www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1121
زمان انتشار: 9 دسامبر 2014
| |
اسماء الله 4، 1386/2/20

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

اسماء الله 4، 1386/2/20

حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: هركه در دنیا اضافه‌تر به‌دست می‌آورد، در آخرت بیشتر از دست می‌دهد.آخرت به همه چیز معنا می‌دهد. هروقت غصه می‌خورید و ناراحت هستید، آیات در مورد بهشت را یادآوری كنید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهارم «شرح اسماءالله»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: اگر نظام فكری یك نفر غلط طراحی شود، تولیدی خسران‌آمیزی خواهد داشت. گمان اكثر مردم این است كه دنیا را اصل قرار می‌دهند و آخرت مبنا نیست. افحسبتم انما الیكم عبثاً؛ آیا گمان كردید كه ما شما را بیهوده خلق كردیم و شما به‌سوی ما بازگشت نمی‌كنید؟ هر چیزی كه بخواهد از عبث بودن دربیاید باید با آخرت و ابدیت پیوند بخورد. آنچه كه از كارهای ما مابه‌ازاء آخرتی ندارد و آخرت‌سازی ندارد، عبث است، باید ترك شود و از آن فاصله بگیریم. ما در بازگشت است كه همه حقایق دنیایی‌مان معنادار می‌شود. مثل دنیا كه به تمام حركات جنین معنا می‌دهد. جنین تمامی حركاتش جز آن مقدار كه مربوط به حیات رحمی است، بقیه عبث است. رشد، اندام‌زایی و... عبث است. تولد به دنیا و زندگی دنیا را وقتی كنار حركت‌های رحمی قرار می‌دهیم، آن‌ها را معنادار می‌كند. ابدیت را كنار دنیا بگذاریم، دنیا هم تجلی آخرت است، هم مزرعه آخرت. آخرت‌ساز است. اگر كارهایتان ارتباط با ابدیت پیدا كند، اجر عظیم دارد. هشت در بهشت باز و هفت در جهنم بسته می‌شود. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: پاداش یك عمل به اندازه سختی یك عمل است. هیچ چیز در زندگی انسان مؤمن هدر رفته نیست. همین كه ابدیت را باور داشته باشد، همه چیز را معنادار می‌كند. انسان نه زن است و نه مرد. غیر از وظیفه ارتباط با معشوق و رفت و آمد با معصوم «علیهم‌السلام» كارهای دنیایی و... داریم. اگر انسان طوری جذب زندگی شود كه من حقیقی‌اش را فراموش كند، درست نیست. اصالتاً یك انسانم. زن یا مرد نیستم. موقتاً روی زمین آمدم تا نقش مرد یا زن بودن را بازی كنم. كودك عزیز روان را به خدا شبیه كنم و بعد برگردم. تمرین كنید یادتان بیاید كجا بودید. بعداً می‌توانید بین هویت جنسی و هویت انسانی خود تفكیك كنید. اصل را آخرت قرار دهید. هیچ چیز را با مبناهای دنیا مقایسه نكنید. تا زمانی كه ابدیت را كنار یك فكر نیاوریم هر نوع قضاوتی غلط است. اگر كسی بخواهد شاد باشد باید همیشه نسبت به همه كارهایش ابدیتش را كنار خودش بیاورد. اگر یادش برود یك موجود آخرتی است، هربار كه برایش اتفاقی بیفتد، خودش را بدبخت و بیچاره می‌داند. الدنیا تضر و تمرُّ ... الآخره تسرُّ. وقتی بریده از آخرت انتخاب می‌كنی، تصمیم می‌گیری تمام لذت‌ها به ضررت تمام می‌شود. آخرت، شاد می‌كند و سرور دارد. در كنار مشكلات و سختی‌های زندگی چند دقیقه به ابدیت فكر كنید و بگویید این نیز بگذرد. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: هرچه دنیایتان زیادتر باشد، از آخرتتان كم خواهد شد. هركس در كارهای دنیاییش كسل باشد، برای كارهای آخرتی‌اش كسل‌تر است. هیچ لذتی نمی‌برد مگر اینكه آن لذت در قیامت برایش غصه می‌شود. لذت بد نیست. لذت حلال به آخرت‌سازی و اخلاق انسان كمك می‌كند. ولی نفس ما زیاده‌طلب است. حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: هركه در دنیا اضافه‌تر به‌دست می‌آورد، در آخرت بیشتر از دست می‌دهد. آخرت به همه چیز معنا می‌دهد. هروقت غصه می‌خورید و ناراحت هستید، آیات در مورد بهشت را یادآوری كنید.   شرط اینكه آیات قرآن ما را شاد كند، این است كه حتماً با گوش انسانی بشنویم. گوش خر بفروش و دیگر گوش خر اگر با گوش فطری در مورد آیات فكر كند، بسیار لذت می‌برد. به داد كودك عزیز روان برسید. تعرف منی وجوههم نضره النعیم؛ در چهره اینها شادابی، سبزی و خرمی می‌بینی (از شدت شادی) این حالت در آنجا تمام شدنی نیست. تا خدا خدایی می‌كند. درس مهم قرآن این است؛ شما اشتباه نكنید كه خودتان را از آخرت و ابدیت محروم كنید. اگر الان بوی آن به تو بخورد، شادت می‌كند. غصه مربوط به فطرت است وقتی به آن غذا نرسد، غصه می‌خورد. مشكلات زمانی حل می‌شود كه اصلاً مشكلی نبینی. نبی اكرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: المؤمن دائم النشاط شما به آباد كردن خانه جاودان خودتان محتاج‌ترید از آباد كردن خانه‌های فانی‌تان. تمام تلاشتان را برای آباد كردن آخرت بگذارید. جا ندارد كه مؤمن برای حوادث دنیا غصه بخورد. تلاش می‌كند اما نتیجه مهم نیست.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1120
زمان انتشار: 9 دسامبر 2014
| |
اسماء الله 3، 1386/2/13

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

اسماء الله 3، 1386/2/13

اگر یك امری كه ظاهراً عقلانی و یقینی است، همان كه نتوانیم به وزان عقلانی آن عمل كنیم، یعنی مسئله برای ما وهم و گمان است. این مسئله برای انسان زیاد پیش می‌آید كه موضوعی را قبول دارد و بعد كه نوبت به عمل می‌رسد، نمی‌تواند انجام دهد. فقط صرف یقین نمی‌شود یك مسئله جزو باور و جوهره انسان شود، باید به‌وسیله عمل این فاصله طی شود تا جزو وجودت شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سوم «شرح اسماءالله»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: هر صفت خوبی از اسماء خدا را اگر بخواهیم یاد بگیریم، باید برایش جا باز كنیم. وقتی كه ما در طبیعت متولد می‌شویم، طبیعت به راحتی اجازه نمی‌دهد، اسماء و لشكریان خودش را می‌چیند. انسان وقتی تصمیم می‌گیرد اسماء خدا را بگیرد، مثلاً می‌خواهد بخل را بیرون بریزد و به جایش شجاعت بیاورد، باید تلخی را به طبیعت بخوراند و پایش بایستد. اولش تلخ است. آدم محدود و اذیت می‌شود و شیطان ما را می‌ترساند. یكی از كارهای شیطان ترس است. در انفاق شیطان به شما وعده فقر می‌دهد. آدم ترسو به درد خرید و فروش و تجارت نمی‌خورد. باید قدرت تحمل خطر را داشته باشد. اگر كسی نتواند بر ترس غلبه كند، هیچ‌وقت نمی‌تواند اسماء خدا را در خودش پدید آورد. روایت از معصوم «علیه‌السلام»: موضوعی یقینی‌تر از این ندیدم كه بشر به آن شك كند. یكی از موضوعات مرگ است. كم‌تر كسی آن را جدی می‌گیرد و آن را باور می‌كند. مسئله دیگر، قیامت است و چون باور نمی‌كند تمام انرژی‌اش را در دنیا صرف می‌كند و به فكر آخرت‌سازی نیست. اگر انسان باور نداشته باشد، تمام دنیا و ابدیتش را از دست می‌دهد. افحسبتم انما الیكم عبثاً؛ آیا گمان كردید كه ما شما را بیهوده خلق كردیم و شما به‌سوی ما بازگشت نمی‌كنید؟ حضرت علی «علیه‌السلام» فرمودند: اگر كسی می‌خواهد واقعاً مورد رحمت خدا واقع شود، باید در 3 مرحله خودش را بشناسد؛ از كجا آمده، در كجا هست و به كجا می‌رود؟ جنبه جنسیت من در دنیا تعیین شده ولی به‌عنوان یك روح خدایی و انسان برمی‌گردیم. بازگشت به جایی كه اول در آنجا بودیم. در قرآن یك‌بار رفت نداریم. همه‌اش برگشت است. تا كسی در این 3 مرحله خودش را نگاه نكند، قادر به اظهارنظر در مورد انسان‌ها نیست. تمام افكاری كه تحت عنوان علوم انسانی دارد، عقیم است. خداوند خیلی زیبا مژده می‌دهد؛ هر مصیبتی كه هر جا بر سر مؤمن می‌آید به نفعش است. قضاوت ما در مورد دنیا یك قضاوت بچه‌گانه است. قرآن می‌فرماید: هرچه در دنیاست، بازیچه است. اگر حیات حقیقی می‌خواهید آن طرف است. ایمان داشتن زمانی صادق است كه این قبول داشتن در محاسبات بیاید. آن‌قدر مقامات مؤمنی كه در دنیا سختی كشیده زیاد است كه می‌گوید: ای كاش مرا در دنیا با قیچی تكه‌تكه می‌كردند. زمانی می‌توانید یك چیز را درست معنا كنید كه آن چیز و آن كار را در مقیاس از خدا تا خدا بگذاریم. اگر ابدیت در محاسباتمان بیاید، ارتباطات، انتخابات و افكارمان درست می‌شود. ادعای مسلمانی داریم ولی چیزی به نام ابدیت را در محاسباتمان نمی‌آوریم. وقتی نگاه ناقص است، تصمیم‌گیری‌ها غلط از كار درمی‌آید. بدون ابدیت قضاوت كردن یعنی من تغییرپذیر نیستم. باید خروجی‌هایمان را بر اساس ابدیتمان بررسی كنیم. آیت‌الله بروجردی به‌خاطر یك‌بار عصبانیت نذر می‌كند كه اگر تكرار شد، یك سال روزه بگیرد. امام «رحمه‌الله علیه» می‌فرماید: چند قرن آخرتی باید معطل شویم. ولی می‌توانیم در دنیا كمی به خودمان فشار بیاوریم. گرسنگی و تشنگی و عذاب كه از عصبانیت به انسان می‌رسد، هزاران سال طول می‌كشد. در حسادت آدم مفت بدبخت می‌شود. هم دنیا برایش تلخ می‌شود و هم آخرت را با دست خودش خراب می‌كند. زمانی می‌توانیم یك انتخاب درست داشته باشیم كه با مبنای آخرتی انتخاب كنیم. اگر مقیاس حقیقی دست ما نباشد تا آخر عمر برای چیزهایی غصه می‌خوریم و عصبانی می‌شویم كه ارزش عصبانیت را نداشته است. ما خیلی وقت‌ها آن طرف غصه می‌خوریم كه چرا در دنیا غصه خوردیم. اگر مبنا و معیار دستش باشد، بیخود غصه نمی‌خورد. تلاش و سخت‌كوشی دارد ولی دلش شاد است. آنها كه هشیارند به ما خیلی می‌خندند. از خیالی جنگشان و صلحشان / از خیالی ننگشان و نامشان با خیال زندگی می‌كنیم. واقعاً چیزی به نام ابدیت در ارزیابی‌هایمان نمی‌گنجد. هنوز در تمنای معشوق‌های خیالی و حسی و وهمی هستیم. اگر كسی ابدیت را در زندگیش بیاورد و عمل كند و شخصیتش یك شخصیت ابدی باشد، قضاوتش راجع به هر چیزی، یك قضاوت ابدی و قشنگ‌ می‌شود. یك نفر تمام قیمتش با یك كمال گیاهی (ورزش نكردن) است. ممكن است تلاش كند تا مشكل مالی‌اش برطرف شود ولی غصه‌دار نیست. با فقدان‌ها احساس بدبختی نمی‌كند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1118
زمان انتشار: 9 دسامبر 2014
| |
اسماء الله 2، 1386/2/6

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

اسماء الله 2، 1386/2/6

باید با تقدیرات آشنا شویم. اندازه‌ها را بشناسیم. هر قدری قضای خودش را دارد. با انتخاب درست، خوشبخت می‌شوی. قضا و قدر الهی است ولی خواست خدا نیست. كل شیء عنده بمقدار. قاعده علیت (علت و معلول) حاكم است. هرچه انتخاب كنی، قضای خودش سرت می‌آید. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه دوم «شرح اسماءالله»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: برای درازمدت نمی‌شود بیماری فكری و روحی و قلبی را پنهان كرد. می‌توانی بر عوامل وراثتی (سلامت و زیبایی، عقل، هوش، دین، اخلاق و هرچه از پدر و مادر گرفتی) غلبه كنی. امام باقر «علیه‌السلام» فرمودند: كلید همه بدی‌ها در تنبلی و بی‌حوصلگی است. اگر نخواهید بر این ژن‌ها كه یا از محیط یا از پدر و مادر گرفتی غلبه كنی، بعد از مدتی ظهور می‌كند. خداوند با فطرت پاك همه را آفریده است. سلول‌های وراثتی نقاشی‌هایی است كه پدر و مادر می‌كنند. فكر نكنید اگر در دلتان مرض است، خداوند آن را ظهور نمی‌دهد. بعضی‌ها می‌توانند نجات را درون خودشان به پاكی تبدیل كنند. این جهان كوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا به كلمات حسبان، میزان، وزن توجه كنید. آیات معاد همه را در قواعد ریاضی می‌آورند. خودت حق نداری قواعد زندگی برای خودت تنظیم كنی. افرادی كه نسبت به همسر، فرزند، پدر و مادر وظایفی دارند و زیر بار نمی‌روند كافر هستند. 17 آیه در مورد حجاب آمده است. كفر عملی، خواركننده است. هر بار مخالفت مثل كفر عملی در مقابل دستورات عالم است. به محض اینكه نكته تربیتی را اهمیت ندهی به همان میزان در دنیا خوار می‌شوی. آیه 284 سوره مباركه بقره: و ان تبدوا ما فی انفسكم ... ؛ اگر آنچه شما درونتان ظهور دهید یا مخفی كنید، هر كاری می‌خواهید بكنید، خدا درون شما را حسابش را خواهد كشید. هرچه دل شما جذب كند، خدا محاسبه می‌كند. جنینی كه بیمار متولد می‌شود زمانی كه با شرایط ریاضی دنیا تطبیق پیدا می‌كند، بهبود می‌یابد. بهشت دنیا یعنی زندگی شاد و آرام. باید ریاضیاتی به نام سعادت، سلامت و عزت را بشناسی و خودت را با آنها تنظیم كنی. با تنبلی تنظیم نكن. قضا و قدر، اختیار شماست. خدا همه قضاها را در طبیعت آفریده است. قدرهای مختلف را انتخاب می‌كنید. باید با تقدیرات آشنا شویم. اندازه‌ها را بشناسیم. هر قدری قضای خودش را دارد. با انتخاب درست، خوشبخت می‌شوی. قضا و قدر الهی است ولی خواست خدا نیست. كل شیء عنده بمقدار. قاعده علیت (علت و معلول) حاكم است. هرچه انتخاب كنی، قضای خودش سرت می‌آید. اگر كسی سحر رویش اثر گذاشت، ببین چه‌كار كرده كه نظام علی و معلولی روی او اثر گذاشته است. یك مجموعه كسب‌هایی داشتی كه دامنت را می‌گیرد. همزمان با زدن، جزایش را می‌گیرد. به محض عمل، عكس‌العمل در خودت ظهور پیدا می‌كند. قبل از اینكه به كسی آسیب برسانی به خودت آسیب رساندی. اگر گفتند جهنمی هستی، باور نكن جهنمی می‌مانی. انسان تا زنده است، فرصت جبران دارد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1117
زمان انتشار: 9 دسامبر 2014
| |
وفاي به عهد

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

وفاي به عهد

امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: عهدها و پیمان‌هایی که می‌بندیم، قلاده‌ای است که تا روز قیامت بر گردنمان  خواهد ماند. اگر کسی به عهدش وفا کند، خداوند نیز مراعات حال  او را می‌نماید، و اگر نقض پیمان کند، خداوند خوارش می گرداند، و هر کس عهد هایی را که بسته کوچک بشمارد همان عهدها از او در نزد خدایی که انسان را به حفظ پیمان ها سفارش نموده است، شکایت می کنند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه «وفای به عهد»، استاد محمد شجاعی موضوعات زیر را مورد بحث قرار دادند که شرح آن در زیر می آید: ازبارزترین نشانه‌های اهل صدق و نیکی، وفای به عهد است. خداوند در آیه ۱۷۷ سوره مبارکه بقره که کامل‌ترین و جامع‌ترین آیه قرآن در توصیف نیکوکاران می‌باشد، می‌فرمایند؛ والموفون بعهدهم اذا عاهدوا...  وفا کنندگان به عهدشان هنگامی که عهد می‌بندند. در آیه اول سوره مائده نیز می‌خوانیم:  یا ایها الذین آمنوا افوا بالعقود... ای کسانی که ایمان آورده اید به عهدهای خودتان وفا کنید. همچنین آیات ۳۹سوره معارج و ۸ سوره ی مومنین نیز، مسلمانان را به پرورش چنین صفت نیکویی در وجودشان توصیه کرده‌اند. حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: دربین صفت‌های مثبت هیچ صفتی همانند وفای به عهد نیست که همگان اعم از مؤمن و مشرک و کافر باید بر لزوم و ضرورت عمل به آن تأکید داشته باشند. امام محمد باقرعلیه‌السلام می‌فرماید: خداوند بزرگ در سه مورد زیر هیچ  اختیار و اجازه‌ای برای انسان قائل نشده است: 1- وفای به عهد ۲ـ نیکی به والدین ۳ـ ادای امانت چه شخص کافر باشد و چه مسلمان. وفای به عهد از پنجره آیات و روایات   پیامبر صلی‌الله‌علیه‌ وآله می فرماید: هر گاه مسلمانان در مقابل کفار یا دشمنانشان عهد شکنی کنند، خداوند دشمنانشان را بر آنها پیروز می‌گرداند. خداوند در آیه ۹ سوره نحل می فرماید: هر گاه عهدی بستید به عهدتان وفا کنید و بعد از قسم یاد کردن، آنها را نقض نکنید، در حالیکه خداوند را گواه قسم خود قرار داده‌اید. گاهی اوقات سوگند یاد کردن، محدودیت هایی برای انسان ایجاد خواهد کرد که وفا دار بودن به آن خلاف شرع و اخلاق است، در این موارد شکستن قسم، جزایی دارد که باید پرداخت؛ امّا کسی که قسم یاد کرده و خلاف آن عمل می کند به این نیّت که جزایش را می‌پردازد، گناهکار است، و کسی که آگاهانه گناه می کند، مغفرت شامل حالش نمی‌گردد. هم از پیامبرصلی الله علیه‌وآله و هم از حضرت علی علیه‌السلام روایت شده است که: کسی که به عهد خود وفا نکند دین ندارد. در سوره اسراء، آیه 43 خداوند می فرماید: وفا کنید به عهدتان که از وفای به عهد سوال می شود. در بین سیاست مدارهای دنیا تنها چیزی که هنوز تا حدودی رعایت می شود، پیمان‌ها و قراردادهاست. مشرکان پیش از اسلام نیز وفای به عهد را در بین خود لازم و عواقب پیمان شکنی را بد و ناگوار می دانستند. امیرالمومنین علیه‌السلام می فرماید: عهدها و پیمان‌هایی که می‌بندیم، قلاده‌ای است که تا روز قیامت بر گردنمان  خواهد ماند. اگر کسی به عهدش وفا کند، خداوند نیز مراعات حال  او را می‌نماید، و اگر نقض پیمان کند، خداوند خوارش می گرداند، و هر کس عهد هایی را که بسته کوچک بشمارد همان عهدها از او در نزد خدایی که انسان را به حفظ پیمان ها سفارش نموده است، شکایت می کنند. ازدواج، عهد و پیمان   ازدواج پیمانی آسمانی است که زن و مرد در محضر خدا با هم می بندند. این زوج جوان یکدیگر را به امانت میگیرند تا در پناه هم به سوی کمال حرکت کنند. لذا رعایت حال این امانت امری لازم و ضروری است. در این پیمان، سه وظیفه مهم بر عهده مردان می‌باشد: 1- تأمین مادی: مرد خانواده موظف است در حد معقول و متعارف در تامین نیاز خانواده بکوشد. البته زن نیز باید حافظ زحمات شوهرش بوده وآنها را هدر ندهد. 2- تأمین عاطفی: محبت در میان حیوانات نیز وجود دارد. اما کمال انسان در مهرورزی آنجائی محقق می گردد که؛ در مقابل کسی که به انسان محبت نمیکند و یا انتظار جبران محبت از سوی او نیست، بتواند بی توقع، مهرورزی نماید. 3ـ تأمین معنوی: زن و مرد وظیفه تأمین معنوی خانواده را بر عهده دارند و نباید اجازه دهند شیطان در خانه نفوذ کند. عهد با خدا، مهم ترین عهدها عهدی که میان ما و خداوند منعقد شده، یک پیمان فطری، درونی و غیر قابل انکار است. خداوند موجودات را به گونه ای خلق نموده است که در درون هر کدام از آنها ، قدرت و انگیزه لازم، جهت کسب کمال وجود دارد. همانگونه که در سوره اعلی چهار مرحله خلق موجودات را اینگونه شرح میدهد: الذی خلق، فسوی والذی قدر، فهدی.... خلق، تسویه، تقدیر و هدایت همه موجودات پس از طی سه مرحله اول، هدایت می‌شوند. انسان نیز صاحب نیروهایی فطری است که او را به سوی هدف نهائی اش سوق می‌دهند. خداوند در آیه ۱۲۷سوره اعراف می‌فرماید: من عهدی را در درونتان با شما بسته‌ام که آیا من خدای واحد شما و تنها کسی هستم که می توانم شما را هدایت کنم؟ همه گفتید بلی. این عهد و پیمان، تکوینی و فطری است و نفس انسان بر این مسئله گواهی می دهد، چرا که هر روز بارها این جمله را تکرار میکنیم؛ ایاک نعبد و ایاک نستعین... خداوندا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوئیم. و این یعنی که کسی غیر از او بر هدایت ما توانا نیست . و باز در سوره یس آیه ی ۶۲ـ۶۰ به این عهد اشاره شده است که؛ ای بنی آدم آیا من از شما عهد نگرفتم که شیطان را عبادت نکنید... اگر انسان به عهد خود با خداوند پایبند باشد به سایر عهدها نیز پایبند خواهد ماند، درغیر اینصورت به عهدهای دیگر نیز متعهد نخواهد ماند. عقل و لزوم اطاعت از خدا   انسان مانند هر سیستمی در مرحله اوّل به خالق و در مرحله بعد برای هدایت به متخصصی آگاه نیازمند است تا بتواند در پناه حمایتهای او مسیر پرخطر کمال را در نهایت سلامت طی کند. حجتی برای این سخن نیست که تا انسان دلیل چیزی را نفهمد تن به انجام آن نیز نخواهد داد.از طرفی عقل نیز به ضرورت اطاعت از یک متخصص که بر همه ابعاد وجودی انسان احاطه داشته باشد تاکید می کند. بنابراین اطاعت از متخصصی که بر مسیر سعادت انسان کاملا واقف است، امری کاملا عقلانی و صحیح می‌باشد. در اینصورت حتی اگر متوجه دلیل یک دستور از جانب آن متخصص نیز نشویم، همین امر که او راهبری کارشناس و آگاه است برای اطاعت ما کافی خواهد بود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می فرمایند: عاقل ترین شما مطیع ترین شماست. پس می توانیم بگوئیم؛ تمام عقل آنجاست که دل به غیر خدا نداده و از غیر خدا نترسیم. ایشان در هنگام رحلتشان از دنیا فرمودند: من دو چیز را در میان شما به یادگار می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم را. به یقین می دانیم که اطاعت از این دو مهم، برای رسیدن ما به کمال کافیست.   خداوند دو حجت برای انسان ها دارد؛ عقل، که حجتی درونی و انبیاء که حجتهای بیرونی اند. پیامبران، انسانهایی کمال یافته  در عالمند همان عقلی که می گوید خدا را عبادت کنید می گوید شیطان را عبادت نکنید. شیطان می گوید خدایا روی صراط مستقیم (صراط عقل) می نشینم و از جلو، عقب، راست و چپ به آنها حمله می کنم. نباید به تفکّراتی که ناشی از حملات شیطان است توجه کنیم و آنها را از خود بدانیم. در سوره ی ناس خداوند به بندگان می فرماید: بگو پناه می برم به مالک، پادشاه و معشوق مردم از شر شیطانی که وسوسه می کند. برای مقابله با نجواهای شیطان باید به رب، ملک و اله توجه داشته باشیم. در حرکت به سمت ابدیّت جز با یک روح شاد، در محیطی شاد و آرام نمی توان به بهشت رسید. لذا اضطراب و حسادت و...که ناشی از حملات شیطان است را باید از خود دور کنی. ما و وفاداریمان به عهد با خداوند   بزرگترین نشانه رعایت عهد الهی از سوی انسان، عبادت و عبودیّت نسبت به خداوند است که البته امری فطری و عقلانی  بوده و در نهاد همه انسان ها وجود دارد. نشانه دیگر احترام به این عهد نیز دشمنی با شیطان، عدم اطاعت از او و بی توجهی به پیام هایش می باشد. در آیه ۶۲ـ۶۰ سوره یس خداوند خطاب به انسانها میفرماید: آیا از شما عهد نگرفتم که فقط مرا عبادت کنید، که شیطان برای شما دشمن آشکار است.در حالیکه شیطان گروه زیادی از شما را فریب داد آیا تعقل نمی کنید؟... خداوند بارها و بارها ما را به فکر کردن امر نموده اند. در روایات آمده که یک ساعت تفکّر از هفتاد ساعت عبادت بالاتر است. هیچ عبودیتی به عرصه عمل نمیرسد مگر آنکه در پس آن اندیشه ای بلند و تفکری عمیق نهفته است. طبق این آیه مخالفت با شیطان و عبودیت خداوند و درنتیجه وفای به عهدی که با حضرت حق بسته ایم جز با تفکر و تعقلی عمیق امکان پذیر نخواهد بود. مسیر حرکت ما به سمت آخرت، مسیری کاملاً ریاضی است. باید با اندازه هایی که خدا امر کرده زندگی کرد نه اندازه هایی که شیطان در قالبهای مقدّس و مذهبی به ما القا می دکند. هر چه ریاضیات الهی را بیشتر رعایت کنیم، موفق تر خواهیم بود. تقوا یعنی هر آنچه خداوند می پسندد، بپسندیم؛ نه هر چه را دل طلب میکند. عبادت نکردن شیطان نیز به این معناست که اندازه ها و ارقام او را نپذیرفته و از محدوده اندازه های الهی خارج نشویم. به عنوان مثال در بیماری وسواس شیطان با تغییر اعداد و ارقام مانع رسیدن انسان به هدف نهایی اش می گردد. این پیام خداست؛ که ای گناهکاران از رحمت من ناامید نباشید؛ من از تمام گناهان یکجا می گذرم... یادمان باشد از گناهان گذشته مان غمگین نشویم، هنوز فرصت برای وفای به عهد باقیست... و ما هنوز نفس میکشیم، نکند بین ما و خدا فاصله بیفتد، باید با نشاط به بندگی خود ادامه دهیم. ناامیدی از رحمت خدا یعنی عبادت شیطان. او سعی میکند که با هجوم به افکار انسان، گذشته را چنان گناه آلود جلوه دهد که گویی غیر قابل جبران است. تمام هنرمندی ما اینجاست که بتوانیم بر این افکار غلبه کرده و آنها را کنار بگذاریم. اگر بدانیم  امام زمان چقدر ما را با همه آلودگی مان دوست دارد، هیچ گاه به خود اجازه نمی دهیم که از حرکت باز بایستیم. انا لله، یعنی ما برای خداییم؛ این که ما یقین داریم متعلّق به خدائیم، بسیار آرامش بخش است. فراموش نکنیم که میزان شادی و آرامش ما در برزخ و بهشت بسته به میزان شادی ما در دنیا دارد. شادی هایی که کانون آن از خداست. نکته مهم اینجاست که بدانیم شیطان به هیچ تسلطی بر ما ندارد، بلکه  فقط دعوتمان می کند. باید در چنین مواقعی به خدا پناه ببریم که آغوشش امن ترین پناهگاه است. شیطان در قالب عرفان،مذهب ،معنویت و حیا چیزهای بسیاری را به ما تحمیل کرده است، به حدی که وقتی امام زمان بیاید ما اعتراض می کنیم و می گوییم او دین جدید آورده است، امّا امام زمان ریاضیّاتی را حاکم می کند که ما به آنچه هدف خلقتمان است برسیم. عهد با امام ؛ عهد با خدا   معصوم، تجلی تمام نمای خداوند در زمین است و پذیرش ولایت معصومی که از جانب خداوند به مقام امامت رسیده است، در حقیقت میثاق با خدا و عهدی الهی است. در روایات بسیار آمده که اگر کسی امام زمانش را نشناسد و از دنیا برود، در حالت کفر مرده است. همه ما نسبت به پدر و مادر، اطرافیان و هموطنانمان قیودی داریم که خود را ملزم به رعایت آنها میدانیم. اما آیا حتی برای یکبار امام زمانمان را جزء قیودی که خدا از ما اخذ کرده به شمار آورده ایم؟ آیا رعایت حق ولایتش برای لحظه ای از ذهنمان گذشته است؟ هرگز فراموش نکنیم که نوع  حیات ابدی ما، بستگی به حضور امام زمان در درونمان دارد. اینکه امام زمان در زندگی و در تصمیم گیری هایمان چقدر تأثیر گذار بوده است. هر چه رفاقتمان با او بیشتر باشد و خودمان را نسبت به رعایت این عهد  مسئول تر بدانیم در دنیا و آخرت شادتر زندگی خواهیم کرد. حالا این سؤال را از خودمان میپرسیم که از این پس چقدر حاضریم برای امام زمانمان وقت گذاشته و او را یاری کنیم؟ یا برای وفاداری به چنین عهدی چقدر تلاش خواهیم کرد؟ (ان العهد کان عنه مسئولاـ از عهد الهی سوال می کنند ) در قرآن و روایات، امامت عهدی الهی شمرده شده است، و انسانها نمی توانند از آن بی توجه عبور کنند. بی اعتنایی به تنهایی، آوارگی و غربت امام زمان یقینا ما را در پیشگاه خدا مسئول و مورد بازخواست و در نهایت به عذاب اخروی دچار خواهد نمود. امام باقر (ع) می فرماید: در آیه (امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء.) مضطر، وجود مقدّس امام زمان است. وقت گذاشتن برای امام زمان مستحب نیست بلکه اوجب واجبات است.هیچ یک از مشغله های ما برای عدم توجه به امام زمان پذیرفته نیست، چرا که خداوند بر این عهد الهی بسیار تأکید نموده است. اگر کسی در قیامت بتواند از گذر  وفاداری به این عهد، جان سالم به در برد، احتمال نجاتش بسیار است. ......یادمان باشد که مرگ در چند قدمی ماست. و مهدی تنهاتر و غریبتر از همیشه در انتظار یاری ما... دست کدام یک از ما محکمتر و استوارتر، دستان پسر فاطمه را خواهد فشرد؟ این تمام سعادت دنیا و ابدیت ماست اگر نفسهای مهدی در رگ زندگی ما به جریان افتاده و روحی آسمانی در کالبد تاریک خانه هایمان دمیده شود... بارالها دستان بی رمق و آلوده ما را به دستان عرشی آخرین باقیمانده ات در زمین برسان و ما را آماده یاری او و وفادار به عهدمان بگردان. آمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1115
زمان انتشار: 9 دسامبر 2014
| |
کارگاه خود شناسی ، جلسه 1

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

کارگاه خود شناسی ، جلسه 1

نوع انتخاب و رفتارهای انسان نسبت به خود یا دیگران،به دو عامل بستگی دارد: 1- احساسی که نسبت به خودمان داریم 2- شناختی که نسبت به خودمان داریم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه «کارگاه خودشناسی»، استاد محمد شجاعی موضوعات زیر را مورد بحث قرار دادند که عناوین آن در زیر می آید: 1. کلید سعادت زندگی دنیوی و حیات ابدی و همچنین کلید سعادت جامعه انسانی،در خود شناسی است. 2. از نظر فطری شناخت انسان، محور همه¬ی علوم است. 3. ابطال نظریه ها در رشته علوم انسانی،در مطالعات دانشگاهی، مبتنی بر علوم شناخت صحیح انسان است. 4. سعادت و موفقیت هر فردی،در گرو تعریفی است که از خود دارد. 5. انسان همیشه بر سفره¬ی انتخاب هایش قرار می¬گیرد. 6. انتخاب هر چیزی، مبتنی بر این است که بدانیم ارزش و قیمت ما چقدر است. 7. نوع انتخاب و رفتارهای انسان نسبت به خود یا دیگران،به دو عامل بستگی دارد: 1- احساسی که نسبت به خودمان داریم 2- شناختی که نسبت به خودمان داریم. 8. همه انسانها نسبت به خودشان،حبّ ذات دارند. 9. یکی از گرفتاری های شب اول قبر، مسئولیتی است که نسبت به خانواده داریم. 10. وقتی نگاه انسان غلط، ضعیف یا محدود باشد،رفتارهایش هم تابع نگاهش محدود، غلط و ضعیف خواهد شد. 11. کمال یعنی،اثر وجودی. 12. موجودات به چهار دسته تقسیم می شوند که هر یک آثار و خواصی دارند که عبارتنداز: جمادات، نباتات، حیوانات، انسان.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1114
زمان انتشار: 9 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 11

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 11

یقین یعنی شهودی كه انسان در آن شهود خودش از مظاهر اسمائ و صفات الهی است. عبادت یعنی انسان با رعایت اوامر و نواهی اسلام قوه را به فعل تبدیل كند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه یازدهم «علم و یقین»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: 1. عبادت هدف متوسط خلقت و تنها وسیله‌ای برای رسیدن به یقین است. 2. حقیقت اولیّه انسان عبادت از روح خداوند تبارك است. 3. روح خدا نزدیك‌ترین و شبیه‌ترین موجود به خداوند است. 4. روح خدا مظهر همه اسماء و صفات حق تعالی است. 5. إنّا لله و إنّا الیه راجعون یعنی همه ماسوی الله به حضرت الروح برمی‌گردیم. 6. ولایت یعنی پیمودن مسیر صمدیت. 7. اگر انسان تحت ولایت خداوند باشد مراتب صمدیت و بی نیازی را طی می‌كند. 8. طی قرون مراتب صمدیت میسر نیست الا به كسب یقین. 9. دعای همه ائمه این است كه خدایا همه چیز را آن جوری كه هست به ما بنمایان. 10. یقین یعنی شهودی كه انسان در آن شهود خودش از مظاهر اسمائ و صفات الهی است. 11. از همه عظمت نفخه الهی وقتی نزول می‌كند به عالم ناسوت تنها یك قوه باقی می ماند مثل یك دانه سیب. 12. وقتی نفخه الهی به جنین تعلق می‌گیرد نفس ناطقه بشری شكل می‌گیرد. 13. قوه اولیه همان فطرت است. 14. انسان طالب بی نهایت است و تنها پس از لقائ با بی نهایت آرام می‌شود و دیگر هیچ نمی خواهد. 15. عبادت انسان را از ظلمتها نجات می دهد تا به اصل خودش ملحق می‌شود. 16. طبیعت انسان برای دنیاست و اصلاً خیال پرواز و جدایی ندارد. 17. عبادت یعنی انسان با رعایت اوامر و نواهی اسلام قوه را به فعل تبدیل كند. 18. طبیعت انسان با به فعلیت رسیدن نفخه الهی مبارزه می‌كند. 19. طبیعت مانع فطرت است و دستورات اسلام طبیعت را تربیت می‌كند ولی فطرت همیشه آزاد است. 20. اگر طبیعت اسیر باشد فطرت آزاد است. 21. انسانیت انسان از دستورات شرع اذیت نمی‌شود. 22. دین منجی فطرت است و فطرت از دین لذت می برد. 23. بعثت سالروز آزادی فطرت از تمام قیود است و روز جشن فطرت گراست. 24. دین خارج كننده از تاریكی به سمت نور است. 25. عبادت یعنی توان جدا شدن فطرت از طبیعت و رفتن فطرت به سوی منجی است. 26. شفیع یعنی جفت و شفاعت یعنی جفت شدن، باید عبادت كرد تا به شهود برسد. 27. تمام ادعیه و ناله ها و مناجاتها حالت یك زندانی است كه به منجی وصل شده. 28. عبادت یعنی رعایت همه دستورات دین دستورات دین بی‌حساب و كتاب نیست. 29. دستورات دین بر اساس 7 تخصص بنیادین نهاده شده است، 7 تخصصی كه فقط یك متخصص دارد. 30. علت اسوه والگوبودن حضرت رسول «صلی‌الله علیه و آله و سلم» متخصص بودن ایشان است 31. اطلاعات فقیه نسبی نیست وعلم بشردارای نقص نسبی است. 32. فطرت حق طبیعت را محترم می‌شمارد. 33. حكو مت طبیعت بی نهایت طلبی او را به ارمغان می‌آورد. 34. طبیعت نباید حذف شود بلكه باید كنترل شود. 35. ماه مبارك رمضان ماه ضعیف كردن طبیعت و قوی شدن فطرت است. 36. ماه مبارك رمضان ماه بندگی طبیعت و سلطنت فطرت است. 37. انسان در ماه مبارك رمضان یادش می‌آید كجایی است. 38. در اثر طبیعت‌گرایی انسان از حقیقت خودش می‌ترسد. 39. خیلی‌ها نماز شب نمی‌خوانند، نه به علت خواب بودن بلكه چون از خودشان می‌ترسند. 40. هیچ حجابی غیر از خود ما بین ما و خداوند نیست. 41. ارتباط خداوند به بنده‌اش مثل دست یاری كننده بیرون چاه نسبت به فرد اسیر در چاه است. 42. عبادت بیشتر نور و شهود بیشتر در پی دارد و یقین بالاتر به ارمغان می‌آورد. 43. فلسفه و فكر تنها یك راه كمكی برای رسیدن به خداوند است. 44. علم صرفاً جلوی بعضی وسوسه‌ها و شك‌ها را می‌گیرد. 45. اگر راه بهتری از عبادت برای رسیدن به حقیقت بود، خداوند خالق معرفی می‌كرد. 46. بسیاری از اولیای خدا زیاد علم نداشتند ولی روشنایی داشتند. 47. انسان با درجه بالای ایمان قدرت تصرف در طبیعت را پیدا می‌كند. 48. اگر خود را بیابیم همه حقایق عالم نزد ماست. 49. عبادت جوهره‌ای است كه باطنش ربوبیت است. 50. خداوند می فرماید: ما آسمان و زمین را مسخر انسان كردیم. 51. راه رسیدن به یقین عبودیت است. 52. وقتی ربّ شناخته شد وقت اطاعت است نه إنْ قُلْتْ. 53. قرآن فقط متقین را هدایت می‌كند كسی كه نسخه خدا را باور كند از متقین می‌شود. 54. آدم منحرف وقتی سراغ قرآن می‌رود منحرف‌تر می‌شود. 55. آدم بیمار به دنبال متشابهات قرآن كریم می‌رود، قرآن برای كسی هدایت است كه مقاومت نكند. 56. انسان بدون اطاعت از شرع محصور در حیوانیت است. 57. زندانی باید به آزادی بیاندیشد نه آن كه خودش را به خیالات و مبارزات موهوم مشغول كند. 58. اگر جهل، وسواس و تردید انسان را اذیت كرد باید خودش را به خدا بسپارد تا برای همیشه آرام شود.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1113
زمان انتشار: 9 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 10

اگر میل امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» با میل ما تفاوت داشته باشد یعنی انسان از ان وجود شریف دور است، چون عاشق و معشوق اتحاد دارند. از نظر قرآن كریم تنها چیزی كه در آخرت سودمند است قلب سلیم است.   به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه دهم «علم و یقین»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید:   1. بی‌یقینی باعث می‌شود كه حركت ما صعودی با سرعت كم باشد و یا نزولی باشد و یا اصلا" متوقف شویم كه همه خسران است. 2. در هجوم گناه نور یقین جلوی تاریكی را می‌گیرد. 3. انسان تا لحظه تولّد به برزخ محتاج یقین است چون باید یكسره حركت كند. 4. در بعضی افراد یك تغییر كوچك در زندگی مساوی با از دست دادن یقین است. 5. دعا كننده بدون عمل همانند تیراندازی است كه كمانش زه ندارد. 6. جنینی كه به تولد یقین دارد وقتش را صرف كارهای بیهوده نمی‌كند. 7. شرط عبودیت این است كه انسان هیچ برنامه‌ای برای خودش نریزد مگر این كه مطمئن باشد با حركت به سمت ابدیت منافات ندارد. 8. اگر تولد به آخرت را باور دارید بروید آماده شوید. 9. صراط تاریك سه هزار ساله در جهنّم فقط نور می خواهد. 10. شهادت دادن یعنی به شهود رسیدن، شهادت دادن غیر از اعتقاد داشتن است. 11. فطرت‌گرا آرمان‌هایش به ابدیت گره خورده است. 12. باید طوری عمل كرد كه همه كارهای این دنیای ما تبدیل به حیات ابدی شود. 13. عمل به علم است كه باعث رشد می‌شود. 14. اگر خود را به بلندای ابدیت بنگریم خود را محدود به دنیا نمی‌كنیم. 15. در دعا نه تنها علم را به نور بلكه عمل را نیز به نور معرفی می‌كند. 16. هیچ محبتی نباید انسان را از خدا دور كند، حتی محبتهای ما باید برای ما نورانیت بیاورد. 17. باید معشوق‌هایمان را براساس پیامبر و آل «صلی‌الله علیه و آله و سلم» تنظیم كنیم چون محبوبی جز اینها نیست. 18. اگر میل امام زمان «عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف» با میل ما تفاوت داشته باشد یعنی انسان از ان وجود شریف دور است، چون عاشق و معشوق اتحاد دارند. 19. از نظر قرآن كریم تنها چیزی كه در آخرت سودمند است قلب سلیم است. 20. باید به میثاقی كه با خدا بستیم یعنی به آن عهد الستی كه با او بستیم وفادار باشیم. 21. هر عملی كه در این دنیا انجام می دهیم باید یقین‌مان را افزایش دهد.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1109
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 9

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 9

خداوند خودش راه خواستن را به ما یاد می دهد و می فرماید از فضل بی‌كران من بخواهید. انسان تا می‌تواند باید در این دنیا توشه جمع كند چون آنجا بی‌نهایت است هر چه بیشتر داشته باشی بهتر است. 1. در دعا از خداوند می‌خواهیم كه به جای شك و انواع مستی‌هایی كه در ماست به ما ایمان به وعده‌اش را بدهد. 2. ایمان به وعده‌های خدا كوچك شدن غیر خدا را نتیجه می‌دهد و این از صفات متقین است. 3. دعا گفتگوی مخلوقی بی لیاقت با خالق كریم. 4. انسان باید به كرم خدا طمع داشته باشد. 5. به رخ كشیدن گناه گذشته و بزرگ كردن گناه از حمله‌های شیطان، برای ناامید كردن انسان است. 6. ایمان آوردن به وعده‌های خدا كار هر كسی نیست. 7. ایمان به وعده‌های خدا سبب رشد سریع‌ انسان است و زود انسان را از جیفه رها می‌كند. 8. هرگاه درك كردی هیچ كس را غیر خدا نداری آن لحظه، لحظه استجابت دعا خواهد بود. 9. خداوند خودش راه خواستن را به ما یاد می دهد و می فرماید از فضل بی‌كران من بخواهید. 10. انسان باید همواره از خدا بخواهد چون اگر اینجا ندهد آخرت می‌دهد. 11. خداوند دستی را كه به سمتش بلند شود بر نمی‌گرداند. 12. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: مؤمن در آخرت می‌گوید ای كاش هیچ دعایی از من مستجاب نمی‌شد. 13. انسان تا می‌تواند باید در این دنیا توشه جمع كند چون آنجا بی‌نهایت است هر چه بیشتر داشته باشی بهتر است. 14. قیامت خیلی طولانی است، باید همّت كرد و مواظب كه نور كم نیاوریم. 15. مفاتح‌الجنان و تسبیح چه وسیله‌های خوبی برای انس گرفتن با خدا هستند. 16. تسبیح پنجاه تومانی در كنار یك ضریب بی‌نهایت چقدر با ارزش است. 17. برای خدا خلف وعده قبیح است، خداوند خود فرموده از من بخواهید تا من بدهم. 18. قرآن را اینگونه بخوانید كه انگار در محضر خداوند هستید و خداوند دارد با شما صحبت می‌كند. 19. اولیای خدا با باور در سحرها قرآن را باز می‌كنند و نامه خدا را می‌خوانند و انسان هرقدر می‌تواند باید قرآن بخواند. 20. برای اینكه بتوانیم قرآن را باور كنیم و در آن تدبر، فراگیری زبان عربی ضرورت دارد. 21. آرزوی لقای خدا در صورتی در ما واقعی است كه در این دنیا هم راحت در خلوت با خدا باشد. 22. آدم‌های حسابی از همنشینی با خدا هیچ‌گاه ملول نمی‌شوند. 23. انسان به مصیبتی دچار نمی‌شود مگر اینكه خدا آن را برایش نوشته باشد. 24. سوء ظنّ به خدا از بزرگترین گناهان كبیره است. 25. خداوند فرمود: من در نزد گمان بنده‌ام هستم، (هر طوری به من نگاه كند من هم همان طور با او رفتار می‌كنم.) 26. خوش گمانی به خدا برای انسان تماماً خیر است. 27. ایمانی (تباشر به قلبی) است كه اگر افراد را در روغن جوشان انداختند باز به آن بانگ برآورد. 28. ایمانی از خدا بخواهیم كه هیچ‌گاه آمیخته با شك نشود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1108
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 8

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 8

باید برای كسب شرایط زیستی حیات ابدی عجله كرد كه آن كسب قلب سلیم است. درمسائل معنوی و سرعت خود باید به اولیاءالله نگاه كرد. ممكن است انسان با ایجاد شك در خود در سراشیبی شك و شر باشد و با یك تكان كوچك سقوط كند. 1. بعضی كارها زمینه شك را در انسان ایجاد می‌كند. 2. كسی كه امروزش بدتر از دیروزش است ملعون است، ملعون یعنی دور شده. 3. كسی كه دو روزش مساوی است در جا زده است و این بد است از آن جهت كه فرصت محدود است. 4. نه در جا زدن و نه عقب گرد، بلكه حركت، آنهم حركت سریع. 5. باید برای كسب شرایط زیستی حیات ابدی عجله كرد كه آن كسب قلب سلیم است. 6. باید سبقت گرفت، مقصد بی‌نهایت است هرچه سریع‌تر بهتر. 7. در مسائل معنوی و سرعت خود باید به اولیاءالله نگاه كرد. 8. مقایسه عجب آور است، باید همیشه به بالا نگاه كرد. 9. طبیعت‌گرایی دیگران نباید در انسان اثر كند تا او را هم به مسابقه غیر واقعی بكشاند. 10. طبق روایت: رد شدن یك شتر از سوراخ سوزن راحت‌تر از رد شدن ثروتمند به بهشت است. 11. بعضی از انسانها آنقدر شرّ هستند كه خداوند بر دلهایشان مُهر می‌زند. 12. كسی كه اهل سرعت است زیاد تمنّا دارد. 13. باید موارد سرعت و سبقت را شناسایی كرد و از خداوند تمنای آنها را داشت. 14. تردیدها و بُریدن‌ها ریشه در اعمال خود فرد دارد. 15. ممكن است انسان با ایجاد شك در خود در سراشیبی شك و شر باشد و با یك تكان كوچك سقوط كند. 16. كارهای نادرست فرد كه در سالها قبل انجام داده در كندی حركت فعلی او مؤثر است. 17. معمولاً فكر آلوده ریشه در كارهای نادرست گذشته دارد. 18. میكروب در وجود انسان خواه ناخواه بیماری و عواقب دارد. 19. حضرت علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: شما را غربال می‌كنم. 20. آدم ضعیف از اوج بهشت ته جهنّم می رود. 21. فرمایش قرآن: شیطان كافر بود، نه آنكه كافر شد. 22. در زمان امام رحمه ‌الله خیلی‌ها در ظاهر با امام بودند ولی در واقع به ولایت فقیه معتقد نبودند. 23. همه كسانی كه ذهنشان شك‌پرور است كسانی هستند كه جایی حریم‌شان باز بوده است. 24. برای رفع شك از حریم عقل كسب اطلاعات بسیار مفید است. 25. برای رفع شك از حریم دل باید از هوارانی پرهیز كرد. 26. شكست خوردن از شیطان بهتر از این است كه بله قربان‌گوی او باشیم. 27. فطرت‌گرا باید روحیه خون دادن و گردنكشی را داشته باشد. 28. هیچ چیز به اندازه شكستن حریم طبیعت‌گرایی در نابودی طبیعت‌گرایی مؤثر نیست. 29. جرأت مرگ بر آمریكا گفتن را داشته باشید، خدا قدرت نابود كردن او را می‌دهد. 30. اهل بیت «علیهم‌السلام» هیچ گاه شك نمی‌كنند واین را از افتخارات خود می‌دانند. 31. طبیعت‌گرا می‌گوید هرچه تعداد شك هایت بیشتر باشد آگاه‌تر و معقول‌تر هستی. 32. به طرف خدا نرفتن به بهانه نشناختن ماهیت خدا از طبیعت‌گرایی است. 33. هنر مردان خدا این است كه هیچ‌گاه شك نمی‌كنند حتی اگر سواد هم نداشته باشند. 34. فرمایش پیامبرصلی‌الله علیه‌وآله: بالاترین مردم از نظر یقین ایرانیها هستند. 35. طبق روایت: شك‌ها مواقع هلاكت و بدبختی است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1107
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 7

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 7

حضرت علی «علیه‌السلام» با چه سوزی می‌فرماید: آه، آه از كمی‌توشه و طولانی بودن راه. شهوت و تنبلی دو علت پدید آمدن شك است. انسان چه بخواهد چه نخواهد یقین به آخرت با او همراه است. 1. اگر با زیاده طلبی‌های طبیعت كه همه ظنی و گمانی هستند، به چیزی هم برسی با هزار نكبت همراه است. 2. مرگ و نابهنگام بودن آن یك مسأله یقینی است. 3. انسان نباید استعداد و اندیشه‌اش را صرف آینده دنیوی خود كند. 4. بپرهیز از این كه نفست گمانهایش را بر تو تحمیل كند (غلبه گمان بر یقین قبیح است.) 5. ما چقدر برای مسائل یقینی خود (جهنم، بهشت، صراط سه‌هزار ساله) سرمایه گزاری می‌كنیم. 6. حضرت علی «علیه‌السلام» با چه سوزی می‌فرماید: آه، آه از كمی‌توشه و طولانی بودن راه. 7. انسان چه بخواهد چه نخواهد یقین به آخرت با او همراه است. 8. قرآن كوتاه بودن دنیا را نسبت به ابدیت تعبیر به لحظه و سراب می‌كند. 9. در آخرت می‌پرسند چقدر در دنیا بودی؟ می‌گویند: یك روز یا نصف روز. 10. فطرت باید با یقین‌هایش سوار طبیعت شود. 11. انسان مختار است كه برای این دنیا كار كند یا برای ابدیت. 12. برای كسب ابدیت باید مبارزه كرد، انسان باید از مبارزه واقعی و شیرین طبیعت و فطرت خوشش بیاید. 13. انسان برای مبارزات وهمی و خیالی خلق نشده است. 14. باید با خودمان درگیر شویم تا لذت مبارزه حقیقی را بچشیم. 15. انسانهایی كه اهل مبارزه نیستند همیشه به نفس سواری می‌دهند. 16. تنها وسیله نفس ظن و گمان است. 17. معلوم نیست عمر چقدر باشد، باید از اول در آخرت بود. 18. آدم باید آنقدر آماده باشد كه اگر گفتند فردا می‌میری قند در دلش آب شود. 19. شهوت و تنبلی دو علت پدید آمدن شك است. 20. انسان باید مراقب باشد كه از خودش به بیرون پرت نشود. 21. باید مواظب باشیم كه دچار خود فراموشی نشویم. 22. نكند انسان تا آخر عمر سرمست شهوت‌های خیالی، وهمی، عقلی یا مادی باشد، شهوت عقلی ممكن است به شهوت‌های دیگر نیز بیانجامد. 23. به بهانه مطالعات و كار عقلی نباید شبیه‌ترین مخلوق به خدا، یعنی نفس را رها كرد. 24. عجیب‌تر و جالب‌تر از انسان وجود ندارد. 25. انسان باید آنقدر خودش را دوست داشته باشد كه نخواهد كس دیگری در خلوتش وارد شود. 26. غلبه گمان بر یقین از بزرگ‌ترین بدی‌ها است. 27. اگر انسان همه چیز را بر اساس ابدیت تنظیم كند آن‌وقت مثل جنین سالم حركت بی‌دغدغه خواهد داشت. 28. تولد سالم یا ناسالم به ابدیت از احوال این دنیایمان مشخص است. 29. اگر وظیفه را بدانی و انجام ندهی معصیت كرده‌ای. 30. طبق روایت: چه بسیار عقل‌هایی كه اسیر دست هوایی هستند كه اسیر است.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed