www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1106
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 6

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 6

مشكل بسیاری از شكاك ها این است كه شك را بدون جواب در خودشان نگه می دارند یا باید متخصص بود كه جواب شك را بدانی یا باید به متخصص مراجعه كنی. باید دنبال جواب شك رفت و تكبر و تنبلی نكرد.   1. طبق روایت شك كفر است. 2. به محض مجهول شدن ارتباطمان با آخرت (شك ) كفر ورزیده ایم. 3. طبق روایت با طولانی شدن شك انسان مشرك می‌شود. 4. نباید در حالت شك ماند. 5. حتی فرض وجود آخرت هم برای غیر متدین مضر است. 6. اگر معادی نبود باز متدین ضررنكرده بود. 7. جوامع غربی و شرقی مستضعف هستند. 8. در ایران وفور نعمت معنویت است. 9. بدبختی است در وفور نعمت گرسنه مردن. 10. باید با اطلاعات دقیق و یقینی حركت كرد. 11. مشكل بسیاری از شكاك ها این است كه شك را بدون جواب در خودشان نگه می دارند یا باید متخصص بود كه جواب شك را بدانی یا باید به متخصص مراجعه كنی. 12. باید دنبال جواب شك رفت و تكبر و تنبلی نكرد. 13. علت پایداری شك فقط تكبر و تنبلی نیست. 14. طبق روایت بلا تكلیفی ثمره شك است. 15. بلا تكلیفی نتایج بسیار بدی از خود به جا می‌گذارد. 16. لحظه مرگ چیزی به انسان نمی دهند باید خودت بیاوری. 17. برای انسان هیچ بهره ای جز با تلاش خودش نیست. 18. كسی كه یك جهان بینی روشن دارد درست و راحت تصمیم می‌گیرد 19. شخصی كه دچار حیرت است تصمیمانش بی ریشه است. 20. طبق روایت: شكاك دائماً علیل است و علیل كاری نمی‌تواند بكند. 21. نباید خدا را متهم كرد كه اطلاعات كافی در اختیار من نیست خودت علیل هستی. 22. علت علیل شدن (شك ) گرفتاریهای اخلاقی است. 23. طبیعت گرا دائماً می خواهد گناه كند پس همه چیز را زیر سوال می برد. 24. فاسق با شبهه می خواهد هم سر خودش را و هم دیگران را كلاه بگذارد. 25. آخرت جلوی انسان است با نوری كه دارد به سمتش می رود همین كه شك كرد دیگر نوری ندارد. 26. انسان به نوری كه در قلبش است زنده است. 27. مردم با امید به آینده دنیوی هر روز با انرژی سر كار می روند. 28. توجه نكردن به آخرت امید و حركت را در دنیا متمركز می‌كند. 29. باید به خدا اعتماد كرد. 30. وقتی یقین بیاید آدم راحت كار می‌كند. 31. از نشانه های بی یقینی است كه انسان راحت عبادت ، مطالعه و... را ترك می‌كند. 32. خداوند به هر قدمی در راه تحصیل علم ثواب یك سال عبادت را می دهد. 33. شیعه ای كه دین را عمیق نمی فهمد خیری درش نیست. 34. باید برای فهم دین سرمایه گذاری كرد. 35. وظیفه یادگیری وظیفه مستقلی است چه عمل كنی و چه عمل نكنی. 36. امام زمان علیه السلام: خداوند لعنت كند كسی دینار و درهمی از مال ما بخورد. 37. اگر یقین نباشد ارتباط صمیمی با آخرت ، با خدا ، با معصومین علیهم السلام نداریم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1105
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 5

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 5

دو چیز یقین را فاسد می‌كند: 1) شك 2 ) غلبه هوی. هوای نفس منشاءهای مختلفی دارد گاهی هم از یك كسالت می آید. حضرت امیر «علیه‌السلام»: اگر جهال ساكت می‌شدند هیچ آدمی‌گمراه نمی‌شد. 1. شك یقین را فاسد و دین را باطل می‌كند. 2. بدترین حالت شك است. 3. كسی كه یقینش صادق است هرگز شك نمی‌كند. 4. یقین صادق یعنی مطابق واقع. 5. بسیاری از دشمنان انبیاء آگاهان بودند كه عناد می ورزیدند چون به خود ظلم كرده بودند. 6. مقدار كمی از شك نیز یقین را فاسد می‌كند. 7. وقتی تردیدی پیش آمد باید به ستونهای محكم اعتقادی خود پناه برد و شروع به كندوكاو كرد كه آیات خدا بسیار است. 8. خداوند جای تردید چه در خارج و چه در داخل نگذاشته است. 9. دو چیز یقین را فاسد می‌كند: 1) شك 2 ) غلبه هوی 10. هوای نفس منشاءهای مختلفی دارد گاهی هم از یك كسالت می آید. 11. خطا كردن به دو علت است: 1) جهل 2 ) هوی 12. شك دائماً آدم را سست و بی انرژی می‌كند. 13. باید مواظب بود یقین سست نشود مثل یاران زمان حضرت رسول «صلی‌الله علیه و آله و سلم» و دشمنان حضرت امیر علیه السلام. 14. با دوست مریض نباید معاشرت كرد مگر اینكه طبیب باشیم. 15. بعضی اوقات ایمان در محیط فاسد اوج می‌گیرد. 16. رفتن در محیط های فاسد به هیچ وجه تجویز نمی‌شود. 17. دنبال شرایطی كه تردید آمیز است نباید رفت. 18. نباید دنبال استادی كه احتمال می دهید تخم تردید بكارد بروید چون بدون اینكه متوجه شوید می‌كارد. 19. باید مواظب بود چرا كه ممكن است استادی كه حال معنوی می دهد یك دفعه به اصول دین ضربه بزند. 20. در بسیاری موارد انسان خودش زمینه شك را فراهم می‌كند. 21. طبیعت گرا هزار حرف راست می زند تا بتواند یك حرف دروغ بقبولاند. 22. انسان خبره در بحث های دینی و معرفتی كه تخصصش نیست شركت نمی‌كند چون تردید برانگیز است. 23. برای جواب سوال باید پیش متخصص رفت. 24. انسان به تعداد شك هایی كه كرده توقف و كندی حركت می‌كند. 25. با خواندن چهار كتاب آدم متخصص نمی‌شود. 26. خود درمانی بسیار خطرناك است. 27. تخصص نباشد فاجعه می‌شود چون شهوت نمی‌گذارد سیر علمی را طی كند. 28. هفتاد و دو فرقه بعد از پیغمبر باطل و فقط یك فرقه حق است. 29. حضرت امیر «علیه‌السلام»: اگر جهال ساكت می‌شدند هیچ آدمی‌گمراه نمی‌شد. 30. كسی كه می‌گوید با متخصصین كار ندارم خودم می‌خواهم كار كنم اگر صادق هم باشد به جایی نمی‌رسد. 31. باید بی تعصب دنبال حقیقت بود خود خدا تضمین كرده خودش را نشان می دهد. 32. بدترین ایمان آنی است كه شك در آن وارد شود. 33. شك ایمان را فاسد می‌كند. 34. كسی كه شك هایش زیاد باشد دینش هم فاسد می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1104
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 4

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 4

یقین كمترین چیزی است كه انسان به آن محتاج است. اگر یقین بالا رود عمل با كیفیت می‌شود. وقتی همه دنبال عبادت هستند تو دنبال عقل باش (فرمایش حضرت رسول «صلی‌الله علیه و آله و سلم» ). 1. انسان بدون یقین هیچ حركت سالمی به سمت آخرت نخواهد بود. 2. باید از یقین پاسداری كرد. 3. جنین در حركت با یقینش هر 40 روز مقام می‌گیرد. 4. یقین كمترین چیزی است كه انسان به آن محتاج است. 5. یقین مثل كمترین نمره قبولی است. 6. اگر یقین بالا رود عمل با كیفیت می‌شود. 7. آدم زیرك دائماً حجم عملی را بالا نمی برد بلكه یقین را زیاد می‌كند. 8. یقین اكسیر است. 9. وقتی همه دنبال عبادت هستند تو دنبال عقل باش (فرمایش حضرت رسول «صلی‌الله علیه و آله و سلم» ). 10. یقین مثل نور است. 11. به جای این كه روی عمل سر مایه گذاری كنیم باید معرفت را زیاد كنیم. 12. یقین علم نیست بلكه یك باور قلبی است ولی ارتباط مستقیم با علم دارد. 13. عمل در پی علم باعث قوت روح است و خودش یك علم جدید را ایجاد می‌كند. 14. شك ثمره جهل است. 15. پست ترین مردم كسی است كه شكاك است. 16. پست ترین كس یعنی كسی كه به علت تردید دائمی به رشد نرسیده. 17. یقین در راه مبارزه صبر و حوصله می آورد. 18. برای كسب كمالات دنیوی هم نباید شك كرد. 19. ابتدا یقین و بعد عمل است. 20. هلاك كننده ترین چیز شك و تردید است. 21. وقتی بزرگی امر به كاری كرد نباید تردید كرد باید منسجم انجام داد. 22. از كسی باید دستورالعمل گرفت كه بشود به آن اعتماد كرد. 23. وقتی به كسی مطمئن شدی دیگر رهایش نكن تا نجات یابی. 24. كسالت و تنبلی آخرت را فاسد می‌كند. 25. نفس چرانی به سبب شكاك شدن است. 26. جهل و هوای نفس از بین برنده یقین است. 27. اصحاب پیغمبر یقین داشتند ولی بعد از پیغمبر به خاطر هوای نفس بی یقین شدند. 28. بدترین كارها این است كه بیشترین شك در آن باشد. 29. در كاری كه شك داری وارد نشو. 30. در كار حق دائم شك نكن. 31. چه كسی زیانكارتراست از كسی كه یقینش را تبدیل به شك می‌كند. 32. وسط راه نباید شك كرد كه این سقوط است. 33. از بدبختی انسان این است كه شك ، یقینش را فاسد كند. 34. بفهمیم كه كاره ای نیستیم و فقط خدا ما را باید به صراط مستقیم هدایت كند. 35. یقین بزرگترین ثروت و اصلی ترین چیز است. 36. مؤمن صبح و شب دائماً به خود بدبین است. 37. تردیدی كه برای كسب یقین باشد خیلی خوب است و قدرت ایجاد می‌كند. 38. در كار خوب نباید شك كرد باید در عملكرد خود شك كرد.  

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1103
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 3

علم و یقین، جلسه 3

حضرت امیر علیه السلام برای دنیا قانع بود ولی برای آخرت بسیار ذخیره می‌كرد. كسی كه عمل صالح را ترك كند یقین ندارد (فرمایش حضرت امیر «علیه‌السلام»). حضرت علی علیه السلام: مهمانان را بر خود و خانواده خود مقدم می‌داند آن هم در تنها خوراك خانه. 1. یقین در نوع عملكرد انسان تاثیر گذار است. 2. انسان برای سفر دنیایی بهترین وسایل را انتخاب می‌كند. 3. یقین به آخرت روی كیفیت عملكرد موثر است. 4. چون می خواهی حیات ابدی را بسازی با جان و دل كار می‌كنی. 5. بشر برای ساختن خانه دنیا هم كه شده از جان و دل خرج می‌كند. 6. آیا نباید برای خانه آخرت هم تلاشی متناسب با ابدیت كرد ؟ 7. حضرت امیر علیه السلام برای دنیا قانع بود ولی برای آخرت بسیار ذخیره می‌كرد. 8. كسی كه عمل صالح را ترك كند یقین ندارد (فرمایش حضرت امیر «علیه‌السلام»). 9. باید برای كار خیر و عبادات سرمایه گذاری كرد. 10. یقین درجه تنبلی و كسالت را پایین می آورد. 11. خواهان آخرت حداقل مثل تاجر دنیا باید با یقین كار كند. 12. وقت انسان محدود است نباید آن را صرف كار موهوم كند. 13. هر چه می‌توانیم باید برای آخرت خرج كنیم. 14. در قیامت مسجد شكایت می‌كند. 15. باید بهترین چیزها را صرف خدا كرد. 16. سادگی زندگی پیغمبر خدا در حد اعلی بود. 17. حضرت علی علیه السلام: مهمانان را بر خود و خانواده خود مقدم می‌داند آن هم در تنها خوراك خانه. 18. نباید برای آخرت قناعت كرد. 19. در رابطه بین طبیعت و فطرت باید همیشه طبیعت را به درد آورد. 20. یك طوری صدقه دهید كه دردتان بیاید. 21. روزی از سوی خداست و اسباب و علل دست خداست. 22. یقین انسان درست شود همه چیز درست می‌شود و یقین زندگی را متحول می‌كند. 23. باور كنیم اهل مجادله از شفاعت پیغمبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» محروم است. 24. نباید آدم در هر موضوعی دخالت كند و بحث كند. 25. حرف زدن مفت تمام نمی‌شود. 26. حرف زیاد از آخرت كم می‌كند. 27. نگاه آلوده به نامحرم بهره مندی نیست. 28. لذت دنیایی را ترك می‌كنیم كه مثلاً پر خرج است و گران ولی آخرت چه ؟ 29. آخرت مفت نیست و در آخرت برای هر نگاه ، خیال... حرام معطلی داری و معطلی یعنی عذاب و جهنم. 30. یك نگاه حرام با پنج نگاه حرا م فرق دارد. 31. هر استكبار در این دنیا یك تو سری آخرتی در پی دارد. 32. در دنیا برای مسایل مادی با دوست و رفیق هم حساب و كتاب می‌كنیم ولی برای عذابهایی كه از سوی به ما تحمیل می‌شود اصلاً ناراحت نیستیم. 33. برای خوشیختی هیچ كس نباید خود را به عذاب آخرتی دچار كنی چرا كه منطقی نیست. 34. یقین به زندگی نشاط و نظم می دهد و یقین باعث می‌شود عمرت را هدر ندهی. 35. امام در مدتی كه منتظر غذا بود وقت را هدر نمی داد و قران می خواند. 36. از وقتهای بین كارهایمان برای اذكار و قرآن... استفاده كنیم. 37. باید مرده ترین وقتها را به زنده ترین وقتها تبدیل كرد. 38. وقتی یقین نباشد ما اهل تجارت آخرت هم نیستیم. 39. راه طولانی تاریك صراط را با نور ثواب روشن كنیم. 40. فقط یقین هست كه تمام قوای انسان را جمع می‌كند. 41. یقین خوب عبادت خوب را در پی دارد. 42. برای آخرت كم نگذاریم كه شب اول قبر خود را فقیر بیابیم. 43. دست خالی بودن هنگام قرار دادن در قبر بسیار زجر آوراست. 44. اگر در كسب امتیازات پایین تنبلی كنیم هرگز به امتیازات بالا نخواهیم رسید. 45. صراط از مو باریكتر و از شمشیر تیزتر است. 46. انسان با یقین را نمی‌شود از صراط پرت كرد جوان تمام توجه اش به مسیر است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1102
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 2

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 2

زهد تنها دلخوشیِ معشوق حقیقی و ثمره یقین است. فسق با زهد سازگار نیست. یقین زهد می آورد و زهد آرامش و قدرت می آورد. 1. زهد ثمره یقین 2. ارتباط زیاد با ماسوی الله خطرناك است. 3. فقط ابدیت مبارك است و مبنای ارتباطات می باشد. 4. ما حق نداریم به خاطر دیگری خداوند و امام زمان علیه السلام را از خود دلگیر كنیم. 5. در نزد شما نباید چیزی محبوبتر از خدا باشد. 6. فسق با زهد سازگار نیست. 7. عاطفه به دیگران نباید ما را از ابدیتمان دور كند. 8. غم ها مانع ارتباط با خدا می‌شود. 9. هر چه ایمان قوی تر، عاطفه بیشتر است. 10. چقدر راضی بودن خدا از انسان باصفاست. 11. هر كه از خدا راضی باشد خدا هم از او راضی است. 12. صابر ممكن است از نظر عاطفی گریه كند (در مشكلات) ولی در رابطه اش با خدا اثر نمی‌گذارد. 13. یقین جلوی آسیب را می‌گیرد. 14. حزب اللهی با یقین نمی‌تواند هیچكس را به خدا ترجیح دهد. 15. حزب الله حاضر است همه چیز را برای معشوق بدهد. 16. برای حزب الله مرگ چه شیرین است و برای مومن جشن تولدی با شكوه است. 17. كسی كه یقین دارد دوست دارد زودتر متولد شود. 18. در آخرت چهره های خندان حضرت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله و حضرت امیر علیه‌السلام منتظر مومن هستند. 19. مسئله مرگ مسئله حل شده حزب الله است. 20. زهد یعنی تنها دلخوشی، معشوق حقیقی است. 21. فطرت در سختیهای ظاهری هم لذتش را می برد. 22. فطرت در سخت ترین شرایط طبیعت بهترین عشقها را می‌كند. 23. عاشق بالا و پایین نمی‌شود و عاشق قوی و شكست ناپذیر است. 24. عاشق پولش را برای معشوق خرج می‌كند. 25. عاشق از پول و دارایی برای رسیدن به معشوق سواری می‌گیرد. 26. باید به حیات ابدی یقین داشته باشی تا بتوانی از جیفه دست برداری 27. كسی كه به جیفه چسبیده به زور خمس می دهد ، انفاق می‌كند و... 28. تجارت و نه هیچ كار دیگری نباید انسان را از یاد خدا غافل كند. 29. اگر یقین نباشد دلت مثل قبر كافر تنگ می‌شود. 30. یقین مایه شری است. 31. دل را باید به وادی امن سپرد باید به صمد متصل شد. 32. فرد با یقین اضطراب ندارد چون دارایی اش را جای امن گذاشته است. 33. یقین زهد می آورد و زهد آرامش و قدرت می آورد. 34. یقین نور است. 35. اگر یقین نباشد انسان دائماً زمین می خورد. 36. اخلاص از میوه های یقین است. 37. جنین نمی‌تواند یك چشمی‌تهیه كند كه هم به درد دنیا بخورد هم رحم مادر. 38. بهشت جای باطل نیست. 39. اعمال برای آخرت باید متناسب با آخرت باشد. 40. طمع های دنیایی نیت را خراب می‌كند و دیگر چیزی برای آنجا نمی ماند. 41. اخلاص یعنی همه چیز و همه كس را برای خدا بخواهیم. 42. نباید فساد یا مرگ فلان استاد روی حركت انسان اثر كند. 43. نباید به جیفه بچسبیم به بهانه این كه فلان وزیر به دنیا چسبیده است 44. حزب اللهی واقعی هیچ وقت تكان نمی خورد چون موضع دعا را گم نمی‌كند. 45. مطالعه زندگی نامه اولیای خدا برای درك قدرت واقعی بسیار مفید است. 46. یقین برای انسان قدرت می آورد و مظهر اسم قدیر خداوند می‌شود

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1101
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
علم و یقین، جلسه 1

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

علم و یقین، جلسه 1

كلیه اعمال انسان در شكل گیری نفس دخالت دارد. فرصت دنیوی عمر انسان كم و محدود است. دنیا دار حركت و تغییر است. 1. نسبت دنیا به آخرت مثل نسبت رحم مادر به دنیا است. 2. فرصت انسان محدود است. 3. جنین به وجود عالم دیگر یقین دارد. 4. یقین سبب حركت و شك سبب كندی یا سكون می‌شود. 5. میزان نقص جنین متناسب به رنج دنیوی او است. 6. فرصت دنیوی عمر انسان كم و محدود است. 7. بعضی از بیماریهای جنین در دنیا درمان می‌شود. 8. درمان در آخرت مطابق با زمان و شرایط آنجاست. 9. دنیا دار حركت و تغییر است. 10. یقین سبب از بین رفتن رذایل اخلاقی و سبب سرعت و حركت است. 11. یقین بیشتر باعث شفافتر شدن آخرت است. 12. عدم وصیتنامه برای شخص به نوعی نشانه كم یقینی است. 13. به فكر وصیت كردن افتادن از روی بی‌مشغلگی از ثمرات یقین نیست. 14. یقین باعث نگاه دائمی به آخرت است. 15. عصبانیت به پای انسان مفت و مجانی تمام نمی‌شود. 16. كلیه اعمال انسان در شكل گیری نفس دخالت دارد. 17. یقین باعث می‌شود كه یكسره مراقبه و بعد محاسبه داشته باشیم. 18. یقین شدن می‌آورد. 19. یقین اعتقاد به حساب و كتاب داشتن است یعنی كسی هست كه انسان را می بیند. 20. یقین عبادت است و یقین بهتر از عبادت با شك است. 21. همه كارهای فرد با یقین عبادت است زیرا با آخرت اتصال دارد. 22. بالاترین عبادت این است كه انسان خودش را به یقین برساند. 23. به وسیله یقین عبادت تكمیل می‌شود. 24. یقین باعث میشود كار همه جانبه باشد. 25. روایت: طوری نماز بخوانید كه آخرین نماز شماست. 26. وقتی آدم می داند كه ده دقیقه دیگر می میرد با اوج ذلت عبادت می‌كند. 27. روایت: خوابیدن با یقین بهتر از نماز با شك است. 28. روایت: یقین لباس و پوشش زیركان است. 29. كیس (زیرك) با توجه و دقت زندگی می‌كند دنبال این است كه چه 30. چیزهایی بالاترین است. 31. بالاترین عبادت در شب قدر مذاكره علمی است. 32. با یقین آدم به وادی امن می رسد. 33. از نظر طبیعت گرا عملی بودن یك نظریه بر آن است كه تردیدپذیر باشد. 34. از نظر طبیعت گرا حرف یقینی زدن دگم است. 35. هیچ كاری نباید انسان را از ذكرش بیندازد چون این اصل انسان است 36. یقین باید چسبنده به قلب باشد تا به خوب جایی برسیم. 37. چیزی كه ممكن است یقین را از ما بگیرد از خود دور كنیم.(هر چی) 38. آنقدر بی یقینی برای ابدیتمان بد است كه باید هر روز خودت را به معصومین «علیه‌السلام» بسپاری. 39. خیلی آدمهایی بودند كه حتی اهل علم و معرفت بودند ولی عاقبت به خیر نشدند. 40. قلب را باید قوی بار آورد. 41. خیلی شدت عمل مهم نیست ، كیفیت عمل مهم است. 42. خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو. (وصیت یك شهید) 43. یقین باعث می‌شود از گریه برای امام حسین علیه السلام در هیچ مجلسی خجالت نكشی. 44. آدم با یقین خودش را در مجلس طاغوتیها گم نمی‌كند. 45. گفتن حرف حق در هر موقعیت از یقین است. 46. تحت تاثیر جو قرار گرفتن از كمی یقین است. 47. روایت: هیچ چیز هلاك كننده تر از شك نیست. 48. آدم باید مواظب باشد هر چیزی را نخواهد با هر كسی بحث نكند. 49. قیامت از شنیده هایت هم سئوال می‌شود. 50. هر كسی نباید با مریض مراودت كند. 51. ¬از رفاقتهای انسان از انسان سئوال می‌شود. 52. روایت: یقین ستون ایمان است. 53. هر چند یقین بالا رود پرهیز از گناه ملكه می‌شود. 54. برای رسیدن به یقین باید به خود تلقین كنیم. 55. وقتی به یقین رسیدیم دیگر تلقین هم لازم نیست. 56. روایت: كسی كه یقین ندارد برایش ایمان نمی ماند. 57. باید برای كسب یقین كار فكری كرد، باید اصول عقاید را محكم كرد باید سئوالات را از خبره پرسید. 58. یقین پایه اعمال است و كسب آن از هر چیزی مهمتر است.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1100
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
راهکارهای دفع غم

راه های مبارزه با غم (جلسه 35)، 93/9/1

راهکارهای دفع غم

دریافت یک اسم از اسماء خداوند یعنی دریافت دارایی‌هایی حقیقی و همیشگی که هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از انسان سلب نماید. این جمله را از خاطر نبریم که جهنم، هرگز نمی‌تواند اسم الله را بسوزاند. کسی که صفات الله در او فعال شده است محال است در جهنم آتش بگیرد.

ادامه بحث درمانهای علمیِ غم غمِ حاصل از آزارهای دیگران تمام انسان‌ها همواره در معرض آزارهایی هستند که از طریق گوناگون بر آنان وارد می‌گردد، که البته غالبِ این آزارها، راهی برای ارتقاء درجاتِ آخرتی آنها و کفاره‌ای برای گناهانشان می‌باشد. یکی از انواع این آزارها، آزارهایی است که از انسانهای دیگر در لابه‌لای ارتباطاتی که با آنان داریم، به ما رسیده و موجب رنجش و ناراحتی‌مان می‌گردد. نکته جالب و کلیدی اینجاست که اگر ما نحوه‌ی برخورد با این آزارها را بدانیم، می‌توانیم از آنها به عنوان بهترین فرصت برای رشد انسانی و کسب منفعت‌های آخرتی استفاده کنیم. در غیر اینصورت یکی از بیماری‌های فوق‌العاده خطرناک که مادرِ بسیاری از بیماری‌های روحی است و می‌تواند تمام دنیا و آخرت ما را به تباهی بکشاند، بر ما چیره خواهد گشت. زودرنجی‌ها و حساسیت‌ها و از همه خطرناک‌تر بیماری کینه، به باطنِ انسان‌ها، هیبتی هولناک بخشیده و نه تنها در دنیا نفس آنان را تحت فشارهای شدیدی قرار می‌دهد، بلکه عذابی بی‌نهایت عظیم‌تر را در آخرت برایشان ذخیره می‌نماید. عواطف و احساسات از ملزوماتِ روحی تمام انسانها هستند، بنابراین ناراحت شدن و رنجیدن از آزارهای دیگران امری طبیعی است. اما آنچه که برای نفس، تهدید به شمار می‌آید، نگه داشتنِ دل چرکینی از کسی در قلب است. یک مؤمن حقیقی به محض آزار دیدن از دیگران و احساس دل‌چرکینی از آنها، به سرعت آن را در نفس خود ذوب نموده و از بین می‌برد. به طوری که در ملاقات بعدی با او، به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی اساساً اتفاقی میان آنها رخ نداده است. یکی از عوامل تولید کننده کینه و غم‌هایی که به دنبال بروز کینه، نفس را تحت فشار قرار می‌دهند، غیبت‌ها، تهمت‌ها، بدگویی‌ها و یا حتی انتقاداتی است که دیگران، نسبت به ما روا می‌دارند. اما به راستی در چنین مواقعی باید چگونه برخورد کرد؟ برای رسیدن به پاسخ این سؤال بهتر است به سراغ معصومین که مربیّان حقیقی ما هستند رفته و از آنان مدد بگیریم. امام باقر «علیه‌السلام»، راهکارهایی بسیار کلیدی و گشاینده در اختیار ما قرار می‌دهند.   راهکارهای دفع غم در مواجهه با آزارهای دیگران قال الباقر «علیه‌السلام»: «إن مُدِحتَ فلا تفرح. و إن ضُمَمتَ فلا تجزع. و فَکِّر فیما قیلَ فیک، فإن عرَفت من نفسک ما قیل فیک؛ فَسُقوطُکَ من عین الله عزّوجلّ عند غضبک من الحق، أعظم علیک مصیبهً ممّا خِفت من سقوطکَ من أعین النّاس. و إن کنتَ علی خلافٍ ما قبل فیک، فثوابٌ إکتسبتَهُ من غیر أن یَتعَبُ بدنک. و اعلَم بانّکَ لا تکونَ لنا ولیّاً حتی لَوِاجتمعک علیک اهلُ مصرک و قال انّک رجلٌ سوء، لم یحزنک ذلک. و لو قالوا إنک رجلٌ صالح، لم یَسُرُّک ذلک» اگر از تو تعریف کردند، ذوق زدگی مکن. و اگر از تو بدگویی نمودند، بی‌تابی نکن. و خوب در مورد آنچه پیرامونت گفته‌اند فکر کن. اگر دیدی آن‌را حق یافتی و خشمگین شدی، از چشم خداوند خواهی افتاد و مصیبتِ افتادنِ تو از چشم خداوند بسیار بزرگتر از ترسِ از افتادن از چشم مردم است. و اگر آنچه را که به تو نسبت داده‌اند دروغ است، غم مخور، چرا که بدون به زحمت انداختنِ بدنت به ثواب دست یافته‌ای. و بدان! که تو هرگز به دوستیِ ما نخواهی رسید، مگر آنگه اگر تمام هم شهریانت جمع شوند و بگویند تو آدم بدی هستی، از آن ناراحت نشوی. و اگر تمام آنها بگویند تو انسان خوبی هستی خوشحال نگردی!!!   انواع واکنش‌ها در برابر انتقاد دیگران از نگاهِ امام باقر «علیه‌السلام» بهترین نوع برخورد در زمانی‌که انتقادی بر ما وارد می‌گردد، آن است که اولاً پیرامونِ آن خوب فکر کنیم، و اگر آن را در مورد خود صادق دیدیم، با شیرینی و آغوش باز پذیرفته و از شخص انتقادکننده به خاطر این تذکّر تشکر نماییم. و اما بدترین و کودکانه‌ترین واکنش آن است که بلافاصله از روی تکبّر و خودشیفتگی، ناراحت شده، در مقام دفاع برآمده و برای رد کردن انتقاد او، توجیهاتِ گوناگونی بیاوریم. این واکنش (دلیل‌تراشی) نه تنها چیزی از شرایطِ نفس ما را تغییر نمی‌دهد، بلکه عیبِ مورد نظر را بیشتر در نفس تثبیت نموده و در هنگام تولدمان به برزخ، دردسرهای عظیمی را برایمان رقم می‌زند. علاوه بر این از نگاه امام باقر «علیه‌السلام»، این واکنش، انسان را از چشم خداوند خواهد انداخت. و اگر کسی از چشم خدا بیفتد، دیگر شفاعت معصومین نیز به او تعلق نخواهد گرفت، زیرا رحمت معصومین هرگز از رحمت خداوند بالاتر نمی‌باشد. فراموش نکنیم که وظیفه هر کدام از ما در دنیا، ساختن باطنی ثروتمند، قدرتمند و آماده برای استفاده از شرایط بهشت است؛ و اگر برای این مهم، در دنیا جدیّت نداشته و خوب حرکت نکنیم، قطعاً جایگاهِ برزخیِ آرام و شادی نخواهیم داشت. اینکه ما در چشم دیگران، انسان خوب و مقدسی باشیم، تفاوتی در نوع کمالاتِ مورد نیاز ما برای ورود به بهشت ندارد. آنچه که ما را به سعادتِ دنیا و آخرت می‌رساند، کمالاتی است که ما را در نگاه خداوند محبوب می‌گرداند. توجیه تراشی، پنهان‌کاری و یا نپذیرفتن عیوب، راهی برای فرار از سلامت نفس بوده و چنین کسی هرگز، شرایط لازم را برای ورود به بهشت کسب نخواهد کرد. عیوبی را که دیگران به انسان متذکر می‌گردند، دقیقاً از نیازهای اصلی انسان در مسیر حرکت به سوی الله در باشگاهِ دنیا می‌باشد. یک انسان عاقل کسی است که به محض اطلاع از عیوبش، آنها را پذیرفته و برای رفع‌شان اقدام می‌کند، چرا که او اصلاً از زمان تولدش به برزخ آگاه نبوده و نمی‌داند که چقدر برای رسیدن به سلامتِ باطن زمان دارد. او همواره خود را در معرض انتقادات دیگران قرار داده و دائماً در حال تربیت نفس خود و حذف عیوب گوناگون از نفسش می‌باشد. یک انسان عاقل تا زمانی که در رحم دنیاست از لحظه‌لحظه‌های عمرش برای پاک‌سازی نفس از عیوب و نواقص مختلف استفاده می‌کند، زیرا یقین دارد که بعد از تولد دیگر فرصتی برای این منظور نخواهد داشت. او هرگز از پذیرفتن عیوب خود، عزت خویش را در خطر نمی‌بیند، زیرا منشأ عزت (خداوند) را به خوبی می‌شناسد و تنها عزیز بودن در چشم خداوند برای او ارزشمند می‌باشد.   چگونه از چشم خداوند می‌افتیم؟ اساساً معنای عبارت «غضبک من الحق» در این روایت، تنها عصبانیت در هنگام انتقادات دیگران نیست بلکه عصبانیت و اعتراض به احکام واجب و یا آنچه که خداوند از دریچه ربوبیت خویش بر ما روا می‌دارد، نیز مشمول این عبارت‌اند. خشم و اعتراض انسان حتی در برابر یک حکم از احکام الهی، انسان را از چشم خداوند می‌اندازد. خداوند ما را خلق نموده و بالاترین هدف (تشبه و قرب به خود) را برای ما برگزیده است. او بر تمامِ جزئیات این مسیر و فراز و نشیب‌هایش آگاه است. اساساً اعتراض به احکام و یا نحوه ربوبیت او، در حقیقت نادیده گرفتن حکمتِ الله و قد علم کردن در برابر خداوند است که نتیجه آن، افتادن از چشم الله است. برای یک مؤمن حقیقی مصیبت افتادن از چشم خداوند بسیار عظیم‌تر از افتادن از چشم مردم است. زیرا او اهمیت به نگاه مردم را شرک دانسته و از آن می‌گریزد. مؤمن آنقدر از محبت خداوند و محبوبیت در نگاه او سرشار است که اساساً به نگاه دیگران توجهی ندارد.   بدگویی‌های دیگران؛ میادینِ کسب اسماءالله غیبت دیگران و یا بدگویی‌های آنها، صد در صد به نفع ماست، زیرا حجمی از گناهان ما را به نامه اعمال آنان منتقل می‌کند. اگر گناه آنان را بخشیده و از آن درگذریم، باز هم در کسب اسم «عفوّ» و «غفور» خداوند شتاب کرده و پیش رفته‌ایم و از سوی خداوند به ثواب بالاتری نائل خواهیم شد. اساساً خداوند محیط پرتضاد دنیا را تنها برای کسب اسماءالله از لابه‌لای تعاملات و تضادها آفریده است. دریافت یک اسم از اسماء خداوند یعنی دریافت دارایی‌هایی حقیقی و همیشگی که هیچ چیز نمی‌تواند آنها را از انسان سلب نماید. این جمله را از خاطر نبریم که جهنم، هرگز نمی‌تواند اسم الله را بسوزاند. کسی که صفات الله در او فعال شده است محال است در جهنم آتش بگیرد. غایت نهایی ما، رسیدن به رفاقت با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» و مقام آنان است. اما امام باقر اهمیت دادن به نگاه دیگران و قضاوت آنان را مانعی در مسیر رفاقتِ با اهل‌بیت «علیهم‌السلام» می‌داند. به یاری خدا در جلسه آینده، در این باره سخن خواهیم گفت... .   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1099
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
فروپاشی نظام غمها و شادی‌های انسانی

راه های مبارزه با غم (جلسه 34)؛ 93/8/17

فروپاشی نظام غمها و شادی‌های انسانی

اوجِ زیباییِ کربلا را می‌توان در میدان مسابقه‌ای دید که اصحاب عاشورا، آن را برای فنا نمودن همه تعلقاتِ خود در راه خدا بر پا نموده بودند. از همین رو هرچه تعلقات بیشتری را از دست می‌دادند، شادتر و آرام‌تر می‌شدند.

مهندسی غم و شادی در کلام امیر امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «یابن آدم؛ لا تأسّف علی مفقود لا یردُّهُ إلیک الفوت، و لا تفرح بموجود لا یترُکهُ فی یدیک الموت؛ ای فرزند آدم، برای آنچه که از دستت رفته و بر نمی‌گردد، غمگین مباش، و برای آنچه که در دست داری، اما مرگ آن را برایت باقی نمی‌گذارد، شادی مکن. برای بررسی این روایت، بهتر است آن را به دو بخش تقسیم کنیم؛ بخش اول: برای پس اندازهای آخرتی غم نخوریم ساختار نفس انسان، جاودانه خلق شده است و برای آن پایانی وجود ندارد. بنابراین از دست دادن تمام تعلقاتِ چنین ساختار جاودانه‌ای به معنای از دست دادنِ همیشگیِ آن‌ها نمی‌باشد، بلکه تمام از دست دادن‌های او در حقیقت پس اندازی است برای زندگی ابدی انسان و روزی در مقیاس ابدی و بی‌نهایتش به او باز خواهد گشت. بنابراین غصه خوردن برای از دست رفته‌ها، حماقتی است که انسان به سبب عدم یقین به زندگی ابدی‌اش به آن مبتلا می‌گردد. اگر انسان خود را از تولد تا مرگ، معنا نموده و حیات جاودانه‌ای را که به زودی برایش آغاز می‌شود، باور نکند، قطعاً نمی‌تواند زندگی‌ِ پس از مرگ خود را که بسیار به او نزدیک است، هدف قرار داده و برای تأمینِ سعادت خود در آن زندگی، برنامه‌ریزی نماید. از همین رو به راحتی برای از دست رفته‌هایش، غصه خورده و به چنین غمهای خوارکننده‌ای دل می‌سپارد. اما یقین به آخرت، انسان را به سمت پس انداز‌های آخرتی و تحصیل شرایط مورد نیاز برای زندگی ابدی سوق می‌دهد. برای چنین انسانی، فقدان‌ها، شکست‌ها و از دست دادن‌ها در بخش پایینی، هرگز زمینه ورودِ غم را به قلب او مهیا نخواهند کرد، چرا که او اساساً تمام فشارها و مشکلات بخش‌های پایینی را، عاملی برای رشد بخش فطری خود دانسته و از آنها برای قدرت بخشیدن به نفسش استفاده می‌کند. اوجِ زیباییِ کربلا را می‌توان در میدان مسابقه‌ای دید که اصحاب عاشورا، آن را برای فنا نمودن همه تعلقاتِ خود در راه خدا بر پا نموده بودند. از همین رو هرچه تعلقات بیشتری را از دست می‌دادند، شادتر و آرام‌تر می‌شدند. و این میدان، زیباترین و عظیم‌ترین میدان برای ظهورِ لااله الا الله در طول تاریخ بوده است. و این حقیقت را زینب کبری «سلام‌الله‌علیها» خوب درک کرده بود که در تلاطم عاشورا، چیزی جز زیبایی ندید... (و ما رأیت الا جمیلا). تمام زیباییِ عاشورا برای زینب، پس‌اندازِ همه تعلقاتش برای بهشت بوده است.   بخش دوم: برای تهدیدهای آخرتی، شادی نکنیم همه انسانها، تمام دارایی های طبیعی خود را با مرگ از دست می‌دهند. اما همین دارایی‌های دنیایی در طول زندگیِ رَحِمی ما در دنیا، خطری بزرگ برای بخش فوق عقلانی‌مان محسوب می‌شوند؛ زیرا هر چه تعداد تعلقات بخش‌های پایینی بیشتر می‌شود، زمان برای رسیدگی به بخش انسانی و تغذیه آن کاهش می‌یابد. گاه انسانها، آنقدر سرگرمِ مشغولیات دنیایی خود می‌شوند که دیگر زمانی برای سجاده، خلوت، سحر، نماز، سرکشی و ارتباط با غیب، و رفاقت با اهل آسمانی نمی‌یابند. اما گاه این درگیری‌ها، اساساً تصور رفاقت با اهل آسمان را از انسان گرفته و فکر دوستی با اهل بیت «علیهم‌السلام»، ملائک، انبیاء و شهدا. نیز حتی از گوشه ذهن و خیال او نمی‌گذرد. این در حالی است که خداوند اهل غیب را بهترین رفیق برای انسان می‌داند. (و حَسُنَ اولئک رفیقا)، به گونه‌ای که با داشتن چنین دوستانی، نیاز به رفاقت با کسی نخواهد داشت. برای کسی که با اهل آسمان رفاقت کرده و با آنها در رفت و آمد است، اساساً کلمه‌ی تنهایی هیچ معنایی ندارد. انسان زیرک کسی است که در مواقعِ به دست آوردن نعمات الهی، اولاً مراقب است که میان او و الله فاصله نیفتاده و انس او با غیب کم نشود. و ثانیاً تلاش می‌کند تا از نعماتی که در دست دارد به عنوان وسیله‌ای برای نزدیک‌تر شدن به آسمان استفاده نماید. برای چنین انسانِ عاقلی، هر چه سطح نعمات دنیایی بیشتر می‌شود، امکاناتِ آخرتی‌اش نیز افزون می‌گردد، زیرا او آموخته است که از نعماتش به عنوان ابزاری برای تشبّه به الله استفاده نماید. گاه، موفقیت‌های دنیایی و یا نعمت‌های گوناگون دنیا، چنان انسان را مست می‌کند که او به طور کلی زمین‌گیر شده و از آسمان باز می‌ماند. گاه تولد یک فرزند و هجوم مشکلاتِ پرورش او، آرامش را از والدین او گرفته و آنها را به غصه و اضطراب دچار می‌کند. حال آنکه همین تحول، می‌تواند از یک پدر و مادر عاقل، که با لذت به مشکلات فرزندپروری تن می‌دهند دو انسانِ کامل و قدرتمند بسازد.   فروپاشی نظام غمها و شادی‌های انسانی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما بالکم تفرحون بالیسیر من الدّنیا، تُدرکونَه و لا یحزنکم الکثیر من الاخره تحرمونه» شما را چه شده است؟ که به دست آوردنِ اندکی از دنیا، آنقدر شما را خوشحال می‌کند و از دست دادن نعمت‌های عظیم آخرت شما را غمگین نمی‌سازد؟ در هر نعمتی که به انسان می‌رسد، اساساً معلوم نیست که آیا این نعمت به نفع اوست یا اینکه تهدیدی برای اصل سرمایه‌ی آخرتی‌اش محسوب می‌شود. حال برای چنین شرایطی، شادی و فرح کار عاقلانه‌ای است؟ و این در حالی است که از دست دادن ثروت‌های عظیم آخرتی، ما را ناراحت و غمگین نمی‌کند. اگر یقین داشتیم که تمام فقدان‌ها و شکست‌های دنیایی در حقیقت ثروت‌های آخرتی ما می‌باشند، برای آنها شادی می‌کردیم، نه برای نعمت‌هایی که معلوم نیست به نفع ما هستند یا به ضرر ما.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1098
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
مهندسی غم‌ها و شادی‌ها از نگاه امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»

راه های مبارزه با غم (جلسه 33)، 93/8/3

مهندسی غم‌ها و شادی‌ها از نگاه امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»

در حقیقت، فقدان‌ها، مشکلات و تضادها، عواملی برای قدرت گرفتن روح و رسیدنِ آن به سلامتیِ کامل می‌باشند و جزع و فزع در این شرایط، روح را از کسب قدرت بازداشته و دچار فشار و اضطراب می‌نماید. از سویی جزع و فزع اجر اُخروی انسان را نیز نابود می‌کند.

مهندسی غم‌ها و شادی‌ها از نگاه امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فلیکن سرورک بِما نِلتَ من آخرتک و لیکن أسفک علی ما فاتک منها، و ما نِلتَ من دّنیاک فلا تکثر بِهِ فرحاً و ما فاتکَ منها، فلا تأسَ علیه جَزعا و لیکن همّکَ فیما بعد الموت» باید شادی خود را به بخشی از آخرت که آن را به دست آورده‌ای، اختصاص دهی و غصه‌هایت را به آن مقدار که از دست داده‌ای. اگر از امور دنیا چیزی به تو رسید، ذوق‌زدگی نکن و برای آنچه از دست داده‌ای جزع و فزع منما. و تمام همتِ خود را برای بعد از مرگ قرار بده. این کلام امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» پیرامون مهندسی غم‌ها و شادی‌ها به قدری اعجاب‌انگیز، کامل و رهگشاست که ابن عباس اقرار می‌کند که به غیر از صحبت‌هایی که از پیامبر آموخته است، از هیچ سخنی تا به این حد، سود نبرده است. فراموش نکنیم که عمل نمودن به این روایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، تنها در صورتی امکان‌پذیر است که انسان ماهیت جنینی خود را در رحم دنیا باور کرده و به دنبال کسب تجهیزات و دارایی‌های لازم برای زندگیِ بعد از تولدش باشد. این نکته را هرگز از خاطر نبریم که هر چند تولد به یک شرایط زیستیِ جدید که بی‌نهایت زیباتر، کاملتر، جذاب‌تر و پیچیده‌تر از دنیا است، بسیار شیرین و با شکوه است، اما همین تولد می‌تواند برای انسان بسیار خطرساز و عذاب‌آور نیز باشد. اگر نَفسِ کسی تجهیزات و دارایی‌های لازم را برای زندگی در شرایط پیچیده‌ی آخرت کسب نکرده باشد، درست مانند جنینی که ناقص به دنیا متولد می‌گردد، بعد از تولد به برزخ با مصیبت‌های عظیمی رو به رو خواهد شد. دارایی‌های نفس، اَمری حقیقی و فردی است از همین رو هیچ کس نمی‌تواند بار گناهِ دیگری را به دوش بکشد ... «لا تَزرُ وازرهٌ وِزرَ اُخری». تمام اعمال و نیاتِ انسان در دنیا، به نفس او شکلی حقیقی می‌بخشند، به طوری که نفسِ هر انسان، در هنگام تولد، شکلِ نهایی ِ خود را دریافت کرده‌است. برای مهندسیِ نظام غم‌ها و شادی‌هایمان مطابق با کلام امیرالمؤمنین «علیه‌السلام»، لازم است در طول روز چندین بار میزانِ سلامتِ نفسِ خود را بسنجیم، در نتیجه برای آن مقدار از دارایی‌هایِ آخرتی خود که به لطف پروردگار در نفس‌مان تثبیت شده‌اند شاده بوده و برای بیماری‌ها و امراضی که هنوز در نفس‌مان پایدار اند، غمگین باشیم. لازم است بارها در طول روز از خود بپرسیم «آیا من برای ملاقات با رسول الله آماده‌ام؟ آیا من خود را به عنوان فرزند حقیقیِ امام زمان باور کرده‌ام؟ آیا من برای پدر حقیقی‌ام، سرباز مؤثری هستم؟ آیا من در هنگام تولد، به بهشت وارد می‌شوم و یا اینکه جای من در کدام نقطه بهشت است؟ آیا من شرایط زیستن در کنار اشرافِ بهشت را دارم؟» اساساً کسی که درگیر چنین سؤالاتی است، دیگر به غمی، جز غمهای انسانی، فرصتِ ورود به قلبش را نداده و برای چیزی جز تقربش به خدا و امام زمانش شاد نمی‌گردد. هر چه سطح غمهای آخرتی انسان بالاتر می‌رود، او شادتر، آرام‌تر، مهربان‌تر و قوی‌تر زندگی خواهد کرد. نعمت‌های دنیایی، وسیله‌های امتحان انسانها هستند و بزرگترین خطرشان نیز، غفلت‌آفرینی برای آنهاست. آیا برای چنین وسیله‌های خطرآفرینی ذوق‌زدگی شایسته است؟ از سویی مصائب دنیا و از دست دادن‌های دنیایی نیز ابزارهایی برای تراشِ نفسِ انسان و تشبّه او به الله می‌باشند. بسیاری از اسماءالهی که ثروت‌هایِ حقیقی‌ِ انسان اند، در لابه‌لای مشکلات و شرایطِ پرتضاد کسب می‌شوند. در حقیقت، فقدان‌ها، مشکلات و تضادها، عواملی برای قدرت گرفتن روح و رسیدنِ آن به سلامتیِ کامل می‌باشند و جزع و فزع در این شرایط، روح را از کسب قدرت بازداشته و دچار فشار و اضطراب می‌نماید. از سویی جزع و فزع اجر اُخروی انسان را نیز نابود می‌کند. بنابراین اگر کسی مشکلی را برای اما ایجاد نمود و یا بستری پرتضاد برایمان مهیا ساخت؛ قُر نزنیم، ایرادگیری و سرزنش نکنیم و از این نردبان بلند بالا رویم. و علی «علیه‌السلام»، تمام ماجرایِ غم‌ها و شادی‌های حقیقیِ انسانها در یک جمله در آخر کلام خویش بیان می‌فرمایند: «تمام همّ خودت را برای آخرتت قرار بده.» دلشوره‌ها، اضطراب‌ها و نگرانی‌های ما نشان می‌دهند که همّ هر کدام از ما در زندگی در کدام جهت است. ممکن نیست بدون آنکه خود را به عنوان موجودی ابدی باور کنیم، بتوانم تمام همّ خود را در آخرت‌سازی قرار دهیم. باید برای این منظور، عاشق خودِ حقیقی‌مان شویم و شراط تغذیه و رشد این «خود حقیقی» را فراهم کنیم. بدون اخذ انرژی از منبع قدرت، مَحال است بتوانیم نفس خود را در فعالیت‌های روزانه‌ی خود، شاد و آرام نگه داریم. از عزای حسین تا غم حسینِ زمان محرّم، فرصتی است طلایی، برای توجه به امام زمان‌مان و رسیدن به حقیقی‌ترین غمِ عالم. مُحرّم، بستری است برای اوج گرفتن تا مرتبه‌ی عزادار حقیقی. عزاداری که به حسینِ زمان خود توجهی نداشته و اساساً فریاد «هل من ناصر» هر روزه‌ی او را نمی‌شنود، عزاداری حقیقی نیست. زمانی انسان به مرتبه‌ی عزادار حقیقی می‌رسد که از گریه‌ی بر حسین، به غمِ حسینِ زمان خود رسیده و در جهت رسیدن به چادر او حرکت کند. باید از اصحاب عاشورا، درس عشق گرفت، آنان که تا آخر ایستادند و رفتنِ هزاران نفر از میان لشکر حسین، تأثیری در تصمیمِ آنان برای ماندن نگذاشت. آنان که با همه‌ی جان و مال و اهل اولادشان در رکاب امامشان حاضر شدند. محرّم، درس عشق به امام زمان است. و این اصلی‌ترین پیام عاشورا، و شاید تمامِ حقیقتِ عاشوراست. امروز نیز همه ما، یک حسین داریم به نام «مهدی موعود» و این حسین، هر روز فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهد. امروز روز تصمیم‌گیریِ ماست درست مثل اصحاب عاشورا. حسین «علیه‌السلام»، از اصحابش، اسب و شمشیر نپذیرفت، بلکه از آنان تمامِ حقیقتشان را خواست، تمام جانشان را، و آنان را تا اوجِ عاشقی با خود به پرواز درآورد. امام زمان «علیه‌السلام» نیز، از ما تنها خودمان را می‌خواهد، جانمان را، حقیقتِ وجودمان را... او از ما یک جانِ پیوند خورده با خود می‌خواهد، یک رفاقتِ دو نفره‌ی فرزند با پدر ... . شیعیانِ امروز، نه تنها در پیوند نفس خود با امام زمان «علیه‌السلام» و رفاقت و سرکشی به او بسیار ضخیم اند، بلکه حتی در جهادهای مالی نیز، قوت و قدرتِ چندانی ندارند. یک عزادار حقیقی، برای حسین «علیه‌السلام»، می‌نالد و این سنت هر روزه‌ی امام زمان «علیه‌السلام» است، اما حجم عظیم غصه‌ی او برای آوارگی و غربت و تنهایی حسینِ زمان خودش می‌باشد. حسینی که زنده است و امروز به یاریِ تک‌تکِ ما نیاز دارد. عزادار حقیقی تلاش می‌کند تا حسینِ زمان خود را به مردم بشناساند، تا آنها بتواند با همدلی و وفاداری، موانع ظهور را از میان بردارد. برای یک عزادار حقیقی هر روز عاشورا و تمامِ زمین کربلا است. امروز همان عاشوراست. باید کربلایمان را پیدا کنیم. باید حسین‌مان را بشناسیم و خودمان را به لشکر او برسانیم. تصمیم‌های موضعی مؤثر نیست. باید سبک زندگی خود را به سوی حسین‌مان تغییر دهیم. دور از لشکر ایستادن و کمک‌های مادی فرستادن مؤثر نخواهد بود. حسین ما نیز، چون حسین بن علی، از ما جانمان را می‌خواهد، حقیقتِ وجودمان را، مشغول شدن دلمان را... ساده‌اندیشی است اگر فکر کنیم که یک کمکِ موضعی، تکلیف را از ما ساقط خواهند نمود؛ هرگز! باید سبک زندگی ما در جهتی تغییر کند که همسرداری‌هایمان، فرزند‌پروری‌هایمان، فعالیت‌‌های اقتصادی، تحصیلیِ و ... ما همگی در جهت رسیدن به چادر امام زمان و یاری او باشند. تفاوت بسیاری است میان کسی که برای دنیا زندگی می‌کند و در کنار آن کمکی نیز به امام زمانش‌ می‌رساند با کسی که اساساً به خاطر امام زمانش زندگی می‌کند. یک عزادار حقیقی، تمام تصمیماتِ دنیایی خود را نیز با امام زمان «علیه‌السلام» خود تنظیم می‌نماید. دلدادگی او به خانواده‌ی آسمانی‌اش به قدری زیاد است که به تمام شئونات زندگی‌اش جهت داده و رنگ دلدادگی می‌زند. اساساً هدف امام حسین «علیه‌السلام» از اینکه با خانواده خود و اصحابش در کربلا حاضر شد، چیزی جز انتقال این پیام به ما نبوده است، که بیاموزیم با همه‌ی زندگی‌مان به سمت چادر امام زمان‌مان حرکت کنیم. فراموش نکنیم: اگر سیاهی می‌پوشیم، عزایی اقامه می‌کنیم، اشکی می‌ریزیم، باید به فکر مصیبت اعظم (غیبت امام معصوم) باشیم. غیبت هزار و صد و هشتاد ساله‌ای که به نکبتِ امروزِ جهان منجر شده است. این تفکر، آرام آرام عزادار را از مرحله‌ی چهارم عزاداری به مرحله‌ی پنجم (عملیاتِ انتقام) ارتقاء خواهد داد. امروز بزرگترین کمک به امام زمان، رساندن مردم از مرحله سوم عزاداری به مراحل چهارم و پنجم است. باید محصولِ عزاداری‌های ما، پرورش منتظران حقیقی باشد. کمی با خود بیندیشیم، من از نگاه امام زمان «علیه‌السلام» چگونه تعریف می‌شوم، یک سرلشکر؟ یک فرمانده؟ یک سرباز جدّی و مؤثر؟ و یا یک عضو بیکارِ بی‌مصرف... برای رسیدن به شرافتِ زندگی با اشرافِ قیامت، باید تمامِ زندگیِ ما رنگ و بوی جهاد و خدمت به آنان را به خود بگیرد. تا دیر نشده، تصمیم بگیریم و «یا علی» گویان به پا خیزیم!...   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1097
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
شناخت فرصت‌های عاشقی؛ راهی برای درمان غم‌ها

راه های مبارزه با غم (جلسه 32)؛ 93/7/5

شناخت فرصت‌های عاشقی؛ راهی برای درمان غم‌ها

عاشقان حقیقی، شهدایی بودند که همه‌ی تعلقات خود را به یکباره رها نموده و تمام سرمایه‌ی خود را (جان) در دست گرفته و به پای معشوق فدا نمودند. زیرک‌ترین انسان‌ها، کسانی هستند که می‌توانند از نبودن نعمت‌ها به عنوان یک فرصت عاشقی برای اوج گرفتن استفاده کنند.

شناخت فرصت‌های عاشقی؛ راهی برای درمان غم‌ها نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم»، از قول خداوند تبارک و تعالی، برای بندگان مؤمنش، پیغامی آورده‌اند؛ قال الله تعالی؛ یحزن عبدی المؤمن اذا زویتُ عنهُ الدّنیا و ذلک أقرب لَهُ منّی، و یفرحُ  اذا بَسَطتُ لَهُ الدّنیا و ذلک أبعدُ لهُ منّی، ثمّ قرَأ، أیحسبونَ أنّما نُمِدّهم به من مالٍ و بنین، نُسارع لهم فی الخیرات، بل لا یشعرون. انّ ذلک فتنه لهم، ینزّل الله معونه علی قدَر المئونه و ینزّل الصّبر علی قدر المصیبه. بنده‌ی مؤمن من وقتی که دنیا را از او دریغ می‌کنم، اندوهگین می‌شود، در حالی که من در این حال به او نزدیک‌ترم. و وقتی که دنیا را برای او گشوده می‌گذارم، خوشحال می‌شود، در حالی که او در این حال از من دور می‌گردد. (پس پیامبر آیه 55 و 56 سوره مؤمنون را قرائت می‌کنند) آیا آنان می‌پندارند که ما آنها را با مال و فرزندان مدد می‌کنیم؟ و آنها را در کسبِ عاجل خیرات یاری می‌رسانیم؟ نه، بلکه آنان شعورِ درک این موضوع را ندارند. همانا تمام این جریانات وسیله‌های امتحان ما هستند و خداوند بر همگان به اندازه‌ی نیاز و هزینه‌ی آنها یاری فرو می‌فرستد و به اندازه‌ی مصیبت‌شان به آنان شکیبایی می‌دهد. این پیغام خداوند برای عبد مؤمنش، بسیار عاشقانه است، تا جایی که انسان را نسبت به غمهای بی‌موردی که تا کنون در سینه جای داده‌بود، بسیار شرمگین و خجل می‌سازد. از دست دادن دنیا و یا کم شدن حجم نعمت‌های دنیوی، به علت کاهش سطح کثرت و شلوغی پیرامون انسان در دنیا و ایجاد فرصتی برای خلوت و عشق‌بازی با پروردگار، بر قُرب انسان به خداوند افزوده و فاصله‌های میان او و اِله حقیقی‌اش را بر می‌دارد. اندک توجهی به زندگی انبیاء عظام، روشن می‌کند که اغلب آنها از همان دوران کودکی، پدر و مادر خود را از دست داده و مستقیماً تحت تربیت خداوند و با توکل به او و بدون تکیه بر هیچ نیروی دیگری رشد کرده و قدرت گرفتند. خداوند در توصیف دوستان خویش در سوره نور، آیه 37 می‌فرماید؛ «رجالٌ لا تُلهیهم تجاره و لا بیعٌ عن ذکر الله... مردانی که تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خداوند غافل نمی‌سازد مگر جز این نیست که انسانها همواره به دنبال خلوت با کسانی می‌گردند که محبوب آنهاست و دوستشان دارند؟ پس چگونه ما غالباً، شلوغی‌های پیرامون خود را می‌پسندیم و به محض از دست دادن از این شلوغی‌ها و به وجود آمدن زمانی برای تمرکز و خلوت با خداوند، محزون شده و از این خلوت‌ها، فرار می‌کنیم؟ راستی کدامیک از ما، یکی از این فرصت‌ها را با آغوش باز پذیرفته‌ایم و آن را به منزله‌ی یک فرصتِ طلایی برای عاشقی تلقّی کرده‌ایم؟... و این گِله‌ی خداوند از بندگان مؤمنش، گله‌ی سنگین و تکان‌دهنده‌ای است که میزانِ عشقِ ما را به الله محک زده و زیر سؤال می‌برد!... عاشقان حقیقی، شهدایی بودند که همه‌ی تعلقات خود را به یکباره رها نموده و تمام سرمایه‌ی خود را (جان) در دست گرفته و به پای معشوق فدا نمودند. زیرک‌ترین انسان‌ها، کسانی هستند که می‌توانند از نبودن نعمت‌ها به عنوان یک فرصت عاشقی برای اوج گرفتن استفاده کنند. اساساً تمامِ عمر زندگی ما در دنیا، در حقیقت فرصتی است برای عاشق شدن، و انسان حقیقی، کسی است که به بلوغ عاشقی رسیده و اِله حقیقیِ خود را پیدا کرده باشد. در اینصورت حتماً در رأس لیستِ آرزوهای او الله، خانواده آسمانی و جهاد قرار خواهند گرفت. فرصت‌های عاشقی، چهره‌های گوناگونی دارند، گاه انسان با ضربه خوردن از یکی از انسانهای مورد اعتمادش در دامان خداوند افتاده و به سوی او باز می‌گردد. گاه یک طلاق، یک بلای سنگین، یک بیماری سخت و ... انسان را به انقطاعِ از غیر رسانده و او را به بلوغِ عاشقی می‌رساند.   شعور؛ ابزار لازم برای کشف فرصت‌های عاشقی خداوند تنها عشق پاینده و جاودانی است که همواره باقی است و حقیقتاً هیچ چیز موقتی، ارزش از دست دادنِ این عشق را ندارد. فراموش نکنیم که انسان به محض رها کردنِ خدا به خاطر هر چیز زودگذری، درست به واسطه‌ی همان امرِ فانی مورد آزار و غمزدگی قرار خواهد گرفت. اما دلی که با عشق خدا، قدرت و قوت گرفت و به واسطه‌ی هیچ مسئله‌ی موقتی با خداوند درگیر نشد، همه‌ی دنیا را مطیعِ خود ساخته و می‌تواند از همه‌ی امورات و در همه شرایط زندگی از آنها لذت ببرد. کلمه‌ی (یشعرون) در آیه‌ای که در وسط روایت بالا آمده است نشان می‌دهد که درک عشق الله و تمییز دادن فرصت‌های عاشقی نیاز به شعور بالایی دارد. شعور به معنای باریک‌بینی، درک دقیق و ریزبینی است و تنها انسان‌های با شعورند که می‌توانند آغوش باز خداوند را از لابه لای تمام مصیبت‌ها و بلاها یا در پس تمامِ نعمت‌ها دیده و از یاد او و عشق بازی با او غافل نگردند. و اما کسی که چنین درکی را نداشته و با هر امتحانی (نعمت و یا مصیبت) سریعاً دل از خداوند برگرفته و غافل می‌گردد، حتماً در این مسیر از سوی خداوند امداد شده و به واسطه‌ی نعمت‌ها از آغوش اِله راستینش لحظه به لحظه فاصله می‌گیرد. گاه انسان با انتخاب یک همسر، یک رشته‌ی تحصیلی، یک شغل، یک محل زندگی ... از آغوش خداوند به سرعت فاصله می‌گیرد و عجیب آنکه گاه علیرغم دانایی‌اش به نتیجه‌ی این انتخاب، بر آن پافشاری و اصرار می‌ورزد. و اما... هرگز فراموش نکنیم که همه‌ی این جریانات، وسیله‌های امتحان ما هستند (انّ ذلک فتنه لهم) و گرنه همان خالقی که این وسیله‌های امتحان را در پیش روی ما قرار داده‌است، حتماً به اندازه نیازمان، یاری‌مان خواهد کرد و به اندازه‌ی مصیبت‌هایمان، بر قلب ما شکیبایی نازل می‌فرماید. اما آنچه که در این میان حائز اهمیت است آن است که انسان‌ها؛ این فرصت‌های طلایی را بشناسند، از آنها در جهت عشق به الله و قربِ او استفاده کنند، با دیدنِ مصیبت‌ها و از دست رفتن نعمت‌ها غم به دل راه نداده و از هجوم نعمت‌ها شادمان و هیجان‌زده نشوند. باید مراقب باشیم تا به خاطر از دست دادن نعمت‌ها، نعمت قربِ خداوند را از دست ندهیم و در زمانی که نعمتی را به دست آورده‌ایم غرّه نشده و از آغوش او غافل نگردیم. فراموش نکنیم که قیمت دل ما، به سطح غم‌های ماست، کمی ظرف دل‌مان را از غم های الهی و انسانی پر کنیم تا از شرّ غصه‌های دنیا رها شده و به شادی و آرامش برسیم.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed