www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 972
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 304 ، 93/06/13

طبق قانون قضا و قدر (علت و معلول، عمل و عکس‌العمل) هر انتخاب، هر رفتار، هر عمل و... یک قَدَر محسوب می‌شود که قضای متناسبِ با آن، به صورت ریاضی در عالم خلقت تعریف شده است. انتخابِ هر قَدَری، قضای متناسبِ با آن را به دنبال خواهد داشت.

خانواده آسمانی،جلسه 304 ، 93/06/13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی نفرین و لعن بعد از سفارشات و دستورالعمل‌های کاربردی زندگی بعد از پایان توصیه‌ی نهم امام رضا «علیه‌السلام» و توضیحاتِ آن، مروری کوتاه بر سیرِ نامه‌ی ایشان به حضرت عبدالعظیم «علیه‌السلام» خالی از لطف نیست؛ ایشان بعد از سلام رساندن به دوستانشان توسط حضرت عبدالعظیم «علیه‌السلام»، از آنان می‌خواهد که اجازه ندهند تا شیطان بر آنان مسلط شده و به‌عبارت دیگر راه نفوذ شیطان را در خویش باز نگذارند. سپس قبل از سفارشِ مؤکّدشان به اجتناب از دریدن یکدیگر، 7 دستورالعملِ کاربردی را برای نزدیک شدن به خویش معرفی می‌فرمایند و بعد از این وصایا، سفارش به دوری از اختلافات و دریدن‌ها را بیان می‌کنند. اکنون به این قسمت از نامه‌ی امام رضا «علیه‌السلام» که هشداری سنگین و تکان‌دهنده برای انسان‌های عاقل و هوشیار است می‌رسیم؛ «فانّی آلیتُ علی نفسی، انّهُ من فعل ذلک و أسخطَ ولیّاً من أولیائی، دعوتُ الله لیعذّبُه فی الدّنیا أشدّ العذاب و کان فی الاخره من الخاسرین». پس من با خودم پیمان بستم که اگر کسی این اعمال زشت را مرتکب شده و یکی از دوستان مرا اذیّت نموده و به خشم آورد، از خداوند برای او شدیدترین عذاب‌ها در دنیا و خُسران در آخرت را طلب نمایم. توجه داشته باشیم که این هشدار تکان‌دهنده که لرزه بر اندام انسان‌ می‌افکند از سوی امامی است که رفیقی امین، پدری مهربان و برادری همزاد است. نفرین امام، قطعاً منشأ اثر است، اما براستی، چه عواملی سبب می‌شوند که امامی رئوف با درجه‌ی عظیمی از رحمت، لب به نفرین فرزندان خود بگشاید؟ ...   نظام قضا و قدر در قرب به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» یا دوری از ایشان این فرمایش امام رضا «علیه‌السلام» و اساساً کلّ فرمایشات معصومین «علیهم‌السلام»، مطابق با قوانین و ریاضیاتِ عالمِ خلقت بوده و قطعاً مانند تنبیهات نادرستی که ما برای افعال بَد یکدیگر در نظر می‌گیریم، نمی‌باشند. در بحث قضا و قدر آموختیم که جریان نزول عالم از الله تا ماده کاملاً مطابق با قوانین ریاضی بوده و از اندازه‌های مشخص پیروی می‌کنند؛ «کلّ شیءٍ عندهُ بِمقدار» هیچ چیزی در عالم وجود ندارد مگر آنکه با اندازه و مقدار معین نازل شده است که به این اَمر، قَدَر اطلاق می‌شود. از سویی برای هر قَدَری در عالم، قضایی تعریف شده است؛ به عنوان مثال اگر دست خود را در آب جوش فرو بَریم (قدر)، حتماً دستمان می‌سوزد (قضا). طبق قانون قضا و قدر (علت و معلول، عمل و عکس‌العمل) هر انتخاب، هر رفتار، هر عمل و... یک قَدَر محسوب می‌شود که قضای متناسبِ با آن، به صورت ریاضی در عالم خلقت تعریف شده است. انتخابِ هر قَدَری، قضای متناسبِ با آن را به دنبال خواهد داشت. بنابراین، زمانی که امام رضا «علیه‌السلام» رعایت هفت دستورالعمل نامه‌ی خود را سببِ قرب به خویش می‌داند، نشان می‌دهد که انتخابِ این قَدَر (رعایت دستورالعمل‌های امام رضا «علیه‌السلام») قضایِ متناسب با خود (شباهتِ انسان به امام رضا «علیه‌السلام» و نزدیکی به ایشان) را در پی خواهد داشت. و کسی که قَدَری مخالف قَدَر اول (عدم رعایت دستورالعمل‌ها) را برمی‌گزیند، به قضای متناسب با این قَدَر (فاصله گرفتن از امام و دور شدنِ روزافزون از ایشان و مورد لعن واقع شدن) خواهد رسید. برای چنین فردی، حتی زیارت امام رضا «علیه‌السلام» نیز نمی‌تواند عاملی برای جبرانِ این فاصله باشد و او هرگز به یک زیارت شهودی نایل نخواهد گشت. زیارت برای چنین کسی اگر چه بی‌اجر و ثواب نیست، اما به هم‌جنس شدن و تشبّه به امام «علیه‌السلام» نمی‌انجامد. انسانی را که اهل‌بیت «علیهم‌السلام»، عضویت او را در حزب خود به رسمیّت شناخته، به او اعتماد نموده و برای رفعِ گرفتاریِ بقیه‌ی فرزندانشان از او کمک می‌گیرند، در حقیقت به مقام «منّا اهل‌البیت» رسیده‌است. چنین کسی، هرگز عضو دردسرسازی برای خانواده‌ی بزرگ محمد و آل محمد «صلی‌الله علیه و آله و سلّم» نیست، شرّ او دامنگیر هیچ عضوی از این خانواده نبوده و علاوه بر این همواره در حال کمک رساندن و دست‌گیری دیگران چه در امور آخرتی و چه در امور دنیایی است. آیا میان این عضوِ خانواده که زینت و افتخاری برای اهل‌بیت «علیهم‌السلام» به شمار می‌آید با عضوی که دائماً در حال تولید جهنّم و آتش‌زدن خود و دیگران است، تفاوتی وجود ندارد؟ انسان وقتی حقیقتاً عاشق کسی است، از تمام چیزهایی که او از آن متنفر است، تنفر داشته و عاشق و طالب چیزهایی است که محبوبش آنها را می‌پسندد. نمی‌توان گفت که ما عاشق اهل‌بیت «علیهم‌السلام» هستیم در حالی که سبک زندگی ما (حجاب، روابط، مهمانی‌ها، رفت و آمدها، نام‌گذاری و تربیت‌فرزند و...) با فرهنگ آنها هماهنگ نیست. همه‌ی ما خودمان را بهتر از دیگران می‌شناسیم و می‌دانیم که کجای سبک زندگی ما مطابق با عشقِ اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نیست. برای رسیدن به عشق واقعی باید از بازسازیِ همین نقطه‌ها، حرکت را آغاز نماییم. باور کنیم که تمام انسان‌ها، فرزندان اهل‌بیت «علیهم‌السلام» هستند و تمام کوتاهی‌های ما در حق فرزندان اهل‌بیت «علیهم‌السلام» به خشم و نارضایتی آنان می‌انجامد. فراموش نکنیم که با تندی و خشونت هرگز نمی‌توان به اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نزدیک شد، بنابراین اولین قدم در حذف فاصله‌ها میان ما و معصومین «علیهم‌السلام» برداشتن تیزی‌ها و تندی‌ها از زوایای گوناگون نفسمان است.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 971
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 303 ، 93/06/13

معرفت آب طَهوری است که درون انسان را پاک نموده و او را به الله و خانواده‌ی آسمانی‌اش نزدیک و نزدیک‌تر می‌سازد و در نتیجه چنین انسانی در تمام شرایط زندگی، شاد، آرام و پاک زندگی خواهد کرد.

خانواده آسمانی،جلسه 303 ، 93/06/13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی ریشه‌ی اختلافات و درگیری‌ها ریشه‌ی اصلی تمام بدی‌ها، ظلم‌ها، اختلافات و درگیری‌ها، جهل می‌باشد؛ «الجهل، معدن کلّ شرّ». جهل به معنای ضعف معرفت و یا ضعف عقلانیت در انسان است که با مقوله‌ی هوش کاملاً متفاوت است. چه بسا انسان‌های باهوشی که عاقل و فهمیده نبوده و به پختگی لازم نرسیده‌اند. امام باقر «علیه السلام» می‌فرمایند: اگر انسان‌ها می‌دانستند که از کجا آمده‌اند، هرگز باهم اختلاف نمی‌کردند. روح اختلاف و دریدن یکدیگر، ریشه‌ای جز ضعف عقل در انسان ندارد. اگر همگان قاعده‌ی «هو أنت» را باور می‌کردند و به یقین می‌رسیدند، که تمام رفتارها و افکار آنان نسبت به دیگران، عیناً به نفس خودشان باز می‌گردد، قطعاً از بسیاری از اختلافات دست برمی‌داشتند. معرفت آب طَهوری است که درون انسان را پاک نموده و او را به الله و خانواده‌ی آسمانی‌اش نزدیک و نزدیک‌تر می‌سازد و در نتیجه چنین انسانی در تمام شرایط زندگی، شاد، آرام و پاک زندگی خواهد کرد. در روایت زیر، ریشه اختلافات را از نگاه امیرالمؤمنین «علیه السلام» بررسی می‌نماییم؛ حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند؛ همه‌ی شما در دین خدا با هم برادرید. چیزی میان شما اختلاف نمی‌افکند مگر ناپاکی باطن‌ها و پلیدی‌ درون‌ها. و همین سبب شده که بار یکدیگر را برنمی‌دارید (به هم کمک نمی‌کنید)، برای هم خیرخواهی نمی‌نمایید و در حق هم بخل ورزیده و با هم دوستی نمی‌کنید. این سفارش امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» را مانند سفارش پدر یک خانواده به فرزندانش در نظر بگیرید. حضرت علی «علیه‌السلام»؛ به‌عنوان پدرِ آسمانیِ خانواده‌ی بزرگ محمد و آلش، به تک‌تک فرزندان خود گوشزد می‌کند که تمام شما از یک پدر و مادر بوده و باهم برادرید. بنابراین رعایت حق برادری بر همه‌ی شما واجب است و این حق جز آن نیست که هر آنچه را که برای خود می‌پسندید، برای دیگران نیز بپسندید و آنچه را که برای خود ناپسند می‌دانید، برای دیگران نیز ناپسند بدارید. اگر انسانی حقیقتِ برادریِ خود را با انسان‌های دیگر باور کرد (انّما المؤمنون إخوه)، مَحال است، بدخواهِ دیگران بوده و با آنان به اختلاف و درگیری بیفتد. یک باطن انسانی و پاک، تابِ دیدنِ مشکلات انسان‌های دیگر را ندارد و برای رفع آنها تلاش نموده و دعا می‌کند. بنابراین می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که ریشه‌ی تمامِ بدبختی‌های انسان، جهل او نسبت به خویش و جنسِ ارتباط و پیوندش با انسان‌های دیگر است. کسی که دائماً در حال اختلاف با دیگران است و بر هر جایی که قدم می‌گذارد، مسئله‌ساز است، به یقین خودش را نمی‌شناسد. او برای اصلاح روابطش، نیازمند کسب معرفت و شناختِ خود حقیقی‌اش می‌باشد. تمام فخرفروشی‌ها، تکبرها، برتری‌جویی‌ها و... نشانه‌ی جهل و ضعفِ انسان می‌باشند و اموال، فرزندان، مدرک تحصیلی، پست و مقام، اتومبیل، محل زندگی و حتی صُوَر مقدس و مذهبی و... می‌توانند عوامل خودبرتربینی و فخرفروشی در انسان باشند. هوشیار باشیم که حتی ذرّه‌ای تکبّر نیز مانع ورود انسان به بهشت می‌گردد مگر آنکه توبه نموده و آن را از نفس خویش بزداییم. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» عدم کمک‌رسانی و بذل و بخشش ما را نسبت به یکدیگر، در گرو فساد باطن و قلب بیمارمان می‌داند. تولد به برزخ در چنین شرایطی، قطعاً تولد بیماری خواهد بود که از نتایج حتمی و لاینفک آن، توقف در بیمارستانِ برزخ (جهنم) تا کسبِ سلامت کامل و احراز شرایط لازم برای ورود به بهشت می‌باشد. خوشا به حال کسانی که در جهنم دنیا، بیماری‌های نفس خود را سوزانده و از شرایطِ مختلفِ آن و جریاناتِ گوناگونی که برای هر کدام از ما در زندگی رخ می‌دهد در جهت شناخت بیماری‌های باطن خود استفاده نموده و این بیماری‌ها را یکی پس از دیگری از نفس خویش می‌زدایند. زیرک و سعادتمند کسی است که بیماری‌های باطن خویش را می‌پذیرد و برای درمان آنها بطور جدّی اقدام می‌کند.   سکوتِ جاهلان؛ آبی بر آتش فتنه‌ها حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «لو سَکَت الجاهلٌ، ما اختلاف الناس؛ اگر جاهل ساکت می‌ماند، میان مردم اختلاف نمی‌افتاد.» گاه حضور یک یا چند انسان جاهل در میان یک جمع (فامیل، دوستان، جمعِ کاری و ...) آتش‌های عظیمی را برپا می‌کند که در صورت سکوت آنها، هرگز این اختلافات تولید نمی‌شدند. چنین انسان‌هایی، همیشه مسئله‌ساز و اختلاف برانگیز بوده و از نگاه قرآن، خود هیزم‌های جهنّمند؛ «وقودها النّاس والحجاره...» شکایت بزرگ ائمه‌ی معصوم «علیهم‌السلام» از شیعیان، همین اختلافاتی است که بواسطه‌ی جهل آنان بوجود می‌آید.   چگونه می‌توانیم آتش‌نشانِ نفس خود و دیگران باشیم؟ هر کدام از ما، خودمان را بهتر از هر کس دیگری می‌شناسیم و به بیماری‌های نفسمان بیش از دیگران واقفیم. برای رسیدن به قلبی سالم و باطنی انسانی، اولین قدم، شناخت بیماری‌ها و پذیرفتنِ آنهاست. در اینصورت می‌توانیم آتش این بیماری‌ها را در درون خود کنترل نماییم. در مرحله‌ی دوم، علاوه بر اینکه نباید اجازه دهیم این آتش، خودِ ما را بسوزاند، باید کاملاً هوشیارانه مراقبت کنیم تا آتش درونِ ما، دیگران را نیز نسوزاند. بنابراین باید آتش را در درون خود خاموش و سرد نموده و از سرایت آن به دیگران خودداری نماییم. در مرحله‌ی سوم باید بیاموزیم که در طول مدت عمر خود، روز به روز با کسب آگاهی و معرفت، آتش‌های درون خود را شناخته و آنها را آرام آرام سرد نماییم. و در مرحله‌ی آخر باید آن‌قدر این مهارت را در خود تقویت کرده و خود را خنک نگه‌داریم که دیگران به آسانی قادر به آتش زدن‌ ما نباشند. کسانی که حقیقتاً از آتش زدن و آتش گرفتن در هراسند، همواره موشکافانه نفس خویش را بررسی می‌کنند تا نکند آتشی در درونشان وجود داشته باشد و آنان از آن بی‌خبر باشند. به‌راستی چقدر عجیب‌اند انسانهایی که آتش‌های بسیاری را در نفس خویش جای داده‌اند، اما بسیار راحت و بی‌خیال به زندگی روزمره‌ی خویش می‌پردازند. طیّ این چهار مرحله، کار ساده‌ای نیست و مستلزم تغذیه‌ی مناسبِ روح، کسب معرفت، خلوت و تمرکز، و تمرین‌ها و مبارزات جدّی است. فراموش نکنیم که وظیفه‌ی تک‌تک ما، طیّ این چهار مرحله برای خاموش کردنِ این آتش‌هاست و بدون آن هرگز به آرامش نخواهیم رسید. هم اکنون مفهوم کلام امام رضا «علیه السلام» را در دعوت شیعیان به سکوت بهتر درک می‌کنیم. چرا که سکوت، راهِ تمام فتنه‌ها و اختلاف‌ها را خواهد بست. بیاموزیم خوبی‌های دیگران را ببینیم و با زیبایی‌های آنان زندگی کنیم، این روش بهتری برای زیستن است تا ایرادگیری و تحقیر دیگران. رمز موفقیت انسان در طی این چهار مرحله آن است که طبق فرموده‌ی امام صادق «علیه السلام»؛ هیچ‌گاه خود را از کسی (حتی از یک نفر) بهتر ندانیم. مشغول بودن به عیوبِ نفس خویش، انسان را از دیدن عیوبِ دیگران باز می‌دارد؛ امیرالمؤمنین «علیه السلام» فرمودند: «طوبی لمن شَغَلَهُ عیبَهُ، عن عیوب النّاس»؛ خوش به حال کسی که پرداختن به عیوبش، او را از عیوب مردم بازداشته است. امام علی «علیه‌السلام» فرمودند: «الخائنُ من شَغَلَ نَفسهُ بغیر نفسه»؛ خائن کسی است که جای پرداختن به عیوب خود و اقدام جدّی برای درمان آنها، مشغولِ عیوبِ دیگران باشد. باید همین امروز، نامه‌ی اعمالمان را ببینیم و مشکلات و ضعف‌هایمان را بپذیریم و درمانشان کنیم، که روز قیامت برای خواندنِ نامه‌ی اعمال، بسیار دیر و بی‌فایده خواهد بود.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 970
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 302 ، 93/06/06

امام جواد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با هیچ‌کس دشمنی نکن، تا آن‌گاه که بدانی رابطه او با خدای متعال چگونه است. اگر او انسان خوبی است، خداوند او را تسلیم تو نمی‌کند، و اگر بدکار باشد، همین شناخت تو از او، تو را کفایت می‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 302 ، 93/06/06

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی احساس نا امنی از انسان‌ها در آینده امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: هرگز با کسی دشمنی نکن، هرچند گمان بری که به تو زیانی نمی‌رساند؛ و به دوستی با هیچ‌کس بی‌رغبتی نکن، زیرا نمی‌دانی که چه وقت به دوستی او محتاج می‌شوی و نمی‌دانی کِی از دشمنت ترسان می‌گردی. گاهاً دیده می‌شود که انسان‌های خودبرتربین، گروهی را ریز دیده و گمان زیان از سوی آنها نمی‌برند. به همین سبب به‌راحتی آنان را تحقیر نموده و به توهین و پرخاشگری می‌پردازند. چه بسا بعد از چنین دشمنی‌هایی چنان ضربه‌های عظیمی بر آنان وارد می‌گردد که حتی تصور آن نیز بر انسان ناممکن به نظر می‌رسید. از سویی ممکن است همین انسان‌هایی که روزی تحقیر شده‌‌اند، زمانی به مقامات برجسته‌ای برسند که توان آسیب رساندن به آنان را بیابند. از طرفی بی‌رغبتی نسبت به دوستی انسان‌ها، کاری ناپسند و غیرعقلانی است. البته اگر در رفاقت و رفت و آمد با کسی، احتمال معصیت وجود دارد، باید علیرغم آن‌که محبتمان را به این دسته از افراد نشان داده و خیرخواهی خود را به آنان ثابت می‌کنیم، از حضور در جمع‌ها و مهمانی‌هایی که به معصیت آلوده‌اند، خودداری نماییم. این قانون اساسی زندگی ما را، باید تمام انسان‌های پیرامونمان بدانند؛ خشنودی خداوند و رضایت خانواده آسمانی ما در نزدمان بسیار مهم‌تر و ارزشمندتر از خشنودی اطرافیان و عزیزان ما در زمین است و اگر در مواردی مجبور به انتخاب یکی از آنها باشیم؛ با رعایت احترام و مهرورزی به دیگران، رضایت خداوند و خانواده آسمانی‌مان را برمی‌گزینیم.   دفاع خداوند از مؤمنان امام جواد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: با هیچ‌کس دشمنی نکن، تا آن‌گاه که بدانی رابطه او با خدای متعال چگونه است. اگر او انسان خوبی است، خداوند او را تسلیم تو نمی‌کند، و اگر بدکار باشد، همین شناخت تو از او، تو را کفایت می‌کند. قبل از درگیر شدن با هر کسی، ابتدا باید ارزیابی‌اش نموده و رابطه‌اش را با خداوند محک بزنیم. اگر رابطه گرم و خوبی با خداوند دارد، قطعاً خداوند از او دفاع خواهد نمود، زیرا او تکیه‌گاهی به قدرت غیب دارد. اما اگر انسان خوبی نیست، همین جهنمی که در آن غوطه‌ور است، جزای نفس اوست و او اساساً ارزش دشمنی کردن ندارد.   دشمنی‌ها و ضعف پایه‌های دین در انسان امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «لا یغاصم إلا شاکٍّ فی دینه، ‌اَو من لا ورع کنه»؛ روحیه دشمنی ندارد مگر کسی که یا در دینش شک دارد و یا از خداوند نمی‌ترسد. این فرمول امام صادق «علیه‌السلام»،‌ فرمولی بسیار اساسی و مؤثر است که فهم عمیق آن، ریشه تمام تندی‌ها و تیزی‌ها را در درون انسان خواهد خشکاند. امام صادق «علیه‌السلام» ریشه خصومت را در 2 چیز می‌داند: 1- شک در دین و عدم پذیرش قلبی آن با اعتقادی راسخ 2- عدم تجهیز انسان به سلاح ورع (ترس و حیا از خداوند) مشاجره، تخاصم، قیل و قال، مراء و ... رفتارهایی هستند که از این دو دسته از افراد صادر می‌شود. حال به روایتی از امیرالمؤمنین «علیهم‌السلام» توجه کنید: از مشاجره‌ها بپرهیزید که شک و تردید به بار آورند و عمل را بی‌اجر نمایند. قرار دادن این دو روایت، انسان را به نتیجه‌ای حیرت‌آور می‌رساند: ضعف اعتقادات دینی (شک در دین)، سبب تولید مشاجرات و دشمنی‌ها می‌گردد و بالعکس، مشاجرات و دشمنی‌‌ها، سبب بروز شک و تردید در دین شده و انسان را سست و ضعیف می‌نمایند. فراموش نکنیم که حتی برای امر به معروف و نهی از منکر که یک واجب الهی است نباید تندی به خرج داده و یا به قیل و قال و مشاجره تن داد. حتی در جایی که انسان احتمال اثر در طرف مقابل نمی‌بیند، نباید به این واجب الهی عمل نماید، زیرا نتیجه‌ای عکس خواهد داد. هر مشاجره، سبب از بین رفتن اثرات اعمال خیر در نفس شده و اجر آنها را ضایع می‌کند. گاه انسان با یک مشاجره، یک دریا جهنمِ خاموش شده را دوباره برای خود روشن می‌کند. (در جلسه بعد در این خصوص مفصل بحث خواهیم نمود.)   ریخته شدن آبروی انسان حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: مشاجره، نادانی انسان را آشکار می‌کند و چیزی بر حق او نمی‌افزاید. آموختیم که دشمنی ‌با مردم رأس تمام جهل‌هاست و مشاجره این جهل بزرگ را برای دیگران آشکار می‌سازد. مشاجره علاوه بر این آبروریزی، هیچ فایده‌ای برای انسان نداشته و هیچ حقی را برای او زنده نمی‌کند، بلکه تنها محصول آن، ایجاد نفرت و جهنم است. باید این توهم شیطانی را از ذهن خود بیرون کنیم زیرا با تندی و خشونت حقی زنده نخواهد شد.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 969
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 301 ، 93/06/06

می‌دانیم که فحشاهای باطنی، بدترین نوع فواحش بوده و جهنم اخلاق، بسیار طولانی‌تر از جهنم اعمال است. گاه یک خُلق بد، انسان را چندین هزار سال در برزخ معطل نموده و به عذاب گرفتار می‌سازد.

خانواده آسمانی،جلسه 301 ، 93/06/06

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار دشمنی‌ها و مشاجرات سردی روابط عاطفی و تولید نفرت امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من زرع العداوه، حصد ما بذر»؛ هرکس دشمنی بکارد، همان را که کاشته درو می‌کند. این قانون کلی را هرگز از خاطر نبریم؛ انسان همان چیزی را درو می‌کند که کاشته است. از نگاه اهل بیت «علیهم‌السلام»، بگومگو و مشاجره به قدری زشت است که چنین افرادی را از شفاعت خود محروم می‌دارند. چرا که آثار مراء بر قلب آن‌قدر مهلک است که توان طیّ مدارج کمال را از آن سلب می‌نماید. اهل مراء و تخاصم، بعد از تولد به برزخ، عذاب‌های هولناکی را تا روز قیامت تجربه می‌کنند و در روز قیامت که تمام شیعیان چشم امید به شفاعت اهل‌بیت «علیهم‌السلام» دوخته‌اند، از چنین امتیازی نیز محروم می‌مانند. بنابراین می‌توان گفت که روحیه مراء و خصومت سبب محرومیت انسان از نگاه خداوند و خانواده آسمانی‌اش می‌گردد. وقتی دو نفر با هم به مشاجره می‌پردازند، این مشاجره، قطعا در روابط عاطفی آنها تأثیر گذاشته و محبت میان آنها را به سمت سردی و سستی سوق می‌دهد، از همین رو به کسانی که مایلند روابط گرم و عمیق خود را با همسر، فرزند، والدین، و افراد دیگر حفظ کنند توصیه می‌کنیم که کاملا هوشیارانه از روابط خود مراقبت نموده و آن را از قیل و قال، بحث، مشاجره و خصومت در امان بدارند. یک پدر و مادر آگاه، یک فرزند مؤمن و فهمیده، و یک همسر بهشتی باید قلباً باور کنند که مشاجره و قیل و قال هیچ نتیجه‌ای جز تولید جهنم در زندگی دنیوی و اُخروی آنان نخواهد داشت. بدخُلقی، بدزبانی، تکبر و خشونت، حتی اگر به از هم پاشیدگی کانون خانواده نیز نیانجامد، سبب می‌شود که انسان سلطنت خود را در قلب افراد خانواده از دست داده و گرمای محبت آنان را از خویش دریغ نماید. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که اولین و بزرگترین قربانی هر مشاجره، خود شخص قیل و قال کننده است که در حقیقت با این کار بر علیه خویش عمل نموده است. موضوع جالب اینجاست که شیطان چقدر در این امر بدیهی، باز هم ما را مورد حمله قرار می‌دهد. کسی که با قیل و قال، درگیری، غُر زدن، مچ گیری، ایراد و... سعی در حفظ محبوبیت و موقعیت خویش دارد به نتیجه‌ای عکس دست یافته و حتماً منفور دیگران خواهد شد نه محبوب آنان. تنها یک راه برای حفظ محبوبیت وجود دارد و آن رفتاری آمیخته با متانت، گذشت، مهربانی و وقار است. یک مؤمن باید آن‌قدر قدرت پیدا کند که دنیا نتواند او را له نموده و به حقارت بکشاند. کسی که در برابر دنیا زانو نزد، دیگر به قیل و قال و مشاجره نخواهد افتاد. چرا که مراء و مشاجره از ویژگی‌های انسان‌های ضعیف و کوچک است.   سقوط قلب انسان و خسران او در دنیا و آخرت حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من زرع العدوان، حصد الخسران»؛ کسی که دشمنی می‌کارد، خسران برداشت می‌کند. وقتی دنیا و لذت و شادمانی آن از بین رفت و آخرت به آتش کشیده شد، دیگر سرمایه‌ای برای انسان باقی نمی‌ماند. حماقت اهل تخاصم، صدها بار بیشتر از حماقت کسانی است که دنیا را در لذت گناهان گوناگون سپری می‌کنند و در آخرت به عذاب الهی دچار می‌شوند. چرا که اهل مراء و تخاصم، نه لذت دنیا را می‌چشند و نه لذت آخرت را. قلب، تنها دارایی هر انسانی است. اضطراب، خشم، گرفتگی، کینه و عداوت، قلب را ساقط نموده و باطن انسان را به آتش می‌کشند. وقتی کسی این تنها دارایی خود را در رحم دنیا از دست داد، دیگر سالم به برزخ متولد نخواهد شد و خسرانی از این عظیم‌تر برای هیچ کس رُخ نخواهد داد.   دست و پا زدن در جهنم اخلاق حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «بئس الزاد إلی المعاد، العدوان علی العباد»؛ چه بد توشه‌ای است برای معاد انسان، دشمنی با بندگان خدا. می‌دانیم که فحشاهای باطنی، بدترین نوع فواحش بوده و جهنم اخلاق، بسیار طولانی‌تر از جهنم اعمال است. گاه یک خُلق بد، انسان را چندین هزار سال در برزخ معطل نموده و به عذاب گرفتار می‌سازد. هر خُلق بد یک سرطان بدخیم برای روح به شمار می‌رود. آیا همان‌گونه از بیماری‌ها و سرطان‌های جسم می‌ترسیم، از سرطان‌های روح نیز هراس داریم؟ آیا کینه، تکبر، خودبینی، حسادت، زودرنجی، خصومت و... برای ما به اندازه ضعف‌های جسمی وحشت‌آور و تکان دهنده هستند؟ دشمنی و خصومت، یکی از بیماری‌های خطرناک روح است. اگر به این بیماری مهلک مبتلا هستیم، باید تصمیمی جدی و سریع برای درمان آن گرفته و به سرعت برای رهایی و نجات خود اقدام نماییم. این توهم زاییده دست شیطان است؛ من باید به گونه‌ای رفتار نمایم که کسی نتواند به من زور بگوید و یا حق مرا بخورد، من باید طوری برخورد کنم که دیگران مرا ساده و زودباور نپندارند و... همین توقعات سبب بروز اختلافات، دشمنی‌ها و کینه‌ها می‌گردد و دقیقاً نتیجه‌ای برعکس تصورات انسان برجای می‌گذارد. یک مؤمن زیرک به قدری از توهمات شیطانی، هوشیارانه و به سرعت می‌گریزد که دیگران او را ساده و زودباور می‌انگارند.   گرفتار ماندن در لُجّه نادانی حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «رأس الجهل، معادات الناس»؛ سرآمد نادانی، دشمنی با مردم است. کاری احمقانه‌تر از دشمنی با مردم در جهان وجود ندارد. مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می‌فرمایند: تمام علم اخلاق در دو کلمه جمع شده است: مرنج و مرنجان.... و این‌کار، کار آسانی نیست. اول باید بیاموزیم که حادثه‌‌ای در بخش‌های پایینی ما را از آغوش خداوند جدا نکند. اگر به خاطر امری از امورات دنیا میان ما و خداوند فاصله افتاده و از آغوش خانواده آسمانی‌مان جدا شده‌ایم، به این معناست که هنوز خداوند بزرگ تنها اله خود نپذیرفته‌ایم. فاصله گرفتن از آسمان، انسان را ضعیف می‌کند تا جایی‌ که حادثه‌ای، حرف ناحقی، ظلمی، توهینی، تحقیری و.... می‌تواند باطن ما را به آتش بکشاند. تمام مشکلات موجود در جوامع (خودکشی‌ها، جنگ‌ها، درگیری‌ها، طلاق‌ها و...) نشان می‌دهند که انسان‌ها آمادگی انفجار در لحظات عصبانیت و آتش گرفتن در میادین خصومت را دارند و هنوز بعد از سال‌ها دینداری نمی‌توانند موجود وحشی درون خود را، آرام آرام نموده و تحت کنترل خویش درآورند. از همین رو به سرعت در آتش خصومت‌ها و درگیری‌ها گرفتار می‌شوند.   والحمدالله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 968
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 300 ، 93/05/30

دیدن خوبی‌های دیگران، یک اخلاق بزرگ و الهی است. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: اگر در شما حتی یک صفت خوب هم موجود باشد، من آن را می‌بینم و به آن توجه دارم.

خانواده آسمانی،جلسه 300 ، 93/05/30

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی عدم رعایت عدالت و انصاف، عاملی برای ایجاد خصومت یکی از عواملِ ایجاد دشمنی، ایرادگیری از دیگران و سرزنش آنهاست. یکی از بیماری‌های خطرناک و شایع در وجود انسان که او را به خرده‌گیری و سرزنش دیگران وامی‌دارد؛ بی‌انصافی و بی‌عدالتی است، به گونه‌ای که او دیگر خوبی‌های دیگران را کمرنگ و بدی‌هایشان را پررنگ و بزرگ می‌بیند. رعایت عدالت و انصاف در مورد دیگران، کار آسانی نیست، زیرا خودشیفتگی‌ها و خودخواهی‌های انسان‌ها مانع بزرگی در مسیر رعایت انصاف هستند. دیدن خوبی‌های دیگران، یک اخلاق بزرگ و الهی است. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: اگر در شما حتی یک صفت خوب هم موجود باشد، من آن را می‌بینم و به آن توجه دارم. باید بیاموزیم که به راحتی عیوبِ دیگران را نبینیم و در رابطه‌ی با آنها، از نق و غر و سرزنش خودداری کنیم. مدارا کردن با دیگران و ندیدن عیوب آنان، از عوامل اصلاح قلب و همچنین اصلاح فرد و جامعه است. در روایات ما آمده است که اگر انسان، خود را حتی از یک انسانِ دیگر بهتر بداند، انسان متکبری است. بنابراین باید از همین لحظه تمرین‌های جدی خود را در دیدن مَحاسن دیگران آغاز کنیم. امامان معصومِ ما، همواره در دیدنِ خوبی‌ها و کارایی‌های دیگران پیشگام و ممتاز بوده‌اند. و اگر جوامعِ مسلمان و شیعه به چنین نگاهی دست یابند، به یقین شاهد کاهش چشمگیر سطح اختلافات خانوادگی، اجتماعی و طلاق در آنها خواهیم بود. هرگز خود را از کسی بهتر و بالاتر ندانیم. خودشیفتگی‌ها در اقشار مختلف انسان‌ها، به گونه‌های مختلفی دیده می‌شوند. اغلب در انسان‌های مذهبی، خودشیفتگی‌های مذهبی دیده می‌شود که از بدترین نوع خودشیفتگی‌هاست. در کسانی که اهل علم هستند، خودشیفتگی‌های علمی و در سطوح پایین‌تر، خودشیفتگی‌های وهمی و حسی و ... دیده می‌شود. خوب است این نکته را از خاطر نبریم که خداوند همه‌ی فواحش را حرام نموده است، هم فحشاهای ظاهری و هم فحشاهای باطنی. قُبح فحشاهای باطنی بسیار بالاتر از فحشاهای ظاهری است. پس هرگز کسی را به خاطر ابتلا به گناهان ظاهری سرزنش ننموده و خود را از آنان برتر ندانیم. شیوه‌ی صحیح انتقاد قبل از هر انتقادی، اول بیندیشیم که آیا این انتقاد لازم هست یا اینکه می‌توان از گفتن آن صرفِ نظر کرد. فراموش نکنیم که قبل از هر انتقاد، ابتدا محاسن و خوبی‌های شخص مقابل را دیده و بازگو کنیم و سپس حتی‌الامکان به طور غیرمستقیم انتقاد خود را مطرح نماییم. در روایات ما آمده است که: «الانتقاد عداوه؛ انتقاد دشمنی می‌آورد.» اما این به معنای عدمِ انتقاد در مواقعِ لزوم نیست. بلکه به معنای رعایتِ شرایطِ انتقاد و جلوگیری از بروز درگیری و اختلاف است. در هنگام انتقاد باید بسیار زیرکانه از وحدت میان انسان‌ها محافظت نموده و اگر احتمال می‌دهیم که ممکن است این انتقاد به حذفِ محور وحدت بینجامد، از آن صرف نظر نماییم. انتقاد کردن از کسانی که انتقادپذیر نیستند، کار بیهوده‌ای است. همین‌طور کسانی که احتمال تأثیر و تغییر در آنان وجود ندارد نیز از قاعده‌ی انتقاد مستثنی هستند. اما یادمان باشد که هیچ‌گاه انتقادمان را به کسی جز صاحب انتقاد نگوییم، زیرا این کار حتماً ما را به غیبتی آلوده خواهد کرد که گناهی بسیار عظیم و نابودکننده می‌باشد و قلب ما را به فساد خواهد کشاند.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 967
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 299 ، 93/05/30

به این نکته‌ی مهم توجه کنیم که هرگاه در آیات و روایات به کلمه‌ی قلب برخورد کردیم، باید بدانیم که منظور، حرکتِ جنینیِ ما در رحمِ دنیا بوده و موضوعِ مورد بحث می‌تواند حرکت ما به سمت ابدیت و نوع تولد ما را تحت تأثیر قرار دهد.

خانواده آسمانی،جلسه 299 ، 93/05/30

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار اختلاف و تفرقه (ادامه بحث جلسه قبل) 4- بروز آسیب‌ها و لطمات جبران‌ناپذیر امیرالمؤمنین «علیه السلام» خطاب به فرزندانشان می‌فرمایند: ای فرزندان من، از دشمنی کردن با مردم بپرهیزید، زیرا که آنان از دو نوع خارج نیستند؛ یا دانا هستند که با مکر و نقشه به شما ضربه می‌زنند و یا نادانند که در آسیب‌زدن به شما می‌شتابند. انسان‌های دانا شاید در زمانی کوتاه به مقابله با دشمنیِ دیگران برنخیزند. اما به دنبال مکر و نقشه‌ای خواهند بود تا به واسطه‌ی آن بتوانند با دشمنی‌ها روبه‌رو گردند. حال آنکه افراد نادان، اساساً ملاحظه‌ی قدر و اندازه‌ی انسانهای دیگر را ننموده و در پاسخ به دشمنیِ دیگران شتاب می‌کنند. و این شتاب‌زدگی، ممکن است به تولید صدماتِ جبران‌ناپذیری چون قتل بیانجامد. لذا اساساً دشمنی با دیگران، کار پسندیده‌ای نیست. حتی انسان در جایی که مورد ظلم قرار گرفته است نیز، باید از مجاریِ قانونی، برای بازپس گرفتنِ حقوق خود اقدام نماید و به طور مستقیم از دشمنی و خصومت پرهیز نماید. 5- آشکار شدن بدی‌ها امام صادق «علیه السلام»؛ از دشمنی کردن با مردم بپرهیزید، زیرا این کار ننگ و زیان در پیش داشته و عیب و بدی را آشکار می‌کند. روحیه‌ی دریدن و دشمنیِ با دیگران یک ننگ بزرگ است صدماتِ وسیعی را بر روح انسان وارد می‌سازد. علاوه بر این به دشمنی برخاستن با دیگران در محضر خداوند بزرگ و حضور خانواده‌ی آسمانی بی‌حیایی عظیمی است که به آشکار شدن بسیاری از عیوبی منجر می‌شود که خداوند آنها را بر دیگران پوشیده داشته است. 6- فساد قلب و ابتلا به نفاق امام باقر «علیه السلام»؛ با یکدیگر به خصومت نپردازید، زیرا آنها قلبِ شما را فاسد نموده و آن را به نفاق مبتلا می‌سازد. به این نکته‌ی مهم توجه کنیم که هرگاه در آیات و روایات به کلمه‌ی قلب برخورد کردیم، باید بدانیم که منظور، حرکتِ جنینیِ ما در رحمِ دنیا بوده و موضوعِ مورد بحث می‌تواند حرکت ما به سمت ابدیت و نوع تولد ما را تحت تأثیر قرار دهد. لذا انسان همان‌گونه که از بدترین دشمنان خود می‌گریزد، واجب است که از میادینِ خصومت، درگیری و مراء نیز فرار کند. فراموش نکنیم که خصومت و مراء با انسانهای کم‌ظرفیت و نادان، آنان را به خیره‌سری به لجبازی وادار نموده و قلبِ انسان را به نابودی خواهد کشاند. پدران و مادران زیرک هرگز و در هیچ شرایطی به مراء با فرزندانِ خود نپرداخته و آنان را به لجبازی و مقابله‌ی با خود وانمی‌دارند. آنان هرگز اختلافاتِ میانِ خود را نیز، در برابر فرزندان به نمایش نمی‌گذارند چرا که می‌دانند هرگونه اختلاف و درگیری میان والدین، احساس بی‌پناهی را به فرزندان القاء خواهد نمود. 7- ورود در آتش دوزخ نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»؛ «من بکی علی الدنیا، دَخَل النّار» یادمان باشد که هرگاه غم، هیجانات منفی، احساس حقارت، عصبانیت و... به سراغمان آمد، می‌توانیم با اتّکا به این جمله‌ی معجزه‌آسای پیامبر، از شرّ این جهنم‌ها برهیم، چرا که این هیجانات منفی، قلب انسان را پژمرده نموده و به قساوت مبتلا خواهد نمود. غصه خوردن‌ها، هزینه‌هایی است که در برابر امورات گوناگون پرداخت می‌نماییم. بنابراین قبل از هر غصه‌ای، کمی با خود بیندیشیم که آیا این مسئله، ارزش پرداختِ چنین هزینه‌ی سنگینی را دارد؟ فراموش نکنیم که غصه خوردن برای تلخی‌های گذشته، تمامِ لحظاتِ حال و آینده‌ی انسان را به نابودی کشانده و ارمغانی جز آتش دوزخ به همراه نخواهد داشت.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 966
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 298 ، 93/05/23

خوب است بدانیم که هیچ عبادتی در نزد خداوند بالاتر از دوری از اختلاف و درگیری نیست و هیچ معروفی زیباتر از الفت در میان قلوب انسان‌‌ها وجود ندارد. اگر حق هم با ما بود، کوتاه بیاییم و از شعله گرفتن آتشِ نزاع ممانعت کنیم.

خانواده آسمانی،جلسه 298 ، 93/05/23

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار اختلاف و تفرقه 1- غلبه و حکومت اهل باطل بر اهل حق نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «ما اختلف اَُمّهٌ بعد نبیّها، الاّ ظهر باطلها علی حقّها؛ هیچ امتی بعد از پیامبرشان، اختلاف نکردند، مگر آنکه اهل باطل آن امت بر اهل حق غلبه کردند. بروز اختلافات در هر اجتماعی (از خانواده تا جوامع بزرگتر)، نشانه‌ی شکست خوردگی اعضای آن جامعه در برابر شیطان است. قُبح اختلاف و درگیری آن‌قدر عظیم است که گاه ممکن است بنیان‌گذار یک فساد بزرگ و یا انحرافِ نابود کننده در انسانها شده و یا حتی جان میلیونها انسان را به خطر اندازد. اهل رسانه در انجام رسالات خویش، باید بسیار هوشمندانه مراقب فتنه‌انگیزی‌ها باشند، تا نکند به واسطه‌ی اخبار و اطلاعات منتشر شده توسط آنان ناآرامی در جامعه شیوع یابد. این فرمول نبی اکرم، فرمولی قدرتمند در علوم تاریخ و جامعه‌شناسی است. هرگاه امتی به اختلاف تن دادند، آن‌قدر ضعیف می‌شوند که اهل باطل بر آنان قدرت خواهند یافت. روایات ما، مکرراً انسان را به خوش‌بینی و توجیه‌های مثبت در برابر عملکردِ بد دیگران دعوت می‌کنند تا بدین وسیله، راه نزاع و درگیری را در جوامع مسلمان ببندند.   2- دور شدن دل‌ها از یکدیگر نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»: «لا تختلفوا، فاختلف قلوبکم؛ با هم ناسازگاری نکنید، چرا که دلهایتان با هم ناسازگار می‌شوند.» اختلاف‌های مکرر، محبت را از دل‌های انسان‌ها زدوده و آنان را از هم دور می‌نماید. یک پدر و مادر زیرک هرگز با رفتارهای تندِ بی‌موقع و نگاه‌های خشم‌آلودِ مکرر، دل‌های فرزندان‌شان را از محبت خالی ننموده و آنان را از خویش نمی‌رانند. چرا که قربانیانِ اصلی این رفتارهای تند را کسی جز خویش نمی‌دانند. پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله و سلم»، نمونه‌ی کاملی از رحمت و رأفت بر مردم بودند. چرا که اگر الگوی دین، کسی جز ایشان بود، حتی با معجزه‌های بی‌شمار نیز نمی‌توانست در مدتی کوتاه، امت بزرگی را به اسلام مشرّف نماید. اساس و خمیرمایه‌ی دین، رحمت است و جز با رحمت نمی‌توان کسی را به دین وارد نمود. علت پایداری اسلام، تنها التزام آن به اخلاق است و هر جا که دین، دچار آسیب شد، به علت دورماندنِ مسلمانان از حریمِ اخلاق اسلامی بوده است. اگر امروزه شاهد غلبه اهل کفر بر میلیاردها مسلمان هستیم تنها یک دلیل دارد؛ اختلافِ میان مسلمانان. خوب است بدانیم که هیچ عبادتی در نزد خداوند بالاتر از دوری از اختلاف و درگیری نیست و هیچ معروفی زیباتر از الفت در میان قلوب انسان‌‌ها وجود ندارد. بنابراین در هر جا که بوی اختلافی حس کردیم، اگر حق هم با ما بود، کوتاه بیاییم و از شعله گرفتن آتشِ نزاع ممانعت کنیم.   3- نابودیِ جوامع امیرالمؤمنین «علیه السلام» فرمودند: «لا یزالُ هذا الامر فی بنی امیه، ما لم یختلفوا بینهم؛ بنی امیه تا زمانی که با هم اختلاف نکنند، حکومتشان ادامه خواهد داشت.» نابودی دولت‌ها، تمدن‌ها، حکومت‌ها، جوامع، خانواده‌ها و... زمانی اتفاق می‌افتد که در میانِ آنان اختلاف و درگیری به وجود آید. اختلاف، راه برکات و خیر الهی را در جامعه (از خانواده تا جوامع بزرگتر) خواهد بست. و بالعکس وحدت و رحمت در میان جوامع، برکات الهی را به سمت آن جلب خواهد نمود.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 965
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 297 ، 93/05/23

اما نکته‌ی بسیار جالب و کلیدی آن است که بدانیم هرگاه نتوانستیم مانع ورود یک فکر منفی به قلب‌مان شده و برخلافِ آن عمل نماییم، در حقیقت دچار ضعف و سستی ارتباط با الله و خانواده آسمانی شده و روحمان به ضعف گرائیده است.

خانواده آسمانی،جلسه 297 ، 93/05/23

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی شیطان؛ اولین و مهمترین عاملِ پرواز انسان مراقبت از وحدت، نه تنها در نمای کلّی جامعه، امری لازم و ضروری است، بلکه حفظ هر رابطه‌ای از اختلاف و درگیری، (حتی ارتباط میان دو نفر) از مهمترین مراقبات در زندگی هر انسانی است. این مسئله به قدری حائز اهمیت و ارزش است که خداوند در قرآن به واسطه‌ی رسول خویش، برای تک تک بندگانش، پیغامی می‌فرستد؛ «قل لعبادی، یقول الّتی هی أحسن، إنّ الشّیطان ینزغ بینهم؛ به بندگانم بگو، با بهترین کلمات با یکدیگر سخن بگویند، زیرا شیطان میان آنان را برهم خواهد زد.» (سوره اسراء، آیه 53) می‌دانیم که شیطان از مظاهر رحمت الهی است و به تعبیر اولیای الهی، تمام مقاماتی را که انسان کسب نموده و خواهد نمود، همه و همه به برکت وجود اوست. مسئولیتِ اصلی شیطان در زندگی انسان‌ها، تولید جریانات مخالف (تضاد) به عنوان باشگاههای تمرینی قدرتمند برای کسب کمالات انسانی برای آنهاست. او در انسان، وسوسه تولید می‌کند و اگر کسی برخلافِ جهت این وسوسه‌ها حرکت نمود، امتیاز جدیدی کسب نموده و قدرتِ بیشتری کسب می‌نماید. اساساً عشق به الله و خانواده آسمانی در انسان تثبیت نشده و هیچ اسمی از اسماء الهی در او به فعلیّت نمی‌رسد مگر آنکه او در باشگاهی که شیطان برایش تدارک دیده است وارد شده و از آن برای اوج گرفتن و پرواز کردن استفاده نماید. از فعالیت‌های اصلی شیطان، تولید افکار منفی نسبت به دیگران، حتی نسبت به خدا، معصومین، مقدسات و انسانهای خوب در ذهن انسان است. از ویژگی‌های این افکار منفی آن است که انسان با توجه به این نکته که این افکار زائیده دست شیطان است و منسوبِ به او نمی‌باشد، می‌تواند به سادگی از کنار این افکار رد شده و به سمت کمال مطلق و آغوش خانواده آسمانی خویش، با سرعت حرکت نماید. اما اگر این افکار را به خویش نسبت داده و آنها را بپذیرد و در جهتِ موافقِ آن حرکت نماید، قطعاً از آغوش الله و خانواده آسمانی‌اش، فاصله خواهد گرفت. انواع تولیدات منفیِ شیطان در ذهن انسان، در قرآن به چهار دسته‌ی زیر تقسیم می‌شوند؛ 1- حمله از جلو؛ ایجاد اضطراب و ترس از آینده 2- حمله ازعقب؛ به تصویر کشیدن مداومِ گذشته‌های گناه آلودِ خودمان و یا دیگران 3- حمله از چپ؛ دعوت به معصیت‌های گوناگون 4- حمله از راست؛ کمالات انسان را به او نسبت داده و از آنها به عنوان دامی برای عُجب، غرور و بیماری‌های دیگر استفاده می‌نماید. از خصوصیات تمامِ این حمله‌ها، تولید غم، احساس پوچی، دلهره، اضطراب، ترس، ناامیدی، جدایی، اختلاف، خشونت، قهر و ... است. به محض دریافت چنین احساساتی، باید خود را در معرض حمله‌ی شیطان دیده و از آن معرکه‌ی مُهلک بگریزیم. پذیرش این افکار و نسبت دادن آنها به خودمان، در حقیقت توقف در میدان حمله‌ی شیطان و نابودشدن به دستانِ اوست. بالعکس عدم پذیرش هر فکر منفی و عمل نمودن برخلافِ جهت آن، امتیازی جدید و رشدی سریع به سوی الله محسوب می‌شود که قرآن از آن به دشمنی کردنِ با شیطان تعبیر می‌کند؛ «انّ الشّیطان لکم عدوّ، فاتّخذه عدوّا...» (سوره فاطر، آیه 35)   نفس؛ دومین عامل صعود انسان در سیر الی الله به غیر از شیطان که موجودی خارجی برای تولید فکر در انسان است و به نوعی، حریفِ تمرینیِ او برای اوج گرفتن محسوب می‌شود، نفس اماره نیز عاملی درونی است که دستاویز‌های شیطان در درون انسان به شمار می‌رود. نفس، انسان را به فتنه‌انگیزی، تنش، خشونت، تحقیر، سرزنش، قهر، غیبت، تهمت، خبرچینی و... دعوت می‌کند. شیطان با تولید افکار منفی این احساسات را در نفس زنده نموده و به آنها دامن می‌زند. انسان برای دور ماندن از اختلافات و حفظ دوستی‌ها و عشق‌ها، باید بیاموزد که جلوی وسوسه‌های نفس و شیطان بایستد و درست در خلاف جهت آنها حرکت نماید. در صورت عدمِ مقاومت در برابر این وسوسه‌ها، دوستی و عشق‌های انسان به سرعت از دست خواهد رفت.   ریشه‌ی اصلی ناپایداریِ عشق‌ها و محبت‌ها دختران و پسران، به راحتی می‌توانند برای تولید عشق در دیگری، موفق باشند. اما عدم مهارت‌یابی آنان در مبارزه با حملات و افکار منفیِ تولید شده توسط شیطان، سبب می‌شود که نتوانند این عشق را حفظ نموده و از یکدیگر متنفر می‌شوند. از همین رو، آمار جهانی طلاق، روز به روز در حال افزایش است. اگر انسان‌ها، عشق‌ها و محبت‌های خود را بر پایه‌ی خصوصیات و کمالات انسانی و شخصیتی (اخلاقیات و اعتقادات) بنیان نهند، قطعاً به عشق‌های ماندگار و پایداری دست یافته‌اند. اما اگر اساس انتخابِ عشق، خصوصیات شخصی (زیبایی، ثروت، موقعیت اجتماعی و ... ) باشد، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، می‌توان گفت که بیش از 1 تا 15 ماه دوام نخواهد داشت.   راهکارهای عملی برای مهربان‌تر شدن در گذشته آموختیم که لازمه‌ی دریافتِ هر کدام از اسماء خداوند، قبل از هر اقدامی، دریافتِ اسم رحمان است. هر چه نام رحمان بیشتر در انسان تجلی می‌یابد، او نسبت به تمام آنچه در پیرامونش است (گیاهان، حیوانات، اشیاء، انسان‌های دیگر...) روز به روز مهربان‌تر می‌گردد. درست در لحظه‌ای که رحمت در انسان متوقف می‌گردد، سیر إلی الله نیز در او متوقف می‌شود. برای مهربان‌تر شدن، لازم است که؛ اولاً انسان بر مجموعه‌ی کشش‌هایی که او را به سمت اختلاف انگیزی با دیگران (خدا، فرشتگان، معصومین، افراد خانواده، انسان‌های دیگر و ...) دعوت می‌کند غلبه نموده و ثانیاً دائماً به این موضوع توجه داشته باشد که اطرافیان او نیز ممکن است تحت تأثیر نفس و شیطان، به سمت اختلاف و درگیری ترغیب شده باشند. بنابراین لازم است درست در زمان‌هایی که آنها را تحت حمله‌ی نفس و شیطان یافت، کاملاً هوشیارانه و آرام رفتار نموده و مراقب باشد تا آتشی در این میان شعله نگیرد. بنابراین انسانی که می‌خواهد اسم رحمان را دریافت نماید و هم درجه‌ی خانواده‌ی آسمانی‌اش به آنان ملحق گردد، اولاً باید دائماً مراقب باشد که قلبش در آرامش و سِلم با دیگران بوده و از سوی او هرگز آتشی برنخیزد. ثانیاً مراقب باشد زمانی که دیگران در معرض آتش گرفتن هستند، تا جایی که می‌تواند در فرونشاندن آن آتش تلاش نماید، نه آنکه خود نیز به خشم آمده و به این آتش دامن بزند. درست به همین دلیل است که روایات ما، تجهیزِ به حلم را امری ضروری دانسته و تأکید نموده‌اند که اگر انسان مجهز به حِلمی نباشد که بتواند به واسطه‌ی آن جهل جاهلان (آتش تولید شده توسط جاهلان) را رد نماید، هیچ عملی برایش باقی نمی‌ماند.   اطاعت از الله و رسول = قدرت گرفتن روح = رسیدن به رحمت و رأفت برای رسیدن به مقام رحمت و حلم، اولین قدم، غلبه بر تمام انواع خودخواهی‌ها و خودشیفتگی‌های بیهوده است. به گونه‌ای که در هیچ کمالی (حتی کمالات اخلاقی و معنوی) خود را از دیگران برتر نبیند، چرا که خودخواهیِ نفس، عامل اصلیِ بروزِ اختلافات و  درگیری‌هاست. ذکر الحمدلله، درمانی معجزه‌گر برای خودشیفتگی و غلبه‌ی انسان بر نفس است. الحمدلله، انتسابِ تمام کمالات به الله است، به طوری که دیگر جای هیچ تکبری در وجود انسان باقی نمی‌ماند. غلبه بر خودشیفتگی‌ها، کار آسانی نیست و نیاز به تمارین جدّی و مراقبت‌هایِ خاص دارد. در جلسه گذشته با آیه‌ی زیر آشنا شدیم؛ «و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا، فتفشلوا، تذهب ریحکم و اصبروا، انّ الله مع الصّابرین» (سوره انفال آیه 46) و آموختیم که اطاعت از خدا و رسول، عاملی مؤثر در غلبه‌ی انسان بر خودشیفتگی‌هایش می‌باشد، زیرا محور اطاعت دیگر خداوند و رسول او می‌باشند نه خود طبیعی‌ انسان. اما نکته‌ی بسیار جالب و کلیدی آن است که بدانیم هرگاه نتوانستیم مانع ورود یک فکر منفی به قلب‌مان شده و برخلافِ آن عمل نماییم، در حقیقت دچار ضعف و سستی ارتباط با الله و خانواده آسمانی شده و روحمان به ضعف گرائیده است، به همین سبب نیز یک فکر منفی تولید شده توسط شیطان توانسته، روحمان را بر زمین بکوبد. بنابراین به محض آنکه دچار مشکلات روحی و اخلاقی شدیم (فتفشلوا) و یا در ارتباطمان با خودمان و انسان‌های دیگر کلافه، بی‌طاقت شده و آرامش‌مان را از دست دادیم، اگر دیگران از ما دلگیر و عصبانی‌اند و دوستمان ندارند، اگر عزت و آبروی‌مان در خطر است و ... باید بدانیم که روح ما تضعیف شده و ارتباطمان با آسمان سست گردیده است. تنها راه چاره در چنین مواقعی، دریافت خوراک های معنوی است، شنیدن مباحثِ معرفتی و اخلاقی، مطالعاتِ معرفتی، تلاوت و تفکر در قرآن، ذکر، نماز و ... «ذکرالله، قوت الارواح» یاد خدا، خوراک قلب انسان است. قلبی که به موقع خوراک‌های خود را دریافت می‌کند، سالم، آرام و با انرژی است و تمام بیمار‌هایی که ناشی از پذیرش افکار منفی است، به آسانی از بین رفته و درمان می‌شود. ساختار روح کاملاً ریاضی است و به محض بروز مشکل، خود ما می‌توانیم درمانگرش باشیم. بروز مشکلاتِ روحی و اخلاقی در حقیقت به منزله‌ی کاهش ارتباطِ مؤثر و قدرتمند با غیب و دریافت رحمت، عزت، شخصیت، و قدرت از آسمان است. فراموش نکنیم کسی که از آسمان قدرت می‌گیرد، چیزی در زمین تکانش نخواهد داد. انسانی که رحمت، عزت و عاطفه را از آسمان دریافت می‌کند، حتی اگر محبت و رحمتی نیز از دیگران دریافت نکند، باز هم به سادگی همگان را از سرچشمه‌ی رحمت و محبت خود سیراب خواهد کرد. احساسِ نیاز ما به زمین و اهل زمین نشانه‌ی عدم دریافتِ آنها از آسمان است، چرا که ما می‌توانیم هر نوع نیازی را در زمین، از آسمان تأمین کنیم، به شرطی که ارتباط ما با آسمان صحیح و حقیقی باشد. اگر حقیقتاً به دنبال شادی می‌گردیم، اگر به دنبال قدرتی هستیم که به واسطه‌ی آن چیزی در زمین تکان‌مان ندهد، باید از دنیا و اموراتِ آن بزرگتر شویم، تنها کسی می‌تواند در برابر آسیب‌های دنیا (از دست دادن عزیزان، بیماری، توهین‌های دیگران، برشکستگی و ...) آرام باشد که ثروت قلب او و دارایی‌های انسانی‌اش بزرگتر از دنیا باشد. اگر کسی بزرگتر از دنیا شد، شرم دارد از آنکه به واسطه‌ی امری از امورات دنیا عصبانی و یا غمگین گردد و این خشم و غم را برای خود بی‌آبرویی و فحشای بزرگی می‌داند. ذاتِ ایمان و دین (اطاعت از الله و رسول) رسیدن به شادی، آرامش، قدرت، استحکام، عزت و شخصیت است. و هر نوع ناآرامی، نشانه‌ی ضعف ایمان. محال است انسان با یاد خدا و با حضور قلب در برابر دنیا به ذلت و غم دچار گردد. یادمان باشد، که تنها با یاد الله جان‌ها آرام می‌گیرند. تنها جانی که با بی‌نهایت پیوند می‌خورد، دیگر جیفه‌ای از دنیا نمی‌تواند آرامش را از او بگیرد.   صبر برای حفظ وحدت = معیّت با خدا حفظ عشق و وحدت میان ما و خودمان، ما و خانواده آسمانی‌مان، ما و دیگر انسان‌ها و ... نیاز به فداکاری و از خودگذشتگی دارد. و «پا روی خودگذاشتن»، کار آسانی نیست. اساساً به همین دلیل خداوند در پایان آیه می‌فرماید؛ «واصبروا، انّ الله مع الصّابرین». اگر برای دوری از اختلاف و درگیری، صبر کردید و با فداکاری، روی خودِ طبیعی‌تان پا گذاشتید، مژده‌ی بزرگ خداوند بر شما مبارک، خداوند همراه شما و در معیّت شما خواهد بود... دیگر می‌توانید ادامه‌ی راه را به او بسپارید... «صبر» لازمه‌ی حفظ وحدت چه در نظام فردی (با خدا و اهل بیت و بهشتیان) و چه در نظام اجتماعی (با انسان‌های دیگر) است. به خاطر وقار اسلام، صبر کنیم. به خاطر آبروی خانواده آسمانی‌مان، متین و باوقار زندگی کنیم تا اگر کسی به ما رسید، بگوید درود بر دین اسلام و الگوهای آن. فراموش نکنیم که برای تجهیز شدن به سلاح «صبر» باید مدام از آسمان استمداد نموده و انرژی دریافت نماییم.   والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 964
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 296 ، 93/05/16

نصف شخصیت یک عاقل «تحمل» و نیم دیگر آن «تغافل» (خود را به غفلت زدن) است. مُچ‌گیری از دیگران، پاسخ دادن به هر کلامی و شرکت کردن در هر مباحثه‌ای نشان‌دهنده‌ی ضعف ایمان انسان است.

خانواده آسمانی،جلسه 296 ، 93/05/16

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی خودشیفتگی، ریشه‌ی مشترک تمام اختلافات و درگیری‌ها تمام انسان‌ها موظفند، روح خویش را از صفتِ دریدن دیگران و حمله‌ی به آنان رها و آزاد کنند. اصولاً اختلافات میان انسان‌ها در میان کسانی به درگیری می‌انجامد که بی‌ایمان و یا سست ایمان بوده و تنها خود را با عیوب دیگران مشغول می‌دارند، اما تحمل شنیدن یک عیب از عیوب خود را نیز ندارند. چنین انسان‌هایی را شهوت‌های گوناگون (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ...) به گونه‌ای احاطه نموده است که حتی یک ساعت نیز تحملِ تنهایی و خلوتِ با خدا را ندارند و همیشه از خویش به جمع پناه می‌برند، زیرا از روبه‌رو شدن با خودِ حقیقی‌شان و از تنها ماندنِ با الله می‌هراسند. اختلافات و درگیری‌های سیاسی، جناحی و... که رسانه‌ها و روزنامه‌ها به آنها دامن می‌زنند، آرامش را از جامعه سلب می‌کند. اما فراموش نکنیم که آرامش و شادی حق طبیعی و مسلّمِ مسلمانان در یک جامعه اسلامی است و اساساً هر نوع اختلافی، این حقِ طبیعی را از جوامع اسلامی خواهد ربود. اما یک نکته مهم که در تمام اختلافات و درگیری‌ها مشترک است، آن است که ریشه‌ی تمام اختلافات، خودخواهی‌ها و خودشیفتگی‌های انسانهاست. جهنم «خود» جهنم بسیار عمیقی است که منشأ تمام ناآرامی‌های انسان‌هاست که در این مبحث، فرصتِ اشاره به مصادیق متعدد آن وجود ندارد.   تمرین برای درمان خودشیفتگی برای حذف خودشیفتگی از نفس، صرفِ موعظه شنیدن کافی نیست، بلکه، نیاز به تمرین و تلاشِ مستمر و جدی دارد. همانگونه که در جلسات گذشته برای رسیدن به خیال پاک و ارتباط با غیب تمارینی را آموختیم، باید با تمرین‌های مربوط به حذف خودخواهی و خودشیفتگی نیز آشنا شویم. برای این منظور باید کلام خویش را کنترل کنیم. قبل از اَدای هر سخنی، با خود فکر کنیم که آیا می‌توانیم این جمله را نگوییم؟ آیا واقعاً ایرادِ این کلام ضروری است؟ اگر پاسخمان منفی بود، از گفتنِ آن کلام بپرهیزیم. با این تمرین، باید هر روزی که می‌گذرد از تعداد کلماتِ مورد استفاده هر روز ما، کاسته گردد. باید کلام خود را به گونه‌ای کنترل کنیم که در هیچ بحثی که ضروری نیست و یا در آن تخصصی نداریم، ورود نکنیم. «ما یلفظ من قولٍ الاّ لدیه رقیبٌ عتید؛ سخنی بر زبان نیاورده جز آنکه هماندم فرشتگان مراقب و آماده آن را می‌نگارند.» (سوره ق، آیه 18) طبق این آیه، به محض اَدای کلامی از انسان، فرشته‌های نگهبان آن را ثبت خواهند نمود. پس کمی جدّی‌تر از زبانمان مراقبت کنیم! جمع‌های خانوادگی باید گرم و پرمحبت باشند، سعی کنیم آن را با مباحث بیهوده و درگیری‌های سیاسی آلوده ننماییم. باید مراقب باشیم تا هرگز یک طرف از طرفینِ دعواها و درگیری‌ها، ما نباشیم! هرگز فراموش نکنیم که پاسخ بسیاری از کلمات، سکوت است؛ «رُبَّ کلامٍ جوابُهُ السّکوت» قبل از پاسخ‌ به هر کلامی، ابتدا فکر کنیم که آیا این کلام، واقعاً پاسخی می‌طلبد یا اینکه می‌توان سکوت کرد و چیزی نگفت. نصف شخصیت یک عاقل «تحمل» و نیم دیگر آن «تغافل» (خود را به غفلت زدن) است. مُچ‌گیری از دیگران، پاسخ دادن به هر کلامی و شرکت کردن در هر مباحثه‌ای نشان‌دهنده‌ی ضعف ایمان انسان است. خوب است بدانیم که زشت‌ترین چهره‌ی نفس انسان، درست در حالتی است که با دیگران به درگیری و مشاجره می‌پردازد. حیا کنیم از اینکه، زبانمان، شمشیرِ بُرنده‌ی جان دیگران شود.   نافرمانی خداوند = از دست رفتن قدرت و استحکام = اختلاف و تفرقه «و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا، فتفشلوا و تذهب ریحکم، واصبروا، انّ الله مع الصّابرین؛ و همگی با روح وحدت پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع را نپویید، زیرا در اثر تفرقه عظمتِ شما نابود می‌شود (سست می‌شوید) و خاصیت خود را از دست می‌دهید. صبور باشید که خدا همیشه با صابران است.» (سوره انفال، آیه 46) توجه به این آیه نشان می‌دهد که اگر انسان‌ها واقعاً مطیع خدا و پیامبرش بودند، این همه اختلاف در میان آنان دیده نمی‌شد، بنابراین اول باید نافرمانیِ خدا و رسول را کرد، تا بتوان به انسان درّنده و درگیر شونده‌ای تبدیل شد. اختلافات و درگیری‌ها باعث سست شدن و پراکنده شدن شیعیان شد تا جایی که کشته شدن 11 امام را دیدند و حرکتی از خود به خرج ندادند. امروز همین اختلافات شیعیان است که 1180 سال امام زمان «علیه السلام» را در غربت و آوارگی نگه داشته است. کاش به خاطر تنهایی امام زمان هم شده، از کشمکش‌ها و اختلاف‌ها دوری کنیم. هرگونه نافرمانی خدا و رسول، چه در نظام خانواده و چه در نظام جامعه، سبب عدم استحکام آن خانواده و یا اجتماع می‌گردد. به گونه‌ای که این خانواده و یا جامعه خاصیت و قدرت خود را از دست داده و به خوراکِ مناسبی برای دشمنان تبدیل می‌گردد. اتحاد مسلمانان، خنده‌ی آسمان را برمی‌انگیزد و تمام مغفرت و رحمتِ خداوند را جلب می‌کند. مسلمانان باید آگاه به زمان خود بوده و موقعیت‌شناس باشند و در هیچ شرایطی اتحاد خویش را از دست ندهند. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «العالمُ بزمانِهِ، لا تهجمُ علیه اللوابث؛ کسی که زمان خود را خوب می‌شناسد، خطرات و انحرافات، هرگز به او هجوم نمی‌آورند.» خوب است بدانیم که خداوند گناهکارانی را که اهل اتحادِ اجتماعیِ مسلمانان‌اند، می‌آمرزد، اما اهل عبادتی را که به اتحاد اجتماعی مسلمانان احترام نمی‌گذارد، به خواری و ذلّت می‌کشاند. والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 962
زمان انتشار: 25 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 295 ، 93/05/16

امیرالمؤمنین «علیه السلام»، التزام به کلمه‌ی اخلاص را نیز محورِ اتحاد میان انسانها می‌داند. اگر همه‌ی انسان‌ها به حقیقت لا اله الا الله پایبند بوده و دلبرهای محدود را به این اِله بی‌نهایت ترجیح نمی‌دادند، مَحال بود به جنگ و درگیری دچار شوند.

خانواده آسمانی،جلسه 295 ، 93/05/16

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی لزوم وحدت و پرهیز از اختلاف از نگاه قرآن و معصومین «علیهم اسلام» قرآن کریم در آیات متعددی به همگان اعلام می‌دارد که در هنگام رویارویی با اختلافات به خداوند، رسول و صاحبان امر رجوع نموده و از آنها برای حل اختلافات و رفع مشکلات یاری بجویند. اگر همه‌ی انسانها از یک مرجع واحد تبعیت کنند، دیگر فرصتی برای به هم خوردن وحدتشان وجود ندارد. تعداد این آیات و روایات بسیار زیاد است که در این مبحث مجالِ برشمردن همه آنها نیست، اما این نکته مهم در تمام این منابع مستتر است؛ رجوع به مراجع تخصصیِ معصوم، حافظ وحدت میان انسانها و مانع تفرقه‌ها، درگیری‌ها و اختلافاتِ میان آنان است. به حدیث معتبر و مُسنّدِ غدیر توجه کنید؛ «انّی تارکٌ فیکُم الثَّقَلَین، کتاب الله و عترتی، ما إن تمسکتم بهما، لن تضلّوا بَعدی أبدا، لن یفترقا حتی یَردا علیَّ الحوض» پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» در این حدیث قرآن و معصومین «علیهم السلام» را به عنوان دو عامل هدایت انسانها معرفی نموده و اعلام می‌دارند که این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند، تا اینکه به حوض کوثر، بر پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» وارد گردند. همه‌ی اختلافات و انحرافاتِ میان مسلمانان درست از زمانی آغاز شد که آنان به یکی از این دو متمسک شده و دیگری را رها نمودند، حال آن‌که رسولِ خدا «صلی الله علیه و آله و سلم» تمسّکِ همزمان به هر دوی این عوامل را عامل سعادت و هدایت انسان‌ها می‌داند. و اساساً منشأ تمام اختلافات سیاسی- علمی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و ... نیز چیزی جز این نیست. اگر انسانها همواره حرمتِ قرآن و رسول و عترتِ او را نگه می‌داشتند، هرگز جهان اسلام به این حجم عظیم از گرفتاری‌ها، فتنه‌ها، اختلافات مبتلا نمی‌گشت. طبق اصل اصالت تخصص، همه انسانها در تمام طول تاریخ، برای بهره‌برداری از هر سیستمی به سازنده آن سیستم و متخصصینی که از سوی سازنده‌ی آن، دارای نمایندگی مجاز می‌باشند، مراجعه می‌کنند. اما نکته‌ی عجیب در این موضوع آن است که همین انسان‌ها، در هنگام برخورد با خودشان به عنوان اشرفِ مخلوقات و در ارتباط با انسان‌های دیگر، به سراغ سازنده و منابع تخصصی اعلام شده از سوی این سازنده نمی‌گردند تا مهارت‌های لازم را برای ارتباط با این موجود پیچیده و عظیم بیاموزند. و اساسِ محاکمه‌ی قیامت نیز، چیزی جز اصل اصالت تخصص و عدم مراجعه‌ی بشر به منابع تخصصیِ لازم در برخورد با خودِ حقیقیِ‌شان نیست. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «نحن حبل الله الذی قال؛ و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقّوا؛ ما آن ریسمان محکم الهی هستیم که خداوند فرمود؛ به ریسمان محکم خداوند چنگ زنید و از آن متفرق نشوید.» آیا بشر از این منبع تخصصیِ قدرتمند و معتبر الهی، برای تنظیم ارتباطات و کسب مهارت‌های لازم استفاده نموده است؟ گرفتاری‌ها و مشکلات بشر، ریشه‌ای جز عدمِ شناخت معصومین «علیهم السلام» و مراجعه به آنان ندارد.   اختلاف و درگیری؛ نوعی از عذاب‌های الهی در سوره‌ی انعام، آیه 65 خداوند مصادیق انواع عذاب‌ها را برای انسان‌ها، برمی‌شمرد؛ «قل هوالقادر علی أن یبعث علیکم عذاباً من فوقکم أو من تحت ارجلکم، أو یلبسکم شیعاً و یذیقُ بعضکم بأس بعضٍ أُنظر کیف نصرّف الآیات لعلّکم یفقهون؛ بگو، خداوند تواناست تا بر شما عذاب و بلایی از آسمان و زمین فرستد و یا شما را به اختلافات و پراکندگی در افکند و بعضی را به عذاب بعضی دیگر گرفتار کند. بنگر چگونه‌ ما آیاتِ خود را به طُرقِ مختلف بیان می‌کنیم باشد که مردم چیزی را درک کنند.» در این آیه تفرقه به عنوان نوعی از عذاب‌های الهی معرفی شده است. بنابراین تفرقه در هر جایی (خانواده، جامعه، میان کشورها و ملت‌های گوناگون، میان مذاهب و ادیان مختلف و ...) به سبب تولید ناآرامی‌های روانی و آثار متعدد و زیانبارش، خود یکی از عذاب‌های الهی به شمار می‌رود، به‌گونه‌ای که هرگاه مردم از خدا و رسول و اطاعت آنان فاصله گرفتند، حاکمان ظالم بر آنها مسلط شده و تا می‌توانستند بر آنان ستم روا می‌داشتند. امام باقر «علیه السلام»، مفهوم عبارت «یلبسکم شیعا» را پراکندگی در دین و اَنگ زدن آنان به یکدیگر معرفی می‌نماید. و این همان چیزی است که امروزه در جهان به وضوح دیده می‌شود. سفارش اکید ائمه «علیهم السلام»، پرهیز از هر گونه اختلاف در میان مسلمانان و حتی میان مسلمانان و مذاهب و ادیان دیگر است. به طوری که توصیه می‌کنند «با اتکا به کوچکترین نقاط مشترک میان خودتان» از تفرقه و اختلاف جلوگیری کنید. اما با نهایت تأسف، امروزه شاهد اختلاف روزافزون گروهی از شیعیان و اهل تسنن هستیم، که بسیار جاهلانه و با بی‌توجهی به فرمایشات معصومین «علیهم السلام» به اختلافات و درگیری‌ها دامن زده‌اند.   پرهیز از اختلاف به خاطر حفظ متانت و وقار اسلام حضرت علی «علیه السلام» در ضرورت وحدت فرمایشی دارند که توجهِ عمیق به این سفارش، حتماً انسان را به ترک هر نوع اختلافی (خانوادگی، شغلی، اجتماعی، مذهبی، سیاسی و...) موفق خواهد نمود. لطفاً کمی با دقت بیشتری به این سفارش دل بسپارید: باید که اسلام و متانتِ آن، شما را از ستمگری و یاوه‌گویی نسبت به یکدیگر باز دارد، و یک سخن و متحد شوید به دین خدا، که هیچ دینی جز آن از کسی پذیرفته نمی‌شود، و به کلمه‌ی اخلاص، که جان‌مایه و اساسِ دین است ملتزم شوید. امیرالمؤمنین «علیه السلام» به واسطه‌ی این کلامِ کاملاً سنجیده می‌خواهند قدرتی در انسان‌ها تولید کنند تا به واسطه‌ی آن از اختلافات و درگیری‌ها بپرهیزند. اگر کسی به چنین قدرتی دست یابد، به یقین به سرچشمه‌ی خیراتِ عظیمی دست یافته است. و این قدرتِ بازدارنده، همان حرمتِ اسلام، وقار اسلام و آبروی اسلام است. علی «علیه‌السلام» از ما می‌خواهد به خاطر حفظ آبرو و متانت اسلام با یکدیگر درگیر نشده و در موردِ هم، یاوه‌گویی نکنیم. امیرالمؤمنین که خود پرچمدار وحدت در جامعه است، به مردم توصیه می‌کند که به‌خاطر آبروی اسلام در جامعه اختلاف ایجاد نکنید. ما به حرمت پدر و مادر زمینی خود و حفظ آبروی آنان از بسیاری از کارها پرهیز می‌کنیم. آیا برای حفظ حُرمت اسلام و آبروی خانواده‌ی آسمانی‌مان، حاضریم از یاوه‌گویی و اختلاف‌ها دوری کنیم؟ امیرالمؤمنین «علیه السلام»، التزام به کلمه‌ی اخلاص را نیز محورِ اتحاد میان انسانها می‌داند. اگر همه‌ی انسان‌ها به حقیقت لا اله الا الله پایبند بوده و دلبرهای محدود را به این اِله بی‌نهایت ترجیح نمی‌دادند، مَحال بود به جنگ و درگیری دچار شوند. حرکت همه‌ی انسانها به سمت اِله نامحدود و مشترک، جای هیچ اختلافی را در جوامع بشری باقی نمی‌گذارد.   والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed