جایی که حتی فرعون با آن همه ظلمش را تحمل کرد. اگر این باور در دل ما هم بیاید و منشاء اثر شده و میوه بدهد همان اتفاق مهم می‌افتد. از مهرت‌ای خورشید جان / چون ذره‌ام هر سو روان / مجذوب حسن دیگران / ‌ای ماه خوبان نیستم «الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا با طلا سبحانک فقنا عذاب النار. کسی که وجودش سرشار از خداست می‌تواند همه را از عشق سیراب کند بدون اینکه نیاز به عشق کسی داشته باشد وضمنا حساس و زود رنج هم نیست.

صوت

1 - (جلسه 19): طهارت و عصمت علت شایستگی معصومین (علیهم السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 350
زمان انتشار: 7 آوریل 2014
| |
(جلسه 18): تمام ابعاد وجودیِ انسان، زوج متناسب به خود دارند

خانواده آسمانی (جلسه18) ؛ 89/12/05

(جلسه 18): تمام ابعاد وجودیِ انسان، زوج متناسب به خود دارند

در جلسه‌ی پیش گفتیم که چرا خداوند مودت را اجر رسالت قرار داده است. امروز به مبانی مودت می‌پردازیم. در دین تا محبت و عشق وجود نداشته باشد، رشدی صورت نمی‌گیرد. حیاتی بالاتر از حیات جمادی، نباتی و حیوانی وحتی ملکوتی وجود دارد و آن حیات انسانی است. تمام ابعاد وجودی ما زوج مناسب خود را دارند. حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل. انسان موفق کسی است که با زوج مناسب این پنج بُعد ازدواج کرده باشد. اگر چشم طول موج نامناسب جذب کند، بیمار می‌شود. گاهی باید عینک بزند تا طول موج را متناسب با چشم نماید و در این حالت است که چشم به آرامش می‌رسد. گوش هم اینچنین است. خداوند برای حس ما محسوسات را خلق کرده است. اگر خدا در غذا لذت قرار نمی‌داد کسی برای تهیه غذا تلاش نمی‌کرد. همین لذت برای تلاش ما کافی است لازم نیست کسی به ما بیاموزد. انسان ساعتها برای تهیه مواد مناسب و طبخ غذا وقت صرف می‌کند برای لذت چند دقیقه‌ای خوردن، قوه‌ی خیال هم زوج مناسب خود را دارد که مخیلات هستند و موهومات نیز زوج مناسب قوه وهم می‌باشند. انسان عاشق محسوسات، مخیلات و موهومات است و حتی حاضر است ساعتها با خیالی سرگرم شده و لذت ببرد. معشوقهای عقلانی هم اینچنین هستند. بسیاری از افراد حاضرند برای جذب اطلاعات عقلانی هزینه کنند. زیرا از علم لذت می‌برند. معقولات، محبوب و معشوق عقل هستند. افراد از درس اجباری لذت نمی‌برند و اگر بتوانند خودشان را خلاص می‌کنند. ما در بخش حس، خیال و وهم با حیوانات مشترکیم و در بخش عقلانی با فرشته‌ها. این بخش فوق عقلانی ماست که ما را از سایر موجودات متمایز می‌کند که این بخش فقط با رسیدن به «الله» آرام می‌گیرد. دین متولی رساندن ما به «الله» است و بدون عشق انسان نمی‌تواند هزینه‌های راه را بپردازد و به «الله» برسد. اگر عشقی در کار نباشد کسی حاضر نیست هزینه کند: «لا اکراه فی الدین» اگر دین اجباری باشد کسی به «الله» نمی‌رسد. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرماید: والله بسیاری از شما پنجاه سال نماز می‌خواند و یک رکعت آن هم قبول نمی‌شود. غایت انسان بهشت رفتن نیست. بلکه رسیدن به کمال مطلق است. امام کاظم «علیه‌السلام» می‌فرماید: «بهشت پاداش بدنهای شماست.» بهشت برای ما خلق شده نه ما برای بهشت. لذا پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» حرف آخر را همان اول زد: «لا اله الا الله» کسی غیر از «الله» لایق عشق‌ورزی نیست. دین بدون محبت و دین زوری انسان را به «الله» نمی‌رساند و خداوند امر فرموده که به مظاهر بی‌نهایت و جلوه کامل حق تعالی عشق بورزیم. این شیفتگی، راه را برای انسان آسان می‌کند. برای همین اجر رسالت پیامبر«صلی الله علیه و آله و سلم» مودت اهل بیتِ پیامبر است. گاهی بعضی از عشق‌های زمینی انسان را به پائین‌ترین درکات سرنگون می‌کند. فقط معصومین «علیهم‌السلام» تمنای دل بی‌نهایت طلب ما را پاسخ می‌دهند. چرا خداوند این همه تأکید کرده: «وابتغوا الیه الوسیله» اساساً ما چه نیازی به واسطه و وسیله داشته‌ایم؟ امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «اساس الدین حُبّنا اهل البیت» تا دین لذت نداشته باشد، جذب صورت نمی‌گیرد. در روایات داریم چه بسیار روزه دارانی که بهره‌ای جز تشنگی و گرسنگی از روزه نمی‌برند زیرا اینها فلسفه روزه را نمی‌دانند. در صورتی که افراد با معرفت و سرمست از رجب شروع می‌کنند. و اینکه امام صادق «علیه‌السلام» باطن برخی حجاج را نشان می‌دهند که حیوان هستند به این دلیل است که نماز و روزه و... نتوانسته آنها را از بخش حیوانی به فوق عقل پرواز دهد. انسان عاشق سئوال نمی‌کند. ولی کسی که عاشق نشده یکسره می‌پرسد: نماز چرا؟ روزه و حجاب و... چرا؟ باید شخص به بلوغ انسانی برسد تا احساس نیاز کند و خودش تمنا داشته باشد. کسانی که از شب تا صبح با معشوق‌های حسی، خیالی و وهمی خلوت کرده و لذت می‌برند کسی به آنها نگفته، خودش گرایش داشته و لذت می‌برد. کسی هم که به بلوغ فوق عقل رسیده باشد خودش خوراک می‌طلبد. اگر ما بخواهیم تا پیش خدا برویم به کدام عشق دل ببندیم؟ فقط وجودی می‌تواند ما را برساند که خودش بُرد بی‌نهایت داشته باشد. معصوم بودن اهل بیت «علیهم‌السلام» به نیاز و ضرورت ما بازمی‌گردد. غیرمعصوم محدود است و محدود نمی‌تواند ما را به نامحدود برساند. چیزی که با فطرت ما سازگار است این است که از آن جا که معشوق بی‌نهایت و راه هم بی‌نهایت است، باید وسیله هم بی‌نهایت باشد. وقتی دل بی‌نهایت خودم را به معشوق محدود بدهم، نتیجه‌ی آن پوچی، سرخوردگی و اتلاف استعداد است. لذا غذا وجود بی نهایت را دارند. اطلاعات تخصصی هفت‌گانه مورد نیاز ما عبارتنداز: 1. از کجا آمده ام؟ 2. به کجا می‌روم؟ (و چگونه رفتن) 3. شناخت جسم 4. شناخت روح 5. شناخت روابط جسم و روح 6. شناخت طبیعت 7. شناخت روابط بین جسم و روح و طبیعت. دانشمندان معتقدند عمر طبیعی انسان چند هزار سال است. قرنهاست که مرگها غیرطبیعی است 60 سال عمری نیست که شخص پیر شده یا بمیرد، علت آن نداشتن اطلاعات تخصصی است. دانشمندان مرگ در تصادف و زلزله را غیرطبیعی و سکته و امثالهم را طبیعی می‌دانند. تمام اطلاعات هفتگانه مورد نیاز سعادت بشر فقط در اختیار معصوم است.

صوت

1 - (جلسه 18): تمام ابعاد وجودیِ انسان، زوج متناسب به خود دارند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 349
زمان انتشار: 6 آوریل 2014
| |
(جلسه 17): اتفاق نظر شیعه و سنی در شایستگی اهل بیت (علیهم السلام)

خانواده آسمانی (جلسه17) ؛ 89/11/28

(جلسه 17): اتفاق نظر شیعه و سنی در شایستگی اهل بیت (علیهم السلام)

در آیه مودت فرموده‌اند: «ما سئلتکم من اجر فهو لکم» اجر رسالت را مودت فی القربی ذکر کرده‌اند و برای خود شماست نه برای پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» و در جای دیگر فرموده‌اند: «... الا ان شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» که راه رسیدن به خدا مودت آل پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» می‌باشد. مرحوم علامه طباطبایی فرمودند: «بگو این اجر و مودت ذی القربی که از شما می‌خواهم باز در رابطه با ادامه دینداری است. «فهو لکم» و آن برای خود شما مفید است زیرا اسلام هرگز مردم را دعوت نمی‌کند به اینکه خویشاوندان پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» را به خاطر اینکه خویشاوندان او هستند دوست بدارد. بلکه آن محبت، محبت فی الله است. بدون اینکه مسئله خویشاوندی کمترین دخالتی در آن داشته باشد. «صله رحم» هم غیر از محبت کردن به رحم است چون اسلام به هر محبتی غیر از محبت خدا خط بطلان کشیده است. خداوند محبتی را توصیه می‌کند که در راه خدا باشد. محبت قربی، محبت فی الله است. با توجه اخبار زیادی که که از طریق سنی و شیعه وارد شده و همه آنها آیه مودت را به مودت عترت تفسیر کرده‌اند و طایفه دیگری از روایات که مردم را در جهت فهم کتاب خدا به اهل بیت ارجاع داده‌اند کمک می‌کنند که متوجه باشیم که منظور از واجب کردن مودت و اجر رسالت قرار دادن آن مودت تنها این بوده که این مودت وسیله‌ای باشد که مردم را به ایشان رجوع دهد و اهل بیت مرجع علمی آنان قرارگیرند. لذا مودتی که اجر رسالت فرض شده چیزی ماورای خود رسالت و دعوت دینی و بقاء و دوام آن نیست. مودت برای بقاء دین است و اسناد آن هم: «الا ان شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا»، «إن هو الا ذکری للعالمین» با مودت، مردم مسیر را و راه حق را گم نمی‌کنند. و در واقع همان است که بگوید من هیچ اجری نمی‌خواهم. اجر حضرت، امامت که همان بقای دین است می‌باشد. همین نتیجه‌ای که می‌گیریم در قرآن آمده است: «بَلِّغ ما أنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» اگر امامت مطرح و معرفی نمی‌شد، دین حفظ نمی‌شد. مودت، اطاعت به همراه دارد و اساساً مودت بدون اطاعت نمی‌تواند باشد و اینکه مودت، صرفاً محبت باشد سخن بسیار سخیفی است. وقتی طبق روایات، مرگِ محب آل محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» مرگ مستکمل الایمان، تائب و شهید و... است، امکان ندارد این محبت بدون طاعت باشد و با حالت بغض عکس اینهاست. همه اینها دلالت بر محبت به همراه طاعت می‌نمایند. برای امامت، ولایت و مودت قرآن عصمت اهل بیت «علیهم‌السلام» را تأیید کرده و علمشان به کتاب را نیز تأیید و فقط و فقط آنها را عالم می‌داند. بارها و بارها از اهل تسنن و علمای آنها و عمر و...نقل شده که اهل بیت رسول خدا «صلی‌الله علیه و آله و سلم» عالم‌ترین، فقیه‌ترین و خوش‌خلق‌ترین مردم هستند و همین‌طور نزدیک‌ترین مردم به خدا می‌باشند. یکی از دلایل دیگری که ما را به محبت اهل بیت «علیهم‌السلام» دعوت کرده‌اند این است که انسان بدون عشق و دلدادگی نمی‌تواند حرکت و خودسازی داشته باشد. انسان با توجه به گرفتاری‌هایی که درباره کمالات جمادی، نباتی و حیوانی دارد بدون عشق نمی‌تواند از آنها خلاص شده و به قرب و کمال و تخلق به اخلاق الله نایل شود. لذا قرآن مسئله اساسی را روی دل قرار داده: اگر پدران و فرزندان و همسران و... از خدا محبوب‌تر است... محبت در عمق نیست بلکه در دل است و اصل شخصیت هر کس دل و قلب اوست نه عقل و قوای ادراکی او. «حس»، «خیال»، «وهم» و «عقل» مقدمه و ابزار هستند و محصولاتشان به دل سرازیر می‌شود. و از دل معلوم می‌شود (به تعبیر قرآن) دل مثل سنگ یا پست‌تر از سنگ یا چهارپایان یا بدتر از آنها «فهی کالحجاره او اشد قسوه... کالانعام بل هم اضلّ» است یا دلش انسانی بوده و حیات حقیقی دارد. قیمت هر کس به معشوق و محبوبش بستگی دارد. باید دید چه کسی یا چیزی باعث آرامش، شادی ماست و حاضریم همه چیزمان را در راهش بدهیم؟ گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم/چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی «تو» در این بیت به تعداد تمام شخصیت‌ها مصداق دارد و مصداق آن برای هر کس تعیین کننده قیمت اوست. ما نه به گذشته فکر می‌کنیم و نه دغدغه آینده را داریم؟ اگر غیر از خدا و اهل بیت «علیهم‌السلام» باشد به نص قرآن فاسقیم. اگر دوست داشتن اهل بیت ملاک باشد، بسیاری از غیرشیعیان هم شیفته اهل بیت «علیهم‌السلام» هستند. اهل بیت «علیهم‌السلام» محبتی را قبول دارند که نوک هرم دل ما بعد از خدا باشد. عشق به آنها با خدا یکی است لذا خدا امر به آن کرده است. اگر ایشان عزیزترین کس زندگی شما نیستند رشد انسانی ندارید و آینده خوبی نخواهید داشت. فقط با این شیفتگی می‌توان مسیر رسیدن به حق تعالی را طی کرد و به سعادت جاودانه رسید. اسلام خشک و بدون عشق و عاطفه را خدا از هیچ کس نمی‌پذیرد. عقل فقط معشوق اصلی را از وهمی و خیالی جدا می‌کند. باید بدانیم عشق به اهل بیت «علیهم‌السلام» را ارتقاء بدهیم تا به عشق به خدا برسیم. ما زمانی انسان هستیم که خدا و اهل بیت «علیهم‌السلام» عزیزترین کس ما باشد. حرام است که تمام دلمان را به غیر از اهل بیت «علیهم‌السلام» بدهیم. اگر غیر از این باشد بد می‌بینیم و بد می‌میریم و آن طرف گرفتار تنهایی عذاب‌آوری می‌شویم. دین مبتنی بر عشق است و بدون عشق و دلدادگی رسیدن به کمال مطلق امکان ندارد. طلب ذاتی و درونی ما این است که به تمام اسماء الله متخلق شویم. امکان ندارد انسان با کمال‌های محدود بتواند حس بی‌نهایت‌طلبی‌اش را پاسخ دهد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرموده‌اند که اگر مردم بر محبت علی «علیه‌السلام» اجتماع می‌کردند خداوند جهنم را خلق نمی‌کرد. جهنم هم یعنی عدم رعایت قوانین الهی در نتیجه عدم تطبیق با بهشت. اگر معصوم نباشد بهشتی نمی‌شود. لذا خداوند خواسته ما تمام دلمان را به معصوم بدهیم. امام صادق «علیه‌السلام» فرموده‌اند: «الدین هو الحب و الحب هو الدین»؛ دین حب است معلوم است. ولی حب همان دین است یعنی والحب (دقت به "ال" حب شود) که می‌گوید در واقع معشوقی که لیاقت دل شما را دارد معصوم است. عشق به غیرمعصوم ننگین و شرم‌آور و فسق و توأم با سرخوردگی، پوچی و ذلت خواهد بود. غیرمعصوم به بزرگی دل ما نیست فقط دل ما با خدا پر می‌شود. هیچ عاقلی یک میلیارد تومان را قربانی هزار تومان نمی‌کند. عشق حقیقی برای انسان یک مصداق بیشتر ندارد. عشق‌هایی که ما را محدود و ضعیف می‌کند و مانع رسیدن ما به عشق حقیقی می‌شوند حرام هستند: «قل ان کان آباءکم و ابناء کم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقترفتموها و تجاره تخشون کسادها و مساکن‌ترضونها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیله فتربصوا حتی یأتی الله بامره و الله لایهدی القوم الفاسقین»؛ بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران شما و خانواده‌ها و اموالی که جمع آورده‌اید و تجارتی که از کساد آنها بیم دارید و خانه‌هایی که به آنها راضی هستید محبوب‌تر است نزد شما از خدا و رسول او و جهاد در راه خدا، منتظر امر خدا (عذاب) باشید و خدا گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند. 24/توبه خدا کمال مطلق و معشوق اصلی است. پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» هم به عنوان تجلی کامل حق تعالی وسیله رسیدن به کمال مطلق است. «وابتغوا الیه الوسیله» جهاد هم مبارزه با هرچه که مزاحم رسیدن به حق تعالی است، می‌باشد. وظیفه وزارت بهداشت از بین بردن میکروب‌هاست. جهاد هم سرطان‌ها و موجوداتی که مانع کمال انسان است را نابود می‌کند. در جهاد خشونت نیست بلکه رحمت و عطوفت است. همان‌طور که کلیه اقدامات پزشک و پرستار موجب رحمت و سلامت بیمار است. اگر کسی موارد هشت گانه مذکور در آیه 24سوره توبه را به خدا و رسول و جهاد‌ترجیح دهد به تصریح قرآن فاسق است. بسیاری از افراد به خاطر این علاقه‌هایشان جهنمی می‌شوند. این عشقی که در قرآن مطرح است باعث نیل به کمال مطلق است «الا ان شاء الله یتخذ الی ربه سبیلا» و «الا الموده فی القربی ان هو الا ذکر للعالمین» اینها برای این است که ما راه انسانیت را بعد از پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» فراموش نکنیم. اگر به گفته برخی «هو» به قرآن هم برگردد باز هم قرآن اهل بیت «علیهم‌السلام» را معرفی کرده لذا چه به قرآن بازگردد و چه به قربی، یک معنا دارد. سخن مرحوم علامه:... بلکه آن محبت محبت فی الله است بدون اینکه این مسئله خویشاوندی کم‌ترین دخالتی داشته باشد به این جهت است.

صوت

1 - (جلسه 17): اتفاق نظر شیعه و سنی در شایستگی اهل بیت (علیهم السلام)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 348
زمان انتشار: 5 آوریل 2014
| |
(جلسه 16): چرا خداوند مزد رسالت پیامبر (صلی الله علیه و‌آله) را مودت قرار داد؟

خانواده آسمانی (جلسه16) ؛ 89/11/28

(جلسه 16): چرا خداوند مزد رسالت پیامبر (صلی الله علیه و‌آله) را مودت قرار داد؟

در این جلسه می‌خواهیم بررسی کنیم که چرا خداوند مزد رسالت پیامبر را «مودت» ذکر می‌کند. خداوند هر چه را برای ما لازم می‌داند و در زمینه‌ی آن امر و نهی می‌کند، در درجه اول مبتنی بر رحمت پروردگار است و پس از آن بر اساس علمش است که از حیث اینکه خالق ماست به ما و مصالح ما آگاه است: «ربکم اعلم ما فی نفوسکم» قرآن کریم و نیز می‌فرماید: «ربکم اعلم بکم» خداوند شناخت دقیق نسبت به تمام ابعاد وجودی و زوایای وجودی ما دارد. اگر چیزی را واجب کرده حتما برای ما لازم و اگر از چیزی نهی کرده آن چیز برای ما مضر است. باید دید که در حرکت به سمت آخرت، ما چه نیازی به محبت اهل بیت «علیهم‌السلام» داریم؟ مودت به اهل بیت «علیهم‌السلام» گرایش و اطاعت از آنها را در پی دارد. بنابراین اجر رسالت پیامبر که مودت است برای ما و به نفع خود ماست نه به نفع پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» همان‌طور که در قرآن می‌فرمایند: «قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم الا ان شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» شرط پیمودن راه خدا، دینداری و شرط طی طریق الی الله، مودت است. در آیه 24 سوره شوری بعد از اینکه در آیه‌ی قبل مسئله مودت به عنوان مزد رسالت پیامبر طراحی شده است خداوند می‌فرماید که؛ بعضی‌ها می‌گویند تو به خدا دروغ بسته‌ای در حالی که اگر تو به خدا دروغ ببندی خداوند حتما به قلب تو مهر می‌زند. کسانی که ایمانشان ضعیف است تصور می‌کنند مسئله مودت یک امر شخصی و امتیاز فامیلی است نه تنها اینگونه نیست بلکه اساسا خدا به دین بدون مودت راضی نیست: « الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»؛ ما برای حرکتمان به سمت خداوند به قرآن نیاز داریم و برای بهره‌برداری از قرآن به کسی نیاز داریم که بیش از همه به قرآن آگاه باشد و قرآن هم می‌فرماید: «لا یمسه الا المطهرون» و «مطهرون» را هم این‌گونه معرفی می‌کند: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» وقتی مودت به عنوان اجر رسالت می‌آید یعنی همان دلدادگی و ارادت که به پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» دارید باید نسبت به اهل بیت «علیهم‌السلام» هم داشته باشید تا زحمات پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» هدر نرفته و به بار بنشیند. روایتی داریم که هم اهل تسنن نقل کرده‌اند و هم شیعه که با توجه به آن طاعت بدون مودت امکان‌پذیر نیست. روایت این است که: «من مات علی حب آل محمد مات شهیدا» محبت بدون مودت امکان پذیر نیست. «... ومن مات علی حب آل محمد مات تائبا»؛ هر کس برمحبت ال محمد بمیرد توبه کننده و پاک مرده است. «... و من مات علی حب آل محمد مات علی السنه و الجماعه»؛ هرکس بر محبت آل پیامبر بمیرد، اهل سنت و جماعت مرده است. یعنی اهل سنت پیامبراست و التزام به جماعت مسلمین دارد. حدیث از تفسیر رازی ج/27ص/165 می‌باشد. در روایتی دیگر یک‌یک این فرازها با «الا» (آگاه باشید) آمده است. «من مات علی حب ال محمد بشره ملک الموت بالجنه ثم منکرا و نکیرا» هر کس بر محبت ال محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» بمیرد، ملک الموت و نکیر و منکر به او مژده بهشت می‌دهند. «الا و من مات علی حب آل محمد یضف الی الجنه کما تضف العروس الی بیت زوجها» اگر کسی بر حب آل محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلم» بمیرد او را مانند عروسی که با تشریفات به خانه همسرش می‌برند در بهشت میهمان می‌کنند. «الا و من مات علی حب ال محمد فتح له فی قبره بابان الی الجنه» هر کس بر محبت ال پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» بمیرد، در قبرش دو در بهشت گشوده می‌شود. «الا و من مات علی حب آل محمد جعل الله قبره مزار ملائکه الرحمه»؛ خدا قبرش را مزار ملائکه رحمت قرار می‌دهد. در مقابل این احادیث، روایات«علی بغض آل محمد» هم داریم. می‌فرمایند: «الا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامه مکتوب بین عینیه آیس من رحمه الله»؛ کسی که با بغض آل محمد بمیرد، بین دو چشمش در روز قیامت نوشته «مأیوس از رحمت خدا» زیرا چنین شخصی اصلاً راه نجاتی ندارد. «الا و من مات مات علی بعض ال محمد مات کافرا»... کافر از دنیا رفته است. «....الا و... لم ثم رائحه الجنه »... هرگز عطر بهشت به مشامش نمی‌رسد. علمای اهل سنت باید پاسخگو باشند که آیا این همه تأکید قرآن بر مودت می‌تواند یک امر شخصی و قومی باشد؟ و مسئله اطاعت از معصوم مطرح نباشد؟ ضمن اینکه قرآن تصریح می‌کند این مودت به خاطر پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» نیست، بلکه: «فهو لکم» و اساساً مودت به معنای دوستی به همراه همراهی و اطاعت است. خداوند شرط راه یافتن به باطن اهل سنت را نقل کرده‌اند که وقتی این آیه نازل شده خیلی‌ها از جمله ابن عباس سئوال کرده که «اهل بیت و فی القربی» چه کسانی هستند؟ و پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» پاسخ داده‌اند: علی و فاطمه و حسن و حسین «علیهم السلام» درباره‌ی «قل ماسئلتکم من اجر فهو لکم» (سبأ/48)می فرماید: بگو این اجر و مودت ذی القربی که از شما می‌خواهم باز در رابطه با ادامه دینداری است: «فهو لکم الا ان شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» من این را برای شما خواسته‌ام که شما راه مرا بروید. " و آن برای خود شما مفید است زیرا اسلام هرگز مردم را دعوت نمی‌کند به اینکه خویشاوندان پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» را به خاطر اینکه خویشاوندان او هستند دوست بدارد، بلکه آن محبت محبت فی الله است بدون اینکه مسئله خویشاوندی کمترین دخالتی در آن داشته باشد. صله رحم هم غیر از محبت به رحم است» «صله» یعنی پیوند برقرار کردن و اگر کاری لازم است انجام دهیم. «چون اسلام به هر محبتی غیراز محبت خدا خط بطلان کشیده است. اینجا وارد بحث خیلی مهمی می‌شویم که در امر سلوک ما بسیار اهمیت دارد که اگر خوب یاد بگیریم یک جهش بزرگ در مسائل معنوی ما اتفاق خواهد افتاد و من تضمین می‌کنم اگر کسی با قلبش باور کند تمام غم‌هایش از بین رفته و یک انسان شاد می‌شود. «اسلام به هر محبتی غیر از محبت خدا خط بطلان کشیده یعنی: لا اله الا الله. انسان اساسا امکان ندارد غیراز خدا کسی را دوست داشته باشد و هر چه را که دوست دارد به خاطر تجلی خداست و هر کمالی را دوست دارد به دنبال رسیدن به کمال مطلق است. هر علاقه‌ای در انسان غیر از کمال مطلق بی عقلی است مگر اینکه همسو با کمال مطلق باشد و مسیری برای رساندن ما به کمال مطلق باشد و الا اگر زاویه‌ای با این علاقه داشته باشد آلوده و حرام است. و انسان را تضعیف کرده و حماقت است.

صوت

1 - (جلسه 16): چرا خداوند مزد رسالت پیامبر (صلی الله علیه و‌آله) را مودت قرار داد؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 346
زمان انتشار: 4 آوریل 2014
| |
(جلسه 15): دوستی و مودت با اهل بیت (علیهم السلام) رابطه ی حقوقی ماست

خانواده آسمانی (جلسه15) ؛ 89/11/21

(جلسه 15): دوستی و مودت با اهل بیت (علیهم السلام) رابطه ی حقوقی ماست

معاد یعنی بازگشت. نه رفتن. بنابراین ما قبلاً جایی نبودیم که باید بازگشت کنیم. دوستی و مودت با اهل بیت «علیهم‌السلام» در مورد رابطه‌ی حقوقی ماست نه رابطه‌ی حقیقی. ما از آن جهت که رابطه حقیقی با معصومین «علیهم‌السلام» داریم باید نوع خاصی از رابطه را با ایشان داشته باشیم. «الذین امنوا و عملوا الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاؤون عند ربهم...» 23/22/شوری «...لهم ما یشاؤون...» مثل خداشدن است. من الحی القیوم الذی لایموت الی الحی القیوم الذی لایموت... اینکه انسان هرچه بخواهد بدون معطلی فراهم شود، غایت انسان است و در روانشناسی بسیار مهم است. خداوند بهشت را ملک کبیر معرفی کرد و دنیا را بازیچه و این نشانه عظمت بهشت در برابر دنیاست. کل احد یموت عطشانا الا ذاکر الله. بین نعیم بهشتی با دنیا فقط شباهت اسمی است. پیامبر«صلی‌الله علیه و آله و سلم» پس از آن‌که می‌فرمایند: آنچه در آخرت است در دنیا فقط اسمی از آن است، می‌فرمایند: اعددت لعبادی... فلاتعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین لاعین رات و لا اذن سمعت و لا خطر فی قلب بشر. در آیات 23و 22 شوری وقتی خداوند از نعمت‌های بهشت سخن می‌گوید می‌فرماید که در مقابل اینها چیزی جز مودت نمی‌خواهم. «قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم» 48/سبأ «قل لا اسئلکم اجرا ان هو الا ذکر للعالمین» 90/انعام قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا.57/فرقان اجر، معادل، محصول ونتیجه کار است و حضرت در ازای آنچه که به ما می‌دهند فقط مودت خاندانشان را می‌خواهند. «الا من شاء یتخذ الی ربه سبیلا». «الا» انحصار را می‌رساند و به این معنا که منحصرا راه رسیدن به خدا مودت است. نتیجه کار استاد، میزان تبدیل و توانایی شاگرد است و شاگرد جز این نمی‌تواند حق استاد را ایفاء نماید. "قربی" باید معصوم باشد زیرا مودت گنهکار، انسان را به خدا نمی‌رساند. «الا من شاء» یعنی مگر کسی که بخواهد. پس اجبار نیست و اختیار است. «من یقترف بالحسنه نزد له فیها حسنا» در این باره امام مجتبی «علیه‌السلام» می‌فرمایند که انجام حسنه مودت ماست. «لهم ما یشاؤون» قدردانی خدا از کسی است که قیمت دلش را دانسته و محبوب اصلی را به آن داده است. « بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رساله... » یعنی اگر ولایت ائمه «علیهم‌السلام» را اعلام نکنی زحمات بیست و سه ساله ات هدر می‌رود. با اعلام ولایت است که می‌فرماید: «الیوم یئس الذین کفروا عن دینکم... الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا" در عید غدیر 4 اتفاق مهم افتاد که با اینها از رسالت پیامبر «صلی‌الله علیه وآله و سلم» حفاظت شد: 1. نا امیدی کفار از دین اسلام 2. اکمال دین 3. اتمام نعمت 4. رضایت به دین اسلام. کفار خیلی تلاش کردند که مسلمانان دین را رها کنند: «وُدَّ کثیرا من اهل الکتاب... واعفوا واصفحوا حتی یأتی الله بامره ان الله علی کل شئ قدیر» بقره /109 (خداوند تا رسیدن امرش به مدارا با کفار توصیه کرد.) و خداوند امرش را در روز عید غدیر ظاهر کرد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» برای جانشینی خود معادل می‌خواست که معادل ایشان فقط امیر المؤمنین «علیه‌السلام» بودند. کسی می‌تواند مجری قانون خدا باشد که به باطن آن راه نیافته باشد: «لا یمسه الا المطهرون» و در معرفی «مطهرون» خداوند می‌فرمایند: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهر کم تطهیرا " تمام یعنی اگر از تمام اجزای سیستم جزئی نباشد که به بقیه‌ی سیستم لطمه می‌زند می‌گوییم کار ناتمام است. کمال یعنی  اگر تمام اجزاء مهیا باشد ولی نتیجه و ثمر ندهد (مانند درخت بی میوه) می‌گوییم کار کامل نیست. مثال برای اتمام کار: «و اتموا الصیام الی اللیل...» اگر 18ساعت روزه بگیریم چند ثانیه قبل از زمان افطار، روزه‌مان را باز کنیم همه‌اش از بین رفته و کفاره دارد.

صوت

1 - (جلسه 15): دوستی و مودت با اهل بیت (علیهم السلام) رابطه ی حقوقی ماست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 344
زمان انتشار: 2 آوریل 2014
| |
(جلسه 14): تأکید قرآن به رابطه با خانواده آسمانی

خانواده آسمانی (جلسه14) ؛ 89/11/14

(جلسه 14): تأکید قرآن به رابطه با خانواده آسمانی

اگر کسی بحث خانواده آسمانی را خوب جذب کند، منشأ بسیاری از نشاط‌ها و آرامش‌ها در او می‌شود که منجر به تحصیل سلامت قلب و دل می‌گردد. در بحث خانواده آسمانی بسیار مهم است که انسان نوع خاصی از احساس را به اصل و خانواده اش پیدا کند که این ارتباط و احساس تأثیر زیادی بر شادی و آرامش دارد. احساس فوق ناشی از دو ارتباط ویژه است که اگر این احساس و ارتباط لازم نبود، این همه در قرآن و روایات تأکید نمی‌شد. باید دید ریشه و خاستگاه آن چیست؟ و در حال حاضر ما چه در صدی از آن را بر خور داریم؟ چهار آیه در قرآن در مورد نوع احساس ما به اهل بیت «علیهم‌السلام» می‌باشد البته آیات بیشتر از اینهاست ولی این 4 آیه به وزان یکدیگر هستند. 1.در سوره‌ی شوری می‌فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» در منابع اهل سنت آمده که در مورد «موده فی القربی» از پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» پرسیدند و ایشان درجایی فرمودند: علی، فاطمه و حسن و حسین «علیهم‌السلام» و در جای دیگر فرمودند تمام فرزندان ایشان و نام تک تک آنها را ذکر فرمودند. .2 «قل ما سئلکم فهو لکم» نیاز اساسی شما که نتیجه‌ی رسالت پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» است، مودت اهل بیت «علیهم‌السلام» است. خود حضرت در جایی فرمودند؛ آنچه خواستم برای خودم نبوده بلکه برای خود شماست. نتیجه‌ی اجر من، مودت خاندان من است. قرآن در سوره‌ی مائده می‌فرماید: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک و ان لم تفعل فما بلغت رساله...» حضرت اگر ولایت امیر المؤمنین «علیهم‌السلام» را اعلام نمی‌کرد، تمام زحماتش هدر می‌رفت. .3«قل لا اسئلکم علیه اجرا ان هو الا ذکر للعالمین» 90/انعام . 4 " قل لا اسئلکم علیه اجرا الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» 57/فرقان در این آیه اشاره به این نکته دارد که "مودت فی القربی" که در آیه اول ذکر شده راه رسیدن به پروردگار است. باید اهل بیت «علیهم‌السلام» را بشناسیم تا بفهمیم چرا برای رسیدن به خدا فقط باید به مودت ایشان برسیم. کسانی که رسیدن به پروردگار در گرو مودت ایشان است باید انسان‌های پاکیزه‌ای باشند که گرد گناه بر دامنشان ننشسته باشد تا بتوانند عامل رسیدن ما به خدا باشند. اساسا دینداری بدون مودت اهل بیت «علیهم‌السلام» امکان ندارد. توصیف خداوند از اهل بیت «علیهم‌السلام»: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» 33/احزاب طهارتی که در آیه 33 سوره‌ی احزاب بیان شده، طهارت تکوینی است. انسان‌ها تدریجا خود را تزکیه می‌کنند تا به مرور به عصمت نزدیک شوند و اگر در دنیا نشود در برزخ و قیامت تحقق می‌یابد. (عصمت تشریعی) پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» در تعریف اهل بیت «علیهم‌السلام» علی، فاطمه و حسنین را بیان فرمودند. باید دید چرا خداوند نتیجه‌ی رسالت و شرط رسیدن به خودش را مودت اهل بیت «علیهم‌السلام» قرار داده؟ چرا فرموده اگر پیام ولایت را نرسانی تمام زحماتت هدر رفته؟ خدا تعدادی را معصوم قرار داده و فرموده اینها مصادیق «تخلقوا باخلاق الله» هستند که نمونه‌های انسان کامل هستند برای اینکه الگوی ما باشند. فلذا فرموده‌اند: "من مات علی حب ال محمد مات شهیدا... مات مستکمل الایمان... مات مغفورا” خداوند ما را از نور اهل بیت «علیهم‌السلام» خلق کرده است و به دلیل اینکه ایشان پدر و مادر آسمانی ما هستند و ریشه در روح ما دارند به گردن ما حق داشته و حق ایشان بسیار بالاتر از والدینی است که منشأ جسم ما هستند. تا اینجا درباره رابطه حقیقی امان با پدر و مادر آسمانی گفتیم. از این به بعد در مورد رابطه حقوقی ما با ایشان سخن خواهیم گفت و اینکه این رابطه با ما چه می‌کند.

صوت

1 - (جلسه 14): تأکید قرآن به رابطه با خانواده آسمانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 342
زمان انتشار: 1 آوریل 2014
| |
(جلسه 13): مصیبت حقیقی قطع شدن رابطه با خانواده آسمانی است

خانواده آسمانی (جلسه13) ؛ 89/11/07

(جلسه 13): مصیبت حقیقی قطع شدن رابطه با خانواده آسمانی است

در ادامه حدیث شریف امام حسن مجتبی «علیه‌السلام» در باب خانواده دینی مان به اینجا رسیدیم که باید به این خانواده بیشترین توجه و اهمیت داده شود و طبق فرمایش حضرت، شکر کردن خویشان نزد پدر و مادر دینی مان و پدران امت پیامبر و علی «علیهم‌السلام» بهتر از شکر کردن خویشان نزد پدر و مادر زمینی مان است چون که باعث آمرزش همه گناهان می‌شود. هر چند این گناهان از زمین تا عرش الهی باشد. و از دست دادن این نوع قرابت هیچ سودی برای انسان نخواهد داشت. با توجه به آیه صله ارحام، رحم‌های حقیقی انسان، خانواده دینی ما هستند و آنها حقیقتاً قوم و خویش ما محسوب می‌شوند. پس متقابلاً وظایفی هم نسبت به آنها بر عهده‌ی ما گذاشته می‌شود و کوتاهی نسبت به آنها با انجام وظیفه نسبت به خانواده زمینی مان جبران نمی‌شود. مهمترین بحث خانواده آسمانی این است که باید باور کرد که پیوند دو روح مهم‌تر از پیوند دو جسم است و قرابت با روح قوی‌تر و شدید‌تر از قرابت با جسم و بدن است. چون پدر و مادر (خانواده زمینی ما) فقط بدن ما را به دنیا آوردند، در حالیکه روح ما از خانواده دینی مان است. پس حق بیشتری بر گردن ما دارند. این نوع نگاه به انسان شرافت و ارزش می‌دهد و منشأ قدرت و شادی و حتی سازندگی در شکل گیری شخصیت انسان در دنیا و آخرت می‌شود. و قطع ارتباط با این خانواده موجبات بدبختی انسان را فراهم می‌کند از جمله اینکه انسان هرگز بوی بهشت را استشمام نمی‌کند. حال برای اینکه گرفتار این نوع بدبختی نشویم نیاز به راهکار و برنامه داریم. انسان در تمام مراحل زندگیش از جمله انتخابات، ارتباطات و حتی چینش افکارش باید بر اساس نوع ارتباط و پیوند با خانواده دینی باشد. یعنی در هر عملی باید به این پیوند توجه داشته باشد چون انسان قرار است با این خانواده تا ابدیت زندگی کند. علاقه‌ها و مصیبت‌های انسان نسبت به چیزی بستگی به این دارد که آن چیز چقدر برای او عزیز و ارزشمند هستند. در اینکه آیا این علاقه‌ها و نگرانیهای ما طبق انسانیت و حقیقت ما هستند یا خیر نیاز به یک معیار و شاخص داریم که ما این شاخصه را از امام صادق «علیه‌السلام» که فرمودند: هر وقت مصیبتی در زندگی شما افتاد برای آرام شدن خود به یاد از دست دادن رسول الله «صلی الله علیه و آله و سلم» بیفتید. بزرگترین مصیبت انسان حقیقی طبق این فرمایش نبود انسان کامل در زندگی است و قطع ارتباط و پیوند با این انسان کامل است و مردم هرگز به مصیبتی بزرگتر از دست دادن رسول الله دچار نشدند. امام حسن «علیه‌السلام» در آخر می‌فرمایند: ولی با از دست دادن خویشان پدر و مادر دینی نزد پدر و مادر نسبی سودی ندارد. خانواده زمینی را راضی کنی و خانواده آسمانی را رها کنی فایده‌ای ندارد. رضایت خانواده آسمانی را از دست بدهی بدرد تو نمی‌خورد. امر به صله رحم این است که تو با ما رفت و آمد داشته باشی. اینکه می‌گویند تو کسی را داری میگویی نه کسی را ندارم تنها هستم این حس کجا، حس اینکه بگویی پدر و مادر و خویشان من پیامبر و آل هستند. در بحث صلوات کسی آمد پیش امام صادق «علیه‌السلام» صلوات فرستاد و الهم صل علی محمد ایشان فرمود شما صلوات را اشتباه فرستادی باید بگویی الهم صل علی محمد و آل محمد، آل محمد خود شما هستید. اینقدر ما فامیل هستیم و نزدیک هستیم به پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» که می‌فرماید کوتاهی تو در حق خانواده آسمانیت با رسیدگی به خانواده زمینی ات جبران نمی‌شود. جدا از اینکه رهبر و امام ما هستند حضرت می‌فرمایند ما خویش شما هستیم پیوند دو روح مهمتر از پیوند دو جسم است. حضرت می‌فرمایند: پدر و مادر زمینیتان بدن به شما دادند و ما به شما روح دادیم باید این را خوب بفهمیم. ما باید حس انتصاب داشته باشیم. با حس حقیقت آسمانی به خودتان نگاه کنید. اگر ما شرافت آسمانیمان را گم کنیم. شرافت دنیا بدردمان نمی‌خورد. اگر کسی می‌خواهد قدرتمند و دارا... شود باید به شرافت آسمانی نگاه کند. حضرت می‌فرمایند: خدا اول نور مرا خلق کرد و مابقی را از نور ما. این باعث می‌شود که قرابت ما به اهل بیت بیشتر باشد. اگر اینطور نگاه کنیم. این حس برای ما سازندگی شگرفی در دنیا و آخرت دارد. سیدی و غیر سیدی جنبه ژنتیکی است مهمتر و اصل ما این است که از محمد و آل محمد است. لذا ما اینهمه آیه راجع به قطع رحم داریم در مورد پیامبر و آل اوست. اینکه بوی بهشت از 500سال می‌رسد اگر قطع رحم کند این بو به او نمی‌رسد. این خویش و رحم منظور است به اهل بیت. فامیل را سر زدن خوب است ولی باید به خانواده آسمانیمان رسیدگی و مسئولیت احساس کنیم. بدون این پیوند و نسبت و صله ما ساقط می‌شویم. هر کسی باید در نظام فردی خودش به این رابطه فکر کنید. بین من و فاطمه زهرا(س) و خانواده آسمانیم چه رفت و آمدی وجود دارد، چه پیوندی (صله) داریم در رفتار و افکار من چه تأثیری باید داشته باشد. اگر به حساب نیاید در حال قطع رحم هستیم. رحم اصلی شما اهل بیت هستند، حضرت می‌فرماید: قرآن می‌فرماید: بعنوان اجر رسالت پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» که ما هم باید بدهیم مودت اهل بیت است. مودت دوست داشتن نیست با آنها بودن و کمک بودن است تمام برنامه ریزی‌ها یمان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، انتخاب رشته و همسر... نباید زمینی باشد باید به گفته حضرت انتخاب و ارتباط و رفتار و افکارتان بر اساس پیامبر و آل باشد چون باید بی نهایت با آنها زندگی کنیم. حتی عواطفمان را باید با خانواده آسمانیمان تنظیم کنیم. چند روایت است از رسول اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم»: ( این روایات آینه است و باید خودمان را در آن نگاه کنیم.) وحالت مصیبتش بستگی به این دارد که آن چیز و آن کس چه جایگاهی برایش دارد. ما با سرد شدن رابطه ایمان با چه کسی باعث فکر به بدبخت شدنمان دارد؟ هر کس تعریف دارد، و این تعریفها چقدر درست است باید جلوی آینه یا شاخص بگذاریم ببینیم چقدر درست است و چقدر آدم خوب یا بدی هستیم. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرماید: اذا اصبت بمصیبه... هر وقت یک مصیبتی در زندگی اتفاق افتاد از دست دادن کسی یا چیزی شما یک جور خودتان را میتوانید آرام کنید: یاد از دست دادن رسول الله بیفتید یاد اینکه پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» بالا‌ی سر شما نیست. روزهای شنبه در دعایش می‌خوانیم که ما به واسطه از دست تو دچار مصیبت هستیم چقدر مصیبت ما به خاطر تو بزرگ است. چون وحی از ما قطع شده و تو را از دست دادیم انا لله و انا الیه راجعون. یک انسان حقیقی مصیبتش به خاطر این است که پیوندش با انسان کامل با پیامبر و امیر المؤمنین و صاحب الزمان قطع شده است. ما این را نمی‌فهمیم که سرگرم کمالات جمادی و نباتی و حیوانی هستیم. ما اینقدر سرگرم چیزهای دیگر هستیم که به کمال واقعی فکر نمی‌کنیم. ما هر کدام چه می‌توانستیم باشیم و حالا چه هستیم؟ همه کس ما پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» و خانواده آسمانیمان هستند. چون ما خود شناسی نداشتیم و زمینی معنا کردیم اطرافیانمان را خانواده امان می‌دانیم اینقدر شناخت پیوند مان با اهل بیت مهم است که اجر رسالت را به مودت با این خانواده گذاشته اند. تا نگاه غلطمان را بر نداریم و شرافت خودمان را با خانواده آسمانی خود نداریم به کانون آرامش و مو فقیت نمی‌رسیم. تا هویت اصلیمان را بدست نیاوریم و ندانیم اینجا روی کره زمین چکار می‌کنیم؟ چند تا سئوال نکن که من روح و حیات وکمال جاودان و مطلق می‌خواهیم اینجا چکار می‌کنم. از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم؟. ما باید چند ساعت در روز راجب فلسفه زندگیمان فکر و تدبر کنیم. حضرت شاخص را مشخص کردند که اینقدر غنی شوی و رشد کنی که بفهمی در خانه امام زمان «علیه‌السلام» نیستی، مصیبت در نبودن پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» است. اینها آینه شفاف برای سلوک هستند تا اینها را انجام ندهیم عاشورا و کربلا و، ما رایت الا جمیلا را نمی‌فهمیم آیه 34 سوره توبه را نمی‌فهمیم متوجه نیستیم چرا خدا می‌گوید شما منحرف هستید اگر من و اهل بیت و جماد برایتان عزیز م از خانواده و اقوام و کار و... نباشم. عمرمان و کارمان و زحمتمان چقدر بدردمان می‌خورد آیا با استاندارد الله رب العالمین استاندارد هستیم یا با استاندارد‌های طبیعی؟ ما به این شاخص نزدیک شویم احساس بن بست و خلا نمی‌کنیم. قرآن می‌فرماید: اگر کسی به اینجا رسید که هر مصیبت و مشکلی به آن رسید با خانواده آسمانیش به آرامش رسید باید به آن بشارت داد و برای آن جشن بگیرد که انسان شده است. من به جایی رسیدم که با خدا همه حوادث و مصائبم تسکین پیدا میکنم. همینکه می‌فهمم که این نیز بگذرد. هر مصیبتی به اینها می‌رسد خودشان را شاد و آرام می‌کنند. ما بقی روایت امام صادق «علیه‌السلام» هرگز مردم به مصیبتی بزرگتر از مصیبت پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» دچار نشده‌اند و هرگز مصیبتی به بزرگی پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» به آنها وارد نمی‌شود. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: هر کس یک مصیبت(یک مشکل) در زندگیش بزرگ شد باید به مصیبت بزرگ من فکر کند و این مصیبت بعد از این فکر زنگ می‌بازد. شاگردی از استادش پرسید طلب چیست؟که شما طلب، طلب می‌کنید که طلبش را ندارید؟ فرمود برویم در آب . سرش را کرد زیر آب تا به مرز خفگی رسید استاد رهایش کرد، آمد بیرون شاگرد گفت می‌خواستی مرا بکشی گفت استاد چه حالی داشتی گفت نیاز به کمی اکسیژن داشتم استاد گفت این یعنی طلب. هر وقت نسبت به یک چیز‌ی احساس کردی آن نباشد می‌میری آن می‌شود طلب.

صوت

1 - (جلسه 13): مصیبت حقیقی قطع شدن رابطه با خانواده آسمانی است

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 341
زمان انتشار: 31 مارس 2014
| |
(جلسه 12): رابطه خویشاوندی با خانواده آسمانی

خانواده آسمانی (جلسه12) ؛ 89/10/30

(جلسه 12): رابطه خویشاوندی با خانواده آسمانی

مؤمنین از آن جهت که اصل واحدی دارند نسبت به یکدیگر قرابت دارند و خویشاوند هستند. هرچند در بدن‌های گوناگونی تعلق گرفته‌اند. در این راستا فرمایشاتی از معصومین «علیهم‌السلام» نقل شده که عبارتند از: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «صدیقک أخوک لأبیک و أمک و لیس کل أخ لک من ابیک و امک صدیقک» امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «القرابه ألی الموده احج من الموده الی القرابه» امام حسن مجتبی «علیه‌السلام» فرمودند: «علیک بالإحسان إلی قرابات ابوین دینک محمد و علی و ان …» با توجه به فرمایش امام حسن مجتبی «علیه‌السلام» احترام و اکرام خانواده آسمانی بر انسان واجب می‌شود و یکی از عواملی که باعث قرابت و خویشاوندی به خانواده آسمانی و دینی انسان می‌شود، متخلق به اخلاق الهی شدن است. چون همه اعمالی که انسان انجام می‌دهد برای تقرب به خداوند است. لذا این تقرب به خدا یعنی تخلق به اخلاق الهی شدن و این متخلق شدن قرابت و نزدیکی به ائمه معصومین می‌آورد. با توجه به حدیث امام حسن مجتبی «علیه‌السلام» نزدیک‌ترین پدر و مادر دینی انسان، ائمه معصومین و فرزندانشان هستند. چون اصل و ریشه انسان‌ها به آن‌ها برمی‌گردد و لذا انسان نباید در حق آن‌ها کوتاهی کند و در رأس این قرابت، پیامبر و امیرالمؤمنین «علیهم‌السلام» هستند که آن‌ها پدران این امت هستند. اهمیت این‌که چرا پیامبر و امیرالمؤمنین و ائمه معصومین «علیهم‌السلام» باید مورد تکریم و احترام باشند این است که خانواده زمینی، انسان را فقط با نگاه زمینی و قیمت دنیایی‌ تربیت می‌کنند که در این‌ تربیت نوعی محدودیت وجود دارد در حالی‌که خانواده دینی، انسان را به بلندای ابدیت و جاودانگی‌تربیت می‌کنند و انسان را در یک مقیاس بی‌نهایت مورد ارزیابی قرار می‌دهند. لذا تشکر کردن نزدیکان ما از پیامبر و امیرالمؤمنین خیلی بهتر از تشکر کردن نزدیکان از پدر و مادر زمینی‌مان است. این نوع نگاه دینی باعث تقرب و سرعت انسان به سوی مغفرت پروردگار می‌شود. از طرفی آشنایی با خانواده آسمانی و ارتباط و پیوند با آن‌ها می‌تواند مهم‌ترین عامل تأثیرگذاری در روابط انسانی اعم از ارتباطات، افکار و رفتار انسانی شود. در این‌جاست که انسان هیچ‌وقت محتاج و گدای عاطفه و محبت دیگران نمی‌شود چون می‌داند که همه عزت‌ها برای خدا و رسول و مؤمنین است.

صوت

1 - (جلسه 12): رابطه خویشاوندی با خانواده آسمانی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed