www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 1172
زمان انتشار: 11 دسامبر 2014
| |
میثاق خواهران ، جلسه 4

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق خواهران ، جلسه 4

در سایه ازدواج انسان از تنهایی و افسردگی و... خارج شده و احساس تعلق پیدا می‌كند و می‌داند که كسی هست كه او را دوست دارد و او نیز متقابلاً فرد یا افرادی را دوست خواهد داشت. آرامش صرفاً از جنبة جنسی نیست بلكه از آن مهمتر از لحاظ جنبة روحی مورد توجه است.  به گزارش منتظران منجی (عج)، در جلسه چهارم «میثاق خواهران»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: اهداف و فواید ازدواج (قسمت اول) 1. ازدواج یك هدف بیشتر ندارد و آن شكوفایی استعدادهای انسانی و پیشرفت به‌سوی هستی است كه برای آن هدف آدمی خلق شده است. 2. قبول ازدواج درواقع قبول یك میدان بسیار وسیع از ارتباطات و تأثیر و تأثرها است و نقش تعیین‌كننده‌ای در شكل‌گیری انسان دارد. 3. فواید ازدواج به دو قسم فردی و اجتماعی و هر یك به فواید مادی و معنوی تقسیم می‌شود. 4. اولین فایده معنوی و فردی ازدواج، ایجاد آرامش است. 5. خداوند در قرآن كریم در مورد كسب سكون و آرامش می‌فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَقَ لَكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ اَزْواجاً لِتَسْكُنُوا اِلَیْها». 6. آرامش هم شرط است هم هدف. یعنی در هر كاری كه انسان می‌خواهد انجام دهد اگر آرامش نباشد موفق نیست و بدون آرامش نمی‌توان به اهداف عالیه رسید. 7. تقریباً تمام آثار ازدواج بستگی به آرامشی دارد كه بین زوجین خواهد بود در واقع آشفتگی در زندگی نقطه پایان آن است. 8. در سایه ازدواج انسان از تنهایی و افسردگی و... خارج شده و احساس تعلق پیدا می‌كند و می‌داند که كسی هست كه او را دوست دارد و او نیز متقابلاً فرد یا افرادی را دوست خواهد داشت. 9. آرامش صرفاً از جنبة جنسی نیست بلكه از آن مهمتر از لحاظ جنبة روحی مورد توجه است. 10. یكی از شرایط مهم رسیدن به آرامش در ازدواج داشتن سنخیت روحی بین طرفین است. 11. از دیگر فواید فردی و معنوی ازدواج ایجاد انس و محبت است. 12. خداوند در قرآن كریم در ادامه بیان ایجاد آرامش در كنار همسر می‌فرماید: «وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّه وَ رَحْمَه». 13. مودت یعنی نوع خاصی از محبت كه ظهور عملی دارد یعنی زوجین علاوه بر این‌كه به هم محبت دارند این محبت را در عمل نیز ثابت می‌كنند. یعنی حاضرند خودشان را بخاطر طرف مقابل به زحمت بیاندازند. 14. مهرورزی و محبت كردن و محبت دیدن بین افراد از نیازهای طبیعی انسان است. 15. ارضاء صحیح مهرورزی و محبوبیت باعث رشد معنوی انسان است و از آن طرف عدم ارضاء آن منشأ بسیاری از مفاسد در درون و خارج فرد است. 16. امام صادق (علیه‌السلام): هر مقدار ایمان شخص بیشتر می‌شود، علاقه او به همسرش بیشتر می‌شود. 17. در حدیث آمده: هر مقدار علاقه شخص به همسرش زیاد باشد، ایمانش نیز افزایش می‌یابد. 18. اوج عاطفه به خانواده در افراد باتقوا است. مانند حضرت سیدالشهداء كه در اوج انقطاع به سمت خداوند است ولی رابطه عاطفی ایشان با اعضاء خانواده‌اش بسیار زیاد است. 19. داشتن ایمان قوی و رابطه با خدا و عشق به خدا هرگز با داشتن علاقه به همسر و فرزندان و عشق و علاقه به آنها نه تنها منافات ندارد بلكه به یكدیگر كمك می‌كنند. 20. حضرت رسول اكرم (صلی‌ الله ‌علیه‌ و آله): عشق و حب تو نسبت به چیزی تو را كور و كر می‌كند. 21. حضرت علی (علیه‌السلام): چشم عاشق از عیب‌های معشوق كور است و گوش او از شنیدن عیب‌ها و بدیهای او كر است. 22. از نظر اسلام در زندگی موفقی كه منجر به آرامش است اول عقل حاكم است و بعد عشق و علاقه. 23. اگر طبق معیارهای صحیح ازدواج انجام گیرد وعده خداوند كه مودت و رحمت بین زوجین ایجاد خواهد شد. 24. مهرورزی در ازدواج از دو جهت مورد توجه است: اول مهروزی به همسر و دوم مهرورزی به فرزندان یعنی هم همسر و هم فرزندان هر كدام به نوع خاصی جذب كننده محبت هستند. 25. فایده دیگر ازدواج تعاون است كه بین زوجین ایجاد می‌شود، كه این روح تعاون باعث ایجاد روح تعاون جمعی در خانواده و به تبع آن ایجاد روح تعاون جمعی در اجتماع است. 26. روح تعاون باعث می‌شود كه اعضاء خانواده مودتشان را به ظهور برسانند. 27. فایده دیگر ازدواج كه به تبع تعاون به‌وجود می‌آید روح فداكاری و از خود گذشتگی است. 28. یك معنای فداكاری این است كه شخص بخاطر دیگری فشارهای جسمی و بدنی، پول خارج كردن، بی‌خوابی و... تحمل می‌كند. 29. فایده دیگر ازدواج ایجاد حس مسئولیت و تعهد است یعنی بخاطر روابط عمیقی كه بین زوجین و سایر اعضاء خانواده ایجاد می‌شود حس مسئولیت پذیری آنها نسبت به یكدیگر نیز افزایش می‌یابد. 30. فایده دیگر ازدواج ایجاد تحرك و نشاط در زندگی است یعنی همان محبت و عاطفه منشأ نشاط و امید در زندگی می‌شود. 31. تشكیل خانواده حالت یكنواختی دوران تجرد را سلب می‌كند چرا كه انسان در طول زندگی با صحنه‌های تلخ و شیرین بسیاری رو به روست و همین صحنه‌ها باعث ایجاد تحرك و نشاط می‌كند. 32. امید و نشاط در خانواده نباید محدود به دنیا باشد بلكه باید طوری به آن جهت داد كه پرده دنیا را پاره كند و تا ابدیت برسد. 33. عشق و محبت، ایجاد آرامش و... در زندگی باید با معیارهای ابدی همراه باشد لذا نبی اكرم صلی‌الله‌ علیه‌ و آله می‌فرمودند: خداوندا! در بهشت نیز خدیجه را نصیبم گردان. 34. یكی دیگر از اثرات ازدواج این است كه انسان در قبول ازدواج و تشكیل خانواده محبت خداوند و پیامبر اكرم (صلی‌ الله ‌علیه‌ و آله) را به سمت خویش جلب می‌كند چرا كه یك سنت الهی و فطری است و از طرفی پیروی از سنت پیامبر (صلی ‌الله ‌علیه‌ و آله) است. 35. ابدی بودن انسان اراده و حكمت الهی است و لذا كسی كه ازدواج می‌كند در حد خویش به این اراده الهی جامه عمل می‌پوشاند به همین دلیل نزد خداوند محبوب می‌شود. 36. در روایتی از نبی اكرم (صلی ‌الله‌ علیه‌ و آله) است كه می‌فرماید: با یكدیگر ازدواج كنید تا زیاد شوید به‌درستی كه من نسبت به كثرت شما در روز قیامت بر سایر انبیاء مباهات می‌كنم.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1171
زمان انتشار: 11 دسامبر 2014
| |
میثاق خواهران ، جلسه ۳

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق خواهران ، جلسه ۳

انسان دارای یك نقطه شروع است و آن وقتی است كه نطفه او در رحم مادر تشكیل می‌شود ولی دارای نقطة پایان نیست یعنی متصل به ابدیت است: «خُلِقْتُمْ لِلْبقَاء لا لِلْفَنَاء». تربیت دینی تنها تربیتی است كه باعث می‌شود انسان به كمالات فوق حیوانی نائل شود. به گزارش منتظران منجی (عج)، در جلسه سوم «میثاق خواهران»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید:  1. انسان برای تأمین سعادت خود احتیاج به شكوفایی قوا و استعدادهایی دارد كه خداوند در وجود او نهاده است و شكوفایی این قوا نیز احتیاج به شناخت انسان از خویشتن دارد. 2. بهترین راه خودشناسی این است كه انسان از خالق خود كه حكیم و عالم است و هرگز ظلم نمی‌كند كمك بگیرد. 3. انسان حامل روح الهی است یعنی یك سلسله استعدادها را داراست كه به‌واسطه آنها از سایر موجودات حتی ملائكه برتر است به‌طوری كه ملائكه مأمور به سجده آدم هستند. 4. مخلوقات برحسب ظرفیت وجودیشان به چهار قسم: جمادات، نباتات، حیوانات و انسان تقسیم می‌شوند. 5. انسان علاوه بر كمالات جماد، نبات، حیوان، دارای كمالاتی است كه انسان را بر سایر موجودات برتری داده است. 6. ازدواج از نظر ارضاء غریزه جنسی دارای پنج جهت است: ارضاء غریزه جنسی، تولید مثل و تشكیل خانواده، منشأ برای كار و تلاش جمعی و فردی كه همه اینها از جمله كمالات حیوانی محسوب می‌شود. 7. ازدواج می‌تواند در جهت اهداف عالی و فوق حیوانی و برای كسب كمالات فوق حیوانی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. 8. تربیت دینی تنها تربیتی است كه باعث می‌شود انسان به كمالات فوق حیوانی نائل شود. 9. انسان دارای یك نقطه شروع است و آن وقتی است كه نطفه او در رحم مادر تشكیل می‌شود ولی دارای نقطة پایان نیست یعنی متصل به ابدیت است: «خُلِقْتُمْ لِلْبقَاء لا لِلْفَنَاء». 10. برای انسان چیزی به نام مرگ آن هم به معنای حقیقی نابودی و نیستی وجود ندارد. 11. شخصیت والدین در فرزند و شكل‌گیری شخصیت او بسیار مؤثر است. 12. پیامبر اكرم (صلی‌الله ‌علیه‌ و آله ‌و سلم): سعادتمند و خوشبخت كسی است كه در شكم مادرش خوشبخت شود و بدبخت كسی است كه در شكم مادرش بدبخت شود. 13. قرآن كریم می‌فرماید: «اَفَحَسِبْتُمْ انما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ اَنَّكُمْ اِلَیْنا لا تَرْجِعُون»، آیا گمان كردید كه ما شما را عبث خلق كرده‌ایم و به سوی ما بازگشت نمی‌كنید؟ 14. اگر انسان فراموش كند كه به سوی ابدیت در حركت است یا اینكه این دید را نسبت به خویشتن از دست بدهد دچار انحرافات بسیاری می‌شود و موجب خیانت به خود و دیگران می‌شود. 15. انسان در مورد فرزند خویش با این احتمال كه او زنده می‌ماند تمام شرایط رشد و نمو و پیشرفت او را فراهم می‌كند و اگر چنین نكند آن هم با این احتمال كه شاید او بمیرد به‌هیچ‌وجه قابل قبول عقلانی نیست. 16. زندگی ابدی قطعیت دارد و اصلاً با احتمال همراه نیست، لذا اگر كسی خود را با این دید نگاه نكرد و در مورد آن فكری نكرد هم به خود و هم به دیگران ظلم و خیانت می‌كند. 17. مادیات نیز در تأمین سعادت ابدی مؤثر هستند ولی آنچه كه مادیات را به‌عنوان عامل خوشبختی درمی‌آورد عوامل سعادت روحی است. 18. كسی كه با عوامل روحی پیوند نخورده اگر هم لوازم دنیایی را در اختیار داشته باشد در جهت باطل و حیوانیت از آنها بهره می‌گیرد. 19. جسم و روح اتحاد زیادی با یكدیگر دارند و روح در مسایل مادی و دنیایی جسم را تحت تربیت صحیح در می‌آورد تا در اثر این كنترل و تربیت روح اوج بگیرد و تربیت شود. 20. خداوند در آیه 225 سوره بقره می‌فرماید: «لایُؤاخِذكُمُ الله بِاللَّغْوِ فِی اِیمانِكُمْ وَلَكِنْ یُؤاخِذكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبِكُم وَاللهُ غَفُورٌ حلیم». 21. خوشبختی و بدبختی انسان چه در دنیا و چه در آخرت به كیفیت و شكل‌گیری روح وابستگی دارد. 22. خداوند می‌فرماید: «یَوْمَ لایَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُون اِلّا مَنْ اَتَی اللهَ بِقَلْبٍ سَلیم». 23. ارتباطات كلید رشد یا سقوط انسان است یعنی تأثیر بسیار زیادی در سعادت یا شقاوت انسان دارند چرا كه شخصیت انسان از طریق ارتباطاتش شكل می‌گیرد. 24. انسان از وقتی نطفه‌اش شكل می‌گیرد تا مدتی اسیر والدین و بعد هم اسیر ارتباطات است و خودش تعیین‌كننده نیست، پس از مدتی خودش تصمیم می‌گیرد كه با چه چیزهایی ارتباط داشته باشد و با چه چیزهایی ارتباط نداشته باشد. 25. بدلیل شكل‌گیری روح در ارتباطاتش است كه دین اسلام برای هر ارتباطی قانون خاصی دارد و مجموعه وسیعی از بایدها و نبایدها را ارائه می‌دهد. 26. دلیل كنترل ارتباطات انسانی در دین اسلام ارزش و قیمت او نزد خداوند است. 27. انسان خلق شده تا به كمالات مافوق حیوانی برسد و به همین دلیل خداوند بر روی روابط انسان مقررات خاصی وضع كرده است. 28. معیار كلی در برقراری هر ارتباطی، هماهنگی و همسویی آن ارتباط است با حركت كلی انسان به سوی ارزش‌های مافوق حیوانی. یعنی شرط اصلی برقراری یك ارتباط آن است كه ببینیم آیا آن ارتباط با خوشبختی ما سازگاری دارد یا خیر؟ 29. معیار كلی انتخاب از معیار كلی ارتباط به‌دست می‌آید. در واقع از آنجا كه هر انتخابی منشأ یك سلسله ارتباط نیز هست معیار ثابت و كلی در انتخاب ، همان حفظ سلامت روح است. 30. به‌طور كلی تأثیرگذاری مردان بیش از زنان است و از آن طرف تأثیرپذیری زنان بیش از مردان است لذا در ملاكهای انتخاب گفته‌اند دختر حق ندارد با مردی كه از نظر روحی و دینی ضعیف است ازدواج كند. 31. وقتی شخصیت انسان شكل گرفت انسان بر اساس آن عمل می‌كند و در قرآن نیز آمده كه: «كلّ یعمل علی شاكله»، یعنی هر انسانی بر اساس شكل روح خودش عمل می‌كند. 32. كسی كه گرایش به فساد دارد درواقع روحش او را به فساد كشیده است. این نشان می‌دهد كه روح او قبلاً متناسب و هم‌سنخ با یك گناه شده است. 33. گفتار و كردار افراد نشان‌دهنده این است كه روحشان در چه موطنی قرار دارد، آیا در موطن گیاهی است یا حیوانی و یا انسانی؟ 34. در روایت است كه حیا 10 قسم است، 9 قسم آن در زنهاست و یك قسم در مردها است. 35. انتخاب‌ها به‌طور كلی به سه دسته تقسیم می‌شود: انتخاب كم اثر، انتخاب بی‌اثر، انتخاب مؤثر.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1169
زمان انتشار: 11 دسامبر 2014
| |
میثاق خواهران ، جلسه ۲

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق خواهران ، جلسه ۲

شناخت از خود، كلید سعادت دنیوی و اخروی است. نشناختن عوامل سعادت موجب خود فروشی انسان به اندك بهایی است. علت شرافت انسان بر سایر موجودات به‌خاطر نفخة الهی در اوست. به گزارش منتظران منجی (عج)، در جلسه دوم «میثاق خواهران»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: روان‌شناسی انتخاب و رابطة آن با جهان‌بینی و شخصیت، معیار اصلی انتخاب (قسمت اول) 1. شناخت از خود، كلید سعادت دنیوی و اخروی است. 2. نشناختن عوامل سعادت موجب خود فروشی انسان به اندك بهایی است. 3. بر سر راه خودشناسی موانعی وجود دارد. 4. سه راه طبیعی برای خودشناسی وجود دارد. 5. تكیه به معلومات محدود انسانی راه مطمئنی برای خودشناسی نیست. 6. تكیه به نظرات دانشمندان به دلیل محدود بودن علم آنها و اختلافات موجود در نظرات آنها را قابل اعتمادی برای خودشناسی نیست. 7. چرا برای خودشناسی باید تنها به خداوند تكیه كنیم؟ 8. علت شرافت انسان بر سایر موجودات به‌خاطر نفخة الهی در اوست. 9. موجودات از نظر ظرافت وجودی و كمالاتشان به 4 دسته تبدیل می‌شوند. 10. ‌جمادات، نباتات و حیوانات و بیان برخی از ویژگی‌های وجودی آنها. 11. ‌انسانی كه در زندگی به قدرت بدنی، زیبایی، تغذیه و تولیدمثل بسیار زیاد توجه دارد خود را در حد گیاهان پایین آورده است. 12. ‌انسانی كه زندگی‌اش را به اموری مثل مسكن‌گزینی، تفریح، شهوترانی و كمالاتی از این قبیل می‌گذراند خود را در حد حیوانات كوچك كرده است. 13. ‌اگر تعریف از انسان اشتباه باشد جایگاه انسان گم می‌شود.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1167
زمان انتشار: 11 دسامبر 2014
| |
میثاق خواهران ، جلسه ۱

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

میثاق خواهران ، جلسه ۱

به گزارش منتظران منجی «عج»، عناوین جلسه اول «میثاق خواهران»، آن در زیر می آید:  ضرورت آموزش قبل از ازدواج 1. عمومیت آموزش قبل از انجام هر عمل 2. انجام عمل بدون آگاهی باعث لطمات و خسارات زیاد می‌شود. 3. انجام عمل بدون آگاهی باعث دور شدن از مقصد اصلی است. 4. ازدواج باید باعث آرامش باشد نه شروع مشكلات و ناراحتی‌ها 5. انواع آموزش قبل از ازدواج 6. ورود به هر مرحله مستلزم شناخت آن مرحله است. 7. تأثیر و تاثر شدید ازدواج 8. ایجاد مشكلات زمان ازدواج به خاطر جهالت (تعابیر مختلف جهالت) 9. كمبود مراكز آموزشی جهت امر ازدواج 10. آموزش‌های قبل از ازدواج در تعالیم دینی و دین مقدس اسلام 11. حیاء كاذبانه و جاهلانه در یادگیری مسائل ازدواج

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1166
زمان انتشار: 11 دسامبر 2014
| |
حدیث عنوان بصری ، جلسه 10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

حدیث عنوان بصری ، جلسه 10

اگر تمام شرایط زندگی فراهم باشد و زندگی بر وفق مراد باشد و من بداخلاق نباشم كه شرط نیست، هنر آن است كه در موقع گرفتاری، تعادل را حفظ كنیم. حلم نظم كار مؤمن است. حضرت می‌فرماید: اگر حلم در كارهای مؤمن نباشد هیچ كدام از عبادتهایش برایش باقی نمی‌ماند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه دهم «شرح حدیث عنوان بصری»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید:  اركان عبودیت 1. بردباری نوری است كه ریشه آن عقل و خرد است. 2. بردباری میوه علم است. هرقدر شخص عاقل‌تر باشد، بردبارتر است. 3. از شاخه‌های حلم تحمل است یعنی تغافل نسبت به كارهایی كه دیگران با ما می‌كنند. 4. نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصف دیگر آن بی‌خیالی است. 5. اشاره به داستان آیت‌ا... بروجردی كه برای تنبیه خود در مورد كم‌صبری یكسال روزه گرفتند. 6. اشاره به داستان سعد، صحابی پیامبر كه به خاطر سوء خلق فشار قبر داشت. 7. حلم تمام عقل است، یعنی آنجا كه ما كم می‌آوریم به عقلمان لطمه وارد شده است. 8. اگر تمام شرایط زندگی فراهم باشد و زندگی بر وفق مراد باشد و من بداخلاق نباشم كه شرط نیست، هنر آن است كه در موقع گرفتاری، تعادل را حفظ كنیم. 9. طبق آیه قرآن: وقتی كه بلا به سر ما می‌آید اتصال به ابدیت پیدا می‌كنیم. 10. خدا را نباید با طبیعتمان ارزیابی كنیم. بر مبنای فطریات ارزشیابی كنیم. 11. حلم نظم كار مؤمن است. 12. حضرت می‌فرماید: اگر حلم در كارهای مؤمن نباشد هیچ كدام از عبادتهایش برایش باقی نمی‌ماند. 13. یكی از صفات خدا این است كه هیچ شأنی او را از شأن دیگر غافل نمی‌كند و چیزی را به حساب چیز دیگری نمی‌گذارد پس ما هم سعی كنیم شبیه خدا شویم. 14. مرد سه وظیفه اصلی دارد: كمترین آن تأمین مادی است، واجب‌تر از تأمین مادی، تأمین عاطفی است. 15. خانواده و بچه‌ها اگر تأمین معنوی شوند، عدم تأمین مادی زندگی را خراب نمی‌كند. 16. وظیفه سوم مرد، اشباع معنوی خانواده است. 17. یكسره به طبیعت و ناخود رسیدن كه هنر نیست. الگوی ما باید سه سال شعب ابی‌طالب و 3 روز انفاق پشت‌سر هم اهل بیت «علیهم‌السلام» باشد، بدون آنکه خود چیزی بخورند. 18. سخت‌گیری بی‌موقع به بچه در مسائل مذهبی بچه را عقده‌ای بار می‌آورد، باید در خانه جذابیت ایجاد كرد. 19. بافت انسان با عاطفه، با محبت و معنویت است اگر این دو در خانه تأمین شود، فرزند سمت فسق و گناه نمی‌رود. 20. در حدیث داریم: انسان هرقدر ایمانش بالا برود، عاطفه‌اش قوی‌تر می‌شود. به‌خصوص نسبت به همسر مهرورزی زیاد می‌شود. 21. بسیاری از ریشه‌های عصبانیت‌، بی‌مهری و بی‌صبری‌ها برای این است كه ما درست نمی‌توانیم بلاها را تفسیر كنیم.  

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1165
زمان انتشار: 11 دسامبر 2014
| |
حدیث عنوان بصری ، جلسه 9

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

حدیث عنوان بصری ، جلسه 9

خداوند هم در قرآن می‌فرماید: زمانی كه جاهلین با مؤمنین برخورد می‌كنند، زود رد می‌شوند و خداحافظی می‌كنند یك به دو نمی‌كنند. در روابط دو مؤمن باید خیلی مواظب باشند كه برای همدیگر امواج منفی نفرستند. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه نهم «شرح حدیث عنوان بصری»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که عناوین آن در زیر می آید: اركان عبودیت 1. حلم حجابی است که انسان را از آفات و موانع دور نگه می‌دارد. 2. حلم از فطرت انسان پاسداری می‌كند اگر كسی حلم نداشته باشد، فطرتش آسیب می‌بیند. 3. اَنَس بن مالک می‌گوید: من سالها خدمت پیامبر بودم، هیچ‌وقت كلمه‌ «ای كاش» را از ایشان نشنیدم. 4. هر بار جوش زدن و عصبی شدن هزینه هنگفتی بر گردن ما می‌گذارد. 5. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرماید: اشخاص حلیم هم گاهی اوقات دچار لغزش می‌شوند. 6. مهم‌ترین شاخصه یك مدیر در هر منصبی، حلم است. 7. ورود به سیاست بدون حلم یعنی فاجعه. چه به عنوان عالم سیاسی و چه به عنوان طرفدار. 8. كسی كه در موضع حلم از امامش جلو بیفتد، بی‌دین و فارغ است و اگر عقب بیفتد، گمراه است. 9. خداوند هم در قرآن می‌فرماید: زمانی كه جاهلین با مؤمنین برخورد می‌كنند، زود رد می‌شوند و خداحافظی می‌كنند یك به دو نمی‌كنند. 10. در روابط دو مؤمن باید خیلی مواظب باشند كه برای همدیگر امواج منفی نفرستند. 11. از طرف ما نباید شعله ایجاد شود، وقتی تو اینجا جهنم را سوزاندی، جهنم نمی‌تواند تو را بسوزاند. 12. این فهم مهمی است كه قرآن به ما می‌دهد كه هیزم جهنم مردم هستند و این فهم است كه حلم می‌آورد. 13. علامه می‌فرماید: شیطان گاهی اوقات مؤمن را تا برزخ هم تعقیب می‌كند و آنجا او را به زمین می‌زند. 14. باید حریم رفاقت را نگه داشت و نگذاشت كه به هم بخورد چون رفاقت یك تقدسی دارد. 15. خیلی توصیه شده به داشتن رفیق و زیاد كردن آن. 16. حلم پوزه‌بند سفیه است. 17. پیامبر می‌فرماید: هركس بگومگو كند من شفاعتش نمی‌كنم. شفاعت برای زناكار، قمارباز، شرابخوار است، ولی برای كسی كه اهل بگومگو است، نیست.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1164
زمان انتشار: 10 دسامبر 2014
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲) - فراز پانزدهم

دومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۲)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲) - فراز پانزدهم

معشوق نهایی و مطلق انسان، خداوند است (لا اله الا الله). برای فانی شدن در این اِله، ابتدا باید او را در جلوه­ها و اسم­های گوناگون دید، شناخت و پیدا کرد. بنابراین کارِ اصلی و اساسی یک انسان رؤیت حق در جلوه­ها و اسماء گوناگون و سپس تشبه و تخلق به این اسماء و صفات است. پس صحیح دیدن (رؤیت) از مهم‌ترین اهداف ما به شمار می­رود. ما باید قدرت دیدن «الظاهر» را در مظاهر گوناگونش کسب کنیم. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه پنجم «شرح خطبه امام رضاع (۲) »، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: فراز پانزدهم: «أحد لا بتأویل عدد، ظاهرٌ لا بتأویل المباشره، متجلّ لا باستهلال رؤیه، باطنٌ لا بمزایله، مباینٌ لا بمسافه، قریب لا بمداناه، لطیف لا بتجسّم»؛ یکتاست نه به مفهوم عددی، ظاهر است نه به معنای جلوه ظاهری، جلوه می­کند نه به این معنا که بشود در پی دیدنش بود، باطن است نه به معنای جدا بودن (از نقطه­ای معین)، جداست نه به معنای مسافت داشتن، نزدیک است نه به معنای نزدیکی ظاهری و محسوس و لطیف است نه به معنای جسمی آن. امام رضا «علیه‌السلام» در این فراز، شروع به معرفی اسماء خداوند می­نماید، اما در کنار هر اسمی، برداشتهای نادرستی که ممکن است از آن اسم شود را نیز ذکر می­فرماید تا ذهن ما به بیراهه نرود. أحد: اینکه می­گوییم خداوند أحد است به این معنا نیست که از او فقط عدد وجود دارد، و ممکن است زمانی، دومی هم برایش بوجود آید. مثل اینکه تا کنون فقط یک خورشید در منظومه­ی شمسی شناخته شده است. پس ما فقط یک خورشید داریم. اما ممکن است زمانی در یک منظومه­ی دیگری، خورشیدِ دومی هم شناخته شود. اسم أحد زمانی بکار می­رود که با یک وجود ممتاز مطلقی سر و کار داریم که هرگز دومی برایش وجود نخواهد داشت. أحد یکتائی است، یعنی بی نهایتی که دو بردار نیست. الظاهر: او آشکار و پیداست، اما نه به آن معنا که بتوان به ذات او راه یافته و با او مباشرت ورزید (ارتباط فیزیکی برقرار کرد)، کلمه­ی ظاهر، اسم فاعل است، مثل کاتب (نویسنده)؛ نویسنده کسی است که نویسندگی‌اش ظهور می­یابد. اما وقتی می­گوییم خداوند ظاهر است، اسم فاعل به معنای ظهور کننده را به کار برده­ایم، یعنی کسی که از مقام خفا و بطون درآمده و خودش را به ما نشان می‌دهد. در سوره­ حدید، آیه 3 داریم؛ «هو الأول و الاخر و الظاهر و الباطن». جالب اینجاست که در این آیه خداوند تنها و تنها خودش را ظاهر معرفی می­نماید. چرا که تمام مخلوقات در واقع ظهورات او بوده و به واسطه­ی ظهور خداوند، وجود یافته­اند. پس هیچ حضوری بدون ظهور او ظاهر نیست و حقیقتاً فقط اوست که ظاهر است. به شب توجه کنید، به محض آنکه نور از میان رفته و شب فرا می­رسد، تمام آنچه که در پیرامون ماست، ظهور و جلوه­اش را از دست می­دهد. اگر شبی در کار نبود، ما هرگز به وجود نور پی نمی­بردیم. نور ذاتاً ظاهر است و موجب ظهور بقیه­ی چیزها می­شود. نور همه چیز را به ما می­نمایاند، پس ظاهر و ظهور دهنده است، اما از شدت ظهور، خودش دیده نمی­شود؛ از این‌روست که باطن (مخفی) است، خداوند نیز از شدت ظهورش مخفی است. به عنوان مثال، زمانی که ما به مظهری از مظاهر خداوند نگاه می­کنیم (مثل یک درخت) قطعاً می‌دانیم که این درخت از ذاتِ خداوند تجلی یافته و ظاهر شده است. اما توجه ما به آن درخت، سبب می­شود که ذهن ما منحصراً معطوف آن درخت شده و از توجه به حقیقتی که از آن تجلی و ظهور یافته­است، غافل می­شویم. از همین روست که می­گوییم خداوند از شدت ظهورش مخفی (باطن) است، یعنی در حالی که حضور قطعی دارد (ظاهر)، ظهور ندارد (دیده نمی­شود). به آیات زیر توجه کنید: 1- «کلّ شیء هالک الا وجهه». (سوره قصص، آیه 28) 1-    «کلّ من علیها فان، و یبقی وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام». (سوره الرحمن، آیه 26 و 27) همه چیز فانی می­شود ... فانی به چه معناست؟ آیا همه­ ی آنچه در پیرامون ماست، نیست و نابود می­شوند؟ هرگز، چرا که اساساً چیزی به اسم نابودی و عدم وجود ندارد. تمام ظهورات خداوند بعد از فانی شدن به اصل وجود خود که همان وجه پروردگارشان است و از آن ظهور یافته­ اند، باز می­گردند. به مثال زیر توجه فرمایید: هر موج در یک اقیانوس، دارای آثار تخریبی و قدرت خاصی است که بعد از طیِ مسیری مشخص در اقیانوس یا دریا فانی می­شود. فانی شدن یک موج به معنای هلاک شدن و نابودی آن نیست، بلکه به معنای بازگشتش به آغوش خودِ اقیانوس است. تمام جلوه­ها و صورت­های خداوند در عالم فانی می­شوند؛ اما وجود خداوند (وجه ربّک) هرگز فانی نمی­شود، چرا که ظهورات دوباره به وجود او بر می­گردند؛ «انا لله و انّا الیه راجعون». از اسم ظاهر تا رؤیت حق غایت نهایی انسان آنجایی است که بتواند خدا را در همه چیز ببیند. «رؤیت حق»، و یا به عبارت دیگر لقاء حق در همه چیز، مقامِ کمال انسان است. معشوق نهایی و مطلق انسان، خداوند است (لا اله الا الله). برای فانی شدن در این اِله، ابتدا باید او را در جلوه­ها و اسم­های گوناگون دید، شناخت و پیدا کرد. بنابراین کارِ اصلی و اساسی یک انسان رؤیت حق در جلوه­ها و اسماء گوناگون و سپس تشبه و تخلق به این اسماء و صفات است. پس صحیح دیدن (رؤیت) از مهم‌ترین اهداف ما به شمار می­رود. ما باید قدرت دیدن «الظاهر» را در مظاهر گوناگونش کسب کنیم. اکنون، به راحتی مفهوم روایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» را درک می­کنیم؛ «من هرگز ربی را که ندیده­ام، عبادت نکرده­ام» (علی علیه‌السلام) باید با اسم ظاهر انس گرفته و همنشینی کنیم، تا این اسم در درون ما به اثبات نرسد، نمی­توانیم خدا را بیابیم، عاشقش شویم و در هر شیء به ملاقاتش نائل شویم. باید تمرین را آغاز کنیم، در مباحث گذشته نیز گفتیم که مقدمه­ی هر تمرین، پاکسازی روح و دوری از گناه است. بعد از آن باید در کنار هر پدیده­ای بنشینیم و سعی کنیم که هم مظاهر را ببینیم و هم ظاهر را. آن‌وقت آرام آرام تکرار کنیم، یا ظاهر، یا ظاهرُ... هر پدیده، پُر است از خدا، فقط باید چشمانمان را خوب باز کنیم: 1-    هو معکم، اینما کنتم 2-    أینما تولّوا، فثمّ وجه الله یار نزدیک تر از من به من است            وین عجب‌تر که من از وی دورم!!! هر چه سرمایه­گذاری ما روی این اسم بیشتر شود؛ رؤیت‌های صحیح ما نیز بیشتر می­شود. سپس آرام آرام از غفلتِ آلودگی‌هایمان کاسته شده و حملات شیطان برای ما قابل شناسایی می­گردد. دیگر بوی وسوسه­هایش را ادراک می­کنیم و تمییز حق از باطل برایمان آسان­تر می­گردد. ما زمانی گرفتار توهمات، ترس­ها، خیالات غلط، اضطراب­ها و ... می­شویم که کمالی را به خویش نسبت داده و به آن مباهات ورزیم. اگر بیاموزیم که خداوند را در درونمان ببینیم و مرجع هر کمالی را از وجود او بدانیم، هرگز به تکبر آلوده نخواهیم گشت. فراموش نکنیم، اگر اسم ظاهر را در پدیده­های اطراف و حتی در وجود خودمان گم نکنیم، قطعاً راه را نیز گم نخواهیم کرد. پایان تمام ترس­ها و اضطراب­های زندگی ما، زمانیست که بتوانیم ظاهر را در مظاهر ببینیم، و این ظاهر سلطان قلب ما باشد، نه مظاهر تن. عبدِ او باشیم، نه عبد مظاهرش... تهدید بزرگ! خطر بزرگی تهدیدمان می­کند و آن این است که اگر در دنیا موفق به رؤیت حق در پیرامونمان نشویم، در واقع کور زیسته­ایم و در آخرت نیز از لقاء حق بی­بهره خواهیم ماند. «و من کان فی هذهِ أعمی، فهو فی الاخره أعمی...»؛ و آنکس که در دنیا کور زیسته است، پس در آخرت نیز کور خواهد بود. (سوره اسراء، آیه 72) چنین انسانی در آخرت می­پرسد، خدایا من در دنیا بینا بودم، چرا اکنون نمی­بینیم. خدا می­آید، درست است؛ می‌دیدی! اما مظاهر را، و ظاهر (خداوند) را فراموش کرده­ بودی. از همین رو، امروز فراموش خواهی شد. و این جز همان عملی نیست که در دنیا مرتکبش شده­ای.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1163
زمان انتشار: 10 دسامبر 2014
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲)- فراز چهاردهم

دومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۲)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲)- فراز چهاردهم

«لا یتغیّر الله بتغییر المخلوق، کما لا یتحدّد بتحدید المحدود»؛ خداوند با دگرگونی مخلوقات، تغییری نمی­کند، همانطور که با محدود شدن آنها، محدود نمی­شود. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه چهارم «شرح خطبه امام رضاع (۲)»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: فراز چهاردهم: «لا یتغیّر الله بتغییر المخلوق، کما لا یتحدّد بتحدید المحدود»؛ خداوند با دگرگونی مخلوقات، تغییری نمی­کند، همانطور که با محدود شدن آنها، محدود نمی­شود. خداوند خالقی نامحدود است که تغییر و دگرگونی در او راه ندارد. تمام مخلوقاتِ خداوند ممکن است دستخوش تغییر شده و از صورتی به صورت دیگر درآیند، اما تمام این دگرگونی­ها منحصراً مربوط به تجلیات و ظهوراتِ محدود خداوند در عالم هستند و هرگز در ذات بینهایت و نامحدود او راه ندارند. همان‌گونه که ظهورات محدود، هرگز نمی­تواند ذاتِ خالقشان را محدود کرده و در او اثرگذار باشند.

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1162
زمان انتشار: 10 دسامبر 2014
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲)- فراز سیزدهم

دومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۲)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲)- فراز سیزدهم

«و من غایاهُ، فقد جزّاه، و من جزّاهُ فقد وَصفه، و من وصفه فقد ألحدَ فیه»؛ و هر کس برای او پایانی قرار دهد، او را تجزیه کرده است. و هر کس او را به اجزاء تقسیم کند، به تحقیق او را توصیف کرده است، و هر کس که او را توصیف کند، به تحقیق از او منحرف شده­ است. به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه سوم «شرح خطبه امام رضاع (۲)»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: فراز سیزدهم: «و من غایاهُ، فقد جزّاه، و من جزّاهُ فقد وَصفه، و من وصفه فقد ألحدَ فیه»؛ و هر کس برای او پایانی قرار دهد، او را تجزیه کرده است. و هر کس او را به اجزاء تقسیم کند، به تحقیق او را توصیف کرده است، و هر کس که او را توصیف کند، به تحقیق از او منحرف شده­ است. اگر پایانی برای خداوند قائل شویم، او را محدود نموده ­ایم. محدود کردن چیزی نیز به معنای تجزیه ­پذیری آن است. و آنچه که قابل تقسیم به اجزاء کوچکتر باشد، قطعاً قابل شناخت و توصیف می­باشد. رسیدن به این مرحله که بتوان پروردگار عالم را توصیف نمود در واقع انحراف از اعتقاد و معرفت صحیح نسبت به خداوند بوده و نوعی کفر به شمار می­رود.

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 1161
زمان انتشار: 10 دسامبر 2014
| | |
شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲) - فراز دوازدهم

دومین کارگاه آموزشی توحید - اردوی نسیم حیات (۲)

شرح خطبه توحیدی امام رضا(ع) (۲) - فراز دوازدهم

بدون تفکر در ساخته­های خداوند و با اکتفا بر مطالعات عقیدتی و الهی، هرگز نمی­توان مسیر معرفت را کامل و دقیق پیمود. هر اندازه قدرتِ ایمان در شخصی افزایش یافته و سطح معرفتی­اش بالاتر می­رود، نگاهِ ریزبین او به طبیعت و در نتیجه تحقیقاتش در ساخته­های پروردگار افزایش می­یابد. «تفکر» در نگاهِ پیشوایان معصوم ما، چنان ارزشمند است که امام علی «علیه السلام» می­فرمایند: «افضل العباده، إدمان»؛ برترین عبادت اندیشیدن مداوم است. (کافی، ج ۲، ص 55) به گزارش منتظران منجی «عج»، در جلسه دوم «شرح خطبه امام رضاع (۲)»، استاد محمد شجاعی به ادامه بحث پرداختند که شرح آن در زیر می آید: فراز دوازدهم؛ در این فراز، امام رضا «علیه‌السلام» 6 سؤال جاهلانه و شیطانی را که ممکن است به عقل هر انسانی خطور کند، برمی­شمرد. بنابراین با حذف این گونه ابهامات، قطعاً عقل شفاف­تری را برای خویش رقم خواهیم زد. «و من قال کیف، فقد شبّهه، و من قال لم، فقد علّله، و من قال متی فقد وقّته، و من قال منم فقد ضمّنه، و من قال الام، فقد نّهاه، و من قال حتّام فقد غیّاه، و من غیّاه، فقد غایاه.»؛ هرکس گفت: «چگونه است» وی را تشبیه کرد و هر کسی گفت: «چرا» برای او علت قائل شده است. آن‌که گفت: «کی» او را زمان‌مند ساخت و هرکس که گفت: «در چه چیز» او را در ضمن چیز دیگری قرار داده است. و هرکس او را متناهی شمرد برای او پایانی در نظر گرفته است. 1-   برای فهم کیفیت و چگونگی خداوند، باید او را به تجلیات محدودش تشبیه کرد. درست مثل مثال قبل، آیا می­توان خصوصیات صاحبِ یک صوت را به ویژگی­ همان صوت نسبت داد؟ این سوال از پایه نادرست و بی­اساس می­باشد. 2-   برای پاسخ به این پرسش که «خداوند چرا وجود دارد؟» باید خداوند را معلول فرض نموده و برایش علت بیاوریم، آیا خارج از وجودِ نامحدود خداوند، موجودی وجود داشته­است که به علتی او را خلق کرده­باشد. 3-   یک وجود نامحدود، در حیطه­ی زمانی محدود جا نمی­گیرد. پس زمان­مند کردن موجودی نامحدود، اساساً اشتباه می­باشد. 4-   این پرسش که خداوند «در چیست؟» حاکی از مکانِ مخصوص خداوند است. و باز هم یک وجود نامحدود در مکان محدود، جا نمی­گیرد. 5-   پرسش از اینکه وجود خداوند تا کی هست، نیز متناهی دانستن اوست. متناهی دانستن یک وجود نامتناهی نیز از پایه اشتباه است. 6-   پرسش از پایان مقصد خدا نیز به آن دلیل که تنها موجود محدود می­تواند پایان داشته­باشد، غلط می­باشد. غایت، مقصد و طرفی است مشخص که موجودِ محدود به سوی آن در حرکت است. تفکر و حذف ابهامات جاهلانه امیرالمؤمنین «علیه السلام» می­فرمایند: «لا عباده کالتفکر فی صنعه الله عزوجل»؛ هیچ عبادتی مانند تفکر در آفرینش خداوند نیست. امالی طوسی، ص 146 بدون تفکر در ساخته­های خداوند و با اکتفا بر مطالعات عقیدتی و الهی، هرگز نمی­توان مسیر معرفت را کامل و دقیق پیمود. هر اندازه قدرتِ ایمان در شخصی افزایش یافته و سطح معرفتی­اش بالاتر می­رود، نگاهِ ریزبین او به طبیعت و در نتیجه تحقیقاتش در ساخته­های پروردگار افزایش می­یابد. «تفکر» در نگاهِ پیشوایان معصوم ما، چنان ارزشمند است که امام علی «علیه السلام» می­فرمایند: «افضل العباده، إدمان»؛ برترین عبادت اندیشیدن مداوم است. (کافی، ج ۲، ص 55) البته صنایع خداوند نیز به سه دسته تقسیم می­شوند که می­توان از راه مطالعه و تحقق و تفکر در آنها، به عقل شفاف­تری رسید. 1-    بیرون از وجود انسان 2-    در وجود انسان 3-    تاریخ و مطالعه­ی آثار دلایلی و ربوبی خدا در سیر زندگی گذشتگان. حجاب عادت، بزرگترین مانعِ تفکر و کسب عقل شفاف بزرگترین مانع تفکر در صنایع خدا و عدم نگاه صحیح و دقیق به جهان، حجابِ عادت است؛ عادی شدن محیط اطراف ما، پرده­ای بر روی دیدگانمان انداخته است که اگر آنرا از میان برداریم، قطعاً هر نگاه ما به عالم هستی، رؤیت حق و معراج به آغوش پروردگار خواهد بود، نگاهِ ما اگر با تفکر همراه شود، می­تواند آرام آرام حجاب عادت را از مقابل دیدگانمان حذف نماید. انسانی که نظام رؤیتش به طبیعت اصلاح نشود، به یقین نظام رؤیاهایش نیز اصلاح نشده و باب رؤیاهای راهگشا و نورانی برایش گشوده نخواهد شد. رؤیت­های خوب همراه با تمرکز و تفکر، درهای قلوب ما را به سوی غیب خواهند گشود. در واقع اصلاح نظام رؤیت انسان به جهان، راهی میان بُر است در مسیر کسب کمالات انسانی، از این راه می­توان کارهایی را انجام داد و یا به مقاماتی رسید که در نظر اول، بسیار دشوار و یا غیر ممکن به نظر می‌رسیدند. پیشتر گفتیم که نگاه‌های ما، افکار ما را می­سازند، و افکار ما، انتخاب‌ها، ارتباط­ها و رفتارهایمان را. بنابراین بسیار روشن است که نگاه صحیح در نهایت، تمامِ زندگی ما را اصلاح خواهد کرد. پس درگیرشدن و مبارزه با تمامِ عادات غلط، که مهم‌ترینشان عادتِ رؤیتِ نادرستِ جهان هستی است، می­تواند انسان را حتی به عالی­ترین درجاتِ انسانی برساند. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می­فرمایند: درک نمی­کند درجات را، کسی که مطیع عادت­هایش است. و در جای دیگر می­فرمایند: «الفضیله؛ غلبه العاده»؛ فضیلت آن است که انسان بتواند بر عادت‌هایش غلبه کند. (غررالحکم، ص 322) عادات ما، دشمنانی هستند که اگر با آنها مبارزه نکنیم، قطعاً ما را به اسارت خویش درخواهند آورد. فراموش نکنیم که: باید عادت­ها را تغییر دهیم، تا طاعت­ها بر ما آسان شوند. چند هشدار قرآن برای اهل غفلت خداوند حکیم در قرآن، چند هشدار تند برای انسان­هایی که خوب نگاه نمی­کنند و یا خوب فکر نمی­کنند، دارد؛ 1-    «أم تحسبُ انّ اکثرهم یسمعون او یعقلون، ان هم الا کالانعام، بل هم اضلّ سبیلا»؛ آیا می‌پنداری که اکثر این کافران حرفی می­شنوند یا فکر و تعقلی دارند، حاشا اینان در بی‌عقلی بس مانند چهارپایانند بلکه نادان و گمراه­تر. (سوره فرقان، آیه 44) 2-    «أریتَ من اتّخذ الهه هواه، أفانت تکون علیه وکیلا»؛ (ای رسول) دید حال آنکس که هوای نفسش را خدای خود ساخت، آیا تو حافظ و نگهبان او از هلاکت می­توانی باشی. (سوره فرقان، آیه 43) 3-    « و ما کان لنفس ان تؤمن الا باذن الله، و یجعل الرّجس علی الذین لا یعقلون»؛ نفوس بشر را تا خدا رخصت ندهد، ایمان نیاورد و پلیدی را خدا برای مردم بی­خرد که عقل را بکار نبندند مقرر می­دارد. (سوره یونس، آیه 100) فراموش نکنیم که: بکار بستن دو عامل، لازمه­ ی عضویت در اهل بهشت است: 1- خوب شنیدن، 2- خوب فکر کردن «و لا تکونوا کالّذین قالوا سمعنا و هم لا یسمعون» «انّ شرّالدّواب عندالله الصُّمُّ البُکمُ الّذین لا یعقلون»؛ و شما مؤمنان چون منافقان نباشید که گفتند شنیدیم و به حقیقت نشنیدند. بدترین جانوران نزد خدا کسانی هستند که از شنیدن و گفتن حرف حق کر و لالند و اصلاً تعقل نمی­کنند. (سوره انفال، آیه 21 و 22) شنیدن و دیدن آیات خدا در هر زمان و مکان امکان‌پذیر است، اما چه بسا بسیاری از معاصرین پیغمبر که شاهد پیامبری ایشان و نزول قرآن بودند، ایمان نیاوردند. در حالی که عنایت خداوند، نور ایمان را در قلوب انسان‌هایی تابانید که قرن­ها با عصر پیامبر فاصله داشتند. آیات بالا بسیار تکان­دهنده و هشداردهنده می­باشند، کمی دقیق­تر باشیم. کانون تمام خوشبختی­ها و یا بدبختی­ها، در وجود خودمان است. تنها تفکر راه نجات ما به سوی نور است. اگر بیاموزیم که درست فکر کنیم، می­توانیم سال‌های متمادی مسیرهای اشتباهی را که پیمودیم جبران کنیم. نمونه­هایی برای اندیشیدن یکی از دو پرسش اساسی برای تفکر آن بود که «باید به چه چیزهایی فکر کرد؟» قرآن به چند نمونه از مصادیق تفکر در طبیعت اشاره می­کند: تفکر در خلقت 1-    آب: به آیات دهم و یازدهم سوره­ی نحل توجه فرمایید: «هوالّذی أنزل من السّماء ماء لکم منه شراب و منه شجر فیه تسیمون» «ینبت لکم بی الزّرع و الزّیتون و النّخیل و الاعناب و من کل الثّمرات، انّ فی ذلک لایه لقوم یتفکرون»؛ اوست خدایی که آب را از آسمان فرو فرستاد که از آن بیاشامید و درختان پرورش دهید (تا از میوه­هایش بهره­مند شده و از برگ‌هایش حیواناتتان بهره ­برند) و هم زراعت‌های شما از آن آب باران برویند و درختان زیتون و خرما و انگور و از هر گونه میوه بپرورد، در این کار آیت و نشانه­ی قدرت الهی برای اهل فکر پدیدار است. کمی در این دو آیه دقیق شویم؛ یک نفر به فکر ماست... او همان کسی است که (هوالذی) به میزان لازم، آب از آسمان فرو می‌فرستد و آن را منشأ حیات تمام موجودات قرار می­دهد. (انزل من السماء ماء لکم). این آب نوشیدنی شماست که میان آن و تک تک سلول­هایتان ارتباط و یک­پارچگی وجود دارد (مِنهُ شَراب). مقداری از این آب هم جذب درختان می­شود، تا از میوه­های آن تناول کرده و یا از برگ‌هایشان، حیواناتتان استفاده کنند. (مِنهُ شَجرٌ فیه تُسیمون). با همین آب، درختان گوناگونی پرورش می­یابند که با یک تغذیه­ی مشابه، ثمرات بسیار بسیار متفاوتی را به بار می­نشانند که هر کدام خواص غذایی و دارویی ارزشمندی را به بشر عرضه می­دارند. تفکر در خلقت آسمان و زمین «و سخّر لکم اللیل و النّهار و الشّمس و القمر و النّجوم مسخّراتٌ بامره، انّ فی ذالک لایات لقوم یعقلون» (سوره نحل،‌ آیه 12) و هم شب و روز، و خورشید و ماه را برای زندگی شما در گردون مسخر ساخت و ستارگان آسمان را بفرمان خویش درآورد، در این کار آیت و نشانه­های قدرت خدا برای اهل خرد، پدیدار است. آیا تا کنون با خودمان فکر کرده­ایم که چرا خداوند این خلقت عظیم را برای ما به تسخیر درآورده است؟ هدف او از برپایی این تشکیلاتِ بی­نظیر چه بوده­است؟ و یا اینکه او در برابر این همه شکوه و تشریفات، از ما چه می­خواهد؟ خداوند بارها و بارها خود را با لفظ، «هوالذی...» معرفی می­نماید، مانند «هوالّذی أنزل ... هوالذی خلق... هوالذی سخّر...» اما به آفرینش خود انسان که می­رسد، می­فرماید؛ «تبارک الله احسن الخالقین» (سوره مؤمنون، آیه 14) مگر انسان چه ساختاری دارد که خداوند، اینگونه از آفرینش او، ندای تبریک سر می­دهد؟ و یا چه غایتی در انتظارش است که تمامِ آسمان­ها و زمین و هر چه در آنهاست، با ساختار وجودِ او هماهنگ گشته­اند؟ کمی به این ساختار عظیم و ظریف بیندیشیم. تفکر در اختلاف رنگ­ها «و ما ذَرَأَ لکم فی الارض مختلفاً الوانه، انّ فی ذلک لایه لقوم یذکرون» (سوره نحل، آیه 13) و در زمین آنچه را برای شما آفرید به انواع گوناگون و اشکال رنگارنگ درآورد و در این کار هم آیت و نشانه­ی الهیت بر مردم هشیار پدیدار است. اختلاف رنگ‌ها در محصولاتی که برای ما زمین روییده است نیز از نمونه­هایی است که خداوند ما را به تفکر در آن­ها دعوت می­کند. به عنوان مثال تنوع رنگ در انواع مختلف انگور و یا انواع مختلف صیفی­جات و یا سبزیجات و... که هرکدام دربرگیرنده­ی خواص مختلفی می­باشند، از اموراتِ عجیب و ظریفِ این عالم‌اند. گویی هر رنگی، زبان گویایی از پروردگارش است که می­توان با تأمل و دقت این زبانِ پر نکته را فرا گرفت. یادمان باشد که تک‌تک نعمت­های خدا، هدایایی هستند که هر لحظه بی­واسطه آنها را از دستانِ مهربانِ خودش دریافت می­کنیم، بی­آنکه حتی یکبار، دستانِ او را در پسِ این نعمت­ها دیده و بوسه­ای تقدیمش کنیم. یاد بگیریم، نعمت­های او را فقط از دستان خودش بگیریم. بعد به چشمانمان تعارفشان کنیم، چشمانمان که سیر شدند، لمسشان کنیم، ببوئیمشان، ببوسیمشان و بعد، آنها را به وجودمان هدیه کنیم. تفکر در دریا: «هوالذّی سخّر البحر لتأکلوا منه لحماً طریّاً و تستخرجوا منهُ حلیهً تلبَسونها، و تری الفُلک مواخرَ فیه و لتبتغوا من فضلهِ و لعلّکم تشکرون»؛ و هم او خدائیست که دریا را برای شما مسخر کرد تا از گوشت (ماهیان حلال) آن تغذیه کنید و از زیورهای آن استخراج کرده و تن را بیارائید و کشتی­ها در آن برانید تا از فضل خدا روزی طلبید، باشد که شکر خدا به جای آورید. (سوره نحل، آیه ۱۴) خداوند در این آیه هدف نهایی از این خلقت عظیم را، رسیدن انسان به مقام شکر معرفی می­نماید. امام سجاد «علیه السلام» می­فرمایند: تفاوت انسان با بقیه موجودات، در شکرگزاری است. انسان اگر اهل شکر نباشد، از چهارپایان است. مقام شکر از آنجایی صاحبِ ارزش است که بعد از تفکر، تأمل در درک نعمت حاصل می­­شود. بنابراین از نتایجِ تفکر، رسیدن به مقام سپاس­گزاری از خالق می­باشد. تفکر در کوهها: «و ألقی فی الارض رواسی ان تمیدَ بکم و اَنهاراً و سُبُلاً لعلّکم تهتدون» (سوره نحل، آیه 15) و نیز کوه‌های بزرگ را در زمین بنا نهاد تا از حیرانی و اضطراب برهید و نهرها جاری کرد و راه‌ها پدیدار ساخت تا مگر هدایت شوید. ثابت شده است که زمین دارای چند نوع چرخشِ همزمان با سرعت­هایِ بالا می­باشد. وجود کوه‌ها، مانع از لرزش زمین در حینِ چنین چرخش­هایی شده و در نتیجه انسان را از هراس باز می­دارند. تداوم تفکر: تفکر در تمام اجزاء خلقت، تفکر در نشانه­های خداوند است. این تفکر و نگاه صحیح، تنها راه صحیح و پناه اَمنی است که می­تواند انسان را از چنگال اوهام و خیالات اضطراب­آور رها کرده و روز به روز بر شادی او افزوده نماید. اما آنچه در این مسیر مهم است، اِدمان تفکر (تداوم افکار مثبت و دوری جستن از افکار منفی) است. تداوم تفکر، موجب کنار رفتن پرده­ها و به ثمر رسیدن نطفه­های انسانیتِ وجودمان می­گردد. سریع از کنار یک تفکر عالی رد نشویم، تا نتایج زیبایش را ببینیم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed