www.montazer.ir
پنج‌شنبه 11 ژوئن 2026
شناسه مطلب: 853
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی، جلسه 225، 92/07/04

خانواده آسمانی، جلسه 225، 92/07/04

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی دو مورد از کفارات را توضیح دادیم که عبارت بودند از: «مصائب» و «بیماری‌ها». سومین کفاره «حزن» است یعنی غم‌هایی که به طور طبیعی در مسیر زندگی انسان قرار دارد زیرا جهان، عالم تضادهاست. خیلی از امور انسان را محزون می‌کنند که انسان در آن‌ها نقشی ندارد. والدین، اقوام، محل زندگی، تا حدی شرایط اقتصادی و سبک زندگی و ... را ما انتخاب نکرده‌ایم و به عبارتی مشاعی است. عوامل طبیعی و اجتماعی و حوادث، و ... از دست ما خارج هستند که گرفتاری‌هایی برای انسان فراهم می‌کنند و ما را محزون می‌نمایند. حزن گناهان انسان را پاک و او را سبک می‌کند. این لطف خداست که انسان را در دنیا پاک کرده تا کارش به برزخ و قیامت نکشد. خداوند سیستم تضاد را در دنیا برای کمال انسان و تخلق به اخلاق الهی قرار داده است. خداوند در قرآن تصریح فرموده: همه چیز را در زیباترین حالت خلق کرده است: «الّذی احسن کلّ شی خلقه ثمّ هدی» مظاهر جمال و جلال در اوج و تضادها به بهترین نحو ایجاد شده‌اند. کسی که خودش را در بخش طبیعی معنا و خلاصه کرده است مسائل عقلی و فوق عقلانی در سبک زندگی‌اش ملاک نیست و دنیا را به خاطر تضادهایش زیر سؤال برده و خدا را هم مورد سؤال قرار می‌دهد. اما اگر انسان را نمونه مثل اعلی بدانیم همه تلخی‌ها. غم‌ها، جنگ‌ها، زلزله و قحطی و بیماری و مرگ و میرها را زیبا می‌بینیم. زیرا منجر به پرورش انسان می‌شوند. پیامبر «صلی الله علیه و اله» می‌فرمایند: «ما اصاب المؤمن من نصب و لا وصب و لا حزن حتّی الهم یهمّه إلاّ کفّر الله به عنه من سیئاته» هیچ درد و رنج و اندوهی نیست، حتی نگرانی که او را مشغول می‌کند، به مؤمن نمی‌رسد مگر اینکه به‌واسطه آن‌ها خدا گناهانش را پاک می‌کند. نگرانی و همّ غیر از اندوه است حتی اگر زود گذر هم باشد انسان را پاک می‌کند. بر طبق روایت انسان گاهی پولش را می‌شمرد و می‌پندارد کم است نگران شده مجدداً می‌شمارد و در می‌یابد درست است همین اندازه نگرانی، گناهان آن روزش را پاک می‌کند. مؤمن به قدری نزد خدا عزیز است که اگر گناهی مرتکب شود سریع او را پاک می‌کند تا آلوده نماند. البته اگر انسان روی آن پافشاری کند قضیه فرق می‌کند. از عزت مؤمن همان بس که حرمتش از کعبه بالاتر است، زیرا کعبه وسیله ارتقاء ایمان مؤمن است و مؤمن میوه خلقت است. قرآن انسان‌ها را به شش دسته (جماد و کمتر از آن، حیوان و پست تر از حیوان، شیطان (صفت) و انسان حقیقی) تقسیم کرده است. که فقط دسته ششم را انسان می‌داند و فقط همین دسته میوه می‌شوند. در نظام خلقت خداوند کسی را خلق کرده که می‌تواند با تخلق به اخلاق الهی مثل اعلی و خلیفه الله شود. کسی که در حد فرشتگان یا پایین تر باشد به انسانیت نرسیده زیرا انسان بالاتر از فرشته است. خدا زینت‌های دنیا را برای مؤمن آفریده است؛ «قل من حرّم زینه الله آلتی اخرج لعباده؟» بگو چه کسی زینت‌های الهی را برای بندگانش حرام کرده است؟ خداوند هیچ لذتی را برای انسان حرام نکرده مگر اینکه حلالش را قرار داده است. خداوند اموری را که برای انسان مضر بوده و مانع اوج گرفتن او می‌شود حرام کرده است. حضرت می‌فرمایند کسی که نمی‌تواند از دنیا لذت ببرد برای آخرت پرورش نمی‌یابد. چنین شخصی بالی برای پروازهای بلند ندارد. حضرت می‌فرمایند: اگر می‌خواهید برای کارهای معنوی قدرت داشته باشید باید بخشی از ساعات روزتان به لذات طبیعی بگذرد خداوند میلیاردها میلیارد ملائکه را به کار شبانه روزی گذاشته تا ما میوه شویم. از اذان صبح هر کدام از ما اسکورت ویژه داریم تا اذان مغرب و از اذان مغرب به بعد هم همینطور: «لهُ مُعَقّبات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه...» بعضی از محافظان مراتب، بعضی الهام بخش و برخی دعاکننده و یاری رسان و ... هستند. ما غرق ملائکه الله هستیم و بر بال ایشان قرار داریم. نباید سر خودمان را به قدری شلوغ کنیم که فرصت ارتباط با غیب را پیدا نکنیم. ما باید گاهی مطالعات خودمان و لو مذهبی و حتی عباداتمان را تعطیل کرده، خودمان را از شئونات پایین تخلیه کنیم. ما به قدری درگیر زندگی طبیعی شده‌ایم که فرصتی برای شئون بالا باقی نگذاشته‌ایم. باید وقتی را به اصل و نسب و ریشه‌های خودمان اختصاص دهیم. بعضی‌ها تلفن همراهشان را سر نماز خاموش نکرده و به آن توجه دارند. خداوند همه این تشکیلات را برای میوه شدن انسان به راه انداخته است که اگر چوب و شاخه شویم شایسته سوختن هستیم. میوه‌هایی که خورده می‌شوند از جمادی خارج می‌شوند ولی میوه ای که خورده نشود از بین رفته و جماد می‌گردد و سالهای سال باید در زمین باقی باشد تا به مقام نباتی برسد. اگر انسان میوه را بخورد، آن میوه تبدیل به شعور و عقل می‌گردد و اگر شخص رشد یافته باشد به فوق عقل هم می‌رسد. چه بسا افرادی که در جامعه تلاش می‌کنند ولی هرگز ارتقاء نیافته و به غیب راه نمی‌یابد. قرآن فقط این گروه را انسان و قائل به میوه دانسته است: «بسم الله الرحمن الرحیم، و العصر، إنّ إلانسان لفی خسر، إلا الذین آمنوا و عملوالصالحات و تواصوا به الحق و تواصوا بالصبر» ایمان، عمل صالح و تواصی به حق و صبر انسان را میوه می‌کند. این حاصل، اعم از میوه و گل برای باغبان خیلی عزیز است. مؤمن برای خداوند هم خیلی عزیز و محبوب است. «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم مِن الظلمات إلی النّور...» خدا ولی و سرپرست مؤمنان است و آن‌ها را از ظلمات به سوی نور خارج می‌کند. اما درباره غیر مؤمنان خیلی تلخ می‌فرماید: «إن الکافرین لا مولی لهم...» بی سرپرست و رها هستند. نهایتاً ساقه و شاخه و برگ شده و به درد سوزاندن می‌خورند. ولی اگر کافر باشند درباره ایشان اینطور می‌فرمایند: «والذین کفروا أولیائهم الطاغوت، یخرجونهم من النّور إلی الظّلمات...» سرپرست کسانی که کفر ورزیدند طاغوت است که آن‌ها را از نور به ظلمت خارج می‌کنند. کفار سیستم کشورشان را به گونه ای طراحی می‌کنند که اگر کسی مؤمن هم باشد دچار ظلمت و تاریکی می‌شود. فلذا قرآن از ما می‌خواهد مربی مان را معلوم کنیم. چون کسی که استاد و برنامه راه ندارد رها است و تمام اقداماتشان را قبل از تعیین سبک زندگی انجام می‌دهند. اعم از انتخاب رشته تحصیلی، شغل، همسر و دوست و ... که جای یاری رساندن به ما و افزایش قدرت پرواز؛ ما را سنگین کرده و مزاحم ما می‌شوند. زندگی تحت ولایت الله، با زندگی تحت ولایت شیطان کاملاً فرق می‌کند. هرگاه از وضعیت تان شکایت داشتید به این حدیث مراجعه کنید؛ «کما تکونوا یولّی علیکم» هر طور که هستید بر شما حکومت می‌شود. لیاقت شما، حاکمتان را تعیین می‌کند. اینکه مؤمن حاکم شما باشد یا کافر به شایستگی خودتان بستگی دارد. اول باید سبکمان را مشخص کنیم بعد اقدامات زندگی را انجام دهیم. قیمت مؤمن ناشی از انتخاب عالی‌ترین مربی یعنی «الله» و مظاهر تامّ او می‌باشد. مؤمن عالی‌ترین سبک زندگی را انتخاب کرده است. «مؤمن» تنها قبولی کلاس خداوند است (... إلا الذین آمنوا...) فلذا نزد خدا خیلی عزیز است. مربی گاهی شاگرد زرنگ‌ها را از فرزندانش هم بیشتر دوست دارد. شدت علاقه خدا به مؤمن اقتضاء می‌کند هرگز راضی به آلوده ماندن او نگردد لذا دائماً او را تطهیر می‌کند. عوامل ایجاد طهارت، مصائب، امراض و غصه‌ها هستند. وجود مقدس نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: «ساعات الهموم ساعات الکفارات» ساعتهای همّ و غم شما ساعتهای پاک شدن شماست. زمانی که مؤمن گرفتار است مثلاً برای روزی حلال در روزهای گرم مشغول کار است و صدمات آن را تحمل می‌کند و ... دائماً در حال پاک شدن است. «انّ مع العسر یسری» همانا با سختی راحتی همراه است یعنی با سختی آسایش است و این دشواری‌ها شروع پاک شدن و راحتی مؤمن و سبک شدنش است. دانش آموز همان زمانی که سختی‌های درس خواندن را تحمل می‌کند در واقع موفقیت او در امتحانات از جمله کنکور، همان زمان تضمین شده است. سیستم خدا سیستمی است که شادی در غصه‌هایش و شفاء بیماری نهفته است. (رجوع به بحث «غم و شادی») انسان باید مجهز به سیستمی باشد که غم را به شادی تبدیل کرده و قادر به لذت از بیماری هم باشد. دختر مرحوم مجلسی که مجتهده ای بوده وقتی پایش می‌شکند می‌خندد، از او علت را می‌پرسند می‌گوید به اجرش فکر می‌کنم. مؤمن با هر دردی که می‌کشد در واقع دری از درهای بهشت به روی او باز می‌شود. به گنج رسیدن سختی دارد بخصوص اگر آخرتی و جاودانه باشد. آخرت میلیاردها میلیاردها برابر بزرگ‌تر از دنیا بوده و خدا ما را برای بهره برداری از آنجا تربیت و آماده می‌کند ولی ما چون متوجه نیستیم اعتراض می‌کنیم. در نمایشگاهی یاقوتی دیدم که خطاطی، صد و هشتاد سال پیش روی آن این حدیث را حک کرده بود: «قال سید الکونین (صلی الله علیه وآله) حسین منّی و أنا من حسین» و قیمت آن بیست میلیارد تومان بود و کلی از ارزش آن مربوط به حکاکی هنرمندانه روی آن بود. انسان اگر «تراش» نخورد قیمت پیدا نمی‌کند. دانه سیب باید در دل خاک قرار گیرد تا درخت به آن زیبایی و پر از میوه رشد کند. انسان تا تراشیده نشود رشد نکرده و بزرگ نمی‌شود: «من لم یرض به رضایی ... فلیتخذ ربّا سوائی» کسی که به رضای من راضی نیست پروردگاری غیر از من اتخاذ کند. با این افراد خدا حرفی ندارد؛ «... لا یُکلّمهُمُ الله...» مشرکین می گویند: «لو شاءالله ما أشرکنا و لا آبائنا...» اگر خدا می‌خواست ما و پدرانمان مشرک نمی‌شدیم. خداوند در قرآن می‌فرماید: اگر ایمان شما مربوط به خواست من بود همه شما را مؤمن می‌کردم. ولی خدا بنا ندارد به کسی زور گفته و کسی را اجبار به بهشت رفتن کند اختیار به خود انسان داده است: «إنّا هدیناهُ السّبیلإ شاکراً و إما کفورا» ما راه را نشان می‌دهیم می‌خواهید شاکر باشید یا کفر بورزید. خداوند می‌خواهد ما به اندازه خودش بزرگ شویم و این امر در گرو فرمان‌برداری از اوست زیرا فقط خدا مسیر رسیدن به چنین رشدی را می‌شناسد. بنابراین نباید دائماً از خداوند و عملکرد معصومین «علیهم‌السلام» ایراد بگیریم. این کار خیلی بی ادبی است زیرا در حقیقت ایراد گرفتن از مربی معصوم است. کدام شاگرد در باشگاه از استادش انتقاد کرده و یا او زیر سؤال می‌برد؟ مگر ما از خدا و معصوم بیشتر می‌فهمیم که دائماً احکام را زیر سؤال می‌بریم؟ انسان یا «الله» الهش است یا نفس او؛ «افرأیت من اتّخذ الهه هواه؟» آیا کسی را ندیدی که نفسش را خدای خود گرفته است؟ ما در باشگاه خدا هستیم هنگام بهره‌مندی از لذت‌ها خوشحال و زمان سختی‌ها هم شاد هستیم و ساعت تلخ ندارد. مریضی ظاهراً تلخ است ولی حقیقتاً طهارت از گناه و ارتقاء مقام به همراه دارد. هرچه از دست می‌دهیم از بخش‌های طبیعی ماست و در احکام حتی یک حکم هم نداریم که فطرت را تحت فشار قرار داده باشد. ما سر نماز شهوات و اوهام و خیالاتمان را می‌بریم در صورتی که خداوند از ما می‌خواهد الاغمان را در میهمانی خدا نبریم. به غیب و آسمان با آلودگی‌ها نمی‌توان راه یافت. حال آنکه اگر خدا ما را راه ندهد از او ناراحت می‌شویم. باغبان که درختان میوه را پرورش داده، نهایتاً میوه را برداشت می‌کند به شاخ و برگ کاری ندارد یعنی اصالت با میوه است. ادامه حدیث نبوی: «و لا یزال الهمّ بالمؤمن حتّی یدعه و ماله من ذنب» نگرانی همیشه با مؤمن است تا اینکه هیچ گناهی بر او نباشد در هنگام مرگ. خداوند اصلاً دوست ندارد به ندهاش با گناه وارد برزخ شود مگر اینکه خودش اصرار داشته باشد که با گناه و اخلاق آلوده وارد برزخ گردد که برای هر خلق بد باید هزاران سال عذاب در بیمارستان جهنم را تحمل کند. «جهنم» یکی از مظاهر اسم «سلام» خداوند است. همانطور که در دنیا بیمارستان، بهداری و پزشکان مظهر سلامتی هستند. البته اسلام اول بر سیستم بهداری تأکید دارد ولی در صورت بیماری و آلودگی شخص وارد سیستم بیمارستانی می‌شود. مثلاً اول توصیه به مراقبت و نگهداری از دندان‌ها می‌شود در صورت عدم رعایت نکات باید درد و هزینه گزاف را تحمل کرد. خداوند در سوره مبارکه «الرحمن» بعد از معرفی جهنم، «هذه جهنم آلتی کنتم به توعدون...» از آن به عنوان نعمت پروردگار یاد می‌کنند. «فبأی آلاء ربّکما تکذبان» خداوند به ما تأکید می‌کند نمی‌توانیم جهنم اخلاق‌های بد را تحمل کنیم لذا در همین دنیا اقدام به کسب سلامت نفس بنماییم. اخلاق‌های رذیله گوناگون، جهنم‌های مختلف و روش درمانی ویژه به خود را دارند. ولی بعضی افراد اصرار به جهنم رفتن دارند. خدا در دنیا اصرار دارد از طریق انواع بلاها ما را پاک کند ولی ما شکایت کرده و قدرش را نمی‌دانیم. «... و ما قدروا الله حق قدره...» و برای خودمان اله‌های دیگر می‌گیریم. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إنّ المؤمن لیهوّل علیه فی منامه فتغفر له ذنوبه و إنّه لیمتهن فی بدنه فتغفر له ذنوبه» همانا مؤمن در خواب دچار وحشت (ناشی از خواب دیدن) می‌گردد و گناهانش پاک می‌شود و در بدنش دچار سختی می‌شود پس گناهانش آمرزیده می‌شود. بنابراین اوج گرفتن فقط در خوشی‌ها نیست سختی‌های مؤمن هم برای او قدرت پرواز به همراه دارد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 850
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
    خانواده آسمانی، جلسه 222، 92/06/21

خانواده آسمانی، جلسه 222، 92/06/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی عرض کردیم: خداوند اگر بنده ای را دوست بدارد فقر، بیماری و ترس را متوجه او می‌سازد. البته نه آن مواردی را که انسان از تنبلی و یا بی فکری به آن‌ها مبتلا گشته است. در مهارت‌های زندگی بیست جلسه در مورد مهارتهای اقتصادی سخن گفته‌ایم که اگر انسان موارد مذکور را رعایت نماید دچار فقر نمی‌گردد. انسان نباید برای تأمین معاشش تنبلی کند در روایت آمده برکت ده قسم است نُه قسم آن در تجارت است. بعضی‌ها یا تنبلی کرده و درس نمی‌خوانند و یا خوب کار نمی‌کنند و مبتلا به فقر می‌شوند که البته بعضی دیگر تدبیر در هزینه زندگی نداشته و فقیر می‌شوند. داشتن سال خمسی در برکت مال خیلی تأثیر دارد، مگر اینکه کسی محبوب خداوند نباشد که علیرغم نپرداختن خمس، مال پر برکتی داشته باشد که البته دیگر برکت نیست بلکه اضطراب و نگرانی است. در دعاهای ماه مبارک رمضان طول عمر، سلامتی و برکت مال را طلب می‌کنیم. اگر ما اشتباه کردیم و در نتیجه سلامتی یا مال مان آسیب دید باز هم خدا ما را رها نکرده و صدمات را به پای ما حساب می‌کند و جبران می‌نماید. در عین حال کسی که در عافیت دائم باشد باید بترسد؛ «اذا رأیت یتابع علیک بالنّعم فاحذره» اگر دیدی خداوند نعمت پی در پی برای تو می‌فرستد از آن بترس. چنانچه اگر بلای پی در پی دیدید خدا را شکر کنید زیرا خدا انسان را رها نکرده و آن‌ها ذخائر آخرتی هستند. البته در مواردی انسان خودش مقصر است که جهنم در پی دارد مثل کسی که بداخلاق است و دائماً با غصه‌های ناشی از بدخلقی‌اش مواجه است. کسی که حسود است کفاره گناهانش نیست بلکه فشارهایی را که تحمل می‌کند فشار قبرش را زیاد می‌نمایند. عذاب بخل هم جهنم آفرین است. خداوند از ما خواسته که مواظب حمله‌های چهارگانه شیطان باشیم. باید بتوانیم خیالمان را کنترل کنیم تا دچار انواع وسواس نشویم و یا اینکه زودرنج نباشیم که ناراحتی‌های ناشی از این موارد اجر ندارد بلکه عذاب و فشار قبر دارد. اما اگر در اثر کوتاهی، بیمار شویم رنجهای آن انسان را پاک کرده و به مراتبِ انسان می‌افزاید مشروط بر اینکه توجه به تقصیر خود داشته باشیم و گردن خدا نیندازیم. برای درک کامل این بحث به «سی دی رشد و قدرت در سایه سختی‌ها» مراجعه نمایند. در ادامه حدیث نبوی، حضرت فرموده‌اند: اگر مؤمن مرتکب گناهی شود خداوند اول او را به فقر، و اگر کفاره‌اش نشود به بیماری و نهایتاً به ترس مبتلا می‌نماید. در قرآن هم آمده است: «و لنبلونکم به شیء مّن الخوف والجوع و نقص مّن الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین...» ترس‌هایی که انسان از رفتار و کارهای اطرافیان دارد کفاره گناهان او می‌باشد. پیامبر «صلی الله علیه و آله» در ادامه حدیث اینگونه می‌فرمایند: اگر این‌طور نشود خداوند موقع مردن به او سخت می‌گیرد تا اینکه وقتی با خدا مواجه می‌شود ادعای هیچ گناهی علیه او نشود. خدا دستور می‌دهد که او را به بهشت ببرند. پس اگر پیری در منزل داریم از پذیرایی او رنجش خاطر نداشته باشیم زیرا او در حال آماده شدن برای بهشت است و خداوند به کسی که از او مراقبت می‌کند چندین برابر اجر می‌دهد. خداوند کسی که به بیمار رسیدگی کند را خیلی دوست می‌دارد. گاهی یک بیمار تعداد زیادی را با خود به بهشت می‌برد. امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما من شیعه عبدٌ یُقارفُ امراً نهیناه عنه فَیُموتُ حتّی یبتلی به بلیّه تَمَحَصُ بها ذنوبه...» هر شیعه ای مرتکب کاری که ما نهی کرده‌ایم بشود خداوند او را به بلایی دچار می‌کند که گناهانش آمرزیده شود... (شیعه عاقل‌ترین انسان و محبوب‌ترین نزد خداوند است که اصل اصالت تخصص را پذیرفته است...» «امّا فی مال او فی ولد...» یا در مالش یا در فرزندش. ممکن است انسان دختر عزیز کرده ای داشته باشد که زیر دست داماد نادان افتاده باشند. خود پیامبر «صلی الله علیه و آله» دخترانی داشتند که در اثر اذیت و کتک همسر کشته شده‌اند. یا اینکه پسر خوبی گرفتار همسر آزاردهنده می افتد و مسائل طلاق، پرداخت مهریه و ... پیش می‌آید که به قول حضرت کفاره گناهان او به حساب می‌آید. پس حسرت افراد متنعم را نخوریم. خدا برای کسی نخواهد که حساب و کتاب به قبر کشیده شود. «... و امّا فی نفسه...» آسیب به نفس مانند بیماری و انواع اذیت‌های دیگران و فشارهای روحی و حتی غم‌های بدون علت. بنابراین مؤمن در هر حالی شادی و آرامش دارد چه سختی‌ها و چه نعمت‌ها، و این رمز شادی دائمی مؤمن است. «... الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون» (مؤمنین کسانی هستند) هنگامی که به آن‌ها بلایی می‌رسد می گویند ما از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم. جنبه حیوانی مهم نیست، خدا نکند که جنبه انسانی ما آسیب ببیند. بعضی‌ها بلاهای بخش حیوانی را به بخش انسانی خود منتقل می‌کنند در نتیجه آسیب می‌بیند و این ظلم است. اما بعضی اجازه نمی‌دهند در اثر غصه‌های حیوانی، انسانیت شان آسیب ببیند و در هر حالی شاد و آرام هستند. «... حتی یلق الله عزوجل و ماله من ذنب...» تا اینکه خداوند عزوجل را در حالی ملاقات کند که گناهی بر او نباشد. خطرناک‌ترین لحظه زندگی انسان زمانی است که از دنیا منتقل می‌شود زیرا همین زمان است که آینده او را تعیین می‌کند. انسان قبل از ورود به برزخ اول با خداوند ملاقات می‌کند. خدا نکند که انسان با چهره غیر انسانی وارد شود. بنابراین باید قدر ابتلائات را بدانیم چون در ملاقات اثر مثبت دارند. «... و انّه لیبقی علیه الشیء من ذنوبه فیَشدّد علیه عند موته» پس اگر چیزی از گناهان او هنگام مرگ بماند سختی را باید در آن زمان تحمل کند. پیامبر «صلی الله علیه و آله» فرموده‌اند: جبرئیل «علیه‌السلام» از قول خداوند عزوجل به حضرت عرض کرده: ای محمد من فردوس را بر همه پیامبران حرام کرده‌ام تا اینکه تو و علی و شیعیانتان وارد آن شوند. فردوس بالاترین درجه بهشت است که از ما خواسته‌اند آن را از خداوند بخواهیم. باید خدا را شکر کنیم که اصل و ریشه ما به خانواده آسمانی باز می‌گردد. با این شرافت حسادت و بدبینی و غصه خوردن ظلم است. خلقت ما بهترین کیفیت را دارد، «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم» با این وجود با تحقیر هیچ کس ما احساس حقارت نخواهیم کرد. کسی که خودش را به قیمت خدا و خانواده آسمانی می‌بیند تحت تأثیر هیچ تحقیری قرار نمی‌گیرد. حضرت زینب «سلام الله علیها» با آن همه ظلم و آسیب‌هایی که تحمل کردند به حدی عزتشان حفظ بود که به یزید فرمودند: «انّی استصغرک» من تو را کوچک می دانم. جنس ما از خداست و خدا هرگز اجازه نمی‌دهد این جنس و این شأن کوچک شود. فحش‌ها و تحقیرهای دیگران انسان را بیشتر به دامن خدا می‌اندازد. سعدی می‌فرماید: که ای نفس من درخور آتشم،                       ز خاکستری روی در هم کشم؟ خلق را با تو بد و بدخو کند                          تا تو را یکباره دل آن سو کند از هر که ناراحت شدیم به آغوش خدا پناه ببریم. به قول امام «رضوان الله» اگر دل هم مردم را جمع کنیم یک گنجشک بخورد سیر نمی‌شود! پس دل مردم ارزشی ندارد مهم دل خداست. عزیزترین کس خداوند امام حسین «علیه‌السلام»، آن همه جسارت و آسیبهای مختلف دید. امام سجاد «علیه‌السلام» فرمودند: خدا در قرآن به مودت اهل بیت «علیهم‌السلام» سفارش کرده که ایمان بدون آن قبول نیست. پیامبر «صلی الله علیه و آله» هم کلی توصیه در این زمینه کرده‌اند ولی دشمنان آن کارها را در حق ایشان کردند به طوری که اگر سفارش به ظلم شده بود هم بیشتر از این ممکن نبود. دشمنی‌های دیگران ما را قوی تر کرده و باعث شرافت ماست. حضرت زینب «سلام الله علیها» شرافت را در جهاد و خودشان را از قبیله و حزب خدا می‌دانند. فرموده‌اند: نصف شخصیت عاقل تغافل و نیم دیگر تحمل است. ما باید تلاشمان را بنماییم و نتیجه هر چه شد، به قضای الهی راضی شویم. ادامه حدیث: مگر کسانی که گناه کبیره مرتکب شده‌اند پس من او را در مالش دچار بلا می‌کنم. البته خدا یک چیز از ما می‌خواهد و آن اینکه در بلاها با او شاد باشیم و حرمت انسان به این است که در مملکت خدا شاد باشد و اگر بر سر حیوانیتش بلایی آمد با خداوند درگیر نشود. غصه خوردن یعنی از خداوند شاکی شدن. لذا خداوند می‌فرماید: اگر از من راضی نیستند خدای دیگری را برگزینند. بیماری را به این دلیل می‌دهد که نمی‌خواهد ما به کمتر از بهشت برسیم. خدا می‌خواهد آلودگی‌های ما را پاک کند. چنانچه اگر پزشک با آمپول و داروهای تلخ و حتی جراحی، ما را درمان کند از او ممنون می‌شویم. یا به ترس سلاطین. حضرت عبدالعظیم «علیه‌السلام» مدت‌ها از ترس سلاطین مخفیانه زندگی می‌کرده است. حضرت معصومه «سلام الله علیها» هم همین‌طور. که امام صادق «علیه‌السلام» شفاعت ایشان به تنهایی را برای آمرزش همه اهل محشر کافی می‌دانند. در زیارت ایشان می‌خوانیم: «عرّف الله بیننا و بینکُم فی الجنّه» ما باید با پیوند با ایشان شاد باشیم. لذا پیامبر «صلی الله علیه و آله» می‌فرمایند: «من بکی علی الدنیا دخل النّار» کسی که برای دنیا بگرید در آتش وارد می‌شود. ... تا اینکه فرشتگان او را با روح و ریحان ملاقات کرده و من بر او غضبناک نیستم و این برای این است که از چیزی که در او بوده پاک شود (درمان گردد). چه نیکوست که رفتار ما هم طبیبانه باشد. «ینبغی للعاقل ان یخاطب الجاهل مخاطبه الطبیب المریض» شایسته است که تخاطب عاقل با جاهل تخاطب پزشک با بیمار باشد. خشن‌ترین روش‌ها با گنهکار و جاهل، سرزنش و غیبت و تهمت و تحقیر است و سبب بدعاقبتی می‌گردد. از خدا بخواهیم همین‌طور که گناهانمان را پاک می‌کند اخلاقمان را هم اصلاح کند چون خیلی خطرناک است. هرکس باید سعی کند که اخلاقش را درست کند.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 849
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
    خانواده آسمانی، جلسه 221، 92/06/21

خانواده آسمانی، جلسه 221، 92/06/21

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی بحث ما درباره کسانی است که قصد کار جدی روی نفسشان دارند باید حتماً آیات قرآن و منابع روایی را کامل مطالعه کرده و آثار اساتید بزرگ را نیز از نظر بگذرانند تا قوی شوند، زیرا بحث ما در حدی معرفی حمله چپ شیطان یعنی گناه بود. امام رضا «علیه‌السلام» توصیه فرموده‌اند: در وجودتان راهی برای نفوذ شیطان قرار ندهید. در اینجا به ستاریت خداوند پرداخته و مکفّرات را نیز معرفی می‌کنیم، تا انسان خود را پاک کرده و بدون حساب وارد بهشت شود. خداوند به راحتی اجازه نمی‌دهد گناهان کسی فاش شود. خداوند به هیچ وجه دوست ندارد اسرار کسی فاش شود. این امر در احکام و قوانین الهی مطرح است به کسی هم اجازه تجسس و فضولی و کشف لغزش‌ها، گناهان و آلودگی‌ها را نداده است و نیز آنچه را که دید یا شنید را بیان کند. خداوند درباره حدود چنان سخت گرفته که نخواسته گناهی آشکار و پرده ای دریده شود. آن‌قدر شرایط اثبات گناه سخت است که معلوم است بنای خداوند بر فاش نشدن گناه است. اثبات بعضی از گناهان نیاز به تعدادی شاهد با شرایط سخت دارد و این‌ها حکایت از ستاریت حق تعالی است. اگر کسی قصد پرده دری و ضایع کردن کسی را داشته باشد پرده خودش دریده خواهد شد. در روایت آمده: اگر کسی گناهی را فاش کند یک پرده دریده می‌شود، گناه دیگر، پرده دیگر را ... در روایت چهل، هفتاد و ... پرده نیز ذکر شده است. خداوند ده‌ها پرده انداخته تا آبروی انسان حفظ شود ولی با هر گناهی پرده ای دریده می‌شود، اما پرده دری از دیگران همه پرده‌های انسان را یکجا بر می‌دارد. پیامبر «صلی الله علیه و آله» از علی «علیه‌السلام» پرسیدند: اگر مؤمنی را در حال زنا دیدی چه می‌کنی؟ حضرت فرمودند: می‌پوشانم. فرمودند: اگر بار دوم و سوم ببینی؟ حضرت فرمودند: باز هم می‌پوشانم. در اینجا حضرت فرمودند: «لافتی الا علی لا سیف الاذوالفقار» ولی بسیاری افراد گناه مؤمن را این طرف و آن طرف نقل می‌کنند. حضرت می‌فرمایند: «خداوند برای بنده مؤمنش سترهای زیادی قرار داده که هر گناهی یکی از آن‌ها را بر می‌دارد. اگر غیبی را از مؤمنی بداند و آن را به روی برادرش بیاورد این شخص در آسمان به زبان فرشتگان و در زمین بر زبان مردم مفتضح می‌شود.» وای به حال کسی که غیبت او را هم بکند. در بعضی روایات بالاتر از هفتاد زنا بیان شده است. در بعضی روایات آمده: اگر انسان توبه کند خداوند پرده‌اش را باز می‌گرداند. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «تعالی من قوی ما اکرمه! و تواضعت من ضعیف ما اجراک علی معصیته» چه بلند مرتبه است و چه قدر کریم است خدایی که در عین قدرتمندی، بردبار است. «و... مِن ضعیف ما أجراک علی معصیه...» تو چه پستی که با آن همه ضعفت نسبت به خداوند نافرمان و گستاخی. خیلی عجیب است موجودی که هیچ چیز از خود نداشته و رزقش نیز به دست پروردگارش است و نیرویی هم از خود ندارد نافرمانی حق تعالی را می‌نماید و از قدرت و امکانات الهی در جهت مقابله با او استفاده می‌کند. با تمام این‌ها روی گناهان ما پرده هم می‌اندازد. در گستره فضل و نعمت او می‌گردی و او فضلش را از تو دریغ نمی‌کند. پرده ای را که بر گناهانت کشیده، ندریده است بلکه در نعمتی که به تو ارزانی داشت یا گناهی که از تو پوشاند یا بلایی که از تو برگرداند لحظه ای از لطف و فضل او دور نبوده ای. چه گمانی درباره خدا در صورت اطاعت او داری؟ خداوند دائماً پرده پوشی می‌کند و اگر گاهی پرده ای را می‌درد خودمان مسبب آن هستیم. با این همه کرامت حق تعالی در نظر بگیرید اگر کسی اطاعت او را بکند خدا با او چه معامله ای می‌نماید. همانطور که پزشک ترجیح می‌دهد و سعی می‌نماید جنین را در رحم مداوا کرده و تولد جنین به دنیا سالم باشد (زیرا دنیا قدرت رحم را برای جبران نداشته و اگر هم موردی ممکن باشد بسیار سخت تر و پرهزینه تر از رحم است.) خداوند هم به لحاظ مهربانی‌اش نمی‌خواهد عذاب گناهان انسان به آخرت کشیده شود. فلذا مؤمن را در دنیا پاک می‌کند و تا آن جا که امکان دارد اجازه نمی‌دهد کارش به شب اول قبر کشیده شود. خداوند مهربان است و تخلف در وعده‌اش نمی‌کند؛ «... لایُخلفُ المیعاد» هرکس می‌خواهد به سعادت برسد با خداوند عهد ببندد؛ خدایا! هیچ یک از گناهان مرا برای شب اول قبر نگذار و حتی موقع جان دادن هم گناهی نداشته باشم و من تسلیم روش درمان و پاک کردن تو هستم و ناشکری و ناسپاسی هم از من سر نمی‌زند. تو هم به خداوند قول بده هیچ گناهی را برای موقع مردن به بعد نگذاری و آن لحظه به قول اولیاء لحظه عروسی و شادمانی تو باشد. کسی که سر عهدش بماند خداوند هم او را پاک کرده و هنگام مرگ با بشارت وارد بهشت شده و در برزخ کسی سؤالی از او نکند و در قیامت گناهی نداشته باشد. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إذا أراد اللهُ بعبدٍ خیرا عجّل عقوبته فی الدّنیا و إذا أراد الله بعبدٍ سوءاً امسک علیه ذنوبه حتّی یُوافی بها یوم القیامه» هرگاه خدا خیر بنده ای را بخواهد در عقوبتش در دنیا تعجیل می‌کند و هنگامی که بد بنده ای را بخواهد گناهانش را نگه داشته تا اینکه روز قیامت برای او جبران می‌کند. خیر بنده را خواستن بستگی به ادب بنده دارد چنانچه در بعضی روایات داریم وقتی بنده ای یاد خدا می افتد که اول خدا به یاد او افتاده است. این هم بستگی به خود بنده دارد. بعضی از بندگان که خدا، خودش را به یاد آن‌ها نمی‌اندازد ناشی از بی ادبی‌های خودشان است. آیات قرآن به گوش ایشان رسیده و خودشان را به نشنیدن زده و اعتنا نمی‌کنند. واجب و حرام و نظاره خداوند اهمیتی برای آن‌ها ندارد و چه بسا مثل اینکه اصلاً خدایی نیست. بدین ترتیب وقتی انسان خودِ الهی‌اش را فراموش کرد خدا را نیز فراموش می‌کند. خداوند نفخه اش را به نزد ما به عنوان سفیر و راهنما فرستاد و ما نسبت به این کودک عزیز روان بی مهری روا داشتیم. «و لا تکونوا کالّذین نسوالله فانسیهم انفسهم» مانند کسانی نباشید که خودشان را فراموش کردند پس خدا خود آن‌ها را هم از یادشان برد. کسی که سی و شش ساعت بازی کامپیوتری انجام داده و می‌میرد ناشی از این است که جسمش را فراموش کرده و در اثر برطرف نکردن نیازهایش، کم آورده و می‌میرد. انسان زمانی که «خود حقیقی» اش را فراموش می‌کند به تغذیه آن نرسیده و در نتیجه هر روز دل‌مرده تر می‌شود و نشاط حقیقی‌اش را از دست داده و دچار اضطراب، ترس و تشویق و در نتیجه انواع بیماری‌ها می‌شود. کسی که نمی‌تواند عاطفه‌اش را از «الله» دریافت کند گدای عاطفه دیگران می‌شود. فراموش کردن خود حقیقی چون از جنس خداست با فراموش کردن خدا یکی است. به محض اینکه خدا را فراموش کنیم تغذیه خودِ الهی را قطع کرده و دچار انواع غم‌ها، تنهایی‌ها و عقده‌ها می‌شویم و در عین داشتن خانواده و امکانات فراوان، آرامش نداریم. انسان زمانی تحقیر شده و آبرویش می‌رود که الله را فراموش می‌کند و زمانی از مردم و روزگار ضربه می‌بیند که سِپر خدا را کنار می‌گذارد. حضرت زینب «سلام الله علیها» آن همه مورد تعرض و توهین قرار گرفت ولی تحقیر نشد زیرا این صدمات بر طبیعتش وارد شد نه فطرت و جنبه  الهی ایشان، اساساً دست کسی به این شأن نمی‌رسد. فلذا فرمودند: «... و ما رأیت الا جمیلا» کسی که توجه به خود حقیقی‌اش دارد امکان ندارد کسی بتواند به او لطمه بزند و در اثر غیبت و تهمت و توهین دیگران با نفرین تلافی نمی‌کند و از بی اعتنایی‌های دیگران افسرده و پژمرده نمی‌شود. مالک اشتر «رحمه الله» سردار لشکر امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» وقتی مورد اهانت شخص بی ادبی قرار می‌گیرد به مسجد رفته و برایش استغفار می‌کند. اینکه رفتار دیگران ما را لِه می‌کند برای این است که غذا نمی‌خوریم. ما باید یاد بگیریم در حق کسانی که به ما بدی کرده‌اند دعا کنیم و از ایشان کینه به دل نگیریم تا تدریجاً شکل انسانی پیدا کنیم. اگر فقط با کسانی که به ما خوبی کرده‌اند خوب باشیم و برای آن‌ها دعا کنیم در حد حیوانات هستیم. انسانیت انسان به این است که از افراد بدخواه کینه به دل نگرفته و حلالشان نموده و دوستشان داشته باشیم. اینکه خدا خیر بنده ای را بخواهد به این معناست که بنده خیر خودش را بخواهد و آن هم در گرو فراموش نکردن «خود فطری». بعضی‌ها اهل گناه نیستند ولی دچار فراموشی خدا شده‌اند و این‌ها خیلی پست هستند. اما بعضی دیگر ممکن است مرتکب گناه هم شوند ولی در همان حال شرمنده خدا هستند این‌ها نزد خدا عزیزند. هیچ جنایتی بالاتر از فراموش کردن خودِ الهی و ندادن غذا به آن نیست. خدا نفخه خودش را به عنوان رسول عشق در وجود ما قرار داده که ما عاشق خدا شده و به مقام او برسیم. «العبودیه جوهره کنه‌ها الرّبوبیّه» عبودیت گوهری است که انسان را به مقام ربوبیت می‌رساند و مانند خداوند حاکمیت داشته و خلق می‌کند و به قول قرآن «مُلک کبیر» پیدا می‌کند. باید بخشهای پایینی ما در استخدام کودک عزیز روان ما باشند ولی ما برعکس عمل می‌کنیم و در تمام ارتباطات و انتخاب‌ها اولویت اول ما با بخشهای حیوانی است و او به عنوان آخرین بُعد لحاظ می‌گردد. رشته تحصیلی، شغل، دوستان، همسر، محل سکونت، مطالعات، مشاهدات تلویزیونی و ... نشان دهنده شخصیت انسان می‌باشند به طوری که معلوم می‌نمایند اولویت اول او چیست. فاسق کسی است که اولویت اولش خدا و رسول و جهاد نباشند: «قُل ان کان ابائُکم و اخوانکم و ابنائکم...» کسی که خیر بخش انسانی یعنی کودک عزیز روانش را نمی‌خواهد نتیجه‌اش این است که خدا هم با او کاری نداشته و خیر او را نخواهد. بعضی‌ها علیرغم ارتکاب گناه، خدا را فراموش نکرده و او را دوست دارند هرچند دچار لغزشی هم شده باشند. اما برخی دیگر مرتکب حرام نشده و واجبشان را هم انجام می‌دهند ولی در چینش کارهایشان «الله» اولویت آخرشان است مثلاً نمازشان را می‌خوانند ولی نزدیک به آخر وقت. اول حدیث مذکور در اول بحث فرمودند: هنگامی که خداوند خیر بنده ای را بخواهد عقوبتش را تسریع می‌کند. علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: انسان به خاطر گناهی که از آن توبه نکرده و با خود به قبر برده صد سال معطل شده و عذاب می‌شود تا اثر گناه از او برداشته شود. بزرخ فعلیت محض است و قوه ندارد. مانند دنیا نسبت به رحم که فعلیت دارد ولی رحم قوه و استعدادش خیلی زیاد است. دنیا نمی‌تواند بدن بسازد ولی رحم اوج قوه و سازندگی است. عشق خدا به بنده‌اش اقتضاء می‌کند که گناهش را در دنیا پاک کرده تا سالم به برزخ تولد یابد زیرا کار در آنجا خیلی سخت است. خدا کفار را رها می‌کند و بلایی هم سرشان نمی‌آورد و خیلی خوش هستند. خداوند در قرآن می‌فرماید: اگر مؤمنین تحمل می‌کردند من سقف خانه‌هایشان را هم از طلا می‌کردم. در روایت بعدی از نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» نقل شده: «انّ المومن اذا قارف الذّنوب، اُبتلی بهاالفقر فان کان فی ذلک کفاره لذنوبه و الا اُبتُلی بِالمرض...» قطعاً مؤمن زمانی که مرتکب گناه می‌شود به فقر مبتلا می‌شود اگر کفاره گناهانش شد (که شد) ولی اگر نشد به بیماری هم مبتلا می‌گردد... دنیا برای خداوند خیلی بی ارزش است و راضی است که اگر لازم است شخص در همین دنیای ناچیز کفاره گناه بپردازد. اساساً دنیا جای راحتی نیست. مصائب خانواده آسمانی ما گواه بر بی ارزشی دنیا است. امام زمانمان بیش از هزارو صد و هشتاد سال است که در آلودگی و غربت و تنهایی به سر می‌برند. امام صادق «علیه‌السلام» عرض می‌کنند: خدایا! شکر که برای ما نعمت ابدی را انتخاب کرده ای. ما باید انتخاب را به عهده خدا بگذاریم نه اینکه تا دچار کمبودی شدیم به دامن شیطان پناه ببریم. «فان کان فی ذلک کفّاره لذُنُوبه و الا اُبتلی بالخوف من السلطان یطلُبُهُ ...» اگر با آن (فرض) گناهانش جبران شد (که شد) و گرنه مبتلا به ترس از حاکم شده که کارهایش را پیگیری کنند... «فان کان فی ذلک کفاره لذنوبه و إلاّ ضُیِّقَ علیه عند خروج نفسِه...» پس اگر گناهانش پاک شد (که شد) و الا هنگام خروج نفس دچار تنگی (سختی) می‌گردد. «... حتّی یَلقَی الله حین یلقاهُ و مالَهُ من ذنبٍ یدّعیه علیه فیأمَرُ به الی الجنّه» تا اینکه خدا را در حالی ملاقات کند که گناهی که علیه او ادعا شود نداشته باشد پس فرمان داده می‌شود که به بهشت برود. البته لازم به ذکر است اگر این آثار را در هر کس دیدیم حکم به گنه‌کاری او نکنیم ممکن است برخی از حیث ارتقاء رتبه و درجه دچار این بلاها شده باشند. ما حق قضاوت نداریم ولی این مهم است که خداوند همه این‌ها را برای خیر بنده متوجه او می‌نماید. اما آنچه مسلم است این است که انسان اگر دچار بلا نشود باید بترسد از اینکه آیا قرار است عقوبت گناهانش را در آخرت دریافت کند! در روایت هم داریم: از نعمت‌های پی در پی زندگی بترسید. با این نگاه انسان هنگام بلا خوشحال است و آرامشش را از دست نمی‌دهد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 848
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 220 ، 92/06/14

خانواده آسمانی،جلسه 220 ، 92/06/14

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی بحث درباره ی گناهانی است که اثر آن‌ها در دنیا به ما می‌رسد. یک اثر آن حساسیت و خطرناک بودن آن است که خداوند به سبب رحمت بی‌نهایتش با مجازات دنیایی آن را از بنده پاک می‌کند. پیامبر «صلی الله علیه و آله» در این مورد می‌فرمایند: «ثلاثه من الذّنوب تُعجِّلُ عقوبت‌ها و لا تؤخّر الی الاخره؛ عقوق الوالدین و البغی علی النّاس و کُفرُ الاحسان» سه تا از گناهان هستند که عقوبت آن‌ها سریع به شخص می­رسد و به آخرت نمی‌رسند که یکی عاق والدین است و دیگری ظلم به مردم می‌باشد و پوشاندن احسان نیز چنین است.   درباره‌ی این حدیث اول چند نکته را مشخص کنیم، اولاً وقتی می‌فرمایند سه گناه به این معنا نیست که موضوع منحصر در این سه گناه است و لاغیر، بلکه سه گناه از میان چنین گناهانی نشان شده است. نکته‌ی دیگر اینکه خداوند با عقوبت دنیایی قصد هشدار داشته که شخص دست از گناه بردارد نه اینکه واقعاً شخص جزایش را دریافت کرده، گاهی به حدی حجم و شدت گناه عظیم است که درمان از دنیا شروع شده و تا آخرت ادامه می‌یابد. یکی از این گناهان عاق والدین که ناشی از بد صحبت کردن و تندگویی، و خیره نگاه کردن به ایشان است که قرآن حتی لفظ «اُفّ» را نیز تحریم کرده است. به قول حضرت: اگر کمتر از اُف وجود داشت خدا آن رابه کار می‌برد. این مطلب پدر و مادر کافر و ظالم را نیز در بر می‌گیرد؛ «... و لو کانا ظالماً» بعضی کفار صرف‌نظر از کفرشان حریم ویژه دارند مانند استاد، که با فاسق شدن و کافر شدن و ارتکاب کبایر حرمتش از بین نمی‌رود. استاد ما می‌فرمودند: من در بعضی فنون اساتید کافر داشتم ولی تا آخر عمرشان احترام و ادب را در مورد ایشان مراعات کردم. طلاب خارجی که ملبس به لباس روحانیت شده‌اند والدین مسیحی دارند ولی از فرزندشان بسیار رضایت دارند و خیلی با او شاد هستند. ظلم دومین گناهی است که اثرش در دنیا دامن انسان را می‌گیرد مگر اینکه آن قدر گسترده باشد که دنیا ظرفیت پاسخ دادن را نداشته باشد. البته در بعضی موارد عقوبت را خداوند از دنیا آغاز می‌کند که عذرخواهی و جبران شخص در میزان آن تأثیر دارد؛ مانند ظلم به مردم. گران فروشی، احتکار، فریب دادن و قسم‌های دروغ و ... از مصادیق ظلم به مردم هستند. هنگام معامله‌ی اتومبیل، خانه و سایر چیزها ایراد آن‌ها را نگفتن هم، چنین می‌باشند. گناه دیگر، در نظر نگرفتن احسان دیگران (قدرناشناسی) است. مرد باید خدمات و آثار مثبت زن در منزل را لحاظ کند و قدر بداند. زن هم همین‌طور، در روایت آمده: اگر زن به همسرش بگوید من هیچ خیری از تو ندیده‌ام تمام عباداتش هدر رفته است. لازم است که افراد جدولی تهیه نمایند و خوبی‌ها و بدی‌های همسرشان را در آن ذکر نمایند. سابقاً که مشاوره‌ی حضوری داشتیم وقتی این جدول را در اختیار مراجعین قرار می‌دادیم من موردی را سراغ ندارم که بدی­ها غلبه بر خوبی‌ها داشته باشند و همیشه خوبی­ها بیشتر بود فلذا 95 درصد طلاق‌ها ناشی از بی­انصافی طرفین بوده و اینکه خوبی‌های یکدیگر را در نظر نگرفته‌اند و نمی‌بینند که یک عمر لباسِ هم بوده‌اند؛ «هُنَّ لباس لکم و انتم لباس لهنّ» لباس مایه پوشش و زینت انسان است. برخورد ابزاری خیلی ناپسند است. کسی که دین دارد هرقدر از زندگی مشترکش می‌گذرد علاقه‌اش به همسر بیشتر می‌شود زیرا نگاه مؤمن الهی و جاودانه است. همسر و خانواده‌اش حق عظیمی به گردن انسان دارند. حق پدر و مادر هم خیلی سنگین است و اولاد حق ندارد زحماتشان را نادیده بگیرد. شخصی مادر پیرش را به دوش گرفته و به زیارت مکه می‌برد و از حضرت می‌پرسد آیا حق مادرم را ادا کرده‌ام؟ حضرت می‌فرمایند: حتی اگر چهل بار این عمل را انجام دهی، حق یک شبی که تو را به سختی در شکم حمل کرده را به جا نیاوردی. فرزند هرگز از دِین پدر و مادر خارج نمی‌شود. بعضی‌ها به قدری مغرورند که می‌گویند نمی‌خواهند به هیچ عنوان از پدر کمک بگیرند و غافل‌اند که خواه یا ناخواه مدیون والدین هستند. عروس نادان دائماً به همسرش می‌گوید از پدر و مادرت کمک نگیر که سر ما منت می‌گذارند، در صورتی که ایشان منت دارند. پدر زن و مادر هم بر سر داماد منت دارند، چرا که فرموده‌اند: تو سه پدر داری پدری که تو را به دنیا می‌آورد، پدری که باعث ازدواج تو می‌شود (پدر همسر) و پدری که تو را آموزش داده است (استاد و مربی). فلذا نباید زحمات ایشان را نادیده گرفت. شخصی به امام سجاد «علیه‌السلام» عرض کرد: می‌خواهم استادم را قصاص کنم زیرا پدرم را کشته است. حضرت فرمودند: حق نداری زیرا حق استاد بالاتر از پدر است. سید رضی «رضوان الله» مقامشان به حدی بلند بود که استادشان شیخ مفید «رضوان الله» در خواب می‌بیند حضرت زهرا «سلام الله علیها» دست حسنین «علیهم‌السلام» را گرفته و برای آموزش فقه نزد ایشان آورده‌اند. فردای آن روز خانمی به او مراجعه کرده و سید رضی و سید مرتضی «رضوان الله علیهما» که طفل بودند را به ایشان سپرد تا آموزششان دهند. سید رضی «رضوان الله» به هیچ عنوان چیزی از کسی قبول نمی‌کرد و بسیار مناعت طبع داشت. روزی شیخ مفید خانه‌ای برای او تهیه کرد ولی ایشان به شدت امتناع نمود و عرض کرد من حتی از پدر و مادرم هم چیزی قبول نمی‌کنم. مرحوم شیخ می‌فرمایند: حق من از پدر و مادرت بالاتر است و سید می‌پذیرد. به هر حال ما موظفیم زحمات دیگران را ببینیم و ارج بنهیم. عرض کردیم مرد و زن باید مجهز به مهارت‌های اقتصادی، عاطفی و معنوی باشند (بحث رسالت خانواده، شامل 46 جلسه). دختر و پسری که علاقه‌شان به پول بیشتر از همسر است اصلاً آماده‌ی زندگی نیستند وقتی عشق و عاطفه در زندگی بیشتر از مادیات شد هرگز جر و بحث سر امور مادی صورت نمی‌گیرد. کسی که خانواده‌اش را معطل گذاشته و بخل بورزد لایق زندگی نیست. شخصی از بخل خودش به حضرت شکایت کرد، حضرت فرمودند: دور شو که آتشت مرا می‌سوزاند. باید عاطفه بر مادیات غلبه داشته باشد و پشتیبان آن هم معنویت است که عاطفه را تغذیه کرده و افزایش می‌دهد تا کفر احسان نداشته باشیم. بعضی‌ها حاضرند به عزرائیل «علیه‌السلام» جان بدهند ولی پول به کسی ندهند. کفرِ احسان، خیلی خطرناک است که اگر از انسان برداشته شود بسیاری از دعواها و اختلافات ایجاد نمی‌شوند. یکی از همسران پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» به شدت حضرت و نیز علی «علیه‌السلام» و فاطمه «سلام الله علیها» را اذیت می‌کرد، از پیامبر پرسیده شد چرا او را تحمل می‌کنی؟ حضرت می‌فرمود: خوبی‌هایی هم دارد. رسول الله «صلی الله علیه و آله و سلم» به زن‌ها فرمود: شما زن‌ها جهنمی هستید! عرض کردند ما با این‌همه تلاش و شرکت در جهاد جهنمی هستیم؟ فرمودند: بله. زیرا شما در حق شوهرانتان کافر می‌باشید. ما در درجه انسان هستیم و زنانگی و مردانگی وسیله‌ای برای امتحان ماست. هر قدر از جنس خودمان خارج شویم و انسانی‌تر عمل کنیم به خداوند نزدیک می‌شویم. زن و مرد بودن جنبه‌ی حیوانی ماست. جنس خنثی حکایت از این دارد که ما صرف­نظر از جنسمان انسان هستیم. کسی که خوبی‌های دیگران را می‌بیند می‌تواند به خدا بگوید: درست است من بد هستم ولی خوبی‌هایی هم دارم و خدا می‌پذیرد. چشم پاک قادر است خوبی‌های دیگران را ببیند؛ آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد ناتوانی‌ها و محدودیت‌های طرف مقابلمان را در نظر بگیریم. روایت بعدی از امام باقر «علیه‌السلام» است که در تسکین دل مؤثر است؛ گاهی انسان با کسانی زندگی می‌کند که جواب خوبی‌های انسان را با بدی می‌دهند لذا انسان حس تلافی یا نفرین پیدا می‌کند. ولی خدا چنین اجازه نمی‌دهد چون خودش «موفی» یعنی استیفا کننده است و جبران می‌کند و لازم نیست ما عبادات و خوابمان را به هم بریزیم. ما باید به خدا وکالت بدهیم که «نعم المولی و نعم النصیر» است. توکل یعنی همین. مانند کسانی که خودشان را درگیر قوه قضائیه نکرده و وکیل می‌گیرند. پس لازم نیست دشمنی و کینه‌توزی نماییم بلکه واگذارش کنیم. پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» می‌فرماید: چهار چیز است که زودرس‌ترین و سریع‌ترین کیفر را به دنبال دارد: مردی که به او احسان و نیکی کرده ای ولی او به جای احسان به بدی مکافات کند، مردی که به او ظلمی و تجاوزی نکرده ای ولی او به تو تجاوز و ظلم کند، مردی که با او پیمان انجام کار بسته ای آنگاه تو به وعده ی خود وفا کنی ولی او بی وفایی کند، مردی که او با صله ی رحم کنی ولی او قطع رحم کند. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «اتّقِ شرّ من احسنت الیه» پرهیز کن از شر کسی که به او خوبی کرده‌ای. چه بسا زن و مردهایی که از همسرشان خوبی‌های زیادی دیده ولی آن‌ها را قربانی هوس‌هایشان می‌کنند. چه بسا در مشاوره شاهد بودیم مرد رضایت کامل از همسر داشته و در عین حال اظهار بی‌علاقگی می‌کند چرا که مثلاً من انتخاب نکرده‌ام. ایرادهای بی­جا از دیگران باعث تنها ماندن انسان می‌شود. امام علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من لم یحتمل زلل اخیه الصدیق مات وحیداً» کسی که لغزش‌های دیگران را نادیده نمی‌گیرد (تحمل نمی‌کند) تنها می‌میرد. خانمی مراجعه کرده بود و همه گونه رضایت از همسر خود داشت و تنها بهانه‌اش برای طلاق کوتاهی قد همسرش بوده است. خدا نصیب این زن مردی می‌کند که تا آخر عمر او را شکنجه کند و امتیازش هم قدبلند است. اگر خدا این‌گونه ضعف‌های ما را ببیند چیزی برای ما نمی‌ماند. گاهی انسان جواب خوبی‌اش را با بدی می‌گیرد ولی گاهی بدون دلیل کسی به انسان بدی می‌کند و به‌اصطلاح با انسان چپ می‌افتند، آن‌ها هم جزایشان را می‌بینند. ما حق نداریم سؤالی که به ما مربوط نیست را مطرح کنیم. فضولی اساساً حرام است. ضبط کردن صدا، شنود گذاشتن و ... خیلی تجاوز خطرناکی است. هر چیزی را که لازم نیست بدانید پیگیری کنید، وبال گردن انسان می‌شود. هنگام ازدواج انسان حق ندارد از طرفش بپرسد قبل از او کسی را دوست داشته یا نه، این مربوط به خودش است و اگر این موضوع برای انسان مهم است و به کسی شک دارد اساساً با او ازدواج نکند. البته در آغاز ارتباط، انسان موظف است دقیقاً تحقیق کند ولی پس از طی مراحل حق طرح این سؤالات را ندارد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 847
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی، جلسه 219، 92/06/14

خانواده آسمانی، جلسه 219، 92/06/14

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی آخرین موردی که درباره‌ی اثر گناه عرض کردیم این بود: «... و الّتی ترُدُّ الدّعا و تُظلمُ الهواء عقوق الوالدین» آنچه باعث رد شدن دعا و گرفتگی (ظلمت) هوا می‌شود عاق والدین است. «عقوق» به معنای خشم است. عاق خانواده‌ی آسمانی بخصوص امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» بسیار شدیدتر از عاق خانواده‌ی زمینی است. لعنت یعنی دور شدن از رحمت الهی. باید مرزهایی که سبب لعن می‌شوند را شناسایی کرد. امام سجاد «علیه‌السلام» در دعای فرزند درباره‌ی والدین به خداوند عرض می‌نمایند: کاری کن من از پدر و مادرم به اندازه‌ی سلطان ستمگر بترسم. البته مهربانی والدین امری مسلم است ولی حریم ایشان به قدری حساس است که اگر رعایت نگردد آثار فجیعی در انتظار شخص است، چون مانند خداوند و معصومین «علیهم‌السلام» و استاد و مربی بر انسان ولایت دارند و نباید فریفته‌ی عاطفه‌ی ایشان گردیم. اگر تمام اسباب آسایش را هم فراهم نماییم در صورتی که نفرین پشت سرمان باشد خیر نمی‌بینیم. چه بسا افرادی که اظهار می‌دارند تمام لوازم و امکانات زندگی را فراهم نموده ولی دائماً با اتفاق‌های ناگوار مواجه می‌شوند در این موارد اولیاء الهی به آن‌ها توصیه می‌کنند: رضایت والدینشان را بررسی نمایند و بخواهند در حقشان دعا کنند، حتی اگر از دنیا رفته باشند. اتفاقاً آن‌ها بعد از مرگ بیشتر به کمک ما نیاز داشته و باید به فریادشان برسیم. در صورتی که به آن‌ها بی‌توجهی کنیم مورد نفرینشان واقع خواهیم شد. دعای اموات در حق ما قابل اجابت است. حریم صاحبان ولایت مهم است. از همه بیشتر امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» بر ما ولایت داشته و حریمشان خطرناک است. حضرت از تعبیر «جُهَلاءُ الشّیعه و حُمقاؤُهُم» استفاده می‌کنند یعنی از دست آن‌ها در ناراحتی هستند. گاهی ممکن است انسان با کسی مشکل نداشته باشد ولی چون رفتارهای خاصی دارد با مشکل مواجه می‌گردد. باید مراقب باشیم که با مادرمان فاطمه زهرا «سلام الله علیها» مشکل نداشته باشیم چون روانمان به هم ریخته و با انواع مشکلات روبرو می‌شویم زیرا مورد خشم آن بزرگوار قرار می‌گیریم. شما پدر و مادر مهربانی را در نظر بگیرید که فرزندشان را طرد کنند و یا حتی دوستی که می‌تواند درخواست ما را انجام دهد ولی امتناع کند. از مهربانی آن‌ها چنین توقعی نمی‌رود و پذیرفتنش خیلی سخت است. خداوند و امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» اگر انسان را نپذیرند از آن هم سخت‌تر است و روشن است که ایشان با آن درجه از مهربانی از ما عملی را دیده‌اند که دعای ما را به اجابت نرسانده و ما را تحویل نمی‌گیرند. باید دقت کنیم که گره‌های زندگی‌مان از خشم حضرات نباشد. در روایت آمده اگر همه‌ی معصومین «علیهم‌السلام» روز قیامت در حال رتق و فتق امور باشند، امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در حال شفاعت شیعیان هستند حالا شما در نظر بگیرید چنین کسی ما را نفرین کند، شفاعتشان نه در دنیا و نه آخرت شامل حال ما نخواهد شد. محور هر رزقی که به هر کس می‌رسد ایشان هستند؛ «وَ بِیُمنیه رُزِقَ الوری...» شب قدر از کانال حضرت، مقدرات به افراد می‌رسد. فقط امضاء کننده نیستند. در زمینه‌ی گناهانی که باعث ردّ دعا می‌شوند روایاتی ذکر می‌کنیم به این معنا که کریمی مثل خداوند پاسخ منفی به ایشان بدهد. امام سجاد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «الذنوب آلتی تَرُدُّ الدعاء سوء النیّه...» از گناهانی که باعث رد دعا می‌شوند نیت بد داشتن نسبت به کسی است. انسان اگر خیرخواه کسی نیست لااقل بدخواه او نباشد و برای کسی شر و سلب نعمت نخواهد و حسود و بدجنس نباشد. «... خُبثُ السّریره...» این ویژگی از سوء نیت یک درجه بدتر است. گاهی انسان بدجنس نیست ولی با شخص خاصی رابطه‌اش خراب است که در واقع دچار سوءنیت شده است. اما بعضی‌ها اساساً با همه مشکل داشته و بدخواه دیگران هستند و تحمل نعمت‌های دیگران را ندارند، حتی حاضر است در این زمینه دعا کرده و یا پیش دعانویس‌های حقه باز رفته و اسباب سلب نعمت از دیگران را فراهم سازد. ولی بعضی در این حد نیستند بلکه به دلایلی با کسی روابطشان خراب شده حتی با خدا و معصوم «علیهم‌السلام» که البته در موارد اخیر ناشی از عدم خودشناسی است؛ مثلاً چرا خدا یا معصوم «علیهم‌السلام» فلان حاجت مرا نداده است. «... و النّفاقُ مع الاخوان» نفاق و دورویی با برادران... یعنی روبروی افراد، خوب و خوش رفتار بودن ولی پشت سر آن‌ها بدگویی، غیبت و تهمت می‌کند. چه عروس‌هایی که با خانواده‌ی شوهر متظاهراً رفتارشان خوب بوده ولی پشت سر آن‌ها دائماً ایراد می‌گیرد و بدگویی می‌نماید زیرا در مقابل آن‌ها یا جرأت نداشته و یا اینکه به حدی خودشیفته است که نمی‌خواهد از چشم ایشان بیفتد. بعضی دامادها نیز همین‌طور هستند. ما باید یاد بگیریم در رفتارمان صریح، شفاف و بدون تعارف برخورد کنیم؛ اگر غیر از این باشیم دورو می‌شویم. افرادی هستند که با ولی نعمتشان این‌گونه هستند در حضور والدین و استاد تواضع را رعایت کرده و پشت سر بدگویی و بدجنسی می‌کنند. حتی مقابل اولیاء خداوند که باطن آن‌ها را دیده و بوی گندشان را استشمام می‌کنند تظاهر می‌کنند. ولیّ خدا هم مأمور است به رویش نیاورد و برخوردش هم خوب باشد. بعضی که به خدا هم نسبت دروغ می‌دهند و وقتی نامه‌ی عملشان را می‌گیرند می‌گویند این اعمال ما نیست و تو در حق ما ظلم کردی. کسانی هستند که در آخرت از خدا می‌خواهند آن‌ها را به دنیا بازگرداند تا جبران کنند ولی خدا چنین امکانی به آن‌ها نمی‌دهد زیرا در دنیا بارها ایشان را آزموده و فرصت‌هایی را در اختیار ایشان قرار داده است. چه بسا کسانی که در اثر سرطان و یا عوامل دیگر تا دم مرگ رفته، و وقتی که بازگشته‌اند به روش سابق خود ادامه داده‌اند. قرآن در مورد ایشان می‌فرمایند: وقتی در حال غرق شدن هستند خداوند را خالصانه می‌خوانند ولی وقتی نجات می‌یابند کارهای گذشته را انجام می‌دهند. «... و ترک التصدیق بالاجابه...» عدم باور اجابت. یعنی هنگام دعا اعتمادی به اجابت الهی ندارد.   وقتی دعا می‌کنید اجابت را دم در ببینید. اگر پاسخی نرسید بدانید یا تأخیر در اجابت است و یا بهتر از آن را در دنیا و آخرت خداوند به انسان می‌دهد. اجابت کمترین نتیجه‌ی دعاست. اجابت هم همیشه به نفع انسان نیست و گاهی آنچه که انسان از خداوند طلب می‌کند علیه انسان می‌شود. در سوره‌ی اسرا آمده است که انسان همان‌گونه که برای خیر دعا می‌کند برای شر هم دعا می‌کند. به هر حال هیچ دستی بالا و به سوی خداوند بلند نمی‌شود مگر اینکه خالی باز نمی‌گردد، مگر مواردی که ذکر شد مانند: «... و تأخیرُ الصلوات المفروضات حتّی تذهب اوقات‌ها...» نمازهای واجب را به حدی تأخیر بیندازد تا وقتش بگذرد. در اذان شش بار «حیّ» داریم که در روایت آمده: اگر شما در حال قرآن خواندن هم که هستید و ذکر نیز می‌گویند باید کنار گذاشته و با تکرار جملات اذان آماده‌ی نماز شوید. نماز نیاز بخش انسانی ماست و باید جدی گرفته شود اما بعضی‌ها به دلایلی تظاهر می‌کنند. مانند پسر بی‌نمازی که به خاطر دختر متدینی که دوستش داشت نماز را ظاهراً می‌خواند و زمانی که در امور دیگر مورد تأیید دختر نبوده و او را رد کرد، او هم با خدا لج کرد و نمازش را کنار گذاشت. کسی که با اکراه نماز می‌خواند در واقع احساس نیاز در بخش فوق عقلانی‌اش پیدا نمی‌کند. انسانیت چنین شخصی مرده یا بیماری مهلکی مانند سرطان دارد. البته مواردی پیش می‌آید بخصوص درباره‌ی خانم‌ها اولویتی پیش می‌آید که گاهی نمی‌توانند اول وقت نمازشان را به جا آورند که ایرادی ندارد در غیر این موارد شخص دچار فسق یا انحراف مزاج گردیده است اینکه شخص اشتها ندارد به این معنا نیست که نیاز ندارد بلکه مشکلی پیش آمده که تمایل ندارد، مانند حالت زن باردار که نمی‌تواند چیزی میل کند ولی از آن جایی که بدنش نیاز دارد، پزشک اقدام به تزریق سرم می‌نماید. انسان باید در زمان ارتباط با خدا و خانواده آسمانی، دست از گدایی دیگران بردارد. اگر این کار را نمی‌کند ناشی از بیماری است و این خیلی خطرناک است بسیاری از افراد می‌دانند اگر اطلاعاتشان را با مطالعه افزایش دهند مشکلشان با همسر یا دیگران رفع می‌شود ولی اشتها ندارند و میل به تلف کردن وقتشان با تلویزیون دیدن و خواندن انواع رمان دارند. در اینجا تعادل عقل و نفس به هم می‌خورد یعنی شخص می‌داند ولی نمی‌تواند عمل کند. ترک تقرب به خداوند به وسیله‌ی نیکی کردن و صدقه از بین می‌رود. کسی که از خدا بدش می‌آید اجابت دعایش معنا ندارد. منظور قسمت اخیر این است که انسان قبل از دعا صدقه دهد. البته صدقه باید به وِزان خواسته‌ی انسان باشد و نفس اذیت شده و شیطان فریاد بکشد. در روایت آمده: اگر کسی حاجتی دارد اول سعی کند که حاجت و نیاز کس دیگری را برطرف کند. کسی که دغدغه‌ی دیگران را ندارد چگونه می‌تواند نزد خداوند عرض حاجت کند؟ کسی که بدون طمع به دیگران خیر می‌رساند شبیه خدا و مقرب درگاهش شده است و به عبارتی باب‌الحوائج است. کسی که خیر و خروجی، اعم از مالی، عاطفی، اخلاقی و آبرویی ندارد نباید از خدا هم توقع داشته باشد. یکی از دوستان بسیار صمیمی امام صادق «علیه‌السلام» به غلامش فحش مادر داد حضرت به شدت اعتراض کرد و فرمود: من دیگر تو را نخواهم دید و تا آخر عمر با او حرف نزد، علیرغم اینکه مادر غلام کافر بود. بدزبانی، تند و تیز حرف زدن و ضایع کردن دیگران است. نیش و کنایه هم از این قبیل است. برخی به قدری حیا دارند که حتی شرمشان می‌شود حرف زشت دیگران را نقل کنند. باید الفاظ زشت را در منزل تحریم کنیم زیرا گرفتاری به همراه دارد به هر حال ما در محضر خداوند هستیم. «طَهّروا افواهکم فانّها طُرُق القرآن» دهان‌هایتان را پاک کنید زیرا آن‌ها راه‌های قرآن هستند. یکی از اساتید ناسزایش «خواهر نامرد» بود. امام سجاد «علیه‌السلام» فرموده‌اند: «الذّنوب آلتی تحبس غَیثَ السّماء جُورُ الحکّام فی القضاء و الشهاده الزّور و کتمان الشهاده» از گناهانی که مانع بارش باران می‌شود ظلم حاکمان در قضاوت، شهادت دروغ و پنهان کردن شهادت (به امری). یعنی قاضی حکم ظالمانه مثلاً به نفع مجرم بدهد، شهادت دادن به امری که واقع نشده است و پنهان داشتن حقیقت مثل اینکه اخلاق بد پسرش را هنگام خواستگاری پنهان کند. در مقام مشورت هم انسان حق ندارد عیب پوشی کرده و دروغ بگوید که البته باید به مقدار ضرورت بازگو کند. مثلاً سربسته بگوید که صلاح نیست این ازدواج صورت بگیرد و اگر لازم شد به کمترین گزارش اکتفا شود مگر اینکه خطری شخص را تهدید کند. زمانی که ظلمی در حال وقوع است انسان نباید ملاحظه‌ی دوستی و همکاری را بنماید باید در دادگاه شهادت بدهد که در غیر این صورت ممکن است مصلحت هزاران بلکه میلیون‌ها نفر به خطر بیفتد. اگر جایی مصلحت شهادت بر مصلحت کتمان غلبه کند باید حتماً شهادت داد. (جلسه ی بعد درباره گناهانی که اثرش در دنیا به انسان خواهد رسید سخن خواهیم گفت.)   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 845
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
 خانواده آسمانی،جلسه 218 ، 92/06/07

خانواده آسمانی،جلسه 218 ، 92/06/07

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی گناه آثار اجتماعی و حتی جهانی دارد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «ظَهَرَ الفسادُ فی البرّ و البحر بما کسبت ایدی النّاس» (سوره روم/41) فساد در آب و خشکی به دلیل گناهان مردم، ظاهر شده است. در گذشته میزان فقر، بیماری و گرسنگی تا این حد نبوده است. گرفتاری­ها روز به روز در حال فزونی است زیرا بشر خارج از مسیر طبیعی حرکت می‌کند لذا صلاح از بین رفته و فساد جایگزین می‌شود. «فساد» خروج از حالت طبیعی است. آسیب دیدن لایه‌ی اُزُن باعث افزایش سرطان پوست شده است. اشتباهات ما، اکوسیستم را به خطر انداخته است. گناه فقط اثر فردی ندارد بلکه در زمینه‌های کلان نیز گریبان گیر بشر می‌شود. امام باقر «علیه‌السلام» فرموده‌اند: «انّه ما من سنه اقلّ مَطراً من سنه من سَنَه و لکنّ الله یَضَعَهُ حیث یشاء انّ الله عزوجل اذا عمل قوم بالمعاصی صَرَف عنهم ما کان قدّر لهم من المطر» هیچ سالی بارشش کمتر از سال گذشته‌اش نیست و خداوند هر جایی را که بخواهد باران می‌باراند هنگامی که گروهی معصیت کردند خداوند عزوجل بارانی را که برایشان تقدیر کرده بود برمی‌گرداند. جامعه و مسئولین باید به خودشان بیآیند و کاری کنند که گناه و فساد کم شود و الا مراکز صنعتی، دانشمندان و دانشگاه‌هایشان به فریادشان نمی‌رسند. کسی که گناه می‌کند باید توجه داشته باشد یک سلسله از گناهان شخصی نیست بلکه آسیبش متوجه دیگران نیز می‌شود مانند سیگار کشیدن که برای دیگران هم تولید ضرر و بیماری می‌کند. چنانچه کسی که در کشتی است اقدام به سوراخ کردن کابین خود بنماید باعث غرق شدن سایرین نیز می‌گردد. بی‌حجابی، موسیقی حرام، ماهواره، اینترنت و ... جمعی است و فقط مربوط به فرد نیست. دین به حدی دقیق است که به کسی که سیر یا پیاز خورده اجازه‌ی مسجد رفتن و اذیت دیگران را نمی‌دهد چون حرمت سایرین واجب است. گناه بدتر است زیرا با روح و جاودانگی مردم ارتباط دارد. در روایت داریم: آثار گناه چنان شوم است که دامنگیر بی‌گناهان هم می‌شود، مانند بیماری مسری که با یک روبوسی یا عطسه به افراد سالم منتقل می­شود. پیامبر «صلی الله علیه و اله و سلم» می‌فرمایند: «الذّنبُ شومٌ علی غیر فاعله ان عَیّرَهُ اُبتُلِی به و ان اغتابهُ أثمُ و ان رضی به شارکه» گناه شوم (نحس) است برای کسی که مرتکب آن نشده است که اگر او را (گنهکار را) سرزنش کند مبتلا می‌گردد و اگر غیبت او را نماید گناه کرده و اگر به آن راضی شود با گنه‌کار مشارکت نموده است. هرگز گنه‌کار را سرزنش نکنیم زیرا ابتلاء به همراه دارد. حضرت فرمودند: اگر کسی از برادرش گناه کبیره‌ای ببیند یا بشنود و جایی بیان کند خداوند او را از ولایت الله خارج و به ولایت شیطان می‌سپارد. پیامبر «صلی الله علیه و آله وسلم» از علی «علیه‌السلام» پرسید: اگر مؤمن را در حال زنا ببیند چه کار می‌کند؟ حضرت فرمودند: آن را پنهان می‌کنم (با ردای خودشان) و پرسیدند اگر بار بعد، و بار بعد دیدی چه می ­کنی؟ عرض کردند: باز هم با رَدای خودم می‌پوشانم. در اینجا بود که حضرت فرمودند: «لا فتی الا علی ...» هیچ جوانمردی در حد علی نیست. در اینجا با حدیثی از امام رضا «علیه‌السلام» وارد آثار مخصوص گناه می‌شویم؛ «اذا کذبَ الولاه حُبسَ المَطَر و اذا جار السّلطان هانت الدّوله و اذا حُبِسَت الزّکوه ماتت المواشی» هنگامی که حاکمان دروغ می‌گویند باران کم می‌شود و زمانی که حاکم ظلم کند دولت سست می‌شود و وقتی زکات داده نمی‌شود چهارپایان از بین می‌روند. کسی که به مالش خمس و زکات تعلق گرفته و نمی‌پردازد در واقع مالی که به خودش تعلق ندارد را نگه داشته است و تولید عفونت می‌کند. کسی که استغفار نمی‌کند هم، به نوعی دچار عفونت می‌شود. اگر کسی خمس و زکات مالش را بدهد خداوند وعده کرده که چندین برابر جبران می‌کند. چنانچه مادر به فرزندش که شیر می‌دهد مادامی که طفل شیر را می‌نوشد، شیر تولید می‌شود و اگر دوران شیرخوارگی طفل به پایان برسد قادر است اطفال دیگر را نیز شیر بدهد. اگر کسی مصرف درست داشته باشد خداوند رزقش را هرگز قطع نمی‌کند و در هر امری که باشد موجب برکت می‌شود. بخل بیماری بسیار خطرناکی است. کسی در محضر پیامبر «صلی الله علیه و آله» عرض کرد: من گناه بسیار بزرگی دارم. حضرت فرمودند: آیا از زمین بزرگ‌تر است؟ عرض کرد: بله. فرمودند از آسمان بزرگ‌تر است؟ عرض کرد: بله و من نمی‌توانم بر آن غلبه کنم. حضرت فرمودند: «از خدا هم بزرگ‌تر است؟» گفت: نه ولی خیلی بزرگ است و آن اینکه من خسیس هستم. حضرت فرمودند: «از من دور شو چون آتش تو مرا می‌سوزاند» مردی که در اثر خساست خانواده‌اش را محروم می‌کند و یا زنی که مانع انفاق همسرش می‌شود از جمله مصادیق این رذیله می‌باشند. بعضی‌ها در ادارات با به تعویق انداختن کار مراجعین بخل می‌ورزند. مردی که از محبت کردن به همسر دریغ می‌کند و آن که از عیوب چشم پوشی نمی‌کند و بزرگوارانه رفتار نمی­کند نیز از دیگر مصادیق می‌باشند. در دعای کمیل عرض می‌کنیم: «اللهمّ اغفرلی الذّنوب آلتی تُغیّر النّعم...» خدایا گناهان مرا که باعث تغییر در نعمت‌ها می‌شوند بیامرز. «اللهم اغفر لی الذنوب آلتی تنزل البلاء...» پروردگارا! گناهانم را که سبب نزول بلا می‌شوند، ببخش. و نیز گناهانی که دعاها را حبس می‌کند (تحبس الدّعا) درباره‌ی گناهانی که نعمت‌ها را تغییر می‌دهند امام صادق «علیه‌السلام» این‌چنین می‌فرمایند: «و الذنوب آلتی تورث النّدم، القتل...» گناهانی هستند که پشیمانی به دنبال دارند از جمله قتل... در روایت آمده: «اوّلُ ما یُسئَلُ عنه یوم القیامه الدّم...» اولین چیزی که روز قیامت از آن سؤال می‌شود «قتل» است. سقط‌هایی هستند که از روی هوای نفس انجام می‌گیرند. امام صادق «علیه‌السلام» در ادامه‌ی حدیث فوق می‌فرمایند: «والّتی تنزل النّقم الظلم...» گناهانی که بلا نازل می‌کنند ظلم است. (ظلم باعث نزول بلا می‌شود) این ظلم نسبت به هر یک از قوای حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی صورت بگیرد و یا افراد دیگر مورد ظلم انسان واقع گردند نکبت به همراه خواهد آورد. انسان باید مراقب باشد که تا جایی که ممکن است مبرّا باشد. خواهران و برادران در صورتی که شرایط ازدواج برای کسی که کوچک‌تر است به لحاظ اینکه باید اول برادر و خواهر بزرگ‌تر ازدواج نمایند، مانع شوند در حق او ظلم نموده‌اند. اگر کسی نیاز جنسی داشت و اقدام به ازدواج موقت نمود نباید او را مذمت کرد، درجایی که علی «علیه‌السلام» زنا را می‌پوشاند. کم‌فروشی و احتکار و ... هم از دیگر مصادیق ظلم است. برطرف نکردن نیاز عاطفی اعضای خانواده ظلم محسوب می‌گردد. در خارج از کشور در بعضی دانشگاه‌ها استاد موظف است که بعضی از دانشجویان را از درس رد کند تا آن‌ها مجبور به پرداخت شهریه و ثبت نام مجدد شوند و الا به آن‌ها حقوق پرداخته نمی‌شود. چنین لقمه‌ای حرام بوده و تبعات نکبت بار به همراه دارد. به تعویق انداختن وام توسط بانک‌ها و دریافت سود اضافه از مشتری و ... ستم است. غیبت، تهمت، حسادت ظلم هستند و حسادت از بدترین ظلم‌هاست. چشم و هم‌چشمی نیز چنین است. شراب خوردن هم پرده‌ها را کنار زده و انسان را رسوا می‌کند. بعضی‌ها اظهار می‌دارند مسجد و هیئت هم رفته و گاهی شرب خمر هم می‌نمایند. درباره‌ی موسیقی حرام اصلاً نباید تعارف و ملاحظه داشته باشیم و باید مجلس را ترک کنیم. از جمله گناهانی که رزق را حبس می‌کند زنا است که انواع و اقسام دارد. مثلاً خانمی که عطر بزند و بوی عطرش به مشام نامحرم برسد مستحب است که غسل جنابت کند چون زنا محسوب می‌گردد. «... والّتی تعجّلُ الفناء...» گناهانی که مرگ را جلو می‌اندازند ... «قطیعه الرّحم...» قطع رحم است. اگر فامیل کافر هم باشد انسان حق قطع رحم ندارد. البته بعضی‌ها خودشان تمایل نداشته و آدرس و تلفن نمی‌دهند امر دیگری است. ما مسئول نیستیم مهم این است که ما قطع کننده نباشیم. بالاترین خانواده هم برای ما خانواده‌ی آسمانی بخصوص حضرت حجه «عجل الله تعالی فرجه الشریف» است. کسی که زندگی و اهدافش با حضرت همراهی نداشته و سبک زندگی‌اش با ایشان تنظیم نیست رابطه‌اش با حضرت هماهنگ نیست. رفقای مورد تأیید قرآن، انبیاء، اولیاء، صدیقین و شهدا، هستند (حَسُنَ اولئک رفیقاً) این چهار گروه همان کسانی هستند که بر سر نماز از خدا می‌خواهیم ما را به راه ایشان هدایت کند: «اهدانا الصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم...» با غیر از ایشان اگر قرار است رفاقت کنید باید از حیث تأثیرگذاری و نور دادن باشد نه تأثیرپذیری. هر رابطه‌ای که ما را از خانواده‌ی آسمانی‌مان جدا کند حرام است، اعم از ازدواج، شغل رشته تحصیلی، و ... حضرت باقر «علیه‌السلام» برای ازدواج تحقیق می‌کردند، دختری به ایشان معرفی شد که همه‌ی کمالات مورد نظر حضرت را داشت ولی از این جهت که از قبیله‌ای بود که دشمن اهل بیت «علیهم‌السلام» بودند ایشان امتناع فرمودند فلذا انسان حق ندارد به محض اینکه ظاهر دختر یا پسری او را مجذوب کرد مبادرت به ازدواج نماید. سفر کیش، دوبی و کشورهای اروپایی اگر خدا و امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشریف» همراه انسان باشند مبارک است و گرنه صلاح نیست. حتی پرداختن به کار هیئت هم اگر انسان را جهنمی کند باید امتناع شود. سخنرانی و مداحی هم حتی، تا جایی جایز است که انسان را جهنمی نکند. کسی که ظرفیت ندارد نباید امام جماعت شود. مرجعی داشتیم که نماز ظهر را امامت کرد، دید که سرو صدای کثیر دلش را تکان داد، نماز عصر را با جماعت نخواند. «... و الّتی ترُدُّ الدّعا و تظلم الهواء عقوق الوالدین...» و (گناهانی) که مانع اجابت دعا و گرفتگی هوا می‌شوند عاق والدین است. والدین و نزدیکان با رفتن از دنیا پرونده‌ی عملشان بسته نشده بلکه به شدت نیاز به خیرات توسط ما دارند و چه بسا که در زمان حیات ایشان ما عاق آن‌ها بودیم ولی در عین حال می‌توانیم با هدیه فرستادن برای آن‌ها، باعث نجاتشان شده فلذا رضایت شان را جلب نماییم. «تظلم الهواء» در واقع مه آلود کردن هواست مثل اینکه انسان در جمعی است که همه شاد هستند ولی او «گرفته» است و نمی‌تواند شادی کند. اگر والدین ظلم کرده باشند باید آن‌ها را بخشید. اگر حتی کافر باشند باید با ایشان در صلح بود. قرآن می‌فرماید از پدر و مادر کافر اطاعت نکن ولی مصلحت را رعایت کن. «... و لا تُطعهُما و صاحبهما فی الدنیا معروفا...»، «... و اخفض لهما جناح الذُلّ من الرّحمه...» بال فروتنی و ذلت (از روی مهربانی) را از روی رحمت برای پدر و مادرت بگستران. نباید کاری کنیم که والدین حساب برده و بترسند. امام سجاد «علیه‌السلام» به خداوند عرض می‌کند: خدایا کاری کن که من از پدر و مادرم مانند پادشاهی ستمگر بترسم.

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 844
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 217 ، 92/06/07

خانواده آسمانی،جلسه 217 ، 92/06/07

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در این جلسه به تأثیر گناهان بر خودمان می‌پردازیم. مصائبی که در زندگی متوجه ما می‌شوند آثار و نتایج گناهان بر ماست. البته اثر هر گناهی مشخص است. مثلاً قحطی و خشکسالی و هر کاهش رزق، نتیجه‌ی گناه ویژه‌ای است. همانطور که تولد به دنیا متفاوت بوده و شش نوع مختلف دارد تولد به آخرت هم به شش دسته تقسیم می‌گردد؛ تولد سالم، سالمِ قوی، ضعیف، بیمار، ناقص و معلول. در تولد بیمار طفل به تناسب تعداد، نوع و شدت بیماری باید رنج درمان را تحمل کند. انسان هم اگر به آخرت، بیمار متولد شود باید در بیمارستان آنجا رنج درمان را تحمل نماید. خداوند نمی‌خواهد بندگانش که مرتکب گناه شده‌اند در جهنم درمان شوند. فلذا مصائب را برای درمان ایشان در دنیا متوجه آن‌ها می‌نماید تا با قلب سالم از دنیا به آخرت وارد شوند. در دنیا هم والدین و پزشکان بسیار مایل‌اند که اگر جنین دچار مشکل است در همان عالم رحمی درمان صورت بگیرد و کار درمان به دنیا نکشد زیرا در دنیا درمان و علاج هم سخت است و هم طولانی. انسان اگر مرتکب گناه شود صد سال باید معطل شود تا از قلبش پاک شود ولی اگر گناهی ملکه‌ی انسان شده باشد کار خیلی خطرناک‌تر است. «ملکه» از ریشه مُلک و مِلک است. به فرشته، ملکه گفته می‌شود زیرا قدرت همه‌ی عالم به دست فرشتگان است. باد و باران، رعد و برق و طوفان از فرشتگان عالم هستند. بارش باران به دست ایشان است. رویش گیاهان، تصویرگری و رشد جنین و ... به دست فرشتگان انجام می‌گردد. (شرح دعای سوم صحیفه سجادیه) «مَلَک» یعنی کسی که قدرت و تسلط دارد. «ملکه‌ی نفسانی» هم بر انسان حکومت می‌کند مانند ملکه‌ی جود و کرم، خوش خلقی و ... رذایل اخلاقی مانند حسادت، غیبت، تهمت، بدخلقی و ... هم این‌گونه هستند و به همین دلیل فرموده‌اند بدخُلقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود. رسیدن به ملکات نفسانی پسندیده مستلزم تمرین و تکرار فراوان است. رگه‌هایی از کانی‌های قیمتی و نفیس که در سنگ‌های معدنی وجود دارند باید آن قدر حرارت ببینند تا از سنگ جدا شده و خالص گردند. اگر در دنیا این اتفاق نیفتد شخص در جهنم با عذاب و آتش، خالص و پاک می‌شود. خداوند از حیث اینکه مهربان است درمان را در دنیا با ابتلائات شروع می‌کند. صدقات و کارهای خیر در تطهیر انسان مؤثر است. حدهای شرعی هم باعث پاکی از گناه مورد نظر می‌گردند که اگر شخص نه توبه کند و نه حدّ را تحمل کند تازیانه‌های جهنمی برای او ذخیره می‌شود. در رابطه با آثار گناه خداوند در قرآن می‌فرماید: «... و ما اصابکُم مِن مصیبه فبما کَسَبَت ایدیکُم و یَعفوا عن کثیر» (30/شوری) هیچ مصیبتی به شما نمی‌رسد مگر به خاطر گناهانی که خودتان کسب کرده‌اید و بسیاری از گناهانتان را عفو می‌کنیم. البته یکی از دلایل مصیبت‌ها، گناهان می‌باشند بعضی اوقات خداوند قصد درجه دادن به مؤمنین را دارد. برخی از مؤمنین را در آخر عمر به بیماری دچار می‌کند تا به آن‌ها درجه دهد و سهمش را در آخرت بیشتر نماید. به هر حال اولین کارکرد مصیبت در مورد گناه است. کسی که علیرغم بی‌گناه بودن دچار بیماری شود، در صورتی که شکر و رضا داشته باشد درجه می‌گیرد. حضرت صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «امّا انّه لیس من عرقٍ یضرب و لانکبه و لا صُداع و لا مرض الا به ذنب؛ هیچ رگی نمی‌زند (افزایش ضربان قلب در اثر تب و بیماری) و هیچ پایی به سنگ نخورد و هیچ سری درد نگیرد و هیچ مرضی رخ نمی‌دهد مگر در اثر گناه بعضی‌ها حتی اگر فکر بد به سرشان بزند خداوند ایشان را هوشیار می‌کند و لو با یک غم و اضطراب و زمین خوردن. هرگز حسرت دیگران که در نعمت هستند را نخوریم معلوم نیست شاید به قدری بی‌ادب و خبیث هستند که خدا نمی‌خواهد در دنیا پاک شوند و حسابشان را برای آخرت گذاشته است. امیرالمؤمنین «علیه السلام» در حدیثی این‌گونه می‌فرمایند: «وقّوُا الذّنوب فما من بلیّه و لا نقص رزقٍ إلا به ذنب حتّی الخدش و الکبوه و المصیبه و قال الله عزوجل و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت أیدیکم و یعفوا عن کثیر» خودتان را از گناه حفظ کنید زیرا هیچ بلایی رخ نداده و هیچ روزی‌ای کم نمی‌شود مگر به سبب گناه، حتی اگر مصیبت در حد یک خراش و زمین خوردن و هر مصیبت دیگری و خدای عزوجل می‌فرماید هیچ مصیبتی به شما وارد نمی‌شود گاهی خداوند مؤمن را به بلایی مبتلا می‌کند یا در بدنش یا مالش و یا فرزند و خانواده‌اش (همسرش) و بعد از تلاوت آیه‌ی مورد نظر، آخر آن را در حالی که دستانشان را به هم چسباندند سه بار فرمودند: «وَ یعفوا عن کثیر» امام صادق «علیه‌السلام» در حدیثی دیگر می‌فرمایند: «انّ المؤمن لیأتی الذنب فیحرم به الرزق» همانا مؤمن گناهی می‌کند و از رزق محروم می‌شود. گاهی انسان خواب روحانی و شیرینی می‌بیند ولی در اثر گناه آن را فراموش می‌کند. گاهی انسان به حدی دغدغه‌ی امتحان دارد که نماز اول وقتش را به خاطر درس خواندن به تعویق می‌اندازد در نتیجه سر جلسه‌ی امتحان مطلب را فراموش می‌کند. هر کار دیگری که به نماز اول وقت ترجیح داده شود دچار گره می‌شود. شخصی نقل می‌کرد قبلاً کارش را ترجیح به نماز اول وقت می‌داده ولی از وقتی مباحث مربوط را شنیده نمازش را در اولویت اول قرار داده است. سود کلانی هم نصیب او شده بود و این را از برکت نماز اول وقت می‌دانست. گاهی پیش می‌آید انسان در سفر مشهد سبب آزردگی خانواده یا همراهان می‌شود، وقتی به حرم برای زیارت می‌رود دلش چنان قفل می‌شود که گویا امام رضا «علیه‌السلام» با او قهر کرده است. در سایر زیارت‌ها هم اعم از مکه و مدینه همان‌طور می‌باشد. اصرار بر گناه هم باعث سلب توفیق می‌شود. محرومیت از رزق هم شامل روزی‌های حسی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی می‌گردد. حسی: بیماری، خیالی: فراموش کردن، وهمی: روابط با دیگران مانند تنفر اطرافیان از انسان و شکست‌های عشق‌های زمینی، عقلی: علم و پیشرفت علمی، فوق عقلانی: سلب توفیقات آسمانی، مورد آخر شدیدترین و تلخ‌ترین محرومیت است و رزق‌های فوق عقلی اعم هستند از لذات نماز و سایر عبادات، خواب دیدن معصومین «علیهم‌السلام» و ... اگر کسی نفاق داشته باشد خواب اشقیاء و جانوران درنده را می‌بیند. گاهی افراد ظاهرشان موجه است ولی باطن آلوده دارند و پس از سال‌ها شرکت در کلاس و یادگیری معارف به جایی نمی‌رسند ولی برخی دیگر ممکن است ظاهرشان مناسب به نظر نیاید ولی آلودگی‌هایی مثل حسادت کینه، بداخلاقی و ... را نداشته باشند زودتر به نتیجه می‌رسند. در میان دعاها، دعاهایی داریم که برای تداوم رزق است. پیامبر «صلی الله علیه و اله و سلم» برای اینکه رزقش قطع نشود می‌فرماید روزانه حداقل هفتاد بار استغفار می‌کنند چرا که گاهی پرده‌ی نازکی روی دلش می‌نشیند. استغفار حمّام نفس است. بعضی‌ها همه را گنه‌کار می‌دانند و از گناهان خودشان غافل‌اند و گاهی حتی می‌دانند مقصرند ولی حاضر نیستند عذرخواهی کنند. این افراد که می‌ترسند از دیگران عذر بخواهند روحشان استحمام ندارد و عفونت‌هایشان افزایش می‌یابد. اگر برای انجام تعهداتمان به مشکل برخورد کردیم و در آن‌ها تأخیر افتاد به گردن دیگران بیندازیم حقیقت را گفته و عذر بخواهیم و جبران کنیم. استغفار به درگاه الهی بسیار مهم است ولی عذر خواستن از بندگان او مهم‌تر، فلذا باید با تواضع آن‌ها را از خودمان راضی کنیم. علت اینکه پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» کسی که مراء (مجادله) می‌کند را شفاعت نمی‌کند این است که چنین شخصی شیطان را بر خودش غلبه داده است. از طرفی حضرت کسی که عذر دیگران را نمی‌پذیرد شفاعت نمی‌کند. همین کارها روزی انسان را کاهش داده و یا قطع می‌کند و می‌رسد به جایی که می‌بیند بعد از چهل، پنجاه سال یک نوجوان 15-14 ساله از او سبقت می‌گیرد. از جمله مصادیق محرومیت این است که روز قیامت شخص نامه‌ی اعمالش را می‌بیند در حالی که کارهای خیرش را در آن نمی‌یابد و در پاسخ اعتراضش خداوند می‌فرماید عمل خیر تو نصیب کسانی شده که در حقشان غیبت کردی و ظلم‌های دیگر نمودی. این نتیجه‌ی بسیار دردناکی است. لذا حضرت فرمودند: اگر کسی به تو خیانت کرد تو این کار را نکن زیرا تو، به اجر می‌رسی و او به گناه. امام رضا «علیه‌السلام» در حدیثی که جنبه‌ی روانشناسی و جامعه شناسی شان بسیار مهم است فرموده‌اند. «کلّما اَحدَثَ العبادُ من الذّنوب ما لَم یکونوا یعلمون احدثَ اللهُ لَهُم من البلاءِ ما لم یکونوا یعرفون» هر وقت بندگان خدا گناه بی‌سابقه (جدیدی) مرتکب گردند خداوند هم بلایی به سرشان می‌آورد که قبلاً شناخته نشده بود. بیماری‌های ایدز، جنون گاوی و ... در قدیم نبوده‌اند. در بیماری ایدز میلیون‌ها نفر در آستانه‌ی هلاکت هستند. امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «من یُمُوتُ بالذّنوب اکثرُ ممّن یَمُوتُ بالاجال» کسانی که با گناهان می‌میرند خیلی بیشترند از کسانی که با اجل‌هایشان می‌میرند. چه بسا کسانی که به خاطر گناه «جوان مرگ» می‌شوند. البته نه به این معنا که هر کس جوان مُرد حتماً گنهکار بوده، ولی جوانی که زیاد گناه می‌کند امکان جوان مرگ شدن دارد. در روایت داریم زنا روزی را کاهش می‌دهد ولی هر تنگی رزقی دلیل بر این گناه مذکور نیست. امام صادق «علیه‌السلام» تا دیر وقت کارکردن را از عوامل حرام شدن رزق می‌دانند. کسی که تا دیروقت بیدار می‌ماند و از آن طرف نمی‌تواند خوراک کودک عزیز روانش را در سحر تأمین کند مرتکب حرام، در نتیجه کم شدن رزق می‌شود. ترک مطالعه‌ی واجب معصیت، و سبب کم شدن رزق می‌گردد و درباره گناه بودن آن، امام صادق «علیه‌السلام» قسم یاد می‌کنند. وقتی استاد دستورالعمل می‌دهد و شاگرد انجام ندهد ظلم کرده و بی‌لیاقت است و به بخش عقلانی‌اش خیانت کرده است. فوق عقل نیاز به معنویت دارد و اگر نیازش را برطرف نکنیم ظلم نموده‌ایم. یکی از ریشه‌های اصلی گناهان تنبلی و بی‌حوصلگی است اگر به بهانه‌ی امور دنیایی، فعالیت‌های آخرتی‌مان را به تعویق انداختیم حقیقت خودمان عقب می‌افتد. شخصی خدمت پیامبر «صلی الله علیه و اله» رسید و عرض کرد: می‌خواهم همسرم (شوهرم) بیشتر مرا دوست بدارد فرمودند: نماز شب بخوان. زنی که معنویتش را فدای شوهر و بچه‌هایش می‌کند بعد از مدتی همین‌ها دشمن او می‌شوند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 837
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 216 ، 92/05/31

خانواده آسمانی،جلسه 216 ، 92/05/31

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی بحث درباره ­ی نحوه و مکانیسم تأثیرگذاری گناه در فرد و جامعه است. عِقاب و جزا، امری اعتباری نبوده و کاملاً حقیقی هستند. جزای اعتباری مانند مجازاتهایی است که در تخلفهای اجتماعی متوجه شخص می ­شود اما جهنم و جزای الهی کاملاً حقیقی بوده و در متن دنیا وجود دارد. دنیا اساساً نازل شده ­ی جهنم است که اگر تلخیهای آن را میلیاردها برابر بزرگ کنیم جهنم آخرتی می­ شود. در دنیا بهشت هم داریم تمام زیبایی­ها و لطافتهای دنیا، تنزل یافته­ ی بهشت بوده و این زیبایی­های دنیا، بی­نهایت بزرگتر از بهشت آخرتی می­باشد. قرآن می­ فرماید: «ان من شئ الا عندنا خزائنهُ و ما ننزّله الا بقدر معلوم» هیچ چیزی وجود ندارد مگر اینکه خزائنش در دست ماست و ما جز به اندازه­ ی معلوم نازل نکرده ­ایم. اینکه در حال حاضر انسان در جهنم است یا بهشت بستگی به رفتار خودش دارد. همانطور که قبلاً عرض کرده ­ایم خداوند همچون مهندسی است که تمام خلقت را با ریاضیات دقیق خلق کرده ­است. «کلّ شیء عندهُ بقمدار» یعنی ساختار جهان ریاضی است. هیچ علمی وجود ندارد که فاقد اندازه و عدد و مقدار نباشد اعم از علوم انسانی، طبیعی و ریاضی و... قرآن و روایات به آن قضا و قدر (نتیجه و اندازه) می ­گویند. در فیزیک به آن عمل و عکس العمل گفته­ می­ شود و در فلسفه به آن را علت و معلول می­ نامند. عوامل وراثتی از والدین و چگونگی رشد جنینی، تولد و دوران کودکی و ... را ما انتخاب نکرده­ایم؛ فلذا میزان زیبایی و سلامت هوش، عقل، دین و اخلاق به لحاظ وراثتی و ... در اختیار و انتخاب ما نیستند. اما در مراحل دیگر زندگی ما قدرت انتخاب داشته و قادر به تعیین انتخابها، ارتباطات، افکار و رفتار یعنی تعیین سبک زندگی هستیم. طبق قانون اول نیوتن ما هرقدر به چیزی نیرو وارد کنیم به همان اندازه به ما نیرو وارد می­ شود. انسان هم دائماً با عمل و عکس العمل مواجه است ولی مسئول قدرها و قضاهایی است که با اراده و اختیار خودش وارد می ­کند نه در مورد آنچه که به او منتقل شده ­است. انسان در هر موقعیتی که باشد اگر نهایت تلاش خود را برای رسیدن به مقام امیرالمؤمنین «علیه السلام» کند قطعاً در بهشت هم­ درجه حضرت و با ایشان خواهد بود. در زیارت عاشورا مقام معصومین «علیهم السلام» را در نزد خدا طلب می­ کنیم: اگر با توجه به مختصاتی که در آن هستیم شایسته عمل کنیم به مقام ایشان نائل می ­گردیم: «ان یبلّغنی المقام المحمود لکم عندالله...» اگر یک زن همسر بداخلاقش را تحمل کند همان ثواب تحمل شمر را به او می ­دهند. اگر مردی همسرش را تحمل کند مثل این است که زن لوط و زن نوح «علیهم السلام» را تحمل نموده است. هر کس در هر موقعیتی که قرار دارد تلاش و به تعبیر قرآن «سعی» کند حتماً به مقامهای انبیاء و اولیاء «علیهم السلام» می ­رسد. قضا و قدر الهی همان سیستم عدد و اندازه است. مثلاً ما اندازه­ای را انتخاب می ­کنیم که قضا و نتیجه­ی آن فلج به دنیا آمدن فرزندمان است. اگر زندگی، همسر و فرزند خاصی مورد نظر و انتخابمان است باید قبل از ازدواج و انعقاد نطفه دقت های لازم را کنیم. انسان به محض اینکه گناه را می­پذیرد آثار و عواقب آن هم در پی آن می ­آیند. فرموده­ اند: «انّ ربّک لبالمرصاد» یعنی گریزی از اثر اعمالمان نداریم و هر قدری، قضا و نتیجه ­ی خودش را دارد. امام کاظم «علیه السلام» می فرمایند: «من اغتمّ کان الغمّ اهلاً کسی که اهل غم خوردن است، غم لیاقت اوست.» اگر با غم مواجه می ­شویم باید مثل مهندس بازیافت عمل کنیم که زباله دریافت می­ کند ولی محصول مفید باز می ­گرداند. کارخانه ­ی پتروشیمی از نفت هزاران محصول مهم تولید می­ کند. هنر اسلام همین است که از اضطراب­ها شادی تولید کند. ترن هوایی که افراد با آن تفریح می­ کنند سراسر وحشت و اضطراب است ولی منجر به شادی می ­شود. کسانی هم که صخره نوردی، کوهنوردی و ... انجام می­ دهند و یا کایت سوار می­ شوند بلد هستند که از کار خطرناک و با هیجان لذت و شادی تولید کنند. کسی که می­ خواهد لذت رسیدن به قدرت را بچشد باید خطر را تحمل کند. صبر بر سختیها تولید بهشت می ­کند. خانمی می ­تواند از مادرشوهر جهنمی برای خودش بهشتی آباد بیافریند. هرچیزی دو وجه دارد هم نار و هم نور، بستگی دارد انسان کدام وجه را به سمت خود جلب نماید. اگر انسان مرتکب عملی شود قدری وارد کرده که قضای آن همراهش است. مثلاً کسی که نگاه حرام می ­کند همان زمان، قضا و نتیجه­ اش در نفس او ذخیره گشته و اینطور نیست که خداوند این عمل را در حسابش منظور کرده تا قیامت مجازاتش کند همزمان با عمل، نتیجه ذخیره می ­گردد ولی دنیا ظرفیت ظهور و بروز نتیجه را ندارد. شما یک فلش را در نظر بگیرید که ممکن است کامپیوتری با ظرفیت کم قابلیت گشودن و نمایش دادن اطلاعات فلش را نداشته باشد ولی به محض اینکه داخل کامپیوتری با قابلیت بالا قرار می ­گیرد همه­  اطلاعات رؤیت می ­گردند. گاهی انسان دچار غیبت و تهمت­ های زیادی می­ شود ولی دنیا قادر نیست عکس العمل لازم و درخور او را نشان بدهد. هر چند درمان این بیماری و ضعف به صورت گرفتاری­های مختلف از دنیا آغاز گردد. ولی آخرت این قابلیت را دارد. بنابراین بلاهای مختلف در دنیا در واقع خیر ما هستند زیرا نتیجه­ ی عمل را در دنیا به ما می­ دهند و با عواقب اخروی مواجه نمی گردیم که وسعتش بی­نهایت بیشتر است. البته در صورتی که در دنیا کاملاً پاک نشویم در برزخ ادامه می­ یابد. برزخ ادامه­ ی انتخابها، ارتباطات، افکار و رفتار ماست. نفسِ ما قبر ماست. اگر حسود و بدبین هستیم در فشار به سر می ­بریم که در برزخ به عنوان فشار قبر همراه ماست. در روایت آمده: عُجب و خودپسندی وحشتناک­ترین وحشتها هستند زیرا شخص دائماً اضطراب دارد که به «منِ» او لطمه وارد نشود. این افراد معمولاً دچار زودرنجی و حساسیت می­ شوند و یکسره در فشار روحی به سر می ­برند وقتی هم به برزخ انتقال می­یابند فشار را در مقیاس آخرتی تجربه می­ کنند زیرا برزخ ادامه­ زندگی دردنیاست. بعضی­ها تصور می ­کنند تا مرتکب عملی می­شوند باید نتیجه­ی آن هم بلافاصله ظهور کند. مثلاً می­گویند ما موسیقی گوش می­کنیم، تصاویر ماهواره را می­بینیم و خارج از کشور هم می ­رویم ولی چون بیمار نیستیم تأثیر نمی ­پذیریم! علی «علیه السلام» می ­فرماید: من به زن جوان سلام نمی ­کنم چون برای قلبم مناسب نیست. (البته جواب سلام ایشان را می دادند ولی ابتدائاً سلام نمی­ کردند.) برخی که خودشان را بالاتر از امیرالمؤمنین «علیه السلام» می­ دانند. امام صادق «علیه السلام» می ­فرمایند: «انّ الرّجلَ یذنب الذنب فیحرمُ صلاه اللیل» انسان مرتکب گناه شده پس از نماز شب محروم می ­شود. افراد به حدی بیماری در آنها نفوذ دارد که تصور می ­کنند این حالت عادی است و از سلامتی برخوردارند. همین که انسان بداخلاق و حسود و متکبر و ... است و توفیقات کارهای خیر را ندارد ناشی از گناه است لازم نیست که حتماً فرشته ­ای با گرز آتشین به او هجوم ببرد. کسی که فطرت گراست از اینکه شب او را در بزم اهل آسمان راه ندهند غمگین و افسرده می­ شود چنانچه اگر طبیعت­گرا نتواند به تفریح با رفقایش بپردازد. به طور طبیعی بچه اگر احساس کند که از والدینش دور افتاده دچار حس ناامنی می­ گردد سلامتی انسان هم اقتضاء می ­کند که دور افتادن از خدا و خانواده آسمانی او را مضطر و نگران کند. اگر در دنیا با ایشان رابطه نداشته­ باشیم در آخرت و روز قیامت هرقدر فریاد بزنیم کسی جواب ما را نمی­ دهد و فقط با ظهورات اخلاق و اعمال خودمان به صورت آتش و حیوانات درنده­ ی جهنم مواجه هستیم. «اتَتکَ آیاتُنا فنسیتها و کذالک الیوم تُنسی» کسانی که باطن امور را نمی­ بینند وقتی با خوشگذرانی و لذتهای افراد متمول بی­بند و بار مواجه می­ شوند حسرت می­ خورند چون نمی­ دانند که مثلاً خانمی که باعث جلب توجه نامحرم می­ شود در یک لحظه هزاران زنا را وارد نامه اعمال خودش می­ کند. چنین زنی اگر به فرض، هنرپیشه هم باشد که دیگر فاجعه است. اقدام به هر فعالیتی باید با رعایت مصالح آخرت باشد که اگر نباشد، انسان را ساقط می­ کند. کارگردان شدن خیلی خطرناک است، باید شخص خیلی قوی باشد تا آلوده نگردد. یکی از شاگردان مرحوم میرزا اسماعیل دولابی با خانمی از اولیاء الهی صمیمیتی داشتند. روزی از خانم می­ پرسند میرزا را می­ شناسند؟ خانم پاسخ منفی می­ دهند و ایشان ترتیب ملاقات و آشنایی آن دو نفر را می­ دهند که متوجه احوالپرسی صمیمانه­ ی آنها می­ گردد و به شدت متحیر می­ شود و تعجب خود را بیان می­ کند و آنها می­ گویند: زمانی که در آسمان در میهمانی حضرت زینب «سلام الله علیها» شرکت کرده بودند با هم آشنا شده­ بودند. ما با چند نفر که اهل پرواز با بُردهای بالا هستند آشناییم؟ حدیث مذکور برای آدمهایی است که رابطه با آسمان برایشان مهم است نه کسانی که نماز صبحشان هم قضا می­ شود. بعد حضرت می­ فرمایند: «... و انّ العملِ السِئی اسرع فی صاحبه من السّکین فی الّلحم» و قطعاً عمل بد سریعتر از کارد در گوشت به صاحبش می­ رسد. بعضی­ها ادعا می­ کنند در هر مجلسی شرکت کرده و هر عملی مرتکب می­ شوند ولی نمازشان را خوانده و حرم هم می­ روند ولی باید دید نماز و حرم با چه کیفیتی؟ روز قیامت شخصی که خطا کرده وقتی دوستان و خویشان خود را در مقامات بالا مشاهده می­ کند می­ گوید: «ربّنا! اخواننا کنّا مَعَهُم فبما فضّلتهم عَلَینا؟» پروردگارا! برادران ما با ما بودند برای چه آنها را بر ما فضیلت دادی؟ آیا واقعاً کسی که در مسجد و حرم است با کسی که در میهمانی­های آنچنانی است با هم برابرند؟ یا خانمی که بی­حجاب و آراسته است با خانمی که سختی­ها و گرمای ناشی از حجاب را رعایت می­ کند برابرند؟ هرگز! افراد حسود، بدبین، زودرنج و عصبانی و ... امکان ندارد که با کسانی که اینگونه نیستند یکسان باشند. چه دختران و پسران اروپایی و آمریکایی هستند که روز قیامت، حسرت آنها را خواهیم خورد! ولی ما با این همه امکانات معنوی از قبیل حرم و مسجد و استاد و کتاب و ... خیلی عقب هستیم. باید از کسانی که نق می­زنند امکانات ندارند پرسید پس بسیجی­ها در جبهه بدون امکانات چگونه آن همه افتخارات آفریدند؟ سعی کنیم گاهی با خانواده به مناطق جنگی سفر کنیم تا رمز پرواز یک شبه دستمان بیاید. متأسفانه ما به همین زندگی دنیوی بسنده کرده­ ایم که قدرت رشد و پرواز نداریم؛ «... أرضیتم بالحیوه الدنیا...» خداوند با همان اروپایی و آمریکایی­های موفق با ما احتجاج خواهد کرد. آنها با کمترین غذای فطری به عالیترین درجات رسیده­ اند. طبق روایت مذکور گناه اینگونه است به محض برخورد چاقو با گوشت اثر می­ گذارد. کسانی که فکر می­ کنند خمس و زکات نداده و توفیق هیأت داری و زیارت و ... هم دارند سخت در اشتباه هستند ظهور لقمه­ ی حرام به صورتهای دیگری است. آیه­ ی 24 سوره­ ی توبه مبیّن آن است: «قل إن کان ابائکم و ابنائکم و اخوانکم و ... احبّ الیک من اله و رسوله و جهاد فی سبیله...» یعنی ترجیح معشوقهای زمینی بر معشوقهای آسمانی که به تعبیر قرآن «فسق» محسوب می­ شود. خداوند هیچ نعمتی به بنده نمی­ دهد که از او بگیرد، تا اینکه شخص مرتکب گناه شده و مستحق سلب می­ گردد. اثر گناه، نفرت از مسجد، حسینیه، استاد، کتاب و ... است. امام علی «علیه السلام» می­ فرمایند: «ما زالت نعمه و لا نضاره عیش الا بذنوب اجترحوا» خداوند هیچ نعمت و عیشی را از انسان نمی­ گیرد مگر به سبب گناهانی که مرتکب شده­ اند. «انّ الله لیس بظلاّم للعبید» خداوند قطعاً به بندگانش ظلم نمی­ کند. انسان اگر گرفتار می­شود ناشی از گناهان است. زمانی که دختری در ازدواج با پسری که شایسته نیست و والدین او را منع می­ کنند، پافشاری می­کند عملش مغایر با خواست خدا و خانواده آسمانی است فلذا نتیجه­ اش کتک خوردن و نداشتن آرامش است. پس خودش در حق خودش ظلم کرده است و به ذلت افتاده است. البته گاهی هم از دست دادن نعمت امتحان میزان صدق در ایمان به الله است. خداوند می­ فرماید: «لله ملک السموات و الارض» «له ما فی السموات و الارض...» سپس می­ پرسد که از آنچه که به ما داده حاضریم به خودش قرض بدهیم؟ «مَن ذالذی یقرض الله قرضاً حسناً» متأسفانه بسیاری از افراد تمایل دارند هرکاری که می­ خواهند انجام دهند و هیچ قیدی نداشته باشند و در عین حال با خدا هم رفاقت کنند و خدا را آن قدر دوست ندارند که گناهانشان را کنار بگذارند. برای امام حسین «علیه السلام» عزاداری کرده و سینه می­ زنند ولی سر غذای هیأت با دیگران دعوا می­ کنند. خداوند همیشه از ما می­ خواهد که برای اثبات دوستی مان با او از طبیعتمان هزینه کنیم. گاهی لازم است برای سلامت نفسمان از مدرک تحصیلی، رفیق، سفر خارج از کشور و ... بخاطر خدا بگذریم.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 836
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 215 ، 92/05/31

خانواده آسمانی،جلسه 215 ، 92/05/31

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی یکی دیگر از واژه­ هایی که درباره ­ی گناه است، «جرم» می­ باشد که در ادعیه، بسیار به کار رفته ­است. «جرم» انقطاع از مسیر طبیعی و حق (شایسته) است. اگر انسان هماهنگی با حق را از دست بدهد مرتکب جرم شده ­است. کسی که تخلف می­ کند از مسیر طبیعی در ارتباط با خود و دیگران خارج شده ­است. در واقع یکی از آثار جرم، بیماری در تولد است. شایع­ترین تولد در میان شیعیان تولد بیمار است که آن هم به نسبت شدت، نوع و تعداد بیماری نیاز به رنج درمان دارد، چنانچه جنین هم وقتی بیمار به دنیا می­ آید باید به تناسب سه عامل مذکور مورد مداوا واقع گردد. شایسته است انسان در دنیا اقدام به درمان بیماری­های روحش بنماید تا در مدت زمان کوتاهی به سلامت برسد تا اینکه صدها و هزاران سال در جهنم به سلامتی نایل آید. «جرم»؛ انقطاع عن الحق است. کسی که مرتکب جرم می ­شود باید به زندان رفته و حبس و جریمه را تحمل کند سپس به موقعیت عادی باز گردد. واژه دیگر گناه «خطا» است که از آن به خطیئه نیز یاد می ­شود. «... و اغفرلی خطیئتی» خطا به معنای نادرست است. گاهی انسان مرتکب گناهی می­ شود که اساساً نمی­دانسته گناه است؛ فلذا لازم است انسان واجباتش را بیاموزد تا دچار خطا نشود که اگر کوتاهی کند مقصر است. خطاها در عبادت، اخلاق و معاملات و .... صورت پذیرفته و ایجاد اشکال می­کند. مثلاً بعضی­ها شیربها گرفته و نمی­دانستند حرام است. در بسیاری از آداب و رسوم خطاهای زیادی وجود دارند. اسلام آداب و رسوم و فرهنگها را تا جایی می ­پذیرد که با حق سازگارند. مثلاً «نوروز» جزء آداب اسلامی نیست ولی اسلام این فرهنگ و سنت را پذیرفته ­است. روز طبیعت که مردم از شهر خارج می شوند کار پسندیده­ای است ولی گره زدن سبزه امری خرافی است. بعضی آداب و رسوم در امور متداول زندگی، چیزهایی دارند که دین آنها را تأیید نمی­ کند. واژه­ هایی که تاکنون بیان کردیم شامل: اِثم، خطا، فساد، جرم، ذنب، وزر و ... می باشد که همه ­ی آنها در بدی و زشتی مشترک هستند. «فساد» یعنی از دست دادن و اختلال در وضعیت عادی و طبیعی. ما باید فساد و صلاح را از هم تشخیص بدهیم. گاهی در فامیل و خانواده روابط خوبی حاکم است. کسی که این وضع را بر هم زند در واقع فساد ایجاد کرده ­است. هیچ کدام از ما از چنین امتحاناتی در امان نیستیم و همه دچار خواهیم شد. فرض کنید در خانواده ای شرایط ازدواج برای دختر و پسر کوچکتر فراهم می­ شود، خواهر و برادر بزرگتر آنقدر اختلاف انگیزی می­ کند تا قضیه به هم بخورد این از مصادیق فساد است. در بعضی جاها وحدت حاکم است و کسی حسادت کرده و اختلاف ایجاد می­ کند و اتحاد آنها را بر هم می ­زند. کسانی که با ترویج فیلمها و عکسهای آلوده و بی حجابی باعث بالارفتن سن ازدواج می­شوند فساد را گسترش داده ­اند. لفظ دیگر «قبیح» است که به صورت جمع نیز (قبائح) استفاده می­ شود که مقابل تناسب و زیبایی است، که در چندجا اتفاق می ­افتد از جمله ظاهر که از قبیل نوع لباس و نحوه ­ی صحبت کردن با والدین و ... برخورد بی­ادبانه با استاد و دیگران هم از جمله مصادیق قبیح است. به هر حال گناه آثار تخریبی بی­شماری به همراه دارد. یکی از زیباترین حدیث­ها درباره ­ی آثار گناه، این حدیث است: «اذا اذنب الرّجل خرج فی قلبه نکته سوداء فان تاب انمحت، و ان زاد زادت حتّی تغلب علی قلبه فلا یفلح بعدها ابداً» کسی که گناه می ­کند لکه سیاهی بر قلبش می ­افتد که اگر توبه کند محو می­ شود و اگر زیاد شد (ادامه داد) لکه سیاه هم بیشتر می ­شود تا اینکه بر قلبش غالب می­ شود (قلبش را فرا می­ گیرد). و این شخص هرگز رستگار نمی ­شود. کسی که روی صراط قرار گرفته، زمین خورده یا از صراط آویزان می ­گردد، امکان بازگشت دارد ولی اگر کسی سقوط کند و ضمناً وزنه ­ی سنگین گناه هم روی دوش او باشد، توان بازگشت روی صراط را ندارد. دلیل اینکه حضرت فرموده ­اند: بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی ­شود، این است که وزنه ­ی سنگین دائماً روی دوش او بوده و اجازه ­ی برخاستن و قرار گرفتن روی صراط برای او وجود ندارد. «خُلق بد» ملکه ­ی بداخلاق شده و بر او فرمانروایی و سلطنت می­ کند. خلق بد در هر زمینه ­ای اعم از خوردن و سخن گفتن و خیال و ... است. بعضی­ها به خدا و روزگار و دیگران بدبین هستند و ذهنشان آلوده و درگیر است و دائماً افکارشان منفی است. برخی بخیل هستند و هزینه کردن برای خود و خانواده برایشان سنگین است. خودشیفتگی هم از دیگر مصادیق خیال آلوده است. اینطور است که مؤمن هم آلوده به گناه می­ شود؛ قرآن این نکته را تأیید کرده است. به هر حال حدیث مذکور تدریجی بودن آلوده شدن به گناه را بیان می ­کند تا جایی که کار از کار می ­گذرد. خداوند در قرآن کریم سوره بقره آیه 81 می­ فرمایند: «... و من احاطت به خطیئتهُ فاولئک اصحاب النّار هم فیها خالدون» کسانیکه گناه کسب کنند و آثار گناه سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند بود. امیرالمؤمنین «علیه السلام» می ­فرمایند: «ما جفّت الدّموع الا لقسوه القلوب و ما قست القلوب الا لکثره الذنوب» اشک خشک نمی ­شود مگر به سبب سختی قلبها و قلبها سخت نمی ­شود مگر به دلیل کثرت گناهان. اساتید عرفان درباره­ی دل به «لطیفه» یاد می­ کنند. باید لطافت دل را حفظ کرد به همین دلیل خواندن سوره ­ی یوسف «علیه السلام» برای خانمها کراهت داشته ولی قرائت سوره ­ی نور استحباب دارد. توصیه می ­شود معمولاً در نشریات صفحه­ ی حوادث خوانده نشود زیرا قساوت آور است. رفتن خانمها به تشییع و تدفین جنازه کراهت دارد زیرا با لطافت روحیه­ ی او سازگار نیست. بعضی شغلها هم قلب را قسی می­ کنند لذا مکروه محسوب می­ گردند. کسانی که ناگزیرند چنین مشاغلی داشته ­باشند باید سعی کنند ذکر و نماز بیشتری داشته و از چیزهایی مانند عطر بیشتر استفاده کنند تا مبادا دچار قساوت گردند. گاهی یک رشته ­ی تحصیلی با روحیه­ی انسان سازگاری نداشته و صرف اینکه در دانشگاه پذیرفته شده و قصد طی مدارج عالی دارند به آن می ­پردازند. بعضی اوقات اشتغال به امور نابجا قساوت آورده و گاهی هم گناه تولید قساوت می­ کند. «ما من شی اَفسَدُ للقلب من خطیئه» هیچ چیزی برای قلب فاسدکننده­ تر از گناه نیست. وقتی فساد متوجه قلب شود، قلب فعالیت طبیعی خودش را انجام نمی­ دهد. به طور طبیعی انسان باید عاشق بی­نهایت باشد و از خانواده آسمانی و ملکوت لذت ببرد و طبق «لا اله الا الله» از «الله» لذت ببرد اگر غیر از این باشد مثل این است که کسی میلیارد را بر میلیون یعنی بی­نهایت را به محدود ترجیح دهد و این عادی نیست. قلبی که نتواند خودش را وقف امام زمانش کند طبیعی عمل نمی­ کند. چنین قلبی برای جهاد نیاز به تحریک و هل دادن دارد و دچار فساد شده­ است. کسی که از مطالعه­ ی دینی و خانواده آسمانی و الله و اسمائش لذت نمی ­برد قلبش فاسد است و ممکن است ریشه ­ی علمی و عملی داشته باشد: «... و ما قست قلوب الا لکثره الذنوب» انسانی که از سلامت برخوردار است هر کاری که بچه ­اش انجام دهد اعم از گریه، سر و صدا، شیطنت و ... ناراحت نمی­ شود. بعضی­ها وقتی بچه شیطنت و شلوغ کاری می ­کند به او اعتراض می ­کنند که بنشیند ولی همین افراد اگر بچه ­شان فلج شود حاضرند برای سلامتی ­اش میلیاردها تومان خرج کنند. نفسی که سالم است باید از صدای آب و عطر گل لذت ببرد در غیر اینصورت قساوت آن را فرا گرفته است. در روایت آمده دورترین قلب، قلب قسی است. رنگها هم از جمله مصادیق زیبایی و لطافت است. باید از روابط زیبای بین همسران، فرزندان و والدین لذت ببریم حتی اگر خودمان محروم ­باشیم. قرآن درباره­ی قلب قسی می­ فرماید: «... لهم قلوب لا یفقهون بها...» یعنی دل بی­شعور عمل می ­کند جایی که باید غصه بخورد، شاد شده و آنجا که باید لذت ببرد برعکس عمل می­ کند. حضرت عیسی «علیه السلام» رفتارهایی را به نمایش گذاشته که حکایت از توجه به وجه زیبای امور دارد که ازجمله مواجه شدن با جسد سگی بوده که همه از تعفن او مشمئز بودند ولی ایشان از دندانهای سفید سگ به خوبی یاد می­ کردند. یا اینکه زمانی به منزل زنی بدنام رفته بودند وقتی که از آن جا خارج می ­شدند در پاسخ نگاه اعتراض آمیز دیگران فرمودند: گاهی لازم است طبیب به منزل بیمارش برود. بعضی­ها می­ توانند از هزاران نقطه­ ی قوت و زیبای زندگی خود لذت ببرند ولی دست روی ضعفها گذاشته و غصه می خورند. اینها ناشی از خشونت است. قساوت قلب اجازه نمی ­دهد والدین از فرزند، یا فرزند از والدین لذت ببرند. کسی که گناهان دیگران را دیده ولی گناهان خودش را نمی ­بیند خشن است، معمولاً اینها قدرت حسن همجواری و معاشرت ندارند. انسان باید بتواند با لبخند با دیگران برخورد کند. نباید دائماً در حال ایراد گرفتن از دیگران ولو شرعی باشیم. کسی که از قرآن، نماز، ذکر، حرم، خانواده آسمانی و به ­طور کلی از ملکوت لذت نمی­برد قسی القلب است. «عِقاب» معنایش این نیست که خداوند در صورتی که دستوراتش را عمل نکنیم ما را جهنمی می ­کند بلکه اثری که نفس می ­پذیرد نتیجه ­اش عذاب است. درباره ­ی قساوت قلب باید گفت: یک سلسله اعمال روی قلب اثری به جا می ­گذارند که قساوت محسوب می ­گردد. مانند اینکه یک گروه از خوراکی­ها باعث آسیب رساندن به معده می ­شوند بنابراین نباید از آنها استفاده کرد ولی بعضی­ها اثر مثبت دارند و لازم است از آنها استفاده کرد مانند عدس، علاوه بر آثار مثبت روی بدن، باعث نرم شدن دل و افزایش اشک می ­شود. اینها مکانیسمی در تأثیرگذاری دارند که در جلسه­ ی بعد بررسی می­گردد.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 835
زمان انتشار: 4 نوامبر 2014
| |
خانواده آسمانی،جلسه 214 ، 92/05/17

خانواده آسمانی،جلسه 214 ، 92/05/17

از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی در زبان فارسی در زمینه­ ی نافرمانی حق تعالی، فقط واژه «گناه» استعمال می­ شود. اما در قرآن و ادبیات عرب کلمات متنوعی در این زمینه وجود دارد. از جمله: معصیت، جرم و خطا و ... یکی از دلایلی که به تصریح قرآن، این کتاب آسمانی به زبان عربی نازل شده است همین تنوع است که مثلاً برای حالتهای مختلف انسان، با دقت و ظرافت، کلمات ویژه وجود دارد در صورتی که در فارسی چنین وضعیتی وجود ندارد. برای کلمه ­ای مانند دل در فارسی همین واژه را داریم ولی در عربی برای مراحل مختلف دل واژه­ای خاص وضع گردیده است: «سرّ، خفی، اخفی، نفس و قلب و ...» چون گناه در روان انسان ریشه دارد، لذا بسته به حالتهای مختلف انسان تعابیر مختلفی دارد که در فارسی اینطور نیست. انسان از طریق این واژه ­ها می­ تواند خودش را بررسی، فلذا شناسایی نماید. درباره­ی اثم توضیحاتی دادیم و عرض کردیم به معنای کُندی و مسامحه­ در عمل است که اگر گریبانگیر کسی شود فاجعه آفرین است. جنین اگر در مدت زمان حیات رحمی­اش که فرصت محدودی است دچار کندی گردد و یا یکی دو هفته متوقف شود امکان تهیه ­ی بعضی از اعضاء یا اندامها را نداشته و با مشکل متولد می ­شود. انسان قبل از اینکه صاحب فرزند شود در چگونگی شخصیت فرزندش دخالت داشته و نسبت به فرزندش در آینده حس مسئولیت دارد تا آنجا که اگر در آستانه­ ی ازدواج قرار گرفته و به شخصی هم علاقمند شده­ باشد ولی آزمایشات ژنتیکی، حکایت از نقص و کمبودی در فرزند آینده ­اش داشته باشد از عشقش صرف­نظر می ­کند. در بین پنج ویژگی، عقل، هوش، سلامت و زیبایی، اخلاق و دین که از والدین به فرزند منتقل می­ شود، آن مواردی که اگر ضعیف باشند، فرزند در قیامت والدین را مؤاخذه می ­کند عقل، دین و اخلاق می ­باشند. ممکن است در سلامت و زیبایی و هوش هم فرزند بهره ی کمی داشته­ باشد ولی اهمیت سه مورد مذکور در سرنوشت فرزند مؤثرتر است. «یوم یفرّ المرءُ من اخیه و امّه و ابیهِ و صاحبتِهِ و بنیهِ ...» فرزند، والدین را به خاطر عملکرد ضعیفشان مؤاخذه کرده و عدم آمادگی ایشان برای فرزنددار شدن را خیانت در حق خودش می­ داند. ما در برزخ نیاز به بدن کاملاً سالم، از نوع برزخی داشته و همچنین روح سالم و یا همان قلب سلیم را نیاز داریم. بدن برزخی ما همان بدنی است که در عالم خواب قابل رؤیت است و گاهی ممکن است آن را به شکل­های نامناسبی، هم درباره­ ی خودمان و هم در مورد دیگران ببینیم. زندگی نامناسب در دنیا صورت بدن برزخی ما را از شکل انسانی خارج می ­کند. خداوند حق الله را درباره­ ی شهید با آن مقامی که دارد، می ­آمرزد؛ ولی «حق الناس»هایی که بر ذمّه دارد باقی مانده و شکل او را تغییر می ­دهند. ممکن است کسی به کارهای خیر بپردازد ولی از آنجا که با اِثم همراه است کندی و یا توقف در حرکت ایجاد کرده فلذا در شکل­گیری نفسش تأثیرگذار است. به پیامبر «صلی الله علیه و آله» عرض کردند: فلان خانم بسیار پرهیزگار و اهل عبادت است ولی زبانش با همسایگانش کمی تند است. حضرت فرمودند: هیچ خیری در او نیست و اهل جهنم است. به همین دلیل امام علی «علیه السلام» می­ فرماید: «اجتناب السیّئات اولی من اکتساب الحسنات» پرهیز و دوری از بدی­ها (گناهان) اولویت بر کسب حسنات دارد. البته کسی که در ابتدای مسیر است ممکن است بعضی رفتارهایش خارج از اراده­اش باشد ولی تدریجاً باید بتواند توانایی کنترل بر رفتارش را بدست آورد. حتی انسان قادر است بر ویژگی­های ژنتیکی غالب شود. وضع انسان از حیوانات درنده که ذاتاً خوی درندگی دارد بدتر نیست؛ آنها قابل تربیت هستند چگونه ممکن است انسان تربیت­ پذیر نباشد؟! تنبلی­ها و بی­ حوصلگی ­ها اجازه نمی ­دهند انسان به خودسازی اقدام نماید. برای خدا و اهل بیت «علیهم السلام» گناه نکردن ما مهمتر است زیرا ما روح الهی داریم و کافی است که آن را به گناه آلوده نکنیم. اینکه می فرمایند: «النظافه نصف الایمان» اشاره­ به آلوده نکردن روح دارد. کسی که بنای عمل ندارد عباداتش شهوت شخصی است و صرفاً هیأت­ باز، مسجدباز و جمکران ­باز و ... است و فایده­ای به حالش ندارد. بنابراین خداوند در قرآن کریم اینگونه می­ فرماید: «ما ظهر منها و ما بطن و الاثم...» اثم را واگذارید چه ظاهری و چه باطنی... کسی که ماهواره در منزل دارد امکان ندارد به گناه نیفتد. اگر فکر می­ کنید ورود در اینترنت باعث گناهتان می­ شود حقِ ورود ندارید. واژه­ ی دیگری که درباره ­ی گناه در زبان عربی و لسان قرآن استعمال می­ شود «ذنب» است به معنای تبعیت و به دنبال داشتن؛ «نحن نَکتُبُ ما قدّموا و آثارهم...» ما آنچه را انجام داده ­اند و همچنین آثارش را، می ­نویسیم... بعضی گناهکاران از جمله زن های آوازه­ خوان که موفق به توبه می ­شوند بعد از مرگ دائماً به خواب آمده و اصرار دارند آثارشان از جمله فیلمها و عکسهایشان جمع ­آوری شود. در روایتی از امام صادق «علیه السلام» آمده «اتّقوا محقّرات من الذّنوب، فانّ لها طالباً...» از گناهان کوچک بپرهیزید که طلب (مؤاخذه) می­ شوند. به هیچ وجه کسی نگوید گناه کنید و بعد طلب مغفرت نمایید. کسی که دچار قند و چربی بالا در خونش است که نمی ­تواند سر خودش را کلاه بگذارد و مخفیانه و کم کم شیرینی و چربی مصرف کند زیرا آنها اثرشان را در بدن می­ گذارند. گناهان هم همینطور اثر خودشان را دارند. جنین هم هر آنچه که به او رسیده دریافت کرده و اثرش را در خود نگاه می ­دارد. بعضی­ها در دنیا قبل از مرگشان این آثار را پاک می­ کنند ولی برخی تا برزخ و بعضی دیگر تا قیامت با خودشان می ­کشانند. بعضی کارها کفاره ­ی گناه یعنی پوشاننده­ ی آن هستند ولی آن را از بین نمی ­برند. مانند پاک کردن اطلاعات کامپیوتر، ولی در عین حال مطالب باقی می ­مانند و هنگام ریکاوری باز می­ گردند. بنابراین کسی که گناه نکرده با کسی که مرتکب شده و توبه کرده یکسان نیستند. فرق بین گناه نکردن و گناه کردن و توبه نمودن مانند لباس کاملاً نو، با لباس شسته شده و اتو کشیده، است. ممکن است شخصی جدّاً توبه کرده باشد ولی همواره در معرض بازگشت به گناهان است زیرا زمینه ­های گناه در وجودش باقی است. اگر کسی که توبه کرده قدری بی ­دقتی کرده و ضعیف عمل کند تمام ویژگی­هایی که از آنها توبه کرده و مهارشان نموده، ظهور و بروز می­ نمایند. امام صادق «علیه السلام» می­ فرمایند: «اتّقوا محقّرات من الذّنوب فانّها لاتغفر» از گناهان کوچک بپرهیزید که بخشیده نمی­ شوند. از حضرت سوال کردند که آنها چه هستند؟ فرمودند: «الرّجلُ یُذنِبُ الذنب فیقول طوبی لو لمن لم یکن لی غیرُ ذلک» اینکه انسان مرتکب گناه شده پس بگوید که خوشا به حال من که غیر از این گناهی ندارم. دلیلش هم این است که تکرار گناه کوچک منجر به جرأت در گناهان بزرگ می­ شود. امام کاظم «علیه السلام» می ­فرمایند: «لا تستقلّوا قلیل الذنوب فانّ قلیل الذنوب یجتمع حتی یکون کثیراً» گناهان کوچک را کم نشمارید زیرا همان گناهان کوچک هستند که جمع شده و زیاد می شوند. گاهی زخم کوچکی که اصلاً به حساب نمی­آید دچار عفونت شده و انسان را هلاک می ­کند. امام رضا «علیه السلام» فرموده ­اند: «الصّغائر من الذنوب طرق الی الکبائر» گناهان صغیره راهی به سوی کبائر هستند. «... و من لم یخفِ الله فی القلیل لم یخَفُه فی الکثیر» و کسی که در گناهان کوچک از خدا نترسد در (گناه) زیاد هم نمی ­ترسد. قرآن درباره­ی زنا می ­فرماید: «لا تقربوا الزّنا...» نزدیک زنا نشوید. نفرموده زنا نکنید، منظور خداوند این است که در شرایط و موقعیتهایی قرار نگیرید که زمینه­ ی بی­ حیایی و ارتکاب به زنا فراهم می­ گردد. بنابراین پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله» می ­فرمایند: «انّ ابلیس رضی منکم بالمحقّرات» قطعاً شیطان به گناهان کوچک شما راضی است. گناهان کوچک در واقع سد را می ­شکنند و حیا را زائل می ­کنند. این توصیه­ ها فقط درباره­ی فحشاهای ظاهری نیست بلکه فحشاهای باطنی را نیز در بر می­ گیرد. باید مانع ایجاد هرگونه زمینه­ ای برای بداخلاقی و حسادت و تکبر و ... در وجودمان شویم. واژه دیگر درباره ی گناه، «سیّئه» است که مقابل حسنه قرار می گیرد و به معنای زشت می ­باشد و وجه تسمیه آن به لحاظ زشت کردن باطن است. پیامبر «صلی الله علیه و اله وسلم» می ­فرمایند: امت من در قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور می ­شوند. البته بسیاری از حیوانات به بهشت می ­روند و شأن آنها بالاتر از انسانهایی است که حیوان محشور می­ گردند، زیرا بسیاری از آنها اخلاق را بهتر از انسان مراعات کرده ­اند و ضمناً آنها عبادتشان و حتی نمازهایشان را بجا آورده ­اند؛ «کُلّ قد علم صلوته و تسبیحه...» مانند مولکولهای آب که در بررسی­های مختلف ثابت شده مقابل صداهای مختلف واکنش­های متفاوت نشان داده و در مقابل صوت قرآن و نام الله به زیباترین حالت ممکن در می ­آید. چه بسا کسانی که میل به ساده­ ترین عبادت (که نماز و روزه است) نداشته و منتظر اندک بهانه­ای است که از زیر بار آنها شانه خالی کند. چه حسرتی دارد که انسان شاهد بهشت رفتن حیوانات باشد و خودش جهنم برود. سنگ از شنیدن نام خدا تأثیر پذیرفته و می­شکافد و فرو می­ریزد ولی دل بعضی­ها کمترین انعطافی نشان نمی­دهد. بنابراین سیئه درون انسان را نازیبا و درنده می کند. ویژگی دیگر سیئه این است که ارتکاب، توأم با آگاهی صورت می­گیرد. کلمه­ی دیگر «وزر» به معنای سنگینی و بار بر دوش انسان می­باشد و معنای آن به اثم نزدیک است زیرا سنگینی، کندی به همراه دارد. پیرزن نورانی را می­شناختم که بسیار به حرام و حلال اعتقاد داشت و ضمناً اهل عمل بود و خیلی از حرام اجتناب می­کرد. ایشان همسری داشت که به شدت به او آزار می ­رسانید وقتی از دنیا رفت، پیرزن او را در خواب دید که بار سنگینی به دوش داشته و مسیر سر بالایی را به سختی طی می ­کند از او می ­پرسد: این بارها چه هستند؟ می­ گوید: اذیتهایی است که درباره ­ی تو مرتکب شده ­ام. پیامبر «صلی الله علیه و اله وسلم» فرمودند: گناهانتان شما را سنگین می ­کند؛ با سجده سنگینی و آتشهای پشتتان را از بین ببرید. سجده به خصوص اگر طولانی باشد خیلی در سبک کردن انسان تأثیر دارد. «وزر» انسان را بارکش می ­کند. برزخ فراز و نشیبهای خطرناک و وحشت آفرین دارد و مسیری است که انسان باید طی کند چنانچه که مسیر دنیا را پیموده است. دره ­هایی پر از موجودات وحشی و خطرناک و گزنده دارد و خطرات فراوانی در آنجا انسان را تهدید می ­کند. لذا زخمهایی که انسان به دیگران وارد می­ کند و یا آسیبهایی که از دیگران می­بیند عکس العمل خیلی بدی در آنجا دارد. در دعاهای ماه مبارک رمضان داریم: «سبحان الذی یعلم جوارح القلوب...» منزه است آنکه زخمهای قلبها را می ­داند. منظور زخمهایی است که از رفتار دیگران بر قلب انسان وارد می­ شود و نیز زخمهایی که انسان بر قلوب دیگران وارد می­­ سازد. بروز این زخمها در برزخ خیلی دردناک است. در برزخ انسان با بدن زخم آلود و بار سنگین گناهان با انواع خطرات آنجا مواجه می ­گردد. کسی که در آخرت خوک متولد می­ گردد یعنی در دنیا غیرت نداشته و کسی که به صورت سگ است بداخلاق بوده ­است. بعضی­ها نیز ترکیبی از چند حیوان به برزخ متولد می ­گردند. واژه دیگر «معصیت» است که درباره ­ی گناه استعمال شده ­است. در فرهنگ دعا ما با «غافر الذنوب» مواجه هستیم ولی غافر معاصی نداریم و درباره­ی اِثم هم غافر به کار نمی­رود. معصیت درباره ­ی جایی است که فرمانی از حق تعالی رسیده و شخص عصیان و نافرمانی می ­کند. مثلاً نماز نخوانده، روزه نمی­ گیرد و حجاب را رعایت نمی­ کند. عدم رعایت حقوق دیگران از جمله حقوق همسر هم نافرمانی محسوب می­ گردد. پیامبر «صلی الله علیه و آله وسلم» فرمودند: خیلی از خانمهای مسلمان، کافرند. یعنی نسبت به حقوق شوهر کافر می­­باشند و حاضر به انجام وظیفه در قبال همسرانشان نیستند. سرکشی، تندی و تیزی نافرمانی محسوب می ­شود. مرد هم گاهی نسبت به حق زن کافر است یعنی پوشاننده­ ی حق اوست. حق والدین هم بسیار مهم است و به تصریح قرآن کریم حتی اگر ظالم باشند باید حقشان مراعات گردد. معلم هم چنین جایگاهی دارد و دلخوری از او مجوز بی­احترامی نیست. اما بخش حیوانی و طبیعت است که زیر بار این محدودیت نمی­رود. خانمی که استاد دانشگاه بود ولی عملکردهای دینی­ اش اشکال داشت در پاسخ اعتراض می­ گفت: من عمداً احکام را نمی ­آموزم تا مسئول نباشم. در صورتی که هر جهلی پذیرفته نیست. فقط کسانی که جاهل قاصر هستند عذر دارند نه جاهلان مقصر که در آموختن کوتاهی می­کنند. عالم بی­عمل در قیامت یکبار عذاب می­شود زیرا وظیفه ­ی یادگیری را انجام داده ولی عمل نکرده است ولی جاهل دو گناه کرده فلذا دوبار عذاب می ­گردد. (... للجاهل ذنبان) معصیت یعنی مقاومت در مقابل «الله» و خانواده آسمانی. واژه ­ی دیگر «حوب» است. به معنای نفرت ­آور است. جرم، خطا، فساد و قبیح از دیگر کلمات هستند که جلسه­ ی دیگر به آنها خواهیم پرداخت.   والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed