www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1096
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
درمان غم واندوه

راه های مبارزه با غم (جلسه 31)، 93/06/22

درمان غم واندوه

حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «بقیه العمر لا قیمه لها، قد یُدرَک بها ما فات و یحیی بها ما مات»؛ باقیمانده عمر را نمی‌توان قیمت‌گذاری کرد، چرا که بواسطه آن می‌توان تمام ازدست‌رفته‌ها را جبران کرد و هر آنچه از بین رفته است را زنده نمود.

درمان غم واندوه برای درمان غم، دو دسته راهکار وجود دارد که به آنها اشاره می‌کنیم: 1- راهکارهای علمی: برای استفاده از این گروه از راهکارها، باید سطح دانش، باور و معرفتمان را ارتقا داده و تصویر شفاف و صحیحی از خویش بدست آوریم. 2- راهکارهای عملی: این راهکارها مشتمل بر یک سلسله تمرینات و کارهایی هستند که انسان برای درمان غم از نفس خویش باید آنها را انجام دهد.   راهکارهای علمی برای این منظور، ابتدایی‌ترین قدم، شناخت اندازه‌هایی است که خداوند در عالم طراحی نموده است. در مباحث گذشته آموخته‌ایم که خداوند برای هر چیزی در عالم اندازه‌ای مقدر نموده و اساساً تمام نظام خلقت را به صورت نظامی کاملاً ریاضی، آفریده است برای برخورد با غم‌ها و شادی‌ها، نکته بسیار مهم، شناخت قیمت‌هاست. زیرا پذیرش هر غم و اندوهی و یا شادی خاصی مستلزم پرداخت سرمایه‌ای هنگفت می‌باشد. نفس، سرمایه اصلی هر انسان است و جز خداوند، کسی قیمت حقیقی این سرمایه را نمی‌داند. بهشت نیز با تمام عظمتش، پاداش بدن انسانهاست، اما نفس آنان به قدری عظمت دارد که پاداش آن، خود خداوند است. «عمر انسان»، فرصتی بسیار گرانقدر برای پرورش و قدرت بخشیدن به نفس و تشبه انسان به الله است. در توضیح ارزش و قیمت عمر، می‌توان گفت که اگر کسی بخش عظیمی از عمر خود را در گناه و ظلم به نفس خویش سپری کرده باشد، می‌تواند با یک تصمیم جدی با استفاده از باقیمانده عمر خود، تمام گذشته خود را اصلاح نموده و نفس خویش را به سلامتی برساند. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «بقیه العمر لا قیمه لها، قد یُدرَک بها ما فات و یحیی بها ما مات»؛ باقیمانده عمر را نمی‌توان قیمت‌گذاری کرد، چرا که بواسطه آن می‌توان تمام ازدست‌رفته‌ها را جبران کرد و هر آنچه از بین رفته است را زنده نمود. بعضی از انسانها، گاه در زمانی بسیار کوتاه از باقیمانده عمر خود (مثل 15 دقیقه) موفق شدند به قدری «کیفیت» زندگی خویش را افزایش دهند که تمام عمر از دست رفته آنان جبران شده و تا بهشت اوج گرفتند. گفتیم که سرمایه هر کدام از ما در دنیا نفس (روح) ماست که ما مسئول پروراندن آن در دنیا هستیم. عمر ما نیز فرصتی مناسب برای پرورش و کسب قدرت روح ماست. اما نکته قابل توجه آن است که زمان پایان عمر هیچ کدام از ما، مشخص نیست. آنچه که در این میان حائز اهمیت است، کیفیت زندگی هر کدام از ما در زمانی است که به عنوان عمر به ما بخشیده‌اند. همان‌گونه که یک مادر باردار باید برای حفظ سلامت جنین خویش از بسیاری از شرایط، خوردنی‌ها، دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و... دوری نموده و یا بسیاری از عوامل دیگر را رعایت می‌نماید، انسان نیز برای پرورش صحیح کودک عزیز روان خود و رسانیدن آن به سلامت و قدرت کامل، باید بسیار جدی مراقب ورودی‌های نفس خویش بوده و به هر غم یا شادی پست‌کننده‌ای دل بسپارد. بنابراین باید بدانیم که پذیرش غم‌ها و شادی‌های پست و تحقیرکننده، باختی بزرگ برای هر انسان در زندگی رحمی دنیا محسوب می‌شوند، چرا که نه تنها به نابودی کودک عزیز روان منجر شده و دنیای انسان را سرشار اضطراب و ناامنی می‌کنند، بلکه حجم وسیعی از جهنم و فشار قبر را برای آخرت او ذخیره می‌سازند. از همین‌رو، اولین قدم برای پذیرش غم‌ها و شادی‌ها، شناخت قیمت آنها و نوع تناسب آنها با ساختار نفس انسان است. تنها غم‌هایی لایق پذیرش هستند که از جنس بخش فوق‌العاده بوده و در نفس انسان، تولید شادی می‌نمایند. این نوع غم‌ها هم‌قیمت با نفس انسان بوده و اوج‌دهنده و ارتقادهنده سطح انسانی او می‌باشند. چرا برای عمر از دست رفته غمگین نمی‌شویم؟ قال الله تعالی: «یا ابن آدم، تؤتی کلّ یوم برزقک و أنت تحزن، و ینقص کل یوم من عمرک و أنت تفرح. أنت فیما یکفیک،‌ و تطلب ما یطغیک، لا بقلیل تقنع و لا من کثیر تشبع»؛ ای پسر آدم، هر روز رزق تو به تو می‌رسد و باز برایش غم می‌خوری. و هر روز از عمر تو کاسته می‌شود و تو شادمانی. تو آنچه را که داری، کفایتت می‌کند، اما دائماً چیزهایی را طلب می‌کنی که بر سرکشی و طغیانت می‌افزاید؛ نه به اندک قناعت می‌کنی و نه از کثرت سیر می‌شوی. مرگ و پایان عمر هر انسان یک حقیقت مسلم است که در زمان نامعلومی او را درمی‌یابد. هیچ‌کدام از ما نمی‌دانیم که چقدر از عمر ما که تمام زمان لازم در این محیط رحمی برای پرورش روحمان است، باقی مانده است. اما اصلاً به خاطر گذشت روزها و ساعات عمرمان و عدم آمادگی برای تولد به برزخ غمگین و غصه‌دار نیستیم!... و این در حالی است که روزهای عمر ما، تنها زمان ما برای احراز شرایط بهشت و زدودن زوایای جهنمی از نفسمان است. آیا ازدست‌رفتن چنین سرمایه جاودانه و با عظمتی، غصه ندارد؟! برای چنین امر عظیمی، غمگین نمی‌شویم، اما برای رزقی که مطمئنیم هرگز برای آن معطل نخواهیم ماند، غم‌های بی‌ارزش را به روح خود تحمیل می‌کنیم. می‌دانیم که شخصیت هر انسان بر پنج پایه استوار است: سلامت، زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق. فراموش نکنیم که سلامت و زیبایی و تقویت هوش و رسیدن به مقامات و مدارج علمی، هرگز برای تکامل یک انسان کافی نیستند اگر عقل، دین و اخلاق در او به ضعف گرائیده باشند. چنین کسانی بدون قدرت یافتن در سه بخش عقل، دین و اخلاق، قطعاً به دنبال زیاده‌خواهی در بخش‌های سلامت و زیبایی و هوش و پیشرفت‌های روز به روز آنان در این دو بخش، بخش دیگر و اساسی شخصیتشان را تضعیف نموده و آنان را به موجودی سرکش و طغیانگر تبدیل خواهد کرد. از خاطر نبریم که اغلب گرفتاری‌های جوامع، به علت عدم توجه آنان به این سه پایه شخصیتی و رها نمودن رشد و تقویت آنهاست. کاش پدر و مادران ناآگاهی که تمام همت خویش را صرف تقویت سلامت و هوش فرزندان خویش می‌نمایند، یکبار به سؤالات زیر پاسخ دهند: آیا فرزندان ما در عقلانیت، دین و اخلاق، قدرتی کسب کرده‌اند؟ آیا علاوه بر تحصیلات علمی، مهارت ارتباط با غیب را کسب نموده‌اند؟ آیا فرزندانمان را برای سلطنت در بهشت، تربیت نموده‌ایم؟ یا آنکه تنها هدف ما، رسیدن آنها به مدارج بالای علمی بوده است؟ آیا فرزندان ما، مهارت برگزیدن انتخاب‌های با ارزش و با قیمت را دارند؟... تمام مشکلات خانواده‌ها درست از زمانی آغاز شد که حقایق را فدای وهمیات نموده و برای چیزهایی اصالت قائل شدند که از نگاه خداوند، صاحب اصالت نبوده‌اند. عدم پرداخت خمس نمونه‌ای است از طلب نمودن زیاده از حد انسان در اموری که به اندازه کفایت خویش از آنها برخوردار است، و البته به فرموده خداوند جز بر طغیان و سرکشی انسان نمی‌افزاید. یک زندگی آرام با امکانات لازم و کافی که اهل آن خانواده برای تولد به برزخ در آمادگی و سلامت کاملند، بسیار شرافتمندانه‌تر از یک زندگی اشرافی است که اهل آن، جهنم‌های بسیاری را در نفس خویش جای داده‌اند. باید بیاموزیم تا دغدغه‌ها، غم‌ها و شادی‌هایمان را به گونه‌ای مهندسی نماییم که ما را از تولد سالم به بی‌نهایت باز ندارند.   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی والحمدلله رب العالمین

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1095
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
غم های مولد شادی

راه های مبارزه با غم (جلسه 30)، 93/6/8

غم های مولد شادی

انسانی که به دنبال کسب کمالاتِ انسانی است، هرگز به انتقام نمی‌اندیشد. او از گرفتاری‌ها و مصائب کسانی که در حق او ظلم کردند نیز خوشحال نمی‌گردد. چنین کسی هرگز به دنبالِ ایرادگیری، مچ‌گیری و بدخواهی برای کسی نبوده و برای هیچ کار خیری، خود را با کسی مقایسه نمی‌کند. نگاهِ او به هدف است و به بلندایِ هدفِ متعالیِ خود، اعمالِ خیرش را انتخاب می‌کند.

مقام خیرخواهی در جلسه گذشته، طبق روایتی از نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» آموختیم که یکی از غمهای رشددهنده و مولد شادی، غمهایی است که انسان به واسطه‌ی مصائب دیگران، متحمل می‌شود و با تمام وجود برای رفع این مصائب تلاش نموده و از صمیم قلب برای صاحب این مصائب و گرفتاری‌ها دعا می‌کند. مقام خیرخواهی، مقامی است که انسان تمام آنچه را که برای عزیزترین انسانهای زندگیِ خود آرزو می‌کند را برای دیگران هم طلب نموده و هر آنچه را که برای عزیزانش نمی‌پسندد، برای دیگران نیز ناپسند می‌داند. اما شاید از خود بپرسید که براستی چگونه می‌شود به چنین مقامی دست یافت؟ نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» به این پرسش‌ شما بسیار ساده و روشن پاسخ می‌دهد؛ «چنانچه فردی تا به این حد با شما دوست بود که آنچه را در دل داشت برایتان بازگو کرد، اگر او شاد بود، شما هم از شادیِ او شاد باشید و اگر اندوهگین بود، برای اندوهِ او اندوهگین شوید و اگر کمکی از سوی شما ممکن بود که بتواند اندوهش را رفع کند، حتماً به این کمک اقدام نمایید. شاد بودن و لذت بردن از شادی و آرامش دیگران، از نشانه‌های یک قلب بزرگ و مبارک است که به الله شباهت یافته است. آنان که از شادی دیگران رنج برده و به حسادت گرفتار می‌شوند، نه تنها دنیا را در فشار و عذاب سپری می‌کنند، که آخرتی بسیار دردناک برای خویش رقم می‌زنند. می‌دانیم که در یک خانواده، انتساب به یک پدر و مادر و یا عضویت در یک جمع فامیلی، سبب می‌شود که اعضای این خانواده و فامیل همواره بواسطه‌ی این انتساب از شادی یکدیگر شاد و در غمهای همدیگر، غمگین باشند. اهل بیت «علیهم السلام» نیز دائماً به تک تک شیعیان، انتساب به اصل و ریشه‌ی مشترکشان را تذکر داده و آنان را به خیرخواهیِ نسبت به یکدیگر سفارش می‌کنند. فراموش نکنیم که همه ما از یک ریشه‌ی مشترک و روح واحد (روح محمد صلی الله علیه و آله و آل او) آفریده شده‌ایم و هیچ تفاوتی میان ما وجود ندارد. همه‌ی ما یک پدر و مادر مشترکِ آسمانی داریم و در حقیقت همگی یک حقیقت هستیم در بدن‌های مختلف. کسی که این انتساب را باور می‌کند و روز به روز از باورهای حیوانی پیرامونِ شخصیتِ خویش فاصله می‌گیرد، میان خود و دیگران هیچ تفاوتی نمی‌بیند. لذا برای رفع غصه‌های دیگران از هر کمکی که در توان دارد دریغ ننموده و حتی دیگران را برای این منظور به کمک فرا می‌خواند. او در مواقعی که نمی‌تواند قدمی برای رفع مشکل بردارد، دستان خالی‌اش را با اضطرار به دعا بلند نموده و از مسبّب الاسباب برای رفع غصه‌های دیگران یاری می‌طلبد. از نگاه پروردگار، لحظاتِ دعای انسان برای دیگران، صحنه‌هایی زیبا و آسمانی‌اند، به گونه‌ای که رحمت پروردگار را هم برای شخص دعاکننده و هم برای شخص گرفتار جلب خواهند نمود. یادمان بماند که؛ هر چه برای دیگران بیشتر دعا کنیم، بیشتر به الله شبیه و نزدیک شده و مسیر رشدِ انسانی را با سرعت بیشتری طی خواهیم نمود. امام مجتبی «علیه السلام» فرمودند: من شبی را تا صبح شاهد بودم که مادرم فاطمه «سلام الله علیها» برای همسایگان خود دعا می‌نمودند. اهل بیت «علیهم السلام» حتی راضی به گرفتاری و مصیبت دشمنانشان نیز نبودند و برای رفع مصائب آنان نیز، یاری‌شان می‌نمودند. بُخل در یاری دیگران و یا دعا کردن برای انسان‌های دیگر، راه رشدِ انسانی را به روی انسان خواهد بست. چنین کسانی در لحظه‌ی با شکوهِ تولدشان به برزخ، حتماً دستِ خالی و بدون آمادگی برای زندگی در شرایط بهشت، متولد خواهند شد. انسانی که به دنبال کسب کمالاتِ انسانی است، هرگز به انتقام نمی‌اندیشد. او از گرفتاری‌ها و مصائب کسانی که در حق او ظلم کردند نیز خوشحال نمی‌گردد. چنین کسی هرگز به دنبالِ ایرادگیری، مچ‌گیری و بدخواهی برای کسی نبوده و برای هیچ کار خیری، خود را با کسی مقایسه نمی‌کند. نگاهِ او به هدف است و به بلندایِ هدفِ متعالیِ خود، اعمالِ خیرش را انتخاب می‌کند. او خوب باور کرده که طبق قاعده‌ی «هو انت» هر عمل خوب و بد انسان در حق دیگران، در حقیقت خوبی و بدی در حق نفسِ خودش بوده و به باطن او شکل می‌دهد، از همین رو همان خیری را که برای خودش می‌طلبد، برای دیگران نیز آرزو می‌کند. غم بر مصیبت‌های خانواده و دوستان خداوند بزرگ باشگاه دنیا را پر از تضاد آفریده است تا ‌میدانی مناسب برای دریافت اسماءالله توسط انسان باشد. حال در این میدان پُر تضاد، انسان نسبت به بعضی از انسان‌های پیرامون خود دلبستگی‌های شدیدی پیدا می‌کند، به طوری که روح او در دردهای آنان، مشکلات و مصائب گوناگون‌شان، کاملاً درگیر و متألّم می‌گردد. علت چنین تألمی آن است که انسان در ارتباط با این دسته از افراد به مقام رحمت رسیده است و این مقام، روح او را در رنجهای آنان، متألّم می‌گرداند. در هر صورت، خوب است بدانیم که غمهای ما در مصائب عزیزانمان، کفاره‌ای برای گناهانمان بوده و به انبساطِ قلبی ما خواهد انجامید. البته به شرطی که تحمل این غمها، بر روابط میان ما و خداوند و یا ما و خانواده آسمانی‌مان سایه نینداخته و فاصله ایجاد نکنند. باید کاملاً هوشیار باشیم که تحمل این نوع غمها، ما را به کلامی و یا رفتاری که نارضایتیِ خداوند و خانواده‌ی آسمانی‌مان را به دنبال دارد، وادار نکند. غمِ بر گمراهی انسانها «فلعلّک باخعٌ نفسک علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا» (سوره کهف، آیه 6) ای رسول، نزدیک است که اگر امت تو به قرآن ایمان نیاورند، جان عزیزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاک سازی. رحمت پیامبر آنقدر وسیع و عمیق است که خداوند به ایشان با چنین خطابی سخن می‌گوید. این آیه نشان می‌دهد که غصه‌های مؤمنین برای گناهان و غفلت دیگران، بسیار قیمتی و نشانه‌ی مقامِ رحمتِ آنان است. از ویژگی‌های یک روح قدرتمند، آن است که او دوست دارد تمام انسانها جاودانگیِ خود را باور کرده و خویش را به عنوان موجودی ابدی بپذیرند. او از عدم آشنایی انسان‌ها با خانواده‌ی آسمانی‌شان رنج برده و برای آشتی‌ آنان با آسمان، دعا می‌کند... فراموش نکنیم، که بالاترین مقام انسانی، زمانی برای انسان حاصل می‌شود که او در جهت آشتیِ انسان‌ها با اصل و ریشه‌ی حقیقی‌شان گام بردارد. باید تلاش کرد، هزینه کرد، تا دل انسان‌ها نسبت به اسلام نرم شده و ایمان در قلب آنان وارد گردد.   والحمدلله رب العالمین   مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1092
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
شاد و آرام در تلاطم‌های روزگار

راه های مبارزه با غم (جلسه 29)، 93/05/25

شاد و آرام در تلاطم‌های روزگار

برای رسیدن به رحمت و دریافت اسم رحمان باید قواعد رحمت را به طور جدی تمرین و تکرار کنیم. این قواعد، فرمول‌هایی معجزه‌گر و مسیرهایی بسیار رساننده می‌باشند. خوب است بدانیم که رسیدن به این مقام، اوج قرب به الله بوده و انسان را در زمر‌ه‌ی اصحاب یمین قرار خواهد داد.

در جلسات گذشته آموختیم که غم، بیماریِ نفس بوده و علامتِ خروج نفس از حالت طبیعی است، چرا که نفسِ سالم، شاد و آرام است. بر طبق این فرموده‌ی پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» که «من بکی علی الدنیا دخل النّار» می‌توان گفت که روحی که از دنیا و امورات آن کوچک‌تر باشد، قطعاً با فقدان‌ها، مصائب و تلاطم‌های دنیا، در گرداب غم و هیجاناتِ گوناگون روحی (پرخاشگری، حسادت، زودرنجی، کینه و...) گرفتار خواهد شد. کسی که به خاطر امورات دنیا، به ضعفِ ارتباط با خداوند دچار شده و یا ارتباطات او با غیب دچار اختلال می‌گردد، قطعاً روحی کوچک‌تر از دنیا داشته و اساساً جاودانگی در نزد او ارزشی کمتر از دنیا داشته است. چنین کسانی درست در مواقع شادمانی‌هایِ دنیایی خویش نیز به قدری به هیجان می‌آیند که آن را با معصیت‌های گوناگون آلوده می‌نمایند. اما روحی که جاودانگی را در آغوش کشیده و تمام غیب را ثروت و سرمایه‌ی خود می‌داند، آن‌قدر عظیم و قدرتمند است که هرگز دنیا نمی‌تواند او را به حقارت بکشاند. انسان‌هایی بزرگ و پر قدرت‌اند که دنیا با تمام زیبایی‌ها و زرق و برق‌هایش در نگاه آنان کوچک باشد. درست در لحظه‌ای که بخشی از دنیا (بیماری، توهین و تحقیرهای دیگران، فقدان‌ها، شکست‌ها و...) موفق شود در ما احساس غم، حقارت، گریه و... را تولید کند، همان زمانی است که ما بخش اصلی و جاودانه‌ی وجودمان را رها نموده و با نگاهی طبیعی به خود نگریسته‌ایم و چنین نگاهی نیز قدرت و استحکام را از روح ما ربوده و آن را به سقوط کشانده است. نگاه بلند و جاودانه به خود، آرام آرام روح انسان را از پوسته‌ی طبیعتِ او خارج نموده و قدرت و عظمتی فراتر از دنیا به آن عنایت خواهد کرد تا بدین وسیله هیچ چیز در دنیا نتواند در قلب او تکانی ایجاد نماید.   غم‌های خوب 1- غم بر عیب‌ها و ضعف‌های اخلاقی 2- غم بر انجام معصیت؛ این غم از سوی فرشتگان القاء شده و انسان را به جبران گذشته وامی‌دارد. اما اگر این غم، با احساس آلودگی و احساس عدم جبران گذشته و طیِ ادامه‌ی مسیر همراه باشد، مطمئن باشید که از سوی شیطان است و باید به سرعت آن را از خویش برانید. 3- غم بر فوت اعمال خیر؛ علم به این نکته که انسان قادر است تمام اعمالِ ساده‌ی روزمره‌ی زندگی خویش را نیز با معامله‌ای جاودانه، به عبادت تبدیل نماید، این غمِ زیبا را در انسان تولید نموده و او را به سمت جبران سوق می‌دهد. 4- غم بر عمرِ از دست رفته در معصیت؛ این غم انسان را به سوی استفاده‌ی صحیح از باقیمانده‌ی عمر هدایت می‌کند. چنین شخصی می‌تواند با استفاده از رحم‌های مکانی و زمانی و رحم استاد به سرعت عمر تلف شده‌ی خویش را جبران نماید. 5- غم نسبت به معاد؛ این سؤال که «آیا من در هنگام تولدم به برزخ، با قلبی سالم متولد خواهم شد یا نه؟» مولدِ غم ارزشمند و شایسته‌ای است که دغدغه‌ی یک انسان حقیقی می‌باشد. زیرا هیچ‌کس نمی‌داند کی به برزخ متولد می‌شود و چه‌قدرِ دیگر از زمان عمرش باقی مانده ‌است! 6- غم اهل بیت «علیهم السلام»؛ این غم‌ها و بخصوص غم غربت و آوارگی امام زمان «علیه السلام»، در نهایت انسان را به قربِ آنان خواهد رسانید. امام زمان ما، امروز هر کدام از ما را به یاری فرا می‌خواند و امروز همان زمانی است که ما فرصت داریم خود را به کربلای حسین‌مان برسانیم. بی‌توجهی به فریاد کمک‌خواهیِ او، در حقیقت نام ما را در زمره‌ی جاماندگانِ از کربلا ثبت خواهد نمود. 7- غصه‌های اهل ایمان، انسان‌های دیگر و تمامِ موجودات هستی؛ این غم، آرام آرام انسان را به مقام رحمت الهی و نامِ رحمان پروردگار نزدیک خواهد نمود. کسانی که در غم دیگران شریک بوده و برای رفع مصائبشان اهتمام می‌ورزند، انسانهای بزرگ و شادی خواهند بود.   قواعد رحمتِ بر دیگران باید تمرین کنیم تا در هنگام ارتباط با هر انسانی او را در این سه مرحله ارزیابی کنیم: 1- قاعده‌ی «هو أنت»؛ «او خودِ توست» و هر رفتار تو با دیگران در حقیقت عملکردی است که تو در حق نفسِ خودت مرتکب می‌شوی و عینِ آن عمل با تمامِ آثارش به نفسِ خودت بازمی‌گردد. 2- قاعده‌ی «هو رسول الله»؛ هر ارتباطِ ما با دیگران در میزانِ قرب ما به معصومین «علیهم السلام»، تأثیر مستقیم دارد. هر عملِ زیبای ما در حق دیگران، سبب رضایت و شادی اهل بیت «علیهم السلام» و نزدیک شدن ما به آنان شده و هر عمل بد ما در حق انسان‌های دیگر، سبب حزن و اندوه اهل بیت «علیهم السلام» و فاصله گرفتنِ ما از وجود مقدس و هدایتگر آنان می‌گردد. 3- قاعده‌ی «هو الله»؛ همان‌گونه که انسان می‌تواند تمام رفتارهای نیک خود را در حق دیگران، به خدا هدیه کرده و از او پاداش گیرد، اعمال بد او نیز در قبال انسان‌های دیگر، در حقیقت، بدی در حق الله بوده و هر انسان را در مقابل الله قرار خواهد داد.   دریافت اسم رحمان، لازمه عضویت در گروه «اصحاب یمین» در روایات شش خصیصه را نام برده‌اند که اگر جزء دارایی‌های نفسِ انسانی گردند، او را در پیشگاه خدا و در جانب راستِ پروردگارش قرار خواهند داد. (اصحاب یمین). یکی از این شش خصیصه را مرور می‌کنیم؛ - اگر مسلمانی، آنچه را که برای عزیزترین کسانِ خود می‌خواهد برایِ همه‌ی مسلمانان طلب کند و آنچه را که برای عزیزانش نمی‌پسندد، برای هیچ مسلمانی نپسندد، بی‌شک در پیشگاه خدا و در جانب راست او خواهد بود. اگر همه‌ی مسلمانان موفق به چنین نگاهِ بلندی گردند، جامعه به سطح بالایی از آرامش و شادی دست خواهد یافت. کسانی که در قالب‌ها و شغل‌های گوناگون، مشغولِ خدمت به جامعه‌اند، به یقین با چنین نگاهِ والایی، بهترین خدمات را به انسانها ارائه داده و از مقربین پروردگارشان خواهند بود. باید بیاموزیم که با این نگاه در هر تعاملی وارد شده و از آن در جهت رشد و قدرتمان استفاده نماییم. بی‌شک رسیدن به چنین مقامی در یک جامعه، درهای برکات خداوند را از آسمان و زمین بر انسان‌ها خواهد گشود. در گذشته آموختیم که در مسیر اسماء الهی، اولین و زیباترین نام بعد از «الله» نام مبارکِ رحمان است و دریافت هر اسمی از اسماء الهی نیز، بدون دریافت این اسم، ممکن نیست. برای رسیدن به رحمت و دریافت اسم رحمان باید قواعد رحمت را به طور جدی تمرین و تکرار کنیم. این قواعد، فرمول‌هایی معجزه‌گر و مسیرهایی بسیار رساننده می‌باشند. خوب است بدانیم که رسیدن به این مقام، اوج قرب به الله بوده و انسان را در زمر‌ه‌ی اصحاب یمین قرار خواهد داد. مشکلِ بزرگ جامعه‌ی امروز، خشونتِ روزافزون مردمِ آن است و اگر همگان به این سطح از رحمت رسیده و خشونت را در خویش نابود کنند، بی‌شک سالهای طولانیِ غیبت نیز به پایان خواهد رسید.   والحمدلله رب العالمین مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1090
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
چند نمونه از غم‌ها برای دیگران، در دعاهای مخصوصِ ماه رمضان

راه های مبارزه با غم (جلسه 28)، 93/03/31

چند نمونه از غم‌ها برای دیگران، در دعاهای مخصوصِ ماه رمضان

نوع خواسته‌های یک انسان حقیقی در دعاهای ماه مبارک رمضان، کاملاً از جنس خواسته‌های فوق عقلانی است. زیرا ماه رمضان، ماه تعطیلیِ بخش‌های پایینی و ضیافتی عظیم تنها برای بخش فوق عقلانی است.

غم‌های مولّد شادی غم انسان‌های دیگر و اهتمام برای رفع آن‌ها آموختیم که یک انسان عاقل، کسی است که بتواند غم‌ها و شادی‌هایش را به گونه‌ای مدیریت نماید که اساساً بسیاری از غم‌ها، توانِ نفوذ در درون او را نداشته باشند. انسان به چنین مدیریتی نخواهد رسید مگر با تغذیه و تقویت بخش فوق عقلانیِ خویش. با چنین روندی غم‌های بخش‌های پایینی، دیگر نمی‌توانند اضطراب، پژمردگی و حقارت را بر وجودِ انسان مستولی نمایند، بلکه بالعکس او را در جهت کسب عزّت، قدرت، شادی و آرامش پیش خواهند بُرد. یکی از غم‌هایی که موجب تقویت بخش فوق عقلانی و رشد انسانیِ ما می‌باشد و می‌تواند حجم عظیمی از شادی و آرامش را در درون انسان تولید نماید، غم انسان‌های دیگر و اهتمام برای رفع غم‌ها و گرفتاری‌های آنان است. اینکه انسان بتواند دیگران را دوست بدارد، در غم‌هایش شریک باشد و برای رفع غم‌ها و مصائب ایشان تلاش نماید، او را از درجا زدن رهانیده و به سیّالیت و جریان‌دار بودن می‌رساند. مرداب به رود گفت؛ چه کردی که زلالی؟                      رود گفت: گذشتم... پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «من أصبح و لم یهتمّ به امور المسلمین، فلیس به مسلم؛ کسی که صبح کند و همّی برای رفع امورات مسلمانان ندارد، مسلمان نیست.» اگر انسان عمر و زحمات عمر خود را تنها معطوفِ زندگی خویش نماید، به‌گونه‌ای که دیگر انسان‌ها برای او اهمیتی نداشته باشند، حتماً درجا زده و به رشدِ انسانی خوبی نخواهد رسید. حتی پیشرفت‌های بخش‌های پایینیِ او نیز، بر اضطراب و پژمردگی‌اش خواهد افزود. اما زمانی که انسان، خود را در غم انسان‌های دیگر شریک نموده و برای رفع آن‌ها، تلاش می‌کند، به «الله» شبیه‌تر و نزدیک‌تر می‌گردد. چنین انسانی در عینِ حضور در زمین، با «الله» پیوند برقرار نموده و از دایره‌ی زمین و تعلقاتش خارج می‌شود و به سببِ این پیوند، به قدرت و شادی می‌رسد. او به واسطه‌ی بدن خود در زمین، به ایفای نقش‌های باشگاهی‌اش که ربّ عظیمش برای او تدارک دیده، می‌پردازد. اما بخش الهی او در عینِ زندگی در زمین، در کنار «الله» شاد و آرام است. زیرا او آموخته است تا از دریچه‌ی چشمانِ «الله» به انسان‌های دیگر بنگرد و مانند «الله» غم تمام انسان‌های دیگر را به دوش بکشد و به این ترتیب از پوسته‌ی خودمحوریِ طبیعی درآمده و به اندازه‌ی «الله» بزرگ و بزرگ‌تر شود. چنین کسی، نه تنها در رقابت‌ها و چشم و هم‌چشمی‌های دنیایی وارد نمی‌شود بلکه از دیدن رفاه دیگران شاد شده و لذت می‌برد. روح علوّ هرگز در چنین انسانی راه نمی‌یابد، او نه تنها از اینکه برتر از دیگران باشد لذت نمی‌برد، بلکه دیگر انسان‌ها را در تمام لذات و دارایی‌های خود سهیم می‌کند و از سرمایه‌های وجودی خویش در اختیار دیگران قرار می‌دهد تا بتواند غمی از غم‌های آنان را بزداید. طبق قاعده‌ی «هو أنت» که در گذشته آموختیم، می‌دانیم که عشق به انسان‌های دیگر و اهتمام به اموراتِ آن‌ها، در حقیقت عشق به خودِ حقیقی‌مان و اهتمام در جهت رشد آن است. چنین نگاهی اساساً تمام رقابت‌های بخش‌های پایینی را بی‌اعتبار نموده و تلاش‌های انسان را منحصر به رشد بخش الهی‌اش می‌نماید. فراموش نکنیم که رقابت‌های بخش الهی (فوق عقلانی) نه موجب علوّ و برتری‌جویی است و نه به تحقیرِ کسی خواهد انجامید، زیرا انسانی که وارد عرصه‌ی رقابت‌های فوق عقلانی می‌شود، حتی در نمازش نیز «با دیگران» به ملاقات خداوند رفته و تمام آنچه را که از خداوند طلب می‌کند، برای همه‌ی انسان‌ها می‌خواهد؛ «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین، اهدنا الصراط المستقیم» او بسیار خوب می‌داند زمانی به ثروت‌های فوق عقلانی خواهد رسید که به تنهایی به ملاقات معشوقش نرود. چند نمونه از غم‌ها برای دیگران، در دعاهای مخصوصِ ماه رمضان نوع خواسته‌های یک انسان حقیقی در دعاهای ماه مبارک رمضان، کاملاً از جنس خواسته‌های فوق عقلانی است. زیرا ماه رمضان، ماه تعطیلیِ بخش‌های پایینی و ضیافتی عظیم تنها برای بخش فوق عقلانی است. ما بر آنیم که به چند دعا از دعاهای ماه رمضان، نگاهیِ اجمالی داشته و ارزشِ غم خوردن برای دیگران و اهتمام برای رفع آن‌ها را از دریچه‌ی این دعاها بررسی نماییم. این دعاها، اصل و ریشه‌ی انسان، و همچنین هدف‌ها و آرمان‌های یک انسان حقیقی را برای ما به تصویر می‌کشند تا بدین وسیله قیمتِ حقیقی خود را شناخته و به همان اندازه خود را با شرافت ببینیم. کسی که بتواند حقیقتاً و صادقانه به «لا اله الا الله» برسد، به وسعت «الله» (معشوقش) بزرگ شده و شرافت می‌یابد. دعای اول؛ اللهم أدخل علی أهل القبور السرور... در روایات آمده است که اگر کسی این دعا را بخواند، گناهان گذشته، حال و آینده‌ی او آمرزیده می‌شود. اما به راستی چگونه خواندن یک دعا می‌تواند چنین تأثیر شگرفی در نفس انسان داشته باشد؟ در پاسخ باید گفت که این دعا به قدری به نفس انسان وسعت می‌بخشد که آن را از طبیعت خارج نموده و تا تشبّه به «الله» پیش می‌برد. کسی که حقیقتاً این دعا را بخواند و بخواهد، دیگر درگیر زمین باقی نمی‌ماند، بلکه به عنوان یکی از شئون خداوند، آن‌قدر بزرگ می‌شود که دیگر دنیا و شئوناتِ آن نمی‌تواند او را به حقارت بکشاند. اساساً چنین کسی روز به روز در حال رسیدن به اشتداد وجودی و بزرگ‌تر شدن نفسش می‌باشد، بنابراین هیچ گناهی نمی‌تواند او را زمین‌گیر نماید. در این صورت گناه بر نفس چنین انسانی بی‌تأثیر بوده و نفس او دائم در حال حرکت به سمت تقرب و تشبّه به پروردگارش می‌باشد. از همین رو هیچ گناه و لکه‌ی تاریکی در نفس او از گذشته، حال و آینده باقی نخواهد ماند. علاوه بر این، این دعا انسان را با بزرگ‌ترین رحم وجودی در زمین آشنا نموده و به ارتباط با او فرا می‌خواند. از آنجایی که باطن ماه رمضان، رسیدن به متخصص معصوم (الگوی حقیقی انسان‌ها) و ارتباط با اوست، اگر کسی تصمیم دارد به باطنِ این ماه راه یافته و به حقیقتِ مهمانی دست یابد، باید با امام معصوم زمانِ خود وارد این ماه شده و با او از این ضیافت خارج گردد. بنابراین برای شرکت در یک مهمانی با شکوه که خداوند میزبانِ آن است، اتصال به کسی که در این مهمانی شریف‌ترین و عزیزترین مهمان است، انسان را مشمولِ تشریفاتِ بالاتر و رسیدن به لذت‌ها و حظّ‌های عمیق‌تری می‌کند. به این دعا بعد از هر نماز در ماه مبارک رمضان توصیه می‌گردد. اللهم أدخل علی اهل القبور السرور: انسان به محض آغاز دعا، از زمین خارج شده و با برزخیان ملاقات می‌کند. او نگرانیِ خود را برای کسانی که از دنیا خارج شده‌اند اما تولدِ سالمی به برزخ نداشته‌اند، در قالب این جمله بیان می‌کند و برای تمام برزخیان از خداوند شادی طلب می‌نماید. او با چنین دعایی، به حقیقت دو اسم از اسماء پروردگار به نام عفوّ و غفور نزدیک‌تر می‌شود. چنین کسی، آرام آرام برای شب‌های قدر آماده شده و می‌تواند در این شب‌ها معادل قَدَرِ میلیون‌ها انسان را به تنهایی دریافت نماید. زیرا او تنها به قَدَرِ خودش فکر نمی‌کند، بلکه به وسعت میلیاردها انسان با خداوند ملاقات نموده و درخواست می‌کند. البته فراموش نکنیم که شرط تحقق تمام این اتفاقات مبارک در انسان به واسطه‌ی این دعا، صدق اوست. برای دوستیِ با خدا، ابتدا باید صادق بود. اولین قدم برای صدق نیز آن است که بتوانی خودت و گناهان گذشته‌ات را ببخشی و دیگر تنها به محبتِ خداوند فکر کنی. قلبی که سرشار از کینه‌ی خود و دیگران است، به حقیقتِ این دعا راه نمی‌یابد. اللهم أغنِ کلّ فقیر: او فقر را برای هیچ انسانی در عالم نمی‌پسندد، و فقرِ انسان‌ها آزارش می‌دهد، لذا از خداوند برای همه‌ی انسان‌ها بی‌نیازی می‌طلبد. چنین کسی اگر در طلب این دعا صادق باشد. در سبک زندگی خویش نیز اهل خیر بوده و درست مثل «الله»، انسان‌های بسیاری از سفره‌ی وجودش روزی می‌خورند. این روزی رساندن به دیگران می‌تواند از هر کدام از کمالات حسی، حیوانی، علمی و فوق عقلانی باشد. او به تناسبِ این‌که جنسِ نیاز دیگران مربوط به کدام دسته از این کمالات است، به یاری‌شان خواهد شتافت؛ کمک‌های مالی، اجتماعی، درمانی، مشاوره و یا کمک فوق عقلانی به کسانی که در ارتباطشان با غیب دچار مشکل شده‌اند، از نمونه‌های این روزی رساندن‌هاست. اللهم أشبِع کلّ جائع: تمام موجودات عالم برای او موضوعیّت داشته و از گرسنگیِ آنان هراسان است. در روایات داریم که اگر انسان از کنار حیوان گرسنه و یا گیاه تشنه‌ای بی‌تفاوت رد شود، گرفتار جهنم خواهد شد. لذا برای آن‌که موجودی در زمین گرسنه نماند، دست به دعا بر می‌دارد. اللهم أکسُ کلّ عُریان: فراموش نکنیم که یک چشمه تا زمانی خواهد جوشید که از آن آب بردارند. در تمام بخش‌های پنج‌گانه‌ی وجود انسان نیز، مثالِ چشمه صادق است. هر چه انسان از هر کدام از این 5 بخش، برای دیگران بیشتر هزینه نموده و خروجیِ بیشتری داشته باشد، ورودی‌ها و دریافت‌های او نیز از «الله» بیشتر خواهد شد. به عنوان مثال هرچه انسان، احساسِ بیشتری به پای دیگران بریزد، خود به بالاترین درجات محبت دست خواهد یافت. هرچه از اموالش برای نیازمندان بیشتر هزینه نماید، روزی بیشتری در سفره‌ی او قرار خواهد گرفت و... زمانی که خداوند بنده‌ای را در حال نزدیک شدن و تشبّه به خود و روزی رساندن به دیگران می‌یابد، دامنه‌ی روزی او را در تمام بخش‌های وجودی‌اش وسیع‌تر می‌کند تا بهتر و راحت‌تر به دیگران خیر برساند. از این رو می‌توان گفت که هر چه خروجی‌های انسان بیشتر باشد، شباهت او به «الله» نیز بیشتر خواهد شد. آنچه که مانع انسان از خروجی‌های خوبِ او می‌گردد، ترس او از هزینه کردن از تمام پنج بخش وجودش است. ترس از بخشیدن مال، ترس از خرج کردن احساس، ترس از آشتی کردن با کسی، ترس از بخشیدنِ کسی و ... فراموش نکنیم که بُخل، راه ورودی‌های انسان را خواهد بست. اللهم اقض دین کل مدین: او به جای تمام قرضمندان دست به دعا برداشته و برای ادای دین آن‌ها دعا می‌کند. اللهم فرّج عن کلّ مکروب: و برای رفع غم همه‌ی انسان‌ها هم دعا می‌کند و هم تلاش. در روایات آمده است که اگر کاری هم برای رفع غمی از دست ما بر نمی‌آید، حداقل با او در این غم همراه شده و از دیگران طلبِ کمک نماییم. امام باقر «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «مؤمنی که در معرض نیاز برادرش قرار می‌گیرد و خودش نمی‌تواند کاری برای او انجام دهد، اما غصه‌ی آن فرد به دلش می‌افتد، خدا او را به خاطر این غم، به بهشت وارد می‌سازد.» ... اللهم أصلح کلّ فاسدٍ من امور المسلمین: کسی که در طلب این دعا صادق است، اصلاحِ فساد را از خود و خانواده‌ی خود آغاز می‌کند. کسی که در خانه و خانواده‌اش صدها مظهرِ فساد دیده می‌شود، هرگز نمی‌تواند در این دعا صادق باشد. ... اللهم غیّر سوء حالنا به حُسن حالک: خداوندا تمام بدحالی‌ها و ضعف‌های نفس ما را به حُسنِ حال خودت تغییر ده. ما را عاشق همه‌ی انسان‌ها نما تا دوستشان بداریم و هیچ بدنیتی نسبت به کسی در وجودمان نماند. چرا که خداوند به آنچه که در نفس ماست چه آشکار شود و چه مخفی بماند، ما را محاسبه خواهد نمود. «إِن تُبْدُواْ مَا فِی أَنفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُم بِهِ اللّهُ فَیَغْفِرُ لِمَن یَشَاء وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاء وَاللّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (سوره بقره، آیه 284) دعای جوشن کبیر این دعا که گل‌بارانی از اسماء خداوند است، در حقیقت برنامه‌ها و دغدغه‌های یک انسان حقیقی را برای او طرح‌ریزی می‌نماید. از لابه‌لای این دعا، چند اسم را که با آن‌ها ارتباط بهتری برقرار نموده‌ایم و یا دلمان را لرزانده‌اند، انتخاب نموده و از خداوند بخواهیم که یاری‌مان کند تا آن‌ها را به دارایی‌های نفس خویش اضافه نماییم. یادمان بماند که بدون مهندسی معشوق، این دعاها تنها لقلقه‌ی زبانی بیش نخواهند بود و هرگز نمی‌توانند برای ما هدف‌ساز باشند. یک جنین زمانی می‌تواند درست مطابق شرایط دنیا تربیت شده و رشد یابد که به قول قرآن در قرار مکین قرار گرفته باشد. انسان هم برای رسیدن به هدف نهایی خلقتش باید در قرار مکین انسانی قرار گیرد. یعنی در سبک زندگی خویش مسیری را برگزیند که شکست‌ها، تلخی‌ها، فقدان‌ها و ... نیز برایش رشددهنده و قدرت‌زا باشند و این فقط و فقط با مهندسی معشوق‌ها امکان پذیر است. انسان بدون مهندسی معشوق، هرگز در قرار مکین قرار نمی‌گیرد و به جای عشق‌ورزی به «منِ الهی‌اش»، عاشق «منِ طبیعی‌اش» شده و تمام عمر خود را به دنبال آرزوهای درازِ این «من» تلف می‌کند. اما او با همه‌ی چیزهایی که به دست می‌آورد، هرگز به آرامش و شادی نخواهد رسید. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته. مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1088
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
نوع رابطه وجودی؛ ریشه غم‌ها و شادی‌های انسان

راه های مبارزه با غم (جلسه 27)؛ 93/03/17

نوع رابطه وجودی؛ ریشه غم‌ها و شادی‌های انسان

بالاترین نمونه اهتمام به امور مسلمین در روایت پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم»، همین اهتمام در رفع موانع ظهور و آشتی دادن تمام انسان‌ها با آخرین حجت خداوند در زمین است زیرا مشکل اساسی تمام انسان‌های عالم، از نبود متخصص معصوم در رأس عالم نشأت می‌گیرد.

در جلسات گذشته آموختیم که نوع غم‌ها و شادی­های انسان­ها، تعیین کننده سطح کمالاتِ آن‌ها می‌باشد. قطعاً ارتباطِ وجودی انسان با چیزی سبب می‌شود که به دست آوردن آن و یا از دست دادنش برای او خوشحال کننده و یا حزن‌آور باشد. به‌طور کلی غم و شادی کسانی می‌تواند در انسان تأثیرگذار بوده و او را به غمگینی و یا شادی بکشاند که با آن‌ها پیوند عمیقی داشته و ارتباطی وجودی برقرار نموده باشد. هر گونه غم و شادی که مربوط به هر کدام از قوای پنج­گانه وجود انسان باشند، حاکی از وجود یک رابطه وجودی میان انسان و معشوق‌های آن قوه می‌باشد. بنابراین رابطه وجودی، قیمت انسانی ما را تعیین خواهند کرد. هر قدر غم­های ما انسانی‌تر می‌شود، قیمتمان نیز بالاتر خواهد رفت. آزمون تعیین سطحِ انسانی براساس نوع غم‌ها و شادی‌ها در جلسه گذشته، با روایتی از امام رضا «علیه‌السلام» آشنا شدیم: «یَابنَ شبیب؛ إنّ سَرّکَ أن تکونَ مَعنا فِی الدّرجات الاولی فِی الجنان، فاحزُن لِحُزننا و افرَح لفَرَحِنا» پاسخ مثبت صادقانه به امام رضا «علیه‌السلام» و قبول همراهی با ایشان، مستلزم رعایت قوانین پیشنهادی او در ادامه روایت (تنظیم غم‌ها و شادی‌ها) می‌باشد. برای مهندسی غم­ها، اول باید سطح غصه‌های گوناگون زندگی خود را مشخص نموده و قیمت فعلی خویش را به دست آوریم. تمام آن‌چه که پیرامون ما، تکان دهنده نفس ما بوده و آن را تحت فشار قرار می‌دهند، قیمت ما را مشخص می‌کنند که البته این گروه از کنجکاوی‌ها در نفس، انسان را به شرم آورده و افق پرواز کوچک او را در پیش چشمانش روشن می‌کند. امام رضا «علیه‌السلام»، راهکار همراه شدن انسان با معصومین «علیهم‌السلام» را در دنیا و آخرت، تغییر نوع غصه‌ها و شادی‌های او می‌داند. کسی که قیمت غصه‌ها و شادی‌هایش را با قیمت خانواده خویش تنظیم نموده و ارتقاء می‌بخشد، قطعاً هم‌درجه معصومین خواهد بود. برای رسیدن به این مقام باید نوع هوس‌ها، آرزوها و حبّ و بغض‌های انسان با امام معصوم هماهنگ شود. توجه کنیم که یک قلب پرسرعت و قدرتمند، هرگز نمی‌تواند در ایستگاه‌هایی توقف داشته باشد که اهل بیت در آنجا متوقف نیستند. چنین ایستگاه‌هایی انسان را بسیار عقب نگه می‌دارد. هم‌دلی با معصومین «علیهم‌السلام»؛ رمز سبقت در مسیر انسانی تنظیم نوع شادی­ها و غم­ها فقط به معنای شادی کردن در اعیاد و عزاداری در مصیبت‌های اهل‌بیت «علیهم‌السلام» نیست، بلکه انسان برای موفقیت در این هدف، باید سبک زندگی خویش را از نگاه اهل‌بیت تنظیم نماید. اگر سبک زندگی انسان، با سبک زندگی اهل بیت «علیهم‌السلام» هم‌جهت باشد، قطعاً نوع غم­ها و شادی‌هایش نیز با آن‌ها یکسان خواهد بود. انسان در این سبک زندگی، مجاز به انتخاب، ارتباط، رفتار و افکاری متناسب با میلِ خودش نیست، بلکه تمام انتخاب‌ها، ارتباطات، افکار و رفتارهای او دقیقاً مطابق با رضایت خداوند و خانواده آسمانی‌اش می‌باشد. انتخاب فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی، نحوه پوشش، انتخاب میهمانی‌ها، سفرها و ... فقط بر طبق دستورات خداوند صورت می‌گیرد. انسانی که تمام جوانب سبک زندگی‌اش را در جهت رضایت «الله» و طبق دستورات اهل بیت «علیهم‌السلام» تنظیم می‌نماید. در حقیقت، غم­ها و شادی‌هایش را با آن‌ها هماهنگ نموده است و این مسئله، رمزِ سرعتِ فوق‌العاده او در حرکت به سمت ابدیت می‌باشد. او حتماً در مدت کوتاهی از بسیاری از متدینین اهل عبادت که در مهندسی معشوق‌ها موفق نبوده‌اند، سبقت گرفته و به هدفش نزدیک و نزدیک‌تر می‌گردد. بنابراین در خودسازی، میزان عبادت مهم نیست. عبادات تنها ابزاری برای رسیدن به هم‌دلی با «الله» و معصومین «علیهم‌السلام» می‌باشند. وقتی دلی با «الله» و جلوه‌های تمام نمایش، هم‌جهت گردد، خیلی سریع به مقصد خواهد رسید. یک دل هم‌سو و عاشق دائماً به دنبال رعایت چهارچوب‌هایی است که توجه و عشق معشوقش را بیشتر جلب نماید، و اینجاست که به سراغ رساله و مرجع تقلید و حرام­ها و حلال­ها و مستحبات و ... خواهد رفت. او حتی به واسطه مستحبات، طلب حبّ بیشتری از اِله خویش می‌نماید. غم برای امور مسلمانان نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرمایند: «من أصبح و لم یَهتَمَّ بأمور المسلمین، فلَیسَ به مسلم؛ کسی که صبح کند و اهتمامی برای امور مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست.» هر چه ایمان کسی بیشتر شود به خداوند شبیه‌تر (مقرب‌تر) می‌گردد، اولین و عام‌ترین نام او که «رحمان» است بیشتر در او تجلی یافته و مهربان‌تر و عاطفی‌تر و دلسوزتر شده و احساسش نسبت به انسان‌های دیگر بیشتر می‌شود به‌گونه‌ای که مشکلات دیگران او را به تلاش و دعا وامی‌دارد. اما غریب‌ترین و تنهاترین کسی که شایسته است مؤمنین در غم او شریک بوده و برای رفع این آوارگی او تلاش کنند، امام زمانشان است. کسی که دلش برای پدر حقیقی‌اش به درد نمی‌آید و در طول روز اساساً اهتمامی برای رفع موانع ظهورش ندارد، اساساً دلی ندارد. بالاترین نمونه اهتمام به امور مسلمین در روایت پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم»، همین اهتمام در رفع موانع ظهور و آشتی دادن تمام انسان‌ها با آخرین حجت خداوند در زمین است زیرا مشکل اساسی تمام انسان‌های عالم، از نبود متخصص معصوم در رأس عالم نشأت می‌گیرد. بعد از مسئله امام زمان «علیه‌السلام»، هر انسان مسئول رفع نیازهای خانواده خویش می‌باشد. وظیفه همسران در قبال خانواده، تأمین نیازهای اقتصادی، عاطفی، معنوی و محافظت از شرایط بهشتی خانواده است. تمام انسان‌ها در برابر مشکلات نزدیکان خود به‌خصوص پدر و مادر مسئول بوده و باید به محض آن‌که احساس نمودند آنان به کمکشان نیازمندند، به یاری‌شان بشتابند. بستگان، همسایگان، مردم محله، مردم شهر، مردم کشورهای اسلامی و... همه و همه از مصادیق این روایت پیامبرند. باید روحمان را وسعت دهیم، به‌گونه‌ای که از انجام هر کاری که می‌توانیم برای رفع مشکلات هر انسانی و در هر جایی دریغ نکنیم. تنها پرداخت خمس و زکات، راهی برای عدم توجه به نیازهای دیگران نیست. هزینه‌ها و پرداخت‌های مستحب ما به نیازمندان، ابزارهایی برای شباهت ما به «الله» می‌باشند. فراموش نکنیم که مردم، میادین تمرینی ما برای دریافت اسم رحمان پروردگاراند و ما هرگز بدون «دیگران» به خداوند شبیه و نزدیک نخواهیم شد. فرزندان ما نیز، بهانه‌هایی برای بزرگ­تر شدن روح ما می‌باشند. حوصله کنیم، از کوره در نرویم و از نردبانِ آنان، به خوبی بالا رویم. انسانی که شب را با غصه همه مردم عالم سر بر بالین می‌گذارد و صبح با اهتمام رفع غصه دیگران برمی‌خیزد، انسان مبارکی است. از خاطر نبریم که اگر نیازی در زندگی انسانی بود که به دستان ما حل می‌شد، ما در معرض یک امتحان قرار گرفته‌ایم و هر بی‌توجهی و غفلت از این نیاز، جهنمی عظیم برای نفس ما خواهد بود. این نکته مهم را به خاطر بسپاریم که شرط مهرورزی، دوست داشتن کسی نیست، بلکه اطاعت از پروردگاری است که قرار است به واسطه محبت به دیگران، به او شبیه شویم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته. مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1086
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
مهندسی غم­ ها

راه های مبارزه با غم (جلسه 26)، 93/03/03

مهندسی غم­ ها

مهم نیست که ما در زمان امام حسین «علیه السلام» بودیم یا نه، بلکه مهم آن است که امروز که حسینِ زمانِ ما، فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سر داده است، خودمان را به کربلای ایشان رسانیده ­ایم و یا در راه کربلایش هستیم یا نه؟؟؟

مهندسی غم­ها آموختیم که از نظر ملاک­ها و معیارهای انسانی، سه عشق باید در رأس تمام معشوق­های انسان بوده و او را به حرکت وادار نمایند. به طور کلی بخش فوق عقلانی انسان، تنها همین سه معشوق را دارد. زمانی که عشقی، قلب و فکر انسان را درگیر می ­نماید، نوع دغدغه ­ها و غصه ­های او نیز، از جنس همان معشوق شده و شخص را به تکاپو وا می ­دارد. به همین دلیل است که قرآن، تنها کسانی را انسان می ­داند که سه معشوق اول او، معشوق­های انسانی بوده و دغدغه ­ها و غصه ­هایشان نیز از جنس همین بخش باشند. و بقیه انسانها با دغدغه­ ها و غم­های بخش­های دیگر از نظر قرآن، فاقد باطن انسانی بوده و فاسق نامیده می ­شوند. امروز بار دیگر این سه معشوق و دغدغه­ ها و غصه ­های هم جنس آنها را مرور می­ کنیم؛   1- اللّه: الله، معشوق ذاتی و فطری انسانهاست (لا اله الا الله). و نوع دغدغه­ های انسان پیرامون این معشوق، از میزان و کیفیت ارتباطش با الله منشأ می ­گیرد. چنین انسانی دائماً در این فکر و تلاش است که چقدر توانسته خداوند را در آغوش بکشد و هنوز چه موانعی میان او و الله وجود دارند که باید برای یک ارتباط عاشقانه و بی­ پرده از میان برداشته شوند. مهمترین مسئله زندگی او، نوع ارتباط عاشقانه­ اش با الله است و غمها و غصه­ هایش نیز حول محور این ارتباطِ اساسیِ زندگی ­اش دور می ­زند. به عنوان مثال عدم تمرکز او در نماز برایش به منزله از دست دادن یک خلوتِ بی ­پرده با معشوقش بوده و او را به غصه گرفتار می­ نماید، زیرا برای چنین کسی، مدیریت و مهندسی نماز، یک دغدغه بسیار بزرگ به شمار می ­رود. اساساً برای او هر آنچه که بتواند پیوند او را با الله تهدید کند، عاملی برای غمهایش محسوب می ­شود.   2- خانواده آسمانی: خانواده آسمانی ما، اصل و ریشه حقیقیِ روحِ بینهایت طلب ما می­باشند و اساساً پیوند با این خانواده، برای هر انسان، یک نیاز فطری و انسانی است. یک انسان حقیقی در تمام زندگی خود به دنبال رفاقت عاشقانه با خانواده حقیقی ­اش می ­­باشد و با تمام وجود سعی می ­کند تا این پیوند را روز به روز مستحکم تر و عاشقانه ­تر برقرار نماید. او از هر راهی برای جلب رضایت خانواده حقیقی خود و شاد نمودنِ دل آنها استفاده می ­نماید. برای او دغدغه ­ای جز این وجود نداشته و غمی جز غم دور ماندنِ از خانواده حقیقی ­اش، آزارش نمی ­دهد. بسیاری از انسانها اصلاً در طول زندگی خویش، نه آشناییِ خاصی با خانواده آسمانیِ خود دارند و نه اساساً آنها را به عنوان ریشه حقیقی خود می­ پذیرند. برای این گروه، اساساً ارتباط با خانواده آسمانی، در زندگی، موضوعیتی ندارد. سبک زندگیِ آنان به قدری از اصل و ریشه حقیقی شان دور است که هیچ سنخیت و شباهتی میان آنها و خانواده آسمانی شان دیده نمی­ شود. بنابراین نوع دغدغه ­هایشان نیز، به یقین از جنس ارتباطات عاشقانه با اهل بیت «علیهم السلام» نخواهد بود.   3- جهاد: برای کسی که دغدغه ­اش ارتباط با الله و خانواده آسمانی ­اش می ­باشد، جهاد راهی است مناسب برای رسیدن به یک ارتباط عاشقانه. در حقیقت جهاد یک یک باشگاه است برای تمرینِ عشق بازی با الله و خانواده آسمانی. می­ دانیم که خدا و اهل بیت «علیهم السلام» نیازی به جهاد انسان­ها ندارند، بلکه آماده نمودن بسترِ جهاد، تنها به منزله ­ی ایجاد یک فرصت، برای به جَرَیان افتادن ارتباطاتِ عاشقانه میان الله و انسان بوده است. کسی که عاشق است، به دنبال راهی می­ گردد که خود را سریعتر به معشوقش برساند و جهاد فرصتی است برای عاشق تا به بلندای معشوق خویش اوج بگیرد. خداوند هرگز نخواسته تا این فرصتِ عظیم تنها محدود به کربلا باشد، بلکه آن را در تمام اعصار، برای تمام عشاق مهیا نموده است (کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا). مهم نیست که ما در زمان امام حسین «علیه السلام» بودیم یا نه، بلکه مهم آن است که امروز که حسینِ زمانِ ما، فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سر داده است، خودمان را به کربلای ایشان رسانیده ­ایم و یا در راه کربلایش هستیم یا نه؟؟؟ راهی برای زندگی در کنار خانواده آسمانی از نگاه امام رضا «علیه السلام» امام رضا «علیه السلام» می­ فرمایند: «یابن شبیب، إن سَرَّکَ أن تکون معنا فی الدرجات الاولی من الجنان، فاحزن لحزننا، وافرح لفرحنا» ای پسر شبیب، اگر خوشحالت می­ کند که با ما در درجات بالای بهشت باشی؛ با غم­های ما غمگین باش و با شادی­های ما شادی کن. امام رضا «علیه السلام» قبل از ارائه راهکار خویش، یک سؤال اساسی می ­پرسد؛ آیا حقیقتاً بودنِ با ما در بالاترین درجات بهشت، شما را خوشحال می­ کند؟ این سؤال تنها کسانی را به شوق می­ آورد که حقیقتاً به دنبالِ معیّتِ با آنان در دنیا و آخرت اند و پیوندِ عاشقانه با اهل بیت «علیهم السلام» موضوعِ مهم و اساسی زندگی آنهاست. این سؤال امام رضا «علیه السلام» قند در قلب کسانی آب خواهد کرد، که به دنبالِ به دست آوردن دل خانواده آسمانی شان بوده و برای لحظه تولد خویش و رویارویی با آنها، برنامه ­ریزی کرده و لحظه شماری می ­کنند. این سؤال، نشان می ­دهد، که چنین دغدغه ­ای در قلب هر انسانی راه نمی ­یابد و اساساً بودن در کنار خانواده آسمانی، هر کسی را شاد نمی ­کند. هر کدامِ ما باید قبل از هر چیز، به این سؤال پاسخ دهیم. اگر پاسخمان مثبت بود، باید بدانیم که وقتی عشقی را پذیرفتیم، باید همه چیز را پای معشوقمان فدا کنیم. باید بدانیم که پاسخ مثبتِ ما، به منزله ورودمان به باشگاه و آغاز تمارینِ مستمر و جدّی است. آیا می­ خواهیم که در کنار خانواده آسمانی ­مان در بالاترین درجات بهشت باشیم؟   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته . مطالب بیشتر: پای درس استاد مجموعه سخنرانی های استاد محمد شجاعی مجموعه کتابهای استاد محمد شجاعی

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1085
زمان انتشار: 7 دسامبر 2014
| |
مهندسی محبوب‌ها؛ نابودکننده غمهای غیرانسانی

راه های مبارزه با غم (جلسه 25)، 93/02/20

مهندسی محبوب‌ها؛ نابودکننده غمهای غیرانسانی

امام صادق «علیه السلام» نیز در روایت زیر، شیعیان را به شرکت در مسابقات جاودانه دعوت می‌نماید؛ «ان کنتم راغبین لا محال، فارغبوا فی جنّه عرضها السموات و الارض» اگر قرار است شما به چیزی رغبت داشته باشید، پس حداقل به بهشتی رغبت کنید که به اندازه تمام آسمان‌ها و زمین است. انتخاب سبک زندگیِ اشرافِ عالم (محمد و آلش) انسان را در رقابت‌های اشرافی و مسابقات جاودانه وارد می‌کند.

با اندکی تأمل در می‌یابیم که تا کنون در سلسله مباحث انسان شناسی، عوامل متعددی را به عنوان معیارهای قیمت دهنده انسانها برشمردیم. اما آنچه قابل توجه می‌باشد، این نکته مهم و اساسی است که تمامِ این عوامل متعدد، به یک اصل و ریشه بر می‌گردند، و این اصل اساسی، همان ساختار محبوب‌های انسان است. به گونه‌ای قرآن کریم، تنها آن را، معیار اصلی ارزش گذاری انسان‌ها معرفی می‌نماید. در حقیقت همین محبوب‌ها و معشوق‌های انسان‌ها هستند که معیارهای دیگر را از قبیل نوع دغدغه‌ها، نوع آرزوها، نوع غمها و شادی‌ها و ... را تعیین می‌کنند. وقتی بخش فوق عقلانیِ انسان، فعال شده و عشق حقیقی در آن نفوذ پیدا می‌کند، سطح غصه‌های او از مراحل گیاهی و جمادی و حیوانی بالاتر رفته و به سطح انسانی او اختصاص می‌یابد. با تغییر سطح غصه‌ها، قیمت انسان نیز افزایش می‌یابد و این امر، نشان دهنده ارتقاء بخشِ انسانی او می‌باشد. به طور کلی دغدغه‌های جاودانه و ابدی، دغدغه‌های جمادی، گیاهی و حیوانی در انسان از بین برده و روح کفایت، قناعت، آرامش و شادی را در او حاکم می‌کند. چنین انسانی، هرگز در ارتباط با انسانی‌هایی که نوع دغدغه‌هایشان، از جنس بخش‌های پایینی است، به رقابت تحریک نشده و اساساً چنین رقابتهایی را فاقد ارزش و یک بازی دنیایی می‌داند. فراموش نکنیم کسانی که در دنیا، درگیر غصه‌های بخش‌های پایینی می‌شوند و نمی‌توانند با آرامش و بدون طمع از کنار رقابت‌های این بخشها بگذرند، بعد از تولد به برزخ نیز، در هنگام عبور از صراط، به همان مقدار درگیر و گرفتار شده و نمی‌توانند براحتی به بهشت برسند. آیا ما از گروهِ کسانی هستیم که به راحتی از صراط عبور می‌کنند یا ...؟ در محیط زندگی هر کدام از ما، شرایطی برای درگیر شدن در غصه‌های بخش‌های پایینی و در حقیقت سوختنِ نفس در آتشِ این غمها، وجود دارد؛ بی‌احترامی‌های دیگران، بدی‌ها و ظلم‌های آنها، شرایط تحقیرکننده، مشکلات و فقدان‌های بخش‌های پایینی و رقابت‌های گوناگون در آنها و ... همه و همه می‌توانند انسان را در دام غصه‌های غیر انسانی گرفتار نموده و مانع از حرکت او به سمت الله شوند. اما انسان‌های زیرک با تمام هوشیاری و تلاش، از این نوع گرفتاری‌ها و در حقیقت از این سوختن‌ها، فرار می‌کنند. اما برای آنکه ما به شناختی حقیقی از خودمان دست یابیم و بدانیم که در چه شرایطی گرفتار شده و نفسمان را به سوختن وامی‌داریم و در چه شرایطی تن به سوختن نفس خویش نمی‌دهیم، باید در شرایط امتحان قرار بگیریم. تمام تضادهای ایجاد شده در پیراموان ما، در حقیقت صحنه‌های آزمون زندگی ما هستند، تا هر کدام بسته به نوع واکنش‌ها و تصمیم‌گیری‌هایمان، بهتر نقاط قوت و ضعف نفس خویش را بشناسیم و موقعیت‌هایی که می‌توانند ما را به تحقیر، خشم، رقابت، حسادت و ... بیندازد را کشف کنیم. و آنگاه در صدد رفع چنین ضعف‌هایی برآییم.   اما به راستی چگونه می‌توان به نفس قدرت بخشید تا در هیچ آتشی از صحنه‌های آزمونِ نفس، نسوزد؟ ثروت‌های بخش فوق عقلانی، تنها موانع انسان در برابر درگیر شدن در غصه‌های غیر انسانی و سوختن نفس در چنین غمهایی می‌باشند. هیچ کدام از فقدان، تحقیرها، شکست‌ها و .... در بخش پایینی هرگز نمی‌توانند کسی را که در بخش انسانی ثروتمند است، درگیر نموده و از حرکت باز دارند چرا که ثروت‌های بخش انسانی به قدری قیمتی اند که به محض آنکه کسی آنها را شناخت، دیگر حاضر نیست زمانِ عمر خویش را صرف رقابت‌ها و سوختن‌های بخش‌های پایینی نماید. قرآن کریم در چند آیه، مکرراً به انسان‌ها سفارش می‌کند تا مراقب باشند ثروت‌ها و امکاناتِ بخش طبیعی انسان‌های دیگر، روح شما را تضعیف ننموده و مانع از حرکت انسانی شما نگردد. به همین خاطر، مؤمنان را با ثروت بخشیدن به کافران امتحان می‌نماید.   نداده‌های پروردگار، ثروت‌های آخرتی بندگان کسی که در بخش انسانی، به دارایی رسیده و ثروتمند است، تمام آنچه را که خداوند در دنیا به او نداده است را، جزء ثروت‌های خویش می‌داند. حضرت علی «علیه السلام»، سهم مصائب و مشکلاتی انسانها را در دو عالم، مساوی می‌داند. بنابراین اگر مشکلاتِ کسی در دنیا بیشتر از دیگران باشد، به یقین حظِّ آخرتی او نیز بیشتر خواهد بود و در حقیقت این مشکلات، سرمایه‌های ابدی او محسوب می‌شوند. دعاهای به اجابت نرسیده انسان‌ها در دنیا نیز، ثروت‌هایی ابدی برای او می‌باشند. در روایات آمده است که مؤمنان بعد از دیدن پاداش‌های الهی که برای به اجابت نرسیدن دعاهایشان در دنیا برایشان ذخیره شده بود، آرزو می‌کند که کاش هیچ کدام از دعاهایشان در دنیا مستجاب نشده بود.   شرکت در مسابقاتِ بزرگ و جاودانه زمانی که انسان باور می‌کند. قیمتِ رفاقتِ او، انبیاء صالحین، شهدا و صدیقین (حَسُنَ اولئک رفیقا) هستند و او باید در لابه لای سبک زندگی خویش، خود را به آنها برساند، دیگر غصه‌ها و دغدغه‌هایش با این گروه از اشرافِ آخرت یکی می‌شود، در اینصورت روز به روز، به سطح آرامش بالاتری در زندگی دست می یابد. اما اگر نوع غصه‌های انسان، براساس مرد بودن و یا زن بودن او و جایگاه و نقش زندگی دنیایی‌اش پایه‌ریزی شده باشد، هر روزی که از زندگی‌اش می‌گذرد، بیشتر در رقابت‌های معشوق‌های بخش پایینی گرفتار شده و هر موفقیت او در این نوع رقابت‌ها، بیشتر مانع رشد فوق عقلانی‌اش و رسیدن به باطن انسانی برای او می‌گردد. از همین رو، روز به روز از سطح آرامش و لذتِ او از زندگی کاسته می‌گردد؛ چون به هر میلی که دل خواهی سپرد                                      از تو چیزی در نهان خواهند برد رقابت در منزل، وسایل منزل، اتومبیل، سطح تحصیلات، مقام‌های اجتماعی، و تمام ثروت‌های مادی که همه و همه مسابقات اهل جهنم را تشکیل می‌دهند. و اما قرآن انسان را به رقابت‌ها و مسابقات بزرگ و جاودانه دعوت می‌نماید؛ «فاستبقوا الخیرات» (سوره مائده آیه 48) در نیکی ها از یکدیگر پیشی بگیرید. امام صادق «علیه السلام» نیز در روایت زیر، شیعیان را به شرکت در مسابقات جاودانه دعوت می‌نماید؛ «ان کنتم راغبین لا محال، فارغبوا فی جنّه عرضها السموات و الارض» اگر قرار است شما به چیزی رغبت داشته باشید، پس حداقل به بهشتی رغبت کنید که به اندازه تمام آسمان‌ها و زمین است. انتخاب سبک زندگیِ اشرافِ عالم (محمد و آلش) انسان را در رقابت‌های اشرافی و مسابقات جاودانه وارد می‌کند. چرا که اگر کسی حقیقتاً رفاقت با آنها را طلب کرد، دغدغه‌هایش از جنس دغدغه‌های آنان شده و رقابت‌هایش نیز، به رقابت آنان شبیه می‌گردد.   پیوند دل انسان با اشراف فطری و ابتلا به غمهایِ دل آنها اما علاوه بر آنچه تا کنون آموختیم غمِ بالاتری نیز وجود دارد، که قیمتِ انسان را بسیار افزایش می‌دهد. اینکه انسان برای خود اشرافیان فطری غصه‌دار باشد و غصه آنها در قلبِ او راه پیدا کند، از عوامل بسیار رشد دهنده و شادی آفرین برای انسان‌ها تلقی می‌گردد. غم غربت امام زمان، غم بی‌پناهی یتیمان امت او، غم سالهای دوری‌اش از فرزندانش، غصه‌های مادرمان حضرت زهرا از نابودی بخش فوق عقلانی در یتیمان امت پیامبر و ... و اینگونه است که دلی با دلِ خانواده آسمانی‌اش پیوند می‌خورد و داستان تمام پروازها و ارتباطات آسمانی او آغاز می‌گردد... امام رضا «علیه السلام» می‌فرمایند: هر کس در روز عاشورا، کسب حاجت‌های دنیایی خویش را ترک نماید، خداوند حاجت‌های دنیا و آخرت او را برآورده می‌سازد. و هر که این روز، برایش روز مصیبت، غم و ناله باشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرور او قرار داده و چشمانش را به دیدار ما روشن می‌گرداند. بنابراین مهم پیوند خوردن دل انسان با دل خانواده آسمانی‌اش می‌باشد. با این پیوند در لحظه تولد به برزخ آنان پناه و آشنای دیرینه انسان خواهند بود. و اما خطرناک‌ترین و هول‌انگیزترین لحظه زندگی انسان، زمانی است که بعد از عمری غفلت از خدا و خانواده آسمانی‌اش، در کمال غربت به برزخ متولد شده و هیچ آشنایی راه بلد و کارگشایی سراغ نداشته باشد. تا دیر نشده، فکری به حال دلمان کنیم...   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1078
زمان انتشار: 4 دسامبر 2014
| |
غمِ معیّت با اهل بیت «علیهم السلام»

راه های مبارزه با غم (جلسه 24) ، 93/02/06

غمِ معیّت با اهل بیت «علیهم السلام»

کسی که خودش را شناخت و خداوند را به عنوان اِله پذیرفت، دیگر تمام دغدغه‌هایش به بخش فوق عقلانی‌اش تعلق گرفته و تمام روابط و انتخابات خود را در جهت رسیدن به این دغدغه‌ها (هدف نهایی خلقتش) تنظیم می‌نماید.

غمهای شادی آور می‌دانیم که خداوند بزرگ روح همه ما را از روح اهل بیت خلق نموده است که به این نوع ارتباط، رابطه حقیقی گفته می‌شود. اما یک نوع ارتباط دیگر نیز میان اهل بیت و انسان برقرار است که به آن «رابطه حقوقی» اطلاق می‌شود. در این نوع رابطه، اهل بیت تلاش می‌کنند تا تمام انسان‌ها را به مقام خود رسانده و هر کدام از آنها را تا جایگاه (مِنّا اهل البیت) بالا ببرند. از همین رو در زیارت عاشورا، این مقام، جزء آرزوها، آرمان‌ها و هدف‌های اساسی یک انسان بزرگ، مورد درخواست قرار می‌گیرد؛ «اسئل الله أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره...» فراموش نکنیم که بزرگترین کمالی که یک انسان می‌تواند به آن دست یابد، قرار گرفتن در کنار خانواده حقیقی‌اش و همراهی دائمی با آنها در دنیا و آخرت است. همانگونه که تمام انسانها مایل اند همیشه در کنار خانواده زمینی خود آرام و عاشقانه زندگی کنند، بعد از شناختِ خانواده آسمانی خود و درک این نکته که اساساً برای همراهی با خانواده خود خلق شده‌اند، به این دغدغه می‌افتند که در کنار آنها قرار گرفته و در تمام روابط سبک زندگی خود از آنها الگوبرداری و اطاعت نمایند. لذا این دغدغه خویش را به صورت دعا در زیارت عاشورا از خداوند مسئلت می‌کنند؛ «اسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود، لکم عندالله...» اما فراموش نکنیم که برای دست یافتن به یک دعای حقیقی، ابتدا باید دغدغه آن دعا در فکر و قلب انسان نفوذ کند. انسان در تمام بخش‌های 5 گانه وجودی‌اش، اگر حقیقتاً خواستار چیزی شده و عاشق دست‌یابی به آن گردد، حتماً برای رسیدنِ به آن تلاش نموده و دعاهایش نیز واقعی و از صمیم قلب خواهد بود. در ارتباط با این دغدغه بزرگ یعنی معیّت با اهل بیت در دنیا و آخرت نیز ابتدا باید شخص به شناختِ صحیح از خودِ حقیقی‌اش رسیده و «من» بخش الهیِ خود را که از جنس اهل بیت است، پیدا کند. کسی که خودش را شناخت و خداوند را به عنوان اِله پذیرفت، دیگر تمام دغدغه‌هایش به بخش فوق عقلانی‌اش تعلق گرفته و تمام روابط و انتخابات خود را در جهت رسیدن به این دغدغه‌ها (هدف نهایی خلقتش) تنظیم می‌نماید. و از این لحظه مبارک به بعد، او روز به روز بزرگ‌تر و قیمتی‌تر می‌گردد و برای او دیگر گرفتاری و غمهای بخش‌های پایینی مفهومی نخواهد داشت. زیرا او از این غم‌ها به سوی غمهای بالاتر هجرت نموده است. اینجاست که فرمایش امیرالمؤمنین برای ما قابل فهم و ملموس می‌شود؛ هرکس به دعایی توفیق پیدا کند، حتماً اجابت نیز از سوی خدا، به او خواهد رسید. شیعیان از نگاه امیرالمؤمنین «علیه السلام» در جلسه گذشته با روایتی از امیرالمؤمنین که توصیفی از انسان‌های ویژه با دغدغه‌ها و هوس‌های یکسان با اهل بیت بود، آشنا شدیم؛ «انّ الله اطّلع علی الارض، فاختارنا، و اختار لنا شیعهٌ ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحُزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا، اولئک منّا و إلینا» ( غررالحکم، ج1، ص235) در این جلسه به بررسی جزئی‌تر از این روایت می‌پردازیم: 1- نصرت اهل بیت «علیهم السلام» گفتیم که در میان اعضای یک خانواده، بهترین عضو، کسی است که برای دیگران مفیدتر و بهتر باشد. در میان اعضای خانواده آسمانی نیز این قاعده صدق می‌کند. شیعه‌ای که بیشتر اهل یاری و کمک رساندن به خانواده حقیقی‌اش است، بهترین و مفیدترین شیعه است. و این نه به سببِ نیاز اهل بیت به کمک ماست، بلکه این نیازها، از دریچه ربوبیت خداوند و تنها برای تربیت ما قرار داده شده‌اند و راهی مؤثر و رساننده اند برای تشبّهُ ما به آنها و معیّت با آنها دردنیا و آخرت. علتِ اصلی به شهادت رسیدن معصومین، عدمِ یاری به موقع آنان توسط شیعیان بود. و همین عدم آمادگی و وفاداریِ شیعیان برای نصرتِ معصومین سبب شد که دوازدهمین معصوم آنقدر در پرده غیبت باقی بماند تا شیعیان به این مرحله از دارایی «خواستنِ حقیقیِ اهل بیت و نصرت آنان» برسند ... و ما هنوز هم بعد از هزار و صد و هشتاد سال آوارگیِ امام زمان، به این دارایی نرسیدیم!!! اما براستی! آیا ما در این خانواده، عضو مفیدی هستیم؟ و یا تنها به دنبال رفع حوائج و نیازهای دنیایی خود به وسیله اهل بیت می‌باشیم؟ یک شیعه واقعی دقیقاً قیمتِ و رابطه حقیقی و حقوقی خود را با خانواده آسمانی‌اش می‌شناسد و به نصرت آنها می‌شتابد، تا در حقیقت به خودِ حقیقی‌اش کمک نموده و آن را تا مقامِ خانواده حقیقی‌اش بالا ببرد. این نکته مهم را از خاطر نبریم که کمک به اهل بیت، جز کمک کردن به خودمان برای رشد کردن نیست. 2- شادی و غم؛ همراه با اهل بیت «علیهم السلام» شیعیان حقیقی درست در جاهایی که اهل بیت شادند، احساس فرح می‌کنند و در زمانیکه اهل بیت به غم می‌افتند، غمگین خواهند شد. به عنوان مثال در خانواده‌های زمینی نیز، انسانها با غم تک تکِ اعضای خانواده، به غم افتاده و با شادی آنها، شاد می‌شوند. تنظیم شادی و غصه‌های انسان با اهل بیت، جز با همدل شدن با آنها و برقراری یک رابطه حقیقی با وجود مقدس شان، حاصل نمی‌گردد. و هم دل شدن جز به معنای تشابه میان دغدغه‌ها و آرمان‌های ما با دغدغه‌ها و آرمان‌های اهل بیت نیست. و هیچ چیز برایِ امام زمان ما، خوشحال کننده‌تر از آن نیست که فرزندان حقیقی شان را با ایشان آشنا نموده و به آغوش شان برسانیم. اما براستی کدامیک از ما برای ایجادِ این شادی در دل امام زمان مان تلاش کرده‌ایم؟ بدترین شیعیان کسانی هستند که نه تنها برای شاد نمودن اهل بیت قدمی بر نمی‌دارند، بلکه در تنظیم سبک زندگی خود، اصرار می‌ورزند تا اساساً شباهتی به سبک زندگی اهل بیت نداشته و در حقیقت بواسطه دور افتادنِ از آغوش آنها، بر غصه‌های خانواده حقیقی شان بیفزایند. فراموش نکنیم که سبک زندگیِ شیعیانِ حقیقی، دقیقاً مطابق الگوهایی است که از سبک زندگی اهل بیت دریافت می‌کنند. 3- بذل مال و جان در راه اهل بیت «علیهم السلام» بذل به معنای هزینه کردن و خرج نمودن است نه به معنای صدقه. و نتیجه این سرمایه‌گذاری (بذل مال و جان در راه اهل بیت) فقط سودِ عظیمی است که به خودِ انسان بر می‌گردد و چیزی جز معیّت با اهل بیت و رسیدن به نهایت شادی و سرمستی در کنار آنان نیست. مال و عمرِ انسان در راهی که خرج شود، به ارزشِ همان راه، قیمت پیدا می‌کند. به عنوان مثال صرفِ اموال، جوانی انرژی، استعداد و عمر در هرکدام از قوای حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل، قیمت آنها را در سطحِ همان قوه نگه داشته و با همان میزان سنجیده خواهد شد. اهل بیت، سرمایه‌گذاری‌های کلای و ابدی را به ما پیشنهاد می‌کنند. اگر ما با بذل اموال و عمرمان به دنبال کسب جهنم باشیم، همان را برداشت خواهیم کرد و اگر به دنبال بهشت، باز هم سودش را خودمان برداشت خواهیم نمود. اما سرمایه‌گذاری ابدی آن است که جز هم‌آغوشیِ با الله و معیت اهل بیت را به ازای بذل مال و جان مان نطلبیم. چرا که این بالاترین سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود. 4- اولئک منّا و إلینا اگر کسی اهل نصرت بود، غمها و شادی‌هایش با اهل بیت تنظیم گشت و جان و مالش را برای معیت آنان بذل کرد؛ به نتیجه‌ای عظیم دست می‌یابد و آن رسیدن به مقام اهل بیت و قرار گرفتن در کنار آنهاست. و رسیدن به این مقام، یعنی اینکه در جشنِ تولد این انسان به برزخ، حتماً اهل بیت شرکت نموه و به استقبالش خواهند آمد. این ما هستیم که با نحوه زندگی در دنیا، تعیین می‌کنیم که در جشنِ تولد ما به برزخ چه کسانی حاضر شده و به استقبالِ ما می‌آیند. هر چه ارتباط ما با معصومین، ملائک، شهدا، امامزاده‌ها و ... بیشتر و وجودی‌تر باشد، جشنِ تولد با شکوهتری خواهیم داشت. باید مانند جنینی زندگی کنیم که گویی در رحم کاری جز آماده شدن برای لحظه تولدش نداشته و هر 40 روز یک مقام ِ تازه می‌گیرد. آیا دغدغه ما، رسیدن به تولد سالم و شادمانی خانواده آسمانی‌مان در هنگام تولدمان به برزخ هست؟ کمی جدی‌تر فکر کنیم ...   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1077
زمان انتشار: 4 دسامبر 2014
| |
 غم های شادی آفرین

راه های مبارزه با غم (جلسه 23)، 93/01/23

غم های شادی آفرین

اگر نوع دغدغه‌های کسی، از نوع دغدغه‌های خدا و خانواده آسمانی‌اش بود، علامتِ قیمتی شدنِ قلب او بوده و نشان می‌دهد که از غصه‌های بخش‌های پایین‌تر رها شده است.

کارخانه تبدیل غم به شادی در نفس مؤمن نفس مؤمن در حالت طبیعی، شاد، آرام و قدرتمند است. هرگاه مؤمنی شادی و آرامشش را از دست داده و غمگین شد. علامتِ آن است که نفس او از حالتِ طبیعی خارج گشته است؛ «الحُزن مرض النفس» غم بیماریِ نفس است. بنابراین، درک این مسئله، توجیه روایت پیامبر (من بکا علی الدنیا دخل النار) را بسیار آسان می‌سازد؛ کسی که دنیا (کمالات چهاربخش پایینی) بتواند او را تحقیر کرده و یا به هیجانات و تلاطمات روحی مثل احساس سردرگمی، پوچی، خودکم‌بینی، عصبانیت و ... مبتلا کند. نشان می‌دهد که نفس او حتماً فاقد شرایط طبیعی (بهشتی) بوده و گرفتار بیماری (جهنم) است. فرهنگ اسلام، تنها غمهایی را مجاز می‌داند که بتوانند شادی آفرین باشند. اساساً مؤمن در حالتِ طبیعی مجهز به اسم شریف مبدّل است و می‌تواند غم‌ها را دریافت کرده و به شادی تبدیل نماید، همانگونه که آنقدر قدرتمند است که اگر به گناهی آلوده گشت، سریعاً آن را به حسنه تبدیل نمایند؛ (اولئک یبدّل الله سیّئاتهم، حسنات) (سوره فرقان آیه 70) تجهیز مؤمن به اسم مبدّل، که به جای غصه خوردن از انجام یک گناه، از آن به عنوان یک سوخت برای اوج گرفتن استفاده نموده و به سرعت آن را به نور تبدیل نماید. فراموش نکنیم که گناهان گذشته را هم شیاطین برای انسان یادآوری می‌کنند و هم فرشتگان. هدف فرشتگان از یادآوری گناه، آشتی دوباره مؤمن و جبرانِ آن است. اما شیاطین گذشته‌های گناه آلود، کدورت بار و خاطرات شکست‌ها را برای تولید احساس ناپاکی، آلودگی و بدبختی برای انسان مرور می‌کنند و با تولید همین احساسها، او را آرام آرام از خداوند دور می‌نمایند. مؤمن به سبب تجهیز به اسم مبدّل، سریعاً از امداد فرشتگان برای آشتی و نور استفاده نموده و اصلاً تن به پذیرفتنِ احساساتِ تحقیرکننده و غم‌زای شیاطین نمی‌دهد. و به طور کلی، دریافتِ اسم مبدّل، سبب می‌شود که مؤمن «براحتی» از تمام شرایط ناپسند (مشکلات، فقدان‌ها، گناهان، شکست‌ها، کدورت‌ها و ...) در جهت تولید آرامش و شادی و تشبّه به الله استفاده نماید و در هیچ شرایطی از آغوش خداوند فاصله نیافته و از سرعت و سبقت او کم نشود. حتی در زمانی که توفیق عبادت و خدمت بیشتر می‌یابد. کاملاً مراقب حملات از سمت راست شیطان هست تا مبتلا به عُجب، خودبرتربینی و منت نشده و از بندگانِ خداوند فاصله نگیرد. غم‌ها؛ عواملی برای سقوط یا اوج؟! غم برای مؤمنی که پشتوانه‌هایی چون الله، خانواده آسمانی، غیب و ... دارد، یک بیماری شرم‌آور است. او خوب می‌فهمد به میزان غمی که برای کمالات بخش‌های پایینی متحمل می‌گردد، از باطن انسانی فاصله گرفته و سقوط می‌کند. تنها غمهای فوق عقلانی که باطن شادی‌آوری دارند، می‌توانند سرعت بخش و سبقت دهنده مؤمن در حرکت او به سمت ابدیت باشند. اشکی که انسان در هنگام ارتباط با غیب می‌ریزد، اشکی سرد و انبساط دهنده و شادکننده‌ی اوست. فراموش نکنیم که نوع غصه ها و اشک‌های ما تعیین کنندگان نهایی قیمتِ واقعی ما هستند. درست در لحظه‌ای که برای موضوعی به غصه و اشک می‌افتیم، به تناسبِ آن موضوع، در سطح قیمتِ انسانی خود سقوط نموده و یا اوج می‌گیریم. غم‌ها و شادی‌ها؛ معرّفِ میزانِ دارایی انسان گفتیم که غم، حالتی است که از فقدان چیزی در انسان به وجود می‌آید و شادی، حالتی است که در اثر داشتن چیزی در انسان تولید می‌شود. اما نکته بسیار مهم آن است که غم‌ها و شادی‌ها امری حقیقی اند و بدون رسیدن به یک مرحله از دارایی که مربوط به آن غم و یا شادی می‌باشند، تولید نمی‌شوند. بنابراین اگر انسان نمی‌تواند از موضوعات نشاط‌آوری مثل الله و تجلی‌های کامل او لذت برده و با آنها شاد باشد، نشانه آن است که بخشِ مربوط به دریافتِ لذتِ از الله در او که همان بخش فوق عقلانی است، هنوز فعال نشده است. درست مانند کودکی که هنوز به بلوغ جنسی نرسیده و بخش لذات جنسی در او فعال نشده است و نمی‌تواند از جنس مخالفِ خود لذت ببرد. اگر کسی به لذت بهره‌برداری از الله و اُنسِ با او نرسیده است، می‌توان دریافت که بخش فوق ِعقلانی در او فعال نشده است. بنابراین نمی‌توان او را به لذت بردن از معنویات، توصیه کرد، چرا که اساساً حرف‌های ما را درک نخواهد کرد. اگر کسی بعد از 50 سال عبادت، هنوز هم نمی‌تواند از نماز لذت برده و به شادی برسد، یعنی هنوز به بلوغِ انسانی نرسیده است. غصه‌هایِ شرافت دهنده یکی از عوامل رشد دهنده انسان که می‌تواند به او شرافت بخشیده و قیمتش را بالا برد، غصه‌های فوق عقلانی است. اما همانگونه که آموختیم، این غصه‌ها بعد از بلوغ بخش فوق عقلانی در انسان ایجاد می‌گردد. درست در زمانی که او کاملاً درک می‌کند که همراه نبودنش با غیب چقدر می‌تواند برایش خطرناک باشد. برای چنین انسانی، عدم بهره‌برداری و لذت از الله و خانواده آسمانی، نوعی بی‌آبرویی محسوب می‌شود. او تمام ثروت خود را تعداد اسم‌هایی می‌داند که از الله دریافت نموده است. چرا که او اساساً در زندگی به دنبال چیز دیگری جز کسب اسماءالله نبوده است. این رغبت و شوق، همان ثروتِ قیمت دهنده انسانهاست. مهندسی معشوق‌ها در یک قلب سلیم همه ما به محض تولد به برزخ، به تنها ثروتی که نیازمندیم؛ یک قلب سلیم است. اما براستی قلب سلیم چیست؟ الّذی یلقی ربّهُ و لیس فیه أحدٌ سواه... (کافی، ج2، ص16، حدیث5) قلبی که وقتی با خدا ملاقات می‌کند، چیزی جز خدا در آن نباشد. ... و این جز یک مهندسی عشقِ صحیح، چیزی دیگری نیست. قلب سلیم، قلبی است که الله، خانواده آسمانی و جهاد، سه معشوقِ اصلی آن بوده و بقیه محبوب‌ها در جهت رسیدن به این سه معشوق، سازماندهی شده باشند. اگر نوع دغدغه‌های کسی، از نوع دغدغه‌های خدا و خانواده آسمانی‌اش بود، علامتِ قیمتی شدنِ قلب او بوده و نشان می‌دهد که از غصه‌های بخش‌های پایین‌تر رها شده است. اگر نوع غصه‌ها و شادی‌های انسان با دغدغه‌ها و شادی‌های امام زمانش یکی شد، او در قیامت با امامش و هم درجه امامش خواهد بود. فراموش نکنیم که غصه‌های متعالی، گناهان انسانی را که هدفهای متعالی دارند، نابود می‌کنند و به او شادی و آرامشِ روزافزون هدیه می‌کنند. چنین انسانی حتی زمانی که در موارد مشابهی با انسان‌های دیگر (مانند مشکلات ازدواج، مسکن، فرزند و ...) قرار می‌گیرد، مانند همگان به تلاش و تکاپو تن می‌دهد، اما به هیجان و غصه و اضطراب نمی‌افتد. او شاد و آرام، به پشتوانه الله و حمایتِ خانواده آسمانی‌اش تلاش نموده و نتیجه خواهد گرفت. خودشناسی، عامل مؤثر در تنظیم نوع غصه‌ها و دغدغه‌ها اما چه چیزی می‌تواند به انسان در تنظیم نوع دغدغه‌ها و غم‌هایش کمک کند؟ خودآگاهی، خودشناسی، شناخت قیمت واقعیِ خود، درک مسئله جاودانگی و نیاز به کسب سرمایه‌های ابدی به ما کمک می‌کنند تا دل به غصه‌های شرم‌آور بخش‌های پایینی نسپاریم. و رمز شادی اهل بیت در سخت‌ترین شدائد چیزی جز این نیست. اینکه حضرت علی «علیه السلام» نصف شخصیت عاقل را تحمل و نصف دیگرش را بی خیالی می‌داند، با ادراک این موضوع، قابل توجیه است. شخص عاقل وارد تجارتی ابدی شده و دیگر دغدغه‌های بخش‌های گیاهی و حیوانی برای او موضوعیت ندارند. از همین رو معمولاً از نگاه بقیه انسانهای بی خیالی هستند که مسائل زندگی را خوب نمی‌فهمند. امیرالمؤمنین در توصیف شیعیان حقیقی می‌فرمایند: «انّ الله تعالی اطّلعَ إلی الارض، فَاختار لنا شیعهٌ ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحُزننا و یبذلون اموالهم و أنفسهم فینا، اولئک منّا و إلینا...» ( غررالحکم، ج1، ص235) خداوند به زمین نگاه کرد و سپس برای ما شیعیانی قرار داد که ما را یاری می‌کنند و با شادی ما شادند و با غصه‌های ما، غصه می‌خورند و مال و جانشان را در راه ما فدا می‌کنند. آنها از ما هستند و به سوی ما می‌آیند. و خداوند نعمت ولایتِ اهل بیت را به ما عطا فرموده است. آیا ما شیعه‌ای با نگاهِ علی «علیه السلام» هستیم یا فقط نام شیعه را با خود به همراه داریم؟ آیا خداوند اهل بیت و نعمتِ محبت و مودت آنها را به همه انسانهای زمین عطا فرموده است؟   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته . پس چرا ما از کنار این نعمتِ عظیم به آسانی رد می‌شویم...!!! شاد بودن و غمگین بودن با اهل بیت در روایت بالا، به معنای شادی در روزهای تولد و عید و عزاداری در روزهای شهادت نیست. بلکه علاوه بر این مسئله، مفهوم اصلی و مقصود امیرالمؤمنین، برابرسازیِ نوعِ غصه‌ها و شادی‌های شیعیان با نوع شادی‌ها و غصه‌های اهل بیت است. برای رسیدن به چنین مقامی باید آموخت و تمرین کرد...

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1076
زمان انتشار: 4 دسامبر 2014
| |
غم بر خیرات از دست رفته و یا خیراتی که بالاتر از توانِ انسانند

راه های مبارزه با غم (جلسه 21)، 92/11/26

غم بر خیرات از دست رفته و یا خیراتی که بالاتر از توانِ انسانند

باور نکرده‌ایم که اگر کمکی از وجود ما به امام زمانمان نرسد، مُرداری بیش نیستیم. و باور نکرده‌ایم که باید با نیت صادق برای یاری او به پا خیزیم، آن هم در عصری که دشمنان از هر مسیری برای مبارزه او وارد شده‌اند. باور نکرده‌ایم که اگر به چادر پدر حقیقی‌مان نرسیم، حتماً از آسمان سقط خواهیم شد.

در جلسات قبل دو گروه از غمهایی را که تولید کننده شادی‌های باطنی هستند، آموختیم؛ غم بر عیوب نفس و غمِ بر گناه. در این جلسه، به گروه دیگری از انواع غمها اشاره می‌کنیم؛ آموختیم که انسان، مظهر خداوند است و زمانی که اسمی از اسماء الهی در او فعال می‌شود، تلاش می‌کند تا آن اسم را بروز و ظهور داده و جلوه کند. به عنوان مثال اگر صفت مهربانی خداوند در کسی تجلی کرده و اسم رحمان خداوند در او فعال شود، غم همه نیازمندان و گرفتاران را غمِ خود دانسته و تا حد توان خود برای رفع گرفتاری دیگران تلاش می‌کند و اگر احساس کند که از دستِ او کاری ساخته نیست، از آبروی خود سرمایه‌گذاری نموده و از مؤمنین دیگر کمک می‌طلبد. در چنین حالتی، تمامِ کمک‌های دیگران را که او واسطه خیرش بوده، در نامه اعمال خویش خواهد دید. فرزندان شایسته و صالحی که محصولِ تلاش والدین در تربیت هستند، جز خیراتی محسوب می‌شوند که انسان به صورت واسطه‌ای در تولید آنها نقش داشته است، به گونه‌ای که تمام اعمال خیر فرزندان در نامه اعمال والدین ثبت خواهد گردید. با توجه به توضیحات بالا، این سؤال در ذهن انسان به وجود می‌آید که با توجه به مسیرهای بسیاری که برای جذبِ خیرات در زندگی وجود دارد، پس چگونه ممکن است انسان در این زمینه به غم مبتلا گردد؟ در پاسخ باید گفت، از آنجا که نفس انسان بی‌نهایت طلب است، هیچ‌گاه تجارت‌های آخرتی، به پایان نمی‌رسد. نفس، طالبِ کمالِ بی‌نهایت است، اما چون توانایی‌های او در دنیا محدود است، بی‌نهایت طلبی‌اش در زمینه تجارت‌های آخرتی و انجام اعمال خیر، ارضاء نمی‌گردد. از همین رو برای خیراتی که از دست داده و خیراتی که توانِ انجام آنها را ندارد، به غصه می‌افتد. البته این دسته از غم‌ها، بسیار با ارزش و زیبا بوده، در باطن خویش شادی آفرینند. اما یک مؤمن زیرک به محض ابتلا به چنین غم‌هایی، مراقبتِ خویش را آغاز می‌کند تا نکند این غصه‌ها به قبر و قیامت او منتقل شوند. از همین رو به جبران و تلاشِ بیشتر برای جذبِ خیرات بالاتر دست می‌زند. اگر غصه‌ها انسان را به عمل وادار نکنند، بی‌ارزش و بی‌فایده خواهند بود. از غصه‌هایِ بدون عمل می‌توان به غصه‌های شیعیانی اشاره کرد که از غم غیبت پدر آسمانی‌شان، اندوهگینند، اما برای برداشتن موانع ظهور، هیچ تلاشی، هر چند اندک، از آنها صادر نمی‌گردد. کسانی که اهل غصه‌های با عمل هستند، همواره جاری و اهل قیام هستند. درهر لحظه به این موضوع فکر می‌کنند که می‌توانند برای امام زمانشان، چه حرکتی انجام دهند، آنها دائماً در حال طرح نقشه و برنامه‌ریزی اند. در ماه رمضان که ماه تربیت و انسان‌سازی است، هر شب در دعای افتتاح به خداوند بزرگ عرض می‌نماییم: «اللّهُمّ إنّا نشکو إلیک فقد نبیّنا صلواتک علیه و آله و غیبه ولّینا و کثره عدوّنا و قلّه عددنا...» خداوندا، ما به تو شکایت می‌کنیم از نبودن پیامبرمان در میان ما، و نبودن (غیبت) امام زمانمان و فزونی دشمنانمان و کمیِ تعدادمان و ... اما اگر این غصه‌ها، ما را به تلاش برای بازگرداندن اماممان واندارد، غصه مبارکی نیست. این غصه‌ها زمانی، شادی آفرینند که ما را به تلاش برای رسیدن به چادر حضرت و خدمت در رکاب او وادارند، در غیر اینصورت، بی‌ارزش خواهند بود. تلاش برای جبرانِ خیراتِ از دست رفته المؤمن إذا نظر اِعتَبَرَ...، یده ینوی کثیراً من الخیر و یعمل بطائفه منه، یتلهّفُ علی ما فاته من الخیر، کیف لم یعمل به. مؤمن به هر چه نگاه می‌کند، از آن عبرتی می‌گیرد. او نیت خیر بسیاری دارد، اما فقط دسته‌ای از آنها را می‌تواند انجام دهد. و افسوس می‌خورد که چرا آنها را جامه عمل نپوشانده‌است. در زندگی همه ما چنین غصه هایی وجود دارد؛ اینکه من در زندگی می‌توانستم بسیاری از کارهای خیر را انجام دهم، اما این کار را نکردم. این نوع غصه‌ها، آثار معنوی و اخلاقی زیادی در زندگی انسان‌ها به جای می‌گذارند، اما به شرطی که، آنها را به جبرانِ مافاتشان وادارند. تفاوت غصه‌های انسانی و غصه‌های شیطانی در غصه‌های شیطانی، انسان زمین‌گیر شده و از حرکت به سوی الله باز می‌ماند. او آنقدر خویش را آلوده می‌بیند که جرأتِ توبه و حرکتِ مجدد از او سلب می‌شود. اما در غصه‌های انسانی که از جانب خداوند و فرشته‌ها به انسان القاء می‌شود، انسان متوجه قصورات، کمبودها، عیوب و اشتباهاتش شده و تلاشِ دوباره را از سرگرفته و برایِ رشد بیشتر به پا می‌خیزد. نیّت صادق خداوند، انسان‌ها را در قیامت با نیاتشان محشور می‌کند. اگر انسان در دنیا، نیت صادقی در مورد بسیاری از کارهای خیر داشته‌باشد، تمام آن اعمال را در کارنامه خویش خواهد دید. هر که طلب شهادت کند، اما صادقانه (حاضر باشد جان خود را در راه دین فدا کند) شهید از دنیا می‌رود، حتی اگر در رختخواب بمیرد. نوع خوابهای انسان، حقیقتِ نیت او را برایش روشن می‌سازند. همانگونه که نیت انسان‌های مؤمن بسیار بلندتر و وسیعتر از اعمالِ محدود آنهاست، نیت انسان‌های کافر نیز بسیار پلیدتر و پست‌تر از خودِ عمل آنهاست. چرا که عمل کافر محدود است و نیت او نامحدود. دشمنان اسلام، از سر کینه، هر عملی را که توانِ انجامش در آنها وجود دارند، به اجرا می‌رسانند، اما واقعاً تمامِ دشمنیِ خویش را نمی‌توانند در عملِ محدود خویش جای دهند؛ رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: نیّت الکافر، شرٌّ مِن عمله. نیت انسان کافر، بسیار بدتر از خودِ عمل اوست. صهیونیست‌ها، وهابیان و بسیاری از مسیحیان صهیونیست، بسیج شده‌اند و از هیچ تلاش و نقشه‌ای دریغ نمی‌کنند تا جزء لشکریان سفیانی بوده و در مقابل او بایستند. اما ما هنوز باور نکردیم که آخرین الگوی تمام نمای الله، پدر حقیقی ماست، و مودت او بر ما واجب است. باور نکرده‌ایم که خداوند تنها کسانی از ما را می‌پذیرد که نسبت به او مودّت داشته و برای امداد او عملیاتی شده‌اند. باور نکرده‌ایم که اگر به چادر پدر حقیقی‌مان نرسیم، حتماً از آسمان سقط خواهیم شد. باور نکرده‌ایم که اگر کمکی از وجود ما به امام زمانمان نرسد، مُرداری بیش نیستیم. و باور نکرده‌ایم که باید با نیت صادق برای یاری او به پا خیزیم، آن هم در عصری که دشمنان از هر مسیری برای مبارزه او وارد شده‌اند. نیت از شاکله وجودی هر انسان بر می‌خیزد، به همین سبب، در نزد خداوند، بسیار قیمتی است. نیت یک مؤمن است که او را با عمل اندک وارد بهشت نموده و نیت یک انسان خبیث است که او را حتّی با گناهان کم، به جهنم می‌کشاند. چرا که مؤمن اگر عمر جاودان داشت باشد، باز هم به دنبال کسب خیر می‌شتابد و کافر تا دنیا برپا باشد، به اعمال باطلش ادامه می‌دهد. بنابراین بزرگترین کار ما، آن است که خود را به مقام نیت صادق برسانیم. علی(ع) می‌فرمایند: «اکثر سرورک علی ما قدّمت من الخیر و حزنک علی ما فاتَ منک» زیاد خوشحال باش به خاطر کارهای خیری که پیش فرستادی و غصه بخور برای خیرهایی که از تو فوت شده‌اند. باید باور کنیم که قرار است تا چند روز دیگر به خانه فقری به نام قبر منتقل می‌شویم. تمام ثروت آن روز ما، همان اعمالِ امروز ما هستند. شاد باشیم برای خیراتی که پیش فرستادیم، اما مراقب باشیم که غصه خیراتِ از دست رفته، ما را به تلاش وادارند، چون تنها آن زمان مبارک و باارزش خواهند بود. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته .

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed