از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی
تشبّه خُلق انسان به معصوم
مودّت، تنها راه قربتِ إلی الله و إلی الرسول است. محبتِ همراه با فداکاری و اطاعت تا جایی که خلقِ انسان به اهل بیت شبیه گردد.
توجه کنیم که اگر عملی صورت بگیرد، و این عمل در نهایت شباهتی میان انسان و معصوم ایجاد نکند، در واقع عمل مؤثری نبوده است. رفتارهای ما (اعمال ما) باید راهی باشند برای تشبه خُلقِ انسان به خُلق معصوم. و برای اینکه رفتار ها بتوانند خلقِ انسان را تغییر داده و به خلق اهل بیت نزدیک نمایند، باید انسان، تمارینِ خود را قلباً انجام دهد تا بتواند به توانایی، قدرت و دارایی معصوم نائل گردد.
اعمال ما، برای ما تقرب (شباهت) ایجاد میکنند و راهی تمرینی برای رسیدن به شباهتِ کامل میان ما و اهل بیتند. گفتیم که برای رسیدن به شباهت به اهل بیت، راهی جز مودت (فداکاری و اطاعت) نداریم. بدون پیروی از آنان در تمام روابط زندگی (آداب رفتار با همسر، رفتار با فرزند، رفتارهای اجتماعی، اقتصادی و ...) به قرب (شباهت) آنان نخواهیم رسید.
الگوبرداری کامل از رتفار اهل بیت به عنوان یک پدر و مادر حقیقی، آرام آرام انسان را به سمت شباهت به آنان پیش میبرد. البته تنها کسانی در این الگوبرداری موفق میشوند که خودِ حقیقیشان را که قائم به ربّ شان است شناخته اند. معرفت نفس اگر به طور صحیح در انسان حاصل شود، حتماً شخص را به خداشناسی میرساند. و کسی که خود را حقیقتاً شناخت، به یقین خویش را در عینِ ارتباطِ به حق دیده و هرگز نمیتواند، خود را بدون خانواده آسمانی، ملائک و غیب ترجمه کند.
اینکه ما تمام اعمال خود را به نیت قربه الی الله انجام میدهیم، اما در نهایت شباهتی میان ما و الله به وجود نمیآید، نشان میدهد که معرفت ما نسبت به خودمان صحیح نبوده است.
امام رضا «علیه السلام» نیز 7 دستورالعمل خود را راهی برای قُرب خود و یا بهتر بگوییم راهی برای شباهت یافتن به خود میداند، چرا که رعایت این 7 مورد و تبدیل آنها به خُلق انسان، آرام ارام خُلق ما را به خُلق اهل بیت شبیه خواهد نمود.
تحفه عبدالعظیم حسنی از سوی امام صادق برای شیعیان
حضرت عبدالعظیم، حدیثی قدسی را از امام صادق نقل میکنند؛
امام صادق میفرماید؛ امام باقر فرزندان خود را پیرامون خویش جمع نمود در حالیکه در میان آنان عمویشان زید بن علی هم حضور داشت. پس از آن، امام کتابی را بیرون آورد که به خط امیرمؤمنان و املای رسول خدا «علیهم السلام» بود، و در آن نوشته شده بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
این کتابی است از خداوند شکست ناپذیر حکیم به محمد «صلی الله علیه و اله»که نور و سفیر و حاجب و دربان و رهنمای او جبرئیل امین آن را نازل نموده است. ای محمد «صلی الله علیه و آله»، نامهای مرا بزرگ شمار و از نعمتهای من سپاسگزاری کن و نعمتهای مرا انکار نکن، چرا که یقیناً منم خدایی که هیچ معشوقی جز من نیست، شکننده پشت ستمکاران و درهم کوبنده متکبران و خوارکننده ظالمان و جزادهنده روز رستاخیز منم خداوندی که هیچ معشوقی جز من نیست. هر کس به غیر فضل من به دیگری امیدوار باشد و غیر از عدل من از دیگری بترسد، او را عذاب میکنم، چنان عذابی که هیچ کس از جهانیان را عذاب نکرده باشم. پس مرا عبادت کن و تنها بر من توکل کن، به درستی که هیچ پیغمبری را مبعوث نکردم، مگر آنکه زمانی که مدت نبوتش به پایان رسید برای او وصی قرار دادم.
و من تو را بر پیامبران برتری دادم و وصی تو را نیز بر سایر اوصیاء برگزیدم. و تو را به دو نازدانهات بعد از او (حسن و حسین) گرامی داشتم. حسن را پس از گذشت زمان پدرف معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خویش ساختم و او را به شهادت گرامی داشته و عاقبت کار او را ختم به سعادت نمودم. او افضل شهدا بوده و بلندترین مقام را در میان آنها داراست.
همچنین کلمه کامل خود را با او و حجت رسای خود را نزد او قرار دادم. بوسیله عترت او جزا میدهم و عقاب میکنم. اولین عترتِ او علی است که او را سرور عبادت کنندگان و زینت دوستان گذاشتهام.
در این روایت به چند نکته مهم اشاره میکنیم؛
بزرگ داشتن اسماء الهی، جز با فهم اسماء به دست نمیآید. کسی که اسماءالله را با قلب خویش درک نماید، حتماً از شنیدن آنها نیز به نشاط و آرامش میرسد. تمام اسماء، صفتهایی اند که با ذات همراه شدهاند. انسان زمانی میتواند اسمی را خوب بفهمد که آن را در ذات خویش وارد نموده و به آن دارایی رسیده باشد.
شناخت اسماء الله گام بسیار بزرگی در حرکت به سمت الله است و استخراج این اسماء از لابه لای طبیعت هنر بسیار بزرگی است و قدرت بالایی میطلبد. یکی از راههای میانبر، سریع و قدرتمند برای رهایی از تلخیها، غصهها، افسردگیها و پژمردگیها انس با اسماء الله است.
سپاسگزاری از نعمتها، بدون شناخت نعمت، ممکن نیست. باید به این یقین برسیم که بلاها از سوی رب ما به همان هدف نازل میشوند که نعمتها. درست مانند سیلی یک مادر و بوسه او که همه برای تربیت فرزند و از روی محبت مادری انجام میگیرد. چراها و اعتراضها به سوی خداوند، همگی از روی نشناختن نعمتهای خداوندند. فراموش نکنیم که ما همواره در اقیانوس نعمتهای خداوند غرقیم، حتی زمانی که با بلاها تحت ربوبیت قرار گرفتهایم.
تا انسان اصالتِ وجودش را از آنِ بخش الهیاش نداند، نمیتواند به سپاسگزاری نعمتها در همه احوال موفق شود.
تنها زمانی انسان شاکر نعمتها بوده و میتواند آنها را خوب ببیند که نگاهش به خود با نگاه خدا یکی باشد. اگر عاشقِ الله شویم، دیگر محال است به خاطر «من» های بخش های پایینی با خداوند درگیر شویم. چرا که خاصیت عشق، فراموشی است و انسان در کنار معشوقش، چیز دیگری را طلب نخواهد کرد.
ترسیدن به جز از عدل خدا، اشاره به گناهانی دارد که انسان به خاطر دیگران به آنها تن میدهند. و عاقبت این کار جز تحقیر شدن و پست شدن توسط همان کسانی نیست که به خاطر آنها جلوی خداوند ایستاده است.
هیچ پیامبری بدون جانشین نبوده است. چرا که مردم برای هدایت، بیسرپرست میماندند و حتماً از خداوند طلبکارانه علت را جویا میگشتند. و خداوند هرگز به بشری ظلم ننموده است.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته