www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 946
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 286 ، 93/03/22

در روایات آمده است که هر معصومی در قیامت نقشی بر عهده دارد و کار خاصی را برای اهل محشر انجام می‌دهد، حضرت حجه بن الحسن «عجل الله تعالی فرجه الشریف» سلطان آخرت است و مسئولیت شفاعت و رفع مشکلات مردم را برعهده دارد.

خانواده آسمانی،جلسه 286 ، 93/03/22

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی ارزشِ الگوهای انسان در تعیین سبک زندگی تا کنون ملاک‌های مختلفی را برای تعیین قیمت و نوع شخصیت انسان‌ها مورد بررسی قرار دادیم. یکی از معیارهایی که سطح شخصیت انسان را مشخص می‌کند. الگوهایِ شخصیتیِ اوست که قرآن در اصطلاح، از این الگوها با عنوانِ امام یاد می‌کند. به عنوان مثال در نماز جماعت، الگوی جماعتیِ مردم را امامِ جماعت می‌نامند که نمازگزاران مجاز به تعجیل و یا تأخیر در قسمت‌های گوناگون نماز، نسبت به این امام نمی‌باشند. از نگاه قرآن، هر کسی و یا هر چیزی که موردِ تقلید انسان قرار گیرد، امامِ او می‌باشد. واژه‌ی دیگری که قرآن برای الگو از آن استفاده می‌کند، کلمه متبوع است و تابع کسی است که از متبوع تقلید می‌نماید. مراقب باشیم که لابه‌لای جریاناتِ زندگی‌مان، غیر از خداوند که به عنوان ربّ اصلی انسان‌هاست و قرآن و اهل بیت «علیهم السلام»، از کسی که مُهرِ تأیید از سوی خداوند ندارد، الگو نگیریم. اساتید، مؤمنین، علما و صالحین باید به نسبتی مورد تقلیدِ ما قرار گیرند که عملکردشان مورد تأیید خداوند باشد. بنابراین از کوچکترین اموراتِ زندگی خود تا بزرگترینِ آنها باید دقت کنیم که از چه کسانی الگو می‌گیریم، زیرا قیمت هر انسان و سعادت و شقاوت او، به الگوهایی بستگی دارد که از آنها تقلید می‌نماید و قرار است به دنبال این الگو به کجا برسد! «یوم ندعوا کُلَّ اُناسٍ بإمامِهم» (سوره أسراء، آیه 71) هر گروهی در قیامت با امام خویش محشور می‌گردد. در روایات آمده است که هر معصومی در قیامت نقشی بر عهده دارد و کار خاصی را برای اهل محشر انجام می‌دهد، حضرت حجه بن الحسن «عجل الله تعالی فرجه الشریف» سلطان آخرت است و مسئولیت شفاعت و رفع مشکلات مردم را برعهده دارد. ما تنها در یک صورت می‌توانیم در قیامت با امام زمان «علیه السلام» محشور شده و در کنار او قرار گیریم که در سبک زندگیِ امروزمان حقیقتاً از ایشان الگوبرداری کرده‌باشیم. اگر ما و خانواده‌ی ما، در زندگیِ دنیایی خود به دنبال این الگو در حرکت بوده و به ایشان منتسب باشیم، اگر همگی برای نزدیک شدن به ایشان و رفع موانع ظهورشان عاشقانه تلاش کرده‌باشیم، اگر در هر انتخاب، ارتباط، افکار و رفتاری، جز ایشان را امام خویش قرار ندهیم، قطعاً در کنار او محشور شده و با ایشان تا بهشت خواهیم رفت. امام رضا «علیه السلام» می‌فرمایند: خداوند در قیامت از بندگانش می‌پرسد؛ آیا عادلانه نیست که هر کسی با امام خویش محشور شود؟ می‌گویند: بله؛ ناگهان خداوند می‌فرماید: از یکدیگر جدا شوید! و همه در چشم بر هم زدنی از یکدیگر جدا می‌گردند... با این فرمانِ خداوند همه‌ی انسان‌ها، ناخودآگاه در کنار الگوهایی قرار می‌گیرند که عمری آنها را امام خویش قرار داده و از آنان پیروی نموده بودند! و چه زیباست که در هیاهوی قیامت، ناگهان انسان خود را در زمره‌ی کسانی ببیند که با سلطان آخرت محشور شده‌اند تنها سبک زندگی ماست که می‌تواند در چشم بر هم زدنی ما را در کنار اهل بیت «علیهم السلام» در قیامت قرار دهد. آیا بعد از این همه سال که از عمرِ ما می‌گذرد، امام زمان «علیه السلام» ما را جزء گروهِ محشورشوندگانِ با خودش می‌داند؟ در دعای افتتاح در شب‌های ماه رمضان می‌خوانیم: «اللهم إنّی إسئلک أن یجعلنی ممّن تنتصر به لدینک و لا تستبدل بی غیری ...»؛ خداوندا مرا در زمره‌ی کسانی قرار ده، که به واسطه‌ی آنها دین خود را یاری کردی و کسی را جای من قرار مده. روح ماه رمضان، امام زمان «علیه السلام» است و اگر کسی در این ماه نتواند خود را در کنار ایشان قرار دهد، ماه رمضان عملاً برای او بی‌تأثیر بوده است. کسی می‌تواند این‌گونه با دغدغه‌ها و آرزوهای بزرگ با پروردگارش سخن بگوید که خود را به امامش رسانده باشد. کسی که دلخوشیِ زندگی‌اش، انتسابِ به امام زمان «علیه السلام» و پدر حقیقی‌اش است، می‌تواند از خداوند چنین مقام‌هایی را طلب کند. کسی که در دنیا با وجود این همه سرمایه‌ی حقیقی، به حقارت بیفتد، هرگز نمی‌تواند این‌گونه صادقانه و بزرگ از غم‌های مبارک و ترس‌های زیبایش با خداوند سخن بگوید. فراموش نکنیم که اصلاً مهم نیست ما هم‌اکنون در چه موقعیت اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی و ... هستیم. بلکه مهم آن است که ما به حقایق زندگی خود و سرمایه‌های عظیمِ وجودمان دلشاد باشیم. این دلخوشی‌هاست که تمام غم‌های نامبارک را از روح ما خواهد زدود.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 945
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 285 ، 93/03/22

تنظیم غم‌ها و شادی‌های انسان با نظام غم‌ها و شادی‌های اهل بیت «علیهم السلام»، قطعاً او را در مهندسیِ قلبش موفق خواهد نمود. موانع مزاحم میان انسان‌ها و اهل بیت «علیهم السلام»، اموال و جانهایشان و میزان وابستگی آنها به این دو عامل است.

خانواده آسمانی،جلسه 285 ، 93/03/22

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مهندسی غم‌ها اولین، قدم در مهندسی معشوق‌ها در روایتی دلچسب و وسوسه‌کننده از امام رضا «علیه السلام» آمده است که در آن امام رضا «علیه السلام» قبل از پیشنهادشان، سؤالی اساسی و کلیدی را با یک مژده از همه شیعیان می‌پرسند: «یابن شبیب؛ أن سرَّکَ أن تکون معنا فی الدرجات الاولی من الجنان، ما حزن لحزننا و افرح لفرحنا». اگر کسی این مژده‌ی سؤالی را شنید و به اشتیاق آمد و ترغیب شد، نشان می‌دهد که دلی قیمتی در سینه‌اش می‌تپد. اما اگر این مژده تأثیری در قلب انسان نداشت و او را برای رسیدن به آن مقام ترغیب ننمود، نشانه‌ی عدم فعالیت بخش فوق عقلانی در اوست. تمام آنچه که در انسان وسوسه‌برانگیز و تشویق کننده هستند، نوع شخصیت او و قیمتش را مشخص می‌کنند. این مژده امام رضا «علیه السلام»، بالاترین درجه‌ی اوج یک انسان است؛ همراه بودن با معصومین «علیهم السلام» در عالی‌ترین درجات بهشت. آیا با معصومین «علیهم السلام» بودن در عالی‌ترین درجات بهشت، ما را شاد می‌کند؟ آیا پاسخ ما به این سوال، صادقانه مثبت است و از قلبمان بیرون می‌آید یا خیر؟ همه نکبت‌های زندگی انسان، ریشه در عدم شناخت حقیقیِ او از خویش دارد. کسی که باور ندارد، اگر به چنین درجه‌ای صعود نکند، چقدر شقّی و بدبخت خواهد بود و این مژده اساساً شوقی در قلبش ایجاد نخواهد نمود. کسی می‌تواند از این مژده، لذت ببرد که فقط خداوند و اهل بیت «علیهم السلام» را قیمت خویش می‌داند و اصلاً به کم‌تر از آن رضایت نخواهد داد. اگر واقعاً با اهل بیت «علیهم السلام» در درجاتِ عالی بهشت، انسان را خوشحال می‌کند باید برای رسیدن به چنین مقامی، به پیشنهاد امام رضا «علیه السلام»، به طور جدّی دل سپُرَد و اقدام کند؛ مهندسی غم‌ها و شادی‌ها! اگر نوع غصه‌ها و شادی‌های انسان از چهاربخش پایینی درآمده و با نظام غم و شادی اهل بیت «علیهم السلام» که عالی‌ترین و قیمتی‌ترین نوع غم‌ها و شادی‌هاست هماهنگ گردد، دیگر چیزی از بخش‌های پایینی نمی‌تواند او را به حقارت کشانده و این انسان روز به روز،  به اهل بیت «علیهم السلام» نزدیک‌تر شده و لحظه به لحظه آرام‌تر شادتر و قدرتمندتر خواهد شد. معجزه‌ی اسلام و جمهوری اسلامی، پرورش انسان‌هایی است که با قیمت خانواده‌ی خود زندگی می‌کنند و هر لحظه آماده‌ی پیوستنِ به آنها هستند. امام رضا «علیه السلام» در این روایت، تنها یک چیز از ما می‌خواهد؛ مهندسی دل‌هایمان! خداوند نیز در قرآن دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد: «والعصر، انّ الانسان لفی خُسر، الا الّذین آمنوا و عملوالصالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر» خداوند در این آیه سه بار، از قیدهای تأکید استفاده نموده است، زیرا غالب انسان‌ها این حقیقت را نمی‌توانند به راحتی باور نمایند. اساساً ما انسانها نیز درست در زمان‌هایی از قَسَم و تأکید استفاده می‌کنیم که شنونده‌ی ما، سخن‌مان را به راحتی نمی‌پذیرد. از نگاه خداوند تنها یک گروه، انسان هستند؛ کسانی که سه معشوقِ الله، خانواده آسمانی و جهاد در رأس معشوق‌های آنان باشند. در غیر اینصورت خداوند این انسان را فاسق می‌داند، زیرا او دست از بی‌نهایت‌طلبی‌هایش برداشته و به امورات کوچک و پست راضی می‌شود. کاش حقیقتاً باور کنیم که اگر در مهندسی دلمان موفق نباشیم، هیچ عملی در ما فایده‌ای نخواهد داشت. تنظیم غم‌ها و شادی‌های انسان با نظام غم‌ها و شادی‌های اهل بیت «علیهم السلام»، قطعاً او را در مهندسیِ قلبش موفق خواهد نمود. برای کسب اطلاعات بیشتر، به مباحث غم و شادی مراجعه کنید. 3- بذل مال و جان در راه اهل بیت «علیهم السلام» (و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا) موانع مزاحم میان انسان‌ها و اهل بیت «علیهم السلام»، اموال و جانهایشان و میزان وابستگی آنها به این دو عامل است. گروهی از انسان‌ها وقتی به سن کهولت رسیده و به لحظه‌ی تولدشان نزدیک‌تر می‌شوند، شادتر، آرام‌تر و مشتاق‌تر می‌شوند که این علامت قیمتِ بالای دلِ آنهاست. ترس از پیری و مرگ، نشانه‌ی دلِ کم قیمتِ انسانی است که از لحظه‌ی پیوستن به خانواده آسمانی‌اش در هراس است. این انسان، قطعاً با شنیدن و خواندن آیاتِ بهشت به شوق نمی‌افتد، زیرا شوق بهشت هرگز در قلب بیمار تولید نمی‌گردد. امیرالمؤمنین علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «شَوِّقوا انفسکم إلی نعیم الجنّه؛ دل‌هایتان را برای نعمت‌هایی که در بهشت وجود دارد به شوق بیاورید.» آیا این آیه اشتیاق آفرین نیست؟ «انّ المتّقین فی جنّات و نَهَر، فی مَقعَد صدقٍ عند ملیکٍ مقتدر» قرآن می‌فرماید: «انّا أخلصناهم خالصةً ذکرالدّار؛ ما (انبیا) را با یاد آخرت، آن‌گونه خالص گردانیدیم.» خداوند نام انبیاء را در این آیه آورده است تا در ما شوق رسیدن به مقام‌شان را به وجود آورد. کسی که با انتساب به خانواده‌ی آسمانی و دوستان غیبی خویش، شاد و آرام است، هرگز در رقابت‌های کودکانه‌ی دنیا وارد نشده با آنها غصه‌دار نخواهد شد. باید بیاموزیم تا با انتساب به غیب، قدرت بگیریم و همه‌ی عالم را با خانواده حقیقی‌شان آشنا نماییم تا هیچ کس در دنیا، خویش را کوچک و حقیر نبیند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 944
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 284 ، 93/03/15

در مسائل اجتماعی سیاسی نیز، هم‌دل شدن با ولی‌فقیه، عامل رهائی انسان از خطرات آخرالزمان و مانع از دور شدن از دامان اهل بیت است. همدلی با ولی‌فقیه، قطعاً انسان را از هم‌دلی با خانواده آسمانی جدا نخواهد کرد.

خانواده آسمانی،جلسه 284 ، 93/03/15

شادی دائم در گرو غم‌های انسانی  در تکمیل بحث خصوصیات شیعیان حقیقی، اندکی پیرامون دومین خصوصیت آنان از نگاه امیرالمؤمنین که حزن و شادی همراه با معصومین بود صحبت نمودیم. آموختیم که قیمت انسان‌ها را بر اساس غم‌ها و شادی‌های آنان می‌توان سنجید. اینکه غم‌ها و شادی‌های غالب انسان می‌تواند احساس گرفتگی، تنهائی، نابودی و پوچی در انسان ایجاد کند، مربوط به کدام بخش از قوای پنج‌گانه است، نشان می‌دهد که او در کدام سطح از قوای خود درگیر می‌باشد. غم‌هائی که مربوط به سه بخش اول (حس، خیال و وهم) هستند، اساساً از نظر انسانی فاقد ارزش می‌باشند. غم های عقلانی نیز در صورتی ارزشمند و معتبرند که تابع بخش فوق عقلانی باشند. تنها غم ارزشمند از لحاظ انسانی، غم‌های فوق‌عقلانی هستند. برای کسی که تصمیم دارد ضعف‌های گذشته خویش را جبران نموده و با سرعت پیش رود، بهترین و اولین کار، مهندسی و انتخاب بالاترین و قیمتی‌ترین غم‌ها و شادی‌ها به وزان محبوب‌هایش می‌باشد. زمانی که معشوق انسان قیمتی می‌شود، نوع دغدغه‌ها و غصه‌های او نیز، خود به خود تغییر نموده و ارزشمند می‌گردد، در این‌صورت، این انسان کم کم در آسمان قیمت و ارزش می‌یابد. ارتقاء نوع غم‌ها و شادی‌ها، رشد فوق‌العاده‌ای به انسان می‌دهد در صورتی‌که غم‌ها و شادی‌های بخش‌های پائینی ‌روز به روز انسان را حقیرتر و پست‌تر خواهد نمود. گرفتار شدن در غم‌های فوق‌عقلانی، انسان را از چنگال غم‌های دیگر رها نموده و از همین جهت، او را به شادی و آرامش می‌رساند. یک شیعه حقیقی از نگاه امیرالمؤمنین، آن‌قدر با شرافت است که تنها با خانواده آسمانی خود غم می‌خورد و تنها با آنها شاد می‌شود.   چگونه می‌توان با اهل بیت شادی نمود و محزون بود؟ به‌راستی شاد شدن با اهل بیت و غمگین بودن همراه آنان به چه معناست؟ آیا شاد بودن در اعیاد و مناسبت‌های مذهبی و عزاداری در زمان‌های مصیبت اهل بیت کافی است؟ در پاسخ باید گفت که همراه شدن با اهل بیت در غم‌ها و شادی‌ها، در حقیقت نگریستن به مقام انسانها و مخلوقات دیگر با نگاه آنان است به گونه‌ای که تمام معیارها، ملاک‌ها و ریاضیات هنجارها و ناهنجاریهای انسان با اهل بیت یکی شود. چنین شیعه‌ای از نگاه الله و معصومین به دیگران می‌نگرد، آنها را بزرگ می‌بیند و از کنار لغزش‌ها و عیوبشان به‌راحتی می‌گذرد، او همه انسانها را فرزندان اهل بیت می‌داند و با این نگاه خاص با آنان ارتباط برقرار می‌کند. او دائماً به دنبال آن است که در موقعیت فعلی‌اش، چه عملی می‌تواند خانواده حقیقی‌اش را شاد نموده و از او راضی کند. موضوع اصلی و مهم زندگی او، آن است که نکند خداوند و خانواده آسمانی‌اش را از خویش ناراضی ببیند. در هر جایگاهی (همسر، فرزند، همکار، دوست، همسایه، پدر و مادر و...) تنها یک هدف منشأ تمام رفتارهای اوست. آیا خداوند و خانواده آسمانی من، این رفتار مرا می‌پسندد؟ معیار او برای عشق ورزیدن به انسانها، دوست داشتن و محبّت خودش نیست، بلکه گاهی درست در جائی شروع به مهرورزی می‌نماید که اصلاً محبّت قلبی و درونی‌‌‌ میان او و طرف مقابلش وجود ندارد، بلکه تنها به دستور پروردگارش این کار را انجام می‌دهد. در تمام لحظات زندگی هر انسان، بهانه‌هائی برای شاد کردن اهل بیت وجود دارد، امّا شیعه‌ای زیرک است که از تمام این بهانه‌ها، برای شاد نمودن خانواده‌اش استفاده می‌نماید. در مسائل اجتماعی سیاسی نیز، هم‌دل شدن با ولی‌فقیه، عامل رهائی انسان از خطرات آخرالزمان و مانع از دور شدن از دامان اهل بیت است. همدلی با ولی‌فقیه، قطعاً انسان را از هم‌دلی با خانواده آسمانی جدا نخواهد کرد.   پرواز تا مقام محمود با مهندسی غم‌ها تنظیم شادی‌ها و غم‌ها با اهل بیت، فرصت بزرگی است که برای پرواز به ما بخشیده‌اند. پرواز به همان مقام محمودی که اهل بیت در نزد پروردگارشان دارند. دلی که در دنیا با اهل بیت می‌تپد، حتماً با اهل بیت محشور خواهد شد. (من احب شی ء حشره الله معه) کسی که چیزی را دوست دارد، خداوند با آن محشورش می‌نماید. امکان ندارد، دودل با هم بتپند، و در یک جا نباشند. کسی که دلش با امام زمانش در یک جهت می‌تپد، غصه‌ها و شادی‌هایش نیز به امامش شبیه می‌شود و او هرگز از امام خود جدا نخواهد شد. در روایات داریم که؛ مزه ایمان را نخواهد چشید، کسی که حبّ و بغضش را با خداوند یکسان ننماید. لّذت از غیب زمانی وارد ذائقه انسان می‌شود که او چیزی را دوست بدارد که خداوند دوست دارد و چیزی را مبغوض بداند که مبغوض پروردگارشان می‌باشد. زمانیکه شادی‌ها و غم‌های انسان با غیب هم‌جهت می‌شود، انسان به لذّت عظیم ارتباط با غیب دست می‌یابد و اینجاست که انسان برای چنین ساختاری نیاز به رساله و مرجع تقلید را حس می‌کند. بدبختی‌ها و نکبت‌های هر انسان درست در لحظه‌ای اتفاق می‌افتد که نوع شادی‌ها و غم‌هایش مخالف جهت غم‌ها و شادی‌های اهل بیت باشد. مراقب این خطر بزرگ باشیم! فراموش نکنیم که؛ اگر حقیقتاً چیزی از نگاه اهل بیت ارزش غصه دارد مجاز به غم خوردن برای آن هستیم. در غیر اینصورت رهایش کنیم! و اگر چیزی از نگاه اهل بیت ارزش شادی کردن را دارد؛ با آن شاد شویم.  در غیر اینصورت، شادی دیگری را انتخاب کنیم! والحمدلله رب‌العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 943
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 283 ، 93/03/15

قرآن تصریح می‌کند که هر نوع تقدیری در مورد هر موجودی بصورت یکجا و در نزد یک نفر محاسبه و اداره می‌گردد و امام واسطه فیض از الله به کلّ شیء می‌باشد.بنابراین تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتار انسان‌ها، تحت نظر الله و معصومین می‌باشد.

خانواده آسمانی،جلسه 283 ، 93/03/15

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی کسب قدرت در ارتباط با معصومین «علیهم‌السلام» در جلسه گذشته وعده نمودیم که امروز پیرامون تمارینی گفتگو کنیم که می‌توانند در میزان و کیفیّت ارتباط ما با معصومین و الله مؤثر باشد. تمرین‌ها، تنها یک پیشنهادند و هر انسانی می‌تواند به تناسب میل و طبع خود آنها را تغییر دهد، امّا آنچه که مهم است، میزان قدرتی است که بعد از رسیدن به ارتباطات وجودی در انسان تولید می‌گردد. نامه نوشتن، درددل گفتن و شرح حال نوشتن برای معصومین نیز می‌تواند راهی مناسب برای آغاز یک ارتباط خوب و مؤثّر باشد. این ارتباطات آرام آرام، انسان را به جائی می‌رساند که می‌تواند وجود آنها را همواره در کنار خود احساس نموده و تنهائی‌ها و خلاءهای خویش را بواسطه این ارتباط پر نماید. این ارتباط در صورت تداوم و جدّیت انسان، روز به روز و لحظه به لحظه قوی‌تر خواهد شد تا جائی‌که نه تنها در خلوت‌ها، بلکه حتی در شلوغی‌های پیرامون خود نیز موفق به برقراری این ارتباط شده و از این ارتباط کسب قدرت خواهد نمود. زمانی‌که این ارتباطات قوی می‌گردد، دیگر سردی‌ها، بی‌انگیزگی‌ها، تنهائی‌ها و... به سراغ انسان نمی‌آید، بلکه او کاملاً برنامه‌‌دار و هدفمند به سوی هدف نهایی خلقتش در حرکت خواهد بود. صحنه حقیقی حضور انسان در برابر غیب می‌دانیم که میلیاردها امواج صوتی و تصویری در عالم وجود دارند که گوش و چشم ما فقط قادر به دریافت طیف محدودی از آنها می‌باشد. این میلیاردها موج، طیف‌های کاملاً متفاوتی دارند، بنابراین هرگز با هم مخلوط نشده و هر کدام جریان خاص خویش را دنبال می‌کنند. صحنة حقیقی حضور ما در برابر الله، معصومین، ملائکه و... با چشم قابل رؤیت نیست. امّا این ندیدن‌ها، دلیل بر نبودن این ارتباطات نمی‌باشد. همة ما همواره در محضر الله (وجود مطلق جاری در همة اشیاء) هستیم. به گونه‌ای که الله، بر همة مخلوقات احاطه داشته و در تمام آنها از بزرگترین تا ریزترین ذّرات عالم حضور دارد. او ربّ‌العالمین است و تمام عوالم را یکجا اداره می‌کند. معصومین نیز که مظاهر تمام‌نمای الله و خلفای او در زمین اند، چنین احاطه‌ای در تمام عوالم دارند و هیچ چیز از نگاه آنها پوشیده نمی‌باشد. معصومین مظهر ربّ‌العالمین اند یعنی خلیفة الله در تمام عوالم اند. از همین رو، قرآن تصریح می‌کند که هر نوع تقدیری در مورد هر موجودی بصورت یکجا و در نزد یک نفر محاسبه و اداره می‌گردد و امام واسطه فیض از الله به کلّ شیء می‌باشد. بنابراین تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتار انسان‌ها، تحت نظر الله و معصومین می‌باشد. (وکل شی‌ء احصیناه فی امام مبین) معصومین با تمام حقیقتشان در وجود ما حضور دارند و آن‌قدر این حضور، واقعی و قدرتمند است که در هیچ کجای عالم حتی در حرم‌های مطهرشان نیز به این میزان قوّت ندارد. (انفسکم فی‌النفّوس) یک تمرین؛ برای آغاز ارتباط با غیب در طول روز هرگاه با هم روبرو می‌شویم، ناخودآگاه از کلمه سلام برای آغاز ارتباط استفاده می‌کنیم. در طول شبانه روز، همه ما بارها و بارها بواسطه توجه به کارها و مشغولیّات مختلف، از محضر الله و معصومین غافل می‌شویم. فراموش نکنیم که این اولین و زیباترین راه برای آغاز ارتباط درباره ما با غیب و درک حضور الله، معصومین، ملائکه و... بعد از هر غفلتی چه کوتاه مدّت و چه بلند مدت، سلام دادن به آنان است. حداقل دو بار در روز (از هنگام نماز مغرب به بعد و هنگام نماز صبح) این ارتباط باید برقرار شود، امّا اگر انسان بتواند این ارتباط را در طول روز چندین بار مکرراً برقرار نماید، به قدرت فوق‌العاده‌ای دست خواهد یافت. امّا نکته مهم آن است که به هیچ وجه کسی نباید متوجه این ارتباط گردد. هر سلامی قطعاً پاسخی را به دنبال دارد، این برخورد، برخوردی مستقیم است؛ چشم در چشم، چهره به چهره و باید قلب ما با این سلام آرام و شاد گردد. به محض توجه، ابتدا به تک تک آنها سلام کنیم (خداوند، معصومین، شهداء، اولیاءالله، ملائکة الله و...). بعد از آن با تمرکز، سلام‌ها را به نحو زیر کمی خصوصی‌تر به قلب و زبانمان جاری کنیم؛ السلام علی آدم صفوة الله السلام علی نوح نبی‌الله السلام علی ابراهیم خلیل الله السلام علی موسی کلیم الله السلام علی عیسی روح الله السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا امیرالمؤمنین، السلام علیک یا فاطمة الزهرا، السلام علیکما یا سبطی نبی‌الرحمة و سیّدی شباب اهل الجنة، السلام علیک یا علّی بن الحسین زین العابدین و قرة عین الناظرین السلام علیک یا محّمد بن علی باقر علم بعد النبی السلام علیک یا جعفر بن محمد الصادق البار الامین السلام علیک یا موسی بن جعفر الکاظم الکظیم السلام علیک یا ابالحسن، علی بن موسی‌الرضا السلام علیک یا محمدبن علّی الجواد السلام علیک یا علی بن محمّد‌الهادی السلام علیک یا ابامحمّد، حسن بن علی ‌العسگری و السلام علی الوصیّ من بعده السلام علیک یا صاحب‌الزمان، حجة بن الحسن السلام علیکم یا ملائکة الله، یا جبرئیل، یا میکائیل، یا اسرافیل و یا عزرائیل، السلام علیکم و علی جمیع اعوانکم السلام علی جمیع الانبیاء و الصدیقین و الشهداء و الصّالحین السلام علی بنی الجانّ المؤمنین السلام علی اهل القبور، السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. می‌توانیم در خلال این سلام‌ها، با هرکدام از رفقای خود که خواستیم، ارتباط بیشتری داشته باشیم. ازخاطر نبریم که به فرشته‌های موکّل خود بطور جداگانه سلام نموده و از آنها مدد بخواهیم. بعد از مدّتی خواهیم دید که آرام آرام ذائقه روح ما، طعم شیرین ارتباط با غیب را چشیده و به اتباطات کلامی با دوستان خود در غیب می‌رسد. حداقل زمان این سلام‌ها، حدود 2 دقیقه می‌باشد که اگر کسی 5 بار هم در روز بخواهد این ارتباط را برقرار نماید جمعاً بیش از ده دقیقه به طول نمی‌انجامد. یادمان باشد فرشتگان، تمام قوای عالمند و هیچ چیز از خودش قوّه‌ای ندارد، مگر آنکه خداوند به وسیله فرشتگان به آنها قوّت و نیرو می‌دهد. از همین رو در اذن دخول حرم‌های شریفه، از ملائک یاری می‌گیریم تا بتوانیم به زیارتی مؤثر و قدرتمند با خانوادة خویش موفق شویم ... تکونوا یا ملائکة الله أعوانی و انصاری... این تمارین اگر مکرر و جدّی انجام شوند، بعد از مدّتی روح مارا با الله و غیب آمیخته می‌کنند. فراموش نکنیم که اصلاً در ارتباطمان جدّی و رسمی سخن نگوئیم. بلکه کاملاً خودمانی و صمیمی بوده و از اسماء کوچک اهل بیت برای تخاطب استفاده کنیم. این رفاقت موجب می‌شود که به محض تولد به برزخ آشنایان دیرینه خود را یکجا ببینیم و در آغوششان مأوی گیریم. تأثیرات شگرف رابطه وجودی در زندگی انسان زمانیکه انسان به رابطه وجودی با غیب می‌رسد، دیگر گدای عاطفه کسی نخواهد بود و بی‌مهری‌ها و بی‌احترامی‌های دیگران آزارش نخواهد داد. چنین انسانی هرگز از رسیدن زمان مرگش نمی‌هراسد، بلکه به شوق دیدار رفقای قدیمی‌اش، با آغوش باز به سراغ مرگ می‌رود. رابطة وجودی باعث می‌شود حتی کسانی که برای ما عزیزند، به حرمت این رفاقت نجات یافته و در دنیا و آخرت حمایت شوند گاه به حرمت آشنائی دیرینه یک پدر و مادر با غیب، فرزندان آنان در دنیا و آخرت از سوی غیب امداد خواهند شد. رابطة وجودی، راه نفوذ شیطان را در وجود انسان می‌بندد و ضعف‌ها و گرفتگی‌های بسیاری را از نفس انسان می‌زداید تا او را به شادی و آرامش توصیف ‌ناپذیری برساند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 942
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 282 ، 93/03/08

و چه مقام با عظمتی است لحظه تولد انسانی به برزخ که در شادی و غم اهل بیت «علیهم السلام» شریک بوده است. دوستانِ آخرتی او که همگی اشرافِ قیامتند، آشنای دیرینه‌ی او بوده و او را تا مقام خودشان همراهی می‌کنند (مقام محمود).

خانواده آسمانی،جلسه 282 ، 93/03/08

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی 1- شادی و حُزن همراه با اهل بیت «علیهم السلام» (یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا) رسیدن به چنین مقامی، نشانه‌ی نهایتِ دلدادگیِ یک انسان به خانواده آسمانی می‌باشد و اگر کسی به این مقام برسد، حتماً هم‌درجه‌ی اهل بیت «علیهم السلام» خواهد بود. در خانواده زمینی نیز احترام به شادی‌ها و غم‌های اعضای خانواده، یکی از معیارهایِ اصلی عضویت در خانواده است. تمام انسان‌ها به خاطر انتساب به اعضای خانواده خویش و اطمینان از اینکه آنها در غم‌ها و شادی‌ها همراهش می‌باشند، آرامش داشته و راحت‌تر زندگی می‌کنند. اما به راستی انسا‌ن‌ها چگونه می‌توانند به جایی برسند که با شادی اهل بیت شاد بوده و با حزن شان اندوهگین باشند؟ و چه مقام با عظمتی است لحظه تولد انسانی به برزخ که در شادی و غم اهل بیت «علیهم السلام» شریک بوده است. دوستانِ آخرتی او که همگی اشرافِ قیامتند، آشنای دیرینه‌ی او بوده و او را تا مقام خودشان همراهی می‌کنند (مقام محمود). و اما برای رسیدن به چنین مقامی باید تمرین‌های جدّی و مستمر داشت. تمرین اول؛ ابتدا باید سعی کنیم تا با انتساب به اهل بیت «علیهم السلام» شاد باشیم و افتخارمان این باشد که عضو خانواده آنها هستیم. برای این منظور باید در ابتدا این انتساب را بشناسیم، باور کنیم و در آن به یقین برسیم. برقراری ارتباط وجودی ما با معصومین «علیهم السلام» است که وجودِ ما را با وجودِ آنان هماهنگ می‌کند. اگر ما نمی‌توانیم با معصومین «علهیم السلام» ارتباط برقرار نماییم، نشانه‌ی ضعفِ ما در عشق بازیِ با آنهاست. ابتدا باید بیاموزیم با آنها ارتباط برقرار کنیم؛ گناهان‌مان را باور نکنیم، آلودگی‌هایمان را زیاد جدّی نگیریم، تمام امراض اخلاقیِ ما، بیماری‌هایی است که شیطان به ما تحمیل نموده است. بلکه باید قیمتِ خود را باور کنیم. اگر یک قطره عشق، روی دریای گناهانِ ما بریزد، تمامِ گناهان را پاک می‌کند. عشق، اکسیری است که باید باورش نمود. برای عاشق شدن باید تمرین کرد، خلوت‌هایی را با اهل بیت «علیهم السلام» برای خویش ترتیب بدهیم، با آنها حس بگیریم، در خیالِ خود، با آنان عشق بازی نماییم و آرام آرام با برقراری ارتباطاتِ مداوم، سعی کنیم از انتسابِ با آنها لذت برده و با ارتباط با آنها شاد باشیم. بنابراین فقط باورِ انتساب کافی نیست، بلکه باید موانعِ مزاحم میان ما و اهل بیت «علیهم السلام» را حذف نموده و در خلوت‌های خود، با ارتباطات همیشگی، کم کم به رابطه‌ی وجودی با آنها دست پیدا کنیم. فراموش نکنیم که ما زمانی می‌توانیم در شادی اهل بیت «علیهم السلام» شاد بوده و با غمشان غمگین شویم که در ابتدا بتوانیم با خودشان شاد بوده و به عزت برسیم. کسی که نتواند به عشق اهل بیت «علیهم السلام» برسد، مجبور خواهد شد، با عشق‌های پایینی و تحقیرکننده سر کند، بنابراین قیمتش هم به همان میزان پایین می‌آید. اگر حقیقتاً می‌خواهیم بدون زحمت، درگیری و جنگ با شیطان، رذائل اخلاقی خود را کنار گذاشته و با سرعت اوج بگیریم باید از رَحِم غیب استفاده کنیم. رحم هر کدام از اهل بیت «علیهم السلام»، سرعتِ فوق العاده‌ای به انسان خواهد بخشید، باید با تک تکِ آنان ارتباطاتِ عاشقانه برقرار کنیم، تا به جایی برسیم، که آنان در طول روز چندبار به سراغ ما آمده و به ما سر بزنند. اینکه قلبِ ما هوای هم‌نشینیِ با آنان و در آغوش کشیدن شان را می‌کند، نشانه‌ی آن است که بالاخره، راهمان داده اند. قیمتِ ما، در سطحِ همان کسانی است که در طول روز، هوسِ ارتباطِ با آنان را می‌کنیم و دلتنگ‌شان می‌شویم. برای مَحرم شدن با غیب، باید لجاجت کرد، باید درِ آسمان را آنقدر کوبید تا به روی انسان باز شود، چرا که خدا و اهل بیت «علیهم السلام» کسانی نیستند که بتوان از آنها گذشت زیرا در این صورت به نهایتِ خسران خواهیم رسید. در انتخاب عشق‌های زمینی، باید به گونه‌ای تصمیم بگیریم که آن عشق میان ما و اهل بیت «علیهم السلام» فاصله نیندازد. عشقی که خداوند امضایش نکند، در نهایت جز به خُسرانِ انسان منتهی نمی‌گردد. در جلسه آینده، با تمرینی چند دقیقه‌ای آشنا می‌شویم که تکرار آن و مداومتِ جدی بر انجام آن، راهِ ارتباطاتِ عاشقانه را میانِ ما و اهل بیت «علیهم السلام» باز خواهد نمود. قبل از این تمارین باید نوع شخصیت خود را مشخص کنیم؛ سمعی، بصری و یا لمسی. ما از کدام گروهیم؟ نوع شخصیتِ ما در ارتباطاتِ زمینی، مشابه نوعِ شخصیتِ ما در ارتباطاتِ غیبی است. ما تمایل داریم در لحظه‌ی رویارویی با اهل بیت «علیهم السلام»، چه ارتباطی با آنان داشته باشیم؟... این بحث را در جلسه بعد، پی خواهیم گرفت.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 941
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 281 ، 93/03/08

برای کسی که یک عمر در پیوند با غیب بوده است، لحظه وفاتش، با شکوهترین لحظه زندگی‌اش است، زیرا قرار است به آغوش کسانی برگردد که تمام عمرش را با رفاقت و عشق بازیِ با آنها گذرانده است.

خانواده آسمانی،جلسه 281 ، 93/03/08

نصرت، راه درک حقیقت لا اله الا الله در جلسه قبل بررسی ویژگی‌های شیعیان حقیقی را از نگاهِ امیرالمؤمنین علی «علیه السلام» آغاز نموده، و اندکی پیرامون اولین خصوصیت آنان، یعنی «نصرتِ اهل بیت علیهم السلام» سخن گفتیم. امیرالمؤمنین «علیه السلام»، کلمه نصرت را به صورت مضارع در روایت خویش آورده‌اند (ینصروننا) و این فعل مضارع، دلالت بر دوام این نصرت دارد. رابطه‌ی میان انسان و معصومین «علیهم السلام» رابطه‌ای ماندگار بوده و خداوند فرصت نصرت را در همه زمانها برای تمام انسان‌ها مهیّا نموده است. آموختیم که نصرت، یک فرصت برای انسان‌هاست، نه یک نیاز از سوی الله و اهل بیت «علیهم السلام». عامل اختیار انسان در دنیا از یک سو و محیط پر تضاد دنیا از سوی دیگر، این زمینه را فراهم می‌کند تا انسان فرصتِ انتخابِ آزادانه‌ی بخش الهی را داشته و آن را با تمام پیوندها و ارتباطاتِ عاشقانه‌اش از میان بخش‌های پنج‌گانه برگزیند. در حقیقت دنیا فرصتی است برای عاشقی و اساساً دنیا جز برای رسیدن انسان به حقیقتِ لا اله الا الله خلق نشده است و گل سر سبدِ تمامِ عالمِ خلقت که برای این عاشقی آفریده شده است، کودک عزیز روان می‌باشد. بنابراین تمام فعالیت‌های بخش‌های پایینی در انسان‌ها، در حقیقت مقدّمات و ابزارهایی جهت برقراری پیوند میان الله و کودک عزیز روان می‌باشند. پس با اندکی تأمل می‌توان به این نتیجه رسید که میزان سرمایه‌ی حقیقیِ هر انسان بعد از عمری زندگی در دنیا، میزان اُنس و علاقه او به الله و جایگاهی است که او در نزد الله دارد. و از سویی می‌دانیم که انسان‌ها راهی جز معصومین«علیهم السلام» که الگوهای تمام نمایِ الله در زمین هستند، برای تشبّه به الله و رسیدن به هدف خلقتشان ندارند. بنابراین می‌توان گفت که میزان بهره‌ی هر انسان از قربِ به الله و قربِ به خانواده آسمانی‌اش، دارایی‌ حقیقیِ او در سیرِ بی‌نهایت است و بقیه تعلقات فقط یک ابزارند که اگر انسان را به خویش مشغول نمایند، در حقیقت او را درگیر بازی‌های کودکانه دنیا نموده و از درک حقیقتِ آن باز داشته اند. اصلِ اساسیِ زندگی هر انسان باید این موضوع باشد که؛ «من در پایان عمرِ دنیایی‌ام و در لحظه‌ی تولدم به برزخ باید به شباهتِ با الله رسیده باشم.» و اساساً تنها عمرِ کسی به ثمر می‌رسد که به قربِ (شباهت، انس، عشق) به الله و خانواده آسمانی‌اش رسیده باشد. پس هنر هر انسان، در طول زندگی دنیایی‌اش آن است که سبکِ زندگیِ خویش را به گونه‌ای تنظیم نماید که در نهایت عمرش به ثمر رسیده و کودک عزیز روانش با شباهتِ با الله رسیده باشد. و نصرت، فرصت و میدانی است برای به ثمر رسیدن عمرِ هر انسان و شباهت و قربِ او به الله و خانواده آسمانی‌اش. بعضی از انسانها، از جریانات زندگی، برای این منظور استفاده نموده و روز به روز در جهتِ رسیدن به باطن انسانی بیشتر پیش می‌روند. اما گروهی دیگر، هیچ بهره‌ای انسانی از جریانات زندگی خویش نبرده و روز به روز از الله و خانواده آسمانیِ خود دورتر می‌شوند. هر که بتواند از تلاش‌ها و زحماتِ گوناگونِ زندگی خود استفاده نموده و به اهل بیت «علیهم السلام» شبیه‌تر شود، در حقیقت به عمر خویش ارزش و اعتبار بخشیده و به هدف نهایی‌اش (تشبّه به الله) نزدیک‌تر شده است. نصرت؛ فرصتی برای عاشقی عشق، اکسیری است، که زندگی انسان را به ثمر و نتیجه می‌رساند، عاشقی یک فرصت است برای رسیدن به نتیجه و نصرت، فرصتی است برای عاشقی. میزان عشق هر انسان را به میزان نصرت‌های او برای اهل بیت «علیهم السلام» می‌توان سنجید. و شرافت هر کس به تعداد نصرت‌هایی است که در پرونده زندگی‌اش ثبت شده باشد. (هزینه کردن، آبرو گذاشتن، قلم زدن، عرق ریختن، سختی کشیدن و ... ) انسانی که باور می‌کند ابدی است، بیشترین هزینه‌های جانی، مالی، آبرویی، فکری و عشقیِ زندگی‌اش را برای ابدیّتش خرج می‌کند، زیرا این تمام سرمایه‌ی او در هنگام تولدش به برزخ است. فقط کسانی که خود را نمی‌شناسند، تمام استعدادها و انرژی و ثروت‌شان را برای دنیای خود صرف می‌کنند به چیز بالاتری نمی‌اندیشند.  و عمق فاجعه درست در لحظه‌ی تولد هر انسان به برزخ مشخص می‌گردد. درست در زمانی که انسان نیازمندِ آن است که حداقل با یکی از اشرافِ آخرت، آشنایی و سنخیتی داشته باشد تا بتواند او را از هول‌های دردناکِ آن لحظه رها کند، در می‌یابد که چقدر از عمر خویش را کودکانه سپری نموده و هیچ انس و سنخیتی میان او با الله و اهل بیت برقرار نشده است. و او در آن لحظه فراموش می‌شود، زیرا در دنیا او نیز، آسمان را فراموش نموده بود، قرآن حالِ چنین انسانی را در این لحظه به حال کسی تشبیه می‌کند که مدام انگشت خویش را از روی حسرت گاز می‌گیرد و می‌گوید که کاش رفاقتی میان من و خاندانِ پیامبر «صلی الله علیه و آله» بود؛ «واحسرتا! یا لیتنی اتّخذتُ مع الرسول سبیلا...» بسیار اتفاق می‌افتد که انسانی در میان انسانهای زمین بسیار مشهور و مورد احترام است، اما نه او کسی را در آسمان می‌شناسد و نه آسمانیان او را... این انسان اصلاً قیمتی برای غیب قائل نبوده است، بنابراین در غیب نیز قیمتی نخواهد داشت، از چنین رو در لحظاتی که نیازمندِ آشنایی و رفاقتِ اهل بیت «علیهم السلام» است، نه کسی را می‌شناسد و نه دیگران او را، که به کمکش بشتابند. و نصرت، فرصتی است برای آشنایی و رفاقت اهل بیت «علیهم السلام» ... آن را از دست ندهیم. محشور شدن در زیر پرچم امام زمان «علیه السلام» آیه 5 کلمه‌ی زیر، تمام هدف خلقت، هنجارها و ناهنجارهای انسانی، همه‌ی معیارها و ملاک‌های حقیقی در سبک زندگی و هر باید و نبایدی را که برای انسان‌ها لازم است، در خویش جای داده است؛ «یوم ندعوا کلّ اُناس بإمامهم...» (سوره اسراء آیه 71) باید باور کرد که قیامتی وجود دارد و میزان در این روز، همراهی با خانواده آسمانی است. و این معیّت، رقم زننده تمامِ سعادتِ انسان در دنیا و آخرت است. در این روز، میزان آبرو و شرافت هر انسان را میزان انتساب و ارتباط او با اهل بیت «علیهم السلام» مشخص می‌کند. امام باقر «علیه السلام» در توضیح این آیه می‌فرمایند: در آن روز؛ رسول خدا، حضرت امیرالمؤمنین «علیه السلام»، امام حسن و امام حسین «علیهم السلام» با قوم خود می‌آیند و هر کس که در عصر هر امامی از دنیا رفته باشد، آن روز با همان امام محشور خواهد شد. این آیه، از سویی بشارت مبارک و هیجان انگیزی است و از سویی اعلام خطر بسیار بزرگی!! با چشم بر هم زدنی همه ما به لحظه بسیار باشکوه و یا خطرناکِ محشور شدن‌مان با امام زمان مان می‌رسیم و انتهای تمامِ جریاناتِ زندگی ما به این لحظه منجر می‌شود. اگر ما از تمام گذرگاه‌های قیامت مثل نماز، روزه، حج، خمس و ... نیز رد شده باشیم، اما آنها ما را در جهت پیوند با امام مان پیش نبرده باشند، هیچ کدام، سودی به حالمان نخواهند داشت. در لحظاتِ هول انگیز قیامت که همگیِ ما را در زیر پرچم امام زمان «علیه السلام» فرا می‌خوانند، آیا ما آشنای این امام خواهیم بود؟ آیا ایشان در هیاهوی آن روز ما را می‌شناسند؟... و همه آنچه که در آن روز بر ما خواهد گذشت، به سبک زندگیِ امروزِ ما بر می‌گردد؛ این که چقدر سبک زندگی ما در جهت پیوندمان با ایشان بوده است. برای کسی که یک عمر در پیوند با غیب بوده است، لحظه وفاتش، با شکوهترین لحظه زندگی‌اش است، زیرا قرار است به آغوش کسانی برگردد که تمام عمرش را با رفاقت و عشق بازیِ با آنها گذرانده است. اما برای کسی که با غیب غریبه بوده و هیچ رفاقتی میان آنها نبوده، آن روز روز حسرت خواهد بود. زیرا سبک زندگیِ او، فرسنگ‌ها او را از سعادت آن روز دور نموده و هیچ آشنای دیرینه‌ی کارگشایی در هیاهوی قیامت نخواهد یافت. کمی جدّی‌تر تصمیم بگیریم... شعبان ماه آشتی است و رحم قدرتمندی برای رفاقت با خاندان رسول الله «صلی الله علیه و آله»... آن را دریابیم.     والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 940
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 280 ، 93/03/01

امام زمان «علیه السلام» در نامه خود به شیعیان فرمودند: اینکه من از شما کمک می­خواهم، به خاطر خودم نیست، بلکه به این خاطر است که شما به نزدیکیِ به من نیازمندید.

خانواده آسمانی،جلسه 280 ، 93/03/01

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی صداقت در خانواده آسمانی در ارتباطات اعضای خانواده آسمانی، درست مانند ارتباطات اعضای خانواده زمینی، اولین شرط مهم و ارزشمند برای همه اعضا، میزانِ صداقتِ آنها در حق یکدیگر است. اعضای خانواده زمینی، ممکن است در قبال همدیگر، اشتباهاتی را مرتکب شوند، اما آنچه که هیچ کدام از اعضای یک خانواده نمی­توانند آن را بپذیرند، دغل­بازی، ریاکاری، دورویی، دروغگویی و بی­صداقتی است. در خانواده آسمانی نیز، شرط مهم در برقراری ارتباط میان انسان با اهل بیت «علیهم السلام»، داشتنِ صداقت است. ارزش صداقت در این ارتباط به قدری زیاد است که در حدیث قدسیِ زیارت عاشورا، دو بار، رسیدن به مرحله صدق را از خداوند مسئلت می­کنیم؛ - ... أن یُثَبّت لی قدم صدق... - ... و ثبّت لی قدم صدق، عندک مع الحسین و أصحاب الحسین... و فراموش نکنیم که نام حسین «علیه السلام» در زیارت عاشورا برای ما تجلی دهنده نامِ حسینِ زمانِ ماست. آیا هر کدامِ از ما، با حسین زمان خود حضرت حجه بن الحسن «علیه السلام» به صدق رسیده­ایم. آیا ما حقیقتاً می­خواهیم به عضویت این خانواده درآمده و به سبکِ آنها زندگی کنیم؟ زمانی که انسان تصمیم می­گیرد عضو خانواده آسمانی­اش بوده و با آنها در دنیا و آخرت همراه باشد، باید قواعد این راه را هم رعایت نماید. اینکه سبک زندگی مورد انتخاب و علاقه ما، اصلاً به سبک زندگی خانواده حقیقی­مان، شبیه نیست، نشاندهنده عدم صداقت ما در همراهی با این خانواده است. حضرت زهرا «سلام الله علیها» می­فرمایند: سبک زندگی بعضی از شما، آنقدر شما را از ما دور می­کند که چند صد سال طول می­کشد تا دست ما برای شفاعت به شما برسد. امام حسین «علیه السلام» در شب عاشورا، چراغ­ها را خاموش نموده و از کسانی که قلباً تمایل به رفتن داشتند، خواستند که در تاریکی، چادر را ترک کنند. این نشان می­دهد که برای امام حسین «علیه السلام»، ماندنِ افراد در لشکر مهم نبود، بلکه معیارِ ارزشمندِ ایشان، میزانِ عشقی بود که یارانش را در چادر نگه داشته بود. و حسینِ زمانِ ما، هر روز فریاد «هل مِن ناصرٍ ینصُرُنی» بر می ­آورد، آیا ما واقعاً صادقانه دغدغه همراهی و یاریِ او را داریم؟ اگر پاسخ ما مثبت است، پس باید با شرایط ثبت نام در این خانواده و عضویت در این باشگاه از نگاه امیرالمؤمنین «علیه السلام» آشنا شویم. شرایط عضویت در خانواده آسمانی از نگاهِ امیرالمؤمنین «علیه السلام» «انّ الله اطّلع علی الارض، فاختارنا، واختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون أموالهم و أنفسهم فینا، أولئک منّا و إلینا و هم مَعَنا فی الجنان» 1- آمادگی برای نصرت اهل بیت «علیهم السلام» (ینصروننا) یکی از شرایط عضویت در این خانواده، آمادگی برای یاری آنان است. و اما آیا اهل بیت «علیهم السلام» حقیقتاً به یاریِ ما نیازمند اند؟ آیا امام زمان «علیه السلام» واقعاً در طردشدگی، آوارگی و غربت، محتاج ماست تا او را از این غربت درآوریم؟ امام زمان «علیه السلام» در نامه خود به شیعیان فرمودند: اینکه من از شما کمک می­خواهم، به خاطر خودم نیست، بلکه به این خاطر است که شما به نزدیکیِ به من نیازمندید. سپس فرمودند: «نحن صنائعُ ربّنا والخلق بعد صنائعنا ... ما ساخته دست پروردگاریم و بقیه مخلوقات از نور ما خلق شده­اند...» امام زمان «علیه السلام» مظهر اسم «غنی» خداوند است و اگر ما را به یاری فرا می­خواند، در حقیقت ما را به کمک به خودمان فراخوانده است. نیاز ایشان به ما، عین نیاز خداوند به ما می باشد، آیا خداوند به یاریِ ما محتاج است که در آیه زیر از ما یاری می ­طلبد؟ - إن تنصُرُالله یَنصُرکم ... (سوره محمد، آیه 7) و یا به اموال ما محتاج است که از ما قرض می­طلبد؛ - من ذا الّذی یُقرِضُ الله قرضاً حسناً ... (سوره بقره، آیه 245) تمام این نیازها، تنها برای قرار گرفتنِ ما در نقش­هایی است که ما را به الله شبیه­تر می­کند. بنابراین نیازها و «هل من ناصر» های اهل بیت «علیهم السلام»، تنها فرصت­هایی برای عشق بازی ما می­باشند. خداوندِ عادل، این فرصت­ها را تنها محدود به شیعیانِ حاضر در کربلا ننموده و آن را در تمام اعصار و قرون برای همه شیعیان مهیا نموده­است. (کلّ یوم عاشورا و کلّ أرض کربلا). و امروز همه جای زمین کربلاست و هر روز ما عاشورا... و این فرصت عاشقی، چند قرن است که برای اهل زمین، مهیا و برقرار می­باشد. و اما درست مانند واقعه عاشورا، تا قبل از رسیدن به وعده اصلی، بعضی­ها ریزش نموده و از چادر خداحافظی می­کنند و بعضی دیگر به وعده الهی می­­رسند؛ - من المؤمنین رجالٌ صدقوا ما عاهدوالله علیه و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر، و ما بدّلوا تبدیلا. (سوره احزاب، آیه 23) در میان مؤمنان، مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده­اند، بعضی پیمان خود را به آخر بردند (شهید شدند) و برخی منتظر اند اما هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندارند. به تاریخ انقلاب و جنگ تحمیلی نیز که دقت کنیم، در می­یابیم که گروه کثیری بعد از جنگ رفته رفته موضع خویش را عوض نموده و سبکِ زندگی جدیدی را برگزیدند که میان آنها و آرمان­هایشان فرسنگ­ها فاصله ایجاد نمود. اما یادمان باشد که اگر کسی حقیقتاً به شرافتِ نصرتِ اهل بیت «علیهم السلام» نائل آمده باشد، دائماً نگران است که نکند عملی مرتکب شود که این مقام را از او بگیرند و یا کسی دیگری را در جای او قرار دهند. از همین رو هماره از خداوند می­خواهد که در مقام خود صادق و باقی بماند... (فلا تستبدل بنا غیرنا...) اما برای رسیدن به این شرافت، ابتدا دلِ ما باید صادقانه عضویت در این خانواده را طلب نماید، چرا که بدون صدق، از سوی اهل بیت «علیهم السلام» نیز مورد پذیرش قرار نخواهیم گرفت. ما زمانی برنده این باشگاه خواهیم بود که در قلب ما، میل به قرار گرفتن در لشکر امام زمان «علیه السلام» و شهادت در رکاب او صادقانه به وجود آمده باشد.     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 939
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 279 ، 93/03/01

انتظار فرج، یعنی؛ تغییر غمهای زندگی، یعنی پرش به اوج سعادت، یعنی پرواز به قلعه محکم خداوند... . انتظار فرج یعنی؛ من غیر از امام زمانم، هیچ دغدغه دیگری ندارم و هیچ غمی، جز غم دوری و غربت او مرا نمی­ آزارد...

خانواده آسمانی،جلسه 279 ، 93/03/01

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسات قبل، این جمله کلیدی امام سجاد «علیه السلام» را مورد بررسی قرار دادیم؛ «انتظار فرج، بزرگترین گشایش است.» اما براستی چگونه رسیدن به مقام انتظار، می‌تواند بزرگترین گشایش‌ها را در زندگی کسی به وجود آورد؟ در این جلسه به بررسی آثار فردی و اجتماعی انتظار فرج در زندگی انسان‌ها خواهیم پرداخت. آثار فردیِ انتظار فرج در انسان‌ها رسیدن به مقام انتظار، انسان را در وادی امن الهی داخل می‌کند. در حدیث سلسله الذهب، گفتیم که امام رضا «علیه السلام» فرمودند: «کلمه لااله الا الله حصنی، فمن دخل حصنی، أمن مِن عذابی» پس فرمودند: «بشرطها و شروطها و أنا من شروطها» یعنی شرط رسیدن به حقیقت توحید (لا اله الا الله)، پذیرش ولایت معصومین می‌باشد. در جلسات گذشته آموختیم که پیوند با الله، بدون استمداد از متخصص معصوم، ممکن نیست. زیرا معصومین «علیهم السلام»، کامل‌ترین جلوه قابل دسترسی الله در زمین اند و کسانی که این جلوه­ی کامل را رها کنند، هیچ راهی جز جلوه‌های ناقص الله نخواهند یافت که برای رشدِ انسانی بتوانند به آن پناه برند، لذا هرگز به کمال انسانی نخواهند رسید. بنابراین باطن کلمه لا اله الا الله، همان ولایت متخصص معصوم است که البته نباید این ولایت را به محبّت، تعبیر نمود. بزرگترین اشتباهِ شیعه و سنی، ترجمه مودّت اهل بیت به محبت بود که یازده معصوم «علیهم السلام» را در مظلومیت و بدون همراهیِ شیعیانِ وفادار به شهادت داده و دوازدهمینِ آنها را هزار و صد و هشتاد سال است که در آوارگی و غربت نگهداشته است. اگر شیعیان، اهل مودّت بودند، جامعه جهانی، مجبور به پرداخت خساراتِ سنگینی که ناشی از عدم حضور معصوم در جامعه است، نمی‌شد. در نظام فردی، کسی منتظرِ حقیقی به شمار می‌رود که به مقام مودّت رسیده و خود را به چادر امام زمان «علیه السلام» رسانیده و یا در حال حرکت به سمت ایشان باشد. چنین انسانی، در حقیقت، در راهِ رسیدن به الله بوده و در حِصنِ امنِ «لا اله الا الله» قرار گرفته است. شخص منتظر روز به روز به الله نزدیکتر و شبیه‌تر شده و اسماء الهی در او هر روز بیشتر از پیش ظهور می‌یابند. بنابراین زمانی که کسی به معصوم «علیه السلام» رسیده و در رحم معصوم «علیه السلام» قرار می‌گیرد، دقیقاً در حصنِ لا اله الا الله بوده و در کنف حمایتِ الله قرار می‌گیرد و لا اله الا الله به معنای حقیقی‌اش (پیوند با کامل‌ترین جلوه الله برای رسیدن به الله) در او تحقق می‌یابد. رسیدن به هدف خلقت، تنها با رعایت ظواهر دینی (حجاب، روزه، نماز، و خمس...) حاصل نمی‌شود، بلکه آنچه که هر انسانی باید حقیقتاً دلواپس و نگرانش باشد این مسئله است که آیا سبک زندگی من (همسرداری، فرزندپروری، فعالیت‌های اقتصادی، شغلی، اجتماعی...) در راه حرکت به سمت امام زمان «علیه السلام» و پیوند با ایشان هست یا نه... این سؤال، مهمترین سؤال قیامت است اگر انسان در دنیا، پاسخ مناسبی برای آن آماده نکرده باشد، دیگر اعمالِ عبادی او گشایش چندانی برایش حاصل نخواهد کرد. تأییدِ الحاق و پیوند ما با معصوم «علیه السلام»، با خودِ ایشان است، و ایشان باید در هر شب قدر، همراهیِ انسان را در سال گذشته تأیید و امضا نمایند. گشایش نفس هر انسان و تولد سالمش منوط به این شرط می‌باشد که آیا او حقیقتاً به سمت پیوند با امام خویش در حرکت بوده است یا نه.   آثار انتظار فرج در زندگی اجتماعی کسانی که به مقام انتظار رسیده‌اند، از نظر اجتماعی، دارای دو خصوصیت زیر می باشند؛ 1-      وفادار به حضرت بوده و غمها و اضطرار ایشان، دل آنها را به درد می‌آورد به گونه‌ای که قرار را از آنها گرفته و خواب را از چشمانشان می‌رباید. 2-      با بقیه فرزندانِ امام زمان «علیه السلام» در تلاشند تا موانع ظهور امام زمان «علیه السلام» را یکی پس از دیگری از میان بردارند. (همدلی) برنامه­هایی طرح می­کنند تا فرزندان یتیم حضرت را با ایشان آشنا نموده و به چادرشان برسانند. دائماً در تلاشند که برای امام زمانشان، یارگیری نموده و لشکر ایشان را با سربازان وفادار بیشتری، تقویت نمایند. اگر تمام انسانها در جامعه با هم همدل بوده و حقیقتاً ظهور را بخواهند و برایش تلاش کنند، حتماً ظهور، بسیار زود، اتفاق خواهد افتاد. بزرگترین ملاک انسان شناسی و تعیین قیمت انسان­ها، میزان دغدغه آنها برای رسیدن به لحظه­ی با شکوهِ ظهور و ورود غمهای امام زمان «علیه السلام» به قلب او می­باشد. اگر غمهای امام زمان «علیه السلام»، هنوز جز غمهای ما نیست و هنوز به دغدغه ظهور نرسیده­ایم، قطعاً فرزندان خوبی برای حضرت نبوده و ایشان را به عنوان پدر حقیقی خود نپذیرفته­ایم. در این صورت از نظر انسانی، قیمت چندانی نیز نخواهیم داشت. اگر غمِ امام زمان «علیه السلام» در زندگی کسی، راه پیدا کند، او حقیقتاً، روزگاری شاد، آرام و لذت­بخش را تجربه خواهد نمود. زیرا این غم، از گروه ­های غم های مولد شادی و آرامش، طبقه ­بندی می­گردد. لذا اگر افراد یک جامعه، به چنین دغدغه­ای رسیده و در جهت تحقق آن با هم همدل شوند، از استعدادهای یکدیگر برای رهایی امامشان از تنهایی و غربت استفاده می ­کنند. و اینجاست که این جامعه، به فرج رسیده است. در این صورت ریشه مشکلات بزرگی از قبیل طلاق­ها، بیماری­ها، اختلافات، گرانی­ها، مشکلات روانی و عاطفی و ... برچیده شده و اساساً تمام مسائل بخش­های پایینی در جامعه، خود به خود حل خواهد شد. آنقدر غم امام زمان «علیه السلام» نورانی و قدرتمند است که به محض ورود به قلب انسان، تمام گناهان، پلیدی­ها و تاریکی ­های چندین ساله را نابود نموده و او را به رشدی سریع می­رساند. اما به شرطی که این غم، حقیقتاً قرار را از انسان ربوده و او را به تلاش جدّی وادار کرده باشد. مدیریت دل در باشگاهِ دنیا، غمها و غصه­ های بسیاری به قلب انسان حمله می ­کنند، اما آنچه که در لابه لای این حمله­ ها و هجوم ­ها حائز اهمیت است، آن است که انسان قلب خود را مدیریت نموده و از ورود غمهای تحقیرکننده بخش­های پایینی به آن ممانعت ورزد. با وجود غم­هایی که زیبایی ­بخش باطن انسانی بوده و به او قیمت می­ بخشند، آیا پذیرفتن غصه­ های تحقیرکننده بخش­های پایینی، امری عقلانی و منطقی است؟ باید زمام دل را به دست گرفت و در مواجهه با مشکلات گوناگون زندگی، تنها آنها را در مرحله ذهن نگه داشته و از ورودشان به قلب جلوگیری نمود. اگر بخش­های پایینی موفق به تحقیر و غصه ­دار نمودن ما شوند، نشان می­دهد که ما جنایاتی را در حق نفس خویش مرتکب شده ­ایم و آن را آنقدر کوچک و بی ­ظرفیت نموده­ایم که با چنین غمهایی به راحتی تحقیر می­ گردد. وقتی انسان از منبع آرامش به طور کامل تغذیه شده و نفس قدرتمندی ساخته باشد، با هیچ چیزی در دنیا، تحقیر نخواهد شد. فراموش نکنیم که دل، سرمایه ابدی ماست و ما برای چیدمان غم های این همراه ابدی، باید با دقت بیشتری، عمل کنیم، زیرا غمها به محض ورود به دل، قیمت آن را تعیین می­ کنند. انتظار فرج، یعنی؛ تغییر غمهای زندگی، یعنی پرش به اوج سعادت، یعنی پرواز به قلعه محکم خداوند... انتظار فرج یعنی؛ من غیر از امام زمانم، هیچ دغدغه دیگری ندارم و هیچ غمی، جز غم دوری و غربت او مرا نمی­ آزارد... از مهرت ای خورشید جان، چون ذره ­ام هر سو روان                        مجذوب حسن دیگران، ای ماه خوبان نیستم...   تعیین سطح انسانی قبل از ثبت نام در گروه خانواده آسمانی برای عضویت در خانواده آسمانی، قبل از هر چیزی، باید سطح انسانی خویش را مشخص کنیم. تا هر کدام از ما قیمت حقیقی خود را نشناخته باشیم، نمی­ توانیم عضو خوبی برای این خانواده باشیم. آیا سبکِ زندگی ما در حد قیمت خانواده حقیقی ماست یا نه؟ آیا معیار انتخاب­ها و ارتباطات ما، معیّت با محمد «صلی الله علیه و آله» و آل او در دنیا و آخرت است، یا معیارهای دیگری برای خود در نظر گرفته­ ایم؟ آیا ما اساساً طالب عضویت در این گروه هستیم یا نه؟ پاسخ به این سؤالات، میزان صدق و کذب ما را در ارتباطمان با اهل بیت «علیهم السلام» مشخص می­ کند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 938
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 278 ، 93/02/18

اول قدم برای رسیدن به مقام انتظار الفرج، وقوعِ حادثه مبارکِ فرج در دل انسان است. ابتدا دلِ انسان، باید امامِ خویش را به عنوان تنها متخصص معصومی که می‌تواند او را به هدف نهایی خلقتش برساند، و علاوه بر این، برای او پدری مهربان و الهی است، بشناسد.

خانواده آسمانی،جلسه 278 ، 93/02/18

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آغاز واقعه فرج در دل انسان در جلسات گذشته با روایتی از امام سجاد آشنا شدیم که فرازهای پایانیِ آن توصیفاتی از مردمِ منتظر در زمان غیبت امام زمان بود. و آخرین جمله این ورایت؛ «انتظار الفرج، من أعظم الفرج؛ انتظار فرج از بزرگترین گشایشهاست» بود. اول قدم برای رسیدن به مقام انتظار الفرج، وقوعِ حادثه مبارکِ فرج در دل انسان است. ابتدا دلِ انسان، باید امامِ خویش را به عنوان تنها متخصص معصومی که می‌تواند او را به هدف نهایی خلقتش برساند، و علاوه بر این، برای او پدری مهربان و الهی است، بشناسد. با چنین شناختی، انسان در رحم دنیا، به طور صحیحی جایگزین شده و حرکتش به سوی تولد سالم پیش خواهد رفت، در غیر اینصورت، جایگزینی صحیحی در رحم دنیا نداشته و تولدش به برزخ نیز همراه با «کفر و ضلال و نفاق» خواهد بود. «من ماتَ وَ لَم یعرف امام زمانه، مات میتهً جاهلیه» بنابراین وظیفه هر انسان، رسانیدن خود به پدر الهی و متخصص معصومش و گذراندن سیر تربیتی خود تحت نظر این متخصص است. کسی که الله و معصوم در زندگی او نقشی ندارند، اساساً به اطلاعاتِ تخصصیِ مورد نیاز برای یک حرکت صحیح دست نمی‌یابد. یک زندگی تخصصی و سالم، تنها در پیوند با معصوم حاصل می‌شود. باطن انسانی در گروی پیوند با متخصصان معصوم می‌دانیم که قرآن انسانها را به شش دسته زیر تقسیم می‌کند، سنگ، کمتر از سنگ، حیوان، کمتر از حیوان، شیطان، انسان. باید دقت داشته باشیم که هر آنچه که رشد فوق عقلانی و حرکت انسان به سمت بینهایت را کُند و یا متوقف نماید، از گروه شیاطین به حساب می‌آید. اساساً از نظر قرآن، هر چیزی که منحرف کننده انسان از مسیر الله است شیطان نامیده می‌شود. گاه این شیطان، می‌تواند همسر، فرزند، دوست، شغل، ارتباطی خاص، وسیله‌ای خاص و ... باشد که نزدیک شدن به آن، سبب غافل شدن از خداوند می‌گردد، در اینصورت باید از این شیاطین، هجرت کرد. هجرت به معنای قطع آن ارتباط و ادامه حرکت در مسیر انسانی می‌باشد. قرآن از این شش گروه، تنها گروهی را انسان می‌داند که با معصوم پیوند خورده و به کمک او به سمت الله در حرکت باشند؛ «والعصر انّ الانسان لفی خسر، الاّ الذین آمنوا...» رسیدن به این مرحله، قرار گرفتن و جایگزین شدن به طرز صحیحی در رحم دنیاست. از این پس، چینش‌های فکری و سبک زندگی او اصلاح شده و او را به سمت هدف نهایی‌اش پیش می‌برند. در اینصورت حرکت تحت نظر معصوم، به تولد سالمِ او به برزخ خواهد انجامید. و این سبک زندگی جدید، سرشار از شادی و آرامش، خواهد بود. رحمِ امام زمان، آنقدر قدرتمند است که انسان‌ها به محض پیوند با ایشان و زندگی، حتی در دوره‌ای کوتاه از ظهورشان، بسیار رشد نموده و به اندازه انبیاء قدرت می‌یابند. به همین دلیل، در زمان غیبت معصوم، انسانها خسارات بسیاری را پرداخت نموده و خواهند نمود. کسانی که قیمت انسانیِ خویش را نمی‌شناسند، به هر الگو و متخصصی دل سپرده و سبک زندگیِ خود را از آنها دریافت می‌کنند. اما آنان که قیمت حقیقی خود را شناخته‌اند به کمتر از الله و متخصصان معصومی که از سوی او برای مربّی‌گری انسانها برگزیده شده‌اند، راضی نبوده و غیر از آنها، از کسی الگوبرداری نمی‌کنند. فرج حقیقی، رسیدن به مقام انتظار است رسیدن به هر کمالی مربی و سبک تمرینیِ خود را می‌طلبد. کسی که هدفش رسیدن به کمالاتِ انسانی است، نیاز به استاد ویژه، سبک زندگی خاص، متنِ درسیِ متناسب، باشگاه مربوط و مربیانی قدرتمند دارد. تنها مربیانِ انسان ساز عالم نیز «معصومین علیهم السلام» هستند که حرکت در پناه آنها، آرام آرام انسان را به آنها شبیه‌تر و به عصمتِ آنها نزدیک‌تر می‌کند انسانی به مقام انتظار فرج خواهد رسید، که با معصوم پیوند خورده و با او رابطه عاطفی برقرار کرده باشد، در اینصورت منتظر ظهور او خواهد بود. اساساً کسی که انتظار ظهور امام زمانش را نمی‌کشد و قلباً طالبِ دیدنِ لحظه‌ای نیست که مردم در رحمِ قدرتمند امام زمان قرار گرفته و به سرعت رشد می‌کنند، بسیار گرفتار و ضعیف می‌باشد. به محض آنکه قلب انسان به پیوند با امامش رسید و هوسِ رسیدن به او را پیدا کرد، به مقام منتظر رسیده و فرج در درون او اتفاق افتاده است. در اینصورت مرگ در بستر بیماری نیز برای او با شهادت در رکابِ امامش تفاوتی نخواهد داشت. در سبک زندگی مهدوی، تمام انتخاب‌ها مبارک و حرکت دهنده انسان به سمت امام زمانش می‌باشند. برای چنین کسی در تمام انتخاب‌ها و ارتباطات یک الگو وجود دارد؛ «امام زمان» گرفتار شدن در غمِ غربت امام زمان اگر غم تنهایی امام زمان در قلب انسان، راه یابد، تمام غمهای بخش‌های پایینی رنگ باخته و حجم عظیمی از شادی و آرامش در درونش تولید می‌شود. غمِ غربتِ امام زمان، غم مبارکی است که خود تولیدکننده شادی می‌باشد. کسی که قیمتِ انسانیِ خود را می‌شناسد، جز به رفقا و دوستان اشرافی راضی نخواهد بود. (صراط الذین أنعمت علیهم)، آنگاه دغدغه‌ها و غصه‌هایش نیز با دغدغه‌ها و غم‌های اشرافِ قیامت یکسان خواهد بود. اگر غم تنهایی امام زمان، قلب ما را نمی‌آزارد و اضطرار او ما را به مقام اضطرار نرسانده است، یعنی هنوز حقیقتاً با او پیوند نخورده‌ایم. انتظار فرج انسان را به جایی می‌رساند که در هیچ شرایطی، احساس تلخی و ضعف ننموده و همواره آغوشِ قدرتمندی را برای پناه گرفتن، سراغ داشته باشد. برای رسیدن به چنین مقامی، باید به وزانِ خانواده حقیقی خود بزرگ شده و با همراهی و همقدمی آنها، زندگی دنیا و ابدیتِ خویش را اداره کنیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 937
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 277 ، 93/02/18

وقتی انسان اسم مبدّل را در درون خویش به فعلیت می‌رساند و هر چه بیشتر در جهت قدرت یافتن در این اسم پیش می‌رود، قرب( سنخیت و شباهت) او به کسی که تمام اسماء خداوند را به صورت بالفعل در خویش دارد (معصومین) بیشتر می‌شود.

خانواده آسمانی،جلسه 277 ، 93/02/18

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی باشگاه و مربیان انسان ساز در جلسات گذشته آموختیم که رعایت نکاتِ سفارش شده از سوی امام رضا «علیه السلام» در ارتباطاتِ گوناگون زندگی، نتیجه‌ای بسیار مبارک و عظیم، به نام «قربت به معصوم» (نزدیکی و سنخیت با او) در پی خواهد داشت. هر چه انسان در رعایت این نکات موفق‌تر عمل نماید، شباهتش به معصومین که جلوه‌های تمام نمای پروردگارند، نیز بیشتر خواهد شد. از اینکه امام رضا «علیه السلام» پرهیز آفاتِ ارتباطات را مایه قرب به خویش می‌داند، می‌توان، نکته بسیار مهمی را استنباط نمود؛ اساساً ارتباطات انسان با هر کسی یا با هر چیزی، تنها یک باشگاه است برای او، یعنی خداوند با برقراری انواع ارتباطاتِ خوب یا بد، تلخ یا شیرین، میان انسان و سایر موجودات اعم از اشیاء، گیاهان، حیوانات، طبیعت و انسانهای دیگر، بستری را برای رشد و ارتقاء بخش انسانی او فراهم می‌نماید. بنابراین، تمام ارتباطاتِ انسان با همه عالم، فقط بهانه‌ای است برای شبیه شدنِ او به الله، که برای این منظور، الگوگیری از معصومین که تجلی‌های کامل الله هستند و برای انسانها قابل دسترسی و تجسم می‌باشند، تنها راهِ موفقیت در این باشگاه تمرینی محسوب می‌گردد. اگر نگاه ما به عالم دقیقاً و حقیقتاً یک نگاهِ باشگاهی و تمرینی باشد، به طور یقین دیگر در این ارتباطاتِ باشگاهی، دلگیری، کینه خصومت و ... برایمان معنایی نخواهد داشت. و اگر کسی این رمز را خوب درک ننماید، استعدادهایش را از دست داده و نمی‌تواند اشتباهات و عقب ماندن‌های گذشته خویش را جبران نماید. باورِ این مرز حجم عظیمی از آرامش، شادی و قدرت را در ارتباطاتِ با دیگران برای انسان به ارمغان می‌آورد، به گونه‌ای که او این قدرت را پیدا می‌کند که حتی جنبه‌های منفی یک ارتباط را به نفع خویش، به پایان برساند. «اسم مبدّل» نردبانِ بلندِ انسان تا الله در جریان مباحث اسم مبدّل آموختیم که تفاوت بسیار زیادی میان کسی که این اسم را دریافت نموده، با کسی که این اسم در او فعال نشده، وجود دارد. مسیر انسانی که مجهز به اسم مبدّل شده است، از میان تمام سختی‌ها، مشکلات، بیماری‌ها، تلخی‌ها، فقدان‌ها، جدایی‌ها و ... نیز از بهشت می‌گذرد. به طور کلی تمام شرایطی که برای دیگران غیرقابل تحمل و آزاردهنده بوده و از آنها فرار می‌کنند، برای او فرصت‌هایی برای رشد و نردبان‌هایی برای ترقی می‌باشند. وقتی انسان اسم مبدّل را در درون خویش به فعلیت می‌رساند و هر چه بیشتر در جهت قدرت یافتن در این اسم پیش می‌رود، قرب( سنخیت و شباهت) او به کسی که تمام اسماء خداوند را به صورت بالفعل در خویش دارد (معصومین) بیشتر می‌شود. مکانیسم عملکرد اسم مبدّل اما براستی، به فعلیت رساندن اسم مبدّل، چگونه می‌تواند انسان را به آرامش برساند؟ خداوند برای رشد بخش انسانی ما، محیط دنیا را پر از تضادها و نیروهای مخالف خلق نموده است تا انسانها به واسطه قرار گرفتن در این شرایط متضاد، و انتخابِ مسیرهای صحیح بتوانند آرام آرام به سمت کمال ِانسانی پیش روند. یکی از این نیروهای مخالف شیطان است که در حقیقت، بزرگترین عاملِ رشد انسانها در مسیر رسیدن به هدف خلقت محسوب می‌شود. شیطان، تولیدکننده میادین مسابقه میان عشق و تنفر، گذشت و انتقام، راستی و کذب و ... برای انسانهاست. و کسانی برندگانِ حقیقی این میادین اند که نگاه شان به هدف بوده و برای موفقیت از متخصصان مصوم کمک بگیرند و اساساً به این میادین، جز با نگاهِ باشگاهی ننگرند. یکی دیگر از این شرایط متضاد، مصیبت‌هایی است که در زندگی هر انسانی رخ می‌دهد، و صبر بر آنها موجب فعال شدن بسیاری از اسماء خداوند مثل صبّار، شکور و .... در وجود انسان می‌گردد. هرکدام از انسانهایی که در مسیر زندگی انسان قرار می‌گیرند نیز، در واقع موقعیت‌هایی برای به فعلیت رساندن اسماء گوناگون خداوندند، به عنوان مثال کسانی که به لطف و یا کمک انسان نیازمندند، مهیاکننده بسترِ دریافت اسمِ جواد خداوند در انسانها می‌باشند. و یا کسانی که ظلم و بدیِ خاصی درحق دیگران روا می‌دارند، می‌توانند موجب به فعلیت رساندن اسم عفوّ و یا غفور خداوند در وجود انسان باشند. اما نکته مهم در استفاده از تمام این بسترها آن است که تا کسی به اسم شریف مبدّل تجهیز نشده باشد و نگاهش به جریاناتِ گوناگون زندگی، نگاهی تمرینی و باشگاهی نباشد، نمی‌تواند از آنها در جهت رشدِ بخش انسانی و تشبّه به الله استفاده کند. اسم مبدّل، مهارتِ تبدیلِ شرایط متضاد را به عوامل رشد دهنده انسانی، در وجود انسان، ایجاد می‌کند. از این زمان به بعد، دیگر پس از فعال شدن اسمهای بعدی، حجم زیادی شادی، قدرت و آرامش در زندگی دنیایی انسانها تولید می‌گردد، مضاف بر اینکه این انسان، در لحظه تولد خویش به برزخ، با دارایی‌های بیشتری، منتقل می‌گردد. می‌دانیم که در فضای بینهایت عظیمِ برزخ، تنها ثروت انسانها، تعداد اسمائی است که از خداوند در آنها فعال شده و در زمینه آن اسم به مهارت و دارایی رسده باشند. فراموش نکنیم که شرایط زندگی در بهشت آنقدر پیچیده است که اگر لوازم مورد نیاز آن را در نفس خود تولید نکرده باشیم، هرگز نمی‌توانیم، از شرایط بهشت لذت ببریم. علاوه بر این، اضافه‌های کسب شده نفس در دنیا نیز، که در شرایط رحمی و باشگاهی دنیا از بین نرفته باشند، باید در شرایط دردناک جهنمی، از نفس برداشته شوند. بنابراین باید قابلیت باشگاهی و رحمی دنیا را قدر بدانیم و تا زمان از دست نرفته است، به فکر کسب دارایی‌ها و ثروت‌های انسانی باشیم. هنر هر انسان، آن است که بتواند در رحم دنیا، نفس خویش را مطابق با شرایط بهشت تربیت کند، و برای این منظور نیاز به محیط تمرینیِ پر تضاد دارد و بهترین جای نظام خلقت از این لحاظ، دنیاست. زیرا به سبب قابلیت رحمی دنیا، انسان در یک ساعت از زمان زندگی در آن، می‌تواند اسماء بسیاری را در خویش فعال نماید و با خود به عنوان دارایی و ثروت به برزخ منتقل کند. اما به محض ورود به برزخ، دیگر امکان فعال نمودن اسم‌ها و رسیدن به دارایی‌های انسانی وجود ندارد. اینجاست که معلوم می‌گردد، ما چقدر از عمرمان را بیهوده تلف نموده‌ایم !!!! مسیرهای میان بُر در کسب اسماءالله استمداد از رحم‌های زمانی، مکانی و استاد، مسیرهای میانبُر و رساننده‌ای هستند که می‌توانند انسان را سریعتر به مقصد برسانند. اما این نکته تلاش مستمر، جدی و پرحوصله را از سوی انسان، نفی نمی‌کند. برای موفقیت در مسیر کسب اسماءالله و رسیدن به مهارت‌های انسانی، اولین، اصلی‌ترین و رساننده‌ترین راه، تغییرِ مبدأ میلِ انسان و ورود عشق به قلب اوست. عشق، کیمیایی است که مس وجود انسان را به طلا تبدیل می‌کند. تا عشق در دل انسان راه نیابد، او همچنان اسیر تنبلی‌ها و بی‌دلی‌ها خواهد ماند. اما عشق، گاه ره صدساله را به راهی کوتاه برای انسان تبدیل خواهد کرد. لذا قرآن کریم، صریحاً از انسانها، مهندسیِ محبوب‌هایشان را می‌خواهد و دستورالعمل‌های اجراییِ زیادی در اختیار آنها قرار نمی‌دهد. تنظیم صحیح نظامِ حبّ انسان، به قلب او ساختاری انسانی می‌بخشد. و یک دلِ انسانی، با اندک حرکتی، به مقصد می‌رسد. استمداد از هر کدام از 14 معصوم در این مسیر، قدرت و سرعت بالایی در انسان تولید می‌کند اما استمداد از امام حسین و رشد در رحم ایشان، رساننده‌تر و سرعت بخش‌تر است، به گونه‌ای که در روز عاشورا، 30 نفر از لشکریان عمرسعد از قعر جهنم با عالی‌ترین مراتب بهشت در لشکر امام حسین«علیه السلام» رسیدند و به او پیوستند. نرسیدن به یک دل انسانی تمام عبادات، اعمال و حرکت‌های انسان را بی‌ثمر خواهد کرد. اساساً دین، چیزی جز عشق نیست (لا اله الا الله) و تا باور نکنیم که همه ما برای عاشق شدن به این دنیا آمده‌ایم، در واقع هنوز دین را نپذیرفته‌ایم. ثبت نام در باشگاه انسانی آموختیم که دنیا، باشگاهی بسیار پرقدرت برای رسیدن به هدف خلقتمان است و شیاطین، انسانهای اطراف، شرایط سخت و ناگوار، مصیبت‌ها و ... همه و همه حریف‌های تمرینیِ ما در این باشگاه محسوب می‌شوند. پس ماجرای اصلی بازگشت موفقِ ما به سوی الله است. بنابراین هر گونه کینه، افسوس، اضطراب، غصه و ... در این باشگاهِ تمرینی بسیار بی‌معناست چرا که تمام شرایط متضاد، در جهت کوچک‌تر نمودنِ «من» طبیعی و رشدِ «منِ» انسانیِ وجود ما، به وجود می‌آیند. رسیدن به این باور، در حقیقت ثبت نام در باشگاه دنیاست. بدونِ این باور، در حقیقت ثبت نامی نیز رخ نداده و تمام تلاشهای انسان بی‌نتیجه می‌ماند. خداوند برای تمام کسانی که در نزد او محبوب‌ترند، باشگاه قوی‌تر و مربیان غنی‌تری می‌گمارد. به این صورت که شرایط متضاد بیشتر و سخت‌تری را برای آنها تولید می‌کند. بنابراین تنها رعایت 7 دستورالعملِ امام رضاست که می‌تواند در این باشگاه اسم مبدّل را در انسان فعال نموده و او را به الله شبیه‌تر می‌نماید.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed