www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 915
زمان انتشار: 23 نوامبر 2014
| |
(جلسه 251) مدیریت برای کنترل زبان

خانواده آسمانی،جلسه 251 ، 92/10/26

(جلسه 251) مدیریت برای کنترل زبان

«مدیریت» و «تدبیر» برای کنترل زبان بسیاری از قدرت‌ها و توانایی‌های انسانی، تنها از راه حفظ زبان بدست می‌آیند و نیاز به تلاش و تمرین دیگری ندارند. در کسبِ بسیاری از هنرها، مثل هنرهای رزمی و ... قدم اول، تمرین برای رسیدن به سکوت و تمرکز است و مربیان کارآزموده، تمریناتِ خود را از این مرحله آغاز می‌کنند. در کسب قدرت‌های انسانی نیز تمرکز و سکوت ارتباط انسان را با مبدأ غیب و قدرت برقرار نموده و از شلوغی‌های ذهن انسان می‌کاهد. برای خلوت نمودن ذهن، هیچ چیز به اندازه کنترل زبان، مؤثر نیست. بنابراین خودِ حفظ زبان، یک مسیر مهم و جدی برای انسان شدن است. برای این منظور، اولین و مهمترین قدم آن است که قبل از هر سخنی، از خود سؤال کنیم که: آیا می‌توانم از بیان این سخن خودداری کنم؟ آیا ضرورتی برای بیان این سخن وجود دارد؟ چنین تمرینی، به معنای ارتباط ضعیف و یا عدم ارتباط صحیح با خانواده و اطرافیان نیست، بلکه به این معناست که هر انسانی باید مدیر و امیر زبان خویش باشد. اساساً کم حرفی و روابط عمومی ضعیف، یک نقطه ضعف در مسیر انسانی محسوب می‌‌شود. گاهی انسان موظف است که با سخن گفتن، به روابط قدرت بخشد. به عنوان مثال بذله گویی و شوخی کردن در کنار افراد پیر، عبادتِ بسیار بزرگی به شمار می‌رود؛ و یا گوش کردن به درد دل یک انسان تنها و یا همدردی با یک بیمار و یا ارتباط کلامی صمیمانه با فرزندان، خود از عواملِ رشد دهنده انسان محسوب می‌شوند. اما نکته مهم آن است که انسان با نیت کسبِ باطن انسانی و رسیدن به سلامت نفس بتواند تصمیم درستی برای سخن گفتن و یا سکوت بگیرد. پیامبر اکرم وقتی در میان جمع بودند، به اقتضای آن جمع بسیار توجه می‌کردند، به عنوان مثال اگر حس می‌کردند که جمع تمایل دارند در مورد موضوعی خاص صحبت کنند، با ایشان همراه می‌شدند، یا از لطیفه‌ها، می‌خندیدند و ... امیرالمؤمنین «علیه السلام» می‌فرمایند: «هیچ چیزی برای انسان سودمندتر از نگهداری زبان نیست.» وسعت نفس در گروی حفظ زبان نفس انسان، همان قبر اوست. هر آنچه که بتواند، بر نفس ما فشاری را تحمیل کند، در واقع عاملی برای فشار قبر ماست و باید تا دیر نشده، آن را از میان برداریم. در طول روز، عوامل بسیار زیادی، طبق جریان ربوبیت خداوند، به سراغ ما می‌آیند تا به نفس ما وسعت داده و یا فشار قبر را از ما بردارند. اگر چنین عواملی را که غالباً مخالفِ میل ما محقق می‌‌شوند، با آغوش باز و بدون اعتراض و تَنِش بپذیریم، به وسعت نفسمان کمک شایانی نموده‌ایم. اما اگر از آن موضوع به تنش افتاده و نفسمان مورد فشار قرار گرفت، قطعاً به فشار قبر دچار شده‌ایم. در سفر، زمینه فشار نفس، به علت استرس‌های بسیار و آمادگی برای هیجان و اضطراب، بسیار زیاد است. به خصوص در روزهای آخر سفر که بی‌حوصلگی‌ها و خستگی‌ها بیشتر می‌شود. برخوردهای مخالف و شرایط هیجان آور نیز افزایش می‌یابد. اگر انسان چنین عوامل و شرایطی را با مدیریت و تدبیر به آرامش تبدیل کند، به وسعت نفس خواهد رسید. مراقب باشیم که بیماری فوق خطرناک «بی‌حوصلگی» مانع از موفقیت ما در چنین زمانهایی نباشد. درست در زمانی که انسان بی‌حوصله است اگر بتواند یک عامل محرک را با آرامش بپذیرد، وسعت نفس می یابد. موفقیت انسان در چنین آزمونهایی است که تشویقِ اهل آسمان را برانگیخته و شیطان را ضعیف و ناامید و متواری می‌کند. درست در جایی که عصبی می‌شویم، می‌رنجیم، قهر می‌کنیم و ... ، شیطان را خوشحال و امیدوار نموده و ارتباطمان را با آسمان ضعیف می‌نماییم. بنابراین، این مهارت که کی و کجا باید از زبان استفاده کرد، و کی و کجا باید آن را مهار نمود، هنر بسیار بزرگی است که نیازمند تمرین‌های جدی و مستمر است. هیچ انسانی بدون مدیریت زبان به مقصد نخواهد رسید. بنابراین کسب مهارت مدیریت زبان باید جزو برنامه‌های اصلی زندگی هر انسانی باشد. نبی اکرم «صلی الله علیه و اله» می‌فرمایند: «رحم الله مؤمناً أمسک لسانه مِن کلّ شر فإنّ ذلک صدقه منه علی نفسه» خداوند رحمت کند مؤمنی را که زبانش را از هر شری حفظ می‌کند و این در حقیقت صدقه‌ای است که بر خودش می‌دهد. همانگونه که صدقه، بلایا را از انسان دفع می‌کند، حفظ زبان نیز، بلاها را از انسان دور می‌کند، چرا که آسیب‌های به کارگیریِ بیجای زبان، قبل از هر کسی، گریبانگیر خود شخص می‌گردد. انتخابِ مسیرهای غیرعادی و غیر معمول برای کسب قدرت در بسیاری از اوقات، راهی که در نظر ما، مسیرِ رساننده‌ای به شمار می‌رود، اصلاً رشددهنده نیست، بلکه دقیقاً راهی می‌تواند ما را به مقصد برساند که برخلاف میل و عادات ماست؛ از خلاف آمده عادت بطلب کام که من                        کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم      «حافظ» مقصود از جمعیت «قدرت تمرکز» است و منظور از «زلف پریشان» مخلوفات و تجلیات خداوند هستند که از انسان دلبری می‌کنند؛ آسمان، ستاره‌ها، افق، کهکشان، درختان و ... که علیرغم کثرت، انسان را به تمرکز و قرب به الله می‌رسانند. در مهارت‌های کلامی نیز دقیقاً قاعده به همین منوال است. درست در همان لحظه‌ای که تصور می‌کنیم می‌توانیم با کلام از خود دفاع کرده و یا مؤثر باشیم، شاید زمینه یک اختلاف و یا فساد را ایجاد کنیم. اما درست در زمانی که طرفِ مقابل اصلاً منتظر کلامی و یا دفاعی از سوی ما نیست، کلام می‌تواند معجزه برانگیزد. در شرایطِ هیجان‌آور، انتخابِ حرکتی خلافِ معمول و تصور، می‌تواند انسان را به وسعت نفس برساند. کسی که می‌تواند تمام ارتباطات را راهی برای کسب مهارت‌های جدید ببیند، می‌تواند از همین راه به قدرتِ کلام نیز دست یابد. برای ارتباط صمیمانه و قدرتمند با غیب، باید حجاب‌های عادتِ ارتباطمان را از میان برداریم. ابتدا باید تلاش کنیم تا با غیب انس گرفته و تمرکز پیدا کنیم، و سعی کنیم تا غیب را باور کرده و ببینیم تا آرام آرام در غیب به روی ما باز شود. برای ارتباط با امام زمان نیز، اول باید او را به عنوان پدر باور کنیم و بعد شروع به ارتباطی صمیمانه با ایشان نماییم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

صوت

1 - (جلسه 251) مدیریت برای کنترل زبان

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 907
زمان انتشار: 16 نوامبر 2014
| | |
 استاد محمد شجاعی در گفتگو با ‹‹منتظران منجی›› : عدم معرفت کافی، ضعف عوامل اجرایی و تبدیل  عزاداری به عادت، مهمترین آفات عزاداری برای اهل بيت اند

واكاوی آفات عزاداری برای اهل بيت عليهم السلام

استاد محمد شجاعی در گفتگو با ‹‹منتظران منجی›› : عدم معرفت کافی، ضعف عوامل اجرایی و تبدیل عزاداری به عادت، مهمترین آفات عزاداری برای اهل بيت اند

در سالهای اخیر عنوان «عزادار حقیقی» با نام استاد محمد شجاعی گره خورده است. «عزادار حقیقی» نام کتابی است از استاد که اولین چاپ آن در سال 1383 روانه بازار نشر شده و پس از تیراژ چند ده هزاری به چاپ پانزدهم رسیده و به زبان‌های عربی و اردو (در کشورهای هند و پاکستان) هم ترجمه شده است. محرم سال 1436 و فرا رسیدن ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین «علیه‌السلام» بهانه‌ای شد تا به حضور استاد برسیم و در باب «آفت‌های عزاداری» با ایشان به گفتگو بنشینیم.در عصر یک روز پاییزی، ایشان را در دفترشان، در مؤسسه فرهنگی هنری منتظران منجی «علیه‌السلام»، با روی گشاده و با همان لبخند همیشگی ملاقات کردیم. نویسنده کتاب‌های «عزادار حقیقی» ، «آشتی با امام زمان»، «ضرورت خودشناسی و مطالعات انسانی »و... با حوصله تمام به تمامی سؤالات ما پاسخ دادند که توجه شما را به این مصاحبه جلب می‌کنیم: عزادارى و آفت‏هاى آن منتظران منجی : استاد باتشکر از اینکه وقتتان را دراختیار ما گذاشتید ، شما در سخنرانی های خود و بخصوص کتاب  « عزادار حقیقی » به موضوع آفتهای عزاداری زیاد پرداخته اید . مگر عزاداری با این کارکردهای عظیم سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی خود آفت هم دارد؟  یک حقیقت غیر قابل انکار آن است که حذف شدن عنصر معرفت از عزادارى‏ها و محوریت مسایل عاطفى و تكیه بر ظواهر و رها كردن فلسفه و حكمت عزادارى‏ها و بزرگداشت‏ها، و نیز تبدیل شدن گریه و سوگوارى از یك «وسیله خوب و كار آمد» به یك «هدف اصلى» موجب شده كه این‏گونه مجالس خاصیت و كاركرد اصلى خود را از دست بدهد و به یك سنت تكرارى و یك عادت مذهبى تبدیل شود. یك عمل خوب و سازنده مذهبى از قبیل عزادارى، نماز، روزه، قرائت قرآن، حج و... وقتى به ‏صورت عادت در بیاید و از كاركرد اصلى آن غفلت شود در این حالت براى فرد و اجتماع خطرناك است.  شكى نیست كه هر دستورى كه خداوند و معصومین «علیهم‏السلام» به ما داده ‏اند به ‏خاطر خود ما بوده است و به این علت بوده كه رعایت آن دستور و انجام آن وظیفه نوعى سازندگى و رشد براى ما ایجاد مى‏كند. امّا نباید غفلت كرد كه هر چیز سازنده و خوبى داراى آفت یا آفاتى است كه اگردر آن چیز خوب نفوذ كند، نه تنها سازندگى خود را از دست خواهد داد، بلكه به چیزى مخرّب و مضرّ تبدیل خواهد شد.  امیرالمؤمنین على «علیه ‏السلام» این هشدار مهم و سازنده را به همه داده‏ اند كه: «لِكُلِّ شَىْ‏ءٍ آفَةٌ براى هر چیزى آفتى است».  در اینكه ما باید طالب خوبى‏ ها و امور مثبت باشیم، شكى نیست. ولى این هشدار مهم نباید فراموش شود اگر ما به هر چیز خوب و سازنده و ارزشمندى دست یافتیم، باید مواظب آفت یا آفت‏هاى آن نیز باشیم و الّا براى پیروزى و رشد، از هدف خود باز خواهیم ماند و نتیجه عكس و منفى خواهیم گرفت. شرایط یک عمل سازنده منتظران منجی : اصولا شرایط یك عمل خوب و سازنده از نظر اسلام کدام است؟ در اسلام دو شرط به عنوان شرایط اصلی یك عمل خوب و سازنده مشخص شده است:  1 - هر عمل باید با لوازم و شرایط خاص خودش انجام شود. بدیهى است تنها خداوند - به‏ عنوان سازنده و خالق - و معصومین «علیهم ‏السلام» - به‏ عنوان متخصص و نماینده حقیقى خداوند - مى‏ توانند به ‏طور كامل شرایط خاص یك عمل سازنده و خوب را بیان كنند.  لوازم و شرایط خاص یعنى مجموعه مقررات و آدابى كه سازندگى و تأثیرگذارى آن عمل را تضمین مى‏ كنند.  2 - لوازم و شرایط باید به گونه ‏اى باشد كه امكان نفوذ آفت را قبل و حین عمل از بین ببرد. از نظر اسلام تنها انجام خوب یك عمل كافى نیست. چه بسا یك عمل خوب و سازنده با همه لوازم و شرایطش انجام گیرد و اثر خوب و سازنده ‏اى را هم ایجاد كند، آنچه كه مهم است این است كه این اثر خوب و سازنده پایدار و ثابت باشد. ممكن است ما یك اثر خوب و سازنده را از یك عمل به‏ دست بیاوریم، ولى آفت یا آفت‏هایى پس از مدتى آن اثر خوب و سازنده را از بین ببرند و آن را به یك ضد ارزش و یك چیز مخرّب تبدیل كنند. پس صرف داشتن یا تحصیل یك كمال، انجام یك عمل خوب، داشتن یك نعمت یا قدرت روحى و... كافى نیست. مهم این است كه بتوانیم آنها را نگه داریم و نگذاریم در اثر آفت ‏زدگى به ضد خودشان تبدیل شوند. منتظران منجی : ببخشید اگر خوب فهمیده باشم  از آنچه كه گفته شد نتیجه مى‏گیریم كه هر چیز سازنده و خوبى داراى سه نوع آفت است: آفت قبل، آفت همراه و آفت بعد از آن. آیا همین طور است ؟ بله درست فهمیده اید. بحث آفت ‏شناسى، بحث مستقل و پردامنه ‏اى است كه این زمان مختصر گنجایش آن را ندارد. امّا آنچه كه ضرورى است این است كه بدانیم عزادارى هم مانند سایر واجبات و مستحبات داراى آفت‏هایى است كه اگر در آن نفوذ كنند، نه تنها به آثار مثبت و سازنده آن نمى ‏رسیم، بلكه به نتایجى خلاف آنچه كه در عزادارى دنبال مى‏كردیم، دست خواهیم یافت و دچار آثار مخرّب و خطرناك خواهیم شد و یا حداقل به همه آنچه كه معصومین «علیهم‏ السلام» در امر به عزادارى براى فرد و جامعه در نظر داشتند، نخواهیم رسید و عزادارى ما از كیفیت و سازندگى لازم برخوردار نخواهد شد. مادر همه آفات منتظران منجی :  همان طور که فرمودید هر چیزی آفتهایی هم دارد که معمولا ریشه این آفات را می توان در یک یا دو آفت خلاصه کرد. ریشه  و مادر اصلی آفات عزاداری چیت؟   شرط اصلى براى سازندگى یك عمل آن است كه مقررات و آداب ویژه آن عمل كه تضمین ‏كننده سازندگى و تأثیرات مثبت آن است، كاملاً رعایت شود. بنابراین بزرگترین اشتباه و اصلى ‏ترین آفت كه مادرِ همه آفات است، این است كه ما بدون شناخت كامل و دقیق آن مقررات و آداب، شروع به انجام عمل و ادامه آن براى مدّت طولانى كنیم. باید توجه داشته باشیم كه عزادارى و سایر واجبات و مستحبات هیچ‏كدام هدف نیستند، بلكه همه آنها وسیله ‏اى براى رشد و ترقى انسان هستند. بدیهى است هر وسیله ‏اى تنها با شرایط و لوازم خاصى مى ‏تواند ما را به مقصد برساند و داراى آثار مثبت و سازنده باشد.  این‏طور نیست كه هر عمل نیك و پسندیده ‏اى اعم از واجب و مستحب در هر شرایطى موجب رشد ما شود. شرع مقدس و هیچ عقل سلیمى چنین حكمى نمى ‏كند و چنین ادعایى را نمى ‏پذیرد.  هیچ عملى بدون شناخت نسبت به فلسفه و شرایط و لوازم آن، نمى‏تواند مفید باشد امام صادق «علیه ‏السلام» می فرمایند: «لایَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلاً إلّا بِمَعْرِفَةٍ- خداوند هیچ عملى را جز با شناخت نپذیرد».  عدم شناخت نسبت به كاركرد اصلى و یا فلسفه یك عمل و نیز نشناختن شیوه و مقررات صحیح انجام آن عمل، موجب پدید آمدن آفت‏هاى گوناگونى خواهد شد. ضعف عوامل اجرایى منتظران منجی : در کتاب عزادار حقیقی به موضوع اجرا نیز اشاره ای فرموده اید ممکن است در باره آن هم توضیح مختصری بفرمایید؟  بله ببینید!عزادارى به‏ عنوان یكى از قوى‏ترین و بهترین عوامل حیات دین و مكتب اهل بیت «علیهم‏ السلام»، كارى دقیق، ظریف و تخصصى است كه فقط زمانى آثار مورد انتظار اهل بیت «علیهم ‏السلام» را بروز خواهد داد كه با آگاهى همه‏ جانبه به ابعاد گوناگون آن و مقررات و شرایط خاص خودش انجام گیرد. اگر گردانندگان و عوامل اجرایى عزادارى جاهل به این ابعاد و شرایط خاص باشند، نمى ‏توانند آن نتیجه مطلوب را از عزادارى بگیرند و اگر نتیجه نامطلوب و خطرناكى هم نگیرند، حداقل عزادارى را به یك امر ضعیف و كم ‏اثر تبدیل مى‏ كنند. امام على «علیه ‏السلام» ناتوانى مجریان و عوامل اجرایى یك كار را آفت آن كار مى ‏داند و چنین مى ‏فرمایند: «آفَةُ الْاَعْمالِ عَجْزُ الْعُمّالِ ؛ آفت كارها، ناتوانى مجریان است». تبدیل شدن عمل به عادت منتظران منجی : علاوه بر دو عامل « جهل » و «ضعف در عوامل اجرایی» چه آفت دیگری را در انحراف و تضعیف کارکردهای عزاداری موثر می دانید؟  آفت مهم دیگرى كه علاوه بر ناتوانى مجریان در اثر جهل و نادانى به ‏وجود مى‏آید، و آثار مهم و سازنده یك عمل خوب را از بین مى برد، تبدیل شدن آن عمل به یك عادت است. وقتى مجریان با شرایط خاص یك عمل و فلسفه آن خوب آشنا نباشند، ناتوان و عاجز خواهند بود و این ناتوانى و عجز موجب مى‏شود كه آن عمل بدون توجه به بایدها و نبایدهاى ویژه خود انجام گیرد و صرفاً به یك رسم، عادت و سنت كم‏ محتوا یا بى‏محتوا و یا خداى ناكرده یك عادت خطرناك و مضرّ تبدیل شود. امیرالمؤمنین «علیه ‏السلام» یكى از مهمترین آفتهاى یك كار را كه در اثر جهالت انجام مى‏شود، غلبه عادت در انجام كار مى‏دانند.  عزادارى وقتى كه براى مجریان و شركت ‏كنندگان تبدیل به یك عادت شود دیگر هیچ‏كس كارى ندارد كه كیفیت و هدف عزادارى چگونه باید باشد و چرا اهل بیت «علیهم ‏السلام» امر به برپایى عزادارى كرده ‏اند و عزادارى چه خواص و آثارى باید ایجاد كند.  این حالت موجب مى‏شود تا عزادارى به جاى اینكه حركت ‏آفرین و رشددهنده باشد، غفلت ‏زا و كندكننده حركت شود. به جاى اینكه وسیله باشد، به هدف تبدیل شود. وقتى كه عزادارى به هدف تبدیل شود، از آثار مورد انتظار معصومین «علیهم ‏السلام» دور مى‏ شود و خود به یك ارزش مستقل بدون آن خواص و آثار تبدیل خواهد شد. در چنین حالتى مجریان و شركت‏ كنندگان خیال مى ‏كنند عزادارى به تنهایى در مقابل سایر اعمال، مثل نماز، یك عمل مستقل است و اگر به نماز و یا سایر واجبات لطمه وارد سازد، هیچ اشكالى ندارد و اگر دچار انواع آفت‏ها شد، همین كه صورت عزادارى برقرار باشد، كافى است. عزادارى در این صورت یك ثواب و عبادت و یك هدف مهم تلقى مى‏شود هرچند توأم با انواع دروغ‏ها، تحریف‏ها، گناهان و اختلافات باشد.  این نوع عزادارى مجریان و شركت‏ كنندگان را به شدت پرتوقع و طلب‏كار از خدا و اهل بیت «علیهم ‏السلام» بار مى آورد. یعنى به جاى اینكه از خدا و اهل بیت «علیهم‏السلام» سپاسگزار باشند كه به آنها توفیق برپایى چنین مجالس و شركت در این مجالس را داده‏ اند، آنها را منّت‏ گذار و طلب‏كار از خدا و اهل بیت «علیهم ‏السلام» مى‏ كند. چنین كسانى خیال مى‏كنند اگر در سایر وظایف واجب، اعم از حق الله و حق ‏الناس كوتاهى كنند، همین كه در دستگاه امام حسین «علیه‏السلام» مشغول كار هستند، كافى‏ است و كار در دستگاه اهل بیت «علیهم ‏السلام» هرچند با اهداف آنها سازگار نباشد، مجوّز هر نوع كم‏كارى در سایر وظایف را به انسان مى ‏دهد و انسان را از ملامت و توبیخ به ‏خاطر تقصیر در سایر واجبات معاف مى ‏كند.  البته خطر تبدیل شدن به یك عادت و خالى شدن از محتوا فقط به عزادارى‏ ها اختصاص ندارد بلكه هر عمل واجب و مستحب كه بدون توجه به كاركرد اصلى آن و بدون توجه به شرایط و مقررات ویژه ‏اش انجام شود، نه تنها فلسفه وجودیش را از دست خواهد داد و دیگر سازندگى نخواهد داشت، بلكه آثار مخرّب و مضرّ گوناگونى را ایجاد خواهد كرد. چنانكه پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» فرمودند: «هر كس كه نمازش او را از كار زشت و ناپسند باز ندارد، جز بر دورى او از خدا افزوده نشود». وجود آفت موجب ترك عمل نمى ‏شود منتظران منجی : با این وصف برخی ممکن است به سختی دنبال عزاداری بروند زیرا همواره خود را در خطر می بینند که نکند عزاداری اشان از اخلاص بیافتد .  نه . نباید چنین تصور شود كه چون عزادارى و هر عمل دیگرى ممكن است دچار آفت شود و یا ما آفات آن را نمى ‏دانیم، پس باید تعطیل و یا ترك شود. این نتیجه یك وسوسه شیطانى و یك خطر غیرقابل جبران است. ممكن است شیطان و یا افرادى كه با عزادارى و یا عبادت‏هاى دیگر مخالف هستند این حرف‏ها را بهانه ‏اى قرار دهند و بگویند پس عزادارى‏ ها بیهوده هستند.  اساساً شناخت آفات و موانع و برطرف كردن آنها در حین عمل و به مرور زمان صورت مى‏ گیرد . سیر رشد و ترقى عزادار و مجلس عزادارى سیرى چند مرحله ‏اى و تدریجى است. تا یك عمل شروع نشود، آفات آن شناخته و برطرف نخواهد شد. جامعه اسلامى، به همه مراتب عزادارى، از عزادارى كودكان و خردسالان در كوچه ‏ها و عزادارى اقلیت‏هاى مذهبى گرفته تا مرتبه پنجم عزادارى و بالاتر از آن احتیاج دارد. معمولاً مراتب عالى عزادارى مثل مراتب عالى هر عمل سازنده و هر عبادت دیگرى از دل مراتب پایین آن به‏ وجود مى‏آید. به عبارت دیگر معمولاً بدون درك و عبور از مراتب پایین، مراتب بالاتر و عالى‏ تر حاصل نمى‏ شود. منتظران منجی :  در کتاب عزادار حقیقی به آفات عزادارى در مرتبه سوم بیش از همه پرداخته اید و بنظر می رسد که این مرتبه از عزاداری که رایج ترین نوع عزاداری هم هست بیشترین آفتها در اطراف آن بوجود بیاید.ایا همین طور است؟  متأسفانه در مرتبه سوم، تحریف‏ها، روش‏هاى ناپسند و بدعت‏هاى خطرناكى كه با فلسفه عزادارى و روح حماسه حسینى در تضاد هستند، به‏ وجود آمده است. بیان ماجراهاى جعلى و یا تحریف شده، خواندن نوحه‏ ها و اشعار كفرآمیز كه از سوى مراجع عظام تقلید تحریم شده ‏اند؛ نوحه ‏ها و اشعار ضعیف، موهن و منافى با شخصیت امام حسین «علیه‏السلام» و حماسه او؛ انجام حركات سبك و انجام اعمال ضدتبلیغ كه موجب سوءاستفاده دشمنان قسم خورده اسلام و تشیع و نیز تبلیغ علیه شیعیان و نظام اسلامى مى ‏شود، از این قبیل تحریف‏ها و روش‏هاى خطرناك هستند. آنچه بیشتر مایه تأسف و تأثر است، این است كه سنت ‏سازى‏هاى غلط و مخالف با روح دین، به اسم امام حسین «علیه ‏السلام» انجام مى‏شود، آن هم با این توجیه كه چون در راه امام حسین «علیه ‏السلام» و به خاطر او است، داراى اجر و ثواب و موجب خشنودى آن حضرت است.  از این‏گونه اعمال زشت مى‏ توان حمل علامت‏ها و صلیب‏هاى آهنى سنگین، فخر فروشى در میزان بلند كردن و چرخاندن آنها، حتى فخر فروشى به تعداد تیغه‏هاى این علامت‏ها در هئیت‏هاى گوناگون، و همچنین قمه ‏زنى با شكل‏هاى موهن را نام برد. مسئله مهم این است كه عامل اصلى حضور این همه باطل در مراسم بزرگداشت شهید راه حق چیست و كیست؟ بنده معتقدم یكى از دلایل عمده و اصلى این گونه روش‏ها، بدعت‏ها و تحریف‏ها، همان متوقف ماندن این مرتبه از عزادارى در سطح احساسات و اتّكاى محض به گریه و عواطف است.  منتظران منجی : ولی ما در عزاداری ها امر به گریه شده ایم تا حدی که در روایات معصومین  برای کسی که به اندازه بال مگسی در عزای اهل بیت و سیدالشهدا علیهم السلام  اشک بریزد ثواب زیاد و پاداش بهشت معین شده است؟ بله این درست است اما آن قضیه با این موضوع فرق می کند . آفت «گریه صرف» در مرتبه سوم عزاداری بدین معنی است که گریه كردن و گریاندن - و نه چیز دیگر - نقش اصلى را دارد و انگیزه اصلى عزادارى است و جنبه ‏هاى حماسى و معرفتى یا اصلاً سهمى ندارند و یا سهمى بسیار ناچیز دارند. زیرا در این مرتبه بیشتر تشریح چگونگى حادثه عاشورا اهمیت دارد، نه درسها و پیامهاى آن. بدیهى است كه وقتى گریه كردن و گریاندن علت و هدف اصلى عزادارى شد، شیطان و نفس وسوسه‏ گر، در دروغ‏ پردازى و تحریف و نیز اختراع حركات، روش‏ها و اشعار ناپسند و غیرمنطبق با حقیقت دین و قیام امام حسین «علیه ‏السلام» تأثیرگذار هستند.  وقتى گریه به ‏عنوان یك «وسیله» خوب و كار آمد، به «هدف» تبدیل شد، زمینه انحراف و دور شدن از هدف اصلى عزادارى فراهم مى ‏شود.  در این مرتبه براى عزاداران و سایر دست‏ اندركاران مجالس سوگوارى، اصلاً اهمیت ندارد كه چرا معصومین «علیهم ‏السلام» به عزادارى و بزرگداشت خودشان و نیز سایر مناسبت‏هاى مقدس توصیه كرده ‏اند. به عبارت دیگر در این‏گونه مجالس، هم هدف قیام امام حسین «علیه ‏السلام» و هم فلسفه عزادارى براى ایشان و سایر اهل بیت «علیهم ‏السلام» مورد غفلت قرار مى‏ گیرد.  عزاداران در این مرتبه، با تكیه بر احادیث فراوانى كه درباره اهمیت و ارزش عزادارى و گریه بر امام حسین «علیه ‏السلام» وارد شده است، سوگوارى و گریه را عمل مستقلى مى ‏دانند كه به تنهایى و بدون توجه به هدف عزادارى و نیز بدون توجه به ضرورت پرهیز از محرمات و انجام واجبات، نجات‏ بخش انسان است.  چه بسا براى برگزارى چنین مجالسى، از هر وسیله ‏اى هرچند حرام، استفاده مى‏ كنند و اگر لازم باشد، واجبى را ترك مى‏ كنند. درکتاب حماسه حسینى( ج 1، ص 49 )  آیت‏ الله مطهرى (رحمةالله علیه) در این ‏باره می گویند: «گریستن بر امام حسین «علیه ‏السلام» كار خوبى است و باید گریست. به چه وسیله بگریانیم؛ به هر وسیله كه شد؟ هدف كه مقدس است، وسیله هر چه شد، شد. اگر تعزیه در آوردیم، یك تعزیه اهانت آور. همین‏ قدر كه اشك جارى شد، اشكال ندارد! شیپور بزنیم. طبل بزنیم. معصیت كارى بكنیم. به بدن مرد لباس زن بپوشانیم. عروسى قاسم درست كنیم. جعل كنیم. تحریف كنیم!... در نتیجه افرادى دست به جعل و تحریف زدند كه انسان تعجب مى‏كند...». منتظران منجی :  آیا چنین حالتی در عزاداری ها ممکن است موجب سوء استفاده بعضی از افراد واقع شود؟ بله همانطور که عرض کردم از آنجا که در این مرتبه بُعد عاطفى، گریه و سوگوارى جاى حماسه، عمل و معرفت را گرفته است لذا هیچ خطرى از این مجالس، دشمنان امام حسین و امام زمان علیهم ا السلام را تهدید نمى‏ك ند. به همین علت است كه در طول تاریخ طاغوت‏ها و ستمگران نه تنها از این مجالس ترس نداشتند، بلكه خود نیز به برپایى چنین مجالسى اقدام مى‏ كردند تا با عوام‏ فریبى، باطن زشت و ظلم‏هاى خود را در پشت صورت مقدس عزادارى براى سالار شهیدان بپوشانند. تاریخ این كشور پر است از مجالس بزرگى كه با امكانات و پول‏هاى طاغوت‏ها و دشمنان دین و آیین امام حسین «علیه ‏السلام» برپا شده است. در حالى كه خود را شیعه و دوستدار اهل بیت «علیهم ‏السلام» معرفى مى‏ كردند.  به جز این دو گروه یعنى دوستان و شیعیان نادان و حاكمان ظالم و مدعى محبت اهل بیت «علیهم ‏السلام»، دسته سومى نیز از این‏گونه مجالس كم خاصیت و تحریف شده سود مى‏ برند، و آن گروه كفار و مستكبرین هستند كه علاوه بر دشمنى دین حق و تشیع، دشمن این مملكت نیز هستند.  ساده ‏اندیشى است كه اگر گمان كنیم آنها از قدرت حقیقى مجالس عزادارى و بزرگداشت اهل بیت «علیهم ‏السلام» خبر ندارند. زیرا گاه‏گاهى در طول تاریخ از مجالس عزادارى حقیقى و عزاداران حقیقى ضربه ‏هاى مهلك و كوبنده‏ اى خورده ‏اند. از مجالسى كه برپاكنندگان آنها از فلسفه قیام سیدالشهدا «علیه ‏السلام» و فلسفه عزادارى براى آن حضرت به خوبى آگاه بودند و مجالس خود را بر پایه شناخت عمیق و صحیحشان برپا نموده ‏اند و از همه قدرت و تأثیر آن مجالس براى مبارزه با كفر و شرك و ظلم استفاده كرده‏ اند. منتظران منجی : ممکن است به یکی دو نمونه از کارکردهای مثبت عزاداری در مقابله با دشمنان اسلام اشاره کنید؟ البته كفار از برپایى مجالس سوگوارى حقیقى تجربه ‏هاى بسیار تلخى دارند. نمونه بسیار شاخص و زیباى این مجالس در تاسوعا و عاشوراى سال 1357 (ه . ش) برگزار گردید كه در این دو روز میلیون‏ها عزادار با همان شیوه سنتى به خیابان‏ها ریختند و برائت و بیزارى خود را از یزیدیان زمان و رژیم خون‏ریز پهلوى و نیز حمایت خود را از نائب امام زمان، اعلام نمودند. نقش این عزادارى حقیقى در سقوط طاغوت ایران و سرنگونى رژیم پهلوى بر هیچ‏كس پوشیده نیست. نمونه زیبا و كامل دیگر این مجالس، مجالس عزادارى دوران دفاع مقدس در كربلاى ایران بوده، كه از طرفى سوز و گریه و سوگوارى و از طرف دیگر حماسه و جهاد علیه دشمنان اسلام و ایران بود. به‏ طورى كه گریه‏ ها، سوزها و ناله ‏ها همه در جهت تقویت روح حماسه و جهاد و نیز ایجاد روح حسینى علیه یزیدیان زمان بود.  بدیهى است دشمنى كه از مجالس حقیقى امام حسین «علیه‏ السلام» این چنین سیلى خورده است، هرگز خاموش نمى‏ نشیند و سعى در خنثى كردن آثار شگفت‏ انگیز و بزرگ آن مى‏ كند. چنین دشمنى با توطئه و دسیسه‏ هاى مختلف و صرف هزینه‏ هاى هنگفت سعى در تغییر مسیر عزادارى‏ها و بزرگ كردن بعد سوگوارى و عاطفى آن و از بین بردن بُعد معرفتى و حماسى آن كرده و مى‏ كند.  اعتراف دشمن به ضدّیّت با مجالس عزادارى منتظران منجی : جالب است که برخی ماموران اطلاعاتی غرب و یا متفکرین بیگانه صریحا به قدرت مذهب و نقش عزاداری در مقابله با دشمنان اشاره کرده اند و از طرح نقشه های خود برای مقابله با مناسک و روح عزاداری در میان مسلمین و بویژه شیعیان هم باکی ندارند. فرمایش شما کاملا صحیح است .  دكتر «مایكل برانت» - یكى از معاونان سازمان «سیا»، در كتابى با عنوان «نقشه ‏اى براى جدایى مكاتب الهى» پرده از طرح توطئه بزرگ استكبار جهانى علیه تشیع بر می دارد و می نویسد: «در یك گردهمایى كه با حضور مقامات سازمان اطلاعات مركزى آمریكا (سیا) برگزار شد و در آن نماینده ‏اى از سرویس اطلاعات انگلیس به علت تجارب زیاد این كشور در جوامع اسلامى نیز حضور داشت، این نتیجه حاصل شد كه شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامى فعال و پویا هستند».  وى در همان كتاب آورده است: «در این گردهمایى تصویب شد كه روى این مذهب تحقیقات بیشترى صورت گیرد و طبق این تحقیقات برنامه ‏ریزى‏هایى داشته باشند. به همین منظور 40 میلیون دلار براى آن اختصاص داده شد».  وى درباره راه ‏حل‏هاى متكى بر این تحقیق، می نویسد: «این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند كه به‏ طور مستقیم نمى‏ توان با مذهب شیعه رودررو شد و امكان پیروزى بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده كار كنیم».  تبلیغات گسترده علیه مراجع دینى به منظور زوال مقبولیت آنها در میان مردم، حمایت از سخنرانان و مداحان سودجو و شهرت ‏طلب و معرفى شیعه به‏ عنوان یك مسلك خرافى و در نهایت زدن تیر خلاص به این مذهب از جمله برنامه ‏هاى ما در این عرصه است».... مقام ارشد سازمان سیا در همان كتاب می نویسد: «یكى از مواردى كه باید روى آن كار مى‏ كردیم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت‏ طلبى بود كه هر ساله شیعیان با برگزارى مراسمى این فرهنگ را زنده نگاه مى‏ دارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایت‏هاى مالى از برخى سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اصلى این‏گونه مراسم كه افرادى سودجو و شهرت طلب هستند، عقاید و بنیان‏هاى شیعه و فرهنگ شهادت‏ طلبى را سست و متزلزل كنیم و مسائل انحرافى در آن به‏ وجود آوریم». منتظران منجی : انگیزه دو گروه اخیر یعنى حاكمان ظالم و به ظاهر مسلمان و نیز دشمنان كافر اسلام، مشخص و بیان شد. امّا انگیزه دسته اول یعنى محبین اهل بیت «علیهم‏السلام» چیست؟  درباره این گروه باید گفت كه همه آنها داراى یك انگیزه واحد نیستند. در یك تقسیم‏ بندى ساده و اولیه  آنها  به دو دسته تقسیم می شوند:  دسته اول، شیعیان و محبین ساده ‏دل و جاهلى هستند كه از روى اخلاص و دلسوزى و نشناختنِ بُعد دیگرى غیر از جنبه عاطفى براى حماسه حسینى، دچار چنین لغزش‏هایى مى ‏شوند. این دسته اطلاع درستى از تاریخ اسلام و تاریخ حماسه حسینى ندارند و با هدف قیام سیدالشهدا «علیه ‏السلام» و نیز فلسفه عزادارى آشنا نیستند و به عزادارى به‏ عنوان یك رسم و سنت رسیده از پدران خود نگاه مى‏ كنند.  دسته دوم، كسانى هستند كه از سادگى و بى‏ خبرى دسته اول سوءاستفاده مى‏كنند. اینها كسانى هستند كه این مجالس براى آنها تبدیل به محلى براى كسب درآمدهاى سرشار شده است.  استقبال و جهالت دسته اول و شیطنت‏هاى دسته دوم موجب شده است تا این گروه در بیشتر گریاندن مردم و مشغول كردن آنها به جنبه ‏هاى مظلومیت و غم ‏انگیز واقعه عاشورا و سایر مناسبت‏هاى مربوط به اهل بیت «علیهم ‏السلام» سعى زیادى كنند.  بدیهى است كه با این كار جنبه اصلى قیام امام حسین «علیه ‏السلام» و فلسفه عزادارى حقیقى بر مردم عزادار پوشیده مى‏ ماند و مورد غفلت همگان قرار خواهد گرفت. این دسته به خوبى مى‏دانند كه هر چه بیشتر بتوانند از مردم اشك و ناله بگیرند، محبوبیت و پول بیشترى نصیب آنان خواهد شد و بنابراین تضمین بیشترى براى كسب شهرت و پول در آینده به ‏دست خواهند آورد.  بعضى از آنها حتى از شهوت پول نیز مى‏گذرند و انگیزه آنان ارضاى شهرت ‏طلبى و شهوت محبوبیت است. چه بسا براى اینكه نامشان بر سر زبان‏ها بیفتد، پول‏هایى نیز خرج كنند.  در بعضى از شهرها بعضى از مداحان یا بهتر بگویم كاسبان حرفه ‏اى براى یك مجلس بیش از چند میلیون تومان دریافت مى‏كنند. و من خود دیده ‏ام بعضى از مداحان كه اشعار موهن و كفرآمیز زیادى را خوانده ‏اند و سنت‏هاى خطرناكى را در عزادارى‏ها به ‏وجود آورده ‏اند، با صرف پول‏هاى زیادى، نوارهاى ویدئویى و لوح‏هاى فشرده مجالس خود را به رایگان و در سطح وسیعى در كشور توزیع مى‏كنند.  وجود چنین افرادى، یك مصیبت بزرگ براى مجالس سوگوارى حقیقى و یك عامل بزرگ در مظلوم ‏تر شدن امام حسین «علیه ‏السلام» و مجالس او است.  این مصیبت وقتى بزرگتر و بیشتر مى‏شود كه چنین افرادى براى كسب پول بیشتر یا شهرت بیشتر به رقابت با یكدیگر مى‏ پردازند و هر كدام در ساختن و بافتن مطالب نادرست و تحریف حماسه حسینى بر هم سبقت مى‏ گیرند. اى كاش مصیبت در همین حد متوقف مى‏ ماند. مصیبت بالاتر اینكه هر یك براى بیرون كردن حریف از میدان به جوسازى علیه دیگرى مى‏ پردازند و با عقیده مردم ساده ‏دل و پاكدل به راحتى بازى مى‏ كنند.  از همه بدتر اینكه این گروه خود را متولى و قیّم دین مردم هم مى‏ دانند و به راحتى به خود اجازه مى ‏دهند در عین نادانى، در امور تخصصى دین كه به علما و دانشمندان دین مربوط است، دخالت و اظهارنظر كنند و براى مردم و مستمعین خود تكلیف شرعى تعیین كنند. این گروه به علما و دانشمندان راستین اسلام اهمیت نمى‏ دهند و نظرات مراجع و علماى دین را تا جایى قبول دارند كه با مطامع و سلیقه‏ هاى آنها هم خوانى داشته باشد. در تاریخ عزادارى نمونه هایی از مقاومت چنین افرادى در مقابل مراجع و رهبران دینى دیده می شود. منتظران منجی : والبته متاسفانه براى آنها مهم نیست آنچه را مى‏خوانند یا ترویج مى‏دهند، حقیقت داشته است یا نه. بله. متاسفانه همین طور است که می گویید . همین كه بتوانند اشكى از مردم بگیرند و دل مردم و بانیان مجالس و پرداخت‏ كنندگان پول را به‏ دست آورند، كافى است كه هر مطلب دروغ، ضعیف و یا تحریف‏شده‏اى را به زبان بیاورند و به معصومین «علیهم‏السلام» و یاران آنها نسبت دهند. البته این نسبت دادن‏ها یا به‏طور مستقیم است و یا به بهانه بیان زبان حال صورت مى‏گیرد.  چنین اشخاصى نه به مصالح اسلام و جهان اسلام اهمیت مى‏دهند و نه با نظرات مراجع و رهبران دینى كارى دارند. براى آنها مهم نیست كه سخنان و كارهاى آنها با مصالح كنونى اسلام و مسلمین سازگار است یا نه. براى آنها اهمیت ندارد كه گفته ‏ها و كارهاى آنها با حقیقت قیام و شخصیت سیدالشهدا «علیه‏السلام» سازگارى دارد یا نه. آنها كارى با رسالت اصلى عزادارى‏ها و بزرگداشت‏ها ندارند. آنها كارى با وظیفه و جهت شایسته مجالس اهل بیت «علیهم ‏السلام» و نوع انتظارى كه از این مجالس در دفاع از اسلام و مملكت اسلامى مى ‏رود، ندارند. آنها براى مجالس اهل بیت «علیهم ‏السلام» یك رسالت و یك وظیفه بیشتر نمى ‏شناسند و نمى‏ خواهند كه بشناسند و آن هم گریاندن مردم و طرح مسائل غمبار حماسه حسینى، بدون در نظر گرفتن روح این حماسه و پیام آن براى انسان‏هاى امروز است.  استاد شهید مطهرى (رضوان‏ الله تعالى علیه) كه ایشان را به عنوان شهید راه مبارزه با تحریفها هم می توانیم لقب بدهیم در کتاب حماسه حسینی به این مطلب هم پرداخته است :«اگر مى‏خواهیم به عزادارى حسین بن على ارزش بدهیم. باید فكر كنیم كه اگر حسین بن على امروز بود و خودش مى‏ گفت براى من عزادارى كنید، مى‏ گفت چه شعارى بدهید؟ آیا مى‏ گفت بخوانید: نوجوان اكبر من، یا مى ‏گفت بگویید، زینب مضطرم الوداع الوداع؟! چه چیزهایى كه من امام حسین در عمرم، هرگز به این جور شعارهاى پست و كثیف ذلت ‏آور تن ندادم و یك كلمه از این حرفها را نگفتم، اگر حسین بن على بود مى‏ گفت... شمر هزار و سیصد سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس...».  در این مرتبه دست‏ اندركاران عزادارى با نقش‏هاى گوناگون و مسئولیت‏هاى مختلف سعى در هر چه مظلوم‏ تر نشان دادن سیدالشهدا «علیه‏ السلام» و یاران و خاندان وى دارند، ولى نادانسته بر مظلومیت آنها اضافه می كنند. زیرا مسیر اصلى عزادارى‏ها را تغییر مى‏دهند و مردم را از هدف اصلى عزادارى دور مى ‏كنند. در این مرحله مداح و سخنرانى موفق‏تر است كه بتواند اشك بیشترى از مردم بگیرد و آنها را بیشتر بگریاند. هیئت و حسینیه ‏اى موفق تر است كه در آن اشك بیشترى ریخته شود. تكیه بر جنبه ‏هاى ظاهرى از قبیل تعداد عزادار، طول دسته عزادارى، تعداد دیگ‏هاى غذا، نوع پرچم‏ها و علامت‏ها و تعداد تیغه علامت‏ها، وسایل صوتى و تصویرى، نوع آلات موسیقى، نوع غذا و مقدار ساعت عزادارى، گردش در كوچه‏ ها و خیابان‏ها و میزان جمعیت تماشاچى و مشایعت كننده دسته‏ جات، از دیگر آفات این مرحله از عزادارى است.این آفات گاهى زمینه آلوده شدن عزاداران و هیئت ‏ها را به امور حرام و گناهان كبیره هم فراهم مى‏ كند.  «اهمیّت نماز اوّل وقت در نظر امام حسین «علیه‏السلام» و بى‏ توجهى عزاداران به آن» منتظران منجی : یکی از مسائلی که در اوج عزاداری های شیعیان قربانی و بدان بی توجهی می شود نماز اول وقت بویژه در ظهر عاشورا است.اگر در باره آن هم توضیحی بفرمایید ممنون می شویم.  در روز عاشورا وقتى ابوثمامه صاعدى به حضرت چنین عرض كرد: «دوست دارم پروردگار خود را در حالى دیدار كنم كه این نمازى را كه وقتش رسیده خوانده باشم». امام فرمودند: «نماز را یاد آوردى خدا تو را از نماز گزارانى كه در یاد اویند قرار دهد. بخواهید از ما دست بردارند تا نماز گزاریم». وقتى با مقاومت دشمن روبرو شد، فرمودند: »واى بر تو اى عمر سعد! آیا آیین‏هاى اسلام را از یاد برده ‏اى؟! چرا دست از جنگ نمى‏ كشى تا نماز گزاریم و به جنگ برگردیم؟!».   امام حسین «علیه ‏السلام» جنگ را به‏ خاطر نماز كه ستون دین است، متوقف كرد و به نماز اول وقت پرداخت؛ ولى بسیارى از عزاداران در هئیت ‏ها و دسته ‏هاى عزادارى حاضر نیستند، عزادارى را براى نماز متوقف كنند و گاهى دیده مى‏شود تا ساعت‏ها پس از اذان هم به عزادارى ادامه مى ‏دهند. از این زشت‏ تر و بدتر آنكه به نصیحت و تذكر عزاداران اهل نماز كه به هر چیز در جایگاه خودش اهمیت مى‏ دهند، توجه نمى‏ كنند و بلكه از این تذكر هم ناراحت مى‏شوند. چون فلان مقدار سینه ‏زنى یا گریه را و یا خواندن فلان مقدار شعر و نوحه را و یا فلان مقدار شور گرفتن را واجب!!! مى‏ دانند. آن هم واجبى كه نباید به‏ هیچ‏وجه به تأخیر بیفتد تا مبادا به حال مجلس لطمه اى وارد شود. چشم و گوش خود را به تذكر افراد خیرخواه مى‏ بندند و این واجب بزرگ الهى را با بهانه‏ هاى بى‏اساس سبك مى‏ شمرند. پیامبر اكرم «صلی الله علیه و آله و سلم» می فرمایند :   «اَمَّا شَفاعَتى فَفى اَصْحابِ الْكَبائِرِ ما خَلا اَهْلِ الشِّرْكِ وَ الظُّلْمِ شفاعت من درباره مرتكبان گناهان كبیره است، به جز مشركان و ستمگران».  در اسلام هر مستحبى كه به واجب ضرر بزند حرام است.  به همین دلیل عزادارى تا زمانى پسندیده است كه به وقت نماز ضرر نزند. سیدالشهدا «علیه ‏السلام» هرگز راضى نیست كه به قیمت سبك شمردن یكى از مهمترین واجبات الهى كه ستون دین است، براى او عزادارى شود.  عزادارى و مجلسى كه به نماز و سایر واجبات الهى لطمه بزند، عبادتى است كه تحت ولایت شیطان و به حكم هواى نفس انجام مى‏شود نه حكم خدا. بنابر فرمایش پیامبر اكرم «صلی الله علیه و آله و سلم» كه رحمة للعالمین است، سبك شمردن نماز انسان را از شفاعت ایشان و اهل بیت «علیهم‏السلام» محروم مى‏ نماید. با اینكه شفاعت ایشان براى صاحبان گناهان كبیره ذخیره شده است.  تكیه بر جنبه عاطفى و احساسى در عزادارى‏ ها و غفلت از وظایف اصلى‏ مان كه فلسفه حقیقى عزادارى هستند، موجب مى‏ شود كه انسان در منكرات زیادى سقوط كند. یعنى درست همان چیزهایى كه سیدالشهدا «علیه‏السلام» براى نهى از آنها كشته شده است. او خود هدف از قیامش را امر به معروف و نهى از منكر، احیاى احكام دین و نیز عمل به حق و نهى از باطل معرفى مى‏كند. این نوع عزادارى‏ها یك ظلم آشكار و عمیق در حق محمد و آل محمد «صلی الله علیه و آله و سلم» است كه موجب آزار و اذیت آنها مى‏ شود.  عامل اصلى قیام سیدالشهدا «علیه ‏السلام» احیاى دین خدا و مبارزه با بدعت‏ها و انحرافاتى است كه در دین و جامعه اسلامى پدید آمده بود، بزرگترین مصیبت در نزد همه انبیاى الهى و چهارده معصوم «علیهم ‏السلام» ضعیف شدن دین در جامعه و محرومیت مردم از آموزش‏هاى دین است.  آیا عزاداران امام حسین «علیه‏السلام» كه براى احیاى حق و مبارزه با باطل قیام كرد، این اجازه را دارند كه در عزادارى‏ ها، حق و دستورات حق را زیر پا بگذارند و امور باطل را رواج دهند. در مجالس امام حسین «علیه ‏السلام» كه شهید راه حق است، اشعار و نوحه‏ هاى باطل، ابزار و آلات باطل، آداب و رسوم باطل، چه مى‏كند؟ پیام اصلی حضرت سیدالشهدا علیه السلام منتظران منجی : در واقع بیام پیام سیّدالشّهدا «علیه‏السلام» به همه پیروانش همین عمل به واجبات و اقامه حق است! بله. امام «علی ه‏السلام» پرده از روى آن درد رنج ‏آورى كه روح مقدسش را شدیداً مى‏آزُرد و همان باعث نهضتش شده است، برداشته و میفرمایند:  «اَلا تَرَوْنَ اَنَّ الْحَقَّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ اَنَّ الْباطِلَ لایُتَناهى عَنْهُ - آیا نمى‏ بینید كه به حقّ عمل نمى ‏شود و از باطل خوددارى نمى‏ گردد؟!»  «لِیَرْغَبِ الْمُؤمِنُ فِى لِقاءِاللَّهِ مُحِقّاً ؛ باید در چنین وضعى انسان مؤمن آرزومند مرگ و حقاً دوستدار شهادت و لقاء خدا باشد». «فَاِنّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلّا سَعادَةً وَ لَاالْحَیاةَ مَعَ الظّالمینَ اَلّا بَرَمَاً - من (كه در این وضع اسفناك) مرگ را جز سعادت و زندگى با ستمگران را جز ملال و افسردگى نمى ‏بینم».  اینجا لازم است توجه به این نكته داشته باشیم كه: آیا این گفتار امام، مولاى عزیزمان حسین «علیه ‏السلام» تنها مربوط به مردم زمانش بوده و درد رنج‏ آور روحى خود را فقط براى آنها بیان كرده و از آنها خواسته كه تكان بخورند و در مقام عمل به حق و خوددارى از باطل برآیند؟ یا پیامى براى ما نیز هست و گویى هم اكنون مقابل ما ایستاده و با روحى افسرده و ملول مى‏ گوید: شما اى مدعیان محبت من، اگر راست مى‏گویید و جداً دوستدار من هستید؛ درد دلم را بشناسید و به داد دلم برسید.  درد دل من همین است. آیا شما خودتان چگونه ‏اید و با حق و باطل چگونه عمل مى‏ كنید؟ نكند در عین حال كه براى من بر سر و سینه ‏ى خود مى ‏زنید، در تمام شؤون زندگى خود حقّ را زیرپا و باطل را روى سر بنشانید و حدود حلال و حرام خدا را رعایت ننمایید؟! به راستى كه ما باید شدیداً مراقب رفتار و گفتار خود باشیم و حداقل حسناتمان را تبدیل به سیئات ننماییم! ما موظفیم همین عزادارى امام حسین «علیه‏السلام» را كه عبادت بسیار بزرگ ماست، آلوده به گناه نكنیم. بدانیم كه هر عبادتى آفتى دارد و آن را بى ‏اثر مى‏كند. نماز و روزه و حج آفت دارند و اگر با ریا انجام بشود؛ نه تنها باطل و بى ‏اثر بلكه عنوان شرك و معصیت نیز به خود مى‏گیرند. همین سینه‏ زنى‏ ها و تشكیل مجلس دادن‏ها و منبر رفتن‏ها، آفات بسیارى دارند. اگر رعایت حدود نكنیم از آثار معنوى آنها بى‏ بهره خواهیم بود و در روز جزا علاوه بر آتش حسرت و ندامت؛ در آتش قهر خدا خواهیم سوخت؛ كه خدا فرموده است:  «وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِىَ الْاَمْرُ وَ هَمْ فِى غَفْلَةٍ وَ هُمْ لا یُؤْمِنُونَ - آنها را از روز حسرت - روز رستاخیز عظیم قیامت - كه همه چیز پایان گرفته - و دیگر راه جبران و بازگشتن نیست - بترسان كه عمر خود را در دنیا به غفلت سپرى كرده و ایمان به حقیقت نیاورده ‏اند.»  بزرگوارانى كه در مسیر ارشاد و هدایت مردم شغل مقدس سخنرانى دینى یا مداحى اهل بیت‏«علیهم ‏السلام» را دارند، چه بسا سزاوار است كه عظمت كار خود را بشناسند و از آفات این عبادت بزرگ آگاه و سخت مراقب باشند كه به حریم اقدس اهل بیت‏«علیهم ‏السلام» اسائه ادبى نشود و هتك حرمتى نگردد. منتظران منجی : از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دارید متشکریم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 904
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 250 (92/10/19)

آموختیم که بعد از سکوت که یکی از بهترین راهها کنترل زبان است، بهشت سازی توسط زبان، راهی بسیار زیبا برای رشد انسان به شمار می‌رود. باید به این توانایی برسیم که بتوانیم اخلاق‌های ضعیف و آلوده را با بهترین عبارات و کلمات پاسخ دهیم.

خانواده آسمانی،جلسه 250 (92/10/19)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی نظام قضا و قدر در ارتباطات کلامی در نظام خلقت، تمام مخلوقات مشمول قانون قضا و قدرند، که از آن به نام قانون عمل و عکس العمل نیز یاد می‌شود. طبق این قانون، انسان قَدَر را انتخاب می‌کند و قضای متناسبِ آن قدر، از سوی تجلیات خداوند در اختیار ما قرار می‌گیرد. بنابراین می‌توان گفت: هر عملی از سوی ما، عکس العملی را از سوی مخلوقات دیگر که تجلیات و ظهوراتِ خداوند هستند در پی دارد. پس می‌توان گفت: قضا یا عکس العمل در حقیقت، از سوی خداوند می‌باشند. به این فرمایش امیرالمؤمنین دقت کنید؛ «من حفظ لسانهُ ، ستَرَالله عورته؛ هرکس زبانش را حفظ کند، خداوند عیب‌هایش را می‌پوشاند.» من حفظ لسانهُ = قدر (عمل)؛ سترالله عورته = قضا (عکس العمل) حفظ زبان، یک قدرِ انتخابی از سوی ماست و مخفی ماندن عیوب، قضای متناسب یا قدر انتخابی ما، از سوی الله است. در انسانهای پرحرفی که تمایل به ظهورات زیاد از خود دارند، عیب‌هایشان برملا شده و عزتشان حفظ نمی‌ماند. بنابراین بر کسانی که تمایل به برملا شدن ضعف‌هایشان ندارند واجب است، زبان خویش را کنترل نمایند. امیرالمؤمنین علی «علیه السلام»: «من حفظ لسانه اکرم نفسه» هر که زبانش را حفظ کند، خودش را گرامی داشته‌است. عدم حفظ زبان و ظهور عیوب انسان، موجب از دست دادن ارزش و قیمت او در نگاه دیگران شده و احترامِ انسانهای دیگر را از دست می‌دهد. حفظ زبان، اسلحه نجات بخش انسان در صراط همه ما در حرکتِ بر روی صراط، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر نهاده و پیش رو داریم. گاهی تند حرکت کردیم و گاهی کند، گاهی مستقیم حرکت کردیم و گاهی نیز سقوط کردیم و دوباره خود را به صراط رسانیدیم و ... اما در این مسیر، اسلحه مهم و نجات بخشِ انسان از سقوط‌ها و عقب ماندن‌ها، حفظ زبان است. کسی که به این قدرت رسیده‌است، به نجات نزدیکتر از کسی است که در نگهداری زبان، ضعیف است. انسان با حفظ زبان در صراط، به تعادل می‌رسد. به روایت نبی‌اکرم «صلی الله علیه و آله» در این خصوص توجه فرمایید: «نجات المؤمن، فی حفظ لسانه» نجات انسان مؤمن در نگه داشتن زبان است. حتی انسان کافری که ادبیات کلامی صحیحی دارد، به نجات نزدیک تر از مؤمن زحمتکش است که زبانِ بی‌اختیار و تربیت نشده‌ای دارد. امیرالمؤمنین درهمان روایتِ معروف «ربّ کلام جوابه السکوت» قاعده اصلی و مهمی را برای کنترل زبان در اختیار ما قرار داده‌اند. طبق آن قاعده، پاسخ بسیاری از کلام‌هایی که می‌شنویم، تنها سکوت است. اگر انسان بتواند بر خودشیفتگی‌هایش در زمینه‌های مختلف غلبه کند، قطعاً موفق به سکوت خواهد شد. براحتی می‌توان گفت: حداقل 50 درصد از رفتارها و یا گفتارهای دیگران، پاسخی جز سکوت ندارند، مخصوصاً زمانیکه انسان احساس می‌کند، جهنمی در حال برپا شدن است، موظف است تا با سکوت آن جهنم را خاموش نماید. آموختنِ هنرِ خوب گوش کردن مهم‌تر از هنرِ خوب سخن گفتن است. معمولاً کسانی که با عصبانیت، در حال اعتراض و غُر زدن هستند، منتظر پاسخ نمی‌باشند، بلکه دنبال گوشی برای «شنیدن» می‌گردند. پس شایسته‌تر است که خاموشی اختیار کنیم! گاهی ما، برای امتیاز گرفتن در بحث‌ها و یا درگیری‌ها، باید امتیازی را از بخش فوق عقلانی از دست بدهیم. این یک معامله عقلانی نیست، بهتر است که از بخش طبیعی امتیاز پرداخت نماییم و بواسطه این پرداختِ هزینه، بخش انسانیِ وجودمان را به رشد برسانیم. تمام شکست‌ها، سکوت کردن‌ها، زمین خوردن‌ها، حرفِ زور شنید‌ن‌ها و ... در حقیقت دارایی‌های بخش انسانی ما هستند و ما به تناسبِ آنها به خداوند نزدیک‌تر خواهیم شد. گفتنِ عبارت «حق با شماست» هنر بسیار بزرگی است که در فرهنگِ کلامی نبی اکرم و ائمه معصومین، بسیار دیده می‌شود. مراء و بحث و جدل، فوق گناهان کبیره است و کسانی که به این خُلق مبتلا هستند، مورد شفاعت قرار نخواهند گرفت. یادمان باشد که در مواقع انتقاد و اعتراض، حواسمان به نوع گفتارمان باشد. گاهی استفاده از عبارات و جملاتِ بی‌جا، سالهای سال، انسان را دچار خسران خواهد نمود. دریافت اسم مبدّل خداوند بواسطه کنترل زبان آموختیم که بعد از سکوت که یکی از بهترین راهها کنترل زبان است، بهشت سازی توسط زبان، راهی بسیار زیبا برای رشد انسان به شمار می‌رود. باید به این توانایی برسیم که بتوانیم اخلاق‌های ضعیف و آلوده را با بهترین عبارات و کلمات پاسخ دهیم. کسی که به چنین قدرتی رسیده‌باشد و بتواند در برخورد با ضعفها و پلیدی‌ها، آنها را به شرایط آرام و شادِ بهشتی تبدیل نماید، صاحب اسم شریفِ مبدّل پروردگارش شده‌است. برای رسیدن به چنین مقامی، باید صادقانه از پروردگارمان مدد بخواهیم و دستِ توسل و توکلمان همیشه رو به آسمان بالا باشد. آگاه باشیم که گاه برای حفظ غرور مردانه و یا غرور زنانه، به بحث و جدل آلوده نشده و تمام روحمان را به آتش نکشیم. انسان زیرک، کسی است که بتواند از جهنم فرار کند، نه اینکه به بهانه دفاع بایستد، اما آتش بگیرد. فراموش نکنیم که هرگاه احساس می‌کنیم نمی‌توانیم با کلام، شرایط بدی را به آرامش تبدیل کنیم، تنها راه فرار، سکوت است. خودِ سکوت، یک فعل است یک عکس العمل که نورها و خیرهای کثیری را به سمت انسان جذب می‌نماید.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 903
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 249 (92/10/19)

هوشیار باشیم که استفاده نابه‌جا از کلمات، گاه مانعِ مسلمان شدن و یا شیعه شدنِ کسی می‌گردد و یا گاهی سبب ایجاد رذیله‌ای در انسانی می‌گردد که قبلاً به این رذیله مبتلا نبوده‌است.

خانواده آسمانی،جلسه 249 (92/10/19)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در جلسات قبل آموختیم که مهارت‌های کلامی و کنترل زبان، جایگاه ویژه‌ای در ایجاد ارتباط عمیق وجودی با خانواده آسمانی دارد، به گونه‌ای که چنین هدفی بدون مسلح شدن به یک زبان تربیت شده، امکان‌پذیر نمی‌باشد. زبان بی‌اختیار و تربیت نشده، استعدادهای انسان را تلف نموده و سبب نابودی عزت و آبروی انسان می‌گردد. چه‌بسا انسان‌هایی با استعدادهای فوق‌العاده باطنی که زمینه‌ای مناسب برای فراهم نمودن یک زندگی سعادتمند دنیایی و آخرتی است، تنها به علت داشتن زبانی بی‌اختیار و تربیت نشده، از تمام رزق‌ها و خوشی‌های دنیا و رزق‌های عظیم آخرتی محروم مانده‌اند. مکانیسم اثرگذاری کلام در انسان تمام زیبایی‌ها و یا رذائل یک شخص، تنها از طریق زبان او به قلب دیگران صادر می‌شود. کلماتِ یک شخص، تجلیِ باطن او در مقام لفظ هستند. به سیر نزولی عالم توجه کنید؛ خداوند (الله) از مقام ذاتی که صاحب تمام اسماء آن هم به صورت یکجاست، شروع به تجلی و ظهور نموده و تمام اسماء و صفاتش را بواسطه مخلوقاتش برای انسان قابل شناسایی می‌نماید. در واقع تمام مخلوقات خداوند، راهی برای شناخت او و یا زبانِ گویای او می‌باشند و خداوند بواسطه آنها با انسان سخن می‌گوید. از قرآن که تجلی خداوند در مقام لفظ می‌باشد گرفته تا معصومین که تجلیِ کامل خداوند در مقام انسان هستند و مخلوقات ریز و درشت خداوند، همه و همه در حال سخن گفتن از خداوندی هستند که آنها را خلق نموده است. بنابراین، همه مخلوقات برای شناساندن حقیقتِ الله می‌باشند. در سیر نزولی استاد تا شاگرد نیز، وضع به همین منوال است؛ یک استاد برای انتقالِ آنچه در باطن خویش دارد به شاگردانش، ابتدا، باید محفوظات باطنی خود را تصور کرده و سپس آنها را به صورت صوت که پدیده‌ای مادی است تبدیل نماید. این صوت (کلام) توسط شاگردان دریافت شده و سپس در ذهن‌شان تصور می‌شود و با تمرین و تکرار به دارایی‌های تثبیت شده در باطن آنها تبدیل خواهد شد. پس طبق این توضیحات می‌توان گفت که کلام، تجلیِ حقیقتِ یک انسان بصورت ماده است. در حقیقت، شخصیتِ یک فرد در کلامِ او، ظهور نموده و دیگران بواسطه کلامِ او، به باطنش راه می‌یابند. اما نکته قابل توجه آن است که کلام، تمامِ عمق باطن را نمی‌تواند بروز دهد. به عنوان مثال، گاهی انسان برای بیان میزان محبتش به کسی، کلماتِ مناسبی را نمی‌یابد، از همین رو، تماس‌های بدنی مثل بوسیدن، در آغوش کشیدن، فشردن دست و ... را به استخدامِ خویش در می‌آورد. بنابراین می‌توان گفت: همیشه شدتِ یک دوستی صادقانه و یا یک نفرتِ واقعی در باطن، بیشتر از آن چیزی است که در ظاهر و کلام انسان بروز می‌کند. اما به هر حال زبان، اصلی‌ترین و مهم‌ترین راهِ انتقالِ عواطفِ و حقایق باطنی انسان است که تمام قابلیت‌ها و ضعف‌های او را به عرصه ظهور می‌کشاند. کنترل زبان در گروی تمرین‌های جدّی به آیه زیردقت کنید: «قُل لعبادی یقول التی هی أحسن، انّ الشیطان ینزغ بینهم...» (سوره اسراء آیه 53) به بندگان من بگو که همیشه سخن بهتر را بر زبان آرند، که شیطان میان آن دشمنی و فساد بر می‌انگیزد. طبق این آیه، به صراحت می‌توان گفت: از نگاه خداوند کنترل زبان، یک مقوله باشگاهی و تمرینی جدی است و در هیچ مرحله‌ای از زندگی نباید به دست فراموشی سپرده شود. بسیاری از درگیری‌ها و حجم عظیمی از طلاق‌ها، تنها به علت عدم تربیتِ کلامی زوجین اتفاق می‌افتد. استفاده از کلمات و عبارات اشتباه و نابه‌جا که مقصودِ اصلی گوینده را نمی‌رساند، سبب بروز سوء تفاهم‌های جدی و دامن زدن به جریانِ اختلافات خواهد شد. در چنین مواردی، قطع ارتباط‌ها و یا طلاق‌ها، هیچ مشکلی را از میان بر نخواهند داشت، چرا که ریشه مشکلات، خودِ زوجین و عدم کسب مهارت‌های کلامی توسط آنهاست و چنین کسانی قطعاً در ارتباطات و یا ازدواج‌های بعدی نیز با مشکل روبرو خواهند شد. حال اگر همین دو نفر، زمانی را برای کسب مهارت‌های کلامی و تربیتِ زبانی خویش صرف نموده و تمرین‌های مستمر و جدّی داشته باشند، حجم عظیمی از مشکلاتشان خاتمه می‌یابد. اختلافات میان پدر و مادر و فرزندان نیز در اغلب موارد، بعلت ضعف‌های کلامی است. پدر و مادری که از چنین مهارتی محرومند، قطعاً فرزندانی با زبان تربیت شده و قدرتمند نخواهند پروراند. آسیب‌های جدی به دنبال عدم آموزش کافی در مهارت‌های کلامی عدم آموزشِ کافی برای استفاده از الفاظ، ضرباتِ بسیاری را به فرهنگِ اصیل ایرانی و چهره اسلامی کشور ما وارد نموده است. در بسیاری از فرهنگ‌های دیگر، علیرغم عدم اصالتِ کافی و یا وابستگی به دین آسمانی، تنها به علت سرمایه‌گذاری‌های کلان در بخش ارتباطات کلامی، شاهد کاهش چشم‌گیری از میزان درگیری‌ها، تنش‌ها، اختلافات و یا میزان آمار طلاق‌ها هستیم در چنین جوامعی، علیرغم محتواهای باطنی ضعیف، بسیاری از رشدها و پیشرفت‌های بزرگ را در سطوح مختلف می‌توان مشاهده نمود. خوب است بدانیم دشمنانی که به مهارت‌های کلامی مجهز شده‌اند، توانستند ضربات سنگین‌تری را به مسلمانان وارد کنند. همه انسانها برای ترجمه صحیح باطن خویش توسط زبان، به آموزشِ کافی نیازمندند. باید بیاموزیم که برای تجلی حقیقتِ باطنی ما، چه الفاظی مناسب می‌باشند. نتیجه عدمِ آموزش‌های کافی در این زمینه، حتی در ترجمه آثار ادبی و علمی نیز، به چشم می‌خورد. گاه مترجمان، الفاظِ صحیح و حقیقی برای ترجمه متن اصلی با حفظ هدف نویسنده، سراغ ندارند و به سبب همین ضعف، به اصلِ اثرِ نویسنده، ضرباتِ بزرگی وارد می‌کنند. این مشکل، حتی در ترجمه‌های قرآن و یا روایات معصومین نیز دیده می‌‌شود و ترجمه‌ها معمولاً قادر به بیانِ عمقِ مفاهیم قرآن و روایات نمی‌باشند. فرهنگ کلام در قرآن بسیار متعالی است. الفاظ انتخابی و سطح اعجاب انگیزِ ادب در قرآن، خود یک اعجاز عظیم است. چنین قرآنی است که ما را دعوت به انتخاب بهترین واژگان در مکالماتمان می‌نماید. بدون رعایت ادب، علیرغم داشتنِ عقلِ قدرتمند نیز، خساراتِ سنگینی متوجه انسان می‌گردد. هوشیار باشیم که استفاده نابه‌جا از کلمات، گاه مانعِ مسلمان شدن و یا شیعه شدنِ کسی می‌گردد و یا گاهی سبب ایجاد رذیله‌ای در انسانی می‌گردد که قبلاً به این رذیله مبتلا نبوده‌است. گاه یک برخورد کلامی بد، یک همسر پاکدامن را به فساد می‌کشاند و یا منجر به ترک تحصیل فرزندی می‌گردد. مشاوری که فنِ سخن را خوب آموخته‌است. گاهی می‌تواند یک گناه بزرگ را از وجود کسی حذف نموده و یا مشکل عظیمی را از او رفع کند. اما خلاف این موضوع نیز ممکن است؛ سرزنش و انتخاب نادرست کلمات، می‌تواند یک گناه را به سرطان اخلاقیِ بزرگی تبدیل نماید. سرزنش، بدترین راه مقابله با کسانی است که به گناهی آلوده شده‌اند. در چنین مواقعی باید یک لذتِ جایگزین را به جای آن لذت حرام به فرد توصیه کنیم. اساساً در اسلام چیزی حرام، معرفی نشده‌است مگر زمانیکه حلالی از آن جنس به او معرفی شده‌باشد. اسلام، معدنِ عظیمی از زیباترین الفاظ است. برای آموختن کمی جدی‌تر، زمان و انرژی هزنیه کنیم!!! حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «حفظ اللسان و بذل الإحسان، من أفضل فضائل الإنسان» نگهداری زبان و نیکوکاری از بهترین فضیلت‌های یک انسان است. فراموش نکنیم که هنرِ نگهداری زبان، جز با تمرین و تکرار بدست نمی‌آید. پرحرفی، گرفتاری‌های بسیاری را هم برای خود فرد و هم برای دیگران به دنبال دارد، پس برای دوری از چنین گرفتاری‌هایی، این هنر بزرگ را بیاموزیم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 902
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 248 (92/10/05)

توصیه خانواده آسمانی ما در ارتباطات کلامی، آن است که تا می‌توانیم از زبانمان برای بهشت سازی استفاده کنیم، کسانی که آموختند چگونه سخنِ درست بگویند و به مقام «قول سدید» رسیدند، هر چقدر بیشتر سخن می‌گویند، به خداوند نزدیکتر شده و رشد می‌کنند.

خانواده آسمانی،جلسه 248 (92/10/05)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی کلام تمام ارتباطات انسان (چه ورودی‌ها و چه خروجی‌ها) در یک مرتبه اهمیت قرار ندارند، بطوریکه بعضی از آنها قوی‌تر و اثرگذارتر بوده و نقش بسیاری در ساختار روحی او و سعادت دنیا و آخرتش دارند. بعضی از روابط، قدرت رشد دهندگی بیشتری نسبت به سایر روابط دارند و اگر سالم و صحیح برقرار شوند، انسان را با تغذیه کمتری در بخش فوق عقلانی، به قدرت‌های بسیاری می‌رسانند. در میان ارتباطات، یکی از اصلی‌ترین و اساسی‌ترین روابطی که به سرمایه‌گذاری بیشتری برای سالم ماندن نیاز دارد، ارتباطات کلامی (زبانی) است. اگر ارتباطات کلامی خوب تقویت شده و انسان در صحت برقراری آن مهارت یابد، به پروازهای بلندی دست خواهد یافت. همچنین عدم توجه به سرمایه گذاری در این بخش و ضعف در ارتباطات کلامی، علیرغم محتوای باطنی خوب نیز، سبب نابودی آثار اعمال انسان شده و بسیاری از زحمات او را به هدر خواهد داد. اما بعضی از انسان‌ها، حتی با قوای باطنی ضعیف بعلت داشتن مهارت‌های کلامی قدرتمند، توانستند ضعف در قوای دیگر نفسشان را جبران نموده و رشدکنند. زبان قدرتمند، شیرین، مؤدب، جذاب و ساخته شده، می‌تواند بسیاری از ضعف‌ها را پوشش دهد. از سویی زبان تند، تیز و خشن که در کنترل انسان نیست، می‌تواند تمام قابلیت‌های قدرتمند یک فرد را نابود کند. بسیاری از طلاق‌ها، علیرغم مهیا بودن تمام امکانات زندگی برای زوجین، به علت ارتباطات کلامی ناسالم و عدم کسب مهارت در برقراری ارتباط صحیح همراه با احترام و عشق، اتفاق می‌افتند. بنابراین واجب است قبل از شروع هر اقدامی برای یک ارتباط جدید، ابتدا زبانمان را در کنترل خویش درآوریم. راههای کنترل زبان برای کنترل زبان دو راه پیشنهاد می‌شود؛ 1. استفاده صحیح از زبان و برقراری روابط سالم کلامی؛ که منجر به تولید آرامش و شادی برای فرد می‌شود. 2. سکوت، در صورتیکه انسان مهارتِ پرواز توسط ارتباطات کلامی را نیاموخته، و یا در این مسیر، چندان موفق نبوده باشد، سکوت، بهترین راه برای کنترل زبانش است. چه بسیار انسان‌های کم حرفی که علیرغم ضعف‌های دیگر اهل نجات و رستگاری شدند. نگاه خانواده آسمانی ما به ارتباطات کلامی توصیه خانواده آسمانی ما در ارتباطات کلامی، آن است که تا می‌توانیم از زبانمان برای بهشت سازی استفاده کنیم، کسانی که آموختند چگونه سخنِ درست بگویند و به مقام «قول سدید» رسیدند، هر چقدر بیشتر سخن می‌گویند، به خداوند نزدیکتر شده و رشد می‌کنند. اما خانواده آسمانی ما، از ما خواسته‌اند که اگر قدرت بهشت سازی توسط زبان را نداریم، با سکوت آن را مهار کنیم، چرا که زبان نقش بسیار کلیدی در رشد نفس داشته و بیشترین گرفتاری‌های انسان از او منشأ می‌گیرد. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: « اکثر خطایا ابنِ آدم فی لسانه» بیشترین خطاهای انسان از طریق زبانش می‌باشد. بزرگان اخلاق و عرفان معتقدند که کنترل زبان، قطعاً درهای غیب را به روی انسان خواهد گشود. امام باقر «علیه السلام» می‌فرمایند: «إنّ هذا اللسّان، مفتاح کلّ خیر و شر، فینبغی للمؤمن أن یختم علی لسانه کما یختم علی ذهبه و فضته». این زبان کلید هر خیر و شری است، پس شایسته است مؤمن آنرا مخفی نگه دارد (کنترل کند)، همانگونه که طلا و نقره‌هایش را مخفی نگه می‌دارد. آتش زبان، همه قوای نفس را می‌سوزاند عدم کنترل زبان و گفتارهای بی‌جا و بی‌مورد، خیانتی بزرگ در حق تمام قوای انسان است، چرا که آتشی را که زبان بر می‌افروزد، تمام قوای دیگر را نیز به آتش می‌کشاند. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: وقتی انسان صبح از خواب بر می‌خیزد، همه اعضاء و جوارحش از زبانِ او درخواست می‌کنند که، «خودت را کنترل کن و در حق ما از خداوند بترس، که اگر تو درست باشی، ما هم به راه راستیم و اگر تو کج بروی، همه ما به بیراهه کشانده می‌شویم.» اینکه انسان‌ها بتوانند به «بهترین شیوه»، اهداف خود را به یکدیگر تفهیم نمایند، سبب بروز بسیاری از سوء تفاهم‌ها خواهد شد. و همین سوء تفاهم‌ها، گاه منشأ بسیاری از طلاق‌ها، درگیری‌‌ها، جنگ‌ها و ... خواهند بود. بنابراین بر همه ما واجب است که با تلاش مستمر و جدّی مهندسی واژگان را بیاموزیم، و بدانیم از چه کلماتی به هیچ وجه استفاده نکنیم و یا استفاده از چه کلماتی، رشد دهنده ما خواهند بود. کلماتی که حامل پیام‌های تحقیرآمیز، القاب ناشایست، فحش‌ها و ناسزاها، شوخی‌های زننده زبانی، شوخی‌های بدنی و ... ضربه‌های مهلکی را بر پیکر خانواده و اجتماع وارد می‌سازند. قهر کردن، عمل بسیار قبیح و کودکانه ایست که جهنم عظیمی را برای انسان ذخیره خواهد کرد. با شروع قهر، انسان واردِ محدوده ولایت شیطان شده و راه آسمان را به روی خود می‌بندد. (البته گاهی قهر کردن طبق یک تصمیم عقلانی برای حذف یک رذیله در کسی، آن هم به مدت کوتاه شایسته است.) مراقب باشیم که قهر هیچ گاه از سوی ما اتفاق نیفتد. در هنگامی که طرف مقابل عصبانی بوده و کلماتش آتشین است وظیفه ما، خاموش کردن آتش است. نه دامن زدن به آن. در چنین زمانی است که باید مهارت استفاده از واژگان را به عرصه عمل کشانده و با انتخاب دقیق کلمات، هم آتش افروخته شده را خاموش کنیم و هم منظور خودمان را به طرف مقابل تفهیم نماییم. امام علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «سلامه الانسان، فی حفظ اللسان» سلامت انسان در حفظ زبان است. اگر زبان کنترل شود، تمام قوای پنجگانه (حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل) و تمام روابطشان سالم می‌مانند و در نهایت انسان مظهر اسم سلام خداوند خواهد شد. بنابراین می‌توان گفت: قلب سلیم نیز با زبان سلیم بدست خواهد آمد. فراموش نکنیم که کلمات، ظهوراتِ نفس به صورت ماده اند. پس در حقیقت، لفظ، همان باطن انسان است و نوع انتخاب واژگان هر کسی، قیمتِ باطن او را تعیین می‌کنند. انتخاب کلمات، اوج پرواز انسان را تعیین می‌کنند. انسان‌های عجول، مغرور و خودشیفته که زود اظهار نظر کرده و زبان باز می‌کنند، خیلی سریع، همه آنچه کسب کرده‌اند را از دست خواهند داد. رعایت ادب، عقل را قدرتمند نموده و عقل قدرتمند، سعادتمندی را برای انسان رقم خواهد زد. گاه استفاده از یک عبارت مؤدبانه در جایی، گناهِ سالهای طولانی را از انسان برخواهد داشت و یا یک بی‌ادبی، ممکن است سالها رشد انسان را به تعویق بیفکند. پس در انتخاب واژگان‌مان و نحوه ارتباطات کلامی خویش کمی جدّی‌تر و دقیق‌تر باشیم...   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 901
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 247 (92/10/05)

مشغول شدن به امورات دنیا و غفلت از الله، آرام،آرام، انس با او را در وجود انسان کمرنگ نموده و او را از تغذیه بخش فوق عقلانی (ذکر الله) باز می‌دارد. چنین انسانی، کم کم به نقطه‌ای می‌رسد که خلوت‌ها، برایش وحشت‌آور خواهند بود.

خانواده آسمانی،جلسه 247 (92/10/05)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مهمترین امانت‌ها از نگاه قرآن با توجه به مباحث گذشته به این نتیجه می‌رسیم که امانت و امانت‌داری،گستره وسیعی دارد، ارتباط با خودمان، ارتباط با الله، ارتباط با خانواده آسمانی، ارتباط بامردم، باحیوانات، گیاهان، محیط زیست و اشیاء پیرامون ما. اما مهمترین حیطه‌های امانت از نظر قرآن در آیه زیر، روشن بیان شده‌اند؛«یا ایهاالذین آمنوا لا تخونوا الله و الرّسول و تخونوا اماناتکم و أنتم تعلمون» (سوره انفال آیه 27) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، زنهار با خدا و رسول خیانت نکنید و در کار امانت با یکدیگر، در صورتی که خودتان می‌دانید. پس طبق این آیه، مهمترین امانت‌ها، الله، خانواده آسمانی و مردم می‌باشند. اما نکته بسیار ظریف این آیه آن است که خیانت در تمامِ این امانت‌ها، در حقیقت، خیانت در حق خودِ انسانی ماست. یعنی انسان ابتدا خودِ حقیقی‌اش را فراموش می‌کند و بعد شجاعتِ خیانت در حق الله، خانواده آسمانی و دیگر انسان‌ها را پیدا می‌کند. اساساً همه خیانت‌ها، از خیانت به خود شروع شده و به خیانت به خود ختم می‌گردند و آنچه که در هر خیانتی مورد آسیب حقیقی قرار می‌گیرد خودِ حقیقی شخص خیانت کننده است. بنابراین، هرچه شناختِ انسان از خود حقیقی‌اش بیشتر باشد، از خیانت بیشتر فاصله می‌گیرد و حاضر نیست که بخش فطری وجودی‌اش را فدای بخش طبیعی‌اش نماید. پس بطور کلی هیچ کدام از مشغولیات و مسئولیت‌های دنیا، نباید انسان از توجه به بخش فطری و تغذیه و رشدِ انسانی‌اش بازدارد. مشغول شدن به امورات دنیا و غفلت از الله، آرام،آرام، انس با او را در وجود انسان کمرنگ نموده و او را از تغذیه بخش فوق عقلانی (ذکر الله) باز می‌دارد. چنین انسانی، کم کم به نقطه‌ای می‌رسد که خلوت‌ها، برایش وحشت‌آور خواهند بود. ظلم و خیانت در امانات،‌ وحشت از خلوت‌ها، هم آغوشی‌های با الله و پروازهای آسمانی را در آنان بوجود می‌آورد و توان عبادت را از او می‌گیرد. با این توضیحات، به آسانی در می‌یابیم که خیانت به نفس از بزرگترین و ریشه‌ای‌ترین خیانت‌هاست. پس چرا خداوند عالم، آن را در شمار مهمترین امانت‌ها به همراه (الله، خانواده آسمانی و مردم) بیان نفرموده‌است؟ این سؤال را با آیه‌ دیگری از قرآن پاسخ می‌دهیم: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله، فأنساهم أنفسهم، اولئک هم الفاسقون» (سوره حشر، آیه 19) و شما مؤمنان مانند کسانی نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند و خداوند هم نفوسشان را از یادشان برد و آنان به حقیقت بدکارانِ عالمند. از نظر قرآن الله و خودِ ‌انسانی ما یک حقیقت هستند. انسان به محض فراموش کردن الله، در واقع خود حقیقی‌اش را فراموش می‌کند، زیرا همانگونه که غذا نخوردن به بخش طبیعی انسان آسیب وارد می‌کند، عدم تغذیه بخش فوق عقلانی (انس با الله) نیز به بخش فطری و انسانی او آسیب خواهد زد. از نگاه این آیه، مقام خود انسانی آنقدر بزرگ است که می‌توان آن را با الله مساوی دانست. تمام خیانت در امانت‌ها و ارتباطات، تابعِ ‌اولین خیانت یعنی خیانت در ارتباط با الله و در واقع خیانت به خود حقیقی هستند. حتی ارتباط با خانواده آسمانی هم به عنوان تنها راه رسیدن به الله، تابع همین ارتباط است. اگر کسی به معشوق حقیقی‌اش خیانت نکرده و به رابطه‌اش با او آسیب وارد نکند، در هیچ ارتباطی، حتی ارتباطات عاطفیِ زمینی نیز، دچار خیانت نخواهد شد. انسانی که عزتش را ازخدا می‌گیرد، هیچ ارتباط و عشقی برایش آزاردهنده و ذلت آور نیست. این یک قانون کلی است؛ ارتباط صحیح و سالم با الله، قطعاً بقیه ارتباطات انسان را تنظیم نموده و از شکستِ ارتباطات انسانی جلوگیری خواهدکرد. بنابراین می‌توان گفت: منشأ تمام محبت‌های اضافه، شیفتگی‌های بیش از حد، وابستگی‌های عاطفی آزاردهنده، عشق‌های تحقیرکننده، همه اشتباهات، انحرافات، شکست‌ها و ذلت‌ها، عدم ارتباط صحیح با الله و در واقع به علت خیانت به خودِ انسانیِ اشخاص است. آرامش، شادی، عزت و نشاط درتمامِ طول زندگی نیز مستلزم همین ارتباط اصلی و مهم می‌باشد. اساساً عزت و محبوبیت جز در سایه قرب پروردگار حاصل نمی‌شود، هر چقدر انسان به آسمان نزدیکتر می‌شود، در زمین محبوبتر خواهد بود. به آیه 96 سوره مریم در تأیید این موضوع توجه کنید؛ «إنّ الذین آمنوا و عملوا الصّالحات، سیجعل لهم الرّحمنُ وُدّا» همانا کسانی که ایمان آوردند و نیکوکار شدند، خدای رحمان، آنها را محبوب می‌گرداند. مقامات انسانی در سایه اُنس با الله منظور از ارتباط صحیح با الله، نماز و روزه و ... صرفاً اعمال عبادی نسیت. بلکه مقصود از این ارتباط انس با پروردگار است که البته در سایه معرفت نسبت به او حاصل می‌شود. وقتی انسان به انس با الله و لذت بردن از هم‌نشینی با او رسید، علاقه به خلوت و ذکر و عبادت در او بیشتر شده و خودِ انسانی‌اش رشد کرده و در نتیجه آرام آرام از خیانت‌ها فاصله می‌گیرد. انجام عبادات واجب بصورت تند و بدون لذت، نشان‌دهنده عدم انس و ارتباط گرم میان بنده و پروردگار است. علامت شرافت یک انسان و موفقیت او در مسیر انسانی، مقدار حوصله‌ای است که او برای خلوت دارد. اگر کسی حوصله ارتباط و انس با غیب را ندارد، نشانه عدم معرفت او نسبت به غیب است. چنین کسی، راهی به غیب نخواهد برد و در نتیجه بالإجبار سعی می‌کند، خود را توسط لذات زمینی ارضا کند. او که به خودش، به الله و به خانواده آسمانی‌اش خیانت نموده، در ذات خود فقیر است و برای جبران این فقر،‌ به انسانهای اطرافش وابسته شده و از آنها محبت می‌طلبد. او اساساً فقدان خدا و خانواده آسمانی‌اش را به عنوان نیازهای اصلی نفسش، در ذات خود احساس نمی‌کند، زیرا بخش فوق عقلانی او اصلاً فعال نشده‌است، که نیازهایش را اعلام نماید. و از همین روست که او آرام آرام به عشقها و ارتباطات آزاردهنده و ذلت‌آور زمینی گرفتار خواهد شد. آیا ما امانت‌دار خوبی هستیم یا... مردم در زمان غیبت امام زمان، دو دسته‌اند. یا خائن هستند، یا خادم. یا او را در این آوارگی تنها گذاشته‌اند و کمکی از آنها به او نمی‌رسد که خائنند و یا اینکه سبک زندگی خویش را براساس یاری امام زمان تنظیم کرده‌اند و همه روابط‌شان در جهت تحقق اهداف حضرت اتفاق می‌افتد که خادمند. کسانی که به خانواده آسمانی‌شان خیانت می‌کنند، هرگز خیری از دیگر روابط زندگی‌شان نخواهند دید. امام باقر «علیه السلام» می‌فرمایند: خیانت به خدا و پیامبر، همان نافرمانی ایشان است. و اما خیانت در امانت؛ هر انسانی امانت‌دار فرائض و واجباتی است که خداوند برگردن او نهاده‌است. هر دستوری که از خداوند به ما می‌‌رسد، یک امانت است و نافرمانی از آنها، خیانت در امانت است. قرآن، کلام الله و امانت بزرگ الهی است. چقدر از مطالعات ما را قرآن و فهم آن تشکیل می‌دهد؟ اگر امروز نمی‌توانیم از قرآن لذت ببریم، باید به دنبال علت آن در میان گناهان گذشته خویش باشیم. می‌توانیم از قرآن لذت ببریم، باید به دنبال علت آن در میان گناهان گذشته خویش باشیم. می‌توانیم ساده‌تر زندگی کنیم و ارتباط با الله و خانواده آسمانی‌مان را فدای زندگی مرفه و مجلل نکنیم. ‌آیا واقعاً  تشریفات و تجملات زندگی، ارزش فنا شدنِ ابدیت یک انسان را دارد؟ مراقب باشیم که سهم‌مان را از آسمان بگیریم. برای آنکه امانت‌دار خوبی در تمام قوای پنج گانه‌مان باشیم، فقط یک راه وجود دارد: اهل عبودیت باشیم. خیانت در بخش فوق عقلانی، خیانت در حق تمام قواست. باید از خداوند برای مدیریت نفس و امانت‌داری پنج قوه، کمک بگیریم. اگر دعاها و توسلاتمان نباشند، قطعاً موفق نخواهیم بود. همه رشدها در سایه مدد گرفتن از الله حاصل می‌شوند. دستانمان را رو به آسمان بلند کنیم تا زمین نخوریم... همه کمالات از اویند، از او بخواهیم ... «لا حول و لا قوّه إلا بالله»   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 900
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 246  (92/09/28)

همه افراد یک جامعه، امانت‌های خدا در دست ما هستند و کسی که به آنها احترام نگذاشته و در حقشان ظلم کند، مورد رضایت خانواده آسمانی‌اش نبوده و از هیچ جایگاهی در نزدشان برخوردار نخواهد بود.

خانواده آسمانی،جلسه 246 (92/09/28)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی اموال دیگران؛ امانات خداوند در دستان ما گاهی انسان‌ها با اموال مردم سر و کار داشته و کوتاهی در نگهداری و رعایت حقوق آنها، خیانت در این امانات الهی است که حق الناس را نیز با خود به همراه دارد. گاه این اموال مخصوص یک نفر یا چند نفر است و گاه نیز مربوط به بیت المال و همه انسانهاست؛ مثل پارکها، اتوبوس‌ها، ورزش‌گاه‌ها، فضاهای سبز و ... . پزشکان و کسانی که با جانِ انسان‌ها در ارتباطند، در واقع امانت‌داران سلامتی و جانِ خانواده‌ها و نوامیس مردم می‌باشند. دانش‌آموزان و دانشجویان، امانت‌هایی در دستان معلمان، مربیان و استادانند. تحقیقات و پژوهشهایِ علمی دیگران، امانت‌های آنها در دست ماست و نمی‌توانیم در حق آن خیانت کرده و به نام خودمان از آنها استفاده کنیم. گفتیم که بندگان خداوند، همه و همه امانت‌های او هستند و خودِ خداوند، حقِ تمام بندگانش را از ما مطالبه خواهد کرد. آثار امانت داری: 1-      سعادت و تعالی جامعه اگر روح امانت داری در جامعه‌ای حاکم شود، آن جامعه به محیط پاکی برای رشد تبدیل شده و از انحراف دور می‌ماند. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «لا تزال أمّتی بخیرٍ، ما تحابّوا و تهادَوا و أدّوا الأمانه» امت من همیشه در خیر خواهند بود تا زمانی که به هم خیانت نکرده و امانت‌ها را رعایت کنند. امت من همیشه در خیر خواهند بود تا زمانی که به هم خیانت نکرده و امانت‌ها را رعایت کنند. این مسئله آنقدر مهم است که اگر کسی امانت‌داری را رعایت نکند، اصلاً مسلمان به شمار نمی‌آید؛ نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» «لیس منّا، من خان بالامانه» از ما نیست کسی که در امانت خیانت می‌کند. همه افراد یک جامعه، امانت‌های خدا در دست ما هستند و کسی که به آنها احترام نگذاشته و در حقشان ظلم کند، مورد رضایت خانواده آسمانی‌اش نبوده و از هیچ جایگاهی در نزدشان برخوردار نخواهد بود. گفتیم که همه ما در حقیقت، یک روح و یا یک حقیقت واحدیم در بدن‌های مختلف، و ظلم به دیگران، ظلم در حق خودمان است. 2-      رسیدن به قدم صدق امانت داری انسان را به مقام صدق می‌رساند و راستگویی و صداقت را در او قدرت می‌بخشد، در حالی که خیانت، انسان را به دروغگویی وادار می‌نماید. حضرت علی «علیه السلام» می‌فرمایند: «اذا قویت الامانه، کثر الصدق» هرگاه روح امانت داری در کسی قدرت پیدا می‌کند، صداقتش افزون می‌شود. امانت‌داری در هر زمینه‌ای سبب رسیدن انسان به قدم صدق می‌شود. اگر ما حقوقِ خودِ حقیقی‌مان را به عنوان بزرگترین امانت الهی رعایت کنیم، با نفسمان صادق خواهیم شد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: «الخائن مَن شغل نفسه بغیرِ نفسه» خائن کسی است که خودش را به غیر خودش مشغول کند. مشغولیات دنیا، نباید ما را از مراقبت از کودک عزیز روان (نفخه خدا) و خوراک رساندن به این بخش وجودمان باز دارد. رعایت حقوق امام زمان، تلاش برای برداشتن موانع ظهور او، شناساندن او به همه عالم تا برقراری حکومت جهانی اسلامی در سایه امام زمان، انسان را به صدق با معصوم می‌رساند. در این زمان است که ما می‌توانیم خود را هم حزب و هم گروهِ خانواده آسمانی‌مان دانسته و حقیقتاً بودن و ماندن در کنار آنها را آرزو کنیم. نداشتن روح جهاد و مبارزه، خیانت در امانتِ امام معصوم است و ما را از مقام صدق دور خواهد کرد. امام علی «علیه السلام» می فرمایند: «الامانه والوفاء صدق الافعال» امانت داری و وفاداری، صدق در عملکرد است. امام زمان نصف دلیل غیبت خویش را عدم وفاداری شیعیان می‌داند. آنقدر مشغول دنیا نشویم، که خودمان را فراموش کرده و از یاری امام معصوم‌مان به عنوان تنها متخصص معصوم عالم که سعادت دنیا و آخرت مان در دستان اوست باز بمانیم. ما امروز هم می‌توانیم، جزء لشکرِ حسین باشیم و در کربلای مهدی شمشیر بزنیم، چقدر برای رسیدن به این مقام، تلاش می‌کنیم؟ 3-      بی‌نیازی نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «الامانه تجلبُ الغنی، و الخیانه تجلب الفقر» امانت‌داری، بی‌نیازی می‌آورد و خیانت در امانت فقر (کمبود، گرفتاری و ...) می‌آورد. امانت‌داری در هر 5 قوه، انسان را در همان قوه به اشباع و قدرت رسانده و آرامش و شادی برایش بوجود خواهد آورد. خیانت نیز، چه فردی باشد و چه گروهی، انسان را به فقر و کمبود می‌کشاند. حضرت علی «علیه السلام»: «إذا ظهَرت الخیانات، ارتفعت البرکات» وقتی خیانت‌ها زیاد می‌شود، برکات از جامعه حذف می‌شود. وقتی مردم نسبت به هم خشن و تیز بوده و حقوق یکدیگر را رعایت نکنند، برکت از جامعه‌ای رخت بربسته و کمبودها و نکبت‌ها به آن روی می‌آورند. نتیجه ندادن بسیاری از تلاش‌های ما، شاید عواقب یک خیانت در امانت، در یکی از 5 قوه باشد. کمی دقیق‌تر به اعمال‌مان فکر کنیم، شاید علت‌ها را دریابیم ...     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 898
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 245  (92/09/28)

تنبلی‌ها و کمالات ما برای رفع نیاز دیگران، ما را به اهل جهنم پیوند خواهد داد. عذرتراشی‌های ما، اگر دلایل محکم و استواری نباشند، توجیه‌های بی‌ارزش بوده و خیانتی بزرگ در حق دیگران می‌باشند.

خانواده آسمانی،جلسه 245 (92/09/28)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی اسرار انسانها؛ امانات الهی یکی از مصادیق امانت که البته کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اسرار شخصی انسانهای دیگر است. گاه اتفاق می‌افتد که کسی، اسرارش را در مقام مشورت و یا بصورت درد دل برای ما بازگو می‌کند و یا گاهی نیز از طرق دیگر و توسط انسانهای دیگر از راز او با خبر می‌شویم. این امتحان بارها و بارها در زندگی همه ما اتفاق افتاده است، و نحوه برخورد ما با موضوع، به میزان دریافت ما از اسم «ستار» خداوند و مقدار تشبه‌مان به او در این اسم بستگی دارد. با خبر شدن از سرّ دیگران، فرصتی است برای اینکه میزان سعه صدر انسان آزموده شود. حتی گاهی یک پدر از راز فرزندش باخبر می‌شود، و می‌تواند بدون اینکه همسرش را در جریان قرار دهد، مشکل فرزندش را حل نموده و آبروی او را در خانواده حفظ نماید. گاهی بعضی از انسانها، حتی دوست ندارند که مسائلی کاملاً ساده و پیش پا افتاده آنها نیز، فاش شود. باید بیاموزیم که سینه ما، گنجینه‌ای دربسته، برای اسرار دیگران باشد. علاقه و کنجکاوی نسبت به آگاهی از مسائل خصوصی دیگران، یک نوع رذیله خطرناک نفسانی است. که اگر این علاقه در کسی وجود داشته باشد، نشانه خودشیفتگی او و جهنمی بزرگ در باطنش می‌باشد که معطلی عظیمی را برایش در آخرت به همراه خواهد داشت. و نیز اگر بصورت اتفاقی از سرّ کسی مطلع شدیم، نباید به گونه‌ای رفتار کنیم، که خودِ او هم از آگاهیِ ما مطلع گردد، چه رسد به اینکه این راز را در نزد کسی بازگو کنیم. مطرح کردن اسرار دیگران، برای خودنمایی و نشان دادن قدرتِ آگاهی خود، جهنمی بزرگ‌تر از علاقه به دانستن راز دیگران است و اگر قبل از تولد به برزخ، آنرا خاموش نکنیم، آرامش ابدی را از ما خواهد گرفت. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می فرمایند: «المجالس بالامانه و افشاء سرّ أخیک خیانه، فاجتنب ذلک...» آنچه در یک مجلس (ارتباط) می‌گذرد، امانتی است در نزد تو، و فاش کردن راز برادرت، خیانتی در حق اوست؛ پس از آن دوری کن. البته، در بعضی موارد خاص، ممکن است ما در مقام مشورت قرار گیریم. یعنی کسی ما را امین دانسته و برای اموری مثل ازدواج، شراکت و ... در مورد کسی که ما اسرارش را می‌دانیم، تحقیق کند. در این مواقع بهتر است که اصل سرّ را فاش نکنیم ولی اگر این ازدواج و یا ارتباط را به صلاح طرفین نمی‌دانیم، نظر منفی خود را اعلام کنیم و یا در صورت اصرار و یا خواستن توضیح بیشتر، فقط اشاره‌ای بسیار کوچک به اصل سرّ او داشته باشیم. سؤال کردن از مسائل خصوصی دیگران بسیار قبیح و مطلقاً ممنوع است. سؤالهایی از قبیل؛ چرا طلاق گرفتید؟ چرا با هم قهر کردید؟ دعوای شما بر سر چه بود؟ و ... حتی مسئولان دولت، به هیچ وجه نباید اسرار سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... کشور را فاش کرده و به همه انسانهای جامعه خیانت کنند. در روایات، بسیار تأکید شده که ما حتی گناهانمان را در نزد کسی غیر از الله بازگو نکنیم، مگر آنکه به دنبال دستورالعملی برای نحوه برخوردمان با مشکل اخلاقی‌مان بود و با یک طبیب روحانی به مشورت برخاسته باشیم. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «ما عمل، من لم یحفظ لسانه» کاری نکرده است، کسی که زبانش را نمی‌تواند نگه دارد. عدم رازداری‌های ما، آنچنان امری ناپسند و زشت در نظر معصومین جلوه کرده است که یکی از گله‌های ائمه از شیعیان، همین خیانت در رازداری آنها به شمار می‌رود. مرز رازداری آنقدر ظریف و خطرناک است که توصیه می‌شود حتی همسران، اسرار، اختلافات و یا مشکلات خود را در نزد خانواده‌هایشان نیز بازگو ننمایند. نبی اکرم «صلی الله علیه و آله»: «صاحب النمیمه لا یستریح من عذاب الله عزوجل فی الاخره» انسان سخن‌چین، هرگز از عذاب خداوند در آخرت، در امان قرار نمی‌گیرد. انسان‌هایی که به مقام سلامت نفس رسیده‌اند، هرگز به دنبال فهمیدن اسرار دیگران و بازگو کردن آن نیستند. نیازهای مردم؛ امانات الهی اگر برادر دینی کسی در مورد نیازش، از او درخواست کمک کند، و او تمامِ تلاشش را برای برطرف کردن حاجت او ننماید، به الله، به رسول و به همه مؤمنین خیانت نموده است. تنبلی‌ها و کمالات ما برای رفع نیاز دیگران، ما را به اهل جهنم پیوند خواهد داد. عذرتراشی‌های ما، اگر دلایل محکم و استواری نباشند، توجیه‌های بی‌ارزش بوده و خیانتی بزرگ در حق دیگران می‌باشند. در برخورد با نیازهای دیگران، ابتدا باید خودمان را در مقام او قرار دهیم، و بعد همانگونه به نیازش رسیدگی کنیم که دوست داریم دیگران در چنین مواقعی با ما برخورد نمایند. نیازهای مردم به ما، امانت‌های خداوند بر گردن ما هستند و اساساً امانت هر چه که هست باید سالم به خداوند بازگردانده شود. درست است که خانواده و مادر و پدر و خواهر و برادر و ... اولین مصادیقِ امانت در رفع نیازها هستند، اما دغدغه‌های این گروه، نباید ما را از رسیدگی به نیازهای دیگران باز بدارد. اگر احساس می‌کنیم که جامعه‌ای و یا جهانی به کمک ما نیاز دارند، باید به وسعت این نیاز تلاش کنیم. پیامبر «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: «مَن أصبح و لم یهتّم باُمور المسلمین ...، فلیس بمسلم» کسی که صبح از خواب بیدار شود و هیچ تلاشی برای رفع نیاز مسلمانان نکند، اصلاً مسلمان نیست. اگر نیاموزیم و نتوانیم که به اندازه الله وسعت یافته و با نگاهِ وسیع خداوند به دیگران نگاه کنیم، در آخرت نیز، نمی‌توانیم از بهشتی که وسعتش به اندازه تمام آسمان‌ها و زمین است بهره ببریم. انسانهای خودخواه و متکبر که غیر از خود، دغدغه دیگری ندارند، جزء کسانی هستند که در قیامت، رسیدگی به اعمالشان، به آخرین پرونده‌ها موکول خواهد شد و تمام 50 هزار سال قیامت را در گیر و دار حسابرسی دیگران مورد بی توجهی قرار خواهندگرفت. اگر هم با تفضّلات خداوند روزی، وارد بهشت شوند، نمی‌توانند در آنجا سلطنت نموده و از آن بهره‌برداری کنند، چون در دنیا نه غمِ کسی را خوردند و نه بر دل کسی حکومت کردند، تنها خودشان و آرزوهای خودشان را دیدند و از همه چیز جا ماندند. پادشاهی در بهشت را باید همین جا آموخت. بیاموزیم تا با تلاش برای رفع نیازهای مردم و شریک شدن در غصه‌ها و دردهایشان، محبت آنها و در نهایت محبت الله را جلب کرده و به اندازه او بزرگ شوید.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 897
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 244 ، (92/09/21)

انسان، به هیچ‌وجه مجاز نیست به بهانه دوست نداشتن کسی که زیرمجموعه مسئولیت اوست، از ایفای صحیح نقش و ادایِ مسئولیتش سرباز زند. این عدم محبت انسان نسبت به کسی، مسئولیت و ادای صحیح آن را از او سلب نمی‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 244 ، (92/09/21)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی مسئولیت‌های زمینی؛ امانت‌های آسمانی پذیرفتن هر مسئولیت و یا مدیریتی، یکی از مصادیق امانات الهی است. مادر بودن و پدر بودن، مقام‌هایی هستند که مسئولیت‌های خاص خویش را دارا بوده و اگر صحیح انجام شدند، انسان را تا بهشت می‌رسانند. تمام روابط خانوادگی مثل خواهری، برادری و ... و یا در سطوح بالاتر جامعه مثل مقامات دینی، سیاسی، اجتماعی و ... همه از مصادیق امانات خداوند بوده و به محض پذیرفتن مسئولیت آنها، موظف به رعایت حقوق تمام کسانی هستیم که تحت مسئولیت ما قرار گرفته‌اند. اگر کسی مقام همسری را نمی‌شناسد و از قوانین و حقوق همسرداری آگاه نیست، حق ازدواج نخواهد داشت. یا اگر زن و مردی به حقوق فرزند داری آگاه نبوده و آداب رعایت این امانت خداوند را ندانند هرگز نباید تن به بچه‌دار شدن بدهند. انسان، به هیچ‌وجه مجاز نیست به بهانه دوست نداشتن کسی که زیرمجموعه مسئولیت اوست، از ایفای صحیح نقش و ادایِ مسئولیتش سرباز زند. این عدم محبت انسان نسبت به کسی، مسئولیت و ادای صحیح آن را از او سلب نمی‌کند. انرژی و قدرتی که برای امانت‌داری‌های صحیح لازم داریم باید از یک معشوق قدرتمندِ والا تأمین شود. کسی که به آسمان وصل است و عشق حقیقی را از الله دریافت می‌کند، حتی به پای کسی که زیر مجموعه مسئولیت اوست و دوستش هم ندارد، عاطفه ریخته و مهرورزی می‌کند و در رعایت تمام حقوقِ این امانت می‌کوشد. انسانی که انرژی‌اش را از الله دریافت نکند، قطعاً در رعایت حقوق اماناتِ الهی موفق نخواهد شد. بنابراین هر چه میزان مسئولیت‌های انسان بیشتر و تعداد زیرمجموعه‌های مسئولیتی‌اش اضافه گردد، به تأمین انرژی بالاتری از خداوند نیاز دارد تا بتواند حقوق تمام اماناتش را ادا کند. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرماید: «من تولّی عملاً و هو یعلم أنه لیس لذلک العمل بأهل، فلیتبوأ مقعده من النّار.» اگر کسی مسئولیتی را قبول کند و خودش هم بداند که اهل این مسئولیت نیست، پس جایگاه خودش را در جهنم فراهم کرده است. به هیچ‌وجه نباید در جایی که توان انجام صحیح مسئولیتی را نداریم، آنرا بپذیریم. پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله»: «من استعمل رجلاً من عصابه و فی تلک العصابه من هو أرضی لله منه، فقد خان الله و رسوله و المؤمنین» هر کس از بین گروهی (حزبی) کسی را برای ریاست انتخاب کند، در حالی که در آن گروه آدم لایق‌تری که خداوند به مسئولیت او راضی‌تر است، وجود دارد، به خدا، پیامبرش و همه مؤمنین خیانت کرده است. البته گاهی نیز اتفاق می‌افتد که مدیری یا کسی تشخیص می‌دهد، که انتصاب انسان خاصی برای بقیه مردم خیرات فراوانی داشته و به صلاح آنهاست. اما گروه زیادی از این انتصاب راضی نیستند. در اینصورت نیز، اهمیت دادن به نظرات اشتباه دیگران لازم نیست. مالک اشتر به امیرالمؤمنین در جمعِ گروهی از مردم، نسبت به انتصاب چند تن از بستگان‌شان به ریاستِ بعضی امور، اعتراض کرد. امیرالمؤمنین فرمود: اگر این‌ها، لیاقت و شایستگی مسئولیت داشتند، به صِرف اینکه بستگان من هستند، می‌توانستم در حق مردم خیانت کرده و از انتصاب‌شان خودداری کنم؟ مالک اشتر گفت: حق با شماست یا علی. پس هوشیار باشیم که حقوق اماناتِ خداوند را در هر مقامی که هستیم، به شایستگی رعایت کنیم، خیانت در اماناتِ خدا، خیانت در حق خودمان است.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ،

Top
شناسه مطلب: 896
زمان انتشار: 5 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 243 ، (92/09/21)

نماز، وسیله‌ای بسیار قدرتمند است و زمانی برای انسان معراج تلقی می‌شود که او به محرمیتی ویژه با خداوند رسیده باشد. رعایتِ احترام و آداب نماز، آرام آرام انسان را برای بهره بردن از این وسیله آماده نموده و با آن مأنوسش می‌کند.

خانواده آسمانی،جلسه 243 ، (92/09/21)

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی شعائر الهی، امانات آسمانی کلمه شعائر، جمع «شعیره» به معنای علامت و نشان است. شعائر الهی به چیزهایی اطلاق می‌شود که نشانی از اصل و ریشه حقیقی ما یعنی الله داشته و برای بخش فوق عقلانی ما، مقدس و شادی بخش باشد. پاسداری از شعائر الهی، علاوه بر اینکه یک نوع عشق و دلدادگی است، یک وظیفه مهم در جهت حفظ امانات الهی است. همانطور که انسان در بخش حسی (حفظ محیط زیست، ابزارآلات مادی و ...)، بخش وهمی (حفظ یادگاری، خاطرات، عکس‌های ارزشمند و ...) بخش عقلی (حفظ کتابها، احترام به استاد، نگهداری مدرسه‌ها و ...) موظف به رعایتِ حقوق امانات الهی است. در بخش فوق عقلانی بصورت اولی‌تر باید در پاسداشت امانات این بخش بکوشد. احترام به روحانیون، اساتید علوم الهی، مراجع تقلید و ...، حفظ حرمت پرچمها، نشانه‌‌‌ها و علامات و ...، رعایت آداب حرم‌ها، مساجد و اماکن متبرکه و ...، رعایت حرمت‌های ایام خاص یا ایام الله مانند رمضان، ماه محرم، اعیاد، عزاداری‌ها و ...، حترام به صورت‌های اعمال دینی و انسان‌های دیندار مثل نماز و نمازگزاران، روزه و روزه‌داران، قرآن و قاریان آن و ...، همه و همه از مصادیق تعظیم شعائر الهی‌اند. بی‌احترامی به هر کدام از شعائر الهی، در حقیقت بی‌حرمتی به بخش فوق عقلانی وجود انسان‌ها و توهین به ریشه و اصل حقیقی ماست. گاهی یک توهین، یک تمسخر و یا یک هتک حرمت، ممکن است چندین سال و یا حتی تا پایان عمر، انسان را از درک بسیاری از فیوضات الهی محروم نماید. بنابراین احترام به اموری که برای دیگر انسانها مقدس بوده و تقدس آن نیز عقلاً و شرعاً تأیید شده است، وظیفه همه انسانها بوده و هیچ‌گونه توجیهی برای هیچ توهینی به مقدسات وجود ندارد. به آیه 40 سوره حج دقت فرمایید؛ «... ولولا دفعُ الله الناس بعضهم ببعض، لهُدِّمت صوامع و بیعٌ و صلواتٌ و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا...» و اگر خداوند شر بعضی از مردم را به بعضی دیگر دفع نکند، همانا صومعه و دیر و کنشت‌ها و مساجدی که در آنها نماز و ذکر خدا بسیار می‌شود، همه خراب و ویران می‌شدند. در این آیه خداوند از تمام معابدی که در آن ذکر خداوند انجام شود، با احترام یاد برده و از آنها، توسط گروهی از انسانها دفاع می کند. نماز؛ نمونه‌ای عظیم از شعائر الهی نماز یکی بزرگترین نشانه‌های خداوند (شعائر الهی) و قوی‌ترین وسیله هم آغوشی با پروردگار و راه اتصال به آسمان است. البته باید بدانیم که استفاده صحیح و حقیقی از این وسیله رساننده، برای همه انسان‌ها ممکن نیست؛ «واستعینوا بالصبر و الصلواه إنّها لکبیره إلاّ علی الخاشعین» (بقره/ 45) و از صبر و نماز یاری جویید، که البته آن کاری دشوار است مگر برای خاشعان. نماز، وسیله‌ای بسیار قدرتمند است و زمانی برای انسان معراج تلقی می‌شود که او به محرمیتی ویژه با خداوند رسیده باشد. رعایتِ احترام و آداب نماز، آرام آرام انسان را برای بهره بردن از این وسیله آماده نموده و با آن مأنوسش می‌کند. انس گرفتن با نماز، کار آسانی نیست، صورت نماز هم برای کسانی که هنوز به استفاده صحیح و شایسته از این وسیله موفق نشده‌اند، بسیار نور دهنده، آرام بخش و لذت آفرین است. لذا برای استفاده موفق از نماز باید بسیار زحمت کشید. رعایت اوقات نماز و حفظ حرمت آنها، یکی از اولین و اساسی‌ترین قدم‌ها برای اوج گرفتن توسط این وسیله عظیم است. لازم به ذکر است که تفاوت نماز اول وقت با نماز آخر وقت، مثل مقایسه آخرت با دنیاست. اوقاتِ نماز، یک امانت الهی‌اند و باید در رعایت آن بسیار بسیار هوشیار باشیم. روایات، حالات امیرالمؤمنین را هنگام اوقات نماز اینگونه توصیف می‌کنند: ایشان بی‌تاب می‌شدند و لرزه بر اندام مبارک‌شان می‌افتاد و هر لحظه رنگ به رنگ می‌شدند. علت را که می‌رسیدند می‌فرمود: وقت نماز رسیده، وقت امانتی که خداوند بر آسمان و زمین عرضه کرده و آنها از پذیرشش سرباز زدند. درک این روایت برای کسانی آسان است که فوق‌عقل فعال و قدرتمندی دارند. عشق به الله، امانتی عظیم در وجود ماست و نماز، وسیله‌ای برای عشق بازی و هم آغوشی با الهی که عشقش را پذیرفته‌ایم. نمازِ هر کس، آئینه شخصیت او و نشان‌دهنده میزان پختگی‌اش می‌باشد. همچنین تعیین کننده میزان رشدِ انسانی و سطح آرامشِ وجودی انسان‌هاست. البته هرگز نمی‌توان به باطنِ نماز کسی راه یافت. چرا که بسیار سفارش شده است که نمازهای آشکار انسان باید با حضور قلب اما ساده و بدون هیچ عمل اضافی انجام شود. عشق بازی‌ها و رشدهای اساسی با نماز، مخصوص خلوت‌های دو نفره ما با خداست. فراموش نکنیم که رشدهای واقعی درنمازهای کاملاً خصوصی و بدون هیچ گونه ظهور و نمایشی اتفاق می‌افتد. پایه‌های دین داری انسان زمانی به لرزه می‌افتد که از کنار توهین‌ها و هتک حرمت‌ها به شعائر الهی براحتی رد شده و عکس العملی از خود نشان ندهد. دشمنان داخلی و خارجی در حال تلاش مداوم برای کاستن حساسیت‌های ما نسبت به شعائر الهی‌اند. البته گاهی نیز خودمان تن به کارهایی می‌دهیم که از این حساسیت‌ها می‌کاهد. به محض کم شدن و یا حذف این حساسیت‌ها در وجودمان باید به دنبال ریشه‌ها و راههای درمان آن باشیم. چون این حساسیت‌ها، مثل انواع دردهای طبیعی، هشداردهنده‌هایی برای بروز بیماری‌اند. اگر این دردها را نادیده بگیریم، در واقع به علائم هشداردهنده مهمی بی‌اعتنایی کرده‌ایم و اجازه داده‌ایم تا بیماری تمام روح ما را فرا گیرد. آن وقت است که دیگر نکبت و شقاوت تمام زندگی و روح‌مان را درگیر خواهد کرد و به عذابش گرفتار خواهیم شد. هر قدر میزان ادب ما در برابر شعائر الهی بیشتر باشد، به خیرات بیشتری نائل شده و فیوضاتِ کثیری را درک خواهیم نمود. گاهی رشدها و پروازهای عجیب و فزاینده‌ای برای انسان رخ می‌دهد که در حالت طبیعی در زمان بسیار کوتاه، ممکن نبود، که شاید این به دنبال رعایت ادب و تعظیم یکی از نشانه‌های خداوند، اتفاق افتاده باشد. بی‌احترامی به پاسداران، بسیج، سربازان، نظامیان و ... یا بی‌ادبی نسبت به پدر و مادر، استاد و ... که حریم خطرناکی دارند، و بی‌حرمتی به اولیاء دین و امامان معصوم که حرمتی بالاتر از پدر و مادر دارند، چیزی جز شقاوت و بدبختی به همراه نخواهد داشت. مراقبِ امانات خداوند باشیم!!!   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed