www.montazer.ir
یک‌شنبه 14 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 366
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 27

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 27

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی یکی دیگر از آثار تنبلی، بیکاری و خالی بودن وقت ما از کار مفید است. کاری که شادی و آرامش دنیایی و سعادت اخروی را تأمین کند. در بحث نسبت گفتیم که رابطه ی دنیا با آخرت مانند رابطه ی رحم مادر است با دنیا. جنین از زمان بسته شدن نطفه تا هنگام تولد به دنیا زمانی را در اختیار دارد که آمادگی ورود به دنیا پیدا کرده و تجهیزات مورد نیاز را کسب نماید. دنیا هم همین حکم رادارد و ما باید جنین خودمان را برای حیات جاودانه آماده کنیم. با یک ساعت از وقت دنیا می توان هزاران سال آخرت را خریداری کرد پس وقت خیلی گرانبهاتر از طلا و اساساً قابل قیاس نیست. علی «علیه السلام» می فرمایند: «بقیه العمر لا قیمه لها قد یدرک بها ما فات و یحیی بها ما مات» بقیه عمر قیمت ندارد که می توان هر چه را از دست رفته جبران و هر چه که مرده را زنده کرد». دنیا علت آخرت، و میوه دنیا آخرت است فلذا اهمیت دنیا بیشتر از آخرت می باشد. بهشت و بالاتر از آن معلول دنیا می باشند. اگر ما جاودانگی مان را باور کنیم (در قرآن 80 بار مطرح شده است.) متوجه گرانبهایی عمر دنیا می شویم. با عمر محدود دنیا انسان می تواند خوشبختی جاودانه را کسب کند. با توجه به این موضوع باید گفت: بیکاری و یا تلف کردن وقت انسان صرف کارهایی که نه به درد دنیا و نه به درد آخرتش می خورد جنایت وحشتناکی است. انسان وقتی خود حقیقی اش را نشناسد اینطور گرفتار می شود. خودی که ما می شناسیم، یا حسی است، یا خیالی، یا وهمی و اندکی از افراد هم عقلی. معمولاً خودِ جاودانه در وجود فعال نیست. کسی که فوق عقلش فعال است آمادگی ورود به برزخ را پیدا کرده و با انتقال به آنجا دچار شوک نمی شود. «موت» انتقال از یک محیط کوچک به یک محیط بسیار با عظمت، زیبا و پیچیده است. هر جایی که کاملتر و پیشرفته تر باشد در صورت عدم آمادگی دردش بیشتر است. کسی که آماده است مانند دختر و پسری است که در آستانه ازدواج می باشند. کسی که از مرگ می ترسد اصلاً از فرصتهایش استفاده نکرده و در غفلت به سر می برده است. همین ها اگر قدری از مال دنیا را از دست بدهند تا مدتها به هم ریخته هستند و خواب آن را می بینند. پیامبر «صلی الله علیه و آله» می فرمایند: در قیامت حتماً از همه دو سؤال پرسیده می شود که عمر را و جوانی را چگونه سپری کرده اند و در قیامت ساعت به ساعت عمر بررسی می شود. ما آزاد نیستیم که با هر الگو و سبکی زندگی کنیم. یکی از خسارتهای افراد تنبل، بلاتکلیفی و بیکاری زیادی است که در زندگی دارند. بعضی ها که از بیکاری می خوابند تا حوصله شان سر نرود. کسی که خودش را شناخته امکان ندارد بگذارد یک دقیقه وقتش تلف شود و حتی تفریحش هم جهت دار است و عبادت محسوب می گردد. بعضی ها عمرشان را صرف کارهایی کرده که کارکرد دنیایی داشته و از بُعد آخرتی اش بهره نبرده است. ممکن است مقید به صورتهای مقدس هم باشد ولی محتوای آنها بهشت آفرین نبوده است. با توجه به بحث نسبت همانطور که ما تولدهای شش گانه به دنیا داریم، همین شش تولد را از دنیا به آخرت نیز خواهیم داشت: سالم، سالم قوی، ناقص، معلول، بیمار و ضعیف. با توجه به این حساسیت، بیکاری یک فاجعه است. انسان عاقل تحصیل، شغل و سایر فعالیتهایش را باری به هر جهت انتخاب نمی کند بلکه دقت کرده وآنها را با اهدافش تنظیم می نماید. انسان به دنیا نیامده که صرفاً پدر و مادر و خاله و عمه و ... شود؛ اینها مربوط به بخش حسی است و نه اینکه شغل و مقام و ... بیابد که همه اینها مربوط به بخش حیوانی هستند. روحی که از جنس خداست بیهوده در نهاد ما قرار داده نشده است: «أفحسِبتُم أنّما خلقناکم عبثاً و أنّکم إلینا لا ترجعون» آیا می پندارید که ما شما را بیهوده خلق کرده و شما به سوی ما باز نمی گردید؟ اگر آخرتی در کار است باید سبک زندگی مان براساس آن باشد. ملاک سعادت دنیا شادی و آرامش است که در گرو احترام به فوق عقل می باشد. ملاک سعادت اخروی هم قلب سلیم است. همه اینها فعالیت است و بیکاری فاجعه است که ناشی از تنبلی است «انّ الله یبغض عبد الفارق» خداوند بنده بیکار را دشمن می دارد. باید از جنین بیاموزیم که دائماً فعالیت کرده و استراحتش به منظور فعالیت بعدی است. به همین دلیل با شادی در دنیا زندگی می کند زیرا هر چه دنیا بخواهد او دارد؛ در صورتی که هر آنچه در رحم کسب می کرده در آنجا به دردش نمی خورده است. کسی که ما را خلق کرده صلاح ما را دانسته که حرام و حلالی وضع نموده است. خداوند با توجه به ریاضیات خلقت فرمول و عدد واندازه برای ما قرار داده است. «انّ الله یبغض کثره النّوم و کثره الفراغ» خداوند خواب زیاد و فراغت زیاد را دشمن می دارد. حداکثر نیاز بدن به خواب هشت ساعت است که تا شش ساعت هم قابل تقلیل است. البته افراد پُر خواب باید سلامتی شان را بررسی کنند که شاید تغذیه شان نامناسب بوده و یا مشکل جسمانی خاصی داشته باشند. کسی که برنامه بگیرد خودش هم با پر کردن جدول بهتر خودش را می شناسد. بیکاری معنا ندارد چه عرفا و بزرگانی از قبیل مرحوم علامه طباطبایی «رضوان الله علیه» که کارگری یا کشاورزی هم می کرده اند. متأسفانه بعضی ها حاضرند تکدی کنند ولی کار کم درآمد انجام ندهند. در حال حاضر %90-80 متکدیان خیلی حرفه ای به این کار می پردازند؛ مثلاً مبلغ یک نسخه و یا یک کیلو گوشت را از هر شخص مطالبه می کنند، در نظر بگیرید چه درآمدی دارند! «اوقات فراغت» که اینقدر مُد شده است برای کسانی است که نمی دانند برای چه خلق شده اند و باید مسئولین برنامه ریزی کنند تا وقت ایشان را پر کنند! بعضی دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی از بزرگسالان بیشتر می فهمند و وقتشان را به خوبی پر می نمایند. حتی اگر تفریح و ورزش و ... هم که باشد جهت درست دارد، یعنی از اینها بهره می برند تا آماده فعالیتهای جاودانه شان شوند. در روایت داریم کسی که نمی تواند یک سوم وقتش را به لذات حلال بپردازد قطعاً بقیه کارهایش هم درست نیست. باید به تفریح و مسافرت بپردازیم تا انرژی سایر فعالیتها را تأمین نماییم. حضرت رسول «صلی الله علیه واله» هرگاه با کسی برخورد می کردند اول از شغلشان سؤال می کردند و اگر می گفتند کار و حرفه ای بلد نیست حضرت می فرمودند: از چشمم افتادی. خداوند مؤمنی را که حرفه بلد است دوست دارد. تمام پیامبران الهی شاغل بودند؛ ادریس «علیه السلام» خیاط بوده، داود «علیه السلام» زره می بافته و ... امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: «من کسِل عمّا یَصلُحُ بِهِ امرُ معیشتِهِ فلیسَ فیه خیرٌ لامر دُنیاهُ» کسی که از اصلاح امر معاشش تنبلی می کند هیچ خیری در کار دنیا ندارد. شخص بی خیر ولایت هم ندارد و کسی حرف او را نمی شنود و اطاعت نمی کند. امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: «عدوّ العمل الکسل» دشمن عمل، کسالت است. در واقع بیشتر بیکارها تنبل هستند. در خارج از کشور مرد و زن مشغول کار هستند ولی در کشور ما به لحاظ فرهنگ اسلامی زن وظیفه تأمین مادی ندارد ولی با موضع گیری های درست، فعالیتهای مرد را به ثمر می رساند. بیکاری از هیچ کس پذیرفته نیست. حتی اگر لازم باشد انسان باید رشته تحصیلی اش را تغییر داده و اقدام به آموختن حرفه جدید بنماید. در دنیا غالباً کسانی ریاست مطرح ترین شرکتهای جهان را به عهده دارند که از کارگری و موقعیت حداقل شروع به فعالیت نموده اند. «لیس للانسان إلا ما سعی» سعی «سرعت در عمل» است. امام رضا «علیه السلام» می فرمایند: «من سأل الله التوفیق و لم یجتهد فقد استهزء بنفسه»کسی که از خدا توفیق می خواهد ولی سخت کوش نیست خودش را مسخره کرده است. دو نفر از کسانی که با مؤسسه همکاری دارند زن و شوهری هستند که از کودکی نابینا بودند؛ با همین وضع ادامه تحصیل داده و تا مقطع دکتری پیش رفته و در حال حاضر ضمن اینکه استاد دانشگاه هستند حافظ کل قرآن نیز می باشند. خیلی نابینایان دیگر هستند که در زمینه های مختلف علمی و هنری و ... بسیار عالی درخشیده اند. خانمی را می شناختم که همسر بسیار بداخلاقی داشت که دائماً او را کتک می زد روزی به دفتر ما آمد در حالی که تمام صورتش از کتکهای همسرش سیاه و کبود بود. اظهار داشت که از مدت حبسی که توسط همسرش متوجه او شده استفاده کرده و علاوه بر اینکه تمام مباحث ما را با دقت گوش کرده موفق به اخذ مدرک لیسانس و چند مدرک دیگر شده است. در دنیا و آخرت انسان نان تلاشش را می خورد. جهنم جای تنبل ها و بی حوصله هاست و چه بسا آدمهای بدی هم نبودند ولی چون مسائل ضروری شان را نیاموخته اند سر از جهنم درآورده اند. بیکاری گاهی به معنای نداشتن شغل است و گاهی هم به این معناست که شخص درایت و هوش پر کردن وقتش با کارهای مفید نداشته و فرصتهایش را از دست می دهد. کسی که قدر فرصتهای عمرش را می داند از چند دقیقه اش به اندازه میلیونها انسان بهره برداری می کند. ذکر یکی از مهمترین عوامل استفاده از وقت است. انسان می تواند به جای اینکه قبل از خواب به افکار بیهوده بیندیشد، با ذکر استغفار حقیقت وجودش را تطهیر کند. چنین کسی خدا و اهل بیت «علیهم السلام» و فرشتگان الهی را با خود به رختخواب می برد. فلذا توصیه شده که نسبت به وقتتان بخل نورزید. چنین کسانی تمام امور دنیایی شان عین آخرت است. مرحوم علامه «رضوان الله» می فرمودند: در منزل اگر چند دقیقه ای پیش بیاید که هیچ کاری نداشته باشم جارو برداشته و خانه را جارو می کنم تا نفسم به بیکاری عادت نکند. امام «رضوان الله» تا اهل منزل غذا را به سر سفره بیاورند بیکار نمی نشستند و فوری قرآن می خواندند. ما کنار رختخواب همیشه به تسبیح، چراع خواب و کتاب نیاز داریم. مقام معظم رهبری «حفظه الله» می فرمودند: همیشه در منزل ما همه با کتاب به رختخواب می روند و خودم کتابهای چند جلدی را در رختخواب خوانده ام. یکی از علما نیز می فرمودند: دوره کتابهای فقهی اهل تسنن را در هنگام آماده شدن غذا بر سر سفره مطالعه کرده ام. باید همیشه در کیف مان کتاب باشد تا به مجرد فرصت یافتن اقدام به مطالعه بنماییم. یکی از همکاران مشاور می گفت: تایپ کردن را در حد فاصل رفت و آمد مراجعین تمرین کرده و آموخته است. یکی از مراجعین که زبان آلمانی، فرانسه و روسی می داند، اینها را در فاصله بین دو کلاسش آموخته است. یکی از علما را می شناسم که وقتی برادرش به رحمت خدا رفته بود دم در که ایستاده بود و میهمانان را تحویل می گرفت در بین این کار برگه هایی که لغتهای انگلیسی روی آن نوشته بود را مطالعه می نمود و نیز کسانی هستند که از این اوقات بهره برده و استاد دانشگاه شده اند. ما باید سعی کنیم زمانمان را مدیریت کنیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 365
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 26

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 26

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی یکی دیگر از آثار تنبلی، واگذاری کارهای سخت و شخصی به دیگران و فرار از زیر بار مسئولیت در اثر خودشیفتگی و خودخواهی می باشد. البته این پندار یعنی سختی کار، از نگرشی غلط ناشی می گردد در روایت آمده: «افضل الاعمال اهمزُها» برترین کارها سخت ترین آنهاست. «ثواب العمل علی قدر المشقّه فیه» ثواب عمل به اندازه مشقتی است که در آن (کار) هست. انسان در زندگی مسئولیتهایی دارد که باید سنگینی بار آنها را تحمل کند. مثلاً رعایت ادب و احترام در برابر والدین؛ نباید از آنها خشمگین شود و پاسخ خشم ایشان را به تندی ندهد. فرامین والدین را باید انجام داد و در برابرشان توضع کرد و به امور زندگی شان رسیدگی نمود. سختیهای ناشی از رعایت حال ایشان باعث آمرزش گناهان و کسب درجات آخرتی می گردد. تحمل نگهداری و مراقبت از فرزند هم همینطور است. با هر مکیدن شیر توسط فرزند ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل «علیه السلام» برای مادر منظور می گردد. همسرداری هم برای طرفین (زوجین) ثواب جهاد فی سبیل الله را داشته و باعث پاکی از گناه و تقرب به حق تعالی است. ثواب تحمل آزار دوستان و همسفران و ... همچنین می باشد. بعضی ها در سفر، بار کارها را به دوش دیگران انداخته و خودشان به تفریح و زیارت می پردازند در صورتی که فرموده اند: «سیّد القوم خادمهُم» سرور گروه کسی است که خدمت آنها را می کند. کسانی که به زعم خودشان زرنگی می کنند در واقع دچار نهایت حماقت شده اند. زیرک ترین افراد کسانی هستند که سخت ترین کارها را بر می گزینند، و از آنجا که برای خدا می کنند ناسپاسی دیگران ایشان را عصبانی نمی کند. بنابراین کارها را باید فقط به خدا فروخت تا دچار افسردگی و سرخوردگی نشد. در روایت آمده:اگر زن و شوهری بر سر هم منت بگذارند خدا ثواب عبادات و اعمالشان را از بین می برد. ما قبل از هر کس به خدا تعلق داریم؛ «إنّا لله و إنّا الیه راجعون» پس روابط ما با دیگران در حیطه ارتباط با خدا معنا پیدا می کند. باید به خاطر خدا از دیگران جدا شویم نه اینکه به خاطر دیگران رابطه مان با خدا آسیب ببیند. «قُل إن کان ءاباؤکم و أبناؤکم... أحب الیکم مّن الله و رسوله و جهادٍ فی سبیله فتربَّصوا حتی یأتی الله بأمرهو، الله لا یهدی القوم الفاسقین» توبه/24 اگر هشت دلبستگی مذکور در آیه شریفه از خدا، معصوم و جهاد در راه خدا در نزد انسان محبوب تر باشند فاسق و غیر قابل هدایت شده است. این علائق مربوط به بخش حیوانی ما بوده و اگر کسی این بخش را به خدا و معصوم و جهاد ترجیح دهد دچار فسق گشته است. خانواده آسمانی و حقیقی مان حقشان خیلی عظیم تر از خانواده زمینی ما می باشد زیرا والدین زمینی مولد جسم ما هستند و خانواده آسمانی یعنی اهل بیت «علیهم السلام» حقیقت جاودانه ما را به وجود آورده اند و به واسطه همین بخش عمر ما به اندازه عمر خداست. جهاد فی سبیل الله تلاش برای تخلق به اخلاق الهی و جاودانگی است. چون نهاد و ذات انسان طالب بی نهایت یعنی الله و در نتیجه بهشت است، وقتی غیر از آن را ترجیح می دهد در واقع غیر طبیعی و غیر عادی عمل کرده است؛ فلذا فاسق (غیر طبیعی) عمل می کند. در بحث مهارتهای زندگی عرض کرده ایم: در مهارتهای اقتصادی، عاطفی و معنوی، باید عواطف و عشق ترجیح بر مادیات داشته باشند. اگر عشق حقیقی باشد اجازه نمی دهند که مادیات روی آن اثر داشته باشد. همین عشق اگر از حد معمول بیشتر باشد مانند نمک و قند و چربی اضافه، سلامتی را تهدید می کند. عشق برتری، باید حافظ این عواطف و تعدیل کننده آن باشد و آن «عنصر عشق به معنویت و الله» است. وقتی زنی از پیامبر پرسید چه کند تا همسرش او را بیشتر دوست داشته باشد حضرت رسول «صلی الله علیه و آله» به او فرمود: نماز شب بخوان. البته باید معنویت انسان حقیقی باشد و او را به رنگ خداوند درآورده باشد. بنابراین ترتیب مهارتها، معنوی، عاطفی و اقتصادی می باشد که عاطفه بالاتر از اقتصاد و معنویت حافظ عشقهای زمینی می باشد. فلذا عشق پایدار نشانه حقیقی بودن و قداست آن است که با اندک چیزی دلزدگی ایجاد نمی شود. بدون عشق آسمانی، عشقِ زمینیِ پایدار، ممکن نیست. به همین دلیل است که از هر چهار ازدواج سه تای آن، در کشور ما منتهی به شکست می شوند. اعم از طلاق، طلاق عاطفی یا مشاجرات. در این صورت انسان قبل از اینکه عاشق جسم همسرش شود باید عاشق روح او شده و او را به بلندای ابدیت دوست داشته باشد. البته این قاعده صرفاً شامل همسر نمی شود؛ بلکه تمام انسانها را در بر می گیرد. با این نگرش انسان هرگز به کسی خیانت نمی کند زیرا «هو أنت». اگر به کسی حُقّه بزند، کسی را تحقیر کند و یا مورد بی مهری قرار دهد و ... در واقع اینها را به خودش روا داشته است. بنابراین هرگز یک رئیس، آبدارچی اداره را کوچک نمی پندارد و زیبایی و زشتی، مقام و موقعیت و ... ملاک ارزش انسان نخواهد بود. «ما اکرم النّساء الا الکریم و لا اهانهن الا اللئیم» زن اینجا مصداقی از انسان است و احترام به او ناشی از کرامت نفس است. عرض کردیم: از جمله ظهورات تنبلی، انداختن کار بر دوش دیگران است. در جبهه سخت ترین کار کندن زمین برای درست کردن چاه فاضلاب بود. یکی از رزمندگان همیشه داوطلب بود و می گفت: چه کسی بهتر از من برای این کار؟ یا مرحوم الهی قمشه ای همیشه به همه حتی بچه ها اول سلام می کرد و می فرمود: من به نود و نه قسمت از ثواب بیشتر از آنها نیاز دارم. ما در آخرت با عالَمی با عظمت تر و پیچیده تر از دنیا مواجه خواهیم بود. اگر نتوانیم به نسبت آنجا با خودمان تجهیزات ببریم، گدایی و فقر کشنده ای در انتظارمان خواهد بود. بنابراین کسی که به مسئله توجه داشته باشد می فهمد به کرامت، محبت، عشق ورزی و گذشت و سخاوت بیشتر از طرف مقابل نیازمند است. تنبل هم از دنیایش کم می گذارد و هم از آخرتش. پیامبر «صلی الله علیه و آله» فرمودند: بیشترین ناله اهل جهنم از تنبلی است. در صورتی که ممکن است آدمهای خوبی هم بوده باشند. مانند کسانی که خوب هستند ولی بهداشت را رعایت نکرده و دچار بیماری در نتیجه تحمل درد و پرداخت هزینه می گردند. انسان عاقل هرگز تنبلی نکرده و بخصوص قواعد و مهارتهای ارتباط با همسر و دیگران را می آموزد. لذا زندگی سرشار از شادی و عشق دارد. یک دختر نوجوان ممکن است حس همسری نداشته باشد ولی حس مادری داشته و باید شروع به تقویت ژنها برای بهبود وضع فرزند و نسلش بنماید. یک پسر جوان هم همینطور، باید ژنها را در پنج جهت سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین و اخلاق تقویت کرد تا فرزندی قدرتمند و ثروتمند داشته باشیم. بعضی ها در دوران بارداری و شیردهی تمام کینه ها، حسادتها، بدخلقی و ... را به فرزندشان منتقل می کنند. چنین مادری نمی تواند این فرزند را تحمل کند. در هنگام تقسیم کار با دیگران از نوع تقسیم سخت و راحت آن شخصیت ما معلوم می شود. زیرک کسی است که کار سخت تر را انتخاب کرده و در برابر آن بهانه نیاورده و امروز و فردا نکند. پیامبر «صلی الله علیه و اله» می فرمایند: «ملعون ملعون من القی کلّه علی الناس» دور است از رحمت خدا، دور است از رحمت خدا کسی که سنگینی کارش را به دوش دیگران می اندازد. والدین باید مهارتهای برخورد با فرزند و تربیت او را بیاموزند ولی متأسفانه والدین امروزی روی سلامت و زیبایی و هوش سرمایه گذاری می کنند و در بخشهای اصلی تربیت را رها می کنند. مرد کسی نیست که هزینه خانواده را تأمین می کند بلکه کسی است که در سه عرصه معنوی، عاطفی و اقتصادی وظیفه خود را در قبال خانواده انجام داده و آنها را تا بهشت برساند. مادر هم همینطور، نه اینکه با کارهایشان فرزندان و همسر را به جهنم بکشاند. امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: «لاتکسل عن معیشتک فتکون کلاً علی غیرک» در معیشت خود تنبلی نکن که سنگینی زندگی ات روی دوش دیگران می افتد. البته در روایت آمده که پدر باید فرزندش را ازدواج دهد و در هزینه ی ازدواج و مسکن او را یاری کند ولی فرزند هم باید به گونه ای تربیت شده باشد که بعد از آن خودش را تأمین کند. اگر کسی بیکار باشد و ادعا کند کار نیست، دروغ بزرگی گفته است و باید هر کار شرافت مندانه ای را انجام دهد. همه انبیاء و ائمه «علیهم السلام» کار می کردند. خداوند فرموده بودند: راضی نیستم از راه پیامبری درآمد داشته باشید لذا ایشان به انواع کارها حتی کارگری و کشاورزی اشتغال داشتند. در روایت آمده: خدا مؤمنی که حرفه بلد است را دوست دارد. پس هر کس باید بار زندگی اش را خودش به دوش بکشد. امام صادق «علیه السلام» با کسی همراه شده بودند ناگهان بند کفششان پاره شد، آن شخص بلافاصله کفشش را جلوی پای حضرت گذاشت؛ ایشان ناراحت شده و فرمودند: مستحق ترین کس برای تحمل این مشکل خودم هستم. بعضی مادرها وقتی بچه هایشان تنبلی و بازیگوشی کرده و تکلیف شان را انجام نمی دهند اقدام به انجام تکالیف بچه ها می کنند. این کار جنایت در حق بچه است باید به مدرسه رفته و آثار تنبلی را دریافت و متنبه گردند. فرزندسالاری خیلی شایع است. گاهی پدر تا سی سالگی فرزند هزینه های او را می دهد در صورتی که در بسیاری از کشورهای جهان بعد از نوجوانی فرزند باید از خانه رفته و خودش مسئول تأمین هزینه هایش باشد. دختران به قدری تنبل بار می آیند که بعد از ازدواج حاضر به فرزنددار شدن و پذیرش مسئولیت نمی شوند. بعضی از والدین آن قدر فرزندانشان را لوس کرده اند که اگر وسیله خود را اعم از موتور، دوچرخه یا اتومبیل از دست بدهند بلافاصله برایش تهیه می کنند. پول توجیبی به وفور در اختیار فرزند قرار دادن از دیگر اشتباهات فاحش والدین است. باید مقدار مشخصی پول هفتگی یا ماهانه در اختیار او قرار داده و در طول مدت زمان مشخص برای خرید لوازمش از آن استفاده کرده و یاد بگیرد پس انداز کند. زمانی که اقتصاد بزرگتر از عاطفه و معنویت شود قضیه واژگون می شود فلذا سه چهارم زندگی ها از هم می پاشد. در خریدن لباس هم باید تعادل را رعایت کنیم و بچه ها باید مدتها از یک کفش یا لباس استفاده کنند. اگر در هر مرحله ای فرزندان درست تربیت شوند (هفت سال اول: پادشاهی، هفت سال دوم: اطاعت) در هفت سال سوم می توانند وزارت کنند. «وزیر» از ریشه «وزر» به معنی بارکشی گرفته شده یعنی قبول مسئولیت. باید به بچه ها مسئولیت بدهیم و لو ابتدای کار از عهده برنیایند. هفت سال سوم دوره محبوبیت، مقبولیت و کار است. ولی متأسفانه ما فقط به بچه ها می گوییم شما درس بخوانید ما همه کارها را انجام می دهیم. این چنین بچه ها را سوار بر گُرده خود کرده و آنها هم به ما بی ادبی می کنند. پیامبر «صلی الله علیه وآله» فرموده اند: خدا لعنت کند پدر و مادرى را که فرزندان خویش را بد تربیت کنند. نه بار کسی را به دوش بگیریم و نه بار خودمان را به دوش کسی بیندازیم، مگر جایی که لازم به ایثار کردن باشد و ضمناً شخص لایق هم باشد. خانمی تعریف می کرد: تمام مسئولیتهای خانه به اضافه کار کردن در بیرون از منزل به عهده اوست. شوهرش بیکار و معتاد است و آن خانم سیگار و تریاک او را هم تهیه می کند و می ترسد که اگر غیر از این باشد شوهرش شیشه مصرف کند. این مرد باید آن قدر محروم شود تا بمیرد. مردی واجب الاطاعه بوده و بر زن ولایت دارد که نفقه را عهده دار شده باشد. زن وظیفه ندارد که کار کرده و درآمد داشته باشد. اگر به میل خود اشتغال داشت اختیار دارد درآمدش را هزینه منزل کرده، پس انداز کند و یا به مصارف دیگر برساند. البته مرد مسئولیت پذیری که دچار مشکل تصادف، بیماری و یا ورشکستگی و ... شده شامل این مورد نمی شود. درباره دوستان هم باید ملاحظاتی کرد ولی به قول امام صادق «علیه السلام» اگر خواست انسان را به استخدام درآورد باید امتناع کرد. (درباره برخورد با بی ادبی فرزندان باید محرومیت و تنبیه داشته باشیم. هیچ تنبیهی مانند قهر کردن با آنها مؤثر نیست.) امام علی «علیه السلام» فرمودند: «لا تتّکّل فی امورک علی کسلان» در کارهایت به شخص تنبل تکیه نکن. البته گاهی درباره فرزند و همسر باید این تمرین را داد و آنها را تدریجاً وادار به انجام کارها کرد. در مورد حدیث مذکور برای مثال می توان رئیسی را مثال زد که قصد جذب نیرو دارد. او نباید شخص تنبل را برای کارهای خطیر استخدام کند. آدمهای تنبل ارزش سرمایه گذاری نداشته و کار را خراب می کنند.. برای غلبه بر تنبلی باید تلقین کرد. امام «رضوان الله» فرمودند: انسان بدون تلقین به جایی نمی رسد. اثر دیگر تنبلی، بیکاری است که در جلسه بعد توضیح خواهیم داد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 364
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 25

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 25

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی عرض کردیم: یکی از آثار تنبلی «امروز و فردا کردن» است. تنبل کسی است که یا کاری را شروع نمی‌کند و یا بی حوصله شروع می‌کند ولی به پایان نمی‌رساند. خطرات «امروز و فردا کردن» یا «تسویف» را بیان کردیم. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» این‌گونه هشدار می‌دهند: «ایّاکم و التسویف فی العمل بادروا بِهِ اذا امکنکم» بپرهیزید از امروز و فردا کردن در عمل. هنگامی که تمکّن (از انجام) داشتید سریعاً اقدام نمایید. انسان همیشه در آینده خطراتی که تصورش را هم نمی‌کند او را تهدید می‌کند بنابراین همواره فکر می‌کند در آینده فرصت کافی برای رسیدن به امور دنیایی و آخرتی دارد. حوادثی مانند ورشکستگی، تصادف، بیماری طولانی، فوت اطرافیان و ... همیشه در انتظار انسان هستند و چه بسا ازدواج‌هایی که به قدری انجام مراسم را به تعویق می‌اندازند که با فوت کسی مواجه می‌شود و دیرتر انجام می‌شود و حتی مواردی هستند که با سه، چهار مورد مرگ اطرافیان مواجه می‌شوند و رسم‌هایی مانند صبر کردن تا یکسال هم کار را خیلی سخت تر می‌کنند. «مُبادرت» یعنی رفتارهای پیشگیرانه و استفاده از فرصت‌هایی که در اختیار انسان قرار دارد. اگر چیزی را دیدید و پسندیدید آن را تهیه کنید. نباید به امید مورد بهتر وقت را تلف کرد. از طرفی تنوع زیاد موارد قدرت انتخاب را از انسان سلب می‌کنند. هر زیاده روی و افراطی، نیاز به جبران دارد. مثلاً کسی که در خوردن افراط می‌کند باید درد سر نخوردن و کاهش وزن را تحمل کند. این در زمینه حس است. درباره خیال هم، همین‌طور است کسی که خیالش را به دست داستان‌های پلیسی، جنایی، عشقی و ... اعم از فیلم و کتاب می‌دهد، خیال او رشد نامناسب می‌کند و هنگام مناجات با خدا حواسش پرت بوده و سر کلاس استاد، از یک کلمه ذهنش تا مدت‌ها مشغول آن موضوع می‌گردد. در بخش وهم، هم چنین است کسی که درگیری‌های وهمی دارد در فعالیت‌های علمی، اقتصادی و ارتباط با دیگران ناموفق است و فرصت‌های مهرورزی را از دست می‌دهد. به هر حال در بخش‌های طبیعی نباید پرخوری کنیم. در بخش حس اگر بدنمان را با غذاهای چرب و شیرین تغذیه کنیم سلول‌ها سنگین شده، در نتیجه انسان کسل و بی حال می‌شود. ولی برعکس استفاده از لیموترش و ترشی جات، بدن را فعال و سر حال می‌کند. ترکیب مواد غذایی باید به گونه ای باشد که سبب سستی نشوند. امروز غالباً ترکیبات سفره‌ها غذاهای سرد هستند؛ مانند: مرغ، ماهی، برنج، ماست و دوغ و ... این موارد باعث می‌شوند خواب انسان از حد معمول بیشتر شود. مخصوصاً زمان‌هایی که انسان مشغول کاری است که نیاز به هوشیاری دارد نباید از این ترکیبات استفاده کند. چه تصادف‌های مرگباری که از خواب آلودگی ناشی شده‌اند. لطیفه شنیدن هم نیاز به ظرفیت دارد کسی که ظرفیت کنترل ذهنش را ندارد ممکن است در جایی که اصلاً مناسب خنده نیست موضوعی آن لطیفه را در خاطرش تداعی کند و دچار خنده بیجا شود. ابوعلی سینا می‌گفت: من خاطره نمی‌شنوم زیرا ذهنم را لازم دارم. کسانی که زیاد به جزئیات می‌پردازند ذهنشان پذیرش کلیات را ندارد. خانم‌ها زیاد در معرض این موضوع هستند. البته خداوند زن را جزئی نگر، و مرد را کلی نگر آفریده تا مکمل هم باشند. اما هر کدام در عین حال باید تعادل را حفظ کنند. باید تا حدی مرد به جزئیات اهمیت داده و زن هم به کلیات توجه نماید و آن‌ها را به کار بگیرد. جمله زیبایی است که می‌گوید: «آرامش محصول تفکر نیست بلکه هنر فکر نکردن به چیزهای بی ارزش است.» کسی که وارد خانه ای شده و از پرده و مبل و ریزترین لوازم را مورد توجه قرار می‌دهد به قدری ذهنش را درگیر می‌کند که قدرت پرواز ندارد. اگر هم بتواند موفق به پرواز شود در بُرد کوتاه است، نه بلند و نه متوسط. در بخش عقلانی هم، کسانی که افراط می‌کنند بزرگ می‌شوند اما مانند اقیانوسی کم عمق، مثلاً پنج سانتی متری. برخی از هر علمی بهره ای می‌برند، در صورتی که باید در یک رشته علمی کار جدی کنند و ضمناً قدری هم به علوم دیگر بپردازند. در بخش‌های معنوی و فوق عقل هم نیاز به روش مناسب داریم. ممکن است شخصی دائماً در حال عوض کردن درس و استاد باشد و با رشته و استاد خاصی انس نگرفته باشد. انسان باید مدتی با اسماء الهی و توحید و آسمان و خانواده حقیقی‌اش رابطه جدی برقرار کرده و قوی شود. ما باید در درجه اول اصل و نسب و ریشه مان را بشناسیم. پدر و مادر عامل ایجاد بدن ما هستند ولی اصل ما که همان نفخه الهی است ریشه‌اش در آسمان است. اعتقاد به معاد (بازگشت)، مُلازم با اعتقاد به پیشینه ماقبل از دنیاست. ما باید قبل از رفتن به آخرت خانواده مربوط به آنجا را شناسایی نماییم و رسالتمان در جریان بازگشت به معاد را بشناسیم. پرداختن به فوق عقل یک وظیفه است، نباید به آن نگاه تفنّنی داشته باشیم. «فوق» عقل همه حیثیت انسانی ماست و خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت ما به تغذیه فوق عقل ما مربوط است. چه بسا کسانی که 70-60 سال از عمرشان گذشته ولی فوق عقلشان یکساله هم نیست. ممکن است در امور دنیایی، در هر نقطه از دنیا برخورد موفق داشته باشند ولی در عمر خود با یک معصوم رابطه صمیمی برقرار نکرده، فرشته ای را نمی‌شناسند و انسی با غیب ندارند. چنین کسی هنگام مرگ هیچ آشنایی با غیب و اهل آن ندارند. در نماز از خدا می‌خواهیم ما را به راه کسانی که از نعمت (هدایت) برخوردار شده‌اند راهنمایی کند؛ انبیاء، اولیاء، صدیقین، شهدا و صلحاء. لازمه آن هم شناخت ایشان و انس گرفتن با ایشان است، قرآن درباره رفاقت با معصومین «علیهم‌السلام» می‌فرماید: «حَسُنَ اولئک رفیقا» چه خوب رفقایی هستند. از ما خواسته‌اند هر روز در نماز رفقایمان را مشخص کنیم؛ «... صراط الذین انعمت علیهم...» ما باید به سبک کسانی که قرار است با آن‌ها زندگی کنیم، برای زندگی خودمان برنامه ریزی نماییم. ولی متأسفانه ما اصلاً شناختی نسبت به ایشان بخصوص امام زمانمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» نداریم. ما هر قدر در بخش‌های طبیعی رشد کنیم ولی فوق عقلمان به وزان آن رشد نکند، هر موفقیتی شکست محسوب می‌گردد و همسر و فرزند و ... هر قدر هم خوب باشند درد سر ساز می‌باشند زیرا وقت ما را صرف خودشان می‌کنند. ممکن است کسی دکتر، مهندس، استاد، پدر و مادر، و ... در حد خیلی خوب باشد ولی معلوم نیست حتماً آدم خوبی هم باشد باید بررسی کنیم درِ غیب را به روی او باز می‌کنند یا نه؛ و آیا اهل غیب او را می‌شناسند؟ ما باید تغذیه بخش طبیعی مان را کنترل کرده و به فوق عقل خود هم به اندازه  کافی رسیدگی نماییم تا رشد متعادلی داشته باشیم. کسی که با غیب آشتی ندارد هنگام مرگ نمی‌تواند شهادتین را بگوید. اما کسی که تمام عمرش را با اهل آسمان و خانواده‌اش انس گرفته، از آنجا که در آسمان آشناست دستش را که بالا می‌گیرد همه آسمانی‌ها به فریادش می‌رسند. کسی که اهل آسمان نیست در مشکلاتش توهم سحر و جادو کرده و برای بطلان آن سراغ دعانویس‌های جیب بُر می‌رود. «سِحر» با آیه الکرسی و چهار قُل برطرف می‌شود و با وجود این‌ها محال است کسی بتواند به انسان آسیب برساند. خدا ما را ثروتمند آفریده چون خودش را در اختیار ما قرار داده: «ألیس الله بکافٍ عبدهُ؟» معصومین «علیهم‌السلام» در کنار ما هستند فقط امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به عنوان پدر، برای ما کافی است. به فرمایش امام صادق «علیه‌السلام»، حضرت معصومه «سلام الله علیها» برای شفاعت روز محشر به تنهایی کفایت می‌کند. به هر حال ما توصیه شده‌ایم کار امروز را به فردا واگذار نکنیم. ممکن است کسی تصمیم بگیرد خانه‌اش را خراب کرده و از نو بسازد، با امروز و فردا کردن، کار را به تأخیر انداخته و زمانی اقدام به این کار می‌کند که قیمت مصالح افزایش یافته و باید اجباراً مشارکت کرده و پنجاه درصد ملکش را از دست بدهد. در ازدواج، اول باید مطالعه کرد، بعد مشاوره و تحقیق، و سپس اقدام نمود. بدون این مراحل، استخاره بی فایده است. بعضی‌ها عدم تناسب طرف مقابل برایشان محرز است ولی علیرغم آن استخاره می‌نمایند، چه استخاره‌های بی جایی که زندگی‌ها را خراب کرده‌اند. نامزدی‌ها و عقد کردگی های طولانی هم آسیبهای خاص خودشان را دارند. از دوران عقد باید در جهت تحکیم زندگی مشترک بهره جست. اگر مهارت‌های این دوره را نشناسیم ممکن است به متلاشی شدن زندگی بیانجامد. حضرت در حدیث اول بحث، تأکید در سرعت انجام کار نموده‌اند. در روایت آمده: در کار خیر تأخیر نیندازید. «وصیت‌نامه» از جمله مواردی است که باید در تنظیم آن تسریع نمود. در روایت آمده کسی که بدون وصیت بمیرد، مسلمان نمرده است. بعضی‌ها می گویند: ما جوان هستیم و می‌ترسیم که با این کار مرگمان زود فرا برسد. این سخن اشتباهی هست انسان باید در وصیت، تکلیف اموالش را معین کند. مثلاً چیزی به همسرش اختصاص دهد که فرزندان نمک نشناس مادر را از خانه بیرون نکنند و نیز بین بچه‌ها اختلاف نیفتند. کسی که وصیت نکرده، هرگاه بمیرد در برزخ خیلی گرفتار می‌شود روایت دیگر از علی «علیه‌السلام» است که در حکمت 285 نهج‌البلاغه آمده است؛ «کلُّ مؤاجل یسألُ الانظار و کلُّ مؤجّل یتعللُ بالتسویف» هر کس که اجلش رسیده تقاضای فرصت می‌کند و کسانی که وقت دارند با تسویف تعلل و کوتاهی می‌کنند. کسی که فرصت‌هایش را از دست داده تقاضای فرصتی دیگر می‌کند تا درست عمل کند. قرآن درباره کسانی که به برزخ منتقل شده‌اند می‌فرماید: آن‌ها می گویند: «... ربّ ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت» پروردگارا ما را برگردان تا اعمال صالحی را که ترک کردیم انجام دهیم. در صورتی که خدا فرصت عمر را در اختیار او قرار داده بود. در دنیا هم همین‌طور است افراد نوعاً اول انتخاب‌هایشان را انجام می‌دهند و وارد زندگی می‌شوند بعد فکر می‌کنند و برنامه و آرمان خود را تعیین می‌کنند. بنابراین نمی‌توانند خانواده و سایر تعلقاتش را با خود همراه کنند. جوانان اول باید خودشان را بشناسند و سپس تصمیم گیری‌هایشان را بنمایند و دو طرح و نقشه هم داشته باشند؛ اول نقشه دنیایی که گویا همیشه هستند و باید لذت ببرند تا شادی و آرامش که نشانه مؤمن به تصریح قرآن هستند را داشته باشد. نقشه دوم برای امور آخرتی است که باید اصول تولد سالم به برزخ را شناخته و به آن عمل کنیم. بنابراین اول باید آرمان خود در زندگی را مشخص کنیم. ما نباید غمگین زندگی کنیم که به قول حضرت کاظم «علیه‌السلام» در آن صورت، لایق غم هستیم. «الغمّ مرضُ النّفس» غم بیماری نفس است. نباید طوری سبک زندگی مان را تعیین کنیم که دچار غصه و اندوه شویم. باید ارتباطات، انتخاب‌ها، رفتارها و افکارمان را درست طراحی کنیم. از اول سبک و آرمان خود را مشخص کنیم تا در مراحل مختلف پشیمان نشویم. اگر درباره فرزندان مان کوتاهی کنیم و فوق عقل شان ضعیف باشد روز قیامت ما را مؤاخذه می‌کنند. کسانی که در برزخ از خداوند تقاضای فرصت و عمر دوباره می‌نمایند نوعاً در دنیا هم نسبت به انتخاب‌های گذشته‌شان پشیمان هستند اعم از رشته تحصیلی، شغل، همسر، دوست، محل سکونت و ... «لیت الشباب لنا یعود» کاش جوانی ما برگردد. اما اگر کسی طرح و برنامه معین داشته باشد اصلاً پشیمان نیست. در ادامه حدیث حضرت می‌فرمایند: «... و کسانی که فرصت دارند با امروز و فردا کردن تعلل می‌کنند.» داشتن روحیه تسویف و به تأخیر انداختن کارها خیلی خطرناک است. در بحث «غم و شادی» عرض کرده‌ایم: کسی که طرح و برنامه دارد غم‌هایش به شادی تبدیل می‌شود. می‌توان با به کارگیری سیستم مبدّل، تمام غم‌های زندگی را به شادی تبدیل کرد، شیرینی‌های زندگی که شیرین هستند، تلخی‌های آن را هم می‌توان با اتخاذ سبک درست به شیرینی تبدیل نمود. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرماید: «کم من مسوّفٍ بالعمل حتّی هجم علیه الاجل» چه بسیار از اهل تسویفِ در عمل که اجل به او حمله کرده است. کسانی که اهل تسویف هستند سری به قبرستان‌ها بزنند و ببینند چه کسانی در سنین پایین با هزاران آرزو از دنیا رفته‌اند. حضرت می‌فرمایند: «ما فاتَ مَضی، و ما سیأتیکَ فأین؟» آنچه گذشت، گذشته است و آن که قرار است بیاید کجاست؟ سپس می‌فرماید: «قُم فاغتنم الفرصه بین العدمین» «برخیز و فرصت بین دو عدم را غنیمت بشمار» هر اقدامی قرار است بکنیم باید سریع شروع کنیم. در این کار دو خاصیت است اول اینکه سبک جدید طراحی کرده دوم اینکه اگر بمانیم آرامش داریم، اگر هم نمانیم پشیمان نمی‌شویم. اثر بعدی که خواهیم گفت، بیکاری و انداختن بار مسئولیت مان روی دوش دیگران است که در جلسه بعد به آن‌ها خواهیم پرداخت.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 363
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 24

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 24

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی عرض کردیم: یکی از آثار تنبلی، کوتاهی و تفریط است که سبب ضعف در امور دنیایی و آخرتی می‌شود. انسان تنبل حوصله خودش را از دست داده و کارهای در حال انجام را هم رها می‌کند و باعث تضییع حقوق خود و دیگران در بُعد انسانی می‌گردد. انسان در حس، خیال و وهم با حیوانات و در عقل با فرشتگان مشترک است و ضمناً بخش بالاتری در انسان به نام فوق عقل وجود دارد که انسانیت انسان به آن وابسته است. شخص تنبل و بی حوصله، هم به بخش حیوانی‌اش، با عدم رعایت بهداشت بدن و عدم رعایت ایمنی لطمه وارد می‌نماید و هم به سایر ابعاد وجودی‌اش. مثلاً وسیله نقلیه‌اش نیاز به رسیدگی دارد. تنبلی می‌کند و در اثر حادثه‌های رانندگی دچار صدمات مالی و جسمی فراوان می‌گردد. تنبلی در بخش عقلانی هم آسیب‌های خاص خودش را دارد مثل اینکه مهارت‌ها را نمی‌آموزد و در انتخاب همسر، مهارت‌های کلامی، عاطفی، اقتصادی و ... اشتباه می‌کند. در فرزنددار شدن تقویت ژن، مراقبت‌های دوران بارداری، تربیت دوره‌های هفت ساله فرزند و ... را مراعات نکرده لذا نتیجه لازم را نمی‌گیرند. بیماری فرزند سالاری که در کشور ما بسیار شایع است، باعث وظیفه نشناسی و بی مسئولیت بار آمدن فرزندان شده و این مشکل در اثر بی اطلاعاتی والدین است. شخص تنبل به فوق عقلش رسیدگی نکرده، اموراتش منحصر به بخشهای زمینی‌اش است فلذا پشتیبانی آسمانی را ندارد فلذا تبدیل به یک موجود بی اراده، مضطرب و ناآرام شده که با کوچک‌ترین حادثه ای دست به خودکشی می زند. چنین شخصی گدایی‌های عشقی و عاطفی زیادی دارد. «اللهِ» این شخص بسیار ناتوان است و به قول امام صادق «علیه‌السلام» «اللهِ خودساخته (ساخته خودش)» است که به او آرامش نمی‌دهد و نمی‌تواند از غیب استمداد بگیرد و کافی است که دچار کوچک‌ترین مشکلی شود در آن صورت غصه خورده و به پوچی می‌رسد و یک مشکل اقتصادی، خانوادگی و ... می‌تواند او را از پا درآورد. اسلام، انسان را به گونه ای تربیت می‌کند که در تلاطم زندگی شاد و آرام باشد و سلامتی و بیماری، فقر و دارایی برای او یکسان است. اما بعضی‌ها با داشتن سلامتی، امکانات و خانواده، کمی آرامش دارند ولی به محض سلب این‌ها خودشان را می‌بازند. تعبیر قرآن در مورد این‌ها چنین است: «... و من النّاس من یعبد الله علی حرف...» عبادت برای این افراد تفنّنی و در حاشیه است و لذا شخصیت این افراد بسیار ضعیف است و وقتی می‌خواهند تولید نسل کنند از ویژگی‌های پنجگانه سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین و اخلاق، فقط به دو ویژگی سلامت و زیبایی، و هوش اهمیت می‌دهند. این مر از مصادیق تضییع حقوق دیگران است. نفس ما هم نیاز به شادی و آرامش حقیقی دارد و با محروم کردن آن در حقش ظلم می‌کنیم. در عوض به تقویت بخشهای حس و خیال و وهم پرداخته و دچار کثرت شده که اضطراب آور است. در تضییع حقوق، اولین کسی که حقش ضایع می‌شود حقیقت انسانی و جاودانه ماست. یکی دیگر از آسیبهای تنبلی این است: انسان همین که متوجه اشتباهاتش شد و حق را شناخت، صبر بر حق نکرده لذا قدرت جبران هم نخواهد داشت. اینگونه افراد بخشهای حیوانی شان خیلی رشد کرده و بخش انسانی مظلوم واقع شده لذا به راحتی قدرت غلبه ندارد و نیاز به تغذیه جدی و قوی دارد که شخص تنبل معمولاً چنین توانی ندارد. چه اموری که ارزش فکر کردن و غصه خوردن را نداشته ولی دائماً فکر شخص را مشغول کرده و حتی سر نماز و هنگام خواب هم انسان را رها نمی‌کند. تنبلی در آموزش و کسب مهارت‌ها باعث می‌شوند انسان در طول روز گرفتار حمله‌های چهارگانه شیطان شود و هر روز عقب تر بیفتد و غصه دنیایی‌اش زیاد، و در نتیجه جهنمی شود: «من بکی علی الدنیا دخل النّار» کسی که برای دنیا غصه می‌خورد یعنی دارایی‌های برتر را ندارد. قیمت انسان به دغدغه‌ها و آرمان‌هایش است. امام کاظم «علیه‌السلام» فرموده‌اند: «من اغتمّ کان للغمّ اهلا» کسی که غم می‌خورد اهل غم است (لیاقتش غصه خوردن است.) کسی که بُعد انسانی‌اش غذا نخورده آنقدر بزرگ نشده که با سختی‌های بخشهای پایینی آرامشش حفظ شود و آن‌ها را ذخیره بداند؛ «الذین اذا اصابتهم مصیبه؛ قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون» یعنی تعلق داشتن به خدا آرام شان می‌کند و به قول آیت الله مجتهدی می گویند: «این نیز بگذرد» فقدان‌ها سرمایه‌های آخرتی است فلذا انسان در سختی‌ها چیزی از دست نداده است. کسی که خودشناسی و خودسازی نکرده است جایی که باید غصه نخورد و شاد باشد دچار غم و افسردگی می‌شود. روز قیامت وقتی مؤمن آثار محرومیت‌هایش را دیده و جبران الهی را مشاهده می‌کند آرزو می‌کند ای کاش همه چیزش را در دنیا از دست داده و دعاهایش اجابت نمی‌شد و به قول امام صادق «علیه‌السلام» کاش در دنیا بدن ما را با قیچی تکه‌تکه می‌کردند. یکی از عوامل حسرت آخرتی خوش گذشتن‌های دنیایی است. کسی که اصالت را به بخش طبیعی و حیوانی‌اش بدهد در انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارش شکست می‌خورد مطلبی که از نظرتان گذشت پنجمین اثر تنبلی است. ششمین اثر، تأخیر در انجام کارهاست. اگر از بعضی‌ها بپرسیم: فرض کنید امروز آخرین روز عمرتان باشد چه می‌کنید، می گویند: از دیگران حلالیت خواسته و حقوقی که از دیگران بر ذمّه مان است را جبران می‌کنیم و... . در صورتی که در این امر اصلاً نباید تأخیر کرد چرا که هر روز و هر لحظه ممکن است آخرین روز و لحظه زندگی انسان باشد ولی معمولاً توهم بر عقل انسان‌ها غلبه کرده و فرد تصور می‌کند به این زودی قرار نیست بمیرد فلذا وظایفش را نادیده گرفته و به تأخیر می‌اندازد. نقل شده حضرت عزرائیل «علیه‌السلام» به کسی گفت: آماده رفتن شود، او گفت: اجازه بده کارهای عقب افتاده‌ام را جبران کنم عزرائیل «علیه‌السلام» گفت: اگر به تو فرصت دهم حجم این کارها بیشتر می‌شود چون باز هم کوتاهی خواهی کرد پس بهتر است با این مقدار بدهکاری از دنیا بروی. قرآن خواب را تقریباً با از دنیا رفتن یکی دانسته و بیان می‌دارد با بیدارشدن به حیات بازگشته‌ایم برای همین در آموزه‌های دینی داریم باید وقتی از خواب برخاستیم شکر کنیم؛ سر به سجده گذاشته و بگوییم: «الحمدلله الذی احیانی بعدان اماتنی» خدا را شکر که مرا بعد از اینکه میراند، زنده کرد. چه بسا کسانی که از بنده برنامه می‌گیرند برای شش ماه. ولی بعد از یکسال اظهار می‌دارند هنوز برنامه شش ماهه شان پایان نیافته است. در این بین چه بسا افراد دارای رتبه‌های عالی علمی و اجتماعی هستند. به بعضی‌ها توصیه می‌کنیم: برای رسیدن به خود، شش ماه مرخصی تحصیلی بگیرند ولی اصلاً زیر بار نمی‌روند. از بعضی‌ها می‌خواهم مدتی بارداری شان را به تأخیر بیندازند تا اطلاعاتشان بیشتر و به تقویت ژن‌ها بپردازند اما حاضر به چنین کاری نمی‌شوند. چه اشکالی دارد که انسان مجرد هم اقدام به تقویت ژن‌هایش بکند؟ انسان باید دارایی داشته باشد که به فرزندش منتقل کند چون فاقد شئ معطی شئ نیست. انسان باید برای هر موقعیتی و لو رهبری جامعه آماده باشد. یکی از سؤالات قیامت این است که انسان مدت جوانی‌اش را در چه راهی صرف کرده است؟ در قرآن آمده: آیا ما به شما عمر ندادیم که متذکر شوید؟ حضرت می‌فرمایند: این آیه توبیخ جوان هیجده ساله ای است که هنوز با وظایفش آشنایی ندارد. اگر کسی ژن‌هایش را تقویت کرده باشد و سپس صاحب فرزند شود، تربیت فرزندش کار دشواری نیست چون ژن‌های فرزند قوی هستند. در دوران بارداری هم هنوز دیر نشده و جنین و ژن‌هایش تأثیرپذیر هستند. بعد از تولد هر قدر سن بالاتر رود مقاومت هم بیشتر می‌شود. حضرت رسول «صلی الله علیه و آله» فرمودند: سه دوره هفت سال اول، دوم و سوم را تربیت کرده و سپس فرزندانتان را رها کنید. ولی ما برعکس بیست سال آن‌ها را رها می‌کنیم و بعد کاری از دستمان بر نمی‌آید. مگر اینکه خودش تصمیم گرفته و اقدام به خودسازی نماید. اثر ششم تنبلی که آن را توضیح دادیم در واقع همان تسویف است که بیشتر نامه اهل جهنم از آن است. این‌ها اشخاص بد و معاندی نبودند فقط همین امروز و فردا کردن، کار دستشان داده است. «ایّاک و التسویف فانّه بحر یُغرق فیه الهلکی» از امروز و فردا کردن بپرهیزید زیرا دریایی است که اهل هلاکت در آن غرق شدند. باید از بچگی فرزندان را به گونه ای تربیت کنیم که تنبلی ننمایند. تا هفت سال همه در خدمتشان بودند و آن‌ها فرمانروایی می‌کردند باید بعد از هفت سال فرمانبردار بوده و محدودیت‌های تربیتی را بپذیرند. مرد باید مسئولیت پذیر باشد و در انجام وظایفش در خانه کوتاهی نکند نهایتاً خستگی‌اش را برطرف کرده و چیزی هم میل کند ولی بعد از آن باید به طور جدی به خانواده و نیازهایشان رسیدگی کند. هرکس در بخشهای پایینی کسل باشد در بخشهای بالایی تنبل تر است. پیامبر «صلی الله علیه و اله» خطاب به ابوذر می‌فرمایند: «یا اباذر! ایاک و التسویف بعملک فانّک بیومک و لست بما به عده، ...؛ ای ابوذر! از تسویف در عملت بپرهیز که تو متعلق به امروز هستی نه به بعد از آن...» بعضی‌ها در سن هفتاد سالگی به یاد وصیتنامه نوشتن می افتند. آیا واقعاً این‌ها از اول می‌دانستند که قرار است اینقدر عمر کنند؟ در سنین پایین باید این کار را انجام می‌دادند هم آرامش بیشتری داشتند و هم به طول عمرشان می‌افزود. برخی دیگر در سنین کهولت تازه به فکر محاسبه خمس مالشان و آمادگی برای حج می افتند. با توجه به بحث نسبت، ما مانند جنین در رحم دنیا هستیم و چنانچه جنین امکانات بهره برداری از دنیا را تحصیل نکرده باشد بیچاره می‌شود، وای به حال ما اگر در رحم دنیا تجهیزات آخرتی را کسب نکرده باشیم. جنین باید برای ما درس آموز باشد. او، دنیا را جدی گرفته ولی ما ابدیت را به بازی گرفته‌ایم. همه اقشار اعم از مدیران، زن‌ها، شوهرها و ... باید پرهیز از تسویف را رعایت کنند. اگر کسی امروز تصمیم بگیرد و فردا بمیرد باز هم حرفی در پیشگاه خداوند برای دفاع از خودش دارد. اگر فردا هم از آنِ تو شد (فردا زنده ماندی) فردا هم مثل امروز باش. ما نمی‌دانیم فردا هستیم یا نه؛ و ما سیئاتیک فأین؟ آن که قرار است بیاید کجاست؟ ادامه حدیث: «فان لم یکن غد لک لم تندم علی ما فرّطت فی الیوم» پس اگر هم نبودی به خاطر کوتاهی‌های امروزت پشیمان نیستی. «طولُ التّسویف حیره» کار امروز را به فردا انداختن سبب تحیر می‌شود. چه بسا کسانی را دیده‌ام که همه کارهایشان را برای سفر خارجی از قبیل حج و عتبات انجام داده‌اند ولی لحظه خروج به آن‌ها گفته‌اند که ممنوع الخروج هستید آن هم برای دلایل واهی. پاسپورت انسان باید همیشه آماده باشد و قبل از انقضاء اعتبار باید آن را تمدید کرد. زمانی اعلام کردند: اساتید دانشگاه از این امتیاز برخوردارند که بدون نوبت، هفته  آینده به سوریه سفر کنند عده ای که پاسپورت خود یا خانواده‌شان آماده نبود از این سفر محروم شدند. بعضی‌ها از جنوب کشور مسافت زیادی را برای سفر به شمال طی می‌کنند وقتی به آنجا می‌رسند اتومبیل آن‌ها فاقد زنجیر چرخ است و امکان ادامه ندارد. این‌ها از مصادیق تحیرهای دنیایی هستند. تحیر آخرتی اصلاً قابل جبران نیست. «ربّ ارجعون لعلّی اعمل صالحاً فیما ترکت، کلاً انّها کلمه هو قائل‌ها...» پروردگارا! مرا بازگردان بلکه در آنچه که ترک کردم عمل صالحی انجام دهم. (قرآن پاسخ می‌دهد) هرگز! این‌همه عمر خداوند در اختیار انسان قرار داد. خیلی وضعیت بدی است انسان نه امکان بازگشت دارد نه یارای رفتن به پیش، زیرا پیش روی او جهنمی سوزان است. در یکی از سفرهای خارجی، مسئول تهیه بلیط، بلیط یکی از مراحل سفر را چِک نکرده بود در فرودگاه به ما اجازه پرواز نمی‌دادند و از طرفی امکان بازگشت به ایران هم نداشتیم حیرت عجیبی بود، حیرت برزخ که خیلی بدتر است پنجاه سؤال قیامت از آن جا آغاز می‌گردد و ما می‌بینیم که درباره حقوق همسر، فرزند، والدین، همسایگان و ... مشکل داریم. حق‌الناس را هم کاری نمی‌توان کرد. حیرت و شوک آن خیلی وحشتناک است و به قول امام صادق «علیه‌السلام» از تسویف نشأت می‌گیرد. خانمی در دوران عقد کردگی اظهار کرد از همسرش نفرت دارد؛ من تمرین‌ها و اطلاعات مربوط به مهرورزی را به او دادم که اگر امکان دارد احساسش عوض شده و نسبت به او علاقه‌مند گردد و اگر نتیجه نداد از او طلاق بگیرد و او را نیز بدبخت نکند. او نه تنها علاقه‌مند نشد و نفرتش تداوم یافت، بلکه حاضر به طلاق هم نشد چون در فامیلشان مرسوم نبود. نتیجه این شد که بعد از گذشت چندین سال با داشتن فرزندی سه چهار ساله اقدام به طلاق کرد و سرنوشت سه نفر را درگیر کرد. باید به قدرها و حدود و اندازه‌های الهی احترام بگذاریم قوانین طبیعی اصلاً شوخی بردار نیستند. اگر نظام حاکم بر بدن را جدی نگیریم با درد به ما هشدار می‌دهد. در جلسه بعد بیشتر درباره تسویف و دیگر آثار تنبلی صحبت خواهیم کرد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 362
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 23

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 23

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در این جلسه سعی می‌کنیم به راهکارهای غلبه بر تنبلی و بی حوصلگی بپردازیم. همان‌طور که می دانیم نفس انسان راحت طلب است. اگر به بشر اختیار بدهند ترجیح می‌دهد کار و فعالیت نکند. نیاز است که او را وادار می‌کند به تحصیل انواع فعالیت‌ها بپردازد. انسان همواره در صدد آسان تر کردن کارهایش است و این آسایش روزافزون، آرامش او را بر هم زده است. زیرا آسانی کارها، قدرت انسان را کاهش می‌دهد فلذا افسردگی و اضطراب و پوچ گرایی افزایش یافته است. افراد سخت کوش هم اگر در مقطعی شرایطی فراهم شود که کار نکنند، هیچ فعالیتی نمی‌کنند. در دوره آموزشی که با مدیران مدارس داشتم شاهد بودم کسانی که سال‌ها سعی در نظم دادن به دانش آموزان و امور مدارس کرده بودند اما برای شرکت سر کلاس بسیار بی نظم بودند علیرغم این که شرکت در این دوره آثار مطلوب زیادی در موقعیت شغلی و مالی ایشان داشت. سر کلاس با هم حرف می‌زدند، پیام می‌فرستادند، تمرین‌ها را انجام نداده و دفتر و کتابشان را در منزل جا می‌گذاشتند و می‌گفتند: پشت میز آموزش نشستن بازیگوشی و شیطنت به همراه دارد. افرادی هستند که با میل خودشان اقدام به شرکت در کلاس‌های آموزشی یا مهارت‌های ورزشی می‌نماید ولی اگر به بهانه ای کلاس تعطیل شود خوشحال می‌شوند؛ همه این‌ها ناشی از راحت طلبی نفس است. انسان به میزانی که بر این حالت غلبه می‌کند موفق است. اگر اجبار نبود بشر خیلی کارها از جمله درس خواندن را انجام نمی‌داد فلذا می‌بینیم فرزندان بسیاری از کسانی که ثروتمند هستند انگیزه ای برای درس خواندن ندارند چون هرقدر هم پیش بروند، رشد ثروتشان ازآنچه می‌آموزند بیشتر است مگر اینکه انگیزه‌های آبرویی و ... آن‌ها را ترغیب نماید. بنابراین ما نیاز به محرک داریم. دانشجویانی که برای تحصیل ناچارند هزینه گزافی بپردازند از ترس اینکه مبادا نمره نیاورده و مجدداً هزینه بپردازند وقتشان را تلف نکرده و با سخت کوشی درس می‌خوانند. به هر حال باید بر راحت طلبی غلبه کنیم تا موفق شویم. انسان هرقدر رشد کند قدرتش بیشتر و آمادگی‌اش برای عمل بیشتر می‌گردد. مانند بچه ای که تدریجاً نوشتن را می‌آموزد. تمرین و پشتکار لازمه رسیدن به قدرت و توانایی است. هر کار سنگینی ابتدائاً یک فعالیت آسان‌تر می‌طلبد. البته همان کار آسان نیاز به شروع و تمرین و ممارست دارد مانند ورزش که باید با ورزش‌های آسان عضلات را تقویت کرد تا آمادگی ایجاد شود. انگیزه‌های درونی و بیرونی هر دو لازم است ولی قدرت انگیزه‌های درونی بیشتر است. نفس از تمرکز فراری است و به مرور باید با تمرین، بر تنبلی غلبه کرد تا به قدرت نفس دست یافت. امام خمینی «رضوان الله» فرمودند: انسان بدون تلقین به جایی نمی‌رسد. ورزش مفرحی مانند اسکی که به نظر لذت بخش می‌آید حاصل تمرین‌ها و آسیب‌های فراوان یک اسکی باز است که امروز با این مهارت به اسکی می‌پردازد. در هر صورت کسب هر مهارت و رسیدن به هر موفقیتی مستلزم غلبه بر تنبلی و تمرین و تحمل آسیب‌های فراوان است ولی همین که انسان توانایی و قابلیت پیدا کرد، لذت می‌برد. برای کسب رفتارهای شایسته و به کار بردن کلمات پسندیده هم باید تمرین کرد تا تدریجاً ملکه ما گردند. در ارتباط برقرار کردن با غیب، از قبیل خدا و فرشتگان و اهل بیت «علیهم‌السلام» و ... هم انسان نیاز به تمرکز و تمرین فراوان دارد. بعضی‌ها به قدری قوی هستند که به محض شنیدن «السلام علیک یا اباعبدالله» تا کربلا رفته و با خانواده آسمانی‌اش هم آغوشی دارد و دلش با مادرش فاطمه زهرا «سلام الله علیها» و امام زمانش می‌شود. این امر مهم هم نیاز به تمرین و آسیب شناسی دارد به میزانی که با هر معصومی انس بگیریم رابطه مان با او قوی تر می‌شود. هر معصومی هم اختصاص به حاجات ویژه و خاصی دارد که در دعای توسلی دیگر، تعیین شده است. اول دعا خداوند را به پیامبر «صلی الله علیه و آله» و حضرت زهرا و حسنین «علیهم‌السلام» قسم می‌دهیم که باعث تقرب ما به خداوند شوند ولی توسل مان به علی «علیه‌السلام» برای دفع شر و آزار دیگران نسبت به ماست. برای پناه بردن از شرّ شیطان به حضرت سجاد «علیه‌السلام» توسل جسته و خدا را به او سوگند می‌دهیم. در کارهای سنگین آخرتی خدا را به امام باقر و امام صادق «علیهم‌السلام» قسم می‌دهیم. برای رفع بیماری‌های ظاهری و باطنی از وجود مقدس امام کاظم «علیه‌السلام» کمک می‌گیریم. مسافرت و محافظت در سفر را از امام رضا «علیه‌السلام» و رزق را به وسیله جوادالائمه «علیه‌السلام» طلب می‌کنیم. در ارتباط با برادران دینی از امام هادی «علیه‌السلام» کمک می‌گیریم و از امام حسن عسگری «علیه‌السلام» در امور آخرتی مدد می‌جوییم. امام زمان «علیه‌السلام» را هم برای کلیه امور مذکور واسطه قرار می‌دهیم. پسندیده است که روزی یک‌بار این دعا را بخوانیم. در هیئتی که به نام جوادالائمه «علیه‌السلام» است اعضای هیئت هیچ کدام مستأجر نیستند و از عنایت حضرت و توسل به ایشان تدریجاً صاحب همه چیز شده‌اند. بعضی‌ها چنان قدرتمند هستند که با همه معصومین «علیهم‌السلام» رابطه ای قوی برقرار می‌کنند. اگر چهل روز دعای توسلی دیگر را بخوانیم حس خیلی خوبی نسبت به همه معصومین پیدا می‌کنیم. البته دعای توسل معروف هم خیلی دعای خوب و مؤثری است و مداومت در آن باعث سهل شدن کارها می‌گردد. کسی که به استحکام رسیده است باید مواظب باشد سست نشود. اگر کسی در برابر سستی، هوشیاری و مقاومت ننماید تنبلی به سراغش می‌آید. تنبلی حالتی است که اصلاً شخص شروع به کار نمی‌کند ولی بی حوصله، کاری را که شروع کرده ادامه نمی‌دهد. شخص با حجاب که دچار سستی در حجابش شده و تدریجاً آن را کنار گذاشته است وقتی قصد دارد دوباره با حجاب شود در خودش این توانایی را نمی‌یابد. ما شاهد هستیم دانش آموزانی که شاگرد ممتاز هم هستند بالأخره به یک نحوی از زیر تکلیف فرار می‌کنند. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «علیک بادمان العمل فی النّشاط والکسل» بر تو باد به ادامه عمل چه در حال نشاط و چه کسالت. حدیثی از پیامبر «صلی الله علیه و آله» نقل شده که بسیار کمرشکن است: بیشترین ناله اهل جهنم از تنبلی و بی حوصلگی است. ما باید توجه داشته باشیم که همیشه یک رقیب و دشمن داریم به نام شیطان که نمی‌خواهد ما رشد کنیم چه رشد حسی، خیالی و وهمی و چه رشد عقلانی و فوق عقلانی. یکی از موانعی که شیطان سر راه ما قرار می‌دهد تنبلی است. مثلاً اگر انسان تنبلی نکرده، وظایفش را بیاموزد و در زندگی اِعمال کند با مسئله طلاق مواجه نمی‌شود. به این دلیل است که چنانچه در کشور ما از هر چهار ازدواج سه مورد با شکست مواجه می‌شود. «عشق» زنده است مانند گل و ماهی و ... که برای ادامه حیات نیاز به مراقبت و توجه دارند. شخص باید قبل از ازدواج انواع مهارت‌ها اعم از اقتصادی، عاطفی، معنوی و ... را بیاموزد و بعد وارد زندگی شود. (مباحث مهارت‌های زندگی 1و 2) یک خانم باید حتماً آشپزی و سفره آرایی، دکوراسیون منزل و... که در خانواده میل و رغبت ایجاد می‌کند را بیاموزد. تنوع و سلیقه را از خداوند الگو بگیریم. چه گل‌ها، گیاهان و میوه‌های متنوعی که بسیار لذیذ و زیبا هستند و ما آفریده است. هم آقایان و هم خانم‌ها باید در منزل از رنگ‌های متنوع و شاد استفاده کرده و در آراستن ظاهرشان تنوع و زیبایی را مراعات نمایند نه اینکه یکنواخت و خسته کننده باشند. این دقت و حوصله در امور دنیایی، انسان را آماده پرداختن به امور آخرتی می‌نماید. امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «انّی لاُبغِضُ الرّجل او الغض للرجل ان یکون کسلاناً عن امر دنیاه و من کَسِل عن امر دنیاهُ فهو عن امر آخرته اکسل» من انسانی را که در کار دنیایش خمود و کسل باشد دوست ندارم و هر کس در کار دنیایش تنبل است پس در کار آخرتی‌اش تنبل تر است باید در بچه داری خیلی حوصله داشته باشیم و او را پارک و مسجد و ... ببریم و با او بازی کنیم تا با بدن و بوی بدن ما آشنا باشد. وظیفه پدر فقط تأمین مادی نیست تا مانند عابر بانک فقط از آن پول برداشت کرد. اگر این طور باشد از هجده و بیست سالگی به بعد رابطه ای نمی‌توان با فرزند برقرار کرد. مؤمن نباید اجازه بدهد در هر پنج بخش وجودش تنبلی نکند. در بخش حس باید خودمان را وادار به ورزش کردن نماییم و اگر اراده نداریم در منزل ورزش کنیم باشگاه برویم. برای پسرها حتی اگر قادر به خریدن خدمت سربازی‌شان بودیم نباید این کار را بکنیم زیرا کسی که این دوران را بگذراند قوی شده و در آینده خیلی بهتر نقش خود را در خانواده ایفا می‌کند. کسانی که سربازی نرفته‌اند انعطافشان کم است و سخت می‌گیرند مثلاً اگر جایشان عوض شود خوابشان نمی‌رود و اگر لازم شود چند شب از بیماری مراقبت نمایند نمی‌توانند. ما باید بتوانیم زمانی که خوابمان می‌آید بخوابیم. اساتید غیر از رسیدن به بدن، به خواب شاگرد هم رسیدگی می‌کنند. بنابراین نباید به نفس اجازه ترک کار و امروز و فردا کردن بدهیم. اگر نفس را عادت بدهیم با خواب کم هم به مشکل بر نمی‌خوریم. البته باید تدریجاً ساعت خواب را کم کرد؛ در ضمن کاهش آن هم اندازه دارد. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «مِن سبب الحرمان التّوانی» سستی از عوامل محرومیت است؛ چه در امور مادی و چه امور معنوی. کسی که تنبلی نکرده و سخت درس خوانده و مدارج عالی را طی کرده است حقش است که حقوق بالا دریافت کند. پزشکی که روزانه درآمد بالایی دارد چه شب‌هایی را که بی‌خوابی کشیده و زحمت بسیار زیادی تحمل کرده و در حال حاضر بهره برداری می‌کند. ملتی هم که تنبلی کند دچار عقب ماندگی می‌شود، تا قبل از انقلاب، که حکومت آن زمان به مردم اجازه فعالیت و رشد نمی‌داد اگر افرادی هم پیشرفت علمی می‌کردند جذب کشورهای دیگر می‌شدند. همین باعث شده کشورهایی که به لحاظ معادن و منابع طبیعی غرق ثروت بوده و سرشار از معادن الماس و اورانیوم و ... می‌باشند ولی در اوج فقر به سر ببرند. در دوران دفاع مقدس به حدی کشورهای مختلف مقابل ایران بودند که می‌توان گفت مردم ایران مقابل جهان ایستادگی کردند و این مقاومت و پیروزی محصول تلاش بی وقفه ملت بود و سبب عزت و پیروزی و استقلال کشور گردید. نباید حسرت افراد موفق را بخوریم چون ما هم توان رشد و ادامه تحصیل و پیشرفت را داشتیم البته شاید با شرایط دشوارتر ولی این امکان وجود داشت. هرقدر کار سخت تر باشد از ثواب بیشتری برخوردار است. کسی که حافظه‌اش ضعیف است و قرآن می‌آموزد ثوابش بیشتر از کسی است که با حافظه قوی اقدام می‌نماید. ما علمایی داریم که از سن چهل سالگی اقدام به آموختن کرده‌اند و به عالی‌ترین مدارج راه یافته‌اند. ما، در هر موقعیتی می‌توانیم فعالیت کنیم و هیچ وقت نباید فکر کنیم دیر شده است. خانمی را می‌شناختم که تا اول راهنمایی درس خوانده بود خیلی ایشان را تشویق کردم تا اینکه بعد از مدتی مطلع شدم موفق شده دیپلم بگیرد و اخیراً به بنده اطلاع داد لیسانس گرفته و ریاست یک مجموعه بزرگ را عهده دار شده است و وضع مالی خوبی دارد. در مجموعه ای با چهره‌های برجسته علمی مواجه شدم که گفتند از نهضت سوادآموزی شروع کرده‌اند. در جلسه آینده در رابطه با آثار سستی توضیح بیشتری عرض خواهیم کرد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 361
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 22

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 22

با توجه به اینکه آستانه لیالی قدر هستیم بحثمان را مرتبط با این شب‌های مبارک می‌نماییم. شب قدر شبی است که تقدیرات یک سال همه عوالم وجود، بر وجود مقدس امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» نازل شده و به امضای حضرت می‌رسد «تنزّل الملائکه و الرّوح فی‌ها به اذن ربّهم من کلّ امر». «امر»، همه تقدیرات عالَم خلقت را در بر می‌گیرد. یعنی مقدرات از کمال مطلق به مظهر کاملش که واسطه فیض الهی است می‌رسد. «... بِیُمنِهِ رُزِقَ الوری» همه موجودات عوالم مختلف، رزقشان را از حضرت حجه «عجل الله تعالی فرجه الشریف» دریافت می‌کنند. سرنوشت یکسال آینده همه ما بستگی به تقدیراتی دارد که در شب قدر به امضای حضرت می‌رسد. در این شب ما باید از سستی، تنبلی، قساوت قلب، حسادت، بدخلقی، زودرنجی، بداخلاقی و ... توبه کنیم. ما هر چه بخواهیم و آمادگی هرچه را داشته باشیم حضرت امضاء می‌نمایند. هرچه بکاریم درو می‌کنیم. ما باید تصمیم جدّی بگیریم که سراغ گناه اعم از حقّ الله و حق النّاس نرویم. کسی که مبتلا به اصرار بر گناه است وقتی با آن حال وارد شب قدر می‌شود تقاضاهای نامناسبی خدمت حضرت برای امضاء ایشان عَرضه می‌کند. این وضعیت بسیار خطرناکی است. اگر کسی خیال توبه نداشته باشد و ضمناً عالی‌ترین تقدیرات را هم طلب کند مانند کسی است که ظرفش سوراخ است. حضرت قسم یاد کرده‌اند اگر کسی ک اصرار بر گناه داشته باشد هیچ عملی از او قبول نمی‌شود. بنابراین مهم‌ترین وظیفه ما در شب قدر توبه کردن است زیرا ما نباید جهنم برویم. در قیامت هم از صراطی عبور می‌کنیم که روی جهنم است؛ «اِن مِنکُم الا واردُها» بعضی‌ها می‌سوزند و برخی نمی‌سوزند. آنان که نمی‌سوزند یا در دنیا مرتکب گناه نشده‌اند و یا اگر گناهی از آن‌ها سر زده توبه کرده و جبران نموده‌اند. مهم‌ترین کار، تلاش برای نرفتن به جهنم است: «... فیا ذالمنّ و لا یُمنُّ علیک مُنَّ علیَّ بفکاک رقبتی من النّار...» بعد باید به امور دیگر بپردازیم. چند عامل در این تقدیرات بسیار مؤثر است؛ یکی شکر نعمت است که باعث تداوم نعمت می‌باشد و اگر کفران نعمت نموده و یا راه‌های نادرست و معصیت را پیش بگیریم و نعمت را صرف آنان کنیم از ما سلب می‌شود. گاهی خداوند، خودش و اهل بیت «علیهم‌السلام» را به ما می‌دهد ولی ما بی لیاقتی نشان می‌دهیم. ظرفیت، لیاقت و میزان شکر انسان بر تقدیرات سال آینده‌اش تأثیر مستقیم دارد. «إنّ الله لا یُغیِّرُ به قوم حتّی یغیّروا ما بانفسهم» انسان برای هر تغییری باید خودش اقدام کند. اگر دچار مشکلی می‌شود بررسی کند عملکردش چگونه بوده و الان باید چه اقداماتی بنماید. مثلاً کسی که دچار مشکلات اقتصادی است باید توجه کند: یا اعتدال را مراعات نکرده، یا از ثروتش در معصیت خداوند استفاده کرده و یا انواع دیگر ناسپاسی از او سر زده است. در حال حاضر بیشترین مشکلات را قشر ثروتمند و تحصیل کرده دارند که ظرفیت این نعمت‌ها را نداشته و دچار غفلت شده‌اند. بی ظرفیتی، باعث جدایی انسان از خانواده آسمانی و خداوند می‌شود. ثروت، امکانات رفاهی و انواع نعمت‌ها، اگر نصیب انسان بی ظرفیت شود او را خانواده آسمانی‌اش و حضرت حق غافل می‌کند. باید تقدیرات شب قدر را با دقت و ظرفیت برگزینیم و خدمت حضرت حجه «عجل الله تعالی فرجه الشریف» برای امضاء عَرضه نماییم. باید برای زندگی پاک و مورد رضای امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در خودمان تحول ایجاد نماییم. باید تقاضاهایمان در شب قدر به قیمت انسانیتمان باشد نه به قیمت جماد و حیوان و ... (در قرآن انسان‌ها به شش گروه، جماد، کمتر از جماد، نبات و کمتر از آن، و شیطان صفت و انسان تقسیم شده است.) اگر قیمت دستمان باشد تقدیراتی که خدمت حضرت در شب قدر می‌بریم قدرتمند و در سطح عالی خواهد بود. در صورتی که به مسلمان جمادی و نباتی یا حیوانی راضی باشیم دعاها و تقاضاهایمان هم در همان اندازه خواهد بود. در اینصورت سبک زندگی را هم تغییر نخواهیم داد. فلذا نعمت‌هایی که درباره آن‌ها ناسپاسی کرده‌ایم حذف شده و گناهانمان بیشتر و وضع زندگیمان بدتر خواهد شد. بعضی‌ها حوصله ماه مبارک رمضان و شبهای قدر را ندارند و ترجیح می‌دهند وقتشان را به تفریح و کارهای دیگر اختصاص دهند تا اینکه در مراسم اِحیاء شرکت نمایند. شب قدر معادل هزارماه (بیش از هشتاد و سه سال) است. اینکه ما به اندازه چندسال بتوانیم از آن شب توشه برگیریم به معرفت و همتمان بستگی دارد. بعضی‌ها در حد یکسال هم قادر به دریافت نیستند. دعاهای ماه مبارک رمضان دائماً ما را به سمتی فرا می‌خوانند که قیمتمان افزایش یابد تا آنجا که هنگام ورود به برزخ نه به قیمت یک انسان، بلکه هزاران و میلیون‌ها انسان از دنیا برویم. برخی افراد شب اول قبر هیچ توشه ای نداشته و هر چه دارند معصیت است و کارهای خیرشان هم به واسطه  گناهانشان پایمال شده است. بعضی دیگر هم توشه کافی نداشته، به حدی که همان اندک توشه شان هم در ابتدای راه مصرف شده و همواره به خواب آمده و تقاضای کمک می‌کنند، ما هم باید اجابت کنیم. ماباید با همه موجودات رحمان بوده و نسبت به مؤمنین رحیم باشیم. از مهم‌ترین ویژگی‌های مؤمن این است که خیرش به اموات برسد؛ «اللهمّ ادخل علی اهل القبور السّرور...» کسی که برای اموات اسباب شادی فراهم نماید در برزخ تأثیراتش به او باز می‌گردد چون همه اموات برای او استغفار و دعا می‌نمایند. کسی که به دیگران کمک کند ذخیره آخرتش می‌شود: «اللهمّ اغن کلّ فقیر...» خوبی کردن به دیگران به خود انسان باز می‌گردد؛ «هُوَ اَنت». رفتار ما نباید متأثر از رفتار دیگران باشد و اگر آن‌ها بدی کرده‌اند لازم نیست تلافی کنیم. آن‌ها در حقیقت به خودشان بد کرده‌اند ما هم نتیجه عمل خیرمان را می‌بینیم. باید برای همه مردم با انواع گرفتاری‌ها دعا کنیم «اللهمّ اَشبِع کلّ جائع، اللهم اکسُ کلّ عریان، اللهم اقض دین کل مدین، اللهم فرّج کلّ مکروب...» کسی که حسادت می‌کند در اوج حماقت است و کینه‌اش عفونتی است که شب قدر آن را خدمت حضرت رسانده و می‌خواهد ایشان امضاء کنند. اگر کسی به ما بدی کند نه تنها باید او را عفو کنیم بلکه باید مورد غفران خودمان نیز قرار دهیم، یعنی رفتارمان تغییر نکرده و به سردی نگراید. «... مُنَّ علیّ بفکاک رقبتی من النّار...» خداوند اول از ما می‌خواهد که از دیگران گذشت نماییم. خدا کسی را از آتش می‌رهاند که او نیز دیگران را از آتش نجات داده باشد. کسی که کینه دارد دلش پر از عفونت است و به بهشت راه نمی‌یابد، زیرا حضرت قسم خورده با ذره ای از کینه کسی را به بهشت راه نمی‌دهند. اگر کسی با کینه وارد برزخ شود در جهنم با آتش آن را پاک می‌کنند. در یکی از دعاهای ماه مبارک رمضان آمده: «اللهمّ انّی اسئلک خشوع الایمان قبل خشوع الذّلِّ فی النّار» پروردگارا!  از تو خشوع ایمان را طلب می‌کنم قبل از اینکه با آتش به این خشوع برسم. بنابراین اول باید خودمان را نرم کنیم. جنین به حدی انعطاف دارد که اجازه می‌دهد فرشتگان هر تغییری لازم است در او ایجاد کنند و برای شدن آمادگی دارد؛ ولی اگر مقاومت کرده باشد در دنیا حتی یک بند انگشت هم نمی‌توانند بسازد. ما هم باید انعطاف داشته باشیم و سنگ نباشیم؛ البته سنگ هم از شنیدن نام خدا دچار خشوع می‌شود. نفسی که از شنیدن نام خدا و معصومین «علیهم‌السلام» به وجد نیامده بلکه حتی مشمئز می‌شود، سالم نیست. در برزخ هزاران سال طول می‌کشد تا شکل این نفس را با آتش عوض کنند. بنابراین در دنیا به احکام الهی تن داده و متناسب با فرامینش عمل نماییم. «اللهمّ اصلح کُلّ فاسد من امورالمسلمین...» ما باید خودمان را بررسی کنیم که آیا اهل فساد هستیم یا اهل صلاح. فساد اعم است از فساد خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... اگر مبتلا هستیم باید برطرف کنیم تا تقدیراتمان اصلاح گردد. در شبهای قدر باید دقت کنیم  چه خواسته‌هایی داشته باشیم و در این مسیر از خداوند کمک بگیریم. ما واقعاً به قدَرها و اندازه‌ها نیاز داریم. شب قدر را برای تعیین آن قرار داده‌اند: «انّا انزلناه فی لیله القدر...». شب قدر بهترین زمان بهره برداری از قرآن است که باید با اندازه‌ها و معیارهایش آشنا شویم. از خدا بخواهیم که انسان حقیقی باشیم نه هیچ کدام از آن پنج دسته دیگر (جماد، حیوان و پست تر از آن‌ها و شیطان صفت) باید به گونه ای زندگی کنیم که خانواده آسمانی مان از ما راضی باشند و باعث چشم روشنی ایشان شویم. دعای سحر را حتماً مطالعه کرده و اگر امکان خواندن دعای ابوحمزه نداریم دعای بعد از آن که کوتاه ولی مهم است را بخوانیم. کسانی که عربی نمی‌دانند به فارسی حتماً بخوانند. دعای روزهای ماه مبارک هم خیلی مهم است. دعای افتتاح هم بسیار توصیه می‌گردد که در این ایام تقدیرهایی بالاتر از تقدیرات این دعای شریف نداریم. (در مراقبات و بحث جهاد کاملاً توضیح داده‌ایم). اگر کسی این دعا را با خلوص نیت فقط یک‌بار بخواند عالی‌ترین تقدیرها نصیبش می‌شود. در یکی از فرازهای این دعا به خدا این‌گونه عرض می‌شود: «... اللهمّ صلّ علی محمد و آل محمد و اَذهب عنّی فیه النّعاس و الکَسَل و السَّأمه الفتره و القسوه و الغفله و العزّه و جنّبنی فیه العلل و الأسقام و الهموم و الأحزان و الأعراض و الأمراض...» ... خدایا از من چرت، کسالت، خستگی، سستی، سنگدلی، غفلت و غرور را ببر (انسان باید توجه کند که فریب هیچ کس را نخورد و ظاهر دنیا او را نفریبد تا از آخرتش غفلت کند.) و از من بیماری‌ها و کسالت‌ها و غم و اندوه و امراض را دور کن... . «... واصرف عنّی سوء والفحشاء...» بدی و فحشا را از من برگردان. فحشا هم دو نوع ظاهری و باطنی دارد. فحشای ظاهری با اعضای بدن انجام می‌گردد. حتی اگر انسان لباسی را برای فخرفروشی به تن کند دچار فحشا شده است. فحشای باطنی خیلی خطرناک تر است، مانند کینه، حسادت و بدبینی و ناامیدی، سوء ظن به خدا و مردم، زودرنجی و تکبر و غرور و ... «... اللهم صل علی محمد و آل محمد و ارزقنی الحج و العمره و الاجتهاد ...» درباره شب قدر قرآن می‌فرماید: «... لیله القدر خیر من الف شهر...» شب قدر از هزارماه بهتر است. باید از خداوند سخت کوشی، قوّت، قدرت، نشاط، انابه، توبه و قرب به او را بخواهیم. همچنین کار خیری که مورد پذیرش حق تعالی باشد «... و القوه و النشاط و الانابه و التوبه و التوفیق و القربه، و الخیر المقبول و الرّغبه و الرّهبه، و التضرّع و الخشوع و الرقه و النیّه الصادقه و صدق اللسان و الوجل منک و الرّجاء لک و التوکل علیک و الثقه بک و الورع عن محارمک مع صالح القول و مقبول السّعی و مرفوع العملِ و مستجاب الدّعوه و لا تَحُل بینی و بین شیء من ذلک به عرض و لا مرض و لا همّ و لا غمّ...» خواندن این دعاها در روزهای ماه مبارک بسیار مؤثر و مفید بوده ولی در عین حال عالی‌ترین تقدیر معیت با امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در زندگی است که سی دی «جهاد» و «ما و امام زمان» در این زمینه به ما کمک می‌کند. کسی که امام زمانش را در متن زندگی‌اش راه نمی‌دهد خیری ندارد باید با حضرت آشتی کنیم، کتاب آشتی با امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» راه را به ما نشان می‌دهد. تا قبل از شبهای قدر مطالعاتمان را روی این موضوع متمرکز کنیم تا بهترین تقدیرات را طلب کنیم. هیچ تقدیری در شبهای قدر پرارزش تر از راه یافتن به چادر امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» نیست و هر کس بتواند دستان ایتام آل محمد «صلی الله علیه و اله» را در دست امامش بگذارد بسیار مورد عنایت حضرت می‌باشد. در این صورت است که یک نفر معادل میلیون‌ها نفر محشور می‌گردد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 360
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 21

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی خداوند تبارک و تعالی در نظام خلقت، اول «مثل اعلی» را می‌آفریند که با خدا هیچ فرقی ندارد الا اینکه مخلوق است و قائم به خداوند، و خداوند قائم به ذات خودش است. یعنی خودش وجود دهنده است و دریافت کننده‌ی وجود نیست این هستی مطلق یعنی «الله» در اولین مرحله موجودی را خلق می‌کند که همه‌ی کمالات او را دارد الا اینکه مخلوق خداوند است که به آن «لوح»، «قلم»، «عقل» و «نور محمد صلی الله علیه و اله و سلم» می‌گویند. سایر عوالم از این نور خلق می‌شوند اعم از جبروت، ملکوت و ناسوت. حقیقت این عوالم «وجود» است اما ظهورات و مراتب مختلف دارند. در عالم ناسوت هر نطفه‌ای که تشکیل می‌شود از آن نور در آن دمیده می‌شود. هر جنینی، بعد از تولد مدتی را در دنیا سپری کرده و سپس به عالم ملکوت منتقل می‌شود. (وفات می‌یابد، وفات هم یعنی انتقال کامل). ملکوت ظهور جبروت، و ناسوت ظهور ملکوت است. برزخ بسیار بزرگ‌تر، پیچیده‌تر و زیباتر از دنیاست که شرایط زیستی خاص خودش را دارد. از آنجا قیامت برپا می‌شود و بعد از تعیین بهشتی یا جهنمی بودن انسان، تا خداوند خدایی می‌کند انسان زنده است و زندگی می‌کند. ما با عمر دنیایمان حیات آخرتمان را می‌سازیم و باید به گونه‌ای زندگی کنیم که بتوانیم از چنان عالمی بهره‌برداری کنیم و گرنه معذب خواهیم بود. پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» فرموده‌اند: «انّ الله تبارک تعالی یُبغضُ کلّ عالم بالدّنیا و جاهل بالاخره» همانا خداوند تبارک و تعالی هر عالم به دنیای جاهل به آخرت را دشمن می‌دارد. البته خداوند با کسی دشمنی ندارد بلکه چنین شخصی روز به روز از خدا و خانواده‌ی آسمانی‌اش فاصله می‌گیرد و هرگز تناسبی با آخرت پیدا نمی‌کند. به لحاظ تقدم و تأخّر و برزخ بستگی دارد ما چه نگاهی داشته باشیم. مانند اینکه در عالم رحمی و دنیا، باید دنیایی باشد که رحمی در آن شکل بگیرد ولی با تشکیل آن و رشد جنین نمی‌توان تقدم و تأخّر قائل شد بلکه همزمان وجود دارند. عالم رحمی در دل دنیاست و با هم هستند. رحم از طریق دنیا اداره می‌شود هر چند برای جنین رحم مقدم و دنیا مؤخر است. در تشکیل نطفه سلول اسپرم (حاوی ویژگی‌های پنجگانه‌ی پدر) و سلول تخمک (حامل ویژگی‌های پنج‌گانه مادر) با هم ترکیب شده و نطفه در رحم شروع به رشد می‌کند و اینکه چه میزان از ویژگی‌ها را جنین دریافت کند بستگی به میزان مراقبت‌های دوران بارداری دارد و با توجه به آن جنین شش نوع تولد در انتظارش است: تولد سالم، سالم قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول. دارایی طفلی که متولد می‌شود بستگی به کیفیت دوران جنینی دارد. اگر ضعیف باشد باید در دستگاه قرار گرفته و تقویت گردد، اگر بیمار باشد بسته به نوع و تعداد بیماری باید رنج درمان را تحمل کند. اگر ناقص و معلول باشد عذابش دائمی است. دقیقاً همین انواع تولدها در تولد از دنیا به برزخ وجود دارد. تمام قابلیت‌های چهارده معصوم با توجه به نفخه‌ی الهی در ما وجود دارد و از این طریق به ما منتقل شده است. ما باید تلاش کنیم که آن‌ها را به فعلیت رسانده و خودمان را به مقام ایشان برسانیم؛ «ان یبلّغنی المقام المحمود لکم عندالله....»، «ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره...» چگونگی شرایط زندگی اعم از رفتار والدین و محیط زندگی، تعیین می‌کند که شخص چه تولد و ورودی به برزخ داشته باشد. انسان باید مانند جنین باشد که علاوه بر اینکه در دنیا زندگی می‌کند تمام وقتش را صرف آمادگی برای آخرت بکند. جنین در رحم زندگی کرده ولی ماهیت رشد و حرکتش کاملاً متناسب با دنیاست. انسانی که با این ملاک در دنیا زندگی نماید هم در حیات دنیوی‌اش آرام و بی‌دغدغه است و هم هنگام انتقال و ورود به برزخ از آرامش و راحتی برخوردار است. جنین در رحم باید تمام تجهیزات دنیا را کسب کند که اگر ذره‌ای تخلف کند دنیا نمی‌تواند آن را جبران کند چون شرایط سازندگی در رحم است و دنیا چنین قوه‌ای ندارد. دنیا نسبت به آخرت، مانند رحم است زیرا آمادگی زندگی اخروی فقط و فقط در دنیا قابل اکتساب است و دنیا می‌تواند روح و بدن برزخی ما را برای بی‌نهایت زندگی آخرتی شکل بدهد. در دنیا بدن برزخی‌مان دائماً با ماست و به محض خوابیدن آن را مشاهده می‌کنیم، زیرا برزخ همین‌الان با ماست چنانچه که دنیا همزمان با عالم رحم همراه است. فرشتگان تمام قوای عالم را تأمین کرده و اساساً عالم را اداره می‌کنند. رشد و شکل‌گیری جنین، بارش برف و باران، رشد و نمو گیاهان و ... همه و همه توسط فرشتگان الهی که ملکوتی هستند صورت می‌گیرد. بعضی‌ها توفیق دارند صورت بدن برزخی‌شان را در خواب بینند و این خیلی خوب است زیرا می‌توانند مشکلشان را تشخیص داده و خودشان را اصلاح کنند. پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» فرموده‌اند: امتشان روز قیامت به شکل ده حیوان محشور می‌شوند؛ سگ، میمون و ... و بعضی‌ها هم به صورت انسان محشور خواهند شد که همه این‌ها به سبک زندگی بستگی دارد. دنیا رحمِ آخرت است. اگر احیاناً کسی ده­ها سال هم گناه کرده و به خطا رفته باشد چون در رحم است امکان بازگشت و جبران دارد و دنیا می‌تواند شکل حیوانی ما را گرفته و به ما صورت انسانی بدهد، مشروط بر اینکه ما سبک زندگی‌مان را عوض کنیم. دنیا با توجه به ماهیت رحمی‌اش از مکان‌ها و زمان‌هایی برخوردار است که قوت و قدرتشان از شرایط عادی خیلی بیشتر است. گاهی انسان ده‌ها سال گناه کرده و باطنش آن گونه شکل گرفته است ولی زمانی متوجه می‌شود که ممکن است فرصتش محدود باشد. از آنجا که خداوند فوق‌العاده مهربان است زمان‌ها و مکان‌هایی را تعیین کرده که سرعتشان در تغییر شاکله بسیار زیاد است که به آن‌ها رحم مکانی و رحم زمانی می‌گوییم. گویا با قرار گرفتن در آن‌ها خداوند زمان را به عقب بازگردانده و فرصت جبران به انسان می‌دهد. مثلاً شبها و روزهایی در سال هستند که وقتی انسان وارد آن‌ها می‌شود هر عملی انجام می‌دهد ضرب در چندین سال می‌شود و وارد نامه‌ی عمل او می‌گردد. مهم‌ترین رحم‌های زمانی رجب، شعبان و رمضان هستند. رجب فوق‌العاده قدرتمند بوده و شعبان از آن قوی‌تر، و ماه مبارک رمضان قوی‌ترین آن‌ها می‌باشد. در ماه مبارک رمضان حتی خوابیدن و نفس کشیدن هم عبادت است و روح را شکل می‌دهند. با ورود به برزخ، شکلی که روح و بدن برزخی‌مان گرفته میزان درستی حرکت ما را نشان می‌دهند. چنانچه جنین با تولد به دنیا میزان موفقیتش در حرکت دوران رحمی‌اش معلوم می‌شود. درباره‌ی قدرت شب‌های قدر قرآن می‌فرماید: «لیله القدر خیر من الف شهر...» فضیلت شب قدر بالاتر از هزار ماه است و اینکه چه قدر بالاتر، به خودمان و میزان تلاشمان بستگی دارد. کسی که واقعاً تلاش کرده باشد تغییراتش بعد از ماه مبارک کاملاً محسوس و مشهود است، در غیر این صورت شخص فقط متحمل تشنگی و گرسنگی شده است. یکی دیگر از رحم‌های زمانی شب‌های جمعه هستند که به لحاظ زمانی با سایر شبها تفاوتی ندارند ولی از لحاظ قدرت چندین برابر سازنده می‌باشند. مکان‌ها هم مانند زمان‌ها هستند و برخی از مکان‌ها بیش از سایر جاها تأثیرگذار هستند مانند حرم و مسجد و ... که انسان به طور کلی وقتی در آنجاها قرار می‌گیرد افکارش تغییر می‌کند به همین علت مناسب است که انسان گاهی به آنجاها برود تا تحولات بزرگی نصیبشان شود. سومین رحم، رحم استاد است که با استفاده از سخنان و نوشته‌های استاد می‌توان ظرف مدت کوتاه، راه زیادی را پیمود. مطالعات پراکنده بسیاری از نیازهای انسان را تأمین نمی‌کنند ولی یک سال تمرکز روی مباحث یک استاد ممکن است سی سال انسان را به جلو براند. اساساً هر آموزشی که با استاد انجام بگیرد سرعت و قدرش بیشتر است. کسی که قصد آموختن زبان انگلیسی یا کسب مهارت خطاطی و ... دارد وقتی از استاد کمک بگیرد در مدت زمان کوتاه‌تر به هدفش نائل می‌شود. البته همه‌ی این‌ها بستگی به همت شخص هم دارد، یعنی ممکن است فضاهای مکانی و زمانی مناسبی هم فراهم شود استاد هم در اختیار شخص باشد ولی او تنبلی و بی‌حوصلگی کرده و تأثیر لازم را نپذیرد. اما کسانی که زرنگ هستند حتی اگر در کنار استادی قرار بگیرند که چندان قدرتمند نباشد و مثلاً سی درصد اثر داشته باشد، با قدرت حرکت می‌کنند. شخص ضعیف قدرت ندارد که به بخش‌های طبیعی‌اش بگوید تغذیه‌ی شما بس است و الان نوبت فوق عقل است. البته باید به تغذیه‌ی بخش‌های پایینی به اندازه و در جای خودش اهمیت بدهیم. پیامبر «صلی الله علیه و اله و سلم» درباره‌ی تربیت کودک می‌فرماید: طفل باید تا هفت سال شیطنت و فعالیت داشته باشد تا هم حواس و هم ذهن و عقلش قوی شود. کودک از سه سالگی به بعد با نظر دیگران مخالفت می‌کند چون قصد شکل دادن به شخصیتش را دارد و پدر و مادر باید به او این امکان را بدهند. مثلاً وقتی سوار دوچرخه می‌شود تا چند بار مراقب او باشند ولی بعد از آن او را رها کنند تا خودش بیاموزد ولو اینکه چند بار زمین هم بخورد. البته در دو مورد باید مانع بچه‌ها شد اولاً جایی که باعث تضییع حقوق دیگران می‌شوند و ثانیاً هنگامی که خطری متوجه اوست. اما همین بچه زمانی که به هفت سالگی می‌رسد باید مسئولیت درس خواندن و رعایت انضباط و انواع آموزش‌ها را بپذیرد و تکالیفش را انجام داده و به موقع خوابیده و بیدار شود تا برای رفتن به مدرسه آماده گردد و ... و اگر به حال خود رها شود به هیچ یک از این کارها تن نمی‌دهد. انسان اگر تحت آموزش و تربیت قرار نگیرد در برزخ بسیار فقیر و بدبخت است. هر تربیتی دستورالعمل‌ها و محدودیت‌های خاص خودش را دارد. ازدواج هم از جمله اقداماتی است که نیاز به آموزش و کسب آمدگی دارد. در غیر این صورت به جایی منتهی نمی‌شود که روز به روز عشق زوجین افزایش یابد. مهارت‌های سه گانه باید آموزش داده شوند: 1- مهارت‌های اقتصادی 2- مهارت‌های عاطفی 3- مهارت‌های معنوی در مهارت‌های اقتصادی شخص می‌آموزد که دارایی‌اش را مدیریت کند و ضمناً اگر ثروتش کاهش یافت غمگین نشده و اگر افزایش پیدا کرد به فساد نیفتد. در مسائل عاطفی باید آموخت که چگونه نیازهای عاطفی خانواده را تأمین کرده و ایشان را آماده‌ی پذیرش بخش معنوی نمود. کسی که به بهانه‌ی مشغله‌های مختلف امتناع می‌کند در حق خود و خانواده و نسلش خیانت کرده است. کسی که مهارت‌های معنوی را نمی‌آموزد که چگونه خانواده را تا بهشت ببرد معلوم است که از جهنم سر در می‌آورد. انسان در تولد به برزخ با شش تولد مواجه است که فقط دو نوع آن یعنی سالم و سالم قوی به بهشت راه می‌یابند. تولد بیمار و ضعیف با رنج درمان مواجه هستند و معلول و ناقص دائماً در جهنم خواهند بود. ما باید به قوانین حرکت سالم احترام بگذاریم چنانچه بدن سالم قوانین خاص خودش را دارد و همین قوانین رعایت نشده که 71% بچه‌ها زیر بیست سال اضافه وزن دارند یعنی انضباط غذایی در کشور ما رعایت نمی‌شود و بالا رفتن آمار سرطان‌های مختلف در بسیاری از موارد ناشی از تنبلی و در نتیجه افزایش وزن است. به همین دلیل در روایت آمده کلید همه‌ی بدبختی‌ها تنبلی و بی‌حوصلگی است. تنبل اساساً کار را شروع نمی‌کند و شخص بی‌حوصله شروع کرده ولی به پایان نمی‌رساند. ما باید توجه داشته باشیم اگر فقیر به برزخ برویم کسی نمی‌تواند به ما کمک کند: «... و لا تزورا وازره وزرَ اُخری...» همان‌طور که جنینی که با مشکل به دنیا می‌آید کسی نمی‌تواند از سلامتش به او بدهد. ما باید تنبلی‌ها و بی حوصلگی هایمان را کنار گذاشته و از عمر عزیزمان نهایت بهره‌برداری را بنماییم. پیامبر «صلی الله علیه و اله وسلم» می‌فرمایند: بیشترین صیحه های اهل جهنم از امروز و فردا کردن است. (تسویف) لذا باید از تنبلی بپرهیزیم که از علت‌های تسویف است و نباید بیکار بمانیم. مرحوم علامه جعفری (رضوان الله) می‌فرمودند: من اگر بیکار شوم جارو برداشته و منزل را جارو می‌کنم. انسان می‌تواند حتی وقتی برای خواب به رختخواب می‌رود تا خوابش ببرد مشغول ذکر و عشق‌بازی با الله شود. زمانی که وارد باشگاه ورزشی می‌شویم به آنجا نیز قداست ببخشیم زیرا سلامت بدن در سلامت روح و روان و حرکت‌های معنوی تأثیر دارد. اگر نیتمان را جهت بدهیم تمام فعالیت‌هایمان مقدس می‌شوند و همه‌ی کارهایمان را برای خانواده‌ی آسمانی‌مان انجام دهیم نه برای همسر، فرزند و پدر و مادر و ... دیگران هم اگر با ما همکاری کردند که بهشتی می‌شوند در غیر این صورت ما باید کار خودمان را انجام دهیم. قرآن هم می‌فرماید: «قوا انفسکم و اهلیکم...» خودتان و خانواده‌تان را حفظ کنید. ... یعنی اول در قبال خودمان مسئولیم و بعد دیگران. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 359
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 20

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 20

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسات گذشته بررسی کردیم: چرا انسان با وجود اینکه می‌داند تنبلی و بی حوصلگی منشأ بسیاری از ظلم‌ها، جنایات و مفاسد است چرا تلاشی برای رفع آن نمی‌کند. دختران و پسران ما برای زندگی بهتر و جلوگیری از طلاق می‌توانند مهارت‌های لازم را کسب کنند ولی کوتاهی می‌نمایند. در کشور ما طلاق افزایش روزافزون داشته و کمتر زندگی وجود دارد که در آن شادی و آرامش جریان داشته و علاقه‌ی اعضای خانواده روز به روز افزایش می‌یابد. پیامبر «صلی الله علیه و اله و سلم» می‌فرمایند: «لا یلق الله سبحانه احدٌ به ذنب اعظم من جهاله اهله و اولاده» هیچ کس خدا را ملاقات نمی‌کند به گناهی بالاتر از نادانی خانواده و فرزندانش. سرپرست خانواده باید هم کسب اطلاعات نموده و هم به اعضای خانواده آگاهی بدهد. کمتر کسی است که وقتی اقدام به تشکیل خانواده می‌کند مهارت‌های اقتصادی، عاطفی و خانواده را آموخته و در زندگی به کار بگیرد. این است که اکثر زندگی‌ها به نتیجه‌ی مطلوب نمی‌رسند. ترکیب دو روح و پس از آن چند روح کار بسیار پیچیده‌ای است و باید مهارت‌های لازم و مناسب کسب گردند. والدین هم در آموزش فرزندانشان کوتاهی می‌کنند. در صورتی که طرفین مهارت کسب نکرده باشند به تصریح روانشناسان جهان حداکثر پانزده ماه دوام می‌آورند، اعم از زیبایی، ثروت و موقعیت‌های اجتماعی و ... اگر جذابیت‌های شخصی وجود نداشته باشند معمولاً به بن بست می‌رسند. طلاق‌های کشور ما در بسیاری از موارد سال اول اتفاق می‌افتند چون زوجین نمی‌توانند نظر یکدیگر را تأمین نمایند. متأسفانه غالب ازدواج‌ها ناشی از نیاز جنسی و عاطفی ولی بدون کسب مهارت صورت می‌پذیرد. زوجی که وظایفشان را خوب انجام نمی‌دهند در واقع در حق هم خیانت می‌کنند. از جمله عوامل تنبلی و بی‌حوصلگی، شیفتگی به امور ظاهری دنیاست. در این حالت نفس نامتعادل تغذیه می‌شود. زمانی که ما بعضی بخش‌ها را بیش از حد تغذیه می‌کنیم سهم سایر بخش‌ها کم می‌شود. انسان اگر پنج بخش وجودش را نامتعادل تغذیه کند و سهم هر بخش را به اندازه‌ی نیازش تأمین نکند شخصیت او نامتعادل و نامتوازن می‌شود. شخصی مراجعه کرده بود و می‌گفت که قصد فعالیت مدیریتی دارد، به او توصیه کردم که ابتدا عدالت را در ابعاد وجودی‌اش رعایت کند تا بتواند در میان مجموعه‌ی زیر دستش به عدالت رفتار کند. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: چگونه کسی می‌تواند درباره‌ی دیگران عدالت داشته باشد در حالی که نسبت به خودش مراعات عدالت را نمی‌نماید؟ کسی که حق عقلش را با تنبلی در یادگیری نمی‌پردازد نمی‌تواند مدیر خوبی باشد. کسی که اضافه وزن دارد نسبت به بخش خیال، وهم، عقل و فوق عقل ظلم می‌کند زیرا نمی‌تواند حق آن‌ها را ادا کند. کسی که بیش از حد به تغذیه خیال و وهم بپردازد و دائماً در حال خواندن انواع زمان‌ها و دیدن انواع فیلم‌ها باشد، توانی برای کارهای عقلی و فوق عقلی نخواهد داشت. ما حتی با تلقین باید مانع پرخوری بخش‌های پایینی شویم. قرآن می‌فرماید: زینت‌های دنیایی انسان را از پرداختن به امور معنوی غافل می‌کند که هم گرفتاری دنیایی به همراه دارد و هم آخرتی. «زُیّن للنّاس حُبُّ الشّهوات من النّساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذّهب و الفضّه و الخیل المسوّمه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیواه الدنیا و الله عنده حسن المآب» (آل عمران/14) محبت امور مادی از زنان و فرزندان و اموال فراوان اعم از طلا و نقره، و اسب‌های ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است (برای امتحان و تربیت) ولی این‌ها سرمایه‌ی زندگی پست مادی است و سرانجام نیک، نزد خداوند است. زینت دادن چیزی برای جلب توجه است. در وجود انسان حس از محسوسات، خیال از مخیلات، وهم از موهومات عقل از معقولات و فوق عقل هم از الله، خانواده‌ی آسمانی و امور آسمانی و غیبی لذت می‌برد. هر بخشی را که انسان بیشتر تغذیه کرده باشد هنگام بهره‌مندی از غذایش لذت بیشتری می‌برد. کسی که از فیلم و سریال و داستان‌های مختلف لذت می‌برد در واقع وهمش به خاطر تغذیه‌ی زیاد، قوی شده است. کسی که علاقه به مطالعه و تحقیق دارد بخش عقلانی‌اش قوی می‌باشد و آن دیگری که به دعا و عبادت و ... می‌پردازد فوق عقل قوی‌تری دارد. خانمی که به بازار رفته و خسته نمی‌شود به این دلیل است که علاقه به انواع زیورآلات، لباس و ظرف و سایر لوازم دارد و در واقع خیال قوی‌تری دارد. با توجه به آیه‌ی فوق باید گفت: زینت دهنده‌ها را قرآن این‌گونه معرفی می‌کند؛ 1- شیطان 2- نفس انسان 3- شیاطین الانس با توجه به آیه‌ی مذکور جنس مخالف، زینت مهمی است که پرداختن بیش از حد به آن عمر انسان را تلف می‌کند. شیطان هم نقاط ضعف انسان‌ها را شناسایی کرده و بر اساس آن‌ها افراد را جذب می‌کند. مثلاً درباره‌ی قتل و جنایت روی امثال ما سرمایه‌گذاری نمی‌کند بلکه درباره‌ی کسانی این تحریک‌ها را انجام می‌دهد که درجه‌ی خشونت، کینه و حسادتشان بالاست. انسان باید در ارتباطاتش خیلی دقت کند و هر کس را به عنوان دوست، همسر و یا همسایه برنگزیند. در دین توصیه شده مردی را که نماز جماعت و نماز اول وقت برایش اهمیت ندارد مستحب است به همسری انتخاب نکنید؛ همچنین مردی که اهل پرداخت وجوهات نیست را اصلاً نپذیرد. در حال حاضر هم بیشتر زنان وسوسه‌گر بوده و مردان را از قدرت و سرعت در حرکت آخرتی باز می‌دارند. انسان نباید تابع امیال مختلف اعضای خانواده گردد. در حال حاضر در کشور ما فرزند سالاری شیوع دارد که والدین بیش از حد به ایشان رسیدگی می‌کنند و آن‌ها هم نوعاً سپاسگزار نیستند. قرآن سفارش کرده مواظب این ارتباطات باشیم. «انّ من ازواجکم و اولادکم عدوّاً لکم»، «انّ اموالکم و اولادکم فتنه...»، ««لا تلهکُم اموالکم و لا اولادکم عن ذکرالله» بعضی افراد قبل از ازدواج به لحاظ معنوی خیلی قوی هستند ولی بعد از آن دچار افت می‌شوند که البته تا حدی طبیعی است و مانعی هم ندارد زیرا اشتغال به وظایف پدری یا مادری و همسری، خودش عبادت و قرب آور است. اما به هر حال خلوت با خدا نباید فراموش شود. قرآن هم روی این موضوع تأکید دارد که در این امور نباید افراط کرد تا آنجا که خدا و وظایف مهم‌ترش را فراموش کند. یک زن اگر همسر و فرزندش را دوست دارد باید قواعد همسرداری و فرزندداری را نیز بیاموزد. محبت به اعضای خانواده لازم است ولی اگر از حدّ معمول بگذرد فسادآور است. چنانچه چربی، قند، نمک و ... برای بدن لازم است ولی اگر بیش از حد باشد بدن را با خطر مواجه می‌سازد. آقایان باید همسرانشان را بشناسد و تشخیص دهند که با چه اقدامی محبتش بیشتر جلب می‌گردد. محبت را باید تدریجاً نثار و ابراز کرد که اگر یک‌باره باشد عواقب نامطلوبی به همراه دارد. درباره‌ی فرزند هم باید محبت متعادل باشد. بچه، هم به محبت نیاز دارد هم به بیرون رفتن از خانه و مواجه شدن با خشونت‌ها. نباید دائماً دنبال محیط‌های استریل برای بچه باشیم بلکه باید با انواع برخوردها روبرو شده و حرف بشنود. گاهی لازم است با بچه‌های دیگر دعوا کرده و کتک هم بخورد. اسلام تأکید کرده فاصله‌ی بین بچه‌های خانواده باید سه سال باشد چون دعوا کردن لازمه‌ی رشدشان است. پدر و مادر هم باید مراقب باشند تا خیلی شدت پیدا نکند. همان‌طور که شاهدیم فرزندان خانواده با هم دعوا می‌کنند ولی با هم بد نمی‌شوند. اساساً انسان بدون تضاد هیچ رشد معقولی نمی‌کند. باید مواظب باشیم که بچه‌ها افراط نکرده و به بداخلاقی و بدجنسی کشیده نشوند. زینت دیگری که قرآن متذکر شده فرزند است که برخی دچار شیفتگی به آن می‌شوند. چه بسا افرادی که به همین دلیل مانع خیر شده و اجازه ندادند هیچ یک از فرزندانشان در جبهه شرکت کنند، این در حالی بود که بعضی مادرها چهار شهید هم دادند. بعضی مردها هم به قدری وابسته به خانواده بودند که حاضر نشدند به جبهه بروند. نکته‌ی دیگری را که قرآن متذکر می‌شود ثروت است (قناطیر المقنطره من الذهب و الفضه...) بسیاری از انسان‌ها را ثروت و مال دوستی زمین‌گیر کرده است. اموال اضافه مانند عفونت هستند که آرامش را بر هم می­زنند. آسایش که باید آرامش به همراه بیاورد اگر از یک حدی بگذرد آرامش را بر هم می‌زند. بعضی‌ها به قدری در ثروت غوطه می‌خورند که تا آخر عمر به فکر تنوع در انواع نیازها هستند. مورد بعدی «مرکب‌های نشان‌دار» هستند مانند اسب عربی و ... که در حال حاضر مار که‌ای مختلف اتومبیل بسیار مورد توجه و رقابت افراد است و محفل آقایان از این سخنان گرم است. به این آقایان اگر گفته شود که وقت گذاشته و مهارت‌های همسرداری و فرزندداری را بیاموزید اصلاً وقت نمی‌گذارند ولی حاضرند سه شیفت کار کرده و پول دربیاورند و در عین حال مدیریت اقتصادی هم نمی‌دانند. این افراد حال و حس معنوی نداشته و اگر ایام محرم و صفر هم هیئت می‌روند تمایلی به سخنرانی نشان نداده و فقط مداحی و سینه‌زنی می‌کنند در واقع دنبال عمل بدون فکر هستند. از مشورت کردن هم بیزارند. «والانعام و الحرث» هم از دیگر شاخه‌های کسب ثروت هستند. البته قرآن مخالفتی با معشوق‌ها و جاذبه‌های زمینی نداشته و بلکه تأیید هم می‌کند ولی به شرط اینکه غلبه بر معشوق‌های آسمانی نکند. شخص کارخانه‌داری را می‌شناختم که به دلیل مشغله‌ی کاری یک‌بار نماز اول وقتش به تأخیر افتاد کارخانه‌اش را تعطیل کرد. در صدر اسلام هم، مسلمانی هنگام نماز خواندن در باغش حواسش به زیبایی باغ و آواز پرندگان رفته بود که باغ را فروخت و قیمتش را صدقه داد. یکی از چیزهایی که در قیامت بازخواست می‌شویم همین بی ادبی هایی است که سر نماز از ما سر می‌زند. «لا تلهکُم اموالکم و اولادکم ممن ذکرالله» حضرت رسول «صلی الله علیه و اله و سلم» فرمودند: به یهودی و نصاری سلام کنید ولی به یهودی و نصارای امت من سلام نکنید، کسانی که صدای اذان مسجد را می‌شنود ولی به نماز جماعت حاضر نمی‌شود. البته زیاده‌روی و تضییع حق خانواده هم نباید صورت بگیرد. خانم‌ها هم اگر افراط کنند حق همسر و فرزندان را ضایع می‌کنند. خانمی که به بهداشت خانه و تغذیه خیلی اهمیت می‌دهد ولی به وضع ظاهری خودش نمی‌رسد به همسرش ظلم کرده است. باید مواظب باشیم که پرداختن به برخی امور ما را از امور دیگر باز ندارد. باید هم تنبلی در امور دنیا را کنار بگذاریم هم تنبلی در امور آخرتی را. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 358
زمان انتشار: 12 اکتبر 2014
| |
تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 19

تنبلی و بی حوصلگی ، جلسه 19

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی یکی از ریشه‌های تنبلی تغذیه‌ی نامتناسب قواست که اگر یکی از قوا تغذیه‌اش بیشتر باشد سهم آن در وجود انسان بیشتر شده، در نتیجه تمایل به آن قوه افزایش می‌یابد. چنانچه بدن به هر یک از عناصر به میزان مشخصی نیاز دارد که اگر درباره‌ی هر کدام دچار کمبود شود مصرف آن را افزایش می‌دهیم تا تعادل ایجاد شود. اگر هم عنصری از حد نیاز بیشتر به بدن برسد حق سایر مواد را به مخاطره انداخته و برای بدن خطرناک است. در نفس هم چنین قوانینی حاکم است. اگر انسان قوه‌ای را بیش از حد تغذیه کند آن وقت به حق سایر قوا تعدی کرده و اجازه نمی‌دهد که نفس به آن‌ها به حد کافی بپردازد. کسانی که با امور محسوس خیلی انس دارند به حق قوای بالاتر تجاوز می‌کنند. همچنین است وضعیت سایر قوا. چه بسا کسانی که دائماً در حال کسب علم هستند و حق بدنشان را رعایت نمی‌کنند و چشم‌هایشان آسیب دیده، تغذیه‌شان با مشکل مواجه است و در سایر جنبه‌ها نیز نقش مناسبی را ایفا نمی‌کنند و نمی‌توانند همسر، پدر، مادر و یا فرزند خوبی باشند. زن نباید به حدی غرق کارهای منزل شود تا فراموش کند که باید ظاهرش را برای اعضای خانواده بیاراید و خود را معطر کند. بعضی آقایان هم به شدت کار زده هستند و وقتی به منزل می‌آیند به عنوان یک استاد، دکتر، یا مهندس و یا کارگر و ... وارد منزل می‌شوند نمی‌توانند همسر یا پدر باشند. بسیاری از افراد به خاطر سبک غلط زندگی معمولاً از اهدافی که به واسطه‌ی آن‌ها تشکیل زندگی داده‌اند، غافل می‌شوند. کسی که مهارت‌های زندگی را کسب نکرده و اقدام به ازدواج می‌نمایند هرگز روی موفقیت را ندیده و به شکست از جمله طلاق منتهی می‌گردد. غالباً والدین فرزندانشان را ترغیب به درس خواندن و پول درآوردن می‌کنند و به جنبه‌های اخلاقی و سایر مهارت‌ها نمی‌پردازند. اگر سبک زندگی را از ماهواره و هنرپیشه‌ها و ورزشکاران بگیریم قیمتمان به همان اندازه است. پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» صلاحیت دارند که الگوی انسانیت باشند. «... ولکم فی رسول الله اسوه حسنه» اگر خودمان را به کمتر خدا و معصوم بفروشیم باخته­ ایم، زیرا در حرکت به سمت جاودانگی باید اسماء الهی را جذب کنیم و به قول خود حضرت هر کدام مان دوست داریم مثل خدا شویم و در نهاد همه‌ی ما گزاره‌ی «لا اله الا الله» وجود دارد. باید خدا الگوی ما باشد که در کامل‌ترین جلوه به صورت معصومین «علیهم‌السلام» تجلی کرده و در اختیار ما هستند. در غیر این صورت ممکن است وکیل خوب، پزشک خوب یا حتی رئیس جمهور خوبی باشیم ولی معلوم نیست آدم خوبی هم باشیم و برای خوب شدن باید غذا خورده و عدالت را درباره‌ی شئونات نفس خود رعایت کنیم. ما در برابر یکایک قُوایمان مسئولیت داریم و از همه بیشتر درباره‌ی کودک عزیز روانمان باید اهمیت بدهیم تا سایر قوا حق او را تضییع نکنند. ولی متأسفانه اکثریت ما نیازهای این بخش را نادیده گرفته و دائماً به قوای طبیعی رسیدگی می‌کنیم. حضرت می‌فرمایند: اگر شما بیش از حد و اندازه فعالیت اقتصادی کرده و به هنگام شب کار کنید فشاری که به چشمتان می‌آورید سبب حرام شدن لقمه‌ی شما می‌شود. یا اینکه توصیه فرموده‌اند: قبل از اینکه هوا کاملاً تاریک شود چراغ‌های منزل خود را روشن کنید. این‌ها از مصادیق رعایت حق بدن در موضع چشم است. اگر کسی به میهمانی می‌رود، برای همان هدفی که رفته یا دعوت شده در آنجا بماند و اگر بیشتر شود مزاحمت و تضییع حق است. از جمله آداب سبک زندگی اسلامی، سر شب شام خوردن و زود خوابیدن است. کسی که در بخش‌های طبیعی تغذیه را افزایش دهد آن‌ها را قدرتمند کرده و بخش فوق عقل و فطری‌اش را تضعیف می‌نماید لذا علیرغم اینکه می‌داند خدا و پیامبر و حساب و کتاب و قیامت وجود دارد ولی به تنبلی افتاده و قدرت تغذیه‌ی معنوی را ندارم. این در حالی است که ما اگر کوچک‌ترین احتمال ضرری بدهیم عقلاً احتیاط و امتناع می‌کنیم. مثلاً اگر در لیوان آبی حتی یک هزارم درصد احتمال مسمومیت بدهیم امکان ندارد آن را بنوشیم و حتی به دهانمان نزدیک هم نمی‌کنیم. چه بسیار افرادی که انفاق نکرده و معصیت‌های مختلف را مرتکب می‌شوند و علیرغم استطاعت به حج نمی‌روند در صورتی که می‌دانند به تصریح پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» اگر با این حال بمیرند به دین یهودیت یا مسیحیت مرده‌اند. تکلّف در زندگی خیلی انسان را به زحمت می‌اندازد. اگر میهمانی به ما رسید به هر چه در منزل است اکتفا کنیم و خودمان را درگیر قید و بند نکنیم. در حال حاضر چه بسیار افرادی که دو سه شیفت کار می‌کنند تا تجملات زندگی را تأمین کنند و از واجبات زندگی و حقوق اطرافیان کم گذاشته و به آموزش‌های مهارت‌های زندگی اهمیت نمی‌دهند. با چنین سبکی، شخص اگر آموزشی هم ببیند از آن جا که بخش حیوانی را خیلی پرورانده، بخش انسانی توان مقابله با حیوانیت را ندارد. خداوند از بس ما را در غفلت می‌بیند ماه رمضان را با روزه‌ی واجب و سایر عبادات گذاشته و کفاره هر یک روز را شصت روز قرار داده است و کسانی که این لزوم را درک نمی‌کنند آن را از طرف خدا خشن تلقی کرده و دین را مزاحم آزادی‌شان می‌دانند و کار و تفریح را امور لازم می‌دانند. افراد وقتی مراجعه می‌کنند و مشکلاتشان را مطرح می‌کنند من ابتدا به آن‌ها فرم برنامه می‌دهم تا معلوم شود در برنامه روزانه‌شان به کدام بخش بیشتر رسیده و حق کدام یک از بخش‌ها ادا نمی‌شود. بعضی‌ها بعد از دریافت دستورالعمل، اظهار می‌کنند وقت ندارند در روز پنجاه آیه قرآن بخوانند با قاطعیت به آن‌ها می‌گویم دروغ می گویند، زیرا چه وقت‌هایی را که پای فیلم و سریال و تفریح‌های زیادی تلف می‌کنند. چه بسا نمازهایشان را هم مختصر می‌خوانند. افرادی مراجعه می‌کنند که کارشان به طلاق رسیده، وقتی از آن‌ها سؤال می‌کنم آیا وقتی برای کسب انواع مهارت‌ها گذاشته‌اند؟ پاسخشان منفی است. به دانشجویان همیشه توصیه می‌کنم واحد کمتر بگیرند ولی وقت برای آموزش و کسب مهارت بگذارند. کسانی که قصد دارند در تیزهوشان و نخبگان شرکت کنند از آنجا که کار ذهنی و رقابتشان افزایش می‌یابد باید به گونه‌ای این مسیر را طی کنند که در حق بخش‌های دیگرشان اجحاف نشود. ورزش هم خیلی در زندگی مورد اهمیت واقع شود چه در مورد جوانان چه سالخوردگان. (مقام معظم رهبری موضوع ورزش را واجب کرده‌اند و به عنوان یک فقیه و مجتهد، واجب الاطاعه هستند) غالباً افراد در آستانه چهل سالگی انواع بیماری­ها را دارند این نتیجه‌ی نپرداختن به ورزش است. وقتی انسان مهارت‌های عاطفی را نیاموزد نمی‌تواند پدر یا مادر خوبی باشد. پدر خوب بودن به این نیست که هر چه اعضای خانواده نیاز داشتند تهیه کند باید برای آن‌ها وقت گذاشته و ارتباط عاطفی گرمی با آن‌ها داشته باشد و به تربیت و معنویت آن‌ها اهمیت بدهد. درباره‌ی مرد خوب فرمایش پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» را ملاحظه نماییم: «لایلقی الله سبحانه احدٌ به ذنب اعظم من جهاله اهله و اولاده» هیچ کس خدای سبحان را به گناهی بالاتر از جهالت اهل و فرزندانش ملاقات نمی‌کند. دختر و پسر خوب کسی است که مهارت‌ها را بداند و بپذیرد که باید آن‌ها را کسب نماید اعم از مهارت‌های اقتصادی (مادی)، عاطفی و معنوی. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «الشّهوات تسترقّ الجهول» شهوت‌ها نادان را به بندگی می‌کشند. کسی که گرفتار شهوت است فرزندش را هم همان‌گونه تربیت می‌کند. بچه وقتی به مهد کودک و مدرسه سپرده می‌شود باید از قبل آن مکان‌ها بررسی شوند. امام مجتبی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: من تعجب می‌کنم افراد از غذا به دلیل بیماری پرهیز می‌کنند ولی از گناه به سبب عذابش پرهیز نمی‌نمایند. مردم توجه ندارند وقتی مال حرام می‌خورند به تعبیر قرآن «لا یأکلون الاّ النّار...» شامل حالشان می‌شود میل‌ها و شهوت‌ها انسان را به بندگی می‌کشانند. شهوت مراتب مختلف داشته و در هر چیزی ممکن است؛ حرف زدن، خوردن، میل جنسی، تنوع در لباس و لوازم منزل، مقام، شهرت، ثروت و علم و ... بعضی‌ها اصلاً شناخته شده نیستند ولی کاندیدای شورای شهر شده و کسی آن‌ها را نمی‌شناسد که به ایشان رأی دهد. توجه داشته باشیم کسی می‌تواند به لحاظ عاطفی قوی باشد که بتواند پا روی شهواتش بگذارد، «المومن یأکل بشهوه اهله و المنافق یأکل بهشوته» پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: مؤمن با میل خانواده‌اش می‌خورد (رفتار می‌کند) و منافق به میل خودش می‌خورد (رفتار می‌کند) امور زندگی اگر انجام واجب باشد یا ترک حرام که ربطی به میل کسی ندارد و حکم الهی است. مثلاً عدم رضایت مرد از نماز خواندن همسر درست نیست چون در حیطه‌ی اختیارات او نیست. یا مادری به فرزندش بگوید که حلالت نمی‌کنم اگر در فلان مجلس عروسی (که فعل حرام مرتکب می‌شوند) شرکت نکنی، مهم نیست. حدیث فوق درباره‌ی امور مباح، مستحب و مکروه است. مثلاً وقتی به تفریح می‌روند مرد غذا را به میل اعضاء خانواده تهیه کند. یا در رفتن به سینما در بین فیلم‌های سالم هر کدام را که اعضای خانواده می‌پسندند انتخاب نمایند. در تأمین معنوی هم اختیار با فرمان الهی است، نه مرد، نه زن و نه فرزندان. بنابراین زندگی شاد و آرام در گرو دست برداشتن از تنبلی و بی‌حوصلگی بخش‌های پایینی است. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 356
زمان انتشار: 11 آوریل 2014
| |
(جلسه 22):گرایش انسان به هر کمالی، عشق به کمال مطلق یعنی خداست

خانواده آسمانی (جلسه 22) 89/12/19

(جلسه 22):گرایش انسان به هر کمالی، عشق به کمال مطلق یعنی خداست

بحث جلسه قبل این بود که چرا خداوند محبت و مودت مظهر تامه‌اش را واجب کرده است و این‌که خیالمان را در عشق‌بازی با معصوم تقویت کنیم. ذات انسان عاشق کمال مطلق است. انسان نه جماد است، نه نبات و نه حیوان وحتی نه فرشته، هر چند کمالات آنها را دارد. انسان در حس، خیال و وهم و عقل با حیوانات مشترک است و وجه افتراق او با سایر حیوانات این است که ظرفیت جذب کمالات را به‌طور مطلق و بی‌نهایت دارد. فرشتگان هم کمال را جذب می‌کنند ولی آینه‌ی تمام نمای حق نمی‌توانند باشند فقط انسان می‌تواند مَثَل کامل حق تعالی شود. وقتی بخش ویژه ما را عشق به کمال مطلق تشکیل می‌دهد هر علاقه‌ای که به هر کمالی داریم در واقع عشق به حق تعالی است. پس گرایش ما به هر کمالی عشق به خداست و البته این مطلب منافاتی با اینکه ما به کمالات دیگر عشق بورزیم ندارد ولی نباید خودمان را گرفتار کمالات ناقص کنیم طوری که همه دل ما را فرا بگیرد و مانع عشق به کمال مطلق شوند. انسان بدون عشقِ بی‌نهایتش دیگر انسان نیست. کمالات پایین‌تر از کمال مطلق نمی‌توانند عشق حقیقی انسان باشند زیرا اندازه دل انسان نیستند. فقط معصومین «علیهم‌السلام» جلوه تام خداوند و "خلیفه الله" در زمین هستند و دوستی ایشان ذاتی نیست بلکه تبعی بوده و به تبع عشق به خداوند می‌باشد. معصوم علیه السلام "بی‌نهایت ذاتی" نیست بلکه "بی‌نهایت ظهوری" است. فقط یک بی‌نهایت ذاتی داریم که «الله» است که در ذات خودش احدیت و واحدیت دارد و ما با مفهوم بی‌نهایت نمی‌توانیم ارتباط برقرار کرده و عشق‌بازی کنیم باید این مفهوم برای ظهور و تجلی مصداق داشته باشد. (در طول تاریخ بسیاری ادعای «عارف واصل بودن» کرده‌اند ولی عقل به ما ملاک می‌دهد تا هر ادعایی را نپذیریم و کسانی که معقول برخورد نکرده‌اند به بیراهه رفته و قربانی شده‌اند) علت این‌که بسیاری توانسته‌اند ادعای دروغین داشته باشند این است که انسانها همیشه نیاز به عشق مطلق داشته‌اند. و ملاک عقل در صحت ادعا این است باید ما را به عشق به خدا رهنمون باشد. خداوند حکیم است و انسانها را بدون راهنما رها نمی‌کند. لذا بر اساس روایات بیش از صد هزار رسول فرستاده است«... و لکل قوم‌هاد و...» فرستادگانی که به حدی کمال دارند که می‌توانند الگوی کامل انسان باشند. خداوند در قرآن می‌فرمایند: «ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» وقتی در مسیر حب خدا قرار بگیریم و تبعیت کنیم از آن به بعد دیگر معشوق خدا می‌شویم. خدا می‌داند که اگر انسان بفهمد که خدا دوستش دارد چه آثاری دارد. «لا تدع مع الله الها اخر لا اله الا هو کل شئ‌هالک الا وجهه» در تمام ادبیات عارفانه خدا معشوق است. عشق خدا تا خیالی نشود، حقیقی نمی‌شود. در هیچ کتابی این‌گونه از عشق معشوق به عاشق سخن گفته نشده است. خداوند در آیه‌ی 54 سوره‌ی مائده این‌گونه می‌فرماید: »یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ« اولین ویژگی آن قوم این است که خدا دوستشان دارد. اول خصوصیات را مطرح نمی‌کند که بگوید به دلیل این ویژگی‌ها دوستشان دارم بلکه اول از دوست داشتن آغاز کرده و سپس ویژگی‌هایشان را برشمرده است. یعنی اساساً عشق از خدا شروع شده و ما کاره‌ای نیستیم. همواره در طول تاریخ شاهد جان باختن در راه معشوق بوده‌ایم. امام حسین «علیه‌السلام» و یارانشان بالاترین تجلی این جانبازی را به نمایش گذاشتند والبته خدا هم با ایشان کاری کرده که باید گفت: لیلی از مجنون بسی مجنون‌تر است. در عشق‌ورزی هیچ‌کس به پای خدا نمی‌رسد. امام حسین «علیه‌السلام» برای نشان دادن راه و هدایت ما همه داراییش را داد. خون قلب خودش را در راه خدا ریخت تا بندگان را از ضلالت نجات دهد. وگرنه که آنها در اوج عشق بودند. امام حسین «علیه‌السلام» در وصف حضرت سکینه «سلام‌الله علیها» فرمودند: «کانت مستغرقه فی الله» آن‌قدر حضرت سکینه «سلام‌الله علیها» در اوج عشق بود که حتی از سر بریده‌ی پدر می‌شنود که:‌ای شیعیان ما! هر گاه آب گوارایی دیدید یاد من کنید واگر خبری از کشته‌ای به شما رسید بر من گریه کنید. ما باید تمرین کنیم که "لا اله الا انت" بگوییم. حضرت یونس «علیه‌السلام» در تاریکی شکم ماهی این ذکر را گفت: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» تا جایی این حقیقت تحقق می‌یابد: «...نجیناه من الغمِّ و کذلک ننجی المؤمنین» یعنی خداوند می‌خواهد به ما بگوید که اگر کسی در تاریکی این ذکر را حقیقتا بگوید به روشنایی می‌رسد: «الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور...» و نحوه خروج از تاریکی را هم به ما آموخته‌اند: «... لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین ونجیناه من الغم...» توصیه شده که این ذکر را تا جایی که برایمان مقدور است در سجده تکرار کنیم: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» تبعیت فقط کار محبت است نه کار عقل. ما با عقل شناسایی کرده و راه را تشخیص می‌دهیم ولی با قلب تبعیت می‌کنیم زیرا عاشقیم و مهم هم همین است.

صوت

1 - (جلسه 22):گرایش انسان به هر کمالی، عشق به کمال مطلق یعنی خداست

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed