www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1075
زمان انتشار: 4 دسامبر 2014
| |
غمِ تولدِ سالم، غم مبارکی است

راه های مبارزه با غم (جلسه 20)، 92/11/12

غمِ تولدِ سالم، غم مبارکی است

برای کسی که به آخرت یقین دارد (و بالأخِرَه هُم یوقِنون)، فعلِ غصه خوردن برای دنیا، ذاتاً قبیح و ناپسند است. به گونه‌ای که اگر برای اموراتِ غیرِ آخرتی به غصه، اضطراب، هیجان، عصبانیت، رنجش و ... مبتلا شود، همین ابتلا و درگیریِ او برایش دردآور و آزاردهنده است، نه اصلِ موضوعی که او را تحت تأثیر قرار داده است.

در جلسه قبل آموختیم که یکی از غم‌‌های خوب، غمِ نفس و مراقبت از آن است که طبق روایت امیرالمؤمنین(علیه السلام)، هر کس به آن مبتلا گردد، خداوند چشمان او را روشن نموده و در سرای ابد جای خواهد گرفت. در این بحث به شرحِ بیشتری از این غمِ خوب، می‌پردازیم. غمِ مبارکِ تولد سالم پدر و مادری را تصور کنید که منتظر تولد فرزندشان هستند؛ آنها علیرغم تمام مراقبت‌هایی که قبل و حین بارداری انجام داده‌اند، بازهم نگران تولدِ سالم نوزادشان می‌باشند. چنین اضطراب‌ها و غمهایی، جزء همّ‌های مثبت به شمار آمده و باطن‌شان شادی‌آور است، چرا که هم کفّاره گناهان آنهاست و هم برای آنها، عبادت محسوب می‌شود. حال این مثال را با هر کدام از خودمان که در انتظار تولد به آخرت هستیم، قیاس نماییم. دلشوره‌های یک انسان با بخشِ فوقِ عقلانیِ فعال، نسبت به تولد سالمش، دقیقاً مانند اضطراب و نگرانی پدر و مادریست که منتظر تولد نوزادشان هستند. این دلشوره به قدری زیاد است که مؤمن را به دعا وادار می‌کند؛ اللهم أخرجنی من الدّنیا سالما. چنین غم‌هایی که انسان، نسبت به بیماری‌های نفس و یا گناهانی که به آن آلوده شده و مشکلاتی که تولد سالم او را تحت تأثیر قرار می‌دهند، متحمل می‌شود، تولیدکننده شادی‌های بسیاری برای او خواهند بود. کسی که حقیقتاً نگرانِ زندگی‌ابدی‌اش می‌باشد، دنیا را بسیار آسان گرفته و خود را درگیر غصه‌های تلخ آن نمی‌کند. اساساً برای کسی که دغدغه تولد سالم، زندگی او را جهت‌دار نموده‌است، فرصتی برای غصه خوردن در امورات واهی وجود ندارد. بنابراین وظیفه هر «انسان»، بالا بردن سطح غصه‌های فوق عقلانی‌اش می‌باشد، زیرا هرچه بر سطح غصه‌های فوق عقلانی افزوده می‌گردد، حجم شادی‌های زندگی نیز بیشتر می‌شود. برای کسی که به آخرت یقین دارد (و بالأخِرَه هُم یوقِنون)، فعلِ غصه خوردن برای دنیا، ذاتاً قبیح و ناپسند است. به گونه‌ای که اگر برای اموراتِ غیرِ آخرتی به غصه، اضطراب، هیجان، عصبانیت، رنجش و ... مبتلا شود، همین ابتلا و درگیریِ او برایش دردآور و آزاردهنده است، نه اصلِ موضوعی که او را تحت تأثیر قرار داده است. بُردِ نگاه یک مؤمن به قدری بلند است که جز تشبّه به الله و بزرگ شدن به وسعتِ او را نشانه نمی‌گیرد. چنین نگاهِ بلندی معمولاً با مسائل کوچک درگیر نمی‌شود، اما اگر گاهی نیز به چنین غم‌های بی‌اساسی مبتلا شد، آنرا برای خودش یک اُفت عظیم دانسته و به سرعت از صحنه چنین غصه‌هایی فرار می‌کند. اُفق پرواز مؤمن کوتاه نیست، تا دست مسائل کوچک به او رسیده و پروازش را به سقوط بکشاند. حال در می‌یابیم که چرا دستِ هیچ فقدانی در کربلا، نتوانست پروازِ زینب «سلام الله علیها» را تحت تأثیر قرار داده و او را به غصه بیندازد. زینب دخترِ همان پدری است که در توصیف غم‌های ابدی، چنین، اعجازِ کلامِ خویش را به نمایش می‌گذارد: علی «علیه السلام»: «إجعَل هَمَّک لآخرتک و حُزنکَ علی نفسک، فکم من حزینٍ وَفَدَ به حُزنهُ علی سرورِ الابد و کم من مهمومٍ أدرکَ أمله.» همّ و عفت را برای حیات جاودانه‌ات قرار ده و غمهایت را برای خودِ حقیقی است. چه بسیار اندوهگینی که اندوهش او را به شادمانیِ جاودانه رسانده و چه بسیار غم زده‌ای که به آرزویش خواهد رسید. انسانی که دائماً خود را با انسان‌های دیگر مقایسه می‌کند، اُفقِ نگاهش نیز به همان میزان کوتاه شده و با ریزترین و بی‌اساس‌ترین مسائل درگیر خواهد شد. دنیا حتماً چنین انسانی را به غصه خواهد انداخت و عمرش با توهماتِ مقایسه دیگران، سپری خواهد شد. او اگر غرق در نعمت‌های دنیا باشد، باز هم شاد و آرام نخواهد بود. خوب است بدانیم که اساساً آسایش، آرامش‌زا نیست. بلکه افزایش سطح آسایش بدونِ رسیدن به یک فوق عقل فعال و قدرتمند، سطح آرامشِ انسان را کاهش خواهد داد. دو غمِ سازنده از نگاه نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» نبی اکرم «صلی الله علیه و اله»: برای مؤمن شایسته است که وقتی شب می‌‌رسد، غمگین باشد، حتی اگر انسان خوبی باشد و وقتی صبح می‌کند، باز هم غمگین باشد حتی اگر انسان خوبی باشد، زیرا مؤمن همواره بینِ این دو ترس قرار دارد؛ گناهانی که نمی‌داند بالآخره خدا آنها را می‌بخشد یا نه؟ و مابقی عمرش که نمی‌داند چه برسرش می‌آید از آنچه که می‌تواند او را به هلاکت بکشاند. این دو ترس در روایت پیامبر رحمت، ترس‌های بسیار مبارکیست که مانع از هجوم عُجب و غرور به سوی مؤمن می‌گردد. ترس از گناهانی که به آنها مبتلا شده و آینده‌ای که معلوم نیست به خیر ختم شود، سبب می‌شود مؤمن هرگز خود را از کسی برتر نداند البته لازم به ذکر است که امید به رحمت خداوند، بالِ پرواز یک مؤمن است. او هیچ‌گاه به خاطر اشتباهاتی که در گذشته نموده‌است، گرفتار حملاتِ عقب‌ِ شیطان نشده و با زیرکی آنها را از خود دور نموده و با یأس و ناامیدی مبارزه می‌کند. چرا که یقین دارد با بی‌نهایتی مواجه است که در مقایسه با بزرگترین گناهان او، باز هم بزرگ‌تر و بخشنده‌تر است. اما نگرانی‌هایی که پیامبر به آن اشاره نمودند، نگرانی‌های مثبتی است که تنها در انسان‌هایی دیده می‌شود که دلشوره لحظه با شکوهِ تولدشان را دارند. چنین غم‌هایی است که انسان را از افتادن در چمبره غصه‌های دنیایی باز می‌دارد. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می فرمایند: سرور المؤمن بطاعه ربّه و حُزنُهُ علی ذنبه. شادی مؤمن در اطاعت از پروردگارش است و غصه‌اش هم برای گناهانش. ذاتِ طاعت، تولیدکننده شادی است. چرا که بخش فوق عقلانی با طاعت پروردگار تغذیه شده و رشد می‌کند. کم شدن از بخش طبیعی و قدرت یافتن بخش انسانی، برای انسان شادی‌آور است. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «کَم مِمَّن کَثرَ ضِحکُهُ لاعباً، یکثَرُ یوم القیامه بُکاؤهُ و کم مِمَّن کَثَر بُکاؤهُ علی ذنبِهِ خائفاً یکثَرُ یوم القیامه فی الجنّه سُرورُهُ و ضحکه» چه انسانهایی که در دنیا بیهوده شاد و خندان اند و روز قیامت ناله‌شان بسیار است؛ و چه بسیار کسانی که به خاطر گناهانشان به گریه می‌افتند، اما روز قیامت در بهشت، شادی و خنده‌شان بسیار است. نگاهی که به سمت خداست و قلبی که مشغولِ آخرت‌سازی است، به غصه‌های دیگری غیر از غصه‌های فوق عقلانی تن نخواهد داد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1074
زمان انتشار: 4 دسامبر 2014
| |
شاد زیستن در دارِ غم

راه های مبارزه با غم (جلسه 19)، 92/10/28

شاد زیستن در دارِ غم

نوع غصه‌های هر انسانی، قیمت او را مشخص می‌کند. باید تلاش کنیم، تا جنس غم‌های ما، با جنس غم‌های اشراف عالم یکی شود، در اینصورت جنس شادی‌هایمان هم با شادی‌های آنها برابر خواهد شد

دنیا؛ دارِ غم همه انسان‌ها، دارای تعلقات حسی، خیالی و وهمی هستند و با توجه به روحِ بی‌نهایت طلبی که در وجودشان هست، نمی‌تواند تعلقاتِ خود را به صورت بی‌نهایت و نامحدود، در دنیای محدود ارضا نمایند. و اینجاست که داستانِ تضادها و تعارض منافع آغاز می‌شود. تمام تضادها، درگیری‌ها، مشکلات، کمبودها و ... تولیدکنندگان حزن‌ها و غم های انسانند؛ پس می‌توان گفت که دنیا، ذاتاً و اساساً، دار غم بوده و غم جزو لاینفک دنیا می‌باشد. شاد زیستن، در دارِ غم در دنیایی که ذاتاً دار غم است، چگونه می‌توان شاد زندگی کرد؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت: فعال بودن و قدرت یافتنِ بخش‌های عقلانی و فوق عقلانی در وجود انسان، ضامنِ آرامش و شادی او در حیات دنیا و آخرت است. لذت‌ها و کامیابی‌های این دو بخش، به قدری آرامش بخش و نشاط انگیزند که نه تنها شکست‌ها و یا کمبودهای بخش‌های پایین‌تر با حضور آنها، آزاردهنده نیستند، بلکه به واسطه نام مبدّل پروردگار و استمداد از آن، می‌توانند بسیار رشددهنده و شادی‌آور نیز باشند. بنابراین آنچه در راستای تبدیل غم‌هابه شادی، حائز اهمیت است آن است که انسان بتواند با استمداد از نام مبدّل خداوند، شرایطِ غیرطبیعی و حزن‌آورِ خویش را به نردبانی برای رشد و شاد زیستن تبدیل کند. البته باید توجه داشت، چنانچه بخش‌های عقلانی و فوق عقلانی در وجود انسان فعال نبوده و به سمتِ قدرت یافتن در حرکت نباشند، نام مبدّل نیز در انسان ظهور نخواهد داشت. در این صورت هجوم مشکلات و غم‌ها، هم دنیای انسان را رنج‌آلود خواهد کرد و هم آخرت او را. اساساً از نگاه آنان که خوراک‌های عقلانی و فوق عقلانی دریافت کرده و این بخش را در وجودشان فعال و زنده نگه داشته‌اند، تمام غمهایی که بر انسان وارد می‌شوند، چه آن دسته که بر اثر کوتاهی خودِ انسان بوده‌ و چه آنهایی که او در تولیدشان نقش نداشته‌است، کفاره گناهانش بوده و بر زیبایی باطنی او می‌افزاید. همین نگاه، باطن غم‌ها را به شادی تبدیل می‌کند. غم؛ عامل زیبایی باطن صبر بر غم‌ها و حزن‌ها، جلوی بسیاری از بدشکلی‌های باطنیِ انسان را خواهد گرفت و هیچ چیزی مانند غم، بر زیبایی باطنِ انسان نخواهد افزود. از نگاهِ اهل آسمان، زیباترین انسان‌ها، کسانی هستند که در دنیا غم‌های بیشتری را متحمل شدند. از همین رو، بالاترین غم‌ها و بلاها در دفتر زندگی انبیاء به چشم می‌خورد؛ امام صادق «علیه السلام» می فرمایند: «إنّ اشدّ النّاس بلاءً الأنبیاء، ثمّ الذی یلونهم الأمثلُ و فالأمثل» بیش از همه مردم، پیامبران الهی گرفتار حوادث سخت می‌شوند، سپس کسانی که پشت سر آنها قرار دارند به تناسب شخصیت و مقامشان. به همین علت زیباترین انسانها از نظر باطنی انبیاء هستند که البته این زیبایی، در نظام برزخی ظهور خواهد کرد. به روایت زیر دقت کنید: هیچ کس سرمه‌ای مثل سرمه غم به چشمان خود کشیده‌است. طبق این روایت زیباکننده‌ترین ابزار برای باطن انسان، غم می‌باشد. غصه‌های فوق عقلانی؛ شادمانی‌های ابدی حضرت علی «علیه السلام»: «من طال حُزنُه علی نفسهِ فی الدنیا، أقرّ الله عینَهُ یوم القیامه و أحلّهُ دارَ المُقامه.» هر کس غصه‌هایش برای خودش در دنیا زیاد شود، خداوند در روز قیامت او را شاد نموده و در سرای جاودان جای می‌دهد. برای رسیدن به هدف نهایی خلقت در سیر صعود و تشبّه به الله، «اولین قدم؛ تصمیم برای طی این مسیر» است. آیا ما حقیقتاً اراده کرده‌ایم که در مسیر تشبّه به الله گام برداریم یا نه؟ اساساً بزرگترین دغدغه در این مسیر برای تک تک انسا‌ن‌هایی که قصدِ شدن دارند آن است که آیا من واقعاً در حال حرکت به سوی بهشت هستم؟ یا اینکه انتهای مسیر من به دوزخ می‌‌رسد؟ آیا اگر چند ساعت دیگر به برزخ متولد شوم، لوازمِ لازم برای زیستن در شرایط آخرت را به همراه دارم؟ نکته بسیار مهم اینجاست که اساساً نوعِ غصه‌ها و شادی‌های کسی که به باطن انسانی رسیده‌است، با جنس نگرانی‌ها و شادی‌های دیگران متفاوت است. منظورِ امیرالمؤمنین «علیه السلام» در روایت بالا از واژه حزن، غمها و نگرانی‌های فوق عقلانی است. مهمترین مسئله نگران‌کننده برای یک انسانِ حقیقی، سلامتِ نفس اوست. وقتی کسی، درگیر این نوع از نگرانی‌ها شد، دیگر غصه‌های بخش‌های پایین‌تر، آزارش نمی‌دهد و هرگز با غصه‌هایی از جنس دنیا، به چمبره‌ غم فرو نخواهد رفت. اما برای کسانی که فوق عقل فعالی ندارند، غصه‌ها از جنس چهار قوه پایین است که می‌تواند آنها را به افسردگی، هیجان، اضطراب، پرخاشگری و ... بکشاند. نکته اساسی اینجاست که همه ما موظفیم از مدت عمر خویش برای ساختن یک روح سالم، استفاده کنیم. درست مانندِ جنینی که بیشتر موادِ جذب شده را صرف اندام‌زایی برای زندگی دنیوی‌اش می‌کند. تنها با رسیدن به یک روح سالم است که به محض خروج از دنیا، آماده یک زندگی شاد در برزخ خواهیم بود. گذشته‌ها، زیاد مهم نیستند، گاه می‌توان با یک آشتی صادقانه و حرکت صحیح، چندین سالِ گناه آلود را جبران نموده و به نور تبدیل کرد. گاهی نیز، کسانی بعد از سالها عبادت، هنوز در باطن خویش، حیوانی درنده و وحشی دارند. بسیاری عبادت کنندگان، با عباداتشان، به انسانهای خودشیفته‌ای تبدیل می‌شوند که دیگران را ریز دیده و جرأت بسیاری از هتک حرمت‌ها را به خود خواهند داد. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: « المؤمن یصبح حزیناً و یُمسی حزینا و لا یصلحه إلا ذلک» مؤمن صبح و شب غمگین است، هیچ چیز هم جز همین غم او را اصلاح نمی‌کند. منظور از این غم‌ها نیز نگرانی‌های تولد سالم است و کسی که به این نوع غمها مبتلا نگردد، به یقین، به سلامت نفس نخواهد رسید. برای هم آغوشی با خانواده آسمانی‌مان، باید بیاموزیم که گرفتار غمهای فوق عقلانی شویم، چرا که درد خانواده آسمانی، دردی از جنس غصه‌های فوق عقلانی است. انسانی که غیبتِ پدر طردشده و آواره آسمانی‌اش نگرانی اصلیِ اوست، به یقین با غصه‌های دیگر به هراس نمی‌افتد. کسی که تمام روزش را مشغول دویدن برای رسیدن به چادر پدر آسمانی‌اش است، دیگر زمانی برای غصه خوردن در چهار بخش دیگر نخواهد داشت. نوع غصه‌های هر انسانی، قیمت او را مشخص می‌کند. باید تلاش کنیم، تا جنس غم‌های ما، با جنس غم‌های اشراف عالم یکی شود، در اینصورت جنس شادی‌هایمان هم با شادی‌های آنها برابر خواهد شد. فراموش نکنیم که برای رسیدن به آرامش و شادی، «سطح غم‌هایمان را بالا ببریم.» غصه‌های فوق عقلانی، دنیا و آخرت انسان را به شادی خواهند رساند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1073
زمان انتشار: 4 دسامبر 2014
| |
صابرانِ دنیا، پادشاهان آخرت

راه های مبارزه با غم (جلسه 18) ، 92/10/14

صابرانِ دنیا، پادشاهان آخرت

حضرت داود «علیه السلام» به خداوند عرض می‌کنند: خدایا امر کردی که من صورت و بدن و پاهایم را با آب پاک کنم، اما دلم را با چه پاک کنم. خداوند فرمودند: با هموم و غموم.

در مباحث قبل آموختیم که در برخورد با غم‌ها، آنچه حائز اهمیت است استفاده صحیح از آنها در جهت رسیدن به هدف خلقت است. رویارویی با انواع حزن‌ها و تحمل آنها بدون حصول چنین نتیجه‌ای، خسران است. مهارت بازیافت را بیاموزیم! اینکه بتوانیم از آلودگی‌ها و شرایط ناآرام، شرایطی بهشتی و آرام بسازیم. چنین مهارتی است که نام «مبدّل» پروردگار را در ذات انسان تثبیت می‌کند. یادمان باشد هزینه‌هایی که باید در قبال غم‌ها پرداخت شوند، بسیار گرانند. پس مراقب باشیم که این هزینه‌های سنگین را به عنوان پس اندازهای آخرتی و در جهت شاد بودن زندگی ابدی مان صرف نماییم. با چنین نگاهی دیگر به حزن‌هایمان، به دیده حسرت و تأسف نمی‌نگریم. در روایات آمده است: انسان‌ها در قیامت کسانی را می‌بینند که در دنیا با آنها و در کنارشان بودند و همدیگر را کاملاً می‌شناختند، اما آنروز درجات آنها آنقدر متعالی است که گویی از آسمان تا زمین میانشان فاصله است. این درجات عالی، به دلیل تحمل مشکلات و حزن‌های دنیایی و برخورد کاملاً آخرتی با آنها بوده‌است. مشکلات مالی، کمبودهای عاطفی، بیماری‌ها، کمبودهای امنیتی و ... همه و همه پس اندازهای آخرتیِ ما هستند. ساده انگاری است اگر انسان با نگاه حسرت به کسانی بنگرد که از نظر شرایط و امنیت مادی و دنیایی در رفاه به سر می‌برند. هر انسانی، تنها به واسطه استفاده صحیح از شرایط «خودش» می‌تواند به رشد آخرتی برسد و این اقتضای ربوبیت خداوند است. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «کم من حزین وفد به حُزنُهُ علی سرور الابد» چه بسیار افراد اندوهگینی که غمشان آنها را به سوی شادیِ جاودانه می‌برد. قرآن، باطنِ هر حزن و سختی‌ای را شادی می‌داند؛ «إنّ معَ العُسرِ یسرا» طبق این آیه، شادی، همراه و ملازمِ هر حزنی است، نه اینکه بعد از هر سختی و حزنی، رفاه و آرامشی وجود دارد. پس می‌توان گفت: ذاتِ حقیقی تمام حزن‌ها، شادی است. انسان عاقل کسی است که خود را موجودی ابدی معنا نموده و به تمام شادی‌ها و غم‌ها، سختی‌ها و گشایش‌ها، داشتن‌ها و نداشتن‌ها و ... با نگاه ابدی بنگرد. بسیاری از اضطراب‌ها، غصه‌ها، عصبانیت‌ها، رنجش‌ها و ... به خاطر عدم چنین نگاهی در انسان است. اگر به این یقین برسیم که تمام آنچه برخلافِ میل ما اتفاق می‌افتند، پس اندازهایی برای ساختن یک زندگی شاد جاودانه هستند، قطعاً آرام‌تر و عاقلانه‌تر با آنها برخورد خواهیم نمود. معصوم«علیه السلام» می‌فرمایند: «ربّ مرحومٍ من بلاء، هو دوائهُ» چه بسیار کسانی که ما به خاطر بلاهایشان، به آنها ترحم می‌کنیم. اما همان بلا، درمان دردهای آنان است. حزن بیشتر، باطنِ سالم‌تر این یک قاعده کلی است؛ هر چقدر انسان به خداوند نزدیک‌تر می‌شود، سهمش از حزن‌ها و بلاها نیز بیشتر می‌گردد، چرا که او به سرمایه‌های بالاتری برای آخرت نیاز دارد. اساساً مهندسی عشق و برگزیدن الله، خانواده آسمانی و جهاد به عنوان سه معشوق اصلی، حزن‌هایی را به دنبال دارد. در هنگام چنین انتخابی، باید حس‌ها، خیالات، وهم‌ها و ... محدود شوند، دیگر نمی‌توان هر چیزی را خورد، هر چیزی را دید، هر چیزی را شنید و ... و باید همه محدودیت‌ها را در جهت رشد تحمل نمود. امام سجاد «علیه السلام» می‌فرمایند: «انّ الله یحبّ کلّ قلب حزین» خداوند هر قلب اندوهگینی را دوست دارد. چرا که اندوهها کفاره گناهان و سببِ پاکی قلب می‌باشند. حضرت داود «علیه السلام» به خداوند عرض می‌کنند: خدایا امر کردی که من صورت و بدن و پاهایم را با آب پاک کنم، اما دلم را با چه پاک کنم. خداوند فرمودند: با هموم و غموم (همّ‌هایی که برای گذراندن دوره‌های مختلف زندگی با آنها روبرو می‌‌شویم و غم‌هایی که بر ما وارد می‌شوند.) امام صادق «علیه السلام»: خداوند به حضرت عیسی فرمود: چشمهایت را با میلِ حُزن سرمه بزن، موقعی که افرادی که اهل بطالت اند، به شادی مشغول اند. سرمه، هم برای سلامتی چشم مؤثر است و هم چشم را زیبا می‌کند. اساساً نقش حزن‌ها نیز سالم نگه داشتن باطنِ انسانی و زیباتر نمودن آن در هنگام تولد به برزخ هستند. البته طبق سفارش خداوند به حضرت عیسی می‌توان گفت: هنر واقعی آن است که درست در زمانی که اهل غفلت، مشغول شادی‌های دنیا و هدر دادن عمرشان هستند، انسان از حزن‌هایش در جهت آخرت سازی استفاده کند. چنین انسان‌هایی روح جهاد خود را حفظ کرده و برای رسیدن به هدف نهایی خلقت، برای تمام زمان‌‌هایشان برنامه‌ریزی و همت جدی دارند. مقام «عند ربهم یرزقون» شهداء دقیقاً در اثر همین تلاش بوجود آمده. فقیران و ثروتمندان آخرت کسانی که میلِ بسیاری برای رشد و تقرب به خداوند دارند، نقش حزن‌ها و سختی‌ها را در این رشد، خوب می‌شناسند و با آغوش باز از آنها استقبال می‌کنند. اینان برای کسبِ درجاتِ عالی آخرتی، هزینه‌های سنگینی را پرداخت می‌کنند و به همین علت، ثروتمندان آخرتند. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «الغنی و الفقر بعد العرض علی الله» بعد از اینکه انسانها بر الله عرضه می‌شوند، معلوم می‌گردد چه کسی فقیر است و چه کسی غنی. کسانی که می‌خواهند از فقر آخرتی نجات یابند باید بتوانند از هموم و غموم خود، پس انداز نموده و خود را به غنا برسانند. لذتِ اضافه ممنوع لذت‌های اضافه، حتی لذت‌های حلالِ اضافه، حرکت انسان را به سمت ابدیت، دچار مشکل کرده و زندگی سالمِ او را نابود می‌کنند. افزایش سطح لذات دنیا، از سهم لذات آخرتشان کم می‌کند. باید سهم لذات اضافی حلالمان را به دیگران ببخشیم و برای آخرتمان پس انداز و سرمایه‌گذاری کنیم. چرا که تمام آنچه در زندگی، ما را به تنِش و تکان وا می‌دارند، می‌توانند نردبان‌های ما برای رشد باشند. تلاش کنیم تا از این نردبان‌ها بالا رفته و بهترین باشیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1049
زمان انتشار: 2 دسامبر 2014
| | | |
اینفوگرافی عزادار حقیقی- مراتب پنج‌گانه سیر و سلوک عزادار و آفات عزاداری

براساس کتاب عزادار حقیقی تألیف استاد محمد شجاعی

اینفوگرافی عزادار حقیقی- مراتب پنج‌گانه سیر و سلوک عزادار و آفات عزاداری

برای دیدن اینفوگرافی با کیفیت بالا بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1038
زمان انتشار: 1 دسامبر 2014
| |
غم‌های خوب

راه های مبارزه با غم (جلسه 17) ، 92/09/30

غم‌های خوب

تحمل مصائب و غم‌هایی که در زندگی همه ما وجود دارد بستر دریافت اسماء الله را برایمان مهیا می‌کند. تربیت فرزند با همه مشکلات و سختی‌ها و حزن‌هایش، اسم رب خداوند را در پدر و مادر به فعلیت می‌رساند.

نگاه اسلام به بسیاری از غم‌ها، نگاهی سازنده و رشد دهنده‌است، به گونه‌ای که نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» در روایت زیر می‌فرمایند: «ما عُبِدَ الله عزوجل، علی مثل طول الحزن» خداوند به چیزی مثل طولانی شدن غم‌ها، عبادت نشده است. در مباحث قبل آموختیم که حزن‌ها یا بر ما وارد می‌شوند که ما در انتخاب آنها نقشی نداریم، و یا اینکه خودمان، دست به انتخابِ آنها می‌زنیم. اما به هر صورت، هر دو گروه از حُزن‌ها می‌توانند سازنده بوده و موجبات رشد انسان را فراهم آوردند. البته مسئله مهم اینجاست که ما بتوانیم از این غم‌ها به عنوان ابزارهایی قدرتمند و بال‌هایی گسترده برای تشبه به پروردگار و دریافت اسماء او استفاده کنیم. حال آنکه غالب مردم، علیرغم اینکه حُزن‌ها را تحمل کرده و به آنها تن می‌دهند، راهِ استفاده صحیح از آنها را در جهت کسب کمالات انسانی، بلد نیستند. دنیا؛ باشگاهِ انسان سازی زندگی در دنیا و در قلب این بدن‌های زمینی، نیازمندِ کسب یک سری کمالات در بخش‌های حسی، گیاهی، حیوانی و عقلی است؛ که البته تمام کمالاتِ این چهار بخش، مقدمه‌ها و ابزارهایی برای تغذیه و رشد بخش فوق عقلانی انسان بوده و بدون تحقق این هدف، اساساً ارزش و اعتباری نخواهند داشت. چنین نگاهی، به کمالات دنیایی، نه تنها دارایی‌های این چهاربخش را به استخدام بخش فوق عقلانی در می‌آورد، بلکه از تمام کمبودها، مشکلات و غم‌های آنها نیز برای رشد و تعالیِ این بخش و دریافت اسماءالله استفاده می‌کند. بنابراین تمام مشکلات از آن جهت که راهی برای رشد و تقرب انسان به آغوش پروردگارند، زیبا و قابل تحمل بوده و به منزله باشگاههای قدرتمندی برای پرورش انسان کامل می‌باشند. اساساً اعتبار باشگاههای ورزشی به تمرین‌های منظم و سختی است که به پرورش ورزشکاران موفق و بنام می‌انجامد. تمرین‌های باشگاههایِ تمرینیِ انسان سازی نیز، هر چقدر جدی‌تر، منظم‌تر و سنگین‌تر باشند، محصولاتِ بهتری را تولید کرده و مقامات بلندتری را برای انسان رقم خواهند زد، به شرط آنکه راهِ استفاده از آنها را آموخته باشیم. ما خلق شده‌ایم، تا بالاترین درجه نظام خلقت را کسب کرده و بعد از خداوند، نفر دوم عالم خلقت و تجلی کامل او باشیم. آیا می‌توانیم بدون هیچ محیطِ تمرینی و بدون هیچ مربی و استادی، به چنین مقامی دست پیدا کنیم. با 17 رکعت نماز واجبِ روزانه و چند سفر زیارتی و چند ختم قرآن، هیچ کسی شبیه الله نخواهد شد. برای این منظور، باید وارد باشگاهِ دنیا شد و تحت نظر مربیانِ کار آزموده و با تمرین‌های جدی و منظم و مراقبت‌های بسیار، تا مقام خلیفه اللهی پیش رفت. بنابراین باید بیاموزیم که هم از غم‌هایی که بر ما وارد می شوند به عنوان میادین تمرینی برای دریافت اسماءالله (شکور، صبور، حلیم و ...) استفاده کنیم و هم از غم‌هایی که خودمان آنها را انتخاب نموده‌ایم (حزن‌های مقام مادری، مشکلات همسر بودن، سختی‌های شغلِ انتخابیِ ما و ...) برای رشد و رسیدن به مقام انسان کامل بهره ببریم. مهندسی معشوق‌ها؛ اولین قدم و شرط ورود به باشگاه انسان سازی لازمه ثبت نام در باشگاه دنیا برای تکامل بخش انسانی، مهندسیِ معشوق‌هاست. قرآن، همین اولین قدم را در آیه 24 سوره توبه بسیار صریح بیان نموده و تنها یک راه را پیش پای ما قرار می‌دهد، اینکه محبوب‌های اول قلب ما، الله، رسول و جهاد در راه خدا باشند، شرط اصلی قدم نهادن در باشگاهِ انسان ساز دنیاست. پس براحتی می‌توان ادعا کرد اگر کسی در مهندسی عشق، موفق نباشد، قطعاً در دریافت اسماءالله و کسب کمالاتِ انسانی با شکست روبرو خواهد شد. مهندسی عشق به معنای استخدام تمام معشوق ‌ها در خدمت سه معشوق اصلی است. اینکه بتوانیم از میان تمام محبوب‌هایمان، این سه محبوب را انتخاب کنیم. مهندسی عشق و گاهی گذشتن از بسیاری از محبوب‌های دیگر برای رسیدن به سه محبوب حقیقی حزن‌ها و سختی‌های بسیاری را به همراه دارد. کسانی که در شب عاشورا از چادر امام حسین، بیرون رفتند، معشوق‌های بالاتری از سه معشوق اصلی در بیرون از چادر داشتند. اما کسانی که ماندند، قطعاً نمودار صحیحی از معشوق‌هایشان در دل ترسیم کرده‌بودند که سه معشوق اولشان، خدا،‌ رسول و جهاد بود. گذشتن از عزیزترین‌ها، حزن‌انگیز است، اما همین حزن‌ها،  از دیدگاه پیامبر بالاترینِ عبادت‌هاست؛ کسی خداوند را به چیزی مثل حزن‌های طولانی عبادت نکرده است... به آیه ده و یازده سوره صف توجه فرمایید؛ «یا ایّها الذین آمنوا، هل اَدُلُّکم علی تجاره تنجیکم مِن عذابٍ ألیم؟» ای اهل ایمان، آیا شما را به تجارتی سودمند که شما را از عذاب دردناک آخرت نجات بخشد، دلالت کنم؟ «تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله و بأموالکم و أنفسکم، ذلکم خیر لّکم إن کنتم تعلمون» به خدا و رسول ایمان بیاورید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است. و اما یک سؤال؛ جهاد در راه خدا،‌ یاری دین و رسیدن به حکومتِ جهانیِ اسلامی کجایِ سبک زندگی ما قرار دارد؟ آیا ما برای تجارتی که قرآن آن را راه رهایی از آتش جهنم می‌داند، سرمایه گذاری کرده ایم؟ آیا مهندسیِ معشوق‌های ما، ما را به چادر امام زمانمان رسانده و یا چونان بعضی از اصحاب حسین(علیه السلام)، در بیرون از چادر او، معشوق‌های بالاتری داریم؟ آیا انتخاب‌ها و ارتباطاتِ ما در جهتِ تحقق اهدافِ خداوند و رسول الله و تشکیل امت واحد اسلامی است یا در خلاف جهتِ‌آن؟ آیا برای ظهور یگانه پرچم‌دارِ اسلام، تن به جهاد داده‌ایم؟ آیا برای پایان بخشیدن به آوارگی و طردشدگی و غیبتِ کشنده او، حتی یکبار نقشه‌ای طرح کرده‌ایم؟ ... براستی، مهندسیِ عشق ما چقدر صحیح بوده است؟ آیا اصلاً توانسته‌ایم تاکنون در باشگاهِ انسان سازیِ دنیا ثبت‌نام کنیم؟ ... حزن‌های طولانی؛ پرواز‌های بلندِ آسمانی باید به این مهارت برسیم که با حفظ مهندسیِ صحیح معشوق‌ها، بتوانیم از حزن‌ها برای افزایش سرعت‌مان در مسیرِ انسانی استفاده کنیم. انسان زیرک از تمام فرصت‌های زندگی‌اش برای سرعت گرفتن استفاده می‌کند. گاهی فرو خوردنِ یک خشم، انسان را به اندازه چند سال عبادت، بزرگ می‌کند. تحمل مصائب و غم‌هایی که در زندگی همه ما وجود دارد بستر دریافت اسماء الله را برایمان مهیا می‌کند. تربیت فرزند با همه مشکلات و سختی‌ها و حزن‌هایش، اسم رب خداوند را در پدر و مادر به فعلیت می‌رساند. اما آنچه مهم است، نوع نگاهِ ما به مشکلات و نحوه استفاده از آنهاست که ما را به رشد می‌رساند. در نگاهِ انسانی، باطنِ حقیقی تمام حزن ها، شادی است و تا زمانی که این حزن‌ها ادامه دارند، درِ نعمت‌های حقیقی به روی انسان باز است و اثرات صعودی و رشد دهندگی آنها بارز و قابل ادراک می‌باشد. به محض برطرف شدن حزن‌ها و مصیبت‌ها، سرعت انسان نیز کاهش خواهد یافت. حالا معنای روایتِ پیامبر را بهتر درک می‌کنیم که چرا حزن‌های طولانی بالاترین عبادت‌ها هستند... حزن‌های طولانی، بال‌هایی برای پروانه‌های سریع و کفاره‌هایی برای گناهان بزرگ می‌باشند.     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1037
زمان انتشار: 1 دسامبر 2014
| |
واقع بینی در برخورد با غمها

راه های مبارزه با غم (جلسه 16) ، 92/09/16

واقع بینی در برخورد با غمها

کسانی که آرزوی مقامات بلند در دولت کریمه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را دارند، باید روح خطر کردن و حمله به درون مشکلات را داشته باشند.

تمام انسان‌ها، از آن جهت که حامل روح خداوند هستند، ذاتاً عاشق شادی مداوم می‌باشند. می‌دانیم که یکی از اسماء خداوند مرتاح (شاد) است و هر چه انسان به ذات پروردگار نزدیک‌تر شده و مقرب‌تر می‌گردد، به سطح بالاتری از شادی دست می‌یابد. البته این جمله به معنای دور ماندن از سختی‌ها نیست، بلکه به این معناست که مصائب و مشکلات، تأثیر زیادی در تولید غم‌ها و حذفِ آرامش و شادی‌های او ندارند. اساساً تحت فشار قرار گرفتن توسط سختی‌ها و فقدان‌های دنیوی، از ویژگی‌های انسان‌های ضعیف است؛ نزدیک شدن انسان به خداوند سبب می‌شود تمام آنچه که دیگران را به اضطراب می‌اندازد، برای او شادی آفرین باشد. او که معنای عشق حقیقی را درک نموده است. به خوبی می‌داند که همه چیز از سوی خداوند (عشق حقیقی او)، چه گرفتن‌ها و ندادن‌ها و چه بخشیدن‌ها و عطا کردن‌ها، همه و همه باطنی جز یک عاشقیِ واقعی ندارد. او تمام مسائل و مشکلاتِ دنیا را، فقط «وسیله‌ای» برای کاهش حجم بخش طبیعی و افزایش رشد بخش فطری و بهائی برای سعادت، سلامت، شادی و آرامش ابدی‌اش می‌داند که باید این بها را در همین دنیا پرداخت کند. به عنوان مثال، به انفاق در راه خدا توجه کنید. انفاق، کم کردن از حجم طبیعت است که کمترین آثارش نیز، سه اثر زیر می‌باشد؛ 1- گناهان انسان آمرزیده می‌شود 2- به سعادت های ابدی نائل می شود 3- مالِ انفاق شده‌اش، چندین برابر به او باز می‌گردد. نکته مهم در لحظه انفاق آن است، که با «ترس» ابتدای آن، که ناشی از کم شدن حجم طبیعت است مقابله کنیم. ترسیدن، ناشی از عدم اطمینان ما به الله است. انفاق تنها مربوط به بخش مادی نیست، بلکه در همه 5 قوه وجودی انسان، می توان به انفاق موفق شد. اما فراموش نکنیم که هر چه سطح خروجی‌های انسان بیشتر باشد، سطح دریافت‌ها و ورودی‌هایش نیز بیشتر می‌شود. سختی‌های دنیا، بستری برای رشد انسانی و شادی ابدی باید به این باور قلبی برسیم که شادی حقیقی، مخصوص این دنیا نیست و نباید در زندگی دنیوی به دنبال یک شادی مداوم باشیم. رسیدن به شادی حقیقی و ابدی، نیازمند تحصیل شرایط و تجهیزاتی است که زندگی در شرایط آخرتی را برای ما شادی آور و لذت بخش نماید. کسب این ابزار آخرتی، جز در باشگاهِ تمرینی دنیا و در بطن زندگی خانوادگی و اجتماعی ممکن نیست. هر کدام از مسائل و مشکلات دنیا، و نیز تمام تکالیف و دستورات دینی که انجامشان تن دادن به قوانینی را می‌طلبد، تنها جهت آماده سازی ما برای رسیدن به آرامش حقیقی و مداومِ ابدی طراحی شده‌اند. سرباز زدن از دستورات دین و یا زیر بار مسئولیت‌ها و سختی‌های زندگی و مقامات دنیوی نرفتن، مانع از رشد صحیح بخش انسانی و تشبه انسان به الله می‌شود. زندگی مشترک، پیوند دو انسان با شرایط کاملاً متفاوت است تا هر کدام از زوجین، از میان تمام ارتباطات و موضوعات مشترک زندگی‌شان و مسائل مربوط به تربیت فرزندان‌شان، روز به روز برای شرایط زیستی آخرت آماده‌تر‌ گردند. آنها موظفند با دست برداشتن از تنبلی‌ها و آموختن نحوه صحیح برقراری ارتباط با همسر و فرزندان‌شان و عمل کردن به تکالیفِ خود، تمام اعضای خانواده خویش را برای یک شادی ابدی آماده کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: « ما مِن دارٍ فیها فرحتهٌ إلاّ یتبعُها طرحتهٌ» هیچ خانه‌ای نیست که در آن شادی باشد، مگر آنکه بعد از آن یک اندوهی هم می‌آید. تمام شادی‌های دنیا، با اندوه‌ها و غمهایی همراه است که تمام این اندوه‌ها و غم‌ها، «پله‌های نردبان رشد انسانی» ما هستند. بنابراین، فرارکردن از سختی‌ها، تضادها و مشکلاتی که ملازم و همراه شادی‌های دنیایی هستند، در حقیقت فرار کردن از مقامات والای انسانی و تشبه به الله است. ازدواج و تشکیل کانون خانواده، اولین و بزرگترین باشگاهِ تمرینِ انسان سازی است و عدم پذیرش مسئولیت‌ها و سختی‌های ازدواج، مخصوص انسانهای تنبل و کسل است که اساساً برنامه‌ای برای تشبه به خداوند و رسیدن به شادی ابدی ندارند. بعضی از انسان‌ها به سبب «ترس از رویارویی با سختی‌ها» خود را از درک شادی‌های ملازم آن مشکلات، محروم می‌کنند. به عنوان مثال کسانی که به دلیل ترس از مشکلاتِ بچه‌داری و تربیت فرزند، از تن دادن به آن سرباز می‌زنند، در واقع خود را از لذتِ بزرگ پدر شدن و مادر شدن محروم کرده‌اند، این در حالی است که فرزندان ما، نردبان‌های قدرتمند و بلندی برای تقرب ما به خداوند و رسیدن به شادی حقیقی‌اند. افزایش آمار طلاق و کاهش رشد ازدواج، نشان دهنده همین عدم پذیرفتن مسئولیت‌ها و دور ماندن از شادی و لذت‌هایی است که البته در هاله‌ای از سختی‌ها بر انسان عَرضه می‌شوند و بسترهای آماده سازی ما برای استفاده از شادی‌های آخرتی هستند. سبک غلط زندگی ما و جانشین شدن الگوهای غیر فطری، سبب شده که استحکام خانواده‌ها از بین رفته و رشدهایی که باید در بستر خانواده اتفاق بیفتد، دیگر حاصل نشود. کنار آمدن با شرایط سخت و مدارا کردن با اطرافیان و تحمل خُلق‌های بد اعضای خانواده، آرام، آرام انسان را رشد داده و آماده لذت بردن از شادی‌های ابدی می‌نماید. این قانونِ طبیعت است که تمام سختی‌ها و آسانی‌ها و تمام غم‌ها و شادی‌ها، همراه و ملازم یکدیگرند و خواستن هر کدام به منزله پذیرفتن دیگری است؛ «إنّ مع العسر، یسراً» (انشراح/6) نمی‌توان لذت مادر شدن را طلبید، اما سختی‌های آن را نپذیرفت. نمی‌توان، مقام همسری را خواست، اما مشقّاتِ خانه‌داری و همسرداری را تحمل نکرد. باید کودکانمان را با سختی‌ها و مصائب زندگی آشنا کنیم. با واگذار کردن مسئولیت‌هایی در حد توان آنها، کمک شان می‌کنیم تا بیاموزند که در سایه تحمل سختی‌ها، آرام آرام بزرگ شده و به این باور قلبی برسند که بدون تحمل سختی به هیچ مقامی نخواهند رسید، نابرده رنج، گنج میسر نمی شود ... . رو به راه بودن همه شرایط زندگی، کودکان ما را بی تحمل بار آورده و قطعاً خطرات بزرگی را در زندگی مشترک آینده‌شان بوجود خواهد آورد. در اینصورت به هنگام رویارویی با مشکلات، طاقت از کف داده و خود را خواهند باخت. بالا رفتن آمار طلاق، نشان دهنده عدم تربیت صحیح در سبک‌های غلط زندگی امروز است. انسان‌های زیرک برای تشبه به الله به دنبال محیط‌های تمرینی بزرگ و قدرتمند می‌گردند. در حالی که انسانهای ضعیف و کوچک به دنبال محیط‌های بی دردسر و بی مشکل هستند. نگاه انسان‌های زیرک به وجودشان، به بلندای ابدیت است، بنابراین تلاش و قدرت خطر کردنشان نیز به همان میزان، وسیع است. خواستن بهشت و آرزوی هم آغوشی با خدا، عزمی بزرگ می‌طلبد. همین عزم بزرگ است که تحمل مصائب عظیم کربلا را در نگاه زینب «سلام الله علیها» به نظاره زیبایی‌ها بَدَل می‌کند. عاشورا، روز قربانی سرمایه‌ها به پای خداست، فقط برای کسانیکه امتداد نگاهها و آرزوهایشان به الله است. همین نگاه، ترس از تحمل سختی‌ها و از دست دادن‌ها را از وجودشان حذف نموده و آن مصائب را به نردبانی برای در آغوش کشیدن خدا تبدیل نمود. یاران مهدی، شجاعان حقیقی کسانی که آرزوی مقامات بلند در دولت کریمه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را دارند، باید روح خطر کردن و حمله به درون مشکلات را داشته باشند. انسانی که عاشق است، خود را به در و دیوار می‌زند تا معشوق، او را ببیند. از نداشتن‌ها نباید بهراسید. دولت‌مردان امام زمان، چونان اصحاب کربلا، به دل دشمن هجوم برده و با تمام قوای عاشقانه خود، برای تحقق اهداف مولایشان تمام سرمایه‌هایشان را قربانی می‌کنند. چقدر سختی‌های راهِ حمایت از امام زمانمان، ما را به اضطراب و خستگی می‌اندازد؟؟ کمی جدی‌تر فکر کنیم!...   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1036
زمان انتشار: 1 دسامبر 2014
| |
غم های بدون علت (2)

راه های مبارزه با غم (جلسه 15) ، 92/09/02

غم های بدون علت (2)

انسان‌های حسود و خودخواه که از خروجی‌ها ترس داشته و به دیگران بخل می‌ورزند، در حقیقت، آن خروجیِ دریغ نموده را از خودشان دریغ می‌کنند، نه از دیگران. چرا که با این عمل، راه ورودی‌های بعدی را به روی خویش می‌بندند.

در جلسات قبل آموختیم که اتحاد روحی ما با معصومین، سبب می‌شود غم و شادی آن‌ها که اصل و ریشه‌های حقیقی وجود ما هستند. در ما تولید غم و شادی نماید. از سویی همین رابطه وجودی ما با اهل بیت، دوری از آن‌ها را به عنوان دوری از اصل و حقیقتمان، به پدیده‌ای غم بار تبدیل نموده است که در ضمیر ما، یک حزنِ همیشگی به وجود آورده است. درست مثل کودکی که بدون پدر و مادرش به مسافرت رفته و یا همه خوشی‌های سفر، یک حزن زمینه‌ای (ناآرامی پنهان) را به سبب دوری از والدینش در درون خود احساس می‌کند. غمِ زمینه‌ای همه ما، بخصوص غمِ عصرهای جمعه، به علت فقدان خانواده آسمانی در کنار ماست. اساساً نبودن یک راهبرِ متخصص، غم بسیار بزرگی است که همه بدبختی‌های بشر، از همین کمبود اساسی سرچشمه گرفته است. اما چون جامعه جهانی بیشتر از هزارسال است که به نبودن معصوم عادت نموده است، غصه‌ها، اضطراب‌ها، هیجانات، درگیری‌ها، جنگ‌ها و ... را یک امر طبیعی می‌پندارد. هماهنگ نبودن انسان‌ها با نظام عالم به علت عدم آگاهی و نداشتن متخصص معصوم، جهان را به دنیایی نابسامان و خشن تبدیل نموده است که در آن هیچ انتظاری برای درک آرامش و شادی حقیقی توسط مردم وجود ندارد. می‌توان گفت: دنیا در تأمین خوراک‌های فطری بشر مانند رحمت، رأفت، گذشت، آرامش، شادی و ... به قحطی رسیده است. البته در همین دنیای قحطی زده، اقلیت‌هایی هستند که به آرامش و شادی حقیقی دست یافته‌اند و در سایه وصولشان با اهل بیت و قرار گرفتن در کنار خانواده آسمانی، خوشبختی و سعادت واقعی را ادراک نموده‌اند. حال که این گروه به لطف خدا از عالی‌ترین روزی‌های خداوند یعنی همان روزی‌های فوق عقلانی برخوردارند، موظف‌اند تا از این روزی به دیگران انفاق نموده و تمام مردم جهان را با منبع شادی و آرامش حقیقی آشنا کرده و دستشان را در دست متخصصِ معصوم قرار دهند. چرا که فرهنگ اهل بیت، عالی‌ترین و مترقی‌ترین فرهنگی است که می‌تواند انسان را به خوشبختی واقعی برساند. آثار انفاق گفتیم: انفاق، تنها مادیات را در بر نمی‌گیرد، بلکه تمام ثروت‌های انسان در 5 قوه وجودی‌اش قابل انفاق می‌باشند. انسان‌ها در صراط می‌آموزند که مانند الله، اهل روزی دادن باشند، و از همین طُرُق است که قدم به قدم به رب خویش شبیه‌تر می‌شوند. در هر بخشی از قوای وجودی که انسان، صاحب ثروتی است، باید از خود خروجی داشته باشد، عدم خروجی از بخش‌هایی که غنی‌ترند، در روند رشد انسان وقفه (سکته) ایجاد خواهدکرد. اما افزایش خروجی‌ها، ورودی‌ها را نیز بیشتر نموده و دریافت انسان از الله را بیشتر خواهدکرد. در این نوع سبک زندگی است که انسان آرام آرام بزرگ و بزرگ‌تر شده و تخلقش به اخلاق الله بیشتر می‌شود. انسان‌های حسود و خودخواه که از خروجی‌ها ترس داشته و به دیگران بخل می‌ورزند، در حقیقت، آن خروجیِ دریغ نموده را از خودشان دریغ می‌کنند، نه از دیگران. چرا که با این عمل، راه ورودی‌های بعدی را به روی خویش می‌بندند. این دسته از انسان‌ها خیلی زود در روند تکاملی‌شان دچار وقفه (سکته) شده و به مرگ روحانی می‌رسند. باید باور کنیم و به یقین برسیم که همه ما نفخه خداییم؛ یک حقیقت در قالب‌های گوناگون، و هر چه با دیگران انجام می‌دهیم، در واقع با خودمان انجام داده‌ایم. رعایت حقوق دیگران، یعنی رعایت حقوق خودمان. انفاق به دیگران، یعنی انفاق در حق خودمان. در قیامت انسان‌ها به میزان خروجی‌شان به خداوند نزدیک‌ترند، هر چه انفاق‌ها بیشتر و گستره آن‌ها وسیع‌تر باشد، تقرب انسان به پروردگارش بیشتر خواهد بود. انسانی که در سعادت میلیون‌ها انسان دیگر نقش داشته است، قطعاً در نامه اعمالش، خیر هدایتِ تمام آن‌ها را خواهید دید. کسی که در دنیا شفاعت‌های بسیاری نموده است (مادی و معنوی)، در قیامت نیز، صاحبِ مقام شفاعت خواهد بود. زیباترین زندگی آن است که انسان‌های بیشتری در آن سهم داشته و از آن خیر ببینند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1035
زمان انتشار: 1 دسامبر 2014
| |
غمهای بدون علت (1)

راه های مبارزه با غم (جلسه 14) ، 92/08/18

غمهای بدون علت (1)

بحث درباره غم‌های بدون علت بود که عرض کردیم شخصی (ابوبصیر) خدمت امام صادق «علیه‌السلام» رسید و عرض کرد: «جُعلتُ فداک یا ابن رسول الله! إنّی لاغتمُّ و أحزنُ من غیر أن أعرف لذلک سبباً» فدایت شوم ای فرزند رسول خدا! من گاهی محزون می‌شوم بدون آنکه علتش را بدانم. حضرت در پاسخ اینگونه فرمودند: «إنّ ذلک الحزن و الفرح یصلُ إلیکم منّا لانّا إذا دخل علینا حزن أو سرور کان ذلک داخلا علیکم لانّا و إیّاکم من نورالله عزوجل» قطعاً از جانب ما، به شما حزن و شادی می‌رسد برای اینکه وقتی به ما غم یا سروری وارد می‌شود همان بر شما هم وارد می‌شود زیرا ما و شما از نور خدای عزوجل هستیم. نکته دقیقی که در این حدیث است ربط بین ما و ایشان است که به‌واسطه خلقتمان از نور خدا می‌باشد.

اولین خلقت خدا هم همین نور است: «اول ما خلق الله نوری» پیامبر «صلی الله علیه و آله» درباره خلقت انسان هم فرمود: «نفخت فیه من نوری» نفس ناطقه بشری وحدت عددی ندارد. یعنی اینگونه نیست که ما هر کدام مان مستقلاً یک نفر باشیم بلکه همه ما یک نفس واحد هستیم و با بدن بین ما فاصله افتاده است و عوامل ژنتیکی باعث تفاوت بین ما شده است. پس در واقع به تصریح قرآن ما هر کاری درباره هر کسی انجام دهیم در واقع نسبت به خودمان انجام داده‌ایم. «إن أحسنتم أحسنتم لانفسکم و إن أسأتم فلها» اگر خوبی کنید نسبت به خودتان خوبی کرده‌اید و اگر بدی کنید هم همینطور. هر قدر نفس قوی تر باشد حضورش در نفسهای دیگر بیشتر می‌شود اما درباره افراد ضعیف باید گفت: ادراکشان از این حضور ضعیف و اندک است. نفس مادر به دلیل قوی بودن نسبت به فرزند، در جان فرزندانش حضور دارد. گاهی این حضور به قدری شدت دارد که ممکن است فرزند در کشور دیگری دچار حادثه ای شود و مادر خبردار می‌شود چون ارتباطش بسیار قوی است. ما از طریق تلفن می‌توانیم با دورترین نقطه دنیا مکالمه داشته باشیم در صورتی که ارتباط نفوس از این خیلی قوی تر است. نفس اصلاً برای ارتباط نه در دنیا و نه در برزخ مانع ندارد ما از همین دنیا می‌توانیم با برزخ و بالاتر از آن رابطه برقرار کنیم. از آن جایی که ما نفس را به بخشهای پایین مشغول کرده‌ایم دچار غفلت شده و آن‌ها را ادراک نمی‌کنیم. در حال حاضر بدن برزخی داریم و در خواب آن را می‌بینیم و با آن به این طرف و آن طرف می‌رویم اما در بیداری آن را نمی‌بینیم. نفسهای قوی محدودیت نداشته و بی نهایت سعی داشته و می‌تواند با الله، جبروت، ملکوت و ناسوت ارتباط برقرار کند. لذا فرمودند: «انّ روح المؤمن اشدُّ اتصالاً به روح الله...» همانا روح مؤمن اتصالش به خدا شدیدتر از اتصال شعاع خورشید، به خورشید است. هرقدر شخص تعلقات حسی، خیالی و وهمی‌اش را کاهش داده و عقل و بخصوص فوق عقل را افزایش می‌دهد اتصالش با انسان‌ها و عوالم بالا بیشتر می‌گردد چون حضور نفس فراگیر می‌شود. نفس مجرد است و مانعی برای حضورش در هیچ جا نیست. در همین عالم طبیعی هم اگر توجه کنید مواد هر قدر لطافتشان بیشتر باشد امکان حضور بیشتری دارند. امواجی در اطراف ما پراکنده هستند که ما قادر به درکشان نیستیم. اگر گیرنده ای را در اینجا قرار دهیم مشاهده می‌کنیم که میلیون‌ها امواج را دریافت می‌کند که دیوار و سقف مانع ورود آن‌ها به اینجا نشده‌اند. درک لطافت نفس با توجه به مباحث معرفت نفس به ما کمک می‌کند که وحدت نفوس را درک کنیم. البته خداوند نور اصلی است: «الله نور السموات و الارض...» خداوند نور آسمان‌ها و زمین است و پس از آن نور اهل بیت «علیهم‌السلام» است که سایر موجودات فیض وجودشان را از نور ایشان می‌گیرند. انسان نورانیت و تاریکی را، هم در وجود خودش و هم در وجود دیگران درک می‌کند. کسانی که نفسشان مشغول است این ادراک را ندارند. هرقدر تمرکزمان را بیشتر کنیم ارتباط با غیب و ماوراء البیعه بیشتر می‌شود. بعضی اساتید با شاگردانی که به آن‌ها نزدیک‌تر هستند صحبت نمی‌کنند بلکه با خیال ارتباط برقرار می‌نمایند. پس هرقدر تمرکز و از طرفی طهارت شخص بیشتر می‌شود خواب‌های مقدس و روحانی بیشتری می‌بیند، چون آلودگی‌ها و تاریکی‌های نفس کم شده و پاکی و تمرکز پیدا کرده است: «خذوا من اجسادکم و جودوا بها علی انفسکم» از اجساد (بدنهای) خود بگیرید (کم کنید) و به نفس‌هایتان بیفزایید. جابر نقل می‌کند: نزد امام باقر «علیه‌السلام» بوده که ناگهان دلش گرفت و عرض کرد: فدایت شوم! چه بسا من بدون مصیبتی و مشکلی اندوهگین می‌شوم تا جایی که خانواده و دوستانم متوجه می‌شوند. حضرت باقر «علیه‌السلام» پاسخ می‌دهند: درست است ای جابر! زیرا خداوند عزوجل در روح مؤمن از نسیم روح خویش دمیده و او را از طینت بهشتی آفریده است، به همین دلیل مؤمن برادر تنی مؤمن است از یک پدر و یک مادر، اگر در یکی از شهرها یکی از این روح‌ها غمگین شود روح دیگر هم غمگین می‌گردد چون از جنس آن است. (اگر معصوم خوشحال یا ناراحت شود ولی در ما اثر نداشته باشد علتش این است که شخص به موضوعات دیگری متمرکز است و ضمن اینکه آن حزن و اندوه بر او وارد می‌شود ولی شدت تمرکزش مانع درک آن می‌شود، مانند اینکه برادران ما در نقاط مختلف جهان در فشار هستند ولی ما اذیت نمی‌شویم. به دلیل مشغولیت ما به غم‌های بدن، اهل بیت «علیهم‌السلام» پیام‌های زیادی برای ما می‌فرستند اما ما غافلیم! گاهی سال‌ها فرشته‌های الهی با خواب‌ها و مکاشفات عالی منتظر یک نفر می‌مانند تا بالاخره او قدری تمرکز بگیرد و ارتباطش با دنیا را کم کند تا بتوانند بر او وارد شده و او را بهره‌مند سازند. راه‌های برقراری ارتباط همیشه باز است ولی مشغولیت‌های حسی، خیالی، وهمی و عقلی ما را مشغول تن کرده و از رابطه غافلیم. غیب و آسمان دائماً با ما ارتباط مستمر دارند و ما را رها نمی‌کنند ولی ما هستیم که راه را بسته‌ایم. ماهواره‌هایی که امواج بخصوصی را می‌گیرند در واقع قابلیت دریافت همه امواج موجود در اطرافشان را داشته ولی فقط برای دریافت امواج خاصی تنظیم شده‌اند. زمانی که ما وارد حرم امام رضا «علیه‌السلام» می‌شویم ممکن است در ابتدای ورود قدری تمرکز و توجه به امام داشته باشیم ولی خیلی سریع توجه مان به مشغله‌های دنیایی معطوف شده و توانایی دریافت امواج نورانی و مقدس حرم در ما ضعیف می‌شود. البته وجود مقدس امام «علیه‌السلام» محدودیت نداشته و هر جا که باشیم می‌توانیم با او رابطه برقرار کنیم اما به لحاظ اینکه نفس هرگز ارتباطش را با بدن قطع نمی‌کند ما حضور امام را بر سر قبر او بیشتر احساس می‌کنیم چون حضورش قوی تر است. از طرفی بعضی اماکن مانند حسینیه‌ها و تکایا که با پرچم‌هایی به نام ائمه «علیهم‌السلام» مزین شده‌اند. به لحاظ آثار وجودی کتبی و نیز لفظی از قوت و قدرت بیشتری برخوردار بوده و ارتباط و اتصال ما با ایشان را افزایش می‌دهند. یکی از رفقا تعریف می‌کرد: دوستی به منزل ایشان آمده بود و وقتی تصاویری که او از علما و شهدا به اتاقش نصب کرده بود را مشاهده می‌کند آرامش خاصی به او دست داده بود و دلش می‌خواست شب را در آنجا بخوابد. بنابراین انسان‌ها باید دائماً با میکده در ارتباط باشند که در غیر اینصورت دلشان می‌میرد. اگر انسان نتواند با الله و خانواده اسمانی رابطه داشته باشد غصه او را می‌کشد. علت اینکه مسلمانان به ویژه شیعیان هر قدر سنشان افزایش می‌یابد زیباتر و نورانی تر می‌شوند به دلیل این است که ایشان رابطه مداوم با اهل بیت «علیهم‌السلام» و انواع میکده‌ها دارند. مولکول آب با شنیدن صدای «الله» به زیباترین شکل در آمده و موسیقی‌های مختلف روی آن تأثیرات مختلف داشته و قرآن تأثیر ویژه ای روی آن می‌گذارد. این موضوع در مبحث غم و شادی فوق‌العاده مهم، حساس و پیچیده است. ما با حضرت حقیقتاً یکی هستیم در واقع به قول مرحوم میرزا به ما گفته‌اند: «کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا» ولی نگفته‌اند که هر کدام ما یک حسین هستیم. به همین دلیل است که وقتی با امام «علیه‌السلام» صحبت می‌کنیم در ردیف قیمت خودمان با او سخن می گوییم. البته حتی اگر با بخش حیوانی مان به سراغ ایشان برویم ایشان به حیوانات هم رحم کرده و نیازشان را رفع می‌کنند. امام رضا «علیه‌السلام» را ضامن آهو می دانیم زیرا آهو از او امان خواسته و حضرت به او امان داده‌اند. نوع خواسته‌های ما نشان دهنده این است که ما با امام در چه سطحی رابطه داریم. زیارت عاشورا به طور کامل مربوط به بخش فوق عقلانی است و هیچ کدام از چهار بخش پایینی در آن حضور ندارند. انسان در زیارت عاشورا مانند این است که می‌خواهد با پدرش حرف دل بگوید و از حضرت می‌خواهد که او را در نزد خودش نگاه دارد. لعنت‌های زیارت عاشورا همگی فوق عقلانی هستند: «وَ لَعن الله أمّه دفعتکم عن مقامکم و أزالتکم عن مراتبکم آلتی رتّبکم الله فی‌ها ...» حق ما بوده که معصوم بالای سر ما باشد و از راهنمایی‌های او بهره بگیریم. «... أسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله...» رسیدن به مقام محمود نزد خدا.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1034
زمان انتشار: 30 نوامبر 2014
| |
عوامل برطرف کننده غم در زندگی روزمره

راه های مبارزه با غم (جلسه 13) ، 92/08/04

عوامل برطرف کننده غم در زندگی روزمره

«غسل الثیاب یذهب الهمّ و الحزن» شستن لباس غم و اندوه را از بین می‌برد. اساساً نوع، جنس، تنگی و پاکی لباس در انسان مؤثر است که در اینجا شستن لباس ذکر شده است. البته منظور تمیزی لباس است ولی شستن لباس و ظرف و ... جنبه تفریح دارد .

بحث درباره عوامل برطرف کننده حزن بود. آخرین مورد تأثیرات اجسام بر جسم و روح انسان بود. جسم و روح انسان دو حقیقت مجزا نبوده بلکه جسم و بدن، شأن و مرتبه ای از نفس ماست. نفخه ای که از حق تعالی در ما دمیده می‌شود حدوث و به وجود آمدنش جسمانی است. در واقع نطفه ای که در رحم مادر به وجود می‌آید، ارتقاء و کمالش به دریافت و ظهوری روحانی است و تعلق روح به جسم، تعلق به شأنی از شئون خودش است. انسان یک حقیقت واحدی است متشکل از جسم و روح که روح به جسم یا بدن مادی تعلق دارد. بدن انسان تأثیرگذاری مستقیم بر نفس دارد. ما بی نهایت روابط فیزیکی داریم که آزاردهنده یا لذت بخش هستند زیرا بر نفس اثر مستقیم دارند. البته حالات دردآور و یا لذت بخش هم که متوجه روح می‌شوند جسم را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بدن ما از عناصری که تا کنون کشف شده تشکیل شده است؛ آهن، مس، روی، کلسیم و فسفر. ساختار بدن در روح اثر دارد. روح یا نفس از جنس خداست و خواب ندارد؛ «... لا تأخذوه سنه و لا نوم...» خدا را چرت و خواب فرا نمی‌گیرد. وقتی بدن خواب است نفس همواره فعال بوده و صادرات و واردات خودش را دارد. فلذا اگر بیش از حد بخوابد پزشک جسم او را بررسی کرده و وضعیت کبد و ترشح هورمون‌ها را کنترل می‌کند و اقدام به درمان می‌نماید. خستگی، گرسنگی و تشنگی و ... بر نفس اثر گذاشته و آن را کلافه و بی حوصله می‌کند. نفس مجرد است. بنابراین نمی‌توان گفت داخل بدن است یا خارج آن، بلکه یک نحو تعلق است. مثلاً ما وقتی کسی را دوست داریم یا کینه ای از شخصی در دل داریم، این حالات به نفس ما تعلق دارد و وجود فیزیکی ندارند. تمام اتفاقاتی که برای بدن می افتد در نفس، اثر دارد و هر قدر که ما بهداشت بدن را افزایش دهیم روح آرام تر و راحت تر است و هر قدر تعادلش بر هم می‌خورد در نفس هم بی قراری، ناراحتی و اضطراب، بی حوصلگی و عصبانیت و درد ایجاد می‌گردد. «درد» را روح ادراک می‌کند. کسانی که اهل ورزش هستند از سلامت جسمانی و روحانی بیشتری برخوردارند. بانشاط، امیدوار هستند و اساساً نوع نگاهشان به زندگی متفاوت است. اگر تعادل عناصر تشکیل دهنده بدن به هم بخورد در ما تولید کسالت و بی حوصلگی می‌کند، کم کاری و یا پرکاری تیروئید (از غدد مهم بدن) بازتاب‌های روانی بر ما دارد، در حال حاضر هورمون‌هایی در بدن انسان شناسایی شده‌اند که اگر ترشح نشوند شخص اضطراب شبانه دارد و دچار کابوس و ترس از مرگ می‌گردد. البته تقویت روح باعث غلبه بر ضعفهای بدنی می‌شود ولی بهتر است که سلامت جسم را تأمین کنیم تا به طور طبیعی روح آرام باشد. کسی که ایمانش قوی است ولی قدرت غلبه بر اضطراب‌هایش را ندارد باید کمبودهایش را جبران کند تا بدنش سالم بوده و روحش را نیازارد. بنابراین تغذیه سالم بر نشاط افراد بسیار اثر دارد. به همین دلیل است که توصیه به مصرف انواع میوه‌ها و لو یکبار شده است تنوع در مصرف، هم نیاز بدن را تأمین می‌کند و هم مانع دل‌زدگی می‌شود. البته نکته مهم این است که ما نباید گرفتار طعم‌ها باشیم و اگر بدنمان نیاز به موادی دارد که طعم مطلوبی ندارد باید بر نفس خود غلبه کرده و آن را مصرف کنیم. بعضی‌ها حاضرند تا مرگ پیش بروند ولی مثلاً روغن بادام تلخ که پزشک برایش تجویز کرده را نخورند چون بدمزه است. قهوه را خداوند تلخ آفریده لازم نیست حتماً با شکر خورده شود. فلفل‌های دلمه ای رنگهای مختلف داشته که همین باعث خواص گوناگون می‌گردد و باید مصرف شوند. سیستم بدن ما به گونه ای است که هم به امور مادی و هم به امور معنوی حساسیت نشان می‌دهد. زمانی که ما ماده ای را مصرف می‌کنیم آثار آن در حافظه ما ضبط می‌گردد و هرگاه بدن دچار کمبودی در آن زمینه شود خاطره آن یادآوری، و شخص به صورت هوس آن را تقاضا کرده، فلذا تهیه نموده و استفاده می‌کند. گاهی انسان در زمستان هوس یک میوه تابستانی می‌کند این نشان دهنده نیاز بدن است که البته منحصر به آن نیست شاید در خوراکی‌های دیگر نیز یافت شود؛ اما چون نفس آن را تجربه کرده و در خاطرش حفظ است به آن گرایش می‌یابد. به همین دلیل توصیه شده دعاهای مفاتیح را حداقل یکبار البته با ترجمه بخوانید. زیرا نفس این‌ها را در خودش ضبط می‌نماید و به خودی خود در حالات مختلف نیازش را تشخیص داده و به سراغ همان دعا می‌رود. در ارتباطات هم نفس همین طور عمل می‌کند وقتی نیاز به برقراری رابطه ماوراء طبیعی دارد بررسی می‌کند چگونه نیازش برطرف گردد. مانند دلتنگی برای یک شخص که نفس تعیین می‌کند چه نوع رابطه ای او را اشباع می‌کند. گاهی یک پیامک، گاهی تماس و صحبت کردن، ولی گاهی نمی‌تواند به این‌ها اکتفا کند بلکه باید ملاقات صورت گیرد و یا رابطه فیزیکی مانند دست دادن و در آغوش گرفتن برقرار گردد. بعضی اوقات با انواع هنر مثل موسیقی، نفس چنین رابطه ای برقرار و احساس نیاز می‌کند. یک موسیقی فطری و یا گاهی یک روضه نیاز انسان را تأمین می‌کند. اینکه انسان طلب رفتن به کدام حرم، شنیدن چه روضه ای و مناجات با چه معصوم یا ولی خدایی را دارد بستگی به حالات روحی و نیاز دارد. در تأمین نیازهای بدن هم باید تنوع را رعایت کنیم اما متأسفانه در حال حاضر بیشترین گوشت‌هایی که ما مصرف می‌کنیم گوشت گوسفند و گوساله و مرغ است که البته مرغ در میان گوشت‌ها نازل‌ترین ارزش غذایی را داشته و در روایات از آن به عنوان خوکِ حیوانات حلال گوشت نامبرده شده است. ضمن اینکه در حال حاضر هورمون هم دارد، در صورتی که گوشت شتر که در روایات هم تأکید شده خواص زیادی داشته و طبیعتش هم گرم است خیلی مناسب است گوشت کبک، بلدرچین و شتر مرغ و ... خواص زیادی دارد. سعی کنیم از همه این‌ها استفاده نماییم. عطرها هم تأثیرات مختلفی دارند اعم از عطر گرم، سرد، شیرین و تلخ. عطر هم مانند موسیقی معنی دارد ولی «یعنی» ندارد. به این معنا که هر کدام از انواع عطر و موسیقی معنا و حالت خاصی را در انسان پدید می‌آورند ولی نمی‌توان «یعنی» آن را بیان کرد. فلذا در نمایش هر صحنه ای موسیقی متناسب با آن را پخش می‌کنند. گاهی اثر یک عطر انسان را غمگین کرده ولی عطر دیگر نشاط آور و امیدبخش بوده و برخی عطرها هم کاملاً خنثی هستند. در میان عطرهای مطبوع هر کدام حالتی خاص ایجاد کرده و هر کدام ممکن است یاد خاطره ای خوش را در انسان زنده کند. امام صادق (ع) نیز می‌فرماید: «شَکَی نَبِیٌّ مِنَ الْاَنْبِیَاءِ اِلَی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَمَّ، فَأمَرَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَکْلِ الْعِنَب؛ یکی از پیامبران از غم و اندوه به درگاه خداوند شکوه کرد؛ خداوند به او دستور داد انگور تناول کند.» برای مطالعه بیشتر کلیک کنید. توصیه شده که قبل از خوردن میوه اول رایحه آن را استشمام کنید. سقراط می‌گوید: من تا وقتی بوی سیب را حس می‌کنم نمی‌میرم. تا این حد برای بدن لازم و مفید است. همه میوه‌ها اینطور هستند. خداوند همه این‌ها را حکیمانه آفریده است. خوردن غذا در ظرف مسی سلامتی به همراه داشته و در ظروف روی و تفلون آثار سوء به همراه دارد. انسان از آشامیدن آب در ظروف سفالی لذت ویژه می‌برد و البته آثار مثبت هم دارد. بنابراین وقتی پیامبری به خدا از غم شکایت می‌کند خداوند امر به خوردن انگور می‌نماید؛ امام صادق «علیه‌السلام» فرموده‌اند: «شکی نبیّ مِن الاَنبیاءِ الی الله عزوجل الغمّ فأمره الله عزوجل بأَکلِ العِنَب» حضرت نوح «علیه‌السلام» غمگین شدند و خداوند به او امر کرد انگور سیاه بخورد تا غمش برطرف شود. در روایات بر انگور سیاه تأکید بیشتر شده است که البته منحصر به آن نیست و ممکن است خوراکی‌های دیگر هم چنین باشند. «من وجد همّاً و لا یدری ما هو، فلیغسل رأسه...» کسی که در خودش همی می‌بیند که نمی‌داند (دلیلش) چیست پس سرش را بشوید. گاهی انسان کلافه است ولی همین که در یخچال را باز می‌کند بین همه خوراکی‌ها، مورد خاصی نظرش را جلب می‌نماید که به آن نیاز دارد از آن استفاده کرده و به او نشاط دست می‌دهد. «غسل الثیاب یذهب الهمّ و الحزن» شستن لباس غم و اندوه را از بین می‌برد. اساساً نوع، جنس، تنگی و پاکی لباس در انسان مؤثر است که در اینجا شستن لباس ذکر شده است. البته منظور تمیزی لباس است ولی شستن لباس و ظرف و ... جنبه تفریح دارد و خانم‌ها معمولاً از کار کردن لذت برده و به نشاط می‌رسند هر چند که برای ایشان ثواب منظور شده و کفاره گناهانشان هم است. شسستن دست قبل از غذا و بعد از آن و مسواک کردن در انسان انبساط ایجاد می‌کند. استحمام شبانه را از این جهت توصیه می‌کنیم که خستگی را از بدن خارج کرده و جسم و روح به آرامش می‌رسد و باعث می‌شود صبح‌ها یکی دو ساعت زودتر بیدار شویم چون جبران خستگی روزانه را تا حدی می‌نماید. استحمام و ورزش به برکت عمر کمک می‌کنند. در اینجا به حزن‌های بدون دلیل می‌پردازیم که دو قسم هستند یکی مواردی است که دلیل دارد ولی ما دلیلش را نمی‌دانیم و با خوردن میوه ای یا عوض کردن لباسی یا استفاده از عطر و موسیقی ای برطرف می‌شوند. قسم دوم غم‌هایی هستند که دلایل مادی و فیزیکی ندارند بلکه عواملشان متافیزیکی، روحی و معنوی هستند. مانند اینکه وقتی انسان مرتکب گناه شود دچار غمی می‌شود که از آثار گناه بر روح است. چنانچه اگر انسان غذای آلوده مصرف کند دچار بیماری می‌شود و اصلاً امکان ندارد بدن واکنش نشان ندهد. بدن ساختاری ریاضی دارد و این ساختار کاملاً معصوم است بنابراین در به هم زدن ریاضیاتش، واکنش نشان می‌دهد. اینکه ما از گل لذت می‌بریم علاوه بر رنگ، طراوت و زیبایی آن، تقارن، توازن و هارمونی حاکم بر آن است. در یک خانم گاهی آرایش مو او را کاملاً متفاوت می‌کند با یک مدل، بسیار زیبا و تحسین برانگیز و با مدلی دیگر نفرت انگیز می‌شود. مدل‌های زشت، زیبا، وزین و سخیف و ... چگونه ادراک می‌شوند؟ خداوند برای هر چیز اندازه و ریاضیات خاص قرار داده است: «قد جعل الله لکلّ شی قدراً»، «الذی احصی کلشی عدداً» بدن هم یک سیستم ریاضی است و وجود عناصر در آن حتی میلی گِرَمش هم اثر دارد. ریزترین شیء وقتی وارد بدن شود بدن احساس درد می‌کند و وقتی خارج می‌شود آرام می‌گیرد. ساختار روح از بدن هم دقیق تر و ظریف تر است. گاهی حتی یک ذکر یا نماز بی موقع و قرآن در بدن واکنش منفی ایجاد می‌کند. گاهی در حرم ایستادن و سکوت بهتر از خواندن نماز و دعاست چون ممکن است روح آمادگی نداشته باشد. گاهی وقت نماز است ولی انسان آمادگی ندارد البته نه از حیث بی ادبی و بی میلی به خدا بلکه باید به شرایط خاصی برسد مثلاً چایی بنوشد، میوه ای خورده و یا استحمام نماید و یا عطر زده و لباس عوض کند. از جمله مواردی که نفس با آن سازگار نیست گناه است ( اعم از گناه در بخش حس، خیال، وهم و عقل و فوق عقل) و انسان به هم می‌ریزد و ممکن است تا دیوانگی هم پیش برود. یکی دیگر از عوامل حزن آور، ارتباطاتی است که نفس با جاهایی برقرار می‌کند که درکشان نمی‌کند مانند وقتی که برای فرزند در شهری دیگر اتفاقی رخ داده است مادر به دلشوره می افتد به این دلیل است که وجودشان وحدت داشته و در دو قالب مختلف است (وحدت نفس). چنانچه همه ما یک نفر هستیم و با بدن‌های مختلف از هم جدا شده‌ایم. به همین دلیل خداوند در قرآن می‌فرماید: «ان احسنتم، احسنتم لانفسکم و ان اسأتم فلها» اگر نیکی کنید به خودتان نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید نیز چنین است. شما فرض کنید وقتی وارد حرم می‌شوید و کسی برای خواندن زیارت به همراهی شما نیاز دارد و شما او را اجابت می‌کنید، در فرصت باقیمانده کیفیت زیارتتان خیلی افزایش می‌یابد در واقع شما این لطف را در حق خودتان انجام داده‌اید. نفس‌ها یکی بوده و اتحاد وجودی دارند: «الارواح جنود مجنّده» گاهی در نفس تقسیم بندی گروهی وجود دارد. مثلاً انسان احساس سنخیت و کشش قلبی نسبت به شخص و یا استادی از اساتیدش را می‌کند. در واقع در تقسیم بندی عالم بالا در یک دسته قرار داشته‌اند. ذره ذره کاندرین ارض و سماست                   جنس خود را همچو کاه و کهرباست نوریان مر نوریان را طالب‌اند                           ناریان مر ناریان را جاذب‌اند اگر غصه ای برای نفس‌هایی که انسان با آن‌ها اتحاد و ارتباط دارد، ایجاد شود در او اثر داشته و او هم غصه دار می‌گردد. گاهی انسان دلش برای کسی پر می زند و با او تماس می‌گیرد و او هم اظهارمی کند که دلتنگ او بوده و در واقع این رابطه کاملاً دو طرفه بوده و دل‌ها را به هم مربوط کرده است. همانطور که ما در فیزیک قانون اینرسی (جسم همواره حالت سکون یا حرکت خودش را حفظ می‌کند مگر اینکه نیرویی از خارج به او وارد شود) داریم در ماوراءالطبیعه هم همینطور است اگر به ناگاه حس دلتنگی و شوق دیدار نسبت به کسی در دلمان پدید آمد حتماً از آن طرف نیرو و حالتی بر ما وارد شده است. لذا درباره ذکر، نماز، حرم، مسجد و ... اگر حس بی قراری به ما دست داد از آن طرف خبری است و ما را فرا خوانده‌اند./ لیلی از مجنون بسی مجنون تر است ابوبصیر نقل می‌کند: خدمت امام صادق «علیه‌السلام» عرض کردم: فدایت شوم ای پسر رسول خدا «صلی الله علیه و اله» گاهی بدون دلیل محزون می‌شوم. حضرت پاسخ می‌فرمایند: حزن و سرور (ناگهانی) از جانب ما به شما می‌رسد. جان حضرت در جان ماست وقتی بچه گریه می‌کند و یا از چیزی زجر می‌کشد مادر به شدت آزار می‌بیند چون جان بچه در جان مادر است. حضرت در ادامه می‌فرمایند: اگر حزن و سروری به ما برسد بر شما هم وارد می‌شود برای اینکه ما و شما از نور خدای عز و جل هستیم. آرشیو مباحث استاد شجاعی فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1033
زمان انتشار: 30 نوامبر 2014
| |
غمها را با «استغفار» رفع نمایید

راه های مبارزه با غم (جلسه 12) ، 92/07/20

غمها را با «استغفار» رفع نمایید

یاد خداوند تولید آرامش می‌کند اما برای کسی که «الله» را شناخته باشد. ذکر شریف «لاحول و لا قوه الا بالله» در مورد کسی که به حق تعالی معرفت پیدا کرده باشد یاری کننده است. البته همه اذکار آرام بخش می‌باشند ولی ذکر مورد نظر فوق‌العاده اثر بخش است که امام صادق «علیه‌السلام» درباره‌اش تعبیر «مفتاح الفرج» و «کنزٌ من کنوز الجنّه» دارند و در کلامی دیگر فرموده‌اند: «اذا نزلت المهوم فعلیک بلا حول و لا قوه الا بالله» هرگاه گرفتاری‌ها نازل شدند به شما باد به (ذکر) لا حول و لا قوه الا بالله.

اساساً کارهایی که همت انسان را مشغول به خود می‌نمایند «همّ» محسوب می‌شوند و در انسان دغدغه ایجاد می‌کند. مثل اینکه خانمی به تدارک برای میهمانان مشغول باشد تنوع مسئولیت‌ها چنان او را مشغول می‌کند که گاهی دچار فشار عصبی و پرخاشگری هم می‌شود. شیطان در حمله از جلو کارها و مسئولیتهای پیش روی انسان را در نظرش بزرگ‌تر از حد معمول جلوه می‌دهد. «انّما النّجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا» نجوی از جانب شیطان، برای غمگین کردن مؤمنین است. دائماً به انسان القاء می‌کند که «نمی‌شود»، «نمی‌توانی»، «اگر فلان مشکل پیش بیاید چه خواهی کرد؟» و ... چه دخترهایی که از بیست سالگی خواستگار دارند ولی به خاطر ترس به سی سالگی رسیده‌اند و هنوز اقدامی نکرده‌اند. شیطان خوف این کار خطیر را به دل او القاء می‌نماید. گاهی انسان به همین دلیل یعنی خوف از آینده چنان به جسم و روحش فشار می‌آورد که سکته می‌کند. گاهی برای دختری خواستگار می‌آید و او یکی دو نقطه ضعف از او می‌بیند که شاید حقیقی نبوده و توهمی باشد ولی در نظرش خیلی بزرگ می‌نماید. در برخی از ازدواج‌ها ممکن است دختر یا پسر را کسی معرفی کرده و اتفاقاً خیلی هم موردهای خوبی بوده‌اند اما توهم اینکه «باید خودم انتخاب می‌کردم» را در ذهن نگه داشته و تا آخر عمر لذتی از او نمی‌برد. این مسئله در همه جنبه‌ها وجود دارد. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: از تجربه‌های گذشته‌تان خیلی استفاده کنید و نمونه و الگوی آینده قرار دهید. وقتی قرار است میهمان داشته باشیم به میهمانی‌های گذشته بیندیشیم که موفق برگزار شدند عبرت بگیریم و توجه کنیم این هم مانند بقیه به خیر می‌گذرد اصطلاح «هر چه همه شدند ماهم می‌شویم» به کمتر شدن هموم کمک می‌کند. ممکن است کسی در سالخوردگی امکان سفر حج یا کربلا پیدا کند تا خواست نگران دردهایی که دارد شود بگوید: «انّ معی ربی...» ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» خیلی توان انسان را افزایش می‌دهد. هرگاه گرفتاری پیش آمد این ذکر شریف معجزه می‌کند. هر قدر هم معرفت بیشتر گردد، «الله» انسان قوی تر و کمکش به او بیشتر می‌شود. علت اینکه در دعاهای ما «الله» به کمک مان نمی‌آید این است که ما دعا را می‌خوانیم و خواستن و تمنایی در کار نیست. وقتی «لا حول و لا قوه الا بالله» می گوییم حواسمان باشد که همه قوه‌ها و کمالات از آن خداوند است، در این صورت است که قدرت روحی بالایی پیدا می‌کنیم. از جمله اذکار دیگری که برای رفع «همّ» است استغفار می‌باشد که در بحث شب‌های احیا مفصل درباره آن توضیح داده‌ایم. خستگی‌ها و آسیب دیدگی‌هایی که انسان در طول روز متحمل شده است را در آخر شب می‌تواند با استغفار رفع نماید. پیامبر «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: من در طول روز کثراتی دارم که مرا تاریک می‌کند؛ «... لیغان علی قلبی...» غین پرده بسیار نازک را می گویند که حضرت می‌فرمایند روی قلبش می‌نشیند که با استغفار آن را برطرف می‌کردند. کسانی که از کثرات بیشتر برخوردارند به استغفار بیشتری نیاز دارند. استغفار همان استحمام روح است که اگر صورت نگیرد روح دچار عفونت‌های شدید می‌شود. از حضرت فرمودند: فلسفه نمازهای پنجگانه چیست؟ فرمودند: اگر کسی در روز پنج بار در آب شستشو کند آلودگی برای او نمی‌ماند، نماز هم با روح انسان همین کار را می‌کند. به هر حال به‌ویژه کسانی که با کثرات مواجه بوده و بعضاً ضرورت استفاده از اینترنت و ماهواره را دارند بیشتر نیاز دارند که از درگاه الهی طلب مغفرت نمایند. اگر غیر از این باشد شخص توان عشق‌بازی با خدا بر سر سجاده را ندارد. لازم نیست حتماً در اثر این کثرات به گناه روی آورد همین که امکان ارتباط با غیب ندارد کافی است. اگر پیامبر «صلی الله علیه و آله» به هفتاد بار ذکر استغفار نیاز دارند ما به صدها و بلکه هزاران طلب غفران نیازمندیم. شب وقتی که به رختخواب می‌رویم به جای پرداختن به افکار مختلف و لو علمی و عقلی، استغفار کرده و خودمان را تطهیر نماییم؛ البته ترجیحاً با وضو و رو به قبله باشیم. هرقدر که کثرات انسان بیشتر باشد معنویتش هم بیشتر خرج و هزینه می‌شود. و باید با استغفار جبران کند، و این موضوع به تعداد افراد متفاوت است. جانور فربه شود از راه نوش                                      آدمی فربه شود از راه گوش آن مقدار از مطالعه و گوش فرادادن به مباحث که در برنامه‌ها توصیه می‌گردد به طور عادی است ولی اگر کسی دچار کثرات بیشتر است باید آن را افزایش دهد. نماز هم در سه وعده توصیه شده که به محض مصرف از معنویات با نماز جبران و جایگزین گردد. البته به شرط اینکه نماز انسان نماز باشد. اما گاهی صرفاً برخورد با مقدسات هم در انسان اثر دارد یعنی ممکن است نمازش، نماز نباشد ولی همین مسجد رفتن و تماس با روحانی مسجد یا نگاه به در رو دیوار و کتیبه‌های مسجد در احیای انسان مؤثر است. عطر، رنگ، موسیقی و بسیاری از عوامل می‌توانند هم اثر مثبت داشته باشند و هم اثر منفی. هر کس باید روحیات خودش را بشناسد و بفهمد که از چه طریق شوق و حال معنوی به او دست می‌دهد. ضمناً ظرفیت خودمان را هم باید شناسایی کرده و به اندازه خوراک بخوریم، چنانچه بدن هر کس به یک میزان نیاز به کالری دارد و باید به همان اندازه مصرف نماید. کمتر و بیشتر از آن به بدن آسیب می‌رساند. انسان به مقداری نیاز به معنویت دارد که شادی و آرامش او را تأمین کند، به غصه و کمبود نیفتاده و خلاء عاطفی حس نکند چون وجود این حالت به این معناست که شخص از آسمان تغذیه نمی‌شود که محتاج توجه دیگران شده است. کسی که علیرغم عبادت دچار این حالات می‌گردد یعنی سوء تغذیه دارد. چنانچه درباره بدن هم همینطور است مثلاً شخص گوشت فراوان مصرف نموده اما در عین حال بدنش دچار کاستی است زیرا در نحوه طبخ آن از قبیل پختن و سرخ کردن، خواصش را از دست می‌دهد، ولی اگر آن را کباب کند اثر مورد نظر را روی بدن خواهد گذاشت. کسانی هم هستند که اهل هیئت و زیارت و مسجد و ... هستند ولی دریافتی ندارند اما بعضی‌ها هم خیلی سرشان را شلوغ نکرده‌اند و از آنچه که به آن پرداخته‌اند نهایت بهره معنوی را می‌برند. «من اکثر الاستغفار جعل الله له من کلّ همّ فرجاً و من کلّ ضیق مخرجاً...» کسی که زیاد استغفار کند برای هر همّش فرجی و در هر تنگی (فشار) راه خروج قرار می‌دهد. حضرت نوح «علیه‌السلام» به خدا این‌گونه عرض می‌کند: «فقلت استغفروا ربّکم انّه کان غفّارا، یرسل السّماء علیکم مدراراً و یمددکم به اموال و بنین و یجعل لکم جنّات و یجعل لکم انهاراً» پس (به قومم) گفتم: از پروردگارتان طلب مغفرت کنید که او بسیار آمرزنده است تا برکات از آسمان بر شما فرستاده شود و شما را با مال‌ها و فرزندان یاری نماید و برای شما باغ‌ها و نهرها قرار دهد. جامعه ای که مردمش اهل توبه و استغفار هستند گرفتاری و مشکل اقتصادی ندارند. اگر فرزند ما بعد از بازی ای کرده و پایش بو می‌دهد به نزد ما بیاید ما نه او را در آغوش می‌گیریم و نه سر سفره راه می‌دهیم از او می‌خواهیم اول استحمام نماید سپس او را تغذیه کرده و رابطه عاطفی هم برقرار می‌کنیم. در سایر روابط از جمله زناشویی هم اینگونه است. پیامبر «صلی الله علیه و آله» به دخترشان توصیه فرمودند: هرگاه قصد خلوت با همسرت را داشتی اول استحمام کن. انسان وقتی آلوده است امکان تغذیه ندارد و کسانی که روح پاکی دارند اگر پاکیزه نباشند نماز به دلشان نمی‌نشیند. لذا اول استحمام می‌کنند. روایت شده: ملائکه کسی را که دهانش بو می‌دهد را نپذیرفته و زمانی که مسواک می‌کند برایش استغفار می‌نمایند. اگر ملائکه الله انسان را نپذیرند به آسمان راه نمی‌یابد. در روایت آمده: «النظافه نصف الایمان» یا «من الایمان» برای این است که به جنبه‌های باطنی کمک می‌کند. استغفار، نظافت باطن است و بسیار در خیر و برکت تأثیر دارد. «و لوان اهل القری آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات مِن السّماء» اگر مردم قریه ایمان آورده و تقوی پیشه می‌کردند برکات آسمان را برایشان می‌گشودیم. گاهی انسان رزق دریافت می‌کند ولی قدرت جذب ندارد مثلاً یادش است که خواب امام حسین «علیه‌السلام» را دیده ولی نمی‌داند چه دیده است. لذا قبل از هر عمل و ارتباطی صدقه و استغفار وارد شده است تا رابطه موفق و جذب صورت بگیرد. ایام ویژه مثل عرفه اقدام به این اعمال نماییم تا نهایت بهره برداری را نماییم. پزشک هنگام تزریق به بیمار اول موضع را ضد عفونی می‌کند تا آلودگی‌ها برطرف، و درمان موفق گردد. کسانی که صدقه‌شان زیاد است رزقشان هم فزونی می‌یابد: «مثل الذین ینفقون أموالهم فی سبیل الله کمثل حبّه أنبَتت سبع سنابل، فی کلّ سنبله مئه حبّه والله یضاعفُ لمن یشاء والله واسع العلیم» مثل کسانی که در راه خدا انفاق می‌کنند مانند دانه ای است که از آن هفت خوشه می‌روید، در هر خوشه ای هم صد دانه است و خداوند به هر کس بخواهد می‌افزاید. میزان استغفار بستگی به میزان مصرف دارد هر کس ارتباطش بیشتر است به استغفار بیشتری نیاز دارد. مثلاً توصیه شده که وقتی به بازار می‌روید زیاد طلب مغفرت نمایید و ذکر خدا را بیشتر کنید. «... و رزقه من حیث لا یحتسب» و خدا از جایی که حساب نمی‌کرده روزی‌اش را می‌رساند. (به بحثهای استغفار در شبهای احیاء مراجعه گردد) به مجرد اینکه دچار خستگی روحی شدید به اندازه ی دو سه دقیقه سر به سجده گذاشته و استغفار کرده تا پاکیزه شوید. در زمان گره خوردن کارها باید مرکز را بررسی کنیم شاید در اثر قطعی ارتباط با کانون قدرت و رحمت کارها در هم پیچیده شده است. حضرت زهرا «سلام الله علیها» مادرمان است و بسیار از خانواده ی زمینی مان مهم‌تر می‌باشد. امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» که بیش از هزار و صدسال در تنهایی و آوارگی است برای اهمیت دارد. کسی که امامش را یاد نمی‌کند نباید هم انتظار گشایش در زندگی‌اش داشته باشد. روح نیاز به این غذاها دارد همانطور که بدن باید تغذیه گردد. بعضی امور مادی هستند ولی می‌توانند انسان را به لحاظ معنوی احیاء نمایند. «لکلّ شی، شی یستریح الیه و انّ المومن یستریح الی اخیه المومن» هرچیزی، چیزی را دارد که در کنارش آرام گرفته و تخلیه می‌شود و مؤمن با برادر مؤمنش آرام می‌گیرد. به هر حال هر کسی با پرداختن به کاری آرامش می‌گیرد و دیدار مؤمن، مؤمن را به آرامش و راحتی می‌رساند. منظور دوست الهی و معنوی انسان است. انسان باید حتماً کسانی را که دیدارشان چنین اثری دارد را شناسایی بنماید. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند که پیامبری به خداوند از غم به خدا شکایت کرد و خداوند او را امر به خوردن انگور کرد. امروزه دانشمندان به اثر آرام بخش انگور به ویژه به همراه هسته‌اش پی برده‌اند. در روایات به ویژه روی انگور سیاه تأکید شده است. البته این امر منحصر به یک میوه ی خاص نیست بلکه اساساً رنگ‌ها، طعم‌ها و سایر ویژگی خوراکی‌ها تأثیرات مثبت داشته که در جلسه آینده به آثار آن‌ها روی جسم و تأثیرات جسم بر روح خواهیم پرداخت.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed