www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 925
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 262 ، 92/12/01

عبودیت غیر از عبادت است. ما خیلی وقت‌ها عبادت می‌کنیم اما عبودیت نداریم. دستورالعمل‌ها را طبق رساله با همان اندازه‌هایی که تعیین شده است انجام دهیم. بنده خدا هر طور که خدا فرمان بدهد می‌پذیرد.

خانواده آسمانی،جلسه 262 ، 92/12/01

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی وجود مقدس امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «علیکم بالتواصل و الموافقه و ایاکم والمقطعه والمهاجره»؛ بر شما باد به این‌که باهم پیوند داشته باشید و باهم موافقت داشته باشید. ما در برخوردهایمان باید بنده خدا باشیم، بنده یعنی کسی که یک هدف دارد و آن خشنودی سرور و مولایش است و او رب ماست. «رب» یعنی مالکی که بنده‌اش را تدبیر می‌کند. مربی شاگردانش را تربیت می‌کند تا شاگردانش به توانمندی‌ها و قابلیت‌هایی که خودش دارد برسند. خداوند هم ما را ربوبیت می‌کند تا مظهر خدا شویم و تشبه به حق تعالی پیدا کنیم. بنابراین هرقدر اطاعتمان بیشتر شود، قدرت و شباهتمان بیشتر خواهد شد. در این راه تضاد منافع وجود دارد و انسان به این تضاد نیاز دارد تا بتواند رشد کند. مختار یعنی راه‌های مختلفی سر راه انسان باشد و انسان با میل خودش راه خودش را انتخاب کند. در 5 بخش ما، فقط بخش فوق عقل است که اصالت دارد. شعار این بخش، «لا اله الا الله» است. شعار بخش عقلی: «لا اله الا علم». شعار بخش وهمی، «لا اله الا موهومات»، بخش خیالی می‌گوید: «لا اله الا مخیلات» و بخش حسی می‌گوید: «لا اله الا محسوسات». هر کدام از بخش‌ها إله مخصوص خودشان را می‌طلبند ولی «إله» بخش انسانی، کمال مطلق و الله است. ما باید اصالت را به إله‌های بخش انسانی بدهیم. بقیه بخش‌ها هم چون مقدمه و وسیله هستند، باید به معشوق‌های خودشان برسند. کسی که لقمه حرام می‌خورد و خمس و زکات نمی‌دهد، إله هم ندارد. در روابط عاشقانه با «الله» امکان ندارد کسی بخواهد به خدا نزدیک شود اما مشکلات بندگان خدا را نبیند. هرجا اقامه نماز هست زکات هم هست. کسی که وقتی نماز چهاررکعتی‌اش دورکعت می‌شود خوشحال می‌شود، زکات ندارد. ما باید به غذای این چهار بخش برسیم اما به‌گونه‌ای که با رشد طبیعی و مناسب فوق عقلی منافات نداشته باشد. آن‌چه اصل است عبودیت است. ماه رمضان یعنی جا گذاشتن همه معشوق‌ها به نفع فوق عقل. بخش‌های حیوانی در ماه مبارک رمضان عصبانی هستند. بخش‌های حیوانی هستند که از خمس دادن و... بدشان می‌آید و چون خدا را قبول ندارند می‌ترسند که اگر خمس بدهد پولش کم می‌شود. درحالیکه خداوند می‌فرماید: اگر خمس بدهد همان لحظه 1 تا 700 برابر درنظر می‌گیرم. کار ما عبودیت است. نباید اجازه دهیم که جنبه‌های پایینی در مقابل بخش فوق عقل مقاومت نکنند. باید تغذیه‌ بخش‌های پایینی به ‌اندازه و حلال انجام گیرد. اما اصالت در تغذیه بخش فوق عقلانی است. هرجا که پای بخش جنسی وسط بیاید ایستادگی در برابر خدا بیشتر می‌شود. نباید نوع نگاه و رفتارمان با انسان‌ها بر اساس نیازهای بخش طبیعی باشد. مثلا در ازدواج باید همسری انتخاب کنید که مزاحم تغذیه بخش فوق عقلانی انسان نشود. در انتخاب رشته تحصیلی هم نباید به این نگاه کنیم که جامعه ما به فلان رشته نیاز دارد حتی اگر جامعه هم نیاز داشته باشد، نیاز خودم مهم‌تر است. هروقت که انسان بخواهد عشق زمینی‌اش با دیگران تقویت شود، باید از عشق بالاتر کمک بگیرد. هروقت پای عشق متعالی وسط می‌آید، عشق‌های زمینی شوریدگی و ماندگاری بیشتری دارند. هروقت خودمان را از عشق‌های متعالی محروم می‌کنیم اختلافات در زندگی‌ها بیشتر می‌شود. در درجه اول ما به دنیا آمدیم که عبد خدا باشیم هرچیزی که بر سر راه عبودیت ما قرار گیرد، غلط است. کسی که وقتی در مقابل دین خدا قرار می‌گیرد، آن را با دنیا و بخش‌های حیوانی خود مطابقت می‌دهد، از امتیاز الهی و انسانی محروم می‌شود. قیمت‌ها را خوب در نظر داشته باشید. امتیاز به سیادت و... نیست. هر هنجاری که از نظر بخش‌های پایینی هنجار است و از نظر بخش‌های بالایی نابهنجار، باید کنار گذاشته شود. بههم وصل باشید، سطح توافقاتتان را در زندگی بالا ببرید و سطح اختلافاتتان را پایین بیاورید. کسی که بگوید حرف مرد یک کلام است، مرد نیست. ما آدمیم، بنده خداییم. مرد بودن، حیوانیتمان است. کسانی که در قید این چیزها هستند دیگر نمی‌توانند عبودیت کنند و تا آخر عمر عزادار این بخش‌های پایینی هستند. ما با انسانیت‌ها و روح‌ها ازدواج می‌کنیم با شخصیت‌ها ازدواج نمی‌کنیم. هرکس با شخص ازدواج کند، شکست می‌خورد. خداوند می‌خواهد که ما به بندگی مشغول باشیم؛ اما نه با شرایطی که ما می‌پسندیم. خداوند یک نفر را بیمار می‌کند، به یک نفر فرزند نمی‌دهد، عزیزانش را می‌گیرد و... تا ببیند آیا در این شرایط هم خدا را بندگی می‌کنند یا نه؟ عبودیت غیر از عبادت است. ما خیلی وقت‌ها عبادت می‌کنیم اما عبودیت نداریم. دستورالعمل‌ها را طبق رساله با همان اندازه‌هایی که تعیین شده است انجام دهیم. بنده خدا هر طور که خدا فرمان بدهد می‌پذیرد. «علیکم بالتواصل و الموافقه»؛ از بخش جنسی و حیوانی‌ات به خاطر خدا بگذر. اگر معشوق‌های طبیعی نزد شما از «الله»، 14 معصوم و جهاد در راه خدا مهم‌تر باشد، شما فاسق هستید و همین فسق باعث شده که امام زمان «علیه‌السلام» بیش از 1180 سال در غیبت بسر برده است. ما از رفتن به خدمت حضرت و از این‌که وقف حضرت شویم ترس داریم. چرا نسبت به امام زمانمان غیرت نداریم؟ این‌طوری گرفتار می‌شویم. قهر ممنوع، قطع ممنوع دستور خدا این است: «صِل من قطعک» این وظیفه شرعی و انسانی ماست. وصل کن به کسی که از تو قطع کرده. هرکس عامل قطع باشد، جهنمی است. در روایت داریم: بوی بهشت از پانصد سال راه می‌رسد، قاطع رحم و عاق والدین بوی بهشت را حس نمی‌کنند. امام زمان «علیه‌السلام» می‌فرماید: من بالاترین رحم شما و پدر آسمانی شما هستم. کسی که با امام زمانش قطع است یا دیگران را قطع می‌کند، خیلی خطرناک‌تر از قطع رحم طبیعی است. خداوند می‌فرماید: من یک موعظه بیشتر به شما نمی‌کنم. «قُل إنّما أعِظُکم بواحدهٍ أن تقُومُوا لِلّهِ مثنی و فُرادی...» هرکاری می‌توانی انجام بده معطل نکن. اگر این یک موعظه را کسی عمل کند، خداوند با همه ضعف‌هایش کنار می‌آید و او را به عالی‌ترین درجات می‌رساند. برای کمک به پدرمان نباید حتما کسی به ما یادآوری کند. لازم نیست به شخص عاشق بگویی به معشوقت محبت و مهرورزی کن. اگر جریان‌ساز، هستی و می‌توانی چند نفر را راه بیاندازی حتما قدم بردار، اگر نه، خودت تنهایی قیام کن. وای به حال کسی که امام زمانش در غربت و مظلومیت و طردشدگی و آوارگی باشد، و او بی‌خیال نشسته باشد. مثل کربلا وقت تمام می‌شود و تازه می‌فهمی جا مانده‌ای. اگر مودّت باشد، نیاز به هُل دادن و یادآوری نیست. قرآن فرمود: امامِ و پدر شما به مودت نیاز دارد. مودّت یعنی محبتی که در آن محبت در حدّ عالی هست، عمل و فداکاری هم وجود دارد. آدمی که راکد است، می‌گندد. رکود گندیدگی می‌آورد. باید برای حضرت خاصیت داشته باشیم. بدترین چیزی که وجود دارد این است که امام زمان «علیه‌السلام» تنها، غریب و آواره است و ما سر شیعه و سنی و... به اختلاف افتاده‌ایم. الآن وقت این حرف‌ها نیست. امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند: امروز بر سر ولایت حضرت امیر «علیه‌السلام» هم نباید دعوا کرد. زن و شوهری که امام زمان «علیه‌السلام» برایشان ارزش داشته باشد هیچ‌وقت سر مسائل دنیایی باهم دعوا نمی‌کنند. آمار دعوا و درگیری و آمار طلاق شرم‌آور است. ما باید عبد باشیم، از خودمان حرف درنیاوریم. نباید اجازه دهیم تعصب‌های اقلیمی و حتی تعصب‌های دینی جلوی عبودیت ما را بگیرد. خود خداوند دستور می‌دهد درست است که قبل از مراسم حج زن و شوهر بودید اما وقتی لبیک گفتی او دیگر زن تو نیست، محرم و نامحرم دور خانه خدا وجود ندارد. زن و مرد وجود ندارد خداوند می‌فرماید: من آدم‌ها را دعوت کرده‌ام. اگر در طواف، کسی جنس مخالف را احساس کند، لبیک‌هایش دروغ بوده است. تمام جنبه‌های طبیعی و جنسی، حیوانی، حتی عالِم بودن و آیت الله بودن را باید کنار بگذاری. پادشاه و فقیر همه یک لباس می‌پوشند. چهار بخش دیگر، تعطیل شود و فقط بخش انسانی جلو بیاید. حج این‌طور آدم را می‌سازد. حج به ما یاد می‌دهد در تمام زندگی‌ات این 24 چیز مزاحم عبودیت و عشق‌بازی تو با خدا نشود. رسیدن به معشوق بدون سختی امکان‌پذیر نیست. بهشت که مفت به کسی داده نمی‌شود. «أم حسبتم أن تدخلوا الجنه»؟ آیا فکر می‌کنید همه شما وارد بهشت می‌شوید؟ در حالیکه همه امتحاناتی که از گذشتگان گرفتم از شما نگیرم؟ شما از امام حسین و حضرت زهرا «سلام‌الله علیهما» که ناموس من بود عزیزتر که نیستید؟ اگر زهرا حاضر نشود به خاطر من از همسر علی بودن، مادر چهار فرزند بزرگوار بودن، باردار بودن و... بگذرد و به دفاع از امام زمانش نرود و کتک نخورد، دیگر زهرای من نیست. فاطمیه یعنی ما غیرت و مردانگی، شجاعت و قیام و دل نبستن به تعلقات دنیا را از مادرمان یاد بگیریم. بپرهیزید از مقاطعه و قهر کردن، همه این‌ها جهنمی است. مردانگی‌ات را ذبح کن، غرور مردانگی‌ات را بکش، حس‌های برادرانه و خواهرانه‌ات را بکش. قدرت برای انجام این دستورات از کجا می‌آید؟ از این‌که بدانم من آدم هستم، زن یا مرد نیستم. قومیت و ملیت برایم مهم نیست. این‌ها همه برای بخش‌های طبیعی و جنسی ماست. من از جنس خدا هستم. من فرزند طبیعی محمد و آل محمد «صلی الله علیه و آله» هستم. من باید به خانواده آسمانی‌ام برسم. من مال زمین نیستم و موقتاً در دنیا زندگی می‌کنم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 924
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 261 ، 92/12/0

امام زمان «علیه‌السلام» پدر آسمانی ما در تنهایی و آوارگی بسر می‌برد و هر روز ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهد و ما هم می‌گوییم کار داریم وقت نداریم. ما اول باید در چادر حضرت برویم، بعد از آن سراغ کارهای دنیایی برویم.

خانواده آسمانی،جلسه 261 ، 92/12/0

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «علیکم بالتواصل و الموافقه و إیاکم و المقاطعه و المهاجره»؛ بر شما لازم است که تواصل داشته باشید. «تواصل» باب تفاعل است یعنی یک ارتباط دو طرفه. طوری‌که هر دو خانواده سعی کنند به دیدن هم بروند و ارتباط خانوادگیشان را حفظ کنند. یعنی همه توجه و اهتمام داشته باشند که قطعی صورت نگیرد. ما بنده خدا هستیم و برای این‌که در روی زمین به مقامات عالی انسانی برسیم کاری بزرگتر از بندگی نداریم. یعنی ما شاگرد «الله» هستیم و خداوند رب ماست. اگر کسی در ارتباطات با دیگران اجازه دخالت شئون پایینی‌اش را بدهد، در واقع خدا را حذف کرده و بخش زمینی‌اش را ملاک و مبنا قرار داده است. انسان از طرف خداوند مأمور است که در صله ارحام، قطعی صورت نگیرد. مگر زمانیکه کسی عملاً نشان دهد که دوست ندارد ارتباط داشته باشد، در این مورد هم وظیفه‌ انسان این است که اتمام حجت شرعی کندو به طرف بفهماند که من خواهان قطع ارتباط نیستم. ما نباید توقع داشته باشیم هرچیزی که ما دوست داریم دیگران هم دوست داشته باشند. نباید ارتباطی را برقرار کنیم که مجبور شویم از آخرتمان مایه بگذاریم. چون خانواده آسمانیمان راضی نیستند. ما به راحتی نمی‌توانیم با کسی ارتباطمان را قطع کنیم. مگر این‌که دلیل شرعی داشته باشیم. مثلا در مجلس عروسی‌ای که فساد دارد نمی‌خواهیم شرکت کنیم، در این مورد نباید رضایت دیگران برای ما مهم باشد. این یک قاعده است؛ هروقت شما بخاطر کسی از خدا و خانواده آسمانی بگذرید خداوند شما را جلوی همان شخص ذلیل می‌کند. اگر به‌خاطر پدر و مادر، همسر و فرزند، رابطه‌ات با خانواده آسمانی‌ات ضعیف شود، بدان یک روز همان شخص را دشمن تو می‌کند. اگر پدر و مادر شما را دعوت می‌کنند که مشرک شوید، «فلا تطعهما». در روابط زن و شوهر حتی به شوخی کلمه طلاق را نبرید. خیلی وقت‌ها می‌شود قطع‌ها را به وصل تبدیل کرد. حتی اگر ما نمی‌توانیم رابطه را نگه داریم می‌شود از بزرگترها یا مشاور کمک گرفت. باید تمام تلاشمان را بکنیم تا بعداً مسئول این قطع ارتباط نباشیم. قرآن می‌فرماید: هر جای عالم یک نیازمند باشد موظفید اگر بتوانید کمک کنید. پیامبر «صلی الله علیه و آله» با اشیاء رفیق بود. حضرت فرمود: لباس‌هایتان را نگذارید کثیف شود چون ذکر می‌گویند آن‌ها را مرتب بشویید. «المؤمن یأکل بشهوت اهله»؛ مؤمن به میل اطرافیانش می‌خورد. در قیامت کارهایی که حسرتش به دل ما مانده است (چون بدون هیچ آلودگی، ریا و سمعه است) حتما مورد قبول خداست. امام صادق «علیه السلام» می‌فرماید: انسان وقتی در قیامت به خاطر دعاها و آرزوهایی که داشته و اجابت نشده، می‌بیند که خداوند چه پاداش‌هایی در نظر گرفته است، آرزو می‌کند که ای کاش هیچ‌یک از دعاهایم اجابت نمی‌شد. چون حیات ابدی است و همه آنها ذخیره شده است و عمر ما به اندازه عمر خداست و قرار است تا خدا خدایی می کند ما هم زندگی کنیم. فقرایی که در فقیر بودن خودشان در دنیا نقشی نداشتند جزو ثروتمندان آخرتی هستند. پیامبر «صلی الله علیه و آله» فرمودند: شیرینی دنیا تلخی آخرت است و تلخی دنیا، شیرینی آخرت است. نباید طوری عادت کنم که هرچیزی که توانایی خریدش را داشته باشم، بخرم. باید به حداقل‌ها قناعت کرد و بقیه‌اش را خرج آخرت کرد. به محض این‌که به نفس لذت بدهید، فاسد می‌شود، تنبل و بهانه‌گیر و ضعیف می‌شود. لذت‌های اضافه، از سهم آخرت کم خواهد کرد. چون به هر میلی که دل خواهی سپرد                             از تو چیزی در نهان خواهند برد مرحوم ملاّ احمد نراقی در طاقدیس آورده اند: مثل بچه‌های دوران پیغمبر نباشید تا چشمشان به گردو خورد پیامبر را رها کردند. ما هم تا چشممان به یک شهوت حسی، خیالی، وهمی، عقلی یا فوق عقلی می‌خورد نباید دین و رسالت را رها کنیم. امام زمان «علیه‌السلام» پدر آسمانی ما در تنهایی و آوارگی بسر می‌برد و هر روز ندای «هل من ناصر ینصرنی» سر می‌دهد و ما هم می‌گوییم کار داریم وقت نداریم. هرکس باید ببیند چه عاملی باعث شده که نتوانسته در چادر حضرت برود. هر چیزی که تو را از مولایت غافل می‌کند دنیای تو همان است. ما اول باید در چادر حضرت برویم، بعد از آن سراغ کارهای دنیایی برویم. اما اگر بیرون باشیم و گهگاهی بخواهیم به ایشان سری بزنیم، رستگاری‌ای در آن نیست. این دو خیلی باهم فرق دارند. مثل پدر و مادری که در خانه سالمندان برده‌اید و هراز گاهی سری به ایشان می‌زنید. هرکدام از ما باید ببینیم که رفتارمان با پدر آسمانیمان در ارتباط است یا در قطع. در محل کار، محیط خانه و... موافقت، اصل است. مگر این‌که با دستورات دین خدا مغایرت داشته باشد. بچه های زیر 7 سال دوره سلطنت خود را می‌گذرانند هرچه خواستند اجازه بدهید انجام دهند. بگذارید در این چند سال دستوراتش را بدهد، مخالفت‌هایش را انجام دهد. 7 سال مزه فرمانروایی را بچشند تا 7 سال دوم اطاعت از شما را بپذیرند. چون موافقت و اطاعت پدر و مادر را دیده یاد گرفته که خودش هم اطاعت کند. مرد در کارهای زنانه دخالت نکند، زن هم در کارهای مردانه دخالت نکند تا از پیش آمدن اختلافات جلوگیری شود. آدم با «شخصیت» یک نفر ازدواج می‌کند نه با بدن، نه با قومیت. همین که دیندار باشد، اهل نماز باشد، واجبات را رعایت کند، کافی است. چه‌قدر سخت‌گیری‌های پدر و مادرها در مسئله ازدواج، جهنم درست کرده برای دختران و پسران. «علیکم بالتواصل و الموافقه»؛ هرکس رفتارهایش بوی اختلاف و جدایی بدهد، جهنم همراهش دارد. اگر بخواهیم مورد نفرین امام رضا «علیه السلام» قرار نگیریم تمرین تواصل و موافقت داشته باشیم. هیچ‌کجا در هیچ شأنی ساز مخالف نزنیم مگر در مواردی که مصالح بالاتری وجود دارد. مواظب باشیم سلیقه‌ها و تشخیص‌هایمان بین ما و خدا فاصله نیاندازد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 923
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 260 ، 92/11/24

جلوگیری از بروز اختلاف در جامعه به قدری مهم و کلیدی است که حضرت علی «علیه السلام» بعد از بیعت عظیم مردم، باز هم سکوت می‌کنند و با سکوت جلوی هر درگیری و اختلافی را در جامعه می‌گیرند.

خانواده آسمانی،جلسه 260 ، 92/11/24

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی ملاقات مؤمنین امام رضا «علیه السلام» در ادامه فرمایشات‌شان بعد از توصیه به ترک جدال، شیعیان را به مهرورزی و روی آوردن به یکدیگر و جدیّت در ملاقات و زیارت یکدیگر سفارش می‌نمایند؛ ... و اقبال بعضهم علی بعضٍ والمزاوره. و روی آورند به سوی یکدیگر (با روی خوش با هم برخورد کنند) و همدیگر را ملاقات کنند. اُنس و الفت میان انسان‌ها، نقش کلیدی و فوق العاده‌ای در تعالی فرد و جامعه دارد. اهمیت این مسئله به قدری بالاست که در روایات آمده‌است: اگر خانواده کافری، با هم الفت داشته و به هم مهرورزی نمایند، خداوند خیر و برکت را برایشان سرازیر می‌نماید؛ اما خانواده‌ مؤمنی که میان‌شان الفت نیست از برکات و خیرات خداوند دور می‌مانند. بنابراین وظیفه مهم هر انسان، ایجاد روح الفت در خویش است. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: هر کس که روح الفت ندارد و اجازه نمی‌دهد که کسی با او الفت بگیرد، خیری در او وجود ندارد. آثار همدلی در جوامع جامعه اسلامی به جامعه‌ای اطلاق می‌شود که همه اقشار مردم در آن، قوانین اسلامی را در تمام روابطشان، رعایت می‌نمایند. اما جامعه مسلمان، جامعه‌ای است که از اجتماع مسلمانان به وجود آمده‌است، اما همه مردم، به قوانین اسلامی احترام نگذاشته و دسته‌ای نیز آنها را رعایت نمی‌کنند. صورتِ ظاهری جامعه مسلمان، اسلامی است اما در باطن آن، پاینبدیِ محکم و همه جانبه در رعایت قوانین اسلامی دیده نمی‌شود. جامعه مسلمانی که الفت در میان مردم آن وجود ندارد، به کمبودها، خشکسالی‌ها، گرانی‌ها، قحطی‌ها و ... گرفتار خواهد شد، چرا که برکات خداوند از آن جامعه برداشته می‌شود. اما اگر یک جامعه غیر اسلامی موفق به برقراری الفت در میان انسانهایش گردد، و مردم با دروغ، تظاهر و ... با هم رفتار نکرده و عدالت و نظم را رعایت کنند، خداوند آنها را غرق برکات و خیرات می‌نماید. دشمنان اسلام این حقیقت را خوب فهمیده‌اند که برای تضعیف کشورهای اسلامی، باید روح اختلاف و تفرقه را در میان آنها تولید کنند. از همین رو در جهت این هدف، سرمایه‌گذاری‌های کلانی نموده‌اند. البته، روح همدلی در جوامع اسلامی آنقدر با ارزش است که خداوند در دین اسلام، دهها خط قرمز برای حفظ انسانها از آلوده شدن به تفرقه وضع نموده‌است و اگر مسلمانان هوشیارانه این خطوط قرمز را رعایت کنند. هرگز همدلی‌های آنها تضعیف نمی‌گردد اگر همه مردم یک جامعه در یک موضوع خاص وحدت پیدا کنند، بسیاری از بلاها و فتنه‌ها با عنایت خداوند از آنها دور خواهد شد. اساساً همدلی مردم، سبب جلب مغفرت خداوند و آمرزش گناهان‌شان می‌گردد، از همین رو وقتی انسانها در همدلی‌های دسته جمعی و نمادهای وحدت ملی شرکت می‌کنند. احساس سبکی از گناه را براحتی درک می‌کنند. جلوگیری از بروز اختلاف در جامعه به قدری مهم و کلیدی است که حضرت علی «علیه السلام» بعد از بیعت عظیم مردم، باز هم سکوت می‌کنند و با سکوت جلوی هر درگیری و اختلافی را در جامعه می‌گیرند. با اینکه ایشان صاحبِ تمام تصرفات در عالم هستند، در جواب سؤال مردم که از ایشان زمان عید فطر را می‌پرسیدند، آنها را به حاکم اسلامی ارجاع داده و مانع ایجاد اختلاف در میانِ آنها می‌گردند. هیچ کس مجاز نیست حتی به اسم دین نیز، دست به فتنه‌انگیزی و اختلاف در میان انسانها زند. بزرگترین آسیبی که مسلمانان به علت حذف روحِ همدلی از میان آنها، متحمل شدند، طولانی شدن غیبت امام زمان‌شان به عنوان تنها الگوی تمام نمای الله و تنها مربی کار آزموده و راه‌شناس است، به گونه‌ای که اساساً آسیبِ بزرگتری از این، نمی‌توان برای جامعه‌ای سراغ داشت. بهترینِ مؤمنان از نگاهِ نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: خیرُ المؤمنین مَن کان مألَفَةً لِلمؤمنین، و لا خیرَ فیمن لا یألِف و لا یؤلَف» بهترین مؤمنین کسی است که محل الفت مؤمنین است و در کسی که روح الفت‌گیری وجود ندارد، هیچ خیری وجود ندارد. ویل دورانت معتقد است که حتماً پیامبر اسلام، مأموری از سوی خداوند است چرا که رام کردن و دعوت نمودن گروهی از اعرابِ جاهلیت که به سرکشی و جنگ افروزی معروف بودند، کار یک انسانِ معمولی نیست. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» حتی بعد از پیروزی در جنگ‌ها نیز، روح انتقام نسبت به اسرای جنگی نداشته و آنها را در رحمت خویش غرق می‌نمودند. ائمه ما شیعیان، حتی به دشمنانشان پناه داده و به آنها اجازه الفت یافتن در پناه خود را می‌دادند. همه ما باید تلاش کنیم تا برنده میدان مسابقه الفت باشیم. در فضاهای اجتماعی بزرگ و حتی اجتماع کوچک خانواده، کسی به خداوند نزدیک تر است که در مسابقه حلم، مهرورزی، صبر، محبت، عفو، بزرگواری و ... از دیگران سبقت گرفته و پیروز میدان باشد. حضرت علی «علیه السلام»: «علیکم بالتّواصُلِ و الموافقه، و إیّاکُم و الُمقاطعه والمُهاجره» بر شما باد به وصل شدن (پیوند) و توافق با هم، و بپرهیزید از بریدن و جداشدن از یکدیگر. مراقب باشیم که بریدن‌ها و جدا شدن‌های ما از یکدیگر، خودبرتربینی و خودشیفتگی نباشد. البته گاه به علت‌های فوق عقلانی، انسان باید به ارتباطی که حرکت او را به سمت الله کند و یا متوقف می‌کند، خاتمه دهد. در غیر اینصورت، هیچ دلیلِ دیگری غیر از علت‌های فوق عقلانی نباید به ارتباطی خاتمه دهد. حتی فعالیت‌های عقلانی مثل تحصیلات و کسب مدارج بالاتر نیز نباید علت جدایی اعضای خانواده و سایر جدایی‌ها گردد. مراقب باشیم که در قطع ارتباطات ما، خودمحوری، عامل اصلیِ موضوع نباشد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 922
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 259 ، 92/11/24

پرهیز از جدال و خصومت به قدری مهم و کلیدی است که امام رضا «علیه السلام»، شیعه‌ای را که روحیه خصومت، کینه‌توزی، درگیری و خشونت دارد، از رحمت خداوند دور دانسته و نفرین می‌نماید.

خانواده آسمانی،جلسه 259 ، 92/11/24

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آثار اجتماعی جدال و خصومت آثار مخرب جدال و خصومت در جوامع به قدری متعدد و مهلک است که می‌توان گفت تا به امروز هیچ گناهی، بالاتر و آسیب زننده‌تر از آن در میان شیعیان دیده نشده است. بزرگترین صدمات و خسارات به عالم تشیع، اهل بیت، خانواده آسمانی و خصوصاً وجود امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» از طریق همین گناه وارد شده‌است. به گونه‌ای که یکی از انتقادها و گله‌های خانواده آسمانی ما از شیعیان، همین عدمِ همدلی و بروز اختلافات زودهنگام در اثر غلبه شیطان بر ما، برای ایجاد نزاع و درگیری‌هاست. دشمنان که خوب آثار مخرب تفرقه در میان جوامع اسلامی را شناخته‌اند، بزرگترین سرمایه‌گذاری‌ها را در جهتِ چنین هدفی اِعمال نموده‌اند. آمار چشمگیر و فزاینده طلاق در ایران نیز، تأیید کننده و مصداقی در موفقیت نقشه‌ها و حملاتِ دشمنان بوده و نشان می‌دهد که ایرانیان، رفته رفته به جامعه‌ای تبدیل شده‌اند که مستعد اختلافات و درگیری‌ها بوده و با کوچکترین بهانه‌هایی، زود به جدال و خصومت، تن می‌دهند. همچنین این آمار نشان‌دهنده ضعفِ بسیار ما در فهمِ دین و عدم رعایت اخلاقی دینی است، که اگر چنین نبود، شیطان براحتی توانِ تولید اختلافات و درگیری‌ها را در میان شیعیان با چنین آموزه‌های دینیِ قدرتمندی، نداشت. پرهیز از جدال و خصومت به قدری مهم و کلیدی است که امام رضا «علیه السلام»، شیعه‌ای را که روحیه خصومت، کینه‌توزی، درگیری و خشونت دارد، از رحمت خداوند دور دانسته و نفرین می‌نماید. آیا با چنین نفرینی، چنین انسانی در زندگیِ دنیا و آخرتش خیری خواهد دید؟ این نفرین به خاطر ضربه بزرگی است که چنین انسانهایی بر پیکر اسلام وارد می‌‌سازند. اگر تمامِ سفارشات و نواهیِ امام رضا را در نامه ایشان به حضرت عبدالعظیم حسنی، چونان دانه‌های یک تسبیح در نظر بگیریم، آنچه که مانند یک بند این دانه‌ها را به هم وصل نموده و به آنها ارزش و اعتبار می‌بخشد، ضرورتِ وجود وحدت و همدلی و پرهیز از اختلافات و درگیری است. پدر حقیقی و آسمانی ما، امام زمان «عجل الله تعالی فرجه»، بیش از هزار و صد و هشتاد سال به علت نبودن همین خصلت در شیعیانش، در آوارگی غیبت به سر می‌برند. و ما به عنوان فرزندان ایشان، به جای مبارزه با موانع ظهور، دائماً مشغول نزاع و درگیری با یکدیگر، بر سرِ موضوعات بی‌اساس هستیم. اگر کمی تأمل کنیم، براحتی درمی‌یابیم که هیچ بخشی از جوانی ما، عمر ما، سرمایه ما، هوش ما، توان‌ها و مهارت‌های ما برای یاری ایشان، مصرف نشده‌است. اساساً ما هنوز نپذیرفته‌ایم که فرزندانِ این خانواده هستیم و باید به «قواعد زندگی با آنها» احترام بگذاریم. یکی از قواعدِ اصلی و پایه‌ای این زندگی پرهیز از جدال و خصومت است. چقدر برای رعایت آن تلاش نموده‌ایم؟ همدلی؛ رمز سعادتِ انسان‌ها بزرگترین گله امام زمان «علیه السلام» از شیعیان نداشتن دو صفت همدلی و وفاداری است؛ که اگر آنها متصّف به این دو صفت شوند، غیبت ایشان به پایان خواهد رسید. رمز سعادت هر انسان، در این مسئله است که برای او در زندگی، هیچ چیزی مهم‌تر و باارزش‌تر از آن نباشد که خود را به امامش رسانده و یاری‌اش نماید. شیطان نیز از هر مسیری، سعی در ممانعت انسان از رسیدن به چنین هدفی می‌نماید. حتی اگر در حملات عقب و جلو نتواند انسان را درگیر کند. او را به سرگرمی‌های دیگری از قبیل علم و عرفان و ... مشغول می‌نماید. برای شیطان، مسیرِ گمراهی انسان مهم نیست، بلکه او تنها از یک چیز وحشت دارد؛ اینکه دستِ انسان به الگویِ تمام نمای الله و حجت او در زمین (امام زمان «علیه السلام») برسد. چرا که با چنین اتفاقی، دیگر طیِ مسیرِ انسانی با حمایت و هدایتِ ولیّ خداوند بسیار میّسر و بی‌خطر خواهد بود. جدال؛ مسیرِ گمراهی انسان‌ها اگر جدال و خصومت، در اخلاقیات یک جامعه وارد شده و جزءِ مرامِ یک اجتماع گردد، قطعاً و یقیناً آن جامعه به سعادت حقیقی نخواهند رسید. به روایت زیر در تأیید این مسئله دقت کنید: پیامبراسلام «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: ما ضَلَّ قوم بعد هدی کانوا علیه إلاّ اوتوا الجَدَل. هیچ قومی گمراه نشدند، مگر آنکه به جدال تکیه کردند. (جزء مرام آنها شد) روزنامه‌ها، مجلات، سایت‌های گوناگون اینترنت و ... سرشار از جدالند. اگر انسان‌هایی که تخصصی در خود سراغ ندارند، در مورد موضوعی که در آن فاقد تخصصند، اظهار نظر ننمایند، به حجم کثیری از این جدال‌ها، خاتمه می‌دهند. اما خودشیفتگی و عشق به ابراز وجود، مانع از خویشتن‌داری در چنین انسانهایی می‌گردد. آنها که طعم عشق حقیقی را نچشیده‌اند، به ماجراجویی، خودنمایی، شلوغی و ... تن می‌دهند. فقط عشق به الله است که می‌تواند انسان را به سکوت واداشته و مانع از ورودِ او به ماجراها و معرکه‌های خارجی و کاذب شود. به عشق کوش، که تا در دلِ تو ره نکند                           نه ماجرای وجودی، نه وحشتِ عدمی همین ماجرای وجود، است که انسان‌ها را به غیبت، تهمت، دروغ، جدال و ... مبتلا می‌کند. کسی که عاشق نیست، عزت نفس نیز نخواهد داشت و به آسانی به ماجرای وجود و تمام تبعات آن تن خواهد داد. قدرتِ سکوت نمودن، در کسانی که عاشق‌ترند، بیشتر است؛ چرا که آنها عزت‌شان را از جای دیگری دریافت می‌کنند. سفارش نبی اکرم «صلی الله علیه وآله» به ترک جدال جدال، حتی اگر در درون خود انسان هم اتفاق بیفتد، بسیار خطرناک است، باید مراقب باشیم تا حتی در ذهنمان نیز با کسی درگیر نشویم، یا کسی در ذهن ما، زیر سؤال نباشد. فاجعه بزرگی که امروز جهان اسلام به آن دچار شده‌است، اختلافات میان شیعه و سنی است. به روایت نبی اکرم «صلی الله علیه وآله» در این خصوص توجه کنید: «إنّ المؤمِن لا یُماری، ذَرُوا المِراءَ فَإنّ المُماریَ، قد تمّت خَسارتُه ذرُوا المراء فإنّ المماری، لا أشفَعُ له یومَ القیامه ذرُوا المراءَ ... فإنَّ اولَ ما نَهانِی عنهُ ربّی بعد عبادَهِ الأوثانِ المِراء» مؤمن با کسی مراء نمی‌کند (در بحث نمی‌افتد)، مراء را رها کنید، زیرا یقیناً آنکه مراء می‌کند، خسارتش تمام است و من صاحب مراء را در قیامت شفاعت نمی‌کنم. مراء را رها کنید که اولین چیزی که بعد از عبادت بتها، ربّ من مرا از آن نهی نموده است، مراء است. طبق این روایت می‌توان گفت تمام آنچه که از آن تعبیرِ به خسارت می‌شود، به شخص مراء کننده وارد شده و او به تمام آلودگی‌ها دچار می‌گردد، زیرا او تمامِ سرمایه حقیقی‌اش را از دست می‌دهد. دین، اخلاق، باطن انسانی و ... در بگو مگوها نابود خواهند شد. خداوند به عنوان تنها ربّ عالم، به عزیزترین مخلوقاتش، بعد از توحید، سفارش به ترک جدال می‌نماید. چرا که او به عنوان یک مربی عظیم، می‌داند که جدال، سرعت انسان را در حرکت به سمت بی‌نهایت گرفته و او را از ادامه مسیر باز می‌دارد. او قرار است ما را شبیه خودش نماید. پس بهتر از ما می‌داند که در این راه از چه چیزهایی باید خودداری کرد. اگر کسی از میدان مراء فرار کرد، خداوند و تمام غیب بر او درود می‌فرستند، اما پیروزِ میدان مراء، از نظرِ اهل آسمان شکست خورده حقیقی است. مراقب باشیم، به جدال آلوده نشویم. در جلسه بعد، در ارتباط با آداب ملاقات مؤمنین صحبت خواهیم نمود؛ به چینش امام رضا برای سفارش به شیعیان دقت کنید: 1-امانت داری، 2- سکوت، 3- ترک جدال، 4- ملاقات مؤمنین کسانی که در سه مرحله اول موفق شدند، دیگر آماده ملاقاتِ بهشتی با یکدیگرند؛ و این اعجاز کلام معصوم است.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 921
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 257 ، 92/11/17

جدال و مراء انسان را به بیماری نفاق مبتلا خواهد نمود. انسانی که به سبب خودشیفتگی‌هایش سعی در اثبات خود و محکوم نمودن دیگران دارد، مجبور است از طریق راههای باطلی مثل دروغ به اهدافش دست یابد.

خانواده آسمانی،جلسه 257 ، 92/11/17

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی فرو افتادن در باتلاقِ مراء، ممنوع! خصومت و جدال چون باتلاق لجن آلودی است و چنانچه انسانی در آن فرو افتد، یا از حرکتِ انسانی باز می‌ماند و یا سرعتش بسیار بسیار کاهش می‌یابد. گذشتن از ایجاد خصومت‌ها و جدال‌ها، در حقیقت فاصله گرفتن از این لجن زارهاست. و چنان قدرت و سرعتی به انسان می‌بخشد که حرکت به سمت تشبّه به پروردگار را برایش آسان‌تر و سریعتر می‌نماید. بنابراین فرار از مراء و جدال، به عنوان آسیب‌هایی مهلک و کشنده، باید از برنامه‌های جدی روزانه ما باشد، به گونه‌ای که هر چه انسان از این لجن بیشتر فرار کند، اوجِ پروازِ او بیشتر خواهد بود. اساساً انسان‌هایی که اهل تخاصم و مراء هستند و همواره سعی در اثبات «خود» حیوانی‌شان دارند، از رسیدن به کمالاتِ انسانی محروم می‌مانند و در نتیجه هم دنیای پراضطراب و ناآرامی دارند و هم آخرت عذاب‌آور و هراس‌انگیزی. قرآن، اهل نار را دائماً در حال درگیری و نزاع توصیف می‌کند، چرا که اینان در دنیا نیز اهل تخاصم بوده و همین گونه با دیگران رفتار می‌کردند. اما بهشت، دار سلام و سلامتی است و حتی سخن لغو و بیهوده نیز در آن شنیده نمی‌شود. زیرا بهشتیان در این دنیا، به هیچ‌وجه اجازه درگیری، جدال و بحث‌های بیهوده را به دیگران نداده و آرامش نفسشان را قربانی هیچ جدالی نمی‌نمودند. آموختیم که قبر ما، همان نفس ماست. اگر مایلیم که اوضاع قبر و قیامتمان را ارزیابی کنیم، بهتر است به ارزیابی نفس خود و تمام چیزهایی که نفس ما را تحت فشار قرار می‌دهد، بپردازیم. هر آنچه که نفس ما را منقبض نموده و تحت فشار قرار دهد، عاملی برای فشار قبر ما محسوب می‌شود. جدال، مراء، خصومت، کینه، غیبت و ... همه و همه از عوامل فشار نفس، یا همان فشار قبرند. تنها نفسی در قیامت آرام است که در دنیا توانسته باشد با غلبه بر ضعف‌ها و درمان بیماری‌هایش خود را به آرامش و سلامتی رسانیده باشد. در جلسه گذشته اولین اثر از آثار جدال را با عنوان اشتغال قلب مورد بررسی قرار دادیم. در این جلسه به دو اثر دیگر از آثار جدال و مراء می‌پردازیم؛ 1- نفاق جدال و مراء انسان را به بیماری نفاق مبتلا خواهد نمود. انسانی که به سبب خودشیفتگی‌هایش سعی در اثبات خود و محکوم نمودن دیگران دارد، مجبور است از طریق راههای باطلی مثل دروغ به اهدافش دست یابد. بذر بی‌صداقتی‌ها در گیرودار همین جدال‌ها، کاشته و آبیاری می‌گردد. 2- کینه جدال، حتی اگر برای ثابت نمودن حقِ مسلّمی هم باشد، باز به تولید کینه منجر خواهد شد و قلب را درگیر خواهد نمود. از همین رو پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند: وقتی حق هم با شماست، برای اثبات آن جدال نکنید. خوب است بدانیم که طبق روایات دو دسته از انسان‌ها، هرگز مورد مغفرت خداوند قرار نمی‌گیرند. اول مشرکین و بعد کسانی که کینه‌ای در قلب خویش دارند. اساساً انسان‌ها به میزان روحیه عفو و مغفرتی که در وجودشان نسبت به دیگران هست، مورد مغفرت خداوند قرار می‌گیرند. انسانی که اهل بخشش نباشد، مورد بخشش هم قرار نمی‌گیرد. فراموش نکنیم که هر زیبایی و کمالی که در رفتار ما صادر می‌شود، جبرانی در مقیاس بی‌نهایت از سوی خداوند در حق ما به دنبال خواهد داشت. بنابراین عفوِ ناچیزِ ما در حق انسان‌های دیگر، عفوِ یک بی‌نهایتِ مطلق را در حق خودمان، رقم خواهد زد. با شعورترین و قدرتمندترین انسان‌ها کسانی هستندکه سهم عظیمی از تقصیرها و کوتاهی‌ها را به گردن می‌گیرند تا به جدالی خاتمه داده و یا مانعِ تولید کینه و کدورتی گردند. آنان همواره به دنبال سهم خودشان از اشتباهات در تولید اختلافات اند نه یافتن سهم خطای دیگران! از همین رو محبوب خداوند بوده و به آبرو و عزت فراوانی دست خواهند یافت. بدترین انسان‌ها از دیدگاه پیامبر، کسانی هستند که: 1- نماز را سبک می‌شمارند. 2- اهل مراء هستند. 3- عذرپذیر نیستند. هوشیار باشیم که اگر کسی برای ختم جدالی، عذری آورد (حتی به دروغ) آن را بپذیریم و جریان را خاتمه دهیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 920
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 256 ، 92/11/10

جدال و خصومت بر سر مسائل بی‌ارزش و حتی حرف زدن در مورد مسائل بیهوده، سرعت انسان را کم کرده، روح را آلوده نموده، شرافتِ انسانی را تخریب و بخش فوق عقلانی را از رشد و تغذیه‌ صحیح باز می‌دارد.

خانواده آسمانی،جلسه 256 ، 92/11/10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی خط قرمز از نگاه امام رضا «علیه السلام» سفارش امام رضا «علیه السلام» بعد از سکوت، ترک جدال‌های بیهوده است؛ «و ترک الجدال فی مالا یعنیهم» ایشان بعد از یک سلسله سفارشات به شیعیان، محدوده‌ای را برای آنها روشن می‌کند که با ورود به آن، مورد نفرین خانواده آسمانی‌شان قرار خواهند گرفت. قرار گرفتن در این محدوده از آن جهت مهلک است که به تمام روابط دنیا و آخرت انسان، آسیب وارد می‌نماید و رعایت آن در شکل‌گیری شخصیتِ انسانیِ شیعیان بسیار تعیین‌کننده و سازنده می‌باشد. جدال‌های بیهوده یکی از مواردِ این محدوده خطرناک است. ترک جدال، اولین قدم اصلی و سازنده در تشبّه به خداوند هدف ما از زندگی، تشبه به خداوند و یا الگوهای تمام نمای او (معصومین) است. اگر ما نتوانیم در این دنیا به چنین مقامی برسیم، در قیامت هم در کنار آنها نخواهیم بود. برای رشد انسانی، باید به سراغ کارهای اساسی و رشد دهنده رفته و از این در و آن در زدن‌های بیهوده، کناره گرفت. حتی چندین سال گناه، با یک تصمیم درست و اقدامات اصلی، قابل جبران است. جدال و خصومت بر سر مسائل بی‌ارزش و حتی حرف زدن در مورد مسائل بیهوده، سرعت انسان را کم کرده، روح را آلوده نموده، شرافتِ انسانی را تخریب و بخش فوق عقلانی را از رشد و تغذیه‌ صحیح باز می‌دارد. پس ترک جدال‌ها و گفتگوهای بیهوده یکی از همان اقدامات اصلی و سازنده است که می‌تواند سالهای گناه‌آلودِ گذشته را به نور تبدیل نموده و بر سرعت رشد انسان به طور چشمگیری بیفزاید. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می‌فرماید: «المِراءُ بذر الشّر؛ مِراء بذر (تخم) بدی است.» مِراء، کشمکش در سخن گفتن و عیب‌گیری از کلام و گفتار دیگران است. البته جدال آن هم به روش أحسن با دشمنان دین، در قرآن سفارش شده‌است که البته کارِ کارشناسان دینی است. جدال و مراء، آثار مخربِ وسیعی دارند و تأثیرات‌شان محدود به همان لحظه‌ بحث و درگیری نیست. به طوری که پیغمبر اسلام فرمودند: حتی زمانی که حق با شماست، سعی نکنید که با جدال و بحث، حقتان را ثابت کنید، چون در این شرایط نیز، بذرهای شرّ و بدی کاشته شده و رشد می‌کنند. از همین رو، در روش‌های تربیتی، تفهیم یک مسئله با ارزش به فرزندان باید بدون هیچ بحث و مناظره‌ای انجام پذیرد. احساس شکستِ فرزندان در مقابل پدر و مادر ممکن است یک ارزش را به یک ضد ارزش در نظر او تبدیل نماید. یک پدر و مادر زیرک و یا مربی با هوش، کودک را به جایی می‌رسانند که خود او بدون احساس شکست و سرخوردگی، به اشتباهاتش پی‌برده و پیشنهاد والدین را با توافق و با توجه به اینکه یک ارزش است، بپذیرد. همسران زیرک، هرگز به دنبال شکست یکدیگر و تخریب شخصیت همسرشان نیستند، چرا که این تخریب، به ضررِ بقیه افراد خانواده، منتهی خواهد شد. احساس لذت در زمانی که انسان حقی را ثابت می‌کند و یا کلامِ خودش را به اثبات می‌رساند و یا در بحثی پیروز می‌شود، بسیار خطرناک بوده و باطنِ این پیروزی، در حقیقت یک شکستِ عظیم است. در حقیقت شکست خورده حقیقی، همان پیروز میدان جدال است. بنابراین اولین کسی که از این ضربه، تأثیر می‌پذیرد، کسی است که سعی کرده با جدال، حق یا کلامی را ثابت کند. در روایات آمده‌است: اگر کسی، ظلمی یا کار بدی در حق انسان کرد، اول در ذهنمان برای او عذرتراشی کنیم. (فالتمس لهُ عُذرا) انسان در چنین مواقعی که تحت فشار زیادی قرار گرفته‌است، باید بیاموزد که زود قضاوت و نتیجه‌گیری ننماید و زود هم عکس العمل نشان ندهد، چون در اکثر این موارد، دلایل خوش‌بینی بیشتر از دلایل بدبینی است، اما شیطان و نفس ما را به سوی بدبینی سوق می‌دهند. جای تمام گله‌ها، اعتراض‌ها، گوشزدها و ... در خلوت و دور از نگاه دیگران است. چرا که هر صحبتی در جمع، به تخریبِ طرف مقابل می‌انجامد. انسان‌های زیرک در هنگام رویارویی با مشکلات، به دنبال مقصر نمی‌گردند، بلکه به دنبال راه حلّی برای حل مشکلات هستند. یافتنِ مقصر، کمکی به حل مشکل مشکلات نمی‌کند و جز تخریبِ فرد، تأثیر دیگری نخواهد داشت. بیاموزیم مانند خداوند، اهلِ مچ‌گیری نباشیم، بلکه اهل دست‌گیری باشیم. انسانی که مراقب آرامشِ نفسش است، بوی جهنم را استشمام می‌کند. به هنگام شرکت در یک بحث، کاملاً هوشیار است که نکند بحث به جدال و جهنم کشیده‌شود. اگر احساس نماید که بحث به سمت جدال پیش رفته، سریعاً یا سکوت می‌کند، یا صحنه را ترک می‌نماید. ماندن در صحنه، سبب تحریک دو نفر توسط شیاطین شده و درگیری‌ها آغاز می‌شوند. آثار جدال‌های بیهوده 1- اشتغال نفس امام صادق «علیه السلام»: «إیّاکم و الخصومه، فانّها تَشغَلُ القلب؛ بپرهیزید از خصومت، که آن، قلب را مشغول می‌کند.» قلبی که مشغول شد، دیگر فراغتی برای تشبّه به الله ندارد. امام صادق «علیه السلام» جدال را نهی می‌کند، چرا که آن را عامل دل مشغولی و مانعِ سلامت قلب می‌داند. بسیاری از اوقات، انسان باید کار خوب و خیری را هم که نفس او را مشغول نموده، ترک نماید، چه رسد به گناه و حرام و ... قلبِ شلوغ، نمی‌تواند حرکت صحیحی داشته‌باشد. باید فکر کنیم، آیا قلب ما برای الله، برای خانواده آسمان، برای غیب فارغ هست یا نه؟ اگر نه، باید تمام عواملی که قلب ما را مشغول نموده‌اند را از خودمان دور کنیم. نفس آرام، بستری مناسب برای ارتباط با غیب است. باید حجم بسیاری از کارهایی را که مانع تفریح و لذات حلال هستند کم کنیم. انسانی که تفریح و لذت حلال ندارد، نمی‌تواند به لذت‌های بالاتر دست یابد. تمام 5 قوه باید به موقع، مطلوب خود را دریافت نمایند، تا نفس را مشغولِ خویش ننمایند. ما آمده‌ایم تا؛ شبیهِ خدا شویم. برای آرام نگه‌داشتن نفس جهتِ این هدفِ عظیم، اولین قدم مهندسی معشوق‌هاست. فوق عقل، شاهِ قوه‌های انسان است، اگر قلب، مشغول فوق عقل شد و بقیه قوه‌ها، یکی پس از دیگری، خوراک لازمِ خود را دریافت کردند، دیگر نفس برای «شُدن» فارغ خواهد بود.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 919
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 255 ، 92/11/10

کسی که بخواهد محبوبیتی کسب کند باید به کم‌حرفی و سکوت برسد. کسی که بخواهد حرکت‌های قدرتمند علمی، روحی و روانی داشته باشد باید با سکوت، زمینه را فراهم کند. درواقع سکوت مثل یک باند برای پرواز هواپیماست.

خانواده آسمانی،جلسه 255 ، 92/11/10

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در یکی از فرمایشات امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» سکوت به‌عنوان محصول عقلانیت شمرده شده‌است. می‌توان گفت: یکی از علامت‌های کم‌عقلی یک نفر، پرحرفی و بیجا حرف زدن است و یکی از نشانه‌های عقلانیت یک نفر، کم‌حرفی و به‌جا صحبت کردن است. هرقدر عقل قوی‌تر می‌شود نه تنها زبان که وحشی‌ترین بخش وجود انسان است، بلکه سایر قسمت‌ها بیشتر کنترل می‌شود. حضرت علی «علیه السلام» فرمودند: «من عَقَل صَمَت» سکوت بیانگر عقل انسان است. امام صادق «علیه السلام» می‌فرمایند: «العقلُ ما عُبِد به الرحمن واکتُسِبَ به الجِنان»؛ عقل همان‌ چیزی است که انسان را وادار می‌کند به عبادت پروردگار و محصول آن برای انسان کسب بهشت‌هاست. اگر کسی عقل داشته باشد و بخواهد به مدارج عالی انسانیت برسد باید با سرعت و سبکبالی حرکت کند. زبان برای انسان سنگینی و کُندی می‌آورد. اگر کسی اهل تعقل باشد، زبانش را کنترل می‌کند. یعنی مصرف را کم می‌کند و به قدرت و سرعت اضافه می‌کند. مسئله زبان یک امر بسیار کلیدی و اساسی است. کسی که بخواهد پرواز داشته باشد و مشکلات دنیایی و آخرتیش برطرف شود و دردسرهایش کم شود باید زبانش را کنترل کند. بهتر است تا زمانی که از انسان سؤالی نپرسیدند حرف نزند، مگر جایی که بتواند حقی را نصرت دهد و احتمال اثر بدهد. در روایت داریم: حتی اگر جواب سؤالی را می‌دانید، خودتان در بسیاری از موارد نباید صحبت کنید چون هم قدر علم و هم قدر خودتان را ضایع می‌کنید. ببینید عطش و تشنگی وجود دارد یا نه؟ خیلی وقت‌ها چون اشتهایی از طرف مقابل دیده نمی‌شود در او جذبی صورت نمی‌گیرد بلکه بیزاری هم به‌وجود می‌آید. عقل غیر از علم است. عالِم یعنی کسی که اطلاعات دارد. عاقل یعنی کسی که مواضع و باید‌ها و نبایدها را می‌شناسد. امام علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «رُبَّ عالم قد قتله جهله»؛ چه بسیار عالمی که جهل او را نابود کرده است. صرف این‌که کسی اطلاعات دارد دلیل نمی‌شود بیجا هزینه کند چون هم خودش را ضایع کرده و هم علمش را؛ و این دلیلی جز خودشیفتگی و اظهار فضل ندارد. بعضی‌ها دنبال این هستند که یاد بگیرند و خودشان را در جاهای دیگر مطرح کنند و تجارت کلام کنند. یک آدم پُرحرف که شهوت کلام دارد، نمی‌تواند خوب فکر کند. حرف انسان به میزان دارایی که خودش دارد در دیگران اثر دارد نه به میزان دانایی. سکوت، منشأ یکی از بزرگترین جهش‌های انسانی است. میزان قدرت و سرعت یک نفر در حرکت و شدن، و در تبدیل دانایی‌ها به دارایی‌ها، تفکر است. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: «کان أکثر عباده ابیذر التفکر»؛ بیشترین عبادت ابوذر، تفکر بود. «تفکر ساعه خیرٌ مِن عباده سبعین سنه»؛ یک ساعت فکر کردن بهتر از 70 سال عبادت است. قوی‌ترین آدم‌ها کسانی هستند که فرصت خلوت و سکوت را خودشان برای خود ایجاد می‌کنند. توصیه شده سر سفره، غذا را خوب بجوید، آهسته بخورید، جزو عمر شما هم حساب نمی‌شود. این درسی است برای بخش‌های خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی ما. ما برای تفکر، نیاز به خلوت و آرامش داریم. ممکن است یک نفر حجم زیادی از اطلاعات داشته باشد، ولی فرصت تبدیل آن اطلاعات را نداشته باشد. امام علی «علیه السلام» فرمودند: «الصَّمتُ رَوضه الفکر»؛ سکوت باغی است برای تفکر. کسی که بخواهد محبوبیتی کسب کند باید به کم‌حرفی و سکوت برسد. کسی که بخواهد حرکت‌های قدرتمند علمی، روحی و روانی داشته باشد باید با سکوت، زمینه را فراهم کند. درواقع سکوت مثل یک باند برای پرواز هواپیماست. هواپیما که بخواهد پرواز کند باید روی این باند قرار بگیرد. ابوذر می‌گوید: نبی اکرم «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «ألا أعلمک بعمل خفیف علی البدن ثقیل فی المیزان»؟ می‌خواهید یک عملی به شما یاد بدهم که شما را زیاد به زحمت نمی‌اندازد ولی در میزان عمل شما وزن سنگینی دارد. گفتم: بله درود خدا بر شما باد. رسول خدا فرمودند: «هو الصمت و حُسن الخلق و ترک ما لا یعنیک»؛ سکوت، خوش اخلاقی و ترک کاری که معنی ندارد. شاگردی که پای درس قوی‌ترین اساتید می‌رود ولی سکوت ندارد خیلی عقب‌تر از شاگردی است که پیش یک استاد ضعیف می‌رود ولی می‌تواند روی زبانش تسلط داشته باشد و از قدرت سکوت استفاده ‌کند. قرآن سفارش به سرعت و سبقت داشته است. کسی که سکوتش بیشتر است، شدنش راحت‌تر شکل می‌گیرد. برای تمرین سکوت، اولین کار، تلقین است. امام «رحمه‌الله علیه» فرمودند: انسان بدون تلقین به جایی نمی‌رسد. کلید همه بدبختی‌ها تنبلی و بی‌حوصلگی است. نفس ذاتاً تنبل است و به راحتی زیر بار عملی نمی‌رود. حتی ممکن است در خانه تنها باشد اما نفس زیر بار ذکر گفتن نمی‌رود. اگر کسی بخواهد قلبش را راه بیاندازد اول باید با زبان این کار را انجام دهد. کسی که می‌ترسد با خودش روبه‌رو شود و یقه خودش را بگیرد همیشه تنبل، ضعیف و خوار می‌ماند. عبد شیطان و عبد نفسش می‌ماند. حضرت محمد «صلی الله علیه وآله» فرمودند: «اعداء عدوک نفسک التی بین جنبیک»؛ دشمن‌ترین دشمن‌ تو نفس تواست که تمام وجودت را فرا گرفته است. انسان باید حتما با نفس خودش با تنفر برخورد کند. اگر مثل یک رفیق با او مدارا کند نفس به او هیچ رحمی نمی‌کند. یکی از موانعی که انسان باید با آن برخورد کند، خودشیفتگی است. شیفته استاد شدن، مدرک تحصیلی و... چون شیفته این منصب‌هاست زورش به خودش نمی‌رسد. پیامبر «صلی‌الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «إحذر الشهوه الخفیه»؛ از شهوت مخفی خودتان را برحذر دارید. کسی که از منصبی لذت می‌برد رفته رفته از خدا دور می‌شود. ولو مقدس‌ترین کارها را انجام دهد دیگر وقتی برای خودش باقی نمی‌ماند که سری به خودش بزند. کسی می‌تواند سکوت کند که خودشیفته نباشد و عاشق این نباشد که سرش شلوغ باشد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «من حَفِظ لسانه فکأنما عمل بالقرآن»؛ هرکس زبانش را حفظ کند، مثل این است که به همه قرآن عمل کرده است. هرقدر خوبی کنی اما نتوانی زبانت را حفظ کنی، همه عمل‌هایت را خراب کرده‌ای. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرماید:«رُبَّ کلام جوابه السکوت»؛ بسیاری از کلام‌ها جوابشان سکوت است. کنترل زبان و ترک کلام بی‌جا زمینه‌های فیوضاتی را فراهم می‌کند که ظاهرا هیچ ربطی به حفظ زبان ندارد مثل تفکر، خواب‌های قشنگ و... بزرگان دین به شاگردانشان توصیه می‌کردند: روزانه چند ساعت به قبرستان بروید و تفکر کنید. شب را بیدار باشید حتی اگر هیچ چیز نگویید، شاید کسی با تو حرفی داشته باشد. در رأس همه آموزه‌ها، حفظ زبان است.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 918
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 254 ، 92/11/03

سکوت، راه تخلیه نفس برای دریافت‌های گوناگون است و از دو جهت عبادت محسوب می‌شود: اول آنکه مانع گناهانِ زبانی می‌شود، دوم آنکه زمینه برای دریافت‌های بالاتر آماده می‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 254 ، 92/11/03

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی خالی بودن نفس؛ بستری برای رشد قوای پنج گانه موفقیت در تمام 5 قوه نفس، مستلزم خالی نگه داشتن نفس از شلوغی‌های مزاحم است. تمام دریافت‌های حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق‌عقلی، بدون تخلیه نفس، تأثیر لازم را نخواهند گذاشت. از دریافت‌های حسی می‌توان به انواع ورزشها اشاره کرد. حتی شلوغی نفس، مزاحم یک ورزش صحیح می‌گردد. بهتر است قبل از ورزش با تمرکز و سکوت، در نفس تخلیه ایجاد کرد. برای بهره بردن از بخش‌های خیالی و وهمی نیز به نفس خلوت نیازمندیم. یک شاعر، هرگز با شلوغی نفس به دریافت‌های خوب و اشعار ماندگار و تأثیرگذار دست نخواهید یافت. در بخش عقلی برای جذب و تحصیل علومِ مختلف نیز، باید نفس را آرام و خالی نگه داشت. به همین سبب برای تحصیل کودکان پیش فعال ابتدا باید با دارو و تمرین‌های خاص، آنها را درمان نمود تا بتوانند برای جذب کلام معلم، تمرکز بگیرند. دریافت‌های فوق عقلانی (ارتباط با غیب) نیز از این قاعده مستثنی نیستند. سکوت، راه تخلیه نفس برای دریافت‌های گوناگون است و از دو جهت عبادت محسوب می‌شود: اول آنکه مانع گناهانِ زبانی می‌شود، دوم آنکه زمینه برای دریافت‌های بالاتر آماده می‌کند. سکوت مانند یک اکسیر خارق العاده عمل می‌کند که بدون آن هیچ رشدی صورت نمی‌پذیرد. بسیاری از اوقات امامزاده‌ها، چهارده معصوم، ملائکه، خوابهای خوب، به نفسِ ما سر می‌زنند، ولی نفس ما آنقدر شلوغ است که جایی برای دریافت و ورودِ آنها ندارد. کسانی که دائماً برنامه‌های تلویزیونی، سریال‌ها، اخبارهای سیاسی، مسابقات ورزشی و ... را تعقیب می‌کنند، حتی اگر نابغه‌ترین انسان‌ها هم باشند، راه به جایی نمی‌برند. بالعکس انسانهای ساکتی که ضریب هوشی و علمی بالایی هم ندارند، با اندک تلاشی، به مقامات بالای دست می‌یابند. رجب، ماه تخلیه نفس علت مراقبت‌های ویژه ماه رجب، تخلیه نفس برای شرکت در میهمانی بزرگ رمضان و جذبِ بیشتر و بالاتر نفس از فیوضات آن است. از مهمترین اعمال ماه رجب، استغفار است. در جلسه قبل آموختیم که استغفار و سکوت دو راه اساسی تخلیه نفس هستند. رسیدن به رشد و قدرت در ماه رمضان، بدون یک تخلیه عالی در ماه رجب ممکن نیست. پیامبر با تمام عصمت و عظمت‌شان، سه روز در هر ماه را به تخلیه (اعتکاف) اختصاص می‌دادند. همه ما موظفیم ساعاتی از شبانه روز را به سکوت و خلوت اختصاص دهیم. شب و سحر، زمانهای مناسبی برای خلوتند. فراموش نکنیم که بدون خلوت هیچ اتفاق مبارکی برای انسان رخ نخواهد داد. اساساً تمام آدابِ قبل از زیارت، برای تخلیه و تمرکز انسان، به جهت یک هم آغوشی عالی با اولیاء الله است. وظیفه هر شب ما قبل از خواب، استحمام روح است. با استغفار و صدقه نفس را از آلودگی‌ها خالی کنیم. ذکر یا غفور نیز قبل از خواب به تخلیه نفس کمک می‌کند. قدرت و سکوت در گروی سکوت و تخلیه است. البته سکوت به تنهایی و بدون کسب معرفت‌های لازم مؤثر نیست. کسی می‌تواند با سکوت رشد کند، که با مطالعات الهی، معرفت‌های لازم را کسب کرده‌باشد، یا در حال کسب آنها باشد، تا بتواند از سکوت به عنوان ابزاری برای کسب قدرت و سرعت استفاده کند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 917
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 253 ، 92/11/03

کلام، علاوه بر مقام تعریف و تمجید در مقام تنفر و انتقام نیز، انسان را به مبالغه یا دروغ می‌کشاند. حب و بغض، توانایی دیدن واقعیات را از انسان گرفته و او را به سمتی سوق می‌دهد که یا فقط خوبی‌های طرف مقابل را می‌بیند و یا فقط بدی‌هایش را.

خانواده آسمانی،جلسه 253 ، 92/11/03

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی زبان؛ تیری که به خطا می‌رود حضرت علی «علیه السلام»: «احذرو اللسان، فإنّه، سهم یُخطئ؛ از زبان برحذر باشید که تیری است که خطا می‌رود.» استفاده از تعبیر «برحذر باشید» در این روایت، بسیار قابل تأمل است. آیا انسان می‌تواند از صحبت کردن کناره‌گیری نماید؟ علیرغم اینکه زبان، پرکارترین عضو بدن است. نحوه فرمایش امیرالمؤمنین، به گونه‌ای است که گویی انسان را به اجتناب از استفاده آن دعوت می‌کند. استفاده از تعبیر «برحذر باشید» نشان می‌دهد که آسیب‌های وارده به نفس توسط زبان، به قدری متعدد و مخرب است که انسانِ آگاه را از استفاده بی‌جا و بیهوده آن باز می‌دارد. در روایات آمده است: کمترین دروغ یک فرد، زمانی است که از خویش تعریف نموده و شروع به خودستایی می‌کند. در این حالت، شخص یا به مبالغه و یا به دروغ دچار می‌گردد. از همین رو، باید بسیار توجه کرد که هدف از تعریف تمجیدها، انگیزه‌های شخصی نباشد. این مسئله خصوصاً از سوی کاسبانی که ممکن است برای تعریف از اجناس خویش به مبالغه و یا دروغ دچار شوند، باید بیشتر و دقیق‌تر، رعایت گردد. کلام، علاوه بر مقام تعریف و تمجید در مقام تنفر و انتقام نیز، انسان را به مبالغه یا دروغ می‌کشاند. حب و بغض، توانایی دیدن واقعیات را از انسان گرفته و او را به سمتی سوق می‌دهد که یا فقط خوبی‌های طرف مقابل را می‌بیند و یا فقط بدی‌هایش را. از همین رو، احتمال خطا رفتنِ تیر کلام و آلوده شدن به مبالغه و دروغ در مواقع حبّ و بغض بسیار بیشتر از مواقع دیگر است. منظور از به خطا رفتن تیر کلام، آن است که ممکن است انسان از بیان سخنی، منظور و یا هدف خاصی را دنبال نکند، اما آزاد بودن زبانِ او و عدمِ کنترلِ کلامش، سخنِ او را به سمت و سویی غیر از هدفِ اصلی او هدایت نموده و سبب ایجاد کدورت‌ها، فتنه‌انگیزی‌ها، کینه‌ها و ... گردد. زبان؛ عضوِ خوارکننده انسان امام صادق «علیه السلام»: «إذا أراد الله بعبدٍ خزیاً، أجری فضیحتهُ عی لسانه؛ هرگاه خداوند بخواهد یک نفر را رسوا کند، از طریق زبانش او را رسوا می‌کند.» گاهی، انسانها با انجام کاری و یا انتخاب مسیری، آنقدر رو به هلاکت پیش می‌روند که خداوند، به جنگ با آنها برخاسته و آنها را به خواری می‌کشاند. عیب‌جویی از دیگران، پرده‌دری از اسرای آنان و تجاوز به حریم خصوصی انسان‌ها، نمونه‌هایی از گناهان خوارکننده هستند. در روایات آمده‌است اگر کسی به دنبال عیب‌جویی از دیگران باشد، خداوند قطعاً عیب‌های او را برملا خواهد کرد، در اینصورت، خودش هم نخواهد فهمید که از کجا و از سوی چه کسی رسوا شده‌است. گاهی به امر خداوند از سوی مورد اعتمادترین افراد یا معتمدترین مسیرها، این رسوایی صورت می‌گیرد. زبانِ فرد، یکی از اعضا مورد اعتماد بدن اوست که به امر خداوند ممکن است به ابزاری برای خوار نمودن او تبدیل گردد. بنابراین، هیچ چیزی به اندازه مهار زبان، انسان را از رسوایی نجات نخواهد داد. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می فرمایند: «ما من شیءٍ أحقّ بطول السِّجن، مِن اللّسان» هیچ چیزی مثل زبان، مستحق یک زندان طولانی نیست. نگهداری زبان، یک فعل است، مثل هر فعل (کار) دیگری، که باید از سوی انسان صادر شود. پس سکوت که نتیجه مهار زبان است یک کُنش است. علیرغم اینکه انسانِ ساکت، در ظاهر کاری انجام نمی‌دهد، در واقع مشغول یکی از بزرگترین، دشوارترین و رشددهنده‌ترینِ فعالیت‌ها (نگهداری زبان) می‌باشد. سکوت؛ عبادتی عظیم حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «لا عباده کصّمت» هیچ عبادتی مثل سکوت نیست. این سؤال بارها در ذهن و زبان ما جاری شده‌‌است: چه عبادتی، ما را به رشد می‌رساند؟ باید بدانیم که اولین قدم برای رشد انسانی، کسب نورانیت و رسیدن به شادی و آرامش، آن است که هیچ کاری انجام ندهیم. سکوت و مهار زبان مثل کم کردن حجم بسیاری از فعالیت‌های غیر ضروری که نفس را درگیر خویش می‌کنند، بزرگترین و مؤثرترین قدم برای آغاز ارتباط با غیب است. بسیاری از کارها، حرکات، رفتارها و سخنانِ ما در شبانه‌روز، غیرضروری، بیهوده و یا گناه محسوب می‌شوند که نفس را مشغول خویش نموده و از دریافت‌های بالاتر محروم می‌کنند. از میان تمام چیزهایی که نفس را مشغول می‌نمایند، تولیدات زبان، سهم بیشتر و مخرب‌تری دارند. انسانهای پرحرف، نفس شلوغ تری دارند و فضای کمتری در نفس آنها برای دریافت‌های معنوی باقی می‌ماند. سکوت، نفس را خالی نگه داشته و به معنویات، اجازه پر کردن فضای خالی نفس را می‌دهد. نفسی که در طول روز، به واسطه یک زبان پرحرف به شلوغی کشانده شده‌است، توانایی ارتباط با غیب و جذب از ماوراء طبیعت را ندارد، چرا که راه ورودی‌های نفس، بسته شده و قدرتی برای ارتباطاتِ معنوی زیبا برای آن باقی نمی‌ماند. اگر چنین فردی موفق به عبادات، ذکر، خلوت‌ها و ... گردد، نفس او توانایی جذبِ نور و آثار این عبادات را نداشته و عملاً قدرتی برایش حاصل نمی‌شود. هدف از عبادات، وسعت نفس و رسیدن به مقام شهود غیب است. نفس شلوغ، هرگز نمی‌تواند به این اهداف دست یابد. نفسی موفق به وسعت یافتن می‌شود که خلوت و بدون حاشیه باشد. سخنان اضافه و بی‌فایده که آلوده به گناه نیز نباشند، نفس را مشغول می‌کنند، چه رسد به اینکه، کلام آلوده به دروغ، غیبت، تهمت و گناهان کلامی دیگر باشد. برای دریافت‌های معنوی، رسیدن به شادی و آرامش نفس، کسب علوم الهی و معرفت و ... سکوت و استغفار زیاد دو راهِ اساسی و اولیه برای تخلیه نفس هستند. نفسی که تخلیه نداشته‌باشد، به تحلیه و تجلیه هم نمی‌رسند. چرا روزه روز عرفه، اگر به دعای عرفه لطمه وارد کند، مکروه است؟ چرا نباید با فشار بول و غائط به نماز ایستاد؟ چرا در حالت خستگی و دل مشغولی نباید به سمت نماز رفت؟ چرا نباید با خستگی، در جلساتِ معرفتی و علوم الهی شرکت کرد؟ و ... جواب همه سؤالها آن است که هر آنچه نفس را به خویش مشغول می‌کند، مانع جذب معنویات توسط نفس شده و رشدی صورت نمی‌گیرد. اگر روزه روز عرفه، سبب گرسنگی و ضعف گردد به طوری که اشتغال نفس به گرسنگی و ضعف، مانع دریافتِ باطنی دعا و تأثیرات مثبت آن گردد، مکروه است. نماز یک جریان عاشقانه است، یک گفتگوی دو نفره پر از عشق. خستگی، گرسنگی، فشار بول و غائط، دل مشغولی و ... نفس را به خویش مشغول کرده و عشق را که ابزار اصلی یک نماز پروازدهنده است، از میان بر می دارند. در اینصورت دیگر تأثیری از این نماز نخواهد پذیرفت. در مواجهه با وسوسه‌های شیطان، اولین قدم، رها کردن فکر از آن وسوسه است. رد شدن از کنار افکار شیطانی، سبب می‌شود که نفس، توسط این وسوسه‌ها و حملات، به شلوغی کشیده نشود. پاسخ ندادن به بسیاری از کلام‌ها نیز، نفس را خلوت نگه می‌دارد. گاه ذهن انسان، مشغولِ این مسئله می‌گردد که در خواب، شخص خاصی را ببیند. این فکر، نفس او را شلوغ نموده و مانع دیدن آن شخص در خواب می‌گردد. رها شدن او از این فکر، نفسش را خلوت می‌کند و درست در همان موقع، امکان دیدن مطلب مورد نظرش در خواب بیشتر وجود خواهد داشت. گاهی تلاوت زیاد قرآن، یا اذکار زیاد، ذهن را شلوغ می‌کند و مانع جذب می‌گردد. اگر در همین زمان، مدتی سکوت و استغفار، چاشنی نفس انسان گردد، نفس خالی شده و آماده دریافت‌های بالاتر می‌گردد، آن وقت، اندک ذکری و تلاوت مختصری نیز، جذبِ نفس شده و به آن قدرت می‌بخشد. تلاش‌های مستمر معنوی که زیر نظر بهترین اساتید هم به نتیجه نمی‌رسند، به دلیل عدم تخلیه نفس از آلودگی‌ها می‌باشد. چنین نفس‌هایی با بهترین اساتید هم حرکت رو به رشدی نخواهند داشت. چرا که او به جنایت و خیانت بزرگ پرحرفی مبتلاست. درمان پرحرفی، اولین قدم برای آغاز هر حرکت معنوی است.     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 916
زمان انتشار: 6 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 252 ، 92/10/26

در پاره‌ای از روایات، زبان را به «حیوان درنده» و «سگ هار» تشبیه نموده‌اند. این یک تشبیه کاملاً تخصصی است؛ باطن زبان، حقیقتی درنده دارد و انسان لازم است تا با تلاش جدی، این حیوان درنده را در وجود خویش، نابود کند.

خانواده آسمانی،جلسه 252 ، 92/10/26

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی کنترل زبان، لازمه قطعی و جدی برای سیر إلی الله امام رضا «علیه السلام» به عنوان کسی که همه ما را به بلندای ابدیت دوست داشته و هم سعادت دنیای ما را و هم سعادت آخرتمان را می‌طلبد و حقیقتاً می‌خواهد که همه ما هم ردیف و هم مقام ایشان در بهشت باشیم، ما را امر به سکوت می‌نماید. او که با ریاضیات دنیا و حرکت انسان به سوی آخرت آشناست و تمام خطرات راه را می‌شناسد، کنترل زبان و کسب مهارت‌های کلامی را به عنوان لوازم قطعی و جدی مسیر حرکت ما تا خداوند اعلام نموده و بی‌توجهی به آن را، مسبب ایجاد آسیب‌های مهلکی می‌داند. به روایات زیر از امیرالمؤمنین «علیه السلام» دقت کنید؛ - کم من دمٍ، سفکهٌ فمٍ ؛ چه بسیار خونی که زبان موجب ریخته شدن آن می‌شود. - کم من انسانٍ، أهلکهُ لسانٌ؛ چه بسیار انسانی که زبان، او را هلاک کرده‌است. - رُبّ کلمهٍ، سلَبَت نعمه؛ چه بسیار کلام‌هایی که موجب سلب نعمت می‌شود. سلب نعمت به دو صورت انجام می‌شود: 1. انسان یک رفیق خوب، یک استاد قدرتمند، یک همراهِ عالی را برای همیشه از دست می‌دهد. به عنوان مثال، پیامبر یکی از همسرانش را به علت بدزبانی، طلاق داد، و آن زن، از نعمتِ همسری پیامبر محروم ماند. 2. ارتباط، به ظاهر قطع نمی‌شود، اما اعتماد انسان‌هایی که در کنار او هستند، از بین رفته و ارتباطی بیمار و مخرّب میان‌شان شکل می‌گیرد. روزی‌های معنوی از انسان سلب شده و نفس، تحت فشار قرار می‌گیرد. - البلاءُ، موکّلٌ بالمنطق؛ بلا موکل به زبان است. بلاها در انتظار انسانند، اما گاه به علت اشتباهات زبانی بر انسان وارد می‌شوند. بلاهای اقتصادی، بیماری‌ها، بلاهای اجتماعی و موقعیتی و ... ممکن است در اثر چنین خطاهایی به وجود آیند. خودشیفتگی و بی‌حوصلگی، موانع مهار زبان برای تربیت زبان، ابتدا لازم است که با دو بیماری بزرگ نفس مبارزه کنیم، خودشیفتگی و بی‌حوصلگی. انسان‌های خودشیفته و کسانی که روح علو دارند، هیچ گاه نمی‌توانند در مقوله زبان، به مهارت دست پیدا کنند. انسان‌های تنبل نیز، از این قاعده مستثنی نیستند. در نظام خانواده، مردان و زنانی که دوست دارند سالارِ خانه باشند، قطعاً زبانِ مؤدّبی کسب نخواهند کرد. فرزندانی نیز که در خانواده‌های فرزندسالار پرورش یافته‌اند، به تربیتِ زبانی صحیحی، موفق نخواهند شد. زبان؛ حیوان درنده در پاره‌ای از روایات، زبان را به «حیوان درنده» و «سگ هار» تشبیه نموده‌اند. این یک تشبیه کاملاً تخصصی است؛ باطن زبان، حقیقتی درنده دارد و انسان لازم است تا با تلاش جدی، این حیوان درنده را در وجود خویش، نابود کند. حیوانات وحشی نیز اگر تحت تربیت قرار گیرند، رام خواهند شد. رام نمودن زبان، زحمت جدی و طولانی می‌طلبد. اساساً معنای زندگی، چیزی جز این نیست که انسان از مرتبه کمالات حیوانی تا کمالات فوق عقلانی صعود کند. اگر این حیوان درنده باطنی، نابود نشود، به محض رها شدن، شروع به دریدن خواهد کرد. و بدون رام نمودنِ این حیوان، محال است انسان با باطنِ انسانی، به برزخ متولد شود. باید برای رسیدن به چنین مهارتی، نیرویِ کافی داشته‌باشیم. و این نیرو جز در سایه توسلات جدی و مدد گرفتن از خانواده آسمانی برای برقراری انس با الله و رفاقت با غیب به وجود نمی‌آید. حضرت علی «علیه السلام»: «اللسان سبع، إن أطلقته عقر.» زبان درنده ای است، که اگر رهایش کنی، گاز می‌گیرد. خانواده، میدان تمرینیِ قدرتمند در مهار زبان هیچ ریاضتی در اسلام به اندازه ریاضت خانواده داری، انسان را به قدرت نمی‌رساند. اگر بتوانیم روابط مناسبی در چهارچوبِ خانواده (پدر و مادر، همسر و فرزندان، خانواده همسر، خواهر و برادر و ...) برقرار کنیم. گام بلندی در رام نمودن این حیوان درنده برداشته‌ایم. تمام لحظه‌های زندگی، فرصت‌هایی برای رسیدن به آرامش نفس هستند. حضور انسان‌های ناآرام در اطراف ما بسیار برای رشد ما مؤثرند. از همین رو خداوند در کنار تمام پیامبران و اولیاء الله انسانهایی از این دست قرار داده‌است تا به مقامات عالی دست پیدا کنند. یک تمرین برای رام کردن زبان؛ سعی کنیم اگر کسی داد زد؛ ما داد نزنیم. اگر کسی دَرید؛ ما ندریم. اگر کسی حمله کرد؛ ما حمله نکنیم... . به مدد خدا، موفق باشیم!   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed